جلسه 072 - معاد
شماره جلسه
72
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1374
ماه
9
روز
5
متن کامل (خام) ‌ جلسه 072 - معاد

ظهور برزخی ولایت اهل بیت عصمت و طهارت

جلسه گذشته مطالبی درباره ولایت عرض کردیم این جلسه درس را می خوانیم اگر احتیاج بیشتری بود توضیح عرض خواهیم کرد.

(از سطر 18 صفحه 307 تا سطر 22)

قطعاً این طوری است برای ماها که ممکن الخطا هستیم و به هر حال معصوم نیستیم این آلودگی ها هست با توجه به هوای نفسمان و حالت هایی که داریم و کیدها و مکرها شیطان به هر حال ما نقص هایی را در این زمینه خواهیم داشت. برای همین عرض کردیم فشار قبر تا حدودی عمومی است.

(از سطر 22 تا سطر 4 از صفحه 308).

دو نکته را فرموده یکی اعمال یکی عبادات بعد حضور قلبی به عبادات برمی گردد انقطاع الی الله هم به عبادات و هم به اعمال برمی گردد یعنی چه دو تا قید بالاآوردن و دو تا قید بعد از آن فرمودند اعمال و عبادات ما در صورتی که مؤفق به آن ها هم باشیم به جهت تعلقات زیاد و اسارت ها و پراکندگی هایی که در مقام عبودیت داریم چندان انطباقی از نظر حضور قلبی و انقطاع الی الله با عقاید ما ندارد. در عبادات شرطش حضور قلب است لا صلوة الا بحضورا القلب یعنی از نماز شما همان مقدار که متوجه بودید چه می گفتید قبول است بقیه آن قبول نیست این وضعیتی است که در روایات آمده و امام سلام الله علیه هم در تحریر الوسیله خود آوردند این را که حضور قلب لازم است. شرط درستی نماز طبق احکام رساله که باید انجام بدهیم و این نماز درست است امّا این نماز درست آیا قبول می شود یا نه می فرماید همان مقدار که حضور قلب دارید. اگر این مسئله را توجه داشته باشیم و بدانیم نماز چه جایگاهی مهم دارد و به عنوان ستون همه کارهای ما و دین ما اگر این را دقت کنیم یک وقت جدی می گذاریم برای این که اسباب و وسایلی را فراهم کنیم که بتوانیم یک مقدار در عباداتمان حضور قلب داشته باشیم. هم از وسایل معنوی و هم از وسایل مادی از وسایل مادی این است که انسان از نظر بدنی مثلاً طوری خود را آماده کند که بدنش او را متوجه خودش نکند مثلاً اگر خیلی گرسنه است نماز نخواند. اگر خواب آلود است یک مقداری استراحت کند. به هر حال از نظر بدنی به خودش برسد و لباسش را تمیز کند و مکان خوبی انتخاب کند و حتی الامکان و اگر نماز جماعت است که اولویت با نماز جماعت است حتی اگر نماز فرادی حضور قلب بیشتری داشته باشد انسان. موقعی که تنها هست باید این شرایط را برای خودش فراهم کند.

و شرایط معنوی این که ما وقت بگذاریم برای درک بیشتر مفهوم نماز بسم الله یعنی چه الحمدالله رب العالمین یعنی چه؟ نماز اصلاً معنی اش چه است؟ حالت رکوع یعنی چه؟ سجده یعنی چه تشهد و قنوت چیست؟ معنای تسبیحات اربعه چیست توجه به این ها باعث می شود که قدرت حضور قلب و توجه به آن چه می گوید پیدا کند. و من اگر وقت برای این مسئله نگذاشته باشم. تفریح و استراحت و تلویزیون و گردش ما به جای خودش ولی اگر برای جدی ترین مسائل وقت نگذاشته باشیم. بدیهی است که به قول نویسنده محترم خود این ها اسارت و پراکندگی ایجاد می کنند و هم این که ما محتوا نداریم در نماز و این که بفهمیم چه می گوئیم ما باید کمک بگیریم از این وسایل مادی و معنوی و به نماز خود یک روح بدهیم. حتی با نمازهای مستحبی که داریم اگر انسان در نماز مستحبی حواسش جمع باشد جبران کم گذاشتن در نماز واجب را می کند. اگر در تعقیبات درستی انجام بدهی و با حضور قلب و یا کارهای دیگر بعد از نماز و یا آن مقدار که می نشینی بعد از نماز او هم جزو نماز محسوب می شود این به لطف پروردگار مهربان است. ولی به هر حال از ما حضور می خواهند و باید سابقه حضور داشته باشیم چون عبادت و این که تنهی عن الفحشاء و المنکر هست و قربان کل تقی و قربان کل مؤمن است صورتش که نهی نمی کند هر چند صورتش هم یک مقدار نهی می کند ولی آن باطن نماز است که می تواند نهی کند و این که من انس به مبدأ متعال پیدا کنم و انس به ماورای طبیعه پیدا کنم دنیا ارزشش برای من کم بشود و کمرنگ بشود برای من. امّا اگر محتوا نداشته باشد عبادت هایم این فایده ای ندارد. این که فرمود چه بسیار عبادت کننده ای که دین ندارد برای همین هست که این ها عبادت زیاد می کنند امّا هیچ یک از عبادت هایشان محتوا ندارد. نماز اگر ذاتاً با محتوا انجام بشود اثر خودش را می گذارد یا روزه همین طور پس این که عبادت کننده دین ندارد به خاطر این است که عبادت را بدون محتوا انجام می دهد. انقطاع الی الله هم که باید ما قطع بکنیم ذهنمان و خیالمان را از همه چیز تا بتوانیم این مرغ فکر و خیال ما به سمت حق تعالی متوجه باشد. در سایر عبادات هم و اعمال هم ما به انقطاع نیاز داریم یعنی عمل را خالص برای خدا انجام بدهیم فرمود از اعمال آن مقداری که برای خدا هست قبول است.

(از سطر 4 تا سطر 6 صفحه 308)

یعنی ما یک حرفی می زنیم و اعتقاداتی داریم و این اعتقادات را بیان می کنیم. بعد می گوییم ما فرشته همراه خود داریم، در محضر خدا هستیم، در محضر امام زمان هستیم چه و چه و چه ... در موقع انجام عمل می بینیم با آن محتوائی که ترسیم کردیم اصلاً جور درنمی اید شما دقت کنید فرمودند این طور نماز بخوانید که در موقع نماز خداوند بالای سر شما است و در روبه روی شما معصومین قرار گرفته اند و جهنم زیر پای شما است و بهشت روبروی شما است اگر پرده کنار برود ما با حضور نماز می خوانیم اگر ما با یک نفر حرف می زنیم حضور داریم امّا وقتی می خواهیم نماز بخوانیم می بینیم که با آن حقیقتی که هست خیلی فاصله داریم از نظر عمل و عبادت خیلی دور هستیم و ما در آن قرار گرفتیم و حواسمان جای دیگری است و اگر خداوند سبحان عبادت های ما را ببخشد و این توهین هائی که با نماز خواندن به محضر حق تعالی می کنیم ببخشد و ما هم احتیاج داریم گناهانمان را ببخشد و هم عباداتمان را. و ما جائی برای غرور داریم یا نه و اساساً به چه چیزمان مغرور هستیم و اصلاً جائی برای این که خودمان را برتر و پاک تر و مقدس تر بدانیم وجود دارد یا نه با این وضعیت.

(از وسط سطر 7 صفحه 308 تا سطر 15)

می گوید وقتی شما می گوئید الله اکبر و دست ها را تا بالای گوش بالا می برید این به معنای این هست که اغیار را به پشت می اندازید و چیزی در مقابل شما جز یار نیست و اکبر که می گوئید که به هر حال همه بزرگی و الویت و الویت را به خداوند تبارک و تعالی می دهید.

(از سطر 15 تا سطر 28 صفحه 308)

یکی از چیزهائی که کمک می کند به ما در دعاهایمان، آن همین بدبختی و مسکین بودن خودما است که باید به آن توجه داشته باشیم. یعنی ضعفی که ما داریم در انجام عبادت هایمان و این یک بیچارگی هست و یک فلک زدگی و فقر، گاهی وقت ها به خاطر همین فقر و بدبختی اش گریه اش می گیرد. یعنی همین که این قدر عاجز است. من شب ها که نماز یا قرآن خواندن قیام می کنم این را از خداوند متعال می خواهم که خداوندا عبادات و نمازهای ما بیچاره ها را هم بپذیر ما فقیر هستیم و ضعیف هستیم و چیزی نیستیم که بخواهیم عبادتی که به هر حال عبادت محسوب بشود انجام بدهیم ما ادای نماز خوان ها را انجام می دهیم. بچه ای هستیم که می خواهیم ادای بزرگ تر ها را در بیاوریم. و ما بیچاره های فقیر که حتی عرضه عبادت را هم نداریم، راهمان داری ضعفی داریم در توصیه های جهنمی ها خداوند تبارک و تعالی می فرماید که یوم یدعون الی السجود روزی که دعوت به سجده می شوند و نمی توانند سجده کنند. عجیب هست که در شب دعوت به عبادت می شویم و نمی توانیم بلند شویم حتی ممکن است دست بلند شویم و نتوانیم عبادت کنیم. گاهی وقت ها باید انسان به خاطر این بدبختی های خودش گریه کند که چرا این طو هستیم. دیگران چقدر ثروتمند هستند که اعمال رجب را انجام می دهند ما هم می خواهیم انجام بدهیم ولی نمی توانیم.

(از سطر 29 صفحه 308 تا سطر 11 صفحه 309)

آیه شریفه است که در غدیر خم بعد از این که نبی اکرم صل الله مسئله جانشینی امیرالمؤمنین علیه السلام را مطرح کردند این آیه نازل شد که امروز دین شما را برای شما کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم می فرماید این اکمال دین و اتمام نعمت به وسیله ولایت است همان طور که در دین اتمام نعمت به وسیله ولایت است. در دین شخص هم اتمام نعمت ولایت است کسی که ولایت ندارد دینش کامل نیست در برزخ هم آن چه که به داد ما می رسد آن عامل تمام کننده همه چیزها و عامل تمام کننده همه نعمت ها است و آن ولایت هست.

(از سطر 11 صفحه 309 تا سطر 15)

یکی از این هیئتی ها را خواب دیدم به او گفتم فلانی فشار قبر هم داشتی از این هیئتی های خوب بود که همیشه منزلش جلسه و هیئت بود گفت تازه فشار قبر شروع شده بود که سیدالشهداء علیه السلام به دادم رسید و نجاتم داد.

(از سطر 4 صفحه 310 تا سطر 22)

این که کافر را این گونه معرفی کرد از دو جهت است و قابل بررسی است یکی این که ولایت ندارند و بحثی از ولایت نیست لذا اگر این بدون ولایت باشد کامل و تمام نیست. یعنی دینداری بدون ولایت.

این که حضرت امام در اوّل وصیت نامه نوشتند علمای سنت احادیثی که راجع به ثقلین و تشیع است نفی می کنند در قیامت باید جواب بدهند واقعاً همین طور است. و یکی این که دین را سرسری نباید گرفت مردم می گفتند من هم گفتم درست نیست و دین سرسری به درد نمی خورد و تقلید از روی اعتقادات نیست و از باور جدی روح نیست و اتحادی با روح برقرار نکرده است. و در کشور خودمان می بینیم که خیلی از جوانان تشیع را اسمی قبول کردند وقتی می پرسی مذهبت چیه می گوید تشیع امّا این با خودش یکی نشده است و اگر مسیحیت هم رویش کار شود بعید نیست بپذیرد بعید نیست سنی بشود و راجع به تشیع این ها قلبشان را یکی نکردند و اتحاد برقرار نساختند می گویند می گفتند ما هم می گوئیم.

صرفاً به صورت دین آبا و اجدادی قبولش کردند مثل یک آداب و رسوم قومی که مثلاً ما رسممان این است که در ازدواج فلان کار را بکنیم. دین را یک رسم این چنینی قبول کردند به عنوان یک برنامه زندگی که انسان موظف اجرای برنامه های آن است و موظف پذیرش آن است و اعتقاد به آن واجب است برای انسان. و اگر جا نیفتد برای انسان از انسانیت ساقط است نه به این صورت قبول ندارند.

(از سطر 23 صفحه 310 تا سطر 7 صفحه 312)

یعنی وضع خودش را می داند که چقدر خوب شده حالا کامل ترها را می خواهد و خالص تر ها را که در قیامت است می خواهد امّا کافرند، کافر تا می بیند یک همچون عذابی است می گوید خدایا آن دیگری را دیگر نیاور یعنی جهنم اصلی و کبری را نیاور و به تأخیر بیندازد.

والحمدالله رب العالمین.