جلسه 003 - مقام رضا
شماره جلسه
3
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
6
روز
22
متن کامل (خام) ‌ جلسه 003 - مقام رضا

سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره رضا بود رضایت به قضای الهی، خرسندی از هر چیزی که خداوند تبارک و تعالی برای انسان اختیار میکند حدیثی هست از امام صادق(ع) میفرماید که(اِنّا قَومٌ نَسئَلُ الله ما نُحِبُّ فیمَن نُحِب فَیُعطینا فَاِذا اَحَبَّ ما نَکرَهُ فَیمَن نُحِب رَضینا) میفرماید که ما قومی هستیم که درباره محبین خودمان دعا میکنیم چیزهایی را که دوست داریم خداوند به محبین ما بدهد از خدا میخواهیم و خداوند هم عطا میکند.@ البته خواستن آنها یک معیارهایی دارد یک مبناهایی دارد همانطور که بارها عرض کردم مبنایش و معیارش سعادت ابدی انسان هست سلامت قلب انسان هست بعد میفرماید که پس ما در مورد آن چیزهایی که دوست داریم به محبینمان برسد از خدا میخواهیم دعا میکنیم و خداوند عطا میکند.@ اما گاهی وقتها ما یک چیزهایی را میخواهیم که دوست نداریم به شیعیانمان برسد به محبین خودمان برسد ولی خدا دوست دارد ما دوست نداریم به شیعیانمان برسد مثلاً فرض بفرمایید میگوییم خدایا اینها مریض نشوند فقیر نشوند چنین نشوند چنان نشوند ولی خدا دوست دارد.@ میفرماید ما وقتی که میدانیم خدا دوست دارد ما هم راضی میشویم یک نکته خیلی مهم من امروز خدمتتان عرض کنم در بحث رضا، خواهش میکنم خیلی دقت بکنید به این قضیه اگر انشاء الله این مسئله را خوب باور بکنید یعنی نه فقط بفهمید بلکه خوب باورش بکنید و از حالت دانایی به دارایی شما برسد اگر برسد خیلی آرامش پیدا میکنید.@ انشاء الله خداوند تبارک و تعالی به برکت این ماه که روز اولش هم هستیم انشاء الله بر همه شما و مسلمانها مبارک باشد و دعا هم در آن مستجاب هست خداوند تبارک و تعالی به فضل و برکت این دعا این مسائل را جزء باورهای ما و داراییهای ما قرار بدهد.@ اگر کسی بخواهد مسئله دعا، بلا، رضایت به آنچه پیش میاید گاهی وقتها انسان برایش چیزهایی پیش میاید که راضی نمیشود با خدا درگیر میشود مثلاً پنج تا پسر داشته دعا کرده یک دختر به او بدهد گفته باردار بشوم، نشوم، خلاصه کلی ریسک کرده باردار شده رفتند سونوگرافی کردند دیدند این یکی هم مثل بقیه پسر است از دختر خبری نیست.@ سالها آرزو داشته یک دختر به او بدهد نداده سالها آرزو داشته یک پسر به او بدهد نداده سالها میخواسته با یک کسی ازدواج بکند نشده میخواسته سلامتی به دست بیاورد به او نداده میخواسته توفیقات علمی و درسی پیدا بکند نکرده میخواسته توفیقات عبادی زیاد پیدا بکند مریض شده اصلاً این توفیقات را بدست نیاورده.@ گاهی وقتها انسان در اینطور موارد با خدا درگیر میشود یک نکتهای که عرض میکنم اگر خوب جزء باورتان بشود هیچ وقت دیگر با خدا درگیر نمیشوید یکی اینکه خداوند تبارک و تعالی از خود ما به ما نزدیکتر است(نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ) (أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ) خداوند بین انسان و خودش هم حائل میشود یعنی نزدیکتر است.