اعوذبالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی عدائهم اجمعین من الان اِلی قیام یوم الدّین.
بحثمان درباره انسان شناسی بود جلسه گذشته یک مقدماتی را عرض کردیم گفتیم که انسان ها نوع برخوردشان با خودشان نوع روابطی که برقرار می کنند با خودشان نوع انتخاب هایی که برای خودشان می کنند نوع ارتباطی که با بقیه برقرار می کنند همگی براساس میزان احساسی است که سرمایه گذاری می کنند چه درمورد خودشان چه در مورد طرف مقابل. همگی مبتنی است به میزان قیمتی که از خودشان و از افراد دارند میزان ارزشی که برای خودشان و یا برای سایر افراد قائل هستند سرمایه گذاری عاطفی می کنند و در ارتباط سرمایه گذاری می کنند جلسه گذشته در مورد این صحبت کردیم که ما باید اول بدانیم که کی هستیم قیمتتان، ارزشمان چقدر است و تا بتوانیم بهترین نوع ارتباطات عمیق ترین احساسات تا پاکترین عواطف را نسبت به خودمان و دیگران اعمال بکنیم تا خو شبختی برای ما حاصل بشود واین نکته را عرض کردیم که اگر ما بخواهیم که بدانیم کی هستیم و قیمت ما چقدر هست و با توجه به قیمتی که از خودمان داریم اقدام کنیم به برقراری ارتباط با خودمان و دیگران لازمه اش این هست که یک ی تعریف جدی و دقیق داشته باشیم و برای داشتن یک تعریف خوب و کامل باید تعریفهای قلابی که از انسان شده از رده خارج بکنیم تا بتوانیم به یک تعریف شفاف برسیم ما صدها نظریه در مورد انسان داریم ما صده تعریف در مورد انسان داریم که باید ببینیم که کدام یک از این نظریات، نظریات دقیق و علمی هست و خطا بردار نیست و می توانیم در این نظریات و تعریف تکیه کنیم به آن ها و در آینۀ آن نظریات دقیق و علمی خودمان را نگاه بکنیم و بعد به همان میزان احساسات ما تراوش می شود می توانیم با همان بلندا خودمان را دوست داشته باشیم و برای خودمان برنامه ریزی بکنیم و با هر انسانی هم که ارتباط برقرار می کنیم به همین بلندا با او ارتباط برقرار کنیم و دوستش داشته باشیم و با آن زندگی بکنیم من این نکته را بگویم که خیلی باعث تأسف هست ببینید ما انسان ها در روی زمین با تعریف حقیقی خودشان زندگی نمی کنند مثال بزنم برایتان، شما فرض بفرمایید که یک رایانه قوی را در نظر بگیرید یک ابر رایانه که هزاران کار می کند یکی هم مثلاً ساعت را نشان می دهد مثلاً همین دستگاه های تلفن همراه را روشن کنید یکی از کارهایش همین است که ساعت را نشان می دهد ما فکر بکنیم یک ابر رایانه را در نظر بگیرید یک کسی برود هزینه هنگفتی بکند و یک ابر رایانه تهیه بکند و بعد وقتی که می گویی که با این ابر رایانه چه کار می کنی؟ می گوید که مثلاً من دارم حساب و کتاب هایم را با آن می کنم یعنی از آن استفاده یک ماشین حساب را می کنم توجه فرمودید ما اگر یک ماشین حساب کوچولو هم بگیریم با 200، 300 تومان 500 تومان می توانیم محاسباتمان را انجام بدهیم لازم نیست میلیاردها تومان هزینه بکنیم و یک ابر رایانه بخریم و بتوانیم با آن حساب و کتابهایمان را بکنیم بسیاری از انسان ها از خودشان فقط همین جوری استفاده می کنند یعنی اکثر قریب به اتفاق استعدادهایشان ناشکفته می ماند و با خودشان خیلی دست پایین و بد و با بی سلیقگی رفتار می کنند و اکثر قریب به اتفاق استعدادهایشان شکوفا نمی شود چرا؟ چون شناخت عمیق و درستی از خودشان ندارند چرا؟ چون آدم هایی که متخصص نبودند از آدم ها اطلاعات غلطی را دادند به عنوان تعریف انسان بعد ما فکر کردیم انسان یعنی این و ما یعنی این و بعد در طول زمان 7 سال، 70 سال ، 80 سال اشتباهاً به عنوان این که می خواهیم زندگی انسانی داشته باشیم یک زندگی خیلی سطح پایینی را به اصطلاح رقم زدیم برای خودمان تهیه دیده ایم برای خودمان در حالی که می توانستیم خیلی بهتر، قشنگ تر و زیباتر زندگی بکنیم و لذت بخش تر از عمرمان بهره برداری کنیم برای همین هم لازم است که ما اول تعریف های قلابی را که غالب مردم دارند و با همان تعریف زندگی می کنند را مشخص بکنیم که این تعریف ها، تعریف ما نیست و قیمت ما نیست سرمان کلاه گذاشتند ما مثلاً فرض بفرمایید که در اثر جهالت و نادانی یک چیز گران بهایی را که داشتیم از ما ارزان خریدند یک جمله دارد مولانا خطاب به عمر هست می گوید:
