جلسه 202 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
202
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
2
روز
12
متن کامل (خام) ‌ جلسه 202 - انسان‌شناسی (قم)

بحث مان درباره ی انسان شناسی با موضوع شخصیت مؤمن به عنوان یک انسان، چون گفتیم خداوند تبارک و تعالی فقط مؤمن را به عنوان انسان حقیقی قبول دارد. موضوع بحث مان در این باره است امروز و امشب هم چندتا نکته در این باره خدمت تان عرض خواهم کرد اولین فرمایش از وجود مقدس، نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. می فرماید که: تجد المؤمن مجتهداً فی ما یتیق متلحفا فی ما یتیق مؤمن را تو این گونه می یابی که در کارهایی که توانش را دارد پرتلاش است. در کارهای که طاقتش را دارد سخت کوش است و کارهایی را که طاقتشان را ندارد در توانش نیست آرزو می کند. آنها را هم دوست دارد و می خواهد. خوب بخش اول که بسیار مهم است، وجود مقدس آقا امام رضا علیه السلام این روایت را در بحث آسیب شناسی توضیح دادیم، که فرمود من سئل الله التوفیق و لم یجتهد فقد استهزه بنفسه آدمی که از خداوند موفقیت را می خواهد اما سخت کوش نیست این خودش را مسخره کرده. افراد زودرنج افراد مضطرب افراد بی حوصله، افرادی که زود می برند و خودشیفته هستند توقع شان از خودشان خیلی بالا هست اینها تن به سختکوشی نمی دهند اینها زود شیطان فریب شان می دهند و ناامید شان می کند دلزده شان می کند کاری را که شروع می کنند آنقدر از خودشان توقع دارند که اگر برخلاف توقع شان آن عمل خوب نتیجه ندهد زود می برّند. می خواهد با یکی دوبار درس خواندن یک نمره عالی بگیرد بعد آن نمره دلخواه را نمی گیرد زود دلسرد می شود و رها می کند. مرحوم ابن سینا رحمه الله علیه می گفتند که من کتاب مابعد الطبیعه ارسطو را می خواندم و نفهمیدم بار دوم و نفهمیدم و تا چهل بار خواندم، این کم نیست. تا چهل بار خواندم و باز هم همینطور تا توسل کردم به خداوند نماز خواندم رفتم مسجد جامع تا التجا به خداوند کردم و خداوند لطف کرد، در بازار که می رفتم یک دستفروشی یک کتابی به من نشان داد دیدم نوشته اغراض ما بعدالطبیعه، شرح مابعدالطبیعه ارسطو بود که بعد آن را خواندم و فهمیدم ببینید بوعلی کسی بوده که پیش هر استادی می رفته چند وقت بعد خودش از استادش برتر می شده. همه ی اساتید در مقابل شاگردی مثل بوعلی، بعد از مدتی شاگرد می شدند، این شخص با این درجه از نبوع می گوید من چهل بار خواندم مطلبی را نفهمیدم بعضی ها هستند توقع شان از خودشان خیلی زیاد است و لوسی و زودرنجی و حساسیت و ناامیدی خیلی زود می آید به سراغ شان چهارتا نمره بد که می گیرند چهارتا شکست که می خورند رها می کنند کار را سخت کوشی ندارند اگر هم بخواهند درس بخوانند و پیشرفت کنند به جایی برسند با راحت طلبی. شما نگاه کنید الان زندان های ما مملو از آدم های تنبلی است که می خواستند بی درد سر ثروتمند شوند. بدون زحمت ثروتمند شوند. ما