بحثمان در رضای الهی بود گفتیم که اینکه انسان به دنبال رضای الهی باشد از یک شرافت نفس بالایی برخوردار هست فقط آدمهای پست هستند که رضای خدا برایشان اهمیت ندارد یعنی به دنبال این نیستند که ببینند آیا خالق آنها از آنها راضی هست یا نه دغدغه این را ندارند اما انسانهای بهشتی و انسانهای شریف رضای خدا برایشان مهم هست.@ رضای خدا هم از چند طریق به دست میاید یعنی اگر ما بخواهیم مواردی را که رضای خدا را شامل میشود موجب میشود محاسبه بکنیم در سه بخش میتوانیم این را عنوان بکنیم 1 ـ رضای خدا در ارتباط با خودمان ما حق نداریم با خودمان هر طوری که دلمان میخواهد رفتار بکنیم.@ یک سلسله از رفتار هست افراد با خودشان میکنند که رضای خدا در آنها نیست مثلاً انسان حق ندارد خودش را ذلیل بکند در حدیث داریم که مؤمن اختیار هر کاری را در مورد خودش دارد جز عزتش را، مؤمن حق ندارد خودش را ذلیل بکند خوار بکند.@ برای همین یکی از منفورترین کارها و مبغوضترین کارها این هست که انسان از کسی درخواست و خواهش داشته باشد آنجایی که احتمال دارد انسان عزتش حفظ نشود حق ندارد که درخواستی داشته باشد درخواست در جایی هست که انسان یقین دارد که درخواستش پذیرفته میشود.@ مثلاً کمک مالی میخواهد پشتیبانی دیگری میخواهد ضمانت لازم دارد شما میدانید یک آدمی هست که اگر بروید به او بگویید ضمانتم را بکن برای وام، ضمانتت را نمیکند ممکن است بهانه بیاورد حق نداری مطرح بکنی.@ برای همین در حدیث داریم(ما أقبَحَ بِالمُؤمِنِ أن تَکُونَ لَهُ رَغبَۀٌ تُذِّلُوه) چقدر زشت است که یک مؤمن در درون خودش میل و رغبتی داشته باشد که این میل و رغبت باعث خواری و ذلت او بشود اگر قرار است خوار و ذلیل بشود باید به هیچ وجه خواسته خودش را مطرح نکند و با خودش در آن خواسته مبارزه بکند.@ اگر قرار است اتومبیلی بخرید تلفن همراهی بخرید منزلی بخرید حتی ازدواج میخواهید بکنید این باعث میشود که به التماس بیفتید یا خواهشی از کسی بکنید از خیر او باید بگذرید ذلیل نشوید مؤمن حق ندارد خودش را خوار بکند به درخواست کردن و التماس کردن و این چیزها بیاندازد مؤمن حق ندارد خودکشی بکند.@ مؤمن اختیار جان خودش را ندارد اگر یک مسلمانی یک مؤمنی رفت خودش را کشت خدا راضی نیست خدا اذن نمیدهد این کار را بکنید اگر که مسلمانی یا مؤمنی خودکشی بکند در فرمایشات معصومین هست که او مخلد در آتش خواهد بود چون اصلاً کافر شده.@ خودکشی گناه کبیرهای هست که بخشیدنی نیست کسی حق ندارد خودش را بکشد پس خدا راضی نیست که ما خودمان را بکشیم و خیلی چیزهای دیگر هست که در رابطه با خودمان است اگر کسی آدمی شرافت داشته باشد کرامت نفسانی داشته باشد این شخص هرگز کاری را با خودش نمیکند که غضب و خشم و نارضایی خدا را شامل حال خودش بکند.@ فقط گفتم آدمهای جهنمی آدمهای پست آدمهایی که خودشان را نمیشناسند با خودشان کاری میکنند که مورد رضای خدا نیست خداوند راضی نیست این یک مرحله. مرحله بعدی دوم، پس رضای خدا را گفتیم در سه مقوله میتوانیم پیگیری بکنیم رفتار با خودمان، رفتار با دیگران، و رفتار با خود خدا برخورد با خود خدا، در مورد دیگران هم چون حرکت به سمت آخرت یک حرکت ریاضی هست.@ یعنی ما چون جنین در رحم مادر هستیم جنین با هر نوع حرکتی سالم متولد نمیشود باید دقیقاً شبیه دنیا شدن آماده شدنش برای دنیا با یک سلسله جذبهای ریاضی توأم باشد که دقیقاً متناسب با شرائط زیستی دنیا باشد تا او سالم متولد بشود به دنیا.@ برای همین هم ما پنج نوع تولد داریم غیر از تولد سالم و سالم قوی، سه تولدش خوب نیست تولد ضعیف، ناقص و بیمار اینها همهاش درد دارد و معطلی دارد و گرفتاری دارد. ما در رحم دنیا حق نداریم هر نوع رفتاری را انجام بدهیم یعنی هر وقت دلمان خواست با پدرمان با مادرمان با خواهرمان با برادرمان نمیشود.@ یک رفتار ریاضی دارد که اگر آن رفتار ریاضی صورت گرفت که هیچی، اما اگر آن رفتار ریاضی آن رفتار خواس و حدوددار صورت نگرفت شما مقصر هستید بنابراین مورد رضای خدا نیست مثلاً خداوند راضی نیست ما با پدرمان و مادرمان هر نوع رفتاری را بکنیم جالب اینجاست که خداوند تبارک و تعالی رضایت پدر و مادر را نیکی به پدر و مادر را احترام به پدر و مادر را در کنار عبادت خودش آورده(أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً) در کنار عبادت خودش آورده خیلی این اهمیت دارد.@ حالا کسانی که حریمدار با حرمت با پدر و مادر رفتار نمیکنند اینقدر عیاق میشوند و لوس میشوند و خودمانی میشوند که راحت میتوانند با پدر و مادرشان هر کلماتی را به کار ببرند هر نوع رفتاری بکنند رفتارهای سبک تحقیرآمیز رفتارهای زننده عصبی، اینها مورد رضای خدا نیستند.