«به نام خدا»
بحث ما درباره ی اربعین و راهپیمایی مردم در این ایام منتهی به اربعین هست، مسئله ی اربعین عرض کردم چون حوادث آینده ی تاریخ اسلام، جهان اسلام مورد توجه هم خداوند و هم اهل بیت (ع) بوده، مسئله ی نحوه ی ارتباط مردم با اهل بیت (ع)، امامزادگان، و مسئله ی شهادت اهل بیت (ع) بخصوص وجود مقدس سید الشهداء (ع) به گونه ای طراحی شده است که اولاً شیعه بتواند دوام بیاورد در طول تاریخ، یعنی انرژی لازم را داشته باشد، وقتی که امیر المؤمنین (ع) فرمود: « اِرتَدَ ناس بَعدَ نبی اِنَ ثلاث» پنج یا هفت نفر همین حدودها بقیه مردم از دین بِدَر شدند تا الان که جمعیت شیعه حدود چهار صد میلیون نفر هست در جهان، این باید به گونه ای طراحی می شد که با دشمنی زیادی که نسبت به شیعه وجود دارد در طول تاریخ، شیعه بتواند دوام بیاورد و تکثیر بشود، خوب دقت کنید، شیعه ای که در جریان رحلت پیغمبر (ص) به حداقل رسیده حالا باید آن تعداد کم حفظ بشوند، بقا داشته باشند، تکثیر بشوند، تا بتوانند سرنوشت تاریخ را عوض کنند، یعنی یک روند رو به رشد و قدرت را می طلبد، خُب این احتیاج به یک طراحی داشت که چگونه این حداقل مستضعف، که به ضعف کشیده شده بودند در مقابل آن حداکثر قُلدر و طاغوت و قدرتمند، بقا داشته باشد، تکثیر بشود، و بعد بتواند جریان سازی کند تا بتواند تمدن سازی کند و نظام دنیا را تغییر بدهد، « لِیُظهِرَهُ اَلَدینِ کُلِّ» بتواند دین خدا را به همه ی مذاهب غلبه بدهد، این یک طراحی دقیق و هوشمندانه لازم داشت، لذا اهل بیت (ع) یکی از چیزهای مهمی که طراحی کردند، زیاد هست این شیوه ها، مهمترین شان این هست که توصیه ی به عزاداری کردند « یَفرَحونَ لِفَرَحِنا و یَحزنونَ لِحُزنِها» یعنی اینکه در شادیهای ما شادی کنید و در غمها و حُزن ما اندوهناک باشید و مجالس عزا برپا کنید، امام باقر(ع) پول داد فرمود ده سال در مِنا برای ما، برای جدم حسین (ع) و برای من و برای ما عزاداری کنید، این اجتماعات باعث شد که شیعه زنده بماند، و رفته رفته تکثیر بشود قدرت پیدا کند چون اجتماعات تمدن ساز هست، مثال می زنم، مثلاً شما اگر امام رضا (ع) را از مشهد بردارید، از منطقه ی جغرافیایی مشهد بردارید، ببینید چقدر تفاوت پیدا می کند، مردمی که می روند به زیارت فاصله ی بین مبدأ تا مقصد را آباد می کنند، شما وضعیت زائران پنج سال پیش را مقایسه کنید با الان در اربعین حسینی در کربلا، ملاحظه کنید که چقدر امکانات تغییر کرده است، چقدر بهتر می شود روز به روز، در جریان زیارت مقصد تا مبدأ، مردم جریان پیدا می کنند، ارتباط پیدا می کنند، مجبورند آبادانی ایجاد کنند، رفاهیات ایجاد کنند، در حول و حوش مقصد تا مبدأ شهرها ساخته می شود، مراکز آبادانی ساخته می شود، دانشگاه ها، حوزه های علمیه ساخته می شود، دانشمندان تربیت می شوند، دین رواج پیدا می کند، علماء در این مراکز، چون مردم به بهانه ی زیارت می آیند احساس تکلیف می کنند و آموزشهای دینی را رواج می دهند، آبادانیهای اجتماعی، اقتصادی ایجاد می شود، آگاهیهای سیاسی بوجود می آید، نهضتها و