جلسه 002 - معاد
شماره جلسه
2
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1373
ماه
1
روز
28
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - معاد

معاد 28/1/73

جلسه گذشته مبحث کلیات معاد را آغاز کردیم و دلائل کلیات معاد را از قرآن چند تا را در خدمت برادران عرض کردیم. مطلب به اینجا رسید که از نظر قرآن، معاد اختصاص به انسان ندارد و همه موجودات کل خلق دارای معاد هستند و بازگشت می کنند. البته بحث هایی هم اینجا است از نظر علمی و از نظر فلسفی که آنجا چه در مسائل علمی علوم تجربی و چه در مسائل فلسفی در هر دو علم ثابت شده که جدای از اینکه قرآن بفرماید یا نفرماید و یا روایتی ما داشته باشیم و یا نداشته باشیم ثابت شده در جای خودش که کل خلق دارای یه نقطه پایان است. شما را من ارجاع می دهم به تفسیر سوره مبارکه زلزال از مرحوم آیه الله طالقانی رحمه الله علیه که آنجا مباحث علمی را هم درباره قیامت آورده اند. قانون ترمولینامیک که به هر حال علم ثابت کرده که انفجار بزرگی در پایان جهان است که جهان یک نقطه پایانی دارد و یک انفجار بزرگ کل این نظام را بهم می ریزد. علامه فلسفی هم در مسائل حرکت و قانون حرکت و مسائلی از این قبیل آنجا هم ثابت شده که حرکت ها انتها خواهند داشت و به پایان می رسند که ما الان درصدد آن بحث نیستیم. چون یک مقدار از بحث حرکت مخصوصا در معاد در بحث برزخ که انشاء الله جلد دوم خواهیم داشت که اثبات می خواهیم بکنیم که آنجا زمان در برزخ راه ندارد و مسئله حرکت، ماده و معاد یه بحث علمی فلسفی و خیلی دقیق است که آنجا خواهیم رسید به حد کافی بحث خواهد شد در آن باره آنجا بحث خواهد شد.

الان داریم آیات را مرور می کنیم چند آیه خواندیم که در همه آنها این نکته آمده بود که خداوند تبارک و تعالی خلق را آغاز کرده و بعد باز می گرداند و آخرین آیه ای که خواندیم این بود که خداوند در مقام موعظه انسانها که تذکر بدهد به انسانها که شما به سوی من بازگشت خواهید کرد و معاد خواهید داشت در آیه ای که جلسه قبل خواندیم خدمتتان، علاوه بر تذکر این نکته که همه برای موعظه انسانها مسئله کلیات معاد را مطرح می کند که معاد یک امر کلی است و اختصاص به شما ندارد و شما جزیی از یک مجموعه هستید وکل مجموعه معاد دارد. به طریق اولی شما هم دارای معاد هستید. البته آیاتی هم است در قرآن مجید که اختصاص به معاد انسان دارد یعنی بحث مستقیما روی انسان دور می زند که شما دارای معاد هستید؛ اما اینجا آیات کلیات معاد هم زیاد است در قرآن که کل خلق معاد دارد که انسان جزیی از این است که پس مواظب باش در نوع رفتارت در زندگی به این مسئله توجه داشته باشی؛ یعنی چی؟ یعنی چه بخواهی چه نخواهی تو جزیی از یه کلی هستی که او الان در حرکت است و روزی هم این حرکت به نهایت خواهد رسید. اتفاقا در چند جای قرآن هم این مسئله را ذکر می کند «اقترب الساعه» یعنی ساعت در قیامت نزدیک است. دور نبینید «انهم یرونهم بعیدا و نره قریبا» آنها قیامت را خیلی دور می بینند و ما نزدیک می بینیم آن را. خداوند تبارک و تعالی می گوید از نظر ما قیامت نزدیک است و دور نیست. آیه چهارم را من می خوانم از سوره مبارکه روم آیه دوازده «اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) دو نکته را که من اشتباه کرده بودم در قرائت الان اصلاح کنم اول جلسه فراموش کردم یکی يَبْدَأُ را یبدئو خواندم جلسه گذشته و یه قسمتی از حدیث حضرت سجاد در دعای اول مکارم می خواستم خدمتتان عرض کنم در مورد اینکه همه خلق به عشق خداوند در حرکت هستند حضرت فرمود »بعثهم فی سبیل محبه» من علی خواندم این را علی طریق محبه خواندم این نیست فی سبیل محبه است «اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» خداوند خلق را آغاز کرد و سپس بر می گرداند ثم الیه ترجعون اگر به آیه دقت بکنید آیه دو مرحله را دارد بیان می کند یکی آغاز و بازگشت خلق را دارد می گوید کل عالم خلقت را بعد در قسمت بعد اشاره فقط به چی می کند؟ به معاد انسانها است ثم الیه ترجعون سپس شما به سوی او بازگشت می کنید یعنی در یک جریان کلی شما هم بازگشت خواهید کرد پس دقت بکنید به معنی آیه.

آیه بعد این است حالا توضیحی که داده بخوانم از روی کتاب در صفحه دوازده آیه می خوانیم «باتوجه دادن انسانها به معاد کلی مسئله معاد و برگشت انسانها را به آنها گوشزد نموده و به آنها این حقیقت را بفهماند که بر اساس قانون کلی اعاده مستثنی بودن انسان مفهومی ندارد» اگر قرار است کل مخلوقات معاد داشته باشند مستثنی بودن انسان معنا ندارد و همه این معاد را خواهند داشت و همه یه روزی به جهان دیگری وارد خواهند شد.