@ خدا هم باکی ندارد در حدیث داریم باکی ندارد که اینطور آدمها را در جهنم بیاندازد چند هزار سال در جهنم باشند ائمه هم با بچهای که نسبت به پدر و مادرشان بیادب بودند اصلاً حرف نمیزدند یعنی امام با این بزرگی با این کرامت با این مهربانی که معدن عاطفه الهی هست یعنی خداوند تبارک و تعالی همه عاطفهاش را ریخته در وجود معصوم.@ اما اگر یک معصومی میدید یک بچهای نسبت به پدر و مادرش بیادب است اصلاً حضرت با او حرف نمیزد اصلاً با او سخن نمیگفت ما نمیتوانیم با پدر و مادرمان هر طوری رفتار بکنیم از پدر و مادر واجبتر بزرگتر خطرناکتر حریمدارتر استاد هست ما نمیتوانیم با استادمان هر طور رفتاری بکنیم.@ همانطور که ما عاق والدین داریم یعنی خشم والدین، عاق استاد هم داریم خدا رحمت کند شهید دستغیب(ره) میفرمود که یکی از نیکان تعریف میکند که من یکی از مؤمنان را میشناختم که از دنیا رفت خودم مطمئن بودم که این بهشتی هست.@ بعد چون در حدیث داریم ارواح مؤمنین را در دار السلام میبرند رفتم آنجا نمازی خواندم و توسلی کردم بلکه ایشان را خواب ببینم اتفاقاً بهشتیهای آنجا را خواب دیدم گفتم فلانی مرده اینجا نیاوردند؟ گفتند نه اینجا نیاوردند گفت فهمیدم که این را جهنم بردند آدم خیلی خوب را جهنم بردند بعد گفت رفتم برهوت، برهوت وادی یمن هست در یمن هست.@ یک وادی هست شما اگر روی نقشه نگاه بکنید نوشته حضرموت، من آنجا رفتم جای بسیار وحشتناکی است شما در نقشه که نگاه بکنید همهاش کویر است یعنی هیچ موجودی آنجا نیست شما وقتی وارد این حضر میخواهید بشوید پایتان را میگذارید در این حضر در این بیابان دو سه متر که میروید تمام وجودت میسوزد آتش میگیرید.@ یکدفعه میبینی تمام وجودت داغ شد گرم شد برمیگردی میبینی از کار افتاد این وادی وادی برهوت میگویند در یمن در نقشه عربستان که نگاه کنید حضرموت میبینید یک جایی خیلی خیلی میلیونها کیلومتر وسیع هیچی فقط یک بیابان هست رمل و شن و ماسه است جای بسیار خطرناکی است.@ میگویند ارواح جهنمیها را آن منطقه یا اجسادشان را ارواحشان را بالأخره آنجا میبرند چون گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا، آخرت محیط بر دنیاست یعنی دنیا و آخرت، دنیا و برزخ فاصله مکانی با هم ندارند رحم مادر با دنیا رابطه زمانی و مکانی با هم دارند یا ندارند؟@ ندارد رحم مادر در دنیاست دنیا هم ادارهکننده رحم مادر هست الان برزخ با ما هست فرشتهها همین جا هستند شیاطین همینجا هستند با ما هستند همین الان همین جا، ما چون در رحم هستیم حجاب رحم نمیگذارد ببینیم.@ بنابراین فکر نکنید وقتی گفتند یک نفر مُرد جهنم بردنش فکر کنیم جهنم یعنی آنطرف ستارهها و کهکشانها یک جایی هست تمام میشود آسمان، کره زمین و ستارهها و دنیا عالم ماده تمام میشود بعد از تمام شدن عالم ماده عالم ملکوت یا برزخ، نه همچین چیزی نیست برزخ با دنیا با قیامت همه یکجا هستند با آخرت، فقط مرحله به مرحله است حجاب دارد.@ مثل رحم و دنیا، جنین متول میشود جایی را طی نمیکند مسیری را طی نمیکند تا متولد میشود در دنیا متولد میشود اصلاً در دنیا هست که به دنیا متولد میشود ما در آخرت هستیم که به آخرت متولد میشویم برای همین هم نبی اکرم(ص) فرمود(إنَّ مَعَ الدُّنیا آخِرَۀٌ وَ الآخِرَۀُ مُحیطَۀٌ بِالدُّنیا) همراه دنیا آخرت هست همین الان با آن است.@ (وَ الآخِرَۀُ مُحیطَۀٌ بِالدُّنیا) آخرت احاطه بر دنیا دارد اگر من الان بیفتم بمیرم کجا میروم؟ همینجا الان برزخ هست فرشتهها همینجا هستند اگر من بیفتم بمیرم همینجا من را میگیرند همینجا داستان شروع میشود لازم نیست از سقف اینجا بزنم بیرون بروم داستان همینجا شروع میشود.@ نبی اکرم(ص) فرمودند(مَن ماتَ فَقَد قامَت قِیامَتُه) تا بمیری قیامتت شروع میشود مثل بچه، بچه تا به دنیا بیاید محاسبه دنیاییاش شروع میشود اگر کور به دنیا آمده باشد جایی را نمیبیند کر به دنیا آمده باشد نمیشنود فلج باشد درد دارد همین تا از رحم بیرون آمد محاسبه و حساب و کتاب و عقاب و همه چیز شروع میشود.@ تا بنده افتادم اینجا مُردم داستان شروع میشود نه اینکه بیفتم کاملاً بمیرم یک کمی هم تعلقم از اینجا قطع بشود داستان شروع میشود، نمیدانم شما بالای سر کسانی که دارند میمیرند بودید یا نه، من بودم به کرات بالای سر کسانی که هنوز دکتر اعلام نکرده که این مرده اما چون این انقطاع پیدا کرده از دنیا برزخش شروع شده دارند با او صحبت میکنند.