جلسه 157 - معاد
شماره جلسه
157
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 157 - معاد

معاد 20/7/76

اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشّیطانِ الرَّجیم/ بِسمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ/ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین»

بحثمان در این جلسه تمام میشود. چند روایت مانده بخوانیم و به کتاب برگردیم. یک حدیث در مورد پاکیزه ترین مالها، چه مالی از همه مالها تمیزتر و پاکیزهتر است؟

فرمود: «أَزْكَى الْمالِ مَا اشْتُرِيَتْ بِهِ الاْخِرَةُ». پاکیزه ترین مال ها آن مالی است که به وسیله آن آخرت خریداری شود. ببینید مال وسیله خریداری است. وسیلهای است برای خریدن چیزی و برای به دست آوردن و داشتن چیزی. خودش وسیله است. در میان اموال ما چند نوع مصرف داریم:

  • مصرف شخصی است که خودمان استفاده می کنیم.
  • یک مصرف است که با آن دنیا را می خریم صرف لذتهای دنیایی میکنیم.
  • یک مصرف است که با آن آخرت یعنی بینهایت یعنی ابدیت را خریداری میکنیم.

خوب از میان این سه مصرف، عاقلانهترین و هوشیاران ترین، زیرکانه ترین مصرف کدام مصرف است؟ مصرفی که با آن بی نهایت خریداری می شود، چه کسی می خواهد از آن استفاده کند؟ این باید (تاکید کنم دفعهی چندم است) که ما باید توجه داشته باشیم در برخورد با دنیا و برخورد با مال و ثروت، این است که دنیا در طول آخرت است و یک نفر می خواهد این مسیر را بپیماید. یک روح است، یک نفس است می خواهد این مسیر را بپیماید، آن هم نفس هر شخص است. خود کسی که دنیا را دارد آخرت را هم دارد. همان کسی که می خواهد در دنیا لذت ببرد در آخرت هم احتیاج دارد. آنچه در این جا نیاز دارد، آنجا هم نیاز دارد. اگر منزل و مسکن است آنجا هم نیاز دارد. اگر همسر است، اگر تجملات است، آنجا هم نیاز دارد. اگر خوراک است، آنجا هم نیاز دارد ، هر چیزی اینجاست آنجا هم نیاز دارد. برای همین از موارد عذاب چه چیزی را ذکر می کنند؟ از موارد عذاب تشنگی را ذکر می کنند. از عذاب های عالم برزخ و قیامت: تشنگی، گرسنگی، بیمسکنی یعنی فشار. داریم، اینقدر فشار می دهند اهل جهنم را! فشاری بهشان وارد می شود از اطراف احساس می کنند؛ مثل میخی است که در دیوار کوبیدند. چه طور آن میخ تحت فشار تمام جوانب است که کسی به راحتی نمیتواند او را بیرون بکشد باید با وسیلهی دیگری میخی که در دیوار فرو رفته را از دیوار بیرون کشید. از بس که بدنهی میخ تحت فشار است.

همسر احتیاج داریم و خیلی چیزهای دیگر. خوب خودت هستی! حواست باشد یک نفر است؛ خودت هستی که باید منتقل بشوی آنجا. از میان این سه مصرف، عاقلانهترین کار در مورد مال چیست؟ اینکه همهاش را اینجا مصرف کنیم؟ نه! عاقلانهترین کار این است که اینجا اکتفا ـ به حد اکتفا ـ اینکه بی نیاز باشی از مردم و عزت و شخصیتت حفظ شود؛ ولی بقیه اش کجا برود؟ بقیهاش برایت پس انداز شود. چه کسی می خواهد بهره برداری کند؟ خودت می خواهی بهره برداری کنی. لذا یک آدم عاقل وقتی خودش را به صورت یک واحد ممتد از دنیا تا بینهایت نگاه می کند، خیلی راحت می تواند پس انداز کند. خیلی راحت میتواند به آینده فکر کند. این دیدگاه وقتی نیست افراد گیج می شوند وقتی می خواهند پول بدهند سختشان می شود. وقتی می خواهند جهاد مالی کنند برایشان خیلی فشار است. چرا؟ چون این کوری نسبت به ابدیت و آخرت آنها را اذیت می کند؛ این مانع است؛ درست نمیتوانند خود را ببینند. ممکن است در زبان اعتراف کنند که بله! آخرتی هم است ولی در عمل نمیتوانند برای آخرت کاری انجام بدهند. واقعا دلسوزانه، آن طوری که ائمه علیهم السلام بودند برای آخرتشان، آنها هیچ حرصی برای آخرت ندارند. چون ببینید، طرف خودش را خوب می بیند. علی (ع) می فرمایید: «أقْرَبُ شَيْءٍ الأجلُ» نزدیکترین چیز به تو مرگ است. میگوید من هر لحظه ممکن است به آنجا منتقل شوم. وقتی هر لحظه ممکن است آنجا منتقل شود و اینجا مسافر هستم و معلوم هم نیست که با همه ی این اموری که دارم زندگی میکنم، بتوانند یک ساعت به من وفا کنند و با من بمانند. هیچ کدامشان! چقدر منزلها بوده که قبل از اینکه ساکنینش به آنجا منتقل بشوند، خریداری شده قبل از اینکه آنجا منتقل شوند، طرف مرده! چقدر وسیله های نقلیه بوده همان روزهای اول استفاده تبدیل شده به قبر انسان؛ وسیلهی مرگ انسان! چقدر ما داماد سراغ داشتیم شب عروسی و یا شب قبل از اینکه به وصال برسد یا همان روزهای اول رفته! چقدر افراد داشتیم که هنوز بچه اولشان را ندیدند و مردند! کی وعده ای شده و تضمینی شده؟ خودش را مسافر ابدی می بیند و هر لحظه احتمال انتقال به آن طرف را میدهد. با همه این نیازهایش به آن طرف منتقل میشود؛ با همهی نیازهایش؛ نیاز دارد دیگر. یک مسیر طولانی به نام برزخ بعد یک مسیر سه هزار ساله توی صراط و بعد هم که بی نهایت. خوب! این خیلی کار عاقلانه ای است که انسان دائم به فکر آن طرف باشد. دائم ذخیره بفرستد آن طرف. اگر کسی با این نیت این کار را بکند با این دید به خودش نگاه بکند، پس انداز برایش لذت دارد؛ جهاد مالی برایش خیلی لذت بخش است؛ چون می داند که هیچ چیزی از دستش نرفته "مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ." آنچه نزد شماست از بین می رود ولی آنچه که فرستادید پیش خدا، آن باقی می ماند. «وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ» (سوره بقره/آیه 197) آیه قرآن است. خدا می داند و آگاه است «تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ ..» (سوره بقره/آیه 110) آنچه که کار خیر کردید حتما شما همان را پیش خدا خواهید یافت و خدا یک روزی تحویل شما خواهد داد. این چیزی است که پیش فرستادید. آخرت یعنی همین . یعنی آن چیزی که کسب کردید را پیش فرستادید. این ها را شما فرستادید، بروید و از آن بهره برداری کنید. این اذکاری که گفتید، این ذکر ها «لَا إِلَهَ إِلَّا اللّهُ و سُبْحانَ الله وَالله اَکبَرُ» را فرستادید، بیا این هم هر کدام آن تبدیل شد به درختی و قصری و همسر بهشتی و همسران بهشتی! این مالی که فرستادید تبدیل شد به چیزی. دل یک نفر را شاد کردید تبدیل شد به موجوداتی که تو را در آن تنگنای قبر شاد می کنند، توی آن وحشت نمی گذارند که یک ذره بهت اضطراب برسد. تبدیل می شود به شادی های ابدی. همه اش پیش خدا حاضر هست. «أَزْكَى الْمالِ مَا اشْتُرِيَتْ بِهِ الاْخِرَةُ». تمیزترین مال آن است که آخرت با آن خریداری شود. چرا می گوید تمیزترین؟ چرا نگفت بهترین مال آن است که آخرت خریداری می شود؟ چون با مال غیرذکی نمی شود آخرت را خرید. لذا اگر با مالی آخرت خریداری بشود پس معلوم است طاهر بوده است. اگر خداوند با مال آخرت را داد و گفت بفرمایید این قصرهای بهشتی! که در روایت داریم هر کدامش از آنچه کل کره زمین است، بزرگتر است. این قصر مال تو، پس معلوم است که توانسته است خریداری کند. پس معلوم است مال، مال پاکی بوده است. والا اگر شما بیایید هر چقدر از مال حرام انفاق کنید مگر می شود با آن آخرت خریداری کرد؟ با مال خمس نداده؛ با مال زکات نداده شما هر چقدر می خواهید خیرات کنید. هئیت بده؛ شام بده؛ برای امام حسین؛ برای فاطمه زهرا؛ برای امام زمان (علیهم السلام)؛ برای امواتت خیرات کن، هیچ چیزی نمی رسد، نمی شود با آن آخرت خرید. چون اصلا این مال تو نبوده مال حرام بوده مال امام زمان؛ مال حق سادات بوده. خمس و ذکات بوده. هزار تا گرفتاری داشته. اصلا از حق الناس بوده؛ از راه معامله حرام به دست آوردی. اینها که نمی شود باهاش آخرت خرید مال تو نبوده که باهاش آخرت بخری. مال تو نبوده ممکن است باهاش آخرت خریداری بشود ـ با مال حرام ـ اما به نفع چه کسی؟ به نفع صاحبش! نه به نفع تو! شما نمی توانید. لذا فرمود کلمه أزکی را اینجا می آورد که اصلا غیر زکی باهاش آخرت خریداری نمی شود. خوب بیایید برویم سراغ بدترین اموال. احادیث این را هم بخوانیم. برویم سراغ کتاب «شَرُّ الأَموالِ ما لَم يُخرَج مِنهُ حَقُّ اللّه ِسُبحانَهُ» امیرالمومین علی (ع): بدترین اموال آنی است که حق خدا از آن خارج نشود. یعنی حق خدا پرداخت نشود. انسان حق الله را بخورد. «و لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ إنَّما غَنِمتُم مِن شَیءٍ" هر چیزی که اضافه از مالی که به دست آوردی، جدای از آن مصرف ها و نیازهای که خودتان، نیاز شخصی دارید (اولش هم گفتیم) یک پنجم آن مال خداست و رسولش و بعد مال یتیم ها و فلان فلان. این یک پنجم تقسیم میشود به دو قسمت سهم امام و سهم رسول خدا که وقتی نیست به چه کسی می رسد؟ (امام عصر) و سهم کی؟ فقرا، سید و سادات فقیر سهم آنهاست.

