بسمه تعالی
دوستان فرمودند چند سئوالي راكه درجلسات گذشته مطرح كرده بوديم بيشتردربحث بلابود . خودمان هم جوابش رابدهيم سئوال اول اين بود كه چراانسان هرچقدرتقربش به خدازيادترمي شود بلاوسختي بيشتري رابايد تحمل كند؟ علتش چيست ؟ مادرفلسفه روزه اين توضيح راداديم كه روزه يعني خودداري كردن يعني جلونرويد وازچيزي استفاده نكنيد توقف كنيد نسبت به بهره برداري ازچيزي آن چيزيامي تواند بدن ومتعلقات آن باشد يعني حواس 5 گانه يامي تواند خيال وفكرباشد وقلب باشد . درماه مبارك مي فرمايد كه شما بهره برداري نكنيد تايك ساعتي . ازلذايد اين قسمت بهره برداري نكنيد . خيال وفكروقلب هم متوجه چيزهاي لذيذ به معناي دنيايي وشيطاني نبايد باشد . يعني گناه ولذتهاي حرام . سئوال مفهوم نيست ؟ به هرحال ممنوع است حال ياحرام ياحلال . گفتيم همه اين چيزها مساوي باناخودمي شود ((يك شرايطي )) يعني شما فشارمي آوري باگرفتن روزه درتمام مدتي كه روزه هستي . به ناخودت يعني به آن بعد شيطاني خودت . آن چيزي كه تورا هميشه دچارهوسهاي مختلف مي كند . ميلهاي مختلف درتوايجاد مي كند وبه خاطرارضاء آنها به حركت درمي آوردت . حالا وقتي دارد به ناخود فشارمي آورد گفتيم كه بين خود وناخود يك رابطه مقابله ومبارزه وجود داردكه اين طورهست كه تقويت يكي موجب تغضيف ديگري است يعني تقويت يكي ازابعاد مساوي است باتضعيف بعد ديگري . آنكه بعد الهي خودراتقويت مي كند قطعا" بعد شيطاني راتضعيف ميكند . آن كسي هم كه بعد شيطاني راتقويت مي كند حتما" مساوي است باتضعيف بعد الهي خودش . وقتي باتشريع روزه كه همان صبراست مقاومت است جلونرفتن هست شما به ناخودت فشارمي آوري خودقوي مي شوي حالايك سئوال كه شما وقتي دردنيا بلا مي بينيد انواع بلاها كه حالا ذكركرديم .به خود شما لطمه مي خورد يابه ناخود شما ؟ مثلا" كسي كه جانش را ازدست مي دهد .يكي دستش را ازدست مي دهيد يكي پا راازدست مي دهد يكي چشم راازدست مي دهد . يكي مريض مي شود . يكي گرفتاري وفكروخيال ووام وبدهي وقرض وقوله وغم وغصه واسارت وازاين چيزها به اومي دهد .درتمام مدتي كه فشارمي آيد به ناخود فشارمي آيد . خب خدا درواقع به علت اين مي رسيم كه چرا هركه مقرب تراست جام بلا بيشتربه اومي دهند چون هركس خودبيشتري پيدا كند يعني خودش بوي خداورنگ خدايي بيشتربدهد خودبه خود فشاربه اين طرف يعني ناخودبيشتراست كسي كه باخدا دوست مي شود ازاين جهت هيچ ناراحتي احساس نمي كند . احساس نمي كند كه درفشاراست .احساس نمي كند كه درناراحتي است . احساس خوشحالي . انبساط . شادي وشعف مي كند ازاينكه به طرف خدامي رود ونزديكترمي شود پس اين خودي كه به رنگ خدادرمي آيد وباتشبه به خدابه اوبروزپيدامي كند اين هيچ ناراحتي ندارد . اصلا" ناراحتي به او وارد نمي شود . آن كسي كه به اوفشارمي آيد ناخوداست . براي همين هم هست كه سازگاراست قرب وايمان بيشترباسختي هاي بيشتر. چون همه اينها فشارمي آيدبه ناخود درواقع اصلا" قاعده قرب همين است كسي كه مي خواهد خودش را به رنگ الهي درآورد چون قرب گفتيم كه معلول سنخيت بود . نزديكي معلول سنخيت است .اگركسي بخواهد نزديكي به خدا پيداكند بايد سنخيتي باخداپيدا كند . سنخيت باخدا پيدا كند دروجودش آن چيزي كه ازجنس خدانيست وناخالص است آنهار اكم كند هرچقدركم كند شباهتش بيشترمي شود لذا به خدا قرب پيدا مي كند به خاطرهمين كسي كه مقربتراست جام بلا بيشتربه اومي دهند وفشاربيشتري رابايد تحمل كند يعني به ناخودش وجنبه شيطاني اش فشاربيشتري رابايد تحمل كند . سئوال دوم كه دررابطه با تناقض بود . ما گفتيم كه تناقض هم ازاينجا معنا پيدا مي كند .