ازاين جلسه انشاء ا... دروس تغذيه راشروع خواهيم كردمختصري ازاونچه كه تابه حال خونديم براي شروع بحث تغذيه ضروري هست خدمتتون عرض ميكنم .مطلبي كه ازاين پنجاه وسه چهاردرس دستمون اومد اين شد كه نفس انسان وروح انسان اين موجود واحد هست يعني داراي وحدت شخصيت هست وداراي قواي مختلفي هست يعني درعين جالبي كه وحدت داره قواي مختلفي راهم دارد حالا ميتونيم ازاين تعبيربه قواكنيم تعبيربه شئون بكنيم تغبيربه مرحله بكنيم ولي بهرحال هرچه هست نفس باداشتن اين قواي مختلف واحد هست كه شامل مراحل حس . خيال وهم . عقل ومافوق عقل هست . همه اين كارهارانفس وقتي ارتباط برقرارميكند باچيزي ازطريق حواس .به اون ميگن احساس . اگرازطريق خيال باشد بهش ميگن تخيل ازطريق وهم باشد بهش ميگن توهم . ازطريق عقل باشد بهش ميگن تعقل وبالاتر. عرض ميكرديم دررابطه باحس هم بازاونچه كه بيناست .شنواست .بوياست .گوياست همه اينها راخود نفس انجام ميدهد . اما درنشئه طبيعت وعالم طبيعت اگربخواهد همه كارهاي خودش راانجام بدهد ناچارهست ازابزارطبيعي وابزارمادي استفاده كند . اين طورنيست كه اگرانسان چشم نداشت باگوش نداشت ديدني وشنيدني براش معني نداشته باشد بلكه انسان ونفس انسان بيناهست وشنواهست امابحث چشم وگوش درنشئه طبيعت ظهورپيدا خواهد كرد . پس نفس بدون داشتن حواس پنجگانه ويا اين بدن مادي هم ميتواندكارهايش را انجام بدهد اما درنشئه طبيعت درغيرطبيعت درعالم ماده اگربخواد كارانجام بده بايستي ازوسايل وابزاراستفاده كند اين نكته اول . نكته دوم سيرانسان ازدنيا به آخرت يا به ابديت يا ازصفربه سوي بي نهايت هست كه اين سيرراهمونطوركه گفتيم ازماده شروع شده ماده خالي هست واين ازماده بودن شروع ميشود تا به بالا ادامه پيدا خواهد كرد تااينكه ازماده هم بي نيازخواهدشد . سيرازهرمرحله به مرحله بالاترطبق اونچه كه خوانديم طفره محال است بايد مرحله به مرحله انجام بگيرد يعني نميشود موجودي بخواهد به عوالم بالا دست پيدا كند بدون اينكه عوالم پايين را سيركرده باشد با گذرانده باشد . لذا پله به پله ومرحله به مرحله پيشرفت بايد كرد ازحق به خيال وازخيال به وهم وعقل وازعقل هم به فوق عقل . ماتاحس نكنيم تخيل هم نميكنيم تاتخيل نكنيم تعقل هم نميتونيم بكنيم . يعني اينها را اول بايد درخودمون پياده كنيم وبهش برسيم تابه مرحله بالاتردست پيدا كنيم وازاونجائي كه مرحله بالاتر. توانش را ازمرحله پايين ميگيره . يعني مااگرقادربه خيال هستيم دليل اين هست كه قبلاً قادربه احساس بوديم وازاونجائي كه كيفيت مرحله پايين ترتاثيردرچگونگي سعودبه مرحله بالاترداره هرمقدارمرحله پايين تررابيشتربهش توجه كنيم زحمت بكشيم . براي مرحله بالاترراحت ترپيشرفت ميكنيم وگام برميداريم . اگركسي بخواد تخيل خوبي داشته باشه بايد اول احساس خوبي داشته باشد . لذا ازمرحله پايين شروع ميكنيم يعني ازحس شروع ميكنيم كه ببينيم درمرحله حس چه وظيفه اي داريم درمرحله بدن چه كاربايد بكنيم تابعد مرحله بعدي راخوب طي كنيم ببينيدهرمرحله مثل اين زميني هست كه مرحله دوم درآن شكفته ميشود . لذا هرمرحله خوب بهش رسيدگي بشود . زمين خوبي آماده شده براي پرورش مرحله بالاتر.شان بالاتر. اگرزمين نامساعد باشد . شرايط نامساعد باشد محصول خوبي ازكاردرنمي يابد . قبل ازاينكه بحث را شروع كنيم اين مطلبي راياد آورشوم كه انسان درسه مرحله اول باحيوان مشترك هست درسه مرحله حق وهم خيال مساوي است باحيوان . يعني دراين جهت فضيلتي برحيوان ندارد . انسان دردومرحله بعدي معني پيدا ميكند يعني درمرحله بعدي ميتوانيم بگوئيم كه انسان داريم . انسان موجودهست پس اين سه سيرقطعاً بايد طي بشود تابه سيرعقلي وفوق عقلي انسان برسد . كه بهش بگوئيم انسان شده است كسي كه دراين سه سيرمي ماند زندگي انسان رااصلاً شروع نكرده است . اون بحث راكه خوانيدم راجع به اينكه غالب مردم درعالم خيال هستند يادتون هست اينجا منظورهمين هست كه عرض كرديم . پس اول بايد بپردازيم به بدن وحواس خودمون وشرايط صحت وبيماري بدن وحواس وتاثيراينها درمراحل بالاتر. تغذيه بدن . چند جلسه دراين مورد خدمتتون هستيم بحث بسيارمهم وحساسي هست .
