اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره رضا بود که عرض کردیم رضا از شاخههای معرفت هست هر چقدر معرفت انسان به خداوند تبارک و تعالی بیشتر میشود نسبت به خداوند تبارک و تعالی انسان راضیتر میشود و سخطشان نارضایتی در زندگیش کمتر میشود از زندگیش لذت بیشتری میبرد و آسایش و آرامش بیشتری را خواهد داشت.@ آنهایی که در زندگی دائماً ناراضی هستند از شرائط زندگیشان غر میزنند شاکی هستند بد و بیراه به روزگار میگویند اینها کسانی هستند که در واقع از خدا ناراضی هستند و به علت ضعف معرفتیشان نمیتوانند از شرائط دنیا کسب آرامش و لذت و رضا بکنند یکی از آثار رضا همین شیرین بودن زندگی انسان هست.@ امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(اِنَّ اَهنَأً النّاس عَیشاً مَن کانَ بِما قَسَمَ اللهُ لَهُ راضیا) شیرینترین گواراترین زندگی را در بین مردم کسی دارد که به آنچه که خداوند قسمتش کرده راضی هست چرا؟ چون او اعتماد به خداوند تبارک و تعالی دارد و به تقسیم الهی اطمینان دارد فکر نمیکند که در این دنیا تنهاست و یک رقابت بین او و سایر انسانها وجود دارد.@ احساس ناامنی در مملکت خدا نمیکند یعنی میداند اگر الان در دنیا هم هست بزرگترین پشتیبانش خداست مهربانترین کسی که نسبت به او وجود دارد خداوند تبارک و تعالی است اگر انسان گاهی وقتها به علت تنبلی خودش به علت سستی خودش در زندگی، به علت جهالت خودش در بعضی از مشکلات محاصره میشود.@ دلیلی ندارد که بیاییم خدا را که بزرگترین قدرت هست و پشتیبان ماست را ندیده بگیریم و فکر بکنیم در این دنیا تنها هستیم و کسی نیست به فکر ما باشد کسی نیست که از ما پشتیبانی بکند.@ هر کدام از ما هم اگر برگردیم به گذشته زندگیمان میبینیم خیلی از خطرات چه خطرات جسمی چه خطرات روحی و فاجعههای زیادی وجود داشته که میتوانست ما را نابود بکند و به لطف و فضل خداوند برطرف شده.@ بنابراین کسی که خدا را میشناسد زندگی شیرینی هم در دنیا دارد نه اینکه سختی در زندگیش نداشته باشد بلا در زندگیش نباشد بلکه هر چه هست چون با اعتماد به خداوند تبارک و تعالی است شیرین است و میداند خداوند به گونهای تقسیم کرده که در نهایت به نفع ما تمام میشود.@ این را نباید انسان فراموش بکند که اوضاع همیشه طوری تقسیم میشود که به نفع ما تمام میشود ولی ممکن است ما در ظاهر چون عجله داریم راحتطلب هستیم خیلی از این تقسیمبندی ابتدا خوشمان نیاید و طور دیگری برای خودمان رقم بزنیم بر اساس جهالتی که داریم ناآگاهیهایی که داریم خودمان برای خودمان یک چیزهایی را ببافیم بگوییم خدا اینطوری قشنگ است که برای ما درست بکند.@ ولی خدا همیشه مصلحت دنیا و آخرت و ابدیت ما را میبیند مصلحت قبر و قیامت ما را هم در نظر میگیرد با در نظر گرفتن این مجموعه یعنی از دنیا تا بینهایت هست که خداوند تبارک و تعالی برای ما سعادت را مسائل زندگی را رقم میزند به این باید اعتماد بکنیم.