جلسه 013 - انسان‌شناسی (تهران)
شماره جلسه
13
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 013 - انسان‌شناسی (تهران)

در ادامه بحث مان در جلسه گذشته درباره ی تغذیه نفس صحبت کردیم و گفتیم نفس ما دائماً مثل بدن احتیاج به تغذیه و مراقبت دارد حقیقت ما روح است امری که از خداوند دمیده شده در حالی که مثل کودک هست و بالقوه است و در درون ما به صورت امانت به ما سپرده شده که از او باید پذیرایی و مراقبت کنیم و تغذیه اش را به عهده ما گذاشته است. چهار مرحله در سر راه ماست: یکی تولد مان در برزخ یکی گذران دوران برزخی سوم قیامت 50 هزار ساله و چهارم حیاط ابدی بعد از قیامت که اینها به این مربوط است که دنیا را به چه صورت بگذرانیم گفتیم رابطه ما در دنیا نسبت به آخرت مثل رابطه ی رحم مادر است با دنیا. اینکه یک جنین چگونه متولد می شود و دنیا را چگونه می گذراند بستگی به این است که چقدر کسب کرده و خودش را مطابق شرایط زیستی دنیا خودش را تربیت کرده و حرکت ما هم به سمت آخرت همینطور است که اینکه ما این چهار مرحله را و خوشبختی را چطور تحصیل میکنیم بسته به این است که متناسب به زیستی و شرایط آخرت چقدر تغذیه می کنیم جنین هایی داشتیم که در رحم مادر تغذیه کرده بودند غذا به جای اینکه تبدیل به اعضا شود تبدل به چیزی شده بود که به درد دنیا نمی خورد غذا خوردن کافی نیست باید غذا طوری باشد که متناسب شرایط بهشت باشد یعنی تغذیه حقیقی در بخش انسانی صورت بگیرد غذا غذای واقعی باشد و متناسب شرایط بهشتی تربیت بکند. بنابراین ما به میزان که غذا خرودیم خوشبخت هستیم. پس آن بخشی که باید غذا بخورد و به او برسیم و ثروتمندش کنیم بخش انسانی هست که اصالت دارد. در وجود ما بخش های دیگر یعنی بخش های حیوانی در استخدام این بخش هستند خادم این بخش هستند.

حالا دنیای خوب چی هست دنیای بد چیست؟ دنیا هم خوب است هم بد مثل یک رحم خوب است مثل یک مادر خوب است اگر دنیا بتواند به تغذیه جنبه ی انسانی ما کمک کند دنیای خوبی است به اصطلاح دنیای بلاغ. آن دنیایی که بتواند ما را به ابدیت برساند یک دنیای ممدوح و پسندیده. برای همین هم می گویند پول و ثروت نعمتهای دنیایی چیزهای خیلی خوب هست در روایت هم چقدر از آن تعریف شده حضرت فرموده: «نعم عون الدنیا علی الاخره» حضرت فرمود چه یار خوبی است دنیا برای آخرت. یار خوبی است ثروتمند بودن پول دار بودن برای تقوا انسان از پولش و از ثروتش استفاده کند از امکانات دنیایی استفاده کند به نفع آخرت. یکی گفت آقا من دنیا زده شدم احساس می کنم همه اش کشش به سمت دنیا دارم حضرت فرمود دنیا یعنی چی، گفت دنبال پول اینها هستم دست دارم با آن انفاق کنم اطعام کنم صبح بروم حضرت فرمود اینها هیچکدام دنیا نیست همه اش آخرت است بنابراین مهم این است که آیا یک کسی از ثروت از مدرک تحصیلی و از زیبایی چگونه استفاده کند از هنر از صدای خوش از مقامش چگونه استفاده کند اگر اینها منجر شود که کودک تغذیه بشود هیچکدام بد نیست. بتواند از مقام ریاستش استفاده کند برای آخرت.

خود قرآن می فرماید: بعضی ها مقام دارند «الذین ان مکنّاهم فی الارض اقام الصلوه و اتی الزکاته و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر» بعضی ها به محض اینکه به مقامی می رسند از ریاست شان به اقامه نماز و دادن زکات و امر به معروف و نهی از منکر کلاً به بسط دین استفاده می کنند. مدرک تحصیلی خیلی خوب است محبوبیت، شهرت، خیلی خوب است زیبایی خوب است هنر صدای خوش خوب است استعداد خوب است قلم خوب است اما اینها اگر منجر شود که جلوی تغذیه بخش انسانی گرفته شود و حواسمان برود به آن بخش حیوانی آن موقع ثروت می شود نامبارک.