@ مثلاً امیرالمؤمنین را دیده دارد با امیرالمؤمنین حرف میزند تو فکر میکنی دارد با تو حرف میزند آن دارد میگوید السلام علیک یا امیرالمؤمنین السلام علیک یا رسول الله شروع شده ولی مرگی هنوز انجام نشده داستان شروع میشود.@ یک عزیزی چند روز پیش تعریف میکرد من عزیزم از دنیا داشت میرفت دیدم که او دارد با پدر و مادر و برادر شهیدم صحبت میکند که بالای سرش آمده بودند ما همینطوری هاجوواج ایستاده بودیم داشتیم نگاه میکردیم دارد با رسول الله صحبت میکند در خانه خودش.@ رسول الله کجاست امیرالمؤمنین کجاست؟ پس اینها یکی هست گفت من رفتم وادی برهوت آنجا دعا کردم این بنده خدا را خواب دیدم گفتم تو که امیدوار بودیم بهشت باشی اینجا چکار میکنی گفت من سهتا گناه کردم که اینجا هستم.@ یکی از گناهانم این بود حالا استاد که شأنش خیلی بالاست میگفت امام جماعت مسجدمان روحانی مسجدمان که در کوچه راه میرفت من چند قدم جلوتر از او افتاده بودم بیادبی کرده بودم یک روحانی جلویش راه افتاده بودم میرفتم توجه به این بیادبی خودم هم نداشتم نه اینکه غافل بودم دقت نداشتم که این کار بیادبی است.@ خیلی باید انسان حواسش جمع باشد اینکه میگویند احترام بگذارید سادات، علما، به درب خانه عالم نگاه کردن عبادت است استاد شأنش از این بالاتر است شما یک بیادبی بکنید ممکن است عاق بشوید فرزند انسان، ذوی الحقوقین، سادات، علما، مراجع، خیلی انسان باید هوشیار باشد.@ باید ببینی این رفتاری که تو میخواهی بکنی خدا چطوری راضی هست در همین درس قبلاً توضیح دادیم در(و لعن الله بنی امیۀ قاطبۀ) در درس زیارت عاشورا البته توضیح دادیم که انسان باید خیلی هوشیار باشد ما آنجاهایی که یک قدرت بزرگی جلویمان هست معمولاً مؤدب میشویم میگوییم طرف هیبت دارد مقام دارد شأن دارد.@ بدبختی انسان آن جاهایی هست که طرف مقابلش زبان ندارد شأن ندارد مثلاً انسان با بچهاش یک موقعی بدرفتاری بکند با همسرش بدرفتاری بکند زنش زبان بسته نتواند حرف بزند به او ظلم بکنید معصیت در حقش بکنید آزارش بدهید دلش را بشکنید تحقیرش بکنید نعوذ بالله، کتکش بزنید نعوذ بالله، این خدا فقط غضبش میگیرد انسان را.@ آن زبان بسته است نمیتواند کاری بکند بیجا انسان بدون مورد بدون دلیل از روی شهوت طرف را طلاق بدهد یا یک خانمی بدون دلیل بدون مورد طلاق بگیرد همسرش را ضایع بکند فقط خشم خداست پس دقت بکنیم ما در رضای خدا که هستیم دوتا بحث کردیم.@ یکی اینکه کسی دنبال رضای خداست که شرافت داشته باشد یعنی برایش خدا مهم است نوع رابطهاش با خدا برایش اهمیت دارد آدم لاابالی و بیمبالات نیست 2 ـ اگر بخواهیم دنبال رضای خدا باشیم در سه مرحله باید به آن فکر بکنیم رضای خدا در رفتار با خودمان، رضای خدا درباره خلق و رضای خدا درباره خود خدا.@ مثلاً سوءظن به خدا، بدبینی به خدا، شرک در مورد خدا، اتهام زدن به خدا و خیلی چیزهای دیگر در رابطه با خدا. این بحثی که الان میخواهیم عرض بکنیم در این باره راجع به رضای خدا هست یک فرمایشاتی از معصومین عرض کردیم حالا باز چندتا مطلب دیگر مانده که خدمتتان عرض کنم.@ این روایت از نبی اکرم(ص) هست(مَن طَلَبَ مَرضاۀَ النّاسِ بِما یُسخِطُ الله کانَ حامِدُهُ مِنَ النّاس ضامَاً وَ مَن آثَرَ طاعَۀُ الله بِغَضَبِ النّاس کَفاهُ الله عَداوَۀَ کُلِّ عَدُوٍ وَ حَسَدَ کُلِّ حاسِدٍ وَ بَغیَ کُلِّ باغٍ وَ کانَ الله عَزَّوَجَلّ لَهُ ناصِرً وَ ظَهیرا) میفرماید که هر کس به دنبال راضی کردن مردم باشد رضایت مردم را خشنودی مردم را تعریف مردم را تمجید مردم را توجه مردم را بخواهد.@ (بِما یُسخِطُ الله) به چیزی که خدا را خشمگین میکند مثلاً شما الان نزدیک انتخابات هست میبینی نمایندهها و کاندیدهای مجلس میایند شعارهایی میدهند که خدا راضی نیست برای جلب نظر مردم شعارهایی را میدهند که خدا راضی نیست از بیتالمال نعوذ بالله تصرف میکنند.@ حق الناس از شرکتشان ادارهشان وزارتخانهشان سازمانشان دزدی میکنند از امکانات حق الناس استفاده میکنند برای رأی آوردن خودشان میخواهد برود در مجلس، میخواهد رأی مردم را جلب بکند به سمت خودش، تقلب در انتخابات بکند.@ یک کاندیدایی داری که به آن علاقهمند هستی اتفاقاً هم در صندوق رأی داری کار میکنی در آن صندوق به عنوان رأیشمار به عنوان ناظر به عنوان چیزهای دیگر مردم دارند کار میکنند صدها هزار نفر از مردم در این کار مشارکت میکنند بعد داری رأیها را میخوانی یک نفر هم رأیها را علامت میزند.