@ لذا در یک فرمایش دیگری امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(اِنَّ الله سُبحانَهُ یَجرِ الاُمُورَ عَلی ما یَقضیهِ لا عَلی ما تَرتَضیه) خداوند تبارک و تعالی امور را براساس قضای خودش جاری میکند یعنی آن که به نفع ماست نه بر آن چیزی که تو خوشت میاید تو را راضی میکند خوشایند توست.@ خداوند براساس خوشایند ما تصمیمگیری نمیکند که ما خوشمان بیاید و خوشمان نیاید چون ما فقط دنیا را در نظر میگیریم یعنی اگر عاشق خودمان هم هستیم فقط با مقیاس دنیا به خودمان نگاه میکنیم اما خداوند تبارک و تعالی با مقیاس ابدی به ما نگاه میکند همانطوری هم دوستمان دارد همانطوری هم میشناسدمان.@ لذا به نیازهای پایدار ما و ابدی ما بیشتر خداوند توجه دارد تا نیازهای موقت و بدرد نخور ما خیلی از نیازها هست در دنیا فکر میکنیم نیاز است ولی واقعاً نیاز نیست مثلاً پدر مادر، ما فکر میکنیم اگر پدر مادر نباشند چه اتفاقی میافتد؟ هیچ اتفاقی نمیافتد.@ میلیونها انسان بدون پدر مادر رشد کردند به مقام عالم شهید ولی خدا مجاهد رسیدند بدون اینکه پدر مادر بالای سرشان باشد اصلاً ما شهدایی داریم که نمیدانستند پدر مادرشان چه کسانی هستند پدر مادرشان را ندیده بودند.@ بچه بوده پدر مادر یا مردند یا اصلاً اینها در جایی بودند که کسی خبر نداشتند یا پدر مادر بیفکر بودند در اثر مشکلات اقتصادی بچه را بردند گذاشتند سر راه و ول کردند و رفتند بزرگترین انسانها، انبیاء را شما نگاه کنید مثل پیغمبر امام امت، اکثر انبیاء.@ شما نگاه کنید اینها در ابتداییترین مراحل زندگی مهمترین چیزهایی که ما فکر میکنیم خیلی ضروری هست همه را از دست دادند پدر را از دست دادند مادر را از دست دادند ثروت نداشتند فقر داشتند مریضی داشتند گرفتاریهای دیگر داشتند ولی دیدید که چقدر خوب رشد کردند و بزرگ شدند.@ ما فکر میکنیم خیلی از چیزها نیاز است و اگر نباشد زندگی بدون آنها هم نمیگذرد در حالی که اینطوری نیست بدون آنها هم میگذرد خوب هم میگذرد اینطور نیست که اگر نباشد ما لنگ بمانیم و به انسانیت ما خللی وارد بشود نه چقدر از بزرگان داشتیم ازدواج نکردند بدون ازدواج آدمهای بزرگی درآمدند.@ فرصت ازدواج، امکان ازدواج برایشان نبود نکردند ولی به هیچ وجه به عزتشان به شرافتشان به دانششان به بزرگیشان لطمهای وارد نشده که ازدواج نکردند پدر نداشتند مادر نداشتند پدر مادرشان کافر بوده اصلاً ما چقدر آدمهای خوب و شهید و حسابی داریم پدر مادرشان کافر بودند.@ این که من باید حتماً یک پدر مادر مسلمان حزب اللهی داشته باشم نه، پدر مادر داشته باشم نه، همسر داشته باشم نه، فرزند داشته باشم نه، خانه داشته باشم نه، غذای خوب بخورم نه، ما فکر میکنیم اینها ضروریات زندگی هستند ولی ضروریات زندگی نیستند واقعاً.@ برای خوب زندگی کردن عالی زندگی کردن موفق زندگی کردن هیچ کدام از اینها شرط ضروری نیست خداوند تبارک و تعالی به نیازهای حقیقی و ابدی ما توجه بیشتری دارد یعنی آن خیلی مهم است خیلی وقتها بین بدست آوردن یک نیاز وهمی که ما فکر میکنیم در این دنیا اگر نداشته باشیم چنین و چنان خواهد شد نیازهای وهمی با نیازهای حقیقی ما تعارض ایجاد میشود.