جلسه گذشته دوباره تکوینی بودن قوانین برزخ صحبت کردیم که این چند عالم رادر طول هم داریم و هر کدام از این عوالم دارای شرایط وخصوصیات زیستی ویژه ای هستند و ضعیف ترین و پست ترین عالم این عالم دنیا است .که میلیونها قانون لا تغییر داره زیست شناسی یا شیمی و فیریک و دیگر علوم یا مسائل اجتماعی که در جامعه سنن ثابتی وجود داره .آنچه که از کمالات و زیبائیها و قدرتها می بینیم در دنیا یک تجلی است ازآنچه که در برزخ هست تمثل برزخی با حساب تخلف ناپذیر است .
از سطر 24 ص 18تا سطر 1ص19
ما به تعداد زنانی که بار دار هستند عالم جنینی داشتیم و داریم از اول خلقت تا الان ،به تعداد زایمانهائی هم که بوده تولد داشتیم ولی طبیعت روی هر تولدی یک حساب خاصی باز کرد ه . یعنی این تولد چگونه صورت می گیرد تحت ان پنج تولدی که خدمتتان عرض کردم که یا ناقص است یا بیمار هست یا سالم ضعیف است یا سالم معمولی است یا سالم قوی است . تمام تولدهائی که در دنیا صورت گرفته طبیعت تحت این پنج نوع به آنها صورت و شکل داده و تقسیم بندی کرده در ورود روح به برزخ حرکت ما یک حرکت روحی هست و به محض این که انسان قبض روح می شود مقررات عالم برزخ به این روح تازه وارد برش میزنند و تقسیم بندی می کنند و معلوم می شود این روح کدام یک از صورتهای برزخی را دارد .
اگر ما چیز هائی دعا و شفاعت داریم و مثل این چیزهائی وشفاعت داریم و مثل این چیزها ،باعث نشود ما فکر کنیم مقررات آن طرف ****است و راحت می شود آن را تغییر داد چگونه بچه ای که متولد می شود طبیعت برای تمام ذرات بدن او و اجزایش حساب باز می کنند مثل عوره ،قند ، خون ، تنفس ، قلب و رگهاو غیره و....
وخیلی منظم است این ارگانیزم بدن که اگر یک قسمت دچار اشکال شود تمام اعضا ء ناراحت می شوند و نشان می دهد .نمی شود یک قسمت از قلب یا رگ یا کلیه شما درد بگیرد ولی در سیستم تاثیر نداشته باشد چرا ما چیزی به اسم مریضی داریم یا درد داریم چون حساب کتاب و قانون داریم اگر قرار بود حساب کتابی نباشد چیزی به اسم مریض و درد معنا نداشت . چون فوق العاده قوانین پیچیده و تخلف نا پذیر است لذا چیزی داریم بنام بیماری ، یعنی فعلاً این بدن داره از قوانین طبیعت سر پیچی و تخلف می کنه لذا باید درد درمان را تحمل کند تا بکه بتوان این بدن را هماهنگ با طبیعت کرد بدنی که هماهنگ با طبیعت است درد ندارد .
بدن را باید دست کاری کرد تا با این قوانین ثابت هماهنگ شود هماهنگ شود روی قوانین ثابت نمی شود دست برد مگر استثنائاً وموقتاً یک کارهائی کنند مثلاً یک قسمتیاز بدن دردمند است این قسمت را بی حس مس کنند یا آن عضو را اصلاً بر می دارند که درد را احساس نکند ولی هیچ کدام از این ها طبیعی نیست
سطر 2 ص 19 تا سطر 5
یعنی همه خصوصیت روح یعنی خصوصیت روح یعنی این طور نیست که ما فکر کنیم هر خصوصیتی داشتیم هر جوری زندگی کردیم رفتار کردیم و هر اخلاقی داشتیم و با هر کس هر جور دلمان خواست زندگی کردیم و رفتار کردیم هیچ تاثیری در حیات برزخی ما نداشته باشد . اگر این طور نبود معنی نداشت قانون بیارند چرا ما قانون اخلاق داریم یا احترام پدر و مادر یا مقررات همسر داری داریم یا همه روابط چون یک خصوصیت ویژه ای موردنظر است یعنی چون آن طرف یک قوانین و مقررات ویژه ای داره و تو باید خودت را و نفست را با آن قوانین منطبق و سازگار کنی لذا این دنیا قانون داریم چرا باید و نباید نداریم .
