جلسه 005 - مقام رضا
شماره جلسه
5
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
7
روز
5
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - مقام رضا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در معرفت الله درباره رضا بود و اینکه مبنای شناخت خداوند تبارک و تعالی راضی بودن به فعل خداست شما اگر بخواهید بیشتر از آنچه که عرض میکنم را با قلبتان انشاء الله بگیرید دعای افتتاح را شبها به آن توجه بکنید در دعای افتتاح شما مقدار زیادی الحمد لله دارید.@ این الحمد لله کار هر کسی نیست یعنی شما ممکن است بگویند مستحب است ماه رمضان دعای افتتاح بخوانید شما هم بروید بخوانید چون مستحب است میرویم میخوانیم ثواب دارد مستحب است یا بعضی از قسمتهایش قشنگ است میرویم میخوانیم.@ اما دعا ارزشش به این هست موقعی که شما میخوانیدش از دل خودتان بخوانید یعنی اینها را راست بخوانید و حرف دل خودتان باشد این که دعا یک مکتب تربیتی هست برای این هست که به ما یاد میدهند که شما از زبان خودتان اینها را بخوانید یعنی تو باید این باشی که این را بتوانی بگویی یعنی جزء عقائد خودت باشد جزء باورهای خودت باشد بتوانی این را به زبان بیاوری.@ اما اینکه ما بگوییم که ما اصلاً نمیفهمیم چون جمله عربی هست نمیفهمیم چیست همین عربیش را میخوانیم مثل جوشن کبیر و جوشن صغیر و خیلی چیزهای دیگر که داریم میخوانیم جملهاش را هم نمیفهمیم چیست اصلاً نمیفهمیمش که این مقوله بیاید که باورش داریم یا باورش نداریم باید دعا را بفهمیم.@ در روایت شرط قبولی دعا این هست که دعا شخصی که میخواند میگوید توجه داشته باشد که چه میگوید اگر توجه نداشته باشد فایدهای ندارد مثلاً میگوید این دعا را 40 بار بخوانید فلان خواستهتان برطرف میشود این فکر میکند گیر سر عربی خواندن این است و 40 بار خواندنش هست میرود 40 بار عربی این را برمیدارد میخواند ولی هیچ خواستهای از خدا نداشته فایدهای ندارد.@ دعا یعنی اینکه من بفهمم چه میگویم توجه داشته باشم به درخواستم شما نگاه کنید دعای افتتاح کار یک آدم راضی است یعنی کسی است که به مقام رضا رسیده کار آدم معمولی نیست.@ این که ما سرمایهگذاری کردیم که میگوییم الان ما در بحث معرفت بیاییم روی رضا کار بکنیم برای این هست که ما اگر این قضیه برایمان کاملاً جا بیفتد میتوانیم مثلاً امثال دعای افتتاح را که دعای فوقالعاده قدرتمندی هست را از دلمان بخوانیم و خدا میداند آن موقعی که انسان از دلش میخواند چقدر لذت میبرد.@ یک اتحاد و یگانگی با ارواح طیبه معصومین(ع) پیدا میکند و با خدا در صلح هست خیلی مهم است که انسان شاکی در خانه خدا برود از خدا چیزی را بخواهد تا اینکه با خدا در صلح باشد یعنی همه آن چیزهایی را که میخواند با باور و با شهود بگوید خیلی فرق دارد شما در نمازتان مأمور هستید شهودات و مشهودات خودتان را بگویید.@ (اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له) یعنی این را من شهود کردم با آن مخالفتی هم ندارم یعنی همچین چیزی را قبول دارم این عین حقیقیتی هست که من دارم میبینم تا اینکه یک نفر بگوید در نماز به ما گفتند که این جمله را بخوانید بگویید(الحمد لله اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له) ما هم میخوانیم.@ این کجا تا اینکه یک نفر خودش این جمله از نهاد خودش بر بیاید این نماز و این دعا هست که سازندگی دارد حالا من یک تعدادیش را برایتان بخوانم فرصت هم نداریم معنی بکنیم و شرح بدهیم شاید اینها را در بحث مراقبتهای ماه مبارک توضیح دادیم.@ (اَلحَمدُ للهِ الَّذی لَم یَتَّخِذ صاحِبَۀً وَ لا وَلَدا) برای کسی که رضا دارد و معرفت دارد یکی از لذتهایش این هست که خداوند همسر و فرزند ندارد الان شما میگویی این یعنی چی خدا همسر و فرزند ندارد ما هم اینجا گفتند بگویید میگوییم اما یعنی چی(اَلحَمدُ للهِ الَّذی لَم یَتَّخِذ صاحِبَۀً وَ لا وَلَدا)؟@ ولی این در جایگاه سیر و سلوک نقش خیلی مهمی دارد اگر کسی این را بفهمد برای همین هم در یکی از مهمترین دعاها این نوع حمدها آمده حمدها را بحث مفصلش را در صحیفه سجادیه داریم میکنیم یک کسی لذت ببرد و این حقیقت را شهود بکند که خدا همسر و فرزند ندارد و چون خدا همسر و فرزند ندارد سپاسگزار باشد.@ حمد خدایی را به جا بیاورد که او همسر و فرزند ندارد قشنگی خدا در این هست که همسر و فرزند ندارد و اگر خدا همسر و فرزند داشت فایدهای نداشت دیگر خدا نبود اصلاً(وَ لَم یَکُن لَهُ شَریکٌ فِی المُلک) هیچ شریکی ندارد(وَ لَم یَکُن لَهُ وَلیٌ مِنَ ذُلّ وَ کَبِّرهُ تَکبیرا اَلحَمدُ لله بِجَمیعِ مَحامِدِهِ کُلِها عَلی جَمیعِ نِعَمِهِ) خدایا من با تمام حمدها و سپاسها به تمام نعمتهایت شکر میکنم حمدش را بجا میاورم.@ (اَلحَمدُ للهِ الَّذی لا مُضادَ لَهُ فی حُکمِه) خدا مضاد و ضدی در حکمش وجود ندارد هر حکمی بکند همان خواهد شد این خدا قشنگ است این خدا دوست داشتنی است این خدا زیباست و من خدا چون کسی نمیتواند زور به او بگوید دوستش دارم کسی نمیتواند جلویش بایستد خداست و قشنگ است و برای همین هم از خدا سپاسگزارم.