جلسه 013 - مقام محمود
شماره جلسه
13
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1385
ماه
6
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 013 - مقام محمود

سلسله مباحث استاد محمد شجاعی، تهیه شده در مؤسسه منتظران منجی، شماره تماس 5 ـ 55972450، وبگاه اینترنتی WWW.Montazer.ir @

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

بحثمان در زیارت عاشورا به مقام محمود رسید. به دو مناسبت من فعلاً این بحث مقام محمود را متوقف می‌کنم و درباره وجود مقدس آقا امام زمان (علیه السّلام) مطالبی را خدمت شما عرض می‌کنم.@یکی به مناسبت اینکه خب مصادف با ایام باسعادت میلاد حضرت هستیم و یکی هم که بعد از «اَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقامَ الْمَحْمُودَ» باز ما چه را طلب می‌کنیم؟ «اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي» توضیحاتی می‌دهم که آنجا بعد از این فقره دیگر خیلی معطل نشویم بعد بحث مقام محمود را ادامه می‌دهیم.@قبلاً هم بارها به مناسبتهای مختلف این را عرض کردیم که خدوند تبارک و تعالی تنها کسی است که می‌تواند انسان را به هدف خلقتش که خودش هست هدایت بکند هدف خلقت انسان خود خداست شبیه شدن انسان به خداوند تبارک و تعالی، مثل خدا شدن.@بنابراین هیچ کس بهتر از خدا نمی‌تواند انسان را در این مسیر هدایت بکند. هیچ کس جز خداوند علم و تخصصهای لازم را برای هدایت انسان به سمت هدف خلقتش ندارد «قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ» همه علم نزد خداست. چند جا در قرآن ما این جمله را داریم که همه علم دست خداوند هست.@بنابراین فقط هدایت خداوند هدایت حقیقی است «قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَىٰ» فقط و فقط هدایت خدا هدایت تخصصی است. و خداوند هم این هدایت را از طرف معصوم اِعمال می‌کند. همه حقیقت این هست که یک حق تعالی یک خدایی تجلی کرده انسانی را به وجود آورده و این انسان را می‌خواهد پیش خودش برگرداند.@قبلاً حقیقت انسانیت را با یک حقیقت و یک وجود ایجاد کرد که همان (الروح، قلم، لوح، مَثَل أعلی، درة البیضاء، عقل، و نور محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)) این بود.@بعد این حقیقت را به قالبهای مختلف انسانها، بدنهای مختلف همان حقیقت را رساند که همه آنها هم بتوانند مثل همان نور اولیه باشند و مثل خود خداوند تبارک و تعالی باشند.@ما هستیم و خدا. در این راه آن حقیقت اولیه‌ای که اصل همه ماست یعنی آن نور واحد آن صادر نخستین که اسمهای مختلفی دارد که برای شما خواندم و اسمهای دیگری که نخواندم خود آن را به آن یک قالب بدنی داده و فرستاده روی زمین که مردم را مثل خودت کن یا مثل من کن و تنها و تنها و تنها ارتباط با مظهر خدا، خلیفه خدا، نماینده خدا، راهگشا و نجات‌دهنده است.@دین یعنی چی؟ این یادتان باشد، دین یعنی هر چه که نماینده خدا می‌گوید، دین یعنی هر چه نماینده خدا می‌آورد، نماینده خدا کتاب آورده با حضور نماینده خدا کتاب را باید تفسیر کرد و جلو رفت. کسی نمی‌تواند بگوید من قرآن را بهتر از پیغمبر می‌فهمم.@برای عمل به دین خدا و حرکت به سمت هدف خلقت و برای فهم کتاب الله ما به معصوم متخصص نیاز داریم پیامبر هم بعد از خودش معصوم متخصص را معرفی کرده به اسم، این هم در منابع اهل تسنن هست هم در منابع شیعه هست که پیامبر نفر به نفر معصومی را معرفی کرده به اسم، تا امام زمان معرفی کرده.