جلسه 016 - مقام رضا
شماره جلسه
16
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
12
روز
2
متن کامل (خام) ‌ جلسه 016 - مقام رضا

سلام علیکم و رحمۀ الله.@ أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره رضای خداوند تبارک و تعالی بود جلسه گذشته رسیدیم به تعارض بین رضای خدا و رضای مردم، در بعضی از موارد مثل ارتباط با پدر و مادر خانواده، استاد، به طور طبیعی اینطور هست که هر چه آنها راضیتر باشند خداوند راضیتر هست.@ (رِضَی الله فی رِضَی الوالِدِین) رضایت خدا در رضایت والدین هست گاهی وقتها هست که انسان بین رضای دیگران و رضای خدا باید یکی را انتخاب بکند گاهی وقتها پدر و مادر او او را به کاری وادار میکنند از او چیزی میخواهند که رضای خدا در او نیست.@ دوستان او فرزند او همسر او گاهی وقتها یک ملت یعنی مردم کشورش یک چیزی میخواهند که رضای خدا در او نیست اینطور جاها هست که انسان قطعاً و یقیناً مورد امتحان الهی قرار میگیرد که ببیند واقعاً ایمان و دلبستگی انسان یعنی برای خود انسان روشن بشود که ایمان و دلبستگی انسان حقیقتاً به خدا بیشتر هست یا اساساً انحصار در خداوند دارد یا نسبت به مردم.@ بدون استثناء همه ما از این طریقی که عرض کردم امتحان میشویم یعنی هیچ کس نیست که از این طریق امتحان نشود همه ما در طول زندگیمان در حالتهایی قرار میگیریم که باید بین رضای خداوند تبارک و تعالی و رضای مردم به طور مطلق عرض میکنم یکی را انتخاب بکنیم دامنه امتحان فقط این نیست.@ گاهی وقتها بین رضای خودت و خدا باید یکی را انتخاب بکنی رضای خودت و رضای خدا که در این باره قبلاً صحبت کردیم اینجا بین رضای خودت و رضای مردم هست امتحان بسیار شفاف و سختی هم هست هم شفاف است تشخیصش کار سختی نیست هم هم سخت است چرا؟@ چون انسان حب ذات دارد عاشق خودش است و دوست دارد که محبوب باشد تحمل نفرت دیگران کینه و بغض دیگران را ندارد برایش مهم است که دیگران دوستش داشته باشند به خصوص کسانی که به او نزدیک هستند یعنی اعضای خانوادهاش هستند نسبتی با آن دارند فامیل هستند دوست هستند گاهی وقتها کسانی هستند که حق بسیار عظیمی هم گردن ما دارند آنجا خیلی سخت است.@ مثلاً یک پدری بچه را بزرگ کرده هزینه تحصیل فرزندش را داده هزینه ازدواجش را داده و از نظر اقتصادی کمک زیادی به فرزندش کرده فرزند هم الان وابستگی شدیدی از نظر اقتصادی به پدر دارد در آن لحظه پدر از بچه یک کاری میخواهد که آن کار خوب نیست انجام بدهد.@ بچه میفهمد که این کار رضای خدا در آن نیست مثلاً از فرزندش میخواهد در کار اقتصادی تقلب بکند فعل حرام انجام بدهد یک لقمه حرام یک معامله حرام یک پارتیبازی که لقمه حرام میاورد انجام بدهد سخت است انسان جلوی پدرش مقاومت بکند بگوید نه من این کار را انجام نمیدهم.@ چون هم به او میگوید بیحیا و نمکنشناس هم ممکن است آن لحظه تمامی کمکهایی را که به فرزندش میکند به خاطر همین مقاومت قطعش بکند اینجاست که فقط یک مؤمن حقیقی است که میتواند از امتحان سربلند بیرون بیاید، مؤمن یعنی چی؟@ چون مؤمن شرطش این هست در اوائل سوره بقره داریم(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) (بِالْغَيْبِ) یعنی چی؟ یعنی آنچه که محسوس و ملموس نیست هست حقیقت دارد اما ملموس و محسوس نیست مثل اینکه ما میدانیم اینجا الان مملو از فرشتگان هست میدانیم که در محضر اولیاء خدا هستیم.@ میدانیم اینجا الان شیاطین هم با ما هستند هست اما ملموس و محسوس نیست ولی ایمان داریم چون خداوند تبارک و تعالی به ما گزارش داده ایمان داریم مؤمنی که ایمان به غیب دارد میداند تمام اسباب و علل پیشرفت دست خداست.@ (لا مُؤثِرَ فی الوُجُود إلاّ الله لا حول و لا قوۀ إلا بالله) او میداند که زندگی او وابسته صرفاً به کمکهای پدرش نیست بلکه ورای اینطور مسائل هزاران اسباب و علل هست که به طور غیبی دارند در زنده بودن ما روزی خوردن ما، حرکت کردن ما، موفقیت ما عمل میکنند و میداند که اسباب و علل منحصر در آنچه که در اختیار پدرش هست هم نیست.@ اگر خداوند تبارک و تعالی اراده بکند خیلی خیلی از آنچه که پدر و مادر ممکن است در اختیار انسان قرار بدهند ذوی الحقوق یا دوست یا مردم خداوند تبارک و تعالی میتواند به او بدهد برای همین اگر شما در قرآن نگاه بکنید میبینید که در قرآن کریم اکثر قریب به اتفاق انبیاء آدمهای تنهایی بودند.