جلسه 008 - مقام رضا
شماره جلسه
8
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
8
روز
10
متن کامل (خام) ‌ جلسه 008 - مقام رضا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در معرفت خداوند تبارک و تعالی به رضا رسید و عرض کردیم که از آثار معرفت به خداوند تبارک و تعالی راضی بودن به قضای خداست در این باره فرمایشاتی را از معصومین(ع) انتخاب کردیم که خدمت عزیزان عرض کردیم بعضیهایش را بعضهایش را هم عرض میکنیم.@ در یک فرمایش نبوی(ص) هست میفرماید(اُعطُوا الله اَلرِضا مِن قُلُوبِکُم تَزفَروا بِثَوابِ الله تَعالی یَومِ فَقرِکُم وَ الاِفلاس) پیامبر میفرماید که(اُعطُوا الله) یعنی شما عطا کنید به خدا، چه چیزی را عطا کنید؟ دل خشنود خودتان را دل راضی خودتان را به خدا بدهید.@ (اُعطُوا الله اَلرِضا مِن قُلُوبِکُم) رضایت از صمیم قلبتان را به خدا بدهید تا خدا(تَزفَروا بِثَوابِ الله تَعالی یَومِ فَقرِکُم وَ الاِفلاس) تا اینکه شما به پاداش الهی در روز فقر و بدبختی خودتان فقر و تنگدستی خودتان دست پیدا بکنید اگر از خداوند با صمیم دلتان رضایت نشان بدهید واقعاً راضی باشید غرغر نکنید در دلتان هم از خدا شاکی نباشید.@ اگر این کار را بکنید روز بدختی ما چه موقع هست؟ یک ساعت دیگر نمیدانیم واقعاً، هی نگوییم آخرت، همچین میگوییم آخرت انگار قرار است دویست سال دیگر بیاید از پارسال تا حالا هشت نُه نفر که با شما سر همین کلاسها نشستند از دنیا رفتند همچین نگوییم آخرت، نه روز بدبختی و تهیدستی دیر نیست خیلی زود این روز میرسد.@ یک شعری دارد این خدا بیامرز مرحوم قیصر امینپور راجع به مرگ است خیلیها از شما این را شنیدید چون ایشان اشعار معروفی دارند خیلی از اشعار خوب ایشان استفاده زیاد شده همه جا معروف هست میگوید خیلی زود دیر میشود یک اصطلاح قشنگی دارد برای مردن، مرحوم امینپور میفرماید که خیلی زود دیر میشود.@ یعنی ما اگر به ما بگویند قرار است بمیرید الان، امشب، فردا، یک ماه دیگر، میگوییم خیلی زود است الان ما وقت نداریم بعد اگر بگوییم یک کاری بکنید میگوییم دیر شده گفتم من وقتی سرطان گرفتم نفر بعدی من یک پیرمردی بود 80 سالش بود دکتر به هر دوی ما من 40 سالم بود 40 سالم کمتر 37 ـ 38 سالم بود به من گفتند که سرطان داری به او هم که 81 ـ 82 سالش بود گفت سرطان داری.@ آمده بود بیرون میگفت که چکار کنم بدبخت شدم بیچاره شدم به او گفتم پدر چند سالت هست گفت 80 سال گفتم من بچه تو هستم به من گفتند سرطان داری هیچ ککم هم نگزیده ناراحت هم نیستم تو که 20 سال هم قاچاقی زندگی کردی آدم میخواهد 80 سالگی به یک بهانه بمیرد حالا هم که معلوم نیست چه موقع بمیری.@ گفتند داری حالا چه موقع بمیری غصه چه چیزی را میخوری ولی میگفت کار نکردم خیلی کارهایم روی زمین مانده اینطوری است یعنی هر وقت برسد تو میگویی خیلی زود دیر شد یک معامله است میگوید شما به زودی میافتید به یک بدبختی و نکبتی که التماس میکنید برگرداندتان به دنیا پنج دقیقه.@ همین مفتی که الان ما داریم با توهمات و خیالات مسائل بچگانه و بیارزش تلفش میکنیم شب و روزهایش را، وقتی میروی آنطرف چشمت باز میشود میفهمی چقدر دچار توهمات بودی و امور و وقت و جوانی و ذهنت را سر چه چیزهایی گذاشتی پنج دقیقه از همین وقتهایی که داری تلف میکنی آرزو میکنی.@ به زودی انسان اینقدر بدبخت میشود یعنی میافتد آن طرف، احساس میکند چقدر در مقابل ابدیت فقیر است چقدر در مقابل صراط سه هزار راه دست خالی است خوبها اینطوری هستند بدها که دیگر وای به حالشان معلوم نیست چند دقیقه دیگر بیفتی به این وضعیت، میافتی به این وضعیت، آنجا چه چیزی به دادت میرسد؟ آنجا یک رفاقت خوب با خدا به دادت میرسد.@ خدایی که به او غرغر نکردی با او درگیر نبودی نسبت به قضا و قدری که برایت پیش آورده به او نق نزدی زیر سؤال نبردیش هیچ وقت طلبکارانه با او برخورد نکردی خودش را ذاتاً دوست داشتی هر کاری هم میکرده چرا زور است؟ نه حساب کتاب دارد میگوید من تو را آفریدم بیشتر از هر کس دیگر میشناختمت بیشتر از هر کس دیگر دوست داشتم بیشتر از هر کس دیگر مصالحت را میدانستم غیر از این است مگر؟ نه.@ پس چرا به کارهایی که شد غرغر کردی نق نق زدی؟ بعضی از نکبتهایی که در زندگیتان آمد مال خودتان بود کوتاهی خودتان بود بعضی از چیزهایی را هم که من سرتان آوردم برای این که ابدیتتان آباد بشود چرا از اینکه خودت را به من بسپاری اضطراب داشتی؟ ناراحت بودی؟ شک داشتی؟@ ولی خوش به حال کسی که فقیر میرود اما خدا میبیند که این همیشه از خدا راضی بوده همیشه از خدا خوشش میامده میزان رضایت خدا از ما بسته به میزان رضایت ماست از خدا ما تا وقتی که یقه خدا و امام زمان را میگیریم که شما برای ما چه کردی هیچ کاری برای ما نکردی به داد ما نمیرسی ما را فراموش کردی.@ و نعمتهای عظیم انسانی و اخروی و معنوی و اینها را نمیبینیم به خاطر اینکه یکی دو تا سه تا چهار تا نعمت طبیعی و حیوانی نداریم هیچ وقت به رضا نمیرسیم چرا؟ چون خودمان را همیشه حیوان معنا میکنیم اما وقتی که خودت را انسان معنا کردی میبینی که در مقوله تعریف انسان ثروت بیکرانی به تو دادند معارف بیکرانی نصیبت کردند راههای بینهایت زیبایی سر راهت گذاشتند.@ ولی ما چون اصرار داریم که یک حیوان باشیم اصلاً از آن راهها خوشمان هم نمیاید وقتی خدا به ما میدهد قدر نمیدانیم مسیر خوب میدهد دعاهای خوب میدهد خوراک خوب میدهد کتاب خوب میدهد استاد خوب میدهد دوست خوب میدهد راه خوب میدهد پاتوق خوب میدهد اصلاً قدر نمیدانیم.@ سرمست هم نمیشویم از این همه لطفهایی که او به ما میکند ولی کافی است یک نعمت از نعمتهای دنیایی را نداشته باشیم یا کم بشود یا گرفته بشود آن موقع هست که جیغمان در بیاید همه قشنگیهای خدا و امام زمان میرود زیر سؤال برایمان غرغر میکنیم و ناراضی هستیم پیامبر راهکار میدهد.@ (اُعطُوا اللهَ الرِضا مِن قُلُوبِکُم تَظفَروا بِثَوابِ الله تَعالی یَومَ فَقرِکُم وَ الاِفلاس) از صمیم دلتان از خدا راضی باشید تا به ثواب و پاداش الهی روز بدبختی و نکبت روز فقر و بدبختیتان برسید ممکن است ما عُرضه نداشته باشیم عمل زیادی داشته باشیم طاعت زیادی داشته باشیم.@ اما عزیزان به این رمزی که پیامبر میفرماید توجه بکنید بالاتر از هر عُرضهای راضی بودن از خدا، لذت بردن از خداست شاد شدن با خداست و شاد بودن با خود خداست شده ما بگوییم اگر فلان چیز را نداریم یا فلان کس را نداریم یا فلان موقعیت را نداریم یا فلان نعمت را نداریم عوضش خدا را داریم.@ شده تا به حال اگر خدا ببیند تو اینطوری نگاه میکنی بگوید بندهای دارم که هر چیزی را از او میگیرم به خود من دلخوش است به داشتن من دلخوش است به داشتن چهارده معصوم دلخوش است با ما احساس فقر نمیکند با ما احساس بیآبرویی نمیکند.@ اگر خدا ببیند در دل تو اینطوری هست تو هیچ مشکلی بعد از مرگ نداری ببینید شما ممکن است دختر خوبی نباشی برای پدر مادرت، پسر خوبی نباشی همسر خوبی نباشی فرزند خوبی نباشی دوست خوبی نباشی اما اگر پدر مادرت، همسرت، خواهرت، برادرت، به تو بگویند تو دوست خوبی نبودی خیلی بد است.