« به نام خدا»
گفتیم که ما در اربعین حسینی، در این ایامی که هستیم، اینکه از سراسرِ دنیا مردم با اختلافات کشوری، دینی، مسلمان، سُنی، شیعه، غیر مسلمان، مسیحی، همه ی این عزیزان می آیند این مسیرِ شگفت انگیز و طولانی را طی می کنند، و همه ی اینها عشقشان یک امام هست، دلشان یک شخصیت هست، این نشان می دهد که جهان خودش را برای یک واقعه ی مهم آماده می کند، اربعین با این ترکیب بی نظیر و شگفت انگیزش در واقع پیام آور آماده شدنِ مردم برای نهضت جهانیِ آقا امام زمان (ع) است، و اربعین یعنی نشان دادنِ تشنگی و این همه نیازِ مردم به خلیفة الله، به یک امام، و خستگی مردم از فرهنگها و حکومتهای مختلف، از فرهنگ های دشمن، فرهنگ های غربی و عشق به فرهنگ ناب محمّدی (ص)، اربعین بیشتر ظرفیت را برای تمدن سازی اسلام دارد، در دنیای کفر، فسق و فساد امتی متولد می شود که به آگاهی اجتماعی، سیاسی و تاریخی مهمی رسیده است، ایمان به ظرفیت خودش و ایمان به آنچه که خدا به او داده پیدا کرده است، خودش را پیدا کرده است، آن خود باختگی ها، احساس ضعف و اقلیت کردن در مقابل دشمن را رفته رفته از دست می دهد الحمدلله، و آرام آرام قدرت خودش را پیدا می کند به توانائيهای خودش ایمان می آورد، به دارائي های خودش، به ارزش ایمان، و دینِ خودش پی می برد و می خواهد که در مقابل سایر فرهنگها مستقل باشد و از طرف دیگری هم می خواهد که این فرهنگ را در سراسرِ جهان گسترش بدهد و زمینه را برای ظهور فرهنگ جهانی مُصلِحِ کُل آماده کند، اربعین به خاطر ترکیب و کثرتش و به بخاطر بسیاری از خصوصیات بی نظیری که دارد، یک ظرفیت بی نظیر برای تولید سربازان و سرداران لشگر امام زمان (ع) دارد، که باید همه ی کسانی که شرکت می کنند در اربعین و همه ی کسانی که در برگزاری آن نقش دارند یا یک پیوند و ارتباطِ عاطفی و معرفتی دارند تلاش کنند که از این ظرفیت بی نظیر برای ساخته شدن در درجه ی اول ساخته شدنِ خودمان و ساختنِ سربازان و سردارانِ لشگر امام زمان (ع) استفاده کنیم، در هیچ جای دیگر و هیچ مکانِ دیگری به این اندازه ای که در فضای اربعین می شود سازندگی ایجاد کرد برای نهضت ظهور در جای دیگری این نهضت وجود ندارد، اربعین بیشترین قدرت را برای حفظ اسلام و رشد اسلام در سراسر جهان دارد، برای حفظِ شیعه و رشد تشیع و فرهنگِ مهدویت در سراسرِ جهان دارد، برای همین هم بزرگ داشت اربعین، توجه به عظمت اربعین، خوب برگزار کردنش، با کیفیت برگزار کردنش، یک وظیفه است، عرض کردم اعلام ثوابهایی که برای زیارت نسبت به امام حسین (ع) شده است یک نقشه ی الهی بوده است یعنی یک نقشه ی زمان مند بوده است که در این زمان مند بودن معصومین او را از بالا نگاه می کردند، سید الشهداء (ع) قبل از اینکه در زمان پیغمبر (ص) به دنیا بیاید یک شخصیتِ شناخته شده برای همه ی انبیاء است، ما احادیث معتبر داریم که از آدم تا پیغمبر (ص) همه سیدالشهداء (ع) را می شناختند، آیات قرآن هم این را دارد، روایات هم دارد، هم آیات داریم و هم روایات داریم در قرآن در مورد اهل بیت (ع) و وجود قبل از این زمان تاریخی آنها، شما الان نگاه کنید ما عکسِ کشتی نوح (ع) را داریم، خودِ کشتی هم که پیدا شده است، در موزه مسکو هست، این علامت پنج روی کشتی خورده است و قسم نامه و آن دعای حضرتِ نوح که خدایا به حقِ این پنج تن اسم هم