أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
در بحث گذشتهمان این نکته را عرض کردیم که ما چون همه ما نفخه خداوند تبارک و تعالی هستیم غایت ما هم شباهت به خداوند تبارک و تعالی پیدا کردن هست.شاید بارها این نکته را در این جلسه عرض کردم که وقتی که انسان وارد بهشت میشود مؤمن، این نامه از طرف خداوند برایش میآید که به فرشتهها میفرماید که بروید اجازه بگیرید اگر اجازه داد (دقت کنید مؤمن چه حریمی پیدا میکند که خدا هم بدون اجازه وارد حریمش نمیشود).میفرماید بروید چون خودش شبیه و مثل خدا شده دیگر خود خدا هم وارد حریم مؤمن بدون اذن نمیشود، بروید اذن بگیرید اگر اذن داد این نامه من را به او بدهید. در نامه این هست که «بسم الله الرحمن الرحمن» این (از و به) نامه خیلی مهم هست از چه کسی به چه کسی.«من الحی القیوم الذی لا یموت الی الحی القیوم الذی یا لا یموت» از زنده پایداری که هرگز نمیمیرد به زنده پایداری که هرگز نمیمیرد.در احادیث قدسی هم داریم چندین بار داریم که خداوند تبارک و تعالی فرموده که: «أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ أَجْعَلْكَ مثلی تَقُولُ لِشَيْءٍ كُنْ فَيَكُونُ» میگوید من خدایی هستم «انا الذی» من کسی هستم که وقتی اراده کنم چیزی بشود به محض اینکه اراده کردم اراده من و شدن یکی است تا اراده کنم میشود.شما هم الان مثل من خواهید بود اگر آن چیزی که من میگویم گوش بکنید شما چطوری خواهید بود؟ مثل من خواهید بود که هر چه اراده بکنید همان خواهد شد؛ اگر این را شما نفهمید تا آخر عمر فکر میکنید که مثلاً دین مزاحم کار شماست.این آمده شما را، خدا عشق میکرده که شما به او سجده بکنید در مقابلش کرنش بکنید، حرفهایش را گوش بکنید، یک موجود عُقدهای هم هست که اگر حرفهایش را گوش نکردید شما را جهنم میبرد، به دستورش عمل نکردید شما را جهنم میبرد.این را دقت کنید خداوند شما را آفریده تا مثل خودش بکند نه اینکه عُقده دارد که شما کرنش بکنید، او صمد است مطلق است بینیاز است خلئی ندارد که بخواهد از چیزی خودش را ارضا بکند آن هم یک موجود ضعیفی که همه هستیاش را خود خدا به او داده هیچی برای خودش نیست.ما برای خدا هستیم «انا لله» هیچ چیز ما برای خودمان نیست خدا نمیخواهد با عبادت کردن ما به ما گفته عبادت بکنید که مثلاً فرض بفرمایید شأنی پیدا بکند مثلاً فرض بفرمایید یک شاه، وزیر، رئیسی که خیلی لذت میبرد رئیس باشد و دیگران در مقابلش چکار کنند؟ کرنش بکنند نماز بخوانند و روزه بگیرند و ... سجده بکنند، خدا اینطوری نیست.نماز و روزه ما برای این هست که خود نماز یک بخشش خداست خود عبادت یک بخشش است این را خوب دقت کنید چون بحث ما بحث سلسله بحثهای ما در مورد عبادت هست من میخواهم امشب بحث معرفت و عبادت را تلفیق به شما بگویم.چون قرار است تو مثل او بشوی و قبلاً مثل او بودی اصلاً، یادت باشد قبلاً مثل او بودی آن موقع که آن بالا پیش او بودی، همه یک روح بودیم مطلق و بینهایت، اینجا که آمدیم تکثیر شدیم.ولی هیچ کدام از ما وقتی که اینجا آمدیم فرهنگ آنجاییمان را فراموش نکردیم یعنی همه ما یادمان هست پیش خدا بودیم و مطلق هم بودیم برای همین هم اینجا دست روی هر چیز میگذاریم روی موقتش را خوشمان نمیآید از محدودش بدمان میآید هیچ کمالی از کمالات نیست مگر اینکه ما به سراغش برویم مگر بینهایتش را، چه میخواهیم؟ بینهایتش را میخواهیم.امام فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست او هم عاشق خداست او هم دارد به عشق خدا این همه کار میکند اگر این همه جنایت و آدمکشی که میکند این شارون را شما فکر میکنید برای چه دارد این کارها را میکند؟ برای اینکه به دَرَک واصل شد این فکر میکنید برای چه این کارها را میکرد؟ برای عشق به خدا، بینهایت، عشق به بینهایت.ولی بینهایت را این، این اشتباهش این هست در کجا دارد میبیند؟ در طبیعت دارد میبیند، دنبالش در طبیعت میگردد؛ فرق بین شارون، فرق بین معاویه و امیرالمؤمنین، فرق بین رئیس جمهور آمریکا و امام خمینی در همین هست که امام خمینی و امیرالمؤمنین خدا را در کجا میبینند؟ طبیعت نمیبینند.چرا تجلیات خدا را میبینند اما بینهایت شدن را در عالم محدود نمیبینند چون اصلاً عالم محدود عالم دنیا یک رحم است رحم جایی نیست که انسان بخواهد به کمال یا به چیزی برسد برای همین فقط در آن سازندگی دارد هر چه میخواهی برسی برای بعد از تولدت است.هیچ انسانی اسکندر، چنگیز، نمرود، فرعون، با موسی و ابراهیم و بقیه فرقی نداشتند موسی و ابراهیم میدانستند که خدا را در طبیعت نمیتوانند پیدا کنند در ماوراء طبیعت دنبال خدا میگشتند.نه اینکه پیدایش کنند و او را بشناسند یا عبادتش کنند، برای اینکه بیاییم دنبال خدا یعنی مثل خدا شدن، ارضاء بینهایتطلبی نفس؛ در معرفت نفس این حس بینهایتطلب را اصطلاحاً چه میگفتیم؟ اسمش چه بود؟ فوق عقل یا فوق تجرد بالاتر از عقل که مسئول بینهایتطلبی در وجود انسان است جنبه انسانی ما.آنجا توضیح دادیم ما از آن جهت که بدن و خیال و وهم داریم حیوان هستیم و از آن جهت که عقل داریم چی هستیم؟ فرشته هستیم؛ از آن جهت که فوق عقل یا فوق تجرد داریم چه هستیم؟ انسان هستیم.