@ به تو بگویند فرزند خوبی نبودی شاگرد خوبی نبودی خواهر خوبی نبودی برادر خوبی نبودی خیلی زشت است بدتان میاید اما اگر مادرت به تو بگوید از تو راضی هستم با عیبهایی که داری پدرت بگوید از تو راضی هستم خواهرت بگوید راضی هستم همسرت بگوید راضی هستم استاد بگوید راضی هستم خوشحال میشوی.@ با اینکه ما عیب هم ممکن است داشته باشیم اما خدا که عیبی ندارد ما داریم میگوییم سبحان الله یعنی او منزه است داریم میگوییم صمد یعنی فقط پر از کمالات است مملو از کمالات است ضعف و نقص و عیبی ندارد بعد ما به این خدا بگوییم تو عیب داری تو اشتباه کردی تو ظلم کردی تو بد هستی تو ما را فراموش کردی تو در حق ما کوتاهی کردی چقدر زشت است.@ چیز زیادی خدا از ما نمیخواهد میگوید درست نگاه بکنید درست قضاوت بکنید اگر کسی عُرضه داشت یک همچین کاری بکند این روز بدبختی و فقرش که معلوم نیست چند ساعت دیگر بشود یا چند دقیقه دیگر بشود این راحت است حالا ما با این روز فقر و بدبختی چقدر فرصت داریم چند دقیقه چند ساعت فرصت داریم.@ شیطان هست که میاید به ما میگوید حالا حالاها وقت داریم کو تا مردن تو، حدیث بعدی یک فرمول فوقالعاده قوی است یک قاعده و اصل خیلی قدرتمند هست که در زندگی خیلی به درد ما میخورد از امیرالمؤمنین(ع) است(مَن رَضیَ بِالعافیَۀِ مِمَن دونَه رُزِقَ السَلامَۀَ مِمَن فَوقَه).@ هر کس که با معاف کردن زیردستش راضی بشود عافیتبخشیدن یعنی معاف کردن(رُزِقَ السَلامَۀَ مِمَن فَوقَه) از بالادستش در امان خواهد بود سلامت را از بالادستش روزی میگیرد آیینه اینکه ما چقدر مرضی خدا هستیم خیلی لذت دارد این آیه(رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ) خدا از اینها راضی است اینها هم از خدا راضی هستند.@ بهترین حالت مردن است سختترین وحشتناکترین کمرشکنترین کشندهترین صحنه زندگی انسان لحظهای هست که از اینجا وفات پیدا میکند قبل از اینکه ببرندش برای حساب کتاب مستقیم میبرندش پیش خود خدا، رودررو با خود خدا، این خیلی صحنه تعیینکنندهای هست.@ این سختترین و کشندهترین حالت را تو میتوانی تبدیلش بکنی به شیرینترین لحظه زندگیت حیاتت چطوری؟ با رضا، فکر کن یک ساعت دو ساعت یک روز دو روز دیگر نوبت وفات ما برسد وفات شما برسد فرشتهها میبرندت رودررو با خدا.@ خدا وقتی به تو نگاه میکند میبیند تو یک بندهای هستی که دلت مملو از رضایت از خداست، خدا چه چیزی به تو میدهد؟ میگوید عجب بنده خوبی دارم این از من راضی است من هم از او راضی هستم دیگر کاری نیست دیگر همه مشکلات حل است.@ ولی یک موقعی با قلب غمانگیز، عصبانی، خشمگین، پر از سؤال و شک و تردید و تزلزل پیش خدا بروی این اول بیچارگی انسان است امام صادق فرمایشی دارد(اَلرَوحُ وَ الراحَۀُ فِی الرِضا وَ الیَقین) خوشی و آسایش در رضایت و یقین است.@ هر کس میخواهد دل خوشی در دنیا داشته باشد و یک دل آرام و شادی داشته باشد باید کسب رضایت بکند باید با معرفت با عمل یقینش را بالا ببرد بعد میفرماید(وَ الهَمُّ وَ الحُزنُ فِی الشَکِّ وَ السَخَط) غم و حزن و غم و غصه این در تردیدها و نارضایتی است اگر کسی میخواهد دلش اندوه و غم نداشته باشد از شک بیرون بیاید.@ ما آنجاهایی که خدا را خوب نمیشناسیم امام زمان را خوب نمیشناسیم معصومین را خوب نمیشناسیم به خدا شک میکنیم بعد هم میبریمش زیر سؤال بعد هم از آنها طلبکار میشویم اما اگر خدا را کسی خوب شناخت قاعدهاش این هست هر چه شناخت بیشتر میشود یقین و رضا بیشتر میشود خشنودی بیشتر میشود.