در قرآن می فرماید: «انما اموالکم و اولادکم فتنه یا عدوّ لکم» اموال شما فرزندان شما فتنه هستند برای شما. اگر مال و فرزند مانع تقوای انسان نشود به نفع تقواست کمک است به انسان یک انسان یک بچه خوب داشته باشد این بچه خوب هر چقدر عبادت کند در نامه ی اعمال پدر و مادر هست وقتی از دنیا برود چون بچه زنده است در واقع انسان از دنیا نرفته و پرونده ی اعمال انسان به واسطه ی بچه باز می ماند. بعضی از زنهای شما بچه های شما دشمنان شما هستند دشمن شما می گوید بعضی از پولدار بودن بعضی از مقامات دشمن شماست نمی گذارد این بخش تغذیه کند مثل یک غده ی سرطانی است بیشتر غذا را به خودش اختصاص می دهد و خودش بزرگتر می شود بدرد نمی خورد مانع است.

در قرآن دو جور برخورد شده با زن و بچه، یک جا می گوید فتنه است و یک جا می گوید نعمت است بر شما پس به کس مربوط است به خود من، مربوط است اینکه من دنیا را مبارک و یا نامبارک می کنم. بنابراین می توانی با اینها با همسرت و فرزندت و ثروتت... طوری برخورد کنی که شوند مبارک و به آخرت خودت کمک کنی از همه اینها به نفع ابدیت و آخرت خودت استفاده کنی می شود ثروت مبارکی، همسر مبارک، فرزند مبارک، و اگر کسی ما را انتخاب کرد شدیم پدر و مادر شدیم یا استاد شدیم فرزند شدیم شاگرد شدیم دوست شدیم برای طرف مقابل مان یار آخرتی باشیم و کمکش کنیم مبارک باشیم.

رسول خدا فرمودند: سعی کنید برای خانواده تان بهترین باشید یعنی چه یعنی مبارک باشید. مبارک یعنی کسی که ارتباط با او مانع آخرت نمی شود که هیچ بلکه ما را جلو می برد قدرتمند تر و قوی تر می کند مثل رحم مادری می ماند که می تواند این جنین را کاملاً مراقبت کند و به تولد سالم برساند. یک دنیا داریم که دنیای خوب نیست دنیای ملعون است دنیای مذموم است دنیای که بگذارد تو رشد نکنی. ما حالا دختر خانمهای خوبی داریم پسر های مجردی داریم که پسرهای خوبی هستند وقتی ازدواج می کنند و بلد نیستند مهارتهای ازدواج را یا انتخاب بد می کنند و یا بلد نیستند مهارتها را در زنگی گله دارند آن زندگی جهنم می شود. حدیث داریم هر کس ازدواج کند نصف دینش را حفظ می کند. ولی خیلی ها ازدواج می کنند آن نصف دینی را که دارند از دست می دهند. چرا چون عرضه ندارد زن یا شوهرش را بهشتی بار آورد. فکر کرد که بلوغ جنسی پیدا کرد و یا بلوغ عاطفی پیدا کرد یک کسی را دوست داشت و او هم او را دوست داشت حتماً اینها صلاحیت دارند با با همدیگر ازدواج کنند نه. وقتی زن می گیری باید حواست جمع باشد که جهنمی نشوی. و او را هم جهنمی نکنی وقتی شوهر می کنی باید مواظب باشی. بچه دار هم می شوی همینطور. به عزیزان می گویم قبل از اینکه بچه دار شوند نوارهای تربیت را گوش کنند ویا قبل از انتخاب همسر نوار میثاق خواهران را گوش کنند و کسانی که ازدواج کرده اند همسران را گوش کنند.

و دنیا دو جور است این دو جور بودن دنیا به خاطر دنیا نیست بخاطر ماست. پس در روایت گفته اند دنیا ملعون است و طالبش سگ است دنیا جیفه ای است و طالبش سگ است به دنیا بر نمی گردد. یکی در مقابل علی «علیه السلام» دنیا را بد گفت حضرت فرمود این چیست که این حرفه را می زنی با آن با تندی برخورد کرد گفت دنیا مسجد اولیاء خداست ما خطبه داریم در باره ی فضایل دنیا. در روایت داریم که دنیا مادر ماست ما فرزند دنیا هستیم ما در آغوش این مادر مهربان برای ابدیت آماده می شویم اگر دنیا نباشد بهشتی هم نیست اگر دنیا نباشد مافوق بهشتی هم نیست اگر دنیا نباشد لقاءالله و معرفت الله نیست اینقدر دنیا قشنگ است.