@ و از اینکه یک همچین خدایی دارم خیلی کیف میکنم این الحمد لله ذوقها و لذتها و حظهای یک آدم راضی است یک آدمی که شهود کرده خیلی کیف دارد اینکه آدم شهود بکند یعنی بگوید خدایا من خیلی کیف میکنم از اینکه تو اینطوری هستی(وَ لا مُنازِعَ لَهُ فی اَمرِه اَلحَمدُ للهِ الَّذی لا شَریکَ لَهُ فی خَلقِه وَ لا شَبیهَ لَهُ فی عَظِمَتِه) در عظمتت شبیهی هم نداری.@ (اَلحَمدُ للهِ فاشی فِی الخَلقِ اَمرُه وَ حَمدُه اَلظاهِرِ بِالکَلَمِ مَجدُه اَلباسِطِ بِالجُودِ یَدَه) اینها همه قشنگ است یک مقدار که جلوتر میرود چند تا حمد دیگر هم دارد اینها خیلی مهم هست که ما ببینیم لذت ببریم ببینیم حق همین هست و بعد از آن تشکر بکنیم و حمد و سپاس الهی را بجا بیاوریم این نقش رضاست.@ رضا دنیا و آخرت انسان را میسازد و باعث میشود انسان دنیای لذتبخش و آخرت لذتبخشی بیاورد ما یک شعار هست که همیشه در هر جلسه تکرارش میکنیم و آن این هست که علامت یک مؤمن شادی و آرامش هست درسهایی که بعداً میدهیم تفسیر این شعار است یعنی اینکه اگر یک کسی گفت چرا مؤمن شاد و آرام هست؟.@ میگوییم به این دلیل، یکی از دلائلش این هست که مؤمن راضی است روایت بعدی درباره این آیه شریفه هست ما دو آیه داریم در قرآن یکی(فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ) هرگز قسم به پروردگارت مؤمن نیستند مگر اینکه تو را حاکم خودشان قرار بدهند.@ در اختلافاتشان در جاهایی که گیر میکنند در مسائلی که برایشان حل نیست تو را حاکم خودشان قرار بدهند(ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ) بعد از اینکه تو را حاکم کردند ای رسول خدا در قلبشان ناراحتی از این حکمی که تو کردی ایجاد نشود.@ مؤمن یعنی این، یک زن و شوهری اختلاف دارند الان با هم رفتند پیش یک کارشناس مذهبی، پیش یک روحانی امام جماعت امام جمعه یک کارشناس مذهبی میگویند آقا ما بینمان یک اختلاف وجود دارد الان، شما به ما بگو که حق با من است یا با همسرم هست؟@ آن کارشناس حرفهای دو طرف را میشنود بعد به مرد میگوید آقا اینجا حق با خانم شماست اینجا شما اشتباه کردید این در دلش ناراحت است از این حکمی که این آقا کرده این را بیایمانی میگویند چون این آقا خودش کارهای نیست خودش هم چیزی ندارد بگوید.@ اگر حکم را میگوید حکم را دارد از روی کتاب الله میگوید میگوید شرعیش این هست که شما این اشتباه را کردی میبینی این خیلی به او بر میخورد میاید بیرون به زن میگوید دفعه دیگر پیش این آقا نروی نه جلساتش را برو نه نوارهایش را گوش کن نه کلاسهایش را برو دیگر راضی نیستم بعضیها به همین مقدار تکبر دارند.@ یعنی کافی است یک بار علیه آنها حرف بزنی به او بگویی آقا این کارت مشروع نیست این کارت خلاف اخلاق است این کارت خلاف عرفان است این کارت خلاف شرع است یعنی تا جایی قبولت دارد که حرفی خلاف ذائقهاش نزنی اگر حرفی خلاف ذائقهاش زدی میرود دنبال کار خودش، تکبر میکند این را بیایمانی میگویند.@ یا خانم همینطور آقا آمده با خانم آمده کارشناس مذهبی به او گفته که خانم اینجا کار شما اشتباه است اینجا شما این کوتاهیها را کردی این اشتباهات را کردی حرف زور است من زیر بار نمیروم، بود زمانهایی بودند که یک خانمی رفته بود پیش پیغمبر گفت آقا شوهر من گردن من چه وظائفی دارد؟@ دختری بود به نام حولا رسول الله فرمود این حق را دارد این حق را دارد این حق را دارد دو طرف حقها را گفت گفت شوهرت هم این حقها را دارد زیر بار نرفت قرآن میگوید شما ایمان ندارد چون پیامبر اندازهها و ریاضیات من خدا را دارد اعلام میکند شما اگر به من هم اعتماد نداشته باشید من خدا را هم قبول نکنید پس روی چه مبنایی میخواهید زندگی بکنید.@ حق و باطل چطوری شناخته میشود؟ شما مگر دنبال حقیقت و آنچه که مصلحت خودتان هست نیستید؟ بله پس هر چه که پیغمبر من میگوید قبول کنید پیامبر میگوید هر چه که ائمه میگویند ائمه میگویند هر چه که علما میگویند قبول کنید حکم خدا را اگر به شما رساندند دیگر تکبر نکنید زیر بار نروید.@ زن و شوهر بلند میشوند میایند به خانم میگوییم این کوتاهیهای شما اینجاست به آقا میگوییم کوتاهیهای شما اینجاست این وظائف را هر کدام از شما انجام بدهید هیچ کدام هم حاضر نیستند انجام بدهند این نافرمانی من یا یک مشاور نیست نافرمانی خداست.@ قرآن دست روی نقطه روانی خاصی گذاشته میگوید کسانی که ادعا میکنند مؤمن هستند اگر اندازهها و حدود ایمانی را برایشان مشخص کردی زیر بار نرفتند تکبرشان به آنها اجازه نداد این ایمان ندارد طرف آمده گفته من حرف خدا را قبول دارم حرف معصوم را قبول دارم.@ ولایت فقیه امری است که معصومین(ع) به ما رساندن که ما باید در غیبت امام زمان تابع فقیه جامع الشرائط باشیم به عنوان رهبرمان، طرف خودش باسواد است ممکن است مجتهد باشد بارها شد ما کسانی را داشتیم که مجتهد بودند وقتی امام فرمود باید فلان کار را بکنید زیر بار نرفتند به آنها برخورد.