@دین یعنی پیوند با آنچه که از خدا روی زمین تجلی دارد یعنی مظهر و نماینده‌اش. بالأخره من مگر نه این است که جز خدا کسی هدایتم نمی‌کند، اگر روی زمین دنبال خدا بگردم باید با چه کسی حرف بزنم؟ باید با مظهر و نماینده‌اش حرف بزنم یعنی کسی که او تأیید کرده که این مظهر و خلیفه و نماینده من در روی زمین است.@همه حقیقت دین این هست. آن اصل و ریشه‌ای که در دین هست همه آمدند گفتند این هست که (لا إله إلا الله) هیچ معشوق و دلبری جز خدا نداریم. داستان خلقت با عشق شروع شده به عشق هم خاتمه پیدا می‌کند.@«کُنْتُ کَنزا مَخفّیا فَاَحبَبْتَ اَن اُعْرَف فَخَلَقْتُ الخلَقَ لاُِعرَف» دوست داشتم این خدا (کلمه دوست داشتن را به کار می‌برد یعنی اولین چیز دوست داشتن است) همه حقیقت خلقت این هست که هیچ معشوق و دلبر و مقصودی برای انسانها جز حق تعالی نیست. ما همه یک زمانی پیش خدا بودیم معشوقمان هم او بود در آغوش او بودیم به صورت یک نور واحد در کنار او زندگی می‌کردیم.@سیدالشهداء فرمود ما نورهایی بودیم که قبل از اینکه خلقتی صورت بگیرد در عرش خدا می‌چرخیدیم و به ملائکه ذکر یاد می‌دادیم تعلیم تسبیح و تحلیل می‌کردیم. ملائکه شاگردان ما بودند از جبرئیل بگیرید تا بقیه ملائکه ما به آنها تعلیم می‌کردیم.@داریم حضرت آدم (علیه السّلام) یک زمانی خیلی لذت برد از خلقت خودش، ملائکه به او سجده کرده بودند بعد یادم نیست با حضرت حوا (سلام الله علیهما) بود یا بدون او، گفت خدایا از من بهتر هم تو خلق کردی؟ از من بهتر هم وجود دارد؟@خداوند فرمود جبرئیل به داد آدم برس که آدم دارد هلاک می‌شود عُجب او را گرفته او را ببر و یک چیزهایی را نشان بده. او را یک جای مخصوص و بسیار نورانی و مجلل او را می‌برد و یک خانمی را می‌بیند که گردنبند و گوشواره‌هایی دارد تاجی بر سرش هست.@مقام سلطنت، که به شدت آدم تحت تأثیر قرار می‌گیرد، می‌گوید این کیست؟ این دختر حبیب من هست زهراست، آن تاجش پدرش است گواشواره‌هایش حسن و حسین هستند؛ این داستانی دارد الان فرصت نیست برای شما بگویم.@«كُنْتُ نَبِيًّا وَآدَمُ بَيْنَ الْمَاءِ وَالطِّينِ» من پیغمبر بودم که داشتند گِل آدم را می‌سرشتند. این آن حقیقت است. تمام دین یعنی اینکه تو فقط و فقط و فقط باید با خدا آن هم از طریق نماینده مجاز، نه نماینده غیرمجاز، نماینده مجاز ارتباط داشته باشی، والسلام، بقیه اعمال را او برایت تعیین می‌کند نماز را او می‌آورد.@شما ببینید نماز محصول پیغمبر است پیغمبر می‌گوید نماز بخوانید؛ تعیین تعداد و رکعات و شیوه‌اش با ولیّ و نماینده خداست. همه فقه و همه احکام دین، همه معارف، فقه اصغر و اوسط و اکبر با امام هست و ولیّ نماینده خدا هست.@بنابراین اصل دین یعنی پیوند با ولیّ خدا با مظهر خدا. بقیه احکام (خوب دقت کنید عزیزان این رمزها را به این جمع و جوری همه جا گیرتان نمی‌آید) تمام احکام شرع وسیله‌ای هستند که من شبیه به این ولیّ خدا بشوم دستوراتی که خودش از طرف خدا برای ما آورده و با نظارت و مدیریت خودش باید عمل کنیم تا من شبیه به او بشوم و به اصل خودم برسم، همه دین این است.@بنابراین شما هیچ یک از احکام دین را نمی‌توانید پیدا بکنید که شما را بی‌نیاز از ارتباط با معصوم بکند، امکان ندارد. باطن همه احکام دین خود معصوم هست. لذا شما می‌بینید نماز، روزه، حج، هر چه که شما روی آن دست بگذارید باطنش این هست که تو راهی به امام پیدا بکنی.@می‌فرماید: «تمام الحج لقاءنا». امام باقر می‌فرماید خداوند حج را قرار داد تا مردم در خانه خودش جمع بشوند و از خانه خودش خانه ما بیایند. خلقت است، داستان حج داستان خلقت انسان است، کسی که مشرف می‌شود اینطوری است. خانه خدا می‌روی و از خدا باید سراغ چه کسی بروی؟ اگر طالب خدا شدی باید سراغ چه کسی بروی؟ سراغ نماینده و مظهر خدا.@اگر کسی حج را انجام بدهد و اتصال به نماینده خدا نداشته باشد باطل است به درد نمی‌خورد. برای همین در فرمایشاتی که امام سجاد به شبلی دارد چندتا شرط می‌گذارد که هر کدام از عملها یک پیوند و باطنی دارد.@شما اگر به سرّ اسلام و سرّ عبادات آگاهی پیدا نکنید به قول امام صادق ممکن است 60 سال نماز بخوانید یک رکعتش هم قبول نشود. سرّ همه عبادات و باطنشان این هست که شما بعد از آن وصل به نماینده خدا و مظهر خدا بشوید.@اگر دستت در عبادتهای مختلف رسید به نماینده و مظهر خدا برد کردی ولی اگر آنها را بریده‌ای از ارتباط با نماینده و مظهر خدا انجام بدهی بگوییم برای خدا، برای رضایت خدا انجام دادم، فقط خدا، این حرف درست است اما اگر پیوند تو را آن عبادتی که برای رضایت خدا انجام دادی با امام زمان و مظهر برقرار نکند ارتباط اصلاً قطع است.@ما می‌خواهیم به خدا برسیم راهش کیست؟ معصوم است. برای همین شما حتی اگر خدا را هم طلب بکنی نمی‌توانی بدون پیوند با امام زمان به خدا برسی امکان ندارد «من أراد الله بدأ بکم» هر که اراده خدا را دارد باید از شما شروع کند، نمی‌توانی بدون معصوم کاری بکنی.@نماز و حج و خمس و زکات و جهاد بدون ولایت هیچ فایده ندارد گاهی وقتها مضر هم هست و انسان را دور می‌کند. لذا اگر انسان در احکام و اخلاقیاتش دچار انحراف و اشکال بشود اما پیوندش با امام زمانش خوب و گرم باشد این امکان دارد نجات پیدا بکند ولی کسی که احکامش هم دقیق است و اخلاقش هم خوب است وقتی ارتباط ندارد با امام زمان یعنی در کشتی نیست غرق است.@قبلاً مثال زدیم فرق کسی که با نماینده و مظهر خدا ارتباط دارد مثل کسی است که در کشتی در دریا نشسته موج زیادی هم هست، این حالا در کشتی که هست آرامش دارد، کشتی دارد به سمت ساحل می‌رود این در کشتی ممکن است چندتا تخلف هم بکند ولی بالأخره به ساحل می‌رسد حالا در ساحل کتکش را هم خورد نوش جانش، ولی بالأخره به ساحل رسیده.@ولی کسی که معصوم را ندارد و پیوند با نماینده خدا و مظهر خدا ندارد مثل کسی است که در اقیانوس روی تخته شکسته‌ای قرار گرفته آدم خوبی هم هست گناه و اشتباه هم نمی‌کند، فایده ندارد این به ساحل نمی‌رسد.@لذا باطن کارها از میزان پیوند شما با امام زمانتان معلوم می‌شود. سازندگی و مغز عمل یک انسان، مخ عملش بسته به میزان پیوند حقیقی و خدمتی هست که نسبت به امام زمان دارد. سؤال از کیفیت ارتباط انسان با وجود مقدس امام زمان مهمترین سؤال قیامت است.@همانطور که فرمود اسلام بر پنج «بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلى‏ خَمْسٍ‏» اسلام بر پنج پایه بنا شده بر نماز و روزه و حج و زکات و ولایت، فرمود: «وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْ‌ءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ» به هیچ چیز به اندازه‌ای که به ولایت ندا شده صدا شده توصیه نشده.@لذا نمازی که «اِنْ قُبلت قُبِلَ ما سواها و اِنْ رُدّت ردَّ ما سَواها» اگر قبول بشود بقیه اعمال قبول می‌شود و اگر قبول نشود بقیه اعمال هم قبول نمی‌شود همین نماز به ولایت بستگی دارد؛ آیا تو این نماز را با ولایت معصوم انجام دادی یا بدون ولایت؟@همه عقلانیت و شعور این هست که تو آیا وقتی خدا را می‌خواهی از راهی که خدا می‌گوید می‌روی یا غیر راهی که خود خدا می‌گوید؟ خدا گفته فقط چون مسیر تخصصی هست با معصوم متخصص باید بروید اگر بود شعور داری و عاقلی و اگر نبود خبیث هستی و دیوانه و بی‌شعور و جاهل. از غیر از راهی که من می‌گویم نمی‌توانید پیش من بیایید.@لذا وقتی که به امام صادق عرض کردند آقا شیعیان شما بعضی‌هایشان گناهان زیادی می‌کنند و انحراف دارند و... ما اهل تسنن را می‌بینیم نماز اول وقت می‌خوانند و قرآن می‌خوانند و تقوا دارند و...، حضرت به شدت ناراحت می‌شود، می‌گوید تقوای بدون امام چه معنا دارد اصلاً تقوایی وجود ندارد. تقوا اصل و پایه‌اش این هست که تو اول مسیر تخصصی‌ات را انتخاب کرده باشی.@وقتی قرار است من بهداشت را رعایت نکنم سلامت معنا ندارد. گفتند پس آقا ما راجع به آن شیعیان چطوری قضاوت بکنیم؟ راجع به این آدمهایی که اینطوری هستند چطوری قضاوت بکنیم؟ فرمود: در مورد شیعیان بگویید «طیب الروح سیءُ العمل» روحشان پاک است عملشان ممکن است بد باشد. برای همین انسان حق ندارد نسبت به هیچ شیعه‌ای کینه داشته باشد.@از عملش چرا ممکن است بدش بیاید اما از خودش حق ندارد متنفر بشود، حرام است و نمی‌گذارد انسان به بهشت راه پیدا کند. گفت در مورد آنهایی که این کارهای خوب را می‌کنند چه بگوییم؟ فرمود بگویید «خبیث الروح طیب العمل» روحشان خبیث است چون ارتباط با نماینده خدا ندارند و از مسیری که خدا گفته نمی‌خواهند عمل کنند ولی عملشان پاک است.@برای همین در بین عرفا شما می‌بینید کسانی قدرتمندتر و زودتر و عمیق‌تر به هدف رسیدند که عرفانشان عرفان ولایی بود. کسی که روضه و صلوات و امام زمان و حرم رفتن را دارد این خیلی زودتر می‌رسد.@خدا رحمت کند مرحوم شیخ جواد آقا انصاری (رحمه الله علیه) استاد بزرگ عرفان، کسی که خود خدا مستقیماً تعلیمش کرد استاد شهید دستغیب، استاد مرحوم آقا میرزا جواد آقا، استاد مرحوم نجابت، یک آدم برجسته؛ وقتی که راجع به مرحوم ابهری صحبت می‌کرد می‌گفت آقای ابهری چون توسلش به سیدالشهداء بیشتر است مکاشفاتش دقیق‌تر و درست‌تر است.@انسان در سیر و سلوک ممکن است خوابهای مختلفی ببیند مکاشفه برایش اتفاق بیافتد اما شیطان می‌تواند در خوابها و مکاشفاتش حتی نقش داشته باشد و یک مکاشفه‌ای که خوب هست را خراب کند و انحراف ایجاد کند.@مکاشفه اگر صورت گرفت باید دید صحیح هست یا نیست تازه، برای تشخیصش راه دارد. یعنی مکاشفه‌ای که من کردم، این خوابی که من دیدم، این دستوری که در خواب یا حتی در بیداری به من دادند آیا درست هست یا درست نیست؟ ممکن است یک مکاشفه‌ای هم باشد اما اشتباه باشد.@فرمود صحیح‌ترین مکاشفات را این دارد چون با سیدالشهداء رابطه‌اش گرم‌تر است. روضه می‌خواند اهل توسل به سیدالشهداست.@بنابراین شما وقتی که پیوند با معصوم دارید یعنی رابطه‌ات با معصوم حسنه است معصوم کاری ندارد که تو اشتباه می‌کنی گناه می‌کنی یکذره ممکن است اینطرف و آنطرف جاده خاکی بروی چون در رفاقت و پیوند و دوستی و ولایت هستی همه جا دستت را می‌گیرد.@مثل پدر و مادری که با بچه‌هایشان خیلی رفیق هستند بچه‌هایش را دارد. الان مثلاً می‌گویند خانم شما می‌خواهید زیارت، حج بروید بدون آقا نرو آنجا شلوغ است یا در شهر می‌خواهید بروید بدون مرد نرو؛ پسر کوچولو دختر کوچولو بدون پدر و مادرت آنجا نرو؛ مگر مردهای دیگر نیستند؟ مگر آقایان و پدر و مادرهای دیگر آنجا نیستند؟ چرا ما به این بچه می‌گوییم نرو؟ برای اینکه هر کسی مواظب بچه خودش است.