جلسه 198 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
198
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
11
روز
5
متن کامل (خام) ‌ جلسه 198 - انسان‌شناسی (قم)

بحث ما شرح این روایت نبوی بود که در باره خصوصیات مومن بود که المومن کالغریب فی الدنیا ... ظلها درباره جزع سخن گفتیم که مومن هرگز در مقابل ذلت های دنیایی که مایه ی آزمایش و رشد اوست جزع نمی کند درباره جزع هفته قبل هم مطالبی را عرض کردیم این جلسه هم نکاتی را از معصومین علیهم السلام عرض کنم. اولین روایت از وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام است: الجزع لا یدفع القدر و لا کن یهبط الاجر بیتابی کردن جزع و بیتابی قدر را دفع نمی کند اما اجر را از بین می برد قدر را قبلا شاید در مباحث انسان شناسی مان توضیح دادیم خداوند تبارک و تعالی نظام خلقت را یک نظام ریاضی خلق کرده یعنی یک ساختار کاملا ریاضی دارد نظام خلقت در نظام دین به آن قضا و قدر می گویند در نظام فلسفه به آن می گویند علت و معلول. در فیزیک می گویند عمل و عکس العمل. خداوند نظام خلقت را به گونه ای خلق کرده که شما همه چیز در این عالم اثر خاص خودش را دارد، و گفتیم همه چیز اندازه و ریاضیات دارد کل شی عنده بمقدار. قد جعل الله لکل شی قدرا. خدا همه چیز را برایش اندازه قرار داده میزان تأثیر هر چیزی مشخص است هیچ چیز در عالم نیست که مشمول قدر نباشد قضا هم همینطوری قضا یعنی نتیجه و حکم شما هر قدری را انتخاب کنید یک نتیجه دارد آب را اگر شما 50 درجه حرارت بدهید خیلی گرم می شود اما این درجه به شصت و هفتاد که می رسد غیر قابل تحمل می شود و به صد که می رسد آب جوش می آید. قضا و قدر یعنی عمل و عکس العمل شما هر کاری انجام دهید در یک قدر و قدر انجام می شود و نتیجه اش قضاست یعنی حکمی است که است اگر شما یک نیوتن نیرو به دیوار فشار وارد کنید دیوار هم یک نیوتن نیرو به دست شما نیرو وارد می کند. یا یک اتومبیل وقتی با سرعت 50 کیلومتر در ساعت به جایی بخورد سپر و شیشه هایش خرد می شود اگر شود 60 کیلومتر به موتور صدمه می زند اگر شود 70 کیلومتر ممکن است راننده آسیب ببیند واگر بیشتر شود ممکن است راننده بمیرد پس هر سرعتی را که راننده انتخاب کند یک قدر است و در تصادف هر نتیجه ای که به وجود بیاید قضاست. وقتی می گویند نظام عالم نظام قضا و قدر است یا این قضای الهی بوده نه اینکه خواست خداست، قضای الهی یعنی خداوند نظام خلقت را براساس مسائل عللی ومعلولی آفریده پس اگر کسی خودش سم خورد و مرد این سمی که خورده قدر مرگ را انتخاب کرده سم هم او را کشته، آن هم می شود قضا نه اینکه خدا خواسته این بمیرد در روایت داریم که آدم هایی که در اثر گناه می میرند بیشتر از کسانی هستند که با عمر طبیعی شان می میرند یعنی گناه باعث می شود عمر انسان کم شود یا کسی عمرش به سر رسیده صله ارحام می کند صدقه می دهد کار خیر می کند این قدر است در روایت داریم هر کس این کار ها را انجام دهد یک قدر و انتخاب است نتیجه اش قضایش این است که طول عمر پیدا می کند یا الاستغفار یزید فی الرزق استغفار در رزق زیادی می آورد یکی وضعیت مالی اش خوب نیست قدر استغفار را انتخاب می کند می نشیند درست و حسابی استغفار