@ مثلاً رأی آقای الف است میگویی آقای ب، آن بنده خدا هم که نمیداند که این رأیی که داری میخوانی الف است یا ب، ب میزند به نفع کاندیدای شما، این یک مصداقش است مصادیق زیادی دارد. مثلاً خانمها جایی میروند در عروسی رفتند میبینند اگر آنجا بخواهند حجابشان را نگه دارند بقیه ممکن است یکطور دیگری نگاهش بکنند.@ برای اینکه دل بقیه را شاد بکند حجابش را کنار میگذارد میگویند بلند شو برقص، مرد، زن در عروسیها بلند میشوند میرقصند میداند خدا راضی نیست اما به خاطر سلامتی عروس و داماد بلند میشود برقصد برای راضی کردن اینها، این رضایت خدا را میخواهد اما با چیزی که خدا را به خشم میاورد میخواهد لباسی میپوشد که شأنش نیست خدا راضی نیست.@ آدم میشناسیم جایی میرود چون آنجا کسی نماز نمیخواهند این هم نماز نمیخواند اگر من بلند شوم نماز بخوانم میگویند چنین و چنان است موسیقی حرام گذاشتند جلوگیری نمیکند میتواند بلند شود برود نمیرود میتواند جلوگیری بکند نمیکند مبادا کسی ناراحت بشود مبادا به کسی بربخورد.@ خیلی هست مصادیقش زیاد است که ما به خاطر اینکه دیگران از ما راضی بشوند دیگران بدشان نیاید بعداً گله و شکایتی نباشد تن میدهیم به کارهایی که خدا راضی نیست فقط برای اینکه دل یک نفر را به دست بیاوریم ولی خدا راضی نیست شما اینطوری دل یک نفر را به دست بیاورید.@ میگوید یک همچین آدمی را(کانَ حامِدُهُ مِنَ النّاس ضامَاً) خدا یک کاریش میکند همان مردمی که این میخواسته دل آنها را به دست بیاورد از دست این ناراحت میشوند دلشان که به دست نمیاید هیچی، فحشش هم میدهند مذمتش هم میکنند.@ نه به خاطر آن کارش، به خاطر آن کار ممکن است تشکر بکنند مثلاً یک نفر به خاطر من پروندهای را جابهجا بکند حقی را بخورد من بروم از آن تشکر بکنم ولی خداوند میفرماید همین شخص منی که الان این کار را برایم کرد یک موقع دیگری او را مذمت میکنم.@ شما دیدید چقدر آدمهایی بودند که در این مملکت عزت پیدا کردند ولی به جای اینکه فکر رضای خدا باشند دنبال این بودند که مردم بیشتری تعریف و تمجید آنها را بکنند همین مردم گفتند لعنت بر فلانی، مرگ بر فلانی، در دوران انقلاب زیاد دیدیم ما کسانی که مردم میلیونی برایشان دعا میکردند بعد هم میلیونی لعنشان میکردند.@ آنقدر در این مملکت بعضی از مسائل شور شد بخصوص مسائل سیاسی که اصلاً کاندیدهای ما برای ریاست جمهوری، نماینده مجلس برای شورای شهر گفتند حرف اول و آخر و همه را مردم میزنند مردم همهکاره هستند.@ حرف آخر را مردم میزنند هر چه مردم بگویند درست است هر چه مردم بخواهند درست است امام امت(س) فرمودند اگر همه مردم یک طرف بایستند و یک حرفی غیر از حرف رضای خدا بزنند من اینطرف تنها باشم دنبال کار خدا میروم من مردم را به هر قیمتی دوست ندارم ما کسانی برای اینکه رأی بیاورند بروند یک چهار روزی ریاست بکنند گفتند نه.@ هر چه مردم بگویند حتی آمدند در روزنامههایشان در سخنرانیهایشان گفتند که اگر مردم یک چیزی بگویند خدا یک چیز، ما همان دنبال حرف مردم هستیم تصریح کردند بعد گفتند امام حسین امام زمان هم باشند ما قبول نمیکنیم مردم هر چه گفتند آن درست است.@ ائمه نباید جلوی مردم بایستند اگر یکجا مردم به یک چیزی رأی دادند امام معصوم هم باشد باید تابعیت مردم را بکند این شرک است این بتپرستی است که انسان به خاطر رضای دیگران تن بدهد به چیزی که خدا راضی نیست.@ میگوید مهریه زیاد نگیرید کینهآور است خدا راضی نیست میگوییم این کار خلاف شرع هست برای دخترها نگذارید اول میگویند این آبروی ماست آبرو به مهریه دختر چه ربطی دارد میگوییم این کار حرام است خوب نیست گناه دارد خدا راضی نیست پیغمبر راضی نیست حضرت میفرماید این کار کینهآور است.@ میگوید شما درست میگویید ولی من الان چکار کنم دخترخالههاش دختر داییهاش دخترعموهاش همه اینقدر سکه مَهر کردند این ضایع میشود آبرویش میرود اگر من بخواهم این کار را بکنم میگویند دخترش چه عیبی داشته که 14 تا سکه مهریهاش کردند اصلاً این آبرویش میرود آنها این کار را میکنند.@ میگوییم خدا راضی نیست اصلاً حواسش نیست که میگوییم خدا راضی نیست خدایی که نفس تو روح تو رگ گردن تو به دست اوست حیات تو به دست اوست میگوید من راضی نیستم این کار را بکنی چشم در چشم میگوید نه من باید فامیل را راضی کنم.@ میگوییم عروسی نگیر که در آن فسق و فجور باشد میگوید فامیل نمیگذارند با همین بهانه، دروغ هم هست پدر و مادرم نمیگذارند دروغ است پدر و مادر حق طاعتی گردن ما ندارند آنجایی که معصیت خدا هست حالا یک موقع هست خانم است خانم گرفتار است.