حضرت علی «علیه السلام» می فرماید من دوست ندارم در دنیا زود بمیرم دوست نداشتم بچه بودم و می مردم و به بهشت می رفتم چقدر نکته ی مهمی است چون وقتی بچه، بچه است می میرد به بهشت می رود چون معصوم است. حضرت علی می گوید من دوست نداشم که بچه بودم و می مردم و می رفتم بهشت دوست داشتم دردنیا باشم. بزرگ شوم بالغ شوم و خدا را بفهمم و معرفت الله پیدا کنم. این بالاتر از هر بهشتی است حیف نیست که انسان بیاید بدنیا و بهشت را نشناسد بیاید معرفت الله پیدا نکند بیاید گوهر خودش را نشناسد خیلی باختی حالا بهشت هم بدهند چون بهشت که بچه معصوم برود غیر از بهشت است که یک نفری که معرفت الله پیدا کرده می رود آن بهشت خیلی فاصله دارد. حالا بعضی ها اینطوری فکر می کنند حالا چرا زن نمی گیری می گوید می ترسم مرا غافل کند می گویم چرا شوهر نمی کنی می گوید می ترسم از مسیر خارج شوم چرا درس نمی خوانی می گوید می ترسم مدرک تحصیلی بگیرم و غرورش من را بگیرد چرا تلاش اقتصادی نمی کنی تلاش مادی خوب نمی کنی، می گوید نه ما را غافل می کند نه مشکل از دنیا و پول و ثروت زن و شوهر و ازدواج نیست مشکل از خودت است تو بی ظرفیت هستی که نمی توانی استفاده کنی ولی اینها خیلی قشنگ است. نعمتهای دنیا را کی بر انسان حرام کرده «قل من حرّم زینت الله التی اخرج لعبادکم» قرآن می فرماید: بگو چه کسی زیبایی ها زینتی که خدا در دنیا برای شما خارج کرده بر شما حرام کرده. استفاده کنید ولی با ظرفیت بروید سراغش. هر کدام آن باید در استخدام ابدیت تان باشد. خیلی ها به هوای کار آخرت در کار دنیای شان تنبلی می کنند مثلاً می آید در مسیر معنویت به شوهرش نمی رسد به بچه هایش نمی رسد به زنش نمی رسد باید برود کار خوبی بکند و از مستأجری در بیاید می بینی که می خواهد یکسره برود در مسجد و حسینیه و این طرف و آن طرف کار دنیایی اش را انجام نمی دهد این غلط است. حضرت علی «علیه السلام» فرمود کسی که در کارهای دنیایی کسل است در کارهای آخرتی اش هم کسل است. «من کسل ان امر دنیا فهو ان امر آخرتی اکسل».

