جلسه 169 - معرفت نفس
شماره جلسه
169
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 169 - معرفت نفس

فرمایشات مقام معظم رهبری پیرامون عوام و خواص جلسه چهارم

در ادامه توضیحات و فرمایشات مقام معظم رهبری بودیم. ایشان بعد از فرمایشاتی که در مورد ضرورت وجود نگهبان های امنیتی در کشور ووجود چشم های تیزبینی که بتوانیم تا عمق حرکتهای جامعه را ببیند و همچنین وجود افراد صاحب فکر که کارها را هدایت بکنند و وجود لزوم تشکیل یک دژ نفوذناپذیر در مورد خود کشور ایران فرمایشاتی دارند و ایران را به عنوان کانون جهاد و ایثار و ارزش ها معرفی می کنند. ایشان یک تفسیم بندی دارند. حالا در متن روزنامه که پیدا کرده نیست. اما در اصل سخنرانی که من توجه کردم این بود که ایشان جهاد را چند نوع معرفی می کنند و به جهاد نظامی، جهاد سازندگی در کشور، جهاد فرهنگی و جهادهای دیگر تقسیم می کنند و می فرماید که الان در کشور ما همه این انواع و اقسام جهاد وجود دارد. می فرمایند ایران کشور جهاد فی سبیل الله است و در راس کشور عناصر مومن مجاهد و آگاه و صمیمی قرار دارد و شخصیتی مبارز و مجاهدی مانند آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور این کشور است که تمامی عمر خود را در جهاد گذرانده و اکنون نیز شب و روز در جهاد فس سبیل الله قرار دارد و خدا را شکر می کنیم که مسئولان کشور، علمای اعلام، نیروهای مسلح از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با سوابق درخشان و نیز گویندگان و مبلغین و بخشهای دانشگاهی و همه در مسیر خدمت به انقلاب اسلام و ارزش ها حرکت می کنند. خوب داشتن این دید خیلی مهم است که انسان کشورش را که می خواهد ارحجیت بکند چون ما وقتی می خواهیم ارجح بکنیم گاهی و تنها این برای بچه حزب الاهی ها پیش می آید که وجود یک صحنه های بد، زشت و غیرمذهبی ضد ارزش اینها باعث غلبه روحیه ضعف و ناامیدی می شود. حالا بگوییم که ما هر چقدر هم رشد و پیشرفت بکنیم در سظح دنیا این جوری است. انسان وقتی به جنگ می رود، در جنگ آسیب هم خواهد دید، فشارهایی هم خواهد دید. ما چیزهایی مثل شبیخون فرهنگی، مشکلات داخی فرهنگی یا حتی مشکلات اقتصادی، حتی مشکلات سیاسی هم خواهیم داشت. روز به روز هم که جلو برویم این مشکلات بیشتر خواهد شد. حالا ما ممکن است یک مقداری برویم به سمت توسعه اقتصادی و مقداری از این جهت رشد پیدا کنیم . اما باید همیشه خودمان را برای خطر و وجود آسیب ها و حتی بعضی از شکست ها و نظاره کردن بعضی از صحنهها که نمی خواهیم با ارزش های ما سازگاری ندارد. آماده بکنیم. زیاد اتفاق میافتد که افرادی که با چند تا از این صحنهها آشنا میشوند. بخاطر اینکه ذهنشان خیلی کل نگریست. نمی توانند زیاد عمق جامعه را ببینند یا عمق نگر نیست. زود ناامید می شوند، زود خسته میشوند، زود مایوس میشوند، بدبین میشوند. انسان هم این طوری است. یعنی انسان وقتی یک فردی این طوری است نمیتوانید تحویلش بدهید. به جامعه که وقتی ناامیدی ها را می بیند، فسادها را میبیند، مشکلات رامی بیند، دیگر این سایه می اندازد به روی بسیاری از پیشرفتها، خوبی ها، کمالات اینها را نمی تواند. حالا اصلا داشتن یک ارزیبابی عمومی از وضع کشور یک ارجحیت کلی برای هر کس ضروری است. برای هر کس. من خودم یاد ندارم که هیچ موقع مقام معظم رهبری و حضرت امام (سلام اله علیه) وقتی ارزیابی کردند جامعه را امر ناامیده کننده ای را بیان کردن باشند. یعنی همیشه رو به پیشرفت رو به خوبی، رو به کمالات توصیه کردند. البته به این خوبی نیست عرض کردم که آفت ها خطرات، آفت های بسیار خطرناک وجود ندارد. نه به این صورت نیست. هست. ولی مجموعاً روند روبه رو رشد مثبت است. ایشان خود کشور را کارهایی که همه دارند انجام می دهند می فرمایند. کشور جهاد فی سبیل الله جهاد به همان معنای تقسیمبندی که خدمتتان عرض کردم. با تقسیمات فرهنگی، نظامی، اقتصادی، سیاسی و کسانی که در رابط کشور هستند ایشان آنها را مومن عناصری مجاهد وآگاه و صمیمی میداند این یک نکته است. مسئولان کشور وعلما، یعنی کلیت روحانیت با جزئیت و استثنای روحانیت کاری نداریم. ولی عموم روحانیت را تقریباً و دانشگاهها را اینطور مثبت ارزیابی میکنند این نکته است. یک نکته هم در مورد خود شخصیت ریئس جمهور است که ایشان را فرمودند که از اول تمامی عمر خود را در جهاد گذارند کسانی که در زندگی ایشان با سوابق از دوران طلبگی در قم آشنایی دارند که می دانند که ایشان از اول در صحنه های مبارزه و جهاد بود علیه رژیم پهلوی و بعد هم جنگ و جاهای دیگر الان هم ایشان را شخصیتی مجاهد فی سبیل الله بطور شابه روزی معرفی میکند که شابنه روز در حال جهاد فی سبیل الله است. عرض کنم که این به طور طبیعی این طور است که معمولا کسی را که یکجا رییس می شود و می رود مسئولیت قبول می کند همیشه این طور است بطور عمومی این مسئله است که معظی را که یکجا اتفاق می افتد به خود سیستم نسبت نمیدهند اگر به سیستم نسبت بدهند منظورشان سیستمی است که نسبت می دهند به مدیر و آنجا یعنی معمولاً عیب ها را به که اختصاص می دهند به رئیس آن سازمان