بحث مان در جلسه ی گذشته به اینجا رسید که تسبیح همه ی موجودات عالم، به معنای حرکت عبودی است و این که در قرآن بیان شده که موجودات همه موجودات تسبیح خداوند تبارک و تعالی را می کنند و این تسبیح مداوم است و شب و روز انجام می گیرد منظور حرکت عبودی آنها هست و حرکتی که براساس آگاهی علم و عشق و طلب در موجودات هست، و تسبیح زبانی جزئی از حرکت تسبیحی و حرکت عبودی است. نه اینکه هر وقت گفت موجودات تسبیح می کنند یعنی سبحان الله فقط می گویند. درس مان به این آیه شریفه از سوره مبارکه احزاب رسید که فرمود یا ایها الذین آمنوالذکروالله ذکراً کثیرا... ای کسانی که ایمان آورده اید ذکر خدا را کثیر بگویید بسیار به یاد خدا باشید و سبحوه بکره و اصیلا و او را صبح و شب تسبیح کنید. درباره ذکر خدا که ما داریم، که هرچیزی در زندگی حدی دارد جز ذکر. یاد خدا و ذکر خدا حدی ندارد. در هیچ حالی انسان یاد خدا را نباید فراموش کند. حضرت موسی علیه السلام به خدا عرض می کند که من در بعضی از حالتها هستم که خجالت می کشم یاد تو را بکنم و اسم ترا بیاورم چه بکنم؟ خداوند تبارک و تعالی فرمود که ذکره علی کل حال حسن یا حسن کل حال یاد من در هر حالی نیکوست. شما در حالتهای مثل تخلی، دعا دارید. آنجا هم یاد خدا خوب است. علی کل حال حسن. به یاد خدا بودن یعنی به یاد مقصد بودن، نمی خواهیم وارد بحث ذکر شویم. در آیات گذشته به صورت کلی بیان می فرمود موجودات تسبیح خدا را شب و روز می کنند و خسته نمی شوند در این آیه، خطاب را آورده به انسانها و مومنین متوجه کرده و می فرماید که مومنین شما این گونه باشید ذکر خدا را کثیر بکنید و (و سبحوه بکره و اصیلا) شب و روز به تسبیح خدا بپردازید یعنی چی؟ یعنی شب و روز تسبیح به دست بگیرید و ذکر بگویید، بگویید سبحان الله سبحان الله سبحان الله... ذکرهای دیگر بگویید؟ منظور این است؟ قطعاً این نیست یعنی حرکت تسبیحی تان را انجام بدهید حرکت تسبیحی که سایر موجودات انجام می دادند شما خودتان را در روند حرکت تسبیحی خودتان بیندازید ویژه انسانها، در جلسه گذشته خواندیم به این نکته رسیدیم قبل از این آیه نویسنده محترم، حفظه الله تعالی فرمودند که بنابراین تسبیح و حرکت تسبیحی همان کل حرکت عبودی است و نه گوشه ای از حرکت عبودی، در قبل از آن می فرماید که پیداست که منظور از تسبیح شبانه روزی آنها همان حرکت عبودی آنان است که براساس عشق انصراف و انقطاع از همه اغیار و حتی از خود، حتی از خودتان، و حرکت به سوی او و خواست لقا او وصال او و طبعاً که چون عشق است خستگی و ملالت و فتوری نخواهد داشت. در تسبیح موجودات یعنی چی، یعنی همه موجودات براساس آگاهی، علم و عشق و طلب به سمت خدا حرکت می کنند خواستن خدا انصراف از غیر خدا انقطاع از غیر خدا این آن حرکت تسبیحی است یعنی در واقع همان حرکت تکاملی انسان اگر خودش را در جهت، رشد خودش رشد ویژه خودش انداخت حرکت تسبیحی شروع شده، اینکه گفت و سبحوه بکره و اصیلاً شب و روز صبح و شام به یاد خدا باشید، این یعنی که شما در زندگی تان طوری کنید که صبح و شام تان تمام اوقات تان، در حرکت تسبیحی باشید. نسبت یادتان است نسبت دنیا به آخرت مثل نسبت رحم مادر است به دنیا. در آن جا این نکته را عرض کردیم که جنین، اگر بخواهیم حرکت تسبیحی را مثال بزنیم می توانیم حرکت جنین را مثال بزنیم جنین متحرک است یعنی دارد حرکت می کند از رحم مادر یعنی از زمانی که نطفه تشکیل می شود حرکت می کند به سمت یک هدف ویژه، هدف ویژه چیست یعنی تولد سالم به سمت دنیا، تحصیل شرایط زیستی ثابت دنیا، پس یک متحرک داریم یک هدف داریم یک زمینه حرکت داریم کجاست زمینه حرکت؟ خود رحم است در خود رحم این حرکت صورت می گیرد. متحرک است چی است؟ یعنی مسبِّح است حرکت تسبیحی جنین یعنی این. در تمام مدتی که در رحم مادر است حرکتش حرکت تکاملی است به سمت هدف خودش دارد حرکت می کند لذا در هیچ دو روزی یکسان نیست یعنی در روز اول که نطفه تشکیل می شود فردا اگر کسی بتواند عکس برداری کند می بیند که در حالت دیگر پس فردا در حالت دیگر است این عکس برداری هایی که در جنین می کنند روز به روز تغییر می کند در هیچ دو روزی یک حالت نیست. برای همین مقام می گیرد یعنی در عالم حرکت خودش مقاماتی را طی می کند یک زمان مقام نطفگی دارد، یک زمان مقام عقلگی دارد، مقام مضغگی پیدا می کند مقام می گیرد وقتی مقام می گیرد یعنی صاحب کمالاتی شده که در قبل نبود و یک کمالات دیگر هم در انتظارش است که باید به آنها برسد. این مقام دارد می گیرد یعنی هیچ دو روزی در یک حالت نیست. این می شود حرکت تکاملی حرکت تسبیحی یعنی این وقتی می گوییم سبحوه بکره و اصیلا خداوند می فرماید مومنین این طوری باید باشند که خدا را شب و روز تسبیح کنند یعنی مومنین شب و روز در حرکت تکاملی خودش باشند. از عمرش به خصوص جوانی اش طوری استفاده کند که روز به روز به آن هدف نزدیکتر شود. روز به روز به آن هدف نزدیکتر شود این می شود سبحوه بکره و اصیلا یاد خدا بودن در صبح و شام و حرکت تسبیحی انجام دادن، براساس تعریفی که از تسبیح کردیم یعنی همین. یعنی شما اینگونه حرکت بکنید.
بعد اینجا وقتی می گوید حرکت کنید یعنی چی سبحوه؟ یعنی راه بیفتید در این حرکت تکاملی بیفتید خود این یعنی چندتا چیز را به ما می گوید می گوید که اولاً باید حرکت کرد نباید متوقف بود، چند مرحله برای اسلام داریم، یک مرحله مرحله عقب گرد، و برگشت است قهقراست، در اسلام گناه کبیره شمرده شده است یکی از گناهان کبیره التعررو بعد الهجره است یعنی انسان بیاید در محیط اسلامی و بعد برگردد به یک محیط دیگری روحیه اش عوض شود عقب نشینی بکند و آن چیزهایی که یاد گرفت عمل نکند. برگردد برود مثل افراد نادان جاهل زندگی کند. اطلاعاتش کمکش نکند. معلوماتش کمکش نکند. مثلاً ما که اینجا نشستیم بعد برویم مثلاً در یک جامعه ای که هیچ بویی از دین نبرده مثل آنها شروع کنیم زندگی کردن، کانه ما هیچ چیز نمی دانیم یعنی عقب گرد. در روایت این مرحله اول است قهقهرا و عقب گرد. در روایت می فرماید که اگر کسی دیروزش بهتر از امروزش باشد ملعون است. ملعون است یعنی مورد خشم خداست. چرا این خشم خداست؟ تا حالا باید فهمیده باشیم که ظهور خشم در کجا ظاهر می شود؟ خود ماست یعنی ما خود دچار بدبختی می شویم. عقب گرد داریم می کنیم عوض اینکه حرکت تکاملی انجام بدهیم. مثل اینکه یک جنینی که در رحم مادر دارد صاحب اعضا می شود یک دفعه یک چیزی اتفاق بیفتد که اوضاعش از همدیگر بپاشد و متلاشی شود خوب عقب گرد است خوب این همه کمال کسب کرده از دست داده همه اینها را. مرحله بعد توقف است، پس قهقهرا و حرکت به عقب ممنوع، مرحله بعد است که توقف داشته باشد انسان ودر جا بزند می فرماید در جا زدن هم ممنوع، من ساواه یوماه فهو مغبون کسی که دو روزش یک جور باشد این مغبون است یعنی باخته است کلاه سرش رفته، جنین هیچ دو روزش یک جور نیست یکسره در حرکت است و کمال کسب می کند، رشدی می کند، می گوید اگر کسی دو روزش مساوی بود باخته است هر روز انسان باید حرکت تکاملی اش را انجام دهد هر روز باید انسان نزدیکتر شود. طی بکند، پله به پله باید بیاید بالا. پس توقف هم ممنوع. این دوتا را داریم دور زدن ممنوع، دور نزنید، یکی توقف ممنوع این دو علامتی که در راهنمایی رانندگی است در دین هم برای انسان گذاشتند، مرحله ی بعد حرکت است، از ما خواستند شما حرکت کنید، اما حرکت چطوری خواستند از ما انجام بدهیم؟ حرکت را گفتند با سرعت انجام دهید. یعنی اینجا دیگر برای انسان سرعت ممنوع نیست. در مسائل دینی و معنوی سرعت ممنوع نیست با سرعت انجام بدهید عجله در کارهای دیگر بد است اما در حرکت تکاملی انسان باید عجله کند و وقت را نباید تلف کند از وقت نهایت استفاده را بکند. از حرکت تکاملی یکی اش نماز خواندن است در نماز عجله کنید منظور این نیست. کل حرکت در انسان باید وقت را تلف نکند قدر وقت را بداند. سارعوا الی مغفره من ربکم و جنه عرضها کالعرض السماء و الارض... سرعت بگیرید به سوی مغفرت پروردگار خودتان و بهشتی که اندازه آن به اندازه همه آسمان و زمین است. سرعت بگیرید یعنی شل شل حرکت نکنید. حالا من مثلاً بعد از چند ماه یک دانه نوار گوش کردم یک کتاب خواندم دلم خوش است که دارم این کار را می کنم نه باید حالت گرفتنم سریع باشد مداوم باشد قطع نشود ارتباطم با تغذیه ام، من یادم رفته شام بخورم، می گوییم همچین چیزی؟ چرا یادمان نمی رود اینها چون نیاز داریم. روح را اگر طوری تربیت کردی که خودش اعلام کرد خودش اعلام می کند که الان غذا می خواهم باید بدهی ارتباطت با منبع تغذیه ات قطع نمی شود برای همین می گوید اذکرواالله ذکراً کثیرا به یاد خدا بودن همین است انسان ارتباطش با منبع قطع نمی شود در این باره توضیح خواهم داد.
نکته بعد مرحله چهارم مرحله سبقت است می گوید نه تنها اهل سرعت باشد بلکه اهل سبقت باشید از دیگران جلو بزنید در قرآن داریم دعا می کند خداوند اجعلنی للمتقین اماما خدایا ما را امام متقین قرار بده نه تنها با تقوا باشیم بلکه امام و رهبر و الگوی متقین باشیم. وجعلنی للمتقین اماما در دعای ماه مبارک رمضان هر شب می خوانیم ان تنتصر بی لدینک و لا تستبدل بی غیری خدایا می خواهم تو دینت را به وسیله من یاری کنی، و کسی را هم جای من نگذاری، یعنی من از قوی ترین سربازان تو باشم موثرترین سرباز امام زمان باشم، یا علی علیه السلام در دعای کمیل عرض می کند به خدای تبارک و تعالی عسر الیک فی میادین السابقین سرعت بگیرم در میادین سبقت گیرندگان یعنی من در آن سبقت گیرنده ها سرعت بگیرم و بروم، یا اقربهم منزله باز در عای کمیل عرض می کند منزلت من نزدیکتر باشد به تو یعنی دلم را خوش نکنم که در راه هستیم الحمدلله داریم می رویم خدارا شکر، نه سرعت، و سبقت، سبقت بگیرید. این هم یک نکته، چه سبحوه بکره و اصیلاً یعنی شب و روز، شب و روزی که با حرکت و شور نشاط و سرعت و سبقت توأم باشد. نکته ای که لازم است توضیح بدهم این است که ما حرکت باید انجام بدهیم و حرکت مان باید سریع باشد، در حرکت سریع ما دو چیز را نیاز داریم یکی این که قبل از حرکت ما به شناخت و آگاهی نیاز داریم ما من حرکته و الا انت محتاج فیها بمعرفه هیچ حرکتی نیست که برای انجام آن نیاز به شناخت داریم. باید مسیر را خوب بشناسیم چون قرار است تند برویم و مسیر را نشناسیم نشناختن سرعت مسیر را کم می کند. این که مسیر را خوب بلد است زود می دود می رود می بیند که راهش بسته است راه های فرعی را بلد است از یک راه فرعی خودش را به مقصد می رساند گیر نمی کند شناخت این تأثیر را دارد نکته بعد این است که موانع راهش را هم انسان باید بشناسد که بتواند سرعت بگیرد بعضی ها با شور و شوق می آیند و بعد برخورد می کند به یک مانع و توقف می کند یک ذره زور می زند این مانع را رد می کند ماه سوم و چهارم و پنجم می گوید خسته شدم نمی توانم، چیزی که به کار می آید بینش و آگاهی است وقتی که موانع ایجاد می شود همه ما مانع داریم هیچ کس نیست که مانع سر راهش ایجاد نشود وقتی مانع ایجاد شد با شناخت با پتک شناخت، با پتک معرفت بتواند مانع را از بین ببرد. و فرار کند در دروس معرفت نفس که خوب غالب دوستان شرکت می کنند راه های جا گذاشتن بعضی از موانع را خدمت تان عرض کردم یک سلسله موانع است شما نباید با آن برخورد کنی باید جایش بگذاری، یعنی این طوری نیست که آلوده شوی و خودت مانع را بخواهی کنار بزنی و زور بزنی که حالا مانع را باید کنار بزنی نه باید از رویش بپری. کی می داند کدام اصل است پریدن از مانع؟ یادتان است راهنمایی کنم، در روانشناسی عاقل گفتیم این را، تغافل و تجاهل، نصف العاقل احتمال و نصف التجاهل، نصف شخصیت عاقل تحمل است باید تحمل کند، نصفش تغافل و تجاهل است خود ندید گرفتن، یکی از موانع برای حرکت ما همین نفس خودماست چرا من را دعوت نکردند چرا با من اینطوری برخورد کردند، چرا اینطوری شد چرا آنطوری شد پس من چی، هی من من من ... اینطوری کردند آن طوری کردند این منیت ما، این که یک انتظارات خاصی داریم در ارتباط با دیگران، نمی توانیم ندید بگیریم ناراحت می شویم حسود می شویم همه اش مانع ایجاد می کند نمی گذارد ما حرکت کنیم تا بخواهی حلش کنی می بینی عمر گذشت، خیلی وقت ها باید ندید بگیرید. شما یک جایی داری یک کار مهمی داری داری می دوی یک دفعه می بینی ده تومانت از جیبت افتاد در جوی آب، می ایستی دست می کنی در جوی آب تا ده تومان را دربیاوری؟ صبر نمی کنی، دیرت است، حالا من بایستم خودم را گند بزنم که چرا .... تو چرا آن موقع با من اینطوری برخورد کردی. چرا اینطوری شد. و خیلی چراهای دیگر. ما بخواهیم صبر کنیم خیلی کلاه سرمان می رود بسیاری از عصبانیت ها و خشم ها و جوش خوردن ها و حرص خوردن ها، برخورد کردن به ما به دل گرفتن ها خیلی از آن موانع است که باید جا گذاشت نباید با آن برخورد کنی یا برش داری یک سری مانع است انسان باید برش دارد یک سری موانع است انسان باید از رویش بپرد. مانع سر جایش است تو باید از رویش بپری بروی. نه من تا این مسئله حل نشود ول نمی کنم، تا ندانم این طوری است من باید این قضیه را حل کنم و درست کنم و حالا وایستا و درست کن وقت خود را تلف کن خود را آلوده کن. چرا می گویند جواب الاحمق السمت جواب احمق سکوت است. بخواهی برخورد کنی با احمق نادان و مسئله حل کنی این احمق است نمی فهمد آلوده می شوی، برای همین به یادگیری و علم قبل از حرکت اهمیت زیاد دادن، اینکه حضرت فرمودند من دوست ندارم ببینم جوانی از جوانان شیعه را مگر اینکه در این دو حالت باشد یا دینش را یاد گرفته باشد یا در حال یادگیری دینش باشد و قسم می خورد امام صادق علیه السلام که اگر غیر از این دو حالت باشد سکن النار والذی بعث محمد بحق، داخل آتش می شود قسم به کسی که پیغمبر را مبعوث کرده یعنی رد خور ندارد جوانی که در حال یادگیری مسائل دینی اش نباشد یا در قبلاً یاد نگرفته باشد خودش را مسلح نکرده باشد همینطوری ادامه بدهد بدون یادگیری، خیلی تبعات منفی روحی ایجاد خواهد کرد. که باید جواب بدهیم. الاطعیت بشاب من شبان الشیعه... اگر جوانی از جوانان شیعه را بیاورند پیش من که تحصیل علم نمی کند تفقه در دین نمی کند با شمشیر او را خواهم زد اینقدر مهم است که تحصیلش را برای همه واجب کردند طلب العلم فریضه علی کل مسلم، برای هر مسلمانی واجب است بلد باشد یاد بگیرد لا خیر فی من لا یتفقه من اصحابنا هر یک از اصحاب ما که تفقه در دین ندارد خیری ندارد این همه روایت برای چی است برای این که ما اصلاً در حرکت تسبیحی و حرکت انسانی خودمان نیاز به آگاهی داریم من بروم شیمی و فیزیک یاد بگیرم و بروم دانشگاه در رشته های مختلف لیسانس و فوق لیسانس بگیریم در تسبیح من تأثیری چندانی ندارد شاید بتواند کمک کند، اما کار اصلی را نمی تواند بکند کار اصلی اطلاعات مخصوص است دلم را خوش کنم که در فلان رشته من لیسانس گرفتم دکترا گرفتم فایده ای نخواهد داشت بی خود دلم را خوش کردم،ان الله تبارک و تعالی یبغض کل عالم بالدنیا و جاهل بالاخره خداوند تبارک و تعالی هر عالم به دنیا و جاهل به آخرت را بدش می آید مبغوض می دارد دشمن می دارد هر عالم به دنیا که جاهل به آخرت است چون حرکت تسبیحی اطلاعات ویژه خودش را می طلبد من با فیزیک و شیمی و فلسفه و جامعه شناسی نمی توانم حرکت تسبیحی ام را انجام دهم من باید آنچه را که نیاز دارم در برخوردها و ارتباطات خودم باید آن مسائل را یاد بگیرم. این در مورد سبحوه بکره و اصیلا.