این فوق العاده مهم است چگونه نگاه کنیم به این بستگی ندارد که کسی دارا باشد یا ندار باشد اینقدر فقیر داریم و ثروتمند داریم فقیر داریم می رود بهشت، و ثروتمند می رود جهنم و متقابل فقیر داریم که می رود جهنم، ثروتمند داریم می رود بهشت. در روایت داریم که رد شدن یک شتر از سوراخ یک سوزن آسان تر است از رد شدن و رفتن یک ثروتمند به بهشت است منظور کدام ثروتمند است منظور ثروتمند طبیعت گرا است نه ثروتمند فطرت گرا و الا ائمه ثروتمندترین مردم زمان خودشان بودند. آدمهای فقیر نبودند همه شان دارا بودند غالب شان کار تجاری می کردند کار بازرگانی می کردند ولی بلد بودند از این ثروت چگونه استفاده کنند. بحث دنیا بحث مهمی است. که بالاخره رابطه مان را با دنیا چگونه تنظیم کنیم که لذت ببریم. شرع مقدس می گوید وقت تان را سه قسمت کنید یک قسمت را لذت حلال باشد هر لذتی که دوست داری هر چه که علاقه داری یکی دوست دارد برود تئاتر یکی دوست دارد برود سینما یکی دوست دارد برود پارک، یکی دوست برود جنگل، کوه، دریا، میوه بخورد، دوست دارد کتاب بخواند، غذا بخورد اگر شما با لذتهای حلال خلوت نداشته باشید توان برای عبادت خدا و معنویت را هم ندارید علت اینکه افراد بعد از مدتی از کارهای عبادی خسته می شوند می برد این است که به اندازه کافی از لذتهای حلال خلوت نمی کنند به اندازه ی کافی استراحت نمی کنند. پس در شرع مقدس اسلام همینقدر که به عبادت و تقوا توصیه شده به لذتهای حلال توصیه شده. انسان یک موقع باید با رفقا و دوستان باشد بگو و بخند داشته باشد هر کس لذتی دارد. کنار آبی برود رودخانه ای برود جنگلی برود صفایی بکند با دوستان برود مسافرت بکند این لذتها خیلی کمک می کند. انسان دو تا وظیفه دارد یک وظیفه ی عبادت و وظیفه ی سیر و سلوک است و یک وظیفه ی کار و زندگی و مشغولیت های زندگی اگر بخش لذات را نداشته باشیم توانای کافی برای بخش دیگر نداریم.

برای همین حضرت می فرماید: اگر کسی خلوت با حلال نداشته باشد قوت کافی قدرت کافی برای انجام الهی وظیفه ای که در اجتماع و زندگی باید داشته باشد را ندارد بنابراین رابطه مان را با همه اشیاء درست تنظیم کنیم که طوری که این جنین و این کودک درست بار بیاید و رشد کند و قوی شود حدیث رانوشتم معنا کنیم. اول یک چیز مهم بگویم فرمول خیلی مهم است در اسلام هر چه گفتند ذکر بگویید عمل بکنید نگاه های خوب داشته باشید نگاه به در خانه عالم نگاه به عالم، چیزهای خوب بشنوید جانور فربه شود از راه نوش / آدمی فربه شود از راه گوش. می توانید بشوید کلاس بروید پای کلاس علامه بروید همه اینها برای این است که به روح غذا برسد به آن بخش انسانی غذا برسد و رشد کند پس اصل آن روح است که باید رشد کند و غذا به او برسد. غذاها هم با هم فرق می کنند یک سری غذاهای هستند که قوی هستند حجمش کم است ولی قوی هستند قدرتشان بیشتر است مثلاً شما گوشت بخورید گوشت خالص بخورید پسته و فندق بخورید بادام و کشمش بخورید کشمش چند تا بیندازید دهان تان بخورید تا غروب شما را می گیرد. ولی یک موقع هست که غذا حجمش زیاد است می خورید اما زود گرسنه تان می شود مثلاً پفک می خورید بیسکویت می خورید می بینی نه باز ضعف می گیرد تو را قدرتهای غذاها با هم فرق می کند پس عمل هم همینطور است مثلاً فلان کار را بکنید بروید حج، کربلا، عزاداری کنید صدقه بدهید اینها همه برای این است که آن جنبه ی انسانی ما رشد بکند به کودک غذا برسد.

پس غذا خوردن ما دو جور است یک جور غذا خوردن ما با عمل است عمل خاصی را انجام بدهیم اینکه با بدن یک موقع هست که با قلب انجام می دهیم یعنی خود آن قلب را مستقیماً غذا می دهیم. پس حالا کدام کارها را انجام بدهیم این خیلی مهم است که من طول عمرم با فرصتی که کم دارم کدام اعمال را انجام بدهم که زودتر به نتیجه برسم یعنی وقتی ندارم وقتی سوت پایان را می زنند خودم را برای شرایط زیستی آخرت آماده کرده باشم. کدام اعمال را انجام بدهم که شصت سال چهل سال اشتباهم را جبران کند و زود هم به نتیجه برسم و زود هم بالغ شوم.