به رئیس آن نظام نسبت می دهند که مثلاً این رئیس اینطور است این دولت اینطور است. وضع این طور است تا این همیشه این طور است. می گوید نقش دشمنان نقش شایعه ها، نقش دروغ ها اینها را نباید دور داشت. ما یادمان نرفته که در اوایل انقلاب چقدر ترور شخصیت زیاد بود . شخصیت مان شهید بهشتی، یک شخصیتی است که در دنیا این شخصیت شناخته شده است. شخصیتی که در میان مسئولین مملکت شناخته شده است. اما می شناسد. ارتباط دارد. بعد یک شخصیتی هم است که روی پر نفوذترین دستگاه مملکت یعنی دیوان عالی کشور، حکومت دارد و حاکم است و رئیس دیوان عالی کشور است. حالا شما ببینید که ترور شخصیت به قدری زیاد است که یک همچنان شخصیتی در میان بچه حزب الاهی ها مظلوم بود. خود به چه حزب الاهی ها در موردش چه حرف ها می زند. من با خیلی از بچه حزب الاهی ها درگیر بودم راجع به همین شخصیت عزیز حتی خانواده های شهدا چقدر ما در گیر بودیم. ایشان بود آقای هاشمی بود. مثل ایشان. و مقام معظم رهبری در موردشان می گفتند این سه نفر را توی خط مقدم تیرها بودند به طرف اینها شلیک می شد یک سره بیش از همه مرحوم بهشتی (ره) یک موقع من یادم است که با آقای غیوری من صحبت می کردن ایشان فرمود که آقای هاشمی چند روز پیش خانه ما بود به من گفت که به والله قسم فشاری که الان از جهت این حرف ها روی اعصاب ما می آید از زمانن ساواک و شکنجه های آن رژیم بدتراست برای ما. این فشاری که الان میآید و حرفهایی که میزنند و مسائلی که ایجاد میکنند خیلی بیشتر است. بهر حال این طوری است. این کشوری که این مشکلات را دارد بهر حال جنگ شده هزار میلیارد خسارت وارد شده، هزار میلیارد کم نیست. هیچ وضعیت درستی نداشت که بعد هم جنگ را به آن تحمیل کردند و خراب بود و خراب تر شد. حالا یک کشوری که کسی آمده و می خواهد این وضعیت را درست کند قطعاً مورد انواع اقسام تهاجمات و مشکلات اینها قرار خواهد گرفت و انصافاً هم که اگر کسی یک دیده منصانه داشته باشد و مطالعه بکند و ببیند که مجموع کاری که ریئس جمهور محترم کردند در این دو تا برنامه پنج ساله این آبادانی که در ایران انجام شد پایهریزی اقتصادی و فرهنگی که در ایران شد. واقعاً یک معجزه است که کار بیار عالی است. این را من می گویم شاید شما عمقش را درک نکنید ولی وقتی سرو کارتان با مخالفین بیفتد. من در خارج شاید بیش از ده بار تحت داشتم با کسانی که به دیده انتقاد نگاه میکردند به سیاست های ایران و آنچه که باعث شد که ما پیروز از این بحث ها بیرون بیاییم کارهایی بود که در نظام شده بود یعنی ما ارزش این کارها که انجام شده بیشتر آن طرف می توانیم ارزیابی کنیم تا در داخل. نکته دیگری که است کل نگری که خیلی ها ندارد اصلا این کلی نگری را یعنی کی ارزشیابی کلی این مشکلی مهمی است که در متاسفانه خیلی بد است و یک عجیب بزرگ محسوب می شود که کسی که مخاطب دارد حتی این امام جمعه ها، امام جماعت، یک امام حماعت که در مسجد مخاطب دارد. اگر کلی نگر نباشد او پیام هایی که می دهد ناقص و گاهی وقتها مضر است برای مردم. کل نگری به معنا این را خوب دقت بکنید. کل نگری یعنی وقتی می خواهی اعمالی را اظهار نظر بکنید. حالا ایشان در شرایط خواص توضیح می دهند که خواص چه کسانی هستند. ایشان آنجا می گویند که خواص کسانی هستند که براساس فکر و آگاهی (وجود اطلاعات) و تحلیل عمل می کند. این شرایط خواص است در غیر این صورت شخص جزء عوام محسوب می شود. این نظر است و چه بسیارند کسانی که در جامعه ما مخاطب دارند و آگاهی ندارند و براساس فکر عمل نمی کنند. بیشتر براساس احساسات عمل می کنند و تحلیل که اصلا نمی توانند بکنند. برای داشتن یک دیدگاه مناسب اجتماعی یک دیدگاه کلی همان طور که بعداً خواهیم خواند در مورد تقسیم بندی که مقام معظم رهبری می کنند. ایشان می فرمایند که در جامعه ما دو گروه افراد هستند کسانی که براساس فکر و آگاهی و تحلیل تصمیمی را اتخاذ می کنند. ببینید براساس فکر نه احساسات، نه همین طوری که هر چه به ذهن دسید سریع بیان بکنید نه بدون اطلاعات و آگاهی، اطلاعات باید دستتان باشد شما یک موقع یک چیزی میگویید و بعد یک دفعه آمار واقعیت را میگذارند جلویت و نظرت صددرصد عوض می شود و تحلیل بعد مینشینند و تحلیل میکنند و کار می کنند و بعد آمار میدهند. می فرماید تصمیمی را اتخاذ و به آن عمل می کند که از زمره خواص هستند کسانی که بدون تحلیل و تشخصی صحیح تحت تاثیر جو که این خیلی مهم است که عوام زدگی را بعدا صحبت می کنیم اقدام و حرکت می کنند عوام نامیده می شوند. بنابراین عوام یا خواص بودن ارتباطی با فقر و ثروت که خیلیها فکر می کنند افراد ثروتمند هستند. ماشینهایی آن چنانی سوار می شوند لباسهای آن چنانی در خانه ها شان مبل و لوس و تلفن های موبایل و از این چیزها هست اینها آدمهای روشنفکری هستند و حرفهایشان دیگر عصمت پشت این حرف ها خوابیده. غالباً این طور هستند. نه خیلی ها هستند در این خانواده ها قرار دارندو ذره ای حتی مصالح خودشان را تشخیص نمی دهند چه برسد در مصالح اجتماع اظهار نظر بکنند. و تجربه هم ثابت کرده که پر مشکل ترین افراد در حیطه