گفتيم كه مومن دردنيا لذتش هم بيشتراست . آرامشش هم بيشتراست اين آرامش چگونه با اين بلا كه يكسره ازسرش مي ريزدسازگاري دارد يعني چه ؟ كه مومن لذت وآرامشش دردنيا بيشتراست . داريم كه گفته اند بعضي ها ازدنيا بقدري لذت مي برند كه بهشتي ها دربهشت آن لذت را نمي برند . اين با اين بارش بلا اسرع الي المومن حديث داريم كه بلا سريع ترمي آيد به طرف مومن . ازآمدن باران به سمت زمين اينقدرمي ريزدبرسرش . حالا اين چگونه حل مي شود خودما كه همان الهي ماست هرچقدرتقويت شود چون نفخت فيه من روحي . اصل ماآنجايي هست . اين هرچقدرتقويت شود دقيقا" مطابق فطرت ماست ومخالفت بافطرت ندارد . هرچقدراين شباهتش به خدا شوددرواقع فطرت بيشتري ازما تامين شده است . مابه خدانزديكترمي شويم يعني لذت مي بريم . يعني اصل شخصيت شما آرامش پيدا مي كند . هرچقدركه قرب پيدا مي كند سنخيت بيشتري دارد يعني سنخيت بيشتر.قرب بيشتربراي همين شاداب است مي خندد وازطرفي وقتي كه ناخود به اوفشارمي آيد يعني باران بلا برسرش مي آيد بنابراين دارد سرناخود مي آيد واين هم اينطوري حل مي شود كه ما درست است كه آرامش دارد يا درست است كه بلا سرش مي آيد اما دراثراين فشارها چه چيزي تقويت مي شود ؟ قسمت اعظمش ازشخصيت او تقويت مي شود اوهست كه به رنگ خدا درمي آيد واوهست كه لذتش بيشترمي شود لذا مي بينيم كه شهيد داده است اما دردرون خوشحال است وجدانش راحت است مي داند كه اگرشهيد داده است به خداهديه داده است وبراي آخرت اوهست . بلا سرش آمده است اما مي بينيم كه راضي است دچارعذاب وجدان نيست جنايت نكرده است كه ناراحت شود خيانت نكرده است ناراحت شود آدم كشي نكرده است كه نارحت باشد براي همين پايش راازدست داده وپاندارد اما دروجودش لذت مي برد . درست است كه مجروح شده اشت امادردرونش انبساط دارد . احساس قرب مي كند . مي داند كه براي چه كسي كرده است مي داند كه اين ارزش داشته است واين را پيوند با ابديت داده است عين همان جمله اي كه رسول خدا ( ص ) فرمود كه جواني را ديدند گفتند كه اين يكي ازاعضايش زودتربه بهشت مي رود . كسي آن موقع نمي فهميد كه يعني چه ؟ جمله اي كه حضرت فرموده است . بعد درجنگ صفين اول دستش قطع شد بعد ازمدتي ازدنيا رفت اومي داندكه وقتي پا راازدست داد . چشم راازدست داد يا اسيرشد يا اسيرداد وياشهيد داد يازيربمباران ماند يا زيرفشاراقتصادي بود هرچه بود براي ارزش است چون دارد ارزش رابه دست مي آورد لذا راحت درست است كه درفشاراست اما راحت است اين آرامش را دارد آن كسي كه اين را دارد تقويت مي كند . موسيقي حرام . فيلم حرام . قمار. شراب . خدايي ناكرده زنا . درست كه ناخود دارد لذت مي برد ازاين . اما چون با اصل فطرش سازگارنيست دردرازمدت اورا بيمارمي كند دچارناراحتي روحي مي كند .