@ اگر تو عصبانی هستی از خدا و رسول از خدا و دین و دینداری و امام زمان برای این هست که تو از نظر یقین مطمئن نیستی تو دچار شک و تردید هستی شک و تردیدهایت برطرف بشود خیلی آرامش پیدا میکند اینها را برطرف بکن تا به یقین و رضا برسی.@ حضرت میفرماید که اگر کسی از زیردستش راضی بشود زیردستش را معاف بکند به زیردستش گیر ندهد بهانه نگیرد دیدید بعضی از پدر مادرها به بچههایشان چقدر گیر میدهند توقعشان زیاد است بعضی از شوهرها به زنهایشان بعضی از زنها به شوهرهایشان بعضی از دوستها به دوستانشان پیامبر میفرماید بعضی از شما خار را در چشم طرف مقابل میبیند اما درخت را در چشم خودش نمیبیند.@ تعبیر چقدر عجیب است نوبت خودتان میشود دائماً خودتان را پاک و مبرا میدانید ولی با ریزبینی زیاد از دیگران ایراد میگیرید و با کسی هم نمیتوانید بسازید از زنت ناراضی هستی از پدرت ناراضی هستی از مادرت ناراضی هستی از بچهات ناراضی هستی از شوهرت ناراضی هستی از هیچ کس نمیتوانی راضی باشی با هیچ کس نمیتوانی کنار بیایی.@ پنج دقیقه پنج روز با هر کس که باشی دلت را میزند احساس امنیت کنار دیگران نمیکنی دائماً همهاش فکر میکنی دیگران بد هستند همهاش فکر میکنی توطئه در کار هست همهاش فکر میکنی دیگران منظور بدی داشتند همهاش فکر میکنی که این خندید این حرف زد این کار را کرد اینطوری کرد همهاش ایراد از این و آن.@ میگوید حواست باشد وقتی ریز میشوی در کار دیگران و دائماً ایراد میگری طرف میگوید بابا به خدا به پیر به پیغمبر من منظوری نداشتم نه منظوری داشتی آنجایی که خندیدی به من خندیدی آنجایی که نخندیدی به من اخم کردی حالا میرسیم یک جایی امام صادق(ع) راجع به مردم میگوید میگوید تو هر کاری بکنی مردم یک چیز دیگر به تو میگویند.@ از پدرت ایراد میگیری هزارتا کارهای قشنگ پدرت کرده ولی نمیتوانی عاشقش باشی هزار تا کارهای قشنگ مادرت کرده نمیتوانی دوستش داشته باشی چرا؟ چون همیشه بدیهایش را نگاه میکنی چقدر ما مرد داریم زنهایی دارند با هزاران درجه خوبی خاصیت فوائد کمالات اصلاً کمالات زنشان را نمیبینند فقط عیبهای زنشان را میبینند دو تا سه تا دانه عیب میبینند.@ من نشده یک زن و مرد بیایند پیش من تا حالا نشده که به آنها یک فهرست بدهم بگویم شما این خوبیهای شوهرت این هم بدیهای شوهرت بنویس علامت بزن به ندرت اتفاق افتاده شاید دو مورد سه مورد چهار مورد در این پانزده سال.@ هر وقت گفتیم بنشین خوبیهایش را علامت بزن و بدیهایش، آنهایی که دیگر با هم خیلی دعوا داشتند آمدند برای جدایی و طلاق وقتی که علامت میزنند خوبیهای همدیگر را بدیهای همدیگر را، همیشه خوبیهایشان به بدیهایشان چربیده ولی میبینی نمیتوانند این همه خوبیها را ببینند کور هستند.@ این کار دو آفت دارد وقتی کسی نمیتواند از همسرش از فرزندش دائماً همسرش فرزندش دوستش کسان دیگر برایش زیر سؤال هستند هی غر میزند نق میزند با کسی نمیتواند کنار بیاید با هر کس رفیق میشود چهار روز پنج روز بعد صد تا ایراد از او میگیرد که من با این نمیتوانم سر بکنم این را نمیتوانم تحمل بکند با این نمیتوانم کنار بیایم این دو آفت دارد.@ 1ـ میگوید در دنیا بالادستت هم نسبت به تو اینطوری میشود آنهایی که از تو بالاتر هستند آنها هم نسبت به تو بیرحم میشوند آنها هم عیبهای تو را فقط میبینند دیگر زیباییهای تو را نمیبینند دیگر از دست بدبینیهای آدمهای بزرگتر از خودت در امان نیستی آدمهایی که احتیاج داری دوستت داشته باشند آدمهایی که نیاز داری قشنگ ببینندت نمیبینندت.