آورده است، دانشمندانِ غیر مسلمان هم این را ترجمه کردند، که خدایا به حق این پنج تن و دانه دانه هم اسم آورده است که این کشتی به سلامت برسد، خدایا من به اسمِ این پنج تن کارم را انجام می دهم، یعنی این یک نقشه است، یک نقشه ی تاریخی بوده است از اول همه چیز جریان داشته است، لذا شما می بینید وقتی که بچه هم به دنیا می آید سید الشهداء (ع) در شکم مادر، برای مادر خودش ذکر مصیبت می گوید که من کشته می شوم تشنه، خودش روضه خوانی و ذکر مصیبت خودش را از شکم مادر، برای مادر شروع کرده است، وقتی به دنیا می آید پیامبر (ص) او را در آغوش می گیرد و بعد گریه می کند و ماجرای کربلا را می گوید همانطور که بچه های بعدی هم که متولد می شوند، ابوالفضل العباس (ع) هم که متولد می شود امیر المؤمنین (ع) هم مدام به دست های قشنگِ حضرت عباس (ع) نگاه می کند و اشک می ریزد این داستان یک نقشه ی الهی است، وقتی امام امت می گوید که خداوند حضرت زهرا (س) را بعد از وفات پیغمبر (ص) با ماجرای انقلاب اسلامی ایران تسکین می دهد این نشان می دهد که همه چیز طبق آن نقشه ی الهی پیش می رود، انقلاب اسلامی ما برایش آیات و روایات داریم، هم آیات داریم برای مردم ایران و عظمت مردم ایران و هم روایات زیادی داریم، انقلاب ایران دیده شده است، بعد از انقلاب ایران مقدمات ظهور دیده شده است و بعد هم ظهور، امام باقر (ع) در کتاب معتبری به نام غیبت (؟) که در زمانِ غیبتِ صغری امام زمان (ع) نوشته شده است می فرماید که، این حدیث را من از آنجا نقل می کنم که اگر من انقلاب ایران را درک کنم خودم را برای ظهور حفظ می کنم نشان می دهد که فاصله ی بین انقلاب تا ظهور حضرت، فاصله ی زیادی نیست، زیاد هست این روایات، پس داستانِ اینکه برای امام حسین (ع) اینهمه ثواب ذکر شده است و زیارت و اربعین و توجه به اربعین و راهپیمایی ها و جلسات هست به قول حضرت امام یک نقشه بوده از اول از سوی خود ائمه (ع)، که نیروی لازم برای حفظ و توسعه و پیشرفت شیعه همیشه فراهم بشود از این مجالس، نیروهای وفادار ساخته و آماده بشود، اربعین یک همچین ظرفیت بی نظیری را دارد باید از این ظرفیت استفاده کرد، وقتی در روایت می گوید کسی که از خانه حرکت کرد رسید به قبر امام حسین (ع) فرشته ها به او می گویند « اَنتَ مِن حزب الله و حزبِ رسول و حزب اهل بیت (ع)» شما از حذب خدا و رسول خدا و اهل بیت (ع) هستید، این هم حذبی خدا و رسول خدا و اهل بیت (ع) شدن بالاترین مقامی هست که یک انسان می تواند به آن برسد، این مسئولیت می آورد برای انسان، یک موقع هست کسی بی لیاقتی می کند خودش را از این حزب بیرون می کند مثل خیلی از کسانی که با امام حسین (ع) آمدند حتی تا روز عاشورا هم بودند حتی مقداری هم جنگیدند بعد فرار کردند، ما داشتیم آدمهایی که تا ساعتهای پایانی که دیگر چیزی نمانده که بروند به بهشت و در عالیترین درجه ای که یک انسان برسد، برسند فرار کردند، خودشان را به جهنم انداختند، کما اینکه بعضی ها از لشگر عمر سعد، حدود سی تا سی و دو نفر ذکر کردند که تا غروب به لشگر امام حسین (ع) پیوستند در آخرین لحظات، خُب این اتفاق برای آنها افتاده است برای ما هم می افتد، ما ممکن هست که امام زمان (ع) ما را بارها دعوت کند به لشگر خودش و ما نپذیریم، چون گفتیم حضرت هر روز « هَل مِن ناصرٍ یَنصرونی» می گوید، حضرتی که به