خب حالا همه آدمها همینطور هستند شما یک آدم پیدا بکنید روی کره زمین بینهایت نخواهد، لذت و قدرت و ثروت و علم بینهایت نخواهد همه عاشق خدا هستند بینهایت یعنی خدا؛ همه عاشق خدا هستیم همه چون قبلاً آنطوری بودند حالا که در طبیعت آمدند آن فرهنگ فراموش نشده چون با همان روح بینهایتطلب در دنیا آمدند.یک بچه را نگاه کنید تا متولد میشود یکذره بزرگ میشود بینهایتطلب است، یکی شما استثناء سراغ دارید؟ همه ما با فرهنگ زمانی که پیش خدا بودیم داریم زندگی میکنیم همه ما در این دنیای محدود دنبال بینهایت شدن هستیم دنبال این هستیم که کمال بینهایت پیدا بکنیم، دائماً در تلاش هستیم با فعالیتهای مختلف که محدودیت را از خودمان برداریم همه عاشق خدا هستیم.اگر انسان این را بفهمد که اله او الله هست (لا اله الا هو) اگر این را فهمید که معشوق او آرامبخش قلب او، آرامده قلب او حق تعالی است آن وقت این در تمام نظام فکری و عقیدتی و خیالی و وهمی و تربیتی و انتخابات، ارتباطات، رفتارها، اخلاقیات و معاملاتش همه چیز تأثیر میگذارد یعنی میداند کجا میخواهد برود و دنبال چه کسی دارد میگردد.میداند از این حرکات این چیزهایی که دارد به دست میآورد کمالات جمادی و نباتی و حیوانی نیست اینها آن معشوق او نیستند ماحصل عمر ما این نیست که ما مثلاً چهارتا زن داشته باشیم پنج تا خانه و ماشین داشته باشیم ویلا و تلفن داشته باشیم سفر خارجی برویم، ماحصل کار ما این نیست این ماحصل حیوانی است.ماحصل کار ما این هست که چقدر خدا در ما تابیده چقدر او را شناختیم و شباهت به او پیدا کردیم. وقتی به تو میگوید عبادت کن برای این نیست که عُقده این را دارد که تو عبادتش بکنی نیازی دارد، میخواهد که از روی کرامتش به تو عبادت داده، این را دقت کنید عبادت اِنعام خداست تشرف است برای همین ما جشن تکلیف میگیریم.جشن تکلیف یعنی چی؟ یعنی جشن میگیریم که خدا به ما این اجازه را داده که ما قاطی بشویم و جلو بیاییم بالغ شدیم اجازه نماز داریم که به وسیله نماز میتوانیم معراج پیدا کنیم به وسیله صدقه اوج بگیریم و به خدا نزدیک بشویم تکلیف نیست که اعصابمان خورد بشود.یک خانمی که مشرف به حجاب میشود مشرف به حجاب شده حجاب وسیلهای است که تشبه به خدا پیدا کند، چرا؟ چون به وسیله حجاب و کلیه دستورات دین انسان طبیعت را مهارش میکند جنبه حیوانی را، تربیتش میکند تا فرصت پیدا بکند که جنبه انسانی شکوفا بشود و به اصل و حقیقت خودش راه پیدا بکند یعنی از قبر طبیعت از ظلمتکده طبیعت به نور راه پیدا بکند.«اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» او که ایمان بیاورد و خدا را قبول بکند خدا او را از ظلمات به سوی نور میکشاند، ظلمات یعنی چی؟ یعنی از طبیعت یعنی از دنیا نجاتش میدهد و او را به نور میرساند.حالا شما هر چه تلاش عبادی بکنی بیشتر تلاش بکنی بیشتر شبیه خدا میشوی به شرط اینکه بفهمی داری چکار میکنی. بعضیها هستند یک عمر عبادت خدا را میکنند ولی با عُقده و کینه، با لج و ناراحتی، با عصبانیت.60 سالش هست از ماه رمضان اعصابش خورد است آخر یعنی چی من سیگار نکشم غذا نخورم، ناهار نخورم، شام نخورم خدایا چه چیزش به تو میرسد؟ نه به تو میرسد به خدا که چیزی نمیرسد.عبادت لطف و وسیلهای هست که دارد تو را شبیه خودش و بینهایت بشوی؛ مگر تو نمیخواهی از طبیعت در بیایی و به وضعیت خودت برگردی، به وسیله عبادت شما میتوانید طبیعت را سوراخ و پاره کنید و بالا بیایید.یعنی با عملیات این قضیه انجام میشود باید کار بکنی و این سوراخ را دائم باز کنی تا آن نور بتابد و روشنایی بتابد و تو بالا بروی.وقتی میگوید صدقه برو به فقرا بده و کمک کن نه اینکه عرضه ندارد بندههای خودش را اداره کند یا میخواهد روزیاش را تو بده، میگوید این پول را خودم دارم به تو میدهم تو برو بده که شبیه من بشوی یاد بگیری که رحمانیت و رحمت و دیگران را دیدن و طبیعت را ندیدن و از خود خروج کردن یعنی چی شبیه من باید بشوی.بالأخره انسان تا صدقه ندهد و انفاق نکند و انفاقات مستحب و انفاقات واجب نکند شبیه خدا نمیشود چون خداوند دهش دارد دائماً فیضان دارد.مثل امیرالمؤمنین را شما ببینید چقدر در زندگیاش دهش و بخشش داشته فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را نگاه کنید اینها در اینکه صدقه بدهند و انفاق بکنند مسابقه میگذاشتند برای اینکه در شباهت به خدا میخواهند مسابقه بگذارند (سابقوا، سارعوا) این امر است در قرآن، سرعت بگیرید و از همدیگر سبقت بگیرید به سمت خداوند.اگر بخواهید سبقت بگیرید باید عملیات بیشتری انجام بدهید باید اطاعت بیشتری بکنید دستورات بیشتری را رعایت بکنید هر چقدر بیشتر رعایت بکنید بیشتر به خدا شبیه میشوید هر چقدر تخلف بکنید در طبیعت منقمرتر و بیشتر فرو میروید، هر چقدر بیخیالتر و قسیالقلبتر و مقاومتر باشی در گِل گیر میکنی.وقتی تو در باتلاق داری فرو میروی و اگر بروی نابود میشوی و یک نفر دست تو را گرفته و میگوید دستت را به من بده بیا شما هر مقدار مقاومت بکنید بیشتر در باتلاق گیر میکنید؛ به چه میزان از باتلاق در میآیید و نجات پیدا میکنید؟ به میزانی که کمک کنید وقتی دستت را گرفته با او بیایی.شفاعت هم یعنی همین، یعنی جفت شدن، یک کسی میآید خودش را به کسی میرساند ملحق میکند و میکشد، این شفاعت است شفاعت در آخرت نیست شفاعت در دنیاست. الان که امام زمان دستش را دراز کرده شما دستش را بگیرید الان شفاعت نصیب شما میشود.