تمام باید ها و نباید ها و چرا ها چه ما دلیل آن را بدانیم و ندانیم منشأخود را از برزخ گرفتند . اگر برزخ را برداریم این همه بعثت پیامبران قوانین – کتابها – شهادت ها همه هیچ می شود .
از سطر 6تا 9 ص 19
پس تقسیم بندی هر یک از ما بعد مرگ بر اساس ساختار روحی است . ساختار روحی این نیست که یک فرشته آنجا ایستاده باشه و بگوید حالا بیارین تا ببینیم و ارزیابی کنیم این شخص را . قبلاً توضیح دادم اگر چیزی به اسم سئوال قبر داریم تکوینی است و به ساختار روح ما بستگی داره مثلاً سئوال کنند اصول دین چند تاست و این بگوید 5 تا و بگوید خوب این آدم خوبی است پس بیا برو بهشت نخیر خود قوانین ومقررات برزخ شخص را طبقه بندی می کنند می گویند این بهشتی است یا جهنمی اگر چیزی به این صورت داریم چون نمی شده که این تعابیر را به مردم فهماند این که می گویند یک چیزی تبدیل به ما ر می شود یا عقرب این یک خلقی است که تو در دنیا کسب کردی و صورت برزخی آن شده مار یا عقرب نه این است مار و عقرب و آتش را خلق کرده باشند و ****ندارند به جان تو هر یک از خلقیات ما یک معادل داره در برزخ که می شود مار یا عقرب یا آتش یا فلان و ما به آن می رسیم و این صورتها یک معادل در روح و شخصیت روحی ما داشته که به آن صورت در آمده و معنا پیدا کرده .اگر نمونه بارز این قضیه را بخواهیم خوب بفهمیم باید جنین شناسی کنیم چطور یک توده سلولی با یک تخمک که همه یکسان و یکجور هستند جنین را تشکیل می دهند و چطور می شود که بعضی می شوند سر بعضی می شوند گوش بعضی قلب و بعضی دست بعد جنین شعاع حرکت زیاد نداره .
ومدت آن هم کم است 9 ماه هست یا هشت ماه یا هفت ماه می گویند 8 ماهه می میرند حالا این هم یک امر است چرا در هشت ماهگی میمیرند . این 285روز وقتی می آید در مبنای دنیا می شود چندین سال ، مثلاً ما در یک حرکت در جنین کرده و پایش سر خورده و خورده زمین یا یک تکان تند خورده یا یک فشار روانی بهش دست داده این فشار ممکن است 30 ثانیه طول کشیده باشد ولی وارد نظام دنیا که می شود 30 ثانیه تبدیل شده به هفتاد سال یا صد سال آنجا چیزی بنام کوری یا کری یا بیماری معنا نداره ولی در دنیا که متولد می شود معنا پیدا می کند.
