اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و صل الله علی محمد وآله الطاهرین اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
ما با بررسی عقلانی و ریاضی و روانسشناسی نه خودمان به این نتیجه رسیدیم که ما همه انسانها بدون استثنا ء یک رفتار را از خودشان بروز می دهند و همه انسان ها عاشق بی نهایت هستند کمال بینهایت و بینهایت کمال در باره مفهوم طلب کردیم که گفتیم مفهوم طلب وقتی ما یک چیزی را می طلبیم طلب معنایش این است که من طالب ومطلوب هم شناخت وجود داره هم سنخیت وجود دارد هم ظرفیت وجود دارد .
در طالب که مطلوب را می طلبد هم نشان دهنده وجود مطلوب هست و هم این که مطلوب قبل مورد بهر ه برداری طالب قرار گرفته است اگر ما بینهایت را می طلبیم معنایش این هست که ما قبل با بینهایت بوده ایم قبلاًبی نهایت بودن را تجربه کرده ایم حالا وقتی که می آییم این جا از محدودیت همه مان بیزاریم دنبال چی می گردیم دنبال آزاد مطلق بودن وانسان مطلق بودن و اگر تلاش را هم می کنیم می خواهیم به خاطر این تلاش به واسطه این تلاش به یک آزادی و به یک راحتی برسیم قدرتمان را بیشتر بکنیم تلاش مثل تلاش اقتصادی برای پول در اوردن بتوانیم راحت تر نیاز هایمان را تأمین بکنیم و جیزی به اسم نیاز مارا اذیت نکند همه انسانها نیاز آزارشان می دهد می رویم تحصیل علم می کنیم برای این که محدودیت جهالت و محدودیت اطلاعات آزار دهنده است .
می آییم تا بوسیله کتب علم و قدرت خودمان را بیشتر کنیم در واقع خودمان را توسعه یافته با علم جذب زیبایی می کنیم برای این که بتوانیم زیبایی های بیشتری را احراز بکنیم ومن ما تجربه ادراک زیبایی و لذت ارزیبایی را بیشتر برده باشد لذت طلبی می کنیم .
برای این که من ماجوان منفی کمتر شنیده باشد و بیشتر به آنچه که علامه داشته است رسیده باشد به لقاءآنچه که علاقه دارد رسیده باشد بنابراین تمام تظاهرات ما برای این است که خودمان را از حالت قید واطلاق خارج بکنیم.
و در بیاوریم حالا توضیحش را دادیم که معنی اش این هست که ما اول قبلاًبی نهایت یعنی این که بی نهایت بودن از نظر عقلی خودش به این معنا است که ما چند تا بی نهایت داریم یکدانه بی نهایت داریم و بینهایت یکی است و بعد گفتیم که این بینهایت نمی تواند خلاءداشته باشد.
محتاج باشد برای این که بی نهایت است لذا به چیزی خارج از خودش (احتیاج معمول به چیزی هست مه ما نداریم )یعنی چیزی خارج از ما است و ما طلب می کنیم اگر یادتان باشد آن هفته گفتم وقتی ما چیزی را می طلبیم یعنی نداریم و معلوم است که آن چیز وجود دارد.
والان مال ما نیست پس معلوم است که خارج از طالب مطوب است اما وقتی که بی نهایت که مطلوب کل است برخورد می کنیم امکان ندارد که خارج از بی نهایت چیزی وجود داشته باشد بنابراین بی نهایت اساساًنیازی ندارد و خارج از آن چیزی هم نیست .
که بخواهد بی نهایت را اسباع و تأمین بکند نه آن نیاز دارد وه مطلوبی برای او وجود دارد که بی نهایت نداشته باشد لذا هم بی نهایت واحد است یعنی یگانه است دو بردار نیست قل هو الله احد که گفتیم احد یعنی چی؟
یعنی یگانه است دو بردار نیست یعنی امکان ندارد که دو داشته باشد و صمد هم هست برای این که بی نهایت را کسی نمی تواند بوجود بیاورد و بینهایت خارج از خودش تولید ندارد و چون خارج از وجودش چیزی نیست پس لم یلد ولم یولد ،اینها را از درون خودماندر آوریم لم یلد ولم یواد را – الله الصمد را – احد را – اگر ما همینطور که اینها را نمونه اش را در یکیدو هفته با هم کار کردیم .
ادامه بدهیم تمام آیات قرآن همین طور از درون ما در می آید احتیاجی نیست که یک کسی بیاید و برای ما بگوید این که پیغمبر آمده و قرآن را برای ما آورده قرآن تجلی نفس تجلیخود رسول الله ما وقتی که قرآن می آید برایمان که آنچه در درونمان هست را بروز بدهد .
برای همین هم امیرالمومنین علیه السلام می فرماید که واتراالی انبیا ءخداوند پشت سر هم انبیاءرا می فرستد (یستعدون میثاق فطرته )تا میثاقی که دردرون همه انسانهاهست را بخواهد و برانگیزد در واقع همه اینها در درون ما است کل قرآن در روح انسان هست کل قران، انبیاءکه جلو می امدند مثلاًمی آید که می گوید قل هو الله احد بگو که خدا احد است .
در واقع می خواهد بگوید که این گویش از ناحیه کی صورت بگیرد از ناحیه خودت صورت بگیرد قل هو الله احد یعنی در واقع هر چی که آمدند به فطرت ما آوردند متناسب با درون ما است درون ما قرآنفشرده است و عقلی که به پیامبر می سپاریم و عقلی که وادار فعالیت می کنیم .
دانه دانه آیات قرآن ازدرون ما خارج می شود ما هم می توانیم آیه بگوییم به خودمان هم این آیات نازل می شود یک مقدار که کارمی کنیم میبینیم که ما حدیثعایی راکه ائمه گفتند از درون ما این احادیث بیرون می آید که این بخشش را در معرفت نفس گفتهام.
که آدمهایی هستند در قسمتهای مختلف دنیا ولی شبیه هم فکر می کنند چندتا کتاب هم می نویسند نتایج آنها شبیه هم ست برای این که یک سیر را طی می کنند خوب پس آنی که ما می طلبیم آنی که همه امانمی خواهیم و همه امان دنبالش هستیم یک کسبیشتر نیست .
همه امان یک نفر را می خواهیم ولی مشکل ما این است که فکر می کنیم مصادیق می توانند ما را ارضاءبکند و دنبال مصادیق هستیم فکر می کنیم که اگر این ضبط را داشته باشیم فلان اتو مبیل را بخریم مثل فلان لباس را بخرم فلان طلا طلا را بخرم خوشبخت می شوم و آرام می شوم بعد از یک مدت که می خرم می بینم که نه آن چیزی که دنبالش می گشتم این نبود .
این را دارم واحساس خوشبختی هم نمی کنم همانطور که قبلاًهم گفتم خیلی از آدمها دوست دارند که جای من وشما هم باشند در زندگی ولی وقتی که به کار وجلسه من وشما هم برسند می فهمند که باز هم خلاءدارند باز هم احتیاج به یک چیزی که غیر آنچه که ما داریم دارند .
خوب لذا ما واقعاًهیچ کس جز بی نهایت نمی تواند روح بی نهایت طلب ما را ارضاءبکند در ما طلب شیدایی شیفتگی تمنا وجود دارد .
وجز بی نهایت هم نمی تواند مار ااشباءو ارضا ء و آرام کند برای همین پیغمبران که از روز اول آمدند بزرگترین
شعارشان همین بود آی آدمها بدانید اگر می خواهید خوشبخت بشوید آنی که شما دنبالش هستید و آرا متان می کند یک نفر بیشتر نیست .