بچه هایمان را بیشتر تغذیه کنیم قلب شان را، مغز و فکر شان را تغذیه کنیم عقل شان را تغذیه کنیم ظاهر شان را عبادی کنیم رنگ شان را رنگ مذهبی دادیم درست شد نه اگر چادر سرش کند دختر خوبی است نه چهار سال هم دیرتر حجاب بگیرد عیبی ندارد ولی وقتی می گیرد درست می گیرد با اندیشه با معرفت بگیرد. این دیگر بیمه است دیگر هیچ کسی نمی تواند در اجتماع خرابش کند بچه را زور زور وادار کن نماز بخواند و هی فشار بیاور حالا نماز خواند بچه خوبی است چون عقل و قلب تغذیه نشده ی انسان اعمالش را با دلش انجام می دهد با دلش دوست دارد با دلش می گردد با دلش تنفر دارد همه کار دل است دل بچه محب اینها بار می آوردی یعنی باید بیشتر فکرش را تغذیه می کردی. بچه ام فحش می دهد، کارهای زشت می کند می گویم کار نداشته باش ناراحت نباش که کارهای زشت و فحش می دهد رفته اینطور چیزها را انجام می دهد تو خودت در خانه تغذیه ات را انجام بده تغذیه درست را انجام بده غصه بیرون را نخور درست می شود. آدم باید خودش سالم باشد. انسان مساوی است با اندیشه.

حالا از من انتظار دارند وقتی که می آیم سر کلاس این جا حالا رفتی خانه رو به قبله بنشین مثلاً اینقدر ذکر بگویید اینقدر تسبیح بگویید اینقدر نماز بخوانید نه. بعضی ها که می روند حج، من به آنها می گویم که کتاب بخوانید راجع به عمره، ببینید این فلسفه گشتن دور خانه خدا چیست این سعی بین صفا و مروه و فلسفه اش چیست. نمی خوانند ترجیح می دهند ده بار بروند عمره پول هم خرج کنند ولی یک بار ننشینند ده ساعت کتاب بخوانند. در روایت داریم نماز معراج است یعنی می برد بالا تا پیش خدا قربان هست نزدیک کننده است پس چرا چهل سال است نماز می خوانیم نمی رسیم برای این که نماز می خوانیم نمی فهمیم چه می خوانیم دعا قرب می آورد پس کو، اینهمه دعا خواندیم چرا قرب نمی آورد. مطالعه کنیم در باره ی نماز که نماز چیست یعنی این بسم الله الرحمن الرحیم یعنی چی الحمدلله رب العالمین یعنی چی، رکوع یعنی چی، سجده یعنی چی، اینها را که خدا وضع کرده خدا حکیم است اینها را بی خود وضع نکرده می گوید قویترین وسیله ای که در استخدام شما گذاشتم نماز است هر وقت خسته شدید هر وقت کسل شدید هر وقت غمگین شدید نماز بخوانید نماز شادتان می کند قوی تان می کند. در روایت داریم «الصلواه الا بحضور القلب» نماز قبول نیست مگر با حضور قلب. حضور قلب یعنی چی؟ بفهمی قلب شخص مساوی است با شخص. حضور قلب یعنی حضور شخص، با خدا داری حرف می زنی بفهمی که چی داری می گویی. در روایت داریم که بعضی از نماز ها نصفش قبول می شود بعضی ها یک پنجم آن قبول می شود بعضی ها یک چهارم بعضی یک دهم بعضی ها یک بیستم قبول می شود. مثلاً فقط یک سلامش را توانسته بگوید فقط توانسته بگوید السلام علیک ایها النبی و رحمته الله و برکاته. این سلامی که به پیغمبر کرد واقعاً سلام کرده به پیامبر از صمیم دل. پیامبر را دید و سلام کرد این می ماند بقیه نماز را می ریزند بیرون می گویند بعضی از نماز ها را می پیچند به یک پارچه کهنه می زنند به صورت شخص می گویند یک آقایی وقتی نماز می خواند گفت السلام علیکم و رحمت الله و برکاته. یک شیرجه می رفت آن طرف تر می گفتند برای چی شیرجه می روی، گفت برای اینکه وقتی نمازم را می زنند به سرم به من نخورد. هر دفعه از من شیرجه می روم در روایت داریم نماز را می زنند به سر این طرف چون این گناه است این نوع نماز خواندن بی ادبی است در محضر خدا. یعنی من رفتم ایستادم ولی پشت به خدا کردم. بی ادبی است. یعنی اصلاً حواسم نیست خداوند در حدیث قدسی داریم که شما پیش پست ترین افراد جامعه حرف می زنید بالاخره که رو برو می شوید حواستان را به همدیگر می دهید که بینید چه می گوید ولی وقتی با من حرف می زنید چرا حواس تان با من نیست دقت کنید که در مقابل چه کسی دارید برای چه دارید صحبت می کنید برای همین ما بدمان می آید نه از اذانش و نه از اقامه اش خوش مان نمی آید.