یک اتفاقی برایش در مدت جنینی افتاده و این شخص در دنیا کور متولد شده حالا آن اتفاقچند مدت طول کشیده 1 ثانیه و 2 ثانیه 1 ساعت 2 ساعت 1 روز یا دو روز ولی این جا تا آخر عمر کور است . اگر دربرزخ مار هست عقرب هست آتش و عذاب هست یا حوری بهشتی هست یاعطر بهشتی است یا قدرتهای عالی بهشتی هست یا مهمانی بهشتی هست یا علم و معرفت و دانش هست چه معنایی داره و به کجا بر می گرده .از سطر10تا سطر 13 ص 19
در دوران جنینی می بینید مادر تمام مسائل بهداشت و بهداشت روانی رعایت می کرده فقط سیگار می کشیده ؛حالا این سیگار کشیدن وقتی وارد عالم دنیا می شود یک جای قضیه را می لنگاند یعنی بچه یک طوریش هست و تا آخر عمر یک مشکلی داره مثلاً قلبش ناراحت است یعنی یک خصوصیت مادر یک اثر گذاشته و یک شکل داده و بچه تا آخر عمر دچار قلب درد است .
مثلاً این که می گویند کسی از نجاست پرهیز کند دچار فشار قبر می شود چه رابطه ای بین پر هیز کردن از نجاست و فشار قبر هست هر کدام از خصوصیت ها یک صورت خاصی دارند مثلاً اگر فلان خصوصیت را داشته باشی یک مار می یاد و تو را نیش می زند و چرا عقرب نمیی یاد مثلاً در روایت هست اگر برادری پیش تو بیاد برای رفع حاجت و تو بتونی حاجت او را برآورده کنی و این کار را نکنی در برزخ چه بخشیده شده باشی یا نه بهشتی باشی یا ه این سهمیه را داری که هر روز یک مار بیاید تو را نیش بزند به خاطر این که حاجت برادر خود را رد کردی .
و این نمود معادل این عمل است در برزخ دقت کنید آتش و عذاب و جهنم را ما با خودمون خلق و ایجاد می کنیم و همراه ما هست نه این که عذاب از بیرون بیاید و ما را اذیت کند .بچه ای که از مادر متولد می شود هیچ چیز خارجی او را اذیت نمی کند تمام اذیت ها و نا راحتی های که بچه می کشد معلول ضعف هایکه خودش با خودش از رحم آورده مثلاض می گوید قلبم درد می کند یعنی قلب من با نظام ثابت دنیا هماهنگی نداره والا نظام دنیا که کسی را اذیت نمی کند و با کسی خصومتی نداره نظام برزخ و قیامت و بهشت و جهنم هم همین طور هست .
خودت با این نظام هماهنگی نداری ،خودت این فشار و ناراحتی را آوردی ،این جا چی می خواد برای زندگی راحت ؟ یک قلب سالم گوش سالم چشم سالم و دست و غیر .... اگر اینها را نداشته باشی لذت نمی بری از زندگی دنیا . نظام برزخ و بهشت در برزخ یک روح مخصوصی می خواهد یعنی روح با یک شرایط خاصی باید وارد آن نظام شود تا بتواند لذت ببرد این که گفتند کفار را اگر به بهشت هم ببرند نمی توانند لذت برند برای چیست ؟
برایاین که قرادادی نیست که بگو ید حالا بیا چند ساعت از بهشت استفاده کنی او نمی تواند استفاده کند چون ساختار روحی کافر با بهشت سازگاری ندارد همانطور که دردنیا هم سازگاری نداشت .و صورت دنیائی بهشت چی بود مثلاً مسجد بود قرائت قرآن بود معنویت بود نماز خواندن بود این شخص در دنیا با اینها سنخیت نداشت کسی به این نمی گفت اگر مسجد بری یا نماز بخوانی اذیت می شوی ،او نمی توانست مسجد برود حوصله اش سر می رفت سازگاری نداشت در عوض می رفت تو سینما می نشست آخوند می بیند بدش می اد بچه حزب الهی میبیند بدش میاد صورت مقدس می بیند میاد یا صورت حرام می بیند خوشش میاد و لذت می برد چون روحاً با این چیز ها سازگاری داره و با این کارها و اعمال انس داره هما طور که می گویند ساعتی رسول گرامی صل الله از جهنم عبور می کردند و بواسطه قدوم ایشان عذاب رااز اهل جهنم بر می دارند ابو جهل لعنةالله علیه می پرسد که به خاطرچیست ؟
می گویند بواسطه عبور محمد صل الله علیه می گویند عذاب را بیشتر دوست دارم و نعمتی که بواسطه او به من برسد نمی خواهم او نمی تواند ان نعمت را ببیند چون سنخیتی ندارد با پیامبر صل الله همانطور که در دنیا نیز با آن عزیز سازگاری نداشت .
