جلسه 018 - معاد
شماره جلسه
18
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1373
ماه
6
روز
20
متن کامل (خام) ‌ جلسه 018 - معاد

یک سلسله ایاتی در قرآن هست که حرکت موجودات رابصورت جدا گانه ذکر کرده . از جمله آسمان و زمین و انسان و جن ها و فرشتگان و حیوانات ودریا ها و کوهها و ماهو خورشید و ستارگان .

بحث امروز سیر اسمانها و زمینبه سوی معاد هست . چند تا آیه ـآوردند نویسنده محترم که میخوانیم

آیه 47و 48سوره ابراهیم ص 70 تا سطر 11

خود کلمه عزیز مهم است که چرا خداوند این کلمه را انتخاب کرده . در آخر آیه کلمه واحد و قهار داریم که اینها هر کدام معنای خاص خودش را داره قرار می گیرند در برابر خدای واحد یعنی خدا شریک نداره اما وقتی در باره احدیت صحبت می کنیم احدیت یگانگی خدا را می رساند یعنی این که همه چی او هست و تمام هستی اوست و تحت تسلط اوست .

نکته ای که راجع به آسمانها و زمین هست این است که بر خلاف پندار مردم نمی گوید اینها معدوم می شوند و چیزی از آنها نمی ماند بلکه می گوید زمین تغییر پیدا می کند و چیز دیگری می شود و آسما هم همین طور و حرفی ا ز نابودی نیست

بند آخر ص70 تا سطر 2ص71

برای زمین چهار حرکت از نظر علمی ثابت شده یک حرکت هم در فلسفه ثابت شده از نظر جوهری اما حرکاتی که هست یکی وضعی است که زمین به دور خودش در حرکت هست دیگر حرکت انتقال است که در ضمن گردش به دور خود به دور خورشید هم می گردد و حرکت سوم محوری است یعنی زمین به روی محور خودش مایل هست و حرکت آخر حرکتی است که در منظومه و در کهکشان داره . خورشید حرکت می کند و طبعاً سیارات هم این حرکت را انجام می دهند و علم این حرکت را در حدود 2 قرن است که ثابت کردند و قرآن کریم از اول فرمود خورشید به سمت مقر خودش در حرکت است بعد فهمید به سمت یک ستاره ای در شمال داره حرکت می کند یعنی شمال منظومه شمسی .

پس زمین هم یک حرکتی به سمت شمال منظومه داره که جدای از حرکت کهکشان نیست چون منظومه جزو کهکشان راه شیری است پس نتیجه می گیریم کل کهکشان در حال حرکت است . یک حرکت جوهری است که در فلسفه ثابت کردیم که زمین جوهراً در حال حرکت هست یعنی ماده آن ، آن به آن در حال حرکت هست و تبدیل و تحول صورت می گیرد .

از سطر5ص71تا سطر 10

بعضی از آیات را می فرمایدکه این آیات مربوط به همه مردم است و همه می توانند بفهمند در بعضی از جاها می فرماید آیاتی است برای صاحبان خرد هست و کسانی که فکر می کنند چون همه مردم که از هئیت و نجوم سر در نمی آوردند کسانی که یاد می کنند خداوند را در حال نشسته و ایستاده و خوابیده و اهل تفکر هستند در خلقت آسمانها و زمین وبعد می گویند خدایاما را بیهوده خلق نکردی پس پناه می بریم به تو و ما را نگاه دار از عذاب آتش نکته ظریف این جاست وقتی اینها می گویند خدایا با کل خلق نکردی ،متوجه جهنم می شوند و می گویند ما را از عذاب آتش حفظ کن .

اولاً چرا سبحانک آمده و بعد پناه از جهنم برده شده ؟ البته همه این را نمی گویند ، خیلی ها در خلقت آسمانها و زمین تفکر می کنند اما چه کسانی این جوری می گویند ؟ کسانی که اهل ذکر هستند قبلاً یعنی اول اهل ذکر هستند بعد کهنگاه می کنند می گویند وقنا عذاب النار شاید متوجه چیزی می شوند اما چه چیزی که وقتی نگاه می کنند به آسمان به خودش متوجه می شود و بعد عاقبت کار را می بیند و بعد پناه می برد به خداوند متعال .