جریانهای سیاسی علیه طاغوتها شکل می گیرد شما تاریخ شیعه را که نگاه کنید می بینید که شیعه چقدر از این فرصتها استفاده کرده است، این جریان سازی باید به گونه ای باشد که بتواند انرژی لازم را برای انقلاب اسلامی که مژده اش را در روایات ما قبلاً دادند، احادیث زیادی داریم، من در کتاب آشتی با امام زمان(ع) آنجا در فصل سوم اسنادش را ذکر کردم، اسناد این روایات را، تعداد زیادش را، که باید انرژی لازم برای انقلاب اسلامی ایجاد می شد، لذا ائمه (ع) یک طوری طراحی کردند که این تجمعات و اجتماعات که آرام آرام منجر بشود به ساخته شدن نسلها و افرادی که توانایی ایجاد انقلاب اسلامی را در دنیای کفر داشته باشند و این اتفاق افتاد، این جمعیت چگونه ساخته شد به برکت تجمع هایی که مردم بخاطر دینشان، به خاطر اهل بیت (ع)، امام حسین (ع) و سایر معصومین (ع) پیدا می کردند و تحت رهبری مراجع نظام، علماء و روحانیت این مردم افکارشان شکل می گرفت، تا منجر شد به انقلاب اسلامی، از فاصله ی بین انقلاب اسلامی تا ظهور هم همین داستان هست، ولی باید در واقع به طراز و اندازه ی نهضت امام زمان (ع) شیعه تربیت بشود و شیعه آماده بشود، امام زمان (ع) در نامه ای که به شیخ مفید نوشتند، دو شرط را برای ظهورشان ذکر کردند، ۱. وفاداری- ۲. همدلی- یعنی شیعیان وفادار و همدل، خوب دقت کنید، راهپیمایی اربعین و این تمرین وفاداری به امام حسین (ع) و خاندانش هست، و همچنین تمرین همدلی، انسان خودش هم می تواند تنهایی بیاید به زیارت امام حسین (ع)، اگر رفت از ثوابهایش هم بهره مند می شود، اما وقتی که تجمع شد، مردم کنار هم قرار گرفتند همدلی را هم یاد می گیرند اینکه همه اختلافاتشان را کنار بگذارند، نفسانیتشان را بگذارند کنار، حسادتهایشان را کنار بگذارند، تنگ نظری هایشان را کنار بگذارند، محدود بینی هایشان را کنار بگذارند و همه مثل یک نفر باشند، برای یک هدف، حول یک محور جمع بشوند، هیچ جای دنیا شما سراغ ندارید که مردم با اختلافات اقلیمی، جغرافیایی، رنگی، نژادی و حتی مذهبی اینجا مذاهب اهل سنّت، شیعیان، مسیحی ها و سایر ادیان جمع می شوند همه حول محور یک امام برای یک امام همه موکب می زنند، در این موکب خدمت به زوار را وظیفه ی خودشان می دانند، خانه هایشان را در اختیار زوار قرار می دهند، امکاناتشان را در اختیار زوار قرار می دهند، شما دقت کنید به ملت عزیز و شریف عراق در این ایام چگونه رفتار می کند، من خبر دارم که عزیزان عراقی در طول سال پولهایشان را جمع می کنند با سختی، با ریاضت، تا بتوانند در اربعین نقشی داشته باشند و فداکاری کنند برای امامشان، اینها درس فداکاری و درس وفاداری است، درس از خود گذشتگی است، و همچنین درس شجاعت، دشمن تهدید می کند شما نگاه کنید در این سالها چقدر سایه تهدید تروریستهایی که دست پرورده ی تروریستها و آل سعود بودند و سایر تهدیدها آنزمانی که آمریکایی اینجا بودند مردم راهپیمایی می کردند می آمدند اربعین، موقعی که اینجا اشغال دشمن بود مردم راهپیمایی را رها نکردند، همین چند روز پیش که در سامرا این اتفاق