@ حتی در خانهشان هم تنها بودند زنش هم تحویلش نمیگرفت با آن مخالفت میکردند بچههایش هم تحویلشان نمیگرفتند با آن مخالفت میکردند قومش تحویلشان نمیگرفتند حرفهایشان را گوش نمیکردند و با آن مخالف میکردند.@ شما تا به حال فکر کردید چرا انبیاء در قرآن با آنکه ماندگارترین شخصیتهای تاریخ هستند چرا اینقدر موفق بودند چرا اینقدر تنها بودند در عین موفقیت؟ برای اینکه آنها وقتی که حرکت میکردند با تمام قوای باطنی حرکت میکردند قوای باطنی که برای همه ما هم هست آن اسباب و علل برای ما هست.@ (إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ) این(يَنْصُرْكُمْ) کجاست؟ شما نگاه کنید در قرآن بارها میگوید شما وقتی داشتید میجنگیدید ما پنج هزار فرشته کمک شما فرستادیم(إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ) پنج هزار فرشته، یا شما را به جنودی که(لَمْ تَرَوْها) سربازهایی که نمیدیدید کمک دادیم.@ من یادم هست یک موقعی در یکی از این عملیاتها تخریبچی بودم عملیات مسلم بن عقیل یک ارتفاعی را باید باز میکردیم میدان مین بود من هم تخریبچی بودم به من گفتند این میدان مین است میخواهیم برویم این ارتفاع را بگیریم حالا زیر آتش، درگیری خیلی وقت است شروع شده ما رسیدیم به پای ارتفاع، من میخواستم این میدان مین را باز بکنم.@ به بچهها گفتم شما این پایین باشید من بروم حواسم نبود که اسلحه با خودم ندارم اسلحهام را پایین جا گذاشته بودم گرم کار شدم چون مینش طوری بود که باید با هر دو دستم کار میکردم دانهدانه این مینها را باز کردم تا رسیدم به آن لب قله، آن آخرین مرحله یک مین روی قله بود.@ یعنی من با فاصلهای که اینجا یک متری قله است یک مین آنجا بود مشکوک بودم باز کنم باز نکنم گفتم میروم این یکی هم باز میکنم هر چه شد رفتم آن مین را باز کردم رسیده بودم روی قله، دیدم که پنجاهتا صدتا عراقی یکدفعه من را محاصره کردند من یکدفعه به خودم آمدم دیدم اسلحه هم ندارم اگر اسلحه داشته باشم شلیک کنم نکنم.@ بعد دیدم اینها آمدند دور من دارند گریه میکنند به من التماس میکنند گریه میکنند من اینطرف و آنطرف را نگاه میکردم به چه کسی دارند التماس به من میکنند من یک نفری آنجا بودم بعد دوستان را صدا کردیم و بالا آمدند و اینها را محترمانه اسیر کردند و من همینطوری صحنه برایم عجیب بود که یک نفره اینها این همه آمدند دوروبر من التماس و گریه من گفتم اینها از چه کسی دارند میترسند.@ با چه ذلتی، بعد من رفتم برای پاکسازی سنگرها، سنگرها را پاکسازی کردیم و آمدیم و هوا روشن شد به بچهها گفتم شما باشید من بروم آن بقیه میدانها را باز کنم که تانکها و نفربرها میخواهند بیایند بالا بیایند میخواهند رد بشوند بروند ماشینها دور و اطراف ارتفاع را تمیز کنم آمدم رفتم میدان را باز کردم.@ دیدم یک تعدادی از این تکاورهای عراقی با هیکلهای بزرگی همه اسلحهدار ولی دستهایشان بالا، اسلحه داشتند من هم پایین ارتفاع تنها بودم اینها در حاشیه دستهایشان را بالا کرده بودند و با اسلحههایشان داشتند میامدند تعجب.@ چون معمولاً اگر کسی کسی را اسیر میگیرد اولین کاری که میکند اسلحهاش را میگیرد اسلحهشان روی دوششان دستشان بالا، همینطوری آمدند بعد گفتم خدایا اینها را چه کسی اسیر کرده دیدم یک پسر بچه 13 ساله تنهایی، یک نفر یک پسربچه 13 ساله اینها را گرفته یک اسلحه هم پشت یکیشان، اسلحههایشان را داده خودشان بیاورند.@ من گفتم مَرده اینطوری زده بود در گوش این این سرش رفته بود خیلی کوچک یک غولی بود ولی آنها همینطوری کاملاً مطیع، بردشان کنار یک وانتی و اسلحههایشان را گرفت و گفت سوار شوید آنها هم سوار شدند من هم کارم تمام شده بود.@ گفتیم برگردیم ببریم اینها را تحویل بدهیم آمدم در مقر دفتر اطلاعات عملیات یکی از فرماندههایشان آنجا بود حرف هم نمیزد هر کاری کردند از آن اطلاعات بگیرند نتوانستند از آن اطلاعات بگیرند من رفتم یکطوری با آن کنار آمدم خلاصه اطلاعات هم دارد بعد به آن گفتم تپه فلان یادت هست؟@ گفت بله، گفتم این تپه را من تنهایی رفتم اینقدر عصبانی شد من گفتم تنهایی رفتم فحش داد فحش به این معنا که تو حرف مفت میزنی تو غلط کردی تنهایی رفتی گفت چند هزار نفر آنجا سفیدپوش، پس کور بودی آن همه سفیدپوشها با شما بودند ما هر چه به اینها تیر میزدیم به آنها نمیخورد.