گفتم از روز اول پیغمبر همین شعار را آوردند که لا اله الا الله یعنی این لا ،لای نفی جنس است اله گفتیم یعنی چی ؟هر نوع معشوق و مطلوب ومحبوب هیچ مطلوبی و هیچ محبوبی و هیچمعشوقی وجود ندارد الاچی ؟بی نهایت -.
بی نهایت کمال است که شما می خواهید ش و معشوق شما است و محبوب ومطلوب شما است از روز اول همین را ۀمدهخ اند گفتند بعد پیغمبر فرمود بگو قولو لا اله الا الله که نتیجه می شود تفلحو تا رستگار بشوید .
رستگاری یعنی چی ؟یعنی سعادت یعنی ارضاءکامل انسان یعنی آرامش اگر می خواهید آرامش داشته باشید شاد باشید از اول بگویید که لا اله الا الله – لا اله الا الله یعنی چی ؟یعنی به زبان بیاورید نه قولو این اعتقاد درونی است یعنی شما در درو نیان به این نتیجه برسید که جز خدا کسی شما را نمی تواند آرامتان بکند.
جز خدا کسی شما را نمی تواند آرامتان بکند جز خدا کسی می تواند اشبعتان بکند باهر مصداقی که پیوند برقرار بکنید بعد از یک مدت می فهمید که او ارضاء کننده شما نیست فقط یک معشوق شما دارید یک مطلوب و یک محبوب دارید که آن عبارتند از خداوند تبارک تعالی – این حس بی نهایت طلبی را که حال معرفی می کنیم برایتان در باره انسان حس بی نهایت طلبی را که حال معرفی می کنیم .
برایتا ن در باره حس بی نهایت طلبی را می نویسیم قوه بی نهایت طلبی این اسم دارد در انسان چی هست ؟به نام فوق عقل یا فوق تجرد نامیده می شود .فوق عقل یا فوق تجرد مامراحل مختلفی داریم که هر مرحله مطلوب و معشوق زوج خودش را می طلبد هر انسانی این 5مرحله را دارد در روایت هم داریم .
در فلسفه وعلوم عقلی داریم که به انسان می گویند کون جامع اتنسان کون جامع است یعنی از همه موجودات در او هست من حالا یک تو ضیح بنویسم این طرف تر ،مراتب انسان ببینید ما یک حس داریم که معشوقش چیه ؟بله محسوسلت است یعنی محسوسات را می طلبد یعنی همیشه باید بینطالب ومطلوب چی باشد .
چی وجود داشته باشد اگر چشم هست چشم فقط با چی ارضاءمی شود ؟با طول موج مناسب الان اگر این جا
یک مقدار تاریک باشد چشمهای همه اذیت می شود ولی وقتی نور به اندازه کافی باشد همه ما احساس آرامش
می کنیم اما اگر نور کم بشود
چون معشوق ومحبوب چشم ما بهش نمی رسد آرام نمی گیریم اضطراب می آورد یعنی همیشه این طالب و مطلوب این جوری بنویسیم بین جدایی طالب و مطلوب نتیجه اش اضطراب است همانجور که اضطراب می آید شما وقتی چشمتان طول کافی بهش نرسد
غذایت راحت باشد جایت خنک باشد فقط همین که جایت تاریک باشد اغصابت خرد می شود می گویی این نور کافی نیست و یک ذره ناراحت هستم چراغ را روشن کن اعصابم راحت بشود عر می زنی به تاریکی .
دوست داری نور به اندازه ای باشد که شما آرامش داشته باشی یا وقتی که صدا به شما نرسد مثل در محسوسات معشوق مطلوب گوش شما وزوج گوش شما صداست فرکانس مناسب است 20 هزار فرکانس –اگر این به شما برسد شما آرامش دارید والا وقتی که صدا را خوب نمی شوید احساس تعادل هم نمی کنید .
احساس ناراحتی می کنید مثل گوش من الان گرفته است خواهران می آیند مشاوره می گویم از این طرف من صحبت کنید که ببینم چه می گویید خواهران هم که یواش صحبت می کنند گوش من نمی شنود صدا که گرفته می شود تعادل برقرار نمی شود خوب خودتان هم هم این جوری هستید یک موقع گوششان گرفته بشود .
ناراحت هستید پس وقتی که بین طالب که گوش هست این جا ومطلوب که فرکانس است بین طالب شکم شما و مطلوب غذای مناسب بین حستان و محسوس وقتی نتوانید چیزهایی را که می خواهید حس بکنید ناراحت هستید.
وقتی دست می زنید و نمی توانید این راخوب ادراکش بکنید این بدنتان سر می شود و به هر عنوانی نمی توانید که کلافه هستید من سرطان که گرفته بودم یکی از کارهایی که شیمی درمانی کرده بود این بود که حس هایم را ازمن گرفته بود بعدبه هر چی که دست می زدم نمی توانستم خوب لمس کنم .
درک نمی کردم چی هست ؟خوب این خیلی آزار دهنده است یا پیام اشتباه می آید برای آدم و آزار می دهد آزار دهنده است .
بنابراین شما دقت بکنید که حس باید به معشوق و مطلوب خودش باید برسد تا چی داشته باشد ؟بله آرامش داشته باشد شما وقتی که چشمتان خوب می بیند آرامش دارید وقتی چشم خوب نمی بیند ناراحت هستید به دکتر مراجعه می کنید .
می گوئید دکتر بین چشم من و محبوبش و معشوق و مطلوبش فاصله افتاده است برای همین من آرامش ندارم دکتر می آید چکار می کند دکتر می آید یک چشم تقویتی به شما میدهد مجموع دید شما و عینک طبیعی میشود .
لذا شما می توانید با طول موج بیرون بیرون ارتباط برقرار بکنید و آرام بشوید کافی است که بخواهید انچه را که ببینید ببینید تا اضطراب شما را بردارد و ناراحت می شوید مرحله دوم ما خیال است خیال معشوق چیه ؟
مخیلات هست چیزی را که روی خیال انسان می نشیند یعنی صورتهای بدون مان شما نگاه کنید اضطراب بریتان نیست وقتی که این جا نشسته اید اما اگر یک اتفاقی بیافتد موقعی که از در می خواهید بیایید داخل پایتان لیز بخورد وسرتان به پله بخورد بعد می بیند که دچار فراموشی می شوید یعنی که چه کسی هستید نفهمید که آدرس خانه اتان کجاست .
دیگرآرام نمی توانی سر کلاس بنشینی الان که نشسته اید می دانید که بعد از کلاس کی می خواهید بروید آدرس ونشانه در قوه خیال شما هست این که مادر کی هستید ؟پدر کی هستید ؟همسر کی هستید ؟برادر وخواهر کی هستید ؟
این به شما آرامش می دهد (مخیلات )شما وقتی که نتوانید یک چیزی را تصور بکنید بهم می ریزید مثل می خواهید یک شماره تلفن بگیرید نمی توانید کلمه را بگویی نمی اید ناراحت می شوی بنابراین حتمابایدمعشوق خیال شما با شما باشد تا آرامش داشته باشید .
وقتی انسان در اثر خوردن یک دارو و یا یک حادثه ای قوه خیالش را از دست می دهد دچار چی می شود؟دچار اضطراب و آشفتگی می شود ولی وقتی که تعادل فکری دارد و می تواند تصور کند آرامش دارد .