نکته ی بعد می فرماید یاد حضرت حق به صورت یاد مقصد اصلی و مطلوب واقعی به دنبال خود تسبیح و حرکت تسبیحی و عشق و گذر از همه و طلب او و لقای او را می خواهد ببینید چقدر زیبا می فرماید. دقت کنید اذکروا الله ذکراً کثیرا یاد خدا را زیاد بکنید یاد خدا را کردن نه اینکه یاد خدا در هر صورتی آن فایده کامل را ندارد، بعد یاد خدا باید به صورت مقصود اصلی مقصد اصلی و مطلوب واقعی باشد. من یک موقع می آیم یاد خدا را می کنم و چهل شب می روم مسجد جمکران و یاد خدا و یاد امام زمان را می کنم اما از یاد خدا و امام زمان چی می خواهم مثلاً می خواهم خدا شفا بدهد بدهکاری ام را رفع کند بچه ام را شفا بدهد، یک زن خوب مثلاً گیرم بیاید، مشکل خانه ام حل شود این یاد خدا است اما به صورت مقصد واقعی و مطلوب حقیقی نیست خدا را می خواهم برای اینکه مشکل دنیایم را حل کنم یاالله زیاد می گویم توسل زیاد می کنم یا زهرا یا حسین زیاد می گویم اما یا زهرا می گویم یا حسین می گویم نه برای حضرت زهرا و نه برای امام حسین نمی خواهم تقربی پیدا کنم می خواهم مزد بگیرم گریه می کنم ده شب، زیارت عاشورا می خوانند ده روز روز دهم می گویند ما مزد می خواهیم بچه را شفا بده چه کار کن چه کار کن ... نه که این مسائل مان را از خدا نخواهیم باید از خدا بخواهیم، فرمود موسی علیه السلام که تو حتی علف شترت و نمک طعامت را از من بخواه، و نمک سفره ات را غذایت را از من بخواه، ما حتماً این چیزها را خدا بخواهیم اما نه این که این یاد خداست ما یاد خدا را باید به صورت ویژه هم داشته باشیم. به عنوان مقصد اصلی و مطلوب حقیقی، یعنی خدایا من دستم را می برم بالا می خواهم با تو حرف بزنم بله مشکلاتی هم دارم اما نه، ما وقت و زمانی بگذاریم با خدا به عنوان مطلوب واقعی حرف بزنیم. ما واقعاً این طوری هستیم؟ یاد خدایی که می کنیم به صورت مطلوب واقعی می نشینیم ده دقیقه خدایا من فقط با خودت جدای از اینکه من تقاضایی داشته باشم یا نداشته باشم هیچ چی، خودت را میخواهم ده دقیقه می خواهید پیش یک شخصیت بنشینید بگویید من می خواهم دستش را ببوسم هیچ چیز از شخصیت نمی خواهم فقط می خواهم 5 دقیقه ببینمش فلان ولی خدا، و کمبود یا عدم معرفت با خداوند اینطوری نیستیم یعنی نمی گوییم با خود خدا، یک ده دقیقه ما را راه بده با خود خدا حرف بزنیم هیچ چیز نمی خواهیم، ذکر بگوییم 5 دقیقه، یک ساعت، برویم امام رضا نرویم آنجا بگوییم مشکل ما را حل کن، بگوییم دوست داشتیم بیاییم دورت بگردیم دوست داشتیم بیاییم طواف کنیم زیارت کنیم عرض ادب کنیم و پابوسی کنیم و برویم کاری نداریم چیزی نمی خواهیم حرم برویم همینطور نماز بخوانیم ذکر امام زمان علیه السلام کنیم با خدا همینطور، یا دنیایَ و آخرتی یا جنتی و نعیمی در مناجات خمس عشر مناجات مریدین این را می خوانیم ای دنیا و آخرت و بهشت و نعمت من همه چی من تو هستی نعمت من دنیا و آخرتم و بهشتم خودت هستی. ما مثلاً اینطوری حرف بزنیم با خدا دلمان تنگ شود برایش در این مسخره های روزانه، آدم هر چقدر کار کند هرچقدر هم خسته شود می گوید خوب برویم یک سری به زن و بچه بزنیم دلمان برایشان تنگ شده پدر و مادرمان، اصلاً ما می رویم سر بزنیم. نمی گوییم که حالا برویم از بابا پول بگیریم، این را نمی گوییم که. برویم ببینیمش، مادرمان را ببینیم، بچه و همسرمان را ببینیم، از این گرفتاری ها روزانه بگوییم دلمان تنگ شده برای خدا، امروز جمعه است دلم برای امام زمان تنگ است. دم غروب بنشینم من یک حرفی بزنم و زیارت عاشورایی بخوانم، مجلس روضه امام حسین است ادب کنم برای خودم دوست داشته باشم مناجات با سیدالشهدا را، نگویم من چیزی نیاز ندارم، اینکه معامله کرده خودشان را مقصود به صورت مقصود نگاه کنیم خداوند تبارک و تعالی را عبدک فداک این چه جمله ای است حضرت سجاد می گوید بنده ات فدایت شود