@ این را من نمیگویم این را افسر عراقی میگوید که بعداً در خاطراتشان چاپ شد کتابی چاپ شد راجع به خاطرات خودشان این را در آن کتاب نوشته بودند گفت اینقدر اطراف شما از این سفیدپوشان بودند که ما هر چه تیر زدیم دیدیم فایده ندارد.@ برای همین ما خودمان را اسیر کردیم دیدیم تیراندازی بیخود است نه میافتند نه میمیرند نه کم میشوند مجبور شدیم تسلیم بشویم تو میگویی من آنجا را تنهایی گرفتم. این (جُنُوداً لَمْ تَرَوْها) که خداوند کمک میکند اینطوری است این در جبهه جنگ نیست در زندگی هم هست.@ شما هر کدامتان من این را بگویم به زندگیهایتان برگردید این را کاملاً میبینید که هزاران بار شده در زندگیهای ما از جایی که اصلاً حسابش را نمیکردیم خداوند روزی ما را رسانده مشکل ما را حل کرده کمکمان کرده اصلاً اختیار با ما نبوده ولی متأسفانه این نوع تربیت که تربیت قرآنی هست از ما گرفته شده یعنی ما مؤمنینمان مؤمنین قدرتمندی نیستند.@ مؤمنینی هستند که فقط با اسباب و علل ظاهری کار میکنند یعنی فقط همین دو دوتا چهارتای ظاهری را در زندگیشان میبینند و افتادند به یک مسابقهای با بقیه مردم اینطوری هست که انسان وقتی ول میکنی خدا هم واگذارت میکند.@ شما نگاه کنید قرآن شما کتاب آسمانی است از طرف خداوند حق تعالی آمده کلام الله است شوخی نیست بازش میکنی میگوید(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) ایمان دارند به غیب انس دارند به غیب، غیب را میبینند دلشان آرام به غیب است خیلی مهم است انسان دلش به غیب آرام باشد یعنی بداند هیچ وقت تنها نیست فرشتهها اطراف او هستند.@ همهجا به دادش میرسند میگویند این دعا را بخوان حافظهات قوی شود این دعا را بخوان برای امتحانت خوب است این دعا را بخوان برای درس خواندنت خوب است صبح میخواهی بروی حتماً آیۀ الکرسی بخوان میخواهی بروی بسم الله الرحمن الرحیم بگو اینقدر صلوات بفرست صدقه بده.@ قرآن کریم میفرماید ما جلوی شما فرشتههایی را میفرستیم با شما همراه شما فرشتههایی را میفرستیم پشت سر شما فرشتههایی را میفرستیم إلی ماشاء الله شما برگردید به حوادثی که در زندگی خودتان افتاده در جادهها در خانه در سختیها هزاران مورد، میگوییم شانس آوردیم شانس کجا بود شانسی وجود ندارد ما عادت کردیم یک موقعهایی شانس میگوییم.@ بعضیها میگویند لطف خدا بود خدا کمک کرد این ادب است خدایی هست این اسباب و عللی که اطراف ما هستند میلیاردها برابر بیش از آن چیزی هست که ما داریم میبینیم حالا من یک چیزی بگویم برویم وارد اصل حدیث بشویم اطراف ما چقدر جمعیت هست.@ الان میبینیم در زندگیمان، مثلاً از حرم بیرون میرویم دنیا را نگاه کنید فرمول یادتان نرود رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر بود با دنیا. یک جنین را خیلی سرش شلوغ باشد در رحم مادر، بگوییم یک جنین پنج قلو هستند پنجتا خواهر و برادر که با هم ارتباطی ندارند.@ تنهایی را در نظر بگیرید در رحم مادر بعد شلوغی اسباب و عللی که دارند روزی او را بیرون از رحم میرسانند با فاصله هیچی، نه فاصله زمانی و نه فاصله مکانی، بیرون از رحم پدر مادر همه مردم، آسمان، زمین، ستارهها کهکشانها همه چیز در کارند تا این جنین روزیاش را بخورد.@ جنین در همین فاصله هیچی نمیبیند نمیتواند تشخیص بدهد شلوغی بیرون رحم را در نظر بگیرید با خلوتی رحم را، ما الان حکم همان جنین را داریم اطراف ما بیش از آنچه که ما فکر میکنیم شلوغ است شما یک جا میروید فکر میکنید تنها هستید میگوید نه یک آیۀ الکرسی بخوان یک عالم فرشته با تو هستند.@ راحت برو نه دیگر از تاریکی بترس نه از تنهایی بترس هزاران فرشته در خانهتان میایند پیشت میایند سکینه میاورند اصلاً قرآن همین است قرآن میفرماید سکینه با خودشان میاورند فرشته، کارش آوردن سکینه هست سکینه به قلبت میاورد یک بسم الله الرحمن الرحیم بگو یک(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ) بخوان یک(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ) بخوان یک صدقه بده.