@ برای اینکه تو یکسره ایرادگیر هستی یکسره بهانه میگیری رفقایت دوستانت فقط و فقط میایند عیبهایت را میبینند خوش انصاف تو که هی نق میزنی غر میزنی از دست این و آن، مینشینی نعوذبالله غیبتی که هفتاد تا زنا است هفتاد برابر زنا است مینشینی به عیبگیری و ایرادگیری و گفتن عیب و ایراد این و آن یک ذره وجدان داشته باش.@ ببین این که داری عیبش را میگویی واقعاً خوبی ندارد حقی گردن تو ندارد حقهای عظیم حقهای بزرگ تو اصلاً عُرضه داری خوبیهای این را جواب بدهی میتوانی اینقدر با وقاحت تمام با بیحیایی تمام با بیشرمی تمام مینشینی راجع به آن حرف میزنی و ایراد میگیری.@ به پیغمبر گفتند شما عایشه را چطوری تحمل میکنید حضرت فرمود به خوبیهایش نگاه میکنم حالا شما به هزار تا دانشمند بدهید بگویید خوبیهای عایشه را بشمارند اگر توانستند پنج تا دانه خوبی بنویسند برایش، در مقابل عیبهایش، پیامبر به چه چیزی نگاه میکند.@ یک ذره فکر کنیم یک ذره وجدانمان را قاضی بکنیم ببینیم کسی که ما داریم از او ایراد میگیریم تند تند نق میزنیم غیبت میکنیم شکایت میکنیم راضی نیستیم به خودش به دیگران به اطرافیان خوبیهایی هم دارد بالاخره این خوبیها را نگاه بکنیم قشنگیها را هم نگاه بکنیم بچهات است پدرت هست مادرت هست همسرت هست دوستت هست یک ذره نگاه کن یک ذره وجدانت را کلاهت را قاضی کن.@ ببین هیچ خوبی در حق تو نکرده هیچ خیری از این به تو نرسیده هیچ حقی گردن تو ندارد آخر تو اینقدر بیانصاف، یکی از بلاهایی که خدا به سر ما میاورد این هست که میگوید در همین دنیا دچار آدمهایی میکند که محبتهایت را زحماتت را ندید میگیرند تحقیرت میکنند لِهِت میکنند قدرت هم نمیدانند گیر آدمهای قدرناشناس میافتی این یکی از عذابها هست.@ و یکی دیگر از آن عذابها این هست که خدا هم دیگر عیبهایت را میگیرد میگوید وقتی خدا ببیند تو آدمی هستی که دائماً عیبهای اطرافیان و زیردستان را میگیرید خدا هم میگوید من هم ریزبین میشوم دیگر از این به بعد(وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ) این خوبیهایت که هیچی بدیهایت را خدا دانه به دانه میکشد مو را از ماست بیرون.@ خودش هم در قرآن میگوید من اگر بخواهم از کسی حساب دقیق بکشم هیچ کس رستگار نمیشود در قرآن میفرماید میگوید اگر من خدا مچ شما را بگیرم(وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ) خدا از بسیاری از گناهان و لغزشهای شما میگذرد نمیبیند به رویتان هم نمیاورد.@ ولی اگر قرار باشد در دنیا یکسره گیر بدهید به این و آن یکسره مچ این و آن را بگیرید یکسره از هیچ کس راضی نباشید از هیچ کس خشنود نباشید اسم هر کس را میاورند هر کس معرفی میشود هر کس در معرض رفاقت و دوستی و ارتباط با شما قرار میگیرد شما هزار تا عیب روی او میگذارید نمیتوانید با او کنار بیایید و بسیازید.@ حالا میخواهد همسرت باشد پدرت باشد مادرت باشد دوستت باشد یک هفتهای دلت را میزند دو هفتهای دلت را میزند میگوید وای به حالت هم در دنیا اینطوری عذاب میبینی هم خدا دیگر گناهانت را دانه دانه بیرون میکشد.@ اما اگر کسی با زیر دستش اینطوری که امیرالمؤمنین میگوید با زیردست و اطرافیانش(مَن رَضیَ بِالعافیَۀِ مِمَن دونَه) با صفح و بزرگواری رفتار بکند نبیند خیلی از ایرادها را بگوید اگر فلان اینطور ایراد دارد ده تا هم من دارم پنج تا ایراد هم من دارم من که خودم بدتر هستم عیبهای خودش را ببیند.@ اگر کسی عیبهای خودش را دید میگوید خداوند تبارک و تعالی هم یک کاری میکند که تو اصلاً گناهانت هم یادت نیاید که خجالت بکشی در حدیث داریم میگوید اینقدر خدا کریمانه با این بنده برخورد میکند یک کاری میکند بعد از مردنش هم گناهانش یادش نیاید.