جلسه 164 - معرفت نفس
شماره جلسه
164
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 164 - معرفت نفس

ادامه درس 99:

جلسه گذشته بحث مان راجع به مناسبت فرمایش نویسنده درباره مداومت بر عمل کرده بودند. قرار شد چندین روایت در این باره عرض کنیم. صحبت ایشان در رابطه با مداومت بر اذکار بود. اگر بخواهیم فایده ای از اذکار ببریم باید بر آن مداومتی داشته باشیم و فرمودند: مدامت بر حی یا قیوم برای صفای نفس و تجرد روح تاثیر غریبی دارد. قلب و اطمینان خاطر باشد نه به صرف لقلقه لسان دو صد پریشانی، تجربه ضرر ندارد. این مطلبی که فرموده بودند برای تجرد و صفای قلب. البته بحث و کار بر روس اسماء الاهی بسیار ارزشمند و لازم است. ما باید مطالعاتی در رابطه اسماء جمال، اسماء جلال مانوس شویم و آشنا شویم مرحوم علامه (رحمة الله) در یکی از رسائلشان که به عربی نوشتند در رابطه با اسماء خداوند حق تعالی شجره ای نوشته اند که انشاء الله سر فرصت باشد این شجره را در اختیار دوستان قرار می دهیم که بدانند احد و حی و قیوم کجاست تا برسد به بقیه. ما اصلا خداوند تباک و تعالی ما را برای این آفریده شناخت و معرفت حق تعالی و صفت و اسمائش. آن مقداری که معرفت کار می کنیم معرفت به ما می دهد. همان طور که در درس های قبل خواندیم. انسان کمی شناخت پیدا می کند و توانستیم تعدادی از اسماء حق تعالی را با مطالعه نفس پیدا بکنیم. بهر حال لازم است که کار بکنیم هم مطالعه نفس داشته باشیم تا به خدا برسیم. مستقیماً به قرآن و روایت و منابع دینی که از امامان ما رسیده در رابطه با شناخت و اسماء حق تعالی چیزهایی است که باید در زندگی به آنها برسیم اگر در زندگی شناخت پیدا بکنیم و انس بگیریم این همان کمال است که برایش آفریده شده ایم در مورد اذکار جلسه قبل سوالی مطرح کردیم که در مورد ساعت ذکر و دستورالعمل هایی که در اذکار است. بعضی از اذکار زمان مشخص دارد. یعنی ما بحثی داریم در مورد اذکار و زمانشان و نقشش در رشد انسان در تغذیه انسان و دفع حجاب ها و صفای نفس. لذا میبینید ما در تعلیمات خودمان هم در عبادت ها و اذکار زمان مشخص داریم. فرض کنید ما در ماه مبارک می گویم از این تاریخ تا این تاریخ و این اثر را دارد که بعد از ماه مبارک رمضان روزه خوب است. اما آن اثری که در روزه است، خوابتان عبادت است، آن روزه غیر ماه مبارک ندارد. هر چند روزه همیشه پر سود و پر فایده است. بعضی از اذکار و نمازها و عبادت ها هست که در یک مقطع زمانی خاص باید انجام شود. آن مقطع زمانی خاص تاثیر بسزایی در روحیه انسان میگذارد که باید رعایت شود. اما بسیاری از اذکار هستند که هر چند توصیه می شود که باید در یک مقطع زمانی مشخص انجام دهیم و ما اگر باصطلاح بتوانیم رعایت کنیم بسیار خوب است. اما آن طور نیست که اگر زمانی انجام ندهیم. و در زمان به فایده ونتیجه اش نرسیم. فرض بفرمایید مثلاً استاد شما می گوید. این تعداد ذکر را در طول روز بگویید. بعضی ها ممکن است موفق نشوند. معمولاً اساتید توانایی شاگردان را ملاحظه می کنند و ذکرهایی که داده می شود عموماً ساعتی است که انسان می تواند انجام دهد. مگر دیگر انسان گاهی وضع مزاجی وضع شغلی یا چیزها و عوامل دیگر