افتاد، یک تعدادی به شهادت رسیدند، خیلیها هم برحذر می داشتند که نروند من خودم بررسی کردم دیدم بیشترین شلوغی و جمعیت باز رفتند به آنجا، مردم از مرگ نمی ترسند، مردم از کشته شدن نمی ترسند، راهپیمایی اربعین تجمع انسانهایی است که کشته شدن در راه امام حسین (ع) را یک روزی می دانند و یک پیروزی می دانند، و یک سعادت می دانند بنابراین ترسی هم دیگر در اینها وجود ندارد، این همان لشگر لایقی هست که برای ظهور امام زمان (ع) باید تربیت بشود، مسیر راهپیمایی، مسیر تربیت اخلاقی، انسانی، عقیدتی، و سیاسی برای نهضت مبارک ظهور هست، پس ما هم باید درس بگیریم، یعنی همانطوری که ما در این اجتماع می بینیم که همه دارند فداکاری می کنند، این درسها را باید در خودمان پیاده بکنیم، مثال می زنم یک قاعده ای داریم در ارتباط با انسانها که امیر المؤمنین (ع) می فرماید، البته این چند مرحله دارد من پائین ترین مرحله را می گویم کف ارتباط را عرض می کنم، امیر المؤمنین (ع) می فرماید که اگر می خواهید با یک انسان برخورد کنید حواستان باشد « هُوَ انت» یعنی او خود تو هستی، این کف ارتباط هست، باید به گونه ای رفتار کنید که انگار دارید با خودتان بر خورد می کنید، برای دیگران چیزی را بخواهید که برای خودتان می خواهید و برای دیگران چیزی را نپسندی که برای خودت نمی پسندی، این یک قاعده هست، اگر کسی کمتر از این رفتار کند حتماً ظلم می کند در حق دیگران، حسادتها، تجاوزها، درندگیها به قول امام رضا (ع) هاریهایی که نفس انسان پیدا می کند نسبت به اطرافیانش اینها همه برای این هست که انسان دیگران را مثل خودش نمی بیند، در روایت داریم که مؤمن بین پنج شدّت قرار دارد، چهار تای آن را انسان خوب می تواند بفهمد، نفس، شیطان، منافق، کفار، خُب نفس با انسان درگیر هست، ما قوایی داریم خداوند تبارک و تعالی از وجود خودش در ما دمیده و از نور محمد و آل محمد (ص) دمیده یک انرژی فوق العاده زیاد برای تبدیل شدن هر کدام از ما، رسیدن هر کدام از ما به مقام محمودی که اهل بیت (ع) دارند، یک انرژی متراکم برای تبدیل انسان به خلیفة الله، اسمهای هزاران اسم از الله در وجود ماست که با تربیت رشد می کند اگر یک کسی بیافتد در مسیر تربیت، باید « هوَ انت» را رعایت کند، نفس ما می خواهد آزاد باشد در سایر بخشها هر کاری که دلش خواست انجام بدهد، و شما اگر بخواهید این قوای فوق العاده قدرتمند و اسماء الهی را که در وجودتان دارید آزاد بکنید باید بتوانید که کنترلش کنید چون این نفس مزاحمت ایجاد می کند، نفس، شیطان که حمله ی های مختلف دارد، حمله ی جلو، عقب، راست و چپ، قرآن می فرماید که شیطان دائماً در انسان افکار ترسناک، ناامید کننده، عصبانی کننده، غمگین کننده ایجاد می کند، بسیاری از چیزهایی که دائماً سراغ ما می آید برای شیطان است، والا مؤمن در ذات خودش باید شاد و آرام باشد، اصلاً علامت ایمان شادی و آرامش هست. « المؤمنُ دائمُ النشاط» چرا بعضی از مؤمنین نشاط ندارند، و آرامش نمی توانند داشته باشند؟ برای اینکه مورد حمله های شیطان قرار می گیرند، کافر هم که مشخص است که دشمن است، منافق هم که مشخص هست، ولی پیغمبر (ص) یک قاعده ی دیگری هم می گوید، پنجمین چیزی که مؤمن به آن دچار هست، البته این پنجمی را اول می گوید پیغمبر(ص)، می فرماید که مؤمن همیشه دچار مؤمنین حسود هست، در میان مؤمنین کسانی هستند که حسود هستند به سایر مؤمنین، چشم دیدن موفقیتها، دارایی ها، کمالات دیگران را ندارند، از شدت حسادت نمی توانند طاغت بیاورند مجبور هستند که به انواع مختلف حتی با متوسل شدن به دین با کسی که به او حسادت دارد مبارزه کند، « مؤمنُ یَحسدُ» خیلی عجیب هست، مؤمن چرا یکدفعه اینقدر سقوط می کند؟ به جهنم حسادت می افتد؟ برای اینکه قاعده ی « هُوَ انت» را رعایت نمی کند، این کف قاعده هست در ارتباط، اگر یک کسی موفق نشود وقتی که به دیگران نگاه می کند مثل خودش به دیگران نگاه کند، و خودش را همیشه یک سر و گردن از دیگران بالاتر ببیند، بهتر و موفق تر ببیند، آبرو مند تر ببیند، لایق تر و محق تر ببیند، این آنجایی هست که می افتد در دام انوع رضالت ها، از حسادت ها بگیرید، تنگ نظری ها، توطئه ها، غیبت ها، تهمت ها، آزارها، جلسه ی قبل هم عرض کردم انسان از خوبها هم می خورد، وقتی انسان « هُوَ انت» را رعایت نکرد، هار و متجاوز می شود، انسان دقت نکرد، با خودش کار نکرد، یقه ی خودش را نگرفت، وحشی و هار می شود، آنوقت این آدم در خانه نسبت به زن و بچه اش، نسبت به شوهرش، نسبت به بچه هایش، در یک فضای درسی، نسبت به دوستانش و هم درسیهایش، شاگردانش، اساتیدش، در یک محیط اجتماعی نسبت به مردم دائماً خوی درندگی دارد به قول امام رضا (ع)، خوی تجاوز و ظلم دارد، دیگران کنار او می نشینند آرامش ندارند چون هر لحظه ممکن است که نیششان بزند، ما باید فداکاری را یاد بگیریم اینجا، به عنوان مثال: وقتی قاعده ی « هُوَ انت» رعایت شد، منی که در حسینیه یک جای خوب دارم که بخوابم، یا الان در یک خانه ای هستم که راحت هستم نمی توانم بی خیال باشم نسبت به آن کسانی که بیرون هستند بگویم به من چه! یا اگر به من گفتند که فلانی و فلانی و فلانی و ده نفر را با خودت به خانه ببر نگویید که جای ما تنگ شد الان فشار به ما می آید، آن شیعه ای که بیرون آمده، آن شیعه مؤمن هست، « اَعظمُ حرمتُ مِنَ الکعبه» است، حرمتش از کعبه بالاتر هست، آن هم تو هستی هیچ فرقی نمی کند، خود تو هستی که الان در بیرون در سرما هستی، اگر این را بفهمی نمی گویی که آقا در حسینیه کسی را راه ندهید ما جایمان تنگ می شود، خُب تنگ بشود، سخت می شود خوابید، خُب سخت بشود، فشرده می شویم، خُب فشرده شویم، ما الان هزاران نفر از شیعیان و محبین اهل بیت (ع) که آن مقامات را که برایتان در روایات گفتم دارند اطراف حرم روی زمین دارند می خوابند، توی مسیر، توی سرما دارند روی زمین می خوابند، همین جلوی حسینیه شما نگاه کنید که چقدر آدمها آنجا می خوابند، روا نیست که اگر من می توانم حتی یک نفر را بپذیرم، نپذیرم، آقا من می خواهم راحت بخوابم، خُب حالا راحت نخواب، چند شب راحت نخواب، چند شب اذیت شو، این کمال آدم هست، آدم همینطوری آدم می