جلسه 168 - معرفت نفس
شماره جلسه
168
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 168 - معرفت نفس

فرمایشات مقام معظم رهبری پیرامون عوام خاص و عام

دو جلسه از صحبتهای مقام معظم رهبری با لشگر 28 را گفتیم. صحبت به اینجا رسید که مقام معظم رهبری فرمودند از درس های عاشورا مهم تر این است که ما عبرت بگیریم. عبرتهای عاشورا است. جلسه پذشته گفتیم در مورد عاشورا، فلسفه عاشورا، عزاداری، فلسفه قیام سیدالشهداء، مسائل پیرامون سیدالشهداء کتاب خیلی نوشته شده، سخنرانی خیلی شده، مسائل زیاد نوشته شده، ولی انصافاً هیچ کس مانند مقام معظم رهبری تحلیل نکرده است. یعنی ایشان دست گذاشته اند روی کی نقطه ای که کمتر توجه به آن می شد و آن این بود که ایشان بیشترین تقصیر را در واقعه کربلا متوجه طرفداران حقی است که خواصی هستند که طرفدار حق هستند و خیلی ما را توصیه کردند که فکر کنید به این مسئله و به عبرت هایش. اولا یک نکته مهم این است که مقام معظم رهبری اجازه ندادند تمام آنچه که در آن سخنرانی فرمودند گفته شود. این مقدار هم که اجازه دادند خیلی اهمیت دارد. باز من متاسف هستم که خیلی سحنرانی خها کم توجه دارند باید به این مسئله خیلی می پرداختند و معلوم است که اولین بار است ما این چیزی را می بینیم که در یک جمعی صحبت کنند و اجازه ندهند در جامعه پخش شود، یا اعلام شود که پخش شود و قسمتی را اجازه دهند، معلوم است خیلی مطلب است و باید روی آن فکر زیاد کرد. اگر کسی با تاریخ انقلاب آشنا باشد حوادثی که قبل از انقلاب بوده با تاریخ سیاسی معاصر لااقل تا به الان خوب می تواند بفهمد که این پیام مقام معظم رهبری چه جایگاه مهمی دارد. ایشان بعد از اینکه فرمودند از درس های عاشورا مهم تر عبرت های عاشورا است. در درجه اول سکوت مردم کوفه بحث کردند و گفتند که این سکوت مردم کوفه همراهی که با دستکاه ظالمانه یزید کردند در هدر دادن خون امام عادل، این همراهی که کردند این دغدغه آفرین است. یعنی باید روی /ان فکر کرد؟ یعنی واقعا چگونه می شود که این جامعه این طور می شود؟ چون در کوفه آدم های کوفه، می دانید که کوفه یک شهری بوده که مرکز حکومت امیرالمومنین علی (علیه السلام) بود. یک شهر مهم است. یعنی مثلا این طور نیست. که حالا شام را بگویید. شام یک جایی بوده که همیشه دور بوده یعنی بعد از پیغمبر بعد از غصب خلافت، این سه خلیفه معاویه را گذاشتند آنجا و هر کاری دلش خواسته کرده. نزدیک روم هم بود. خیلی رنگ و بوی اسلام و آن قدرت معنویت اسلام که بوده، آنجا نرفته. ولی کوفه این طور نبود. یک شهری بود که علی (علیه السلام) حکومت کرده. همه با علی آشنایی دارند. در قضیه ای که بعد از واقعه عاشورا که حضرت زینب (سلام الله علیها) آنجا تشریف می برنند وقتی مردم را با /ان دقرت ولایت شان ساکت می نند و صحبت می کنند با آنها همه می گویند این صدای علی است. یعنی تمام مردم کوفه با لحن و تن صدای علی آشنایی دارند. خیلی امیرالمومنین علی (علیه السلام) با این مردم صحبت کرده یک همچین شهری بوده خاندان پیغمبر راخوب می شناخته. حسنین را خوب می شناخته. فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را خوب می شناختند. آشنا بودند. یک همچین شهری است. بخاطر همین قدرتش است که شما می بینید به یک رویات دوازده هزار نفر، هجده هزار نامه می فرستند برای