چقدر آدم های افسرده داریم که با این که هوش و استعداد شان خوب بوده چون که خودشیفته بودند بی حوصله بودند اهل سخت کوشی نبودند الان دچار افسردگی های شدید از شکست هایشان هستند. طبق آمار جهانی بهترین دانشمندها که موفق می شوند بیشترین سهم را در تولید علم بیاورند نوابع نیستند آدم هایی هستند که عقل و هوش معمولی دارند اما سخت کوشند پروفسور ریچارد آندرسون می گوید من 20 سال از عمرم را گذاشتم تا بتوانم آرایش 4000 اتم را در یک مولکول کشف کنم 20 سال تلاش برای اینکه شکل قرار گرفتن 4000 هزار اتم در یک مولکول را بتواند مدلش را دربیاورد. شما در این فیلم های مستندی که تلویزیون پخش می کند می بینید که ده ها و صدها دانشمند برای کشف یک مقوله طبیعی سالها تلاش می کنند. همین چند روز پیش تلویزیون نشان می داد که ژاپنی ها از شدت پرکاری مرگ و میرشان زیاد شده و دولت دارد تدابیری می اندیشد که کارمندان کمتر کار کنند تا جان شان به خطر نیفتد حالا شما آنها را بگذارید کنار کارمندان ما کنار شرایط کاری که در ایران است، که خودشان می گویند از 8 ساعت عمر مفید کار کمتر از دو ساعت است. در درس خوان های ما هم همینطور است کسی که می خواهند درس بخوانند و به جایی برسند زود ناامید می شوند یا کسی که می خواهد شرایط زندگی اش را بهبود ببخشد شرایط شوهرداری شرایط زن داری تربیت فرزند زود بی حوصله می شویم یعنی خیلی زود به خودش جواب منفی می دهد یک کسی با بچه اش مشکل دارد همین دوتا کلمه حرف می زند بچه هم جواب سربالا می دهد پدر ناامید و مادر ناامید. می گوید نمی دانم چه کار کنم سخت کوشی در نفوذ در شخصیت فرزندش ندارد راهکارها را تمرین نمی کند علی علیه السلام فرمود: الدرس حرف و تکرار الف. درس یک بار تکرارش هزار بار. این چیزی است که متأسفانه از نظام کاری علمی و عملی ما رخت بربسته است تکرار تکرار تکرار و سخت کوشی. شما نگاه کنید قرآن کریم بر اثر تکرار چقدر آیات ما تکراری هستند برای تأکید برای فهم ما. تکرار یک اصل است یک تمرین یک اصل است سخت کوشی یک اصل است. انسان باید حوصله داشته باشد، می خواهد انسان به یک مقامی برسد مقام دنیایی دیدید که بعضی ها چقدر تلاش می کنند برایش. باید انسان زندگی افراد سخت کوش را مطالعه کند. یکی از راه هایی که وجود دارد این است که انسان با زندگی آنها آشنا شود که اینها چطوری خودشان را رساندند به این موفقیت ها. با سخت کوشی های زیاد، با خون دل، امام رضا علیه السلام می فرماید کسی که از خدا موفقیت را می خواهد من سئل الله التوفیق و لم یجتهد و سخت کوش نیست این خودش را مسخره کرده حالا در این موضوع آن مباحث تنبلی و بی حوصلگی را عزیزانی که مایل هستند دنبال می کنند هست حدود 60-70 ساعت در مورد تنبلی صحبت کردیم آنرا بگیرند از همان مجموعه آثار، توضیح مفصل در مورد ریشه ها و روش های برخورد و درمان و مسائل دیگر دادیم در سی دی تنبلی و بی حوصلگی حالا وقت مان را در اینجا به کار دیگری بپردازیم.