آیه بعد آیه بیست و هفت سوره روم است «وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» خداوند کسی است که خلق را آغاز نموده و خلق را بر می گرداند و این کار برای خداوند آسان است. ما در چند جای دیگر قرآن این مسئله را داریم که بیان کرده درباره اینکه شما فکر نکنید برگرداندن این سخت است. یعنی مواردی بوده که انسانها در شان نزول آیات دقت کنید در صدر اسلام الان هم ما این وضعیت را داریم؛ یعنی خیلی ها برایشان خیلی بعید به نظرشان می آید که چطور ممکن است معاد باشد. چطور ممکن است یه همچنین چیزی اتفاق بیافتد و بحث و برانگیختنی باشد. چطور ممکن است؟ آمد استخانهایی را گرفت پوسیده و خرد کرد جلوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفتش آقا این کی می تواند زنده اش بکند این پوسیده شده و رفته «قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ» یقالوا اولش حالا من یادم نیست «مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ» چه کسی استخوانها را زنده می کند در حالی که پوسیده است اینها « قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ» بگو این را کسی زنده می کند که اول بار خلقش کرده است؛ یعنی می خواهد بگوید که خلق ابتدایی سخت تر است از بازگرداندن ثانویه. خداوند یک مرتبه این را خلق کرده است و چطور این رانمی تواند برگرداند به حالت اولیه خودش. البته آیات زیادی است که مسئله زنده شدن مرده ها را در قرآن بیان می کند. مسئله اعجاز عیسی، مسئله پرنده ها که حضرت ابراهیم علیه السلام کشتشان و بعد صدایشان کرد و به اذن خدا زنده شدند. مسئله اصحاب کهف، مسئله عزیر پیغمبر که سالها مرد و بعد زنده شد و چیزهایی از این قبیل که در قرآن زیاد بیان شده است؛ اما خداوند می گوید شما به این توجه بکنید چرا با این کار دارید. یعنی چی؟ خداوند در آیه دارد روش برخوردی که با قرآن دارد این نیست که بنشیند بحث بکند که اینجوری قرار است بشود به این دلیل، بر می گرداند به الله هروقت مسئله معاد مطرح شده بر می گردانده به الله می گوید بگو خدا این کار را می کند می تواند خدا بکند «أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا»آیا انسان توجه ندارد که قبلا هیچی نبوده است، ما خلقش کردیم. چطورمی تواند معاد را فراموش کند. اینجا است که یک نکته ظریف است اگر کسی مسئله مبداء شناسی اش حل نشده باشد مسئله معادش هم حل نخواهد شد؛ یعنی اگر کسی این را اعتقاد نداشته باشد به خداوند تبارک و تعالی، نمی تواند مسئله معاد را درست درک بکند. معاد به معنای واقعی خودش. نه آن انفجار عظیم که جهان نابود خواهد شد. این را نه. مسئله معاد و بحث برانگیخته شدن، دوباره زنده شدن این برای او مشکل است. قرآن اینجوری تذکر می دهد. قرآن می خواهد بگوید هرجا که مسئله معاد برمی گرداند به خدا یا به قدرت خداوند یا به عدل خدا یا به حکت خدا یه پای آن خداست خلاصه معاد را می گوید شما در آن انتها گیر دادی برگرد به ابتدایش ابتدای شما اگر حل نشده باشد انتها حل شدنی نیست. چون مبدا و معاد یکی است. اگر یه کسی واقعا بخواهد روی معاد کار بکند باید دقت به مبدا بکند نسبت به مبدا توجه داشته باشد. هم نسبت در شناخت عقلی و علمی و هم در شناخت قلبی و هم در ارتباطی که با مبدا باید داشته باشد. از نظر روحی «فسَيَقُولُونَ مَنْ يُعِيدُنَا» در سوره اسراء می فرماید اینها می گویند که سیقولوا یعنی اینها در آینده هم می گویند من یعیدنا چه کسی ما را برمی گرداند «قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ» بگو کسی شما را بر می گرداند که اولین بار شما را خلق کرده است. آن شما را بر می گرداند. اول خلقتان کرده است. به این نکته توجه داشته باشید که برگردید به آغاز، به قدرتی که شما را خلق کرده است. مگر برای اینها جواب پیدا کردید. اگر برای این جواب پیدا کرده باشید که انسان این آغازش و این خلقتش در اثر یه قدرتی بوده برای خودش به یه واجب الوجودی مسئله خلقت ختم می شود، همان کسی که این را درستش کرده است خودش هم می تواند برگرداند. همان می تواند بر گردان.د اینکه شما در این مسئله شک دارید اینکه آن طرف قضیه دچار مشکل هستید. در مسئله مبدا دچار مشکل هستید.

این یه نکته که درباره مسئله معاد کلی و معاد انسانها مطرح کرد و نکته ای که حالامن باز از روی کتاب برای شما بخوانم که لازم است خوانده بشود نکته ای است که نویسنده محترم فرموده اند «اینکه اصل خلقت ایجاد و طوری خواسته شده است در صفحه 12 قسمت یکی مانده به آخر اصل معاد اصل خلق و ایجاد طوری خواسته شده است که در نهاد و فطرت همه خلق و همه وجود حرکت و برگشت به صورت یک خواست فطری نهاده شده است و همه بر اساس یک سلسله سنن تخلف ناپذیر از راههای تعیین شده به سوی او در حرکتند و این عین خواست مبداء متعال است و برای او آسان است».