@ خانمها به هر حال خانواده ممکن است یک سیطره خاصی رویشان داشته باشند یا شوهر یک سیطره خاصی دارد میگوید اگر عروسی برادر من خواهر من آنجا هم فسق و فجور است طلاقت میدهم کتک میزنم بداخلاقی میکند این زن مجبور است برود فقها هم اینطور موارد به خانمها اجازه میدهند میگویند اگر واقعاً ناچاری، اگر نروی زندگیات در خطر میافتد و دچار عسر و حرج میشوی برو.@ مرد که اینطوری نیست مرد میتواند نرود میتواند به پدرش بگوید من ازدواج نمیکنم یا ازدواجی که خودم میخواهم میکنم قرار است ازدواج من را آلوده بکنید به خشم امام زمان و خشم معصومین من حاضر نیستم به همچین ازدواجی تن بدهم ما داریم دروغ میگوییم، میگوییم فامیل ناراحت میشوند دیگر چارهای نیست.@ لباس آوردن میگوید اگر نپوشم ناراحت میشوند دیگر چکار کنیم آوردن اگر نپوشم ناراحت میشوند شما بپوشی خدا ناراحت میشود باید بین این دوتا یکی را انتخاب بکنی و خیلی کارهای دیگر زیاد است الی ماشاء الله ما در زندگیمان پر است از همین مخالفتهای با خداست و در مقابل خدا ایستادن هست.@ خدا میگوید تو مگر این کار را نکردی که آن طرف از تو خوشش بیاید؟ بله، یک کاری میکنم که همان از تو متنفر بشود خود خدا میگوید یک کاری میکنم که همان شخص از تو متنفر بشود جلوی من میایستی نتیجه عکس میدهد.@ میگوید برای اینکه دل شوهرم را به دست بیاورم دل خانواده شوهرم را به دست بیاورم مجبور شدم چادرم را کنار بگذارم حجاب را کنار بگذارم مجبور شدم نوار موسیقی گوش کنم یک سال بعد همانها آنقدر از تو متنفر میشوند که اصلاً طرف بیرونت میکند.@ بعد میبینی که خدا را فروختی هیچی هم به دست نیاوردی این سنت است دو ضربدر دو امکان ندارد سه یا پنج بشود چهار میشود در این نوع رفتارهای ما هم ریاضیات وجود دارد یعنی شما امکان ندارد بخواهید خدا را یکجا بفروشید امام زمان را قال بگذارید و بعد به خواستهات برسی کامروا هم بشوی.@ نه درست وقتی که میزنی کار میکنی تلاش میکنی که به خواستهات برسی با اینکه خدا راضی نیست وقتی به آن میرسی میبینی که همان بلای جانت میشود اصلاً همان برای تو دردسر میشود همان شغلت بدبختت میکند و خیلی چیزهای دیگر، همان ازدواج غلط بدبختت میکند از همان معامله سر از زندان در میاوری.@ شما نگاه کنید ما بعد از مواد مخدر بیشترین زندانیهایمان مربوط به مسائل اقتصادی هست آن موقع که میخواسته شروع بکند خیلی کِیف میکرده که الان ما یک شبه پولدار میشویم در آن نزول بوده رشوه بوده خیلی چیزهای دیگر که من الان به کجا میرسم.@ حالا الان نشسته گوشه زندان دارد به گذشتهاش فکر میکند خدا را که به خشم آورد به خواستهاش نرسید ورشکست هم شد حالا باید زندان برود زن و بچه هم از او متنفر میشوند طلاق میگیرند من داشتم موردی که اینطوری بود هر چه به او نصیحت کردم که این کارها را نکن گوش نکرد پول بیشتری تمنا میکرد.@ پول برای چه میخواهی؟ من میخواهم با زن و بچهمان عشق و حال بکنیم رفت زندان افتاد یک زندانی طولانی برایش بریدند زنش هم رفت طلاق گرفت ازدواج کرد و بچه را برداشت برد، برای چه کسی تلاش میکردی؟@ خانم من از من این را خواسته، خواسته که خواسته میتوانی اجابت بکنی بکن ثواب هم دارد حلال باشد ثواب هم دارد اما گذاشته در فشار، دارد تحقیرم میکند باید این کار را بکنی مرد هم احساس حقارت میکند بعد به هر شیوهای میخواهد با دوز و کلک میخواهد برود این خواسته زنش را اجابت بکند.@ تو میخواهی دل این را به دست بیاوری باید خشم خدا را انجام بدهی پول قرض گرفته مردم برایش چک کشیدند اعتبار گذاشتند ضمانت کردند همه عقب افتاده چکهای افراد برگشت خورده این فقط میخواسته زنش را راضی بکند بقیه ناراضی بشوند مردم ناراضی بشوند خدا ناراضی بشود برایش مهم نبوده.@ پس دقت بکنیم آنجایی که ما به خاطر یک نفر حاضریم دست از خدا برداریم خدا همان شخص را از ما متنفر میکند همان را دشمنت میکند(وَ مَن آثَرَ طاعَۀُ الله بِغَضَبِ النّاس کَفاهُ الله عَداوَۀَ کُلِّ عَدُوٍ) اما کسی که دنبال طاعت خدا باشد حتی اگر مردم از دستش ناراحت بشوند از دستش دلخور بشوند بدشان بیاید رابطه را با آن قطع کنند از آن قهر کنند ولی این میداند رضایت خدا در این هست.@ حالا هر کس میخواهد خوشش بیاید یا نیاید. یک عزیزی میگفت در راهپیمایی 22 بهمن که من تمام اعضای خانوادهام برادرها، زنبرادرها، خواهران، شوهرخواهرها هر کس را دارم همهشان مخالفند که من راهپیمایی بیایم بدشان میاید مسخرهام میکنند ولی من به وظیفه الهیام عمل میکنم.@ همه علیهاش بشورند کاری ندارد خدا نشورد این خیلی مهم است خدا غضب نکند غضب مردم چیست اگر کسی(آثَرَ طاعَۀُ الله) برگزیند، یک موقعهایی میشود باید بین رضایت خدا و رضایت مردم یکی را انتخاب بکنید.