هان تو انسان یعنی زبان عمر است خطاب به انسان:
یعنی شما وقتی که به بچه ای که نمی داند گوهر چیه به دستش یک کاکائو، شکلات، یک قرص نان بدهی که آن کاکائو و شکلات را می فهمد چون برایش مزه دارد، حاضر است بدهد خیلی وقت ها نمی داند گوهر چیه؟ من خودم کوچکی همین اتفاق برایم افتاد این منطقه ای که من زندگی می کردم این منطقه ای که ما هستیم حدوداً تاریخ 7 هزار ساله از نظر قدمت تاریخی، تاریخ 7 هزار ساله دارد بعد خیلی چیزهای عتیقه خیلی راحت گیر می آمد یک موقعی داشتم کنده کاری می کردم که آن را وصل کنم برای منطقه، دیدم کل تعداد سکّه نقره پیدا کردم سکه های نقره معروف به زمان هخامنشی این جوری به شما بگویم توجه فرمودید سکه های نقره حدود 10 تا 15 تا پیدا کردم بعد یک زیرکی که در کار تمبر و سکه بود وقتی که فهمید من آن موقع بچه بودم آن موقع پول توی جیبی امان یک ریال بود از پدر و مادر مثلاً یک ریال پول توی جیبی می گرفتیم آمد به من گفت که این سکه هایت رامی فروشی مثلاً ما فکر کردیم که حالا باید چقدر بفروشد این ها می خواستیم بفروشیم گفت من 5 تومان سکه هایت را می خرم گفتم خیلی خوب است چقدر بُرد کردیم از این معامله. 10 تا سکه هخامنشی را دادیم به آقا 5 تومان گرفتیم و کیف کردیم که مثلاً خیلی سود کردیم سکه ها را فروختیم و سود خیلی زیادی کردیم چون 5 تومان یعین چی؟ یعنی 50 برابر پول توی جیبی ما، این کار را می کنیم ای ننادانی است وقتی به یک بچه می افتد کسی که قیمت را ندارد می فروشد و سرش کلاه می گذارند ندانسته ماها سرمان توی زندگی خیلی کلاه رفته است یعنی ما که حالا نه این جمع را ولی کلّ برای انسان خیلی کلاه رفته است دانشمندان علوم انسانی تعریف های قلابی زیادی را متأسفانه به انسان دادند و باعث شدند که انسان خودش را درست نشناسد و با یک قیمت مفتی عمر و جوانی اش را تلف بکند و بگذراند حالا امروز می خواهیم راجع به همین بحث بکنیم با همدیگر که ما چی نیستیم؟ به جای این که امروز کار بکنیم که چی هستیم؟ می خواهیم کار بکنیم که چی نیستیم؟ در واقع می خواهیم تعریف های قلابی را که از ما شده است را خارج بکنیم حالا برای این که بدانیم چه نیستیم به من تمام نظریات این چند صد نظریه را در 4 دسته تقسیم کرده ام که شما راحت تر بتوانید آن چجند صد نظریه را شناسایی بکنید وقتی با این 4 دسته نظریات آشنا شدید دیگر هر تعریفی که از شما کردند در هر کتابی و صدها جلد کتاب هم که شما بخوانید و هر نظریه ای که به آن برسید دیگر خودتان خیلی راحت می توانید در جدول بگذارید و در 4 دسته کلی بگذارید و بعد ببینید این شخصی که دارد مارا این جوری تعریف می کند چه جوری ما را نگاه کرده است؟ و چه بُعدی از ابعاد ما را مدّ نظر داشته است ما را این جوری تعریف کرده است، ما در درجه اول کاری که می کنیم تقسیم بندی موجودات عالم را می کنیم که ما ببینیم مادر کدام یک از موجودات عالم ما را تقسیم بندی کرده اند تقسیم بندی روش علمی و روش ریاضی است الان همه جای دنیا معروف است اگر با امور متعدد روبه رو باشند می آیند تقسیم بندی می کنند تا راحت تر بتوانند شناسایی و تقسیم بندی بکنند مثلاً فرض بفرمایید که کارشناسی که با 10 نوع گیاه روبه رو هست نمی آید بگوید 1- 2- 3 ... 95- 96- 97 ... می آید این 100 نوع گیاه را مورد مطالعه قرار می دهد و بعد به این ها در دستجات کوچک تر تقسیم می کند گیاهان مشخص، جانوران مشخص، خزنده ها مشخص، مهره داران مشخص، پستانداران مشخص تقسیم می کند که راحت تر هست برای فهم و مطالعه و شناسایی موجودات- مثل جدول مندلیف در شیمی- ما همین جوری که حدود 115سفر شناسایی شده، زمان ما که شیمی می خواندیم 104 عنصر شناسایی شده بود این را خوب مندلیف استخراج می کند و برای سی خواص عنصریشان که برای سی عدد اتمی و جرمشان و خواصّشان و فلزات و غیر فلزات و خواص چی و چی تقسیم بندی می کند که در المان هر عنصری که کشف بشود در جدول مندلیف جای خالی داریم یعنی چه کار می کنیم؟ این عنصر این خواص را داشته است و این خصوصیات را از خودش بروز داده است پس جزء فلزات است پس جزو گازهاست و ... تقسیم بندی می کنیم در مورد موجودات عالم که انسان ها را مطابق با همان تقسیم بندی کردند 4 دسته موجود ما داریم براساس خواص و آثار و کمالات- اولین کاری که ما می کنیم می آییم تقسیم بندی موجودات عالم براساس کمالات وجودی- کمال یعنی چه؟ من اول برایتان کمال را توضیح بدهم- کمال از نظر علمی یعنی خاصیت و اثر در وجود یک شیء- هر شیء دارای یک یا تعدادی اثر وجودی است که از آن به کمال ما تعبیر می کنیم یعنی می تواند و توانایی اش را دارد که از آن می شود استفاده کرد به عنوان مثال این ماژیک را شما در نظر بگیرید کمال این چیه؟ همین که در دست من است می گوییم آقا کمال این در این است که می توانیم با آن بنویسیم بعد ارتفاع دارد و آن ارتفاعش که مقاوم هم هست می توانید استفاده های دیگری هم بکنید مثلاً برای مثال ما چند تا از این ها این جوری کنار هم بگذاریم و بعد روی این ها که مقاومند می توانیم یک شیء را قرار بدهیم دیگر چه خصوصیتی دارد چون استوانه ای هست قابل غلتیدن هم هست می توانیم یک شیء را رویش بگذاریم و از آن یک چنین استفاده ای هم بکنیم و خیلی خواص دیگر- هر نوع – کاری که یک شیء می تواند بکند و هر نوع خصوصیتی که یک شیء دارد به آن کمال می گویند یا اثر وجودی بنابراین موجوداتی که تا به حال از لحاظ ریاضی بشر شناسایی کرده است موجودات محسوس را نگاه کنید موجودات عالم این جا می نویسیم (مشهود) آن چه را که ما می بینیم با چشم و از لحاظ ریاضی می توانیم بررسی کنیم 4 دسته کلی تقسیم می شوند و این صدها تعریفی که تا به حال از انسان شده است در یکی از این 4 تعریف تقسیم بندی شده است حالا چه است؟ (اولین تقسیم بندی) 1- اشیاء بی جان (جمادات) اشیاء بی جان چند تا هستند جلسات را که خواندیم جامد، مایع، گاز ما سه نوع موجود بی جان داریم به نام جامدات، مایعات و گازها، پس این ها خصوصیات مشترکی را دارند مثل چی دارند؟ وزن دارند حجم دارند و خاصیت عنصری دارند- عرض کنم خدمتتان که دسته دوم از این ها بالاتر هستند و علاوه بر این که کمالات این دسته را دارند یعنی کمالات جمادات را دارند- دسته دوم گیاهان یا نباتات هستند- گیاه رشدمی کند- که کمالات جمادات را دارند به اضافه خواصی را که مخصوص نباتات است دیگر این ها را در جمادات ما نمی بینیم مثل چی؟ مثل رشد تغذیه- تولید مثل- قدرت بدنی این ها خصوصیاتی هست که در جمادات ما می بینیم و بعد اگر از نظر تعداد کمالات، کمال را گفتیم یعنی چه؟ یعنی خاصیت عنصری، اگر از نظر تعداد کمالات وجودی بین نباتات و جمادات یک نسبت برقرار کنیم کدامشان بیشتر خاصیت وجودی دارند نباتات. بنابراین می توانیم یک نسبت ریاضی برقرار کنیم که این می شود (جماد نبات) دسته سوم: موجوداتی هستند که علاوه بر این که این کمالات را دارند خودشان کمالات ویژه ای دارند که در دو دسته قبل یافت نمی شوند عبارت اند از حیوانات، حیوانات کمالات دسته های قبل را دارند به اضافه خصوصیاتی که مربوط به خودشان است بگویید که حیوانات چه چیزهایی را دارند که در دسته های قبل وجود نداشت غریزه دارند حرکت ارادی دارند احساس و تشکیل خانواده می دهند و غریزه ای دارند که آن ها را به تشکیل خانواده و گرایش به جنس مخالف می کشاند عاطفه دارند نظم پذیر هستند و تربیت پذیر هستند- خشم دارند- شهوت- حالا من این ها را که فرمودید منظم می کنم و اگر چیزی ماند شما ها کمکم کنید. ببینید پس می توانیم بگوییم این ها حرکت ارادی دارند شهوت دارند، شهوت یعنی مطلق میل ولی الان این جا منظور شهوت جنسی است شهوت جنسی دارند و در این شهوت جنسی گرایش به چی دارند؟ گرایش به جنس مخالف پیدا می کنند یعنی همسر گزینی که حال همسرگزینی آن ها چند جور است بعضی هایشان همسرگزینی رسمی است و مثل خواستگاری که در آدم ها انجام می شود یعنی یک جنس مخالف می رود خواستگاری جنس مخالفی که با او ازدواج بکند و در بقیه حیوانات به عنوان (زن و شوهر) همسر شناخته می شوند و گاهی وقت ها هست که روابطشان آزاد است و قانون مند نیست و حیواناتی هستند که روابط آزاد دارند و خبطه و صیغه و محرمیّتی ندارند و بعضی هایشان تک همسری و بعضی هایشان چند همسری هستند و تمام اقسامی که ما در بین آدم ها می بینیم در حیوانات هم، آن طور که در حیوانات هست در ما هم هست و بعد تشکیل خانواده می دهند پس تشکیل کانون گرم خانواده نسبت به تشکیل خانواده تعهدات و مسئولیت های خاصی را پیدا می کنند یعنی جنس نر یا ماده می داند که باید برای استحکام خانواده باید زحمت بکشد و کار کند و تلاش کند و خوراک بیاورند لانه سازی بکنند برای بچه ها غذا درست کنند بچه ها را بزرگ کنند تا به یک جایی برسند و مسئولیت و تعهد خانوادگی در حیوانات وجود دارد بعد علاوه بر مسئولیت های خانوادگی، عواطف خانوادگی دارند و عواطف غیر خانوادگی (عواطف فردی، عواطف اجتماعی و عواطف خانوادگی) مسکن گزینی دارند تفریح دارند کار می کنند عرض کنم خدمتتان که غضب و خشم دارند غضب چیه؟ غضب قوه ای است که به وسیله آن ما آن چه را که با ما ناملایم و نامناسب است را از خودتان طرد می کنیم هر چه که حیثیت و هویت ما را به خطر می اندازد به وسیله قوه غضب از خودمان دورش می کنیم پس غضب دارند که به وسیلۀ آن از حریم شخصی خانوادگی و اجتماعی دفاع می کنند یعنی هم از حریم خودش و هم از حریم همنوعش دفاع می کند و هم از حریم غیر همنوع و به غیر همنوع ها هم احترام می گذارند و از حریم غیر همنوع هم دفاع می کنند شما تلویزیون نشان می دهد که حیواناتی را که از حریم حیوانات دیگر دفاع می کنند و احترام می گذارند مثل صحنه ای که گرگ ها بچه یک انسان را در جنگل پیدا کردند و می خواستند بخورند ولی رفتند شیرش دادند و بزرگش کردند و بعد می بینید که یک حیوان بچه یک حیوان دیگر را بزرگ می کند و یا یک حیوان در دفاع از یک حیوان دیگر اقدام می کند و خودش را به خطر می اندازد مثلاً می بینید که در صحنه تلویزیون که یک شیردریایی خودش را به خطر می اندازد که یک آهو را از دست یک تمساح نجات بدهد و آهو را می کشاند بیرون آب و شروع می کند به پرستاری زخمش، در حیوانات یک هست که هم از حریم خودشان دفاع می کنند و از حریم همنوعشان و از حریم غیر همنوعشان هم دفاع می کنند- زندگی اجتماعی دارند- در یک زندگی اجتماعی سلسله مراتب زندگی اجتماعی را با غریزه یا برنامه طی می کنند حالا توضیح بدهم برایتان مثل فرض بکنید در زندگی اجتماعی اشان شغل دارند یکی ملکه است یکی مهندس است فقط کندو می سازد و کار دیگری نمی کند یک کسی حفاظت اطلاعات است یعنی در کندو می ایستد اگر زنبور روی گیاه بدبو نشسته باشدآن اطلاع می دهد بو می کشند بو کشیدن اطلاعاتی است باید از بین برود و نباید با بوی بد گیاه وارد شود عسل ساز دارند قبرستان دارند سرباز دارند در شیرها است در گوره خرها هست در زنبورها است خیلی هست حیواناتی که زندگی جمعی و قانون مند دارند زیاد هستند باید مطالعه بکنیم- بعد انتخاب دارند مثل یک شیر یا یک میمون وقتی می خواهد رهبر گروه شود به دو صورت این رهبریت را به دست می آورند 1- مبارزه است با مبارزه انتخاباتی که مبارزه می کنند تا ببینند قدرت کی بیشتر است اگر یکی غلبه به آن یکی کند می شود مسئول گروه شیرها، مسئول گروه میمون ها، مسئول گروه فیل ها، گاهی وقت ها هم هست که انتخابات دارند یعنی یک شیر یا یک میمون و یا یک گاو که عنوان رهبری دارد یک گوشه می ایستد و بقیه می روند به عنوان رأی اطراف آن جمع می شوند و قانون مند هم هست و با لیاقت شخصی خودش رهبر می شود بعضی ها غریزی هستند مثل ملکه- در اجتماع هم همین طوری است در اجتماع هم مثلاً یک بنده خدایی وزیر است پسر یا دخترش هیچ لیاقتی برای پست مسئولیت ندارد ولی چون بابایش نماینده مجلس است وزیر است روی پارتی بازی می رود چه کار می کند؟ یک جا رئیس می شود و به پست های بالا دست پیدا می کند خودش قابلیت پذیرش مسئولیتی را ندارد و فقط غریزی رفته است ولی بعضی ها هستند که با برنامه ریزی می روند و کسب لیافت می کنند یک میمون از زمانی که عضو هست در گروه میمون ها و یک شیر از زمانی که عضو هست تا زمانی که به رهبری می رسد باید قابلیت های زیادی را در خودش ایجاد کند تا به رهبری شیرها برسد با توجه و تکیه بر قابلیت های فردی خودش سلسله مراتب پست های اجتماعی را طی می کند تا به ریاست نائل شود دیگر چی هستند؟ تربیت پذیری دارند اما تربیت پذیری حیوانات محدود است نامحدود نیست یعنی چی؟ یعنی این ها می توانند از غرایز خودشان دست بردارند و برخلاف میل خودشان چیزهایی را که به مصلحت خودشان می دانند بپردازند مثل حیواناتی که در سیرک داریم این ها می آیند پرورش پیدا می کنند و تربیت می شوند من در اروپا که بودم حیواناتی را می شناسم که یک موقع که رفته بودم در شهری چند تا حیوان بودند که می رقصیدند یک رقص هایی دارند آن ها که دو نفره است زن و مرد همدیگر را در آغوش می گیرند و می رقصند یک آدم می آید با یکی از این حیوان ها که تمام ریتم های رقص با بلد بود می رقصید یاد گرفته بود بعد نت می زد یعنی یک سازی را در دهانشان می گذاشتند و می توانستند یک نتی را بنوازند یاد گرفته بودند و این طوری تربیت شده بودند بعد شیر می آید دست از نوحش خودش برمی دارد و خیلی راحت با آدم ها کنار می آید و زندگی می کند چند سال و پلنگ می آدی مار می آید و دست از توحش خودشان برمی دارند و تربیت پذیر می شوند یک سگ یک گربه ای که یک سره همه چیز را می خواهد به هم بریزد یک دفعه می بینی که مودّب و مرتّب می شود و چیزی که امروزه از آن ما تعبیر به چی می کنیم؟ تعبیر به پرستیژ یا کلاس می کنیم این عرض کنم خدمتتان که کاملاً می پذیرد یک خانمی بودش رفته بودیم تهران، یکی از اقوام ما بود مجتمع مسکونی زندگی می کرد و بعد یک سگ داشت خیلی مودب بود، این سگ مثلاً وقتی مهمان می آمد در خانه پیش مهمان نمی آمد و می دانست که نباید بیاید می رفت توی اتاق خودش، دستشویی داشت، هیچ وقت خانه را آلوده نمی کرد می رفت کنار دستشویی می ایستاد و در می زد که می فهمید این باید برود دستشویی، بعد بیرون هم که می خواهد ببردش وقتی می خواست صدایش کند می گفت پسرم بیا، سگ می دانست که مامان صدا می کند باید برود و برود همه اش را یاد گرفته بود و خیلی مرتب همه چی، این یعنی این که دست از خوی خودش برداشته است و تربیت پذیر شده است ولی تربیت پذیری او محدود شده است، دیگر چی برای حیوانات؟ حیوانات اخلاق دارند اخلاق های پسندیده دارند مثل امانت دار هستند برخلاف غریزه شان مثلاً فرض بفرمایید یک شیر یک شکاری یک پلنگ تربیت شده می آید می رود برای شما شکار می کند درست است که در کمال گرسنگی به آن شکار احتیاج دارد ولی دست به آن نمی زند یک سگ را تربیت کن و بچه ات را بهش بسپار قشنگ از آن نگهداری می کند و امانت داری می کند خیانت در امانت نمی کند تربیت این جوری شده است این مال صاحبم است هر چند که بهش میل دارم نسبت به آن شهوت دارم اما در آن تصرف نمی کنم این حیوان می آید و قشنگ عمل می کند دیگر چه دارد؟ عاطفه دارد مثل وفادار هست یعنی قدر محبت ها را می داند گربه مثلاً معروف است به بی وفایی بی حیایی ولی اگر تربیتش کنی وفادار است خیلی خوب در دنیا بهترین نوع گربه ها، گربه های گیاهی هستند معروف هستند دوزدها در یکی از این کشورهای اروپایی نوشته بودند که حمله می کنندبعد گربه صاحبخانه برای دفاع از صاحب خانه خود، خودش را به خطر می اندازد و می پرد در سر و صورت دزدها و از علامتی هم که گربه روی صورت آن ها انداخته بود زود شناسایی می شوند و دستگیر می شوند آن ها را هم فراری می دهد یعنی جانش را برای صاحب خودش به خطر می اندازد یعنی وفادار است پس حیوانات- عرض کنم خدمتتان که حیوانات خصوصیاتی مثل نجابت دارند مثل اسب، رام بودن قبول کردن و پذیرش کردن برخلاف میل خودشان- حیاء دارند یعنی ارتباطات جنسی و یا ادرار و مدفوع خود را مخفی می روند انجام می دهند و در مقابل حیوانات دیگیر این کار را انجام نمی دهند بی حیاء نیستند می دانند که این سلسله کارها باید مخفی انجام بشود و در انظار نباید انجام شود چه ارتباطات جنسی و دفع و ادرار- این ها را جای خاصی انجام می دهند این کار را- دیگر چی؟ غیرت ناموسی دارند یعنی نسبت به ناموس خودشان حساس هستند نسبت به جنس مخالف که تعلق به این ها دارد حساس هستند در خیلی از حیوانات این جوری هست این جوری نیست که ناموسش آزاد باشد و هر جور ارتباطی که خواست انجام بدهد و خصوصیت های زیادی هست که در حیوانات وجود دارد بنابراین ما تا این جا تعریفی از انسان ندیدیم چند دسته را موجود پیدا کردیم یکی این که این نظر ریاضی که حیوانات از نظر کمال از گیاهان بیشتر هست خوب این سه دسته را ما یک بار مرور بکنیم در مورد خودمان ببینیم این وسط ما چه کاره هستیم ببینید ما وقتی که می خواهیم خودمان را بررسی کنیم باید تعریف ها را از نظر ریاضی خیلی دقت بکنیم ما از این جهت که بدن داریم کی هستیم؟ جماد هستیم از آن جهت که وزن داریم حجم داریم و خواصی که در بدن یک جماد بیشتر نیستیم از آن جهت که ما رشد می کنیم یعنی از یک مرحله ای جنین رشد می کند و متولد می شود و به بزرگی می رسد به قدرت بدنی می رسد ما چی هستیم؟ نبات هستیم از آن جهت که تولید مثل داریم و غذا می خوریم نبات هستیم یا به قدرت بدنی رسیده ایم یا این که مثلاً من می روم باشگاه دور بازوم 20 سانتی متر است بعد که رفتم ورزش می کنم چقدر 40 سانتی متر و هیکلم را بزرگ تر می کنم یا فرض بفرمایید که اگر یک چوب بزرگ را بزنند توی سرم چوب می شکند به یک قدرت بدنی می رسم این ها می شود کمالات گیاهی، حرکت های ارادی داریم، از آن جهت که شهوت جنسی داریم و گرایش به جنس مخالف داریم و همسر گزینی داریم زحمت می کشیم برای اعضای خانواده مان یک حیوان هستیم از آن جهت که عواطف خانوادگی داریم همدیگر را دوست داریم همسرمان پدر و مادرمان را دوست داریم باز حیوان هستیم مسکن گزینی کار تفریح خصوصیاتی هست که در حیوان است و ما از این جهت یک حیوان هستیم از آن جهت که قدرت دفاع داریم و از حریم خودمان، کشورمان، شهرمان دفاع می کنیم و از آن جهت که از حریم همنوع هایمان دفاع می کنیم و زحمت برای همنوع هایمان می کشیم این می شود یک حیوان بودن و از آن جهتی که به غیر همنوعان خود هم کمک می کنیم حیوان هستیم چون حیوانات هم به غیر همنوع خودشان کمک می کنند ولی فرق دارد چون انسان وقتی به غیر همنوع خودش کمک می کند طمع دارد وقتی دامپزشکی می زند و می خواهد حیوانات را مداوا کند، به نفع کی می زند به نفع خودش- از این جهت که زندگی اجتماعی داریم و به اصطلاح که به زندگی اجتماعی می گویند جامعه مدنیف تشکیل جامعه مدنی می دهیم در سلسله مراتب اجتماعی که حالا یا با پارتی بازی و یا با قابلیت های خودمان مثلاً من سرباز هستم بعد می شوم گروهبان و بعد می شوم استوار و بعد می شوم ستون، سرهنگ، تیمسار، سرلشگر من از این جهت که این سلسله مراتب را طی کنم یک حیوان هستم مثل دانشجوی فلان هستم بعد می شوم دکتر و بعد می شوم متخصص و بعد می شوم پروفسور، شاگرد هستم و بعد می شوم استاد عرض کنم خدمتتان که یک پست معمولی در اجتماع دارم و می روم رأی می آورم و می شوم نماینده مجلس یا می روم رئیس جمهور می شوم باز این سلسله کمالات، کمالات حیوانی هست از این جهت که تربیت پذیر هست یعنی چیزی به اسم کلاس و پرستیژ را رعایت می کنیم مثل چه جوری کنار هم بنشینیم چه جوری حرف بزنیم چه جوری بنویسیم چه جوری خودکار را در دستمان بگیریم چه جوری عینک را بزنیم چه لباسی را بپوشیم آداب حرف زدن لباس پوشیدن، قاشق را در دست راست بگیریم چنگال را دست چپ بگیریم چه جوری غذا را بخوریم؟ چه جوری آب را بیاشامیم این پارچ این مدل این کلاس و پرستیژ را رعایت بکنیم این ها همه کلاس و پرستیژ و تربیت های محدود کار چی هست حیوانات هم می توانند این جوری باشند ، از این جهت که اخلاق های خوبی داریم مثل آدم های امانت داری هستیم آدم های باوفایی هستیم آدم های با محبتی هستیم نسبت به یکدیگر، حیا داریم غیرت داریم این ها خصوصیاتی است که از نظر ریاضی در حیوانات کشف می شود ببینید ما بحثمان روی تقسیم ریاضی هست الان ارزش گذاری نمی خواهیم بکنیم ارزش گذاری ما روی فقط یک سلسله ارزشگذاری ریاضی است و شماره و نمره می خواهیم بهش بدهیم قصدمان این نیست که نتیجه اخلاقی بگیریم این کار را نمی خواهیم بکنیم می خواهیم بگوییم که از نظر ریاضی طبقه بندی اش این جوری است توجه فرمودید بنابراین اگر یک کسی مثلاً فرض بفرمایید که قدرت بدنی نداشته باشد و آدم ضعیفی باشد و هیکلش رشد نکرده است کوتوله مانده است آیا وقتی این کوتوله مانده است می توانیم بگوییم در آدمیت این کم آورده است یا نه؟ بله، آدم بدی است و یا نه اگر در قد کم آورده است ما می گوییم در کدام قسمت کم آورده است ضعیف است در قدش و یا خانمی که باردار نمی شود ویا آقایی که قدرت بارور کردن ندارد و عقیم است باید بگوییم آدم خوبی نیست و ضعیف است و یا این که بگوییم گیاه ضعیفی است بله؟ گیاه ضعیفی است ما نمی توانیم قیمت بگذاریم که این آدم از این آدم بهتر است که چون این باردار می شود و این باردار نمی شود نه- شخصیت انسانی هر دو یکی است و یک قیمت و ارزش دارند ما نمی توانیم برای نداشتن یک کمال گیاهی شخصیت دیگران را بیاوریم پایین و یا انصافاً زیبایی که در گیاهان است ما می توانیم یک نفر که خوشگل تر است لطافت و زیبایی و یا استخدام زیبایی من مثلاً می توانم یک انگشتر زیبای 20 هزار تومانی دستم کنم که یک کسی نمی تواند من خوشگل هستم یک کسی نیست من می توانم یک لباس گران قیمت بسیار زیبا بپوشم که یک نفر نمی تواند بپوشد آیا چیزی از نظر انسانی این ها به قیمت من اضافه می کند یا نه؟ نه ما نمی توانیم یک نفر که زیباتر است بگوییم آدم تر است از کسی که زشت تر است و یا قیافه ای ندارد بنابراین در تقسیم انسانی ما این را قبول نداریم بگوییم این آدم بهتر است چون خوشگل تر است این آدم تر است که چون خانه اش به جای 150 متر است 500 متر است این آدم بهتر است چون لباس هایش به جای 50 هزار تومان 500 هزار تومان است این آدم بهتر است که چون ماشینشان به جای پیکان بنز است نمی توانیم بگوییم اساساً یک قیمت این جوری نمی توانیم بدهیم اساساً غلط است و همین تعریف های غلطی که از خودمان می کنیم منشاء تصمیم گیری ها و ارزش گزاری ها و وقت گذاری های اشتباهی در طول زندگی مان می تواند باشد ما از آن جهت که یک کسی زشت تر هست و زیبایی کمتری دارد نسبت به کسی که لطافت و زیبایی بیشتری دارد و یا استخدام می کند آن را آدم تر نداریم نه از نظر آدم بودن قیمت هایشان چیه؟ یکی است از آن جهت که شهوت جنسی داریم اگر کسی شهوت جنسی نداشت اصطلاحاً بهش می گویند یا خنثی – اگر شهوت جنسی نداشت می توانیم بگوییم آدم بدی است بله، نه یک شأن حیوانی کم دارد در آدمیت او که نمی شود شک کرد مثلاض ندارد شیمیایی شده است و آسیب دیده است ضربه خورده است یا از نظر ژنتیکی مشکل دارد قدرت جنسی ندارد و گریاش به جنس مخالف ندارد می توانیم بگوییم آدم نیست نه نمی توانیم بگوییم این شخص شخصیت دارد احترام دارد اگر کسی ازدواج نکرد می گوییم این آدم نیست نه نمی توانسته ازدواج کند و موقعیت نداشته است این ها هست عرض کنم خدمتتان که یک سری خصوصیات هست که ارزشی است و مثلاً بگوییم که اگر کسی ازدواج کرد و تعهدات خانوادگی را نپذیرفت از حیوان هم پایین تر است چون حیوان ها تعهدات خانوادگی و مسؤلیت های خانوادگی دارند یک مردی که به زنش نرسید به بچه اش نرسید کوتاهی کرد در تربیت خانواده اش در تربیت بچه اش یا وظایف سه گانه ای که مرد دارد و سه تا وظیفه اصلی که به گردن هر انسانی است تأمین عاطفی و تأمین مادی و تأمین معنوی، حالا یک مردی که نخواست به همسرش محبت کند می گوییم که از حیوان کم تر است چون در بین حیوانات محبت بین زوجین وجود دارد مردی که به همسرش نمی تواند او را دوست داشته باشد این ضعیف است و از حیوان پایین تر است چون وظیفه دارد کسی که بی مسئولیتی نسبت به بچه اش می کند پیغمبر فرمود کسی که تشکیل خانواده می دهد و به خانواده خودش رسیدگی نمی کند ملعون است لعنت بر کسی که تشکیل خانواده می دهد و به وظایفش عمل نکند حدود 15 – 16 سال است که من دارم کار مشاوره ای می کنم بسیاری از طلاق ها و درگیری ها این است که مرد نمی خواهد وظایفی که نسبت به زن دارد را انجام بدهد رفته است زن گرفته است ولی نمی داند که مرد بودن مساوی است با 1- 2- 3 وظیفه زن بودن مساوی است با 1- 2- 3 وظیفه- بی توجهی است و نمی خواهد زیر بار مسؤلیت برود این از یک حیوان پست تر هست کسی که غیرت ندارد ادب ندارد و از حریم خودش دفاع نمی کند وقتی دشمن به او حمله می کند فرار می کند این از حیوان هم پست تر است کسی که در مملکتش جبهه پیش می آید و به مملکتش حمله می شود خیانت هم می کند مثل کسانی که در هشت سال دفاع مقدس خیلی ها بودند که در مملکت کمک نکردند و حتی این که اطلاعات را به دشمن هم می دادند وخیانت هم می کردند این قطعاً از یک حیوان هم پست تر است که به مملکت خودش خیانت می کند از حریم خانوادگی دفاع نمی کند خانواده اش در خطر قرار می گیرد از خانواده اش دفاع نمی کند از شوهرش، پسرش ، دخترش بی خیال است این از حیوان هم پایین تر است کسی که به فکر اجتماع خودش