@ بابا نماینده امام زمان هست نائب امام زمان هست دارد مطلبی را میگوید خوب گوش کنید زیر بار نمیروند این بیایمانی میشود ادعا میکنند قبول دارند ولی حرف امام زمان را هم قبول ندارند زیاد شده ائمه صحبتی کردند فرمایشی کردند خیلی از اصحاب زیر بار نرفتند رسول خدا فرموده زیر بار نرفتند خود رسول خدا فرموده قبول نکردند.@ قرآن میگوید اینها اگر از تو نپذیرند مؤمن نیستند این یک آیه، درباره این آیه که هرگز مؤمن نیستند تا اینکه تو را حاکم کنند و در قلبشان بعد از حکم تو هیچ حرجی ایجاد نشود در دلشان هیچ احساس بدی دست نیاید قرآن خیلی مهم است خدا دارد با تو حرف میزند یعنی خدایی که علیمٌ به ذات الصدور هست.@ میگوید اگر حرف پیغمبر را قبول هم بکنی اما در دلت ناراحت بشوی مؤمن نیستی فردای قیامت به خاطر همین که در دلت یک همچین چیزی اتفاق افتاد و قبول نکردی عذابت میکنند همین که در دلت راضی نیستی بگویی حالا خدا گفته باشد ولی قلباً من راضی نیستم.@ کسی که بعد از اینکه حکم خدا را میشنود در دلش تکبر ایجاد میشود در دلش منیتش اجازه نمیدهد حکم خدا را بپذیرد در مسائل اقتصادی میگوید خمس است میگوید من راضی نیستم زکات است راضی نیستم حج باید اینطوری باشد میگوید راضی نیستم زنداری است شوهرداری است رفتار با پدر مادر است رفتار با فرزند است میگوید راضی نیستم.@ واقعاً قبول نمیتواند بکند با اینکه میفهمد خدا گفته زیر بار نمیرود چرا خدا اینطوری گفته چرا خدا این کار را کرده چرا یک همچین چیزی را قرار داده همین خدا فردا سؤال میکند میگوید تو به من گفتی چرا؟ تو بهتر از من میفهمیدی؟ تو یک مهندس به تو میگوید خانهات را اینطوری بساز بعداً هم با دو ریشتر زلزله روی سرت میریزد جرأت نمیکنی جلوی مهندسی که چهار سال درس خوانده بگویی چرا؟@ جلوی پزشکی که هفت هشت سال درس خوانده بگویی چرا به من خدا میگویی چرا؟ این نهایت جهالت انسان است نهایت نفسانیت انسان است که اگر حکم الله را فهمید نتواند زیر بار برود نتواند بپذیرد ما اینجا امتحان میشویم در زندگی ما اینقدر صحنههایی پیش میاید که ما میرسیم به یک جایی که در آیینه وحی خدا باید خودمان را نگاه بکنیم.@ وقتی که نگاه میکنیم میبینیم که با آن آیینه تطبیق نداریم با آن فرمایش تطبیق نداریم زیر بار نمیرویم بدمان هم میاید اگر به ما هم بگویند ناراحت میشویم امام باقر فرمود این آیه معنایش چیست فرمود(اَلتَسلیم وَ الرِضا وَ القُنُوعُ بِقَضائِه) تسلیم بودن و راضی بودن، هم تسلیم بشوی یعنی بپذیری انجام بدهی هم ته دلت هم از آن راضی باشی خیلیها تسلیم هستند اما راضی نیستند.@ انجام میدهند واقعاً ولی در دلشان به خدا غرغر میکنند این جهنم دارد احکام و رساله را میخواند مسخره میکند آیه قرآن را میخواند مسخره میکند حقوق زن و مرد را میخواند مسخره میکند اقتصاد را میخواند مسخره میکند من که نمیفهمم چرا اینطوری هست تو که قرار نیست همه چیز را بفهمی.@ مگر تو به یک دکتر هم میگویی باید بفهمم چه میگویی مگر قرار است با شعور تو حرف بزنند قرار است با مصلحت ما سخن بگویند قرآن میگوید خیلی چیزها شما بدتان میاید برایتان خوب است و شما نمیدانید من خدا میدانم همین کافی نیست که خدا میداند ما نمیدانیم بگویی من که نمیفهمم باید بفهمم تا به آن تن بدهم این که اطاعت نیست این بندگی نیست.@ بندگی یعنی خدایا هر چه تو گفتی تسلیم، دنبال این هم نیستم که بدانم چرا خدا گفته چشم، او خیر من را میخواهد بهتر از من هم من را میشناسد من را هم برای ابدیت خلق کرده من نمیفهمم من نادان هستم آیه بعدی میفرماید(وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ).@ هیچ مؤمن و زن مؤمنی نیستند وقتی که خدا و رسولش حکمی را کردند اختیار داشتند زیر بار این حکم نروند اصلاً اختیار ندارند میگوید اگر با فرمان الهی روبرو شدید با حکم الله روبرو شدید دیگر اختیار ندارید مرجع تقلیدت فرموده این کار، سلیقهای نیست.@ بله مستحبات را شما میگویید نمیخواهم انجام بدهم مباحات را میگویی من هر کدام دلم خواست انجام میدهم مکروه را میگویی میخواهم انجام بدهم هیچ حرفی نیست اما وقتی که با وظیفه و واجب و حرام روبرو میشوی آنجا اصلاً تو کارهای نیستی که بخواهی اظهارنظر بکنی تو باید قبول بکنی.@ میگوید آقا این کار حرام است این کار نباید باشد این کار ضد اخلاق است این کار ضد ایمان است نباید انجام بشود بحث سلیقه نیست که بگوید من سلیقهام نمیگیرد. فرمایش بعدی خیلی عالی هست از امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(اَجدَرُ الاَشیاء بِصِدقِ الاِیمان اَلرِضا وَ التَسلیم).@ میگوید ببینید شما خودتان مؤمن هستید در زندگیتان اطرافیانتان هم مؤمن هستند پدرانتان برادرانتان همسرتان فرزندتان اینها مؤمن هستند دوستانتان شاگردانتان کسان دیگر انسانهای دیگر هستند در اجتماع همه مؤمن هستند ما از کجا بفهمیم درجات ایمان یک نفر و صدق ایمان یک نفر به چه چیزی است؟ یعنی از کجا بفهمیم ایمانش صادق هست یا صادق نیست؟@ برای صدق ایمان علامتهایی گفته شده ولی حضرت علی میفرماید شایستهترین مبنا و ملاک در فهم صدق ایمان افراد میزان رضا و تسلیمشان هست شما میتوانید با مبناهای مختلف ایمان افراد را نگاه کنید مثلاً یک آدمی در خانواده آدم بیعاطفه و سردی هست یقیناً میتوانی بگویی ایمانش ضعیف است.