پیامبر می فرماید: مؤمن در آن چه که طاقت دارد سخت کوش است. یعنی زود نمی برد زود خسته نمی شود تکرار تلاش، من گاهی وقتها عزیزانی را می بینم که مثلاً در اثر مریضی یا سهل انگاری یا نداشتن یک استاد یا راهنمای بد مثلاً حالا پایه های علمی شان تا 5-6 سال ضعیف بوده حالا می بینی یک دفعه درس را رها می کند می گوید نمی توانیم درس بخوانیم. من نمره هایم همه ضعیف است خوب توصیه می کنم به عزیزان تابستان ها ایام تعطیل شروع کنید دوباره از پایه، این هیچ اشکالی ندارد دوباره از پایه شروع کنید معلم بگیرید ننگ تان هم نیاید که خوب حالا دوباره بروید می گوید خوب من خجالت می کشم چه اشکالی دارد آدم یک موقع هایی لازمش است این حیا ها را حضرت می فرماید حیاء حمقٍ حیا احمقانه است آدم نیاز دارد حتی از شاگرد خودش چه اشکالی دارد چرا این تکبر در ماها وجود دارد که از شاگردمان درس نگیریم. شاگرد ما که موفق بوده درس خوانده ما حالا نشدیم مریض بودیم مشکلات داشتیم نتوانستیم الان شاگرد ما این مسیر را رفته چه اشکال دارد آدم از شاگرد خودش دعوت کند که شما این درس ها را خواندی رساندی یا هم مباحثی قبلی اش بگوید بیا برای من هم اینها را بگو. تکبر در فهم در معرفت در پیشرفت انسان نباید داشته باشد. این آدم پر از عشق استعداد آمادگی است ولی چون حالا 4-5 سال را خوب درس نخوانده ناامید می شود می خواهد درس را رها کند در حالی که می تواند کاملاً جبران کند درس را بخواند کمک بگیرد و خودش را به پایه های علمی برساند. ما عزیزانی داشتیم در بین دانشمندان اسلامی، که از چهل تازه شروع کردند. درس را تازه از صفر از چهل سالگی شروع کردند. ولی عشق داشتند علاقه داشتند. به جاهای خیلی مهمی رسیدند خدا هم خیر و برکت به آنها زیاد داده. مؤمن خدا را دارد. این را دقت کنید. مؤمن به خودش بدبین است حالا می رسیم روایتش را ولی به خدا خیلی خوش بین است. از خدا کمک می گیرد خدا هم به علمش به قدرتش به توانش خیر و برکت می دهد در روایت داریم بعضی ها که ذهن ضعیفی دارند و به سختی قرآن را یاد می گیرند یا به سختی معارف اسلامی را یاد می گیرند یعنی مجبورند تکرار و تمرین بیشتری کنند ثواب شان دوبرابر است چون با سختی بیشتری یاد می گیرند من کسانی را می شناختم که در سن های بالا سنهای بالا چهل به بعد تازه از نهضت شروع کردند الان استاد دانشگاه هستند. از چهل سالگی شروع کرده سوادآموزی را تازه. می فرماید مؤمن این طوری است که در کارهایی که طاقت دارد سخت کوش است پیگیر است. خوب تلاش می کند. خوب من خیلی وقتها عزیزان می آیند برنامه می گیرند بهشان برنامه می دهیم در رابطه به مسائل تربیتی انعقاد ژن تقویت های نطفه، مسائل خانواده، مسائل دیگر می بینم خوب نمی پردازند به آن بعد می آیند میگویند آقا مشکل ما حل نشد من می گویم این برنامه ای که من به شما دادم یک برنامه قدرتمند است وقت گذاشتی روش کار کنی می گوید نرسیدم وقت نداشتم رویش کار کنم بعد بهانه هایی که می گیرد بهانه های علمی، کاری، خانه، اقتصادی، این مسائل مسائل حیات ماست حیات جاودانه ماست مسائل زندگی دنیایی ماست. نمی شود در