دررابطه باارزش جسم وبدن وسلامتي آن درمتون ديني كلماتي بسيارهست ازبزرگان دين كه چند تا يش رابنده ميخونم وتوضيح ميدهم . حالا اگررسيديم جهات ارزش بدن راتوضيح ميدهيم كه بدن ازچه جهاتي ارزش داره ولي فعلاً به اين جهت رسيدگي ميكنيم واون اين هست كه بدن چون زميني هست كه . مرحله اي است كه روح درآن تكلم پيدا ميكند وازآنجا حركت خود راشروع ميكند اگراين بدن . بدن سالم . قوي . يا متعدي نباشد . حركت روحانی هم حركت خوبي ازآب درنمي ياد . روايت اول ازامام علي عليهالسلام هست الصحه الفضل النعم . غررج يكم صفحه 263 سلامتي وصحت بدون بالاترين نعمت است . دراينجا سئوال پيش مياد . البته درطول بحث طبيعي هست كه براي دوستان سئوالاتي پيش بياد . اون مقداركه خودمون قابل باشيم دركلاس مطروحش ميكنيم بقيه رابعداً دوستان يادداشت كنند راجع به جسم . بدن . تغذيه . بعدازكلاس توضيح ميدهيم .
سلامتي بدن بالاترين نعمت هاست . آياوقتي ما انسان را باديد ابديت نگاه ميكنيم يعني ازدنيا به ابديت . بالاترين نعمتي كه نصيب انسان هست سلامتي بدن هست . واقعاً اين طوري هست يا ما نعمت هاي بالاتري ازبدن وسلامتي بدن داريم . چه بسيارانسانهاي كه بيناهستند ومريض هستند ولي خوشبخت هستند خوشبخت ترازخيلي ازسالم ها درآخرت هم به نفع آنهاست . دربحث بلا اينها را عرض كرديم خدمتتون خيلي ازبيماريها اثرات بسيارخوبي درروح دارد واينجا الان بايك تعارض روبروهستيم بحث تا الان اين بوده كه اگربخواهد روح دراوتكامل صورت بگيرد وقدرت بگيرد وسيربكند بايد متعلق به اين بدن قوي وسالم باشد دربحث بلا خوانديم كه خداوند گاهي وقتها براي اينكه روح اين نفرراپرورش بدهد به تعالی بكشاند بدنش رامريض ميكند اين دوچه جورباهم قابل جمع هستند چه طورميتوند سلامت بدن بالاترين نعمت ها باشد . اميرالمومنين عليهالسلام فرمود كه بالاترين نعمت بدن است درحالي كه ماميدانيم خداوند حتي اين بالاترين نعمت را به خطرمي اندازد درطول زندگي شخص براي چيزديگربراي روح براي تعالی روح پس معلوم ميشود كه بالاترين نعمت نيست سلامتي بدن چرا حضرت فرموده بالاترين نعمت است . برادرمون فرمودند كه بدن ازاين جهت كه وسيله هست ممكن است بالاترين نعمت باشد يعني چه يعني مابيائيم دراين كلمه اميرالمومنين عليهالسلام دگرگوني ايجاد كنيم بگيم چي . بگوئيم افضل النعم غيرازمسائل معنوی افضل النعم هست ازآن جهت كه وسيله هست درواقع اصل قضيه هم همين طوراست . يعني مادرنعمت هاي مادي هيچ نعمتي ازسلامتي جسم بالاترنيست . پس اينجا بايد قائل بشويم به اينكه حضرت قصد شون باديدگاه ابدي نبوده كه بخواهد نگاه كند وبگويد درطول اين مسيرابديت بالاترين نعمت هست بلكه چون وسيله هست بالاترين نعمت است . بهترين وسيله است براي سيرابدي . اما خودش اصالت ندارد . فضيلت وشرفش را ازكجاگرفته كه شده افضل النعم ازاينجا كه ظرف روح است ظرف هم نميتونيم بگيم چون قبلاً عرض كرديم كه روح غيرمادي است وظرف غيرمادي مطلبد . ظرف
نيست حالا ممكن است حكم مركب داشته باشد ياهمراهي هست براي روح . روح دردامن اين جسم است درتعلق اين جسم هست كه كمال مي آورد پس دقت بفرمائيد وقتي ميگوئيم افضل النعم بالاترين نعمت ها هست باچه ديدگاهي دارد بيان ميكند .