@ و الا اساساً ایمان گرما دارد سردی ندارد مهربانی و مهرورزی دارد حرارت ایجاد میکند از انسان، انسان را متحرک میکند اصلاً میریزد از یک آدم مؤمن نشاط شادی مهرورزی آدمهای شل و ول و آدمهای سرد و آدمهای ضعیف این حتماً در ایمانشان خلل وجود دارد این یک مبناست درست هم هست.@ بعضی جاها از شما گرما میخواهند این یادتان باشد چون بحثش مفصل است شاید ما بتوانیم یک همچین بحثی را چون بحث سنگین و تخصصی هست مربوط به این جلسه هم نمیشود شاید انشاء الله اگر همینطوری رفتید بالا در جوشن کبیر گفتیم.@ بعضی جاها در اسلام از شما گرما میخواهند بعضی جاها از شما سرما میخواهند بعضی جاها به شما میگویند شما باید آدمهای با نشاط و گرمی باشید بعضی جاها میگویند باید شما آدمهای سرد و بیحالی باشید بیحس و حال باشید شما چشمههای بهشت را دقت کنید چشمههای بهشت طبعهایش فرق میکند.@ کافور طبعش گرم است در بهشت ما چند تا چشمه داریم یکی زنجبیل که گرم است خصوصیات چشمه با خصوصیات ایمانی افراد سازگاری دارد یعنی کسی میتواند از آن چشمه بخورد که طبعش گرم باشد آدمهایی که از نظر عاطفی و خیلی چیزهایی که در اسلام باید گرم باشند از مؤمن جوشش و هیجان وجود داشته باشد ندارد اینها هرگز به آن چشمه نمیرسند.@ خیلی هم خطر دارد آدم از آن نخورد یعنی میبیند که چه محرومیت عظیمی هست بدبختی آدم همین هست که بعد از مردن میفهمد چقدر محروم شده این خیلی کشنده است نمیدهند قرآن گفته این چشمه مال کسانی هست که طبعشان گرم است یعنی حتماً گرماهای روحی و معنوی و اخلاقی که از آنها خواستی از خودشان بروز داده باشند.@ اگر جایی که تو باید گرما داشته باشی نداشته باشی و بگویی تربیتم اینطوری است سلیقهام اینطوری است من اینطوری خوشم میاید اینطوری حال میکنم اینطوری عادت کردم ما اینطوری بزرگ شدیم چون هیچ کدام مبنا نیست مبنا من هستم و خدا.@ خدا میگوید من کاری ندارم که تو کجا بزرگ شدی تو از آن جهت که مؤمن هستی باید گرمایت را تبدیل به سرما بکنی اینجا دیگر نباید گرم باشی اینجا من از تو میخواهم بیحال، بیانگیزه، سرد، خنک، بیخیال، اگر گرم باشی جایت وسط آتش است در بهشت جای سوختن نیست بیموقع هست آتش در آنجا.@ در آخرت و بعد از مرگ جهنم بیموقع است میگوید تو اگر بیموقع جهنمی بشوی و داغ بشوی مثلاً بیموقع یک نفر عصبانی بشود بیموقع داد بزند بیموقع حساسیت نشان بدهد به چیزی که نباید حساسیت نشان بدهد میگوید جایی که باید سرد میبودی گرم بودی برو جایت در همان گرما است در جهنم.@ ولی این دفعه پنج دقیقه گرما داشتی اینجا پنج دقیقه داد زدی عصبانی شدی آنجا میشود پانصد هزار سال معادل این پنج دقیقه، شوخیبردار هم نیست برو بسوز یک جا از تو میخواهد گرم باشی یخ هستی مثلاً به قرآن توهین شده به حضرت زهرا توهین شده به پیغمبر توهین شده به ولی فقیه توهین شده.@ اینجا از شما گرما میخواهند اگر سرد باشی بروی در خانهات بنشینی حال تظاهرات و راهپیمایی نداشته باشی روز 22 بهمن بنشین پای تلویزین روز 22 بهمن اگر کسی بنشیند پای تلویزیون بیچاره است باید بیرون بروی باید بروی دادت را بزنی برائت واجب است تبرا از پایههای ایمان است روزی که تو باید بروی داد بزنی به استکبار که من از تو متنفرم بیایی در خانهات بنشینی.@ بحثش مفصل است وارد نمیشوم چون باید همه چشمهها را دانهدانه بگویم طبعهایش را بگویم اخلاقهایش را بگویم طول میکشد این بحث مفصلی است رضا سرد است یعنی تو باید بگویی بیخیال، عکسالعمل نشان ندهی هر کاری با تو میکنند عکسالعمل نشان ندهی یعنی عصبی نشوی پرخاشگری نکنی داد و بیداد نکنی گله نکنی شکایت نکنی.@ آخ خدایا چرا این کار را کردی خدایا چرا اینطوری نه، لذا میگوید اینها از چشمه کافور میخورند که سرد است چون به موقع سرما از خودشان به خرج دادند چشمهای متناسب با ساختار شخصیت خودشان، یک چشمه هم داریم سلسبیل، تسنیم، اگر شما بخواهید از این بخورید اینها مال آدمهای معتدل است.@ یک جاهایی باید آدم شخصیتش معتدل باشد نه باید خیلی گرم باشد و نه خیلی سرد، اینجا باید اعتدال را رعایت بکند جالب است قرآن میگوید این سه چشمه فقط نصیب کسی میشود که در هر سه حال تسلیم خداست یعنی آنجایی که میگویند داغ است داغ است آدم سردی نیست آنجایی که میگویند سرد است باید سرد باشد آدم داغی نیست آنجایی که میگویند معتدل باشد آدم معتدلی هست.@ یعنی نه افراط میکند در هر سه تا کاملاً خودش را تسلیم کرده یعنی خودش را با بهشت تطبیق داده با چشمههای بهشت با ابدیت با منازل بهشت تطبیق داده تربیت کرده ما عزیزان من دقت کنید ما چند روز فرصت داریم تمرین کنیم برای زندگی در بهشت، متأسفانه ما یادمان میرود قرار است کجا زندگی کنیم میاییم با مبناهای اینجا خودمان را تربیت میکنیم.@ جان میکنیم 20 سال درس میخوانیم که یاد بگیریم چطوری مثل غربیها غذا بخوریم مثل آنها راه برویم مثل آنها حرف بزنیم مثل آنها منطق داشته باشیم مثل آنها شوهرداری بکنیم مثل آنها زنداری بکنیم.