خب این هم یک نکته که اصلا شروع حرکت حالا هم در فیزیک هم ثابت شده است در مسائل فلسفی هم عرض کردم که ثابت شده است که شروع حرکت خود به خود دارد می گوید که این حرکت چی دارد؟ باید انتها داشته باشد. وقتی شروع شد باید حرکت به هر حال به یک جایی ختم بشود. می فرماید: «در نهاد و فطرت همه موجودات این وضعیت است که همه به سمت یک مبداء در حال حرکت هستند.» اگر شما خودتان مطالعه کرده باشید که قطعا مطالعه کردید مطالعه شهودی یعنی عینی دیدید تلویزین نگاه کرده باشید این چیزهایی که در یه نطفه است درباره یه دانه درخت است نگاه بکنید انسان متوجه می شود که چه مراحلی را طی می کند و حرکت موجودات به چه سمتی است. یه مثالی هم ایشان می زنند بد نیست مثال را هم بخوانم برای دوستان «اگر بخواهیم مثالی برای فهم این حقیقت بیان کنیم چه بهتر به حرکت های مقطعی موجودات مادی اشاره بکنیم. از باب مثال خاک به عنوان یک حقیقت عینی وموجودی که مخلوق خداست طبق اعاده او تحت یک سلسله سنن حاکم و به مقتضای یک سلسله اسباب و علل بوجود می آید و تحقق می یابد و باز همین خاک با جهاز وجودی خاصی که دارد و به آن اعطاء شده است، تحت یک سلسله سنن و قوانین تکوینی حاکم و به مقتضای یک سلسله اسباب و علل تکوینی و در شرایط مخصوص تکوینی از نقطه حرکت آغاز نموده و مراحل و مراتب را طی می کند و مثلا به صورت نبات در می آید» یعنی خاک در حرکتش تبدیل به چی می شود؟ تبدیل به گیاه می شود «به طوری که اصل وجود خاک براساس یک نظم دقیق و نظام خاص حساب شده و بر اساس یک سلسله قوانین و سنن و بر مقتضای یک سلسله اسباب و علل است. حرکت آن نیز همین طور بوده است و همه بر طبق مشیئت حق و اراده او و تنظیم مقام ربوبیت است.» می گوید چنانکه اصل خلقتش و وجود خا کبر اساس یک سلسله مقررات است اصل حرکتش هم همین طور است بعد اینکه می فرماید بر اساس تنظیم مقام ربوبیت است، مقام ربوبیت منظور خداوند تبارک و تعالی است خداوند خوب ما به او رب می گوییم رب العالمین یا رب العالمین ربنا رب یعنی پروردگار در فارسی ما کلمه پروردگار می بینیم یعنی یه کسی کارش چی است؟ پرورش است. لذا یه موقع است صحبت از الله می کنیم صحبت از خدا می کنیم یه موقع است حرف از پروردگار می زنیم. یه کسی که کارش پرورش است. ما با کلمه ربی می گوییم: ای کسی که من را تربیت می کنی کارش تربیت است «و اصل وجود خاک و حرکت آن در برابر حضرت حق و اراده او کار سختی نیست. مسئله خلقت و برگشت از خلقت اینچنین است و خلق و اعاده خلق بر اساس نظام حساب شده و براساس یک سلسله قوانین حاکم در تکوین است که در مجموع جلوات مشیئت که در مجموع جلوات یعنی جلوه هایمشیئت و اراده نافذ اوست و( هو احون علیک ) یعنی این کار برای خداوند تبارک و تعالی آسان است».

نکته ای است این است که ما دقت بکنیم که حرکت برای هر موجودی بر اساس جهاز وجودی خودش است مخصوص به خودش است .به این نکته باید دقت کنید. خلق ها مختلف است از شروع که نگاه می کنید دانه انواع دانه ها در توانایی هایشان با هم اختلاف دارند. انواع حیوانات اختلاف دارند. انواع کانی ها و سنگ های معدنی نگاه کنید اختلاف دارند. نوع حرکت هایشان با هم مختلف است. یک میلیون سال طول می کشد کربن در حرکت خودش تبدیل به الماس بشود. اینها مختلف است. حرکت هایشان با هم مختلف است. انسان هم جزو این است. یه نتیجه ای که می توانیم بگوییم این است که انتهای حرکتشان هم باید چی باشد؟ باید به جهاز وجودی خودشان باشد؛ یعنی بر اساس نوع حرکتشان یعنی اولا جهازشان ثانیا نوع حرکتشان و ثالثا مسئله معاد را میخواهیم نتیجه بگیریم که معادشان فرق می کند دیگر؛ یعنی هر موجودی معاد و انتهای خاص خودش را دارد. در یک سلسله قوانین تحت محکومیت یک سلسله قوانین حرکت می کند و بعد معاد مخصوص خودش را خواهد داشت.

آیه بعدی سوره یونس است آیه 34 « قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ قُلِ اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ» بگو که کدام یکی از این شرکاء شما هست که بتوانید شریک قرارش می دهید می پرستید عبادت می کنید این توان را دارد که خلق را آغاز بکند. کدامشان خلق را آغاز کرده است و برتان می گرداند بعد می گوید خودت بگو جواب بده که (الله یبدوا الخلق ثم یعیده) خدا است که خلق را آغاز کرده است و بر می گرداند «ثُمَّ يُعِيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ» پس کجا دارید می روید. فانا توفکون یعنی چی ؟ کجا دارید می روید؟ به بیراهه نروید و برگردید و درست فکر بکنید روی این قضیه. نکته ای که هست این است که قرآن صاحبان خرد و صاحبان فکر را کسانی می داند که اینها همه به نتیجه خودشان خواهند رسید. (انما یخشی الله با العلماء ) هست که فقط از بندگان عالم خدا هستند که واقعاً از خداوند تبارک و تعالی می ترسند. خشیت واقعی و به درد بخور را دارند. وقتی آیات قرآن را بیان می کند می گوید (لقوم یعقلون) این آیات برای کسانی است که اهل چی باشند؟ اهل تعقل باشند یعنی فکر کنند سرسری نخواهند بگیرند نخواهند از سر خودشان باز کنند «یرید الانسان ان یفجر امامه) آیه قرآن است که انسان می خواهد گناه بکند دنبال توجیه است می خواهد از سر خودش باز بکند خیلی ها لذت می برند که ثابت بشود که معاد و حساب و کتابی نیست. خیلی ها سر خودشان را کلاه می گذارند. علاوه بر اینکه سر خودشان را کلاه می گذارند سر دیگران هم کلاه خواهند گذاشت. والا اگر کسی بخواهد یه ذره فکر بکند و تعقل بکند شکی در این مسئله نخواهد داشت. نیوتون یکی از دوستانشان که اعتقاد به معاد نداشت قبول نمی کرد به هر حال. یه روزی او ماکتی را درست کرده بود از زمین و سیارات و اینها نشان دوستش داد. دوستش گفت این ماکت کیه؟ کی درست کرده است؟ گفت خودش درست شده است. نیوتون گفت خودش درست شده است. گفت تو فکر کردی من احمقم که قبول کنم این خودش درست شده است. گفت پس تو هم فکر کردی من احمقم که قبول کنم این نظام خلقت خودش همینجوری درست شده است. مگر یک مورد و دو تاو صد مورد است که انسان از آن نظم، حکمت، حساب، کتاب در اینجا می بیند. بشر دستگاهی دقیق تر و پیچیده تر و بزرگ تر و عظیم تر از خودش را هنوز نشناخنه است در طبیعت. در موجودات طبیعی نشناخته است. از نظر بدن انسان رگهایش را چند دور یک رگ یک آدم را چند دور باز کنند وقتی رگها را باز کنند چند دور دور کره زمین می چرخد. یک انسان اینقدر رگ توی بدن است. هزاران سال دارند کار روی طب می کنند پزشکی و اینها هنوز مجهولاتشان بیشتر از معلوماتشان است در مورد بشر. این یه نکته. خب شماها که همه تان اهل حساب و کتاب هستید همه تان با علم و حساب و کتاب عقل دارید می روید بدن را بشناسید .چیزی که با حساب و کتاب وعقل و علم و در دانشگاه درس خواندن و از مشاهده و مطالعه و مباحثه و این چیزها باید شناخته بشود موجودی که باید اینجوری شناخته بشود، نقطه آغازینش عقل و تفکر نبوده است؟ عقل نبوده است این نقطه ای که آغاز کرده است. حکمت و حساب در آن نبوده است. شما در شناختن آنها دارید با حساب جلو می روید. شما در شناختن یک موجود طرح و برنامه می ریزید. نظم را از آنها یاد می گیرید. شما با اندازه گیری در مسئله بدن در گیاه در جماد درهمه جا با اندازه گیری شما در ارتباط هستید. در ماه در کهکشانها. وقتی با اندازه و حساب و کتاب در تماس هستید چیزی که همه وجودش حساب و کتاب و اندازه است شما در چی شک دارید؟ از نقطه آغازینش با حساب و کتاب بوده است. با حساب و کتاب شروع شده و الان هم است و با حساب و کتاب است که دارید می بینید . کدام یکی از این شرکاء شما می تواند همچنین کاری بکند. ما اول این را برایتان بگویم بد نیست این تجربه بنده را. اوایل مثلا ده پانزده سال پیش بعضی وقتها که در مطالعات اعتقادی بودیم ورق میزدیم واین دلایل را می خواندیم، توحید و اینها را. خوب بود اینها قانع کننده بود بعد می گشتیم دنبال مسائل دیگر مسائل عقلی مسائل فلسفی و آشنایی با مکاتب و دیگه انواع مکاتب که چی می گویند حرف حساب آنها چیه؟ آیا حرف بالاتری هم هست. بعد از سالها تحقیق مطالعه فلسفه بخوان چی بخوان الان قوی ترین استدلالها را ساده ترین همه پسندترین همه فهم ترین در عین حال قوی ترین استدلالها را به عنوان یه کسی که کار کرده است، دارم خدمتتان عرض می کنم همین هایی است که در قرآن است برای اثبات معاد؛ یعنی چیزی است که هنوز برای آن جواب درست نشده است برای منکرین معاد. باید جواب بدهند. به هر حال شما در مورد آغاز چه خواهی گفت. در مورد این حکمتی که الان حاکم است در این جهان هیچ کس جوابی ندارید که بگوید. این را چه جوری می خواهید حلش بکنید. هیچ کس. می خواهم بگویم در برخورد با معاندین و کسانی که لج می کنند یا معاند هستند خیلی خودتان را به تکلف نیاندازید خیلی به درد سر نیاندازید خیلی ساده خیلی معمولی و خیلی راحت، هر عقل سلیمی این را می فهمد و می پذیرد. از همین دلایلی که هست نظم بی جواب مانده است همین برهان نظم شما دنبال برهان دیگر نمی خواهد. همین بی جواب ماند « فَسَيَقُولُونَ مَنْ يُعِيدُنَا ۖ قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ» این آیه را هم که برایتان خواندیم که. می گویند چه کسی ما را باز می گرداند؟ بگو کسی بر می گرداند که شما را دفعه اول خلق کرد. به کلمه فطر دقت بفرمایید که اینجا فطر به معنای چی است؟ خلق است. یادتان نرود نکته ای که اینجا فرمودند «این است که خلق هر موجودی و هر مخلوقی به دنبال خود اعاده آن موجود و مخلوق را می آورد» یعنی با هم ملازم هستند شروع حرکت خود به خود انتها را مشخص می کند که وقتی یه چیزی آغاز شد به جای حرکت چی می شود؟ ختم خواهد شد؛ یعنی خداوند طوری موجودات را خلق کرده است که در بحث آینده مان این را داریم، خداوند طوری موجودات را خلق کرده است که اینها چی هستند؟ اینها آغازشان با حرکت شان به سمت معاد یکی است؛ یعنی به محض اینکه شروع شد بازگشتش هم است. در واقع شروع و بازگشت یکی است. به محض اینکه خلق شد در مسیر کجاست؟ در مسیر بازگشت است. به سمت مبداء خودش.