قول علی (ع) « الشریدُ الطریدُ الفریدُ الوحید» هست آواره ی طرد شده ی تنها و یگانه است توسط دوستانش در بین ما آواره است حتی در همین اربعین هم امام زمان (ع) آواره و تنهاست و مردم به جای اینکه بیشتر به حسین زمانِ خودشان فکر کنند فقط مشغولِ ذکر مصیبت های حسینِ سالِ شصت و یک هستند بدونِ اینکه توجه کنند اگر گفتند که برای حسین سال شصت و یک گریه کنید برای این هست که توجهتان به حسین زمانِ خودتان باشد، امام زمان (ع) فرمود من دعا می کنم برای کسی که برای جدّم حسین (ع) گریه کند خودِ ایشان هم فرمود که من هم برای جدّم حسین (ع) گریه می کنم و اگر اشکم هم تمام بشود خون گریه می کنم، زیارت ناحیه ی مقدسه که سخت ترین زیارت هست، گریه آور ترین زیارت هست از ناحیه ی امام زمان (ع) هست، ولی حضرت فرمود وقتی که آن زیارت را کردید حواستان به من باشد، به حسینِ زمانِ خودتان، فرمود دعا می کنم برای کسی که برای جدّم حسین (ع) گریه کند ولی برای من و برای ظهور من دعا کند عرض کردم ما باید یا حسین ها و لبیک یا حسین ها و لبیک یا عباس ها و لبیک یا علی ها را الان اگر بخواهیم رضایت اباالفضل (ع) و امام حسین (ع) و امیر المؤمنین (ع) و رسول الله و فاطمه ی زهرا (س)، معصومین (ع) و رضایت خدا را بدست آوریم باید همه را تبدیل کنیم به لبیک یا مهدی (عج)، آنکه از دلِ این راه پیمایی ها و گریه و عزاداری ها می خواهند همانطور که در زیارت عاشورا می گوید که وقتی شما با امام حسین (ع) حرف می زنید بگو من انتقامت را می گیرم ولی با امام زمان (ع)، از خدا می خواهم که این روزی من بشود که من انتقامتان را بگیرم اما « مَعَ امامٍ منصور» و همچنین می خواهم انتقام خودم را هم بگیرم اما « مَعَ امامٍ هدی» زیارت عاشورا قبل از امام حسین (ع) طراحی شده است، حدیث قدسی است ولی می گوید که شما دستتان از امام حسین (ع) برسد به امام زمان (ع)، شما باید برای امام حسین (ع) گریه کنید تا بتوانید انرژی لازم را برای رفتن زیر چادر امام حسینِ زمانِ خودتان پیدا کنید، شما باید خاصیت داشته باشید برای لشگر امام زمان (ع)، ( کَل) نباشید، کَل یعنی اینکه انسان فقط مصرف کننده است فایده ای برای امامش ندارد، خاصیتی برای امامش ندارد، کسانیکه می آیند زیارت اربعین خاصیت دارند برای امام زمان (ع)، چرا؟ چون این ماجرای اربعین و راه پیمایی اربعین لشگر ساز هست، لذا هر کس که به حرم امام حسین (ع) برسد آن خطاب به او می شود که شما از حزب خدا، حزب رسول الله و حذب اهل بیت (ع) هستید، و آن خطاب بالا که فرمود: « کَتَبَهُ الله مِن المصلحینِ المُنتَجبین» خدا یک زائر امام حسین (ع) را از مصلحین برگزیده می نویسد، خُب حالا مصلح شدید، حزب الله شدید، اسم شما را ثبت کردند در این حزب، به این قدرت رسیدید حالا باید مسئولیت و تکلیفتان را بعد از برگشتن از حرم انجام بدهید، اینطور نیست که فکر کنید ما باید چند کیلومتر پیاده روی می کردیم بعد برگردیم و برویم سرِ کار و زندگی خودمان، نه، برگشتیم باید با رسالت برگردیم چون ما رسیدیم به مقامِ «حزب الله»، «حزب الرسول»، «حزب الحسین» ما دیگر اسممان ثبت شد در لشگریان خدا پس باید وظیفه ی مصلح بودنِ خودتان را انجام دهید، یعنی هم به خودسازی بپردازید و هم اینکه مردم را با فرهنگ عاشورا، فرهنگِ امام حسین (ع) آشنا کنید این فرهنگ امام حسین (ع) و عاشور