@ چند روز فرصت داری که برای بهشت تمرین بکنی اگر نتوانی بهشت را اینجا در زندگیت بیاوری اگر نتوانی بهشت را در روح خودت بیاوری و حاکم بکنی خبری از بهشت نیست خدا با هیچ کس تعارف ندارد.@ یک جمله برایتان بخوانم شهید اُحد چقدر مقام دارد؟ شهدای احد که الان هم میرویم مکه میرویم زیارتشان چقدر مقام دارند شهدای احد؟ در دوران غربت اسلام که کمتر افراد دور پیغمبر جمع میشدند این آقا آمده در رکاب پیغمبر شهید شده دیگر از این بالاتر شما میخواهید شهید را دفنش کردند مادر شهید آمده میگوید(هَنیئاً لَک) پسرم بهشت گوارایت باشد.@ این را در مورد سعد هم داریم در جنگ خندق پیغمبر میگوید تو چه میدانی این کجاست الان شاید آدم پرحرفی بوده شاید حرفهایی که نباید میزده از دهانش خارج شده آنجاهایی که نباید حرف میزده حرف زده حرفهای بیمعنی و بیخودی.@ یک موقعی هست آدم حرف میزند پرحرف هم هست حرفهای حکیمانه و خوب است به جا هم حرف میزند ولی یک جاهایی هست حرفهای بیمعنی هست حرفهای بیسر و ته است نباید زده بشود نباید از دهان خارج بشود پیغمبر میدانی چه میگوید؟ میگوید تو از کجا میدانی این شهید الان در بهشت است شاید حرفهای بیخود میزده.@ آقا رحمۀ للعالمین دارد این حرف را میزند شاید مواظب زبانش نبوده هر چه میامده میگفته هر وقت دلش میخواسته هر چه از دهانش در میامده میگفته کنترل هم نمیکرده لجام نداشته اینکه داریم مؤمن لَجّام هست لجام دارد یعنی اینکه اینطوری نیست که به خودش اجازه بدهد هر حرفی را بزند زبانش کنترل دارد.@ با پدر هر طوری دلش خواست با مادر هر طوری دلش خواست با همسر هر طوری دلش خواست با فرزندش هر طوری دلش خواست با مردم با همکارش هر طوری دلش خواست نه اینطوری نیست ما وقت نداریم خیلی زیاد باید تمرین بهشتی بکنیم.@ یک اصل هم به همه شما یاد دادم این یادتان نرود بنویسید در خانههایتان بزنید جلوی چشمتان، آن این هست که قبر تو نفس توست روح تو قبر توست هر کس میخواهد ببیند که قبرش آرامش دارد شادی در آن هست بهشتی هست قبرش به نفس خودش الان نگاه بکند.@ اگر نفس ناآرامی داری نفس شعلهوری داری نفس آتشینی داری پیغمبر آنجا در قبری که آتش باشد پیغمبر نمیاید اگر در قبرت میخواهی فاطمه زهرا بیاید الان باید در قبر تو فاطمه زهرا باشد قبرت خودت هستی اگر الان با فاطمه زهرا رفت و آمد داری که میاید آن موقع در قبرت، با امیرالمؤمنین رفت و آمد داری میاید با ائمه رفت و آمد داری آنها میایند در قبرت.@ ولی اگر الان با اینها رفت و آمد نداری و حبی نداری دلبستگی و دلدادگی نداری دیشب جشن تولد حضرت مجتبی(ع) بود حست دیشب چطوری بوده معلوم است اگر حست چطوری بوده امام مجتبی در قبر تو هست یا نیست ببین دیشب چه حسی داشتی وقتی تولد امامت بود چه تکانی خوردی.@ به احساسات دیشبت که جشن تولد پدرت بود فکر کن ببین چه حسی داشتی معلوم است دیگر قبر تو هم همین شکلی است اگر عقد و عروسی فلان کس از جشن تولد امام زمان برایت هیجان بیشتری ایجاد میکند.@ اگر یک مهمانی با کسی بودن یا تلویزیون یک فیلم سینمایی یک سفره حتی هیجان بیشتری از رسیدن یک جشن مذهبی یا یک عزای مذهبی در تو ایجاد میکند تو چطوری میتوانی بگویی بعداً در قبر تو اینها بیایند.@ اگر در قبرت یعنی در نفست الان مار و عقرب هست غیبت هست تهمت هست نیش زدن هست عصبانیت هست کج خلقی و بدخلقی هست زودرنجی و حساسیت هست آنجا همینطور است قبرت خودتی یادمان باشد قبر خود ما هستیم بهشت در ماست جهنم در ماست ما را نمیبرند در بهشت و جهنم، خودت هستی.@ ما چند روز اینجا هستیم باید تمرین بهشتی بکنیم تمرین بکنیم در بهشت زندگی بکنیم با اینکه ببین به لیسانس میرسی یا نه دیپلم میگیری یا نمیگیری شوهر میکنی یا نمیکنی زن میگیری یا نمیگیری بچهدار میشوی یا نمیشوی شغلت چیست چقدر درآمد داری چقدر میخوری چه میپوشی یک ریال ارزش ندارد.@ مهم این هست این چند روزی که زنده هستی بتوانی بهشتی زندگی بکنی سر از جهنم در نیاوری حالا تو الان تحصیلات عالیه هم داشتی بهترین حقوق و درآمد را هم داشتی چند تا خانه هم داشتی همسر داشتی فرزند داشتی ظاهراً هم خوشبخت بودی ولی وقتی قبرت و روحت جهنمی هست آتش در آن هست اضطراب هست این را میخواهی چکار بکنی واقعاً خوشبخت هستی؟ تمرین نکردی در بهشت زندگی بکنی.@ ما وقت کمی داریم عزیزان برای تمرین کردن تمرین بکنیم که من وقتی میخواهم بهشت چطوری زندگی بکنم آنجا آداب دارد آداب زندگی دنیا را شما نگاه کنید خدا رحمت کند میرزا را میفرمود یک ده میلیاردم برزخ دنیا، آنجا آدابش خیلی پیچیده است همه چیزش پیچیدهتر از اینجاست آن هم چندین میلیارد برابر پیچیدهتر از اینجاست.@ شما باید با آداب زندگی بهشتی آشنا بشوید چند روز دیگر میخواهی وارد بهشت بشوی انشاء الله در این سال گذشته تا الان ده نفر از شاگردان ما رحمت خدا رفتند رفتند آن دنیا، در همین کلاس در همین جلسات اینجا، ده نفر بعدی تا سال بعدی چه کسانی هستند ما وقت زیادی نداریم.