@ میاید دل آدم آرام بیدغدغه خیلی اطراف ما شلوغ است کلمهای دیگر بیشتر از خیلی نداریم شما شلوغی کره زمین را بگیرید با شلوغی رحم را در نظر بگیرید ببینید خیلی یعنی چی لذا میفرماید اگر بین رضای مردم و رضای خدا ماندید اگر رضای خدا را در نظر بگیرید تمام آن اسباب و علل مال شماست.@ یعنی اینطور نیست که ما تنها باشیم فکر کنیم فقط پدرمان روزیمان را میدهد نه یکی از راههای روزی ما اسباب و عللی که ما داریم از آن روزی میخوریم همسر انسان هست پدر و مادر انسان هستند ولی اسباب و علل روزی بینهایت هستند.@ (الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) یعنی این، همه توضیحی که از اول بحث دادم راجع به همین یک مسأله که وقتی بین سخط خدا و سخط ناس درگیر میشوی بین این دوتا میمانی وقتی رضای خدا را در نظر میگیری خداوند میفرماید که من از همه آن چیزهایی که تو میترسیدی حفظت میکنم از راههای دیگر کمکت میکنم.@ میایی ملاحظه مردم را میکنی که اگر من بخواهم حرف این را گوش نکنم بخواهم بروم سمت آن چیزی که خدا میخواهد این کمکش قطع میشود من چکار کنم؟ دیگر به من کمک تحصیلی نمیدهد هزینه دانشگاه را از کجا بیاورم هزینه ازدواجم را از کجا بیاورم خرج زن و بچه را از کجا بیاورم.@ (مَن أسخَطَ الخالِق فَغَمِنٌ عَن یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ المَخلُوقین) از امام هادی(ع) هست هر کس که خدا را به خشم بیاورد خالق خودش را به خشم بیاورد سزاوار هست که(عَن یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ المَخلُوقین) به واسطه این خشمی که متوجه خودش کرده سخط مخلوقین هم شامل حال او بشود.@ (عَن یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ المَخلُوقین) یعنی درست همانهایی که تو به خاطرشان معصیت میکنند همانها به مرور زمان از تو متنفر میشوند خیلی قاعده عجیب است شما اگر دودوتا چهارتای ریاضی را در نظر بگیرید نباید اینطوری باشد وقتی به خاطر یک نفر یک کاری را انجام میدهید قاعدتاً باید از شما ممنون باشد خوشحال باشد.@ ولی خداوند میفرماید من این ؟؟؟ که وقتی تو به خاطر کسی با من قهر میکنی و پشت میکنی همان کسی که تو به خاطر آن با من قهر کردی همان از تو متنفر میشود همان از تو بدش میاید خیلی فرق است یک مردی را در نظر بگیرید میداند زنش ناراضی است قرقر هم میکند ولی وظیفه الهیاش را انجام میدهد.@ یک زنی را در نظر بگیرید میداند شوهرش ناراضی است قرقر میکند اما رضای خدا را در نظر میگیرد قاعده این هست که در هر دو حالت به جای اینکه زن و مرد از هم بیشتر متنفر بشوند بیشتر از همدیگر خوششان میاید با اینکه مخالفت دیدند لذا وقتی یک خانمی پیش پیغمبر میرود عرض میکند من میخواهم شوهرم بیشتر من را دوست داشته باشد.@ نمیفرستد که برو چاپلوسی شوهرت را بکن دم شوهرت را ببین تا بیشتر از تو خوشش بیاید میگوید برو نماز شب بخوان، پیغمبر به کجا احاله میدهد؟ به مقلب القلوب آنجایی که دل دستش هست میگوید مگر تو نمیخواهی شوهرت تو را بیشتر دوست داشته باشد برو یکی دیگر را راضی کن، چه کسی؟@ خدا را، این قاعده است(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا) خداوند در دل مردم برای افراد مؤمنی که عمل صالح میکنند محبت قرار میدهد یعنی آنها بدون تلقین و بدون تبلیغات و بدون زور زدن محبوب واقع میشوند.@ (سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا) اما اگر کسی کاری کرد که دیگران خوششان بیاید این دیگر اتفاقاً دور میشوند تو هر چه تلاش میکنی که او بیشتر خوشش بیاید او بیشتر دور میشود لذا محورها نباید یادمان برود. روایت بعدی از وجود مقدس سیدالشهداء(ع) هست(مَن طَلَبَ رِضَی الله بِسَخَطِ النّاس کَفاهُ الله أمُورَ النّاس) هر کس رضای خدا را بخواهد با غضب مردم یعنی دنبال طلب خدا باشد ولی مردم از آن غضبناک بشوند.@ میفرماید(کَفاهُ الله أمُورَ النّاس) خداوند او را از همه این چیزها بینیاز میکند خداوند کفایتش میکند خود خدا به آن کمک میکند شما نرو سمت نزول، نرو سمت بهره، نرو سمت پول خطرناک، نرو سمت لقمه حرام، برای اینکه دل بچهات را به دست بیاوری نیازهای بچهات را تأمین بکنی نیازهای همسرت را تأمین بکنی.