خوب این دو مرحله پس ما فعل دوتا در درونمان یک طالب هست و یک طالبی هست که معشوقها و مطلوبهایش اینها هستند 3- موهوم ما یک قوه ای داریم به نام قوه وهم که قوه وهم موهومات به دردش می خورد معشوقش موهومات هستند مثل چی ؟
مثل این که شما فرض بفرمائید یک چیزی را برداشتم و بوسیدم از آن چی می فهمید ؟میفهمید که این چیز برای من احترام و تقدس دارد حس مادری حس پدری،این چیزها ،دوست داشتن ،تنفر اینها موهوم هستند . اینها را با قوه واهمه ما درک می کنیم این هم محبوب ما است .
اگر ما نتوانیم اینها را تصور بکنیم دوباره اضطراب ما را برمی دارد بعد در مورد این قضایا خیلی نمی خواهیم که دقیق شمااینها را یاد بگیرید فقط مبسوط می خواهیم برایتان بگویم که برسیم به بهش فوق عقلمان -4-یک قوه دیگرما داریم اسم آن عقل است عقل هم فقط چی را درک می کد معقولات را معقولات چی ها هستند ؟
فرمولهای کلی عالم مثل چی ؟مثل 2×2=4هر چی فرمول هست (3×3=9)(4×4=16)همیشه جزءکوچکتر از کل است اجتماع نقیضتین محال است اجتماع ضدین محال است و هرچ فرمول ما داریم در زندگی – فرمولها وقانونها در زدگی معق.لات می شوند .
ریاضیات ،علوم ،فیزیک ،شیمی ، اینها می شوند معقولات عقل اگر اینها را داشته باشد بشر نی تواند زندگی بکند ما با فرمولها توانسته ایم ضبط بسازیم ،تخته بسازیم صندلی بساریم فرش درست کنیم غذا را درست کنیم با فرمولها زنده هستیم یعنی فرمولهای کلی منشاءعلوم می شوند .و علو م به ما کمک می کند .
پس معشوق عقل ما کیه ؟ معقولات است شما کافی است که نتوانید فرمول در بیاورید یعنی یک نفر قوه ادراک معقولاتش بهم بریزد این دیوانه می شود اضطراب دارد و آرامش ندارد 5-یک قوه دیگر هم داریم به نام فوق عقل این فوق عقل هم معشوقش بینهایت است چون بی نهایت طلب است اگر بی هایت را بدست بیاورد آرامش دارد .
اما اگر اینطالب که فوق عقل می شود و مطلوب که می شود بینعایت جدایی بیافتد چه حالتی پیش میاید ؟
اضطراب پیش می آید علت اضطراب ما در زندگی همین است که بخش انسانی امان به معشوق خودش نمی رسد یعنی ازدواج پنجم ما با معشوق و همسر اصلی امان انجام نمی شود چون ما 5تا ازدواج داریم و این 5تا ازدواج را باید به سلامت طی بکنیم حسمان با محسوساتمان ،خیالمان با مخیللات ،و هممان با موهومات ،عقلمان با معقولات فوق عقلمان هم با بی نهایت این بخش بخش پنجم را بهش می کویند بخش انسانی ما .
ما را بواسطه بخش پنجممان می گویند انسان یادتان نرود خوب 3 مرحله اش در حیوانات هست که کمالات حیوانات را گفتیم مرحله 4 در فرشته ها هم هست که عقل هست پسما بی نهایت اشباع و ارضاءنی شویم اگر بین فوق عقل با معشوقش که بینهایت هست بین طالب و مطلوب فاصله بیافتد در ما چه اتفاقی می افتد ؟
اضطراب میافتد یعنی دیگر نمی توانیم احساس خوشبختی بکنیم خیلی چیز ها را ممکن است داشته باشیم ولی بعد از یک مدت چون این نرسیده است به معشوق خودش و بخش انسانی شما هم فعال هست به معشوق خودش هی کم می آورد دنبال یک گمشده می گردد بعد که مثل زدم برایتان مثل شاه وپادشاهانی که یکسره دنبال یک چیزی بودند که آرا مشان کند .
اما هرگز آرام نشدند یک چیزی انسان همیشه احساس می کند که کم دارد و تا آن را پیدانکند و به آن نرسد امنیت ندارد احساس امنیت نمی کند اما وقتی که به چیزی که می خواهی و نمی رسی احساس آرامش نداری وقتی آنچه را که خواستی و پیدا کردی تازه احساس آرامش داری خوشحال می شوی وقتی شما بخش فوق عقل و تجرد دارید فقط با بینهایت ارضاءمی شود برای همین قرآن از روز اول این شعار را پیغمبر داد که چی ؟
لا تدغوا مع الله الها آخر لا اله الاهو به همراه خداهمراه الله لا تدغوا معشوق دیگری را آنها آخر بخواهید با خدا معشوق دیگری را نخواهید چرا چون الااله الا هو معشوقی به غیر از وجود ندارد یعنی شما نمی توانی خدا را حذف کنی و احساس آرامش بکنی این که اما می فرماید :رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست همین است شما مثل امپرلیا لیسم یعنی ؟
سلطه طلبی ،بینهایت طلبی –افغانستان و عراق را گرفته فردا می خواهد سوریه را بگیرد عربستان را بگیرد نفت اورانیوم هی غارت می کند دنبال چی می گردند اینها که این کار ها را می کنند ؟بی نهایت خودشان را می خواهند ازضاءبکنند اما چون راه را گم کردند فکر می کنند باید قتل و کشتار انجام بدهند .
بیایند سرمایه مادی دیگران را بگیرند و آنی که دنبالش هستند نفت است اورانیوم است طلا ست .ولی چون آنهایی که در آمریکا ،این اوضاع رسیدند بعد آنها دچار خود کشی شدند یکی از بزرگترین هنرپیشه های آمریکا.
یک هنرپیشه محبوب ومعشوق در اوج محبوبیتش بچه ها هم بزرگ شدند و به همه خواسته هایش رسیدند و خودش هم ازدواج محبوبیت می گوید من هنوز احساس خوشبختی نکردم یعنی شما نگاه کنید یک دختر خانم ما فکر می کند که اگر برود جلوی دوربین تلویزیون همه چی تمام است یک پسر ما خودش می کشد.
یک چند وقت پیش یم پسری آمد پیش من دیدم دارد گریه می کند گفتم چیه ؟گفت خیلی علاقه بع ابزیگری دارم و هیچ کس هم حاضر نیست که به من نقش بدهد من فقط این جوری آرام می شوم گفتم عزیز من این تو را آرام می کند تو باید خودت را بشناسی .
گفتم که حال من سعی می کنم با یکی از کارگردانها صحبت بکنم که ببینم نقشی را به تو میدهد یا نه ؟ولی تو بیماری باید بفهمی که چی آرامت می کند گوش نکرد مثلاً2ماه بعد دایی اش آمد و گفت خود کشی کرده است این مثلا اگر نرفت پشت دوربین و کنکور قبول نشد .
فلان رشته ای که دوست داشت نتوانست برود اگر با فلان کس نتوانست ازدواج بکند اگر فلان خانه را نتوانست بخرد یا فلان سفر را نتوانست برود دیگر دنیا به آخر رسیده است اینها فقط آرامش می کند آدم باید بفهمد معشوق اصلی اش چیه ؟
وقتی که انسان برسد بفهمد و به بینهایت برسد نفس احساس امنیت می کند یعنی متوجه میشود که دیگر با آن – آن چیزها را دیگر دوست ندارد آن باشدهمه چی هست وقتی آمد دیگر هیچی نمی خورد (بی همگان بسر شود بی تو بسر نمی شود )بی تو بسر نمی شود همین است لا تدعو مع الله اله اخر به دنبال اله دیگری با خدا نباشیم .