وقتی مال از آن برداشته نشود این مال است که شما به همه سادات فقیر بدهکارید چقدر می شود؟ یعنی حق آنها را دارید میخورید و حق خدا و امام زمان را. این بدترین مال نیست؟ این مال آتش است و بدتر از همه این است که یک موقع آدم خودش میخورد و یک موقع با این مال به دیگران هم میخوراند. میخوراند به زن و بچه بیچارهاش که اسیر دست اوست و حقش این است که غذای طیب و طاهر بخورد. حقش این است که غذای ذکی بخورد، غذای تمیز بخورد. ما غذای آلوده به خوردش میدهیم. فردا این ها یقه ی ما را نخواهد گرفت؟ میخورانیم به بچه معصوم. طفلکی معصومی که میخواهد رشد کند و شکل بگیرد شخصیتش، به او غذای حرام میخورانیم. سیدالشهداء خیلی جملهی عجیبی دارد. سید الشهداء روز عاشورا وقتی که وقاحت را سربازان ابن سعد به اوج میرسانند به زینب (علیها سلام) میفرماید که خواهرم اینها شکم هایشان پر از حرام است. برای همین حرف ما را نمی فهمند. یعنی مال حرام خوردن تأثیرات بسیار زیادی دارد که الان نمیخواهیم بگوییم چه تاثیراتی دارد. مال حرام خوردن یکی از تأثیراتش این است که آدم را نسبت به آخرت کندفهم می کند؛ نسبت به مصالح خودش؛ عقل و شعور حقیقی را از انسان میگیرد. هر چقدر سیدالشهداء نصحیت کرد؛ تمام این اصحاب سیدالشهداء تمامشان اولش رفتند جلو، اول نصحیت کردند حر می رود نصحیت می کند همه رفتند اول نصحیت کردند. گفتند مردم این پسر پیغمبر است. پسر فاطمه زهراست. این دختر امیرالمومنین است. این کار را نکنید. با اینها نجنگید. امام حسین آخر سر گفت اینها چون شکم هایشان پر از حرام شده، حرام خوری کردند حرف ما تأثیر ندارد. برای همین نه می توانند نماز درست و حسابی بخوانند؛ نه حضور قلب دارند؛ نه اشکی درست و حسابی می تواند بریزند، نه معنویتی دارد؛ نه دلش برای مسائل معنوی تنگ می شود و هوس معنویتی می کند. اگر هم او را به حرم ببری ـ حرم امام رضا، حرمهای مشاهد مشرفه، مکه ـ نمی تواند استفاده خوبی بکند؛ این مال حرام جلوی خیلی از مسائل را می گیرد. جلوی دعا را می گیرد، جلوی استجابت را می گیرد. برو هر چقدر دلت میخواهد گریه کن توی حرم (اگر گریه ات بگیرد با مال حرام). اگر گریه ات بگیرد؛ گریه کن! خودت را بکش! دعا کن استجاب نمی شود. به استجاب نمی رسد. مال حرام خیلی خطرناک است. «شَرُّ المالِ ما لَم يُنفَق في سَبيلِ اللّه ِ مِنهُ ، ولَم تُؤَدَّ زَكاتُهُ» بدترین مالها آنی است که در راه خدا انفاق نمی شود؛ در راه خدا انفاق نمی شود یعنی چه؟ یعنی خدا گداست؟ "نعوذ بالله" در مورد قربانی، در قرآن خداوند چه می فرماید؟ به خدا گوشت و خونش نمی رسد، فقط نیت پاک شما به خدا می رسد. اگر خدا می گوید انفاق کنید مگر خدا خودش می خواهد گوشتش را بخورد؟ خودتان می خواهید بخورید؛ مردم میخواهند بخورند. به خدا که گوشت و خون گوسفند نمیرسد. میگویند در راه خدا انفاق کنید. انفاق در راه خدا یعنی چه؟ جلسهی گذشته عرض کردم یعنی برای خودت. یعنی برای خریدن آخرتت.