@ نه فقط خدا در مورد پیامبر هم داریم در مورد امامان هم داریم(النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ) پیامبر از خود مؤمنین اولاست به خود مؤمنین، یعنی سزاوارتر است بیشتر حق دارد به مؤمنین تا خود مؤمنین پیامبر صاحب مؤمنین است مؤمنین مال رسول الله هستند هیچ چیز از خودشان ندارد این که پیامبر است.@ ما نسبت به خدا دیگر وضعیتمان خیلی خیلی شدیدتر است من بگذارید از یک مثال ساده شروع کنم پسری آمد پیش پیغمبر عرض کرد یا رسول الله من پدرم وضع مالی خوبی دارد اموال دارد نیازی ندارد ولی همیشه میخواهد از من پول بگیرد چکار کنم؟@ در روایت داریم بارها پسرها آمدند نه یک پسر، پسرهای مختلفی آمدند بارها این را از پیغمبر سؤال کردند رسول الله در جواب فرموده که(اَنتَ وَ مالُکَ لِاَبیک) تو و مالت هر دو مال پدرت هستید تو آمدی به من میگویی که پدرم میخواهد پولم را از من بگیرد تو خودت هم مال پدرت هستی یعنی تو هم مثل یک مال هستی برای پدرت، پدرت خیلی حق به گردنت دارد پدر است.@ (اَنتَ وَ مالُکَ لِاَبیک) پدر چقدر سهم در وجود انسان دارد؟ سهمش خیلی ناچیز است اشتراک یک اسپرم است بیشتر از این کاری که نکرده در ساختار وجودی ما بیش از یک اسپرم که اشتراک نگذاشته مادر هم همینطور.@ حالا همین پدر و همین مادر حقشان آنقدر عظیم است که پیامبر میفرماید(اَنتَ وَ مالُکَ لِاَبیک) الان خیلی از پدر مادرها نسبت به بچههایشان دلشوره دارند ناراحت هستند و حق هم دارند احساس میکنند که بچهشان مال خودشان هست و باید نسبت به این مال تصمیمگیری بکنند اظهارنظر بکنند دخالت بکنند و کار درستی هم هست.@ حالا به من بگویید سهم پدر مادر در وجود بچه بیشتر هست یا سهم پیغمبر؟ سهم پیغمبر، پیغمبر چه چیزی را برای ما گذاشته؟ نفس ما از پیغمبر است ما اگر بدنمان از پدر مادر هست نفس جاودانه ما از رسول الله است روح ما از اوست.@ لذا هم عواطف رسول الله نسبت به پدری که فقط یک اسپرم را به اشتراک گذاشته بیشتر هست این یادتان باشد قاعده در عاطفه و مهربانی این هست شما هر وقت برای یک موجودی سرمایهگذاری بیشتری بکنی علاقهات به آن بیشتر میشود دلسوزیت بیشتر میشود احساس و تکلیفت هم بیشتر میشود.@ سرمایهگذاری پیامبر بیشتر است یا پدر مادر طبیعی ما؟ سرمایهگذاری پیامبر، بنابراین عواطفش احساساتش مهربانیش و حقش عظیمتر از پدر مادر ماست خداوند چی؟ حق خدا بیشتر است یا حق پیامبر؟ حق پیامبر، چون اگر پیامبر و پدر و مادر ما هم حقی دارند به واسطه خداست خداوند این خلقت را ایجاد کرده این اذن را داده.@ آنقدر نزدیک است ببینید خدا حتی راجع به خودش این حرف را نمیزند یعنی این مسلم است میگوید پیامبر به شما از شما اولاست آیه قرآن است نص قرآن است(النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ) از طرفی میفرماید(وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ) هرگز هیچ مرد مؤمن و زن مؤمنی حق ندارد اختیاری ندارد آنجایی که خدا و رسول چیزی را حکم میکنند.@ یعنی شما نمیتوانی بگویی من نمیکنم چون مال خودت نیستی مثل یک کنیز مثل یک غلام میمانی که ارادهای نداری در برابر اراده خدا و رسول(ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ) اختیاری ندارند.