خب بحثمون در مورد حضور معصومین (ع) به هنگام اشراف مومن به برزخ بود و بحث به تمثل هم کشید که قرار شد دو نمونه ای رو که نویسنده محترم (حفظه تعالی) آوردند این دو نمونه رو بخونیم صفحه 287 سطر یکم : نطبق به حضور با تمثل وبا عبدان نوری میباش در اینجا به دو مورد اشاره میکنیم : یک در تفسیر امام (ع) بیانی در این زمینه آمده که ترجمه فشرده قسمتی ازآن چنین است : مومن صالح و موالی پیامبر و اهل بیت او درلحظاتی که دیگر هیچگونه راه برگشت به حیات دنیوی خود ندارد (یعنی توسرازیری ) افتاده دیگه برگشت پذیر نیست ) و امر خدای متعال و قضا ومشیتاو حتمی گشته است و ملک الموت و غوان او حاضر شده اند و انتقال به عالم دیگر شروع شده و طلیعه برزخ با کنار رفتن پرده ها نمود ار گردمیده است نزد خویش ودر بالای سر خود رسول اکرم (ص) ودر اطراف خویش علی بی ابیطالب و امام حسن (ع)و حضرت سید الشهدا (ع) و سایر معصومین (ع) و همچنین خوبان از خواص و خیار و محبین را میباید و آنهاد را مشاهده میکند ودر همان عالم باطل یعنی در عالم برزخی آنان را مورد خطاب قرار میدهد در حالیکه حاضرین در نزد او که در حال حیات هستند و نزدیک به او میباشد صدای او و خطابات او را نمی شنوند و از گفتگوی او در حجابند کما اینکه از رویت و مشاهده رسول اکرم و اهل بیت (ص) از روی خواص و خیار و محبین نیز در حجاب بوده و نمی بینند آنچه را که او میبیند و سپس تا ادامه در اینجا که ترجم فشرده قسمتی از بیان امام (ع) است بدون اینکه به مسئله تمثل اشاره ای نموده باشد حضور حضرات معصومین (ع) و خیار محبین ن آآنان به هنگام قبض روح مومن و به اشراف برزخ بیان میکند خواص و خیار محبین کیان یان؟ خب معصومین(ع) که جای خودش داره اینها میان به هر حال تمام معصومین (ع) به خاطر اینکه خب انسان مومن با اینها تو دنیا پیوند میداشته به هر حال اونها امامان این هستن ولی بقیه بسته به این هستش که ما چه نوع ارتباطات تی با اینها داشتیم دقت میکنید چه نوع ارتباطاتی داشتیم مثلا اینجوری هست که وقتی قراره مومنی به برزخ وارد بشه مرتبطین با او رو صدا میکنن مرتبط خوب دقت کنید این کلمه رو معنای واقعی کلمه مرتبطین با اواگر همسرش هست همسرش بهشتی باشه صداش میکنن پدرش هست مادرش هست دوستانی که با در ارتباط بودند امام زده ه (ع) اولیا خدا انسان یک نحوه ارتباطی با اینها داشته در دنیا یا آشنایی داشته مثل چی هست مثل یه سفر طول ودر از هست که وقتی شما از یه سفر خن کشور مییاین کیا جمع میشن میان اونجا ؟ کنار مرز یا فرودگاه کیا میان ؟آشنا ها ی تو کسسایی که با هات به یه نحوی چی ان ؟ یه ارتباط خاصی دارن همه کسایی که تو رو میشناسن نمی یان فقط شناختن کافی نیست دقت بکنید کیا مییان فقط اونها یی که یه نحوی ه ارتباط خاص یک نحوه خصوصیتی در ارتباط شون با تو وجود داره اونا همه پا میشن چیه؟ میان یکی مثلا در دنیا خیلی با مثلا ابوالفضل (ع)انس داشته خیلی علاقمند بوده به ابوالفضل (ع) مب بینه که حضرت ابو الفضل (ع)میاد بعد یه کسی میبینی با علی اکبر (ع) خیلی انس داشته این ارتباطات خصوصی به اصطلاح ملاک هست برای چی ؟آمدن لذامی فرماید حضور خواص و خیار محبین یعنی بله بله بله یه علقه هست یه علاقه خاصی بین طرفین و جود داره که اونها هم مییان دقت بکنید اونها هم میان بله نه اینکه چون تو دوست داره بیان- ها اتفاقا دوست داشتن از ناحیه اونا خیلی بیشتر هست از ناحیه اونها خیلی بیشتر هستش (در جواب سوال: نه لزومی ندارد لزومی نداره) و میگوید مومن در چنین وقتی آنان را نزد خود مییابد در حقیقت به اصل حضور آنا ن اشاره مینما ید و لکن کیفیت آن را بیان نمی کند اینکه فقط اونا حضور دارند (در جواب سوال: نه نه نه مثل اویس و پیامبر (ص) پیامبر (ص) و اویس فاصله خیلی دوره هیچ وقت تا آخر عمر- همدیگر و ندیدن ولی خب اویس جز و اولیای خداست ارتباط روحی شدیدی با پیامبر داره اینجوری هستش مثل اینهمه لبنانی ها با امام خمینی (سلام الله تعالی علیه) که اینجوری بودن دیگه مثل اون آفریقایی که تو دل آفریقاست و زندگی میکنه ولی خب با امام خمینی (س) یه ارتباط خیلی تنگاتنگ داره این خیلی به اصطلاح میگم همونکه فرمودن به علقه خاصی هست که باید باشه تا اینکه بات هم جفت بشن یعنی سختیهایی هست که اینها رو جذب میکنه به همدیگه کسی بیند میخواد بره اونجا اینطوری هستش )(در جواب سوال: آره نه اگه نه ببیند ادراک برزخ چرا مثلا اینکه آدم وارد یه همچنین چیزی بشه میشه تا یه حدودی ولی دیگه از اون به بعدش خب کار هر کسی نیست )(در جواب سوال: بله همین طور هستش نه من منظورم از نظر ارزشی نیست اگه بحث ارزشی میگید بله همینطوره از نظر ارزشی کسی نمی تونه بدون محبت اهل بیت (ع) مسیر رو طی بکنه شما نگاه کنیدمحی الدین خب ظاهرا سنی هست ولی خب اعنقاداتش رو وقتی نسبت به معصومین (ع)بیان میکنه میبینیم که فوق العاده عالی هستش اینجوری هستش .