شود، که جسمش یک مقداری اذیتش بشود، رفاه طلبی نداشته باشد، امکانات را برای خودش نخواهد، خُب یک مقداری به پهلو بخواب، تا چند نفر دیگر هم جا بشوند بتوانند بخوابند، همینطوری انسان باید فداکاری بکند، و خود برتر بینی ها، اختصاصی بازی ها را کنار بگذارد، ما می بینیم که ملت عزیز چطوری دارند فداکاری می کنند، به خودشان سختی می دهند که زوار راحت باشند، خدمت بکنند، زوار هم باید نسبت به این ملت، نسبت به خودشان و سایر زوار همین روحیه را داشته باشند، خُب در این راه افتادن جمعیت چند ده میلیونی، این کلمه را خوب دقت کنید، وقتی که ما دارم می گوییم سی میلیون، چهل میلیون، در حالی هست که خیلی از کشورهای دنیا جمعیتشان زیر ده میلیون هست، یعنی چند تا کشور آن هم مردمی که پیوند روحی، قلبی با صدها میلیون آدم دیگر هم دارند بیرون از این مجموعه، یعنی یک دنیاست این سی میلیون که دارند می آیند، روز به روز باید این بیشتر و قوی تر بشود، قبلاً که می گفتند اربعین، مثلاً چند سال پیش بعد از صدام، دشمن روی اربعین خیلی اصرار داشت، صدام به هیچ وجه اجازه نمی داد راهپیمایی اربعین انجام بشود، چون جریان ساز هست اینطور چیزها، غربی ها، دشمنان ما اگر بخواهند پانصد تا آدم را یک جا جمع کنند میلیارها باید هزینه کنند تا بتوانند پانصدتا آدم را یک جا جمع کنند، اگر هم جمع کنند نمی توانند زیاد نگهشان دارند یک چند ساعتی، که انسان این جمعیت را در طول سال اینطوری نگه دارد شما در زیارت امام رضا(ع) نزدیک سی میلیون نفر می روند به زیارت، حالا شما اربعین را فقط حساب کنید، این یک قدرت بی نظیر هست، برای همین هم می دانید که جزء سانسورهای خبری دنیا، اربعین هست، امپریُلیزم خبری اصلاً خبر جدی از اربعین و با کیفیت مخابره نمی کند، عکسی، فیلمی، جریانی، حالا از بعضی روزنامه ها و رسانه های آزاده ما داریم که اینها منصف هستند و خُب یک تبلیغاتی می کنند، این وظیفه ی ماست که باید این کار را بکنیم و این عظمت را به دنیا نشان بدهیم، با این اوصافی که عرض کردم راهپیمایی اربعین به معنای حقیقی مقدمه ی مهم تمدن بزرگ اسلامی است. یعنی اینکه مقام معظم رهبری مرحله گذاشتند که نظام اسلامی، انقلاب اسلامی، حکومت اسلامی، دولت اسلامی و تمدن اسلامی که ما به آن برسیم، مرحله ی تمدن اسلامی، این یک قدرت می خواهد، بزرگ ترین قدرتی که می تواند زمینه ی تمدن اسلامی را فراهم کند همین قدرت اربعین هست، و راهپیمایی بی نظیر و شگفت انگیز اربعین و اربعین حسینی (ع)، باید با بصیرت نگاه کنند افراد که در این راهپیمایی دارد آرام آرام یک جریانی شکل می گیرد، آرام آرام یک نوزاد مبارکی بوجود می آید در این راه پیمایی ها، یک توجه هایی دارد می شود، یک قدرتها، حسها و ایمانها و اعتقادها و سازندگی های بسیار مبارکی دارد بوجود می آید، مردم دارند آماده می شوند، این ملتی که شما دارید می بینید دارند آماده می شوند در این راه پیمایی، تمرین فداکاری برای دین، تمرین فداکاری برای نهضت جهانی ظهور دارند می کنند در این راه پیمایی ها، مردم دارند توجه می کنند در این راه