@ میخواهی مسابقه بگذاری که یک موقع کم نیاوری جلوی فک و فامیل در این مسابقه، همه تلفن دارند همه خانه دارند همه اتومبیل دارند پس ما هم باید برسیم با هر طریقی از هر لقمهای، این را نخواه(کَفاهُ الله) خدا کفایت میکند شما زندان بروید ما بیشترین زندانیهایمان بعد از مواد مخدر مربوط به مسائل اقتصادی هست.@ چکوچکبازی، بروید پای صحبتهایشان بنشینید بگو تو اصلاً فکر میکردی روزی سر از زندان در بیاوری یک کسی قاچاقچی است دزد است قاتل است این هر وقت که هر کاری میکند همیشه احتمال دستگیری میدهد این سؤال سؤال احمقانهای است که تو احتمال میدهی؟@ بله دارم جرم انجام میدهم جرم آخرش یا کشته شدن است یا زندان است یا چیزهای دیگر است اما یک کسی که کار اقتصادی میکند فکر نمیکند ما الان سه هزارتا جوان داریم به خاطر مهریه در زندان هستند.@ یک روز در دانشگاه داشتیم سخنرانی میکردیم هم خانمها بودند هم آقایان، جمعیت زیاد بود هزارتا دانشجو بودند گفتیم سه هزارتا آقا و پسر در زندان هستند دخترها کف زدند خوشحال بودند همهشان کف میزدند که سه هزارتا پسر از دست ما در زندان افتادند.@ حالا شما بروید به اینها بگویید آیا شما فکر میکردید زندان بیفتید آن هم زنت زندان بیاندازد این خیلی حرف است یک کسی عزیزشی عزیزت است تو را زندان بیاندازد کار اقتصادی بکند فکر کند سر از زندان در میاورد، نه، اصلاً فکر نمیکردم اینطوری بشود.@ ولی اراده خدا اینطوری تعلق میگیرد اراده خدا اینطوی تعلق میگیرد که تو زندان بروی یعنی از همان جایی که تو اصلاً فکرش را نمیکنی بعد حالا شما بروید پای صحبتشان بنشینید ببینید چند نفرشان به شما میگویند ما نزول گرفتیم پول بهرهای گرفتیم آتش است یک ریالیاش که بیاید مثل یک بمب اتمی در زندگی آدم کار میکند منفجر میشود.@ یک ریالی وقتی میاید خیلی چیزها را به هم میریزد اخلاقت را به هم میریزد اخلاق همسرت را به هم میریزد فساد اخلاقی میاورد عصبانیت میاورد افسردگی میاورد پژمردگی میاورد لقمه است میگوید نمیدانم چرا هر چه میکنم افسرده هستم باز پژمرده هستم یک نگاهی بکن ببین خمست را درست دادی یا ندادی شوهرت دارد خمس میدهد.@ پدری که داری از آن لقمه میخوری متشرع است میدهد یا نمیدهد شوخی نیست اثر میگذارد اراده خداوند اینطوری هست داشته کار اقتصادی میکرده کار کلان، اصلاً فکرش هم نمیکرده که مثلاً با داشتن صدها میلیون ورشکست شود ولی شد برای هزار تومانش هم آدم لنگ میماند.@ پس اسباب و علل کار خودش را میکند دارد اثر میگذارد اما کسی که رفت دنبال رضایت خدا، حاضر نشد با هر شرائطی امورش را بگذراند فقط حلال، از جاهایی که فکرش را نمیکند خداوند روزیاش را میرساند کمکش میکند.@ ایمان به غیب در اینکه ما در تعارض بین رضای خدا و رضای مردم رضای خدا را انتخاب بکنیم خیلی مهم است کسانی که بین رضای خدا و رضای خودشان، رضای خودشان را انتخاب میکنند و از بین رضای خدا و رضای مردم رضای مردم را انتخاب میکنند اینها ایمان ندارند اینها فکر میکنند کاری که خودشان میکنند مشکل را حل میکند.@ خودشان مسبب الاسباب هستند خودشان برای خودشان کاری میکنند تو که هیچی، تمام مردم دنیا هم بخواهند برای تو کاری بکنند وقتی اسباب و علل راه ندهد نمیکنند خدا اجازه نمیدهد هیچ کس به دادت نمیتواند برسد هیچ کس نمیتواند کمکت بکند.@ (وَ مَن طَلَبَ رِضَی النّاس بِسَخَطِ الله وَکَلَهُ الله إلی النّاس) هر کس دنبال رضایت مردم باشد با خشم خدا میفرماید خداوند او را واگذار میکند به همان مردم، تمام حمایتش را خدا برمیدارد میگوید من را فروختی به مردم، برو همین مردم هم کمکت کنند.@ این یک آینه است که ما میتوانیم همیشه روابطمان را با دیگران در آن تنظیم بکنیم که ما را فلان جشن دعوت کردند فلان مراسم دعوت کردند برویم یا نرویم؟ نگاه کن ببین خدا راضی است برو راضی نیست برای راضی کردن انها بروی همانها پشت سرت صفحه میگذارند خدا راضی نیست.@ یک پسر بچهای آمد پیش من میگفت بعضی از مجلسها هست پسر بچه کوچکی بود فکر کنم 9 ـ 10 سالش بود گفت پدر و مادرم یک جاهایی میخواهند بروند من شک دارم بروم یا نروم چقدر بچه دغدغه داشته چکار بکنم دنبال مبنا میگشت چقدر آدم میتواند اینطوری خوب باشد به او گفتم یک مبنا به تو میدهم همیشه این را در نظر بگیر.@ گفتم هر وقت خواستی جایی مجلس بروی ببین امام زمان میاید یا نمیاید فاطمه زهرا در آن مجلس میاید یا نمیاید بچه همچین خوشحال شد گفت بله این خیلی خوب است میتوانم تشخیص بدهم بچه 10 ـ 12 ساله، شما مجلس دعوتت میکنند خودت هم میدانی امام زمان در این مجلس پا نمیگذارد.