چون بافطرت خودش سازگاري ندارد . فطرش كه به خداميكشاند (همه انسانها )اوچون بافطرت خودش مبارزه كرده است ولودارد لذت مي برد . ولو دارد كه عياشي مي كند اما چون بااصلش سازگاري ندارد دردرازمدت نتيجه اش مي شود بيماري . نتيجه اش مي شود غم . مي شود عصبانيت . مي شود كارهاي جنون آميز. براي همين آرامش ندارد يعني همه اش حرص دارد چون نفس است . جهنم است هرچه بريزي تمام نمي شود . هميشه مي خواهد اما كسي كه خودش را به اين آرامش داد. يعني الا بذكرالله تطمئن القلوب خودش را باكمال مطلق آرامش داد مي داندكه كمال مطلق رادارد . يعني رسيده است به چيزي كه فوق آن چيزي نيست . مي تواند با چيزي ارتباط برقراركند كه فوق آن چيزديگري نيست . لذا آرام است . برايش خيلي مهم نيست كه چقدربهره برداري مي كند ازاين دنيا . اتفاقا" مي خواهد كمتربهره برداري كند كه بيشترازآن سمت بهره برداري شود . آن طرف لذت مي برد كه اين دررابطه با تغذيه است كه بعدا" مي گويم اين هم پاسخ سئوال دوم . سئوال مفهوم نيست ؟ بله اگربخواهيم اين فشارراواردكنيم به بدن يعني درواقع مي خواهيم تزكيه نفس بكنيم وخودسازي كنيم . حالا خودسازي چيست ؟ يك عمل است . يك حركت است وقتي حركت است مي رود درقانون مامن حركت لله وانت محتاج فيما الي معرفه . حركت نيازبه شناخت دارد لذا كسي نمي تواند خودش تصميم بگيرد وبگويد كه خب مي خواهم خودسازي كنم ازالان شروع كنم كه ديگرشام نخورم يانهارنخورم ياصبحانه نخورم يامثلا" فلان نوشيدني يا فلان ميوه رانمي خورم . نمي تواني اگرخواستي كه عمل كني قطعا" بايد زيرنظراستاد اين كاررابكني . يعني عمل بابدون شناخت نمي تواني انجام بدهي . واستاد هم هميشه به شاگردانش يك دستورنمي دهد ممكن است كه دستوركلي به همه بدهد اما به هرشاگردي هم برطبق خصوصيات خود شاگرد دستورات ويژه خواهد داد لذا اگركسي هم بخواهد شروع كند خب خداوند گفته است كه سي روزروزه به طوركلي اما مي بينيم كه روزه مستحبي هم گذاشته است براي عذرهايي ازبين مي رود مثلا" طرف بيمارباشد يامسافرت باشد عذري داشته باشد به هرحال چيزهايي هست كه روزه راساقط مي كند پس بايد اين رابدانيم كه اگركسي مي خواهد عملا" اين كارراانجام بدهد حتما" چون عمل است وحركت است نيازبه شناخت دارد كسي سرخود نمي تواند شروع كند وتصميمي براي خودش بگيرد كه حالا من مي خواهم ازاين به بعد اينجوري كنم . ازاين به بعد آن جوري كنم . خيلي ها بي موقع براي خودشان عبادت تنظيم ميكنند مثلا" من ازاين به بعد مي خواهم اينقدرنمازبخوانم . آن قدرشب بيدارباشم . دراين تعداد هفته . اين تعداد روزه رابگيريم . اينقدرقرآن بخوانم . اينقدرچنين وچنان كنم . اين بايد دقيقا" يك نفربالاي سرانسان باشد تاراهنمايي كند . اين جلسه رااختصاص مي دهيم به اينكه توضيح دهيم آيات وروايات كه دررابطه با روزه بيان شده است . اگرهم فرصت شد سئوالي كه جلسه قبل كردم توضيح خواهم داد . مادررابطه با ماه مبارك درقرآن داريم كه كتب عليكم والصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون . يعني روزه برمانوشته شد همانطوركه برگذشتگان نوشته شده است . شايد باتقوا شويد . وقتي كلمه شايد رابكارمي برد يعني شايد نشويد . يعني ممكن است كه تقوانتيجه ندهد مبارزه نفس . تقوايعني همين . يعني هرعاملي نتواند اوراتكان دهد يعني به حرام برخوردكردي بتواني خودت را نگهداري . يعني ترمز. تقوا. نتيجه است . روزه اين است نتيجه اش كه انسان صاحب تقوامي شود يعني صاحب يك كيفيتي مي شود كه آن كيفيت به دردش مي خورد مادربحث كه كرديم گفتم رابطه دنيا با آخرت مثل رابطه رحم مادربادنيا هست گفتيم كه يك جنين ازرحم 5 نوع تولد دارد بعدگفتيم كه اين 5 نوع تولدي كه انسان يادرجنين ازرحم به دنيا دارد ماهم ازدنيا به آخرت داريم . حالا اين صحبت شد كه تولد به خود آخرت