و از نماز هم دزدی می کنیم دزدترین آدمها کسی است که از نماز می دزدد. از نماز که می دزدیم و تعقیبات هم خوش مان نمی آید. که ادامه بدهیم در روایت داریم به کسانی که نماز را می خوانند و می روند و در مسجد نشته اند و می خوانند و می روند میگوید کجا می روید بهتر از اینجا دقت کنید که در محضر چه کسی ایستاده ای. امام سجاد «علیه السلام» می فرماید: در ابوحمزه ی ثمالی، خدایا شکرت می کنم خدایا به من اجازه دادی هر وقت بخواهم با تو خلوت کنیم هیچ وقت بر نمی گردانی هیچ وقت نه نمی گویی هیچ وقت درت بسته نیست. هیچ وقت شلوغ نیست هیچ وقت نمی گویی وقت ندارم اگر بفهمم بزرگترین نعمت است از عظیم ترین نعمتهای الهی این است که اجازه داده مستقیم با خودش حرف بزنیم بدون واسطه هر وقت هم بخواهم هر وقت هم می شنویم و با مهربانی هم می شنویم در اوج گناه در اوج فساد آغوشش را باز میکند و بغلت می کند.

اصلاً ما حضور نداریم در واقع نماز نمی خوانیم در واقع حضور قلب یعنی حضور شخص نداریم شخص باید حاضر باشد و چیزی گیرش بیاید اینهمه نماز خواندی چی گیرت آمد برای اینکه حاضر نبودی و توجه نکردی نرفته ای مثل دانش آموزی هست الان بعضی ها هستند که میگویند آقا می رویم سر کلاس از اول تا آخر نمی توانیم ذهن مان را متمرکز کنیم در جلسه معلم چیزی گیرمان نمی آید. بدنش رفته کلاس خودش حاضر نبوده حضور فیزیکی سازندگی ندارد اگر داشته باشد خیلی کم است فرکانس هم می آید صدای استاد می آید داری می شنوی چه می گوید ولی نمی فهمی چه می گوید حواست جای دیگر است حاضر نبود. پس باید به قلب غذا برسد اینکه قلب مان رشد نمی کند آقا چهل سال است نماز خواندیم خدا با این کار ندارد. چهل سال نماز خواندی پنجاه سال نماز خواندی. امام صادق «علیه السلام» می فرماید بعضی ها شصت سال نماز خوانده اند یک رکعتش هم قبول نیست. چون یک رکعت نخوانده اند در واقع به اندازه ی یک رکعت با خدا اصلاً روبرو نشده حرف نزدی. مهم نیست که چند مرتبه رفتی کربلا، که پز بدهی که من هفت مرتبه رفتم عمره نمی دانم سه دفعه رفتم تمتع، 15 بار رفتم مشهد، صد هزار مرتبه ختم قرآن کردم چه را فهمیدی چه گیرت آمد از این زیارت چقدر این بخش انسانی غذا خورده. اعمالی که انجام می دهیم برای این است که ما همه تمرکز بگیریم شما بیایید رو به قبله بایست یعنی برای این غذا بخوریم متوجه باشیم که رو به قبله هستیم دوازده بار حیّ حیّ حیّ حیّ برای اذان اقامه یعنی اینکه باید تو متوجه باشی که قرار است رو به خدا بایستی و با خدا حرف بزنی اذان و اقامه همه اش برای تمرکز است یعنی برای این است که بخوری این غذا را ما می آییم اذان را می گوییم متوجه نمی شویم و تکان نمی خوریم اذان تلویزیون می دهد مؤذن می آید ولی ما تکان نمی خوریم.