پس یک مسئله تکوینی است و کاملاً با ساختار روحی ما مطابقت داره یعنی مربوط است به خصوصیاتی که ما در طول دنیا توی روح خودمون جمع کردیم .پس مبنا ابدیت است و باید دقت کنیم که اگر بدانیم هر چیزی حساب داره این که می گویند خانم بار دار تحت مراقبت باشد و ما دقت داریم و مواظبت می کنیم برای چیست ؟
آیا زنی که تحت مرافبت بوده قلب و مغز ضربان جنین کنترل شده رعایت همه چیز را کرده با خانمی که بیست بار عکس گرفته ،چقدر قرص اعصاب خورده ،سیگار کسیده ،مشروب خورده محصول این دو یکی در نمیاداگر این طور بود باید همه تولد ها یکی باشد چرا یکی نیست ؟ چون همه زنها بارداری آنها یکی نیست یکی رعایت می کند یکی نمی کند حالا چرا این قدر ما دقت می کنیم روی بار داری و جنین که فلان غذا را بخوره فلان غذا را نخوره یا این کار رابکند یا نکند و این مربوط به ما تنها هم نیست همهملل برایدوران بار داری زنها یک دستورات و قوانینی دارند چرا؟ چون می دانند که یک اثرات و تأثیرات ویژه ای از طبیعت روی جنین هست و یک عمل و عکس العمل وجود داره و یک نظم خاصی هست حالا چرا این کارها رامی کنند ؟ چون دنبال محصول خاصی هستند .
ما الان جنین هستیم در رحم دنیا و جین روح ماست شکل گیری روح و شاکله سازی در دنیا بواسطه عقیده و فکر و صفت و خلق انسان صورت می گیرد و ما دائم در حال شدن هستیم این که امیر المومنین علیه السلام می فرماید شما دائم به سمت آخرت دارید می شوید یعنی چی ؟ یعنی صورت بصورت دارید تبدیل می شوید و این شدن ها و تبدیل ها بواسطه ارتباطات ما هست یعنی دیدن ها و شنیدن ها و خوردن ها اگر قرار بود این ارتباطات سازنده نباشد که ما این همه قانون نداشتیم برای ارتباطات .چرا برای هر ارتباطی قانونی داریم ؟چون هر ارتباطی شکل خاصی به ما می دهد. مثلاً این غذا حرام است نخورید از ظر نوع که فرقی نداره این مرغ است آن هم مرغ ،می گوید این مرغ حرام است نخور آن مرغ حلال است بخور چرا حرام چون طرف وجوهات شرعیه را نداده و لقمه حرام است اگر بخوری در دل تو تاریکی ایجاد می کند .
اگر این لقمه حرام را به زن و بچه بدهی خودت با دست خودت داری شکل بد به زن و بچه ات می دهی وقتی این گونه است ما نمی توانیم هر عقیده ای را داشته باشیم باید عقیده حقه و سازنده باشد این که پیامبران با عقاید مردم کار داشتند بخاطر این که مهم است انسان به چه چی زهائی عقیده داشته باشد .چرا وقتی انسان می خواهد بمیرد عقاید حقه را به او تلقین می کنیم یعنی اگر این عقیده را آنجا بزنی فایده داره البته این یاآوری را به او تلقین می کنیم یعنی اگر این عقیده را آنجا نبری فایده نداره البته این یاد آوری صرف است والا می گویند چاه باید از خودش آب داشته باشد این شخص هم باید این طوری باشد والا شما هم بگو اشهدان لا اله الا الله آنهم بگوید این که تأثیری نداره این را باید در طول عمر تحصیل کرده باشد .پس این که می گوید حق ندارید فضولی نیست این امر به معروف ونهی از منکر ونصیحت و پند و اندرز برای چیست برای این که آن طرف قوانین ثابتی است و شما با این روشها یعنی امر به معروف و نهیب از منکر آموزش نصیحت می آیند آن شاکله ها و صورت ها غلط را بر می دارید از اجتماع .