پیمایی به انسان کامل یکی از معانی و باطن های زیبای اربعین توجه به انسان کامل هست، در اربعین مردم نشان می دهند که از حزب ها، گروه ها، دسته بازی ها، سیاست بازی ها، و حکومتهای ضعیف و بی عرضه و فرهنگهای غلط بیزارند، خسته شدند، این مردم دارند می گویند که ما یک فرهنگ را می خواهیم، یک امام معصوم را می خواهیم، یک متخصص را می خواهیم از طرف خداوند، خلیفة الله را می خواهیم، ما عاشق حسین (ع) هستیم، حسین زمان خودمان، البته حسینی که ۱۱۸۰ سال هست که آماده ی قیام هست، چه کسانی آماده نبودند؟ شیعیانش آماده نبودند، پس باید آماده بشوند، این آمادگی باید در آنها ایجاد بشود، لذا برای اینکه اشتباه نشود، این باور غلطی را که بعضی ها در ذهن مردم انداختند، برای فرار از مسئولیتهای خودشان، گفتند امام زمان (ع) به خواست خدا غائب شده است، هر وقت خدا بخواهد می آید، پس شما بروید سر کار و زندگی خودتان، هر وقت خدا بخواهد او می آید، امام زمان (ع) برای اینکه این اشتباه در ذهن مردم نرود نامه می نویسد به شیخ مفید می فرماید که نه، هر وقت که شما بخواهید ما می آئیم، اگر شیعیان من دو صفت را در خودشان ایجاد کنند من با عجله می آیم، ۱. وفاداری- این چیزی که ما الان داریم در اربعین می بینیم آرام آرام، و در انقلاب اسلامی نسبت به نائب امام زمان (ع) دیدیم ۲. همدلی- یعنی حذف منیّت ها، حذف فردیتها، فدا شدن برای دیگران، ذوب شدن برای دیگران، زحمت کشیدن برای دیگران، تا بشویم یک لشگر، حول محور امام معصوم، خلیفة الله، اینکه امام رضا (ع) می فرماید: « اِنَ لِکُلِ امامِ عَهدَ فی عُنُقِ اولیائهی و شیعتهی» هر امامی عهدی دارد به گردن دوستانش و شیعیانش و یکی از آنها و کامل ترین آنها زیارت هست، برای این هست که این زیارت آن حس ها و قدرت ها و آمادگی ها و وفاداری ها را ایجاد می کند، راه پیمایی اربعین قدرتمندترین وسیله برای به وجود آمدن لشگری و شیعیانی هست و محبینی هست که در خودشان این دو صفت را پیاده کردند و پیاده می کنند، یکی اینکه به وفاداری می رسند و یکی اینکه به همدلی می رسند، انسان وقتی که به زیارت اربعین می آید باید تک تک این زائرها را به عنوان بچه های امام زمان (ع)، سربازهای امام زمان (ع) دوستشان داشته باشد، از هر ملتی، از هر قومی، و بدون اینکه خودش را از اینها بهتر بداند، اگر یک کسی آمد در راه پیمایی و احساس کرد که از بقیه بهتر هست، امام صادق (ع) فرمود که هر کس که گمان کند از یک نفر بهتر هست « وَ هوَ مُستکبرٌ» این آدم، آدم مستکبری هست، نه، تمام این زوار عزیزی که آمدند را از خودش بهتر بداند، و دوستشان داشته باشد، بگوید که اینها همه برای پدر من آمدند، پدر آسمانی من، برای خانواده ی آسمانی من آمدند به اینجا، همه ی این عزیزان آمدند خانواده ی آسمانی ما را یاری کنند، اینها همه خواهر و برادرهای حقیقی من هستند که آمدند اینجا، و با این حس به همدیگر برسند و کمک کنند، شما گمان نکنید که نه سی میلیون، چهل میلیون، سه میلیون یک دفعه بروند و وارد یک کشور بشوند، شما نگاه کنید اروپائیها برای پذیرفتن