فکر نکنید که آنجا یک چیزی هست بگویید من آنجا صراط مثلاً یا حسین میگویم و حسین کمکم میکند اگر در صراط اینجا حسین کمکت نکند آنجا هم کمکت نمیکند، اگر روی این صراط اصلی به دادت نرسیده باشد آنجا هم معنی ندارد به دادت برسد.تا الان هم که اینجا آمدی با شفاعت امام حسین آمدی، مگر ما خودمان عرضه داشتیم شب عرفه اینجا بیاییم؟ دعوتمان کردند آمدیم، شفاعت یعنی اینکه صد تا مانع را از سر راهمان برداشتند تا توانستیم اینجا بیاییم دلمان را صاف کردند دلمان را هم کمک کردند در دلمان هم این رغبت را ایجاد کردند.«حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ» من هستم که ایمان را محبوب دلهای شما میکنم، من هستم که آن را در دل شما زینت میدهم. شما اگر امشب آمدن اینجا برای شما زینت نداشت که نمیآمدید، برای شما جذابیت نداشت که نمیآمدید، چه کسی این جذابیت را ایجاد کرد؟ من در دل شما انداختم که بیایید.ذکر این نیست که شما فکر کنید عرضه دارید ذکر بگویید «ولکن الأول من المذکور و ثان من الذاکر» اول مذکور یاد دل تو را میکند معشوق یاد دل تو را میکند تا بعد تو عرضه پیدا بکنی که یاد معشوق را بکنی من دارم شما را میکشانم.(از سمک تا به سما کش کشش لیلی بود) تمامش کشش لیلی است خودش هم ایجاد میکند اصلاً وقتی تو را خلق کرده کشش را ایجاد کرده وقتی خودش را در دل تو گذاشته و کامل تجلی کرده عاشق او آفریده شدی اگر توانستی تنفر پیدا بکنی، نمیتوانی تنفر پیدا بکنی.مگر رئیس جمهور آمریکا میتواند متنفر از خدا بشود، بحث نظریاش فرق میکند تا بحث عملیاش، در بحث عملیاش شیفته خداست این جهنم را هم دارد برای خدا میرود ولی فکر میکند آن جهنم خداست.مگر میشود حذفش کنیم و دوستش نداشته باشیم این معنای ولایت است ولایت یعنی چیزی که نمیتوانی جلوی تأثیرگذاریاش را بگیری، ببین اگر رئیس جمهور آمریکا و معاویه توانست، یزید مگر توانست جلوی تأثیر عشق به خدا را در دل خودش بگیرد، همه بینهایتطلبی کردند.امام حسین را برای چه کشت؟ برای اینکه میخواست بینهایت بشود امام حسین محدودش میکرد، او را کشت که از چه در بیاید؟ از محدودیت در بیاید در واقع بینهایت را میخواهد.معاویه امیرالمؤمنین را برای چه میخواست حذف بکند؟ برای چه با او میجنگید؟ برای اینکه جلویش را گرفته بود اگر معاویه هم مثل امیرالمؤمنین سعی میکرد بینهایتطلبیاش را در ماوراء طبیعت و در خدا دنبالش باشد که دیگر با امیرالمؤمنین جنگی نداشت مالک اشتر میشد.عبادت را دقت کنید که به ما داده حق تعالی، عبادت را لطف کرده عبادت همان ریسمان الهی است که گفته بگیر و بالا بیا دین یعنی این، اگر کسی احساس تکلیف و سنگینی از دین کرد این یعنی هنوز خودش و خدا را نشناخته.وقتی با لذت روزه میگیری میفهمی که داری چکار میکنی هم موقع افطار میفهمی و هم بعدش میفهمی، میدانی که داری چکار میکنی، کسی که روزه مستحبی میگیرد احساس تکلیف نمیکند.چند صد هزار جوان عاشقی که در اعتکاف بلند میشوند میآیند 13 و 14 و 15 رجب چه کسی به آنها گفته که اعتکاف سه روز بروند مرخصی بگیرند و اعتکاف بروند؟ خودشان میخواهند بروند چون این را بار نمیدانند این را محبت خدا میدانند خدا لطف کرده برای ما پیغمبر را فرستاده که ما را پیش او ببرد لطف کرده ائمه و قرآن و دین و تکلیف را فرستاده.تکلیف توضیح دادیم تکلیف کُلفَت دارد ولی بار کدام بخش ماست؟ بار طبیعت است نه بار فطرت، بار بخش انسانی ما نیست بخش انسانی که اصلاً از دین خدا احساس تکلیف نمیکند فقط لذت میبرد.اگر احساس محدودیت کردی در حجاب، لباس، روابط زن و مرد، معاملات، عبادات احساس کردی سختت است یعنی این بخش حیوانیات است که احساس سختی میکند بخش انسانی که این را میخواهد تا بتواند به خدا برسد.شما هر چقدر اینها را بیشتر رعایت کنید خودت میفهمی که نورانیتر شدی، مگر غیر از این است؟ میفهمی قدرتمندتر شدی. شما یک کیف پول پیدا بکن به صاحبش نده و برو آن را بخور، ببین اگر بعدش احساس ضعف نکردی، احساس تنفر از خودت نکردی، احساس نکردی جنایت کردی، احساس نکردی که کوچک شدی و خیلی آدم پستی هستی؟ احساس میکنی.حالا برو پول را به او بده ببین چقدر احساس قدرت و نورانیت میکنی در خودت این را گذاشته احساس میکنی خیلی بزرگ هستی کیف هم میکنی این کیف میارزد به آن پول خوردن؛ وقتی خمس و زکات و صدقه میدهی و نماز شب و زیارت عاشورا میخوانی همهاش احساس شادی میکنی.شما حتی در عاشورا هم شاد هستی در عاشورا وقتی گریه میکنید شاد هستید. الان سر همین زیارت عاشورا چه کسی بیشتر عشق کرده و لذت برده و شادتر شده؟ کسی که بیشتر توانسته گریه بکند کسی که بیشتر دلش شکسته یعنی در غمهایش هم شادی است این را توجه کنید در غمهایش هم رقص است این معنای میکده است.میکده یعنی چی؟ یعنی جایی که تو میروی تا خودت را فراموش کنی، بخوری مست کنی، و خودت را نفهمی بیخود بشوی دردها و مصائب و مشکلات یادت برود، درست است؟ غیر از این است؟ مواد مخدر چکار میکند؟ همین است.شما وقتی که میآیی نماز میخوانی طبیعت یادت میرود حیوانیت یادت میرود آزاد میشوی و راحت میشوی آنوقت خود ابدیات آرامت میکند چون میفهمی این نیز بگذرد وقتی میگویی این نیز بگذرد چقدر تو کیف میکنی و راحت میشوی میگویی بالأخره من در این دنیای لعنتی نیستم و بالأخره تمام میشود نجات پیدا میکنم.