@ بنابراین تو فکر نکن خودت برای خودت مهم هستی ولی برای خدا مهم نیستی تو خودت برای خودت عزیز هستی ولی برای خدا عزیز نیستی مصالح تو هیچ کس در این دنیا به اندازه تو دلش برای تو نمیسوزد اینها همه دروغ است توهمات شیطانی است توهماتی است که ما از سر نافهمی و بیمعرفتی به این تصور میکنیم.@ که در این عالم وجود تنها کسی که باید دلش برای من بسوزد خود من هستم هیچ کس دلش بیشتر از من برای من نمیسوزد اصلاً اینطور نیست شما حتی در مورد پدر مادر طبیعی هم اینطور نیست در مورد پدر مادر طبیعی هیچ بچهای نمیتواند بگوید من دلم برای خودم بیشتر از پدر مادرم میسوزد هرگز.@ پدر مادر آن قدر که ذوب در مصالح بچهشان هستند مصالح بچهشان را میخواهند بچه شاید خیلی وقتها عقلش هم نرسد ولی پدر مادر خیلی بیشتر هستند آنوقت شما فکر میکنید رسول خدا و خدا علاقهشان به ما و حقشان به ما از خود ما بیشتر است کمتر از خود ماست؟ هرگز اینطور نیست.@ وقتی که تو خودت و مالت مال پدرت هستی نفست که دیگر واضح است این یک فکر غلطی هست که از نشناختن خدا ناشی میشود و شیطان هم پرورشش میدهد که ما فکر میکنیم که از آن عالم افتادیم در این عالم در یک عالم بدبختی و غربت و بیچارگی هیچ کس به داد ما هم نمیرسد بعداً هم ما میمیریم.@ مثلاً الان راجع به مردنها من دیدیم بعضی از خانمها آقایان، پدر مادرشان که میمیرند همین حس را دارند مثلاً میایند اینقدر گریه و دلسوزی میکند برای پدر مادرش که نگو، که وای الان خدا آنجا چه بلایی سر پدر من میاورد الان فرشتهها ریختند سرش هر کدام یک گرزی میزنند در سر پدر من، مادر من الان اینطوری هست ولو گناهکار هم باشد.@ تو که یک قطره از اقیانوس بیکران محبت و عاطفه را نسبت به پدر مادرت داری پدر مادری که سهم زیادی در تو ندارند اینقدر نسبت به آنها نگران هستی و دل میسوزانی فکر میکنی آن طرف محبت تو از رسول خدا و فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین بیشتر است؟ یعنی آنها کمتر از تو عاطفه دارند؟ این نفهمیها کار دست ما میدهد.@ باعث میشود که ما نتوانیم از زندگی لذت ببریم و روابطمان را با اشیاء و خدا برقرار بکنیم تو پدرت و مادرت هر چقدر هم گناهکار باشد پیش کسی میرود که میلیاردها برابر بیشتر از تو پدر مادرت را دوست دارد اینقدر ظالمانه فکر نکن اینقدر با بیانصافی قضاوت نکن در مورد برزخ، در مورد پدر مادرت، این نفهمی است.@ بعد هم فکر میکنیم که بله ما الان افتادیم اینجا بعد هم از اینجا میمیریم و میرویم آنجا، آنجا چه کسی به داد ما میرسد چه کسی به ما کمک میکند چه کسی به فکر ماست فکر میکنیم در یک عالمی میرویم که فقط آنجا یک خطکش عدالت گذاشتن و با بیرحمی تمام میخواهند ما را آنجا عذاب بکنند این خیلی بد است.@ نظام خلقت به این صورت است که هر چه از بالا میخواهد بیاید چند میلیارد برابر عصارهگیری میشود تا پایین میاید نظام ریاضی است یعنی شما اگر همه عواطف اهل زمین را جمع بکنید آن عاطفهای که در نظام ملکوتی هست میلیاردها برابر بیشتر از اینجاست.@ بنابراین وقتی که ما واقعیت را درست نمیشناسیم خدا را نمیشناسیم و مهربانی خدا را به خودمان، مهربانی ائمه و امام زمان و اهل بیت(ع) و فرشتهها را به خودمان نمیشناسیم فکر میکنیم که ما فقط غریب افتادیم اینجا و خود ما هم تنهای تنها هستیم هیچ کس هم به داد ما نمیرسد.