در حدیث خواندیم دیگر. فرمود اگر می خواستم خودم بلد بودم بنده هایم را بی نیاز کنم. من می خواهم شماها به جایی برسید. شماها به خیری برسید. بدترین مال آن است که از آن در راه خدا انفاق نمی شود. «ولَم تُؤَدَّ زَكاتُهُ» نه ا ینکه کل مال انفاق نمی شود فرماید "منه". از او چیزی در راه خدا نمی دهند. هیچ وقت کسی نگفته که شما همه مال را در راه خدا بده. خیر. اصلا گناه دارد که انسان تمام مالش را در راه خدا بدهد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: یک مسلمانی فوت کرده بود وصیت کرده بود کل اموالش را در راه خدا بدهند. وصیت کرده بود. آقا آن اموالی که بود در راه خدا دادند. چیزی به زن و بچه اش نرسیده بود. اینجوری وصیت کرده بود که مال نرسد ـ چیزی به زن و بچه اش ـ زن و بچه اش مانده بودند.

پیامبر فرمود اگر من می دانستم که این چنین وصیتی کرده نمی گذاشتم تو قبرستان مسلمانان دفنش کنند. کسی نگفته همه مالتان را در راه خدا بدهید. ولی از آن در راه خدا انفاق کنید. «ولَم تُؤَدَّ زَكاتُهُ» اول ذکاتش هم داده نشده. این بدترین مال است. « شَرُّ الْأَمْوالِ ما لَمْ يُغْنِ عَنْ صاحِبِه» بدترین مال ها آن است که نیاز صاحبش را برطرف نکند. البته خیلی در آن درس است؛ یک وقتی به شما می گویند شما سیاست مالیتان را در زندگی یک طوری در نظر بگیرید که نیازهای خودتان را بر طرف کند. شما الان بروید سراغ خیلی از کسانی که پول دارند یک وقتی می بینید که برای صد هزار تومان لنگ هستند! برای یک میلیون تومان لنگ است!

طرف کلی ثروت دارد. چند روز پیش دیدمش می گوید یک صد میلیون بالاتر دارد. چند صد میلیون اموالش است. گفت فرصت نکردم نتوانستم هرکاری کردم برای این حج صد و پنجاه هزار تومان جور کنم که اسم خودم و خانمم را ثبت نام کنم. این چه مالی است که به دردت نمی خورد. تو دنیایت هم گرفتاری. سیاست مالی را طوری تنظیم کرده که می گفت می خواهم بروم حج. نتوانستم ثبت نام کنم. این از این. حالا این نیاز دنیایی است که بدترین مال این است که نیاز صاحبش را نمی تواند برطرف کند. یک جوری انسان گرفتار می شود آن موقع که نیاز دارد نمی تواند. در مورد این قضیه حج امسال سه چهار نفر پولدار با من تماس گرفتند و گفتند می خواهیم ثبت نام کنیم، پول ندارم. 150 هزار تومان نداریم. گفتند ماندیم نتوانستیم به موقع پول را برسانیم و ثبت نام کنیم. حالا جدای از آن، سیاست خاص خودش را داشته باشد. لنگ نماند. گاهی یک اتفاقی افتاده خدای نکرده 500 هزار تومان هزینه عمل خانم یا فرزندش می شود، پول بیمارستان را نمی تواند بدهد و گیر می کند. حالا امثال ما نداریم! اصلا خیالمان راحت است چه برای حج و چه برای بیمارستان! اصلا نداریم! حالا هر چه می خواهد پیش بیاید، پیش بیاید! ولی آن که دارد خیلی زور دارد وقتی در موقع نیاز پولش به دردش نمی خورد. خیلی بدبختی است! شما زاهدترین فرد را بعد از ائمه (علیهم السلام) مثل سلمان (سلام ا.. علیه) ندارید. سلمان خیلی زهد دارد. ولی هر وقت پول می گرفت، می گفت برای یک سال خود را کنار می گذارم که امسال لنگ نمانم، بقیه اش را انفاق می کرد. یک موقعی لنگ نماند. وابسته به کسی نباشد. کل به کسی نباشد. کار خوبی است که انسان پس انداز داشته باشد و کار عاقلانه ای است. خمس هم که تعلق می گیرد، همین طوری است خمس چقدر دقیق است! می گویند اضافه بر مخارج یک سالت چیزی اضافه داشتی یک پنجم آن را در راه خدا بده. نه همه اش را. این موضوع دقیقی است. یکی هم نیاز آخرتی است که بدترین نیازهاست. «آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِيقِ» ترجمه: "کمی توشه و طولانی بودن راه". چه نیازی بالاتر از نیاز شب اول قبر. من یک دفعه خواب دیدم من را گذاشتند توی قبر. اولین چیزی که قلب من را به درد آورد، این بود که آن لحظهای که آنها مرا در قبر میگذاشتند، من دارم فقیر میروم. این، تمام مدت در خواب مرا اذیت می کرد. به قلب من فشار می آورد. خیلی برایم سنگین بود. آدم فکر می کند که دارایی دارد. اگر کار خیری کرده ثواب و هر چیز . همه توهمات است. برو در یک قبر در بهشت زهرا بخواب. خودت داوطلبانه برو و بخواب. می فهمی که هیچ چیزی نداری. واقعا تصور کن همین الان شب اول قبرت است. دفنت کردند. چقدر مسیر داری تا قیامت. قرار است در برزخ زندگی کنی. بعد هم قیامت پنجاه هزار ساله. بعد هم بی نهایت. بهشت ان شاءالله. آدم می فهمد که فقر یعنی چه. پیامبر می گوید مجموع آیات قرآن می گوید که همهی کسانی که نجات پیدا می کنند از اکتسابات خودشان است که نجات پیدا می کنند. از نور خودشان است، نور اعمالشان، نور عباداتشان، نور کارهایشان. نور قیامت مال خود شخص است. ـ سایهی قیامت ـ از آن گرمایی که زمینش یک پارچه آتش است، سایه اش و زمین سردش از خداست. راحتی اش از خودت است همه چیزش خودت. خودت باید داشته باشی. یعنی نفس باید آنقدر داشته باشد که بتواند آنجا خرج کند. بعد هم قرآن مرتبا در چندین آیه تأکید می کند: «وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ» (سوره بقره/آیه 48) چند بار قرآن می فرماید که قیامت نه رشوه ای می گیرند نه پول و نه چیزی. "یوم لایومن مولا ان مولا شیئا" "روزی که هیچ رفیقی ـ هیچ دوستی نمی تواند به آدم کمک کند" همه خودشان فقیر و بدبخت هستند. همه خودشان نیاز دارند. آنجا چند بار قرآن فرمود: «وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أخرى» هیچ کس حاضر نیست بار کسی را تحمل کند. بچه ای که برایش جان کندی و زحمت کشیدی، همه چیزش از تواست ـ حتی یک بچه ی خوب؛ یک بچه ی متدین الهی ـ روز قیامت حاضر نیست بار کسی را به دوش بکشد. مثل یک دریایی است که همه از توی کشتی افتادند در آن، دارند غرق می شوند. زمانی یک نفر می تواند به فکر کسی باشد که خودش نجات پیدا کرده باشد. خودش جایی استقرار داشته باشد. بتواند دست چهار نفر را بگیرد. ولی اگر خودت داری غرق می شوی فقط خودت را باید نجات دهی. نیاز، آقا! خیلی فکر کنید به نیاز آنجا. بعد می فهمیم که چرا اهل بیت (علیهم السلام) دائما در کار خیر بودند. چرا قرآن به ما امر می فرماید: "فستبقو الخیرات" "پیشی بگیرید از دیگران در کار خیر" چرا اینقدر دستور به سرعت دادند؟ چرا دستور به سبقت دادند؟ چرا؟ برای اینکه نیاز یک نیاز ابدی است. شوخی نیست. چه نیازی از این بالاتر . آن وقت مال انسان که می تواند انسان با آن چقدر نیازهای آخرتی اش را تامین کند، به داد آدم نرسد! خوب، همین حدیثی که در کتاب خواهیم خواند این است دیگر! که شکایت می کنم من از مالی که به داد من هم نمیتواند برسد! می رسیم روایتش را میخوانیم «شَرُّ الْأَمْوالِ مَا اكْتَسَبَ لْمَذَامَّ» "بدترین مالها آن است که نکوهش برای انسان داشته باشد." مال باعث سرزنش انسان شود. بدترین سرزنش هم سرزنش قیامتی است. قرآن می فرماید خداوند مالهایشان را در قیامت به این سکهها تبدیل می کند، این سکه ها را داغ می کند ـ تکه هایی از آتش ـ به پیشانی و پهلوهایشان می چسباند و میگوید اینها همانهایی است که ذخیره کردید. چیزهایی است که ذخیره کردید. از حرام بدست آوردید. یا حق خدا را ادا نکردید. باعث زحمت است. شخص آنجا آرزو می کند که ای کاش هیچ وقت مال نداشت. همه مالها برایش دردسر و بدبختی می شوند. سوال: در مورد توجه به زندگی فقرا. جواب: ببینید در مورد ذخیره آخرتی، همیشه به ما گفتند «إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»(سوره مائده/آیه 27) "خداوند از متقین می پذیرد.