@ ما فقط و فقط آمدیم در این دنیا که تمریم بکنیم به محض اینکه سوت پایان را زدند متولد شدیم به آنجا در آنجا باید زندگی بکنیم زندگی اصلی شروع میشود(وَ إِنَّ الدَّارَ الْ‏آخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ) آخرت فقط حیات حقیقی است قرار است حیات حقیقی و ابدی داشته باشی برای همین تمریناتتان را شروع بکنید.@ به جدول برنامهریزیهای روزانهتان توجه بکنید ببینید واقعاً چقدر از برنامههای روزانه شما تمرین است خداوند به لطف خودش میدان تمرین به ما زیاد داده همسر انسان، فرزند انسان، پدر، مادر انسان، محل کار انسان، اجتماع انسان، تمام میدان تمرین است.@ فقط تو باید یاد بگیری که در تمام این صحنهها بهشتی باشی کسی نتواند آتشت بزند کسی نتواند جهنمیت بکند تحریک حسودانه نشوی تحریک متکبرانه نشوی تحریکات دیگر صورت نگیرد این بهشت میشود ما برای همین آمدیم اینجا که این تمرین را بکنیم یکی از آن تمرینات تمرین با چشمهها است.@ اینکه ما با چشمههای بهشت آموزش ببینیم که با مزاج هر چشمه چطوری میتوانیم تمرین بکنیم چشمههایی که طبعشان گرم است تو باید گرما داشته باشی برای آن چشمه، آنهایی که سرد است سرما داشته باشی برودت و آنهایی که طبعشان ملایم است طبع تو هم ملایم باشد.@ خیلی پیچیدگی عجیبی دارد این رمز و رازهایی که در تربیت ما خداوند تبارک و تعالی در نظر گرفته خیلی پیچیدگی دارد خوش به حال کسی که خیلی هم خودش را خسته نمیکند حتی این پیچیدگیها را بفهمد فقط به آن عمل بکند تقوا هم یعنی همین عمل بکند.@ حدود حجاب این است چشم، طلا بر مرد حرام است چشم، ریشت را نتراش چشم، خانم عطر نزن برای نامحرم چشم، جلوی نامحرم اینطوری باش چشم، تربیت بچه اینطوری بکنید چشم، شوهرداری اینطوری بکنید چشم، زنداری اینطوری بکنید چشم، خوش به حال کسی که سرعت دارد چشمگوها سریعترین آدمها هستند.@ (وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ) سابق کسی است که خودش را معطل نمیکند رضا از جاهایی هست که تو را به شدت سرعت میدهد یعنی خدا میگوید هر کاری شد تو سرد باش هیجان تو را نگیرد رضا یعنی همین، جزع و فزع نکن داد و فریاد نکن کفر نگو عصبی نشو فحاشی نکن بداخلاقی نکن دست روی کسی بلند نکن کسی را تحقیر نکن به کسی توهین نکن سرد.@ امام نگاه کنید گرما دارد نسبت به بچهاش بچهاش هست عاطفه از نوع گرما است گرما دارد دارد قدم میزند پشت در، ببینید وظیفهاش را چقدر قشنگ انجام میدهد میگوید اینجا من باید گرم باشم نگران بچه است که بچه چه میشود میاید بیرون میگویند بچه تمام کرد یک دفعه سرد میشود.@ میگوید(سُبحانَ الَّذی یُقتُلُ اَولادَنا وَ لا نَزدادُ لَهُ اِلاّ حُبّا) ببینید چقدر قشنگ سرد شد از یک گرمای آنطوری یک دفعه سرد میشود میگوید منزه است خدایی که فرزند ما را میکشد و ما جز محبت خدا در دلمان چیزی اضافه نمیشود مؤمن این است مؤمنی که همیشه داغ است این باید در جهنم بگذراند همیشه سرد است باید در جهنم برود همیشه معتدل نه.@ یک جاهایی داغ، گرم، پرانرژی، پرحرارت، بشاش، پرتحرک، حرف بزن، وراج، مثلاً در خانواده حرف زدن حرف الکی هم زدن گرمای قشنگی است نگوید من حرفم نمیاید مثلاً الان به مرد بگویی تو باید بروی در خانه حرف بزنی میگوید حرفی ندارم که بزنم من میروم تلویزیون نگاه میکنم میروم پای کامپیوتر روزنامه میخوانم.@ خانم اگر بخواهد بیاید راجع به اینطور مسائل صحبت بکند برای من جذابیت ندارد راجع به بچه تربیت خریدهای خانه پرده خانه فرش خانه، مردی که از این حرفهایش نمیاید بیموقع سرد است این جهنم دارد تو باید گرم بشوی با زنت حرف بزنی نگو این حرفها چیست من حرفهای مهم دارم آدم مهمی هستم برای خودم خیلی مهم هستم از این حرفها نباید بزنم.@ پیغمبر هم گفته حرفهایی که لازم نیست نزنید نه اینجا تو باید از این حرفهایی که لازم نیست بزنی باید حرف بزنی گرم باشی باید برای خودت حرف تولید بکنی بشین حرف بباف مرد برای زن ببفاد زن برای من ببفاد با هم حرف بزنید اصلاً خانه جای حرف زدن است یک کسی که ضعیف است باید توان حرف زدنش را زیاد بکند.@ بیرون از خانه نه هیچ لزومی ندارد در اجتماع در مجلس در عروسی در اینطرف و آنطرف خیلی لازم نیست ما حرف بزنیم بچه آمده حرف میزد بچه حرفهای بیمزه زیاد دارد برای خودش خیلی مهم و بامزه است وظیفه تو هست که خوب گوش بکنی ببینی چه میگوید شر و ور هم بچه میگوید بچه خیلی حرفهایی میزند که شما نمیفهمی وظیفه تو هست با هیجان با گرما گوش بکنی جواب بدهی.@ میگوید نه من فیلسوف هستم الان برنامه دارم سخنرانی دارم درس دارم باید بنشینم همه باید خودشان را با من تنظیم بکنند هیچ کس حرف نزند همه ساکت باشند نمیشود خانم حرف دارد باید بنشینی حرفهایش را بشنوی قشنگ، به قول قرآن میگوید گوش بشوید بشنوید ما ضعیف هستیم باید تمرین بکنیم زیاد بشنویم آنجایی که باید سرد بشویم باید سرد بشویم.@ من اخلاقم اینطوری است ما تُرکها اینطوری هستیم ما لرها اینطوری هستیم ما شمالیها اینطوری هستیم ما مردها اینطوری هستیم این حرفها را نزنید تمام این حرفها جایش جهنم است ما مردها اینطوری ما زنها اینطوری نداریم اصلاً، تو باید بگویی ما بهشتیان، ما بهشتی هستیم بهشتی نه به شخصیت زن ما کار دارد و نه به شخصیت مرد ما.