خب آخرین فصل را که بخوانیم و بعد نتیجه را جمع و جور کنیم باید بگوییم و تذکراتی که لازم است خدمتتان عرض کنم این است که در صفحه چهارده عنوان بحث این است «اعاده هر موجودی ملازم با خلق آن است». نکته خیلی ظریف است نفرمود خلق هر موجودی ملازم با اعاده آن است یعنی وقتی خلق شد پس باید برگشت بکند. می گوید وقتی صحبت از برگشت می کند این ملازمت را با خلق دارد. یعنی چی؟ می خوانم برایتان این خواندنی است این قسمت را «خلق و ایجاد هر موجودی ملازم با اعاده و برگشت دادن آن است» از سطر دو شروع کردم «به این معنی که اعطای وجود هر موجودی از جانب حضرت حق توام با خصوصیت عود و برگشت و سیر و حرکت آن به سوی حضرت حق است و وجود هر موجودی در نهاد خود و در ذرات خود برگشت و عود به سوی مبدا خود را واجد است و ذات هر موجود این حرکت و برگشت را ایجاب و اقتضاء می کند و مبدا متعال در متن ذات هر وجودی و هر موجودی این برگشت و حرکت را قرار داده است». ما حتی نیاز نیست برویم سراغ موجودات دیگر بالاترین راهی که خداوند فرموده و معصومین هم تکیه روی آن کرده اند این است که شما خودتان را مطالعه کنید. من جلسه اول عرض کردم که اگر کسی می خواهد مبدا و معاد را بشناسد چون حرکت از مبدا به معاد توسط نفس انسان است و ما از خودمان داریم صحبت می کنیم ما تا آنی که حرکت را شروع می کند و به انتها می رسد نشناسیم مسافر را نشناسیم در شناخت خود مبدا و معاد هم دچار گرفتاری هستیم. لذا به این مسئله تکیه دارند بزرگان ما بزرگان دین علماء ما هم این نکته را (ضبط نشده) که معاد را بدون خودشناسی نمی توانید بفهمید. اگر یه کسی می خواهد معاد را بفهمد بعدا که ان شاء الله جلو برویم متوجه می شویم که اصلا یه کسی خواست معاد را بفهمد که آنجا چی است؟ و چه اتفاقی خواهد افتاد؟ باید این طرف را بشناسد. یعنی این مسافر را بشناسد. ما در خودمان هم مطالعه کنیم می بینیم تمام حرکت هایمان خواست هایمان میل هایمان حرکت هایمان به سمت یه چیز بالاتر و یه چیز قوی تر است. از وقتی که از شکم مادر در می آید به دنبال غذا رشد تغذیه گمشده های خودش. همینطور تا 60 سال 70 سالش که می شود وضعیتش همینطور است. انسان همیشه این گمشده را دارد. دنبال آن کمال مطلقش می گردد. در مظاهر اینجوری است در عزت بی نهایتش را می خواهد در قدرت بی نهایتش را می خواهد. در ثروت بی نهایتش را می خواهد در علم بی نهایتش را می خواهد. در هیچ حدی توقف نمی کند. ما خودمان را ببینیم که خودمان داریم می گردیم اصلا دلمان این را می خواهد. منکرین نتوانستند این را انکار کنند. شما ابولهب را ببینید سرسخت ترین و لجوج ترین دشمن پیغمبر است «تبت یدا ابی لهب و تب» این آیه قرآن درباره ابولهب آمده است اینقدر لجوج و معاند است وقتی غلامش ابن مسعود می خواهد سرش را ببرد، خوب غلام ابن مسعود غلام برده قبلا برده این بوده است حالا آزاد شده پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم است در لشگر پیغمبر است با اربابش و صاحب خودش در جنگ روبرو می شود. می زند زمین و می نشیند سرش را ببرد. می گویدابن مسعود نکش من را برای من خیلی افت دارد که تو من را بکشی. تو که فعلا زنده ای و نمرده ای اگر بعد هم مردی چه فرقی می کند که برای تو افت داشته باشد یا نه. تو مرده ای دیگر و نیستی که بدانی افت دارد یا نه؟ خجالت بکشی ناخودآگاه دارد می گوید من متوجه ام که بعد از مرگم ، این مسئله را که متوجه است که بعد از مرگ خودش دارد فکر می کند. می گوید برای من افت دارد که تو من را بکشی آبروریزی است که تو سر ما را ببری خوب تو که فعلا سرت بریده نیست وقتی ببرند دیگه چه آبروریزی است. ابن مسعود می گوید نه مطمئن باش که من خودم می کشمت می گوید حالا که می خواهی ببری سر من را از این پایین ببر که وقتی سرم را روی نیزه می گذارند سرم از همه سرها بالاتر باشد. خب تو کجایی که کیف کنی که سر من از همه سرها بالاتر است خودش یعنی فطرتا دارد می گوید که من هستم آنجا لذت می برم نه فقط ابو لهب .همه ما همینطور هستیم. تمام معاندین هیچ کس را پیدا نمی کنی که بگوید که من بعدش که نیستم چه فرقی می کند. خود ماها را نگاه کنید به فکر بعد از مرگمان هستیم که ما بمیریم بعد از مرگمان چه قضاوتی در مورد ما چی می گویند. دوست دارم تشییع جنازه مان این شکلی باش.د ختم هم که می آیید اینجوری بکنید. بحث سر ما مسلمان ها نیست غیر مسلمین هم اینطور هستند سر قبرم می آیید اینجوری کنید تا بعد از مرگ خیالم راحت بشود. دوست دارم قبل از مرگ یک مرتبه دیگه این کار را بکنم فلانی را ببینم فلان کار را بکنم چی کار بکنم دوست دارم توی این محیط بمیرم و همه اینها حاکی از این است که انسان ذاتا توجه به بعد از مرگ خودش دارد. ممکن است در لفظ بیاید انکار بکند اما در باطن و در قلب نمی تواند اصلا خارج نمی شود. چون جزو ذاتش است. شروع حرکت با معاد جزو ذاتش است و نمی تواند از این مسئله خارج بشود. یه نامه یکی از این چریک های فدایی یه دختری نوشته بود از این چریک های فدایی در آمریکا من ان شاء الله نامه را پیدا کنم برایتان می آور.م قبل از اینکه خودکشی بکند چند جا قبل از مرگ در نامه اعتراف کرده است که من اعتقادی به سرای باقی ندارم. این را تصریح کرده است بعد وقتی ارزش های خودکشی را دارد می گوید تمام ارزش های خودکشی را دارد مطرح می کند از ادامه نامه همه اش اعتراف کرده است که نمی دانم به چه لذتی خواهم رسید روحم در چه حالی خواهد بود چه جوری خواهد بود این وضعیت یک نفری است که می گوید که من هیچ اعتقادی به سرای باقی ندارم و من نامه را ان شاءالله پیدا خواهم کرد می آورم برایتان که این چه وضعیتی است.