(در جواب سوال : نه منظورم از نظر فقط صرف ورود هستش که با این کار ایی میشه کرد از نظر ارزشی نه ) و نیز حضور خواص و خیار محبین آنان را به هنگام قبض روح مومن وبه هنگام اشراف به برزخ بیان میکند و میگوید مومن در چنین و قتی آنان را نزد خود مییابد در حقیقت به اصل حضور آنان اشاره مینماید ولکن کیفیت آن را بیان نمی کند پیداست که این حضور از جانب آنان و همچنین این رو یت و مشاهده از جانب مومن بر اساس محاسبات معمول در بین ما و طبق موازین و معیار های مادی و حسی موجود نمی باشد یکی از آقایون تعریف میکرد که من پدرم مسلمونم هستش خودش مسلمون خوبی ام هست میگفت من پدرم مسیحی بود تو امریکا زندگی میکنن خب رفتار های منو میدید که من مسلمون هستم تحت تاثیر این رفتار های من قرار گرفته بود یه موقعهای به من گفتش که پسرم من از دین تو خوشم آمده دین خوبی هستش بیا اون کلمات مقدس دینتو به من بگو که من هم به دین تو در بیام مسلمان بشم گفت منم بهش گفتم القا شهادتین کردم و او هم گفت و شیعه ام هستن ایشون گفت اشهد ان محمد ا رسول الله میگفت چون تو بستر مریضی ام بود داشت میمرد که اینا رو از من خواست تو لحظه های آخر گفت بیا من میخوام مسلمون بشم خیلیه آقا آدم لحظه آخر عاقبت بخیری ما اینجا داشتیم پیرمردی رو که از شیعیان بود به هر حال شیعه بود دیگه ولی هیچ وقت نمازم چیزی هر کاری کردیم یه اشهد ان لا اله الا الله بگه نگفت چند روز تو حالت احتضار بود چند روز تو این چند روز نگفت هر وقت بهش میگفتم ناراحت میشد نمی گفت هر کاریش کردیم حالا اون تو امریکا تحت تاثیر پسرش قرار میگیره بعد میگه که القا شهادتین شهادتینو گفت من بهش گفتم گفت اشهدان علیا ولی الله اینارو گفت و بعد تو اون لحظه آخر دیدم که حالش خیلی منقلب شد و از تو بستر پا شد خیلی مودب نشست مودب نشست یه گوشه ای ام تمرکز کرد و بعد به من گفت پسرم مودب باش اینایی که من الان اسمشونوبردم اومدن اینجا هستن صدا کردم همینا الان آمدن میگفت من نمی فهمیدم نه میدیدم نه میشنیدم نه چیزی ولی پدرم میگفتش که اینها الان اینجا هستن و گفت یه چند دقیقه بعدم از دنیا رفتش یعنی قدرت جذب اینجوریه – ها سنخیت اساس اون نیتست اون باطن هست که اون وقتی ایمان بیاره پیوند برقرار میکنه یک حقیقتتیست که شما به محض اینکه گفتید اشهد ان محمد رسول الله اشهد ان علیا ولی الله به محض اینکه این حقیقت آمده تمام شد تو پیوند خوردم حالا هر جای دنیا که میخواهی باش و لو یه ثانیه تو یک ثانیه این پیوند برقرار میشه جز و حزب اونها میشی تو یه ثانیه لذا مییان سراغ شیعه خودشون بالا سر شیعه خودشون یه لحظه خیلیه حالا سالها پیشه داستانش با جزئیاتی که گفت برام من خیلی برام من سوزاننده و جالب بود این مطلبید که گفت پیداست که این حضور از جانب آنان و همچنین این رویت و مشاهده از جانب مومن بر اساس محاسبات معمول در بین ما و طبق موازین و معیار های مادی و حسی موجود نمی باشد اینکه میفرماید حاضرین در نزد او صدای او و خطا بات او را نمی شنوند و از گفته او در حجابند و همچنین از رویت حضر ات معصومین و آنان هم محبوب میباشند بهترین و گویا ترین دلیل است براینکه هیچ کدام از این حضور و از این رویت و از این خطابات بر اساس موازین مادی و حسی نبوده و همه اینها به نحو دیگر و به شکل دیگر است و این بدان معنیست که حضور آنان با عبدان نور وبه عبارتی با تمثل ها ی نوری و در ماوراء حس ودر عالم فوق ماده است که حس معمولی به آن را ندارد و به حس دیگری نیاز هست و بدان معنیست که به هنگام اشراف به برزخ به برزخ به لحاظ اینکه تا حدود زیادی انقطاع حاصل شده (این کلمه انقطاع حاصل شده رو بفرمایید) تا حدود زیادی انقطاع حاصل شده و روح محبوس در قید و بند ماده از حجابها نسبتا خلاص گشته و روی عالم بالا تر یعنی عالم برزخ آورده و از ادراکات بالاتری برخوردار شده و کمالات جدید ی یافته و بالاخره از چشم و گوش برزخی واز قوای وجود ی برتری بهرهمند گردیده است در نتیجه با حس دیگر و با چشم دیگری آن را میبینید ودر عبدان نوری مشاهدهمیکند و همچنین با اندام برزخی و با زبان برزخی وبه عبارتی با ندام مثالی و با زبان مثالی به خطاب میپردازد وآنان را مورد خطاب قرار میدهد تو خوابم یادتون هست چه جوریه؟ در خواب شما بدن مادیتون که استخدام نمی کنید که وقتی دارید سخن میگید با کدوم بدن هست ؟ سخن گفتنشون –شنیدن شون- دیدنتون همه با بدن مثالیتون انجام میشه با بدن مادیتون که انجام نمی شه –
این جهان خود حبس جا نهای شماست ... این دلیل آن سو که صحرای شماست
این جهان محدود وآن خود بی حد است ..نقش و صورت پیش آن مضرسد است
(سد به معنای همون مانع است)///(آن یعنی اون جهان است)
دو))باز در همان تفسیر در ذیل آیه الذین یظنون انهم ملقواربهم و انهم الیه راجعون – این آیه رو قبلش رو براتون بخونم این هستش و استعینوا با لصبر و الصلوه وانها لکبیره الاعلی الخشعین – خاشعین کیا هستن ؟ الذین یظنون انهم ملقواربهم –خشوع از کجا آمده ؟کسایی که این اعتقاد رودارن که به لقا ء پروردگار شون نائل میشن و انهم الیه راجعون اعتقاد دارن که به سوی او بازگشت میکنن در قسمتی از بیان امام علی (ع) اصل مسئله حضور حضرات معصومین (ص) به هنگام اشراف مومن به عالم برزخ بدون اینکه به کیفیت حضور و به موضوع تمثل اشاره ای بشود به این صورت بیان گردیده است که پس ملک الموت به وی میگوید به سوی بالا نگاه کن او نگاه میکند و درجات بهشت و منازل بهشتی را که هیچ وقت به تصور نمی آید میبیند ملک الموت به او میگوید اینها که میبینی منزل ها ی تو و نعمت ها نیست که در اختیار تو میباشد و اینان اهل و نزدیکان و مانوسان تو هستن و هر کدام از نزدیکان و فرزندان تو در دنیا اگر صالح باشد در همین منازل بهشتی با تو خواهند بود آیا تو را میشوی که اینها را باآنچه در دنیا هست عوض بکنی؟ در جواب میگوید : نه و الله هرگز رامنی به این امرنخواهم بود –وقتی میبینه ها اونجا اهلم این نیستش که فقط مثلا همسرش بوده همسرش اگر مثلا فرزندش بوده نه مومن خودش به تنهایی اهل زیاد داره اونجا یعنی اونقدر از شئوناتش اهل هایی هستن که شیفته او هستن و منتظر اوهستن هم و با او پیوند دارن که نگو خیلی اصلا شما در همین شبها ی ماه مبارک میخونید :
الهم برحمتک فا صالحین فادخلنا وفی علیین فارف عنا وباکس من معین و عین سلسبیل فاسقنا من الحوراالعین برحمتک فزوجنا همین حور العینی که شما در روایت دارید تا شخصی میگه فزوجنا یا زوجنی من الحور العین :حور میگه خدایا منو به ازدواج این در آر اونها خیلی شیفته تر هستن نسبت به مومن اونقدر اهل انسان داره که نگو یا کسایی دیگه یا چیزای دیگه که با ما ها شون پیوند برقرار خواهیم کرد چی ؟ ومن الولدان المخلدین کانهم لوءلوء مکنون فاخذمنا اون جونای بهشتی مثل مروارید – در در صدفی پیچیده شده و مکنون هیچ دستی بهشون – نرسیده میفرماید اونها رو به خدمت در اوردیم سپس ملک الموت به او میگوید نگاه کن او نگاه میکند و رسول اکرم (ص) وامیر المومنین علی بن ابیطالب (ع) و فرزندان پاک آنان را در اعلی علیین