سیدالشهداء اینان که دوازده هزار نامه شوخی نیست یک مقدار فکر کنید. دوازده هزار نامه یا هجده هزار نامه از یک شهر دربیاید برای سیدالشهداء چرا برای کس دیگری نفرستادند برای شخص سیدالشهداء فرستادند، بعد خوب به این مسئله زمانی دقت کنید به حضرت می رسد این نامه ها، حضرت سفیری اعزام می کند. با مسلم بیعت هم می شود. مسلم نامه می فرستد که آقا، بیا. بعد شب با آن وضه کشته می شود. حتی یک مرد، یک مرد هم در کوفه نیست که از مسلم دفاع بکند تا به شهادت می رسد. بعد در قضیه ای که سیدالشهداء مسیرشان را تغییر می دهند می روند به سمت کربلا، همد همین کوفیان خیلی ها تکذیب می شوند می روند آنجا. یک ذره فکر کنید که چطور شد این طور شد؟ آیا در کوفه مسلمان نبود. حالا شما بگویید شام غریب بودند. آنجا که سنگ می زدند به سر اسراء جشن می گیرند، می گویند اینها خارجی هستند وحقشان است. اینها در جهل بودند. بهر حال به قول امروز ها که می گوییم امپریالیزم خبری، محاصره خبری. اینها هم محاصره خبری بودند. خبری نبود. از اسلام در شام. کوفه چرا؟ دقت کنید. درست از یک شهری که انتظار نمی رود این مسئله اتفاق می افتد. بعد مقام معظم رهبری می گوید به این مسئله فکر کنید شما. فکر بکنید نه اینکه حالا ما بیاییم تاریخ را تحلیل کنیم. عرض کردم جلسه گذشته فکر بکنید نه اینکه تاریخ را تحلیل کنید. هیچ کس برای حال و آینده و از آن عبرت نمی گیرد. این قرآن که تاریخ را به ما معرفی می کند. عرض کردم به عنوان یکی از سه منبع شناخت انسان ها قرآن تاریخ را معرفی می کند. و این تاریخ خیلی اهمیت دارد. بعد هم قرآن در تمام داستان هایش می گوید عبرت بگیرید. واعتبروا یعنی عبرت بگیرید. یعنی برای حال و آینده تان استفاده کنید از آن ماجرایی که گذشته است. والا در قرآن چه ادعایی دارد بیاید داستان هود و صالح، آدم و نوح و ایوب و بیست و پنج پیامبر داتانش را قرآن بیان می کند اینکه مقام معظم رهبری دست گذاشتند روی این مسئله ما برای حالا خودمان این مسئله را اتسفاده بکنیم حالا یک نکته جالب است و آن این است که چرا ایشان الان وقتی از اینجا رد شویم. ایشان این سوال را این طور مطرح می فرمایند. که چرا امت اسلامی در عصر امام حسین (علیه السلام) با وجود دقت فراوان نسبت به جزئیات احکام اسلامی و آِات قرآن کریم در چنین قضیه واضحی دچار سستی و سهل انگاری و غفلتی شده که فاجعه عظیمی چون کشته شدن سیدالشهداء (علیه السلام) را بوجود آورد. حکومت اسلامی و کشور اسلامی آن همه با وجود این همه اندیشمند شما اگر تاریخ را بخوانید در مورد مسئله فلسفه، در مورد فقه در حدیث، در تفسیر، در کلام، حتی سایر علوم، علومی که رنگ و بوی اسلامی ندارند می بینید که خیلی آن موقع پیشرفت بوده و دانشمندان به جزئی ترین مسائل توجه داشتند. سوال و جواب های خیلی زیادی که بین امیرالمومنین با فرق دیگر، روسای فرق دیگر برقرار می شده و انجام می شد. خیلی موشکافی در مباحث کردند. اما چرا یک همچین اصل عظیمی هیچ توجهی به آن نمی شود. الان شمااین نکته را داشته باشید و این را ضمیه کنید باضافه اینکه این مسئله ای که مورد غفلت قرار گرفته اتفاقاً مسئله ای هست که پیامبر پیش از هر چیز دیگری در دوران حکومت 23 ساله خودش روی آن اشاره کرده. روز اول عرض کردم جلسه گذشته دعوت علنی می کند و بعد از دعوت پنهانی اولین مسئله