از این جلسه بحث معاد انسان را آغاز خواهیم کرد نویسنده محترم این بحث را از قبل ذکر فرموده اند و یک نکته ای را هم که نکته جدیدی است قبل از شروع حرکت روح و جسم انسان به عنوان تذکر فرموده اند اما قسمتی که جنبه تذکر دارد این است که عرض شد همه موجودات بدون استثنا ء بر اساس اصل بقا موجودی فانی می شود و به وادی عدم نخواهد رفت و نابود هرگز نخواهد شد .
باقی می ماند و حرکت می کند به سمت مبدأ متعال و بعد از این که حرکت به پایان رسید در قیامت که روز پایان حرکتها است موجودات جنبه رسم الخلقی خود را از دست داده و باقی به جنبه وجه الربی خواهند بود تذکری که ایشان می دهند در پاورقی جدید هم هست این است که به اصطلاح وقتی که می گوئیم حرکتها در قیامت به پایان می رسد و این به این معناست که مطلق حرکتها به پایان می رسد .
وحرکت دیگری در قیامت نیست و نخواهد بود بلکه ذکر می کنند که بعد از این که موجودات در بهشت و جهنم تقسیم شدند به موجودات بهشت و جهنمی حرکتها یی هم در آنجا آغاز خواهند شد و فرض بفرمائید در بهشت سیری خواهد بود که به معنای حرکت به این معنایی که در دنیا داریم نیست و همچنین در جهنم هم همین طور حرکتی خواهیم داشت . این بعنوان مقدمه بحثی را که شروع کرده اند حرکت روح و جسم انسان است که این بحث به دقت زیادی نیاز دارد هم جنبه حرکت روح را دارد هم جنبه حرکت جسم اولاً حرکت جسم را می گوئیم .
انسان که مرکب از جسم و روح است و جسم و روح بر اساس اتحادی که بین آنهاست مرتبط به یکدیگرند در زندگی دنیوی خود در مسیر انتخابی خویش پیش می روند و به جایی می رسد که تحول دیگری را که یکی از سرفصل های موجود در حرکت اوست آغاز می کند در این تحول که جسم و روح هر دو با هم شروع می کنند به ظاهر افتراق و جدایی بین جسم و روح پیش می آید و تعلق روح به بدن به نحوی که بود از بین می رود. روح با قبل و اخذ الهی به توسط ملک یا ملک ها مقبوض ودر نظام دیگری که نظام مخصوص به روح است و نظام ارواح است وارد می گردد و در آن نظام واقع بوده و بر اساس مسیر انتخابی خود دردنیا و بر طبق موجودیت که در زندگی دنیوی انتخاب نموده است به سیر و حرکت خود در عالم ارواح ادامه می دهد. بحثی که حالا ایشان دارند من دوتا پاورقی را بخوانم: یکی درباره این که انسان مرکب از جسم و روح است، فرمودند که مرکب بودن انسان از جسم و روح و وجود روح مجرد در انسان و خلاصه نشدن انسان در ترکیب مادی و بافت فیزیکی آن در مباحث آینده بحث و بررسی گردیده است. یکی این که هم گفتیم که تحول جسم و روح با هم شروع می شود ایشان می فرماید که به کار بردن کلمه تحول در خصوص روح با توجه به این که روح موجود مجرد و غیر مادی است با به کار بردن این کلمه در جسم و در حقایق مادی فرق می کند و در هر دو مفاهیم متناسب با آن مورد را دارد. مثلا در روح ما تحول فیزیکی نداریم. در روح تحول مکانی نداریم ، اما در جسم تحولات فیزیکی داریم ، تحولات مکانی داریم.
تحول جسم و هر موجود مادی دیگر مفهوم خاص دارد و تحول روح هم مفهوم دیگری است. حالا در آینده هم فرمودند که بحث خواهد شد.
نکته ای که ایشان می فرمایند این است که ما نقطه آغاز ارتباط جسم و روح حالا در رحم صورت می گیرد دیگر جسم و روح با هم پیوند برقرار می کنند حالا دقیق هم نمی شود گفت که در رحم ما واقعاً این پیوند در رحم است ، اما ساختار این دوتا نمی شود یک زمان مشخصی برایش پیدا کرد واقعاً به خاطر این که مادر رحم یک مسئله داریم بنام وراثت و وراثت خصوصیات روحی افراد و جسمی افراد در رحم در موقع آمیزش منتقل می شود در واقع یک فرد شاید بشود گفت که زمانی که دارد جوان است مجرد است هنوز تصمیم به ازدواج نگرفته با نوع تربیتی که دارد می شودتکلیف بچه اش هم دارد رقم می خورد ،خود بخود از الان ،خصوصیات اخلاقی که دارد خصوصیات جسمانی که دارد چون اینها منتقل می شود دیگر در وراثت به رحم زن منتقل می شود روی این حساب ، درست است ما یک سلسله مراقبات در روایات داریم و بزرگان هم می گویند که مثلاً شما برای بهبود وضع جسمی و روحی بچه مراعات بکنید ،اما یک تعدادش ، مقداری از این خصوصیات از قبل شکل گرفته در روحیه افراد .
روحیه پسر ،روحیه دختر ، قبل از ازدواج این ها این روحیه ها در موقع آمیزش تاثیر گذار است ، شکل دهنده است در هر حال یک پیوندی در یک لحظه می خورند با هم اینها حالا در رحم پیوندی که می خورند با خصوصیاتی که باز از قبل مشخص شده دقت بفرمائید این دو پیوند می خورند با هم بعد متولد می شوند بعد ادامه حیات می دهند و یا خواهند داد و بعد جدا می شوند از هم بطور موقت .
بدن یک سیر دارد وقتی که جدا می شود از روح ، روح هم یک سیر دارد ولی در نهایت در روز قیامت این دو باز هم خواهند پیوست ،بدن هر شخصی با روح همان شخص با هم می پیوندند . بحثی که نویسنده محترم دارد این است که در بدن سنخیتی متناسب با روح باقی می ماند اثراتی از روح در خود این بدن باقی می ماند که در قیامت جفت خودش را خوب می کند و می گیرد .
روح بدن مطلوب خودش را می گیرد و بدن هم روح مخصوص خودش را می گیرد این یک نکته یک تحولات هم در بدن هست که می رسیم و توضیح خواهیم داد و همچنین جسم و یا بدن ،این تحولات روح که معلوم شد چه می شود ، جدا می شود در عالم ارواح سیر و طیر خواهد کرد تا قیامت که دوباره با بدن مادی تعلق می گیرد که وارد بهشت یا جهنم خواهد شد .
پرسش : نه حالا که می گوئیم معنا برایاین که طلب هست در ایشان . بله واقعاً در بطن و ذات خودشان این طلب نسبت به همدیگر وجود دارد .
وهمچنین جسم و یا بدن هم در نظام مادی مادی باقی بوده و در شرایط دیگر و مسیر جدیدی وارد شده و تحول و تبدل پیدا کرده و مثلاً مبدل به خاک می شود نه معدوم و این تحول و تبدل به خاک یکی از تحولاتی است که جسم و بدن در پیش دارد. و غیر از این تحولات و تبدلات دیگری هم خواهد داشت که به خواست خدای متعال در وقت خود توضیح بیشتری داده می شود. آنچه در اینجا به صورت خلاصه می توان گفت این است که جسم و بدن بعد از این که مبدل به خاک شد تحولاتی را به دنبال خواهد داشت. که در اثر آن تحولات باز به صورت بدن وجسم برای روح در خواهد آمد آن هم جسم و بدن کامل. به نحوی که به تناسب با نظام های دیگر و عوالم بالاتر هستی داشته باشد و جسم یا بدنی باشد که با آن عوالم نظام ها و با احکام و آثار آنها بسازد و خلاصه این که از سنخ آن عالم و موجودات آن عوالم باشد. توضیحی هم که در زیر داده من بعداً عرض می کنم خدمت تان.
بحثی است این جا در این قسمت که تحولات بدن صورت می گیرد اینست که بدن بعد از این که جدا می شود ارز روح تحولاتی رادر چرخه طبیعت طی می کند و می رود . دو نکته اینجا هست یکی بحث شبهه آکل و ماکول است و این که این بدن که باصطلاح خاک می شود جذب می شود بعد بصورت گیاه تبدیل به گیاه می شود بعد ممکن است جذب بدن حیوانات دیگر بشود بعد آن حیوانات غذای انسان بشوند این بدن غذای بدن انسان دیگری بشود.
بهر حال این بدن ممکن است بدن غذای بدن انسان دیگر ی بشود ، بهر حال این بدن ممکن است بدن چند نفر دیگر هم بشود ای ماده ممکن است وارد بدن چند نفر بشود در طی بحثهائی که داریم در بحث شبهه آکل و ماکول را نداریم که بخواهیم مطرح کنیم و اگر دوستان شبههای چیزی برایشان هست می دهم به کتابهای دیگر آنجا مطالعه کنند و البته در خواهران تحقیق داریم در خواهران یکی از خواهران مسئول تحقیق شده که یک بحث مفید و مختصر ضمناً جامع در مورد بحث شبهه آکل و ماکول بکنند ، از منابعی هم که به ایشان معرفی کرده ایم قرار شد یک همچین کاری کنند که سایر اعضا اگر شبه های دارند در قضیه آکل و ماکول ، آنجا آن شبهه برطرف شود .
ما اجالتاً این جا بحثی از شبهه آکل و ماکول نخواهیم کرد ،حالا بعد مگر این که از جزوه ایشان را پخش کنیم و در باره محتوی جزوه بحثی کردیم . اما این مطلب به جای خودش جواب داده شده و ما الان از سیرطبیعی کتاب خارج نمی شویم اگر کسی سئوال دارد در این زمینه به اندازه کافی در کتابها جواب داده شده در همین کتاب اصول عقایدی که هست از کتاب اصول و عقاید آقای قرائتی شهید دستغیب ، آقای ری شهری ،آقای گرما رودی آقای لاری کتابهایی که در دسترس زیاد است و این شبهه از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته نیازی نیست که ما وقتمان را بگذاریم بر روی این .
دوستان اگر شبه های دارند اشکالی دارند ، مراجعه کنند به آن شاید هم کسی نداشته باشد این یک نکته ، نکته بعد در مورد تحول بدن اینست که بدن سیر ی که می کند بعد از جدایی از روح این بدن اشتباهی که خیلی ها می کنند این اشتباه کمک می کند به آن قضیه شبهه آکل و ماکول شان و یک مقدار هم شبهه را برایشان محکم می کند .
این است که فکر می کنید این بدن مادی با همین عناصری که الان هست و با همین ماده می خواهد بعداً ملحق به بدن بشود و بعد بیاید برود به بهشت در حالیکه عالم بهشت ، عالمی است که فوق العاده لطیف است و بدن مادی می خواهد اما نه ماده ای که با این ماده الان دقیقاً تطبیق دارد .
معاد داریم ،معاد جسمانی هم داریم اما جسم که در آنجا هست با جسمی که در این جا هست ، زمین تا آسمان فرق دارد . یعنی آن بدن ، بدنی است که احکام بهشت را می تواند تحمل کند ،احکام جهنم را می تواند تحمل کند متناسب با احکام آنجاست باید دقت کنیم که فکر کنیم که باید حالا بگوئیم که این بدن آنجا چه می شود که مثلاً تا این بدن که ما الان ماده ای که ما الان می بینیمش و با آن سرو کار داریم ،ما دربحث معاد بحث گذشته عرض کردیم که همه چیز جنبه وصف الخلقی خود را ازدست می دهند و همه چیز رو به تکامل و تحول است .
نمی شود کل ایست ،و کل طبیعت موجود است تحول پیدا می کند اما جسم و بدن جسمانی اش تحول پیدا نکنند . ما داریم می گوئیم در قیامت یوم تبدل الارض غیر الارض غیر از این زمینی است آن زمینی که آنجاست فقط آن بدن هم یوم تبدل جسم عیر الجسم " یوم تبدل الشجر غیر الشجر " و چیز های دیگر و اصلاً کل نمی شود که زمین بشود یک زمین دیگر بعد اجزا که در زمین است همان حالت قبلی خودش را حفظ کنند و نگه دارند این قطعاً شدنی نیست ، به هر حال باید توجه کنید بدنی که در بهشت هست و در قیامت هست غیر از بدن هست و مادی هم هست اما شرایطی که برآن حاکم هست آنجا غیر از شرایط این جا است .به هر حال زمین و همه چیز تحول پیدا خواهد کرد و به نحو دیگر و صورت دیگری خواهدشد این نکته خیلی اهمیت دارد که مد نظر باشد ما اشتباه نکنیم چون اگر این مسئله را درست فهمیدیم در بحث شبهه آکل و ماکول را هم متوجه می شویم که انتظار نداشته باشیم آنجا که خیلی شبهه آکل و مأکول پیش می آید و این بدن به چند بدن تقسیم می شود و ماده کم می آورد و حالا چکار کند خدا .
و مثلاً حالا این ماده کم آورده چطور جبران کند و بحثهایی از این قبیل پیش می آید دیگر حل است دیگر اگر درست نگاه کنیم که بدنی که آنجا هست دقیقاً آن بدن این جا نیست .
پرسش : نه می گویند این بدن نیست بحث این است که خدا بدنی را خلق می کند برای انسان . اینرا بدن می آفریند مثل آدم که چیزی برایش خلق کرد که حالا نفخه ای هم برایش کرد و گفت این شد آدم خیر این نیست .
همین بدن ما هست که تحول پیدا می کند همین بدن . همانطور که این روح ما همین ماست که آنجا متحول است و همین بدن بحث ما وتمام بحثهای اختلاف برانگیز سر اینست که آنهائی که قاعده معاد جسمانی هستند اصرار دارند که بدن خودمان است قرآن هم اصرار دارد که بدن خودش است شخص و انتساب می دهد به خودش اینبدن را همان بدنهایی که داشتند روی این حساب بعضی از این بدن تحولی پیدا خواهد کرد .
یعنی این بدن جسمانی ما یک تحول پیدا خواهد کرد مثل بقیه اجزا ءعالم یعنی اگر ما تحول را در همه اجزاء عالم پذیرفتیم نمی توانیم بگوئیم این بدن تحول پیدا نمی کند ، این بدن تحول پیدا خواهد کرد و بر حال در آن نقطه خاص ملحق به روح خودش خواهد شد .
پرسش : بله حلا خیلی جواب داریم برای این قضیه بحث این است که آنهایی که فکر می کنند که خدا شکلی پیدا خواهد کرد حتی یکی از خواهر ها از من سئوال کرد که پس ما این بدنمان اینجا روح گناه کند و یک بدن دیگر آسیب ببیند و عذاب بکشد بدن چه گناهی کرده و مسائلی از این قبیل و سئوالاتی که پیش می آید و حالا این که اصل شخصیتمان روح است و روح ثابت است بدن ما که هر هفت یا هشت سال یک دفعه یک بدن عوض خواهیم کرد آن مهم نیست بقول بعضی آقایان تحول که پیدامی کنیم بدن اصلاً از ما می رود و الان ما خیلی وقتها در طول روز بدن از دست می دهیم اصلاً و بدن جدید داریم ولی گیریم هیچ کدام به شخصیت ما لطمه ای وارد نمی کند حالا وارد این بحث نخواهیم شد .
در عوالم اخروی و عوالم بالاتر در بهشت ها و جهنم ها جسم و بدن احکام و آثار و عوارض و تبعات و خصوصیاتی را که در نظام دنیوی و مادی دارد نداشته و در عوض آثار و احکام دیگری را دارد و این موضوع و مطالعه خصوصیاتی که از آن عوالم به ما رسیده است و بیان گردیده است کاملاً روشن می نماید آیات زیادی در قرآن کریم وجود دارد که بر این حقیقت یعنی موضوع از بین نرفتن بدن انسان وبقا و تحولات آن و در نهایت به صورت بدن و جسم جدید درآمدن آن دلالت می کند. آیات 5 و 6 و 7 سوره حج: « یا ایها الناس ان کنتم من ریب من البعث فانا فرقناکم من تراب ثم من نطفه ثم من علقه من مضغه مخلقه و غیر مخلقه لنبین لکم و نقر فی الارحام ما نشاء الا اجل مسمی نخرجکم طفلا ثم لتبلغوا اشدکم و ... منکم یرد الی ارذل العمر لکیلا لیعلم ... علی کل شی قدیر و ان ساعه آتیه .... من فی القبور» ای مردم اگر در شک هستید نسبت به قیامت پس بدرستی که ما خلق کردیم شما را از خاک سپس از نطفه ، سپس از علقه ، سپس از مضغه یعنی گوشت پاره گوشت ، تمام و نیمه تمام ،گوشهای تمام و نیمه تمام تا این که برای شما بیان بشود و مشخص بشود و قرار داریم شما را در رحمها تا زمانیکه خودمان از زمان مشخصی قرار داریم سپس شما را بصورت طفل خارج کردیم تا این که به بالاترین حد سنتان برسید اشدکم یعنی بالا بروید رشد کنید و از شما کسانی که وفات پیدا می کنند می میرند در همان دوران جوانی واز شما کسانی هستند که به بیشترین مراحل عمر می رسند (پیری)
تا این که بعد از این که علم جمع کرد و چیزی دانست داشته های خود را فراموش می کند پیر مرد ها یا پیرزنها را دید ید که چقدر از دست می دهند آنچه را که جمع کرده بودند تو زمین را می بینی که خاموش ومرده است و موقعی که آب بر او نازل می کنیم " اهتزت " یعنی بعد از این که زمین مرده بود آب که می رسد و به آن تکان می خورد یعنی بعد از رسیدن آب باران به زمین مرده زمین تکان می خورد و بالا می آید آب که به آن می رسد تکان می خورد و بالا می آید و رشد می کند از او زوجها و گیاهان " بهیج " یعنی خوش منظر و زیبا .
خداوند حق است و زنده می کند مرده ها را و بعد او بر هر کاری تواناست. و حال نتیجه، و ان ساعته آتیه و می آید قیامت شکی در آن نیست وان الله یبعث من فی القبور و بر می انگیزد آنچه در قبرهاست. در این آیات با استبعاد، استبعاد یعنی بعید دانستن یک چیزی، استبعاد است که موجب شک و تردید بعضی ها در مسئله ای معاد می گردد اشاره نموده و می فرماید اگر شک و تردید دارید در این که دوباره شما را زنده کنیم و جسم و بدن مبدل به خاک شما را دوباره به صورت همان بدن و جسم اولیه برگردانیم در اصل خلقت خود و در اصل ایجاد بدن فعلی خود دقت کنید. که به چه صورتی با حرکت دادن و تحولات و تبدلات خاک را به این صورت در آوردیم. دقت کنیم ما میگوییم این بدن می پوسد، چطور می شود دوباره بدن؟ خوب از اولش هم خاک بوده بدن. شما خاک را نگاه کنید همین الان می بینید مرده های قبلی را می بینیم که اینطوری می شود و بعد الان می بینیم که خاک قبل از اینکه شما دانه را کاشتید خاک تبدیل به گیاه می شود شما یک گلدان بکارید بعد از یک مدت می بینید خاک کم می آورید درخت گیاه دارید گیاه تان رشد کرده اما خاک تان کم شده خاک از بین رفته و تبدیل به گیاه شده یعنی جماد تبدیل به نبات شده باید خاک اضافه بکنید بعد از این نبات را که حیوان می خورد این نبات تبدیل به حیوان می شود بدن و سلول او می شود. آن یعنی از مرحله جماد به مرحله حیوان رسید و یک حیوان را مثلا انسان بخورد گوشت آن را انسان بخورد باز می بینید همینطور تبدیل می شود به مغز تبدیل می شود به سلول تبدیل می شود به علم از آن بالاتر. ما اینها را داریم در خودمان می بینیم میلیون ها سال بشر این را دیده چرا شک می کنید مگر این کاری دارد که بدن شما بپوسد و ما دوباره آن را بدن بکنیم برای ما کاری ندارد. و همین بدن شما در اصل خاک بود که با حرکت دادن آن در مسیر خاص آن را مبدل به نطفه کردیم و باز نطفه را با حرکت و تبدل مبدل به علقه نمودیم. و همچنین علقه را به مضغه و بالاخره شما را به صورت جنین کامل به صورت طفل درآوردیم و باز شما را بزرگ نمودیم. در قرآن راجع به خلقت انسان بیان می کند یک جا می گوید انسان را ما از خاک خلق کردیم یک جا میگوید از نطفه خلق کردیم یک جا می گوید از خون بسته شده خلق کردیم یک جا می گوید «حمأ مسنون» نسبت های مختلف می دهد برای این است که از اول این مراحل را طی کردیم. می گوید این همه تحولات و تبدلات را که به وجود آوردیم شما نمی بینید شما همین خاک را با فرستادن آب به سوی آن و با تحول و تبدل به حرکت می آوریم و رشد و نمو می دهیم و به اشکال مختلف نباتات در می آوریم در این آیات روی مسئله حرکت تحول و تبدل تکیه شده و برای رفع استبعاد انسانها را متوجه مسئله حرکت تحول و تبدل می کند و این که ذرات خاکی بدن شما را باز با تحول و تبدل و با حرکت دادن به صورت بدن اول در می آوریم. به طوری که همین بدن فعلی شما را با حرکت دادن و متبدل کردن خاک به صورت بدن در می آوریم از لحن مخصوصی که این آیات دارد کاملاً این حقیقت استفاده می گردد که جسم و بدن انسان بعد از تبدل به خاک تبدلات و تحولات را در پیش دارد و با تحولاتی که پیش خواهد آمد باز به صورت بدن و جسم برای روح در می آید. به این معنی که ذرات خاکی بدن انسان دفعتاً و بدون یک سلسله تحولات و تبدلات به صورت بدن در نمی آید بلکه با یک سلسله تحولات و تبدلاتی به صورت جسم و بدن در آمده و در قیامت حاضر می گردد. تحولاتی که در اثر آن بدن ساخته شده متناسب با نظام های بالاتر است.
در سوره یاسین آیه 78 و 79 می فرماید:« و ضرب لنا مثلا و نسی خلقه قال من یحی العظام و هی رمیم قال یحیها الذی انشاء اول مره و هو بکل خلق علیم» شخصی آمد نزد نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و یک مقدار استخوان آورد و فشار داد و پورد کرد استخوان پودر شده ی مرده ریخت جلوی حضرت عرض کرد که این را کی می خواهد زنده اش بکند (و هی رمیم) این پوسیده و از بین رفته، خدا برای مثالی زد و (و نسی خلق) اصلا خلقت خودش را فراموش کرده که خودش چطوری به وجود آمده، قال من یحی العظام و هی رمیم چه کسی این استخوان ها را زنده می کند در حالی که پوسیده است. قل یحی الذی انشاء ها اول مره و هو بخلق علیم کسی اینها را زنده خواهد کرد که برای اولین بار خلقش کرده. اگر قرار به سختی باشد خلق ابتدایی که سخت تر است. تا قرار باشد که بعدا خلقی باشد و مخلوقی باشد. مثل خلق و انشاء هم دقت بکنید انشاء که اینجا آورده نمی فرماید قل یحیها الذی خلقها اول مره، احیا می کند زنده می کند این استخوان را کسی که اولین بار خلقش کرده نمی گوید خلق کرده می گوید انشاءش کرده انشاء با خلق فرق دارد خلق معمولا از چیست یعنی وقتی خلق انسان را می گوید خلق از چیزی کردیم انسان را از نطفه، از آب، از خاک از چیزی خلق کردیم یعنی یک چیزی بوده ماده اولیه خدا انسان را از آن خلق کرده اما در انشاء اینطوری نیست. بحث برای اولین بار است که صورت میگیرد. اینها بعضی وقتها به جای همدیگر هم به کار می روند. بعد دقت کنید به ظارفت کلمه انشاء نمی گوید زنده می کند کسی که اولین بار خلقش کرده می گوید از اول هیچ چیز نبوده ما خلقش کردیم. هل اتی علی انسان حین من الدهر و لم شیا مذکورا. هیچ چیز نبود انسان. آن موقعی که هیچ چیز نبود خلقش کرده آن سخت تر است یا این که الان هست یک چیزی هست و می خواهد تحول پیدا کند و زنده شود. در این آیات نیز با لحن و بیان و تأویل خاصی به همین حقیقت اشاره نموده و می فرماید: آنانی که منکر معاد هستند با لحن انکار و استبعاد می گویند که چه کسی با استخوان های پوسیده حیات می بخشد و آنها را زنده می کند در جواب آنان بگو که استخوان های پوسیده را زنده می کند آن که آنها را ابتدائاً به وجود آورده. و به آنها حیات داد. یعنی همان مبدأ متعال که ابتدا با تدبیر ربوبی خود و براساس یک سلسله قوانین و سنن حساب شده ی خاک و ذرات دیگر را به حرکت درآورد، و بعد از یک سلسله تبدلات آنها را به صورت استخوان آورد و زنده ساخت استخوان های پوسیده به صورت ذرات خاک درآورده را نیز براساس یک سلسله قوانین حساب شده و با حرکت و تبدل به صورت استخوان درآورده و به آنها حیات دوباره می بخشد.
نکته ی دیگری که در آخر آیه دوم است و با تعبیر «و هو بکل خلق علیم» به آن اشاره شده است این است که ترجمه اش این است که او به هر خلقی عالم است. خدای متعال به هر خلق و ایجادی داناست یعنی او به خوبی می داند که ذرات خاکی بدن انسان و استخوان های پوسیده را در کدام شرایط ودر کدام مسیری باید قرار بدهد تا باز به صورت بدن و استخوان ها درآمده و زنده گردد. و ما این تحولات را می بینیم در بدن خودمان در بدن خیلی از حیوانات، موجودات دیگر داریم می بینیم که یک ماده چه سیری را طی می کند که بشود چی.
نمونه عالیش در خود بدن انسان است شما یک ماده بسیط را (بسیط) که می گویم یعنی یک ماده واحد. ممکن است از صدتا عنصر تشکیل شده باشد اما یک ماده است. سیب است مثلاً. گوشت است نان است شما می دهید به بدن، اما غذایی که قرار است بشود چشم، بشود مژه، بشود ابرو و مغز و استخوان، همه با هم تجزیه می شود آنجا آن را کی تجزیه می کند و تبدیلش می کند؟ یکی اش بشود چشم، یکی اش بشود چربی، یکی اش بشود استخوان، یکی اش بشود مو، یکی اش بشود زبان و گوش و ... لاله ی گوش، ناخن، مو تبدیل شود یک ماده است دارد تحول پیدا می کند به خیلی از موارد دیگر دارد تبدیل می شود. بنابراین می بینیم که خدای کریم در زنده شدن بدن های مرده و جسم های متلاشی شده روی مسئله حرکت و تغییر و تبدل تکیه نموده و این استبعاد را که چگونه بدن به خاک مبدل شده ی دوباره به صورت بدن در می آید با اشاره به این که بدن اولیه شما را با تبدل و حرکت دادن ذرات به صورت بدن در می آوریم برطرف نموده و می فرماید خلق و ایجاد بعدی درست مانند خلق و ایجاد ابتدایی است و به طوری که در ابتدای امر ذرات خاکی و غیره را با تبدل به صورت بدن درآوردیم در قیامت و معاد هم ذرات بدنی انسان ها را با تبدل به صورت بدن های آنها در می آوریم. و اگر تبدیل خاک و ذرات بدن انسان امری محال و ممتنع بود اشکالی در این تبدیل بود نه تنها در معاد و قیامت بلکه در اصل و ابتدای امر هم محال و ممتنع بود. الحمدلله رب العالمین .
آیا این هست یا نه ؟ نسبت به خودش بسنجیم خیر ، بهر حال جایی هست که یکی از این عوالم محدود می کند محی است دیگر چون " الاخره محیطةبالدنیا آخرت محیط بر دنیاست دقت کنید یعنی یک چیزی است که احاطه بر این دارد این را محدود می کند از این جهت بله اما نسبت به خودش بسنجیم بخواهیم بگوئیم فرض بفرمائید یک محدودیتی در این نظام مادی وجود داشته باشد یک جایی باشد که این نظام مادی تمام شود خیر .
پرسش به نظام توحید نگاه کنید بله بر می گردد .
2. آن اصلاً بحث دیگری است این که آدم باید بدن شود در سیر معنوی تعلق که قطع نمی شود قطع علاقه با قطع تعلق باز دو تا مسئله است ما همیشه با بدن هستیم ، هیچ گاه بدون بدن نیستیم اصلاً خداوند نسل انسان را طوری آفریده که همیشهبابدن است . در همان مدارج عالی هم که شما می گوئید آنجا هم بدن است .
در برزخ در قیامت بعد از قیامت همه اش بدن است بدن را دارد هیچ وقت بدون بدن نیست .اما این که می گوئیم رشد آن در این است که علاقه و محبتش را از این بدن بر دارد آنهم نهمحبت معقولش را مثل این که من بدنم را دوست داشته باشم بهداشت آن را رعایت بکنم قوتش را توجه کنم بیماریش را توجه کنم دنیال احیاء و تقویتش باشم علاقه به این بد نیست خوب است باید به آن توجه کنیمباور مدتةالاعمال به صحةالاجسام سید الشهدا (ع):در تمام مدت عمرتان مبادرت کنید یعنی عمل کنید برای حفظ بدنتان فقط فکر نکنید عمل هم بکنید به حفظ بدنتان به فکر بدنتان باشید و صحت بدن باشید و اصلاً اگر این بدن صحت نداشته باشد آن روح اصلاً نمی تواند پرواز کند .
اگر این طور باشد من بیاندازمش زیر ماشین بعد تمامش کنم بعد راحت شوم یک تبر بزنم خودم را خلاص بکنم بگویم حالا بی بدن باشم بعضی از این تمام این نظام کمال انسان در ارتباط همین جسم است یعنی رحم جسم است این رحم روح است این جسم واقعاً در تعلق به این بدن است که آن تکامل را می تواند پیدا بکند .
آن بحث دیگری است اصلاً با این بحث اشتباه (قاطی )نشود بحث علاقه است علاقه ما به بدن و تمنیات بدنی وحیوةنفسانی ، آن است که می گوئیم میوه جهنم است .
4. نه این قطع علاقه نظری است یعنی چه ؟ یعنی این که شما یک موقع دید دارید همین است و غیر از این نیست مثل این مادیگر اها که این کار را می کنند مادیگرای نفس بدن است دیگر الا غیر مادیگرا ها حالا امپریالیسم آمریکا آنها که مسیحی هم هستند همین را می گویند غیر از این نمی بینند مسیحیهایی که الان آن طرف تر از عراق داریم .
از این مسیحیهایی که در ایران داریم اینها مسلمانند در واقع یک مقدار اعتقادات درست و حسابی دارند و آنهایی که باصطلاح عمل شان اینست که به همین بدن برسند این بحث اعتقاد نظری است علاقه نظری خیر علاقه عملی غیر از اینست ما قطع علاقه را که می گوئیم قطع علاقه عملی است یعنی تعلق یعنی شهوت اینطوری نداشتن ، یعنی به هیچکدام از این مشتهات نفسانی شهوت که انسان را پایین بکشد نداشته باشد مرحوم آقا میرزا جواد آقا رحمةالله یکی از بزرگان گویا غذا آورده بود ند برایشان بعد چند نفر مهمان می اید می گوید خوب یک مقدار آب بریزید درش .
آب بریزید در غذا که زیادش کنید که مهمان می آید می گویند آقا مزه اش از بین می رود می گویند مزه می خواهیم چکار این یعنی این ، گرفتار مزه نباشیم حالا اگر این مزه اش این طور شد اینیعنی علاقه تشکم این طور باشد و نمکش آنطور باشد حتی رنگ هم که می گوئیم باید حرف از انتخاب رنگ خیلی جاها باید رنگ را انتخاب کنیم باید دوستش هم داشته باشیم توجه به رنگ در لباسمان با قطع علاقه در لباس باز فرق دارد با هم این دو .
باز ظرافتهای خاصی دارد که در دروس معرفت یک مقداری اش را خواهم گفت انشا الله
5. بله ، نه شکل نیست عمل اینست که ما واقعاً در عمل این مسئله قطع علاقه مان پیاده شود دقت می کنید حالا من اگر آمدم سر کلاس گفتم این چه کلاسی است من درس نشستم چرا پاره است این صندلی یا کتابم چرا این طور است یا مثلاً من حتماً انگشترم باید عقیق باشد و کنار این انگشتر عقیقم یک تکه فیروزه هم بخورد عینکم باید حتماً مدلش آنطور باشد مدل لباسم باید حتماً این طور باشد این ظرطها علاقه هستند دیگر اینها چرا نظر هست اما در عمل پیاده شده . بله شباهت که می گویند یعنی مثلاً از همین چیزی که ایشان فرمودند غالباً مثل اینست طوری که بینی اش می گویی همان است یکدیگر را همین طور می بینند افراد آنجا همدیگر را همن طور می شناسد افراد که این پدر من است این همسر من است ،همین طوری می شناسد واقعاً همدیگر را اما این که نه همه بحث ما اینست که همین بدن مادی است که تحول پیدا می کند و آن می شود نه این که یک بدن دیگری باشد درست غیر الارض است غیر این جسم است اما این غیریت به این معنا نیست که اصلاً این هیچ یک چیزی از تبدل یعنی تبدیل می شود یعنی در تبدیل است .
چیی به چیزی تبدیل می شود اما اگر قرار بود این چیزی باشد آن چیز دیگر معنای تبدل که معنا نداشت دیگر تبدل معنا نداشت .باشد اصلاً اولاً ارتباطاتش را بعداً می خواهیم که این بدن ما هم درآن بدن تأثیر دارد همانطور که ان بدن در این بدن تأثیر دارد بعد مطلب دیگر اینست که این بدن در طول آن بدن دیگر یعنی در عرض آن بدن نیست یعنی این طور نیست کهما چند بدن در عرض یکدیگر داشته باشیم چند بدن در طول هم داریم تازهبحثهای ظریفی که این خود روح است که آن بدن را ایجادش می کند و اصلاً آن بدن را می افریند و اصلاً آن بدن برزخی را خودمان خلق می کنیم .
مانعی نیست پذیرفتن این قضیه اصلاً برزخ را شما اصرار نکنید کاری با آن نداریم بحث قیامت را مطرح می کنیم این بدن همان بدن است کلمه تبدیل آمده درش حالا که کلمه تبدیل آمده ،تبدیل زمانی است که شما یک شیء اولیه داشته باشید این مبدل می شود به یک شی دیگر مثلاً چی ؟
مثلاً انگور داشته باشد تبدیل شود به سرکه شود تبدیل شود به شراب شود یک چیز دیگری شود احکامش هم فرق می کند همدیگر مثلاً واقعاً سرکه و شراب یا مثلاً آب انگور و سرکه که دو چیز متفاوت است یک چیزی بود که تبدل پیدا کرد در طول هم به این چیز ها تبدیل شده اما واقعاً به مزه شان ،نه فرمولشان هیچ کدام با هم برابر نیستند فرمولاً هم با هم یکی نیستند .
هزاران چیز در طبیعت ما داریم همین طور . 7. نه نمی شود فرق می کند برای بدن – بله بدن مادی داریم ما همه چیز دارد در بهشت این طوراست یکی شان است که محافظت می شود شما چه میدانید که در فرهنگش چه می دانیم واقعاً اول انشا الله بحث سنخیت روح و بدن را بخوانید متوجه می شوید این بدن انسان که جدا شده از آن اصلاً خصوصیات مادی داشته این بدن بعداً هم کهمی رود آنجا همین بدن می شود پوست ، جلد ، و این بدن .
بله . بله و شیء و ماده می گیرد . اصلاًهمین سیر را طی می کند آنجا دیگر ما قبلش هم داریم قبلش هم داریم شما توجه ندارید به آن قبلش هم این مسائل را داریم همان هایی که الان برزخ می توانید ببینید مثلاً کسی را ببینید به شکل خوک می بینید ، به شکل میمون می بینید به شکل چیز دیگر می بینید این چرا این طور است خیر بحث بهشت را عرض می کنم بحث جهنم هم که هست باز هم همان بدن است اما غییر کرده و تحولش این است که به آن تبدیل شود بله خوک نیست جلدش جلد خوک است بله روح انسانی بله ، به معنای مخصوص خودش انسان به معنای واقعی اش .
بله اینها هست دیگر همین هایی که الان در این دنیا این همه مکاشفه صورت می گیرد در مورد برزخ افراد یکی را به شکل خرس می بیند یکی را میمون می بیند ، یکی را بصورت مگس می بیند یکی را بصورت مار می بیند این برای چیست ؟
چه تحولی است ؟ این آیه جنبه وجه الخلقی است که ما الان نگاه می کنیم آن که تحول پیدا می کند روحش به برزخ و قیامت از برزخ و قیامت نگاه کنیم همین جا هم الان هست وقت می کنید همین الان قیامت است دیگر ما که نمی گوئیم که قیامت یک امر باصطلاح امر حادثی است الان هست قیامت همه آن چیز ها هستند الان همه آن نشر و حشر ها هستند الان همین طوری ما متوجه اش نیستیم فقطو الا آنها هستند الان با چه روحی الان هستند ؟
خوب این هم تحول پیدا می کند دیگر مثل ، فرق نمی کند کلیت دارد ، هر چیزی که نه بصورت حیوان هست حیوان که انسان نمی شود . بله دیگر هر چیزی کهتغییر و حول پیدا خواهد کرد . ما اصلاً ملائکه هم داریم مثلاً فرض ملائکه زمینی داریم ، ملائکه هم تازه جنسهایشان با هم متفاوت است با هم ،ملائکه که در زمین هستند با ملائکی درجات دارند اصلاً ملائک ، ما ملائک مادی داریم ملائکه ای داریم فرشته هستند اما خصوصیات این چنینی دارند ، ملائکه برزخی ، ملائکه بالاتر از آن هدیه به پیشگاه حضرت مهدی (عج)و روح مطهر امام( س)صلوات .