@ میفرماید آن کسی که رضایت خدا را انتخاب میکند با مردم کاری ندارد این(بِغَضَبِ النّاس) میداند که اگر دنبال طاعت خدا باشد بقیه مردم به آن غضب میکنند باید فحش بشنود مسخره بشود تهدید بشود این شخص(کَفاهُ الله عَداوَۀَ کُلِّ عَدُوٍ) خدا او را در مقابل دشمنی هر دشمنی پشتیبانی میکند کمکش میکند.@ من یک شاگردی داشتم این توبه کرد یک جایی یک جلسهای ما داشتیم آن هم تصادفاً آنجا آمده بود بختبرگشته بیچاره، خلاصه این حرفها را شنید و تصمیم گرفت که توبه بکند شوخی نیست تا به خدا میخواهی بگویی سلام به ائمه سلام بگویی ما هم با شما هستیم.@ آمد به خدمت حضرت گفت(إنّی أحِبُک) آقا ما دوستت داریم فرمود پس یک لباسی از بلا برای خودت بدوز جبهه ما اینطوری است پذیرایی ما اینطوری است هر چه به خدا میگویی دوستت دارم یک جاهایی نوازشت میکند یک جاهایی تکهتکهات میکند هر دو آنها هم قشنگ است.@ دیدید با امام حسین چکار کرد با زینب چکار کرد با اباالفضل چکار کرد حتی با علی اصغر دیدید چکار کرد خرج دارد محبت هزینه دارد ابدیت هزینه دارد بهشت هزینه دارد در این راه بیایی بعد همه چیز فراهم باشد نه، این بیچاره گفت ما میخواهیم، نصیحتش کردم گفتم بیخیال شو برو دنبال کار خودت، گفت نه من سفت و سخت میایستم.@ گفتم میدانی اگر بخواهی این کار را بکنی چه جنگی در خانوادهتان میشود؟ گفت بله پایش میایستم، گفتم مردش هستی؟ گفت بله مردش هستم، گفتم پس یک کار فقط بکن اگر میخواهی پیروز بشوی، گفت چکار کنم؟ گفتم حالا که میخواهی راه خدا را بروی لااقل بیادب نباش چون راه خدا را میخواهی بروی دلیل نمیشود به پدرت یا مادرت یا خانوادهات توهین بکنی.@ اگر آنها معصیت هم کردند با تو مخالفت هم کردند حق بیادبی نداری میتوانی اینطوری باشی کتک بخوری فحش ندهی فحش بشنوی غضبناک نشوی یا نه؟ بچه خیلی هوشیاری بود گفت بله من فهمیدم شما چه میگویی این بنده خدا یک مدت در خانه یواشکی نماز میخواند.@ مثل پیغمبر که سه سالی یواشکی کار داشتند بعد یک موقعی گفت نمیشود من میخواهم علنی نماز بخوانم گفتم علنی نماز خواندن سنگ خوردن دارد کتک، گفت برویم ببینیم چه میشود اولین شب که تصمیم گرفت در خانهشان نماز بخواند.@ نماز خواند و ساعت 10 ـ 11 شب بود دیدم یکی زنگ میزند گفتم چیه، گفت بله از خانه بیرونم کردند پدرم فحش را به من کشید که فلان فلان شده در خانه من نماز میخوانی گمشو برو بیرون، حالا این هم از از این بچه پولدارهای تیتیشمامانی جنوب شهری هم نبود که حالا پوستکلفت باشد.@ گفت بیرونم کردن شبها میرفت مرقد امام میخوابید روزها هم روزه میگرفت ماهها همینطوری بود ولی خیلی به حرفها عمل میکرد درسها را مرتب گوش میکرد کلاسها را مرتب میامد درسهای مدرسهاش را خوب میخواند خیلی مرتب و منظم ولی واقعاً پوستکلفت بود همه به او گفتند فامیل مسخرهاش کردند.@ پدرش مادرش برادرش کتک، اینقدر باادب رفتار کرد که بعد از یک مدت پدر و مادر دیدند که این از وقتی که در این راه افتاده ما هی او را فحش دادیم و زدیم او مؤدبتر شد متواضعتر شد مهربانتر شد گفتند حالا بیا خانه عیبی ندارد ولی ول نمیکرد پررو، یک مدت خانه رفته بود بعد به پدرش گفته بود بیا کلاس برویم.@ پدرش گفت دیگر خیلی رویت را زیاد نکن کلاس کجا، یک بنده خدایی دنبال بچهاش میگشت بچهاش رفت در مسجد، دنبال بچه میکرد بیرون مسجد ایستاد گفت فلان فلان شده آخر عمری پای ما را به مسجد باز نکن بیرون بیا مسجد برو نبود.@ خلاصه به قدری با ظرافت یواش یواش این روی ذهن مادرش پدرش کار کرده بود پدرش گفته بود اگر من این استاد شما را ببینم یک چاقو در شکمش میکنم فقط این را نبینم چند وقت دیگر دیدیدم زنگ زدند گفتند پدرم میخواهد شما را ببیند گفتم تو رو به حضرت عباس نمیخواهد من نمیخواهم پدر شما را ببینم.@ گفت نه مهربان شده میخواهد بیاید شما را ببیند ما هم خلاصه با ترس و لرز گفتیم تشریف بیاورند آمدند و چند روز بعد گفت پدرم بلیط گرفته میگوید بیا با هم مشهد برویم پدر را مشهدی کرده یک چند وقت بعد گفت پدرم میخواهد بیاید خمسش را حساب بکند.@ مبارزه اینطوری است کار دارد پدرم گفته بود تو باید درست را بخوانی تو باید بروی اروپا آنجا زندگی بکنی هم درست را بخوانی هم کار تجاری من را پیگیری بکنی، گفتیم چشم، زبان فول و همه کارها، پدر گفت حالا دیگر کافی است هر کاری دلت خواست کردی بفرما برو گفته بود نه من آنجا نمیروم گفته بود میخواهی چکاره بشوی؟@ گفته بود من میخواهم طلبه بشوم، این را به من گفت من فرار کردم گفتم نروی این را بگویی، گفت نه به آنها گفتم گفتم این کار را نکن برو بنشین یک دانشگاهی جایی درس بخوان گفت نه من میخواهم بروم طلبه بشوم رفت طلبه شده حرف گوش نکرد هر چه گفتم.