سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در معرفت خداوند تبارک و تعالی در علائم معرفت بود نشانههای معرفت این نکته را عرض کردیم که از فرمایشات معصوم اگر کسی واقعاً خدا را بشناسد معرفت داشته باشد به حق تعالی هرگز از او ناراضی نمیشود ما آنجایی که رابطهمان با خدا یا معصوم خراب میشود و نارضا میشویم از خدا و معصوم، جایی هست که از نظر معرفتی کم میاوریم.@ این قصور معرفتی انسان باعث میشود که از خداوند ناراضی بشود و خودش را بدبخت احساس بکند انسان در بدترین حالتهای زندگی هم وقتی با مقیاس الهی به او نگاه میشود خوشبخت هست ولی وقتی نمیفهمیم ما این مسئله را و مقیاسهای الهی را حذف میکنیم.@ مقیاسهای مادی و مقیاسهای دنیایی را در نظر میگیریم خیلی وقتها احساس بدبختی و عقبماندگی و محرومیت و مظلومیت و شکست میکنیم در این رابطه چند تا از فرمایشات معصومین(ع) را انتخاب کرده بودیم که دو سه نمونهاش را خدمتتان عرض کردیم جلسه گذشته.@ این بحث چون بحث فوقالعاده مهمی هست اگر کسی بتواند واقعاً متخلق بکند خودش را به آن، میتواند یک دنیای آرام و خوبی را داشته باشد و هم یک آخرت خوبی را به آن بیشتر میپردازیم. این نکته را فراموش نکنید که احساسی که شما از دنیا دارید این احساس در کیفیت زندگی آخرتیتان تأثیر زیادی خواهد گذاشت.@ یعنی اگر بیجا بدون مبانی الهی و معیارهای الهی احساس دروغین بدبختی شکست و عقبماندگی به انسان دست بدهد این باعث میشود که در آخرت هم انسان حقیقتاً به این نکته برسد یعنی دچار بدبختی و شکست بشود تأثیر میگذارد روی نوع انتخابها، ارتباطات، روابط و رفتار انسان تعیینکننده هست.@ برای همین هم میگویم اگر کسی با این مقوله خوب بتواند کنار بیاید و خودش را اصلاح بکند هم دنیای خوب و قشنگی دارد و هم میتواند آخرت خوبی را برای خودش بسازد. چند تا فرمایش هست که خدمتتان عرض میکنم که اینها راهکار هست برای اینکه ما دلمان را از این پیام شیطانی نارضایتی و احساس بدبختی و عقبماندگی نجات بدهیم.@ یا از اول دچارش نشویم اگر گرفتارش هستیم چطوری از آن نجات پیدا بکنیم و اگر ممکن است دچارش بشویم از اول طوری بشود که دچارش نشویم و پیشگیری بکنیم امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(مَن عَتَبَ عَلَی الزَمان طاَلَت مَعتَبَتُه).@ هر کس که نسبت به زمان عتاب داشته باشد ناله بکند از وضعیت زمان و روزگار این شخص آن ناله و گلهاش، نارضایتیش، استمرار پیدا میکند، این معنایش چیست استمرار نارضایتی؟ یعنی شما دیگر هیچ وقت تا آخر عمر آرامش قلبی ندارید یعنی میشود دنیا زهرمار انسان، به هیچ وجه نمیتوانید به پایههای ایمان برسید.@ کسی که همیشه ناراضی و شاکی هست از اوضاع روزگار این نه خودش میتواند لذت ببرد از داشتههای خودش از بینهایت محبتهای دیگری که خدا به او کرده ناراضی باشد نه اجازه میدهد اطرافیانش لذت ببرند یعنی هم جهنم برای خودش درست میکند هم برای دیگران و این جهنمی هم که برای دیگران درست میکند خودش هم در آن جهنم میسوزد.@ شما در بدترین حالتهایتان کافی است یکی از نعمتهایی را که دارید و به آن عادت کردید از شما گرفته بشود آن موقع میفهمید تا آن موقعی که احساس میکردید چقدر آدم بدبختی هستید چقدر آدم خوشبختی بودید و فقط و فقط به خاطر ضعف معرفتی عجول بودن کوچک بودن روح، احساس میکردیم که بدبخت هستیم.@ گاهی وقتها هم خدا با انسان این کار را میکند یعنی یک زمانی ناراضی است شاکی است از وضعیت زندگیش گله زیاد دارد و خداوند از آن دریای بیپایان نعمتهایی که به او داده یکی دو تا را از او میگیرد یعنی دو قطره از او میگیرد آن وقت هست که انسان متوجه میشود که در چه خوشبختی بوده.@ شما از چیزهایی ناراحت هستید که خیلیهایش قیمت انسانی ندارد یعنی اصلاً ناراحتی ندارد ولی شما چون در موطن توهم و خیال هستید یا در موطن حس هستید یک امر حسی یک امر جنسی یک امر وهمی یک امر خیالی از شما منع شده از آن محروم شدید خیلی احساس بیچارگی و بدبختی و شکست میکنید.@ ولی خداوند یک موقعهایی میاید یک امر حقیقی را از انسان میگیرد بعد تازه انسان میفهمد که چقدر دچار توهم هست و دچار توهم بوده. یک خانمی بود همینطوری از وضعیت زندگیش ناراضی بود خیلی غر میزد بعد من به او میگفتم که قدر زندگیت را بدان خیلی چیزهای خوبی داری که باید قدرش را بدانی، نمیشد.