این ضولی نیست که ما می گوئیم مرگ بر بد حجاب چون بد حجابی شکل می دهد به روح ما و ما این را نمی خواهیم . او داره صورت آلوده به چشم ما منتقل می کند و وقتی چشم دید روح هم طلب می کند و این خوب نیست .
او نباید با من این کار را بکند و من هم باید با او مبارزه کنم و مبارزه گاهی هم ایجاب می کند که شمشیر به دست بگیرم و از ریشه اون در بیاورم این که همه اش قوانین داریم چون آن طرف قانون خاص داریم هرجوری نمی توانیم تربیت بشویم و هر تربیتی مارا خوشبخت نمی کند لذا عقاید خاص مطرح است و پیامبر صل الله آمده عقیده خاص را تلقین کند و آموزش بدهد ما در زیارت آل یا سین داریم که اشهد انصراط الحق و میزان حق و میزان و صراط و حشر و نشر وبعث هم حق است و یکسره باید این اعتقادات به ما تلقین بشود و نماز یعنی همین که دائم اعتقادات را تلقین کنی تا با این روح بمیری روحی که با این عقاید شکل گرفته .
و رح بدن تلقین به هیچ کجا نخواهد رسید و این که می گویند این ذکر یا تسبیح این مقدار را بگوئیم هم برای ساختار نفس و شکل گیری روح است . پس هر فکری هم نمی توانی بکنی مگر فکر های که نمی خواهی و یک دفعه می آید چون در ذهن باز است یک صحنه ای را دیدی و چیزی در ذهنت آمده می گویند کسی روی حساب باز نمی کند چون قبول نکردی این فکر را و اعتقاد به آن نداری و ناراحت هستی و نپذیرفتی بعنوان یک عضو روحی .
بعضی ها می گویند ما این هستیم کاریش هم نمی شود کرد ! یعنی چی ما اینیم ما این هستیم یعنی این صفت را با خودم دارم و آن طرف معنا داره این صفت خدا که جهان را بی حساب و کتاب خلق نکرده خدائی که برای پست ترین عوالم که دنیا است این همه نظامات و قوانین خلق کرده و بعد از هزاران سال بشر با این همه علم نتوانسته هم قوانین را کشف کند چه برسد به قوانین برزخ بیا و ببین که چه خبر است .
وقتی می گوئی ما این جوی هستیم یا بابا مون این جوری عادت داده یا ما لرها این جوری هستیم ما ترکها این جوری هستیم ما لرها و ترکها نداریم دین آمده برای همه ، بگوئیم ما دین دار هستیم مسلمان هستیم ترک هم هستیم یا لر هستیم !! بابا این که تو می گوئی ترکها رسم آنها این است یا لرها این چنین اند خداوند متعال قبول نداره و تو صفت خاصی را نمی توانی بگوئی پس خداوند برای چی الگو فرستاده و لکم فی رسول الله اسوةحسن ، اسو ۀحسن فرستاده که ما از این تقلید کنیم و شبیه او با شیم ، یک الگو قرار داده با تمام فضائل بدون نقص و هی باید شباهت به خرج بدهیم و هنر نیست که اختلاف داشته باشیم با آن الگو و به هر میزان که اختلاف داشته باشی باید خجالت بکشی و ناراحت باشی کسی خوشبخت است که یکسره در حال شبیه سازی به الگو باشد .