@ خداوند حقیقی را انتخاب میکند و به ما میرساند اصلاً در اینطور جاها خداوند ما را معطل نمیگذارد در اختیارمان میگذارد که ما زندگی انسانی داشته باشیم لوازم حیات انسانی را به ما میرساند کتاب را میرساند سلامتی را میرساند سواد را میرساند استاد را میرساند معنویات را میرساند.@ میکدهها را در اختیارمان قرار میدهد بزرگترین و بهترین میکدهها را در اختیارمان قرار میدهد اینهایی که برای ابدیت نیاز داریم میبینیم که اینها را از این جهت ما ثروت خوبی داریم ولی چون ما معمولاً نمیخواهیم خودمان را ابدی نگاه بکنیم علاقهای نداریم به اینکه خودمان را ابدی نگاه بکنیم نعمتهای اینطوری خدا را هم خیلی نمیبینیم از خدا هم تشکری نمیکنیم.@ چند تا آدم سراغ دارید شما وقتی نماز میخوانند خودشان بروند تشکر بکنند از خدا، ولی اصلاً ما نداریم مستحب هم نباشد الان مستحب است شما بعد از نماز سرتان را به سجده بگذارید سه مرتبه پنج مرتبه هفت مرتبه بگویید شکراً لله این یک مستحب است به تو یاد دادند که ادب داشته باش.@ خداوند چند دقیقه تو را به حضور خودش پذیرفته بیپرده بیواسطه با او حرف بزنی تشکر کن از اینکه یک همچین سعادتی به تو دست داده اول از اینکه ما نماز خواندن را سعادت نمیدانیم خلوت با خدا را یک امتیاز نمیدانیم کیفی از اینکه با خدا توانستیم یک شب تا سحر بکنیم نمیبریم از خلوتها بیزار هستیم و فرار میکنیم.@ نه از خلوت با خدا، نه از خلوت با اولیاء خدا اینها را افتخار نمیدانیم چون خودمان را انسان نمیدانیم چند نفر آدم هست که وقتی نماز خواند وقتی رفت حرم به قدری ذوقزده بشود که تشکر بکند واقعاً خودش را ممنون بداند زیر بار منت بداند وقتی از حرم بیاید بیرون احساس بکند چقدر تحویلش گرفتند چقدر به او شرافت دادند واقعاً از او تشکر بکند واقعاً شاد باشد.@ اگر خیلی چیزها را ندارد شاد باشد که اقلاً من امشب اگر خیلی حاجتها داشتم قشنگیش این بود که اقلاً خدمت آقا رسیدم خدمت این بزرگوار رسیدم حرفهایم را زدم ملاقات بین ما صورت گرفت الحمد لله ملاقات دوستانه صورت گرفت بین ما.@ حالا شما بیا برو پیش امام رضا بیا برو پیش حضرت معصومه بیا برو پیش این سه بزرگوار(ع) حاجتهایت را هم بگو حالا بگو یا نگو حل بشود یا نشود ولی کم کم میدانید چه اتفاقی افتاده؟ کم کم این اتفاق افتاده که شما یک ملاقات دوستانه بینتان رد و بدل شده.@ ملاقات دوستانه میدانید یعنی چی؟ معنایش این هست که شما آمدید به زیارت و یک زیارت و ملاقات طلبکار شدید برای بعد از مرگتان این کم است؟ در آن لحظاتی که انسان در بدترین وضعیتها دارد به سر میبرد در تنهایی در غصه چه بسا خدای نکرده نعوذبالله در عذاب یک دفعه میبینی همه چیز برداشته شد خانم معصومه آمد به شما سر زد.@ چه بسا وقتی آمد همه چیز هم برای همیشه برداشت همه غصههایت را برای همیشه برداشت گاهی وقتها پیش میاید در ملاقاتهای اولیاء و بزرگان در عرفان یک بحثی داریم به نام ارفاغ و امتنان، میگویند گاهی وقتها که یک دوست خوب خدا سر میزند به یک کوچولو به یک ریزی مثل ما همین که سر میزند اوضاعش را هم روبه راه میکند.