چند ده هزار تا آواره مرزهایشان را بستند، آمریکائیها بستند، هیچ کجای دنیا باز نکردند به روی آواره ها، سه میلیون جمعیت وارد یک جایی بشود خیلی از تعادلها را به هم می زند، حالا شما بگویید نصف این جمعیت عراقی هستند، دو سومش عراقی هستند اینطوری مثلاً ما می گیریم، ده میلیون یکدفعه بریزند در یک کشور، ده میلیون آدم بریزند که بخواهد مصرف کنند، آب می خواهند، برق می خواهند، جا می خواهند، غذا می خواهند، ظرف می خواهند، پتو می خواهند، نور می خواهند، روشنایی می خواهند و خیلی چیزهای دیگر می خواهند، هیچ اتفاقی هم نیفتد، همه کنار هم یک مدت بتوانند باشند، این برکت خداست، لطف خداست، عنایت ویژه هست در این زمینه، هر چقدر ما نگاهمان را عوض کنیم، آن چیزی که در بیرون هست عوض می شود، این را خوب توجه کنید که ما هر چقدر نگاهمان و حِسمان را عوض کنیم و به قاعده «هوَ انت» نزدیک بشویم، یعنی آدمها را مثل خودمان ببینیم، و بلکه از خودمان بهتر ببینیم، خودمان را کوچک ببینیم، خودمان را خادم آنها ببینیم، خیر، برکت، موفقیت و پیروزی بیشتر می شود، پس آن اتفاقی که در اربعین دارد می افتد، روح مؤمنین به روح حقیقی خودشان یعنی آن روحی که از خدا دمیده شده در خودشان به اصل خودشان و ریشه ی خودشان گرایش پیدا می کنند مثل بچه های یک پدر و مادر که همه گرایش به پدر و مادر اصلی شان می کنند چون در تک تک من و شما نور اهلبیت علیهمالسلام دمیده شده است، در آن مسیحی هم هست، در آن سنّی هم هست، در ما هم هست، فرقش این هست که در ما این نور فعال تر هست و همراه با معرفت هست، باید در آنها هم به این شکل بشود، همه ی این روح ها به آن روح اصلی عشق می ورزند، کشش و گرایش دارند، به آن می خواهند تعهد پیدا کنند و دارند تعهد پیدا می کنند، وفاداری دارند نسبت به آن پیدا می کنند، دارند آرام آرام نسبت به آن همدلی پیدا می کنند، آن چیزی که بر همه ی ما لازم هست این هست که به این چیزهایی که الان داریم می گوییم فکر کنیم، به این معارف دقت کنیم، ساده از کنار این واقعه رد نشویم، ما ها چون خودمان در متن این راه پیمایی هستیم، حجاب عادت ممکن هست که ما را کور کند، چه بسا آنهایی که از بیرون دارند با دقت نگاه می کنند دقتشان بیشتر باشد که این چه ماجرایی هست و چه اتفاقی دارد می افتد، ما باید وقتی که در متن این جریان قرار داریم خوب فکر کنیم که چه اتفاقی دارد می افتد در این راه پیمایی ها، آن حجاب عادت ما را کور نکند، وقتی خوب فکر کردیم باید این را به سایر جمعیتها و مردم منتقل کنیم، بگوییم شماهایی که به عشق امام حسین (ع) دارید می آیید اینجا، الان شما به همه ی زوار بگویید که شما برای چه می خواهید بیایید به اربعین؟ می گویند به عشق ابا عبدالله، برای چه هزینه می کنید؟ برای چه وقت می گذارید؟ می گویند به عشق امام حسین (ع)، برای چه راه پیمایی می کنید؟ مسیر ۴۵۰ کیلومتر تا مسیرهای کوتاهی که ما می آئیم، از بصره کسانی که می آیند، پارسال ما در همین حسینیه، عزیزانی داشتیم که ۴۵۰ کیلومتر راه پیمایی کرده بودند، هم ایرانی و هم غیر ایرانی آمده بودند اینجا می گویند به خاطر امام حسین (ع)، حالا ما باید به آنها چه بگوییم به این جمعیت؟ بگوییم که حاضری برای امام زمانت هم این فداکاریها را انجام بدهی یا نه؟ حاضر هستید که برای حسین زمانتان هم جمع شوید یا نه؟ اگر می گویی که لبیک یا عباس(ع)، لبیک یا حسین (ع)، لبیک یا علی (ع)، می توانی بگویی لبیک یا مهدی (ع) یا نمی توانی بگویی؟ اگر کسانی که برای امام حسین (ع) این سرمایه گذاری ها را می کنند حاضر باشند برای امام زمان (ع) هم این سرمایه گذاری ها را کنند تمام موانع ظهور حضرت برداشته می شود، نکند که ما بیاییم این همه سرمایه گذای برای حسین سال ۶۱ بکنیم و حسین حیّ زنده ی حاضری که الان « هَل مِن ناصرٍ یَنصُرنی» بگوید به قول خودش هر روز هم این را می گوید هیچ کس به سراغش نرود، هیچ کس به چادر او سری نزند، اتفاق اربعین از این جهت مبارک هست که آرام آرام آن گردِ غربت از چهره مقدس امام زمان (ع) دارد برطرف می شود اما هنوز غریب هست، به قول علی (ع) «اَ شَریدُ طریدُ الفریدُ الوحید» هنوز آواره است، هنوز طرد شده است، هنوز تنها و یگانه است، هنوز اینگونه هست امام زمان (ع)، باید همه این عاشقان حسین سال ۶۱ این حسن را آرام آرام نسبت به حسین زمان خودشان پیدا کنند، که آواره ی طرد شده ی تنهای یگانه هست، و می گوید « هَل مِن ناصرٍ یَنصُرنی» باید لبیک یا حسینهای ما، لبیک یا علی های ما، لبیک یا عباس های ما همه تبدیل بشود به لبیک یا مهدی (عج)، اگر یک بار یک راه پیمایی اربعین برگزار شد و شما دیدید که مردم همه گفتند لبیک یا مهدی (عج) مطمئن باشید تمام هست کار، یعنی بگویند ما سی میلیون آدم آماده هستیم یا مهدی (عج) نه اینکه بگوییم ما برای حسین ۶۱ گریه می کنیم هزینه می کنیم، اما وقت و حوصله حسین زمان خودمان را نداریم، ما آنهایی که حسین سال ۶۱ را تنها گذاشتند لعنت می کنیم « فَلَعن الله سَمِعت بِذالکَ فَرَضیّت بِه» اما ما خودمان هم تنها می گذاریم حسین زمان خودمان را، حوصله ی اینکه کارهایمان را جمع و جور کنیم برویم در چادر او، برویم به کمکش نداریم، این خوب نیست، پس یکی از کارهای مهمی که در اربعین حسینی باید اتفاق بیافتد باید بزرگترین غریب خودمان را، بزرگترین مضطر را، بزرگترین تنها و او که آواره است در بین ما الان، چون امام زمان (ع) هم با ما می آید در این راه پیمایی ولی غریب هست و غربت دارد و مظلومیت دارد، یکی از بزرگترین وظیفه های ما این هست که باید این غریب از غریبی در بیاید دیگر آن تعبیر علی (ع) در موردش صادق نباشد، دیگر «شَرید» نباشد یعنی آواره نباشد، دیگر « طرید» نباشد یعنی طرد شده نباشد، دیگر «وَحید» نباشد تنها نباشد، این اتفاقی است که باید در اربعین بیافتد، حضور همه ی ما در اینجا و در صحنه به صحنه ی فضای اربعین باید برای این هدف مقدس باشد، نکند که ما پشت سینه زنی ها و گریه کردنهای برای حسین سال ۶۱ دچار فراموشی و غفلت بشویم از حسین زمان خودمان خدا نکند که اینگونه باشد. این چیزی است که باید به آن توجه کنیم. حالا جلسات بعد بیشتر در موردش توضیح خواهیم داد.