بحث شفاعت هم همین است ،شفاعت یعنی جفت شدن کسی می تواند با کسی جفت باشه که سنخیت داشته باشه و شبیه باشه شفاعت یعنی یک طرفی که شبیه خودش است جذب می کند
ذره ذره کاندر این ارض و سماست جنس خود همچو کاه و کهرباست
شفاعت هم به مقدار سنخیت است که با آن شفیع داری . پس هرصفت و هر خلقی هم نمی توانیم داشته باشیم و یک قانون خیلی مهم در باره خلق که هیچ خلقی جای خلق دیگر را نمی تواند بگیرد اگر یک بچه از رحم مادر متولد بشود و خیلی خوشگل باشد یا یک قلب قوی یا ذهن قوی داشته باشد ولی کلیه اش خراب باشد یا زردی و یرقان داشته باشد آیا ان خوشگلی و کمالات می تواند روی این زردی و یرقان را بپوشاند ؟ خیر یرقان است و ربطی به خوشگلی و کمالات ندارد حالا برای این بیماری باید چند روز تحت درمان باشد تا خوب بشود .
وقتی می گوید خلق هر خلقی حساب ویژه خودش را داره شما سعد را می بینید در رکاب می بینید در رکاب پیامبر است و در رکاب آن حضرت شهید می شود در جنگ حندق ولی چون در خانه بد اخلاق است پیامبر می فرماید تا گذاشتند او را در قبر چنان فشار زیادی به او داد، بهشتی هستی به کنار ولی هر خلقی حساب ویژه خودش راداره . اگر این طور نباشه این هم علم اخلاق و تربیت ومسائل نفس و خود سازی کشک است .
کسی که فکر می کند به قوانین اخلاقی و نفس احتیاجی نداره و یا با آنها سر وکاری نداره سال به سال می آید و می رود و یک کتاب اخلاقی مطالعه نمی کند فکر می کند درک وعقل خودش کافی است برای این کار . این یعنی این که من اصلاً آدم نیستم که احتیاج ندارم کسی که آدم هست و می داند برای چی آفریده شدهو روح ویژه و بزرگ داره و قرار است به یک عالم با حساب و کتاب وارد بشود نمی تواند به خلقیات خود بی تفاوت باشد .
ما به قوانین و مقررات و علوم اخلاق احتیاج داریم چون انسان هستیم و یک سفر در پیش داریم و در این دنیا موقت هستیم و می خواهیم وارد دنیای بی نهایت بشویم و در آنجا زندگی کنیم تو هر شغلی که میخواهی داشته باش ولی از این جهت که انسان هستی و دارای یک روح الهی هستی و برای یک هدف بزرگ خلق شدی و نظام برزخ یک نظم خاصی داره و روی هر روح یک حساب ویزه ای باز می کند لذا باید به تربیت روح پرداخت و شما در مراحل زندگی و طول عمر می توانید با یک صرف نیت همه کارهای روزمره ای که انجام می دهید از قبیل خوردن ، خوابیدن ، کار کردن برای زن و بچه ،خندیدن و شوخی کردن و نزدیکی با همسر همه را شکل عبادت بدهید و شکلی بدهید که روح ساز است و روحت را خوب می سازد و در عوض می توانی همه این کارها را بکنی با یک نیتی که روح تو را به یک روح بد و خبیث تبدیل کند .
از سطر 14 تا سطر 20 ص 19
فائم به وجود ماست یعنی چی یعنی الان این خلق را کی داره مثلاً خلق کرامت را من دارم د رحالی که من کریم هستم ضمناً بد اخلاق هم هستم و همین منی که بد اخلاق هستم آدم شجاعی هم هستم و همین است که شجاع هستم آدم شهوت رانی هستم .و منی که شهوت ران هستم کریم هم هستم همه اینها روی یک شخصیت سوار شده
والحمد الله رب العالمین