@ شما نمیفهمی وقتی رفتی حرم حضرت رضا ملاقات حضرت، زیارت این سه بزرگوار میایی الان نمیفهمی ولی یک موقعی در بدترین وضع برایت بریدن پانصد سال عذاب، گرفتاری دارد حالا یک دفعه میبینی در این پانصد سال عذاب ساعتهای اول روز اول یک دفعه میبینی حضرت عبدالعظیم بقیه بزرگواران بقیه اولیائ خدایی که اینجا دفن هستند شهدایی که شما رفتید ملاقاتشان همه بلند شدند آمدند زیارت شما.@ چه کیفی دارد بعد هر کدامشان دست ببرند بالا یک چیزی از خدا بخواهند برای شما و بخواهند یک مشکل شما را حل بکنند و یک شفاعت بکنند چه خواهد شد ما الان اینها را نمیفهمیم شکر هم نمیکنیم اصلاً که چه چیزی نصیب ما شده.@ ما میگوییم رفتیم آنجا گفتیم شوهر بده نداد زن بده نداد گفتیم شفا بده نداد رفتیم دست خالی برگشتیم اینقدر قضیه را کوچک میبینیم همین ولی خیلی اتفاقات افتاده شما رفتی در ضریح در حرم زیارت کردی و آمدی خیلی اتفاقات افتاده که تو الان اصلاً خبر نداری.@ خدا کند آدم کور نباشد همین دنیا ببیند نگذارد آنطرف بفهمد اینجا بفهمد وقتی وارد حرم میشود چه اتفاقاتی دارد میافتد اینها را با چشم خودش ببیند و اینها را سرمایه خودش قرار بدهد بعد میبیند نه خیلی هم حاجتی ندارد به خیلی از چیزها حاجتش همین هست که بلند بشود هفتهای یکبار بیاید اینجا این حاجتش میشود.@ حاجتش خودش میشود ملاقات، حاجتش میشود رفت و آمد رفاقت کردن پریدن با این بزرگان، این حاجت میشود بعد میبینی این شد پاتوقش، یواش یواش میبینی شأنش حدش قیمتش این هست که با اینها بیاید و برود با اینها رفیق بشود.@ بگوید حالا اگر قرار است من در دنیا یک مقدار رفیق داشته باشم چرا با امام رضا رفیق نباشم چرا با اراذل و اوباش رفیق باشم آدمهای کوچک و ریز رفیق باشم چرا با خانم فاطمه معصومه(س) رفت و آمد برقرار نکنم با اولیائی که در خدمت ایشان هستند رفت و آمد برقرار نکنم.@ مگر من چه مشکلی دارم خدا من را برای همین بزرگیها خلق کرده اگر خدا من را برای این بزرگیها خلق نکرده بود به من یاد نمیداد سر نماز بگویم(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) اگر خدا من را برای این بزرگیها خلق نکرده بود اجازه نمیداد من موقع زیارتنامه از بزرگترین آدمهای تاریخ شروع کنم.@ (اَلسَّلامُ عَلی آدَمَ صِفَوۀِ الله) با اینها حرف بزنم(اَلسَّلامُ عَلی نُوحٍ نَبیِّ الله) موضوع این است که تو وقتی داری میگویی(اَلسَّلامُ عَلی نُوحٍ نَبیِّ الله) این روبوسی بین خودت و حضرت نوح را بفهمی داری روبوسی میکنی.@ وقتی داری میگویی(اَلسّلامُ عَلی اِبراهیمَ خَلیلِ الله) این همآغوشی با او را درک بکنی این یعنی چی که خدا رسم کرده تو بایستی آنجا بگویی(اَلسَّلامُ عَلی آدَمَ صِفَوۀِ الله) که چی بفهم که چه اتفاقی دارد میافتد این را ما بفهمیم آنوقت میبینی خیلی از نماز خواندنمان راضی میشویم از روزه گرفتنمان، از زیارت رفتنمان، از شببیداری و احیائمان، از حرم رفتنمان.