مسائل شخصی هم خود همین ثروتمندان هستند. در حیطه مسائل شخصی شان حالا در حیطه مسائل اجتماعی که قدرت اظهار نظر ندارند. در حیطه مسائل شخصی شان پر مشکل ترین افراد و پر جهالت ترین افراد همین ها هستند. با سواد بودن و بی سواد و مرد و زن بودن ندارد. زیرا بسیاری افراد بی سواد و فقیری که در زمره خواص هستند و چه بسا افراد تحصیل کرده و یا ثروتمندی که عوام محسوب میشوند این تقسیمبندی که ایشان کردند حالا وقتی میگوییم نگرش اجتماعی کلی لازم است برای این نگرش اجتماعی انسان احتیاج به آگاهی دارد. احتیاج به یک اطلاعاتی دارد که بتواند نگرش کلی داشته باشد. ما فرض بفرمایید وقتی می آییم در مورد اقتصاد صحبت می کنیم بعد تحلیل می کنیم. در مورد اقتصاد چه را تحلیل می کنیم معمولاً. معمولاً وضعیت خودمان را تحلیل می کنیم. همه اموری که در اجتماع است یک ضرب المثلی است که می گوید. مورچه اگر در لازمه اش آب بیاید فکر می کند دنیا را آب برده بعد روی موارد خاصی مایحتاج خودمان که روغن و برنج و ... است که روی آن تحلیل می کنیم که مثلا نه گرانی، گرانی را همه احساسی میکنند ما برویم بخریم و ناتوانیم مایحتاج خودمان را بخریم. معلم است گرانی معلوم است تورمی است. اما این اگر بخواهد معنای تصمیم گیری یا قضاوت درمورد مسائل اقتصادی باشد خوب ط است. در مورد افراد با سواد ما اصلا بحصی داریم. این است که آیا باید اطلاعات و تحصیل یک علم تخصصی بشود یا نشود. یعنی وقتی یک نفر میرود جامعه شناسی کاملا وقت خودش را وققف جامعه شناسی بکند و یا مثلاً روان شناسی یا در علوم سیاسی یا در صنعت یااینکه نه اطلاعات دیگری هم کسب بکند. جور درمی آید اگر کسی بخواهد چند متخصص و چند مطالعه را بگیرد. در مورد باسوادان ما این مشکل را داریم که غالب تحصیل کرده های ما فقط یک مسئله را فقط از دیدگاه رشته تحصیلی خودشان وقتی می گوییم تحصیل کرده، تحصیل کرده هایی که واقعاً به یک رشته تحصیلی تخصص پیدا کردند در حد مثلاً یک دیپلم و یک لیسانس. تخصص واقعا داشته باشند. معمولا وقتی مسائل را می خواهند ارزیابی کنند اطلاعاتشان را از خیلی از مسائلی که می خواهند در رابطه با آن اظهار نظر بکنند اطلاعاتی است که صرفاً از نگاه رشته خودش به آن مسائل می شود. و این اتحاد کافی نیست. این کل نگری و اطلاعاتی کافی داشتن و کامل داشتن از همه سو این خیلی لازم است. حالا وقتی می آییم در نمونه های عینی بیشتر توضیح می دهیم.ما البته امام را نگاه کنید. یک شخصیتی بوده که از اول خوب گویا این طور بوده که خدا این را انتخاب کرده و تربیتش کرده بر این کار چون از اول توجه به این مسائل داشته از مسائل سیاسی کاملاً آگاهی داشته، مطالعه می کرد. از نزدیک می رفته. ایشان میگفت من مجلس شورای ملی سابق میرفتم و می نشستم آن موقع که مرحوم مدرس در مجلس بوده گوش می داده حرف های کجلس را یک طلبه ای بوده. ایشان از همان موقع روزنامهها را می خوانده که در کشور چه وقایعی می گذرد در زمینهای مختلف. یعنی از اخبار و اطلاعاتی دور نبود دائماَ با اخبار و اطلاعات سر و کار داشت حتی یکی از شخصیت های علمی صحبت می کردند. می فرمودند امام در نجف وقت زیادی را می گذاشت بر روی مطالعات تفکرات غربی کتاب های اینها را نگاه می کرد و چه دارد می گذرد. یک شخصیتی که آگاهی دارد یعنی صرفاً براساس تحصیلات حوزه ای و فقه و اصول و در سایه تهذیب نفس کار را نکرده. تهذیب نفس و تقوا جای خودش و اصول همجای خودش اما ایشان مطالعات را هم به زور نگه داشته. بعد که ایشان بعد از انقلاب در شرایط مجتهدی بودند. میفرمایند. اجتهاد مصطلح در حوزه ها کافی نیست. بعد ایشان برای مجتهد شرایطی می گذارد که مجتهد باید آگاه به مسائل سیاسی و زمانه باشد. سیاستمداران بشناسد و ترفندهایشان را بشناسد. چند شرط ورود ده، یازده شرط می کند. که به معنای واقعی کلمه مجتهد باشد. مجتهد باشد یعنی اگر این اتحاد باشد و بخواهد یک حکم دینی بدهد. قدیم می گفتند وقتی کسی مجتهد می شود و می خواهد یک حکمی را بدهد در حوزه فروع دین می خواهد حکم بدهد مثلاً بگوید طهارت را این طور میگیرند و نماز و روزه و خمس را اینقدر باید بدهد. ولی الان فروع این سیاسی شده شما هر کاری را می خواهید بکنید. از نماز بگیر تا حج تا زکات تا خمس، تا روزه هم اینها ارتباط به مسائل سیاسی اجتماع پیدا کرده است یعنی در بستر حکومت اسلامی دارند این احکام نظر داده و می شود بعد به اجرا گذاشته می شود. وقتی می خواهی راجه به خمس حرف بزنی کلی اطلاعات اقتصادی باید داشته باشی وقتی راجع به زکات میخواهی صحبت بکنید همینطور راجع به مسائل دیگر. شما نگاه کنید یک بحث مادیات چقدر کش آمده زمان حضرت امام در مجلس شورای نگهبان، بعد شورای تصمیم مصلحت و به خود امام کشیده شد. دولت یک نظری می دهد. مالیات به چه است. بعضیها می گفتند مالیات به کشمش وجود ذرت تعلق میگیرد و درهیچ زمینه مالیات تعلق ندارد. خوب یک فقیهی نشسته. اصلاً نه مملکت داری می دارند. نه با مسائل سیاسی. آگاه است. نه با خرج مملکت آشناست. همین جوری مینشستند و حرف می زند خوب این براساس کدام اطلاعات نشسته و حرف را زده. این اطلاعات، اطلاعات ناقص است. درست است که این فقیه است اما چون براساس آگاهی و تحلیل حرف نمیزند یک عوام است. فقیه است ولی عوام است. یکی از مصیبتهای جامعه ما بودن روحانیونی که براساس صرفاً فقط جنبه های احساسی، یا متعاقباً نسبت به مسائل دینی هستند. اما این کافی نیست تعصب نسبت به مسائل دینی این آگاهی میخواهد خیلی آگاهی میخواهد. بعداً اینها خوب مخاطب دارند که در مسجد می نشستند و حرف می زنند. کلی مشکلات داریم. کسانی که معلم های ما استاد دانشگاه همین طور. استاد دانشگاهی که حر و از پر تشخیص نمی دهد. اصلا تحلیل گر خوبی نیست.