@ در عرض یکسال یک بیماری گرفت که فلج کاملاً شد مجبور شد بنشیند روی ویلچر و شوهرش هم به خاطر این وضع از او متنفر شد و طلاقش داد با دوتا بچه، یک موقعی آمده بود پیش من مشاوره گفتم وضع الان خودت را با پارسال بسنج چطوری بودی گفت من نمیفهمیدم.@ شما داری از یک چیز توهمی یک امر مادی یک امر حسی یک امر خیالی شکایت میکنی و به خاطر آن خیلی خودت را بدبخت میدانی در عرض دو هفته یک بیماری میگیری که تبدیل میشود به سرطان یا میکشدت یا یک بلایی سرت میاورد که تا آخر عمر باید تحمل بکنی.@ من شخص بوده الان آمده مشاوره پیش من غرغر از وضعیت زندگیش، هفته بعد نابینا شده به همین راحتی، یک بیماری یک چیزی یک اتفاقی نابینا شده آنهایی که گله میکنند بسیاری از نارضایتیها و گلههایشان اگر نگوییم همهشان توهمی است چون در موطن توهم هستند در موطن خیال هستند یا در موطن جمادات هستند برای همین خیلی غصه میخورند.@ ولی یک موقع هست خداوند حقیقتاً یکی از ابزار سعادت را از آنها میگیرد اینها که خیالی است ولی یک موقع میبینی حقیقتاً یک ابزار سعادت را از آنها میگیرد آن موقع یک دفعه میبینی تازه متوجه میشوند که چقدر بد رفتار کردند چقدر بد از نعمتهای خدا استفاده کردند چقدر بد برخورد کردند با آن چیزی که خداوند تبارک و تعالی نصیبشان کرده بود.@ برای همین هم این قاعده این هست که انسان وقتی لیاقت به خرج نده از نعمتها خداوند از انسان میگیرد بیلیاقتی موجب محرومیت از نعمت میشود الان ما برای خیلی از امور وهمی ناراحت هستیم ولی نعمت سلامتی نعمتی که میتوانیم سرپا باشیم برویم بیاییم اگر از ما گرفته بشود ما تازه میفهمیم که چقدر دچار توهم و خیال بودیم.@ الان خیلی بیحوصله خیلی ناامید نسبت به زندگی هستیم ولی وقتی یک بیست روزی افتادی در بیمارستان بعد هم گفتند شش ماه دیگر هم باید بمانید بعد هم گفتند از خیلی از فعالیتها دیگر تا آخر عمر محروم هستید خیلی از کارها را نمیتوانی بکنی آنوقت تازه تو متوجه میشوی که چقدر با بیلیاقتی با نعمتهای خدا برخورد میکردی.@ رمز دوام نعمتها، بقای نعمتهای حقیقی، شکر الهی است درست استفاده کردن از آن نعمت و شکر الهی است ما اگر بخواهیم همیشه به داشتههایمان و آنچه که خداوند تبارک و تعالی به ما داده نگاه بکنیم و از آن لذت ببریم و خدا را شکر بکنیم هیچ وقت انسان اینقدر بیانصاف نمیشود که وقتی غرق دریای رحمت و لطف خداست اگر حالا از این دریا دو کاسه هم از آن برداشتند غرغر بکند چون تو غرق نعمت هستی.@ انسانهای زیادی هستند اطراف ما، شما بروید در این تیمارستانها ببینید کسانی که خیلی خیلی بهتر از ما بودند ولی الان دچار آنجا هستند بروید در مراکز روانی بیمارستانها بروید ببینید کسانی که ده سال پانزده سال بیست سال روی تخت هستند.@ تمام آرزویشان این هست که هیچ چیز در این دنیا نداشته باشند نه همسر نه پدر نه مادر نه غذا نه لباس فقط آن که شما دارید و دارید از آن استفاده میکنید این که میتوانید در خیابان در کوچه در بازار در حرم اینطرف آنطرف راه بروید نگاه بکنید بشنوید بخورید تعادل دارید اینها داشته باشند.@ من زیاد در زندگی خودم زیاد دیدم آدمهایی که لیاقت به خرج ندادند هی هم نق نق کردند و غرغر کردند و خداوند نعمتهای حقیقی را از آنها گرفت آنوقت بعداً هم به راحتی اگر بگیرد برنمیگردد و چه بسا تا آخر عمر هم دیگر ندهد خداوند تبارک و تعالی تا آخر عمر هم به انسان دیگر آن نعمت را نمیدهد تازه همه را هم نمیگیرد گاهی وقتها یک ذره میگیرد ولی همان یک ذرهاش انسان را به روز سیاه مینشاند.@ خیلی بد و بیراه نگوییم به زمان و روزگار و شرائط و بخت و اقبال و اینطور مسائل، اگر اینطور باشید تا آخر عمر شما گرفتار هستید جالب اینجاست این حرفها را کسی میزند که هیچ کس مثل او در زندگیش زجر نکشید مثل او آزار ندیده مثل او سختی ندیده یک شب را بدون سختی به صبح نرسانده بدون درد به سختی نرسانده.@ امیرالمؤمنین(ع) (اِقضِ عَلَی القَضاء وَ اِن لا لَم تَرضَ اَبَدا) میفرماید که ناملایمات را تحمل کن هرگز راضی نمیشوی همیشه دلت مشغول است همیشه احساس بدبختی با تو هست این یادتان نرود تمام کسانی که راه به بهشت پیدا کردند هنرشان در کسب بهشت این بوده که در اوج مشکلات و ناملایمات و سختیها مسیر بهشت را طی کرردند.@ هیچ بهشتی شما سراغ ندارید که در رفاه و دارندگی و برخورداری کامل از همه چیزهایی که آرزو داشته باشد و دوست داشته باشد سر از بهشت در بیاورد هرگز اینطوری نیست همه در بسیاری از گرفتاریها و سختیها و محرومیتها رشد کردند.