سبب شود که نتواند این را به موقع انجام دهد. بعضی ها نتوانستند انجام دهند باید جای دیگر و زمان دیگر انجام دهند. مثلاً صبح گفتند نتوانستند انجام دهند. ظهر انجام بدهد ظهر گفتند: نتوانست شب انجام دهد. مثلاً آیات قرآن را به تعدادی در روزها بخواند نمیتواند انجام بدهد صبح ها یا ظهرها یا شب ها انجام بدهد و آنی که انجام می دهد باید مداومت داشته باشد. ذکر همیشه خوب است. در روایت داریم. هیچ چیزی نیست که خدا برای آن حدی قرار نداده باشد. الا ذکر خدا، ذکر خدا چیزی نیست که ما بگوییم صد دفعه بگوییم و صد و یکم دفعه نگوییم. اما اگر زمانی استاد به ما گفته باشد ما باید تعداد را رعایت کنیم. مثلاً خداوند تبارک و تعالی تسبیحات زهرا را امر فرموده که 34 مرتبه الله اکبر و 33 مرتبه سبحان الله و 33 مرتبه الحمدلله. ما باید همین را بگوییم. چون حد گذاشتند و تعداد مشخص کردند. آنکه حد مشخص است و دستور آمده بر آنچه دستور از استاد چه از حق تعالی آمده انسان باید عدد را رعایت کند. استاد داده می گویند ذکرها مانند دادن یک نقشه گنج است. نقشه گنج چطور پنج قدم از کنار درختی به سمت شمال بروید و ده قدم به سمت شمال بروید و سپس بکنید. فرض بفرمایید ما 15 قدم برویم و بعد بکنیم خوب معلوم است که به چیزی نمی رسیم. گنج زید همان عددی است که به ما گفته اند. یک مقدار عدد در معرفت نفس بدست می آوریم که مشخص می شود. یعنی اعداد اهمیت دارد. یک جایگاهی دارد در نفس انسان بعد از آنکه دستور استاد را انجام دادیم. حالا اگر دوست داریم همان ذکر را یا استغفار ذکری است که همیشه پسندیده است. تسبیح و تکبیر و تحلیل بخصوص اینها ذکرهای است که هیچ اشکالی ندارد. مضافاً به اینکه ما برای غیر از مواردی که از استا دید و روایت و از طریق آیات دستور خاص داریم اگر می خواهیم بقیه وقتمان را با ذکر پر کنیم با ذکر مخصوص داریم فرض بفرمایید شما برای ساعت اول روز یک ذکر دارید. ساعت دوم روز تا ساعت 24 ذکر مخصوص داریم. اگر انسان بخواهد آداب را رعایت کند. ذکر داریم. حالا یک مقدار را از اساتید می گیریم و ذکر می کنیم. یا از کسانی روایت شنیده ایم و میگوییم اما این نیت خیلی مهم است که مثلاً من این دویست تا را می گویم و نیتی که استادم فرموده یا روایت گفته و تمام می شود. حالا بعد خودم می خواهم ذکرم را دعایم و قرآنم را ادامه دهم. هیچ اشکالی ندارد ادامه دهید. مضافاً اینکه آن عدد را رعایت کنید و سپس اگر خواستید ذکر بگویید میتوانیم خودمان ذکرمان را ادامه دهیم و بگوییم. اما اگر سهواً عدد زیاد شود مانعی نیست. مثلا تسبیحات زهرا (سلام الله علیها) به جای 34، 33 تا گفته و به جای 34 تا 40 تا می گوید. این سهوی بوده مانعی ندارد. در مورد مداومت ما احادیث خوبی را در این زمینه که در مجامع روایی است. من چند تا از کتاب میزان الحکمه جلد هفتم صفحه پنج برایتان می گویم. «احب الاعمال علی انی الله تعالی مادام علیه العبد و ان قل» محبوب ترین اعمال در نزد خداوند تبارک و تعالی آن چیز است که انسان بر آن مداومت می کند حتی اگر کم باشد. در مورد مداومت این نکته را عرض کنم که اولا مداومت منشأ اثر است برخلاف غیر مداومت. شما اگر مداومت نداشته باشید نفس تأثیر