است که از دلش لشگریان امام زمان (ع) ساخته می شوند و بیرون می آیند، از دلِ این گریه ها و عزاداری ها، از دلِ این راه پیمایی ها باید آن نیروی لازم برای حرکت جهانی امام زمان (ع) ساخته و پروریده بشود، پس ما با مسئولیت از کربلا خارج می شویم مگر اینکه مثل خیلی از کسانی که در چادر امام حسین (ع) بودند و رفتند حالا ما هم لیاقت پیدا کرده ایم آمدیم خودمان را به امام حسین (ع) و چادر امام زمان (ع) رساندیم بعد هم از زیر چادر فرار می کنیم و می رویم کاری نداریم که الان امام زمانِ من، حسینِ زمان من از من کاری می خواهد به من می گوید « هَل مِن ناصرٍ یَنصرونی» من باید بروم زیر چادر حضرت، من نمی توانم به حضرت بگویم که من کار و زندگی دارم فقط همین یک چند روزی مرخصی گرفتم که بیایم راه پیمایی کنم بیایم کربلا دیگر کاری هم با شما ندارم، همه ی یا حسین، یا حسین ها، برای یا مهدی گفتن است، زیارت عاشورا این را به ما یاد می دهد، « اَن یَرزُقَنی طَلبَ ثارِکَ مَعَ امامٍ منصور»، « اَن یرزقَنی طَلَبَ ثاری مَعَ امامٍ هدی» پس یا حسینی که یا مهدی نداشته باشد عزاداری حقیقی نیست، ورود به حزب خدا نیست، «مُصلحِ منتَجب» شدن نیست، مُصلحِ منتجب هستیم، حزب الله هستیم اما خارج می شوم از آن، با امام می آییم و بعد رهایش می کنیم، ما نباید یک لحظه از امام زمانمان غافل بشویم، از اینکه ما در هر نقشی که هستیم، هر هوّیتی که داریم، یک زنِ خانه دار، یک پیر مرد، یک زمین گرفته، یک بچه کار می تواند کند برای امام زمان (ع) بارها گفتیم هیچ کس نیست که بگوید من کاری برای امام زمانم نمی توانم انجام دهم، حضرت فرمود حداقل کاری که می توانید برای من انجام بدهید دعا کردن هست، دعا چیزِ کمی نیست، ولی فرمود دعا با اضطرار، نه دعای عادی، بله دعای عادی این هست که من بعد از سخنرانی می گویم (الهم عجل لولیک الفرج) شما هم بگویید آمین بعد تمام بشود امام صادق (ع) فرمود دعا اگر با اضطرار باشد همه ی موانع ظهور شما را برطرف می کند، فرمود بنی اسرائيل به چهار صد سال عذاب از طرف خدا دچار شدند، دویست و بیست سال نِکبت کشیدند و بدبختی زیر دستِ این فرعونها دیگر به سطوح آمدند وقتی بریدند چهل شبانه روز جمع شدند همه با هم دعا کردند که خدایا نجاتمان بده، وقتی خدا دید همه مضطر شدند همه با هم دعا کردند، دقت کنید با هم، خدا موانع ظهور را بر طرف کرد و موسی و هارون را برای آنها فرستاد و نجاتشان داد، امام صادق (ع) فرمود اگر شما همینطوری برای حضرت مهدی (ع) دعا کنید، مثل دعای ندبه که ببینید چقدر خودشان قشنگ به ما یاد می دهند، اضطرار را کشانده است به روحِ ما، خودش ندبه است، تمامِ اضطراری که یک نفر در فراغ امام و پدرِ خودش داشته باشد امام صادق (ع) دارد، « عَینَ، عَینَ، عَینَ...» این همه « عَینَ» اگر واقعاً این حس از ما بیرون بیاید و ما واقعاً این تشنگی، انتظار در روح ما باشد که نبودنِ حضرت اذیتمان کند و آزارمان بدهد، فراغش اذیتمان کند، مضطر بشویم و دعا کنیم خدا دعایمان را برآورده می کند، عرض کردم مثل یک کسی که به او بگویند سرطان دارید چگونه دعا می کند؟ بگویند فرزندتان، ناموستان را دزدیدند، یا اینکه همه ی اموالتان الان دود شد رفت به هوا، چگونه می روید حرم دعا می کنید؟ مضطرانه، حضرت فرمود برای امامتان مضطرانه دعا کنید، بله یک آدمی که زمین گیر هم هست، در رختخوابش مضطر باشد برای امام زمان (ع) او دعایش مستجاب است، حالا شما توجه کنید سی، چهل میلیون جمعیت آمدند اربعین مضطر دعا کنند برای امام زمان (ع)، امام صادق (ع) است، شوخی نیست، دروغی ندارد، ولی ما دعا نداریم اصلاً، شما فکر کنید چه کسی می تواند بگوید من پنج دقیقه در زندگی ام مضطر دعا کردم برای امام زمان (ع)؟ آنطور که برای سرطانِ خودم، سرطانِ زن و بچه ام، برای دزدیدن ناموسم، برای مشکل مالی ام، برای شفایم، برای کجا دعا کردم، خُب این حس نیست، آن حسی که در بنی اسرائیل ایجاد شد به سطوح آمدند در اثرِ آن همه فساد و ظلم ما هم کم ظلم نمی بینیم داعشی ها کم ظلمی هستند؟ آمریکا کم ظلمی هست؟ استکبار کم ظلمی است؟ مشکلات داخلی خودمان کم است؟ مصائب زندگی مان کم هست؟ چرا نمی فهمیم که ما کلید حلِ مشکلاتمان آمدنِ امام زمان (ع) هست، چرا حواسمان نیست که اگر در زندگی ها طلاق اتفاق می افتد، دعوا و درگیری و فساد است، انحراف و گرانی است، ظلم هست، مشکلات هست، مریضی هست، بیماری جسمی است، بیماری روحی است تمامش به خاطر نبودِ امام زمان (ع) است، امام زمان (ع) که بیاید دیگر نه فقری هست و نه مریضی است، نه بیماری جسمی است و نه بیماری روحی است، نه اختلافی است و نه مشکلاتی است، نه غمی است اگر او بیاید همه چیز درست می شود، باز ما می رویم به دنبالِ راهِ حل های دیگر، متوجه نیستیم که این فشارها و مشکلاتی که در زندگی ماست به ما می گوید که ( بی همه گان به سر شود، بی تو به سر نمی شود) ولی ما حواسمان به این نیست، می رویم دست به دامانِ امام حسین (ع) و حضرت اباالفضل (ع) می شویم که یا اباالفضل (ع) من این مشکل را دارم برایم حل کن، نمی رویم به اباالفضل (ع) بگوییم که اباالفضل (ع) تو دست به دعا شو یا همراه ما دعا کن و از خدا بخواه که موانع ظهور پدر ما را بردارد، ما نبودنِ حضرت هنوز برایمان به حدِ اضطرار نرسیده است، وقتی پدر بالای سرِ مان نیست، امام بالای سرِ مان نیست به حدِ اضطرار نرسیدیم و نمی توانیم دعای مضطرانه کنیم، والا اگر همین جمعیتِ اربعین مضطر باشند بیایند با اضطرار یک بار راهپیمایی اربعین از هر مقصدی که می خواهد شروع بشود با اضطرار بیاید به سمت حرم امام حسین (ع) و حرم اباالفضل (ع) و همه با هم یک چیز بخواهند نمی گویم که راهِ حل مشکلات دیگرشان را نخواهند و حاجتهای دیگرشان را نخواهند، نه، اما در رأسِ حاجتهایشان همین چهل میلیون همین باشد، امام صادق (ع) قول داده است که تمامِ موانعِ ظهور برطرف می شود، ولی این جمعیت می آید ده ها برابر این جمعیت هم در جاهای دیگر حسرت اربعین را دارند در سراسرِ دنیا اما هنوز امام زمان (ع) غریب هست در دعاها، هنوز امام زمان (ع) مظلوم هست و هنوز طرد شده ی آواره است، نبودنِ حضرت، دردِ حضرت، اضطرارِ حضرت، آواره گی و طرد شدگی حضرت، دلشکستگی و سوزِ دل حضرت، فشاری که به قلبِ مبارکشان می آید موضوع دردها و مشکلات ما هنوز نشده است متأسفانه، لذا اصلاً ما یادمان می رود در دعاها که مهمترین نیازِ خودم و جامعه ی جهانی چیست، در نیازهای بخش های پائینی گیر هستیم، دعاهایمان هم همه رنگهای طبیعی و جسمی و مادی و دنیایی دارد، دعا هم اگر برای امام زمان (ع) می کنیم حس و اضطرار نیست درش، یک دعای ادبی و رسمی است، یک دعای فانتزی است، ما خیلی کارها می توانیم انجام دهیم، این کمترین کار هست دعا کردن برای حضرت، که حضرت فرمود: « اکثرُ دعا لِتعجیل الفرج» چقدر خودش مضطر هست حضرت و چقدر فشار به قلبِ مبارکشان می آید، که مدام به ما می گوید که شما دعا کنید، شما دعا کنید، شما بخواهید، برای چه می گوید دعا کنید؟ برای اینکه طلبِ ما شرطِ ظهورِ حضرت هست، اگر یک کسی دعا کرد به آن دو تا شرطی که خود امام زمان (ع) برای ظهور فرموده است جامعه می رسد، دو شرط بود برای ظهور امام زمان (ع)، دو شرط در نامه اش آورده بود حضرت، یکی وفاداری و دیگری همدلی، اگر همه با هم دعا کنند حولِ محور امام وفادار و همدل می شوند، اربعین بالاترین ظرفیت برای وفاداری به امام متخصص معصوم، خلیفة الله و همدلی نسبت به اوست، اربعین وفادار ساز و همدل ساز است، هم تولید وفاداری می کند و هم تولید همدلی، لذا باید از این ظرفیت استفاده بشود، پس اگر ما با زیارت امام حسین (ع) به مقامِ حزب الله رسیدیم این درجه ی عظیم را از دست ندهیم حیف است، وقتی شما منصوب شدید به حزبِ، حذب الله شدن از این چادر دیگر بی هیچ بهانه ای بیرون نیایید، نگذاریم مشکلات و مصائب زندگی دنیایی مان ما را از حضرت جدا و دور کند، اجازه ندهیم از این لشگر خارج بشویم، مثل اصحابِ عاشورا وفادار به اماممان بمانیم، در این چادر بمانیم، امام رضا (ع) در شرطِ زیارت چه چیزهایی فرمود؟ این را همان شب های اول گفتم برای زیارت امام رضا علیهالسلام سه نکته ی مهم را ذکر کرد ۱- زیارت عهد واجب هست برای هر شیعه، امام صادق (ع) فرمود: « زیارتُ الحُسَینِ واجِبٌ الا کُلِ مَن یُقِرُ مِن حُسَینِ بِالامامَ مِنَ الله» در ارشادِ مفید هست این روایت می فرماید که زیارت امام حسین (ع) واجب است به هر کس که به امامت حسین (ع) اقرار دارد به اینکه حسین (ع) از جانب خداوند امام هست، این واجب هست، چیزِ مستحبی نیست، یک عهد هست این اربعین آمدن، زیارت امام حسین (ع) آمدن یک عهد هست، وظیفه است که شما به امامتان سر بزنید، امامِ زنده هست، امام مرده که نیست، چطور واجب هست که به ارحامِ طبیعی و مادی خودمان مثل پدر و مادر زمینی، خواهر و برادرها و عمه و دایی سر بزنیم و صله ی رحم کنیم و اگر نکنیم فرمود بوی بهشت از پانصد سال راه می رسد و قاطعِ رحم، کسی که قطع رحم می کند بوی بهشت را استشمام نمی کند، اگر یک کسی ارتباطش را با معصومین (ع)، با امامزاده ها که اصلش هستند، خانواده اصلی اش هستند، ما خانواده ی آسمانی داریم، اهل بیت (ع) خانواده و آباء و اجداد طاهرینِ خودِ ما هستند، خدا ما را از آنها و از نور آنها خلق کرده است، یک کسی که قطعِ رحم کند خُب معلوم است که هیچ وقت به بهشت راه پیدا نمی کند، دنیایش جهنم است و آخرتش هم جهنم است، پس ۱- زیارت واجب است، ۲- فرمود که این زیارت باید با حس باشد، با عشق و رغبت باشد نه با صرفاً برای حاجت خواستن، درش رغبت باشد، « فَمَن زارَهُم رَغبتً فی زیارتِهِم» زیارت بروند ولی با میل و با عشق، همانطور که شما آمدید، همانطور که اصحاب اربعین با عشق می آیند با این جمعیت اینجا، میلشان، دلتنگی هایشان، دلدادگی هایشان کشانده است اینها را اینجا، الحمدلله، « وَ تَصدیقً بما رَغِبُ» اگر آن چیزهایی که ائمه (ع) به آن علاقه دارند تصدیق کنند، آن چیزهایی که ائمه (ع) از آن متنفرند اینها هم متنفر باشند، سبک زندگی ائمه (ع) را دوست داشته باشند، سبک زندگی حضرت