@این بچه ولیّ ندارد وقتی ولیّ ندارد اگر آسیبی ببیند کسی حاضر نیست برای این فداکاری کند این آسیب می‌بیند. اما شما وقتی که دست بچه‌ات و خواهر کوچک و برادرزاده و خواهرزاده را که ولیّ او هستی و دوستش داری و با او ارتباط داری می‌گیری هر جا خطا بکند او را برمی‌گردانی و رابطه‌ات با او هرگز خراب نمی‌شود.@این همه پدر و مادرها بچه‌هایشان خرابکاری و گناه و معصیت می‌کنند و هیچ وقت علقه و علاقه و عاطفه‌شان به هم نمی‌خورد چون ولایت پدر و مادر مانده لذا دستش را می‌گیرد مریض هم بشود او را بیمارستان می‌برد، کار خلاف هم بکند او را می‌بخشد بالأخره با هم هستند یعنی هر جایی این پدر و مادر برود با وجود همه اشتباهات بچه بچه را با خودش می‌برد.@این معنای این حدیث هست که «حُبُّ عَلِیٍّ حَسَنَةٌ لَا یَضُرُّ مَعَهَا سَیِّئَةٌ» حب علی یک حسنه‌ای هست که هیچ گناهی به انسان آسیب نمی‌رساند؛ نه اینکه گناه آثار تاریک‌کننده و عقاب ندارد یعنی شخص را نمی‌گذارد برای همیشه بدبخت و بیچاره بشود بالأخره نجات پیدا می‌کند با حب علی.@نه اینکه خدا می‌خواسته علی را عزیز دردانه بکند که بگوید من این را خیلی دوست دارم اگر کسی او را دوست داشت من هم دوستش دارم و گناهش را هم می‌بخشم چون من او را دوست دارم، نه اصلاً مسیر مسیر ریاضی و عقلی است مسیر مسیر تخصصی است.@با ولایت معصوم تو با خدا ارتباط داری بنابراین نجات پیدا می‌کنی. همیشه اصول در دستت هست. دقیق‌ترین دستورات و علمی‌ترین دستورات، درست‌ترین دستورات را داری اگر اشتباه هم کردی وصل به علم صحیح هستی. بدون معصوم اینطور نیست.@اینکه خدا می‌گوید «لَوْلاکَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلاکَ» اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی‌کردم یعنی بدون معصوم خلقت افلاک چیه؟ عبث است، چون مردم نمی‌توانند به خدا برسند بدون نماینده خدا. «وَ لَوْلا عَلِىٌّ لَما خَلَقْتُكَ» نه اینکه علی قیمتش از پیغمبر بیشتر است اگر علی نبود تو را خلق نمی‌کردم، بلکه اگر علی نبود داستان هدایت تخصصی ادامه پیدا نمی‌کرد.@و اگر می‌گوید «وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما» اگر فاطمه نبود شما دو را خلق نمی‌کردم چون فاطمه مادر امامت هست اگر فاطمه‌ای نباشد حسن و حسینی هم نیست؛ تخصص از بین می‌رود. دقت کنید مسأله را از دایره عاطفه و عزیز دردانگی کنار بیایید و اصلاً بیرون بیاورید غلط است، مسأله مسأله تخصصی بودن حرکت به سمت خداست.@لذا حقیقتاً میزان تقرب شما به خداوند تبارک و تعالی به میزان نحوه ارتباط و کیفیت ارتباطتان با امام زمانتان روشن می‌شود. اینکه مهمترین سؤال قیامت سؤال از امام زمان هست همین است که «يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» ما هر گروهی را با امام زمانشان محشور می‌کنیم.@یعنی روز قیامت به من شما هیچ کاری ندارند که بگویند شما چرا کوتاهی کردند امام حسین را بردند کشتند و فاطمه زهرا را بین در و دیوار کشتند؛ ولی مطمئن باشید روز قیامت از تک‌تک من و شما سؤال می‌کنند که شما چرا اجازه دادید امام زمانتان آواره و طرد شده و تنها و یگانه باشد، این را از من و شما حتماً سؤال می‌کنند.@اینکه من بارها و بارها تکرار می‌کنم این قضیه پیوند با امام زمان را به عزیزان، اینکه شما دلتان را به عبادت و درس خواند و عرفان و معنویت‌تان خوش نکنید اگر در زندگی‌تان حضرت راه ندارد.@دیگر دهها بار من این خوابم را جاهای مختلف تعریف کردم که بعد از اینکه از نوجوانی مبارزه کردم تا انقلاب شد و از انقلاب همه‌اش در مبارزه بودم و تا جنگ و در جنگ هم تمام تا آخر جنگ بودم من را جهنم بردند فقط به جرم یک گناه آن هم کوتاهی در حق امام زمان.