چون آگاهی کافی ندارد از جنبه های مختلف. دیگر شما نگاه کنید. روزنامه نگار ما دانشجوی ما خیلی ها هستند. پزشک مثلاً به خود حق می دهد در مورد مسائل فقهی اظهار نظر بکند به خودش حق می دهد در ورد مسائل سیاسی اظهار نظر کند حالا ببینید مطالعه اش چه است اگر یک مطالعه ای داشته باشد هیچ اینکه با اطلاعات باشد که یکی از شرایط بسیار مهم است. امام یک شخصیت این جوری بود حالا ما می آییم می نشینیم موضع گیری های امام را نگاه بکنیم. حالا اگر بدانید این همه سوء نگری چقدر مهم است و ما چقدر ضعف داریم در این قسمت بیایید این تاریخ معاصر، تاریخ انقلاب را لااقل ورق بزنیم و مطالعه بکنیم. این صحیفه نور امام را مطالعه کنیم. این موضع گیری هایی که امام کرده چگونه بوده در این مملکت من یک نمونه اش را در سیاست خارجی عرض می کنم. خودتان فکر کنید راجه به شخصیت سیاسی. می بینید اگر مثلا شما بودید به جای آقای هاشمی رفسنجانی و می خواستی راجع به سیاست های جامعه نقشه بریزی چکار می کردی. غالباً بیا بنشین و فکر کن می بینی که با آنی که امام کرده با آنی که مسئولان ما کردند تطبیق نمی کند برای اینکه ما اطلاعاتمان ضعیف است. در مورد مسائل اقتصادی همین طور در مورد مسائل اجتماعی همین طور. در مورد خیلی از مسائل دیگر همین طور. این جامع نگری را نداریم. این خیلی مهم است و تحلیل. من غالباً این مطلب را دیدم که خیلی وقت ها یک مسئولی را دعوت می کنند و می آید در تلویزیون یا از او مصاحبه می کنند. قبل از مصاحبه یا قبل از سخنرانی که می آید بکند. هزار تا ایراد در ذهنش است. بعد که می آید توضیح دهد حلاجی می کند مسائل را بالا پایین می کند. می بیند که همه به او حق می دهند. چرا؟ چون او دارد از نگاه عمیق تری از یک دیدگاه عمیق تری صحبت می کند. گزاش می دهد. آمار می دهد با واقعیت بیشتر سر و کار دارد. ما صرفاً یک گوشهای نشستیم و براساس اطلاعات خودمان و احساسات خودمان مطلب را تحلیل می کنیم. که خوب معمولاً تحلیلها جور درنمیآید. ما هم که معمولاً عاشق خودمانیم وعاشق سواد و برداشت ها و تحلیل های خودمان هستیم. جور درنمی آید و برایمان مشکل می شود. ما غالباً که نگاه می کنیم از اطلاعات روز عقبیم. حالا هم لطیفه ای است و هم واقعه ای غم انگیز حالا روزنامه دو سال قبل یا 5ماه پیش را دستمان بدهند و خبر نداشته باشیم که روزنامه دو سال پیشی است فکر میکنیم روزنامه همین الان را داریم می یخوانیم یعنی اینقدر از اطلاعات عقب هستیم اگر یک مجله ای را بدهند. دستمان که در تاریخ نداشته باشد به زور تشخیص میدهیم که این برای دو سال پیش است و خبرهایش سوخته است. هنوز برای ما جدید است. در صحنه های کلیدی مملکت مثلا در اقتصاد، در بهداست، در ورزش، در هنر، در سیاست، در مسائل فرهنگی، در مسائل علمی، بعضی خبرهایی که بعضی ها که روزنامه پنجاه سال پیش را خواندند فکر کردند برای همین الان و برای جمهوری اسلامی است. خبرهایی که برای 50 سال پیش است. خبرهایی که رنگ و بوی زمانی ندارد. حالا مقام معظم رهبری یک همچین دیدگاهی را به ما می دهند و می گویند که کشور شما، کشور جهاد است یعنی نظرش نظر بدبینانه است. بعد هم در اصل سخنرانی که من توجه کردم ایشان با تاکید می گویند که این را بدانید که ما این دیدگاهی همان است. یعنی شما بدانید به آن خواص، رزمنده های لشگر 27 می فرماید این را بدانید که نظر ما این است در مورد کلیت نظام کشور این طور است که کشور جهاد فی سبیل است. مسئولینش مسئولین این طوری است کسانی که درراس قرار دارند بخصوص شخصیت رئیس جمهور بعد اعلام خوظ نظری در مورد دانشگاهها، در مورد روحانیت و در مورد نظام و مسائل دیگر. و این مسئله مسئله شایع ما است که غالباً ما با رسانده یکی دو خبر از این طرف و آن طرف زود نظرمان عوض می شود. همانکه او می گوید می گوییم بعضی وقت ها شما افرادی را می بینید که با قاطعیت در مورد یک مسئله نظر می دهند بعد می گوییم و با او حرف می زنیم که منبع این خبر و اطلاعات کجاست. این منبعش مثلاً یک نفر بوده یک حرفی زده این یک نفر را مثلاً به عنوان نظر قطعی و تمام شده محسوب کرده بعد هم منبعش کرده و نظر خودش کرده و بعد هم در بوق و کرنا خیلی خطر زیادی است عوام زدگی اینکه مردم با هیاهو با جوسازی ها با شایعه پراکنی ها تحت تاثیر قرار بگیرند. آخر مردم چرا این طوری هستند آنهایی که خواص هستند حرفشان مهم است در مجلس یک جای مهم است این طور باشد. حالا توضیحی در مورد خواص هم بدهیم که خیلی