@ اصلاً یادش نیاید که بخواهد شرمنده بشود جزا که نمیکند هیچی، عذاب که نمیکند هیچی، یک کاری میکند که کلاً گناهان از یاد او برود از صحیفه و لوح وجود او پاک بشود و دیگر این اصلاً یادش نیاید که گناهی کرده.@ چقدر بزرگواری است این مال این هست که تو باید همین روش را در رابطه با دیگران هم داشته باشی هی گیر ندید به همدیگر، هی از همدیگر ایراد نگیرد هی کامتان تلخ نشود هی دلتان زده نشود چه خبر است مگر ما خودمان کیستیم.@ یک ذره فکر بکنیم به گذشته خودمان به گناهان خودمان، به آلودگیهای خودمان، مگر ما کیستیم که بخواهیم طلبکار از بندگان خدا باشیم خیلی این فرمایش امیرالمؤمنین بلند است خیلی عجیب است(مَن رَضِیَ) هر کس راضی بشود( مَن رَضیَ بِالعافیَۀِ مِمَن دونَه رُزِقَ السَلامَۀَ مِمَن فَوقَه) از بالادستش دیگر در امان است به او سلامت میرسد.@ یعنی بالادستی هم دیگر ایرادهایش را نمیبیند عیب دارد بالادستی هم میداند تو عیب داری ولی دیگر این عیبها را نمیبیند با قشنگیهایت خوش است با زیباییهایت خوش است از کمالاتت از زیباییهایت از تواناییهایت از امتیازاتت از نکات مثبتت لذت میبرد با همان هم خوش است.@ برای همین هم در حدیث داریم دو نفری که سه روز با هم قهر هستند هر دو از ولایت خدا خارج میشوند جهنمی هستند دیگر مسلمان نیستند سه روز با هم قهر هستند با هم حرف نمیزنند چرا؟ چون قهر بودن نهایت دنائت نفس است نهایت پستی است.@ قهر یعنی چی؟ یعنی تو دیگر قابل رفاقت با من نیستی لایق ارتباط با من نیستی یعنی آنقدر جرمت گناهت شخصیتت منفی است و بزرگ است که من دیگر با تو ارتباط ندارم دیگر دوستت ندارم چه کسی واقعاً میتواند با یک نفر قهر بکند چه کسی میتواند از یک نفر آنقدر عیب ببیند که بتواند با او قهر بکند یک ذره به این فکر بکنیم.@ اگر کسی خدا را اینطوری بشناسد و از خدا راضی باشد در دلش، خدا هم به او خدایی یاد میدهد یعنی یاد میدهد که چطوری مثل خدا باشد میگوید شما میخواهید من تمام عمر گناهان شما را، ما عبادتهایمان هم گناه است ما دو رکعت نماز میخوانیم اگر بخواهیم از این دو رکعت نمازمان ایراد بگیریم.@ خدا رحمت کند امام را امام میفرمود تو خجالت نمیکشی میایستی جلوی خدا میگویی(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) حیا نمیکنی(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) میدانی این حرف یعنی چی؟ یعنی من از هیچ کس الگو، برنامه، انگیزه نمیگیرم جز از تو، به هیچ کس تکیه ندارم جز به تو، به هیچ کس طمع ندارم جز به تو، چاپلوس کسی نیستم التماس کسی را نمیکنم جز تو گدای محبت و عاطفه کسی نیستم جز تو.@ داریم راست میگوییم؟ دروغ است میایستیم در زیارتها میگوییم(السلام علیک یا اباعبدالله) السلام را معنا کردیم چند هفته قبل السلام یعنی تو ای امام حسین تو ای امام زمان از دست من در ایمنی هستید از من هیچ گناهی هیچ عملی که شما را ناراحت بکند صادر نمیشود.@ حالا خداوکیلی به این حضرت عبدالعظیمی که در جوارش هستیم قسم ما با اخلاقمان امام زمان را آزرده نکردیم با رفتارمان با اعمالمان آزرده نکردیم چه کسی میتواند ادعا بکند من یک بار از صمیم قلب سلام کردم به امام زمان، چه کسی میتواند ادعا بکند من یک بار به امام حسین گفتم السلام، راست گفتم.@ ما ممکن است به انسانهای دیگر سلام راست بگوییم یک زن و شوهر به هم سلام بکنند واقعاً هم تا آخر عمر از همدیگر شری نبینند نسبت به همدیگر سوء نیتی پیدا نکنند پدر به فرزند، فرزند به پدر بگوید سلام، راست هم بگوید سلامش سلام باشد ولی چه کسی میتواند بگوید من تا به حال به چهارده معصوم سلام کردن آزارشان هم ندادند.