زیادی نمیپذیرد. مثلاً شما یک موقعی است که یک راز می کنید قرآنی می خوانید و یا ذکری می گویید و یا یک جا سخنرانی یک نفر می شنوید و مقداری موعظه می شوید. خوشتان می آید لذت می برید ولی مداومت پیدا نمی کند. آن عواملی که با صطلاح بر ضد ذکر و موعظه هاست همیشه ما را محاصره کردند. قبلاً ذکر کردیم. ما متولد در جهنم هستیم. متولد در عوامل غفلت هستیم. عوامل غفلت اصلا هست. اصلا زندگی یعنی غفلت و برای همین ما ذکر داریم. ذکر صد غفلت است دیگر. یعنی چیزی که ما را از حال غفلت دربیاورد. اگر انسان در حالت عادی زندگی کند یعنی چه؟ یعنی دچار غفلت است. کسی نخواهد رشد کند کسی می تواند رشد پیدا کند که نخواهد عادی زندگی کند. یعنی یک چیزی خلاف زندگی عادی داشته باشد. متوجه باشد. فارغ کند خودش را تا متذکر شود تا به یاد بیفتد. نماز را برای چه وضع کردند. برای اینکه ما فارع شویم. کنده شویم. بیاییم وضو بگیریم. دعاست. مستحباتی دارد. تا ما کنده بشویم و بیاییم وارد نماز شویم. و کنده شویم از زندگی معمولی تا متذکر مبدا و معاد وظایف خودشان شویم. 5بار در روز کار را باید قطع کنیم بیاییم از اصول دین را به ما تذکر می دند و همین طور. این نقش سازنده دارد. مداومت اگر نباشد اثر ندارد. انسان دیدید بعضی وقت ها افرادی هستند فاسق هستند فاسدند. یک موقعی می آیند در جلسهی و موعظهی میشنید. شاید جلسه آنقدر قوی باشد که این منقلب شود. استثنا هست. معمولاً این مورد کم است. وقتی می آید اینها می آیند شاید سرشان را پایین می اندازند و می گویند راست می گوید بعد کنده می شوند. رابطه که قطع می شود دوباره می روند در عوامل غفلت. عوامل غفلت هم آنها محاصره می کند و نمی گذرد شخص تصمیمش را بگیرد و نمی گذارند آن توبه و بازگشت را انجام بدهد ولی اگر این مثلاً بیست روز یک سره بیاید و بشنود می بینید شجاعت پیدا می کند تصمیم می گیرد برای عمل کردن مثل زغال. زغال را وقتی یک بار می زند نمی گیرد باید چندین باز باد بزن برود و بیاید تا خوب بگیرد. وجود انسان هم همین طور است. انسان ها مختلفند از یکدیگر. به قول یکی از اساتید می گفت که بعضی ها مثل پمپ بنزین می مانند که یک کبریت بیاندازید آتش می گیرند. بعض ها مثل چوب خشکند با کمتر فشاری گر می گیرند. بعضیها مثل چوب تر هستند که دود می کنند تا به نقطه ای برسد که قابل سوختن باشد. بعضی ها مثل سنگ هستند همه با هم فرق می کنند. مداومت خیلی مهم است. مداومت این اثر را دارد. برا باید این تکرار همین طور باشد. بعضی ها اسرار داشتند در آیات الاهی «بسم الله الرحمن الریحم» های قرآن یک معنا دارد همه شان تک تک یک معنای خاص دارد. در آیات گوناگون. حضرت امام (ره) فرمود: این جر و بحث ندارد. این تکرار است. این تکرار باید باشدتا به رشد برسیم. تذکر این همه خدا به ما تذکر می دهد این اصلا یک اصل است در اسلام. در رشد معنوی تذکر یک اصل است. خود حضرت امام فرمود: انسان بدون تلقین به جایی نمی رسد. امام فرمود تکرار است. برای اینکه بشر نیاز به تکرار دارد باید یکسره باشد تا متذکر شود و تصمیم بگیرید زندگی اش را به یک روال صحیح بیندازید لذاما دائما نیاز به این داریم اگر بخواهیم روی خودمان کار کنیم باید