مهم است. خوب دقت کنید به تقسیم بندی مقام معظم رهبری ایشان می فرماید فقر و ثروت یا سواد و بی سوادی ندارد. شما یک موقع می بینید، پدر شهید جزء خواص است در مملکت ما در جامعه ما در محله و کوچه ما یک برادر شهید. در خانواده و فامیل به یک به یک چشمی نگاه می کند. ما خیلی وقت ها گناه و لغزش ها قرار می گیریم که جزء خواص قرار گرفتیم در فامیل و در خانواده به نظر ما توجه می کنند به تحلیل ها توجه می کنند. بعد ما غالباً جو زده هستیم. اطلاعات درست و حسابی نداریم و یک اعلام نظرهایی می کنیم که خیلی خطرناک است. یک موقع می بینی که یک جمع فامیلی است که یک بچه حزب الاهی موضع گیری می کند که خیلی ضایع است در یک فامیل یک کاری انجام می دهد که خیلی ضایع است هم به او به چشم گیر نگاه می کنند اما او متوجه موقعیت خاص خودش نیت که به او به عنوان برادر شهید به او به عنوان پدر شهید نگاه می کنند به او به عنوان یک طلبه نگاه می کنند به او به عنوان یک عضو فرهنگی یک جزب الاهی نگاه می کنند هیچ توجه به رفتار و کردار خودش و موضع گیری های خودش ندارد. یک چیزی می گوید و این در دل کسانی که پایگاه درست و قدرتمند در دلشان ندارد تاثیر می گذارند. یک کسی به رئیس جمهور فحش می دهد این هم چیزی را رویش می گذارد و می گوید خیلی راحت اسم آوردن و انتقاد کردن و روی مسائل کلیدی حرف زدن روی مسائل استراتژی اظهار نظر کردن. ما غالباً عاشق خودماییم و شهوت کلام داریم و خوشمان می آید حرف بزنیم و خودمان را عرضه کنیم. بخصوص آنجایی که آدم های باسواد کم هستند.آدم های کم فضل و کم اطلاع وقتی زیاد هستند. مثلاً ما هم که چهار تا کتاب خواندیم فکر میکنیم رهبر اینها هستیم و علامه هستیم. شروع می کنیم به اظهار نظر کردن. بعد روی مسائل کلیدی و استراتژی اظهار نظر می کنیم این خیلی خطرناک است. جداً خیلی خطر دارد. خطر دنیوی بماند، خطر اخروی زیادی دارد افرادی که می دانند که اعمال نظرشان تعیین کننده است. یک موقع اظهار نظری می کند که مشکل است. روحانی مسجد یک دفعه می بینی از فقر وآگاهی براساس احساسات یک حرفی را میزند همه نمازگراران تاثیر میگیرند از امام جماعتشان آنها هم به شکل خاصی. خیلی مسئولیت دارد. حالا می رسیم و بیشتر صحبت می کنیم. بعد ایشان یک تقسیمبندی در مورد خواص دارند که حالا توضیح بیشتر میدهیم. ایشان می گویند خواص در یک جامعه یا در جبهه باطل یا در جبهه حق قرار دارند. می فرمایند که خواص طرفدار حق در هنگام عمل به تکالیف دشوار و در برابر امتحان های سخت یا آن طورند که براحتی از مقعط و بهره های زندگی دنیوی دست برمی دارند و یا چنانکه در شرایط سخت و دشوار نمی توانند بر زیبایی های مادی زندگی نظیر مقام، شهوت، پول، لذت و راحتی چشم فرو بندند. بنابراین هر گاه تعداد حالا دقت کنید فرمولش را می گوید برای تحلیل سیاسی جامعه ما، همه جوامع و کسانی که می خواهد کار فرهنگی بکند خوب دقت کنند به این فرمول می فرماید: هر گاه (حکم کلی) تعداد خواص طرفدار حق که حاضرند در پای عمل به تکلیف از متاع دنیا دست و حتی از جان خود دست بشویند آن جامعه کاملاً بیمه خواهد شد و اگر طرفدار حق طرفدار خواص حاضر باشند فداکاری کنند برای اهداف مثل زمان جنگ و انقلاب این تعداد که رفت بالا طرفدار خواص حاضر شدند جانفشانی کنند اینکه جامعه رفت به سمت انفلاب و با پیروزی هم بیرون آمد. تا الان هم همین طور بوده و دشمنان ما اعلام ناامیدی کردند که از مردم ایران برنمیآید که این انقلاب را سرگون کنند. از جاهای دیگر خیلی ها نام نوشتند و ما داریم در دنیا الحمدلله روز به روز پیروزیهای مهمی به دست می آوریم علت این بود که تا الان این بوده این آمار بوده اگر کسی بخواهد به رمز سلامت جامعه و بیمه بودن جامعه فکر بکند باید یک مقدار به این آمار دقت بکند و باید نگه داشته باشد این آمار را و هیچ گاه دچار حالت دوران امام حسین (علیه السلام) نیست. خوب دق کنید ایشان قضیه دوران امام حسین را فرمودند بیان کردند برای کوتاهی خواص و اهل حق را بیان کردند گفتند که اگر همین خواص شاید تعدادشان هم خیلی زیاد نبوده شما بعد از اینکه می بینید که تا پایان دوران حکومت بنی عباس بعد از آن هم ما این مسئله را داشتیم چند روز بعد از شهادت سیدالشهداء نگذاشته بعد از آن یک خواص مثلاً سلیمان سرن، چهار نفر منقلب شدند در مورد موضوع امام حسین قیام کردند. چقدر دنبالش راه افتادند خیلی از نهضت ها بعد از خود سیدالشهداء انجام شد که 72 نفر نبودند بلکه خیلی بیشتر از آنبودند. افراد زیادی حاضر شدند بیایندو کشته هم شدند و جنگ کردند و جهاد کردند به خونخواهی سیدالشهداء جهادکردند. قیام توابین و چه و چه و چه. شما نگاه کنید تاریخ کتاب های شیعه را به خونخواهی کم نبودند. آن موقع تصمیم نگرفتند. آن موقع که سیدالشهداء علم جهاد را برداشت اگر قرار بود خواص دوماه بعد، یکسال بعد، دو سال بعد بردارند. همان موقع منطبق با امام علم را برداشته بودند وضعیت جامعه اسلامی م یرفت روبه سعادت. دیگر خبری وجودنداشت. مشکل آن موقع چه بود؟ مشکل این بود که طرفداران خواص اهل حق اینها به موقع تصمیم گیری نکردندو درست موضعی که امام حسین (علیه السلام) شمشیر را برداشت اینها شمشیر را برنداشتند. درست عمل نکردند. زمان سیدالشهداء خواص طرفدار اها حقی که شمشیر را بردارند و درست و همزمان با سیدالشهداء تصمیم بگیرند کم بود. زمان امیرالمومنین که سقیفه بنی ساعده تشکیل شد منجر به غصب خلافت و انحراف غصب ولایت شد کم بودند خواص. نگوییم که نبودند اصلا خواص خواص زیاد ود و زمان پیامبر چقدر پیامبر صحابه تربت کرده بود ولی آنها کسی نبودند که همزمان با امیرالمومنین (علیه السلام) تصمیم بگیرند همزمان با سلمان و مقداد و ابوذر تصمیم گیری نکرده بودند و منشاء فساد بزرگ را درست کردند خود همین خواص خیلی مهم است. ما در جامعه اسلامی از هیچ کس بیش از خود اعضای جامعه اسلامی ضربه نمی خوریم. از علما بگیر تا تحصیل کردههای دانشگاهی. امام چندین سخنرانی فرمود: اگر شما در داخل بیمه کردید خودتان را از خارج کسی به شما آسیب نمی تواند برساند. تمام مسائلی که بحران زا شد در مملکت ماو بحران زا حتی از خارج یاری می شود برای این است که در داخل یک گندیدگی وجود دارد یک ضعفی وجود دارد. چون آخر ویدئو، مجله سکسی، مواد مخدر، سیگار، پانک، قص. اینها که رشد کردند در جامعه ما چرا رشد کردند؟ قبل هم این طور بود. یا نبود. الان بچه بسیجی های ما کدامشان رفتند به سمت این چیزها خیلیها نرفتند و بعضی رفتند. حالاچه بود در وجود اینها یک بیمه بود یک قدرتی بود در درون اینها که آنها اصلاً خودشان نمی پذیرفتند. بچه بسیجی ما را در زندان می بردند زیر شکنجه یک چیز سکسی را نگاه کند، نگاه نمی کرد. هیچ کس نبود آنجا از کتک راحت می شد. از فشار راحت می شد، از غذا راحت می شد، آنجا چگونه ایستادند و مقاومت کردند. می گفت نگاه نمی کنم خوب یک همچین کسی می رود ماهواره بخرد و در خاندانش بگذارد. می رود فیلم سوپر کریاه کند و نگاه کند خوب نمی گذارد. یه همچین کسی که اگر با همان طرز تفکر و با همان بیمه ای که آنجا داشت اینجا این کار را نمی کند. اینجایی که الان ما می بینیم که سپاهی ها دارد ازش می رود و مشکلاتی درست می کند در خانواده بسیجی ما این طور شده یک موقع طلبه ها این طور شده به خاطر این است که آن قدرتی که درونش بوده کم شده یکموقع مثلا بچه حزب الهی مسججدی ما می رود و آنتن ماهواره می خرد می گذارد خانه چرا؟ از ماست که این طور شده والا از بیرون چکار می توانند بکنند واقعا دشمن با ما چکار می توانست بکند واقعاً. محاصره اقتصادی می خواست بکند که از هیچ راه توفیقی پیدا نکرد اتفاقاً خیلی هم رشد ما بیشتر شد این همه پیروزی های این مملکت به برکت محاصره های اقتصادی بود می کشتند جوانان ما را. هشت سال آمدند جلو و ما مبارزه کردیم چه کسی از مرگ ترسید. دیگر بالاتر از سیاهی رنگی نبود. امام فرمود یک جمله ای می گوید امام که همه را متوجه می کند. می فرماید: اگر ما تحریم محاصره نظامی کنیم ما فرزند محریم اگر تحریم اقتصادی کنید فرزند رمضانیم. یعنی بیمه هستیم. کافی است فرهنگ رمضان و فرهنگ محرم خوب جا بیفتد در بین مردم به این جامعه بیمه نمی شود. بیمه می شود. ما هر فسادی ازس سراسر جامعه اسلامی و مملکت اسلامی از اول داشتیم تا الان اول از تو ناتوان شدیم بعد از بیرون شما قضیه اندولس اسپانیا یادتان هست اینقدر اینها حمله نظامی کردند مسیحیها توانستند اسپانیا را از دست مسلمانان در بیاورند؟ نه. آخر سر چه طرحی ریختند جریان موازی فساد. طرح دوستی ریختند معامله تجاری برقرار کردند بعد مشروب وارد کردند. بعد مراکزی را گرفتند دختران و زنها و واحدهای را در دست جوانان مسلمان قرار دادند، جوانان دیگر از آن حالت مقاومت درآمدند و با یک حمله آنها توانستند اسپانیایی که سالها در دست مسلمانان بود درآوردند. یعنی اول تو(داخل) آفت زدند یک گندیدگی از داخل ایجاد کردند. بعد گرفتند. حالا الان هم همین طور است یکی از این اعلام نظرهای یکی از ضد انقلاب ها را بخوانم. این خبر در ماهنامه اول صبح است. می گوید که هوشنگ امیر احمدی یکی از عناصر گرداننده مرکز تحیلیل ها و بررسی های ایران خواستار نزدیکی بیشتر اعصار غرب گرایی خارج از کشور با داخل ایران به عنوان تنها راه تحریف نظام جمهوری اسلامی غرب گراها، شخصیت های فاسق بیایند داخل مملکت با شخصیتها و کادر اصلی نزدیک بشوند و تا یواش یواش روی اینها استحاله ایجاد بکنند. امیرالحمدی که این سخنرانی ها در کنفرانس بیان مردو یعنی وقتی در کنفرانس جمع می شوند همه راه حل می خواهند بدهند کنفرانس هم برای ارائه راه حل تشکیل می شود. در کنفرانس ایران در راه گذار برقرار شده در دالاس آمریکا عنوان کرد گفت: ما دو راه بیشتر نداریم. یا حکومت ایران خودس باید سرنگون شود یا از بیرون آن را سرنگون خواهند کرد. اما اصولاً هیچ نشانه ای دال بر سرنگونی حکومت ایران را از داخل نمی بینیم؟ چرا؟ چون داخل را گفتیم. خواص است که اکثریت با خواص هستند. اکثریت با رهبرشان و رئیس جمهورشان تصمیم گیری می کنند و همواره بر پای عمل هم می آیند، پای کار هستند، این راهپیمایی ها را هر سال شما دارید می بینید پای کار هستید، جنگ بشود و غیره یعنی اینها امیری ندارند به این مسئله وی افزود: نه مردم در فکر شکست حکومت اسلامیند (یعنی همینطور که قبلا گفتیم) و نه یک عامل خارجی توانا برای در دست گرفتن زمام امور در اینجا وجوددارد. و این اوضاع یک واقعیت است که باید آن را بپذیریم. قدیمی ها وقتی می گفتند متفکریی می خواهند حمله کنند. یعنی یک کشوری می خواهد به کشور دیگر حمله کند آمریکا، شوروی، کشورهای قدرتمند می خواهند حمله کنند. در بعضی از این کشورها ترس ایجاد می شد. چرا ترس ایجاد می شد؟ یعنی غالباً یکی از ترفندهای مناسب تهدید نظامی بود الان هم همین طور است. الان هم از ترفندهای درجه اول در تهدید، تهدید نظامی است که درجه اول است. آمر یکا مثلاً تا یک چیزی می شود ناوش را حرکت می دهد. برای ترساندن (مثل لولو) که مثلاً میخواهد بترساند. چهار تا پایگاه نظامی می زند. چند یا هواپیما حرکت می دهد. به آن همسایه بغلی که دشمنش است. چهار تا موشک واسلحه کمک می کند همیشه این بوده در مملکت ما چه؟ در مملکت ما نه. دشمن تهدید کند درجه ایمانشان بالاتر می رود. آماده تر می شود. آمریکا یک زمانی آن موقع که لانه جاسوسی را ما گرفته بودیم تهدید نظامی کرد. امام چه گفت چقدر اینها مسخره کرد گفت چترباز می فرستیم. امام چه گفت؟ گفت: گفتند ما چترباز می فرستیم.این چتربازها در آسمان میماند یا پایین هم میآیند. گفتند: من یک سوال دارم این چتربازها پایین هم می آیند. پایین می آیند یعنی چه؟ یعنی بیایند هم با ما طرف هستند دیگر. با ما مردم طرفند. ولی شما نگاه کنید. همین ترفند را اگر برای کشورهای دیگر بیاورند غلاف می کنند زود پرچم تسلیم را میآورند بالا امیراحمدی به عنوان راه حل مناسب برای تضعیف جمهوری اسلامی استحاله تدریجی خوب دقت کنید که قضیه اندولسی را گفتم. و نظام را مطرح نمود و پیشنهاد کرد که جریان های خارجی کشور خود را به افراد با نفوذ کشور نزدیک کنند تا بتوانند حکومت را به میل خود تغییر دهند وی اضافه کرد. در یک مبارزه سیاسی نباید گذاشت که دشمن محل موقع و نحوه مبارزه را تحمیل کند. ما باید تحمیل کنیم. حتی آن درست می گوید: ببینند چه می گوید می گوید آنها نزدیک شوند به مسئولین با نفوذ مملکت ما بعد نظرشان را یواش یواش به اینها تحمیل کنند. از شما چه پنهان که ما موارد این طوری هم داشتیم که بعضی مسئولین که بعد عمل می کند بعد می فهمیم که طرف در آخور دیگران است. چهار تاثروتمند آمدند نشستند چهار تا غربی، چهار تا از فرنگ برگشته بااسامی دکترا، فوق تخصص ها پا شدند آمدند. این هم بنده خدا ملعوب بعد هم مجبور شده یک ذره تعجیل بکند در نظریاتش. خیلی هم این ترفندشان کار کرده الان برملا می کنند ولی نه اینکه قبلاً نبوده، پا می شوند همه یکی یک دست کت و شلوار و کیف سانوسن و بعضی پابیون میزنند و بعضی کروات می زنند. بعضی صور مقدس را استخدام می کنندکه بعضی ها دریغ می کنند. بعضی ها حالا گروهی می آیند خیلی مهم است گروهی رفتن من از نظر روانی عرض می کنم. یک فردی که می خواهد تصمسم بگیرد بیست نفر که می روند با او صحبت می کنند. می بینند که حرف اولش با حرف آخرش نمی خواند. چند درصد. بعضی ها هم تا صد در صد تغییر مواضع دادند. با هم می روند می نشینند به عنوان متخصص و یا کارشناس حرف می زنند. اعمال نظر تخصصی می کنند. اصطلاحاً در کشور ما شده نظر کارشناسی، نظر کارشناسی می کنند و مسئولین ها تحت تاثیر قرار می گیرند و مسئولین ما امضاء می کنند و بعد گندش درمی آید. زیاد داشتیم. مثلاً فلان جنس را از خارج وارد می کنیم. وارد که شد چقدر مصیبت های اجتماعی در جامعه ایجاد می شود. چرا؟ یک وزیر، یک مشاوره وزیر، رئیس یک شرکت یک چیزی وارد مملکت کرد که کلی مشکلات و معظلات درست کرد. چرا؟ این خودش آمده و تصمیم گیری کرده. خیر چهار تا کارشناس آمدند واعمال نظر کردند و این امضا کرد که چیزی وارد شد. چیزی صادر شد. یک عده که اصلاً نباید چیزی صادر می شد. وقتی صادر شد کلی معظلات در مملکت ما ایجاد کردند هزار تا رانی و قاچاق و احتکار ایجاد شد. یک چیزی اصلا نباید وارد می کردند برای دغاع از صنایع داخلی و صنایع داخلی را خراب کردند بی موقع وارد شد. هر کس هم می توانسیت این را تشخیص بدهد. خوب دقت کنید. بابا مثلا ما آدامس و شکلات و صنایع لوکس و وسایل تجملاتی ده سال دیگر هم که شما فکر می کردید، می دید که این غلط است. آخر ما آدامس و شکلات می خواهیم چکار از خارح بیاوریم، صابون های آن چنانی، کرم، لوازم آرایش، ولی شما فکر می کنید که چند سال گذشت تا مجلس تصویب کرد که این ممنوع است که .