@ رضایت قدرت خیلی زیادی به انسان میدهد برای اینکه انسان خودش را برای ماوراء طبیعت و برای بهرهبرداری از دنیا آماده بکند برای اینکه از دنیا لذت ببرد راضی باشد و برای اینکه آخرت خوبی بسازد کافی این نارضایتی توهمی سراغ انسان بیاید باعث میشود که انسان هم دنیا را از دست بدهد هم آخرت را از دست بدهد و این چیز کمی نیست بلای کمی نیست.@ بالاخره شما ببینید آدم چند تا بلا دارد مجموعه بلاها را شما در نظر بگیرید بدترین بلاهایی که انسان ممکن است سرش بیاید و باعث بشود هم دنیا را از دست بدهد هم آخرت خود بلای نارضایتی هست این از هر بلایی از هر نکبتی بدتر است.@ چون تو هیچ وقت لیاقت پیدا نمیکنی از آن همه چیزهایی که خداوند تبارک و تعالی به تو داده ببینیشان اولاً و بهرهبرداری بکنی وقتی دنیای خوبی نداشته باشی عُرضه نداشته باشی از دنیایت استفاده بکنی آخرت خوبی هم نداری آخرت را هم از دست میدهی.@ (اِذا لَم یَکُن ما تُرید فَلا تُبَل ما کُنت) فوقالعاده عالی است دو فرمول بسیار زیبا امیرالمؤمنین(ع) داده که این دو فرمول خیلی آدم را آرام نگه میدارد اولیش همین هست(اِذا لَم یَکُن ما تُرید فَلا تُبَل ما کُنتَ) هر وقت آن چیزی که تو میخواهی نیست و نمیشود میفرماید(فَلا تُبَل ما کُنتَ) نسبت به آن چیزی که هستی دلگیر نباش.@ ببینید خیلی وقتها مسائل در نصایحی که خداوند تبارک و تعالی به حضرت داوود(ع) دارد شرائط دو جور است یا آن که ما میخواهیم هست یا آن که ما میخواهیم نیست اگر آن که ما بخواهیم نباشد یا چیزهایی که قبلاً خواستیم نشده دیگران خواستند شده برای ما نشده امکانات، نعمتهایی بوده که دیگران خواستند و شده یا حتی نخواستند و شده ولی ما خواستیم و نشده.@ معنایش این هست که شما آنچه را که گذراندید و یا الان مشغولش هستید و نیست شرائطی که شما دوست دارید معنایش این هست که این مدت جزء عمر شما حساب نمیشود و خداوند تبارک و تعالی تمام این مدت را برای شما عمر آخرتی نوشته.@ یعنی انگار که شما اگر مریض بودید یا گرفتاری بودید یا یک نعمتی را نداشتید خداوند تبارک و تعالی گناهان شما همه را بخشیده و در تمام این مدت درجات شما را بالا برده.@ دیروز یک خانمی به من زنگ زد از خارج از کشور گفت که مادرم خیلی در زجر و ناراحتی و سختی و تنهایی از دنیا رفت من هم خیلی غصه میخورم که این مادر من هیچ لذتی از این زندگیش و جوانیش نبرد هر وقت چشم باز کردیم مادرم بدبخت بود و گرفتار بود و مریض بود به او گفتم که مادرت به رحمت خدا رفته؟ گفت بله.@ گفتم حالا اگر مادرت یک آدمی بود خیلی خوش به حالش بود پول زیادی داشت خوشبختی زیادی داشت نعمتهای زیادی اطرافش بود لذت میبرد از اینها در هر صورت مرده بود دیگر او هم میمرد بله گفتم تو الان برمیگردی به گذشته.@ این که مادرت داراییهای زیادی اگر داشت لذت داشت سلامتی داشت همه عیاشیها را کرده بود حالا مرده بود اینطوری بیشتر نگران مادرت میشوی یا اینکه مادرت هیچی نداشت و زجر کشید و ناراحتی کشید کدامش را بیشتر نگران میشوی؟ گفت آن اولی بیشتر نگرانم میکرد گفتم مادر تو به خاطر هر مفت تمام که نشد.@ یادتان هست قبلاً گفتیم تمام لذات و نعمتهای انسانها مساوی تقسیم شده بنابراین اگر یک جایی یک کسی دارد استفاده میکند و تو استفاده نمیکنی معنایش این هست که سهم تو از بین نرفته دیگران دارند از سهامشان استفاده میکنند برای تو ذخیره شده و معنایش این هست که دیگران دارند با مقیاس دنیایی استفاده میکنند تو با مقیاس ابدی بعداً به تو میدهند ضرر کردی یا نکردی؟@ مثل اینکه الان به بنده پول بدهند به یک کسی پول ندهند پولش را در بانک ذخیره بکنند بعد از اینکه یک مدت زیادی به او میدهند تمام سودش را چند برابر به او میدهند حالا خوش به حال او است یا خوش به حال ما که مصرف کردیم؟@ گفتم مادر تو یک عمر آمرزش و کفاره و مدارج معنوی را با خودش برده حالا الان که مرده به این سابقه بیشتر احتیاج دارد یا اگر الان مرده یک سابقه لذت و رفاه داشت کدامش به نفعش بود در مقیاس آخرتی؟ این یک سرمایه با خودش برده یک سرمایه عظیم ابدی با خودش برده الان ثروتمند رفته دست پر رفته.@ اگر مادر تو سالم بود خوش بحالش میشد همه نعمتها و لذات را داشت هیچ مشکلی نداشت واقعاً به مقیاس آدمهای دنیا یک آدم خوشبختی بود الان دست پر بود آن طرف یا دست خالی؟ اصلاً این یک قاعده است تلخی دنیا شیرینی آخرت است.