آن کوتاهی کرد باید واقعاً برایش وقت گذاشت تا آن اتفاقات قشنگ بیفتد یا بعضی ها بی حوصله هستند دارو گرفته آقا شما یک سرماخوردگی که دارید بیست و یک روز دوره اش دارو می نویسد دکتر خوب باید بخوری تا خوب بشوی دیگر. این سه چهار روز می خورد می گوید نمی دانم چرا دردهایم خوب نشد. نوعاً آدم ها دیدید می روید پیش دکتر، هزینه داروی گزافی هم می دهند یا داروی گیاهی دکتر نوشته داروهای گیاهی کند هست ولی تأثیرگذار است. باید حوصله کنید یک چند ماهی را باید بخوری آهسته آهسته می گوید من خوردم اثر نداشت. می گوید چند روز خوردی می گوید سه روز خوردم چهار روز خوردم دارو اثر نداشت. یک هفته خوردم پس چرا اثر نگذاشت. شدن یک امر تدریجی است. مثلاً فرض بفرمایید همین شربت اعصاب یا معجونی که من در برنامه ها می نویسم می گویم آقا سه ما شما باید کامل بخورید تا آن اتفاقاتی که می خواهد در بدن شما بیفتد بیفتد. می گوید من یک ماه خوردم هیچ طوری نشده یک ماه کافی نیست بنده یادم است خودم سرطان که داشتم، شیمی درمانی که می خواستم بکنم دکتر گفت شش ماه شیمی درمانی داری خوب از شش ماه که ما شروع کردیم من حالم روز به روز بدتر می شد حالا بیایم و شیمی درمانی را رها کنم نه. یک مسیری که درست است باید رفت باید سفت وایستاد پایش. آدم متخصصی که بهش اعتماد دارد و می گوید این مسیر را برو باید بروی من یادم است کاهش درد های من و بهبود من هفته ی آخر ماه ششم بود. در همه مدت من روز به روز حالم بدتر و سخت تر بود بیشتر اذیت می شدم ولی آدم مقاومت بکند دارو را گرفتی باید شل نیایی حالا نشد، چه در کارهای عملی مثل تربیت، سلوک با همسر سلوک با فرزند عبادت، یک کسی می خواهد به حضور قلب برسد، باید تمرین هایش را انجام بدهد شروع کند، من یادم است یکی از بزرگان و اهل توحید، عرض کردم که ما اگر بخواهیم به حضور قلب کامل برسیم چقدر طول می کشد گفت اگر مستمر کار بکنید یعنی توجه داشته باشید به حضور قلب، بخواهید نه اینکه بخواهید فقط نماز بخوانید 20 سال. نه از اول حواستان باشد که قرار است من حضور قلب در نماز داشته باشم. و تمرین هایش را انجام بدهید 8 سال طول می کشد. کار می برد. تا آدم برسد به یک جایی که وقتی می ایستد به نماز متصل کامل شود. تو اگر حوصله نداری هی توقع الکی از خودت نداشته باش با کارهای دیگر هم این جبران نمی شود. یک کاری را باید بکنی پس شروع کن و در آن اجتهاد داشته باش. پس چه در مسائل دنیایی چه در مسائل آخرتی، یک کسی می خواهد حسادت بعضی بزرگان می گفتند ما 20 سال با حسادت مان مبارزه کردیم باید ریشه کن شود نباید رها کنی یک رذیله را یک جهنم را باید از آن در بیاید انسان تلاش کند دربیاید از آن. شل و سست و ضعیف و حوصله ندارم و نشد و الان نمی دانم تأثیری نداشت و این طوری نیست باید وایستی حوصله کنی تا ذره ذره ذره ذره آن اتفاقات مبارک برایت بیفتد. بدون استقامت هیچ اتفاقی نمی افتد. چقدر روایات داریم در مورد استقامت الوالستقاموا علی الطریقه اسقیناکم ماءً غدقا استقامت آن ماء غدق را نصیب انسان می کند. ان الذین قالوا ربنا الله ثم الستقاموا وقتی