مشاهده مینمایدببین چقدر هست که قبل از اینکه از دنیا بره به صرف این علاقه اونم قطع علاقه نه کامل تا حد ود زیادی تا حدود زیادی قطع علاقه یه دفعه شخص تا کجا رو میبینه؟ اعلی علیین میبینه این یعنی چی ؟ این بشارت هست که اگر کسی خودش اینزحمتو تو دنیا بکشه خیلی جاها تونه راه پیدا بکنه حد نداره محدودیتی نداره چیز کمی نیستش اگر راه پیدا بکنه خیلی جاها میتونه تو دنیا بره قطع علاقه اگر بکنه انسان که مثلا هنوز از دنیا نرفته یه ذره ارتباطش هنوز برقرار هست تا حدود زیادی این ارتباط رو قطع کرده ولی همرو میبینه پیامبر (ص)- معصومین (ع) همرو فرزندا نشونواینها رو همرو میبینه و چی هستن ؟ ارتباط برقرار میتونه بکنه پس ملک الموت به وی میگوید آیا آنان را میبینی ؟ آنان سادات و امامن تو هستن (سادات یعنی چی؟ آقایان سروان تو هستن جمع سید هست )و آنان در منازل بهشتی همنشینان و مانوسان تو میباشد (آقا خیلی عجیبه همنشین و ما نوس هنوز یادم نمی ره حاج آقا تقوی نیا خواب پسر شو تعریف میکرد برای من میگفت دیدم توی بهشت سید الشهدا (ع) داره بهش قرآن یادم میده ) آیا تو راضی نیستی عوض کسانیکه با آنها مفارقت مینمایی با آنان با شیمر هستم ؟ در جواب میگوید قسم به پروردگارم که من راضی به این امر هستم این خیلی عجیب بوده این حالت تو همه خوبان هستش خوبان اونقدر که به اهلشون تو اون طرف پیوند دارن به اینجا پیوند ندارن خود پیامبر (ص) میفرماید: آه آه که چقدر دلم برای ملاقات برادرانم تنگ شده بعد دونه دونه اسم مییاره انبیاء رو چند تا شون چقدر دلم تنگ شده امیر المومنین (ع) چقدر خوشحال هست که ملحق تا ضربه رو میخوره مشه یه کسی که منتظر بوده ها – فزت و رب الکعبه آخ نیست آه نیست فزت و رب الکعبه یعنی من تموم شو دیگه راحت شدم اینو تو بچه بسیجام زیاد دیدیم نمی گفت آخ سو ختم و ای نه میگفت یا حسین یا حسین یا حسین بعضی و قتا دیگه نمی گفت یا حسین میگفت حسین جان ابیجوری میگفت یا سم امام زمان (ع) انقدر میگفتن تا میرفتن برده بودن دیگه آقا شوخی نیست چقدر لذت بخشه و اقعا چقدر لذت بخشه که انسان بیاد کهاون موقعه ای که خونش رو برای خدا بریزن رو ی زمین و قلبشم به آدم بگن چقدر مزه داره شما این حالات فدائیان این اسلام رو ببینید چه جوری هستش شهید بخارایی مر حوم عبد الحسین واحدی خلیل طهماسبی مرحوم نواب صفوی یک دنیا طما نینه و آرامش دادگا شو نو شما نگاه کنید اصلا همرو مسخره گرفتن تو دادگاه انگار اصلا با اینا منتظرن که زودتر برن بگو بخند اصلا راحت بعدم که آوردنشون وا میایستن وا میایستن نماز جماعت همه چی سر جای خودش استفاده های عالی قبل از پرواز وایستی نماز بخونی چه مزه ای داره اون نماز مثل نماز ای قبل از عملیات بود که میخوندن بچه ها یا تو سلام آخر بودم خوندن خیلی عجیب بود بعد بری وایستی کنار این چو به دار آخ آخ چقدر رمزه داره اصلا ابنا که اون موقعه که قطع اینا اون موقعه اصلا جای دیگه ای مشغول بوده جانشون جامی دیگه ای مشغول بوده بعدم آدمو ببندن چند تا تیر بزنن خیلی خیلی مزه داره واقعا اون لحظات انسان یاد محبو بشو کنه که داره میره در آغوش او اشهد ان اله الا الله بسم الله سید الشهدا (ع)چقدر و رو داره ها ببین اصلا تو عاشورا ورود داره بسم الله و بالله وفی سبیل الله و علی مله رسول الله افتخار اتشو میگه انتصابا ی میخود شو میگه بعد ورود به اونجا میشه آدم اینجوری بمیره؟ خدا نصیب کنه اینجوری خدا نصیب کنه اینجوری رفتن روو قتلا فی سبیلک فا و فق لنا میخونه ادامه همین دعایی که خدمتون عرض کردم خیلی آقا قتلافی سبیک یعنی توراه تو منو ذبح کننچقدر مزه داره
آقا ما وقتی میگیم قربونت بشم میدونید یعنی چه ؟ قربونت برم قربونت بشم خیلی با حاله کی اونجا درد احساس میکنه دست و پای آدمو ببندن – دستا رو از پشت میبندن سررو بگیرن بالا این کاردر و بکشن آدم متوجه ست جلو کی داره قربونی میشه خیلی هر کس کاردش یه حضی داره یه لذتی داره من دیدم خیلی از این بچه ها رو که با چه لذتی رفتن هر ثانیه اش براشون چقدر مزه داشته تا وقتی منقل شدن اونجا حضرت مجتبیس (ع) در لحظات آخر شون داره از لذتی که داره میبره تعریف میکنه به سید الشهدا (ع) میفرماید : میفرمایدذ الان که دیگه من ملحق بشم به رسول الله (ص) پدرم و به مادرم و به جعفر طیار رو به اینها ملحق بشم همرو اسم مییاره همشون از – الحاقانتشون