همین بی نهایت ارضایتان می کند چون اساساًاله دیگری و معشوق دیگری نداریم که بخواهیم ارضاءبشویم برای همین فقط فقط آنی که می تواند بهما آرامش بدهد این است که با معشوق اصلی انسانی امان ازدواج بکنیم بین ما وخدا این پیوند برقرار بشود (شکر ایزد که میاتن من واو صلح افتاد )حافظ می گوید اگر با خدا آشتی بکنیم تمام می شود .
وقتی که آشتی کردیم دیگر راحت هستیم آرام هستیم دیگر غصه نداریم همیشه باهات هست با او همه چی درست می شود لذا فرمود :الابذکر الله تطمئن القلوب نه تطوئن القلوب بذکر الله البذکر الله فقط دلتان این جا باشد و دلتان را به جای دیگر ی نبرید فایده ای ندارد فقط با یاد بی نهایت و معشوق بی نهایت دلها آرام می گیرد .
آرامش یعنی چی ؟یعنی همانی که ما دنبال آن هستیم یعنی این که از زندی کیف می کنی آنی که می خواهی همیشه باهات هست هیچ وقت بین تو و آن فاصله اس نیست هر وقت بخواهی می روی باهاش حرف می زنی و هر وقت بخواهی باهات حرف می زند و می دانی که تا بی نهایت با توهست .
هیچ وقت هم بین تو آن جدایی نمی افتد ولی شما همه ازدواج های دیگرانتان را انجام بدهید و این ازدواج صورت نرفته باشد بین ما وخدا این زوج بهم نرسیده باشد در درون ما وشما در هر جایی موفق باشید من یک خانمی آمده بود پیش من ،شوهرش موقعیت خیلی خوبی داشت در کشور،یک قصریداشت فقط زن یکی دو کیلیو طلا بهش آویزان بود راننده شخصی داشت ماشین خارجی داشت همه دنیا را رفته بود گشته بود.
زن مضطرب وافسرده شده بود بهشان هم گفتم که شما با شهوت گازش را گرفته اید و..
من یک نکنه ای را خدمتتان بگویم این یک راز است ما کسانی که فکر می کنیم متدین هستیم یک ظاهر ی فقط از تدین برای خودمان آورده ایمن ما باد دغدغد های غیر متدینین هیچ فرقی نمی کند ما حج و کربلا و مشهد هم می رویم ولی در نهایت مار ا چی آرام می کند .
متأسفانه دغدغدهای بابا دغدغدهای مادی ها و کسانی که فطرت گرا نیستند یکی هست غصه هایمان با غصه های آنها یکی هست و این باعث می شودکه ما خوب استفادهنکنیم ازاین جا ها و اسااساًما کی می توانیم بگوییم که فطرت گرا هستیم ؟
موقعی که فطرت ما به معشوق خودش رسیده باشد پس به دنبال کس دیگری به جز انی که معشوق هم سنخ ما هست نباید باشیم اگر بنده تشنه هستیم شما دستمال کاغذی به من بدهید فایده ای ندارد چلوکباب بهت بدهند فایده ندارد شیر یعنی بهت بدهند فایده ندارد ولی آن چیزی که می تواند تشنگی را برطرف کند چیه ؟
فقط آب است و تا من این را نخورم آرام نمی شوم شما ماه مبارک را نگاه کنید آدم روزه می گیرد خرما می گذارند می خورد سوپ می گذارند می خورد چایی هم می خورد آخر سر 2لیوان آب می خورد آخر این را می خواهد .
لذا آنی که ما ا به حرکت واردار می کند در مسائل مختلف زندگی این هست که ما دنبال این باشیم اگر رسیدیم آرام هستیم اگر نرسیدیم هیچ وقت ما روی خوش نخواهیم دید یعنی هیچ وقت به آرامش نخواهیم رسید برای همین حدیث از پیامبر داریم صل الله علیمحمد و آله الطاهرین اللم صل علی محمد و آل محمد عجل فرجهم .
کل یموت عطشان الا ذاکر الله هر کسی تشنه از دنیا می رود همه انسانها تشنه از دنیا می روند مگر این که ذاکر خدا باشد این فقط آرام می میرد این فقط آرام وراحت میمیرد بقیه تا مردن هزار و یک جور حسر ت دارند .
شما نگاه کنید من زیاد بالای سر کسانی بودم که این جوریبودند اضطرابهای مختلف چون حقیقتشان و قلبشان با همراه معشوقشان نبوده است . در واقع الله معشوقشان نبوده است در زندگی این مثل مئقع مردن ،خدا نکند که بهش بگویند قرار است بمیری .
من ان موقع که بهم گفتند سرطان گرفتی از مطب دکتر که آمدم بیرون گفتند سرطان گرفتی آرام آمدم و مشکلی نداشتم دیدم یک پیرمرد دارد خودش را می زند گفت هی هی گفتند سیگار نکش حالا می گویند سرطان داری چه خاکی به سرک کنم ؟
بدبخت شدم گفتم بابا جان چنذ سالت است ؟گفت هشتاد وخرده ای گفتم من جای پسرت هستم من هنوز 40سالهام نشده است . الان به من گفتند ککم هم نمی گزد اتفاقادر همان شیمی درمانی این کتاب را نوشتم وسط شیمی درمانی و عملها و اینها راحت نشستم این کتاب را نئشتم پرستار ها فکر کردند دارم وصیت امه می نویسم گفت آقا وصیت نامه می نویسی .؟
گفتم نه دارم کتاب می نویسم گفت شما چه دل خوشی دارین ؟سرطان گرفتی داری کتاب مینویسی گفتم اصلا مهم نیست اگر شما به آنی که می خواهید پیوند برقرار کنی هم در زندگی آرامی و هم موقع رفتن آرمی ،اما اگر به آن که معشوقت هست پیوند خوری هم در زندگی دائما دلشورهداری هم موقع رفتن دلشوره داریهم بعداصل دلشوره ها وبدبختی ها شروع می شود چرا ؟چون باهاش پیوند نداشتی و قهر بودی و در برزخ دیگرامکانآشتی وجود ندارد .
حال فهمیدید که چی شده ؟
امکان جبران نیست هر کاری می خواهی بکنی در همین دنیا –برای همین ماذا جاءاحدهم الموت قال رب الرجعون لعلی . خدایا تا مرگ می آید سراغت می گویی خدایا برم گردان من دوباره کارهایی که از قبل نکردم را بکنم کلاًهرگز امکان ندارد که برگردانیم هرکاری می خواستی بکنی کرده بودی حال ما باید دقت بکنیم که این حدیث خیلی مهم است هرکس تشنه می میرد مگر ذاکرخدا
ذاکر –ذاکر یعنی لفظ نیست کهمن فرض بفرمایید تسبیح در بیاورم و بگویم ذکر بگویم این کمک می کند و خوب است ذکر یعنی یاد – شما وقتی یک کسی را دوستش داری ولی جدا هستی کجا می روی خودت را ارضاءمی کنی
ولی اگر پیش او نباشی در کجا ؟در خیال (گر میسر نیست برمن کام او )(عشق بازی می کنم با نام او )موقعی که گفت مست نام لیلی می کنم( گر مسیر نیست برمن کام او)عشق باز یمی کنم با نام او – خود این آرام آرام می کند شما وقتی هنوز در آغوش خدا نیستی و این لقاکامل برقرار نشده است که دیگر خیالت راحت باشد که از آغوش خدا بیرون نمی آیی و در آغوش خدا هستیاین یاد خیلی قشنگ است .