خودمان را در جریانی بیندازیم تا بشنویم و بشنویم و بشنویم تا تاثیر بگذارد. اگر بخواهیم روی دیگران کار کنی باید آنها هم متوجه باشند با یک شرایطی درستی تذکر برایشان انجام شود مداومت در شنیدن و انجام کار شود. در همه کار همین طو راست شما بخواهید. یک چیزی را مداوا بکنید. در مداوا نمی گویند یکبار بخورید می گویند 20 روز، دو هقته تا سه هفته تا این رژیم بر حالت قبل غلبه کند. اربعین (چهل) برای چه می دهند. می فرماید: «و واعدنا موسی ثلاثین لیلة و اتممناها بعشر» 30 روز با موسی قرار گذاشتیم و بعد تبدیلش کردیم به چهل. اینکه مثلا عدد چهل در اسلام هست و آمده. مثلاً چهل شب. من اخلص الله اربعین سواها. هر کس خودش را چهل شب چهل صبح برای خدا خالی بکند «جرینا فیه حکمة من قلب الی لسانه» چشم های حکمت از قلبش به لسانش جاری می شود خوب این چهل برای چیست؟ برای مداومت است برای اینکه خودش را کاملا پر بکند. یا اینکه خداوند تبارک و تعالی به حضرت نبی امر می کند شما چهل روز از حضرت خدیجه دوری کن و برو عبادت بکن تا مثلاً آماده شوی برای بچه دار شدن و بسته شدن نطفه حضرت زهرا (سلام الله علیه) اذکاری که بزرگان ما دادند غالباً اربعینی است. یعنی چهل روز این ذکر مداومت دارد. از اول که شروع می کند لا اله الا الله سبحانک انی کنت من الظالمین چهل روز بعد ذکر دیگر، چهل روز بعد ذکر دیگر تا آنی که انسان باید بشود شود مداومت نقش مهمی دارد و ما زیاد داریم از این اربعین ها تا به نقص غلبه کنیم. در غذاها همین طور است در درمانها هم همین طور است. مثلا در درمان روحی چهل روز مثلا شما فلان چیز را ترک کنید و انجام ندهید یا چهل روز فلان کار را انجام دهید تا چهل روز فلان ذکر را بگویید و شخص درمان شده و حال مداومت خیلی موثر است و تاثیر زیادی دارد. نکته دوم: مداومت اگر صورت بگیرد یک دریچه ای از رحمت الاهی و اثر روی انسان باز می شود. یعنی انسان وقتی امام می فرماید: احب الاعمال الی الله تعالی مادم علیه اللعبد و ان قل» بهترین اعمال در نزد خدا این است که بنده بر آن مداومت کند حتی اگر کم باشد. این کم بودن وقتی انسان انجام می دهد همین کم بودنت برایش اثر می پذیرد و باعث می شود انسان حجاب را پاره کند و دریچه ای به رویش باز شود. از همانجا آن دریچه که روی انسان باز میشود یک منشأ اثر دریچه ای می شود راه نفوذ می شود به دریای نور برای اینکه انسان بیشتر مایل می شود برود جلو. چون اثر گرفته، منشأ گرفته، دیده و چشیده و وقتی می چشد انسان بیشتر تمایل پیدا می کند. سنخیت بیشتر می کند. یعنی یک درجه ازسنخیت طی شده حجاب کند رفته چیزی وارد روح شده مزه ای دارد روح شده. انسان سنخیت پیدا کرده و اینجا می گوید که از علم نتیجه گرفتم. اینجا مشتاق می شود که عمل را در جهات مختلف ادامه بدهد. اما اگر چند عمل را شروع کرده و برد ناقص رها شد. از هیچ کدام اثر نمی بیند آخر هم سر خورده می شود. بعضی وقت ها این سر خوردگی ها ضربه های اخلاقی و اعقاید سنگین می زند. مثلاً بدبین می شود ناراحت می شود خیلی مشکلات دیگر بوجود می آید. لذا همان عمل را کم را که می گیرد می رود جلو می بیند به نتیجه ای خواهد رسید. آن خودش باعث تشویق اش میشود باعث دلگرم