@ دیگر خواستههای طبیعیمان خیلی جلویمان بزرگ نمیشود از اینکه خیلی چیزها را نداریم هرگز عقده نمیکنیم کوچک نمیشویم احساس ریزی نمیکنیم با هیچ کس هم مسابقه نمیخواهیم بگذاریم اصلاً موضوع عوض میشود ولی ما متأسفانه چون خودمان را به صورت انسان نمیبینیم اساساً کمالات انسانی و لذتهای انسانی و هدایای انسانی را که خدا به ما میدهد را تشکر نمیکنیم.@ یعنی هر چه هم به ما بدهند شکرگزار نیستیم طلبکار هستیم خیلی بد است که خدا دارد چگونه با ما رفتار میکند ما چقدر ناآگاهانه، ببینیم بفهمیم اگر خدا دارد برای ما چیزی را رقم میزند براساس محبت ابدی او بر ماست.@ اینطوری هست که علی(ع) میفرماید شیرینترین زندگی را کسی دارد که به قسمت و قضای الهی راضی است به آنچه که نصیبش شده راضی است میداند خوب کسی این تقسیم را انجام داده کسی که من را بیشتر از خودم دوست دارد کسی که من را بیشتر از خودم میشناسد کسی که من را بیشتر از خودم میخواهد او این تقسیم را انجام داده دیگر آدم خیالش راحت است.@ (نِعمَ المَولا نِعمَ الوَکیل نِعمَ النَصیر) دیگر آدم غصه میخورد واقعاً! در نداشتههایش حرص و جوش میخورد غر میزند سر کسی! بداخلاقی نسبت به خانوادهاش میکند عقدهای میشود که نداشتهها را سر زن و بچهاش سر پدر مادرش سر اعضای خانواده پیاده بکند اصلاً او عقده سراغش نمیاید.@ چون او اساساً ثروت را چیز دیگری میبیند نعمت را در چیز دیگری میببیند امیرالمؤمنین(ع) (نِعمَ الطارِدُ للهَمِّ الرِضا بِالقَضاء) میفرماید که چه برطرفکننده خوبی هست برای غمها راضی بودن به قضای الهی.@ یک کسی هر بلایی سرش میاید مینشیند غصه میخورد فکر میکند راجع به آن ای کاش نمیشد همهاش دلش چرا و ای کاش است آدم با چرا و ای کاش نمیتواند از زندگیش لذت ببرد کسی که همهاش بدبختی و گرفتار چرا و ای کاشها هست او همیشه گرفتار است دلش پر از غم است.@ اگر میخواهی شاد زندگی بکنی دیگر چرا نگو خادم رسول خدا فرمود من سالهای سال خدمت کردم به رسول خدا هیچ وقت از او کلمه ای کاش را نشنیدم هر اتفاقی قرار بود بیفتد برایش شیرین بود نقشهای هم میریخت کاری هم میکرد همتی هم میکرد که کاری را انجام بدهد ولی شکست میخورد موفق نمیشد غصه نمیخورد.@ طرح و برنامه میچید ولی به هم میخورد هیچ وقت به هم نمیریخت برنامه مهمانی دادید برنامه جشن دادید برنامه سفر دادید برنامه ازدواج و نامزدی داشتید برنامه چکار داشتید بعد میبینید به هم میخورد این نیز بگذرد حرص و جوش خوردن و قرص خوردن و تصمیمات بد گرفتن و کز کردن یک گوشه، اینها کار آدم نیست شد که شد تمام شد.@ (اَلخیرُ فیما وَقَع) هر چه اتفاق افتاده خوب است خیر در همین است(نِعمَ الطارِد) طارد یعنی طردکننده برطرفکننده(نِعمَ الطارِدُ للهَمِّ بِالقَضاء) فرمایش بعدی حضرت(اَلرِضا یَنفِ الحُزن) رضا حزن را برطرف میکند تا دلت گرفت بگو در این اتفاقی که افتاده خدا برای من جوائز زیادی گذاشته هدایای زیادی قرار است به خاطر این اتفاقی که افتاده به من بدهد.