امام صادق می گوید چقدر لذتی دارد که من در خیال ووهم خودم با تو رابطه داشته باشم به خداوند عرض می کند چقدر لذت بخش است که مسیرم را با خیال به سوی تو طی بکنم وصف العشق نصف العشق همین که انسان در خیال هم با معشوق باشد ذکر و نماز این است که یواش یواش با نماز و ذکر این ارتباط برقرار بشود .
امیر المومنین میفرماید ذاکر الله مجالسه دیگر از خیال هم در می آمد کسیکه در یاد خدا است همنشین خداست یه محض این که می گویی خدا ،خدا پشتت است و هر جا که هستی صدایش می کنمی پیش هست در آسمان و زمین و دریا ... همه جا با هات هست این که بی نهایت همه جا را پر کرده است خارج از بی نهایت هیچ کس نیست همه جا خداست دنیا پر از خداست یعنی
وباسمائک التی ملئات ارکان کل شی در زیارت کمیل می خوانیم می گوییم به اسما تو که ارکانت همه عالم را پر کرده است یعنی هرجا که می روی خداست هر جا که می روی پر از خداست .
اینما تولو فثم وجه الله قرآن می گوید هر جا که رویتان را برگردانید خدا همانجا هست یعنی شما نمی توانید یکجا یی بروید و بگوئید خدا نیست هر موقع که صدایش کنی هست همه جا پر از خداست اشیاءاین جوری نیستند خدا فقط این جوری هست .
هر وقت بخواهی هست هیچ وقت از او دور نیستی خوب حالا چرا این جوری هست می خواهم داستانی را برایتان تعریف بکنم که چرا این جوری هست چون بحثمان انسان شناسی هست باید این را تعریف بکنم
داستانی را که می خواهم تعریف بکنم داستان روز اول خلق است یعنی چه روزی ؟روزی که غیر از خدا هیچ کس نبود یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود این خداوند تبارک وتعالی هم که بود خداوند در اولین تجلی وقتی که خودش بود و هیچ کس تصمیم می گیرد که یک موجودی را بیافریند .
مثل خودش چرا؟می گوید دوست داشتم خودم را در آینده ببینم کامل ،انسان را خلق کردم که خودم را به صورت کامل ببینم ولی موجودات دیگر قبل از انسان خلق شده بودند حال قضیه اول خلقت را برایتان بگویم تا بعد .
ما هرچه که نگاه بکنیم تجلی خداست ولی خدا را کامل نشان نمی دهد متأسفانه ما عادت کرده ایم که با عادت اشیاء را نگاه بکنیم وقتی عادت کرده باشیم حجاب عادت نمی گذارد که درست گاه کنیم اما وقتی که از عادت در می آییم میبینیم که مزه دار می شود.
شماه نگاه بکنید آب الان برایتان هیچ مزه ای ندارد وقتی روزه نیستید اما وقتی که از عادت آب دیدن در بیایید یک روز از آب جدا بشوید بعدمی بینید که آب برایتان یک جذابیتی و یک چیزی هست که آخرین کسی آب را می شناسد کیه ؟
ماهی است داستانی دارد مثنوی این که ماهی می گوید این آب که می گفتند مایه حیات است چیه ؟بعد یک روز یک موجی آمد و انداختش بیرون و تازه فهمید که این مدت را همیشه در آب بوده است ما حجاب عادت نمی گذارد که خوب بهمیم .
وخدا ازبس که با ماهست نمی توانیم بفهمیمو از بس پیش ما است خودمان می فهمیم که خدا پیش ماهست نمی توانیم ببینیم مثل ماهی در آب هست حالت ماها ،این جوری هست شما وقتی که به یک گل نگاه می کنید به چی نگاه می کنید بگذارید یک مثال برایتان بزنم.
تا شما این داستان روز اول خلقت بریاتان جا بیافتد ببینید عزیزان من شما وقتی که به دستمال کاغذی نگاه می کنید دانه دانه با هم تمرین بکنیم من سئوال کنم شما جواب بدهید شما وقتی که به این دستمال کاغذی نگاه می کنید .
لکش (جعبه +دستمال )خوب چی میبینید ؟ببینید الان ما یک جعبه داریم مقوا است با دستمال حال تجزیه اش کنید ببینیم چی هست ؟من یک مثال بزنم تا شما متوجه بشوید شما دستمال را که می بینید آیا ما پنبه را میبینیم ؟
این که پنبه در کارخانه تبدیل به دستمال شده ما که نگاه می کنیم می گوییم یک کار کشاورزی بوده است پنبه بوده و بعد موادی در دستگاهی وکارخانه ای – کشاورزی را دیدیمی در این کار – پنبه در امد و بعد در کارخانه این دست عده ای آمد و بعد کارخانه ای را می بینیم که در آن دستمال ساخته می شود .
این پنبه ها ومواد می روند توی دستگاهها ومواد دیگر به آنها اضافه می شود بعدچی می شود /تا تبدیل به دستمال بشود با دیدن این همه اینها می آید در ذهن ما ،ما فقط عادت داریم که ببینیمش و فقط دستمال را میبینیم .
یک ذره باید تمرین کنیم که همراه این بتوانیم چیزهای دیگر راهم ببینیم خوب جعبه اش را نگاه می کنید ببینید چی می بینید ؟مقوا جنگل ،درخت قطع درخت ،حمل به کارخانه تبدیل به مقوا و مقوا درست می کنند .
رنگ یک کسی یک خانمی یک آقایی طراحی کرده است این را این عکسها را کنار هم چیده است چاپ میبینید دیگرچی میبینید ؟
ماشین حمل کسی که آورده است به مغازه دار داده شما وقتی که چیزی را درست نگاه بکنیدهزاران چیز با آن دیده می شود بر نداشتند که ازآسماندستمال کاغذی را بیاورند آن طرف هم همین طور است آن ماژیک هم همین طور است .
این رومیزی هم همین طور است فکر بکنید که وقتی می خواهید به اشیاء نگاه بکنید یاد بگیرید که یک خرده میز طبیعی نگاه بکنید یعنی دقیق نگاه بکنید با عادت نگاه نکنید هزاران نفر در کار هستند تا این دستمال کاغذی به دلت من وشما رسیده است .
قشنگی کشیدند گرسنگی کشیدند حرص و جوش خردند سرعت افتادن چکش سر هزار و یک چیز دیگر ما اصلکاری به آنها نداریم ما فقط می رویم دستمالمان را می خریم ولی سر این که این دستمال بیاید بیرون چه حرص وجوش ها و خون به دلها یی خرده شده است چند هزار نفر در این وضعیت مشغول به کار بوده اند .
که به دست ما رسیده است اینها تردید دارد حضرت علی خیلی قشنگ می گوید می گوید من هرچی را که می بینم خدا را با او میبینیم هم قبل هم همراهش و هم بعدش شما الان این گلها را نگاه کنید این کاغذ کشی ها را چی می بینید ؟تا وقتی یک نفر ما از قبل دستمال کاغذی آن را دیدیم تا همراهش هم دیدیم
و بعدش راهم داریم می بینیم و دستمال کاغذی را اگر من ببرم تایش کنم بیاندازم در سطل آشغال باز هم آن را می بینیم وقتی که به یک گل نگاه می کنی دانشمندانی که این همه کار می کنند با مخلوقات خدا دانشمند است پروفسور است .