دنيا يارخوبي هست براي آخرت عمر. سلامتي . ثروت . زيبايي . پول داشتن . خانه وسيع واينها كه پيغمبر( ص)فرمودند . اگرروح انسان باتقوا شد دنيا بهترين يارهست براي آخرت انسان پيغمبرصلي ا... فرمود كه الغني علي التقوي المال علي التقوي ثروت يارخوبي براي تقوي انسان هست لذا بدن هم كه افضل هست براي كي افضل هست براي اونكه بتواند اين سيرراادامه بدهد . البته براي كسي كه نخواهد اين سيرراادامه بدهد هم درهمين دنيا هم فقط بخواهد زندگي كند بازبالاترين نعمت ها ست . روايت دوم سئوالاتي كه كرده بودند بيشترتوضيح ميدهد .
اوفرالجسم الصحه الجسم . اوفرازوفورمي ياد يعني فراواني يعني زيادي . فراوان ترين نصيب يانعمت تندرستي است ج 2 غررص 391 حضرت اين را قسمت معرفي ميكند يعني شخص خودش درتحصيل اون هيچ اختيارندارد قسمتش شده . بعضي وقتها ميگوئيم قسمت اگرباشد . ياطرف قسمتش بود اين كارشد . قسمتش بود تصادف كنه . قسمتش بود شهيد بشود يا بااين شخص ازدواج كند يا اين مقدارپول گيرش بياد درحالي كه اينها هيچ كدوم معني ندارد قسمت انسان تلاشش است . ليس الانسان الا ما سعي انسان درتلاشش هست كه اين چيزها گيرش مياد . قسمت معني ندارد . بعضي ازچيزها قسم است علي عليهالسلام دراينجا ميفرمايند قسمت هست ميفرمايد فراوان ترين نصيب وقسمت صحت بدن هست . اونطورجاها كه مثلاً شخص قسمت ميگن هست.