کجایی من شوم چاکرت چارقت دوزم کنم شانه سرت
این طوری بگوییم دورش بگردیم خودش را همانطوری بخواهیم و دوست داشته باشیم نه برای بهشتش به صورت مقصود اصلی این معنی لا اله الا الله است. هیچ الهی نیست جز الله، دلبری نیست جز او، آدم وقتی این طوری شد آن وقت این زبان حالش می شود که مرحوم الهی قمشه ای رحمه الله علیه:
گر من فقیرم هر شبی دارم ز یارب یا ربی جشنی نوایی مطربی کمتر ز سلطان نیستم
او این را سلطنت می داند حکومت می داند برای خودش. من خیلی وضعم خوب است که راه می دهند به بارگاه سفت می گیرد این دارایی را که از دست ندهد این دارایی را. انس با رب العالمین خیلی دارایی بزرگی است، اصلاً می گویند انسان را خدا آفریده و کلمه انسان را می گویند و انسان رامی خواهند معنای واقعی کنند بعضی از بزرگان انسان از انس آمده. یک موجودی که می تواند با خدا انس بگیرد. در تعریف انسان این همچین چیزی گفته شده که می تواند انس بگیرد با خدا، به مقام انس با خدا برسد. خدایا چه کس است من ذالذی ذاق محبتک چه کسی است که مزه محبت ترا بچشد و غیر ترا آرزو کند. این لذت خوب است بیاید برای انسان به هر حال حرکت تسبیحی به صورت کاملش این است که خدا مقصود اصلی باشد و مقصد واقعی باشد نه بهشت، حتی. و نه نرفتن به جهنم حتی، هرچند آن هم خوب است و انسان برای ابد نجات پیدا می کند وقتی به جهنم نرود و به بهشت برود اما این حرکت تسبیحی کامل نیست. یاد حضرت حق به صورت یاد مقصد اصلی و مطلوب واقعی به دنبال خود تسبیح و حرکت تسبیحی و عشق و گذر از همه و طلب و لقا او را می آورد یعنی باید یاد کنید خدا را، به عنوان چی یاد کنی؟ به عنوان مقصود اصلی یادش کنی، تا چه بشود؟ تا به دنبال خودش هم تسبیح بیاورد هم حرکت تسبیحی بیاورد، هم عشق و گذر از همه و هم طلب و لقای او را بیاورد یعنی این طی کردن این مسیر عشق و عاشق شدن زمان می طلبد و تلقین می خواهد باید هی یاد کنیم، گر میسر نیست بر من کام او / عشق بازی می کنی با نام او. می گویید لا اله الا الله، اولش هم ما دروغ می گوییم، ولی باید گفت. همین دروغ را هم باید گفت، تا کم کم راست در قلب ما رسوخ پیدا کند. یاد کنیم اینجاست که قبلش فرمود اذکروالله ذکراً کثیرا و سبحوه بکره و اصیلاً یعنی یاد کنید بعد حرکت تسبیحی تان تأمین می شود آن وسایلش جور می شود، فقط یاد خدا را از دست ندهید یاد خدا به عنوان مقصد واقعی، یاد خدا خیلی تأثیر دارد مجالسی که انسان را به یاد خدا می اندازد دوستانی که انسان را به یاد خدا می اندازد مکان هایی که انسان را به یاد خدا می اندازد و این یک دوره تلقین می خواهد یعنی انسان باید یادش باشد که قلبش نیاز به تلقین دارد یعنی خودش را بیندازد در این مجرای این طوری، یعنی می روی حرم حضرت رضا علیه السلام می روید ما هم می آییم، برویم. یا قم می روید ما هم می آییم، برویم