می داند که نظمی در کار است ولی نمی تواند خدا را ببیند چرا؟چون عادی نگاه می کند نی تون داشت با یکی از دوستها یش بحث می کرد بعد آن دوستش اعاتقاد به خدا نداشت نیوتون اعتقاد به خدا داشت نیوتون ما کت زمین را می سازد یک منظومه شمسی را یک خورشید و با چند تا منظومه و چند تا سیاره دور آن این آمد در اتاق نیوتون
گفتش نیوتون چه ماکت قشنگی کی این را درست کرده است .؟نیوتون گفت کسی این را درست نکرده است خودش درست شده است . این دوستش خیلی ناراحت شد گفت فکر می کنی من احمق هستم یا مثلا قبول کردم که این ماکت خودش این جوری درست شده است .
نیوتن گفت فکر می کنی من احمق هستم تو ماده را قبول نمی کنی که کسی نساخته باشد اصل این است که الان داریم در آن زندگی می کنیم کسی نساخته اش خودش ساخته شده است .
مگر می شود ؟این ماژیک به این سادگی ؟این خودکار یکدانه اعلامیه روی دیوار خودش نوشته شده و چاپ شده است روی دیوار ،هر کسی را که این جوری دیدید بگویید تو احمقی آن وقت ما چطور با موجودات قوی تر و قدرتمند تر روبرو می شویم .
این کوری را داریم رایت شی – کی رویشش داده است حدود واقعه – آنی که شما می کارید ش انتم تزرعون ام نحن الزارعون شما رویشش می دهید یا ما رویشش می دهیم خوب – شما از این میلیارد ها انسان یکی را سراغ دارید که بیاید بگوید رویش کار من است
– کی میفهمد که ما یک دانه را درون آن خاک یک گل به این قشنگی در می آریم آن هم کود ،کودی که نجس است کود حیوانی یا کود انسانی ،از دل آن کود به این آلودگی یکی آن گل را به این قشنگی در می آورد تصادف است من وقتی به یک گل نگاه می کنم چی می بینم ؟شما گل به صورت معمولی – نه گل های طبیعی –همین گلی که این جا هست روی این میز است .
می بینید که یک نفر این را طراحی و نقاشی کرده است رنگ بهش داده است بعد این جا ساخته شده است حال گل طبیعی را چه می گویند بگویید طرحش را کی داده است رنگش را کجا داده است و بویش را کی داده است .
50 نوع ،بالای 50نوع گلکی داده است اینها را لاله ها ،به گل نگاه کنید و یک ذره هم فکر بکنید ما عادی هم فکر بکنیم ما یک عمر گلها را داریم می بینیم ولی کور .
یک عمرخدا را داریم میبینیم ولی کور تازه می کوید بیا ثابت کن که خدا کجاست سیدالشهدا خیلی قشنگ می گوید :حتی تحتاج الی دلیل یدی علیه .
تو کی غایب بودی که احتیاج به دلیل داشته باشی که ثابتت بکنند این یجعل
ر اینت ماتری کور باشد چشمی که تو را ندید مگر گل را ندیدی درختان را ندیدی مگر می توانی بگویی ما خدا را نمی بینیم شما با این ماژیک هزاران آدم را دیدید چرا با یک گل طراحش را نگاه بکنی ؟چرا ما این جوری نمی بینیم ؟شما به یک تابلوی نقاشی نگاه کنید که یک عکس گل را زدند کشیده است به شما می گوید این تابلوی نقاشی را که این گل را زدند کسی این را نکشیده است .
همین جوری است این گلی که این جاست خودش بوده است نمی توانی این حرف را قبول کنی و می گویی حرف احمقانه ای است این تصادفی شده است ولی چطور آن کسی را که ما از روی اصل گل نقاشی کرده است اصل گل از کجا آمده است کی آمده است می شود قبول کرد حال وقتی که به یک گل نگاه می کنیم کسی را می بینیم که این گل را برای من ایجاد کرده است .
یا ادامه بدهم در سوره واقعه آیا آن نطفه ای که شما دارید نطفه ای که در رحم دارید آیا پدر ومادر رشدش می دهند .
خدا می گوید من خودم بچهاش می کنم شما چه کاره اید شما مگر سواد دارید . می توانید این بچه متولد بشود 160هزار میلیارد سلول را کی می تواند مرتبط باهم است .
اتم تخلقونه ام نحن الخالقون شما خالقید من وقتی به یک گل نگه می کنم کی را میبینم بگویید به گل نگاه می کنید چی را می بینید ؟از نظر کمالاتش ،رنگ دیگر ،بو زیبایی ،طراوت ،لطافت ،رویش تغذیه ،تولید مثل اینها را دارید می بینید این کمالات همه کمالات نیست .
یعنی این بالاخره یک کسی را داشته است که بهش داده است وقتی من نگاه می کنم می فهمم آنی که این کار هارا کرده است همانطور که به این نگاه می کنم آنی که این کار ها را کرده است آدم خوش سلیقه ای بوده است که نشسته است این گلها را در کنار هم قرار داده است رنگ آبی زده است نقطه های سیاه گذاشته است .
سفیدگذاشته است نشسته است طراحی کرده است و این چیز را داشته است آدمی کهلطیف نیست هنرمند نیست که نمی تواند این کارها رابکند مثل پنکه را نگاه می کنم می گویم آنی که پنکه را ساخته است عقلانیت در کارش بکار برده است
عقل داشته است فرامین فیزیک و برق و این جور چیزها و در نهایت می دانسته است ****بدون این که کسی این راداشته باشد که نمی تواند پنکه را بسازد من رشته ام ادبیات است می گویم چی اختراع کرده ای ؟می گوید هواپیما خوب چه ربطی دارد اگر شما هواپیما را اخترا ع کردی باید از سیستمهای برق و فیزیک وریاضی قشنگ اطلاع داشته باشی وقتی گل را میبینم –می فهمیم آنی که این را ساخته است کیه ؟
ان الله جمیل خداوند زیبا است وقتی این زیبایی را می بینم پیغمبر فرمود :خدا زیبا است میفهمم که این زیبا است خوشش می آید گلها را که نگاه می کنی شیرین کاری خداست چرا عاشق یک همچنین موجودی نمی شویم چراوقتی که این همه میوه های خوشمزه و خوش رنگ را که میبیند چرا گاهی وقتها خدا شاهد است من می خواهم یک وقتی یک پرتقال بخورم 40 دقیقه معطل می شوم – اینقدر مبهوت این پرتقال می شوم .
خوب گاو است و دیگر حیوانات دیگر هست که می آیند گاز می زنند می خورند و می روند یکبار آن سیبی که می خواهی بخوری یک بار قبل از خوردن نگاه کن یکبار آن پرتقال را که می خواهی بخوری .