متقین را بعدها در داستان هابیل و قابیل خداوند معنا می کند. متقین یعنی مخلصین. یعنی کسانی که کارهایشان را از روی اخلاص انجام می دهند و ریاکاری در آن نمی کنند. برای خدا انجام می دهند. خوب انسان می تواند خیلی موقع ها کمک کند به این و آن. جلسه گذشته عرض کردم یک مقداری از آن را گفتند شما علنی بدهید. اما چه چیزی؟ «وَيُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً» (سوره فاطر/آیه 29) اولش سری بدهید. انسان وقتی سری بدهد سری بدهد و برای خدا بدهد. این خیلی محفوظ است. ولی بعدا باید مراقبت کند. مگر غیر از این است که شما مال های دنیایی تان را مراقبت می کنید؟ این همه اموال افراد دارند بالاخره یک جوری باید بیمه اش کنند یا اینکه مراقبت کنند. یعنی مال دنیا هیچ تضمینی نیست که از بین نرود. یادتان است چند میلیارد تومان مال این مرغ دارها از بین رفته بود. (روزنامه نوشته بود). مالی که با یک مریضی، بادی، زلزله ای، با یک حادثه ای، با یک تغییر در نظام اقتصادی دنیا یا کشور یک دفعه همه اش رفت. فرد متضرر شد. این دنیا همین طور است. آخرت هم همینطور است. باید مراقبت کند که اموالش از بین نرود. آن چیزی که فرستاده از بین نرود. مراقبت در همه جا است. در مورد همه کارهاست. سوال: نامفهوم؟؟