گفتند خدا محکم ایستادند تا نتیجه گرفتند. قرآن می فرماید وقتی که بنی اسرائیل دعا کردند حضرت صادق علیه السلام می فرماید وقتی دعا کردند چهل شبانه روز خداوند آن موسی و هارون را فرستاد خوب موسی و هارون هم که آمدند و دعا کردند که خدایا این فرعون را از بین ببر فرمود اجیبت دعوتکما موسی دعای شما اجابت شد باشد فرعون نابود می شود ولی چهل سال طول کشید تا فرعون حذف شد. کسی می خواهد کار انقلابی کند کسی می خواهد کار سیاسی کند کار فرهنگی بکند کسی می خواهد کار تربیت نیرو بکند شما گذشته ی انقلاب اسلامی را نگاه کنید با چه استقامتی بزرگان علما مراجع مجاهدین مبارزین بدون اینکه ناامید شوند ادامه دادند کار را گرفتند گرفتند شما همین فیلمی هم که تلویزیون نشان داد یک مقدارش را خوب توانسته بود منعکس کند که با چه استقامتی هی ذره ذره ذره ذره رفتند جلو تا توانستند ریشه ی ستم شاهی را قطع کنند در هر کاری همینطور است. انسانی که زود می برّد ضعیف است لوس است پرتوقع است از خودش زود هم ناامید می شود این کار خوبی نیست یکی از چیزهایی که شیطان دارد حمله ی سمت راست است در حمله سمت راست شیطان از عبادت ها و نقاط مثبت یک شخص استفاده می کند و او را به زمین می زند ونابودش می کند در مورد حمله ی سمت راست یکی از داستان هایی که شیطان ایجاد می کند روی آدم های خوش توان و خوش فکر است آدم هایی هستند که قوی اند و شیطان برای آنها فضایی می سازد که خیالی است این شخص الان نبوغش خیلی زیاد است بعد در قبل از این که برود مدرسه پدر و مادرش این را فرستادند یک جایی سواد یاد گرفته الان رسیده به اول ابتدایی دوم ابتدایی از بقیه بچه ها بیشتر بلد است بچه ها می خواهند بگویند الف ب جیم این سواد دارد می تواند بخواند همین آدم را می زند زمین. ما چقدر آدم هایی داشتیم که قبل از اینکه وارد یک کلاس شوند آن کلاس را خوب بلد بودند بنابراین خوب گوش ندادند و شکست خوردند. این خوب توجه نمی کند چون خودشیفته است می گوید من که بلدم من که بلدم یک دفعه می بینی می خورد زمین. شما الان علت این که بیش از 90 درصد خودکشی ها در طبقات تحصیل کرده است چیست؟ چرا بیشتر افسردگی ها در طبقات تحصیل کرده است چرا؟ چون شیطان حمله سمت راست دارد روی اینها. توقع شان را از خودشان بسیار بالا می برد حالا دوتا شکست، که می خورند اصلا دیگر تحمل ندارند این بچه لوس ها را دیدید در مدارس، مدارس غیر انتفاعی مدارس خاص یک بار 19 می گیرند گریه می کنند. بعد آن بچه ی که استعداد متوسط دارد 14-15 است شاد و شنگول و می گوید و می خندد و شیطنتش را می کند با آن نمره 14 اش کلی حال میکند بعد این نمره 14 می شود یک دانشمند بزرگ می شود یک آدم موفق با همان نمره 13-14-15 اش چون استقامت دارد از خودش توقع زیادی ندارد. آهسته آهسته می رود مسیر را. پوست کلفت است چهار دفعه هم تجدید شده تجدید ها را هم شهریور امتحان داده هر سال هم چندتا تجدیدی شاید آورده باشد ولی می رود جلو آن شاگرد زرنگ چون شیطان رویش کار کرده توقعش را بالا برده این شاگرد زرنگ می تواند در مدرسه باشد می تواند در دانشگاه یا حوزه