@ به خاطر این مصیبت، این بلا، این حادثه، این اتفاقی که افتاده خدا برای من حجم عظیمی از جوائز را ذخیره کرده برای چه غصه بخورم این دو روز هم میگذرد ببینید ما فقدانهایمان به دست آوردن است این فرمول یادتان نرود.@ فقدانهای ما بدست آوردن است از دست دادنهایمان تازه پیروزی را به دست آوردن است بدست آوردنهایمان اول غصه است بدست آوردنهایمان پیروزیهایمان رسیدنهایمان اول دردسر و غصه است.@ علی(ع) میفرماید دنیا یک طوری هست تا کسی موفق میشود بدستش بیاورد اول بدبختیش هست دردسرهایش شروع میشود یعنی هر چه را بدست میاوری یک ماجرایی از دردسر و گرفتاری در زندگی انسان شروع میشود ولی وقتی از دستش میدهی فقط برای شما ذخیره است.@ ولی چون ما جهانبینیمان ضعیف است جهانبینیمان حیوانی است کوچک میبینیم از طبیعت تا مرگ از دست دادنها را فقدان و محرومیت و بدبختی میبینیم که مینشینیم برایش غصه میخوریم به دست آوردن را غنیمت و پیروزی میدانیم که باید بنشینیم کلی هم حرص و جوشش را بخوریم بدست آوردنهایش اول دردسر است ما چون نگاهمان نگاه غلط است همه چیز را وارونه میبینیم.@ باز فرمایش بعدی امیرالمؤمنین(ع) (مَن رَضیَ بِرِزقِ الله لَم یَحزَن عَلی ما فاتَه) هر کس راضی به رزق خدا باشد آن چیزی که از دستش میرود هرگز او را غمگین نمیکند(لَم) نفی ابد است هرگز غمگینش نمیکند اگر کسی راضی شد به رضای الهی دیگر اگر یک موقعی حادثهای هم اتفاق افتاد کاهش روزی امتحانی شد.@ (وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الَّثمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ) این که غصه ندارد ناراحت نیست دیگر غر سر کسی نمیزند بداخلاقی با کسی نمیکند زندگیش را تلخ نمیکند شاد است.@ (اِرضَ تَستَرِح) دو کلمه است(اِرضَ) یعنی راضی بشو(تَستَرِح) تا همیشه راحت باشی خرسند باش راضی باش خشنود باش تا به آسایش برسی هر چه میخواهد بشود چرا من به اینجا رسیدم چرا اینطوری شد آخر نباید اینطوری میشد حق من نبود این بشود چرا من، اینها حرفهای آدمی که خدا را میشناسد نیست.@ هیچ کدام حرفهای کسی که خدا را میشناسد نیست آدم خوب آدمی که معرفت دارد از این حرفها نمیزند لذا میگوید اگر میخواهی دنیایت را هم قشنگ بگذرانی راضی باش تا در آسایش باشی سخط نداشته باش غرغر نکن ناراضی نباش طلبکار و پرتوقع نباش خدا رحمت کند میرزا را فرمود از خدا هم توقع نداشته باشید آدم راحت میشود.@ پروردگارا به حق محمد و آل محمد افضل تحیات و درود و صلوات خودت را به روح پرفتوح محمد و آل محمد عائد و واصل بفرما ما را مشمول ادعیه زاکیه صاحب الزمان(ع) قرار بده حضرت را از ما راضی و خشنود بفرما در فرجش تعجیل بفرما.@ افضل تحیات درود و صلوات خودت را به روح پرفتوح امام امت و شهدای اسلام اولیاء الهی انبیاء عائد و واصل بفرما مؤمنین و مؤمنات مسلمین و مسلمات بدوارثان و بیوارثان و اموات ما را ببخش و بیامرز دعاهای ما را به اجابت برسان اسرای ما را خلاصی ببخش رزمندگان اسلام هر جای عالم هستند نصرت عطا بفرما.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 009 - مقام رضا
متن کامل (خام) جلسه 009 - مقام رضا