شدنش میشود. و باصطلاح تصمیم بگیرد. کارش را اداه بدهد. لذا حضرت صادق (علیه السلام) می فرماید: «العمل دائم الی الیقین عندالله من العمل کثیر الی غیر الیقین» عملی که دائم است و کم است اما با یقین و اطمینان نفس صورت بگیرد بهتر است در نزد خدا از عملی که زیادی که بدون یقین انجام می گیرد. در روایت های دیگر هم هست که توضیح دادند که این مداومت عمل برای اینکه انسان آثار را و باصطلاح به آثارش برسد. ضروری است از امام باقر (علیه السلام). معصوم تقریبا از پیغمبر نقل شده از حضرت سجاد (علیه السلام) نقل شده. «إنی لاحب عن ادواما الی العمل قلّ» امام صادق از حضرت سجاد نقل کرده: فرمود من دوست دارم مداومت بر عمل بکنم و لو کم باشد. مداومت بکنم بمانم. حدیث دیگری از امام باقر است می فرماید که من موقعی که تصمیم می گیرم عملی را انجام بدهم دوست دارم برایش مدوامت انجام بدهم در ادامه روایت می فرماید: «و إن فانی من اللیل اقیته من النهار» اگر در شب نتوانستم انجام بدهم در روز قضایش را انجام می دهم. خلاصه نمی گذارم از دستم برود مدوامت می کنم. قرار است روزی 50 آیه بخوانم. شب نتوانستم. کی می خوانم؟ روز می خوانم. اگر در روز نتوانستم شب انجام می دهد. «و أن احبّ الاعمال الی الله ما دیم علیها» محبوب ترین اعمال در نزد خدا آن است که بر آن مداومت شود. آن هم بخاطر اثراتی عرض کردیم. نفس این طور است که باید ذره ذره به آن خوراک داده با تلقین درست بشود هست. باید فشار آورد باید تلین کرد. علتش را هم عرض کردیم. نگویید چرا نفس این طور هست نگویید چرا نفس ما این طور است. اصلا خلق ما در جهان این طور است. یعنی یکسره عوامل غفلت ما را تهدید می کند. اگر بخواهیم وسط کار رها کنیم دوباره عوامل فغلت می آیند و محاصره می کنند. شخص را و مجاری تغذیه را می بندند تغذیه مثبت صورت نمی گیرد. همه اش تغذیه منفی است. شخص خودبخود شاکله اش جوری شکل می گیرد که با عوامل غفلتی که همان طور که عوامل غفلتی دستور می دهند عمل می کنند یعنی طور دیگه ای هم نمی تواند عمل کند. همان جوری است. این مهم است. لذا ما مردم را هم نباید خیلی مذمت کنیم. مردم از آن جهت که سهل انگاری می کنند و غفلت می کنند و به فکر آخرت نیستند و بی توجهی میکنند مسئول هستند. اما خیلیها این قوانین را نمی دانند و بدستشان نمیرسد که عمل کنند. تغذیه درست نمی شوند. وقتی تغذیه درست نشوند براساس همان چیزی که تغذیه می شوند عمل می کنند. ما اگر واقعاً بخواهیم اثر گذاری بکنیم و کار تربیتی بکنیم باید این مسئله مداومت را دلبسته شدن مجاری تغذیه را توجه داشته باشیم. در ماه مبارک هم همین طور است. خداوند تبارک و تعالی می آید با وضع روزه می آید مجاری تغذیه بد را می بند و اجبار می کند صیام را. چشم روزه باشد، گوش روزه باشد، اعضا روزه باشد، خبال روزه باشد، وهم روزه باشد، حواس روزه باشد، می بندد. بعد سی روز روزه می گوید سی روز، روزه ، ذکر تا انسان موفق شود. شب قدری درک کند و به نتیجه ای برسد. در ضیافت وارد شود. اینها درسها و وظایف فقهی و شرعی ما در اصول دین، در فروع دین در اخلاق هست.. در مورد دیگران هم اگر بخواهیم این را رعایت کنیم. اصل همین است که عرض کردم. یعنی اگر کار تربیتی بخواهیم راجع به دیگران انجام بدهیم باید عوامل تعذیه سوء شان قطع شوند. یک سره تغذیه مناسب شوند. فرض کنید شما کار تربیتی اردو انجام بدهید؟ چرا اردو میگذارند؟ شما می خواهید یک مشت جوان پسر و دختر را شکل خاصی بدهید جمع کنید از خانه شان ودوستانشان می آورید در شهر دیگر حالا شرایط استراحت و تفریح گاهشان را فراهم می کنید بعد آنجا قرنطینه می شوند. بعد شما برای آنها دوره و کلاس می گذارید. یک هفته یا ده روز فارغ از همه چیز و چیزهایی که تغذیه می شده می نشینم و حرف می زنیم. اگر چیزی برای حرف زدن داشته باشیم. در این یک هفته چه بسا ما خیلی تاثیرات زیادی بگذاریم روی افراد. یک هفته اردو زمانی کمی نیست. برای جوانی که بطور مستقیم تغذیه بگیرد. امام صادق (علیه السلام): «إیاک عن .......فریضة فتوا فارغ ها اثنی عشر فلاها» می فرماید که بپرهیزید از اینکه واجب کنید بر نفست فریضه ای را و از او یکسال جدا شوی. یعنی اگر یک چیزی را برای خودت واجب کردی یکسال بر آن مداومت داشته باش. تصمیم گرفتی فلان کار را انجام بدهی تصمیم بگیر یکسال بر آن مداومت کنی و از آن جدا نشو. می خواهیم مثلا منطق یاد بگیریم می گوید مثلا یکسال ذهن را آلوده کن آغشته کن به آن تا بتوانی از آن استفاده بکنی. در مسئله فلسفه هم همین طور. فرض کن می خواهی روی اصول دین مطالعه کنی اصول دین 5 اصل است. شما شروع می کنید مطالعه توحید و نبوت و امامت، عدل، معاد. مرحوم مطهری فرمود این طور فایده ندارد. شما مثلا می خواهید در مورد توحید مطالعه کنید یک مدتی باید خودتان را اختصاص به توحید بکنید. مثلا این کتاب که تمام شده مطلب دیگری که در مورد توحید است مطالعه کنید. مطلب دیگر را نگاهی بیندازید یک چیز مدتی در توحید محشور باشید تا بعد از مدتی مثلاً 5ماه و یا یکسال شما متوجه شوید بفهمید توحید یعنی چه، تا مسائل توحید برایتان خوب جا بیفتد اما اگر توحید را شروع کردید و بالافاصله رفتید سر عدل توحید خوب برایتان جا نیفتاده بود. البته کتاب را یاد گرفتید. بعد رفتید سرعدل مداومت می خواهد، یادداشت کردن می خواهد. خودش می فرماید: قوی ترین مغزها باید دو مرتبه بخواند. یعنی اگر می خواهی تحقیقات یا مطالعات علمی شروع کنی، یک مقدار برای شیمی، مقداری برای فیزیک، مقداری برای ریاضی، چیزی به آدم دست نمی دهد. اما می خواهی شیمی بخواهی، مدتی ذهنت را آلوده کن به شیمی بعد که خوب مستقر شدی برو سراغ فیزیک مثلاً دقت بفرمایید. حضرت رضا (علیه السلام) می فرماید: «من استغفر بلسانه و لم ... بقلبه فقد .... بنفسه» کسی که به زبانش استغفار می کند اما قلباً پشیمان نمی شود. این خودش را مسخره کرده. یعنی به مقتضای استغفاری که کرده باید دوری از گناه در خارج باشند. این یک قسمت است که همزمان که با ذکر می گویی عمل هم باید بکنی بعضی اذکار هست که باید بگویید به معنی توجه داشته باشی.