ارد شود ممنوع الورود است. تا بیایند و تصمیم بگیرند دیدند مسئولی تصمیم گرفته بود و امضا هم داده بود و اینها هم وارد شد. دیدید چقدر مفاسد درست کرد مفاسد اقتصادی مفاسد فرهنگی مشکل درست می کردند دیگر. بعد حالا من با دکتر گلزاری که با آقای غیوری رفته بودیم جلسه ای داشتیم می گفت که یک تعدادی از این فوکلی ها آمده بودند برای مشاوره وقت گرفته بودند و نشسته بودند می گفت: ما هم آمده بودیم برای مشاوره می گفتند آمده بودند برای انتقاد که این چه نوع فیلم سازی است که شما دارید بعد می گفت که چرا تلویزیون را غمگین کردید، چه لزومی دارد که شما سیاه پوشیدید و سینه زنی و عزاداری و سخنرانی و یکسره این چیزها را نشان میدهید. محرم و صفر که معمولاً تلویزیون یک مقدار رنگ و روی مذهبی پیدا می کند. اینها بعدا خیلی قشنگ تجزیه و تحلیل می کنند و می گویند غم خیلی مشکلات ایجاد میکند ما باید جامعه شاد داشته باشیم. اینها مشکلات می شوند یکنواختی است، جامعه سیاه و جامعه تاریک. نشریه سلطنتطلب الموجز تهرانی که گفته آقای کرباسی شهردار تهران مرد معجز آفرین. می گوید: تهرانی که از زمان صیتره ملایان زیبایی و شادابی و طروات که استخدام می کند. خیلی ماهرانه استخدام می کند. می گویند تلوزیون برای ما طروات ندارد زیبایی ندارد شادابی ندارد. تلویزیون یکنواخت است. می گوید که زیبایی و طروات شادابی به برافراشته شدن پرچم های سیاه، مشوه گردیدن ساختمان ها با تابلوها و پلاکاردهای و چهره مردان ریشو و مذهبی ازدست داده بود با دستان کرباسی به عظمت و زیبایی گذشته اش، یعنی قبل از این قضایا بازگشته است. پاکسازی یعنی این طوری که مملکتی که از این شعارها اصلا برداری حک چهره غربی بشوید. هر جا بروید تابلوهای رنگی و تبلیغ کالاهای لوکس و اینکه این می شود عظمت این می شود زیبایی آقا تلویزیون شما اصلا خوب نیست طروات و زیبایی ندارد. بعد هم مثال زده بودند که یعنی چه شما زن را نشان می دهید در خانه اش هم روسری سرش است آخر این فیلم شد زن در خانه اش روسری سرشان باشد. مگر زن در خانه شان هم روسری سرشان است. وقتی فیلم می سازید با واقعیت باشد این روسری را بردارد از سرش. زن قتی می خوابد نباید روسری سرش باشد باید این لباس خواب تنش باشد. بعد بوسه را مطرح کرده بود که باید زن و مرد همدیگر را ببوسند و یعنی با پرویی آمده بودند و مطرح می کردند که فیلم های این جوری بگذارند. این تمام حالا بیاییم آنهایی که صور مقدس را استخدام میکنند. حج رفتن را که می دانید که الان حج رفتن مد شده یکی از شارلاتان ها هستند که خون مردم را در شیشه می کنند و از این حج رفتن استفاده میکنند و حج شده تشریفاتی من زیاد دیدم که می گویند حاج آقا فلان. بعد دیدم که دیدم صورتش یک میلی متر هم مو ندارد. آنقدر صاف زده. یک تیپ غربی اما مکه رفته و حاج آقا شده از مشروب خودش از شارلاتان و از کسی که خور است شود. آن مردم را در شیشه کرده از رئیس و غیره... اصلا مد شده که هم بروند حج و یک اسمی هم بگذارند روی خودشان. افراد ظاهر الصلوة حالا با تسبیح وارد نما زجماعت شده و شرکت کرده حالا در مسجد خودشان نماز نمیخواند. اگر هم در خانه بخواند حالا یک دلاوراست شود. آنجا که شخصیتها نماز جماعت می خوانند. اینها که در جاهایی که نماز جماعت است و مسئولین میروند و حالا یک ریاکارانی میآیند و صف اول مینشینند و با مسئولین خودشان را وقف میکنند حالا اینقدر هم اعمال نظر میکنند. من با یکی از اینها هم مطرح کردم گفت من نقشهام این است حیا هم نکرد از مطرح کردن نقشه اش. اصلا اهل وجوهات نیست. اصلا خمس نداده یک پنجاه هزار تومانی داده برای تشریفات برای مد که حاج آقا این وجوهات ماست. حالا اگراز او هم سوال که حضرت عباس تو سواد داری خمس را حساب کنی. می بینی که اصلا هیچ چیزی را حساب نکرده بلد نیست حساب کند خمس را با نظارت کردم آدم حساب کردی. بعضی از مسائل را می شود ولی همه مسائل نمی شود پنجاه هزار تومان خمس بعد به او می گویی که شارلاتان من میدانم پنجاه هزار تومان خمس. بعد ایشان با 50 هزار تومان موجه میشود و بعد هم نزدیک میشود و بعد اعمالنظر میکند. بعضی از آنها کارهای خیر برای یک کتابخانه فرش، مسجد کمک می کنند. بعد می خواهند از این استفاده بکنند. بزرگان و روحانیون ما از اول به اینها توجه داشتند. حتی خمس این افراد را قبول نمی کردند. می گفتند اول خمس است و بعد می نویسد به حساب. یکی از شیوههای شاخص علمای شیعه این بوده که دوری می کردند از این افراد افرادی که می خواهند با کمک مادیشان و جنس خریدن می خواهند از زیر، مثلا بیست هزار تومان کمک می کند ومیخواهد شش هزار تومان خمس ندهد. یک مدرسه می سازند بعد میخواهند بیست تا موافقت اصولی بگیرند. دویست هزار تومان کمک میکند می خواهد پنج امضای اصولی از شرکت های معتبر بگیرد. حالا بگذریم از این سوء استفاده های شخصی، یعنی خیلی ها می آیند حق اعمال نظر شخصی می گیرند یعنی نزدیک می کنند خودشان را بعد اعمال نظر می کنند یعنی پنج نفر می آیند و محاصره می کنند. شخصی را فشار می آورند تا قبول کند. قرار است در مجلسی یک چیزی تصویب شود این یک اتحاد به جمع میشوند و میروند نزدیک نماینده مجلس فشار میآورند که آقا این جور درنمی آید. می خواهند یک هزینه ای در مملکت تصویب شد که این بیاید پایین کله گنده ها پا می شوند و می روند و می گویند، جور در نمی آید ما هم اینقدر مخارج داریم. این طور است زیاد نیستند عرض کردم ما دیدمان کلی به جهت مثبت است عرض کردم گاهی اتفاق می افتد و خواهد افتاد بعدها که خودشان را نزدیک کنند به مسئولین و اعمال نظر کنند. خوب حالا این تقسیم بندی را ایشان کردند بگذاریم برای جلسه بعد.

والحمدلله رب العالمین