آنوقت دنیا برایت قشنگ میشود به جای اینکه بد بشود و اعصابت را خورد بکند آن چهره منفیاش را که دائماً در آن محدودیت ندارم و نمیشود، سخت است از دست میدهی چون تعلقت را از دست دادی به جمادات، گیاهی، حیوانیها، فقط به خدا تعلق پیدا کردی دنیا جای خوبی هم هست مسجد و اولیاء الله.یکی آمد به دنیا بد گفت حضرت گفت چرا به دنیا بد میگویی؟ مگر دنیای جای بدی است که تو اینقدر بدش را میگویی؟ میدانی دنیا کجاست؟ دنیا جایی هست که دوستان خدا میتوانند با خدا ارتباط برقرار کنند دنیا مسجد اولیاء خداست معرفت این کار را با انسان میکند.یعنی وقتی شما میفهمی که چه کسی هستی و او کیست بالأخره میخواهی یکطوری برسی. الان در طبیعت مگر ما گیر نکردیم؟ در ظلمات مگر نیستیم؟ مگر نمیخواهیم از این وضعیت محدود در بیاییم؟مگر نمیخواهیم به جایی برسیم که هر آرزویی بکنیم بشود؟ با چه وسیلهای باید این کار را بکنیم؟ چطوری از این باتلاق بیرون بکشیم؟ چطوری از این ظلمتکده بیرون بیاییم؟ میگوید نماز بخوان نماز بخوان بالا بیا، معراج است، یعنی از آن دریچه تو را بیرون میکشد از کثافت دنیا تو را بیرون میکشد از دست این اژدها نجاتت میدهد.روزه بگیر آزاد شو، شما ببینید این ماه رمضان چقدر آدم آزاد است چقدر ماه رمضان کیف دارد و نورانیت دارد. از نظر صورت خارجیاش هم شما هر سالی بروید اگر غیر از این بود بیایید من را لعنت کنید و بروید به نیروی انتظامی بگویید ماه رمضان، محرم، صفر در این ایام جنایت چقدر در اجتماع کم میشود فساد چقدر کم میشود خلافکاری چقدر کم میشود همه آزاد میشوند راحت میشوند.چون تعلقات از طبیعت روی کجا میرود؟ روی فطرت میرود، دیگر زمینهای نیست جرم و ظلم و گناه و معصیت بکنند و همدیگر را اذیت بکنند. وقتی میکدهها را میبندند آدمها گیج میشوند و نمیدانند کجا بروند میکده باز باشد آدم همیشه میرود در میکده دائم میخورد و مست میکند و کیفش را هم میکند.وقتی ارتباطش را با میکده قطع میکند و ارتباط انسان با پاتوقهای فطری قطع میشود و در لاک خودش میرود و دائماً خودش را محدود میکند جمع را فراموش میکند نماز جماعت، نماز جمعه؛ نماز جماعت و نماز جمعه به این مهمی، اینکه این همه سفارش کردند شما در جماعت باشید برای اینکه در میکده باشید تنهایی که نمیتوانید لذت ببرید.طرف الان طبیعتگراست 7 میلیون 8 میلیون 10 میلیون تومان شبی خرج میکند که چندتا دختر و پسر در خانهاش بیایند خودش میتواند برود تنهایی بخورد، نمیتواند تنهایی لذت ببرد بقیه را جمع میکند که آمدن اینها به این یک لذت بدهد.فطرتگراها هم اینطوری هستند جمع دارند مثل شما که الان در میکده آمدید، در خانهتان مگر نمیتوانستید احیا بگیرید؟ چرا، ولی روح جمعی چقدر انسان را قوی میکند و آدم یک لذتی دارد خلوت هم باید سر جای خودش باشد.پس دقت کنیم نگاه، اگر ما خدا را نشناسیم تا آخر عمر به خدا حیوانی نگاه میکنیم هم حیوانی به خدا نگاه میکنیم و هم حیوانی به عبادت خدا نگاه میکنیم.وقتی نمیفهمی خدا معشوقت است خیلی راحت او را زیر سؤال میبری، برای اینکه چی؟ خانه به تو نداده دعا کردی ماشین به تو بدهد نداده، وامت جور نشده اعصابت به هم میریزد مریض بودی دعا کردی شفا نداده از امام رضا قهر میکنی یا چیزهای دیگر.یعنی ارتباط با امام زمان و امام رضا، خود امام زمان هم فرمود در همین مسجد جمکران وقتی یکی از اولیاء خدا خدمتشان رسید گفت تابستان گرمی بود رفتم یک ظرفی آب خدمت حضرت دادم حضرت بخورد، فرمود شیعیان من اینقدر هم به فکر من نیستند به اندازه همین یک ظرف آب هم به یاد من نیستند برای من ارزش قائل نیستند.گفتم آقا این همه جمعیت به خاطر شما آمده چرا اینطوری میفرمایید؟ فرمود نه اینها هر کدام مشکلات خودشان را آوردند هیچ کس دلش برای من تنگ نشده هیچ کس اینجا به یاد من نیست، چه کسی دلش برای من تنگ میشود؟واقعاً چقدر ما در طول روز و هفته و ماه دلمان برای امام زمان تنگ میشود و از مصائب و مصیبت و گرفتاریاش و از اینکه در بین شیعه، علی (علیه السّلام) فرمود امام زمان در بین شیعه آواره، طرد شده، تنها و یگانه است، از این آوارگی حضرت چقدر دلمان به درد میآید بنشینیم گریه بکنیم؟ ناراحتش باشیم؟ چه کسی به فکر امام زمان است؟ما بدبختیمان این هست وقتی که خدا را پیدا میکنیم اینطوری میشویم، وقتی معرفت هم پیدا میکنیم و در مسیر عرفان میافتیم ولایت یادمان میرود. آنقدر افراد هستند که در مسیر عرفان میافتند اصلاً یادش میرود امام زمانی هم هست و از آنها یک توقعاتی دارد یک وظائفی دارند.در عرفانبازیهای خاص خودشان میافتند ذکر بگویند و عرفان و نماز شب و خدا، و دم از معرفت میزنند اما وظائف اجتماعی سیاسیشان کاملاً فراموش میشود.اینکه چقدر بچههای امام زمان، نوامیس امام زمان دارند در این جامعه له میشوند به خاطر اینکه امام زمان بالای سرشان نیست اصلاً برایشان مهم نیست کاری هم برای برطرف کردن موانع ظهور امام زمان نمیکنند.در خودشان هستند درس خوشان، عرفان خودشان، مدرسه خودشان، تدریس خودشان، تازه اگر آدمهای خوبی بشوند، نشوند هم که میافتند در زمین بازی و زن بازی و مشروب و ماشین بازی و تلفن بازی و خانه بازی و تابلو بازی و لباس بازی و این حرفها، در اینها میافتند.نمیداند هر چه دارد نصیبش میشود به برکت امام زمان است هر چه دارد گیرش میآید به برکت امام زمان است و ارتباطمان هم با امام زمان همینطوری میشود؛ وقتی میگوییم یابن الحسن از او چه میخواهیم؟ وقتی میگوییم یا امام زمان از او چه میخواهیم؟ یا حیوانیت یا شأن و شئون نباتی یا شئون جمادی را میخواهیم.ولی هیچ وقت تا حالا شده بگوییم یا امام زمان خودت را میخواهیم؟ سربازیات را میخواهیم؟ عضویت در لشکر تو را میخواهیم؟ رضایت و لبخند تو را میخواهیم از ما راضی باشی؟ واقعاً این در زندگی ما موضوعیت دارد؟ وقتی موضوعیت ندارد یعنی سنخیت ندارد یعنی خیلی دوری که برایت موضوعیت ندارد.چون انسان معادل معشوقش است قیمت هر آدم مساوی است با معشوقش، یعنی چیزی که دلت برایش میتپد لذت نهاییات، آن چیزی که خوابش را میبینی هوسش را میکنی یادش میکنی فکرش هستی دلت برایش تنگ میشود.وقتی دلت برای امام زمان تنگ نمیشود هوسش را نمیکنی هوس عضویت در لشکرش، هوس خندهاش را نمیکنی هوس نوازشش را نمیکنی، هوس رضایتش را نداری خب سنخیت نداری این معشوق و اله تو نیست، کفر میشود پوشیدگی، کفر یعنی پوشیدگی، ما نمیفهمیم.یعنی یک عمر از خدا چیزهایی را میخواهیم که از خدا دور شویم شما نگاه کنید به هوسهای خودمان، به دعاهایمان نگاه کنید، دائماً چیزهایی را خواستیم که فقط از آن دور بشویم اگر یک موقعی هم پرده باز شده و در آغوش خدا قرار گرفتیم مثلاً مکه رفتیم آنجا مظان اجابت دعاست احیایی بوده، شب عرفهای بوده، شب نوزدهمی بوده، بیست و یکمی بوده باز هم از خدا یک چیزی خواستیم که از خدا دور بشویم خدایا یک چیزی بده من سرم گرم بشود به تو فکر نکنم.یکی از بچهها میگفت مادرم نشسته نصیحتم کرده گفته ببین عزیزم عاشق هر کسی میشوی عاشق خدا نشو بدبخت میشوی. یعنی ما بعداً آن موقع که پرده کنار میرود متوجه میشویم ما یک عمر از خدا چیزهایی خواستیم که فقط پیش خدا نباشیم چیزهایی را خواستیم که دائم ما را از خدا دور کرده.آنوقت گاهی اوقات اینها را از تو میگیرد تا تو بفهمی که اینها معشوق تو نیستند تو باید چیز بالاتری را بخواهی ولی تو حالیت نمیشود. دعایت را اجابت نمیکند که تو بفهمی:
ولی خب تو باز هم متوجه نمیشوی باز هم مست هستی. عرفه یعنی همین یعنی من بفهمم که چه کسی هستم از کجا آمدم کجا میخواهم بروم، غایت من چیست، من معشوقم باید چه کسی باشد، برنامهریزی زندگی من باید چطوری باشد.زمانبندی و جدولبندی زندگی من باید چطوری باشد، اهداف اصلی و فرعی زندگی من باید چطوری باشد، بین طبیعت و فطرتم باید چطوری رابطه برقرار کنم، وقتگذاریهایم باید چطوری باشد، معشوقم باید چطوری باشد.چون من به محض اینکه سوت پایان را بزنند آنطرف متولد میشوم اگر آماده نباشم بدبختم، میدانید بدبختی یعنی چی؟ یعنی ما یکدفعه در رحم هستیم آنطرف متولد میشویم میفهمیم ای بابا ما وقتی خدا را نداشتیم دردی را احساس نمیکردیم پول و خانه و زمین و تلفن و زن و شوهر و بچه داشته باشیم آرزوهایمان همه همینها بوده بعد آنطرف میرویم میفهمیم اینجا هیچ کدام به درد ما نمیخورد.«يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» فقط روح سالم از شما میخواهند نه مال، نه فرزند، نه زن، نه هنر، نه سرهنگی، نه سرلشکری، نه رئیس جمهوری، نه نخست ورزیری، نه نماینده مجلسی، نه مدیر کلی، نه مشهور و محبوب بودنت در دل مردم، نه لیسانس و فوق لیسانس و دکترا هیچی به دردت نمیخورد اصلاً آنجا ارزشی نداشت آنجا یک عالم دیگر است یک کمالات دیگری میخواهند روح سالم.چقدر امام باقر (علیه السّلام) قشنگ میفرمایند، «اعلم» خیلی حرف است عزیزان من، امام باقر مرده و زنده که ندارد به عنوان یک حقیقت همیشه زنده است همین الان دارد با تکتک شما حرف میزند «اعلم» این حدیثی را هم که میخوانم با صدای من نشنوید با صدای امام باقر بشنوید ببینید به شما چه میفرماید.بدان، بفهم، حالیت بشود، آویزه گوشات کن، به دلت بسپار، در قلبت بکن «اِعلَمْ أنَّهُ لا عِلمَ كطَلَبِ السَّلامَةِ ، و لا سَلامَةَ كسَلامَةِ القَلبِ» بدان هیچ علمی مثل این نیست که آدم دنبال سلامت بگردد و هیچ سلامتی هم بالاتر از سلامتی دل نیست سلامتی قلب.سلامتی قلب یعنی مثل ساعت درست کار بکند معشوقش را ببیند حجاب نداشته باشد و بداند میخواهد کجا برود سلامت میشود و درست هم حرکت به سمتش بکند سلامت میشود. بدن هم همین است بدن سالم همین است میداند چه میخواهد.وقتی انحراف پیدا میکند مثلاً زکام میگیرید شما از بوی غذا بدتان میآید انحراف پیدا کردید، نمیدانید چه چیزی برایش خوب است و چه چیزی برایش بد است. هوس چیزهایی را میکند که اصلاً برایش خوب نیست و از چیزهایی که برایش خوب است بدش میآید انحراف پیدا کرده.اصطلاحاً چه میگویند وقتی از حد طبیعی انحراف پیدا کند شخص چه میشود؟ فاسق، فسق، وقتی میگویند شخص آدم فاسقی است یعنی بنده خدا نمیداند دارد چکار میکند، نمیداند چه چیزی برایش خوب است چه چیزی برایش بد است.این دارد با خواستهها و هوسها و آرزوهایش خودش را بدبخت میکند و دارد دائم خودش را از بهشت دور میکند و دائم خودش را در جهنم فرو میکند و فکر میکند برایش خوب هم هست، هر چه هم به او میگویی باز گوش نمیکند.هر چه میگویی این راهی که تو میروی راه درستی نیست این راه به اضطراب و افسردگی و زخم معده و زخم اثنیعشر و غم و غصه ختم میشود از این کثرتگرایی و شهوت دست بردار، دست برنمیدارد، میخواهد مشهور و معروف بشود، میخواهد تحویلش بگیرند و به او احترام بگذارند و به او توجه بکنند و برای خودش جایی داشته باشد همینطوری خودش را مشغول میکند.