جواب: خداوند این جور نیست. بعضی گناهان خاص است که اعمال را حبط می کند. یعنی گذشته را داغان می کند. هر چی فرستادی از بین می برد. بعضی گناهان خاص است که آنها از محضر شیعیان به دور است. انسان باید مواظب باشد که آن گناهانی که اعمال را حبط می کند و همه گذشته را از بین می برد (گذشته خوب را)، مرتکب آن اعمال که حبط می کند نشود . تمام شد حال آن یک بحث دیگر است. باید شناسایی کنیم (در بحث آفت شناسی). ولی بقیه گناهان هیچ وقت نمی آید اعمال را حبط کند. گناهان است. ولی چقدر فضل خدا (زیاد است) چقدر فرصت توبه داده. ببین خداوند می گوید که شما نمازی که می خوانید ـ نمازـ به شرطی که همه چیزتان حلال باشد آن لباسی که می پوشید از مال حلال تهیه شده باشد، خانه ات حلال باشد، تو این خانه نماز خواندی، می فرماید: «الصَّلَاةِ الکفارة ماقبل» ."هر نماز واجبی که انسان می خواند کفاره گناهان است. اگر شما بیایید ثواب الاعمال را نگاه بکنید به قدری ما اعمال نیک داریم که اگر کسی بخواهد انجام دهد، خداوند تمام گذشته اش را می بخشد. حج اعم از عمره یا واجب . فرشته ها به حاجی ندا می دهند که هر چه در گذشته گناه کردی خدا بخشید. اعمال و مراقبت های ماههای قمری. شما ماه قمری مراقبت بکنید، یک شب در ماه قمری یک دعایی بخوانید، می فرماید خداوندگناه 60 سال را می بخشد. در این ماه رمضان ما چقدر از این ادعیه داریم؟ یکبار این دعا را بخواند، چند رکعت نماز را بخواند. بعد این اذکار را بگوید. کم نیست. دقت بفرمایید. یک کسی برایش استنباط نشود که مگر می شود ما در یک ماه رمضان یک شب بنشینیم یک دعای یک ساعته یا یک نماز یک ساعته را بخوانیم 60 سال آمرزیده شود! نسبت یادتان نرود! ما در نسبت این را توضیح دادیم. یعنی (در رحم مادر) مثلا پدر یک سیب خورده و آن شب نطفه اش تشکیل شده، بچه خوشگل از کار در می آید. این خوشگلی در تمام عمر با اوست. آن شب پیاز یا سیر خورده، بچه زشت می شود! چقدر اینها مگر طول می کشد؟ که یک عمر دارد از آن بهره برداری می کند. مادر در دوران بارداری یک اشتباه می کند که چند ثانیه طول می کشد بچه وقتی به دنیا می آید سال های سال گرفتار آن اشتباه است. در دنیا تو نسبت همین است . در دنیا ما ماهیت جنینی داریم. دنیا هم رحم ماست. یک کار یک ساعت دنیا را دقت کنید. در مقیاس ابدیت کسی شک نکند که آنجا می تواند چقدر برای ما کار کند. یک ساعت دنیا فوق العاده برای ما اهمیت دارد. یک ساعت اینجا که شما به ذکر خدا بپردازید، در شاکله فوق العاده تاثیر دارد. برای همین «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» (سوره قدر/آیه3) می شود. ما بگذاریم در مقیاس بی نهایت چیز عجیبی از کار در می آید. این را در رابطه با جنین در رابطه با دنیا می بینید. دو ثانیه پنج ثانیه در رحم یک عمر گرفتاری برای جنین درست می کند. لذا شما تعجب نکنید که بگویند که کسی که یک نماز بخواند، گناه هفتاد سالش را می بخشد. گناه شصت سالش را می بخشد. گناه تمام عمرش را می بخشد. ببینید خداوند چقدر به فضل خودش برای ما این چیزها را قرار داده است؟ چرا ما نمی توانیم آخرتمان را حفظ کنیم؟ چرا نتوانیم نور با خودمان ببریم؟ چرا ناامید باشیم؟ بترسیم. ترس حق است انسان باید بترسد، مراقب باشد. سر جای خودش. ولی امیدش هم اندازه ترسش باشد. کمتر از ترس نباید امید داشته باشد. در روایت داریم مومن با دو بال ترس و امید پرواز می کند. جلو می رود. ـ خوف و رجا ـ امیدش به اندازه ترسش است می ترسد ولی امید هم دارد. ناامید نیست. توبه را که خدا گذاشته ـ توبه و استغفار ـ گناه کردی استغفار کن. حق مردم را خوردی جبران کن. کاری ندارد که جبران کن. حق الناس است جبران کن. نتوانستی پیدا کنی، این همه دعا گذاشتند: خدایا آن کسانی که ما دستمان بهشان نمی رسد، تو از ما راضیشان کن. دعای روز دوشنبه برای رد مظالم چقدر عالی است. وصیت کن وقتی من مردم صد هزار تومان، دویست هزار تومان، یک میلیون تومان از این مال من را رد مظالم کنید. هر ظلم مالی به کسی کردی جبران کن. آنی که فکر می کند. خمسش را جدا می کنی مال طاهر داری. نمی دانم! رد مظالم داری. چرا بترسی؟ اگر این هست اگر گناهی است که مربوط به حق الله است نماز نخواندی، قضا بخوان. روزه نگرفتی، بگیر. نمی توانی بگیری، به فقرا غذا بده. نمی توانی به فقرا غذا بدهی، استغفار کن. دیگر کاری ندارد که . استغفار کن بگو خدایا! من روزه هایم را نگرفتم، جریمه دارم، جریمه سنگینی است. نه پولش را دارم، بخواهم به کسی طعام بدهم، نه توانش را دارم که بتوانم این همه روزه بگیرم. برای هر روزش، 31 روز، روزه ی پی در پی و 30 روز منقطع. 61 روز جریمه دارد. هر کسی که تعمدا روزه نگیرد. نمی توانی بگیری استغفار کن. خدای به این کریمی، برای جبران این همه ادعیه گذاشته. این همه امکانات گذاشته. این همه ادعیه گذاشته برای جبران یک عمر گناه. (توبه). این همه اعمال خیر. دل یک نفر را شاد می کنی، چقدر انسان رادر غمهای آخرتی و غمهای قبری نجاتت می دهد. دل یک نفر را شاد کن. به یک مظلوم برس. یک نفر را از غصه درآوری، یک نفر را بهش رحم کنی، مشکل یک نفر را حل کنی. گره از کار یک نفر باز کنی. این همه امکانات جوانمردی. این همه امکانات فتوت، این همه امکانات خیرخواهی. «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ» (سوره بقره/آیه 148) سبقت بگیرید در خیرها. خوب. با یک چنین خدایی و یک چنین امکاناتی، چرا ما باید ناامید باشیم؟ عرضه می خواهد که آدم جمع کند. آگاهی می خواهد که آدم استفاده کند. آگاهی میخواهد. ببینید! کتاب مفاتیح، کتاب عظیمی است. برای همین اسمش را مفاتیح گذاشتند. "کلیدهای بهشتها". گاهی وقتها یک دعا در آن به همهی عمر یک نفر میارزد. هر کسی سوادش را دارد، آگاهی اش را دارد. آقا دقت کنید من چی گفتم! یک دعا می ارزد به عمر یک نفر. یک نفر عمر بیمصرفی داشته. یک نفر مؤمن چند دقیقه کتاب را باز می کند یک دعایی را می خواند، این دعا ارزشش از عمر میلیونها نفر بالاتر است. از عمری که کرده پرسودتر است. همین دعایی که کرده، ذکری که این فرد گفته. آن وقت افرادی هستند شصت هفتاد سال عمر می کنند، عمرشان هیچ نمی ارزد. هیچ ارزشی ندارد. وبال گردنشان می شود. یک نفر آگاه باشد تمام موجودات عالم بدون استثنا برایت استغفار می کنند. یعنی چه؟ یعنی اصلا فرد بخشیده است. همه موجودات عالم. فرض کنید ماهی های دریا (برایتان دعا کنند) برای کسی که طالب علم است. از این تجارت بالاتر هم دارید؟ خوب ما باید خودمان سرمایه گذاری کنیم. خودمان باید دقت کنیم. ما در انتخاب شغل و انتخاب وقتی که می خواهیم برای خودمان بگذاریم. صرف وقت به دیدگاه ابدی به خودمان نگاه کنیم. بعدا از دنیا تا بی نهایت. این طوری است که آدم می تواند بگوید که خوب مال من کجا پرسودتر است که سرمایه گذاری کنم؟ کجا تجارت بهتری دارد؟ کجا من بیشتر می برم؟ و خیلی حماقت است کسانی که رفتند دنبال کار علمی، بگویند آخ! رفقای ما بردند! زدند تو کار آزاد! طلبه های احمق داریم که اینها نمی فهمند ! (نامفهوم) پذیرفت از او. ما همین را از او پذیرفتیم. با خدا هر جور راه بیایی با تو راه می آید . هر جوری. هر جوری رویش حساب کنی، همان جوری باهات کار می کند. "انا عند ظن عبدی المومن". "من نزد گمان بنده ی مومنم هستم" . بنده ی مومنم هر جوری که روی من حساب کند، من همان طور با او هستم. هر جوری ها! چون کس دیگری نمی تواند این کار را بکند! حتی شما یک موقعهایی در برخورد با معصومین (علیهم السلام) ممکن است به بن بست برسید. ولی تنها جایی که هیچ محدودیتی ندارد خداست. یک موقع هایی انسان گناههایی می کند، می گوید امام زمان نفهمد که من اینکار را کردم. امام زمان نفهمد من پیش امام زمان شرمنده می شوم. پناه می برد به خدا و به خدا می گوید گناه کردم. مرحوم رجبعلی خیاط می فرمود که خدا خیلی مظلوم است! خیلی ها می روند با ائمه نذرها می کنند. دعا می کنند اما کمتر کسی پیش خود خدا می رود تا پیش خدا حرف بزند. در حالیکه این همه ائمه واسطه شدند برای اینکه ما با خدا حرف بزنیم. با خود خدا حرف بزنیم. راز و نیاز کنیم. کنار بیاییم. بعضی ها اینطوری می کنند دیگر. بعد هم خدا اینقدر مهربان است، اینقدر مهربان است که ما که الان حرص می زنیم برای آخرتمان، این سوالهای حساس، حکایت از ترس و نگرانی برادرها می کند. خوب می فرماید: دهها بار مهربانتر از مادر، بینهایت مهربانتر. یعنی ما اینجا می ترسیم او متوجه نیست که ما برای ذخیره آخرتمان می ترسیم؟ متوجه نیست؟ نگرانی های ما را نمی داند؟ می گوید بنده ی من فکر این را هم کرده ام. یک موقعهایی کارهایی انجام می دهی (کارهای خیر) چنان از یادت می برم که فرصت نداری ریا بکنی یا منت بگذاری و اینها را برایت ذخیره می کنم. برایت محفوظ؛ پس انداز؛ امانت پیش خودم نگه می دارم. کار خیر می کنی یک کاری می کنم که دیگر تو یادت هم نیاید، کار خیری که کردی اینها را از یادت می برم که دیگر از دایره ی ذهنت هم بیرون می آید. اینها را نگه می دارم که آنجا به تو بدهم. مازاد بشود. درست است که ما اینجا خیلی نگران هستیم ولی آنکه توبه را گذاشته، آنی که این ادعیه را گذاشته. او دارد ما را همانطوریکه خلق کرده می بیند و خدا همان طوریکه خلق کرده دوستمان دارد. یعنی ما را به صورت ابدی خلق کرده و به صورت ابدی هم دوستمان دارد. لذا فکر آنجاها هم هست. فضل خودش، شفاعت خودش و خیلی چیزهای دیگر که آنجا باید ظهور کند. (نامفهوم) یک عربی آمد به پیامبر عرض کرد (نامفهوم) چرا در مقابل هر کاری گفتند شما باید الحمدلله بگویید؟ «الحمدُلله الّذي هَدانا لهذا و ما كُنّا لِنَهتَدِي لولا أن هدانا الله» هر کاری که کردید باید خدا را شکر کنید که شما را به این کار خیر هدایت کرده است. ما می توانستیم این کار خیر را انجام ندهیم. اگر خدا می خواست ما انجام نمی دادیم. ما فکر می کنیم با اراده ی خودمان اینجا می آییم. اگر توفیق الهی نباشد ـ چه شبهایی برنامه ریزی کردیم و نشده ـ وقتهایی برنامه ریزی برای انجام کارهای خیر کردیم و نشده. برای عبادت و نتوانستیم و توفیق نداشتیم. دائم شکر کن. (نامفهوم) به فقیر منت نگذاریم. از فقیر تشکر کنیم که از ما چیزی را قبول می کند. منت نگذاریم یک موقعی که بابا، من تو را بزرگ کرده ام! من اینکار را کردم. با خدا معامله کردید. اصلا ناراحت نباش که به کی دادی و او نمک شناسی کرده یا نمک نشناسی. شما هیچ کس را مثل اهل بیت (علیهم السلام) سراغ ندارید که به دیگران خیر رسانده اند و هیچ کس به اندازه ی اهل بیت نمک نشناسی نشده است. ولی فرمود: «مَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ» (سوره سبأ/آیه 47) "من از شما هیچ اجری نمیخواهم اجر من را خدا می دهد". در مورد زندگی فقرا هم همینطور است. ما باید توجه کنیم به اطراف خودمان. ببینید کسانی را که بندگان خدا هستند، مومن هستند. خدا دوستشان دارد. «الْخَلقُ عِيالى» خانواده خدا هستند. کسانی که ان شااله دوست داریم در بهشت با آنها باشیم. مردمی که خدا دوستشان دارد. خانواده خدا هستند. قیامت خداوند از فقرا معذرت خواهی می کند. یعنی می خواهد برایشان جبران کند. آنها جایشان در بهشت است. حیف است ما همنشین و همسایه آنها نباشیم. لذا خیلی خوب است که انسان روح جمعی داشته باشد. روح جمعی فوق العاده خوب است. فرمود: نماز میخوانی نگو: «إِيَّاكَ أَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ أَسْتَعِينُ» "فقط تو را می پرستم و فقط از تو یاری میخواهم" بگو «إِيَّاكَ نعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نسْتَعِينُ» "فقط تو را می پرستیم و فقط از تو یاری میخواهیم" که نمازت با همه ی نمازها مخلوط شود شاید اگر نماز تو عیبی داشته باشد و نمازهای بقیه خوب باشد و یک نماز ـ روح نماز ـ شاید در ترکیب نمازهای دیگر به داد تو برسد. قبول باشد. این روح جمعی خیلی خوب است. انسان بقیه را دوست داشته باشد. ببینید این ترحم انسانی است و ترحم انسانی چیز باارزشی است. سگ هم ترحم می کند. حیوانات هم به یکدیگر ترحم می کنند. رحم می کنند. در جنگل دو بچه را پیدا کردند که در لانهی گرگها بزرگ شده بودند. بچه را گرگ بزرگ کرده بود. گرگ هم ترحم می کند. گرگ که مظهر درندگی است و بی رحمی. ترحم می کند. ترحم! مثلا الان یک دختری مانده است و جهیزیه ندارد. چقدر فشار روانی تحمل می کند. پدرش چقدر غصه دار است. عزیزش، بچه اش می خواهد ازدواج کند و نمی تواند جهیزیه اش را بدهد. پسرش می خواهد زن بگیرد مانده است؛ دارد به فساد کشیده می شود. می گوید شش دختر دارم . دختر کوچکم موقع ازدواجش رسیده است، دختر اولی را نتوانستم شوهر بدهم و خیلی چیزهای دیگر. گرسنگی: الان کسانی هستند که سوء تغذیه دارند، لباس ندارند، چقدر شخصیتشان خرد می شود، همه که آموزش دیده و باتقوا نیستند. شما فکر می کنید در این کشور و شهر امام زمان (واقعا انسان باید دق کند و بمیرد). این زنهایی که می روند و خودفروشی می کنند. به ولله غالبشان به خاطر فقر است. اینها شیعه هستند یا خیلی جوانهای دیگر. ترحم نکنید ولی حواست باشد که این جوری نگاه نکنی. چه جوری نگاه کنی؟ این خانواده محبوب من است. خلق خداست. بنده ی خدایی است که مولای من است. عزیز من است. این جوری به او نگاه کن. بنده ی خدا. این جوری است که تودیگر کاری حتی با شیعه بودنش هم نداری. با افغانی، عرب و ترک و ایرانی بودنش نداری. چون بنده ی خداست. خدا بنده هایش را دوست دارد. در حدیث داریم وقتی نوح (علی نبی و ... سلام) نفرین کرد. خوب، نفرین کرد و خداوند کفار را از بین برد. و مومنین را نجان داد. داریم در جایی فرمودبه نوح که کوزه ای بساز و با چه سختی کوزه را ساخت. فرمود بشکن. برای نوح سخت بود که کوزه را بشکند. خدا گفت که یک کوزه با دست خودت ساختی و سخت بود برایت که کوزه را بشکنی. چطور این همه انسان را نفرین کردی؟ خدا کافر را هم دوست دارد! شما فکر می کنید خدا بنده اش را دوست ندارد! بندهی اوست خداوند برایش راحت نیست که بنده اش در سختی باشد. برای همین هم از فقرا عذرخواهی می کند. وقتی این جوری است آن وقت چه کسی شبیه خداست؟ چه کسی نزدیکتر به خداست؟ کسی که شبیهتر به خدا باشد. در این دیدگاه وقتی بندگان خدا را می بیند، درست به آنها نگاه می کند. از دیدگاه خودش که انسان است، نگاه نکند. یک ذره باید بیاییم بالاتر. یک ذره از این خصوصیات خودخواهانه و فردی بیاییم بالاتر. نگاه بکنیم از دیدگاه خدا به بندگان خدا. آن جوری به او نگاه کنیم. خدا دوست دارد این بنده اش چه جوری باشد؟ خدا دوست دارد بنده اش در این حال باشد. دوست دارد یک زن ... زنی که انسان است، شرافت انسانی دارد، زیر دست و پای این و آن شرافت خود را لگدمال نکند. من اگر می توانم آبروداری کنم، اگر می توانم کسی را نگهدارم. جلوی یک نفر را از فاسد شدن بگیرم. چند تا یتیم را نجات بدهم. چقدر در مورد یتیم سفارش شده است! چقدر در مورد ملاحظه ی یتیم سفارش شده است! «الله الله في الأيتام!» حضرت علی (ع) در لحظات آخر: "خدا را خدا را بترسید از خدا در مورد ایتام!" ایتام خیلی اهمیت دارند. در نظر بگیرید و بعد چقدر کیف دارد. فکر می کنید خدا می گذارد آخرت شما لذتش را ببرید؟ همین جا لذتش را به شما می چشاند که خدایا من به بندگان تو خدمت کردم! " محبوبترین شما کسی است که به بندگان من خدمت کند." خدمت به بنده مگر کم است؟ نه از آن جهت که یک انسان مثل من ترحم انسانی دارد نه! این ضعیف است. ترحم صفت خوبی است. رحم کن خدا هم به تو رحم می کند. اگر از روی ترحم هم خدمت کردی، خدا به تو رحم می کند. اگر از روی ترحم هم خدمت کردی خدا به تو رحم می کند. ولی این نه! بیا بالاتر! بیا بالاتر! ترحم نه. از روی رحمت نه اینجوری. رحمت الهی به او داشته باش. از دیدگاه خدا به بندگاه خدا نگاه کن. به آنها خدمت کن. آن وقت می بینی چقدر برایت حظ دارد. علی (علیه السلام) فرمود: "کریم از اطعام لذت می برد و لئیم از طعام." کریم از اینکه به دیگران بخوراند لذت می برد لئیم و پست از طعام لذت می برد. از اینکه خودش بخورد، لذت می برد و کریم تمام عشقش این است که به دهان این و آن برساند. این و آن را شاد کند. چقدر در روایات تعابیر زیبا است. شما وقتی دارید به کسی می خورانید، می فرماید خودش دارد می خورد. برای چی خودش دارد می خورد؟ غذای روحی دارد می خورد. یعنی شخص با خوراندن این غذا به دیگران، خودش دارد تغذیه می شود. دائم دارد می خورد برای همین هم دائم احساس انبساط و بزرگی روح دارد. واقعا این لذت کجا گیر می آید؟ که به خلق او خدمت کردی آن هم در محضر خودش. تو مجلس خودش به خلقش خدمت کنی. چه لذتی از این بالاتر؟ ما فکر نکنیم یک عده بیکارند که دنبال شکار مستضعف هستند. دنبال شکار فقیر هستند. عمرشان را می گذرانند که به فقرا خدمت کنندو به مستمندان کمک کنند. کم مقامی نیست این که انسان دائم به فکر باشد. آقا مشغله ی علمی داری مبارکت باشد مشغله ی علمی! مشغله ی سیاسی داری مبارکت باشد! رئیسی هر کسی هستی مبارک باشد. ان شااله خیر باشد برایت. ولی چشمت را باز کن. ببین که اطرافت چه کسی فقیر است. اطرافت چه کسی مشکل دارد. بتوانی مشکلش را حل کنی. آن هم با مهربانی نه با اخم. می فرماید هر کاری می کنی با لبخند برای دیگران انجام دهی. نه با منت. با مهربانی اگر می توانی کمک کنی از دستت بر می آید. دریغ نکن. چقدر من می شناسم افراد خیر و پولداری که دائم تو شکار فقیر هستند. ببینید یک نفر احتیاج دارد دستش را می گیرند. بعضی ها از بس که نمی توانند تحمل کنند و روحشان آنقدر جولان؟؟ دارد و پر شور است می آید خیرهای دیگر را جمع می کند و می گویید بیایید یک بنیاد خیریه بزنیم. یک کار سازماندهی شده بکنیم. این کمیته امداد چگونه تشکیل شد؟ با این شجره ی طیبه ای که این همه خیرات و تبرکات دارد یا سازمان های خیریه دیگری که دارد تاسیس می شود؛ کم نیست. شما توجه بفرمایید. یک دانه اش اگر بگیرد، درست بگیرد انسان کفایت می کند. شما فکر می کنید یک فقیر وقتی خوشحال می شود. ببینید (نامفهوم) یک خانواده را خوشحال می کنید. شادی او و آرامش او و اثری که تو در زندگی او گذاشتی تا قیامت همه ی ارواح آن کسانی که تو به آنها خدمت کردی جزو شئون روح تو می شوند. توجه بفرمایید جزو شئون روح تو. مثل شاگرد تو. شاگرد تو هر کار خیری بکند جدا از اینکه خود او به عنوان یک انسان مستقل فیض می برد، همه ی کسانی که از تو استفاده کردند جزو شئون روح تو هستند. تو دیگر یک نفر نیستی. یک مجموعه ای از افراد هستی که تو را تشکیل می دهند. یک وقتی انسان یک خانواده را نجات می دهد، یک فقیر را شاد می کند، یک مشکل را حل می کند. یک جهنمی را از درون یک خانه بیرون می کشد. یک شعلهای را خاموش می کند. فوق العاده! این را چه کسی می خواهد حساب کند. این را ببر در مقیاس بی نهایت. ببین چه اثری خواهد داشت. در مقیاس بی نهایت خیلی اثر دارد. یک نفر را شما شاد کنی، شاد کن نه به حل مشکلش. فقط نه با حل مشکلش. فقط برایش یک لطیفه ای بگو بخندد. «إدْخَالَ السُّرُورَ» در قلب مؤمن. ببین «إدْخَالَ السُّرُورَ» در قلب مومن چقدر ثواب دارد. یعنی یک مومنی را شاد کنی. یک کسی بود همیشه می آمد پیامبر را می خنداند. کارهای سنگینی هم می کرد. یک موقعی کفش پیامبر را می فروخت و خرما می خرید و بعد میآمد به پیامبر میگفت آقا خرما خریدم بفرمایید با هم خرما بخورید. هیچ کس هم خبر نداشت کفش پیامبر را فروخته بعد حضرت می فرمود چی بود؟ می گفت کفش شماست بخورید! بعد می آمد می دید واقعا کفش پیامبر نیست! بردند و فروختند! حضرت می فرمود: هرکس می خواهد به یک فرشته نگاه کند به این مرد نگاه کند. چون مومن را شاد می کند. مگر شوخی است روح مومن فوق العاده ارزشمند است.که یک نفر شادش کند. روح مومن یعنی یک روح بی نهایتی که عزیز است پیش خدا. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: "شدت اتصال روح مومن به خدا از شدت اتصال شعاع شمس به شمس (شعاع خورشید به خورشید) بیشتر است. مگر شوخی است که انسان به یک روح مومن به یک روح مسلمان یک روح شیعه خدمت کند یا او را شاد کند و بخنداند. این جاست که می بینیم امیرمومنان (علیه السلام) وقتی به خانه آن یتیم می رود چهار دست و پا می نشیند که بچه های یتیم سوار شوند. حضرت آنها را شاد کند. یک شخصیت با آن عظمت می داند باید چکار کند. غم، آقا غم است. امام فرمود ما غم همه ی مظلومان جهان را می خوریم. غم خوار همه ی مظلومان جهان هستیم. اصلا انسان باید برای فقرا غصه بخورد. چطور می شود؟ حضرت علی (علیه السلام) و بقیه معصومان بدون استثنا همین طور بودند. شب چه می شود که حضرت می گوید خودم باید اینکار را بکنم. چرا حضرت خوابش نمی برد؟ گونی را برمی دارد. با چه سنگینی می گذارد روی شانه اش، زخم می شود. تمام کتف حضرت زخم می شود. چرا خوابش نمی برد؟ برای اینکه من می خواهم بخوابم ولی یتیم هایی هستند که هنوز گرسنه اند. غذا برایشان ببرم. مهم نیست که می توانی کاری انجام دهی یا نه. مهم است شاکله تو در روح تو بشود. غم خوار یک امت. چون فرمود خداوند بر اساس نیت افراد با آنها معامله می کند. تو نیت مند می شوی. نیت مند شدن یعنی انسان از یک فردیت دیگر درمی آید می شود بی نهایت و شاکله می شود ابدیت. او را ببین و غصه بخور. عیبی ندارد نوش جانت این غصه ها. انسان خیلی خوب است که این غصه ها را بخورد. سوال (نامفهوم) جواب: افراد باید ظرفیت داشته باشند. انسان اینها را ببیند بعد آموزش های آن طرف را هم داریم. آموزش های آن طرف را هم داریم چه می گوید؟ می گوید هر چقدر که توانستی "لایکلف الله نفسا الا وسعا" به اندازه ی وسعتان. ولی غصه خوردن خیلی سود دارد. غصه خوردن باعث می شود من وقتی دارم یک برنامهریزی در این مملکت می کنم، چقدر از این فقیر فقرا را سراغ داریم که کسانی که دستشان به دهانشان نمیرسید، رسیدند به مقامات. وزارت، ریاست جمهور. آقای هاشمی می گفت من تا وقتی بیام قم ماشین ندیده بودم. اصلا نمی دانستم ماشین چه شکلی است؟ چه اشکالی دارد بگذارید همه را با همین دردها آشنا کنیم و پرورش بدهیم. چرا؟ چون قرآن می فرماید: «الَّذينَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ» (سوره حج/آیه 41) آنهایی که قدرت به دستشان می آید آن موقع است که شروع می کنند بر اساس همه ی آن رنجهای بی نهایتی که در دلشان و ذهنشان است فعالیت می کنند و کار می کنند و اصلا خود این یک نیت می دهد، یک نیت می دهد که ای خدا، من داشتم یک چندصد میلیونی کمک می کردم. ممکن است خدا هیچ وقت به او ندهد. ولی این برایش ثبت شد. می گوید می خواستی چکار کنی؟ می گوید می خواستم مثلا برای هزار تا دختر جهیزیه بخرم. تو پرونده اعمالش می رود. هزار تا جهیزیه برای دختران فقیر! تو بحث خواندیم و اینها یادتان است. در بحث نیت بود. چه اشکالی دارد ولی در بحث نیت مفصل گفتیم که نیت مهمترین اثرش این است که انسان را از فرد بودن در می آورد و انسان را تبدیل به بی نهایت می کند. انسان با آن شاکله می سازد و با آن بی نهایت می سازد. بد است اینکه انسان اینطوری فکر بکند؟ شما در یک اتاق سه در چهار نشستی ولی وقتی داری این مطلب (این حدیث) را می نویسی، عشقت هدایت همه ی مردم است. خیلی اثر دارد. اندیشه باز می شود و انسان دیگر از فردیت در می آید. خوب سوال هست و باز هم سوال. (نامفهوم) جواب: در ملاکهای بحث اخوت گفتیم. می فرماید:«لا تُضَيّعَنَّ حقَّ أخيكَ اتِّكالاً على ما بينَكَ و بينَهُ». حق برادرت را به خاطر رفاقت و صمیمیت ضایع نکن.