@ تشخیص میتوانی بدهی نروم ناراحت میشوند به آنها برمیخورد برادرم است پدرم است هر کس میخواهد باشد تو نرو اگر ذلیل شدی هیچ اتفاقی نمیافتد یک مدت ممکن است قرقر بکنند و قهری هم بکنند ولی بعد عزت تو سر جای خودش هست همیشه عزیز خواهی بود.@ چقدر زیباست این فرمایش امیرالمؤمنین(ع) میفرماید که(إنِ استَطَعتَ أن تُسخِطَ رَبَّکَ بِرِضا أحدٍ مِن خَلقِکَ فَافعَل فَإنَّ فی الله عَزَّوَجَلّ خَلَفً مِن غَیرِه وَ لَیسَ فی شَیءٍ سِواهُ خَلَفٌ مِنه) میفرماید اگر میتوانی کاری بکنی که برای خشنودی خلقی از مخلوقات خدا خدا را به خشم نیاوری اگر میتوانی این کار را بکنی این کار را بکن خدا را به خشم نیاور.@ حالا قاعده را دقت کنید(فَإنَّ فی الله عَزَّوَجَلّ خَلَفً مِن غَیرِه) چون خشنودی خدا جای هر خشنودی را میگیرد مهم نیست دیگر با خشنودی خدا کسی خشنود بشود یا نه بعد میفرماید(وَ لَیسَ فی شَیءٍ سِواهُ خَلَفٌ مِنه) اما هیچی جای خشنودی خدا را نمیگیرد هیچی جای رضای خدا را نمیگیرد جایش را هیچی پر نمیکند.@ یعنی همینطور جایش خالی میماند و این یک نقیصه بزرگ برای تو است پس هیچ چیز جایگزین خشنودی خدا نمیشود آنوقت ما هر وقت هم خشنودی مردم را ترجیح میدهیم به خشنودی خدا در درون خودمان اولین کسی که ناخشنود میشود خودمان هستیم.@ یعنی خودمان در درون داریم میسوزیم خودمان در درون حرص میخوریم و ناراحت هستیم و جالب اینجاست که شما هر وقت مردم را خشمگین بکنی به رضای خدا در درون خودت آرامش بیشتری پیدا میکنی باز به زبان دیگر از نبی اکرم(ص) هست(مَن طَلَبَ رِضا مَخلُوقٍ بِسَخَطِ الخالِق سَلَّطَ الله عَزَّوَجَلَّ عَلَیهِ ذَلِکَ المَخلُوق) کسی که به دنبال رضای مخلوق هست به خشم خالق.@ (سَلَّطَ الله عَزَّوَجَلَّ عَلَیهِ ذَلِکَ المَخلُوق) خدا همان مخلوق را مسلط بر تو میکند همان که تو به خاطر او با خدا درگیر شدی همان را سوارت میکند همان را مسلط بر تو میکند حاکم بر تو میکند ذلیلش میشوی خوارش میشوی.@ روایت بعدی از امام رضا(ع) هست(مَن أرضی سُلطانَاً بِما یُسخِطُ الله خَرَجَ مِن دینِ الله) هر کس یک سلطانی را راضی بکند به چیزی که خشم خداست سلطان نه فقط پادشاه، یک رئیسی یک مدیری، در یک کارخانهای داری کار میکنی رئیس کارخانه مدیر کارخانه هر کس که هست فرمانده تو هست از تو یک کاری میخواهد که خلاف شرع هست.@ میفرماید اگر کسی یک همچین کاری بکند(خَرَجَ مِن دینِ الله) از دین خدا خارج میشود دیگر مسلمان نیست. در این بخش آخرین روایت این هست از امام جواد(ع) هست(لا یَضُرُکَ سَخَطُ مَن رِضاهُ الجَور) نترسید شجاعت داشته باشید آدمی که ظلم و ستم را دوست دارد و ظلم و ستم راضیاش میکند غضبش به شما آسیبی نمیرساند.@ (لا یَضُرُکَ) به تو آسیب نمیرساند(سَخَطُ مَن رِضاهُ الجَور) کسی که رضای او در ستم هست غضبش به تو آسیبی نمیرساند اگر حرف حق را بزنی. شما در تاریخ نگاه کنید افرادی بودند از دوستان امیرالمؤمنین میرفتند رودرروی معاویه میایستادند رودرروی خلفای عباسی میایستادند از ائمه دفاع میکردند.@ در بدترین و سختترین شرائط، هم خانم هم آقا همهشان هم جان سالم به در بردند هیچ کس هم به آنها آسیبی نرساند داستان فرزدق را شما نگاه کنید شاعر چطوری از امام سجاد دفاع میکند ولی میبینید همهشان سالم بودند. ما هفته بعد این بحث رضا را تمام میکنیم و وارد اصل بحثهایی میشویم که تا الان مقدمهای در موردش داشتیم.@ یعنی بحث بسیار بسیار مهم اسماء الله هست و بحث جوشن کبیر یعنی ما میخواهیم انشاء الله جوشن کبیر را و اسماء الهی را در قرآن با هم جلو برویم منبعمان هم قرآن کریم هست و فرمایشات معصومین هست دیگر یک انسان مهمتر از این وظیفهای ندارد که دنبال معرفت خداوند باشد.@ مهمتر از این هم روزی ندارد من به همه عزیزان عرض کردم این جلسه از جلسه دوم ما یعنی از جلسه زیارت عاشورا خیلی خیلی مهمتر هست و اساس هست اگر زیارت عاشورا ائمه مهم هستند به خاطر معرفت خداوند تبارک و تعالی هست و سرمایهگذاری باید در همین قضیه بکنیم که رضا و خشنودی خداوند تبارک و تعالی در این هست.