میگوید هیچ علمی بالاتراز این نیست که آدم بگردد دنبال سلامت روحش، بفهمد روح چه موقع سالم میشود؛ روح چه زمانی سالم میشود؟ زمانی که شما خدا را پیدا کردی و بفهمی او معشوق توست تازه اول سلامت تو است.اول سلامتی نه اول انسانیت، این شروعش است چون وقتی سالم است تازه یواش یواش باید تغذیه بکنی، از چه کسی تغذیه بکنی؟ از خود خدا تغذیه بکنی تا یواش یواش شبیه و آدم بشوی و بتوانی انشاءالله آنجا سالم متولد بشوی.چه موقع شما انسان میشوید؟ پیغمبر فرمود روز قیامت امت من به صورت ده حیوان محشور میشوند، چه کسانی به صورت انسان محشور میشوند؟ آنهایی که در دنیا انسان بودند اما اینجا که کسی خدا را ندید به عنوان معشوق خودش و کور بود «وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى» کسی که اینجا کور بود آنجا هم کور است هر کس اینجا کور باشد آنجا هم کور هست.چه موقع انسان هستی؟ زمانی که بفهمی (لا اله الا الله) معشوقی جز خدا ندارم دلبری جز خدا ندارم باید به آن سمت بروم باید روزبروز خدا در من ظهور بیشتری بکند در من ظهور بیشتری داشته باشد اگر این را من بیشتر فهمیدم تازه به انسانیت نزدیک میشوم.
یعنی اگر اینجا لذت بردی آنجا هم لذت میبری، اگر اینجا خدا را دیدی آنجا هم میبینی و الا نمیبینی. «عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمحْجُوبُونَ» قرآن میفرماید آن روز از پروردگارشان محجوب هستند خدا هم با آنها یک کلمه حرف نمیزند.آنجا آدم میفهمد خدا میخواسته بعد دائم داد میزند خدایا، هیچ کس جواب نمیدهد، دائم داد میزند خدایا، چه کسی جواب میدهد؟ چون خدایا باید از اینجا میبردی اگر اینجا با خدا بودی بردی، اگر نبودی آنطرف چی خدایا! چون آخرت چیزی نیست آخرت همه حقیقت و ظهور دنیاست، مگر دنیا چیزی غیر از حقیقت رحمی هست؟مگر دنیا دست و پا به کسی خیر میکنند؟ اگر چشم نیاوری کسی به تو چشم نمیدهد اگر بند انگشت نیاوری کسی به تو بند انگشت نمیدهد اگر پا نیاوری کسی به تو پا نمیدهد باید در رحم با خودت میآوردی آخرت هم محصول و ظهور دنیاست این را خوب دقت کنیم.
اگر اینجا لذت بردی آنجا هم میبری، اگر اینجا از خدا لذت نبری فکر نکن آنجا میتوانی لذت ببری. اگر اینجا بهشتی شدی آنجا هم از بهشت لذت میبری. مگر خصوصیات بهشتان را نگفتند که «لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلاَّ قِيلاً سَلاماً سَلاماً» در بهشت اینها نه حرف بیهوده میشنوند نه گناه میکنند نه تأثیم دارند و همدیگر را به گناه نمیاندازند.یعنی اینجا حرفهای بیهوده بینتان رد و بدل نشود به همدیگر دریوری نگویید، اعصاب همدیگر را خورد نکنید همدیگر را تحقیر نکنید مسخره نکنید، غیبت همدیگر را نکنید همدیگر را له نکنید به شخصیت همدیگر احترام بگذارید همدیگر را دوست داشته باشید با همدیگر مهربان باشید، کمک کنید که به همدیگر لغزشهایشمان کم بشود.«تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى» به خوبیها و تقوا کمک همدیگر بکنید دستهای همدیگر را بگیرید و از این منجلاب بیرون بکشید، نه اینکه همدیگر را آلوده کنیم خودمان را آلوده بکنیم دیگران هم آلوده بکنیم، یا اگر میخواهیم خودمان را بالا بکشیم فکر دیگران و کس دیگر نباشیم.اگر اینجا اخلاقت بهشتی شد آنجا بهشتی هستی بهشتیان عصبی و پژمرده و پرخاشگر نیستند سوءظن و حسادت ندارند اگر اینجا حسادت داشته باشیم آنجا که انسان بدبخت است. فرمود: «يا داوودُ بِي فافرَحْ ، و بذِكري فتَلَذَّذْ» داود با من شاد باش من خدا هستم از اینکه من را داری شاد باش.حی قیوم میدانید یعنی چی، رحمان و رحیم، رب العالمین میدانید یعنی چی، عظیم، اعلی، اینها کیف ندارد؟ اگر کیف نمیکنی «بِي فافرَحْ» با من شاد باش «و بذِكري فتَلَذَّذْ» با ذکر من لذت ببر، اگر اینجا لذت نبری آنجا لذت میبری؟در روایت داریم حق تعالی فرمود «يا عِباديَ الصِّدِّيقينَ ، تَنَعّموا بعِبادَتي في الدُّنيا ، فإنَّكُم تَتَنعَّمون بِها في الآخِرَةِ» اینجا از عبادت من متنعم بشوید چون در آخرت هم براساس عبادتتان آنجا متنعم میشوید آنجا هم به واسطه عبادتتان در آخرت متنعم میشوید.به شما گفتم من یک شب داشتم شرح حال مرحوم آقا شیخ جواد آقای انصاری را میخواندم خانمش میگوید خوابش را دیدم، حالا خانمش مثل اینکه بود دیدیم آنطرف هست و در یک حالت خاصی پیش خدا هست، بعد گفتند این از وقتی که آمده بهشت نرفته و از وقتی که او را آوردند همینطوری پیش خداست و دائماً هم در سجده است پیش خود خدا.بعد من گفتم عجب کیفی کرده آقا شیخ جواد، همینطوری یک حسرتی به من دست داد و گفتم ما کجا آقا شیخ جواد کجا، میشود ما هم یک زمانی اینطوری بشویم؟ میشود یک زمانی ما اینطوری بشویم و خود خدا را فقط بخواهیم اصلاً بهشت هم نرویم؛ شب خواب دیدم شهید شدم، حالا خوب دقت کنید شهید مقامش کم نیست.میخواهم بگویم همه شهیدان هم با هم یکجور نیستند؛ شهید عالِم با شهید غیرعالِم خیلی زمین تا آسمان فرق میکند، گفتند مثل شهید است و مرده، اینقدر فرق دارد زمین تا آسمان فرق دارد بین این دو شهید.بعد خواب دیدم شهید شدم و من را پیش خود خدا بردند بهشت هم نبردند من کیفی کردم جان من را کجا آوردند همانجایی که دوست داشتم بعد من را بردند و گفتند اینجا عبادتگاه توست معبد است شروع کن این را میخواستم.