می کند قضایش این است که روزی اش زیاد می شود یا یک کسی صدقه می دهد، صدقه خودش یک قدری است که شما انتخاب می کنید یک اندازه ای است در برخورد تان یا در برداشت مالی تان انتخاب می کنید نتیجه اش و قضایش این است که شما صدقه دفع بلا می کند عمر را زیاد می کند رزق می دهد من الذی یقرض الله قرضا حسنا ... اضعافا وقت شما قدر قرض دادن را انتخاب می کنید قضای قرض دادن به دیگران این که رزق شما از یک تا 700 برابر اضافه می شود. هر گناهی یک قدر است هر کلامی یک قدر است وقتی انسان انتخاب می کند قضایش هم است. پس وقتی می گویند قضا وقدر است نه اینکه خداوند می خواسته یک کسی مریض شود سرطان بگیرد یا بچه ای فلج به دنیا بیاید یا کور به دنیا بیاید بگویند قسمت است این طوری نیست. یک کسی در ازدواجش بی دقتی می کند یک همسر ناجور گیرش می آید بله این قضا و قدر است چون بی دقتی قدر را انتخاب کرده و قضایش هم یک همسر نامناسب است. قضا و قدر است اما خواست خدا نیست. خدا می گوید تحقیق می کردی مشورت می کردی یک همسر مناسب انتخاب می کردی. این طوری نیست که حالا کسی طلاق داد و طلاق گرفت خواست خدا بوده نه بی دقتی خودمان است قدر های ضعیف و نامناسبی را انتخاب می کنیم قضاهای آزاردهنده گیرمان می آید. پس این دوتا نکته را خیلی دقت کنید که هی اشتباه نکنیم که هر چه است خواست خدا بوده. خواست خدا بوده تصادف کند بمیرد نه. دقت نکرده تصادف کرده. به هر حال این قدر یعنی حادثه هایی که در اثر انتخاب قدرها از سوی خودمان یا دیگران به سراغ ما می آید حالا آمده و بالاخره اتفاقی است که افتاده. یک چیزی شکست و ریخت و غذایی سوخت و تصادفی شد و طلاقی اتفاق افتاد مرگ و میری اتفاق افتاد بالاخره پیش آمده. حالا که پیش آمد، دیگر حضرت می گوید برایش جزع و بی تابی نکن چرا چون حادثه ای که برای شما اتفاق می افتد حضرت می فرماید جزع قدر را دفع نمی کند حادثه دیگر آمده، مرگ شده، .... حالا دیگر آمده حالا که آمده عرضه داشته باشد به نفع خودت مصادره اش کن. انسان باید بلایی که آمد گفتیم بلاهای ما چند جور است یکی این که خودمان بی دقتی می کنیم سرمان می آید یا دیگران در حق ما ظلم می کنند یا نه خود خدا اصلا این امتحان را برای ما پیش می آورد یک بلایی می فرستد در روایت داریم خدا مومن را با بلا هدیه می کند تغذیه می کند هدیه می دهد خداوند. در هر صورت چه خودمان یا خدا یا دیگران داد باید حواسمان باشد ازآن به نفع خودمان استفاده کنیم بیتابی باعث می شود که ما تمام فایده ی آن هدیه را از دست بدهیم. داد و بیداد و نق و غر و بیتابی کردن و جزع و فزع کردن همه کارهای ما را خراب می کند. حضرت می فرماید که دفع بلا نمی کند دفع قدر نمی کند جزع. اما چرا یک کاری می کند اجرت را از بین می برد. بیتابی کردن عصبانی شدن ریخت و پاش کردن تنبیه کردن تصمیم های بد گرفتن و فحاشی کردن و تصمیم های تند گرفتن دعوا راه انداختن اینها همه اش،نشانه های بیتابی است نشانه های جزع است اینها اجر را ضایع می کند که چه بسا انسان را به گناه و معصیت بیندازد. پس یادمان نرود جزع وقتی اتفاق افتاد حالا تو باید برداشت آخرتی ات را بکنی. هم می تواند انسان برداشت دنیایی کند و آن این است که با رضایت و شکر و صبر به اسم