@ بعد هم رفته بود خواستگاری یک دختر طلبه را و آنها دیگر خیلی غضب کرده بودند که این دیگر شورش را درآورده عروسیاش هم نیامدند هیچ کسی عروسیاش نیامد این رفت با یک دختر طلبه ازدواج کرد پول نداشت ازدواج بکند.@ آمد گفت اینها ما را بایکُد کردند و کنار گذاشتند برایش یک عروسی هم گرفتیم کارهایش را کردیم و رفت سر خانه و زندگی مشغول درس شد خداوند کاری کرد که تمام اعضای خانوادهاش به نکبت و ورشکستگی آنها را انداخت که همه به این پناه آوردند پدر را برای یک غِران کمک این محتاج کرد مادر را محتاج کرد برادرها را محتاج کرد.@ شدند نانخور این آقا، یک زمانی که این میخواست طلبه بشود میگفتند از برادرت یاد بگیر ببین برادرت درس خوانده میخواهد دکتر و مهندس بشود خداوند بلایی به سرشان آورد که اینها همه به این پناه آوردند دستبوسش شدند نانخورش شدند به اینها جا نمیداد اینها بدبخت بودند.@ یک کسی که برگزیند اطاعت خدا را بر معصیت خدا خداوند عزیزش میکند اما اگر معصیت کردی لباس خواری و ذلت را به تنت میپوشاند حتی اگر عابدترین مردم هم باشی خدا ذلیلت میکند خدا انسان را ذلیل میکند.@ (کَفاهُ الله عَداوَۀَ کُلِّ عَدُوٍ وَ حَسَدَ کُلِّ حاسِدٍ) از حسادت هر حسودی هم نجاتش میدهد یعنی حسادت دیگران نمیتواند به او صدمه بزند حسادت میکنند در حسادت به او ضربه میزنند علیهاش آبروریزی میکنند علیهاش هزارجور توطئه میکنند اما چون با خداست خدا حفظش میکنند هر چه علیهاش بگوییند عزیزتر میشود.@ یک برنامهای تلویزیون نشان میداد میگفت هر بار که در غرب فیلمی علیه پیغمبر و اسلام و مسلمانها ساخته شده آمار گرایش به اسلام بیشتر شده اینها فیلم میسازند که مردم زده بشوند متنفر بشوند بعد حساب کردند هر وقت علیه پیغمبر اسلام، علیه اسلام، علیه مسلمانها فیلم میساختند.@ آمار گرایش به اسلام بالاتر رفته اینطور نیست که اگر یک کسی با ما دشمنی کرد مردم با ما دشمنی کردند علیه ما توطئه کردند فحش دادند آبروریزی راه انداختند تو فقط کافی است با خدا هماهنگ باشی شما نگاه کنید دشمنان اهل بیت را، انشاء الله میرسیم در بحث زیارت عاشورا که اینها با اهل بیت چکار کردند.@ بحثهای تبلیغیشان را مفصل خدمتتان عرض میکنم معاویه میگوید من میخواهم اسم این آقا را از مأذنهها بیاندازم از منارهها بیاندازم شما نگاه کنید حضرت رقیه(س) شهادتشان دیروز بود دختری که در شهر دمشق بوده شام، پایتخت کفر پایتخت یزید در آن شهر به اسیری وارد شده.@ مسیر آن شهر را کتک خورده شما دروازه ساعات دمشق را ببینید تا قبر حضرت رقیه چقدر است سنگ خورده کتک خورده خودش، بقیه اعضای خانوادهاش، در مجلس آنطوری با آن رفتار کردند سر بریده پدرش را جلویش گذاشتند.@ حالا بروید ببینید سلطان آن منطقه حضرت رقیه است که غیر مسلمانها هم به آن پناه میآورند اسمی از آنها نیست اصلاً قبرشان کجاست هیچ خبری از آنها نیست اینها در سراسر دنیا همه عاشقشان هستند من چند هفته پیش که هند بودم آنجا عجیب قوانینی دارند شما نگاه کنید از جلوی کاخ ریاست جمهوری هند هیچ دسته هندی حق ندارد رد بشود هیچ گروه سیاسی اجتماعی نمیتواند از آنجا رد بشود.@ فقط دسته عزاداری امام حسین میتوانند از آنجا رد بشوند تعطیل رسمی کشور غیر اسلامی جمعیت 50 ـ 60 میلیون شیعه دارد از یک میلیارد و دویست میلیون جمعیت 50 ـ 60 میلیون شیعه دارد نه شیعه دوازدهامام خالص، همهشان دوازدهامام باشند.@ همه فرقههای شیعه، از هشتامامی بگیر چهارامامی بگیر همه جور دارد نماینده مجلس حق ندارد روز عاشورا مرخصی برود، ما اینجا مجلسمان روز عاشورا تعطیل هست یا نیست؟ دولت تعطیل است آنجا نماینده مجلس حق ندارد تعطیل باشد روز عاشورا باید بیاید سر کار باید بیاید مجلس، آن هم نه برای کار، باید بیاید جلوی خیابان بایستد برای دسته عزادار امام حسین عرض ادب بکند.@ شما عظمت را نگاه کنید اینهایی که یک زمانی در کربلا تکهتکهشان کردند زن و بچهشان را به اسارت گرفتند و با کتک به یک کشور دیگر بردند سلطان دنیا هستند ما نمیتوانیم با تبلیغات کسی را به سمت خودمان جذب بکنیم و این هم شرک است نمیشود با فیلم بازی کردن نمیشود باید خدا اذن بدهد.@ وقتی معصیت میکنی که یک نفر دوستت داشته باشد نتیجه نمیدهد لقمه حرام میاوری خانه که زن و بچهات از تو راضی باشند بیشتر متنفر میشوند اول میگویند دستت درد نکند پدر جان، چه پدر مهربانی هستی ولی در طول زمان از تو متنفر میشوند چابلوسی میکنی خوش رقصی میکنی مدیرت رئیست راضی بشود همان هم بعداً اخراجت میکند باید این را توجه بکنیم.