یک زیارت عاشورایی بخوانیم، نفهمیم که بغل گوش ما زیارت عاشورا دارد برقرار می شود خیلی بی توجه از کنار این رد شویم. در آیه اول امر به ذکر حضرت حق می کند و در آیه دوم امر به تسبیح مداوم و متصل پیداست که منظور از تسبیح همان عبودیت و کل حرکت عبودی است و نه قسمتی از حرکت عبودی، و عبادت عبارت باشد از یاد حق به پاکی و سبحان الله گفتن به طوری که گذشت تسبیح به این معنی قسمتی از تسبیح کلی و حرکت تسبیحی است و انسانی که در حرکت تسبیحی است خدا را به پاکی هم یاد خواهد کرد. آیه 130 سوره مبارکه طه و سبح بحمد ربک قبل طلوع الشمس و قبل غروبها و من آناء اللیل و سبح و اطراف النهار لعلک ترضی. می فرماید که تسبیح کن به حمد پروردگارت قبل از طلوع شمس و قبل از غروبش و از قسمتهایی از شب، تسبیح کن و قسمت هایی از روز، شاید که راضی شوی.
در این آیه خطاب به رسول اکرم صلی الله علیه و آله سلم است و به عمد آن حضرت امر می کند به تسبیح به حمد بپردازد و قبل از طلوع شمس و قبل از غروب و قسمت هایی از شب و قسمت هایی از روز را به تسبیح مشغول باشد، تا شاید که راضی باشد. این لعلک ترضی یک معنی ظریفی هم دارد که الان از حوصله مان خارج است. ولی لعلک ترضی آمده بعضی از مفسرین گفتند یعنی که به مقام شفاعت راضی شوی. یعنی اینکه تو به مقام شفاعت راضی شوی. خوب، بعضی از بزرگان ما گفتند یعنی فقها از این آیه در فقه استفاده کردند برای نمازهای 5 گانه، یعنی این آیه قبل از طلوع خورشید قبل از غروب قسمتی از شب، و اطراف نهار، این را نمازهای 5 گانه منظور است این را گفتند بعضی از فقها، که خوب درست هم است به جای خودش. ناگفته نماند که استنتاج و استنباط فقهای عظام هم معید همین برداشت است که گفته شد یعنی معید این است که تسبیح به معنی مطلق عبودیت است زیرا که بر اساس برداشت و استنباط فقهای شیعه منظور از تسبیح در اوقات ذکر شده همان نماز های یومیه است و وقتی نمازهای یومیه از مصادیق تسبیح است و به آنها تسبیح اطلاق شده است طبعاً منظور از تسبیح همان حرکت عبودی و عبادت است نه قسمتی از آن، و سبحان الله گفتن فقط. زیرا که عبودیت همان گذر از اغیار و عشق به او، و حرکت به سوی اوست و این همان تسبیح و حرکت تسبیحی است. در صفحه 40، می فرماید که این ها نمونه هایی از آیات قرآنی بود و غیر از این ها آیات و احادیث زیادی هم وجود دارد دال بر اینکه تسبیح به معنی حرکت عبودی و گذر از همه چیز و خواستن لقا و وصال حضرت حق است. حال این حرکت عبودی به چه صورتی باشد فرقی نمی کند. و همه حرکت تسبیحی است و تسبیح او چه به صورت نماز باشد چه به صورت ذکر باشد چه به صورت روزه باشد چه به صورت جهاد اکبر یا جهاد اصغر باشد و چه به صورت سبحان الله گفتن و یا به پاکی یاد کردن او باشد بالاخره هر حرکت عبودی از هر نوعی باشد در مجموع حرکت تسبیحی وتنزیهی است و همه خلاصه می شود در خواستن حضرت حق، زیرا که او خواستنی است و کنار زدن غیر او زیرا که غیر او همه ناقص و فقیر و محتاج و از اوست و سزاوار خواستن نیست. و جدتک اهلً للعباده از جمله علی علیه السلام عرض می کند به خداوند که من ترا به خاطر ترس از جهنم یا شوق بهشت عبادت نمی کنم بلکه ترا اهل عبادت یافتم یعنی اصلاً همانطور که عرض کردم تسبیح دو رکن دارد یکی از ارکان تسبیح این است که انسان معشوق و مطلوب و کمال مطلق را پیدا کند و یکی این که بفهمد که غیر از او در نزد کسی کمالی وجود ندارد. هم خدا را می شناسد و هم غیر را خوب بشناسد. که غیر از تو هیچ کمالی ندارند علی علیه السلام می فرماید که من می بینم که هیچ کس جز تو لیاقت این را ندارد که من عبادتش را کنم همه وابسته به تو هستند به همه اشعه تو تابیده من چرا آنها را عبادت کنم هر کمالی دارد هر جا و هر کس کمالی دارد همه از تو گرفتند و فقط تویی که اهل عبادتی و من فقط عبادت را برای این می خواهم. وجدت اهل للعباده، بعد این عبادت الاحرار است در پرانتز دارد عبادت الاحرار یعنی عبادت آزادگان، این عبادت آزادگان است، در مقابل عبادت بردگان که برای ترس از جهنم است یا عبادت تجار که برای شوق به بهشت است. نکته آخر این است که نکته ظریفی را که فرمودند این است که مطلق کارهایی که ما داریم انجام می دهیم و تحت تدبیر و ولایت خداوند تبارک و تعالی است این حرکت عبادی و تسبیحی است یعنی من باید بدانم که وقتی دارم با بچه ام می خندم، کنارش نشستم دست به سر و گوشش می کشم به درس هایش نگاه می کنم اگر نیاز دارد نقاشی اش را ببینم نزنم به ذوقش، ببینم نقاشی اش را، این حرکت تسبیحی است چون وظیفه ام است با بچه ام درست رفتار کنم با همسرم هستم این حرکت تسبیحی است، می خوابم که رفع نیاز کرده باشم حرکت تسبیحی است می خورم برای اینکه توان تهیه کرده باشم حرکت تسبیحی است. با دوستانم می گویم و می خندم و لبخند می زنم مزاح می کنم حرکت تسبیحی است درس می خوانم حرکت تسبیحی است. به دانشگاه می روم برای خدا حرکت تسبیحی است کسب تخصص می کنم حرکت تسبیحی است. جهاد می روم حرکت تسبیحی است زن شوهردار در منزل اطاعت امر شوهرش را می کند حرکت تسبیحی است غذا درست می کند برای شوهر، حرکت تسبیحی است. بچه را تربیت می کند بزرگ می کند حرکت تسبیحی است یعنی زندگی براساس بایدها و نبایدهای دینی زندگی براساس دستور خداوند و رضایت او، می شود حرکت تسبیحی. و با توجه به مختصات شخصی خودم یعنی خداوند در من و از من در این برهه از زمان چه انتظاری دارد من همان کار را کنم این می شود حرکت تسبیحی این خیلی مهم است.
یک موقع است از من انتظار دارد شمشیر را بگذارم زمین قلم به دست بگیرم. کار علمی کنم، این حرکت تسبیحی است اگر شمشیر به دست بگیرم دیگر حرکت تسبیحی نیست آنجا حرام است شمشیر به دست بگیرم. یک وقت می گوید نه قلم را بگذار شمشیر به دست بگیر آنجا باید شمشیر به دست بگیرم. به هر حال حرکت تسبیحی حرکتی است که در آن ناخود ضعیف می شود روز به روز و خود غلبه می کند. حرکت تسبیحی هر مقدار انسان پیش می رود به ناخودش فشار می آید یعنی نقش خود انسان نقش منیت و شیطان انسان و نفس انسان روز به روز در آن کمتر می شود تا می رسد به جایی که محو شود این می شود حرکت تسبیحی. خداوند به حق محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم به همه ما توفیق عنایت کند که حرکت خوبی به سمتش انجام بدهیم.
این دعا خیلی دعای خوبی است امام سجاد علیه السلام در دعای مکارم می فرماید: که واکفنی ما شغل للاهتمام به، واستعملنی بما تسئلنی غداً عن خدایا من را به کاری وادار کن که فردای قیامت از آن سوال می کنی و استغفغر ایامی ما .... و اوقات و ایام من را در جهت چیزی که برایش خلقم کردی بگذران. این می شود حرکت تسبیحی.
والحمدلله رب العالمین