نیست، خیانت می کند به فضای اجتماع و به جنبه های مختلف اجتماع خودش خیانت می کند این از حیوان هم پایین تر است کسانی که کلاس و پرستیژ را رعایت نمی کنند بی ادب هستند نمی خواهند یاد بگیرند مثلاً فرض بفرمایید اگر خواستند با پدر و مادر و فرزند، دوست، استاد، شاگرد صحبت کنند نمی دانند که چطور باید برخورد کنند این ها پرستیژ و کلاس است باید یادگیری که به جای این کلمه آن کلمه را به کار ببری به جای تو، طرف را باید به اسم و با احترام صدا بکنی عرض کنم خدمتتان که این را یاد بگیریم طرز نشستن افراد در مقابل همدیگر این خیلی مهم است باید اصول را یاد بگیریم کسی که این اصول را رعایت نمی کند حیوانات آن ها را رعایت می کنند اگر کسی این را رعایت نمی کند مثلاً می خواهد بیاید توی خانه و صدای ضبط را بگذارد و زیاد کند و بگوید من عشقم است که این را بشنوم و هر کسی که خوشش نمی آید به من چه؟ این چون مزاحم است و تربیت و ادب را نسبت به دیگران را رعایت نمی کند از حیوان پایین تر است، پست تر است رعایت نمی کند مثالً امام صادق علیه السلام خیلی زیبا فرمود ده نفر را آدم ندانید یکی از آن ده نفر کسانی هستند که وقتی در جمع می نشینند جا کم است و چهارزانو می نشینند این خودخواهی است اما یک موقع است افراد مثل خود من هستند که اگر بخواهم خیلی جمع و جور بنشینم باید دراز کنم پایم را چون کمرم آسیب دیده است خیلی ها ولی اگر که قرار است پایشان جمع باشد دراز می کشند یک کسی پایش درد می کند مریض است نمی تواند خانم بارداری است آقایی است که سنش بالا است پادرد دارد نمی شود ولی خیلی ها سالم هستند ولی خودخواهانه طرز نشستنشان در مجالس برای دیگران چی ایجاد می کند؟ مزاحمت ایجاد می کند کسی که اخلاق را رعایت نمی کند نجابت ندارد بی حیا است قدرنشناس است و قدر محبت های دیگران را نمی داند قدر دوستی های دیگران را نمی داند قدر خوبی های دیگیران را نمی داند همیشه طلبکارانه با دیگارن برخورد می کند کسی که غیبت می کند کسی که حیا ندارد در برخورد با نامحرم، کسی که وفادار نیست به کسی که به او محبت کرده است می فروشد خیلی راحت آدم ها را، این ها آدم های خوبی نیستند بنابراین ما در این جهات تعریفی از انسان پیدا نکردیم این تعریف هایی که پیدا کردیم به خصوص سه دسته از موجودات بود جمادات، نباتات و حیوانات، حالا باید ببینیم که انسان چی هست؟ می خواهیم بدانیم که خودمان کجا هستیم این ها هیچ کدام از تعریف های ما نبود ولی داریم ما یعنی انسان کمالات جمادی دارد کمالات نباتی دارد و کمالات حیوانی هم دارد ولی خدا نمی خواسته است که از خلقت ما که این کارها را ما انجام بدهیم یعنی آدم بیاید چند میلیارد بریزند توی زمین و غذا بخورند و بزرگ شوند تولید مثل کنند بعد دخترشان را شوهر بدهند و پسرشان را زن بدهند وبعد پیر شوند و بمیرند و کار و تفریح و مسکن و پولدار بشوند و غیره- اگر قرار این ها باشد حیوانات خیلی بهتر هستند در انجام این کارها و حیوانات در همه این خصوصیات از ما قوی تر هستند بنابراین خدا قصدش از آفریدن ما این نبوده است و تعریف من هم این نیست برای همین هم انسان هایی که در همه این کمالات به اوج می رسند آخر سر از خودکشی درمی آورند چون آنی که در وجودش گذاشته است و باید ارضا شود هیچ کدام از این ها نیست دختر رادکلر می گوید هیچ لذتی نیست که من در دنیا برده باشم ولی هرگز آرام نشدم چند بار دست به خودکشی می زند که آخر موفق می شود خودش را بکشد می گوید من خودم را می کشم که شاید بعد از مرگ چیزی باشد که من آرامش پیدا کنم و بتوانم آرامش پیدا کنم- نویسندگانی هستند که آثارشان هست خودشان خودکشی کردند. چرا؟ چون وقتی دنیا را برایمان ترسیم کن َآنی قسمت اصلی ما که باید فعال شود و آن را فعال نمی کنند و می آیند تلاش می کنند و این مراحل را طی می کنند و در اوج ریاست و قدرت که می رسند بعد هم خودشان را می کشند ما که حال کار مشاوره ای می کنم یک خانمی از تمام امکانات یک زندگی خوب برخوردار بود ولی افسرده بود یک آقایی چیزی نداشت که کم داشته باشد ولی افسرده است.
الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین . اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.