یک بار نگاهش کن وببین این پرتقال چیه ؟آن برآمدگی روی پوستش چیه ؟این رنگ از کجا آمده است ؟این بوی به این قشنگی کجاست ؟این تویش به این قشنگی که مثل ابر می ماند موز را نگاه کنید این از کجا آمده .؟کی این ها را بغل هم چیده است ؟قشنگ شده است . دانه های انار را کی خلق کرده است و در این غالبی که ما داریم میبینیم چیده و قراردادهاست یک مقدار فکر میکنیم وقتی این جوری می بینیم همه چی قشنگ است
به دریا بنگرم دریا تو بینم به صحرا بنگرم تو بینم
به هر جا بنگرم کوه ودر ودشت نشانت قامت رعنا تو بینم
هر جا می روی خدا هست گیاه گل درخت ،اسمان، ابر، باران ،برف همه را که نگاه می کنید تجلی خداست یکسره دارد باهات حرف می زند بیاییم ساده از کنار درختان رد نشویم از کنار گلها رد نشویم .
از کنار یک بچه به این قشنگی که می بینمش آخه این بچه چه جوری به این شعور رسیده است بچه 3ساله ،4ساله ،ادراک یعنی چی ؟لذت یعنی چی؟غم یعنی چی؟
لذت یعنی چی؟غم یعنی چی؟تعجب یعنی چی؟غصه یعنی چی؟تکبر یعنی چی؟تواضع یعنی چی؟از کجا می آید ؟کجا می دهد ؟ساده از کنار اینها رد نشویم ولی وقتی من به یک ستاره نگاه می کنم همه خدا در آن نیست یک قسمتی از خدا رد آن هست .
یک چیزی از کمالات خالق خودش را خبر می دهد آقا اگر من این ماژیک را دیدم می توانم بگویم کل شخصیت فردی که این ماژیک را ساخته است را می توانم از ماژیکش بشناسم یا نه؟میتوام /نه قثط می توانم بگویم سازنده این ماژیک یک آدم با هوشی بوده است . یکآدم لطیفی بوده است این کسی که ضبط را ساخته است تلفن همراه را ساخته است .
الکترونیک بلد بوده است مخابرات بلد بوده است فیزیک بلد بوده است ریاضیات بلد بوده است تا در مجموع تلفن همراه را ساخته است ولی نمی توانم بگویم این مثلاًاخلاقش چه جوری است عواطفش چه جوری است نمی شود خدا که می خواهد تجلی کند یک موجودی را ساخت که آینه کامل باشد شما خانم ها وآقایان وقتی می خواهند خودشان را نگاه کنند .
دست توی جیبشان می کنید و یک آینه در می آورید این آینه را که جلوی چشمتان میگیرید همه بدن وهمه هیکل را نشان می دهد نه یک قسمتی از صورت شما را نشان می دهد خدا نمی خواهد خودش را این جوری ببیند .
خدا می خواهد یک آینه تمام قد –شما وقتی می خواهید همه هیکلتان را ببینید لباسی را که در عیکلتان هست میروید جلوی چه آینه ای می ایستید آینه تمام قد خدا می خواست یک آینه تمام قد از خودش بسازد که خودش را در این آینه نگاه بکند برای همین در اولین تجلی خودش یک موجودی را نی سازد که کامل مثل خداست .
یعنی هیچی از خدا کم ندارد شبیه خداست شبیه ترین موجود به خداوند تبارک وتعالی است این اسامی مختلفی دارد غیر از این که خدا خالق است و این که این مخلوق است غیر از این جهت هیچ فرقی با همدیگر ندارند برای همین زیارت رجبیون را بخوانید .
امام زمان وقتی می خواهد خودش را با ائمه معرفی کند میگوید لا فرق .هیچ فرقی بین ما وتو نیست مگر این که تو،ما بندگان تو هستیم یعنی از نظر کمالات خدا یک امام تجبلی کامل خداست امام زمان شما کیه ؟امام زمان یعنی همه تجلیات خدا مثل رسول خدا مثل فاطمه زهرا سلام الله علیها یعنی هرچی خدا داشته است به فاطمه زهرا داده است توجه فرمودید که
چه طوری شد امام زمان زیارت را که می خواند می گوید هیچ فرقی بین ما و تو نیست جز این که ما بندگان تو هستیم این موجود اسم داشته است یکی از اسمها یش الروح یکی از اسمهایش عقل است یکی از اسمها قلم است یکی از اسم هایش مثل اعالی است .
یکی از اسمهایش نورمحمد است اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم چرا بهش میگویند روح چون روح خاصیت چی دارد ؟خاصیت حیات دهی دارد حیاتهم موجودات به این موجود وابسته است برای همین اولین مخلوق را اسمش را گذاشته اند چی ؟
الروح –چرا بهش می گویند عقل چون عقل مظهر تدبیر است تدبیر همه موجودات غیر از خدا به عهده کیه؟
عهده عقل اول است چرا بهش می گویند قلم ؟اول ما خلق الله الا قلم پیغمبر فرمود :اولین چیزی که خدا خلق کرد قلم بود چرا؟چون قلم منشاءنوشتن چیه ؟نوشتن کلمات است در قرآن خداوند مخلوقات خودش را به عنوان چی معرفی می کند ؟می گوید هر مخلوقی مساوی است با یک کلمه کلمات الله یعنی مخلوقات خدا – کلمه است یعنی حرف می زند با شما اگر من نوشتم انار ما از انار به چی پی میبریم ؟
به یک حقیقت ،وقتی شما وضو می گیرید به یک حقیقت می رسید درخت یک کلمه است با هات حرف می زند می گوید من کیم ؟از کجا آمده ام ؟و کی من را ساخته است من لطیفم من قدرت دارم من تولید مثل دارم من رویش دارم همه را دارد باهات حرف می زند .
یک درخت بهت می گوید که ما کی هستیم
برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتری است معرفت کردگار
کلمه است خوب قلم برای چی اول است ؟پیغمر فرمود :اولین چیزی که خدا خلق کرد قلم بود چون همه مخلوقات توسط قلم است که باید نوشته شود و طرح بشود لذا قلم است کارش ایجاد چی هست ؟یعنی موجودات چرا بهش می گویند مثل اعلی
– شما در فارسی هم دارید مثل –اعلی – اعلی –یعنی چی ؟یعنی والاترین – عالی ترین نمونه از خدا مثل الاعلی شما عالی ترین نمونه از خدا هستید یعنی خدا آیتی بزرگتر از شما ندارد حضرت علی علیه السلام فرمود :انا آیة العظمی انا آیةالله الکبری من بزرگترین و عظیم ترین آیه خدا هستم نشانه خدا هستم فرمئد خداوند آیه بزرگتر از من ندارد .
پس عالی ترین نمونه است چرا می گویند نور محمد صلی الله علیه و آله سلم اللهم صلی علی محمد و آل محمد این هم بخاطر این است که در واقع این حقیقت انسانی که ما می گوییم که در مدینه دفن هست .
هزار و چند سال پیش مبعوث شد آن حقیقت اولیه در آن غالب هست در غالب رسول خدا پس همه اشان یکی هست در حدیث داریم الاول ما خلق الله العقل اولین چیزی که خدا خلق کرد عقل است الاول ما خلق الله الاقلم اولین چیزی که خداوند خلق کرد قلم است همه اش را هم رسول خدا فرموده است .