@ من قبلاً عرض کردم زن و مرد بودن احکام جسمانیت و حیوانیت ماست ما که نباید به اقتضای حیوانیتمان عمل بکنیم ما باید به اقتضای بخش انسانیمان که از خدا ودعیه در ما گذاشته شده عمل بکنیم به اقتضای کودک عزیز روانمان عمل بکنیم ببینیم او چه میگوید او چه میخواهد همان بحثی که هفته گذشته داشتم.@ بخش انسانی ما چه چیزی را اقتضا میکند من اینطوری تربیت نشدم من اینطوری عادت ندارم من اینطوری خوشم نمیاید من اینطوری سلیقهام نمیگیرد نه نیست این حرفا چیست همه تمرین تو در بهشت این هست که تو سلیقههایت را کنار بگذاری تو اظهارنظر نکنی هی از خودت سلیقه به خرج ندهی.@ کربلا اینطوری است کربلا که ما مینشینیم برایش گریه میکنیم و این همه تأثیر دارد برای این هست که هر کس هر میل و سلیقه و علاقه داشت در کربلا آمد فدای خدا کرد له شد هیچ کدام از چیزهایی که امام حسین دوست داشت سلیقه داشت علاقه داشت انجام نشد حتی غیرت ناموسیش هم رعایت نشد.@ هیچ کدام از چیزهایی که محترم بود محترم شمرده نشد این یعنی تسلیم و رضا، امام حسین ته قضیه در گودال قتلگاه فرمود(الهی رضاً) حضرت زینب چه موقع خوشش میامد بیاید برود در این بیابان، چه موقع خوشش میامد برود با این همه نامحرم روبرو بشود میگوید خدا میخواهد رضاً(و ما رأیت الا جمیلا) همه جاهایی که له شدم قشنگ بود.@ همه جاهایی که سلیقه من رعایت نشد زیبا بود طبع من سلیقه من زنانگی من شما نگاه کنید هیچ چیز در مورد حرمت زنانگی در مورد حضرت زینب رعایت نشد هیچ چیز در مورد حرمت خواهریش عمه بودنش خاله بودنش و مادر بودنش رعایت نشد همه آنجا له شد کربلا یعنی این(کُلُّ یَومٍ عاشورا وَ کُلُّ اَرضٍ کَربلا).@ کربلا یعنی اینکه تو حق نداری بگویی من هم یک کسی هستم من هم اظهار وجودی میکنم من هم سلیقهای دارم من هم میلی دارم میگوید آقا از زنم خوشم نمیاید یک کلمه دوستش ندارم میگوید(عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً) اگر از همسرت خوشت نمیاید باید با او خوشرفتار باشی اخم و تخم و قهر و غر نه.@ از زنت بدت میاید(وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ) خوشم نمیاید تو چه کسی هستی که این حرف را میزنی(فَعَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً) چه بسا شما از چیزهایی بدتان بیاید(وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً) خدا خیر کثیری برای شما در آن قرار داده.@ از روزه خوشت نمیاید از حجاب خوشت نمیاید خوب دقت کنید مفهوم رضا یعنی چی رضا یعنی سرد بودن یعنی ضربه خوردی حرف نزن صدایت در نیاید هیچی نگو غر هم نزن ببینید یک موقع هست یک کسی مهمان دارد شما را هم دعوت کرده بعد قبل از اینکه سفره را بیندازند صاحبخانه اینطوری میکند فلانی شما بیا در آشپزخانه، میگوید چیه میگوید غذا کم است شرمندم شما سر سفره نشین با خود ما باش.@ این سر سفره نشین با خود ما باش صاحبخانه خیلی شیرین است یعنی به آدم یک احساس قشنگی دست میدهد اینقدر خودمانی است که صاحبخانه تو را مثل خودش میداند یعنی میگوید تو هم صاحبخانهای تو هم بیا کنار غذا برسد اینها مهمان هستند غریبه هستند ما با آنها رودربایستی داریم با تو که این حرفها را نداریم بیایید کنار شما غذا نخورید.@ خیلی کیف دارد خودمانی، آنوقت اگر فردا رفتی بیرون گفتی فلانی به ما غذا نداد خیلی نامردی هست بیمروتی هست اصلاً شما نمیروی بگویی اینقدر کیف کردی که تو را از خودش دانسته میگویی همین برای ما بس است.@ اصلاً نمیروی بگویی آقا ما رفتیم دیشب خانشان غذا کم آمد به من هم نرسید به من هم ندادند من را هم صدا کردند گفتند تو نخور یک آدم پست ممکن است یک همچین کاری بکند آدم این کار را نمیکند.@ ائمه یک موقعهایی شما را میکشند کنار میگویند تو از خودمان هستی چون مال خودمان هستی یک ذره کثیف شدی آلوده شدی گناه کردی یک سرطان فعلاً داشته باش یک سردرد یک پادرد زیاد شده ما خودمان را از خدا و ائمه ندانستیم غرغر کردیم زیاد، آبروی خدا و ائمه را زیاد بردیم.@ با من این کار را کردند با من آن کار را کردند دعا کردم اجابت نکردند حرم رفتم جوابم را ندادند اصلاً انگار دارد با یک دشمن حرف میزند دیگر با امام رضا قهرم با خدا دیگر نماز نمیخوانم اصلاً هیچ انگار حس یگانگی ندارد این شخص چرا؟ چون با طبیعتش دارد زندگی میکند حتی اگر دارد دینداری هم میکند دینداریش هم با حس مردانگی و زنانگی و حیوانیتش هست.@ برای همین زود از دست امام حسین شاکی میشود زود از دست خدا شاکی میشود علی(ع) فرمود مؤمن را اگر من بینیش را با شمشیر بزنم از من هرگز ناراحت نمیشود و منافق را همه دنیا را به او بدهم هرگز از من راضی نمیشود یکی از رفیقهای امیرالمؤمنین یک کار خلافی کرد حضرت دستش را قطع کرد.@ بعد رفته بود یک جا همه میگفتند الان وقتی هست که ما این را علیه علی تحریکش کنیم گفتند دستت را چه کسی قطع کرد گفت امیرالمؤمنین سرورم مولایم امیرالمؤمنین این افتخار را داده دستم را قطع کرد ما خیلی شاگردهایی داریم چاپلوسی استادشان را بلد هستند زیاد بکنند کافی است استاد یک چیزی بگوید که این خوشش نیاید قهر میکند میرود.