الله برسد. اگر کسی مصیبتی به او وارد شد صبر کرد ان الله الصطفی خداوند او را پاک می کند یعنی صفا می دهد و زلالش می کند اگر راضی بود اجتباه مجتبی بالاتر از مصطفی است خداوند بر می گزیند بنده ای که در حوادث روزگار راضی است و غر و نق نمی زند. ما هم اصطفای الهی را و هم اجبتای الهی را از دست می دهیم. اینکه نق و غر می زنیم عصبانی می شویم تحقیر و توهین می کنیم در اثر حادثه ای که اتفاق افتاد یا خودمان را می زنیم و با مشت به دیوار می زنیم چندتا لیوان بشکنی این ها کار خوبی نیست اینها باعث می شود انسان اجرش را از دست بدهد. خاصیت دنیایی است که اجر آخرتی هم دارد چرا چون وقتی تو این کار را می کنی صبرت زیاد می شود شخصیتت به خدا نزدیکتر می شود به خانواده آسمانی ات شبیه تر می شوی شادی و آرامشت هم حفظ می شود زندگی ات هم به هم نمی خورد دیگران هم از تو به وحشت نمی افتند و زندگیت هم حفظ می شود. صدمه به کسی نمی زنی آخرتش هم این است که اجر دارد هم کفار گناهانت است هم اجر آخرتی دارد. پس آدم با یک نق و غر چقدر خودش را عقب می اندازد با یک داد و بیداد کردن با یک رفتار ناهنجار نشان دادن چقدر چیزها را از دست می دهد باز در روایت دیگر داریم از اغلب الجزع بالصبر ان الجزع ... غلبه کنید به جزع با صبرتان، این انسان می تواند این کار را کند کنترلش کن. نگذار تبدیل به یک فاجعه ای شود که اجرت را از دست می دهد خود جزع از مصیبت بدتر است جلسه قبل گفتیم المصیبه واحد وان جزعت... مصیبت یکی است وقتی بی تابی می کنی مصیبتت دوبرابر می شود. حالا حضرت می فرماید که غلبه کنید به بیتابی تان با صبر، صبر کنید حوصله کنید انسان بالاخره در این دنیا این وظیفه را دارد صبر یعنی وسیله ای که تو اجازه می دهی به وسیله آن تراش بخوری. و شبیه اهل بیت شوی. پیغمبر فرمود یعنی صبر کنی مثل سنگ تراشی که می زند روی سنگ می زند روی سنگ اما این سنگ وقتی می ایستد در مقابل این تیشه، از حالت یک سنگ معمولی تبدیل به یک مجسمه گرانقیمت و زیبا و فاخر تبدیل می شود. ما باید اجازه بدهیم حوادث روزگار ما را بتراشد. همسر انسان یک وسیله ی تراش انسان هستند بچه های انسان وسیله ی تراش انسان هستند روزگار حوادث اجتماعی و سیاسی بیماری و قرض ... قرآن قشنگ می گوید ولنبلونکم من الشی بالخوف و الجوع .... الذین اذا اصابتهم مصیبه ... مومنین کسانی هستند تا مصیبتی به آنها وارد می شود می گویند من می خواهم برگردم پیش خدا باید خوشگل و آبرومند برگردم. باید اجازه بدهم این حوادثی که خدا می گوید خوف و جوع و نقص اموال و ثمرات که در زندگی پیش می آید بگذارم من را تراش دهد و پاکم کند. پس غلبه کنید به جزع با صبرتان. که فان جزع یهبط الاجر جزع اجرت را هبط می کند. داد و فریاد کردی کتک زدی فحش دادی تصمیم بد گرفتی بیتابی کردی این کمکی هم می کند؟ نه تنها کمک نمی کند از نظر دنیا این مصیبت را دوبرابر یا چند برابر می کند از نظر آخرتی هم اجرت را از بین می برد. صبر کن شکل قشنگی می گیری. و یعظم الفجیعه این بزرگ می کند مصیبت را در ذهن و روح انسان. باز دقت کنید چقدر زیباست. من جَزعَ فنفسه عذب کسی که جزع کند نفس خود را عذاب می دهد به خود آزاری می رساند به خودش فشار می آورد دفعه قبل هم توضیح دادم انسان به محضی که به نفسش فشار می آورد فشار قبر برای خود درست می کند قبلا این قاعده را گفتیم نفس ما قبر ماست ما به تعداد فشارهاییکه در دنیا به نفس می آوریم فشار قبر پیدا می کنیم. برای چی نفس مان را اذیت کنیم. با حسادت و بدبینی و زودرنجی و حساسیت و عصبانیت با بداخلاقی برای چی روح مان را فشار دهیم و عذاب قبر را زیاد کنیم. فنفسه عذب نفس خودش را دارد عذاب می دهد و امرالله سبحانه اضاعه دارد ضایع می کند امر خدا را. خیلی بد است انسان یک دفعه با خدا طرف شود و ضایع کند امر الهی را. مصیبتی آمده این مصیبت منشأش مهم نیست دقت کنید این را چند بار دارم می گویم شیطان نیاید هی گولمان بزند منشأش ممکن است خودم بی دقتی کردم و تصادف کردم می توانم حالتهای بد و جنون آمیز بگیرم یا مذمت کنم یا زیاد هم نه. ولی خوب می شود پیش می آید. شیرین بگذرانید وقتی اتفاق آمد. خدا رحمت کند مرحوم علامه مجلسی را و دختر بزرگوار شان، دختر ایشان چطوری تربیت شده این دختر از پله می افتد پایش می شکند می روند نزدیک می بینند می خندد درد است ولی دارد می خندد می گویند چرا می خندی می گوید الحمدلله که اجری نصیب من شد. اجرش این را شاد می کند. این اجر خیلی مهم است ما نمی دانیم این اجر در آخرت چقدر ارزشمند است اینقدر ارزشمند است که در روایت داریم مومن وقتی می بیند بخاطر صبرهایش و مصیبت هایی که دیده، آن درجات آخرتی را به او می دهند می گوید خدایا ای کاش من در دنیا با قیچی تکه تکه می شدم اینقدر حسرت می خورد که چرا مصیبت ها را قدر ندانستم سختی های زندگی را قدر ندانستم که پیامبر فرمود لو تعلمون ما ذخر لکم ما حزنتم ما زوی عنکم اگر شما ها می دانستید چی برای شما ها ذخیره شده هرگز به خاطر چیزهایی که به شما داده نشده یا از دست تان رفته هرگز غصه نمی خوردید. که آی حیف شد حیف شد این کلمه حیف شد کلمه شرک آمیز است که ما به کار می بریم حیف نشد رفت ابدیت، آخرت برایت ذخیره می شود حیف شد؟ حیف نشد. پس غصه نخور. و امرالله سبحانه .... و ثوابه باع ثوابش را هم می فروشد کسی که بی تابی می کند مفت می فروشد. خسر الدنیا والاخره، همین است دیگر آدم هم دنیایش را خراب کند هم آخرت را از دست بدهد از این حماقت بالاتر که انسان هم مصیبت ببیند هم دنیایش را خراب کند هم آخرت را؟ لااقل یک چیزی از این مصیبت گیرت بیاید یک چیزی دریافت کن نگهش دار. پس دیگر هی ناشکری و نارضایتی نداشته باشید. باز امیرالمومنین علیه السلام فرمود: من ملکه الجزع حرم فضیله الصبر هر کس زمام امور خودش را به بیتابی بسپارد (ملکه) خیلی تعبیر قشنگی است مالکش شود جزع، آدمی باشد که بیتاب باشد، می گوید من نمی توانم خودم را کنترل کنم. آدم های هیجانی آدم های بیتاب آدم های بی حوصله آدم هایی که خیلی زود این هیجان به آنها دست می دهد اینها یا کسی که مالکش بی تابی شد محروم می کند خودش را از فضیلت صبر. صبر همه ی آخرت ماست. و همه ی قشنگی های دنیای ما را صبر می سازد. شوخی نیست. سلام علیکم بما صبرتم. همه ی آخرت بخاطر صبر به انسان داده می شود. پس این فضیلت از بین می رود. صبر خیلی جایگاه مهم دارد اصبر من الایمان منزله رأس من الجسد صبر برای ایمان بمنزله سر برای بدن است. از دست می رود این با بیتابی.