رفتم آنجا دیدم که بلد نیستم عبادت کنم، دیدم حرف ندارم بزنم، دیدم ضعف دارم، دیدم اصلاً با خودم اینجا توان عبادت نیاوردم، کور شدم تاریک و ظلمت.فهمیدم من اصلاً جان ندارم من فقط یک هوس دارم که مثل او باشم والا جانی ندارم اینجا عرضه عبادت ندارم، نه مهارتهای عبادی را تمرین کردم، نه بلد هستم عبادت کردن را، نه نماز خواندن بلد هستم نه معنیاش را میفهمم، نه ذکر را بلد هستم، نه سجده را بلد هستم چیه، نه رکوع و قنوت را میدانم چیه، نه معنی سلام را میدانم.نه وقتی که میگویم (سبحان ربی العظیم و بحمده) با (سبحان ربی الأعلی و بحمده) فرقش چیست، عظیم از جان من چه میخواهد؟ أعلی چه میخواهد؟ چرا یک جا میگوید «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى» پروردگار اعلی تو، پروردگار عظیم تو، این یعنی چی؟ سلام یعنی چی؟ دیدم نه خیلی ما عقب هستیم ما هوس به دست نمیآید باید تمرین کرد.مثل اینکه بگویی من میخواهم دکتر بشوم فقط لباس دکتری بشوم، چه فایدهای دارد مسیر را باید طی کنی همان زحمتی که دکتر کشیده باید بکشی که مثل او بشوی یک زحمتی که یک راننده ماهر، تایپیست، موسیقیدان، مداح، شیمیدان، بنای ماهر کشیده باید همه زحمتها را بکشی که مثل او بشوی با آرزو که مثل او نمیشوی هیچ کمالی بدون تمرین و اطلاعات به دست نمیآید.شما باید اول اطلاعات خدایی شدن را یاد بگیرید اول یاد بگیرید وقت بگذاری روی شنیدن و مطالعه.
آدم با شنیدن چاق میشود آدمیتش چاق میشود. یاد بگیریم بعد هم باید شروع کنید تمرین و تکرار، اینها وقت میخواهد. چطور برای کامپیوتر و موسیقی و ساز و زبان و شیمی و فیزیک وقت دارید خودت را هم فارغ میکنی پول هم میدهی کلی هم میروی پول میدهی با قرض و بدهی و بدبختی که اینها را یاد بگیری.برای ابدیت و برای شبیه شدن و بخش انسانیات نه پول حاضری خرج کنی، میگوید نمیتوانم بروم راهش دور است، آنوقت بلند میشود زاهدان میرود دانشگاه آزاد، چه میخواند؟ مثلاً رشته دامداری، انگلشناسی، زاهدان نزدیک است؟چهارتا کورس میخواهد ماشین سوار بشود بیاید، شهرری دور است آنجا و اینجا و آنجا دور است این همه اساتید در این تهران پخش هستند شما ده دقیقه یک ساعت نیم ساعت دو ساعت خودت به آن میرسی، کتابخانهها، کتابها، میگوید نمیرسم، حوصله ندارم کتاب میخوانم خوابم میگیرد.پس تو چطور لیسانس و دیپلم و فوق لیسانس گرفتی پس چرا خوابت نگرفت مگر از تو امتحان نگرفتند؟ میگوید نمیدانم چرا من وقتی کتاب میخوانم خوابم میگیرد.میگوید نماز و احیا نه حوصله ندارم اصلاً خوابم میگیرد، پس تو چرا جام باشگاههای بازیهای آسیا و اروپا را نشستی تا ساعت 3 نصف شب نگاه کردی اسمشان همه را هم بلد هستی.خداوکیلی اسم ائمه را اینطوری بلد هستی که اسم این بازیگران را بلد هستی؟ اسم هنرمندان و قرتیها و جهنمیان و فواحش را بلد هستی اسم معصومین را بلد هستی؟ این همه زنان فاحشه و سینماگر و به اسم هنرمند اسمشان را بلد هستی تاریخ تولدشان را بلد هستی زندگیشان را بلد هستی آدمهای عیاش و بدبخت.کسانی که در فساد و گمراهی مردم، اصلاً تو چقدر به آنها عشق میورزی و ارادت هم داری با چه عشقی هم اینها را در زندگیات، عکسشان را در خانهات میزنی، در دلت و قلبت همه اینها را فرو میکنی همه زندگی اینها را، آنوقت چیزی از امام جواد حالیت هست؟ چیزی از علی اکبر میدانی؟ چیزی از اباالفضل میشناسی؟ سنخیت نداری، یعنی این جیفه راضیات کرده به اینها بیشتر علاقهمند هستی.فرمود هر چه را میخواهید دوست داشته باشید دوست داشته باشید «أحبب ما شئت» هر چه میخواهید دوست داشته باشید با آن محشور میشوید نص آیه قرآن است هر کس با زوج خودش و گروه خودش و معشوقش محشور میشود و با چیزهایی که دنبالش میگشته محشور میشود؛ شیفته و عاشق چه بودی؟ علاقه به چه داشتی؟آنقدر که به یک ساز علاقه داشتی برای یک تمبر و یک دستگاه کامپیوتر و اینترنت و...عشق میورزیدی و شب هم تا صبح خوابت نمیبرد و جلوی دستگاه پلک نمیزدی، شد قرآن کلام الله را باز کنی و این نامه را عاشقانه بخوانی؟ از کلام الله لذت میبری یا نمیبی؟گفت شراب است از این شراب تو تا به حال چیزی خوردی یا نخوردی؟ شراب بزرگان و آدم حسابیهاست، نماز هم شراب آدم حسابیهاست، آدم حسابیها با نماز و قرآن مست میکنند آدم حسابی اینطوری است با خدا مست میکند.«بِي فافرَحْ» با من شاد باش چند نفر عرضه دارند با خدا شاد باشند؟ میگوید واقعاً با خدا شاد هستیم، این بودهای جمادی و نباتی و حیوانی آزارمان نمیدهد، شاد هستیم از اینکه خدا را داریم حتی او را میخندانیم؛ در روایت داریم بعضی وقتها افراد میگویند ما میخواهیم خدا را بخندانیم به ما میخندد.این همه «إن الله یحب» در قرآن دارد من اینها را دوست دارم، یکی از آنها هستی یا نیستی؟ اصلاً فکر کردی کجا خدا چه کسی را دوست داری؟طرف میخواهد با یک دختر ازدواج کند که معلوم است شش ماه دیگر هم جلوی همدیگر میایستند و فحش مادر و خواهر هم به هم میدهند اینطوری نیست، من صد جا هر جا رفتم این حرف را زدم آمار 79 تا 83، 16% رشد ازدواج 40% رشد طلاق.حالا ببینید این 40% که رشد طلاق داشتیم به آنها بگوییم شما که 6 ـ 7 سال لیلی و مجنون هستید یک سال بعد، چون یک سوم طلاقها یک سال بعد از ازدواج است، یک سال بعد از ازدواجها یک سوم طلاقها در این اتفاق میافتد، به آنها میگوییم شما شش ماه بعد نُه ماه بعد یک سال دیگر میایستید به همدیگر فحش میدهید یا همدیگر را میکُشید.