@ لذا یک کسی که اعتقاد به خدا دارد آدم عاقلی هست هرگز از تلخیهای اینجا شکایت نمیکند گله نمیکند مگر آدم بیدینی باشد یعنی واقعاً خدا را قبول نداشته باشد ابدیت را قبول نداشته باشد خودش را نشناخته باشد او چرا چون دین ندارد ابدیت را قبول ندارد ممکن است ادعای دینداری و خدا و نماز و روزه و این حرفها را بکند.@ ولی واقعاً باور نکرده و چون باور نکرده ابدیت حذف شده از ذهن او، از قلب و دل او، همه مقیاسها با دنیاست در مقیاسهای دنیایی هم پنج نفر از او جلوتر هستند غصه میخورند ولی وقتی منتقل شد آنطرف همه ثروت بهشت را به طور ابدی به او برگرداندند امام صادق میفرماید به قدری خوشحال میشود که دعا میکند ای کاش در دنیا بودم بدتر از آن وضعیت را داشتم.@ اینقدر بدتر که حضرت میگوید دوست داشت با قیچی تکهتکهاش میکردند زنده زنده، اموری که در زندگی ما پیش میاید یا ما خوشمان میاید یا خوشمان نمیاید اگر خوشمان آمد نعمت را خدا داده بنابراین باید به این که خدا داده راضی باشیم که خدایا به من دادی سلامتی دادی نعمت دادی.@ اگر کسی قبول نکند این را خوشش نیاید این هم نارضایتی است این هم کفر است خدا برای من این را پسندیده، پسندیده که من مثلاً یک عمر درد و مریضی و گرفتاری بکشم این را خواسته برای من، انتخاب کرده خدا برای بندهاش هیچ چیز بدی انتخاب نمیکند.@ آمد امام باقر(ع) جابر خدمت حضرت رسید گفت در چه حالی هستی جابر؟ گفت من طوری هستم که الان مریضی را بیشتر از سلامتی دوست دارم و مرگ را بیشتر از حیات و فقر را بیشتر از ثروت و بیماری را بیشتر از سلامتی، امام باقر(ع) فرمود ما اهل بیت این گونه نیستیم.@ ما اهل بیت اینطوری هستیم که خداوند اگر برای ما مرگ بخواهد مرگ را دوست داریم حیات را بخواهد حیات سلامتی را بخواهد سلامتی را دوست داریم بیماری را بخواهد بیماری را دوست داریم فقر را بخواهد فقر را دوست داریم ثروت را بخواهد ثروت را دوست داریم این خیلی مهم است.@ بالاخره اوضاع یا به وفق مراد و خواست ما هست الحمد لله رب العالمین راضی هستیم یا نیست باز هم الحمد لله رب العالمین(الحمد لله علی کل حال) چون معنایش این هست که اگر نباشد بیشتر به نفع انسان هست بنابراین ثروت ما آنجاهایی نیست که خیلی در دنیا خوش به حالمان و به نعمتهایمان میرسیم و داریم نفسچرانی میکنیم و راحت هستیم.@ ثروت ما و دارایی ما برای آخرت آن قسمتهایی بوده که ما باب میلمان نبوده اذیتهایی بوده که شدیم محرومیتهایی بوده که داشتیم این ثروت انسان است چه کسی ثروتمندتر است کسی که محرومیت بیشتری کشیده چرا؟ چون موازنه است بین لذت و سختی در دنیا و آخرت.@ موازنهاش این است که شیرینی دنیا تلخی آخرت است و تلخی دنیا شیرینی آخرت است وقتی یک همچین موازنهای برقرار است آدمی که طبیعتگرا است وقتی به گذشتهاش برمیگردد در گذشته وقتی خاطرات بدی برایش اتفاق افتاده خیلی اذیتش میکند.@ یعنی فکر میکند باخته ذلیل شده ضعیف شده سرش کلاه رفته تحقیر شده توهین شده این طبیعتگرا است اما آدم فطرتگرا اینگونه نیست آدم فطرتگرا وقتی برمیگردد خاطرات تلخ زندگی را مرور میکند هر خاطره تلخی که برایش اتفاق افتاده چون فطرتگرا است و ابدیت را قائل هست او را به عنوان یک لذت و یک نعمت میبیند.@ نمیگوید مثلاً من بد شد مثلاً ده سالم با سرطان تلف شد اصلاً اینطوری نمیگوید میگوید خوب شد ده سال ذخیره سرطانی دارم برای ابدیتم، چند سال فلج بودم چند سال چشمم درد میکرد چند سال اینطوری بودم چند سال آنطوری بودم چند سال محرومیت از پدر کشیدم از مادر کشیدم از همسر کشیدم از فرزند کشیدم این همه نعمت میشود همه لذت میشود.@ این هیچ وقت عقدهای نیست بسیار زیرک بسیار عاقل، هر چه برمیگردد به گذشته خاطرات تلخ میبیند برای تلخیها میفهمد این معنایش چیست میفهمد این تمام تلخیهایی که داشته ذخیرهاش بوده لذا تمام را دارد ولی در مقیاس ابدیت دریافت میکند و زندگی ابدی ما میخواهیم زندگی بکنیم آنجا هم زندگی میخواهیم بکنیم.@ ابدیتی که معلوم نیست ما چه موقع به آن میرسیم چه بسا فردا مُردی وقتی فردا مُردی از شب اول قبر به بعد به ثروت احتیاج داری به توشه احتیاج داری یادتان باشد قرآن خیلی سفارش میکند(تَزَوَّدوا) حتماً توشه باید با خودتان بیاورید مسیر سخت برزخ تا قیامت مسیر سه هزار سال صراط مسیر کمی نیست.@ اینقدر این مسیر سخت است اینقدر این مسیر احتیاج به توشه و آذوقه دارد که علی(ع) میفرماید(آه مِن قِلَّۀِ الزاد وَ طولِ الطَریق) آه از کمی توشه و طولانی بودن راه، ما آن تلخیهای زندگیمان توشهمان هست نه عیاشیها و خوشگذرانیها و کیفهای زندگیمان که، توشه ما آن چیزی است که ما میخواستیم و نشد دوست داشتیم و اتفاق نیفتاد.