باشد یک دفعه زیر پایش خالی می شود به شدت ناامید می شود توقعش از خودش خیلی بالاست افسرده می شود و زمین می خورد پس این را خیلی دقت کنیم مؤمن وقتی یک کاری را می تواند انجام دهد اجتهاد دارد دیگر یعنی سخت کوشی دارد و زود نمی برد که حالا بحث هایش را ادامه بدهیم معطل نشویم متلحفا علی ما لا یتیق بحث بحث مهمی است اینجا می خواهم بگویم فقط هم مقدمه عرض می کنم تا جلسه بعد ان شاءالله بیشتر راجع به آن توضیح دهیم این که مؤمن کاری را که نمی تواند انجام دهد رهایش نمی کند اینجور نیست که بگوید من الان کاریرا طاقت ندارم نمی توانم انجام دهم در شأن و توان من نیست نه. مؤمن با محبت با آرزو خودش را به کارهای بزرگ وصل نگه می دارد. این خیلی مهم است خیلی از آدمها بودند که بسیاری از کارهای مهمی که انجام دادند یک زمانی خودشان هم باورشان نمی شده که می توانستند این کار را انجام دهد. اصلا باورشان نمی شده که خداوند تبارک و تعالی این راه های قشنگ را بر روی اینها باز کند. این توفیق ها را به اینها بدهد مؤمن حتی اگر یک کار خوبی را هم طاقت نداشته باشد با آرزو نگهش می دارد در دلش محبت آن کار را نگه می دارد این چندتا خاصیت دارد که من توضیح بدهم، یکی اینکه انسان کارهای بزرگ، معالی، در روایت هم داریم، خواندیم در شخصیت شناسی مؤمن اگر یادتان باشد مؤمن پاک است از هر دنیه ای، مؤمن اساسا سراغ کارهای پست نمی رود اگر هم مجبور شود کاری را پست نمی داند. باید کارگری کند کارگری می کند پست نمی داند دست فروشی می خواهد بکند این را می تواند انجام دهد پست نمی اند اساسا مؤمن همتش متعالی است پیامبر می فرماید بعثت لاتم مکارم الاخلاق من مبعوث شدم تا مکرمت های اخلاقی را به تمام برسانم. تمام غیر از کمال است، کمال یک موقع است اوج می گیرد یک چیزی. تمام یعنی دیگر ته اش را در می آورد می گوید من آمدم که شما را به آخر همه این کمالات برسانم. تمام خیلی مهم است الیوم اکملت لکم دینکم امروز دین شما را برایتان کامل کردم و اتممت علیکم نعمتی نعمت تمام است یعنی بعد از ولایت دیگر چیزی نداشت یعنی خداوند آن کفگیرش خورده ته دیگ، مثلاً این طوری دیگر هر چه داشته همین بوده آنی که گل سرسبد نعمتهایش بوده داده ولایت بوده که داده دست ما، این جور نیست که بعد از ولایت و بعد از امام و بعد از متخصص معصوم، یک چیز بالاتری خدا داشته باشد بدهد به ما. خوب مؤمن آن بزرگی ها را نگاه می کند معالی را نگاه می کند درجات بالا را چشم دارد به آن، الان نمی تواند انجام دهد ولی محبتش را دارد و در گوشه ی ذهنش این وابستگی را دارد بسیاری از کارخانه دارها، صنعتگران بزرگ، ثروتمندها، بسیاری از مراجع، علما، یک زمانی اگر به آنها بگویی شما آن موقع که گذشته تان چطوری بوده، ببین زندگی نامه هایشان را شما بخوانید شما خیلی از زندگینامه ی این کارخانه دارهای بزرگ که شرکت های خیلی خیلی بزرگ هستند که ثروت هایشان افسانه ای است طرف از یک مهاجرت از یک روستا شروع کرده آمده در شهر، الان هم تلویزیون نشان می دهد این کارآفرینان موفق را شروع کرده از یک روستا آمده در شهر از یک دست فروشی از