بحث جزع تمام شد، من فقط انواع جزع را هم بگویم بعضی از انواع اش را از امام باقر علیه السلام: اشدالجزع السلاخ بالویل والعویل والتم الوجه و استر و جزع الشعر و من اقام انواحه فقد ترک الصبر می فرماید که شدیدترین نوع جزع ها فریاد و فغان است داد و بیداد کردن صدا را بلند کردن و العویل شیون زدن است. جیغ بزند بعضی ها اینطوری اند تا یک اتفاق می افتد در خانه صدایشان را بلند می کنند یعنی فکر می کنند با این مسئله می توانند بقیه را خفه و ساکت کنند زن است مرد است حالا خانمها یک مقدار لطیف تر هستند ولی برای مرد خیلی این زشت است خلاف مردانگی و مروت است مرد جزع و فزع راه بیندازد مرد مظهر قدرت عظمت و جلال الهی است. مثل زن که مظهر لطافت و زیبایی و جمال الهی است. این دوتا مظهر به همدیگر علاقمند می شوند یعنی مظاهر جلال به مظاهر جمال و مظاهر جمال به مظاهر جلال علاقمندند وقتی یکی نقش خودش را خراب می کند جذابیت هایش را از دست می دهد. مرد وقتی عصبی می شود پرخاشگر می شود جیغ می زند داد میزند شروع می کند سرزنش کردن و ایراد گرفتن وقتی مرد این طوری می شود زنانه می شود یعنی در دل زن بی شخصیت می شود در دل مادرش در دل خواهر و دخترش و ... چون همه از یک مرد عظمت قدرت جلالت توقع دارند صبر تکیه گاه بودن الرجال قوامون علی النساء تکیه زن قیام زن به مرد است یک مردی که تامی گویی دو بیشتر است یا سه گریه اش در می آید داد می زند قهر می کند مثل خانمها می شود مردی اش خراب می شود. بعد یواش یواش در دل زن آن جلالتش قیمتش هیبتش قدرتش ابهتش مردانگی اش کم می شود. محبوبیتش هم از بین می رود. چون این اصلا سفت و محکم نیست در هر حادثه ای زن حاضر است که الان مرد می ترکد برای هر چیز مرد اعصابش خرد است له است بی طاقت است این مرد نشد که. این به درد نمی خورد. استحکام باید داشته باشد مرد. مرد یعنی یک کسی که فامیل و بچه ها و خواهر برادران و مادر به او تکیه کنند بگوید ما یک مرد در خانه داریم قدرت دارد صبر دارد صلابت دارد حوصله دارد نمی برد این می شود. علتی که الان از 5 ازدواج ما چهارتایش طلاق است شما نگاه کنید بارها عرض کردم در طلاق زن بیشتر آسیب می بیند ولی الان 70 درصد درخواست طلاق مال زنهاست چون مردها خیلی مرد نیستند یعنی نمی توانند دل یک زن را خوش کنند ممکن است دکتر و مهندس خوبی باشد عالم خوبی باشد ولی مرد خوبی نیست. نمی شود به او تکیه کرد مرد آرام و قدرتمندی نیست چون دکتر و مهندس است ورزشکار است و هنرمند است بله ولی مرد نیست. حال زن را به هم می زند زن نمی تواند به او تکیه کند. زن هم همینطور است وقتی از آن لطافتش درآمد رفتارهای مردانه کرد رفتارهای خشن گرفت رفتارهای تند گرفت انگار که سبیل و ریش درآورده باشد جذابیت های زنانگی اش را از دست می دهد زن باید لطافت های زنانگی و ناز بودنش را حفظ کند وقتی گردن کلفتی کند تندی و تیزی کند بخواهد سینه به سینه مرد باشد یکسره حرفهای تند و خشن ونیش و غر و نق بزند دیگر آن لطافت زنانگی خراب می شود. بنابراین باید هر دوطرف حرمت خودشان را داشته باشند. حالا نگاه کنید جیغ و داد و فریاد و شیون، این کار خوبی نیست. این زشت است حتی از زنها هم خوب نیست. ولطم الوجه اینکه انسان هی صورتش را بخراشد و یا بزند روی دستش اینها خوب نیست. در روایت داریم از خود امیرالمومنین علیه السلام است: من ضرب بیده علی فیخذه ... اگر کسی موقع مصیبت روی ران خودش پای خودش بزند اجرش از بین رفته و تمام شده. خوب نکند این کار را. آقا قرآن راهش را یاد داده عشق خدا، ایمان می تواند به