@ ما عبادتهایمان را فقط بخواهند حساب بکنند جایمان ته جهنم است گناهان بماند آنوقت چه خبر است که ما اینقدر مدعی هستیم و دیگران را ریز میبینیم کوچک میبینیم نمیتوانیم خوبیها و قشنگیهای دیگران را ببینیم نمیتوانیم مسالمت داشته باشیم با خوبیها و تواناییها و زیباییهای دیگران.@ هر چه میبینیم نقد و انتقاد و ضعف و ایراد و اشتباه، پستترین آدمها کثیفترین آدمها در نزد خدا حقیرترین آدمها کسانی هستند که دقت در لغزش دیگران دارند یعنی میتواند چشمشان ضعفها را ببیند این خیلی آدم بدبختی است خیلی آدم بیچارهای است.@ (وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ) صفت خداست یعنی از بسیاری میبخشد اصلاً خدا نمیبیند نه اینکه نمیفهمد رد میشود ما چه موقع میخواهیم واقعاً آدم بشویم چه موقع میخواهیم شبیه خدا بشویم تو دوست داری خدا با تو چطوری رفتار بکند با بندگان خدا هم همانطوری باش با خلق خدا همانطوری باش با خانواده خدا.@ گفت خلق خانواده من هستم میگوید من این عروسم را خیلی دوست دارم میگویم چرا؟ میگوید من خودم میدانم پسرم عیبهای زیادی دارد ولی این با بزرگواری پسر من را تحمل میکند دامادم را خیلی دوست دارم میدانم دختر خودم عیبهای زیادی دارد ولی این داماد ضعفها و ایرادهای دختر من را نمیبیند دوستش دارد به او ظلم نمیکند خوبیهایش را میبیند.@ حالا شما فکر بکنید خدا به دل شما مراجعه بکند ببیند شما با بندههایش اینطوری هستید چقدر قشنگ است چقدر خوب است ببینید آشتی کردن با خدا کار زیادی ندارد رفیق شدن با خدا امام سجاد(ع) (اِنَّ الراحِلَ اِلَیک قَریبُ المَسافَه) کسی که مسافر به سوی توست مسافتش خیلی کم است.@ مسافت به این کوتاهی تا حالا سراغ داشتید همین حدیث امیرالمؤمنین(مَن رَضیَ بِالعافیَۀِ مِمَن دونَه رُزقَ السَلامَۀَ مِمَن فَوقَه) از این راه میانبرتر، هی از همدیگر ایراد نگیریم هی زشتیها را نبینیم خوش به حال کسی که خوبیهای دیگران را میبیند زیباییهای دیگران را میبیند کمالات دیگران را میبیند.@ هی نیا از بچهات انتقاد بکن از دخترت انتقاد کن از پسرت انتقاد کن آن هم در جمع ضایعش بکن از همسرت انتقاد بکن هی ضایعش بکن ایراد گرفتن، استاد شدن برای همدیگر، معلم همدیگر شدن چیز خوبی نیست این یادتان باشد بگذارید اساتید برای ما برای زن ما برای شوهر ما استادی بکنند.@ استادش هست ایرادش را بگیرد به او بگوید استاد خیلی حقش عظیم است این کار را میکند استاد هیچ وقت متنفر از شاگرد نمیشود ایرادش را میگیرد با عشق ایرادش را میگیرد با علاقه ایرادش را میگیرد هیچ وقت شاگرد منفور استاد نمیشود بگذار او آن کار را بکند نه تو که شوهرش هستی نه تو که زنش هستی نه تو که رفیقش هستی.@ هی میخواهی معلمش بشوی میخواهی ایراد بگیری راستش بکنی میخواهی جلوی انحرافاتش را بگیری بنشین سر جایت با همدیگر زندگی بکنید خوبیهای همدیگر را ببینید قشنگیها را زیاد بکنید ما اگر به دروغ هم خوبی را به کسی انتساب بدهیم در او آن خوبی ایجاد میشود اگر میبینید شما یک کسی زمینه دارد ایجاد میشود.@ خدا رحمت کند مرحوم میرزا علی آقا را شخصی بود به او میگفت فلانی مثلاً قاسم نامی شما در نظر بگیرید این از آن اراذل و اوباش محله نجف بود میرزا علی آقا هر وقت رد میشد میدانست این کارها را نمیکند میگفت قاسم نمازت را بخوانی مرتب، چشم آقا، نمیخواند آن بنده خدا هم دلش خوش بود که این نماز میخواند هر دفعه نمازت را که میخوانی بارک الله.