@ انشاء الله خودتان را آماده بکنید برای اینکه این بحث را انجام بدهیم اما این بحث یک بحث کاملاً ریاضی است یعنی قواعد و فرمولهایی دارد که با بیدقتی سازگار نیست اگر یک جلسهاش را شما غیبت بکنید یا دیر برسید ممکن است من بگویم اسم خلقی اسم حقی اسم جمالی اسم جلالی اسم ذاتی اسم فعلی اسم صفت آن موقع دیگر شما گیج میشوید.@ اسماء الله شما باید بتوانید با آنها کار بکنید و زندگی بکنید یعنی باید یاد بگیرید با تک تک این اسماء کار بکنید اگر مهارتهای کار کردن با آن را بلد نباشید مثل نرمافزار کامپیوتر میماند مثل فایلهای مختلف یک برنامه کامپیوتری میماند که برنامه است اگر یاد نگیرید نمیتوانید از آن استفاده بکنید.@ در دستگاهت هست در برنامهات هست در کامپیوترت هست نمیتوانی به دردت نمیخورد از آن نمیتوانی استفاده بکنی آن موقع لنگ میمانی. استفاده از اسم الله با کسی که نمیتواند استفاده بکند زمین تا آسمان فرق میکند یک خواهر و برادر دوقلو را در نظر بگیرید.@ دوتا خواهر یا دوتا برادر از یک جنس هم بگیریم یا نه اصلاً از این هم شورترش بکنیم دوتا برادر را در نظر بگیرید یکی بسیار باهوش مورد توجه ویژه فامیل، پدر و مادر، امکانات برایش میریزند یکی نه یک هوش معمولی و ساده دارد خیلی هم کسی تحویلش نمیگیرد وقتی میخواهند یک ماجرایی را شروع بکنند.@ آن کسی که ذهن ضعیفتری دارد محبوبیت ندارد امکانات ندارد اگر عرضه داشته باشد با اسماء الله کار بکند به مراتب از آن کسی که مورد حمایت همه هست جلو میافتد بلکه از این بالاتر، اگر هزار سال عقب باشی بلد باشی با اسماء الله کار بکنی یعنی اسمها را بشناسی و با آنها رابطه برقرار بکنی.@ مثال میزنم خدا رحمت کند مرحوم سید علی اندرزگو را شهید بسیار بزرگواری هست سالها مبارزه طلبه بسیار باتقوا و پاک در خود شما هم آدمهای اینطوری هستند ایشان 15 سال تمام ساواک را دنبال خودش دواند آخر هم نتوانستند سال 57 چند ماه قبل از انقلاب یکجا گیرش انداختند و او را به شهادت رساندند.@ نتوانستند پیدایش بکنند داخل کشور خارج از کشور کار میکرد بلد بود با اسماء الله کار بکند ما هم باید انشاء الله تمرین بکنیم خانمش میگوید من دنداندرد داشتم شب دندانم درد میکرد گفت دست من را گرفت آورد در یک اتاقی مفاتیح را باز کرد دعای دنداندرد را خواند دستش را گذاشت روی دندان من دندان من خوب شد.@ این کار کردن با اسماء الله. همان نویسنده خود مفاتیح مرحوم آقا شیخ عباس قمی این ساعتش هر وقت خراب میشد یکذره تربت امام حسین میمالید به ساعت ساعت خوب میشد با تربت امام حسین همه کاری میشود کرد.@ دوستش میگفت ما داشتیم با سید علی مشهد میرفتیم در راه ماشین بنزین تمام کرد مانده بودیم آنجا بنزین جایی نبود خیلی سال قبل از انقلاب، گفت عیبی ندارد من صلوات میفرستم تو گاز بده برو این کار کردن است و مثل خیلی از کارهایی که رزمندگان ما در جبهه کردند با اسم با اسم خدا با اسماء الهی بلد بودند کجا چه اسمی را به کار ببرند کجا چکار بکنند.@ اسماء الله یعنی شما با تمام تجلیات حق تعالی روبهرو میشوید در هر موضع خاص در هر مورد خاص اسم خاص را انتخاب میکنید ما خیلی وقتها دعا میخوانیم به خدا توسل میکنیم به ائمه توسل میکنیم از خداوند التجاء میکنیم.@ ولی اسم را بلد نیستیم استفاده بکنیم یا اسم نامناسب استفاده میکنیم اسماء الهی فوقالعاده مهم هستند پس یادتان باشد این آموزشهایی را که انشاء الله از جلسات آینده شروع میکنیم یک جلسه دیگر داریم بحث رضا را تمام بکنیم انشاء الله بعد وارد آن بحث میشویم مرتب باید عزیزان باشند یادداشت بکنند به خاطر بسپارند و باید تمرین بکنیم با عدد و ارقام یکسره سروکار داریم.@ خیلی به ما کمک خواهد کرد به شرطی که آن شرطی که امروز گفتم باشد(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) یعنی بدانیم ما وراء این اسباب و علل طبیعی و مادی میلیاردها اسباب و علل هست که به کمک ما میاید و ما میتوانیم با آنها ارتباط برقرار بکنیم گاهی وقتها میبینیم یک پیرزن در یک روستا یک پیرمرد در یک روستا سواد هم ندارند.@ اما با یکی دوتا سهتا اسم آشنا هستند خیلی از مسائلشان را میتوانند حل بکنند آشنا شدند با اسم، با اسم انس گرفتند با آن میتوانند کار بکنند ما هم انشاء الله بتوانیم با اسماء الهی و تجلیات الهی ارتباط برقرار بکنیم در واقع این تجلیات الهی و اسماء الهی بعدها انشاء الله پیشرفت بکنیم.