جلسه 109 - معاد
شماره جلسه
109
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 109 - معاد

در مورد سو و جهت توضيحاتي داديم و بحث مهمي كه داريم اين است كه اين سو و جهت امري است كه يك ارتباط تكويني با درون انسان دارد و آن صور مثالي شش‌گانه هم همينطور هستند يعني يك مبناي دروني و نفسي دارند.

از اول ص 52 تا سطر 9، ص 53.

جهنم را تصور كنيد كه صراط از داخل آن مي‌گذرد كه به فرموده امام دنيا متن جهنم است، صراط مستقيم يكي است و فقط در اين راه است كه انسان امنيت دارد و اين راه از جهنم عبور مي‌كند و بقيه غير از صراط آتش است، كساني كه ارتباط با خداوند متعال ندارند شيطان دائماً آنها را به هزيز ذلت مي‌كشاند و به آلودگي روحي و انحراف آنها و عمق جهنم آنها اضافه مي‌كند. پس حوزه عمل شيطان هم خارج از صراط كه وادي امن است مي‌باشد هم بيرون از صراط و با همه كار دارد نه تنها با مؤمنين. شيطان قسم خورده كه آنهايي هم كه روي صراط هستند براي آنها هم نقشه دارم و مي‌گويد روي همين صراط كه دارند حركت كه دارند حركت مي‌كنند به آنها از جلو و از سمت عقب و راست و چپ حمله مي‌كنم لذا تو از آنها شكرگذاري نخواهي ديد. از جلو حمله مي‌كنم يعني انسان را در حوادثي كه در آينده برايش اتفاقي مي‌افتد اعم از زيبا و خوش و تلخ و سخت و ناخوش به آنها ضربه خواهم زد يعني وقتي دنيا به كام توست، خوش هستي، همه چيز جور استاز راه دنيا تو را اغوا مي‌كنم و به انحراف خواهم كشانيد و به انسان هشدار مي‌دهند كه در پيروزي‌هاي دنيايي و آخرتي مواظب باش كه شيطان زير پاي تو را نكشد. پس «مِنْ بَيْنَ اَيديهِم» يعني مطلق چيزهايي كه در آينده براي تو اتفاق مي‌افتد. «وَ مِنْ خَلْفِهِمْ» يعني از پشت سر يعني نگرانيهاييكه براي بعد از خودش از قبيل عقاب و اولاد و خانواده دارد از اين طريق شيطان انسان را به انحراف مي‌كشاند و اغوا مي‌كند و ضربه مي‌زند. دقت كنيد كه اينها چقدر كليدي است مثلاً ازدواج من چه مي‌شود؟ بچه‌ام چه مي‌شود؟ براي آينده او چ كار كنم؟ همسرم چه مي‌شود؟ مثلاً يك جهاد پيش مي‌آيد مي‌گويد: اي آقا ول كن اگر ما طوري شويم فردا اينها را چه كسي مي‌خواهد جمع و جور كند، زنم، بچه‌ام، زندگي‌ام و... چه مي‌شود؟ علاقه به رفع نياز خانواده در حد مشروع عيبي ندارد و اينكه انسان را از حركت به سمت بي‌نهايت نياندازد مانعي ندارد ولي يك موقع است انسان خودش را به حرام مي‌اندازد يعني با از دست دادن خودش و ساقط كردن قوام و شخصيت خودش و فراموشي خودش، مي‌بيني كه از مطالعه افتاده از عبادت و انس با خداوند افتاده است، خودش را از همه چيز مي‌اندازد كه شايد بچه من 20 سال ديگر كه بزرگ شد كم بياورد من الآن به فكر او باشم؛ او هم خدا دارد مگر شما از اول همينطور ثروتمند بوديد و همه چيز داشتيد، پس اين «وَ مِنْ خَلْفِهِمْ» ترس‌هاي بي‌جايي است كه انسان از آينده دارد.