اول ما خلق الله نوری اولین چیزی که خداوند خلق کرد نور من بود همه اش یکی است فکر نکنید و اشتباه کنید که بالاخره ما نفهمیدیم که اولین چیزی را که خدا خلق کرد چی بود ؟عقل بود قلم بود نور پیغمبر بود همه اشان یکی اند و بنابر اعتبار ات مختلف آسمهای مختلف دارد بعد در مورد انسان حالا نگاه کنید در مورد انسان می فرماید
این را می خواستم بگویم چرا ما بینهایت طلب هستیم ؟و نفخت فیه من روحی در انسان ازروحم (از روح خودم دمیدم )چرا میگوید روح خودم ؟چون این روح شدن اتصال و نزدیکی را به کی دارد ؟
به هیچ کس روح بیشتر به خدا ندارد یعنی خدا می گوید روح خودم از روح خودم در انسان دمیدم بقیه موجودات مثل فرشته ها ،آسمان و زمین و هر موجوددیگری بعد ها از این موجود بوجود می آیند .
در واقع ما از فرشته ها بالاتر هستیم از حقیقت فرشته ها خداوند به فرشته ها امر می کند که این حقیقت که از الروح هست باید چکارکنید ؟باید سجده کنید سجده به کیه ؟به این مقام است که باید سجده بشود بنابراین این را خوب توجه بفرمائید که ما از کجا هستیم ؟
ریشه امان آن بحثی که هفته پیش کردم که خوشبختی مساوی است با این که انسان بفهمد از کجا آمده است ؟در کجا هست ؟و به کجا می رود ؟فعل فهمیدم که از کجا آمده ایم ؟فعل فهمیدیم که کجا بودیم ؟وطن ما کجا بوده است ؟
برای همین هم که می گوییم خدا خلق کرده است ما را از خودش پیش خود خدا بوده ایم در غالب چی ؟در غالب یک روح که قرآن – می فرماید که شماها را از یک نفخه خلق کردیم اینکه امام زمان در کتاب آشتی حدیثش را مفصل آورده ام امام زمان می فرماید :
نحن ثنا ربنا و بعد ثنائنا ما ساخته خداییم و مردمساخته ماهستند همه موجودات از این یک موجود خلق نشده اند اما ما که الان آمده ایم در غالب انسانهای مختلفی ولی قبلاًما چندتا بودیم قبل همه امان یکی بودیم این یکی که ما بودیم چون تجلی مستقیم از خدا بودیم مثل خدا آن موقع بی نهایت بودیم که مزه بی نهایتی را ان موقع چشیده بودیم .
آمدنمان این جا از مادر متولد می شویم یاد وطنمان هستیم غیر از وطنمان هم هیچی ما را آرام می کند هیچی یعنی شما هر کاری بکنی آرامش پیدا نمی کنی تا برنگردی به وطنتان این را خوب دقت کنید برگردید به وطن خودتان این وطنت هست .
که آرامت می کند هر چی چشمک بهت بزنند هر کی چشمک بزند می روی ولی ارضاءنمی شوی بچه را نگاه کنید بچه وقتی با مادرش هست مادرش وقتی کتکش زده است زنهای دیگر همه بهش می خندند.
می گویند بیا بغل ما ولی بچه می خواهد برگردد توی بغل کی ؟مادر خشنش –توی بغل مادر خشنش آرام می شود اما در بغل خانم های خندان و مهربان آرام نمی شودخدا این جوری است (عاشقم برلطف و برقهرش به جلد )می گوید خدا می خواهد با هام قهر کند آشتی کند دوستش دارم یک محاوره ای است بین شیطان و معاویه خدا رحمت کند مرحوم علامه محمد تقی جعفری را در نهج البلاغه که این حدیث را کاملاًتوضیح داده است .
میگوید شیطان با معاویه یک روزی صحبت می کردند به معاویه گفت هنوز عاشق خدا هستم نمی توانم دوستش نداشته باشم .
مخالفت دارم باهاش می کنم اما نمی تونم دوستش نداشته باشم این جوری است یعنی نمی شود دوستش نداشته باشی یعنی لااقل که می خواهی باهاش لج بکنی الان رئیس جمهور آمریکا دارد با خدا مخالفت می کند ولی در واقع کی را می خواهد ؟
خدا را می خواهد در واقع با خدا آرامش پیدا پیدا می کند این که با ذکر خدا تطمئن القلوب یعنی با ذکر خدا که یادت می آید آرام می شوی یک چند نفر از افرادی بودند که آمدند مشاوره یکی برایم تعریف می کرد اهل نماز و این حرفها هم نبودند بعد می گفت رفته بودیم توی یک کشور اروپایی چند وقت آنجا مشغول بودیم .
گفتش یک روزی از تو ی خیابان که رد می شدیم یک مسجدی ساخته بودند تصادفی از کنار این مسجد ما رد می شدیم گفت یک دفعه که صدای اذان یبند شو ماها نماز خوان نبودیم در ایران زار زار گریه کردیم نشستیم همان کنار مسجد .
دیگر اصلا به کسی هم نگاه نمی کردیم چون دیگر اصلاًجلوی خودمان را نمی توانستیم نگه دارم چون یکدفعه برگشتیم به کجا ؟
به اصل خودمان به وطن خودمان ،شروع کردیم به گریه کردن ،این جوری است یعنی شما برنگشتید کنار معشوق خودت مادر خودت اصل وریشه خودت آرام نمی گیری این قاعده است برای همین وقت خودمان را تلف نکنیم .
روی این ماشینها چه حرفهای قشنگی می نویسند روی یکی از این وانتها نوشته بود که گشتم نبود نگرد نیست دقت می کنید حال پیغمبر رفته همه جای عالم را گشته و آمده است به ما خبر میدهد می گوید من رفتم همه جا راگشتم هیچ کسی نیست .
که راضی اتان بکند جز خدا من گشتم نبود شما هم نگردید عمرتان را تلف نکنید از جوانی اتان نگردید که اصلاًکسی را پیدا نمی کنید که بخواهید بهش دل ببندید .
معشوقی که بتوانید در مقابل او آرام بشوید اگر دنبال یار دل آرام می گردید برو دلت رابسپار به دل آرام –یار دل آرام دلبرده از ما – آرام آرام الحمدالله – که شعر زیبایی است از علامه حسن زاده می گوید یار دل آرام دلبرده از ما – آرام آرام – یواش یواش اینجوری می آید در دل آرام و می بینی که دلت راتسخیر کرد می گیرد خدا رحمت کند مرحوم آقامیرزا اسماعیل را می گفت که من مدتها است که با خدا کاری ندارم ولی خدا با ما کار دارد و دلنمی کند .
دیگر همیشه با او هستیم پس این را خوب دقت بکنید عزیزان چرا ما بی نهایت طلب هستیم ؟چرا رئیس جمهور آمریکا بی نهایت طلب است ؟چرا شاه بی نهایت طلب است ؟چرا همه آدمها بی نهایت طلبند ؟
برای این که همه اشان ریشه اشان چی بوده است ؟بی نهایت بوده است ما از این جا که نباید ارزیابی کنیم یک بچه ای که الان متولد می شود باید ببینید ریشه اش کجاست این بچه این روح از کجا آمده است ؟به طبیعت که روح نمی شود در عالم ماده که روح نیست این که الان توی عالم طبیعت آمده است اسیر طبیعت است .
گرفتار طبیعت است قبل از این که بیاید اینجا آزاد بوده است بی نهایت بوده است حال آمده است این جا حال برای این که من برگردم به آن حالت بی نهایت خودم و ارضاءکامل بشوم فرمول دارم یعنی باید این فرمولها را انجام بدهید تا با این فرمولها بی نهایت بشویم .
فکر می کنم وقت تمام شده است خیلی خوب بماند برای جلسه بعد که توضیح بدهم جلسه بعد ساعت 6شروع می کنیم ان شالله شما زودتر بروید به خانه هایتان برسید
والحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم .