ادامه این عنوان بودیم که باید از سؤال قبر ترسید و روایت ازامام صادق علیه السلام بود.
(سطر اول صفحه 318 تا سطر 12)
واقعش هم ما اگر الان به درون خودمان مراجعه کنیم این را درک می کنیم که معلوم نیست بتوانیم این سؤال را با آرامش جواب بدهیم بدون معطلی و مکث یا نه، و معطلی و مکثی که ملکین را فوق العاده خشمگین و عصبانی می کند. بعضی وقت ها در جلسات امتحان دیدید که وقت کم می یارید نمی توانید بنویسید یا اگر امتحان شفاهی باشد به استاد می گوئید اجازه بده الان می گویم تا می خواهد یادت بیاید هیبت کلاس و استاد و عجول بودن استاد نمی گذارد یادت بیاید و انسان رد می شود.
حدیثی است از امیرالمؤمین علیه السلام فرمودند
کُن مَشغولٌ بِما اَنتَ مَسئولٌ به چیزی مشغول باش که از آن سؤال می شوی و حضرت سجاد علیه السلام هم در دعای مکارم این طور عرض می کند به خداوند که: خدایا مرا به کاری وادار کن که فردا از آن سؤال می کنی.
خیلی خوب است مشغله هایی که ما داریم برایش جواب داشته باشیم و بگوئیم جواب داریم برای نوع مصرفی که داریم می کنیم یا نه مثلاً در اداره به شما مبلغی پول می دهند مثلاً یک میلیون و می گویند در امورات خودتان خرج کنید. قطعاً شما هر خرجی را نمی توانید بکنید چون در آخر سال باید حساب پس بدهید و فاکتور پس بدهید و اگر غیر از کارتون باشد و غیر از خرج باشد از شما نمی پذیرند چون این پول را داده بودند که این نوع مصارف خاص را بکنید.
عمر هم این طور است باید طوری مصرف کرد که بتوان جواب گو باشیم. و اگر انسان برای کارهایش از خودش سؤال کند به حول و قوه الهی می رسد به جایی که کارهایش خودش جواب هستند و دیگر جوابی ندارد که در قیامت بدهد و تمام جواب ها را نفسش داده.
(از اول سطر 13 صفحه 318 تا سطر 22)
یادتان است در دروس معرفت نفس عرض کردم مرحوم علامه در مورد شیطان فرمود که آیا نباید از دشمنی که حتی پس از مرگ هم انسان را رها نخواهد کرد ترسید و درباره اش اطلاعاتی دانست حضرت صادق علیه السلام فرماید اِن کانَ شِیطانُ عَدُواً فَلغَفلَتُ بِماذا، اگر شیطان دشمن است پس غفلت برای چیست.
صحبت امام را دقت کنید فرمود رابطه ما با آمریکا رابطه گرگ و میش است بعد یک جا می فرماید آمریکا تروریسم بالذات است یعنی سیستم فکری آن ها و نوع مکتبی که به آن اعتقاد دارند ساختارشان تروریسمی است. نمی توانند ترور نکنند یعنی فکر این که یک زمانی آمریکا آدم شود یک فکر پوچی است.
شیطان هم همین طور هست هیچ وقت با انسان کنار نمی آید یکی از اولیای خدا در مکاشفه ای که برایش پیش آمده بود می فرمود من خودم را دیدم در حالت پیری روی یک قلّه و شیطان را هم دیدم بعد دستم را بردم به ریشم و گفتم که دیگر دور ما را خط بکش و شیطان گفت که مواظب باش غفلت کنی جایت ته آن دره است. به هر حال این طوری است محال است که یک زمانی خیرخواهی ما را بکند.
(از سطر 22 صفحه 318 تا سطر 26)
خداوند فطرت همه را یک جور آفریده و بالاخره یک زمانی فعال می شود فطرت آن ها امّا واقعاً هم نمی توانند جواب های درستی پیدا کنند برای سؤال های خودشان. چقدر از همین که قانونی که ما آن ها را فاسق می بینیم ریش تراش و انگشتر طلا به دست و خانم های بدحجاب درون آن ها یکدفعه فعال می شود و گرایش پیدا می کنند به معنویت امّا جواب کجاست؟ شیطان آن ها را می کشاند به تصوف به خانقاه و مکاتب هندی و جاهای دیگر و بالاخره بازی هائی که الان هست و بعضی ها این طوری خودشان را ارضاء می کنند.
و ما چقدر باید سپاسگذار باشیم که در این وانفسای روزگار توی این اوضاع خراب که هر کسی به هر کسی هست یک دفعه دست ما به مسجد و تشیع و روحانیت شیعه به دامان امام خمینی سلام الله تعالی رسید والا ما هیچ امتیازی نسبت به آن هائی که از این نعمات بی بهره هستند نداریم.
خداوند رحمت کند والدین ما و علما و بزرگان را که مقدمات این موضوع را فراهم کردند و به خداوند کریم عرض می کنیم که خدایا تو کریم تر از آن هستی که کسی را که خودت تربیت کردی ضایع کنی.
در مناجات شعبانیه می خوانیم که خدایا تو اگر می خواستی من مفتضح بشوم و رسوا بشوم من را توان نمی دادی و هدایت نمی کردی و خدایا تو که اول را این همه نعمت دادی تا آخرش هم همین طور کن و در دعای ماه رجب می خوانیم ای که عطا می کنی به کسی که از تو چیزی می خواهد و به کسی که سؤال نمی کند و تو را نمی شناسد باز هم عطا خواهی کرد.
ای خدائی که ما را از اوّل تا این جا ما را هدایت کردی بدون این که ما بخواهیم هدایت خود را در ادامه هم از ما دریغ مکن. در دعای یکی از روزهای هفته می گوئیم خدایا به من احسان کن و من را هدایت کن همین طور بقیه عمر را هم مثل گذشته هدایت کن ما را و پناه می بریم به کرامت تو که ما را که تا به این جا آوردی ضایع بشویم و به دست دشمنان تو سپرده بشویم.
و دعای خوبی است که قدیمی ها می کنند و می گویند که الهی دشمن شاد نشی و حضرت سجاد می فرمایند خدایا اگر من به بهشت بروم پیغمبر تو خوشحال می شود ولی اگر گمراه بشوم دشمن تو خوشحال می شود و می دانم که شادی پیامبرت را ترجیح می دهی به شادی دشمنانت.
و اگر از صمیم قلب و از ته دل این مناجات را یک بار فقط با خداوند تبارک و تعالی داشته باشیم محال است که او ما را از درگاه خود مأیوس کند و ما را رها کند.
(آخرین سطر صفحه 318 تا سطر 5 صفحه 319)
در واقع می خواهد بفرماید که این همه بی جوابی هائی که دادیم به این فعالیت فوق عقلمان و سرّمان که عاشق خدا بوده و خدا را از ما می خواست و ما خفه اش کردیم و به انسان های دیگر خواستیم ارضاءش کنیم همه این ها آن جا متمثل می شود و اگر قدرت و کثرت کار شیطان را خواسته باشد انسان ببیند و چه حجم عظیمی از انسان ها به هر حال طالب معنویت هستند و متدینین در مقابل بقیه افراد دنیا مثل یک اقیانوس در مقابل چند تا قطره است تمام جمعیت 5 میلیاردی دنیا یک جوری می خواهند معنویت داشته باشند و خودشان را ارضاء کنند امّا شیطان چه کارها که نمی کند و پیامبر صل الله علیه فرمود به امیرالمؤمنین علیه السلام که یا علی امت من بعد از من به هفتاد و سه فرقه تقسیم می شوند و هفتاد و دو فرقه آن باطل است و فقط تو و شیعیان تو بر حق هستید آن قدر شیطان قوی کار کرده است که بعد از پیامبر جز سه نفر همه مرتد شدند و جواب های درست را گرفته و جواب های دیگری را به آن ها داده است.
(از سطر 4 تا سطر 6 صفحه 319)
و نمی شود که انسان این جا به دام نیفتد و آن جا به دام بیفتد اگر می خواهیم بدانیم آن جا به دام می افتیم یا نه این جا وضعیت خودمان را نگاه کنیم و ناامید هم نباید بشویم و ناامیدی کفر است و باید بدانیم ان کن کان شیطان ضعیفا ما الحمدالله منابع پرقدرت و پرکششی داریم که هر وقت شیطان به ما نزدیک می شود او را طرد کردیم. البته شیطان این همه قوای شیعه و جوانان حزب الله را می بینید و ناراحت است ازاین وضعیت اما کاری هم نمی تواند بکند. اگر می توانست این ها را زمین نمی زد؟ شیطان به کمتر از کفر راضی نیست و تا این جا به لطف خدا از دست او در رفتیم وبه حول و قوه ی الهی قدرت زیاد داشتیم.
(اول سطر 7 صفحه 319 تا سطر 4 صفحه 320)
هم در حالت دنیا تثبیت می کند و هم در آخرت اصلاً معنا ندارد که خداوند در عالم آخرت تثبیت کند بدون این که تثبیتی در دنیا کرده باشد. آن کسی که از تثبیت الهی درآخرت بهره مند می شود حتماً کسی بوده که از تثبیت الهی در دنیا بهره مند بوده. خوش به حال کسی که وقتی او را آن جا می برند اصلاً بگردد به دنبال موالی خودش و انتظار ملاقات آن ها را داشته باشد و نه جزء آن. و الان به دل خود مراجعه کنیم به ما می گویند آقا شما می خواهید بمیرید آیا انتظاری جز دین آن ها داریم و چشم ما به جمال ائمه روشن بشود.
(از سطر 9 صفحه 320 تا سطر 18)
در قرآن می فرماید که هر کسی اعراض کند از من شیطانی را با او قرین می کنیم. آن جا که در قبرشیطان قرین انسان می شود یعنی همین جا با او قرین بوده است.
(از سطر 19 صفحه 320 تا سطر 3 صفحه 321)
یعنی ما باید مسائل معنوی و قرآنی قبر را در نظر بگیریم و به این روایت که گفته بخواب خوابیدنی که ناراحتی نداشته باشد اکتفا نکنیم و فرض کنیم که عالم برزخ همان عالم خواب است.
در تفسیر و توجیه روایات اسلامی داریم که یک روایت را که می بینیم نباید بگوئیم که این کل حقیقت مربوط به آن موضوع را بیان کرده نه یک شأنی از آن موضوع را بیان کرده ولی آیا شئون دیگری دارد یا نه بحث دیگری است. مثل این که بخواهد نفس را توضیح بدهد بگوید نفس موجودی که قادر است خیال کند و تمثل داشته باشد و این یک قسمت ازنفس است یعنی تعریف شیئی به جزء اما تعریف شیئی به کل بحث دیگری است که باید از مجموع تحقیقات و روایات استفاده کنیم.
ازسطر 4 تا سطر 24 صفحه 321
مضافاً درباره نظام برزخی گفتیم که عالم برزخ باطن این عالم است و عالم برزخ علت عالم ماده است. عالم برزخ از اقوای این عالم است و بسیار قوی تر است و عالمی بزرگ تر و نظام بسیار پیچیده تر و وسیع تر.
شما در یک نظام مادی چه حالتی داشتید می شود گفت نظام با آن بزرگی و عظمت و با آن قدرت باشد و برویم و آن جا بگیریم و بخوابیم.
سطر 25 صفحه 321 تا سطر 9 صفحه 323
البته نکته امام که نویسنده محترم فرمودند که متنبه نمی شود از آن تا روز قیامت احتمالاً به حالت دیگری در روز قیامت قابل برگشت است و آن این است که ما با ماده بدنمان ارتباطمان قطع است تا روز قیامت. چون در روز قیامت با بدن خودمان محشور می شویم. می فرماید شما در حالت خواب با بدنتان قطع ارتباط می کنید ولی موقت است امّا در موقع مرگ قطع ارتباط می شود و دیگر هیچ تنبه و آگاهی نسبت به این ندارید تا روز قیامت.
از سطر 10 صفحه 323 تا سطر 17
یک بحثی را قبلاً داشتیم که کسی که می خواهد مطالعه روی معاد و برزخ داشته باشد باید این توان را داشته باشد که بتواند خصوصیات مادی را از کلمات که در مورد معاد و قیامت و برزخ آمده تجربه بکند. چون آن ها با بیانی گفتند که با این فکرمان بتوانیم درک کنیم ولی این که حقیقت قضیه این است یا نه قطعاً ما می دانیم عالم برزخ عالمی است که این اعتباریات مادی هیچ ارزشی در آن جا ندارد و محدودیت های مادی. عالم قیامت خیلی وسیع تر از آن است خداوند هم با این که ده ها آیه آورده در توصیف قیامت و برزخ آخرش فرموده است کسی نمی فهمد چه است آن جا.
کار فلسفی کردن خیلی خوب است و کمک می کند به ذهن که این قدرت را پیدا کند و بتواند یواش یواش انس بگیرد با مسائل غیر مادی و تجرید بکن الفاظ را ازمعانی مادّیشان و به معنای آن ها زیاد توجه بکند.
اگر نتواند این کار را بکند خیلی به اشتباه می افتد. الان در مکاتبی داریم در مذاهب اسلامی که این ها به آن می گویند مجسمه و برای خدا این ها جسم قائل هستند و این که قرآن می گویند ید الله یعنی خداوند دست دراد و انا الله علی العرش استوی یعنی واقعاً یک کرسی و عرشی است و خداوند آن جا نشسته و این ها به این چیزها قائل هستند. و تا این جا احتمال انحراف وجود دارد که اگر نتواند انسان این کار را انجام بدهد.
(از سطر 18 صفحه 323 تا سطر 25 صفحه 324
البته ما هم در محاورات روزمره تعابیری داریم و وقتی این تعابیر را می گوئیم معلوم است ما آن قصد را نداریم مثلاً به دخترکوچولو می گوئیم عروس خانوم وقتی می گوئیم عروس خانم نه به این معناست که در مورد یک عروس در نظر گرفتیم یک وجه آن را گفتیم مثلاً کوچکی و لطیف بودنش و ظریف بودنش و یا خیلی از تعبیرات و اصطلاحات و استعارات دیگری که به کار می بریم از این جهت یک مشابهت را در نظر گرفتیم و استخدام کردیم.
والحمدالله رب العالمین