@ میبینیم که در واقع همان اسمهای خود ما هستند که در خود ما تمام این اسمها وجود دارد. نوشتند این سه هزار نفری که در زندان هستند ماهانه 600 میلیون تومان هزینه نگداری آنها از بودجه بیتالمال میشود البته الان قوه قضائیه دارد یک فکر دیگری میکند برای این کارها، ولی هست واقعاً هم همینطوری هست.@ یعنی ما فکر میکنیم وقتی جرم میکنیم به کسی مربوط نیست ولی واقعاً یک جرم ما به همه بیتالمال فشار میاورد به همه مردم جرم ما فشار میاورد. اللهم صل علی محمد و آل محمد بعدد ما احاط به علمک و عجل فرجهم.‌@ جهت اجابت دعاها رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار از شیعیانشان مسلمین و مستضعفین جهان با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ).@

سؤال کردند اگر پدر و مادر پدرشوهر مادرشوهر غیبت بکنند پشت سر دیگران و حرف بزنند چکار کنیم اگر بلند شویم ناراحت میشوند و نمیتوانیم مستقیم به آنها چیزی بگوییم؟ چرا باید نترسی و به آنها بگویی با مهربانی نترسی به آنها بگویی یواش یواش متوجه میشود که نباید این کار را بکند.@ ما متأسفانه همهاش میترسیم که به آنها بربخورد و ناراحت بشوند اگر دیدیم متوجه نمیشوند آدم میتواند موضوع بحث را به یک نحوی عوض بکند و به یک بهانهای مجلس را حداقل ترک بکند این خیلی بد است که الان هم متأسفانه زیاد شده جلسات کشف و کرامت و جلسات اینطوری که اساتید و سخنرانان دائماً ادعا میکنند با غیب و با برزخ ارتباط دارند.@ این را میبینند آن را میبینند اینطور مجالس نرفتنش خیلی بهتر هست. مسائل شرعی را از دفتر مراجعتان سؤال کنید. یک بحثی هست به نام دریافت انرژی منفی که مثلاً ما پیش یک کسی مینشینیم اینطوری هست انرژی منفی میدهد انرژی مثبت میدهد.@ این چیزها وجود دارد که ممکن است از دیگران به ما شر برسد ولی اسباب و علل در اختیار ما گذاشته شده شما وقتی که صبح به صبح صدقهات را میدهی دعای روزت را میخوانی اینها که در برنامه همهتان ما نوشتیم دعا و زیارت روزت را میخوانی در امان خواهی بود شما کاری ندارد صبح به صبح این چهار قل را بخوانید.@ (قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ) از شر هر چه که خلق شده(وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ) (قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ إِلهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ) واقعاً پناه میبریم دیگر این نیست که شما فکر بکنید فقط دیگران میتوانند انرژی منفی بگذارند و ما هم پذیرا هستیم.@ نه شما صبح به صبح اگر واقعاً اینها را انجام بدهید هیچ انرژی منفی از هیچ کس روی شما تأثیرگذار نیست چون به خدا تمسک جستید به معصوم تمسک جستید هیچ کس حریف شما نخواهد شد اینطور موارد اگر هم یک موقع دیدید دارید اذیت میشوید با ذکر صلوات و خواندن این سورهها کاملاً در امان خواهید بود.@ کسانی که پدرانشان خمس نمیدهند شما در منزل پدر زندگی میکنید و خمس نمیدهد از دفتر مرجعتان برای تصرف در مال پدرتان یا همسرتان که خمس نمیدهد اجازه بگیرید. صندوقهایی که شما از مؤسسه میگیرید شرعاً باید هزینهاش را برگردانید به خود مؤسسه حق تصرف کسی ندارد.@ در رابطه با ازدواج بارها توضیح دادم که آن سیدی ازدواج میثاق مقدس را هم خانمها هم آقایان دقت کنند استفاده کنند همه سؤالها مربوط به ازدواج است که آنجا ما جواب دادیم. دعای فرج امام زمان یا دعای الهی عظم البلاء کدامشان بهتر است؟ دعای فرج برای امام زمان است دعای عظم البلاء بیشتر برای خودت هست.@ دروغ گفتن برای نجات پیدا کردن از گناه با یک شرائطی اشکال ندارد با یک شرائطی هم چرا، بعضی جاها نباید بگویید بعضی جاها میتوانید بگویید. همین برنامههایی که ما مینویسیم میدهیم در اکثر قریب به اتفاق موارد مشکلات روحی و اضطراب و افسردگی را حل میکند.@ ما نیازی نه به روانشناسی داریم نه به روانپزشک. این جلساتی که ما برقرار کردیم برای آمادگی برای شما بود که انشاء الله برای کلاس اسماء بیشتر آماده بشوید از دو هفته سه هفته دیگر انشاء الله شروع میشود در رابطه با پاک کردن اموال هم باید با دفتر مرجعتان صحبت بکنید. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@