صحبت میکن روح اونطرفیه دیگه روح دائم ونطرف داره اینجا غریبست اصلا خود سید الشهدا (ع) شب عاشورا تحمل که نمی کنن که اصلا قاعده اینجوری هست تو قاعده عشق صبر نیست یعنی بی تابیس مییاره برآدم – امام حسین (ع) سربازانش اون را هم که بچه بسیجیای ما رفتن نرفتن که وایستن و ملحق بشن یا لحظه آخر بیان خیر شبش سید الشهدا (ع) همه چیز رو به اینا نشون داد حالا شما فکر کنید فردا یه همچنین شبی بوده شب جمعه ای بوده جمعه عاشورا بوده دیگه این ساعت ها مثلا سید الشهدا (ع) تمام جایگاه اونا رو بهشون نشون داده حالا فکر کنید اینا چقدر براتشون سخت میگذرهع تا جمعه میگذره تا جمعه تا فردا – کی خوابیده اصلا اون شب یه عده قرآن یه عدهاستغفار یه عده گریه یه عده ام شوخی تو این چادر اون صدای خنده و شوخی مییومد اینا رو کی میفهمه ؟ از اینکه تو جبهه ما بوده بچه بسیجیا رو دیده شوخیا ی شب عملیات و یار خوشگلم ذلیخا شونم شنیده اون میفهمه که امام حسین(ع) و سربازانش شب عاشورا تا حد.ود زیادی میتونه بفهمه چی کشیدن –ئ من بچه ها رو دیدم شب عملیات خیلی جلو تر از شب عملیات میدونستن دارن میرن فقط منتظر زمانش بودن چه حالهایی اونا داشتن همشون همین طورم هستن یعنی عشق اینجوری بی تاب میکنه انسان رو که زود الحاق میکنه و انا ان شاء الله بکم لت حقونمیپسندن لحاق رواز اون تعریف میکنن در ارتباط با معصومین (ع) هم اینجور هست یعنی هم اونها اینجوری ان هم این حقیقتو میپذیرد که عاشقشون بی تاب میشه لذا نمی زارن کار به آخرت و اونجا کشیده بشه اونها یی که حقیقتا عاشق هستند و بی تاب در یغی نمی کنن از اینا اصلا خود شونودر اختیار میگذارن خود شونوتو دسترس میزارن اصلا دنسیه نیست چون عشق اینجوریست دیگه عشق قائدتا بی تابی مییاره برانسان خیلی محنت هست خیلی لذا اونها راحت تو دنیا مییان به سراغ اینها رو دعوت میکنن جای رفت و آمد ها دارن برا اونها یی که عشق دارن – عشق آب کم جوی تشنگی آوردتش تا بجو شد آبت از بالا و پس
خوشبحال کسی که بی تاب خدا بشه بی تاب خدا یعنی چی؟ همونکه امیر المومنین (ع) گفت : اگر عجل نبود (لم تستقرازواجهم فی الابدان ) یه لحظه رو حشون وا ی نمی ایسته خوشبحال کسی که بی تاب امام زمان (ع) بشه آقا بی تابی خیلی عالیه بی تاب رسول الله بشه سلام الله تعالی علیه بی تاب که انسان میشه زود بداد آدم میرسن ولی به شرطی که حقیقتا بی تاب بشه بطو ریکه ملاحظه میکنیم در این بیان به اصل مسئله حضور بدون اینکه صریحا به کیفیت آن بپردازد اشاره فرمود است با این همه اگر در همین بیان به تامل پرداخته و مخصوصا در تغییرات متن روایت کاملا دقیق باشیم به خوبی به این حقیقت پی میبریم که مشاهده در جات بهشت و مناظر و نعمتها – مانوسان بهشتی و نیز رویت و مشاهده حضرات معصومین صلوات الله و سلام الله علیهم اجمعین در اعلی علیین از قبیل مشاهدات حسی وردیت معمولی نبوده ودر بلکه از باب مشاهدات و رویت های بالاتر است که در لحظات آخر به لحاظ انقطاع از عالم ماده و اشراف به عوالم بالا و لحاظ به کار افتادن مشاعر و ادراکات برتر موجود در انسان پیش میآید و به عبارتی از باب مشاهدات و در رویت های باطنی میباشد که بار کنار رفتن حجاب تحقق مییابد این بدان معنا است که حضور حضرات –معصومین (ص) در چنین موقعه نیز از قبیل حضور حسی و از قبیل حضور معمولی نبوده و بلکه نوع دیگری از حضور با ابدان نوریست که تمثل مینامیم و محبوب و مستور از حواس ناظر دنیویست
از جمله نکاتی که در این قسمت از بیان امام (ع) وجوددارد عبارت از این است که علاقه و دلبستگی انسان در زندگی دنیوی نسبت به آنچه در دنیا هست و نسبت به اهل و نزدیکان به لحاظ غفلت وی از عوالم عالیه و منظر و نعمتها و لذت های بهشتی و همچنین به لحاظ غفلت وی از جمع ملکو تیان و از لذت انس با آنان میباشد.