يك جا خداوند متعال خيلي قوي برخورد كرده و فرموده كه هروقت فهميديد كه من مـُردم نگران باشيد تا من هستم شما نگران نباشيد. «عَن اَيمانِهِمْ» يعني سمت راست، كه به قول مرحوم علامه طباطبايي سمت راست مبارك و قدرتمند انسان است و شنيديد كه در قيامت نامه عمل انسان را به دست راستش مي‌دهند يا اصحاب يمين مي‌‌گويند. سمت راست مظهر دين است يعني شيطان از طريق دينداري تو را بي‌دين مي‌كند، مرحوم علامه مي‌فرمايد افراط‌هايي براي بعضي‌ها ايجاد مي‌كند يعني افراط‌ها و برنامه‌هايي كه جزء دين نيست و خدا و رسول نگفته‌اند و ما جزء دين حساب مي‌كنيم. مرحوم علامه مي‌فرمايد اين مسأله مصداق: «خُطُواتُ الشَّياطينْ» است. به هرحال بچه حزب اللّهي كه سراغ شراب و قمار و زنا و ربا و اين چيزها كه نمي‌رود شيطان از راه صور مقدس اينها را گمراه مي‌كند و به انحراف مي‌كشاند. هميشه فقط يك چيز است كه نتيجه طبيعي و درست دارد و آن هم رعايت اعتدال و ميانه‌روي و رعايت چيزي كه در دين است كه فقط دين منطبق با دين است و اگر مسائل دين را فقط عايت كنيم سلامت و تعادل و نشاط داريم و غير از آن همه‌اش گرفتاري داريم و مشكل تنها اينجا هم نيست مشكل اين است كه چيزهايي را كه جزء دين نيست و ما به غلط آن را جزء دين قرار داديم و قبول كرديم و به آن عمل مي‌كنيم اگر كساني اين انحرافات ما را عمل نكنند كافر مي‌دانيم و انگ بي‌ديني به آنها مي‌زنيم منشأ سوءظن مي‌شود كه اكبر كبائر است، منشأ اختلاف بين برادران ديني مي‌شود و منشأ بسياري از انحرافات ديگر مي‌شود. «و عَنْ شِمالِهِم» يعني سمت چپ، سمت چپ مظهر افراد معصيت‌كار است و اينكه نامه عمل را به دست چپ مي‌دهند همين است يعني افرادي كه گناهكار هستند و ارتباطي با خداوند متعال و دين نداشتند. و اين معمولي‌ترين و آخرين كاري است كه شيطان به وسيله آن سراغ انسان مي‌آيد، سه راه بزرگ اصلاً صورت گناه ندارد و راه‌هاي طبيعي است و هيچكدام از انسانها فكر نمي‌كنند كه راه آنها غلط است و زير پاي آنها كشيده شده يا كشيده مي‌شود. لذا نبايد مغرور شويم كه اهل گناه نيستيم و دزدي و كارهاي خلاف شرع نكرديم شيطان مي‌خواهد ما ميوه نشويم، آن چيزي كه انسان قرار است شود نشويم.

از سطر 12، ص 53 تا سطر 19.

دقت كنيد هركدام از اينها معناي خاص خود را در مورد فكر و عقيده دارد يعني نمي‌گذارد انسان عقيده سالم پيدا كند تا مي‌خواهد درباره يك عقيده سالم فكر كند هزاران وسوسه برايش ايجاد مي‌كند، اين داستان در كافي است كه شخصي كه منكر پروردگار بود خدمت حضرت صادق‌عليه‌السلام آمد و بحث كردند و بعد از اينكه كاملاً شكست خورد و حرفي براي گفتن نداشت ولي دلش اصلاً نمي‌گذاشت كه به سمت حضرت تمايل پيدا كند و با همان حالت كفر از دنيا رفت.

از سطر 20، ص 53 تا سطر 13، ص 54.

توجه كنيد ما مدام دست نياندازيم به عالم خارج، همه قضايا دارد بر روح شخص مي‌گذرد فشارها، عذابها، گرفتاريها، و ظلمت‌ها در روح خود شخص است و خود شخص هم در دنيا اين احساس را دارد. در روايت داريم كه شخص بداخلاق خودش از دست خودش عذاب مي‌كشد.

از سطر 14، ص 54 تا سطر 5، ص 55.

والحمدلله‌رب‌العالمين.