ولایت امیرالمومنین (علیه السلام) است. هنوز خودش جا نیفتاده مسئله ولایت حضرت علی (علیه السلام) را مطرح می کند روز اولی که علنی می کند. بعد از دهها بار در تاریخ اهل تسنن شما نگاه کنیدو مطالعه کنید. خود متاب اهل تسنن به موارد عقیده ای اشاره کردند که پیامبر از حتی از خلفایی که بعداً قصد حکومت می کردندو عهد گرفته بود که شما بعد از من شلوغ نکنید دخالت نکند، آنها حتی قول دادند، قول خصوصی به پیامبر دادند که دخالت نکنند. الان هم که شما به منابع اهل سنت مراجعه کنید می بینید که مملو است از احادیثی در مورد جانشینان پیامبر (صلی الله علیه و آله) مملواست و مسئله غدیر که عرض کردم پیش از صد سند دارد و اکصر اینها دست اهل تسنن است. یعنی آنقدر که اهل تسنن مسئله غدیر را بیان کردند و در روایت شان آوردند. شیعه نیاوردند. با وجود این چطور می شود یک مسئله به این مهمی در کوفه مورد محور رهبر قرار بگیرد. حالا انشاءالله اگر رسیدیم به آخر بحث می رویم سر بحث معرفت نفس خودمان. چه می شود که این طوری می شود آن بحث صور مقدس هم یادتان باشد مطرح کردیم. حالا بعد که ضمیمه می شود. یادمان باشد که چه نتیجه ای از این بحث می بریم. مسئله آقندر واضح است که حضرت امام در وصیت نامه شان فرمودند که در اوان وصیت نامه ایشان حدیث سفلون. را مطرح می کند بعد می فرماید که این حدث سفلون را خود اهل تسنن هم نقل کردند بعد می فرماید علمای اهل تسنن باید قیامت جوابگو باشند. آن اوایل وصیت شان می گویند باید جوابگو باشند. این را می گویم که این را حضرت امام در وصیت نامه شان مطرح نکردند. ولی وقتی می نوشتند متوجه همگونی دو تاریخ بودند دقت بفرمایید متوجه همگونی دو تاریخ بودند. هر دفعه مقام معظم رهبری گفت یعنی علنی ترش راایشان گفتند. حالا وقتی این سوال را مطرح می کند. بعد از اینکه این نکته را فرمودند ایشان این طور فرومدند که عناصر اهل اندیشه و تحقیق هر چه بیشتر باید در این حادثه تدبیر و فکر کنند. حادثه ای که در ضیه کربلا و عاشورا اتفاق افتاد باید فکر بکنند. بعد تا اینجا گفت از تاریخ حالا یک دفعه صحبت های ایشان متوجه زمان حال می شود . باید نگبهانی امینی راه را انشان دهد چشمان تیز بینی تا اعماق حرکت جامعه را ببیند. افراد صاحب فکری کار را هدایت کند و اراده های محکمی پشتوانه این حرکت باشند تا خاکریز و دژ محکم و نفوذناپذیر در برابر دشمن بوجود آید چه در غیر این صورت بیم آن آن می رود که جامعه اسلامی ما به آنجا برسد که امام حسین (علیه السلام) با آن مواجه شد. دقت کنید از اول انقلاب نوع برخورد این مردم را نگاه کنید. نوع برخورد مردم مان را با رهبر دینی مان با امام امت. نوع برخوردشان بعد مقایسه کنید ما مردم دوران پیغمبر با مردم دوران حضرت علی و حسینی (علیه السلام) خوب دقت کنید می بینید که این برخوردها نقطه مقابل برخورد که امام در بعد از پیامی که آنجا در قطع نامه دارند، فرمد من به جرأت می گویم که مردم ایران از مردم حجاز در عهد رسول اله و مردم عراق که در عهد امیرالمومنین برتر هستند خوب دیگر معبوم بود که هر وقت تظاهراتی اتفاق می افتاد یا خادثه ای که حضور مردم در صحنه لازم بود مردم می گفتند که ما الهل کوفه نیستیم که امام تنها بماند. الان هم می گویند ما اهل کوفه نیستیم که علی تنها بماند. درست نقطه مقابل برخورد زمان پیغمبر، زمان