داد انسان برسد باور آخرت و ابدیت آدم را آرام می کند مصیبت آمد سرت را بینداز پایین و آرام انا لله و انا الیه راجعون. چقدر قشنگ است آدم را آرام و شاد می کند حالا بله مصیبتی است کسی از دنیا رفته انسان گریه می کند در ارتباط با مصائب خودتان است می گوید اگر برای کسی مصیبتی اتفاق افتاد عکس العملت یک جوری باشد که تو احساس کند که تو ناراحتی تو گریه ات را بکن، بگو هیجان نشان بده از خودت که او تسکین پیدا کند و فکر کند که یک غمخوار دارد ولی در مصیبت های خانوادگی و شخصی خودت ضایع نکن خودت را. یک مرد وقتی برای خودش اتفاق می افتد هیچ انگارنه انگار. نه اینکه آی دستم برید شیشه دستم رفت مرد نباید هی نق و غر بزند آه و ناله کند یک سرماه می خورد انگار سرطان گرفته یک تب می کند انگار درد بی درمان گرفته یعنی درد را ده برابر نشان می دهد به زن و بچه اش این قشنگ نیست. ولی اگر خانمت یک موقع دستش برید عکس العمل عاطفی خوب نشان بده. برای بچه ات این را بگو. روحیه بچه را به شرطی که خراب نکنی. بعضی ها بچه مشکلی ندارد ولی این بابا اینقدر جیغ و داد می کند بچه بدتر می ترسد. نه طبیعی باشید. و لطم الوجه والصدر اینکه آدم به سینه اش بزند این خوب نیست. والجز شعر مو بکنی، مو کندن و جیغ داد کردن و من اقام نواحهاگر یک کسی نوحه گری سر بدهد فقد ترک صبر زشت می شود باطنش قشنگ نیست صبر را ترک کرده مثل بیتابی است که الان یک کسی بخواهد آمپول بزند باید صبر کند تا آمپول بزند ولی بعضی ها اینطوری هستند که یک آمپول نمی تواند بزند. حضرت علی علیه السلام میگوید از چیزی می ترسی فورا برو سمتش.

تن بده به آن بیتابی نکن اگر جیغ و نوحه گری سر بدهد صبر را ترک کرده یعنی زیبایی شکل گیری و شدن از بین می رود. باید اجازه بدهی این کار تمام شود. وقتی انسان صبر کرد می بیند که چقدر لذت دارد. بعضی برای یک روزه گرفتن به جزع می افتند نمی تواند یک روزه مستحبی بگیرند بعضی ها حالا واجبش را نم یتوانند بگیرند به خاطری که بیتابند بی خود بیتابند برای روزه گرفتن. اجر را از دست می دهد بی تاب است بخاطر این که نمی تواند اذان بگوید یک اقامه ندارد می گوید ولش کن همین الله اکبر. این بیتاب است حوصله اذان و اقامه خوب را ندارد. بیتاب است نمی تواند بنشیند تعقیبات حضرت زهرا بخواند سجده شکری به جا بیاورد آیه قرآن بخواند بیتاب است. فیلم نگاه می کند پیامک می خواند مناجات بی خود و وقت تلف کن به فضای مجازی دارد ولی حضرت علی که می گوید 50 آیه در روز واجب است که هر مسلمانی بخواند اما برای این سختش است نمی تواند قرآن را باز کند و بخواند 50 آیه بخواند. حوصله ندارد تا می خواهد بنشیند بخواند انگار کسی میخ در قلبش می کند خوب بنشین عجله دارد زودتر از مسجد برود بیرون. در مسجد خوب است زودتر بیایید و دیرتر بروید. ولی بیتاب است ببینید ما چقدر آدم های بیتاب داریم که از بهشت فرار می کنند. می خواهد قرآن بخواند بیتاب است می خواهد دعا بخواند بیتاب است می خواهد حرم برود جزع دارد در وجودش، بیتاب است با خانمش قرار می گذارد می گوید یک ربع دیگر بیرون باش. دیدید بعضی ها اینطوری است نمی رود بنشیند با خانم حرف بزند برای زیارت نامه خواندن بیتاب است نمی رود زیارت نامه بخواند بخصوص آنهایی که می دانند زیارت نامه چی است فوق العاده قشنگ است این زیارتنامه. یک سلوک کامل است نمی تواند بخواند. می خواهد یک دو رکعت نماز مستحبی بخواند بیتاب است. ولی فیلم بگویی صد ساعت می نشیند نگاه می کند حرف های مفت بزند وقت تلف کند در خیابان و ... . بی تاب است نمی تواند به آسمان بی تاب است با خانواده آسمانی اش بی تاب است جزع دارد باطنا نمی تواند ارتباط برقرار کند نماز می خواند هول هولی. به جایی نمی رسد این. نماز جماعت می گویی چرا نمی روی می گوید حاج آقا طولش می دهد مگر چقدر طولش می دهد می شود 5 دقیقه یعنی 5 دقیقه حوصله خدا و آسمان را نداری؟ اصلا ما سر یک چیزهایی ابدیت مان را از دست می دهیم و آخرت مان را خراب می کنیم که بی خود است. گفتم داستان آن سیدی که نمازش را تند تند می خواند. یک سید بزرگواری بود از این مراجعین ما، خیلی آدم زلالی بود خواب های قشنگی می دید می گفت یک 22 بهمن بود سر کار رفتم و راهپیمایی نرفتم گفتم راهپیمایی چیست اضافه کار را بچسبم. گفت عمه ام مادر شهید بود آمد خوابم گفت خیلی اینجا سخت می گیرند برای کسانی که راهپیمایی نمی روند و سخت می گیرند برای چی نرفتی، گفت هیچ چی دیگر رفتیم پول را هم پس دادیم گفتیم غلط کردیم. بعد یک خواب قشنگ دیده بود می گفت خواب دیدم قیامت شد و ما را بردند بهشت، به ما گفتند که شما بهشتی هستید ولی گروه خاصی هستید کسانی هستید که نمازهایتان را تندتند می خواندید گفتیم بالاخره چی می شود. گفت آزادید بروید در بهشت بگردید ولی یک فرشته است مأمور شما هر وقت سوت زد برگردید گفتیم خوب باشه گفت رفتیم یک درخت های صاف مثل ستون گفت رفتیم از این درختها بالا که میوه ها را بخوریم فرشته سوت زد هول هولی آمدیم پایین همین تا نچشیده، بعد یک جایی شراب و نوشیدنی های عالی است همین که شروع کنیم مزه کنیم دیدیم سوت زد دوباره برگشتیم گفت از همه بدتر آن سکانس آخرش بود که حوری بود رفتیم همین که گرم گرفتیم یک دفعه سوت زد خیلی حال ما گرفته شد. نماز تند تند خواندن این طوری است بی رغبتی نسبت به بهشت است نسبت به آخرت است. چطور نماز خواندن و قرآن خواندن و مسجد رفتن است نه اذان می گوید نه اقامه می گوید نه تعقیبات می گوید نه یک تسبیح دارد که راحت بنشیند یک ذکر را راحت بگوید همه اش جزع داریم جزع های باطنی. می خواهد کتاب بخواند می گوید وای من 15 صفحه کتاب بخوانم حالا هزار جور مزخرفات خوانده ولی به مسائل تربیتی تن نمی دهد می خواهد بشنود حوصله ندارد بیتاب است نمی تواند. در مسجد هم که می آید خیلی هم غلبه بر نفس کرده آمده نمازی بخواند حاج آقا حالا می خواهد تفسیری بگوید 5 دقیقه است 10 دقیقه است آدم می خواهد چیزی گیرش بیاید همیشه هول هولی بودن ما چی است جزع و بیتابی یکی از مصادیقش این است که ما حوصله آسمان و خانواده آسمانی مان را نداریم. یکی دوتا روایت هم مانده که تمام کنم این بحث را. از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: صوتان یبغضهم الله دوتا است که خدا بدش می آید از این دو صدا> اعوال عند المصیبته و مزمار عند نعمته اینکه انسان به فغان و شیون هنگام مصیبت بیفتد و هی بیتابی کند و یکی موقعی که وقتی نعمتی به او می رسد آهنگ و شادی و دیدید الان مد شده آهنگ و موسیقی می گذارند و شادی های آنچنانی. قرآن می فرماید لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما ... خوشحالی و شکر خوب است ولی این جور کارها خیلی زشت است که برای یک چیزی این طوری به رقص بیاید و خیلی شنگولی کند. اینقدر این مهم است حالا می فرماید که لیس منا من ضرب الخدود و شق الجیوب این خیلی آبروریزی است پیغمبر به یک کسی بگوید تو از ما نیستی کسی که اهل بیتی است ببین پیغمبر امام صادق علیه السلام چقدر به ما احترام می گذارد طرف آمده خدمت امام صادق صلوات را اینطوری فرستاده اللهم صلی علی محمد و اهل بیته امام صادق می