@ لذا اگر شرائط یک طوری هست که دوست نداری بیخود سر خدا منت نگذار چون ثروت بزرگی به تو داده خیلی وقتها میروی دعا میکنی که خدا برطرفش بکند اصرار هم میکنی خدا هم برطرف میکند ولی بعداً که مُردی پشیمان میشوی.@ ابوبصیر نابینا است میاید خدمت حضرت باقر(ع) کنایه میزند به حضرت، میگوید آقا شما امام هستید بالاخره ولایت دارید حضرت میفرماید بله، عرض میکند که پس شما میتوانید نابینا را خوب کنید؟ حضرت میفرماید بله، میفهمد منظورش چیست.@ حضرت میفرماید بیا جلو میاید جلو حضرت یک اشارهای میکند این چشمش باز میشود حضرت میفرماید حالا چه شد، شدی مثل بقیه مردم، این خوب است یا اینکه بدون حساب به بهشت بروی مگر چقدر دیگر زنده هستی تا حضرت این را به او میگوید که بدون حساب به بهشت بروی میگوید نه آقا من میخواهم برگردم به وضعیت اولم.@ فرقش میدانید چقدر است؟ فرقش حسابرسی و ریزبینی خدا و فرشتهها است در کارهای ما با اینکه نه چشم بسته بیایند بگویند برو در بهشت، پنجاه هزار سال معطلی قیامت است با اینکه نه تا محشور شدی یکسره بروی در بهشت، به خاطر چند سال اینجا آنجا پنجاه هزار سال معطلی نداری.@ اینطور نیست که همیشه به نفع ما باشد آنچه که ما میخواهیم به ما بدهند من به یکی از اولیاء خدا از بزرگان عرض کردم شما این چشمتان ناراحت هست خدمت ائمه رسیدید شفا خواستید؟ فرمود حضرت به من گفته که تحمل بکنید.@ خود من یادم هست که دو سه تا مشکل داشتم به امام رضا(ع) عرض کردم گفتم اینطوری هست وضعیتم، فرمود تحمل کنید میتوانست برطرف بکند فرمود تحمل بکنید خیلی نعمت بزرگی است من امام هستم میفهمم چشم دارم میبینم که تو گرفتار هستی مشکل داری مریضی داری درد داری خیلی کارها را نمیتوانی بکنی ولی من میدانم که این برای تو چقدر خوب است.@ دریغی ندارم که بخواهم مشکل تو را حل بکنم ولی من میدانم که این چقدر برای تو خوب است دیگر حرف چه داری اگر قبولشان دارید پس آنها بهترین را برای ما رقم میزنند یعنی من خودم را بیشتر دوست دارم تا امام حسین من را، او من را بیشتر دوست دارد ما بچههای آنها هستیم دریغی ندارند ما را رها نکردند.@ فرمول بعد میفرماید(اِذا لَم یَکُن ما تُرید فَاَرِد ما یَکون) موقعی که آنچه که تو میخواهی نیست(لَم یَکُن) نیست(ما تُرید) آنچه که تو میخواهی(فَاَرِد ما یَکون) آن که هست را بخواه یعنی این برای تو خوب است پس از وضعیتی که در آن هستی گله نکن آن که هست را بخواه و همان را هم دوست داشته باش.@ من یک موقعی به سیدالشهدا(ع) عرض کردم که خیلی وضع بدنم خراب است در فشار هستم اینطوری هستم برای درسهایم مطالعاتم عبادتهایم خیلی محروم هستم فرمود ما این بیماری را به شما هدیه کردیم میخواهی نگه بداری یا نه؟ گفتم بله، نگه میدارم.@ این باید برای ما شیرین باشد چه بسا اگر ما سالم باشیم مریضی نداشته باشیم درد نداشته باشیم خیلی هم توفیقی نداشته باشیم چه بسیا راهی باز باشد برای معصیتهای دیگر انسان بکند خیلی وقتها هست انسان چه بسا راه باز باشد برای مشغلههایی، معصیت هم نه، مشغلههایی که وقت تلفکن هست تصمیمگیریهایی که وقت تلفکن هست.@ یک خانمی آمده بود پیش من میگفت من در دبیرستان که بودم یک شغلی را برای خودم انتخاب کرده بودم خیلی به آن علاقه داشتم یک رشته تحصیلی را هم انتخاب کرده بودم خیلی عاشقش بودم بعد برای یکی از سازمانها ما باید درس میخواندیم و عضو آنجا میشدیم.@ گفت من رفتم شرائط داشتند شرائط پزشکی داشتند من چند سانت قدم کوتاه بود و نپذیرفتند خیلی ناراحت شدم که چیزی را که یک عمر برایش فکر میکردم من بروم در این رشته و چنین و چنان به خاطر قدم از دست بدهم.@ میگفت بعد از اینکه شکست خوردم یک مسیر دیگر باز شد آن را انتخاب کردم و رفتم الان میفهمم که خدا چقدر لطف به من کرد چند سانت قد من را کوتاه قرار داد که اگر من رفته بودم سراغ آن رشته و اینها دنیا و آخرتم را از دست داده بودم میارزد فقدان خیلی ارزش دارد گاهی وقتها محرومیت خیلی ارزش دارد.@ یکی از بزرگان را من میشناسم آدمهای خیلی موفق در علم و تعلیم و تربیت و تحقیق و نویسندگی و شاگردپروری و اینها خودش داشت یکبار به من میگفت گفت من در دبیرستان که بودم میدانی علاقهام چه بود؟ گفتم نه.@ ما الان در قم هزاران نفر از این روحانیون داریم روحانیونی که مثلاً یک مسیری را قبلاً طی کردند پزشک بوده مهندس بوده ولی الان یک چیز دیگر شده خودش گفت میدانی من دوست داشته چه بشوم الان این شدم؟