@ بعد هم اگر یک اتفاق بیفتد دعای ما مستجاب نشود مثلاً برویم حرم الان دعا بکنیم فلان کس ما عزیز ما شفا بگیرد او هم بمیرد بعد احساس میکنیم در یک عالم بیرحم بیقاعده قرار گرفتیم در حالی که سرطان گرفتن او طبق لطف خداست و مهربانی خداست زجرش هم طبق لطف خداست مردنش هم لطف خداست.@ ولی ما فکر میکنیم از خدا مهربانتر هستیم ما همیشه فکر میکنیم دلمان بیشتر میسوزد برای دیگران تا خدا، ما مصالح دیگران را بهتر تشخیص میدهیم تا خدا، بیشتر دلمان میسوزد بیشتر مهربانتریم این غلط است اصلاً مبنا غلط است ریاضیاتش غلط است.@ لذا یک پدری که بچهاش میمیرد یک مادری که بچهاش میمیرد باید فکر کند اول برای همین امام صادق وقتی بچهاش میمیرد شاد میشود چرا میگوید از من پدر مادری که اینقدر به بچهام رحمت دارم بچه من رفت به دست کسی رسید که بینهایت بیشتر از من بچه من را دوست دارد.@ بچه من از دست من راحت شد رفت یک جایی که راحتتر است رفت یک جایی که الان اگر به او بگویی حاضر هستی برگردی دیگر حاضر نیست بگردی بگو این پدرت این مادرت حاضری برگردی اصلاً حاضر نیست برگردد چرا؟ چون میفهمد بچه کجا رفته یادتان باشد خدا به ما از خود ما اولویتش بیشتر است خدا به ما از ما نزدیکتر است به ما از ما مهربانتر است این را باید بفهمیم.@ من با علاقهای که به خودم دارم با محبتی که به خودم دارم یک چیزی را صلاح میدانم که برایم اتفاق بیفتد دوست دارم معلوم هم نیست به دردم بخورد(عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ) خیلی چیزها هست شما خوشتان میاید برایتان خوب نیست(وَ عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ) خیلی چیزها هم هست شما بدتان میاید برایتان خوب است.@ بعد میفرماید(وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ) خدا میداند شما نمیدانید حالا خدایی که به من مهربانتر از من است و بیشتر از من میداند او برای ما تجویز بکند بهتر است یا ما تجویز بکنیم بهتر است کدامش؟ آخر سر آن که خدا بخواهد تجویز بکند به نفع ماست تا خودمان.@ حالا خدا سؤال میکند همین سؤالی که من از شما کردم روز قیامت میگوید من به تو مهربانتر بودم یا تو به خودت؟ میگوییم تو، من تو را بیشتر میشناختم یا تو؟ خدایا تو بیشتر میشناختی، من مصلحت تو را بیشتر میخواستم و دوست داشتم یا تو؟ میگوییم تو.@ میگوید پس چرا وقتی چیزهایی را برایت قرار میدادم ناراحت میشدی؟ چرا غرغر میکردی؟ چرا کفر میگفتی؟ چرا راضی نبودی و رابطهات خراب میشد؟ چرا قهر میکردی؟ ما چه جوابی داریم بدهیم اینجاست که حضرت میفرماید آگاهترین انسانها به خدا راضیترین آنهاست به قضای الهی.@ ما نفهمیهایمان نارضایتی میاورد از دنیا برایمان از خدا برایمان کسانی که دائماً از دنیا و شرائط روزگار راضی هستند از شرائط فعلیشان راضی نیستند یکسره نسبت به شرائط خودشان غرغر میکنند اینها مال این هست که خدا را نشناختند به همین سادگی که من خدمتتان عرض کردم از شما خداوند سؤال میکند.@ برای همین هم در عقاب الاعمال داریم گناه کسی که به قضای الهی راضی نیست فردا خدا این سؤالها را از تو میکند که من مهربانتر بودم به تو یا تو خودت؟ من مصلحت تو را بیشتر دوست داشتم یا تو؟ من برای ابدیت تو نگران بودم یا تو؟ همه را میپرسد و تو هم باید اعتراف بکنی نمیتوانی دروغ بگویی الان برگرد به وجدانت ببین کدام درست است.@ اگر درست است چرا ما باید به خدا غرغر بکنیم و رابطهمان را خراب بکنیم و جهنم برای خودمان درست بکنیم محصول دور افتادن از خدا در دنیا محجوب شدن از خداست در آخرت(إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لََمحْجُوبُونَ) خیلی بد است.@ میگوید خدا با آنها قهر میکند یک کلمه هم با آنها حرف نمیزند برای اینکه تو در اینجا با خدا قهر میکنی با خدا هم نمیخواهی یک کلمه حرف بزنی همان میشود آنجا قهر خدا آنجا سراغت میاید لذا داریم عذاب کسی که به قضای الهی راضی نیست.@ این عذابی که در آخرت به خاطر راضی نبودن به قضای الهی به سراغ ما میاید به خاطر عذابی است که اینجا خودمان برای خودمان درست کردیم در واقع باطن همان ناراحتیهایی هست که خودمان درست میکنیم بدبختترین آدمها کسانی هستند که هم اینجا برای خودشان بدبختی و ناراحتی درست میکنند هم آنجا اینها دیگر خیلی آدمهای بیچارهای هستند که(خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْ‏آخِرَةَ) میشود.@ اینجا آدمی است عصبی و پرخاشگر خودش را آتش میزند داریم(اَلغَضَبُ نارٌ مُوقَدَه)همان(نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ) در جهنم داریم که آتش خدا که روح را میسوزاند نه فقط جسم را میگوید غضب آتشی هست که روح را میسوزاند حالا این بدبخت بیچاره در دنیا یک آدمی بوده حرص و جوشخور، عصبی، ناآرام همین را برمیدارد با خودش در قبر میبرد همین آتش را در قبر میبرد.@ بعضی وقتها هست انسان در دنیا غصه میخورد غم به سراغش میاید بلا میبیند و سختی میبیند ما به ازایش آنطرف بهشت است آسایش است گاهی وقتها یک آدم آنقدر احمق میشود که در دنیا غم و غصه و فشار تحمل میکند چند میلیارد برابرش هم آنطرف را باید تحمل بکند این خیلی بد است.@ بیاییم یک کاری بکنیم اگر ما اینجا قرار است چیزی اذیتمان بکند ما به ازایش آن طرف آسایش داشته باشیم اینطور نباشد که ما هم اینجا اذیت بشویم هم آنطرف اذیت بشویم نارضایتی اینطوری است ناسپاسی اینطوری است بداخلاقی اینطوری است بدبینی و حسادت اینطوری است هم آدم را اینجا بدبخت میکند و میسوزاند هم آنطرف میسوزاند.@ این واقعاً اشتباه نیست که آدم دو جا بسوزد؟ دوبار عذاب بشود؟ بعضی از گناهان اینطوری است بعضی از گناهان یک طوری هست که هم دنیا را میسوزاند هم آخرت را میسوزاند مثلاً این آیه را دقت بکنید(إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْ‏آخِرَةِ).@ میگوید آدمهایی که دوست دارند عیبهای مؤمنین فاش بشود و میروند عیبهای مؤمنین را به همدیگر میگویند رازهای مؤمنین را به همدیگر میگویند دوست دارند فحشا منکرات عیبها و ضعفهای مؤمنین برملا بشود اگر کسی هم نمیداند بداند.@ خوشش میاید لذت میبرد از اینکه یک نفر را ضایع بکند آبرویش را ببرد عیبش را بگوید یک گناهی کرده برود بگوید خوشش میاید که افشاگری بکند علیه یک نفر، میگوید این آدم هم دنیا عذاب الیم دارد هم آخرت عذاب الیم دارد این چه کاری است که آدم لذت ببرد از این کار خوشش هم بیاید بنشیند با شوق و ذوق و لذت هم تعریف بکند از لغزشهای دیگران.