@ شما زمان انقلاب نگاه کن چند تا بودند شاگردان امام که از دستاندرکاران امام بودند امام بزرگشان کرده بود به جایی رسانده بودشان وقتی یک چیزی گفت این آقایان خوششان نمیامد به آنها برخورد ول کردند رفتند گفت فلان مسئولیت را داشته باشید ول کردند رفتند گفت فلان کار را نکنید سلیقهاشان نمیگرفت جلوی امام ایستادند میگوید عزیز من تو خودی هستی تو از خودمان هستی دیگر نرو آبروریزی راه بینداز.@ رضا یعنی این یعنی وقتی خدا با من یک کاری کرد بلند نمیشوم بروم غرغر بکنم اینطرف و آنطرف ائمه یک چیزی را برای من صلاح دانستند دیگر غرغر نمیکنم این رضا میشود. چقدر این حدیث قشنگ است امیرالمؤمنین(ع) چهار تا کلمه است همه را در فارسی دارید یکیش فقط شاید نباشد.@ (نِعمَ قَرینُ الاِیمان اَلرِضا) چه قرین خوبی است رضا برای ایمان انسان، اگر کسی میخواهد ایمانش از دستش نرود بعد از چهل سال زحمتهایش هدر نرود ما آدمهایی داشتیم بعد از چهل سال پنجاه سال شصت سال کافر از دنیا رفتند.@ امام خمینی(س) میفرماید من بالای سر یکی از اهل علم رفتم دم آخر داشت میمرد امام میگوید رفتم به او گفتم که تلقین شهادتین کردم که(اشهد ان لا اله الا الله) بگو نگفت با کینه گفت عجب خدای ظالمی هست خدا خیلی ظلم کرده در حق من، الان میخواهد من را از زن و بچهام جدا بکند حالا که دیگر من به جایی رسیدم خانه ساختم حالا میخواهم زندگی بکنم میخواهد من را جدا بکند.@ آدم خیلی بدبخت میشود اهل علم باشی سالها درس بخوانی سالهای سال، چهل سال پنجاه سال بعد آخر هم با کینه خدا انسان از دنیا برود اگر این یک ذره رضا همراهش بود با دشمنی خدا از دنیا نمیرفت امام گفت هر کاری کردم نگفت(لا اله الا الله) شما فکر نکنید از آن آدم قویتر هستید ما نگوییم نه ما اینطوری نیستیم ما خیلی کار درست هستیم نه خدا از ما امتحان میکند.@ رهایتان نمیکند لحظه به لحظه باید امتحان بدهید خیلی یار قشنگی است یار خوبی است برای ما، عزیزان اگر میخواهید زحماتتان هدر نرود بعداً جان کندنهایتان ما چقدر آدمها داشتیم در زندان شکنجه دیدند در این انقلاب تبعید شدند شکنجه دیدند سختی کشیدند انقلاب را پیروز کردند رفتند پیش صدام رفتند سرباز صدام شدند.@ من آدم سراغ دارم تا همین سه چهار سال پیش جزء بزرگان بوده آدمهای پیشکسوت الان میدانید کجاست؟ اسرائیل است بگردیم آن کرمهای وجودمان را که یک زمانی ممکن است کار دستمان بدهد پیدا بکنیم تا دیر نشده و با رضا و تسلیم و با ادب آتش ادب خیلی آدم را پاک میکند آتش ادب تمام ناخالصیها را میسوزاند جهنمها را ذوب میکند میفرستد کنار، با این ناخالصیها را بسوزانیم و نگذاریم یک موقعی این اتفاقات برای ما بیفتد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ چند نکته را خدمت عزیزان توضیح بدهم یکی اینکه صدقات را چون دهه دوم هستیم حساستر هست صدقات را در این دهه زیادتر بکنید.@ این ایام که دعا میکنیم دعای فرج بعد از هر نماز دعای فرج داریم(اَللّهُمَّ اَدخِل عَلی اَهلِ القُبُورِ السُرور) اول این هست که خدایا به اهل قبور شادی وارد کن فکر کنید شما الان از دنیا رفته بودید در قبر بودید چقدر انتظار داشتید که زندهها به یاد شما باشند به یاد اموات باشید برایشان خیرات زیاد بکنید و برایشان دعا زیاد بکنیم.@ اولین چیز این هست که برای شادی اموات خودتان مؤمنین و مؤمنات مسلمین و مسلمات بدوارثان و بیوارثان شادی روح مطهر امام امت شهدای اسلام علما صدقین صالحین با همدیگر یک حمد و سوره و صلوات، جهت شفای خودتان مریضانتان و مریضان اهل اسلام، مریضانی که از شما التماس دعا دارند یک حمد شفا میخوانیم.@ جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار از شیعیانشان و رفع اضطرار از مسلمین و مستضعفین جهان اجابت دعاها برآورده شدن حوائج با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را با حضور قلب بخوانیم(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@ با اصرار نه با خواهش یا تشویق میتوانید شما کتابی یا سیدی را به کسی بدهید که استفاده بکند اما اگر مسخره کردند این کار را نکنید جاهایی مثل بچهها سر کلاسها ممکن است مسخرهبازی و لودگی در بیاورند ما باید متانت خودمان را حفظ بکنیم مسخره شدن زینت مؤمن است مؤمن اگر مسخره نشود مؤمن نیست.@ در رابطه با استخاره من مفصل در سیدی میثاق مقدس توضیح دادم در پرسمان هم هست استخاره زمانی جائز هست که شخص علاوه بر فکر، مشورت با متخصص و دیدن جنبههای شرعی به نتیجه نرسد اگر به نتیجه نرسید و آنها جواب نداد اجازه دارد برود استخاره بکند اما ابتدائاً سراغ استخاره رفتن کار درستی نیست.@ لطیفه اگر حرف باطل در آن نباشد در یک مجلسی باشد برای اینکه مؤمنین شاد بشوند اشکالی ندارد. اگر کسی در خیابان روزهخواری میکند چطوری باید باشیم؟ اگر روزهخواری میکند احتمال میدهید که تذکر شما مؤثر است واجب است تذکر بدهی اما اگر مؤثر نیست نه.@ و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@