پیغمبر عرض کردم عین این قضیه را شما در غصب خلافت می بینید یعنی اگر یک همچین حادثه ای است که مقام معظم رهبری فرمودند که باید روی آن تدبیر بشود. بیشترین تدبیر به نظر من باید در ریشه این حادثه شود. ریشه حادثه کوفه نبود در کربلا نبود و در عهد امام حسین نبود ریشه قضیه در موقعی بود که داشتند غصب خلافت می کردند برای همین وقتی امام حسین (علیه السلام) کشته می شود . فرشته ندا می زند قتل الحسین یوم الانثین امام حسین (علیه السلام) روز جمعه کشته شده ولی فرشته می گوید روز دوشنبه کشته شد. یعنی تحلیل به ما می دهد ما باید یاد بگیریم که وقتی داریم یک حادثه را تحلیل می کنیم به ریشه هایش درگذشته خوب فکر بکنیم. حسین روز دوشنبه کشته شد. روز تشکیل سقیفه روز مرگی پیغمبر حالا ایشان قضیه زمان سیدالشهداء را از اینجا تحلیل م یکنند آنجا هم دغدغه آفرین بود پیغمبری که روز اول دعوت علنی اش تا روز مرگش این را اعلام این را اعلام کرده صدها بار اعلام کرده سندش هم است. چطور می شود که اتدا بعد از نبی الا ثلاث. بعد از پیغمبر سه نفر از مردم مرتد می شوند. چطور میشود می شود. امیرالمومنین دست حضرت زهرا (سلام الله علیها) و حسنین را بگیرد و تک تک درها را بزند و اصلا یادآوری بکند. حالا شما در نهج البلاغه داریم که عهدهایی که با رسوال الله دارد. وقتی امیرالمومنین دم در می رود. می گوید منم علی هستم راجه به من پیغمبر چه سفارش به شما کرد. در آن جلسه خصوصی فلان هیچ کس هیچ جوابی نمی دهد. این دغدغه آفرین نمی شود . بعد همین مسئله نتیجه اش می آید و امام حسن (علیه السلام) را می گیرد سیدالشهداء را م یگیرد ادامه دارد تا الان که حکومت اسلامی است. و تشکیل شد. دقت کنید با وجود اینکه مردم ایران نقطه مقابل است دقت کنید. من تاکید می کنم با وجود اینکه مردم ایران نقطه مقابل مردم پیغکبر و حضرت علی (علیه السلام) است مقام معظم رهبری می گوید این که بیم می دهد. دیدیدکه

قدر شهید دادند و مبارزه کردند تا امام را آوردند در ایران بعد 8 سال جنگ کردند و مقاومت کردند و پای آن ایستادند. اگر این مرذدم نبودند که این همه هجم توطئه تا بحال نشده این همه هجم توطئه روی یک کشوری پیاده کنند. دفع نمی شد این همه احجاز و حضور مردم بوده در کشور. دقت کنید مقام معظم رهبری با بینش ویژه ای که خودشان داشتند به ما دارند می گویند اگر ما هم یک ذره غفلت کنیم این خطر برای ما وجود دارد که با وجود این مردم . این خطر، خطر استحاله تهدید می کند و اگر الان یک مقددار چشمتان را در این جامعه باز کنید می بینید که می توانید رگ هایی از این حالت ها را ببیند. از این سهل تگاری ها را می توانید ببینید بخصوص در حال حاضر حالا با شخصیت ها کاری ندارم به شرطی که در تظاهرات و جلوه های فرهنگی یک مقداری نگاه کنیم. بیایید شما در جلوه های فرهنگی یک مقدار نگاه کنیم. اما شما سیر حجاب را تا الان در نظر بگیریم. فساد، مواد مخدر، رشوه، دزدی، امسال مسئولین نظام اعلام کردند که دزدی و سرقت، خیلی زیاد شده در مملکت. جلوه های فرهنگی دقت کنید. حجاب را بعد از اینکه اجاباری شد که زنان روسری بیندازند سرشان. به این مقدار بد نمی بینید. موسیقی و سیرش را تعقیب کنید. مواد مخدر را تغقیب کنید. این از کجا این طور می شود اختلاسات دزدی ها از کجا درمی آید اینکه می گویند که داریم. ی.