@ و خداوند تضمین کرده که انسان نمیمیرد مگر اینکه خودش به همان چیزهایی که از دیگران عیب میگیرد دچار میشود در همین دنیا، عذاب الیم، بزرگان فرمودند از اولیاء دین که خداوند عذاب الیم دنیا را مشخص نکرده که چه بلایی میخواهد سر این آدم بیاورد مبهم است.@ ولی عذاب آخرت مشخص است نارضایتی اینطوری است آدمی که خدا را زیر سؤال میبرد منطق ندارد برهان ندارد یعنی شما با هیچ برهانی نمیتوانی بگویی خدا به من ظلم کرده میگوید بیشتر از هر کس دیگری در تو سهم ندارم که دارم برای رحمت خلقت نکردم که خلقت کردم.@ هر چقدر جنایت کردی و گناه کردی در حق من که بخشیدمت یک عمر به تو فرصت بازسازی و جبران دادم تو واقعاً خودت را بیشتر دوست داری یا من. یک جوان گناهکاری بود خیلی گناه کرده بود داشت میمرد به مادرش گفت مادر من وقتی که مُردم یک طناب ببند به پاهای من و من را در اتاق بکش و از خدا بخواه که من را ببخشد.@ این جوان مُرد و مادر هم دلش میسوخت ولی برای آنطرف بچهاش بیشتر نگران بود هیچی طناب را بست به پای بچه و بچه را میکشید در این اتاق صدا آمد خانم بنده ما را اذیت نکن ولش کن ما بیشتر از تو دوستش داریم چرا اینقدر آزارش میدهی.@ یک کسی آمد پیش امیرالمؤمنین اعتراف کرد به گناهی که جزایش آتش بود حضرت هر طوری ردش کرد که این اعتراف نکند هی خودش آمد سه بار آمد اعتراف کرد علیه خودش شرعاً هم اگر کسی سه بار علیه خودش اعتراف بکند باید در آتش بسوزد مال آن گناهی که کرده بود.@ امیرالمؤمنین هم دستور داد آتش درست کردند این را میخواستند بیاندازند در آتش، گفت اجازه بدهید من یک نمازی بخوانم حضرت فرمود بخوان نماز را خواند و گفت خدایا من به خاطر گناهی که کردم اعتراف کردم که به آتش دنیا بسوزم و از آتش غضب تو در امان باشم.@ این را گفت و این کلامش امیرالمؤمنین را چنان به گریه انداخت چون حضرت میداند عذاب آن طرف یعنی چی خودش را در آتش انداخت حضرت ولایت داشت دستور داد درش بیاورند و نگذارند فرمود خداوند بخشید تو را برو این خدای ماست خدای مهربان.@ خدایی که یک ماه رمضان گذاشته که به هر بهانهای آدم ببخشد نفس بکشید تسبیح است بخوابید عبادت است این مهمانی یعنی همین، یعنی یک پذیرایی خدایی کردن در شأن خدا که نفس کشیدنت را برایت تسبیح مینوسیم خوابیدن تو عبادت است در این ماه، برای همین هم حضرت فرمود شقی و بدبخت کسی است که این ماه به او بگذرد و آمرزیده نشود.@ یعنی میشود آدم بیاید در مهمانی خدا هی بریزد سرش گناهش از رحمت خدا بیشتر بشود پس بزند این همه لطف خدا را میشود؟ پس امام صادق فرمود اگر ما یک چیزی را خوشمان نیاید دوست نداشته باشیم در مورد شیعیانمان و محبینمان ولی خدا بخواهد ما دوستش داریم به آن راضی هستیم چون خدا مهربانتر از ما به محبین ماست.@ ما فکر میکنیم که روز قیامت وقتی پناه میبریم به امام حسین خدا میخواهد ما را به جهنم بیندازد امام حسین ایستاده بین ما و خدا میگوید خدایا نه این را بهشت بفرست نفهمی اینطوری است در حالی که آن رأفت امام حسین و وجود امام حسین را همه رأفتش را خدا به او داده.@ خدا به او گفته که برو اینها را شفاعت بکن ما فکر میکنیم که امام حسین از خدا مهربانتر است امام زمان از خدا مهربانتر است لذا امام میداند که خدا شیعیان ائمه را بیشتر از خود ائمه دوست دارد آنقدر که خدا ما را دوست دارد امام حسین دوست ندارد هر چند امام حسین مظهر عاطفه خداست فرقی بینشان نیست.