يعني وقتي مامتولد به آخرت مي شويم جنبه بدني دارد يا جنبه روحي دارد . پس گفتيم كه جنبه روحي دارد چون كه بدن ما متولد به آخرت كه نمي شود بدن ماهمين طوردرقبرمي پوسد وازبين مي رود اما خود ماواصل ما انتقال به آخرت پيدا مي كنيم . پس درآخرت ازماچيزي نمي خواهد كيفيت بدني ازما نمي كند مثلا" نمي گويند كه اين آقا چاق است يا لاغراست يا وزنش اينقدراست ياخوشگل است ياسالم است يا سالم نيست . يازشت است . كاري باجسم ما ندارند همان طوركه شرايط زيستي دنيا . يعني عبادت هست ازداشتن دست . پا . چشم . گوش بيني . قلب سالم . دستگاه تنفسي براي جنين اصل است يعني اينها برايش مهم است كه آنجا تهيه كند وبا خودش بياورد وبتواند درشرايط زيستي دنيا زندگي كند آخرت هم يك شرايط زيستي ويژه خودش دارد . بايد دقيقا" درجهت آن شرايط زيستي حركت كرد . آن رايعني بايد بدست آوريم . ما مي دانيم اجمالا" كه آن شرايط ويژه اي كه درآخرت حاكم است درسرابدي مابه آن ملحق خواهيم شد آن شرايط . شرايط مادي وجسمي نيست . يك امرمعنوي است يك امرروحي است يعني روح بايد به يك كيفيت خاصي برسد پس اجمالا" متوجه شديم كه تولد ما به آخرت يعني بدست آوردن يك كيفيت خاص روحي يعني ما ازنظرروحي بايد به يك كيفيت خاص برسيم كه وقتي منتقل به آخرت شديم تولدي به آخرت پيدا كرديم اين نهرنجات باشد يعني تولد مان سالم باشد . درقبروبرزخ با ماده ما كاري ندارند باجسم ما كاري ندارند . اين روح است كه بايد تهيه كرده باشيم . قرآن يكي ازآن پاداشها راهمين مي فرمايد كه روزه برشما نوشته شد تا اينكه تقواشايد حاصل شود . نه اينكه هركسي روزه گرفت نتيجه هم مي گيرد نه . روزه اين نتيجه رادارد اما براي همه نه . پس تقوا يعني چيزي كه به وسيله آن آخرت انسان تامين مي شود واگرآن نباشد هيچ چيزي براي انسان حاصل نخواهد شد . چون انما يتقبل الله من المتقين . چون خداوند ازباتقوا ها مي پذيرد وبه غيرازتقوا عملي را قبول ندارد مثلا" دررابطه با نمازداريم كه چه بسايك نفر60 سال نمازبخواند يك ركعت آن قبول نشود . دررابطه باقرآن داريم رب تال القرآن والقرآن يلعنه چه بسيارقرآن خواني كه قرآن آنها رالعنت مي كند . دررابطه با خود روزه داريم رب السائم له وليس من سيام ان الجود يا الا الظن . چه بسيارروزه داري كه بهره اي ازروزه اش جزگرسنگي وتشنگي نمي برد . يعني بهره ديگري كه عبارت هست ازتقوا . شامل حالش نمي شود .ودريك كلام رب متنسك ليس له دين . چه بسيارنوعبادت كنندگان خداوندي كه دين ندارند حضرت علي ( عليه السلام ) فرمودخيلي هستند كه اهل عبادت هستند اهل مسجدونمازوخيلي چيزهاي ديگرهستند وانجام هم مي دهند اما درواقع ديني ندارند چون فقط خدا ازكسي قبول مي كند كه اهل تقوا باشد . اين نتيجه راروزه مي دهد . روزه تقوا مي دهد اما مي گويد لعلكم يعني شايد . يعني به همه تعلق نمي گيرد . درواقع كسي مي تواند عيد فطرراعيد بگيرد كه به اين نتيجه درآن روزرسيده باشد يعني تقوا راحاصل كرده باشد يعني خداحاكم برناخودش شده باشد وخود حاكم وجود اوشده باشد علتش هم درجلسه قبل گفتم كه چرااين تقوا راخيلي ازروزه ها نتيجه نمي دهد ؟ توضيحش راگفتم كه يعني خيال ندار كه دست ازناخودش بردارد يعني درست است كه خداوند باوضع روزه تمام درهاي شيطان راروي انسان مي بندد وشيطان هيچ كاري نمي تواند بكند . ازهيچ طريقي نمي تواند وارد شود وقتي مي خواهد وارد شود مي بيند كه اين شخص خودداري كرده است . نمي تواند وارد شود . خدا باوضع روزه دررابسته است اما بعضي ها علاقه شان به ناخود حفظ مي ماند . همانطوركه گفتم يعني درست است كه الان غذا نمي خورد اما شهوت غذايش مانده است . درست است كه الان استفاده جنس مخالف نمي كند اما شهوت جنسي اومانده است . درست كه بهره برداري ازديگران نمي كند اما اين مي ماند اين مي ماندكه درواقع تلافي اين مدت كه محروم بوده است مي خواهد بعد ازافطاريا بعد ازماه درآورد اين قدرت چيزي به انسان نمي دهد تقوا به شخص نمي دهد چون شخص درتمام مدتي كه داشته به ناخود فشارمي آورده است وروزه بوده است درعشق ناخود هم داشته مي سوخته است يعني خدا ازاين طرف به ناخود فشارمي آورد اين دلش كباب شده است براي ناخود كه كه اين ناخود من چه بلايي سرش آورداين گرسنگي رامي كشد . ديگرنمي تواند نگاه كند خيالهاي بد نبايد بكند اين دراين عشق مانده است وقتي عشق مي ماند رابطه مي شود رابطه شيروخون كه گفتم كه درنسبت كه تابچه دست ازخون خواهي خودش برندارد نمي تواند شيرمادررابخورد بايد جنين خون راكناربگذارد تاشيررابخورد حالا نمي تواند كسي كه درعشق ناخودش بسوزد عاشق ناخودش باشد وقتي هم كه خدا فشارمي آورد به او وضع روزه اين خود . چيزي نصيبش شود ياهمان تقوا نصيبش شود يادرضيافت الهي شركت كند وبهره برداري كند اين نمي تواند بهره برداري كند چون عاشق ناخودش است وعشق اين ناخود دراو ازبين نمي رود . براي هيمن بعد ازافطارتلافي مي كند يعني درواقع برمي گردد به همان اصل خودش كه اصل آن هم خود ناخود است چرااينگونه مي شود ؟ چون ناخود قدرت بيشتري دارد يعني ناخود اول حاكم است دروجوداين . وخود خيلي ضعيف است لذا شما وقتي فشارهم به ناخود بياوري خيلي قوي است مثلا" اين دست راشما مي خواهيد به آن فشارآوريد يك مقدارممكن است كه پائين بيايد اما نمي تواني خليي به آن فشارآوري قوي است ومي زند كناروبرمي گردد. اگربخواهي پائين ببري بايد خيلي زورزيادي به آن وارد آوري . اشخاصي كه ناخودشان برخودشان غلبه دارند وخودشان هميشه ضعيف ماندند وتغذيه نكردندوقتي خداوند باروزه فشارمي آورد به اين . اين يك مقداري ممكن است كه پائين بيايد اما وقتي فشارمي آوري دوباره برمي گرددبالا چون حاكم دروجود شخص است كسي كه قبلا" درضيافت شركت نكرده است . غذا نخورده . تغديه نكرده كه قوي نيست . چون رئيس است بااين فشارها ناخود به درنمي رود . براي همين مي فرمايد لعلكم تتقون شايد باتقوا شويد وتقوا حاصل شود . يك نكته خيلي مهم است كه سئوال مي كنم ازشما كه مي فرمايد كتب عليكم اصيام كماكتب علي الذين من قبلكم همانطوركه برگذشتگان نوشته شده يعني گذشتگان ماهم قبل ازمسلمين هم همه اهل روزه بودند وروزه راداشتند . امتهاي گذشته وخيلي هم بيشترازما . بعضي ازامتها تا60 روزهم داشتند حالا چرا فلسفه اي كه خداوند روزه رابرهمه امتها واجب كرده چيست ؟ يعني اينكه همه انسانند وجنگ خودوناخود درآنها وجوددارد . وقتي هميشه اين جنگ وجود دارد پس خداوند هميشه بايد به نفع خودواردميدان شود وبايد آن بعد شيطاني را تضعيف كند لذا بايد قانوني وضع كند وقتي شخص قانون را رعايت مي كند بتواند مبارزه باشيطان كند براي همين فرموده كه برگذشتگان هم نوشته شده چون گذشتگان شما هم انسان بودند وآنها هم درگيرنفس بودند واين درگيري براي همه انسانها ست وهمه هم بايد بعد الهي آنها تقويت شود وبعد خودشان . لذا