شخص خودش مختارهست ميتوند تلاش كند پول داربشود . ميتواند دقت كند درانتخاب همسريك زن خوب نصيبش بشود درانتخاب شغل وانتخاب رشته تحصيلي وخيلي ازچيزهاي ديگرحتي وقتي كه ماميگوئيم قسمت يعني چيزي كه انسان درآن دخالت نداشته وخداوند داده بازهم ابزارلازم هست مسئله جسم چيزي نخست كه مستقيماً به كسي اعطاكند بله ميبينيم اين مسئله جسم . زيبائي آن . زيبائي بدن انسان . قدرت بدن انسان . اين عامل وراثتي دارد يعني پدرومادر نقش دارند دخيل هستند درآن . اين پدرمادرميتوانند قبل ازاينكه اقدام به تشكيل نطفه كنند شرايطي رافراهم كنند كه بچه آنها زيباباشد . قوي باشد وبچه سالميباشد درطول مدت بارداري مادرميتوند مراقبت كند بچه را بهتركند وضعيت آن را . پس ميبينيم همچنين هم قسم قسم نيست اينكه هيچ اختياري درآن نبوده ومستقيماً ازطرف خداست نسبت به بچه كه اسيرپدرومادرهست زماني كه نطفه آن بسته ميشود ودرزماني كه دررحم هست ودرچند چند سالي كه محكوم رژيم قضائي هست كه درخانواده حاكم هست . حالا وضع اقتصادي پدر. وضع اقتصادي جامعه . غيرازاينها عوامل اكوسيستمي عوامل زيستي مختلف كه درجامعه وجود دارد مثل كسي درتهران متولدميشود ودرتهران زندگي رابادود وسرب واين چيزها شروع ميكند وكسي كه درروستا متولد ميشود باهم خيلي فرق دارند يادرمحيط پاكيزه متولد ميشود . كسي كه دراين جا روغن نباتي ميخورد وياكسي كه روغن حيواني ميخورد ياكسي كه شيرطبيعي ميخورد باكسي كه شيرغيرطبيعي ميخورد. باگوشت يخي استفاده ميكند باكسي كه گوشت تازه ميخوره باهم خيلي فرق ميكنه ولي تايك حدود زيادي ازاون انسان محكوم هست ولي اين محكوميت هست كه اين سلامتي راميكشاند دروادي قسم ياقسمت كه بالاترين قسمتها دين است كه انسان بدن سالم نصيبش شده باشد . تايك مدتي بعد ازمدتي كه انسان اختيارش بدست خودش اومد تاحدودي ميتواند نقش داشته باشد . ازاون به بعد درسلامتي خودش با ورزش بارعايت نكات ايمني دررابطه بابدن خودش . باتنظيم خوراكي رژيم قضائي مناسب گرفتن . اينها تاثيردارد دربدن درتقويت بدن تاثيردارد اما تايك حدي فقط چراچون ريشه اين وضعيت بدني كه شخص الان داره ازدوران جنيني تا الان تاثيرگذاشته است رويش . اجتماع تاثيرگذاشته محيط تاثيرگذاشته . درروايت بعد ميفرمايد الصحه الاجسام من احنجل الاقسام .صحت جسم ازشيرين ترين قسمت هاست . ازگواراترين قسمت ها ست ج 4 ص 198 . بازميگويد شيرين ترين چون انسان هرلذتي راكه بخواهد ببرد .صرف اينكه بدنش مريض باشد لذتها ي ديگه برايش تلخ خواهدشد. انسان درسلامتي دراينكه روح ازدست جسم عذا ب نباشد كم ميتواند بپردازد به لذت هاي ديگر. ازاونها لذت ببرد . البته دريك شرايط خاصي دريك مرحله خاصي بعضي ازافراد اونقدرقدرت روحي پيدا ميكنند كه ديگه مشكل جسميبرايشان مشكل ايجاد نميكند . اونقدرروحشان قوي هست كه بابيماري باوضعيت نامناسب جسم هم سيرشان راخوب ادامه ميدهند . چه بسا همين بيماري همانطوركه در بحث بلا خوانديم زمينهاي بشود براي سيرخوب روح . براي تكامل روحي شان . روايت بعدي ازسيدالشهداء عليهالسلام هست كه ميفرمايد باب بالصحه الاجسام في الموت الاعمال . تحت العقول ص 239 .
باب فعل هست ازمبادرت كردن . مبادرت كردن به انجام كاري يعني انجام دادن كار. ميفرمايد مبادرت كنيد اقدام كنيد دردوره زندگي وطول زندگي به سالم نگه داشتن جسمتون .
روان تراگربخواهيم بگوئيم اينكه درطول مدت عمرجسم خود را سالم نگه داريد بهش برسيد . اقدام كنيد براي اينكه جسم تان سالم باشد كوتاهي درحفظ سلامتي جسم تان نكنيد .
روايت بعدي ازعلي عليهالسلام هست كه ميفرمايد . لاوقايته الامنع من الاسلامه هيچ حفاظتي بلند مرتبه ترازسلامتي نخست ج ششم ص 366 غرر .
اين روايتها روايتهاي هستش داراي وجه هاي مختلفي هست حداقل دووجهين هست يعني داراي 2 وجه . حفاظتي بلندمرتبه ترازسلامتي نيست اين در هر دو حركت انسان صادق هست درنسبت كه داشتيم از دنيا به آخرت مثل حركت رحم به دنيا در سير از رحم مادربه دنيا آنچه كه در دنيا شخص را ازبيماريها ازرنجها . ازدردها ايمني ميبخشد تولد سالم بود يعني به هرميزان كه شخص تولدش سالم داشت ازبيماريها ودردها ومداواهاي دردناك درامان بود هر مقدار مريضتر متولد ميشد دردش هم در اين دنيا بيشتر بود تحمل درد مداوا هم بيشتر بود لذا براي اين جنين هيچ حفاظتي بالاتر از سلامتي نخست. چه چيزي اين جنين را بعد از تولد محافظت ميكند؟ سلامت خودش. سالم متولدشدن خودش درسيردنيا به آخرت هم همين طورهست اونيكه درآخرت درابديت انسان را سالم نگه ميدارد وحفاظت خوبي است براي انسان سلامتي هست كه بدردش ميخورد يوم لا ينفع مال ولابنون الامن عطاا... بقلب سليم . قلب سالم داشتن است كه سود ميرساند به انسان اگرانسان قلب سالم نداشت دچاردردسرهست . هرچقدرميخواهد ببرد .ببرد اماقلب سالم بايد باخودش برده باشد .
لصحه المزاج طوجد لذت الصعم . علي عليهالسلام ج 3 غرر ص 225 به سلامت بودن وسالم بودن مزاج هست كه شخص ميتواند لذت طعم راببرد يعني اونچه كه ميخورد اگرفرضاً دچاربيماري شده باشد لذت نميبرد ازاينجه كه ميخورد مثلاً اگرسرماخورده باشد وبيني اش گرفته باشد ازاونچه كه ميخورد بووطعم احساس نميكند . تاثيردارد درنحوه بهره برداري ازلذتهايش . بصورت خالص وخوب نميتواند بهره برداري كند چراچون طريق آن لذت طريق بدي هست طريقهاي بيماري هستند نميتوانند لذت را خوب انتقال بدهند طعم ومزه رانميتوانند خوب انتقال بدهند چرا ؟ چون خودشان ضعيف وبيمارهستند .
لالباس اجمن ومن السلامه ج 6 ص 380 غرر
هيچ لباسي بالاترازسلامتي نيست .
لالباس افضل ومن العافيها ج 6 ص 434 غرر
هيچ لباسي بالاترازعافيه نيست .
للعافيه طوجد لذت الحيوه غررج 3 ص 203
به وسيله عافيه وسلامتي كه لذت حيات درك ميشود .
بازهم اينها همانطورهستند يعني چي ؟ يعني اين نوزادي كه متولد شده اگربخواهد اززندگي لذت ببرد بايد باخودش سلامتي آورده باشد ازحم مادرش . اون سلامتي هست كه موجب ميشود اين بچه درتمام طول زندگيش اززندگي لذت ببرد . درسيربه آخرت هم همانطورهست آنچه كه اجازه ميدهد به ما تاماازآخرت لذت ببريم نه تنها آخرت برزخ هم براي مالذت بخش بشود . مرگ هم براي مالذت داربشود يعني شيفته مرگ بشويم اين هست كه روح سالم باخودمان برده باشيم . البته قبل ازآن هم همانطورهست لازم نخست ماروح سالم ببريم تالذت ببريم بلكه حيات آخرتي راميتوانيم دردنيا ازش استفاده ببريم .
لازم نيست مابه آخرت منتقل بشويم تاازحيات معنوی والا استفاده كنيم دردنيا هم ميتونيم استفاده كنيم . اتفاقاً داريم كه بعضي ازافراد دردنيا لذتي ميبرند كه بهشتيان دربهشت اون لذت رانميبرند . اين براي همان سلامتي هست كه با خودشان دارند . چرا؟ چون انما لالدينا آخره رسول اكرم ( ص )همراه دينا آخرت هست . همانطوركه همراه دوران جنيني عالم رحميدنيا وجود دارد . يعني دردل همين دنيا اين دنياي ديگري هست بنام عالم رحم واون پيوند خورده باتحصيل چشم وگوش ودستگاه تنفس وچيزهاي ديگه درست است كه متولد نشده ولي ماميتوانيم بانوع حركتهائي كه دررحم داره انجام ميدهد بانوع دستگاهي كه دارد تحصيل ميكند بفهميم كه اوچگونه متولد خواهد شد . انسان دردنيا همين طورهست باآخرتش پيوند ميخورد . الان ما درآخرت هستيم قبلاً عرض كرديم كه الان روي صراط هستيم الان توي جهنم هستيم براي امروزكفايت ميكند جلسه بعدي مي پردازيم به وجوه ضرورت تحصيل سلامتي جسم .
والسلام .