@ دوباره چند وقت دیگر قاسم نمازت را که میخوانی یک شب به او گفت قاسم نماز شب یادت نرود حالا این نمازش را هم نمیخواند قاسم نماز شب یادت نرود طرف فکر کرد گفت میرزا دارد من را نگاه میکند شب رفت خانه دید خوابش نمیبرد دید نمیتواند بخوابد باید بلند بشود نماز بخواند یکی از اولیاء خدا شد یکی از رفیقهای خدا شد.@ ما نه مثل مگس تو رجل مگس مینشینیم روی عیبها ضعفها، روی لغزشها، کمبودها، آنها همه را بزرگ میکنیم حالا میخواهیم خدا با ما چطوری رفتار بکند ببخشدمان از اینجا مردیم واقعاً قلم عفو بکشد روی نامه اعمال ما بگوید ندید.@ تو خودت چطوری هستی تو اینطوری نیستی تو لیاقت اینوع رفتار را نداری خدا هم اینطوری رفتار نمیکند آنهایی که شما میبینید با یک عمر خطاکاری یک دفعه خدا به آنها میگوید بیخیال، چون اینها آدمهای بیخیالی بودند نسبت به دیگران، خیلی خیلی عیب میدیدند عیبهای خودشان را میدیدند بدتر از خودشان سراغ نداشتند.@ اینطور نبود که خودشان آدمهای خوبی بودند و همه را ریز ببینند اصلاً بدتر از خودشان سراغ نداشتند حالا شما میفهمید که چرا بزرگان ما میخواستند خدا را قسم بدهند به زنان فاحشه قسم میداند برای اینکه در نگاه او یک زن فاحشه ممکن است صد تا کمالات خوب داشته باشد که بگوید من ندارم.@ حالا او یک فحشای ظاهری دارد من که خودم غیبت میکنم از زنا بدتر نیست فقط کسی که میرود خودش را میفروشد فاحشه است من که زبانم لق است دهانم لق است فکرم اینطوری هرز است میروم مینشینم همه جا عیبهای این و آن را راحت میگویم راحت از این و آن تعریف میکنم و غیبت میکنم و حرفهایشان را میزنم این فاحشهگری نیست این فحشای باطنی است خیلی بدتر از فحشای ظاهری است.@ با همدیگر دعا بکنیم پروردگارا به حق محمد و آل محمد به ما رضا عنایت بفرما به ما یقین عنایت بفرما خدایا به ما لیاقت راضی شدن از اطرافیانمان عنایت بفرما عیبگیری و ایرادگیری و سختگیری را از ما برطرف بفرما خدایا به رضای خودت امام زمان را از ما راضی بفرما به امام رضا از ما راضی بشو.@ خدایا به حق محمد و آل محمد در فرج آقا امام زمان(ع) تعجیل بفرما به حق محمد و آل محمد افضل تحیات و درود و صلوات خودت را به روح پرفتوح امام امت و شهدای اسلام عائد و واصل بفرما اموات ما را ذوالحقوقین بدوارثان و بیوارثان و مؤمنین مسلمین و مؤمنات و مسلمات را ببخش و بیامرز روح همه آنها را شاد بفرما دعاهای ما را به اجابت برسان اسرای ما را خلاصی ببخش رزمندگان ما را هر جای عالم هستند نصرت عطا بفرما.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ فرمودند چرا امام صادق میفرماید بهترین دوست من کسی است که عیوب من را برایم تحفه بفرستد؟ در رفاقتهای صمیمی اگر طرفین یک طوری بشوند که یک روح بشوند عیبهایشان عیب همدیگر حسنهایشان حسن همدیگر بشود ظرفیت بالا میرود این در واقع میگوید شما اگر کسی از شما ایراد گرفت ببین ایراد را داری یا نداری نمیگوید تو ایراد بگیر.@ میگوید تو اگر کسی از تو عیب گرفت باید اینطوری باشی اگر کسی عیبت را گرفت با او کینه به دل نگیری دشمنش نشوی از او ناراضی نشوی ما وقتی که نگاه به خدا بکنیم باید همیشه به رحمت خدا امیدوار باشیم.@ اما وقتی نگاه به نفسمان میکنیم نفسمان را باید متهم بکنیم تلقین به خوب بودن یعنی تلقین به اینکه مورد رحمت و کمک خداوند تبارک و تعالی قرار میگیریم آنها از ما بدشان نمیاید شیطان هم جزء فرشتگان نبود جزء جنها بود و فرشتگان هم که مختار هستند.@