جلسه 004 - اربعین و حماسه ظهور (۱۳۹۵)
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
8
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - اربعین و حماسه ظهور (۱۳۹۵)

«به نام خدا»

بحثمان به اینجا رسید که ما تأکیدات زیادی در آموزه های دینی، هم قرآن و هم روایات به ارتباط و اتصال به معصومین (ع) داریم، یک بخشی از این توصیه ها مربوط هست به ملاقات و زیارت چه در زمان حضور و چه در زمان شهادتشان هست، این روایتها خیلی زیاد هست ما چون عزاداری را قبلاً انجام دادیم و بحث گریه را، دیگر به آن بخشها نمی پردازیم، به بحث عزاداری و گریه، الان فقط بحث روی مراسم اربعین و زیارت قبر ابا عبدالله (ع) هست و اینگونه مسائل، دو سه تا روایت خواندیم که هم آثار فردی و هم آثار اجتماعی را درباره اش صحبت کنیم، امروز هم یک روایتی را خدمتتان عرض می کنم، بعد مجموعه ی این سه روایت را به مباحث اجتماعی اش هم بپردازیم، آن دو روایاتی که برایتان خواندم از کامل الزیارات بود، که تقدیم شد، این از وسائل هست، روایت این هست از وجود مقدس امام صادق (ع) می فرمایند: « اِنَ رَجُل لِیَخرُجُ الی قبر الحسین (ع) فَلَهُ اذا خَرَجَ مِن اهلِهی بِاَوَلِ خُطوةٍ مَغفِرَةُ ذُونُبِ» هر سه روایت این را تأکید می کنند که زائر امام حسین (ع) از همان دم در خانه که حرکت می کند مورد مغفرت قرار می گیرد با هر قدمی که بر می دارد، هر سه تا هم همین هست، « بِکُلِ خُطوةٍ مَغفرةُ ذونُب» با هر قدمی که می آید گناهانش هم ریخته می شود، معنای مغفرت هم جلسه قبل توضیح دادیم که فرقش با عفو چه هست، «ثُمَ لَم یَزل یُقَدس بِکُلِ خُطوةٍ حتی یأتیهَ» خیلی مهم هست دقت کنند عزیزان، این کلمه، خیلی کلمه ی عمیق و تکان دهنده ای هست، که دائماً این شخص «یُقَدَس» مورد تقدیس قرار می گیرد، پاک می شود، مُنزه می شود خیلی این حرف بزرگ هست، یعنی در واقع قداست سر این آدم همینطوری می ریزد، پاکی می ریزد، « بِکُلِ خُطوَةً» با هر قدمی « حتی یأتیهَ» تا اینکه برسد به قبر امام حسین (ع)، « فَاِذا اطاءُ ناجاهُ الله تعالی» خدا با او نجوا می کند، وقتی رسید به آن مرحله خدا با این شخص نجوا می کند و مورد خطاب الهی قرار می گیرد، « عبدی سَنی عَئطِک» من خیلی کمتر جایی دیدم که در دعاها، در خود صحیفه که این همه کلمه ی دعا و درخواست یک جا جمع شده باشد، از من درخواست کن که به تو بدهم، آن معنایی که در حدیث جلسه قبل خواندیم بحث ولایت اینجا بیشتر شکل می گیرد، که شخص دستش باز می شود، به طوری دستش باز می شود وقتی که به زیارت امام حسین (ع) می رود، که می گوید بخواه درخواست کن که من به تو بدهم « اُدعونی اَجِب» من را بخوان تا اجابتت کنم، خوب دقت کنید این کلمات را، شما خودتان را مخاطب خداوند تبارک و تعالی بدانید در حرم امام حسین (ع) که این کلمات به شما گفته می شود، «اُطلب مِنی اعطِک» طلب کن از من تا من به تو عطا کنم، پس فعلاً سه تا کلمه داریم، درخواست کن، بخواه، طلب کن، همه اینها هم یکی هست ما در فارسی همه را یکی می گیریم، باز می گوید: « سَلنی حاجَتً اَقویها لَک» که من آن حاجت تو را برطرف کنم، می فرماید «ناجاکَ الله» اگر انسان گوشش باز باشد و این حرفها را بشنود در حرم، که خدا با تو اینها را دارد می زند، مشکل ما در دعامان هست، ما فکر می کنیم وقتی که می گوییم دعا، دعا یعنی خواندن، می گوییم رفتیم حرم این دعا را خواندم، چه بخوانم؟ در حالیکه بحث خواندن هست، و قیمت هر آدمی هم به نوع دعاهای او هست، شماها می توانید نسبت به هر مرحله از کمالات وجودیتان دعا کنید اشکالی ندارد، ما غیر از اهل بیت (ع) کسی را نداریم که حتی پول تو جیبی مان را از او بخواهیم، ماده هست ولی می خواهیم، همانطور که خداوند هم به موسی (ع) فرمودند علف شترت را، علف گوسفندت را، نمک طعامت را از من بخواه، درست هست که ما هر چه که بخواهیم « رب انی لما انزلت علیه مِن خیرٍ فقیر» موسی (ع) وقتی گرسنه اش شد، تشنه اش شد گفت خدایا هر چه الان بر من نازل کنی من فقیر هستم، چون ما که هیچ چیز از خودمان نداریم، اما این کلمات خیلی مهم هست که انسان بداند که وقتی رفت به حرم امام حسین (ع) از آقا چه بخواهد؟ شما در زیارت عاشورا ببینید یک درخواست مربوط به هیچ یک از بخشهای پائينی ما نیست، نه مربوط به بخش جمادی ماست، نه بخش گیاهی، نه بخش حیوانی و نه بخش عقلانی ماست، تمام درخواستها، دعاها، آرزوها، آرمانها مربوط به بخش فوق عقلانی ماست، یعنی بخش قلب ما هست، یک درخواست مربوط به بخش پائین شما ندارید، تمام آرزوها مربوط به آن بخشی هست که از جنس «محمّد و آل محمّد» هست، شما به عنوان عضو خانواده ی اهل بیت (ع) زیارت عاشورا می خوانید، در صلوات عرض کردم شاید اینجا برای شما نگفتم ولی خُب جای دیگر عرض شده که وقتی کسی خدمت امام صادق (ع) صلوات را اینگونه فرستاد « الهم صل علی محمدٍ و اهل بیتِ » اهل بیت را به کار برد، امام صادق (ع) فرمود: « ضَیَقتَ علینا » تنگش کردی، اهل بیت (ع) وقتی می گویید ما هستیم فقط، گفت پس ما چگونه صلوات بفرستیم؟ حضرت فرمودند بگویید « الهم صل علی محمّد و آل محمّد» که شما ها را هم شامل بشود، همه ی شیعیان را شامل شود، امام صادق (ع) فرمود آل محمّد همه ی شیعیان ما هستند، اهل بیت (ع) را هم می گیرد همه ی شیعیان را هم می گیرد فرمود خودتان را هم بگیرید، شما در زیارت عاشورا به عنوان یک عضو از آل پیامبر (ص)، یک عضو از خانواده ی آسمانی تان، درخواستهایتان با قیمت اهل بیت (ع) هست، لذا دعاهایی که می کنید می بینید که تمامش آسمانی و جاودانه هست، ابدی هست، « اَسئَلهُ اَیُبَلِغنی المَقام المَحمود» این حرف شوخی نیست، مگر ما نفهمیم که چه می گوییم، یا زیارت عاشورا را بیاوریم نازلش کنیم برای نیازهای پائينی بخوانیم، برای رفع حاجتهای پائینی، اما زیارت عاشورا خودش به ما می گوید که وقتی که با امام حسین (ع) حرف می زنید مقام خود حضرت را بخواهید، بخواهید که در دنیا و آخرت با آنها باشید، بخواهید که شما به عنوان ولیّ دم امام حسین (ع) منتقم باشید، بخواهید که این انتقام روزی شما بشود، دست را کاملاً باز گذاشته است، نیاز نبود امام صادق (ع) این کلمات را تکرار کند، یعنی یک بار می توانست بگوید: « سَلنی اعطِک» در روایات زیادی هم اینگونه داریم، بخواه تا به تو بدهیم، اینکه چهار مدل حرف بزند، می خواهد این را به ما بگوید که زائر وقتی که گناهانش آمرزیده می شود و به هر قدمی تقدیس می شود، تا می رسد به حرم امام حسین (ع) در یک جایگاهی قرار می گیرد که صاحب ولایت هست در روایت جلسه ی قبل گفتیم فرشته به زائر خطاب می کند: « یا ولی الله» این کلمات اصلاً شوخی نیست، خود امام صادق (ع) بعد از این قضیه می فرماید: « وَ حَقُ الاللهِ اَن یُعطیَ ما بَذل» حق است بر خدا، چون خودش این حرف را زده است می فرماید که سزاوار هست که خداوند همینطوری بَذل کند، یعنی اگر یک کسی رفت به زیارت امام حسین (ع)، «ماشیاً» پیاده رفت و آن داستانها را داشت، این سزاوار هست که خداوند این کارها را با او بکند، روایات از این دست ما خیلی داریم، من فقط دو سه تا برایتان انتخاب کردم برای شما، در روایت اول، حالا آرام آرام بحثمان را ببریم به آن سمت، داستان این بود که شخص وقتی می رسد به حرم، به مقام مُصلِحِ مُنتَجب می رسد، در روایت بعدی فرمود: « انتَ مِن حزب الله و حزب رسولِهی و حزب اهل بیت (ع)» در روایت سوم که امروز خواندیم، فرمودند که این دائماً تقدیس می شود تا می رسد به حرم، دستش باز می شود، البته یک روایت شیرینی هم اینجا داریم بد نیست این هم برایتان بخوانم که خیلی لذت بخش هست، اینکه امام صادق (ع) فرمودند که حضرت فاطمه زهرا(س) حاضر است در کنار زوار امام حسین (ع) و برای همه ی آنها استغفار می کند، می شود که فاطمه زهرا (س) که حجت خدا بر اهل بیت (ع) است برای زائر امام حسین (ع) استغفار کند و پذیرفته نشود؟ اصلاً رمز این مغفرتِ همین دعای مادر ماست، دعای وجود مقدس فاطمه زهرا (س) برای ماست، ما وقتی که می آییم به زیارت امام حسین (ع) پشتیبانی از کسی داریم که خودش حیمنه دارد بر همه ی ائمه (ع)، خودش حجت خداست بر همه ی ائمه (ع)، یک مقام بزرگی دارد، او برای ما استغفار می کند، این چیزی نیست که انسان به راحتی از کنارش رد بشود، اگر یک کسی واقعاً بخواهد رشد معنوی کند اهل سیر و سلوک باشد باید بداند که نزدیک ترین راه وجود مقدس امام حسین (ع) است، خُب این امام حسینی که عزیز شده است و «سفینةٌ الحسین اسرَع» برای چه؟ ایشان شرایط زمانی و مکانی شان اینطور اقتضاء کرده است که این نقش را بازی کند، اینطور نیست که اگر حضرت مجتبی (ع) جای امام حسن (ع) بود کار دیگری می کرد، یا امام سجاد (ع) جای امام حسین (ع) بود کار دیگری می کرد، یا خود امام حسین (ع) اگر جای حضرت مجتبی (ع) بود یا جای امام سجاد (ع) بود همان نقشی را بازی می کرد که حضرت مجتبی (ع) و امام سجاد (ع) بازی کردند به هر حال این تکلیف و این وظیفه و این نقش به عهده ی امام حسین (ع) بود، خدا رحمت کند حضرت امام (سلام الله علیه) را ایشان فرمودند که این کار از اول نقشه بوده است، از اول نقشه بوده است احادیثی که دائماً ثواب زیارت امام حسین (ع) را ذکر کردند آن هم با این عظمت، که بگوید زیارت امام حسین (ع) این هست، البته زیارت ائمه دیگر هم همینطور هست، آنها هم خیلی بزرگ هست، می دانید که در ثواب زیارات، ثواب زیارت هیچ کس به اندازه ی زیارت امام رضا (ع) نیست، امام رضا (ع) ثواب زیارتش بالاتر از امام حسین (ع) هم هست حتی، آن هم باز به همین دلیل اجتماعی سیاسی، ولی خُب در مورد سیدالشهداء دیگر خیلی ریخته شده است، باز امام حسین (ع) سفینةٌ النجات هست و « سفینةٌ الحُسین اسرَع» چرا؟ چون پیوند با سیدالشهداء (ع) ضامن بقای دین که فوق العاده مهم هست، که شما با ارادت به امام حسین (ع) در عالی ترین درجه می توانید تضمین کننده دین باشد، سلامت و حفظ دین، دین بوسیله ی این اجتماعات سرو صداها، سینه زنی ها نگه داشته شده است، امام (س) فرمود مکتبی که پایش سینه زن نداشته باشد باقی نمی ماند، این جمع شدنهای دور هم هست که باعث می شود احکام دین بماند، خود سید الشهداء (ع) جمله ی خیلی مهمی دارند درباره ی مجلس خودشان، می فرماید که هر کس که به مجلس ما بیاید یکی از این چهار چیز نصیبش می شود. اول اینکه عقائدش را یاد می گیرد، امام حسین (ع) ترکیب مجلس و جلسه ی هیئت و روضه خوانی را چطور طراحی کرده است ولی متأسفانه ما به آن وفادار نیستیم، خرابش می کنیم این مجالس امام حسین (ع) را متأسفانه به صرف اینکه حالا یک مداحی بیاید یکی دو ساعت بخواند، و بعد گریه کنیم و بلند شویم و برویم، آرام آرام پای علماء و پای این ترکیبها از این مجالس حذف می شود و این خیلی خطرناک هست، امام می فرماید که نه هر کس بیاید به مجلس ما اول با عقائدش آشنا می شود یعنی جای مطرح شدن عقائد اسلامی، توحید الهی، چون شما هیچ زمانی غیر از عاشورا، مثل عاشورا، نه غیر از عاشورا ندارید که توحید معنا شده باشد، و « لا اله الا الله» معنا شده باشد، که یک مشت عاشق بیایند، تعبیری که علی (ع) دارد، (عُشاق) درباره ی اینها، یک مشت عاشق بیایند هر چه دارند بریزند پای معشوقشان، توحید، یعنی این، برای همین هم روز عاشورا که خیلی ها فکر می کنند که اگرمثلاً دسته راه بیاندازند و گریه کنند حالا اینها هم واجب هست و لازم هست، نمی گویم که واجب نیست، روضه بخوانند، حتی زیارت عاشورا بخوانند، در روز عاشورا هزار مرتبه سوره ی توحید وارد شده است، شما بنشینید با آن چیزی که امام حسین (ع) به خاطرش کشته شده است حواستان به آن باشد، برای همین هم شما وقتی که می خواهید جامعه ی کبیره بخوانید اولش می گوید که صبر کن می خواهی یک جملاتی بگویی حواست پرت نشود، اولش بگو صد مرتبه «الله اکبر»، اول صد مرتبه « الله اکبرت» را بگو که حواست پرت نشود، که اهل بیت (ع) هر که هستند بندگان خدا هستند، درست هست که از نظر خروجی، ظهور، قدرت، علم، « لا فرقَ بینکَ وَ بینَها» که امام زمان (ع) فرمود، اما یک الّایی دارد یک استثنایی دارد. « الا اَنَهُم عبادُک» اینها بندگان تو هستند، اگر یک کسی می آید به مجلس امام حسین (ع) باید چه چیزی را یاد بگیرد؟ بهترین مجلسی که امام حسین (ع) طراحی می کند برای ما از نظر ساختار ریاضی، توحید، عقائد در این جا بیافتد، یا اینکه سی میلیون، چهل میلیون می آیند اینجا باید یک طوری برایشان طراحی بشود این راهپیمایی ها و عزاداری ها که به بصیرت برسند، دوم اینکه فرمود که اگر یک کسی مجلس ما بیاید اخلاقش خوب می شود، اخلاق یاد می گیرد، این خیلی مهم هست، ترکیب جلسه باید اینگونه باشد، سوم اینکه فرمود مردم با حلال و حرام خدا آشنا می شوند، با فقه اسلام آشنا می شوند، یاد می گیرند فروع دین را، جایگاه اینها را خوب یاد می گیرند، نه اینکه ما روز عاشورا، ظهر عاشورا مشغول سینه زنی باشیم اذان بگویند و خدا ما را صدا کند و ... امام حسین (ع) خودش جنگش را قطع کرد رفت نماز خواند، نماز اول وقت را به جماعت خواند و فرمود اگر شده به روی نیزه نمازتان را به جماعت بخوانید، اول وقت، کار دیگر نه، هیچ کار دیگری نه، « کُلُ اَمرٍ قُدِ وَاَلَصَلاة وَ هُوَ اَبتر» پیامبر (ص) فرمود که هر کاری که بر نماز مقدم داشته شود بی نتیجه و دم بریده است، عقیم هست فایده ای ندارد، من گاهی وقتها به عزیزان می گویم، می گویم که الان اذان گفتند، می گویند که بگذارید من این یک مطلب را هم بخوانم، بگذارید این را تمامش کنم، آن مطلب را که موقع اذان می خوانی بعداً یادت می رود خیر هم ندارد آن یک ذره، کوفت آدم می شود، به قدری مهم هست که حضرت فرمود به محض اینکه اذان را گفتند دیگر قرآن را هم نخوانید، و ذکر خدا را هم دیگر نگویید، فقط خود کلمات اذان را بگویید، چون خیلی عظمت دارد این کلمات، انسان خودش را برای یک ملاقات می خواهد آماده کند، مثال عرض می کنم نه اینکه زائری باشد که اصلاً نمازش یا قضا می شود یا چهار بعد از ظهر می خواهد بخواند، عزاداری باشد که اینطوری نماز بخواند،نه، بیایید فروع دینتان را یاد بگیرید اینها چیزهایی هست که شما را می سازد، چهارم اینکه دوستان خوبی پیدا می کند، انسان به دوستان الهی نیاز دارد، زیاد هم نیاز دارد، به قدری هست که حضرت فرمود برای هر دوستی شفاعتی است، پس هر چقدر که می توانید دوست بگیرید، البته من همیشه عرض کردم به عزیزان که انسان باید وسعت نظر داشته باشد، قرآن دوستان ما را فقط از کسانی که با چشممان می بینیم معرفی نمی کند، بسیاری از دوستان ما الان از دنیا رفتند ولی ما می توانیم با آنها دوست باشیم، ما دائماً در نماز می گوییم « اِهدنا الصراطَ المستقیم* صراط الذین انعمت علیهم* این انعم اللهُ علیهم قرآن چقدر زیبا می گوید: « وَ من یُطع الله وَ رسول فَاولائکَ مَعَ الذینَ اَنعم اللهُ علیهم» اگر خدا را اطاعت کنید و رسول را، اگر کسی این کار را بکند، با کسانی ( ببینید از معیّت دارد می گوید این خیلی مهم هست) معیّت دارد با کسانی که خدا به آنها نعمت دارد، چه کسانی هستند؟ « مِنَ نَبئین، وَ صدیقین و شهداء و صالحین» بعد فرمود: « وَ حسُنَ اولائکَ رفیقا» اینها رفیقای خوبی هستند برای شما، گفتم قیمت هر کسی به نوع هوسهای او هست، در بحث انسان شناسی مفصل توضیح دادیم اینها را، به آرمانهای او هست، که یک کسی هوس کند که با انبیاء (ع) دوست باشد، هوس بکند که با صدیقین و شهداء دوست باشد، این همه شهید هستند همه آنها حاضر هستند که با ما دوست بشوند، یکی از آنها نیست که شما بخواهید بروید با آنها رفیق بشوید از گمنام بگیرید تا نام آشنا و دوستی ما را قبول نکنند، شما تصمیم بگیرید که با انبیاء (ع) دوست شوید آنها هم با شما دوست هستند، و اساساً نوع تربیت ما به گونه ای هست، نوع تربیتی که اهل بیت (ع) برای ما در نظر گرفتند به گونه ای هست که راه را برای ملاقات، زیارت، دوستی با اینها باز گذاشتند، ما کوچولو هستیم و هوسهایمان پائین هست، اندیشه ها، آرمانها و آرزوهایمان و برنامه هایی که برای خودمان می ریزیم کوچک هست والا آنها دست دوستی شان به سوی ما دراز هست، وقتی خدا دست دوستیش به سمت ما دراز هست، بقیه چی؟ بقیه هم اینطور هستند، ما هستیم که شلیم، سُستیم، بی حوصله ایم، کسلیم، آرمانهایمان، هوسمایمان، چیزهای کوچک هست و الا دست باز هست، امام حسین (ع) فرمود که هر کس بیاید به مجلس ما این چهار تا چیز را دارد، پس باید مجالس طوری طراحی بشوند توسط رؤسا، بزرگان هیئتها، مجالس اهل بیت (ع)، علماء بخصوص، روحانیونی که خودشان دخالت دارند در مجالس، که مجالس صرف یک شور نباشد، متأسفانه رقابت مجالس سرِ شور هست، سرِ تعداد دیگ هست، سرِ اکو هست، سرِ بلندگو هست، سر اینکه کدام مداح می خواهد بیاید، یک مشت رقابتهای اینطوری، ولی نه، مجلس نزدیکتر هست به رضای امام حسین (ع) و اهل بیت (ع) که با همین ترتیبی که خود امام حسین (ع) تنظیم کرده باشد، مجالس اهل بیت (ع) هر جا که این ترتیب را دارد سازنده تر هست.

خُب برگردیم به بحث، شخص وقتی که در حرم امام به مقام مُصلِحِ برگزیده می رسد رسالت می آید به گردنش، چون مُصلح شده است، حالا چرا می گوید مُصلح؟ جریان راهپیمایی اربعین، شخص حتی این حرفهایی را هم که من زدم نداند، همین یک شور و یک عشق دارد، این شور و عشق را هم باز خدا به دل انسان می اندازد، می افتد به دل انسان، خدا مدیریت این دلها را به عهده دارد، می گوید بلند شوم بروم، نه اینکه تصادفی باشد، دقت کنید، نه، بالاخره شخص باید یک ترک گناهی کرده باشد، یک عمل صالحی انجام داده باشد، یک لیاقتی داشته باشد، یک سنخیتی داشته باشد، یک چیزی داشته باشد، یک چیزی از جنس اهل بیت (ع) داشته باشد که بالاخره، قابل گرفتن باشد این شخص، دعوتش می کنند بیاید، این جمعیت که می آید شما الان نگاه کنید سی، چهل میلیون آدم دارند می آیند، این چهل میلیون توجه کنید نماینده ی چند صد میلیون آدم هستند، شما خودتان وقتی داشتید می آمدید چند نفر از کسانی که نمی توانستند بیایند به شما التماس دعا گفتند؟ ده ها، صدها نفر دوست داشتند بیایند، ما سالهای قبل خیلی از افراد به ما می گفتند که شما که می روید التماس دعا، سال بعدش، امسال خیلی هاشان خودشان آمدند، چهل میلیون، نماینده هستند اینها آمدند، نه اینکه امام حسین (ع) هر چه مشتاق و محّب داشت هم اینها بودند که آمدند خیر، چه بسا خیلی ولایی تر، مؤمن تر، قوی تر، پاک تر نتوانستند بیایند، یا وظیفه شان نبوده است، تکالیف دیگری داشتند، این جمعیت وقتی که می آیند حضرت می فرمایند که می رسند به حرم به حائر، «حتی اذا» تا آنجایی که رسید به حائر « کَتَبَهُ الله مِن المُصلحینِ المُنتَجَبین» خدا او را از مُصلحین منتجب می نویسد، و وقتی که مناسکش تمام شد او را از « کتبَهُ الله مِن الفائضین» این شخص این نگاه را شاید ندارد می گوید که من می خواهم بروم امام حسین (ع) را زیارت کنم، حضرت به نقش این آدم جایزه می دهد، خدا رحمت کند مرحوم فیض را در مَحَجَةُ البَیضا» در بحث نکاح، ازدواج، آثار نکاح (ازدواج) را که می گوید، می گوید که ازدواج یک عبادت هست، عبادت قصد قربت می خواهد، این طرف برای نیازش رفته است اصلاً کاری با خدا و دین ندارد، می گوید که من نیاز دارم می خواهم بروم ازدواج کنم، مرحوم فیض می گوید که چون این آدم در نقشه ی خدا کار می کند، در پازل خدا کار می کند، پازل و نقشه خدا این هست که نسل انسانها زیاد بشود، نسل مسلمانها و شیعیان زیاد بشود، همین برای او ثواب و قربی دارد، والا قصد هم ندارد برای این کار هم ازدواج نکرده، می گوید که خدایا من ازدواج می کنم برای رشد دین تو برای اینکه نسل شیعه زیاد بشود، نه برای خودش بچه دار شده است، ولی چون در نقشه ی خداست، خدا به او اجر می دهد. « نَحنُ نَکتُب ما قدمو و آثارهُم» ما هر چیزی که شما بفرستید آثار کار شما را می نویسیم، زائر اثر کارش چه بداند و چه نداند این هست که دارد زمینه ی آمدن مُصلح جهانی را فراهم می کند، برای همین خودش جزء مُصلحین نوشته می شود، زائر چه بداند و یا نداند، عزادار چه بداند و چه نداند به عامل بقای دین یعنی مجالس اهل بیت (ع) و امام حسین (ع) کمک می کند، به بقای توسعه ی معارف اسلامی کمک می کند، دوست هم دارد، اگر شما به یکی از این زائرین بگویید که شما دوست دارید که امام زمان (ع) یا نه، معارف اسلامی توسعه پیدا کند قلباً دوست دارد، با این سنخیت دارد با این چیزها، حالا قصدش هم نکرده، این همه جمعیت که می آیند حتی آن مسیحی که می آید، یا آن سنّی که می آید، در این نقشه بازی می کند و خدا به او یک سهمی می دهد از این، چطور به قول آیت الله بهجت اگر کافری که گریه کند یا ناصبی که اشکی بریزد یک سهمی دارد، چون روی نقشه کار می کند و کمک می کند به نقشه، لذا این جمعیت همه مورد این رحمت هستند و مورد این توجه هستند چون دارند دین خدا را یاری می کنند، دارند موجی را ایجاد می کنند در جهان، که این موج تعداد کافی برای ظهور امام زمان (ع) را تعمین می کند، امام زمان (ع) برای ظهورش احتیاج به لشکر دارد، لشکر، دلداده، از کجا باید تأمین بشود؟ عاشق، کسی که جهادی باشد، فداکار باشد بگوید که من جانم را فدایت می کنم، از کجا باید تأمین بشود؟ از این مجالس. زمان شاه نگاه دقت کنید امام گفت من شب خواب دیدم که نقشه ی ایران آتش گرفته با عبا زدم آتش را خاموش کردم، یعنی می توانم ایران را نجات بدهم، ولی تنها هستم چون تنهایی این کار را انجام دادم، خیلی از هم لباسی های امام نیامدند دنبال امام، و من تنها باید این کار را انجام بدهم، آنچیزی که همیشه هم خودش تأکید می کردند: « اَن تَقومُ لِلّاهِ مَثنا وَ فُرادا» خوب امام تنها قیام کرد چه اتفاقی افتاد؟ امام دستگیر شد و به تبعید و غیبت رفت، جمعیتی هم ده پانزده هزار نفری از مردم ری و ورامین و تهران هم کشته شدند، یا زندانی شدند یا مجروح شدند یا فراری شدند، روحانیت معظم در پانزده سال بعد از این واقعه با همین منبر رفتن ها، با همین سخنرانی کردنها، با همین جلسات امام حسین (ع) برقرار کردنها که عمده آن هم در جلسات امام حسین (ع) بر گزار می شد، اگر ماه رمضانی بود، محرم و صفری بود، عمده اش همین محروم و صفر و ماه مبارک رمضان بود، مدام برای مردم صحبت کردند، و رژیم هم می دید که اینها کاری نمی کنند، فقط می آیند روضه می خوانند و گریه می کنند برای امام حسین (ع)، ولی این روضه خواندنِ، این گریه کردنِ، این اشک ریختنِ دارد سرباز تأمین می کند، مردم روضه شان هم می خواندند، تلوزیونشان هم می دیدند، کارهای دیگرشان هم داشتند ولی جلسات امام حسینشان هم داشتند، سیاه پوشیدنشان هم داشتند، سینه زنی شان هم داشتند، خدا می گوید که حالا این را داشته باش، این محرم و صفر را داشته باش، ماه رمضان را داشته باش، در جلسه ی قبل گفتیم در روایتی از امام صادق (ع)، ایشان فرمودند زائر که می آید خدمت امام حسین (ع) می رسد خدا می فرماید که هر چه که از دهانش خیر بیرون می آید بنویسید، اما اگر چیز بدی از دهانش بیرون آمد و کار بدی کرد ننویسید، یک روایتی دارد فوق العاده مهم. « حُبُ علیٍ حَسَنَةٌ لا تَضُرُ مَعَها سیئهَ» عشق علی (ع) یک حسنه ای هست که اگر در دل یک کسی بیافتد گناه نمی تواند به او آسیب بزند، آن اصل هست، ولایت هست، دلدادگی به امام، و آمادگی برای فداکاری برای امام، به قول یکی از بزرگان فرق عابد و مسلمانی که ولایت دارد با ولایت ندارد در این هست که کسی که ولایت دارد مثل کسی است که در کشتی هست و به سمت ساحل می رود و حالا ممکن هست که در کشتی یک گناهی، معصیتی و خطایی هم انجام بدهد، ولی در مجموع با کشتی دارد به سمت ساحل می رود، و کسی که امام ندارد، ولّی ندارد مثل کسی است که کار بدی هم نمی کند اما در دریا هست، در دریا حرکتی به سمت ساحل نمی تواند انجام بدهد، کشتی ندارد، سفینه ای ندارد، خیلی فرق دارند این او با همدیگر برای همین اگر یک موقعی هم خطایی، معصیتی، چیزی از زائرها دیدید اصلِ کارشان را زیر سئوال نبرید، این خیلی قیمتی هست، بله انسان امر به معروف دارد، نهی از منکر دارد، خوب هست باید انجام بدهد، ولی حواست باشد این سربازهای امام حسین (ع)، و امام زمان (ع) کوچک نشوند در نگاهت، اینها چیز قدرتمندی دارند که هزاران آدمی که رعایت مسائل شرعی هم می کنند ندارند، این متن روایت هست، صریح، اینکه تا انسان حرکت کرد گناهانش ریخته می شود، آمرزیده می شود، پس زائری که زیارت می کند و به اینجا می رسد در یک نقشه ی بزرگی بازی می کند، چه بداند و چه نداند، طراحی طوری شده است که مردم بیایند به مجالس اهل بیت (ع) و در مجالس اهل بیت (ع) سرباز آماده بشود برای ظهور آقا امام زمان (ع)، در این پانزده سال لشکریان آماده شدند، وقتی که امام را به تبعیت می برند گفتند که آخر تو چه کسی را داری؟ سرباز داری، لشکر داری که ایستادی جلوی شاه و می خواهی که بجنگی؟ امام فرمود بله دارم، لشکریان من در گهواره هستند، یا در کوچه ها دارند بازی می کنند، من یک سال بعد از آن واقعه به دنیا آمدم یادم هست که تا سه سال، چهار سال، پنج سال در کوچه ها بازی می کردیم، دقت کنید که چه نقشه دقیق ریخته شده است و طراحی شده است، نقشه طوری طراحی شد تا انقلاب اسلامی اتفاق بیافتد، چون انقلاب اسلامی در نقشه ی خدا دیده شده است از اول، مردم ایران و انقلاب ایران هم در قرآن آیاتی داریم در موردشان و هم در ده ها روایت در مورد ایرانیها داریم، روایت معتبر داریم در موردشان، انقلاب ایران از اول در نقشه ی خدا بوده است لذا اهل بیت (ع) از اول یک طوری رفتار کردند که خودشان را به ایرانیها نزدیک می کردند، امیر المؤمنین (ع) از مدینه بلند می شود می آید مرکز حکومتش را جایی قرار می دهد که نزدیک باشد به ایران، مرکز حکومت مدینه بوده ولی بعد از حجاز می آید نزدیک به ایران، آنجایی که قرار است بعداً یک نقش بزرگی را برای خودش و خاندانش و پسرش بازی کنند بیاید نزدیک اینها باشد، که اشعث ملعون می آید به امیر المؤمنین (ع) می گوید تو همیشه ایرانیها را به ما ترجیح می دهی، امیر المؤمنین (ع) هم چندین روایت خیلی آبدار می گوید و در دهان اشعث می زند، یکی این هست که اگر قرآن به عجم نازل می شد یکی از عرب به آن ایمان نمی آورد، اما به « ولا کِن ما ُنزِلَ الی العَرب فَآمَنَ بِهِ العجم فَهاذا فَضیلةٌ العجم» به عربها نازل شد اما ایرانیها به آن ایمان آوردند، عجمها ایمان آوردند، و این فضیلت عجم هست، خُب نقشه بوده همه ی اینها برای انقلاب اسلامی، و بعد از انقلاب اسلامی برای ظهور امام زمان (ع)، هنوز هم این نقشه ادامه ندارد، بنابراین همه ی این لشگریانی که از کره ی زمین، همه جای زمین، شیعه و سنّی و مسیحی و کسان دیگر و پیروان دیگر که بلند می شوند و می آیند در مجالس امام حسین (ع)، در این راهپیمایی ها شرکت می کنند، اینها فهمیده و یا ناخداگاه دارند زمینه ی ظهور امام زمان (ع) را فراهم می کنند، این یک اصل هست، یعنی بازگشت خلیفة الله و پایان مرحله ی انتقام امام حسین (ع)، چون انتقام امام حسین (ع) به بازگشت امام حسین (ع) هست، به اینکه مختار برود و شمر و ابن زیاد و خولی و سنان را بکشد به اینها که نیست، آن یک جنبه ی حقوقی هست، ولی امام حسین (ع) از نظر شخصیت خودش خون خداست، یعنی امام هست که تضمین کننده ی جریان انسانی و رشد انسانی در جامعه است، وقتی که امام از جامعه گرفته بشود، یعنی خون خدا از جامعه گرفته شده است، عامل حیات بشری از جامعه گرفته شده است، و انتقامش هم به بازگشت عامل حیات انسانی است، لذا در زیارت عاشورا شما انتقام امام حسین (ع) را مشروط می دانید، خدا مشروط می داند چون حدیث قدسی هست، مشروط می داند به بازگشت امام زمان (ع)، « اَسئلُ الله اَن یَرزُقَنی طَلبَ ثارکَ مَعَ امامٍ منصور» طلب ثار باید با آمدن امام زمان (ع) صورت بگیرد، انتقام امام حسین (ع) با آمدن حسین زمان ماست که محقق می شود، لذا اگر کسی می رود و روضه می خواند، می رود در حرم امام حسین (ع)، مصیبتهای مختلف را می کشد، جانش می سوزد از آن همه مصیبت، اگر راست بگوید و غیرت داشته باشد باید موانع ظهور حضرت را برطرف کند، کمک کند اگر واقعاً انتقام حقیقی می خواهد، کمک کند به برطرف شدن این داستان که موانع بر طرف بشود، پس نگوییم چرا برای زیارت امام حسین (ع) چرا اینهمه ثواب ذکر کردند که « مَن بکاء اَو اَبکاء اَو تَباکاء وَجَبَت لهُ الجَنهَ» یک کسی که گریه کند و یا دیگران را به گریه بیندازد یا خودش را به گریه کردن بزند، بهشت بر او واجب می شود، برای اینکه حتی وقتی آدم گریه اش هم نمی گیرد این اظهار تأثر که انسان سرش را زمین بیاندازد و اظهار تأثر کند دارد در نقشه اتفاق می افتد و جهت می دهد که امام خمینی (سلام الله علیه) فرمود جبرئیل (ع) حضرت زهرا (س) را با انقلاب ایران دلداری می داد، این حرف خیلی مهم هست، اگر امام (س) نگفته بود کسی جرأت نداشت که این حرف را بزند، اگر کسی این حرف را می زد تکه تکه اش می کردند، جبرئيل (ع) با انقلاب ایران، احادیث و اخبار ایران حضرت زهرا (س) را دلداری می داد، انقلاب ایران در نقشه است، برای همین تولد پیغمبر(ص) که می شود به جای اینکه حوادث در مکه اتفاق بیافتد در ایران اتفاق می افتد، خیلی جالب هست، پیغمبر (ص) در مکه متولد شده است، کنگره های کاخ کسری در ایران می شکند، دریاچه های ساوه در ایران خشک می شود، آتشکده ی فارس خاموش می شود، چه ربطی هست بین آنها، امام فرمود یعنی چهارده قرن بعد از آمدن پیغمبر (ص) کنگره های کاخ ستم شاهی نابود می شود، انقلاب ایران توی نقشه ی خداست، امام امت، ما برایش حدیث داریم، چقدر در مورد قُم، مردم قُم، قیام مردم قُم داریم، فکر می کنید که همینطوری بوده که حضرت معصومه (س) آمده به قُم و همانجا هم به رحمت خدا رفته است؟ یک شخصیت برجسته ای مثل حضرت معصومه (س) که هیچ کس نمی تواند فضیلتش را حساب کند که امام صادق (ع) فرمود دخترم اگر اهل محشر را شفاعت کند خدا از او می پذیرد، یک شخصیتی که به درست اسمش را گذاشتند معصومه (س)، چون اسم گذاری آنها مثل اسم گذاری ما نیست، آنها روی حقیقت اسم انتخاب می کنند و می گذارند، اگر گفتند امام رضا(ع)، امام کاظم (ع) نیست، امام رضاست، رضا یعنی چه؟ در زیارت نامه اش می خوانیم، اینکه مرضی خداست و خدا بوسیله ی او خلق خودش را راضی می کند، مظهر رضای الهی است، پس معصومه (س) که می گویند این خیلی عظمت است، مگر همینطوری شوخی بوده است که ایشان بیایند در ایران و بعد برود در قم و بعد هم به رحمت خدا برود همین؟ نه، یا امام زاده های بزرگی که بوده پسر امام کاظم (ع) احمد بن موسی (ع)، برادرش یا خود امام رضا (ع) آمده به ایران، همه ی اینها نقشه ی خداست، و اینکه اهل بیت (ع) اینقدر به ایرانیها توجه داشتند، امامزاده ها سر ریز شدند در ایران پخش شدند، که با قبور مبارکشان پایگاه بزنند در ایران، مرکز تجمع بزنند، مرکز تربیت بزنند، تربیت انسانها، تمام اینها نقشه های دقیق خداوند تبارک و تعالی است، قرآن می گوید که حتی چه کسی شاه بشود، چه کسی ستمگر بشود، چه کسی رأی بیاورد، ما تعیین می کنیم نه اینکه با اختیار مردم منافات داشته باشد نه آن سر جای خودش، « فَکَذالِکَ نُوَلی بَعضَ ظالمینَ بَعض» ولایت ظالمین با ماست، و خدا نقشه ی خودش را عملی می کند، حالا هر کس با اختیارش آمد در نقشه ی خدا بازی کرد ثواب می برد و اجر می برد، هر کس با اختیارش به نقشه ی خدا کمک کرد اجر می برد، یک کسی ناخودآگاه هم بیاید اجر می برد اما خوش به حال کسی که آگاهانه می آید در نقشه، امام فرمود ملت ما، ملت گریه ی سیاسی است، یعنی از اول نقشه را امام می گوید، این گریه، یک گریه ی عادی نیست، این گریه و این اشک تمام ظالمین را از بین می برد، حالا عزاداری اربعین، راه پیمایی اربعین دارد آرام آرام سر و شکل خودش را پیدا می کند، تأمین لشگر مورد نیاز برای نبرد آخر الزمان، این اتفاق دارد می افتد، که حالا انشاالله در جلسه ی بعد می خواهیم یک مقدار دقیق تر می خوایم در مورد این موضوع بیشتر صحبت کنیم.

«والحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»