اش یواش می رویم و این بیم است از خیلی ها، ارزش ها، چیزهایی که اینقدر پول دادیم. ساکت بشوند ببینند خیلی علنی دارد این اتفاق می افتد صدایش دارد می آید. حالا م تحلیل را می گذارم برای لب مطلبی که ایشان فرمودند. این مطلبی که ایشان اینجا فرمودند که باید چشمان نیزبینی تا اعماق حرکت جامعه را ببیند و افراد صاحب فکری کار را هدایت کند و اراده های محکمی پشتوانه این حرکت باشند تا خاکریز و دژ محکم و نفوذناپذیر در برابر دشمن بوجود آید یک بحث مجزایی دارد که بماند در بحث دیگری که ما از آن نتیجه ای که می گیریم باز نمانیم. بعد می فرماید انتظار می رود این معنا در فرهنگ کند من کشور ما از سوی افراد صاحب رای ونظر فکر اندیشه بوجود آید عبرت لازم از حادثه عاشورا گرفته شود. ما از اول انقلاب چطور بودیم. اگر وضعیت انقلاب را مورد مطالعه قرار بدهید می بینید که یک نفر امید اعتقاد داشت آن هم حضرت امام به خدا که بقیه هم به تبعیت تااینجا پیش آمدند و الا شما بروید و ببینید که سیر از خرداد 42 را تعقیب کنید که آن 15 هزار نفر رادر خرداد42 کشتند. امام تبعید می شود بعد بعد از آب تکان نمی خورد بعد می برند تریکه و نجف. حالا امام خودشان تعریف می کنند. تاریخ این قضیه از زبان خود اماما خیلی جالب است که می گویند وقتی آمدند و من را گرفتند همه مضطرب بودد در قم من اینها من را می بردند حتی به خود ساواکی ها که مضطرب بودند دلداری می دادم. بعد می گفتند که وقتی اینها من را می بردند ماشین رفت در جاده خاکی من یقین کردم که اینها می خواهند من را بکشند بعد به قلبم که مراجعه دیدم که امام دعای شبانه داشته ایشان شرئع به خواندن و گریه کردن می کنند که حتی آن افسر هم با امام گریه می کند. ببینید این آرامش، تئکل، اطمینان تا چقدر بوده در زندان هم که می آوردند همین طور بوده. در راه که می برند ترکیه همین طور ب.وده آن سرهنگ بوده که می گویند. ما این را گرفتیم و تبعید می کنیم. آمده در کابین خلبان خیلی راحت نسته در کابین خلبان می پرسد که توضیح بدهید که این دکمه چیست و چه کار می کند یعنی در این فرصتی که هست چیزی هم یاد بگیریم. بعد دو جلد کتاب فقهی امام شما می بینید که در ترکیه می نویسد تحلیل الوسیله را آنجا می نویسد. بعد هم که نجف آن شاهکارهای عالی را می کند بماند انقلاب که شد خیلی از آقایان رفتند و گفتند: آقا بس است خیلی از مردم کشته شدند. یک حکومتی که تا دندان مسلح است پشت گ سرش ساواک و امریکا. آنهایی که اینجا بودند نامید. اما امام که در نجف بود به همه دلداری می داد. بعضی از فقها برای امام نوشتند که جواب این خون ها کی می دهد. آدم های موجه پاشدند رفتند تا پیش امام و اظهار کردند که کار درست نمی شود. خبرنگاری های خارجی گفتند که ما خیلی تعجب می کنیم با این وقتی مصاحبه م یکنیم این در عین حالی که یک حکومت 2500 ساله را دارد می لرزاند در اوج آرامش است و برای ما هیچ خاطره ای مهم تر از دیدار رهبر انقلاب نبود. هر کس ترس داشت می رفت نزد آقا. بعد هم در قم چه آرامشی. قضیه جنگ شد بیایند بگیرند خاک ایران را. خیلی ها رفتند نزد امام یکی از همین بزرگان می گوید من رفتم خدمت امام امام دست گذاشت روی قلب من بعد گفتند تو چرا دیگر می ترسی مگر چه شده؟ بعد گفتند من آرام شدم. حالا اگرچای دیگری باشد رهبر دیگری باشد. پیغام بدهند آقا دزدی آمد سنگی پرت کرد و رفت نه حول کرد نه چیزی. اطمینان حضرت امام داشت که حتی اعلام جهاد داد. وقایع مهمی که در کردستان اتفاق افتاد قضیه 72 تن را شما ببینید. آقای هاشمی وسید احمد گفتند که اعلام نکنند. فردا صبح بروند و به امام بگویند و قرار می شود فردا صبح بروند و رادیو را از بالای سر امام بردارند که امام نشود یکی از اعضای خانواده می گوید که من رفتم رادیو را بردارم. امام فرمودند دست نزن من از یکی از رادیوهای خارجی شنیدم. چند وقت بعد 7تیر آقای رجائی و باهنر. قضیه مطهری، این همه ترورهای ستون های انقلاب قضیه حنگ تا آخر. چگونه ایشان واقعا انسان فکر کند معدن آرامش است به ما آرامش می داد و بقیه را با خود جلو می برد. این امام با این آرامشی که دائما تزریق کرد به همه ماها امیدهایی که داد ببینید چقدر خبرهای غیبی را داد و پیروزی هایی آینده مردم در جنگ در پیروزی انقلاب شاه باید برود و چه و چه دو چه یک آینده درخشانی را ترسیم کرد. جلوی مردم همیشه این طوری بود. یعنی این یک نقش خیلی مهمی در قدرت روحی و اذهان ایجاد کرده بود. که امامشان یک همچین دیدی دارد. یک آینده درخشانی را ترسیم کرده است. همه مقدمات را گفتم که حتی امام برای بعد از خودش هم به ما اطمینان داد و فرمود من با اطمینان می گویم که اسلام سنگرهایی کلیدی جهان را یکی پس از دیگرمشی فتح خواهد کرد. یا ما درصد آن پیامی که الان دقیقاً کلامش این آن یادم نیست که ما می خواهیم مثلث شوم امپریالیسم، کمونیسم و صهیونیسم را از بین ببریم و دعوت کرد ما را بسیج تشکیل بدهیم در سراسر جهان چه که همان پیام برائت شان و پیام استقامشان را دادند ولی من نتیجه ایکه می خواهم بگیرم. برادران عزیز با وجود همه اطمینان هایی که به ما دادند و این خوش بین هایی که داشتیم و داریم برای انقلاب به ما می گوید که ما برای انقلاب هوشیار باشیم خیلی دغدغه داشته باشیم برای آینده حالا جمله اول شان را می خوانم می فرماید قرآن مسلمانان را به عبرت گرفتن از تاریخ دعوت می کند ولازمه دعوت می کند و لازمه آن داشتن نسبت به آینده است. یعنی در خواب خرگوشی فرو نرفتن. بگوییم خدا خودش درست می کند امام زمان با ما هستند ملائکه با ما هستند. همه سر جای خودش اما خوب دقت کنید اگر قرار باشد یا قرار بود که کار بصورت خارجی بدست خو دشیعیان انجام نوشد این همه نمی فرمودند. این همه غیبت طول نمی کشید. این همه امام زمان می فرمود. دعا کنید برای ظهور من. کثر دعا لفرج. دعا زیاد کنید کا دیگر در این هفده هجده سال چند نکته دستمان آمده، آنجاهایی که کار کردیم، توانستیم پیروز شویم آنجاهایی که تللاش کردیم ضمن اینکه اخلاص کردیم و تلاش مان را هم داشتیم. کار کردیم. آنجاهایی که رفتیم د رخواب خرگوشی و گفتیم خودش درست می شود. و ... گرفتمان و بعد سهل نگاری کردیم و در خواب رفتیم و غفلت گرفمان شکست خوردیم. ضربه خوردیم ضربه های زیاد مهم این است که ما حواس مان را جمع بکنیم که ما دائما باید برای آینده، نقشه داشته باشیم و نقشه بریزیم و حواس مان جمع باشد و به فکر باشیم. بگوییم که حالا هستند الحمدله به کسانی هستند که کار را انجام می دهند. اکتاف نکنیم. این همه بدعت هایی که الان در جامعه ما انجام می شود نه که دولت این کار را بکند. یک چیزهایی مشروعیت پیدا می کند که یک عده جلوی آن باید بایستند حالا شما می بینید که یک