کسی نگوید چون با هم برادریم، بی خیال! علی (علیه السلام) درس می دهد. می فرماید اتفاقاً هر چه عمق رفاقت بیشتر می شود، حرمت هم بیشتر می شود. احترام گذاشتن و حرمت داشتن. ولی جدای از این حرفها، رفاقت امام زمان یک چیز دیگر است. امام صادق (علیه السلام) آن را تعبیر می کند به "بلوغ شیعه ای". حضرت فرمود: رابطه تان با برادرتان چگونه است؟ گفت رابطه مان با برادرمان خوب است.

حضرت فرمود آنقدر خوب است که دست کنید در جیب همدیگر پول بردارید؟ گفت نه ما آنقدرها هم ایاغ نیستیم آقا! حضرت فرمود: شما به بلوغ شیعهای نرسیدید.

دوستی امام زمانی یک چیز دیگر است. آدم همیشه و با همه کس نمی تواند داشته باشد. بعضیها پیدا می شوند در زندگی که طوری به همدیگر نزدیک میشوند، این طوری هستند. در سطح خانوادهها برقرار است و چقدر هم این لذت آور است! آقا شامش را میپزد عشق می کند که شامش را تنهایی نخورد. شام را پختند قابلمه را برمی دارند در ماشین میگذارند. میروند خانه باجناقش. می نشینند با هم می خورند. نه اینها ناراحت می شوند و نه آنها. زنگ می زنند ما داریم می آییم. دارید ندارید ما حالیمان نمی شود! داریم می آییم شام بخوریم! اگر رابطه های اینطوری داشته باشند، خیلی خوب است. ظرفیت میخواهد توان میخواهد. کار هر کسی نیست.

هدیه به روح مطهر حضرت زهرا (سلام الله علیها) و امیرمؤمنان علی (علیه السلام) صلوات.

«و الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمدٍ وَ آلهِ الطاهرین».