خب از این بحث صرف نظر کنیم. این مطلبی که لازم است تذکر بدهم خدمتت دوستان اینها که مسائل اعتقادی بود یعنی مسائل کلامی بود و دوستان عزیز ما که شرکت کردند در جلسه هیچ کدام شکی در مسئله معاد ندارند که حالا بخواهیم بحث بکنیم که حتما معادی است و به چه دلیلی است و بحث کلامی بکنیم. حالا کتاب را اینجوری فصل شروع شده و نتایج دیگری می خواهد بگیرد. ما هم چون متن را قرار دادیم کتاب را می خوانیم و هم تدبر در آیات قرآن است، هم زمینه فکری بیشتری برای ما فراهم خواهد ساخت و به هر حال پر سود است؛ اما این نکته را خواهش می کنم دوستان فراموش نکنند و این خیلی جاها فراموش می شود آن این است که یک اسرار عجیبی است که چه در کلاسهای معاد، نه حالا همه و چه در کتب معاد و نه در همه و کسانی که بحث می کنند در اعتقادات و در معاد بگویم، این اصرار است که مسئله معاد را صرفا اعتقادی یک اصل اعتقادی در نظر بگیرند بدون اینکه ربطی با زندگی الان بشر داشته باشد و این یک خطر بزرگی است. منشاء بسیاری از فسادها است که ما باید توجه به این نکته داشته باشیم که مساله معاد جدی ترین مسئله زندگی الان ما است. همین زندگی الان ما است. همان طور که جنین دقت بفرمایید به این نکته خواهش می کنم دقیق که جنین مهم ترین مسئله اش در دوران جنینی اش زندگی اش در این دنیا است. همه کارهایش یه کارهای حاشیه ای است همه فعالیت اش اصل و مبنای همه فعالیت جنین این است که گوش تهیه کند دهان تهیه کند قلب تهیه کند بینی تهیه کنددست و پا تهیه کند. همه فعالیت اش برای این است که اینجا متولد بشود و اگر اینها را تهیه نکند اصلا جنین نمی دانیم، جنین موفق نمی دانیم. زایمان را نا مبارک و نا موفق می دانیم. ما باید این را از جنین یاد بگیریم که بدانیم پیوند با معاد الان باید پیوند با معاد بکنیم. تا این هم درست نشود ما اصلا حرکت جنینی موفقی نخواهیم داشت؛ یعنی نیاییم معاد را به عنوان یک اصل اعتقادی در نظر بگیریم که بله ما اثبات می کنیم معادی است در آینده. حالا با آن کار نداریم خوب حالا برویم سرزندگی خودمان. این را قرآن نمی خواهد بگوید. صدها آیه بیش از هفتصد آیه ما دردرباره معاد در قرآن داریم. همه اش تذکر به انسان می دهد. اکثر روایات اخلاقی ما در هر بحثی از مباحث اخلاقی وارد شده اند هر چی که شما روی آن دست بگذارید یه موردی بیاید به من نشان بدهید که آقا اینجا یه بحث اخلاقی کرده اند، یه موضوعی، این پیوند به معاد پیدا نکرده است خودش مستقلا بررسی کرده اند. اینجوری نیست. ما اصلا در اسلام نداریم هر مطلبی را بیان کرده اند. پیوند خرده است با آخرت یکی بیارد یه موضوعی را نشان بدهد از مسائل ساده مثلا مسواک کردن حمام رفتن می بینید که با آخرت پیوندش دادند. به احادیث نگاه بکنید یعنی چی؟ یعنی چی قصد این بوده است که ما توجه به این مسئله داشته باشیم که مسئله معاد مسئله اساسی زندگی ما است و اساسی ترین مسئله هم آن است. یکی از مسائل اساسی یکی نه از اساسی ترین بلکه اساسی ترین و تنها انسانهایی موفق هستند در زندگی پیروز و سعادتمند هستند که معاد را محور همه حرکت های خودشان قرار داده باشند. تحصیل ازدواج کار فعالیت سیاسی فعالیت انقلابی، فعالیت نظامی، عبادت همه چی باید حول محور معاد بچرخد همانطور که یک جنین همه حرکاتش حول محور دنیا دارد. می گردد که تمام استعداد را داردتهیه می کند. حول این محور می گردد که متولد به دنیا می خواهد بشود. لذا آن حرکت حرکت معنا داری است. اگر قرار باشد این همه تلاش جنین منجربه تولد سالم او نشود چه معنایی خواهد داشت. ما باید به این مسئله فکر بکنیم. خب این آخرش که چی را همه مان باید به خودمان بگوییم. حالا ما داریم زندگی می کنیم زن داریم بچه داریم می رویم می آییم درس می خوانیم دانشگاه به هر حال خانه می خریم ماشین می خریم زندگی می کنیم پیر می شویم بعدا می میریم خوب آخه که چی ؟ این اعتقاد را هم داریم این اعتقاد را هم داریم که یه معادی است یه قیامتی است او را باید بیاریم آنجا یعنی معاد را بیاوریم اش در دنیا. همانطور که دنیا در رحم است تمام حرکت های جنین تنظیم شده است با عالم دنیا جنین خودش دارد در دنیا زندگی می کند در محیط آبی دارد زندگی می کند اما مبنایش شرایط زیستی این طرف است. همه اش مبنایش شرایط زیستی این طرف است. مبنا شرایط زیستی آنجا نیست. برای آنجا دارد یه ارتزاقی از بند ناف مادر می کند بند است به مادر و یه ارتزاقی می کند اما حرکت خودش تماما بر اساس شرایط زیستی عالمی است که می خواهد بعدا به آن عالم وارد بشود نه شرایط زیستی عالم رحم یعنی دنیا رفته است توی چی؟ در عالم رحم. آنجا حرکت های عالم رحم بر اساس شرایط زیستی دنیا دارد صورت می گیرد. این را بهش یک جنین موفق می گویند. ما در صورتی زندگی مان موفقیت آمیز خواهد بود که تمام حرکت هایمان بر اساس شرایط زیستی عالم بعد باشد. نه شرایط زیستی عالمی که داریم در آن زندگی میکنیم. اینجا مد است اینجا اینجوری می طلبند دنیا اینجوری خوب است، مردم اینجوری می خواهند. بحث اصلا سر این نیست. نه قرآن و نه روایات هیچکدام از ما اینجوری نخواستند و گفتند که شما کاری با این مسائل داشته باشید با شرایط زیستی اینجا کاری نداشته باشید. این همه در مذمت توجه به دنیا توجه به نظر دیگران حل شدن دیکته هایی که جامعه به بشر می کند و خیلی چیزهای دیگر. باید آن آخرت را بیاوریم در دنیا و من الان دوستمان که سوال کردند درباره بحث که آقای قریبی است عرض کردم خدمتشان که ما در آخرت هستیم. این را دقت بکنید. همانطور که الان رحم توی دنیا است ما الان در آخرت هستیم فقط یه نحوه تولد پیداخواهیم کرد از این پوستمان در می آییم و منتقل به آخرت می شویم. آخرت یه چیز جدا و دوری نیست. ما الان در همان شرایط هستیم کسانی که اهل رشد هستند اهل معنویت هستند متوجه آخرت می شوند. آن جوانی که صبح پیغمبر صلی الله علیه و سلم را می بیند سوال می کند از حضرت و می گوید تو در چه حالی صبح کردی می گوید من در یقین صبح کردم می گوید علامت یقین ات چیه؟ یعنی الان می دانم کی ها در بهشت هستند و کی ها در جهنم هستند؟ می خواهی به شما معرفی کنم یعنی بهشت و جهنم افراد را دارد می بیند. آنهایی که رشد کردند پشت این صحنه را دارند می بینند. همین حالا دارند می بینند. همین الان منتقل به آخرت شدند. به این نکته خیلی دقت بکنید آخرت چیزی نیست که بعدا حادث بشود بعدا ایجاد بشود« والاخره محیطه باالدنیا» خیلی به این نکته توجه کنید خیلی در این نکته ظرافت است. آخرت محیط به دنیا است. یعنی دنیا توی آخرت است «والاخره محیطه باالدنیا» محیط به دنیا است یعنی پرده دنیا را که پاره اش می کنید از آن در بیایید بلافاصله کجا وارد شده اید؟ در آخرت وارد شده اید. ما محاصره آخرت هستیم. همانطوری که جنین در محاصره دنیا است. توجه به این نکته داشته باشید. تا زندگی انسان پیوند با معاد نخورد همه کارهایش اصلاح شدنی نیست. انسان اصلاح نمی شود. هیچ نظامی اصلاح نمی شود. محال است بدون توجه به معاد اصلاح بشود. این نظام مقدس جمهوری اسلامی اگر مسئولین شان و کارگذارهایشان مدیر هایی که در هر جایی مشغول کار هستند آخرت را مبنای کار قرار ندهند کار درست نمی شود. ولو نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران باشد. راسش هم ولی مسلمین است ولی فقیه که هیچی؟ رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هم که باشد بود دوران حضرت را هم که دیدیم آنجاها که مبنا آخرت قرار نگرفت. همه اش فساد بود. دوران علی علی السلام را دیدیم آنجا که مبنا آخرت نبود فساد بود. و لو علی علیه السلام در راس باشد. تنها چیزی که کار این مملکت را و کار دنیا را سامان می دهد پیوند همه انسانها با معاد است که همه آن چیزی که واقعیت دارد در زندگی خودشان بیاورند و اصل قرار بدهند. دستگاههای ما حتی از نظر اقتصادی قرآن می گوید اگر یک نفر بخواهد اقتصادش خوب بشود باید توجه اش به معاد باشد. شما کاسب های ما را فروشنده های ما را تجار ما را نگاه بکنید اگر بخواهند اخلاقی برخورد بکنند، آخرت را بیاورند در کسب و کارشان، ببینید همین مشکلاتی که الان ما داریم را خواهیم داشت؟ هرگز. مدیرهای ما مسئولین ما وزرای ما همه باید این کار را بکنند. همه باید معاد را در کارشان بیاورند. جدای از این که باید در هر کاری تخصص باشد. باید تخصص مربوط به هر کاری مشخص بشود، اصل در انجام هر کاری آخرت است و باید معاد باشد. برای همین هم است که پیغمبر فرمود چه بسیار افرادی که «ان الله لایحیر بهذا الدین بالرجل الذی لاخلاق له» خداوند یاری می کند دین را به کسانی که خودشان هیچ بهره ای نمی برند خیلی ها هستند که انقلابی اند و تلاش می کنند زحمت برای این انقلاب و این نظام می کشند شب تا صبح صبح تا شب کار می کنند به جای 8 ساعت 18 ساعت کار می کنند دین را دارند یاری می کنند؛ اما آیا همه پیوند با آخرت خرده اند همه بر اساس آخرت دارند کار می کنند؟ آن مهندسی که دارد در تکنولوژی و صنعت کار می کند خدمت به این نظام دارد می کند؛ اما وای به حال خودش که بر اساس آخرت نباشد. آن هنرمندی که دارد کار هنری می کند وای به حالش که اگر بر اساس آخرت نباشد. کلاه سر خودش رفته است. این نکته خیلی مهمی است که ما وقتی داریم بحث معاد می کنیم صرفا به عنوان یک مسئله اعتقادی و یک اصل اعتقادی به آن توجه نداشته باشیم. این سر جای خودش. اصل است. باید هم به آن توجه کنیم. تا آن اعتقاد هم درست نشود این مسائل هم درست نمی شود؛ اما ما باید بیاییم سراغ معاد و یاد معاد نقش معاد به عنوان اصلی ترین مسئله زندگی خودمان دیگر. من واقعا مثالی رساتر دقیق تر از مثالی که زدم سراغ ندارم که همانطور که جنین محور همه حرکاتش شرایط زیستی عالم بعد از خودش است، ما هم باید در اینجا محور همه