آن احكامي كه درقرآن داريم كه مثلا" براي گذشتگان هم نوشته شده ست معلوم است كه جنبه خلي مهمي دارد وهمه انسانها بايد اين رارعايت كنند وانجام بدهند . ماوقتي ميگوئيم خود يا بعد الهي بايد غلبه كند درواقع منظورمان اين است كه درتولد به آخرت يك سنخيت حاصل شود كه تولد مابه آن است . حالا اگرخود بخواهد غلبه كند يعني ناخود تحت فشارباشد بايد درگيرشوي باآن . يعني بايد آنقدرمبارزه كني تااوراززمين بزني وقتي اورا زمين زدي اورابكشي البته كشتن كه نخواهدشد چون حضرت علي (ع )مي فرمايد كه هيچ وقت كشته نخواهدشد درچند جاي قرآن اين آمده كه اگرمي خواهي مبارزه كني كمك بگيريد واستعينوابالصبروالصلاه كمك بگيريد ازصبركه همان روزه است يعني كمك بگيريد كه نگذاريد اين ناخود تقويت شود ونماز. ازاين دوتا براي غلبه خودبرناخود كمك بگيريد . كه اين هم كارهركسي نيست يعني همانطوركه درجلسه گذشته گفتم وانما لكبيره الا علي الخاشعين . قرآن مي فرمايد اين دوهم كارهركسي نيست مگرافراد خاشع مي گويد كه كارسنگيني هست وهركسي نمي تواند انجام دهد ازنمازبايد درست كمك بگيريد البته نه نمازي كه 60 سال بخواندويك ركعتش هم قبول نشود وياچند سال روزه بگيري وهيچ چيزي برايت نماند اين طوري نيست . بايد درست كمك بگيريد ازصبردرست ونمازدرست مي فرمايد اين دوكارهركسي نيست حالا چه كسي اين كاررا مي كند وكاركيست ؟ يعني كسي هست كه بيايد به عشق خود مبارزه كند باناخود. خودم دارم جواب رامي گويم كه بع عشق خود يعني اول بايد عاشق خود شده باشد يعني اصلا" برايش مطرح باشدكه خودي دارد بعدالهي اي دارد .اين بعدراشناخته باشد ولذت تقويت اوراه ارزش غلبه براورا شناخته باشد بعد بيايد مبارزه كند شما وقتي مي خواهيد مبارزه كنيد اول بايد هدفي داشته باشيد . يك آرمان مقدسي . يك چيزي بايدداشته باشي كه برايش مبارزه كني . مبارزه براي چه . براي هيچ چي ؟ اين كه نمي شود . كسي مبارزه مي كند كه اول چيزي رادارد به صورت مقدس يعني يك پايگاه اثباتي دارد . جاي پايش خيلي محكم است . بعد مي آيد مبارزه مي كند كسي كه خودش تابه حال لذت نبرده وبهره برداري نكرده وخودش هنوزدرزيربوده وناخود دربالا بوده است اين چگونه مي تواند بيايد حالا فلسفه روزه را درك كند مي شود مثل همان آدمي كه بعد از50 سال روزه گرفتن مي گفت بابا حالا من سيكارنكشم . چاي نخورم . آب ونان نخورم كه چه ؟ اين براي خودش بهره برداري جزسيگاروچاي وآب ونان سراغ ندارد براي همين مي گويد براي چه ؟ اواحساس نمي كند كه وقتي به ناخودش فشارمي آورد خودش دارد تغذيه مي شود . وبهره مي گيرد . اين اصلا" بهره اي نمي گيرد واحساس نمي كند اگربهره مي گرفت كه راضي بود به اين مسئله اگربهره مي برد درك مي كرد . مي فهميد ومي ديد كه وقتي من به ناخودم فشارمي آورم دارم چيزديگري مي گيرم اينكه چون تادهاني بستي دها ني بازشد تاخورند لقمه هاي رازشد تواين را مفهمي ؟ مي گويد كه هيچ چيزنمي فهمم توبايد دهان را ببندي تاآن دهان بازشود . كه لقمه هاي الهي رابتواند بخورد بايد دست ازخون بكشي تاشيربخوري . براي همين حضرت علي ( ع )فرمودكيف يجدلذه عباده منلايقوم من هول . چگونه مي تواند لذت عبادت را درك كند كسي كه روزه اي ازهوانگرفته باشد روزه اي ازلذتهاي هوا نگرفته باشد .لذتهاي نفساني نگرفته باشد اوچه مي داند كه كسي كه نمازمي خواند چه حالتي به اودست مي دهد . اوچه مي فهمد كسي كه شب بلند شده نمازمي خواند . قرآن مي خواند . معنويت دارد اوچه مي فهمد وقتي خودش نچشيده مي شود درك كرد؟ من چه مي فهمم . من خودم قسي هستم سرنمازم هواسم همه جاهست غيرازنمازچه مي فهمم كه آن كسي كه سرنمازگريه مي كند چه حالي دارد؟ يا به دعامشغول مي شود گريه مي كند . آن كسي كه شب به نمازمي ايستد بالاخره ي بهره اي مي برد كه اينكاررامي كند وقتي من خودم ازاين بهره به دورهستم نمي فهمم كه آن چه مي كند . دوست داشتم كه اين رابيشترتوضيح مي دهم ه اين عامل ناخود وقتي به صورت مخفي عمل ميكند يعني درواقع روزه رامي گيري اماعشق به ناخود مخفي مانده دروجودشخص . اين عشق كاردست انسان ميدهد اين همان كه مي گويد :
گرنه موش دزددرانبارماست گندم انبا نه 40 ساله كجاست .
اول جان دفع شرموش كين . وانگهي درجمع گندم گوش كن .وقتي موش دروجود بود شما چهل سال هم كه گندم جمع كني . كارخيركني . كمكي به حالت نخواهد كرد توضيح اين بماند براي جلسات خيلي دوردرآينده . حضرت علي (ع) ميفرمايد كه لا ينفع العمل الاخره مع رغبه في الدنيا. مي فرمايد عمل براي آخرت بارغبت به دنيا سود ندارد. يعني آنچه كه تو نمازمي خواني هرچقدرهم كه بخواني اين مهم نيست كه تو چقدر نمازمي خواني، روزه مي گيري، جبهه مي روي، رفتي جبهه مثلا" پايت هم قطع شد، معلول شدي، شهيد دادي، مهم اين است كه وقتي داشتي اينكاررامي كردي به غيراين چيزهاهم رغبت داشتي يانه . موش در وجودت بود يا نبود. يعني به صورت عامل مخفي عمل ميكرد يا نمي كرد كه رسيد به سرزنگها آنجا حالت را بگيرد، گند بزند، آن چهل سال انباري كه زحمت كشيدي وجمع كردي. مي فرمايد كه فايده ندارد كسي كه ميل به دنيا دارد ورغبت به دنيا دارد مي خواهد عمل به آخرت هم بكند مي گويد اول اي جان دفع شرموش كن. مي گويد اول اين را ازبين برد. اين دندان طمع را بكن و دوربيانداز بيا بفهم كه اين جيفه است، الدنيا جيفه و طالبها كلاب دنيا، مرداراست وطالبش سگ است. بفهم آن ماهيت مارگونهاش را. اين بايد شناخته شود در درجه اول آفت شناسي كه بارها اين را گفتم. كه اگر كسي بدون آفت شناسي وارد عمل شد و او عمل براي آخرت. خودش را توجيه كرد كه اين كارثواب دارد. واجب است. خدا درقرآن فرموده كه اين كارواجب است الان دراين موقعيت حساس اينكارلازم است. براي مبارزه با استكباربايد كرد. امام گفته كه بايد اين كاررا بكني. درست است اما اگرآفت آن را نشناختي نتيجه اش اين است كه جنابعالي شيطانت خيلي يغدرترمي شود. خيلي قوي ترمي شود چون آنگونه با سلاح دين هم جلو مي آيد. همه راكه باشراب و قمار و زنا و فيلم ويدئو كه نمي برد جهنم. خيليها را با دين به جهنم مي برد. اگركسي آفت شناسي وآفت زدايي نكند وقتي وارد ميدان عمل مي شود دارد زمينه وسيعتري را بدست شيطان ميدهد هركسي كه قلهاش بلندتراست درهاش هم عميقترمي شود اين است كه اول گفته اند گناه شناسي كنيد. بشناسيد آفتها را ووقتي كه با آن برخورد كردي همانجا باآن مبارزه كني. فايده ندارد عمل به آخرت بارغبت به دنيا . يك سئوال كردم ازدوستان كه وقتي رسول خدا (ص) ازقول خداوند فرمود كه قال الله تبارك وتعالي: الصوم لي وانا اجزابه، يا اجزي به، روزه مال من است ومن پاداش آن هستم يا پاداش مي دهم به او. اينكه مي گويد روزه مال من است شما درتاريخ هم سراغ نداريد كه كسي براي يك بت روزه گرفته باشد. براي بت نماز خواندند اما روزه برايشان نگرفتند فقط خداوند است كه