@ ولی بالاخره بین مظهر و ظاهر فرق هست اگر امام حسین قشنگ است همه قشنگیهایش را از خدا دارد همه توفیقاتش را از خدا دارد هر کس به هر جا میرسد از خداست (لا حَولَ وَ لا قُوَّۀَ اِلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم) الحمد حمد یعنی هر چه قشنگی است هر چه خوبی است هر چه کمال است.@ الحمد لله نه الحمد لپیامبر الحمد لرسول الحمد للحسین الحمد للعلی نه الحمد لله فقط مال خداست همه چیز خداست امام صادق فرمود(رأسُ طاعَۀِ الله اَلرِضا بِما صَنَعَ اللهُ فیما اَحَبَّ العَبد وَ فیما کَرِه) آن اوج بندگی و طاعت خداوند تبارک و تعالی رضایت دادن راضی بودن به آن کاری است که خدا با بندهاش میکند.@ چه چیزهایی که بنده دوست دارد و چه چیزهایی که دوست ندارد هر چه داد راضی باشید ممکن است تو دلت مریضی بخواهد به تو سلامتی میدهد دلت سلامتی بخواهد به تو مرض بدهد دلت بچه بخواهد به تو ندهد بچه نخواهی به تو بدهد هر چه داد یا نداد راضی باش.@ خوش به حال کسی که خدا را بیشتر از همه دوست دارد خدا را بیشتر از همه میشناسد خدا برایش ابزار دنیا نیست بلکه خدا مقصود است دنیا ابزاری هست برای او که به خدا برسد نه اینکه یک ذره در دنیایش اینطرف و آنطرف شد رابطهاش با هر چه دین و معنویت و خدا و مظاهر الهی است خراب بشود.@ به خاطر اینکه به یک شهوت دنیاییش نرسیده به خاطر اینکه به یک خواسته دنیاییش نرسیده به خاطر اینکه یکی از آرزوهایش را نتوانسته تأمین بکند این خیلی زشت است که آدم اینقدر کوچک بماند پس اگر میخواهید خدا را طاعت بکنید رأس طاعت رضایت به این هست که خدا هر کاری دلش میخواهد با ما بکند.@ چه چیزهایی که دوست داشته باشیم چه چیزهایی که دوست نداشته باشیم، فکر میکنی بچه تو بیشتر مال توست یا مال خداست؟ مال خودش هست هر کاری دلش خواست بکند میخواهد مریض بکند میخواهد شفا بدهد میخواهد نگه بدارد میخواهد بکشد مال خداست به تو چه.@ میگوید بچه من است بچه تو است یعنی چی یعنی انتساب به تو دارد مال تو است درست است، ولی بیشتر مال توست یا مال خدا؟ این را اول حلش بکنیم بالاخره مال کیست فقط مال ماست پدر ماست فقط؟ نه.@ این بد فکر کردن اعتقاد اشتباه برای ما میاورد اعتقاد اشتباه، عمل غلط و تصمیمات غلط و عقائد غلط برای ما میاورد لذا تا آخر عمر میبینی یک نفر در دینداریش هم دچار توهم است هیچی از دین نمیفهمد دینداریش هم خیالبافی است همیشه در خیال است. بقیه بحث بماند برای جلسه آینده.@ جهت اجابت دعاها دفع بلیّات تعجیل در فرج آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار از وجود مقدس امام زمان و شیعیانشان آمرزش اموات و شفای مریضان با همدیگر پنج مرتبه آیه أَمَن یُجیب را میخوانیم(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ).@ اگر انسان در حق کسی ظلم کرد حلالیت رویش نشد خجالت کشید یا دید اگر بخواهد این کار را بکند ممکن است طرف راضی نشود نیازی نیست برود پیش خودش یا واسطه بفرستد یا در حق آن طرف دعا بکند. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@