@ گفتم نه، گفت من دوست داشتم هنرپیشه بشوم آن موقع که جوان بودم رفتم هم برای استخدام هنرپیشگی یک ایراد از من گرفتند که نگذاشتند بازی بکنم این بود که یک پولیپ بینی داشتم صدایم خراب بود وقتی میخواستم حرف بزنم تو دماغی حرف میزدم گفتند تو به درد بازیگری دیگر نمیخوری سرخورده شدم و ول کردم.@ بعد رفتم درسهایم را ادامه دادم و درسهای دانشگاه را خواندم بعد هم از درسهای دانشگاه آمدم سراغ درسهای حوزوی و اینها الان یک دانشمند کمنظیر است در دنیا و از این همه دارایی و ثروتی که دارد خوب استفاده کرده و لذت میبرد.@ حالا فکر کنید اگر میخواست برود یک هنرپیشه بشود چه میشد فرقش را شما نگاه کنید چقدر این دو با هم فرق دارد میگفت اگر این پولیپ دوست داشتنی بینی من نبود من الان در اوج فساد بودم مسیری که جلویم باز میشد با آن بنیه ضعیفی که من آن موقع داشتم نمیتوانستم در مقابل خیلی از فسادهای این رشته دوام بیاورم یقیناً در اوج فساد بود.@ برای هر کدام از شما هم کم و بیش این قضیه اتفاق افتاده خیلی وقتها خیلی چیزها را خواستید که نشده خیلی آرزوهایی داشتید که صورت نگرفته امیرالمؤمنین(ع) فرمود(رُبَّ مَرحومٍ مِن بَلاءٍ هُوَ دَوائَُه) چه بسیار آدمهایی که ما دلمان خیلی برایشان میسوزد به خاطر گرفتاریهایی که دارند و مشکلاتی که دارند.@ بلایی که سرشان آمده در حالی که همان بلاء درمان اوست خیلی وقتها ما دلمان برای یک شخصی میسوزد در حالی که باید دلمان برای خودمان بسوزد و او واقعاً و باطناً خوشبختتر از ماست بعداً در قیامت ما باید برویم التماس او را بکنیم که او دست ما را بگیرد نجاتمان بدهد ولی الان ما خیلی دلمان برایشان میسوزد.@ (هُوَ دَوائُه) همان مصیبت همان گرفتاری درمان اوست(اِذا لَم یَکُن ما تُرید فَاَرِد ما یَکون) معصوم است اینطوری فرمودند شما این دو سه تا فرمولی که الان خواندیم را کاملاً یادداشت کنید و به خاطر بسپارید و تمرین بکنید تا هم از دنیایتان لذت ببرید و هم از آخرتتان معنای نشاط مؤمنانه را بچشید.@ معنای این فرمایش پیامبر را بدانیم که(اَلمُؤمِنُ دائِمٌ نَشاطُه) مؤمن نشاطش دائمی است حضرت میفرماید بیشترین چیزی که از امتم میترسم که بیچارشان بکند آرزو است آدمی که راضی نیست یکسره در حجاب توهم یا آرزوها عمر تلف میکند و استعداد خراب میکند ابدیت میبازد خیلی خیلی برای انسان خطرناک است.@ حتی در انتخابها هم شما دقت کنید آدمهای وسواسی در انتخاب دیدید اینها عمر تلف میکنند برای اینکه راضی نمیشوند به راحتی میخواهد یک خواستگاری برود صد دفعه رفته خواستگاری، خواستگار برایش میاید هی این خواستگارها را رد میکند چون گرفتار آرزو است زود راضی نمیشود به راحتی.@ میخواهد برود یک لباس بخرد میبنی شش ساعت هفت ساعت وقتش در بازار تلف شده آخر هم آن را که میخرد میاورد خانه دلش را به دست نمیاورد یا اگر دلش را بدست بیاورد کافی است یک نفر به او بگوید اَه این چیست دهاتی خریدی، تمام میشود اینطور آدمها دنیایشان سخت و آخرتشان سختتر است.@ ائمه ما اینطوری نبودند حضرت علی میفرماید وقتی یک چیزی را لازم داری رفتی میخواهی تهیهاش بکنی یک همسر خواستی یک لباس خواستی یک ظرف خواستی میفرماید چشمت که خورد به اولین موردی که دیدی مناسب است نگو شاید بهتر از این باشد عمر تلف میشود آدم عمر تلف میکند.@ رفتی خواستگاری یک دختر خانمی دیدی این شرائط معقول و منطقی و مشروعش را دارد به شرطی که آدم شرائط را بلد باشد خیلی وقتها ما شرائط را بلد نیستیم یعنی نمیشناسیم یک دختر خوب یعنی چی یک پسر خوب یعنی چی اگر کسی بلد باشد میگوید آقا رفتی اولین مورد.@ بعضیها فکر میکنند آدم حسابی یعنی کسی که خیلی بگردد پیدا بکند اصلاً این یک پرستیژ شده برای آدم، مگر آدم عاقل اینطوری چیز انتخاب میکند آدم برود چهار تا چیز را ببیند ده تا مغازه را زیر و رو بکند ببیند همیشه این درست نیست من حیفم، من خیلی باکلاسم، من خیلی بزرگم، من خیلی مهم هستم، من خیلی بهتر از بقیه هستم، باید خیلی موارد به من پیشنهاد بشود خیلی جلوی چشمم مواردی بیاید تا یکی را انتخاب بکنم.@ توهم، اینطور آدمها تا آخر عمر گرفتاری زیادی دارند به خاطر سختگیریها و نارضایتیهایشان، شما فکر میکنید بعد از اینکه حالا انتخاب کردند به رضایت میرسند؟ آرامش به سراغشان میاید؟ هرگز، میگوید بیسلیقه تو مثلاً همین مورد آمده خواستگاریت قبول کردی میگوید حالا من دیدم این پسر خوبی است مناسب است برای چی قبول نکنم خوب قبول کردم.@ ما زندگی وقتش را لازم داریم نمیتوانیم بایستیم میگوید رفتم 56 بار خواستگاری، این مریض است اصلاً مورد خوبی پیدا نکردم اصلاً دختر خوب پیدا نمیشود نه تو خوب نیستی تو باید خودت را عوض بکنی شما ائمه ما را نگاه بکنید بعضی از ائمه ما مادرانشان کنیز بودند یعنی امام معصوم رفته این خانم را در بازار خریده کنیز، بَرده، بعد شده مادر امام.@ در لباس همینطور، در ظرف همینطور، در دوست همینطور، در رفیق همینطور، در همسر همینطور، همیشه اینها کلاهشان پس معرکه است سخت نگیریم که هر چه شما سخت بگیری روزگار و قیامت و خدا به شما سخت میگیرد.@ آدمهایی که سختگیر هستند نظام خلقت اینطوری ساخته شده ببینید عزیزان نظام خلقت را خدا اینطوری ساخت که 4= 2×2 بشود 9= 3×3 بشود 2H با یک اکسیژن آب بشوند این نظام خلقت خداست اینطوری درستش کرده در مسائل معنوی و روحی هم خداوند اینطوری خلق کرده که وقتی شما سخت میگیری تمام عالم به شما سخت میگیرد.@ وقتی ریز میشوی همه عالم نسبت به شما ریز میشود وقتی عیب میگیری عیبهای خودت زود برملا میشود وقتی راضی نمیشوی شرائط هم یک طوری برایت درست میشود که هیچ وقت آرامش نبینی قاعده است مثل همین آب مثل هر چیز دیگری.@ خوش به حال کسی که خیلی زود از خدا راضی میشود به حداقل خدا راضی است ولی در طبیعت، اما در نظام فطری به کمتر از خدا راضی نیست این آدم حسابی است این یک آدم ثروتمند و عاقل است که در نظام طبیعت به کمترینها قناعت دارد در نظام فطری به کمتر از خدا هم راضی نمیشود.@ عرض من تمام، یک دستورالعمل پزشکی امروز از دفتر آقای آل اسحاق به ما دادند که به شما عرض کنیم یکی اینکه همه عزیزان چه آنهایی که سالم هستند معدههایشان چه آنهایی که سالم نیستند به خاطر روزه دچار ضعف و فشار به دستگاه هاضمه و معده میشوند.@ بنابراین برای کسانی که ضعیف هستند یا آنهایی که ضعیف نیستند میخواهند یک موقعی دچار نشوند چون بعضیها من دیدم که مثلاً بیست روز دو هفته سه هفته روزه میگیرند به درد میافتند آن کپسول سوء هاضمه برای همه خوب است چه آنهایی که مریض هستند و چه آنهایی که سالم هستند.@ نکته دوم این هست که آنهایی که ضعیف هستند و با بچههایی که امسال بالغ میشوند مکلف میشوند باید روزه بگیرند چه دخترها و چه پسرها برای اینکه بدنشان با مشکل روبرو نشود دچار ضعف و کمبود مواد نشود آن دستور شماره 15 را حتماً رعایت بکنند و چون ماه مبارک هم هست دستور شماره 15 را قبل از افطار یعنی افطار را با دستور شماره 15 باز بکنند.@ جهت آمرزش اموات، شفای بیماران، حل مشکلات مؤمنین و مؤمنات مسلمین و مسلمات، رفع مظلومیت از همه مردم دنیا، رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، و شیعیانشان، مسلمین و مستضعفین جهان و برآورده شدن حاجات با همدیگر پنج مرتبه آیه اَمَن یُجیب را میخوانیم(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@ این سؤال را بارها جواب دادیم که اگر گرفتاریها و بیماریها بر اثر انتخاب نادرست و روش غلط خودمان در زندگی برای انسان پیش بیاید باز هم سهم آخرتی دارد؟ حداقل کفاره گناهان هست اینکه انسان در مورد روشهای غلطش مؤاخذه نشود.@ خریدن خانه بدون تحقیق هم مثل یکی از همین راهها هست که قبلاً در موردش توضیح دادیم در سیدی شرح حدیث عنوان بصری توضیح دادیم که اگر ما ده سال بیست سال سی سال اشتباه کردیم در مسیر زندگیمان آیا میشود جبران کرد؟ بله میشود پنجاه سال هم شما اشتباه بکنید میشود جبران کرد روشهای جبرانش را هم در آنجا توضیح دادم به همان بحث حدیث عنوان بصری مبحث عمر مراجعه کنند.@ رابطه اینکه راضی به رضای خداوند باشیم و کوچکترین چیزها را نیز از خدا بخواهیم چیست؟ کوچکترین چیزها را از خدا خواستن توحید است یعنی اینکه همه هیچ کاره هستند جز خدا همه چیز را باید از خدا بخواهیم این خیلی مهم است ولی اگر نداد و نشد هم راضی میشویم.@ بنابراین دو طرفه است میخواهیم و نمیدهند ما اوج میگیریم اگر خواستیم و دادند استفاده میکنیم اگر خواستیم و ندادند اوجهای دیگر میگیریم در هر صورت ما وظیفهمان هست که بخواهیم اینکه بدهند یا ندهند خیلی مهم نیست.@ چگونه میتوان سیدیها و مباحث کلاس را به گوش انسانی شنید؟ اول باید تمرین بکنید خودتان را به صورت انسان ببینید ما علت اینکه در خیلی از کلاسها استفاده نمیکنیم و عبادتهای 60 سالمان هدر میرود همین هست که عادت نکردیم خودمان را به صورت مرد و زن نبینیم به صورت جنسی به همدیگر نگاه نکنیم و به خودمان.