از سطر 17ص71تا سطر 19

یعنی به محض این که کسی تفکر کرد و گفت اینها باطل است کافرشده

از سطر 20ص71تا آخر صفحه

مطلب بعدی این است کهدر معاد آسمان و زمین به غیر این آسمان و زمین مبدل می شوند .

از سطر 15ص 72تا سطر 20

این جمله که فرمود تا صورت ظاهر موجود که سرابی بیش نیست این کلمه سراب را در قرآن داریم که در مورد کوهها و زمین از دیدگاه آخرت بحث می کند می فرماید او یک سرابی بود .یعنی کوه و زمینی که شما می دیدید چهره واقعی زمین نبود بلکه چهره خلقی او بود ،چهره واقعی زمین قیامت معلوم می شود که روزی که زمین تبدیل می شود غیر از این تبدلی که داره .

جنبه وجه الخلقی خودش را از دست می دهد و جنبه وجه الهی خودش را پیدا می کند .

در داستان حضرت موسی علیه السلام هم داریم که موسی عرض کرد خدایا من می خواهم تو را ببینم البته موسی خودش می دانست که نمی شود خدا را دید اما قومش این در خواست را از او داشتند که ما ایمان نمی آوریم به تو تا این که خدا را واضح ببینیم بعد فرمود که اینها را جمع کن در کوه طور بعد خداوند تجلی در کوه کرد که کوه نابود شدوهمه در جا مردند و موسی بیهوش شد .

البته کوه سر جایش بود و در واقع پردهبرای اینها بکار رفته و اینها به گونه ای دیگر کوه را دیدند که همگی مردند . در سوره مبارکه فجر داریم که زمین متلاشی می شود یعنی صحنه قیامت متجلی شد

از سطر 22ص72تا سطر 27

بروز یعنی یک چیز مخفی بوده بعد بارز شده زمین و آسمان بارز می شوند الله واحد القهار . پس قبل از آن بارز نبودند و چهره آنها چهره خلقی و سرابی بوده

از سطر 18ص 73تا سطر 25

بحث بروز ها مربوط به قیامت است این نیست که برای خداوند بروز نیت بعد در قیامت بارز می شود بلکه خداوند حال و گذشته و آینده برایش یکی است برای او الان قیامت حاضر است وهمه چیزش پیدا خداوند دارد از قیامت به ما خبر می دهد این طور نیست که او منتظر قیامت باشد . نه تنها برای خداوند بلکه برای اولیاء خدا هم همین طور هست و آنها هم الان در قیامت هستند و ما فکر می کنیم که یامت بعداً اتفاق خواهد افتاد نه بلکه الان هست پس چطر اولیاء خدا از بهشت و جهنم افراد خبر می دهند و نفس در توسعه خودش می تواند برسد بهقیامت و قیامت خودش را ببیند

از سطر 26ص73تا سطر 5ص74

تبدل و تحول زمان شروعش ابتدای خلقت هست نمی شود معطل گذاشت خلق را اگرچیزی خلق شد پس هدف داره و به سوی حرکتش در حرکت است وبه محض خلق حرکت هم شروع شده .مبدا مسیرش معاد بوده و بروند تا برسند مجدداً به مبدا اما در نزدیکی قیامت اتفاقاتی می افتد که سرعت بیشتری دارند .

از سطر 6ص74تا سطر 15

مثلاً در باره کوه چند تا گزارش در قرآن هست و یا در باره زمین همین طور و آسمان و ستاره ها هم . بالاخره قضیه گزارش ها کدامشان اتفاق می افتد در قیامت مثلاً در باره زمین گسترده می شود یا متلاشی می شود یا آتش می گیرد می گوید همه اینها اتفاق می افتد اما هر کدام از اینها مربوط به مرحله ای از این تبدل هست و لذا بعضی از آیاتی که میخوانیم شروع قضیه دارد می گوید در بعضی مرحله متوسط را و در بعضی مرحله نهائی را می گوید

والحمد الله رب العالمین