استون این عالم ای جان غفلت است.1. هوشیاری این جهان را آفت است
1.یعنی ستون و پایه این عالم رو چی تشکیل میده ؟ غفلت)
هوشیار میزارن جهان هست و چون آن غالب آید نیست گردد این جهان
(یعنی کسی که هوشیار بشه یعنی از سنخ اون عالم بهرهمند بشه عالم براش چی میشه؟دیگه نمی بینه اینجا رو دیگه از اینجا میشه ؟ غالب میشه )
هوشیاری آفتاب و حرص یخ هوشیار آب و این عالم وسخ
زان جهان اندک ترشح میرسد تا نخیزد در جهان حرص و حسد
گر ترشح بیشتر گردد زغیب نی هنر ماند در این عالم نه عیب
می گه کم هوشیاری از اونجا مییاد همچنین که یه لذتی ببریم اگه بخواد زیاد بیاد دیگه عیب و هنرم برداشته میشه از اینجا در بیان دیگر چسبیدنبه دنیا و مالوفات و مانوسات دنیوی (زیز کلمه مالوفات خط بکشید ها – یعنی الفت چیزایی که با هاش الفت میگیره انسان ) از غفلت انسان از باطن حسن او سر چشمه میگیره اگر این غفلت از میان برود و اگر آن سو برای انسان دنیوی مکشوف گردد این دنیا ومانوسات آن فراموشدمی گردد و هوای آنسووجودو میرا میگیرد تا جایی که هرگز راضی بر این نمی باشد که از آن سو صرفنظر کند و در عالم فقر و حرمان باشد و البته این در صورتیست که در آنسو برای او جای باشد و نه در صورتیکه به سوی فقر بالاتر و عذاب برود یعنی چی ؟ یعنی فقر برای مومنین دیگه برام مومنین هستش
آن جهان و راهش از پیدا بدی کم کسی یک لحظه در اینجا بدی
((یعنی اگه یه کمی چشیده بشه))من ذالذی ذاق حلاوه محبتک فرارمئک بدلا – بازم کی؟ بازم بچه بسیجیا یادتون هستش دیگه ؟ 50 روز – 60 روزسه ماه جبهه بودن – 10 روز بهشون مرخصی میدادی میگفت ده روز باید بیام تهران بمونم اه 48 ساعت می یومد اینجا میموند نمی تونست تحمل کنه سر و کلش اونجا پیدا میشد میزدن مجروح میشد از بیمارستان فرار میکرد میگفت چرا فرار کردی؟ میگفت من مگه وای میستادم یه موقع منو میبردن تهران برای مداوا باید اونجا میموندم از بیمارستان فرار میکرد که یه موقعه ای برنگرده به شهر چقدر تو این عملیتا ما دست وپا مصنوعی مید یدیم چشم مصنوعی دیدیم آخه تو که زدن چشمتو از بین بردن یه چشمت مصنوعیه برا چی پا شدی اومدی اونجا ؟ چیکار داشتی تو جبهه تو بار ها میشد بچه ها تیز میخوره تو چشم مصنوعیشون چشم مصنوعیشون داغون میشد تر کش میخورد پای قطع شد شون پای مصنوعیشو نود وباره قطع میکرد تیر میخورد تو دست مصنوعیش کی بهشون گفته بود پاشن بیان اونجا .