عملش آن ذکر خاص کار خاصی مفائق با ذکر ندارید. فرض بفرمایید یا حی یا قیوم دارید ذکر می کنید یا صلوات یا بعضی از اذکار. اما در مورد اثر که شما فرمودید. در مورد اثر بعضی ها که انسان مداومت می کند. حالا بسته به این است که از ذکر چه تقاضایی می کند بعضی وقت ها ذکری را انجام می دهیم که فلان مشکل مان حل شود. فلان ذکر را می گوییم که فلان کار انجام شود. مسئله ایجاد شود برای ما. این اثر یا می شود یا نمی شود یک موقع است که ما آن ذکر را می خواهیم و اثرش در روح ما احیا می شود در مرور زمان مثل ذکر لا اله الا الله هم معنی را در نظر بگیریم و هم تاثیرش در درون شما تاثیری می گذارد. وقتی از صمیم قلب میگویید لااله الا الله یعنی هیچ معبودی جز خدا نیست. بعد از یک مدتی که مداومت میکنی. بعدا می بینید که در خارج هم شما علاقه ات به اشیاء کم می شود. دلبر کم می شود. یعنی چیزی که دلت را ببرد کم می شود. دیگر واقعاً توجه به خدا داری. خدا می آید در راس آن محبوب ها قرار می گیرد. خوب ترین امور هستند که خداوند قرار داده است. مداومت به این معنا نیست که شما به دنبال چیز دیگر نروید. مثلاً دانشجوها و طلبه ها چند درس کنار هم می خوانند و چند سال مداومت دارند یا شما در معرفت نفس چند وقت مداومت دارند. مسائل تکراری را انسان زیاد بشنود برای او ملکه می شود آخرت را دیدگاه ابدی را ما چند بار تکرار کردیم. انسان یک سره باید متذکر شود که ابدیت جلویش است. وقتی این طور است که شاکله اش شکل می کیرد که در رفتارها در زندگی در اعمالش یک چیزی را اصل قرار می دهد. که آن هم ابدیت است. شما مثلا چیزی را نمیتوانید در آن مداومت کنید شروع نکنید چون فایده ای هم ندارد. اگر نتواند مداومت داشته باشد مستمر باشد. ولی اشکالی ندارد. موارد درسی باشد. «من اعمل عمل من اعمال خیر فلیدع علی سنة و لایقطعه دونها» امام صادق (علیه السلام) می فرماید: هر کس عملی از اعمال خیر انجام می دهد باید یکسان مداومت کند و کمتر از آن را انجام ندهد. ایشان جنبه های خیر را فرمودند. فرض کنید شما خطاطی می کنید. شغل دارید اما اگر بخواهید چندین جلسه بروید و نروید. چیزی یاد نگیرید. یا کلاس های احکام که در تقلید و طهارت می گوید بعد شش ماه قطع می شود. دوباره تقلد و طهارت. کار نیکو کردن از پر کردن است. این شعر همه را در خودش جمع کرده یک نکته مهمی که در مورد مداومت است. ما ده تا روایت داریم که باید جمع بشود. دو تاش هم از امیرالمومنان علی (علیه السلام) است. در یکی از روایت حضرت علی (علیه السلام) می فرماید که: «إن للقلوب ادوار و ادوار» قلب ها ادوار دارند و ادوار یعنی بعضی وقت ها نشاط دارند و یک چیزی را می طلبند بعضی وقت ها یک چیزی را دفع می کنند می فرماید که موقع که اغفال داشتنی مستحبات را انجام بد. اعمال مستحبی را انجام بده. نشاط داری اما موقعی که ادبار داری فقط اکتفا بکنید به فرائض و واجبات. مستحبات را موقعی که قلبتان ادبار دارد سراغش نروید. سوال از کجا ناشی می شود؟ از اینجا ناشی می شود که ما از این طرف دستور به مداومت داریم. از این طرف بعضی وقت ها اقبال ندارد قلبمان ادبار دارد قلب مان. این مشکل را چکار کنیم. یا اقبال نداریم. مشکل چیست؟ حدیث بعدی میفرماید: «یا بنی اوصیک بالعمل فلنشاط الکسل» توصیه می کنم تو را به عمل هم موقعی که نشاط داری و هم موقعی که کسل هستی. این چگونه جور در می آید با یکدیگر. آنجایی که می فرماید موقعی که اقبال داری فقط مستحبات انجام بده. اینجا می فرماید عمل را انجام بده حتی در حالت کسالت. نکته ظریف اش این است که ما یک حالت وسطی داریم بین اقبال و ادبار. قبلا هم توضیح دادم درباره حالت وسط. اما الان می خواهیم ارتباط بدهیم. بین اقبال و ادبار. آن حالت حالت خنثی است که قلب دارد. اینجایی که حضرت می فرماید عمل را انجام بدهید در نشاط هم انجام دهید در ادبار هم انجام دهید. بعد می فرماید در کسالت هم انجام دهید. اینجا منظور از کسالت ادبار نیست. کسالت حالت کسل بودن است. حالت خنثی است. یعنی موقعی که انسان حال کار عبادی را ندارد. یعنی رقیب ندارد، متنفر هم نیست. یک موقع انسان متنفر است از آن برود طرفش حالش خراب میشود. میفرماید آنجا نه. آنجا نه را به کدام دستور عمل کند وقتی انسان ادبار دارد؟ ما آنجایی که قلب مان ادبار دارد به دستورالعمل امام باقر فرموده که امام صادق نقل کرده عمل می کنیم. به دستور العمل قضا عمل می کنیم و انجام می دهیم. در حلت کسل و یا خنثی به ما گفتند که انجام بدهید. در حالت خنثی دو تا مسئله است که به ما گفتند انجام بدهید. دو تا علت دارد که به ما گفتند انجام بدهید یکی اینکه در حالت خنثی وقتی قلب خنثی است وضعیت قلب خطرناک است. یعنی درست است که ما در آن حال کار عبادی را نداریم ولی اگر یک موقعی گناهی زمینه بشود چون حالت خنثی است ایمان پشتیبانی نمی کند در الت نشاط نیست که اگر شیطان حمله کرد مقاومت کند. در آن لحظه امام صادق (علیه السلام) می فرماید انسان مانند یک پارچه کهنه است که با کوچکترین فشاری پاره می شود. لذا حضرت می فرماید این گونه مواردی که در حالت خنثی هستید نگذارید در حالت خنثی بمانید. زود خودان را ببرید به سمت خاطرات رحمانی آیات قرآنی بخوانید. ذکر بگویید، دعایی بخوانید، ذکر بگویید، کتابی بخوانید، بهرحال یک مطالعه ای تذکری انسان بشنود بوسیله خاطرات رحمانی انسان خودش را خارج بکند. این یک نکته نکته بعد اینکه این در حیات خنثی است. اجباری ندارد. یعنی حالا ما رفتیم و اجبار کردیم به آن و خاطرات رحمانی را تلقین کردیم این نشاط پیدا می کند. حال میآید. مانند ماشینی که شما گاهی روشن می شود و گاهی شما باید آن را هل دهید. گهی زین به پشت و گهی پشت به زین قلب هم همین طور است. یک موقع شما باید آن را هل دهید. نکته سوم این است که شیطان خوب توجیه را سوار انسان می کند. یعنی انسان را به انواع مختلف در می رود از زیر اعمال مستحب آفت زیاد می زند. کارهای خیری که انسان انجام می دهد. لذا مهلت این توجیه را انسان نباید به شیطان بدهد. چه موقع که حال داری انجام بده. کسل هم هستی انجام بده. اما ادبار داشتی نه. اما یک موقع هم که ادبار داشتی مواظب باش یک کسی گول نزن که بعد سست شوی. دو ساعت بعد انجام بده. بعد از استراحت و غذا و خواب انجام بده. شیطان توفیق مداومت را با توجیهات مختلف از انسان می گیرد. یعنی انسان خودش را وادار به انجام یک کار بکند انجام عمل خیزی این یک مسئله است. یکی اینکه مداومت به آن نداشته باشد مسئله دیگر. لذا در روایت داریم. مداومت در عمل از انجام خود عمل مشکل تر است که انسان حواسش باشد انسان تا آخر ببرد. انقلاب کردیم نگهداری انقلاب، مقاومت، مداومت می خواهد. مواظب باشیم که مداومت کنیم در اعمال مان.

والحمدلله رب العالمین