فرماید نه اینطوری صلوات نفرستید گفت پس چی بگویم بگو اللهم صلی علی محمد و آل محمد که شما شیعیان که آل محمد هستید را هم بگیرد. ببین ما را اینقدر افتخار می دهند به ما می گوید شما جز آل محمد هستید اگر کسی جز آل محمد است باید به شأن آل محمد رفتار کند دیگر. شما می گویید زینب کبری را آوردند آن همه بلا سرش آمده می گوید ما رأیت الا جمیلا. ولی اینجا سر لباس و غذا و دنیا و سر این ذلت های دنیایی جمادی گیاهی حیوانی و عقلی سر این جور چیزها هی داد و فریاد و ناراحتی در زندگی راه انداختن ما شبیه حضرت زینب نمی شویم با حضرت زینب محشور نمی شویم شمایک کسی هستی که وقتی زیارت حضرت معصومه می روی وامی ایستی در مقابل حضرت معصومه می گوید عرف الله بیننا و بینکم فی الجنه خانم خدا ما را با شما معرفی کند در بهشت یعنی تو توقعت خیلی بالاست می خواهی هم ردیف حضرت معصومه به هم معرفی شوید یک دفعه می بینی سر یک چیز دنیایی اینقدر بچه گانه و بیتاب و عصبی و پرخاشگر این زشت است برای انسان. آن هم برای یک مرد یا یک انسان بزرگ. بد است برای یک مومن خیلی زشت است اینقدر زشت است که پیغمبر فرمود لیس منا، از ما نیست یعنی پیغمبر بیرونش کرده شخصیت آدم را کوچک می کند آدم حقیر می شود آقا خدا به تو یاد داده انا لله بزرگان اینطوری حرف می زنند آنهایی که از آل پیامبر هستند و با شخصیت هستند و می خواهند با بزرگان و با شخصیت های عالم محشور شوند داد و فریاد راه نمی اندازند هیچ وقت. ابهتی دارد شخصیتی دارد یک وزانت باید داشته باشد مومن. لیس منا من ضرب الخدود بزند در صورتش یا یقه پاره کند این شأن خوبی نیست بیتابی کار زشتی است. باعث می شود انسان بیرون بیندازندش. خانواده آسمانی ما بزرگانی که ما همیشه سر نماز می گوییم صراط الذین انعمت علیهم نبیین صدیقین شهدا و صالحین آدم های بزرگی بودند. این شهدای شما همین همسایه هایتان همین دوستان تان شهدای مدافع حرم را شما ببینید اینها جیغ و داد راه نمی انداختند ده ها عملیات من خودم بودم تیر و ترکش آمده خورده دست رفته پا رفته یک بارندیدیم ما یک رزمنده ای خیلی های تان بودید آنجا دیدید که یک رزمنده ای نبود که داد و فریاد راه بیندازد پا قطع می شد ولی داد و بیتابی نبود. مثل اصحاب عاشورا که لم یجدوا الم الحدید درد احساس نمی کردند چون روحشان بزرگ بود می فهمیدند که در محضر کی این فداکاری را می کنند زشت است برای انسان که پیغمبر بگوید تو از ما نیستی بد است که آدم را بیرون بیندازند از اهل بیت. آخرین روایت را بگویم و بس است از وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام لما سمع بکاء النساء علی قتل الصفین جیغ و داد زنها را شنیدید برای کشته های صفین. در صفین زنها خیلی جیغ و داد می کردند حضرت به مردها گفت که اتغلبکم نسائکم علی ما اسمع زنهایتان غلبه کردند گاهی وقتها جیغ و داد زنها و بچه ها آدم ها را ایمان شان را می گیرد ترس می اندازد در دلشان شجاعت شان را می گیرد شخصیت شان را می گیرد بگذریم که بعضی وقتها در مردها هم اینطوری است. زن قوی است شجاع است زن مردتر از مردش است مردش آدم ضعیفی است و ترس را می اندازد در دل زن و بچه، بیتابی های یک مرد. بی حوصلگی های یک مرد این خوب نیست. می گوید غلبه کرده این چیزی که من دارم می شنوم حضرت علی می فرماید الا تنهونهن علی هذالرنین نمی آیید شما نهی شان کنید که اینقدر «رنه» فریاد نزنند جلوی شان را بگیرید خانم ها را ساکت کنید نهی شان کنید از این که بخواهند سر و صدا راه بیندازند بی طاقتی نشان بدهند.

والحمدلله رب العالمین.