آن جهان وراهش ار پیدا بدی کم کسی یک لحظه در اینجا بدی
بین اینجا که میفرماید چی ؟ میفرماید که این دنیا و مانوسات آن فراموش میگردد و هوای آن سو وجودی را میگیرد تا جایی که هرگز راضی براین نمی باشد که از آن سو صرفنظر کند و در عالم فقر و حرمان باشد البته این در صو رتیست که در آنسو برام او جایی باشد و نه در صورتیکه به سوی فقر بالاتر و عذاب برود فقر دونید یعنی چی دیگه ؟ ببینید خوب دقت کنید این نکته رو نسبت چی میگفت ؟ نسبت میگه رابطه دنیا با آخرت مثل رحم هست با دنیا توجه فرمود ید یعنی شما که اینجا هستید توی رحم دنیا هستید مثل جنین که خود شو برام شرایط زیستی حیات مرحله بعد آماده میکنه یعنی هر چی تحصیل میکنه قلب – دستگاه تنفس – چشم – گوش – پا همرو منطبق با نظام زیستی حیاتن بعدی ی داره آماده میکنه – چشمش با طول موج مر حله بعد هست – گوشش با با فرکانس مرحله بعد انس انس داره همه چی رو اینجا تهیه کرده تو خود عالم رحمم به درد ش نمی خورها ولی همه منطبق با مر حله بعد خوب توجه فرمودید خوب دقت کنید تا معنی این خط کاملا جا بیفته توی دنیاشرایط زیستی ثابتی وجود داره که ما اسمشومی زاریم چی؟ میزاریم میزان یه میزانی هست که هر بچه ای که از رحم به دنیا مییاد تو یکی از این پنج تولد خود به خود قرار میگیره یعنی کسی ارز یا بیش نمی کنه خود به خود ورود به دنیا از رحم مساویست با قرار گرفتن در یکی از این پنج تولد یا ناقص هست یا بیمار هست یا سالم هست یا ضعیف هست یا سالم خیلی قوی هستش خود به خود اونیکه تقسیم میکنه اینو و ارزیابی میکنه جنینو چیه ؟ نه شرایط زیستی ثابت اینجا –شرایط زیستی ثابت دنیا مثلا از نظر هوا از نظر اکسیژن از نظر نمی دونم طول موج از نظر گوش و فرکانس نمی دونم مسائل مختلفی که هست باید داشته باشه تنظیم این دستگاه با هوای خارج –فشار درون با فشار بیرون همه چی ؟ این که ثابت اینجا هست به محض اینکه متولد میشه این برش بهش میزنه برش سالم – برش ناقص معلوم میشه چی هستش پس چه چیزایی اینو معنا میکنه تولد رو برا ما ؟ شرایط زیستی ثابت اینجا معنا میکنه که این جزو چه تولد ی هستش – حالا جنینش موفق هست با شوق و ذوق مییاد بیرون که منطبق با این عالم هست وقتی مییاد راحته یعنی با این شرایط هستش – این بحث حرمانی که اینجا مطرح میکنه یا فقر فقر یعنی چه؟ فقر یعنی کسی که اینجا زندگی میکنه ولی هیچ وقت با شرایط زیستی اونجا تطبیق نمی کنه یعنی هیچ چیزیکه اورو با شرایط زیستی بعد از مرگش تطبیق بده وجود نداره اصلا هیچ نوع وجود نداره اصلا هیچ نوع پیوندی با شرایط زیستی بعد از مرگش نخورده توجه فرمودید چه کسی اون لحظه آخر مردن شاده؟ اونیکه پیوند داره اصلا با اون شرایط زیستی میدونه داره میره جای بهتر اما اونیکه تو زندگی اصلا هیچ پیوندی با شرایط زیستی اونجا نداشته باشه این وقتی اسم مرگ مییاد ترس برش میداره اسم مردن مییادد میگیردش یه روز کافیه بره بخوابه به بیمارستان میگن آقا شما باید یه هفته بیمارستان بخوابید انگار که غم همه دنیا گرفتنش نمی تونه تحمل کنه محدودیت رو بعدممیافته تو رختخواب مرگ که میگن آقا شما مثلا سرطان داری یا چند روز دیگه بیشتر زنده نیستی برام این خیلی کشندس این لحظات – فوق العاده کشنده ست یعنی هر چقدر نزدیک میشه به اون لحظه آخر فشارو زجر این بیشتر میشه چرا ؟ چون میشه یه جنینی هست چون جنین تا وقتی رحم مادر هست ولو تطبیقیم با شرایط زیستی نداشته باشه درد زیادی احساس نمی کنه خوب توجه فرمودید درد زیادی احساس نمی کنه دستگاه تنفسش منطبق با شرایط زیستی دنیا باشه یا نباشه دستش منطبق باشه یا نباشه پاش منطبق باشه یا نباشه قلبش منطبق باشه یانباشه این وقتی اون تو رحم هست خیلی درد ی احساس نمی کنه فقط درد کی شروع میشه ؟ زمانیکه قراره بیاد یه عالمی که تواون عالم میسنجن اینو میسنجن یعنی ارزیابی میشه و چی میشه ؟ برش میخوره چون ((بل وزن یومئذ الحق)) اونطرف وزن حق هست ومی سنجن و میزان وجود داره اونطرف این محض اینکه میخواد متولد بشه وقتی وارد شرایط زیستی اونطرف میخواد بشه خیلی براش کشندس ورودش همانا شروع درد همانا شروع عذاب همانا این معنی چی هستش ؟ این معنی فقر هست یا حرمان – محرومیت – خب چه کسایی اون لحظه بیشتر لذت میبرن ؟ یا وقتی اون طرف مییاد ترسی ندارن؟ شاد هستن؟ دو گروه یه کسانی که خیلی کور واحمق هستن قائل به او نطرف اصلا نیستن برا همینم راحت دست به خود کشی میزنن وقتی تو دنیا خیلی بهشون فشارز بیاد تو دنیا خیلی بهشون فشار بیاد خود شو نو میکشن برا چی برام اینکه فکرم میکنه راحت میشه چون قائل به یه حیاتی که اون طرف خودشونم با اراده نیستش دیگه