@دلمان را به کارهایمان خوش نکنیم. مبنای اصلی این هست که تو با امام زمان پیوند داری یا نداری، امام زمان در زندگی‌ات راه دارد یا ندارد، در سبد اقتصادی و عاطفی و فکری و فرهنگی و هنری خانوده‌ات، در ارتباطات دیگر شما امام زمان دخالت دارد یا ندارد؟ چقدر انگیزه زندگی برای شما امام زمان هست؟@ما انگیزه‌هایمان غیر از امام زمان است ما داریم یک زندگی انگیزه‌های شخصی و شهوانی و حیوانی داریم و داریم زندگی می‌کنیم. بله یک امام زمان در کنارش دوست داریم حالا می‌گوییم یک کاری هم برای امام زمان بکنیم؛ این غیر از این هست که یک نفر بگوید من نفسم تویی، برای تو نفس می‌کشم.@ای کاش وقت بود برای شما یک مقدار ندبه می‌خواندم طاقت ندارم بخوانم «أین، متی». ما که خیلی داریم می‌گوییم و تکرار می‌کنیم و شما هم که دارید می‌شنوید هنوز خیلی کلاهمان پسِ معرکه است نسبت به امام زمان.@یعنی واقعاً امام زمان حضور جدی در زندگی ما ندارد. حضور جدی یعنی من واقعاً حس کنم. یک کسی یک بچه دارد این بچه دوم که می‌آید یک حضور دارد یعنی حساب می‌شود، بود و نبودش در خانه فرق می‌کند، یک مادر نمی‌تواند بگوید من پنج تا بچه دارم یکی نیست، آن یکی نباشد حساب می‌شود.@مادر پنج تا بچه داشته باشد یکی هم در همان دو روز اول زایمان مرده ولی تا آخر این جایش هست بارش در خانه احساس می‌شود. من دیدم مادرانی که بچه چند روزشان مرده بعد از مدتها هنوز جایش را خالی می‌دانند.@برای اینکه زنده است. امام زمان پدر زنده‌ای که ما به یمن او داریم غذا می‌خوریم و روزی می‌خوریم و حیات داریم هیچ جایی در زندگی ما ندارد. ندارد یعنی اصلاً ما حسش نمی‌کنیم باری برای ما نیست. بار نیست یک شکوه است. هیچ وقت یک نفر که یک همسر دارد همسر خودش را بار نمی‌داند.@مردم می‌زنند با چه بدبختی خودشان را همسردار کنند. پسر سرباز است پول ندارد گرفتار هست، می‌زند زن‌دار بشود، دوست دارد یک نفر را در زندگی‌اش کنارش حس کند. و از اینکه می‌دود و تلاش می‌کند برای این یک نفر اصلاً این احساس بار نمی‌کند یک نوع سلامت و افتخار است یک زن هم همینطور، حقوق و شغل دارد اما دنبال این هست که یک همسر داشته باشد.@بچه ندارد، می‌زند که بچه‌دار بشود بچه جز دردسر چی هست؛ می‌زند که بچه‌دار بشود، یکی، نه، دوتا، سه‌تا، چهارتا. می‌خواهد حضور داشته باشد می‌خواهد وقف بشود.@ولی اصلاً حضوری حضرت برای ما ندارد. یعنی وقتی ما در سبد خانواده‌مان به هیچ جهتی احساس نمی‌کنیم اگر الان بنده مثلاً اعضای خانواده‌ام پنج نفر هستند احساس نمی‌کنم امام زمان نفر ششمی هست که واقعاً در جدول برنامه‌ریزی هفتگی من، در عبادات من، در دلدادگیهای من، در غم و شادیهای من واقعاً حضرت هست و سهمی دارد.@نه فقط خمس که سهم امام است که خیلی از ما همین خمس را پرداخت نمی‌کنیم و مورد لعنت خدا و امام و ملائکه قرار می‌گیریم، کاری با این ندارم. نه سهم جدی، هیچ حضوری ندارد حضرت سهم ندارد.@شما الان رفیقهایی که دارید رفیقهای نیم‌بند، یک رفیقی هست که مثلاً ماهی یکبار او را می‌بینی. این در زندگی‌ات بار دارد یعنی می‌گویی من یک رفیقی دارم بالأخره باید یک بار او را ببینم و به او تلفن بزنم و با او خداحافظی و سلام و علیک بکنم، اگر مریض شد بروم اگر کاری داشت انجام بدهم.@صله ارحام که می‌گویند واجب است برای چه می‌گویند واجب است؟ یعنی رحم شما در زندگی شما جایگاه دارد رحم هستند خاله، عمو، دایی، بالأخره یک جایی این بار دارد یعنی نمی‌توانی مسئول نباشی، نمی‌توانی به حسابش نیاوری، نمی‌توانی او را نبینی.@حضرت فرمود در آیه‌ای که در مورد صله ارحام هست فرمود بوی بهشت از 500 سال راه می‌رسد کسی که صله ارحام ندارد بوی بهشت را استشمام نمی‌کند.@امام فرمود بزرگترین رحم شما ما هستیم. ما اصلاً با امام زمان صله نداریم. صله نداریم یعنی اصلاً جایگاه نیست؛ واقعاً نمی‌توانم آنچه که در قلب هست را به لطف تبدیل کنم، یعنی هیچ کدام از ما اعضای خانواده حس نمی‌کنیم که همه ما یک قسمتی از وجودمان برای پدر و اماممان است.@در انقلاب مردم این را خوب فهمیدند. اگر یک مردی در تظاهرات می‌رفت زن خانه می‌فهمید که وظیفه‌اش است برود، من همه کس این مرد نیستم، این باید زندان برود و شکنجه بشود و 30 سال برایش زندان ببرند، می‌فهمید و بچه‌ها را هم خوب نگه می‌داشت می‌گفت وظیفه است چکار کنیم تکلیف است.@زنی که می‌رفت در زندان شکنجه می‌شد مرد او این را درک می‌کرد، نمی‌گفت سر خانه‌ات بنشین مگر من شوهرت نیستم تو بیخود کردی رفتی تظاهرات کردی؛ هیچ کس این حرف را نمی‌زد، می‌دانستند این کار حق است، می‌دانستند این زن همه وجودش برای من نیست این یک پدری دارد از من مهمتر، یک امامی دارد از من مهمتر؛ اگر من حلالش هست به اذن و برکت آن آقاست اگر من شوهرش هستم.@بچه‌ها هم این را می‌فهمیدند که اگر پدرشان می‌رود مبارزه می‌کند و زندان می‌رود برایشان معقول بود. یعنی این نبودن مرد در خانه، نبودن مادر در خانه و شکنجه شدن در زندان این معقول بود.@یک خانمی چند وقت پیش من آستان قدس سخنرانی داشتم ایشان هم آنجا آمد گفت دخترم را جلوی من شکنجه می‌کردند تا من حرف بزنم. شما نگاه کنید یک مادر با دختر چه رابطه‌ای دارد؛ دختربچه را جلوی مادر بیاوری شکنجه بدهی تا او را بکشی و بخواهی از او حرف بکشی.@ولی این معقول است می‌فهمد می‌گوییم معقول است. ولی چرا وقف امام زمان شدن برای ما معقول نیست؟ زنان ما شاید خیلی‌هایشان نفهمند اگر شوهرشان باید برای امام زمان دست به شمشیر ببرد و کارهایی بکند زنان نمی‌فهمند.@چرا شوهرها نمی‌فهمند که خانمشان وظیفه دارند و واجب است، راضی نیستم و اذن نمی‌دهم، اجازه ندارد، مگر شرع مقدس نگفت باید به اجازه من باشد؛ از این بازیهایی که الان مردها خیلیها سر زنها در می‌آورند.@چرا مرد نمی‌فهمد که زنش باید در خیلی از صحنه‌ها برای امام زمان حضور داشته باشد و مرد باید تحمل کند و بار زندگی را بکشد تا همسرش هم بتواند نسبت به امامش بار بکشد، وظیفه‌اش را انجام بدهد. چرا نسبت به بچه‌مان ما اینطوری نیستیم؟.@چرا اگر به یک کسی می‌گوییم تو به جای 18 واحد 12 واحد بگیر که وقت داشته باشی برای امام زمانت هم کاری بکنی تعجب می‌کند؟ چرا به یک کسی می‌گوییم قسمتی از درآمد و حقوقت را برای امام زمانت بگذار عیبی ندارد که خودتان سختی بکشید تعجب دارد؟@اگر ما رفتیم برای زنمان مثلاً همه ثروتمان را فروختیم که یک بیماری صعب العلاج را علاج بکنیم؛ خانه‌مان را فروختیم مستأجری برویم اما به جایش همسرم نجات پیدا کند این عجیب است؟ اگر کسی خواست برای امام زمان یک هزینه زیادی بکند تعجب دارد؟@یا نه ما وقت و هزینه و پول و عواطفی که تاریخ مصرفشان گذشته و به درد نمی‌خورد و سوخته برای امام زمان خرج می‌کنیم، حضرت در زندگی ما بار ندارد. و تا وقتی که ما به این وفاداری نرسیم بدانید که عبادتهای ما به دردمان نمی‌خورد، نمی‌تواند نجات‌دهنده باشد چون ما پیوندی اصلاً نداریم با حضرت پیوند نداریم.@جشن نیمه شعبان واقعاً برای کسی جشن است که توانسته باشد امام زمانش را پیدا بکند در نظام فردی آشتی با حضرت باشد به معنای واقعی‌اش، و در نظام اجتماعی تلاش به آشتی دادن دیگران بکند برای امام زمان و در نظام خارجی تلاش بکند امام زمان را به غیر مسلمانها بشناساند.@تلاش بکند سعی زیاد، با خون دل، زحمت، بی‌خوابی، پول خرج کردن و کارهای دیگر. وقتی من اصلاً وقف پدرم نیستم یعنی هیچ فایده‌ای برای این پدر ندارم و دائماً دارم اذیتش می‌کنم شما ببینید ما عاق والدین داریم.@عاق والدین می‌گوید شما اُف به پدرت بگویی عاق هستید نمازت هم به درد نمی‌خورد شهید هم بشوی دیگر به درد نمی‌خورد «يقال للعاق: اعمل ما شئت فإني لا أغفر لك أبدا» به عاق والدین گفته می‌شود هر کاری می‌خواهی بکنی بکن من هرگز تو را نمی‌بخشم.@عاق امام زمان شدن چی؟ ما گناه و اذیت می‌کنیم کاری هم نمی‌کنیم بعد هم می‌خواهیم روسفید باشیم و روسفید بیرون بیاییم، نمی‌شود.@ما آنقدر گرفتار فرمولهای اجتماع هستیم و دستورالعملهایی که اجتماع دارد به ما می‌دهد و لوازمی که این اجتماع جهنمی برای ما درست می‌کند اجتماع فرهنگ غالب بر جهان آنقدر گرفتار اینها هستیم باید و نبایدهای این، واقعاً تکلیفمان را کنار گذاشتیم شرع را کنار گذاشتیم.@«كَأَنَّ مَا عَمِلَ لَهُ وَاجِبٌ عَلَيْهِ وَ كَأَنَّ مَا وَنَى فِيهِ سَاقِطٌ عَنْهُ‏» خیلی جالب است علی (علیه السّلام) می‌فرماید که منفورترین آدمها کسانی هستند که وقتی به آخرت خوانده می‌شوند سست هستند و وقتی به دنیا خوانده می‌شوند نشاط دارند انگار که هر چه دارند عمل می‌کنند بر آنها واجب است از کارهای دنیایی و انگار که آن چیزی که دارند در آن کوتاهی می‌کنند از آنها ساقط شده.@پیوند با امام زمان، وقف امام زمان شدن، خدمت به امام زمان کردن والله، بالله، تالله از ما ساقط نشده. ما اهلش نیستیم. بیاییم در این یکی دو شبی که وقت داریم واقعاً آشتی بکنیم جشن ما این باشد چون جشن که برای امام زمان معنا ندارد برای ما معنا دارد. چه موقع معنا دارد؟ زمانی که من و شما در پیوند با حضرت باشیم.@جشن می‌دانید چه موقع صفا دارد؟ زمانی که در درونت احساس کنی که یک منتظر هستی، چرا؟ چون امیرالمؤمنین قول داد که اگر تو منتظر باشی با من و هم‌درجه من در بهشت هستی. این جشن دارد. این سرمستی دارد. این ذوق هست.@شما اگر این را داشته باشید همین ساعتهایی که الان داریم می‌گذرانیم و همین روزها و شبها احساس می‌کنی یک نور عظیم در تمام وجودت روشن است یک شادی زیاد، یک آرامش ماندنی و همیشگی.@اما اینکه وقتی نیمه شعبان هم می‌آید ما غصه‌داریم و نمی‌توانیم واقعاً از این جشن بزرگ استفاده کنیم، نمی‌توانیم آنطور که خدا گفت که یک مؤمن باید همیشه آرام و شاد باشد ما شاد و آرام باشیم به دلیل چیست؟ به دلیل این هست که ما اساساً در محور شادی و آرامش که امام زمان هست نیستیم.@باطن ماه مبارک هم امام زمان است این یادتان باشد این بحث را من چون ماه مبارک بود مجبور شدم زودتر برای شما بگویم که شما اگر قبل از ماه مبارک نخواهید به باطن روزه که ولیّ عصر (ارواحنا فداه) هست ارتباط برقرار بکنید و به آن بپردازید روزه شما هم فایده‌ای نخواهد داشت.@یعنی نه لقائی صورت خواهد گرفت نه شب قدری که همه پیش امام زمان می‌روند برای شما میسر خواهد بود درکی از شب قدر ندارید. قدر هر کس و شب قدر هر کس به میزان پیوندی هست که با امام زمانش دارد. ان‌شاءالله این بحث را جلسه بعد ادامه خواهیم داد.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@