@ این تمرین دارد تمریناتش در سیدی انسانشناسی هست اگر کسی خواست کامل آن را انجام بدهد تا یواش یواش یاد بگیرد گوشش را و نگاهش را و دلش را عوض بکند.@ راجع به بخت بستن بخت باز کردن دعا گرفتن سحر و جادو، در سحر و جادو ما توضیح دادیم سه جلسه آخرش راههایش را هم گفتیم ولی دعا گرفتن عیبی ندارد دعاهای مؤثری هست مال اولیاء خداست مال معصومین هست در این جهات کمک میکند میتوانند استفاده بکنند.@ نه شرائطی که انسان از نظر اعتقادی و دینی و شرعی برای همسر خودش دارد سختگیری نیست همیشه هم نه البته، خیلی وقتها ممکن است سختگیری باشد ولی معمولاً نه باید یک حداقلهایی داشته باشند دنبال این نباشید ببینید که مشکلاتتان به خاطر گناهانتان هست یا به خاطر بلا هر چه باشد اظهار رضایتتان میتواند سازندگی زیادی داشته باشد.@ اگر بین خواستگارها همسری که ما را به خدا نزدیک نکند ما باید چه کنیم؟ اول از این همسری که ما را به خدا نزدیک نکند تقریباً میشود گفت وجود ندارد چه همسر خوب باشد و چه بد باشد تو باید این لیاقت را داشته باشی که از آن به نحوی استفاده بکنی که به خدا نزدیک بشوی.@ مثل آسیه یک فرمول خوبی یکی از این خواهرهای مشاور میداد به خانمها میگفت در خانههایتان همیشه جلوی آینههایتان این کلمه آسیه را بنویسید آسیه میتواند از فرعون طوری استفاده بکند که نزدیکترین زن به خدا بشود این عُرضه ماست.@ من توضیح دادم در بحث(وَ لَعَنَ الله بَنی اُمَیَّۀً قاطِبَۀً) بسیاری از خانمها هستند به خاطر شوهرهای خوبشان جهنمی میشوند یعنی چون عُرضه ندارند با شوهرهای خوبشان خوب ارتباط برقرار بکنند مردهای زیادی هستند که چون عُرضه ندارند با زنهای خوبشان خوب ارتباط برقرار بکنند جهنمی میشوند.@ همیشه اینطوری نیست که اگر خداوند یک همسری به ما نصیب کرد که همسر خوبی بود و معنوی بود ما نزدیک بشویم خیلیها هستند از همسر بدشان به خدا نزدیک میشود از شوهر بدشان از شوهر بینماز و بیخدا و معتاد و مشروبخوارشان به خدا نزدیک میشوند.@ خیلیها هم هستند با همسر متدین و مؤمن و خوشاخلاق خودشان جهنمی میشوند بنابراین بسته به این هست که تو مهم نیست این خیلی این که همسر تو کیست درجه دوم هست این که تو با این که هست چقدر عُرضه داری رابطه و وظائفت را انجام بدهی و روابطت را تنظیم بکنی براساس نظام آخرتی این مهارت را انسان باید تمرین بکند و کار بکند.@ اگر یک کسی هم با خدا رابطهاش خوب نباشد ولی در دنیا خیری نبیند و دائماً اذیت بشود همین اذیتش از مشکلات آخرتی کم میکند بله ما شفاعت داریم در قیامت راجع به اینها میتوانید به همان سیدی پرسمان مراجعه بکنید.@ کسی که بیماری دارد دائماً برایش کفاره گناهان هست به شرط اینکه عمداً گناه نکند آخر بعضیها میگویند ما مریض هستیم چون کفاره حساب میشود پس هر چه گناه بکنیم پای ما نمینویسند نه این لجبازی با خداست خیلی خطرناک است قساوت قلب زیادی میاورد ولی اگر ناخودآگاه گناه کرد بله گناهانش آمرزیده میشود.@ راجع به دعا دعاهای دنیوی، خواستههای دنیایی، در مباحث صحیفه سجادیه و بحث دعا مفصل توضیح دادیم اینجا که الان نمیرسیم اینها را بگوییم توسل برای حل مشکلات دنیایی خوب است به شرط اینکه نتیجه هر چه شد راضی باشیم.@ این نکتهای که من در مورد رضایت میگویم به این معنا نیست که ما برای بهبود وضعیت زندگیمان تلاش نکنیم آن هفته هم این را توضیح دادم ما وظیفهمان هست بهترین تلاشها را بکنیم حتی برای وضعیت مادیمان، اقتصادیمان، دنیایمان، اما همیشه با رضایت این کارها را انجام بدهیم و بخصوص این تلاشها ما را از سازندگی برای آخرت باز ندارد.@ فرمودند با توجه به اینکه ویژگی فطری انسانها یکسان هست پس چرا همه انسانها فطرتگرا نیستند برای اینکه همه آنها یک طور تلاش نمیکنند که فطرتشان را فعال بکنند همه برخوردار هستند مثل هوش و حافظه است که همه برخودار هستند اما همه یک طور تلاش نمیکنند که آن را فعالش بکنند.@ آیا زندگی باید برای خود انسان باشد یعنی اینکه برای خودم زندگی بکنم تا به سعادت برسم؟ بله انسان سعادت مقیاس ابدی البته اول خودمان این یادتان نرود. خداوند پافشاری روی خواستهها را دوست دارد به شرطی که با آرامش و دوست داشتن خدا و رضایت خدا باشد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 002 - مقام رضا
متن کامل (خام) جلسه 002 - مقام رضا