روزه برايش گرفته شده است. روزه مال من است وپاداش اومن هستم يا من پاداش مي دهم اين را گفتيم كه دوستان توضيح دهند كه حالا خودم توضيح آن را مي دهم درجلسات قبل هم گفتيم كه خود يعني خدا وقتي ما مي گوئيم خود بايد برناخود غلبه كند آن نفخه الهي كه نفخت فيه من روحي آن خداست درست است شما بعد شيطاني داريد وقتي بعد شيطاني را شما تضعيف مي كنيد اين چه چيزي را داريد تقويت مي كنيد. داريد حكومت خدا را تقويت مي كنيد درنهايت در وجودت خدا حاكم مي شود و گفتيم كه هرچقدرسنخيت بيشترباشد قرب مي دهد هرچقدرسنخيت بيشترشد شما قرب بيشتري خواهيد داشت الصوم لي وانا اجزا به يعني همين يعني اينكه خودت را كه دارد تقويت مي شود يعني خدا دارد حاكم مي شود يعني شباهت شما به خدا بيشترمي شود يعني داريد مي رسيد خوب چه پاداشي ازاين بهتر وانا اجزي به، يعني همين. همه اين تعابيري كه هست همه اش همينگونه معنا پيدا ميكند يعني كسي چشمش. چشم خدايي نيست تا وقتي كه ديد شيطاني را ازخودش نگيرد او كه نميتواند افكارش خدايي والهي باشد تا وقتي كه افكارش مادي و پست و حيواني و شيطاني است اينكه مي گويد من چشم او مي شوم يعني من حاكم در وجود او مي شوم وقتي اين خود و ناخود را كسي خوب مورد مطالعه قراردهد مي بيند كه چقدرآيات وروايات قابل تفسيراست. چقدراينها را زيبا مي شود فهميد كه چرا اينجوري است. يك حديث هم از رسول خدا بخوانم كه اين هم خوبه خود جوابش را مي فهمد ومي آيد دستتان. حضرت به جمعي ازيارانش مي فرمايد: الا اخبركم بشي اذا انتم فعلتموه تباعلي الشيطان انكم كما تبا علي المشرق ومن المغرب. ميگويد دوست داريد به شما يك چيزي ياد بدهم و بگويم كه وقتي عمل كنيد شما ازاو شيطان از شما دور شود همانطوركه مشرق ازمغرب دورميشود. وقتي دورمحرك يكجا باشند درخلاف جهت هم حركت كنند شروع حركتشان مساوي است با فاصله هرچقدراينها دورشوند از يكديگر. فاصله بيشترمي شود ميفرمايد كه دوست داريد كه به شما چيزي ياد بدهم كه اگرعمل كنيد او را از شما شيطان دورمي شود همانطوركه مشرق ازمغرب دوراست؟ يعني نهايت بردازشما دارد قالوبلي يا رسول الله فرمود الصوم يسود وجهه، روزه روي شيطان را سياه مي كند. شنيديد كه يكي ميگويد كه فلاني پيش فلاني روسياه شد يعني ناكام شد نمي تواند. حالا شيطان چگونه باروزه روسياه مي شود چون روزه راههاي ورودي آن رابسته است. گفتيم كه عبادت بود ازحواس 5 گانه كه برايشان قانون روزه وضع شده است و خيال و فكر. اين را هم گفتند كه بايد روزه باشد كه به چيزبد فكرنكند وقتي اين را كنترل كردي شيطان ازيكي ازاين طريق مي خواهد بيايد يا ازطريق فكرمي خواهد بيايد يا ازطريق چشم مي آيد مثل نامحرم يا ازطريق گوش مي آيد مثل غيبتي يا ازطريق دهان مي آيد مثل غيبت كردني. حرف بد زدني از يكي ازاين طرق مي آيد كه وسوسه مي كند انسان را به كارناشايست. اينكه رويش سياه مي شود يعني اينكه نميتواند. گفتم من اگربخواهم اين تخته را بگيرم بايد اين تخته با كف دست من ساختمانش سازگاري داشته باشد تا من بتوانم نگهدارم من درغيراين صورت نميتوانم. چون دستگيره اي كه باساختمان دستم مناسب باشد وجود ندارد. شيطان همه دستگيره هايش را با روزه كنده است ( خداوند ) ديگردستگيره اي ندارد كه ما رابگيرد وبكشد در وجود ما دستگيره اي براي او نيست كه بگيرد فقط مي ماند خود و چون دستگيره اي ندارد و نمي تواند بگيرد روسياه مي شود .