یک کار ساده با یک دوچرخه با یک موتور، شروع کرده، بعد الان کارخانه دارد. در گوشه ذهنش نگاه داشته در اثر همان سخت کوشی به آنچیزی که می خواسته رسیده. این جور نبوده که از روز اول همه امکانات برایش فراهم بوده این طوری نیست. در بحث ازدواج که الان این مصیبت دارد در جامعه ما ایجاد می شود این است که جوان های ما، فراموش کردند بزرگترها دارند این ظلم را می کنند بزرگترها می گویند چون ما با سختی زندگی کردیم بچه های ما سختی نکشند این یکی از غلط ترین روش های تربیتی است. شما ها با خون دل با قرض با مقاومت با سختی با بالا پایین شدن به یک جایی رسیدید، این بچه را همه چی از اول بهش می دهند این می خواهد حالا زندگی را شروع کرده می خواسته ازدواج کند همه شرایط برایش فراهم بوده برای هیچ چیزش معطل نبوده برای هیچ چیزش غصه نخورده، برای هیچ چیزش دوندگی نکرده، یک ذره در زندگی کم بیاید می برد. یک مرد کم طاقت عصبانی به درد نخور زودرنج حساسی که زن نمی تواند به او تکیه کند چون هیچ وقت برای زندگی زحمت نکشیده تحمل یک ورشکستگی یک کندی کار یک مانع ایجاد شدن در کار یک مشکل را ندارد. پر است از انسان های این جوری در زندان های ما، آمار طلاق های ما چرا بالا می رود چون دختر پسرهای ما اینطوری شدند ضعیف شدند اصلا پسرها ضعیف دخترها ضعیف زودرنج و حساس، بی طاقت، کم تحمل این طوری شدند. مؤمن متلحفا علی ما یتیق است یعنی آن را در آرزو نگهش می دارد اگر یک زمانی راهش باز شد به لطف خدا، به آن کار بزرگ می پردازد. نکته ی دوم نکته ی آخر است که باشد مقدمه برای جلسه بعد ما، این است که مؤمن می داند شدنش ثوابش، به این است که نیت های بزرگ داشته باشد اصلاً نیت بزرگ داشتن خودش یک عمل است نیت خودش یک عمل است یک عرضه است یک توان است. یک کسی نیت های بزرگ داشته باشد. ببینید انما الاعمال بالنیات. عمل پایه اش نیت است اساسش نیت است خود نیت یک عمل است یک شدن است یک قدرت است والنته بالنیت الا حسن النیات در دعای مکارم الاخلاق دعای 20 صحیفه سجادیه امام سجاد به خداوند تبارک و تعالی عرض می کند خدایا بهترین نیت ها را به من بده. نیت یک نوع شدن اگر کسی عرضه کرد نیت بالا داشته باشد در نامه عملش می نویسند. بنابراین خصوصیت مؤمن این است که در حد توان کار می کند ولی چیزهای بزرگی که الان در توانش نیست را در آرزو دارد آنهایی که می خواهند برنامه ریزی های تربیتی کنند برنامه ریزی های اجتماعی و اقتصادی بکنند همیشه این طوری است جمله معروف که آقا منطقه ای و محدود عمل بکنید اما جهانی فکر کنید. این خیلی مهم است که در برنامه ریزی ها شما نیت های تان جهانی باشد نه یک جای محدود، در کارهایی که می خواهید بکنید ولی منطقه ای عمل کنید الان من می توانم فقط در یک منقطه عمل کنم باشد اما نیت دارم که کارهای بزرگ جهانی انجام دهم این جوری نیست خدا به روی شماها باز می کند و می توانید کارهای عظیم را ان شاءالله انجام بدهید. خوب این بحث امشب ما کلاً یک بحث مقدماتی بود برای بحث خیلی خیلی مهم که ان شاءالله جلسه بعد بخش نقش نیت است تقدیم می کنیم. والحمدلله رب العالمین