@ خواهرت دارد ازدواج میکند زودتر از تو، دخترخالهات دارد ازدواج میکند زودتر از تو، برادرت دارد ازدواج میکند پسردایی پسرخاله زودر از تو، کنکور قبول شد تو نشدی حج رفت تو نرفتی مسافرت رفت تو نرفتی حسادت نکن خدا از حسادت راضی نیست خوشحال باش خدا بهترش را به تو میدهد تو را موفقتر میکند.@ اما اگر در دلت ناراحت شدی و حسادتت گُل کرد حسود شدی در زندگیات گره میخورد یکسره اوضاع بدتر میشود نسبت به هیچ کس حسادت نکن تنگنظری به خرج نده چون خدا راضی نیست که شما با حسادت نفست را به آتش بکشی.@ (وَ بَغیَ کُلِّ باغٍ) از ظلم هر ظالمی نگهات میدارد خداوند پشتیبانیات میکند از هر تجاوزکاری پشتیبانیات میکند(وَ کانَ الله عَزَّوَجَلّ لَهُ ناصِرً وَ ظَهیرا) خداوند پشتیبان و یاور او هست. اگر جایی انسان محصور هست با مبارزه با قهر کردن با تذکر دادن با اعتصاب غذا کردن نمیتواند دیگران را وادار بکند.@ مثلاً یک دختر 15 ـ 20 سالهات در خانه، همه برادرها خواهرها مادر پدر میخواهند موسیقی حرام گوش بکنند کافی است که ایشان استماع نکند دقت نکند همین که به گوشش خورد عیبی ندارد ولی به این دل ندهد اگر هم مجبور هست عیبی ندارد.@ ازدواج هم یک امری است که من در بحث ازدواج توضیح دادم من خواهشم این هست که سؤالات را دقیقتر بنویسند چه در مورد دختر چه در مورد پسر رضایت پدر و مادر خیلی مؤثر و خوب هست و برکت میاورد اما یک موقع هست که پدر و مادر بیدلیل مخالفت میکنند که این کار کار حرامی است.@ مخالفت کردن با دختر و پسر در ازدواج اگر که شخص شخص خوبی باشد و بر دختر و پسر هم پذیرفتن پیشنهاد پدر و مادر واجب نیست در امر ازدواج نگویید من میخواستم با فلانی ازدواج بکنم پدرم گفته با فلانی ازدواج کن این گناه است هم ظلم در حق خودت است هم ظلم در حق آن دختری هست که به توصیه دیگران با آن ازدواج میکنی هم ظلم در حق پدر و مادر هست که آنها را هم جهنمی کردی.@ چون آنها تو را به این کار وادار کردند اصلاً نپذیرید مطلقاً زیر بار نروید. ازدواج پیوند باید یک امر دلبخواهی باشد هر دو طرف راضی باشند اجبار و اکراه و این چیزها را هم نمیپذیرد حدیث داریم از امام سجاد(ع) فرمود که هر مسلمانی گردن مسلمان دیگر پنجاهتا حق دارد یکی از این حقوق حق گوینده است بر شنونده.@ وقتی گوینده دارد صحبت میکند شنونده نباید حرف بزند حرام هست اگر درگوشی و پچپچ کردن باید نظم را رعایت بکند. دختر خانمی که پدرش اجازه نمیدهد در راهپیمایی شرکت بکنند آیا میتوانند بدون اجازه شرکت بکنند اگر پدر و مادر راضی نباشند؟ سعی کنید با چاپلوسی با خواهش در طاعت الهی چاپلوسی پدر و مادر اشکالی ندارد.@ با چاپلوسی با خواهش با رشوه دادن با دروغ گفتن یکطوری بالأخره بتوانید واجباتتان را انجام بدهید انجام بدهید ولی اگر نشد چارهای نیست نه فقط در این مورد مثلاً راهپیمایی، بعضیها چیزها هست مثلاً مثل کلاس، خواهران از من سؤال میکنند ما پدرمان و شوهرمان راضی نباشد کلاس بیاییم یا نه؟@ من میگویم نیایند چون شما الان میتوانید از طریق کتابها، سیدیها در منزل این کار را بکنید هیچ نیازی نیست وقتی شوهرتان راضی نیست یا پدرتان راضی نیست اینجا بیایید حتماً دخترخانمها اگر میایند پدر و مادرشان راضی باشند.@ حتماً اگر خانمهای متأهل تشریف میاورند همسرشان راضی باشد اینطوری بهتر هست من بارها اعلام کردم راضی نیستم کسانی که سر کلاس میایند بیایند یادداشتبرداری کنند یا نوارها را گوش کنند بروند جای دیگر کلاس بگذارند برای دیگران صحبت بکنند جلسه تشکیل بدهند.@ فقط در یک صورت من راضی هستم این کار اتفاق بیفتد زمانی که شما واقعاً برای این کار سر کلاس نیایید اگر کسی برای این کار بیاید من راضی نیستم اصلاً سر کلاس بیاید نیاید اگر برای خودش میاید بعد این حرفها را باور میکند جزء وجودش میشود با این حرفها اتحاد پیدا میکند و حتماً عمل میکند.@ آن موقع حرف من هم نیست حرف خدا و پیغمبر هست رفتی زدی زدی حالا اینکه اسمی از کسی بیاورید یا نیاورید خیلی مهم نیست ولی تا وقتی خودت آن نشدی بروی این حرفها را در حالی که به آنها تبدیل نشدی عمل نکردی برایت باور نشده بخواهی جایی بگویی نه من راضی نیستم.@ جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار از شیعیانشان مسلمین و مستضعفین جهان برآورده شدن حاجات رفع مشکلات شفای بیماران با همدیگر پنج مرتبه امن یجیب را میخوانیم(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@
جلسه 015 - مقام رضا
متن کامل (خام) جلسه 015 - مقام رضا