زهرا (س) را دوست داشته باشند، (تصدیقً) نه اینکه بگویند آقا ما آمدیم به زیارتتان اما من سبکِ زندگی خودم را دارم، من کار اقتصادی، کار تجاری، کار سیاسی، کار علمی، کار فرهنگی خودم را دارم، این اصلاً به درد نمی خورد، این سه شرط، خُب « تَصدیقً بِما رَغِبُ» یکی از چیزهایی که اهل بیت (ع) به آن رغبت دارند، بزرگترین چیزی که اهل بیت (ع) به آن رغبت دارند ظهور امام زمان (ع) هست، اینقدر اهل بیت (ع) در اَثَرِ تأخیر در ظهور فشار می آید که امام صادق (ع) آن دعای ندبه را می خواند، پدرِ ایشان، امام باقر (ع) فرمود: « لا اَدرَکتَهُ لَخَدَمتُ لِایامِ الحیاتی» اگر من ببینم مهدی (ع) را تمام عمرم را خدمتگزار او خواهم بود، وقتی شخصیتِ بی نظیری مثل امام باقر (ع) می فرماید که اگر من زنده باشم درک کنم ظهور را تمامِ عمرم را خادمِ او خواهم بود و به او خدمت خواهم کرد ما باید بفهمیم که در چه موقعیت بی نظیری قرار داریم الان، و خدا برای ما چه موقعیتِ بی نظیری ایجاد کرده است، کما اینکه این موقعیتِ بی نظیر برای مردم امام حسین (ع) هم فراهم شد چند هزار نفر با حضرت همراه شدند اما اکثر غریب به اتفاقشان استفاده نکردند، برای ما هم الان دقیقاً همان شرایط زمان امام حسین (ع) فراهم است، ما باید منتظر حقیقی باشیم امام علی (ع) فرمود اگر، حالا ممکن هست که شما بگویید که استاد شما مدام سئوال کردید، سئوال گفتید، مدام این را برای ما مطرح کردید هر شب که شما در زیارت عاشورا می گویید که « اَسألهُ اَن یُبَلِغَنی المَقامَ المحمود» چطور ممکن هست؟ من به امام حسین (ع) بگویم، خدا به من می گوید در زیارت عاشورا (حدیث قدسی هست می گوید وقتی با امام حسین (ع) حرف می زنید به امام حسین (ع) بگویید که من مقام شما را می خواهم، از خدا می خواهم که من را به آن مقام محمودی که شما دارید برساند)، چطور ممکن هست؟ امیر المؤمنین (ع) فرمود هر کس منتظر واقعی امام زمانش باشد با من و هم درجه ی من هست در آخرت و با من محشور می شود، راهِ رسیدن به مقام محمود را خودِ زیارت عاشورا می گوید، می گوید که شما حسِ انتقام پیدا کنید، یک گریه ای که بگویید که کشتند، زدند، سر بریدند، تشنه بودند، همینطوری گریه کنید ولی غیرت انتقام را نداشته باشد آدم، این گریه ی عزیزانه ای نیست، یک گریه ی ذلیلانه است، عزادار حقیقی مثلِ علی اکبر (ع) غیرت دارد، مثل اباالفضل (ع) غیرت دارد، مثل امام حسین (ع) غیرت دارد، اینطور نیست که بایستد تا او را بزنند، خُب حالا این مصائب وارد شده است پس بروید انتقام بگیرید، می توانید بروید انتقام بگیرید، می توانید انتقام همه ی آن مصائب را بگیرید پس چرا نمی روید انتقام بگیرید؟ فقط همین می ایستید می گویید که خانواده ی ما، نوامیس ما را چنین و چنان کردند در کربلا؟ خُب آنها اصلِ ما هستند، آن عزیزانی که در کربلا کشته شدند از خانواده ی زمینی ما به ما نزدیک تر هستند، همین فقط، یعنی ما مدام بگوییم که زدند، کشتند، مدام بنشینیم گریه کنیم فقط؟ یعنی ما هیچ خاصیتی نداریم، هزار سال بنشینیم بگوییم که غریب هستند، مظلوم هستند، کشته شدند، تشنه بودند، زدند، دست بریدند، فرق شکافتند خُب این هزار سال یک مصیبت بالاتر از این هم اتفاق افتاده است بالاتر از مصیبت امام حسین (ع) یک مصیبت بالاتر هست، در عزادار حقیقی توضیح دادم، که اینهایی که ما برایشان گریه می کنیم به اینها می گوییم مصیبت عظیم، ولی ما یک مصیبت اعظم داریم، آن مصیبتِ اعظم این هست که هزار و صد و هشتاد سال حسینِ زمانِ ما آواره است، مثلِ حسینِ سال شصت و یک، امام حسین (ع) یک بار گفت « هَل مِن ناصرٍ یَنصرونی» امام زمان (ع) هزار و صد و هشتاد سال هست که می گوید « هَل مِن ناصرٍ یَنصرونی» پس چرا ما آن مصیبت را ترجیح می دهیم که برایش گریه کنیم ولی این مصیبت را رهایش کردیم؟ برای حسینِ سال شصیت و یک این مسیر و راهپیمایی ها را هزینه می کنیم اما تا به حال شده است که جمع شویم این جمعیت عراق، ایران، هر جای دیگر جمع شوند یک بار جمع شوند چهل روز، یا هفته ای یک روز، جمع شوند، جمعه ها برای حسینِ زمان خودشان یک دعای مضطرانه کنند؟ این حرکت تا به حال کجا اتفاق افتاده است برای امام زمان (ع)؟ راهپیمایی تا به حال برای امام زمان (ع) اتفاق افتاده است؟ برای حسینِ زنده، جمع شویم فقط دعا کنیم، لذا ما در هزینه کردن هایمان هم همینطور هستیم، ما اگر برای حسینِ سال شصت و یک یک تومان هزینه می کنیم باید برای حسینِ زمانمان، حسینِ زنده باید ده تومان هزینه کنیم، صد تومان هزینه کنیم، این اتفاق نمی افتد، در کار فرهنگی هم همینطور هست، در کارهای اجتماعی، سیاسی هم همینطور هست، وقتی امام امت می فرماید اگر مسئولان جمهوری اسلامی به فکر ایجاد حکومتِ جهانی امام زمان (ع) نباشند خائن و خطرساز هستند حتی اگر به مردم خدمت کنند ما ظلمِ سیاسی هم الان زیاد داریم نسبت به امام زمان (ع) می کنیم، ما خیلی از مسئولین مان مهدوی نیستند، ما نه در شورای شهر به این قضیه توجه داریم نه در انتخابات مجلس و نه در انتخابات ریاست جمهوری، امام می فرماید هر مسئولی در جمهوری اسلامی به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان (ع) نباشد یعنی مهدوی نباشد، بر طرف کننده موانع ظهور نباشد خائن و خطرساز است، هر چند سایر خدمتها را هم به مردم کند، در مسائل سیاسی هم ما یک همچین مشکلی داریم، بنابراین ما باید جدی به حضرت مهدی (ع) توجه کنیم به امام زمانمان توجه کنیم، یک لحظه نباید یادِ او از یادِ ما برود، چون زنده است این صدایش « هَل مِن ناصرٍ یَنصرونی» بیست و چهار ساعت در گوشِ ماست، بگوییم به ما چه مربوط، ما کار داریم، زندگی داریم ما گرفتار هستیم، ما ترجیح می دهیم بیاییم دو ماه برای حسینِ سال شصت و یک گریه کنیم و راه پیمایی کنیم و مشکی بپوشیم و سینه بزنیم ولی برای امام زمان (ع) وقت نداریم این کارها را انجام دهیم، برای این که زنده است، هر چند آن گریه و سینه زنی و راهپیمایی کمک به امام زمان (ع) است، خودش یک کارِ مهدوی است الحمدلله، عرض کردم ما را به مقام حزب الله، به مقامِ مصلحِ منتجب می رساند، خواسته یا نا خواسته اگر یک کسی در مجالس امام حسین (ع) شرکت کند در جریان تمدن سازی بر طرف کردن موانعِ ظهور حضرت کمک می کند، این خودش ثواب است برای همین هم مغفرت نصیب ما می شود، ولی ما باید این دوستی را ادامه بدهیم، سربازی را ادامه بدهیم، این عملیاتی شدن برای حضرت در زندگی مان بیاید، اینطور نباشد که وقت های ما پنجاه سال فقط صرف مقدمات ظهور بشود، نه، صرف اصلِ ظهور بشود، چرا فقط مقدماتش؟ به اصلش ما باید بپردازیم، بقیه بحث را انشاء الله جلسه ی بعد ادامه می دهیم.
«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»