جلسه 116 - معاد
شماره جلسه
116
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 116 - معاد

ص 68 تا وسط سطر 5، ص 69.

روح كه نفخه‌اي الهي است يك چيز است، تمايزات در اين طرف است در بعد از اينكه ما رشد مي‌كنيم و تشكيل اخلاق مي‌دهيم يكبار كه شما كار خوب انجام مي‌دهيد به شما خير نمي‌گويند بلكه به كسي مي‌گويند كه دائماً كار خير مي‌كند يعني خيرخواهي بصورت يك خلق براي او در آمده است صفتي كه در روح ثابت شده است به آن خلق مي‌گويند. ما وقتي با محيط ارتباط برقرار مي‌كنيم كم كم بزرگ مي‌شويم و صفت‌ها را به مرور زمان تحت تأثير وراثت و محيط تثبيت مي‌كنيم در روح خودمان وقتي تثبيت شد آنچه كه روح من را از روح شما متمايز مي‌كند همين كيفيت اخلاقي است كه ما داريم يكي پرحوصله است يكي كم حوصله، يكي متين يكي بي‌وقار يكي مؤدب و ... .

از سطر 5، ص 69 تا سطر 10.

به مسأله وجود داشتن احتياج داريم، توجه داشته باشيد در سير تربيتي خودمان با ارتباطات مختلفي كه برقرار مي‌كنيم و با رفتارهايي كه بروز مي‌دهيم و با خوراكهايي كه از نظر روحي مي‌خوريم خودمان در درون خودمان وجود را به وجود مي‌آوريم اينها موجود و مستقر هستند علامت موجود بودن منشأ اثر بودن بود اينها حقياقي هستند كه منشأ اثر در روح هستند.

از سطر 10، ص 69 تا سطر 14.

مثلاً اگر شما فكر خوب يا عقيده سالمي داشته باشيد، عقيده سالم عمل سالم مي‌دهد يك جايي قرار گرفتي كه مي‌تواني سوء استفاده مالي كني ولي نمي‌كني چون از عاقبت كار و از خداوند متعال مي‌ترسي و حيا مي‌كني و اين كار را نمي‌كني. عمل صالح شاكله سازي مي‌كند، شاكله كه ساخته شد انجام عمل‌هاي صالح بعدي راحت مي‌شود.

از سطر 15، تا سطر 18، ص 69.

گاهي اوقات شما اخلاق يا افكاري داري كه با افكار و عقايد خودت جور درنمي‌آيد افكار و عقايدت تو را به سمت عالي مي‌كشانند و براي تو يك چيز مهمي را ترسيم مي‌كنند يك ايده آلي را ترسيم مي‌كنند كه مي‌خواهي به آن برسي چه در مسائل دنيايي و چه در مسائل اخروي و اين افكار و عقايد پاك است ولي خلقاً اين افكار و عقايد توسط خلق و صفت پشتيباني نمي‌شوند يعني مطابق افكار و عقايد نمي‌تواني حركت كني عقيده‌ات يك چيز ديگري است ولي صفت و روحت به جاي ديگر تو را مي‌كشانند و مدام تعارض پيش مي‌آيد. گاهي اين تعارض‌ها خوب است و انسان را رشد مي‌دهد و گاهي بي‌خود است و نبايد پيش بيايد گاهي وقتها هم يك اخلاق و اوصافي داريد كه با افكارتان جور درمي‌آيد مثلاً شما از نظر عقيدتي قاتل به قيامت و معاد هستي و اينكه شهيد وقتي اولين قطره خونش كه ريخته شد تمام گناهانش آمرزيده مي‌شود يا شهادت بالاترين فوز است جهاد بابي از باب‌هاي بهشت است كه فقط به روي دوستان خاص خداوند باز مي‌شود ولي مي‌خواهي جبهه بروي و از زن خود جدا شوي صفت و خلقت و عادتي كه كردي نمي‌گذارد از زن و فرزند جدا شوي، تا دو روز جدا مي‌شوي دلتنگ مي‌شوي و مي‌خواهي فرار كني و برگردي عقيده و افكار چيز ديگري مي‌گويد ولي خلق و صفت چيز ديگر يعني خلق در اينجا منشأ اثر است چون وجود دارد.

از سطر 18، ص 69 تا سطر 20، ص 70.

در اينجا هر مشكلي براي انسان پيش بيايد انسان راه فرار دارد و در اينجا چيزي به نام بن‌بست وجود ندارد اگر شكنجه دهند بالاخره انسان مي‌ميرد و راحت مي‌شود، غم داشته باشد تمام مي‌شود ولي آنجا نمي‌شود مثلاً با يك اژدهايي بدقيافه، بدبو و خشن رو به رو هستي و اذيت مي‌كند و مي‌خواهي فرار كني اصلاً ممكن نيست اصل اين است كه در دنيا خلق‌هايي داريم كه هم ديگران و هم خودمان از آنها متنفر هستيم و خودمان هم مي‌دانيم كه داريم و اينكه تنها ناراحت باشي از اينكه اين خلق را داري كافي نيست يعني صرف تعارض و ناراضي بودن تو از اين خلق مشكل تو را حل نمي‌كند و اين تنها يك طرف قضيه است و گريه و عجز و لابه و التماس به خداوند كه اين خلق را از من دور كن هم نقش زيادي دارد ولي بايد در نهايت تلاش عملي كني يا اين خلق بد را از خودت بكني چون اينها موجود هستند و واقعيت عيني روح ما هستند. وقتي دندان شما درد مي‌كند چه بخواهي چه نخواهي درد مي‌كند و تنها راه حل اين است كه آن را بكشي و صرف نخواستن مشكل تو را حل نمي‌كند و امامسلام‌الله‌عليه مي‌فرمود تنها راه حل اين مشكلات رياضت است يعني اينكه با خودت مقابله كني.

از سطر 20، ص 70 تا سطر 2، ص 71.

ايشان دارد از يك صفحه برزخي پرده برمي‌دارد مي‌گويد حالت كسي كه در خلقش تعارض است و نمي‌خواهد باشد اين شخص در برزخ مي‌دود كه فرار كند ولي نمي‌تواند و در آتش مي‌افتد و اين چه روزگار وحشتناك و غم انگيز است.

والحمدلله‌رب‌العالمين.