میگه خود مو میکشم را حت میشم شرح حا لشونم گفتم خدمتتون تو جهنم که اینا رو برن اینا این اعتقاد دنیا یی شون نو تو جهنم با خودشون میبرن تو جهنم میکن خدایا ما را بکش راحت شیم این فکر میکنه که مردن یه چستش یعنی مثلا نابود شدنی هست که از شی هیچ اثری نمی مونه این مردن را بعد معنا میکنه نمی دونه مردن عبارتند از فقط یک انتقال هست یه تحویل هست
یه مرحله کندن یک لباس و به تن کردن لباس دیگری به دست آوردن لباس دمیگری اینو نمیفهمه چون اینو نمی فهمه این وقتی فشار بهش بیاد میکشه خودشو لذا وقتی میگیم از مرگ میترسی ؟ بعضیا میگن نه ما از مرگ نمی ترسیم گروه دوم کیا هستن که نمی ترسن؟ کسایی که اونو رو خوب شناختن – شرایط زیستی اونجا رو هم میشناسن تطبیقم دارن میدونن
تطبیق دارن لذا شوق میگیر شون – هر وقت میگی شوق دارن برا اونطرفاون لحظات آخرم که میخوان برن هی شوقشون بیشتر میشه این دو گروه – در غیر این صورت هر کس دیگه ای باشه اسم مرگ که مییاد ترس و وحشت داره حل مسئله انتقال خوب دقت بفرمایید این نکته رو حل مسئله انتقال و کیفیت انتقال کلید شروع همه کارها هستش تا کسی تکلیف او نظر فوروشن نکنه ها نوع دید گاهش نمی تونه درست زندگی کنه و تصمیم گیری کنه تو زندگیش – دائم در کثرت هست دائم در اضطراب هست دائم در بالا پایین شدن عوض شدن عوض کردن هستش چند شخصیتی حتی ممکن بشه – شخصیتا مختلفی بیاد سراغش چون هیچوقت مسئله اونطرفو روشن نکرده برا خودش اولین کاری که یه نفری میکنه این هستش تکلیف خودشو با این مسئله روشن بکنه که این مسئله چی هست بالاخره و چه جور رفتنی هست این – تا این مسئله روشن نشه حالا این بحث در بحث طبیعت و فطرت خیلی جایگاه بلندی داره این بحث که طبیعت به این چه جوری نگاه میکنه فطرت به این چه جوری نگاه میکنه این که حل شد نوع جهت گیری افراد تو زندگی شونم میشه تا وقتی این روشن نشه ها مشخص نمی شه البته این در صورتیکه در آن سو برای او جایی باشد و نه در صورتیکه به سوی فقر بالاتر و عذاب برود
آن جهان و راهش ار پیدا بدی کم کسی یک لحظه در اینجا بدی
از این بیان امام(ع) بر میاید که مومن در لحظات آخر با برطرف شدن نسبی حجابهااز این غفلت به خود میآید و از خواب سنگین بیدار میگردد و راضی نمی شود که آن سو را با اینسو عوض بکند
گر بود این چرخ ده چندین که هیات نیست نزد آن جهان جز شک و پس
(چیز دیگری نیست ) اینها دو مورداز روایات بیانانتیست که اصل حضور
حضرات معصومین (ع) به هنگام اشراف مومن به عالم برزخ در آنها بیان گردیده است و به مسئله تمثل صریحا اشاره نشده و لکن با دقت در آنها و با تامل در اشارات و نکات و شواهد موجود در آنها به خوبی به این نتیجه میرسیم که منظور در این قبیل لز روایات همان حضور باطنی و به عبارتی حضور با تمثل وبا عبدان نوریست که محبوب از نظر های معمولی .ومستور از حواس نازل دنیوی میباشد خب مطلب دیگری هم داره که ان شاالله بزاریم برای جلسه بعد.
والحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین))
نکته خوبی هست آقای حسینی میفرماید این بحثی که الان ما گرفتیم نتیجه اون منحصر شو پیاکمبر تو بحث نسبت چون بحث نسبت گفتیم براش احادیث به هر حال نصفه ونا قصی داریم که دلالت بر نسبت میکنن یکیش این هستش که (ان مثل المومن فی هذا الدنیا کمثل الجنین فی بطن) (؟؟کتاب معاد)مثال مومن در این دنیا مثل جنینی هست که در رحم مادرش هست یعنی چه ؟ یعنی جنین وارد میشه به یه عالمی بسیار بی نهایت بزرگتر و کامل تر از عالم رحم با یه قوای خیلی بهتر از همه جهت بهتر هستش وضعیت مومن اینجوری هستش وقتی میخواد منتقل بشه از این طرف به اون طرف اینجوری هستش درسته (مچکر هستم خیلی ممنون ) سوال دیگه ای نیستش ؟