انصار حزب الله است و بعد از یک جمعیتی دفاع از ارش هایی اسلامی تشکیلی می شود خوب آنها برای چه تشکیل شده واقعا این را بنشینند و فکر کنید ما برای چه تشکیل شده انصار حزب الله. جمعیت های ارزش های اسلامی برا یچه تشکیل شد. به بیانههای اولیه اینها را بخوانید و با مسئولین صحبت کنید. بلکه دارد اتفاقاتی می افتد در مملکت ما که خوب نیست این خطر آفرین است به قول آقا دغدغه آفرین است این اتفاقاتی که دارد در مملکت ما می افتد که اگر آن خواص حواسشان را جمع نکنند خیلی زیبا ایشان خواص را تطبیق دادند و معنا کردند. من خودم به عنوان یک طلبه بگویم من با روحانیت آشنایی دارم تاریخ روحانیت را قیق مطالعه کردم سال های سال با حال و گذشته با روحیاتشان آشنا هستم. به شما بگویم. اگر همین خواص که مقام معظم رهبری به آنها اشاره می کندبه عنوان خواص نبودند این انقلاب را خود روحانیت ما می پوکاند از درون. من بدون تعارف بگویم. آن خطری که الان یعنی امام فرمود: خون دلی که پدر پیرتان ازاین طایفه (طایفه روحانیت و تمام آخوندهای بی سواد، متهجران) که الان هم کم نیستند الان هم فشار را زیاد می کنند الان هم چوب لای چره، نظام و جمهوری اسلامی خیلی می گذارند فرمود: خون دلی که پدر پیرتان از این طایفه خورده از هیچ کس نخورده. من به عنوان یک روحانی خدمتتان عرض کنم که هیچ دشمنی برای ما خون دل ترین و خطری بیشتر از اینها نیست. آمریکا سر جای خودش شیطان بزرگ سر جای خودش، روشن فکرها، تیپ های دانشگاهی. همه درست. حالا چه باعث شد که اینها غلاف بکنند. چطور شد که امام توانست جلوی اینها د ربیاید با وجود یک همچین به قول خودامام مارهای خوشخط و خال که روحانیت در دستشان هست. وجوهات در دستشان هست. آیت الاهی را یدک می کشند تقی بودن ومرد تقوی بودن را یدک می کشند. چه بود امام را قدرت داد. جز با شخصیت و معنویت امام کاری نداریم. آنگه باعث شد بقیه آنها بترسند و غلاف بکنند چه بود. خواص بودند و بچه بسیجی ها بودند. حمایت از ولایت فقیه تا پای جان بود این بود. دیگر پشتیبانی کردن از پیام هایی که می دهد. در صحنه بودن شلوغ کردن، حضور داشتن، کار را به دیگران واگذار نکردن. بگوییم حالا چهار تا حزب الاهی هستند در شهر ما هم برویم سرمان را در لاک خودمان کار خودمان را بکنیم. الحمدلله هستند. آقا نمی شود. تک تک خواص باید این احساس را بکنند که رهبرشان چه گفت و چه سخنرانی کرد. بالاخره رهبری که جهان اسلام در دستش است. سخنرانی که می کند قصه نمی گوید. حتما می خواهد پیغامی دهد که این پیغام برای تمام مردم و جهان اسلام است و از ما چه انتظاری دارد. من الان این را خوب احساس می کنم. پیوندی که خواص با امام داشتند و آن حضوری که داشتند. الان دارد کم رنگ می شود. در حالیکه ما ملزم شرعی به اطاعت از امام خمینی نبودیم. ما ملزم شرعی به اطاعت از ولی فقیه ولایت فقیه ولایت عامه اماما زمان هستیم. جایگاه امام خمینی برای ما یک جایگاه مقدسی بود و این خطر آفرین است. ایشان می فرماید: که انتظار می رود که این معنا در فرهنگ کنونی کشور ما از سوی افراد صاحب رای و نظر و فکر اندیشه بوجود آید و عبرت لازم از حادثه عاشورا گرفته شود. و بقیه بیانات برای جلسه بعد و توضیحاتی بدهیم تا برسیم و به اغاز یاد تعمق کنیم. واوج فرمایشات امام که آنجا زیاد تمعق کنیم.

والحمدلله رب العالمین