حرکاتمان همه کارهایمان شرایط زیستی عالم بعد از خودمان باشد. این را باید بهش توجه داشته باشیم. اگر به تمام روایاتی که درباره مسائل مختلف زندگی انسان است، توجه بکنید می بینید که آنها به مسائل مستقل نگاه نمی کنند. اشتباه بزرگ ما این است که ما مسائلمان را مستقل از آخرت می کنیم. می گوید من می روم زن می گیرم ازدواج می کنم بعد هم که می خواهد برود ازدواج بکند ملاک ها برای او مهم نیست. شماها وقتی در روایت وارد می شوید می بینید که همه ملاک ها را پیوند به آخرت می دهند سراغ کسی بروید که با تقوا باشد اولین شرط یک همسر این است که با تقوا باشد ( علیکم باذوات الدین ) بروید سراغ صاحبان دین به دختر به پدر می گوید که به مرد با تقوا بده به مردها هم می گوید سراغ زن های با تقوا بروید می خواهی شغل انتخاب بکنید می گوید اول ببین شغلت به آخرتت لطمه میزند یا نه؟ مسافرت می خواهی بروی ببین به آخرتت لطمه میزند یا نه؟ رشته تحصیلی می خواهی انتخاب کنی درس بخوانی که ببین این علمی که می خواهی به سراغ آن بروی ببین به آخرتت لطمه میزند یا نه؟ میهمانی می خواهی بروی مواظب باش به آخرتت لطمه نخورد اگر کسی بنشیند در مجلسی که در آن مجلس یاد خدا نشود حتما آن مجلس روز قیامت وبال گردنش خواهد شد. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وقتی در هر مجلسی می نشستند و بلند می شدند استغفار می کردند. غذا می خواهی بخوری ببین لقمه ات حلال باشد. مواظب باشید که بعد در آخرت مسئله ای برایتان درست نشود. تفریح و خنده می خواهی بکنی حرف می خواهی بزنی از کلام می خواهی استفاده بکنی. همین است. چون مسئله جدی است. ما جدی نیستیم ما باید این را کسب بکنیم آقا واقعا همه کارهایم بر اساس آخرت باشد. نگو من چی کار دارم با آخرت من چی کار دارم . من می خواهم ازدواج کنم من چی کار دارم می خواهی ازدواج کنی یعنی می خواهی حرکت انجام بدهی یعنی می خواهی خوراک بخوری می خواهم یه مسافرت بروم یه مسافرت است همین فقط یه مسافرت است؟ توی این مسافرت چی می گذرد؟ شخصیت شکل می گیرد. آقا من چی کار دارم نماز می خواند یا نمی خواند؟ موسی به دین خود عیسی به دین خود. ما با هم رفیق هستیم؛ یعنی رفیق با رفیق هیچ شکلی نمی گیرد تاثیر نمی گذارد فقط رفیق هستی. شغل فلان شغل باید در آن شغل که می روی دین ات حفظ بشود عزتت حفظ بشود آبرویت حفظ بشود باید دقت بکنید. اینکه حالا هر شغلی نه لذا ما در روایات شغلهای مکروه داریم. برای همین دین با همه چی کار دارد. ما اصلا فکر کنیم که چرا دین با همه چی کار دارد؟از توالت که می خواهی بروی با تو کار دارد، در عالم رحم کار با بچه دارد با این بچه چگونه در عالم رحم با او برخورد بکنید نطفه اش چگونه بسته بشود چه زمانی بسته بشود در چه مکانی بسته بشود. در چه حالتی بسته بشود با نطفه کار دارد. با مراحلی که در رحم است کار دارد انسان را ول نمی کند از اولی که نطفه اش بسته می شود از قبل از اینکه نطفه اش بسته بشود برای انسان برنامه ریخته تا زمانی که می میرد و دفنش می خواهند بکنند و در قبر برنامه برایش گذاشته است. چه آیینی چه مکتبی به قول امام هیچ جا سراغ نداریم که اینجوری باشد که با انسان در همه جا کار داشته باشد. چرا این دین ولمان نمی کند؟ ببینید چه حساب و کتابی است که ولمان نکرده است؟ مگر خدا نعوذ بالله غیر حکیم است جاهل است بیکار بوده است پیغمبر مثلا برای آنجا ها هر مرحله از زندگی انسان این همه احادیث گفتند و مقررات تعیین کردند. پیغمبر و ائمه دیگر بیکار بوده اند علماء بیکار بودند اینها را نوشتند و اینها را نسل به نسل منتقل کرده اند. آخه ببینید چه حساب و کتابی بوده است که اینها را به ما منتقل کرده اند و به ما رسانده اند. چه رمزی دارد که با همه چیز ما کار دارند و بعد خودمان را ارزیابی کنیم ببینیم که چقدر کارهایمان مطابق با این چیزهایی است که گفته اند کارهایمان نحوه ازدواجمان نحوه میهمانی رفتنمان دوست گرفتنمان مسافرت رفتنمان چه چه چه درس خواندنمان و چیزهای دیگر این نکته ان شاءالله فراموش نشود اول جلسه و شروع بحث مان عرض کردم که اگر ما رفتیم سراغ مسائل اعتقادی و آیاتی که جنبه اعتقادی دارد، این نکته فراموش نشود که ما فراموش نشود که باید اصل را آخرت قرار بدهیم و اشتباه نشود که ما آمده ایم اینجا صرفا در مورد یک اصل اعتقادی بحث بکنیم. ما داریم راجع به مهم ترین مسئله ای که داریم برای آن زندگی می کنیم اینجا حرف بزنیم. ما مسئله مهم تر از این نداریم که دور هم جمع شدیم. این هم مسئله مهم تر از این نداریم. این مسئله در کنار مسائل دیگر نیست. بلکه حیاتی ترین و اساسی ترین مسئله ای است که انسان دور هم جمع بشود و روی آن وقت بگذارد و فکر بکند و بر اساسش تصمیم بگیر.

د از خداوند تبارک و تعالی می خواهیم که به ما توفیق بدهد که معاد را که همان مبدا است محور همه کارهایمان قرار بدهیم .