در روایت داریم در مسجد حرف دنیا نزنید هر کس در مسجد حرف دنیا بزند موقع مرگ زبانش می گیرد. «لسان عند الموت...» حرف دنیا را نزنید حرف خدا را بزنید اذان که می گویند حق نداری قرآن بخوانی قرآن نخوان چون همین قرآن خواند حواست را پرت می کند. در حدیث داریم که ذکر خدا را هم نگویید در حدیث داریم نه ذکر بگویید و نه قرآن بخوانید وقتی اذان می گویند با مؤذن شما هم تکرار کنید یعنی قلب تان را آماده کنید قرار است که با خدا روبرو شویم خودت بیا رو به قبله بایست اذن را بگو آهست بگو. اقامه را بگو در بعضی از دعاها داریم که بعد از الله اکبر چه بگو بعد از اشهد ان لا اله الاالله چه بگو دعا داریم اینجا برای اینکه تو تمرکزت را زیادتر کنی. هی زیادتر کنی که بفهمی که داری می خوری بالاخره از این نماز یک چیزی گیرت بیاید. در روایت داریم که شما هفت بار بگویید الله اکبر یک بار کافی بود چرا تکرار، چون اساساً تکرار در اسلام تکرار عمل در اسلام برای ایجاد تمرکز و خوردن هست یادتان باشد نفس عادت بکند تمرکز بگیرد تا بتواند خوب بخورد این مهم است شما یک بچه ای که غذا نمی خورد چه کارش میکنید یک چاشنی می گذارید جلویش چاشنی های مختلف سالاد نوشابه برایش می گذارید که به رغبت بیاید که بتواند غذایش را با چاشنی بخورد. برای این است که تمرکز بگیرد. هفت بار بگو الله اکبر، یعنی خدا بزرگتر بزرگترین است بقیه را بگذار کنار و خیلی معانی دیگری هم دارد که کاری با معانی اش نداریم.

پس وظیفه ما ثروتمند شدن است وظیفه ما خوردن است وظیفه ی ما تغذیه است وظیفه ی ما چاق شدن است رشد کردن است اینکه روز قیامت میزان است برای این است که می کشند ببینند چقدر آدمیت آورده ای چقدر بخش انسانی تو خوراک خورده وزن هست آنجا می کشند آنجا گفتم آنهایی که سنگین است. زندگی شادی دارند (فی عیشه راضیه) آنهایی که سنگین هستند ثروتمند هستند خوش بحال اینها و آنهایی که فقیرند گدا هستند مثل بچه ای که آمده اینجا چشم ندارد گداست گوش ندارد گداست پا ندارد. گدا آمده به دنیا زجر می کشد اینجا چون اینجا جای ثروتمندان است آنهایی که همه چیز را آورده اند همه امکانات لازم را برای اینجا آورده اند. حضرت علی «علیه السلام» فرمودند: شدیدترین بلاهایی که یک شخص دچارش می شود گدا بودن روحش است.

روحش فقیر باشد« اکثر البلا فقر النفس» بزرگترین بلا که یک آدم در دنیا ممکن است روبرو شود چیست می گوید این است که کودک این بخش انسانی غذا نخورد فقیر باشد. چیزی گیرش نیاید نه ثروت استاد را دارد نه ثروت کتاب را، نه ثروت جلسات علمی را نه ثروت هیچ نخورده بیچاره، این بخش فقیر است. ولی بخش حیوانی قوی قشنگ تر و تمیز پولدار ماشین دار خانه های آنچنانی همه چیز دارد ولی بخش انسانی چی، فقر مطلق. زیرک ترین آدمها کسانی هستند که دنبال ثروت حقیقی و ماندنی هستند ثروت که با خودت می بری نه ثروتی که از خودت می گذاری ثروتی که می خواهی ببری. اشرف امت کسانی هستند چون پیامبر خودش شریف ترین است کسی اشرف هست کسی که ثروت بیشتری داشته باشد.

«اللهم انی اسئلک من شرفک اشرفیه و کل شرفک شریف اللهم انی اسئلکه به شرفک کله» این دعای سحر خیلی قشنگ است. همه اش می گویی خدایا همه ی شرف را بده همه بی بهار را بده همه نور را بده چون باید بخوریم دیگر هر چه هست به خدا می گوییم به ما بده چون باید بخوریم دیگر چون ما بینهایت طلب هستیم. چون کسب کردن ثروت هم حد ندارد هر چه بیشتر بخوری به نفعت هست هر چه چاق تر بهتر هر چقدر بهتر، بزرگتر، سنگین تر، بهتر چون میزان عمل نیاز است که داشته باشیم چون ما سه هزار سال راه صراط داریم جهنم تاریک است اگر نور نداشته باشیم چطور می خواهی از داخل جهنم رد شوی سه هزار سال صراط نور با خودتان جمع کنید بنابراین حریص شوید در ثروتمند شدن شخصیتی و روحی باید تقویت کنیم.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد وآله الطاهرین.