همدیگر را کشتند در روزنامه را کدام هفته را سراغ دارید که زن شوهرش را نکشته باشد یا شوهر زنش را نکشته باشد، باورشان میشد؟ نه؛ آنوقت برای یک زنی که معلوم نیست شش ماه بعد تو را میکشد یا تو او را میکشی، از همدیگر طلاق میگیرند یا نه، برای اینکه بداند این چه علائقی دارد خودش را میکشد بفهمد این چه علائقی دارد از چه خوشش میآید که بتواند خودش را در دل این جا کند.برای خدا چی؟ تا حالا نشستی بگویی «إن الله یحب» خداوند اینها را دوست دارد تا حالا شده دنبالش بگردی و در قرآن جمعش کنی ببینی چه کسانی را دوست دارد و از چه کسانی بدش میآید (یکطوری در دل دوست رهی باید کرد) تا حالا شده؟بگویید یک کاری بکنم که امام زمان از ما خندهاش بگیرد و خوشش بیاید، چکار کنم که خوشش بیاید و دوستم داشته باشد؟ اصلاً این حرفها برای ما اهمیت ندارد و واقعاً مهم نیست. آن رئیس کل و مدیرکل و نماینده مجلس و مادرم و پدرم چطوری خوششان میآید، زن من چی دوست دارد تمام عمرم دنبال این هستم که ببینم زن و بچهام چه دوست دارند برایشان تهیه کنم که به من بگویند مرد خوب یا پدر خوبی هستم.اینها بد نیست ولی خدا چی؟ حالا اگر یک نفر به شما بگوید آدم بیعرضهای هستی دوستت ندارم شوهر و زن و پدر و رفیق خوبی نبودی از غصه میمیری، خوابت نمیبرد، میگویی نگاه کن بعد از این همه عمر از ما راضی نیستند.صد تومان تو گم بشود شب خوابت نمیبرد یک میلیون تومان ضرر بکنی، اگر بفهمی دیشب یک نفر یک میلیون تومان سرت کلاه گذاشته، چک است برگشت خورده، میدانی حالا یک ماه دو ماه دیگر هم پول میشود ولی امشب برگشت خورده اعصابت خورد میشود.
تو دنیا را تحمل نمیکنی از دست بدهی خدا را چطوری داری از دست میدهی؟ میفهمی داری با خودت چکار میکنی؟الان در رحم هستی نمیفهمی که خدا نداشتن یعنی چی، نماز نخواندن یعنی چی، سجده نرفتن یعنی چی، قرآن نخواندن یعنی چی، سینهات قرآن نداشته باشد یعنی چی، قران نفهمیدن یعنی چی، احکام الهی و رساله را نفهمیدن یعنی چی، اخلاق را رعایت نکردن یعنی چی، اصول و اعتقاد ضعیف داشتن یعنی چی.الان نمیفهمی از این رحم در بیایی میفهمی بعداً در حق خودت چه جنایتی کردی؛ تو الان نمیفهمی ذکر نگفتن خدا یعنی چی، الان نمیفهمی نماز خواندن یعنی چی 17 رکعت است. یک خانمی میگفت چون من آرایشم لطمه میخورد و نمیتوانم آرایشم را پاک کنم 17 رکعت را شب یک جا میخوانم.فکر میکند یک باری است و یک خدای عُقدهای آنجا نشسته که این 17 رکعتش را تمام بخواند و اگر نخواند خدا عصبانی میشود، تو خودت بدبخت میشوی بیچاره.چند وقت پیش در یک جمع خیلی محترم فرهنگی بودم یعنی همه آدمهای تحصیل کرده و همه هم اهل مطالعه، یک جلسه و دورهای گذاشته بودند که من بروم به اینها تدریسی بکنم.یک خانم آمد از اول جلسه من را کشت، یعنی از سه چهار ما پیش من یک جلسه داشتم این خانم آنجا بوده دائم نامه پشت نامه که من عاشق خدا هستم و دوست دارم مسیر عرفان را بروم و دیگر غیر از این آرام ندارم تو رو خدا شما یک راهنمایی بکنید.ما رفتیم دیدیم این دوره این خانم همانی است که این نامه را نوشته. بعد گفتم حالا شما بنویسید در این جدول برای ما ببینیم شما تا الان با خودت چکار کردی چه خواندی؟ کجا رفتی؟ چه گفتی؟ عبادتها و کارهایت، گفتم برای این برایت یک برنامه مینویسم و اگر اجرا کردی شاید توانستی انشاءالله یک استاد خوب پیدا بکنی این را اجرا کن.برنامه چه بود؟ همین برنامه سادهای که برای سادهترین آدمها ما مینویسیم یعنی برنامه ابتدائی شروع کار است؛ نوشتم 50 آیه قرآن، هیچ کس اعتراض نکرد همین یک نفر آمد گفت 50 تا خیلی زیاد است نمیشود کمش کنید؟ گفتم شما بودی میخواستی عرفان ببینی؟!گفتم مدرکت چیست؟ فوق لیسانس هستم، گفتم این همه درس خواندی خسته نشدی آن وقت نمیتوانی 50 آیه در روز بخوانی؟! این واقعاً دروغگویی نیست؟! 50 آیه نمیتوانیم بخوانیم. شما به اندازه 200 آیه فقط کارتون نگاه میکنی اندازه 300 آیه فیلم سینمایی و دلقکبازیها را نگاه میکنید به اندازه 100 آیه روزنامه و مجله میخوانی.اندازه چند صد آیه در اینطرف و آنطرف وقت تلف میکنی میگوید 50 آیه زیاد است نمیشود کمش کنی یک کارش بکن، جلوی همه، یک کارش بکن 50 آیه زیاد است، نمیشود یکطوری تعدیلش بکنید انگار کار اقتصادی است سر آیه دارد با من چانه میزد.یک مهندسی هم آمده بود همینطوری بود مهندس آمده میگوید آقا ببخشید من حساب کردم ما نماز میخوانیم ما حمد را میخوانیم ده بار در روز، مجموعش 50 آیه بیشتر میشود باز ما بخوانیم؟ این فکر میکند یک خدای عٌقدهای آنجا نشسته که اگر شما کتاب من را نخوانید مثلاً من شما را جهنم میبرم.حدیث داریم که قرآن روز قیامت شکایت میکند و میگوید خدایا این بندهات من را ضایع کرد ضایعش کن؛ ضایع کرد میدانید یعنی چی؟ یعنی به دیپلم و فوق دیپلم و لیسانس و فوق لیسانس و دکترا و تحصیلات و مهارتهای دیگرت خیلی اهمیت میدادی و وقت میگذاشتی اینها را یاد بگیری ولی هیچ وقت به سمت قرآن میل پیدا نکردی اصلاً کلام الله محبوبت نبود.در طلبهها هم همینطور هست فقه و اصول را خیلی دوست دارد برای فلسفه خودش را پاره میکند که به فلسفه برسد تکهتکه میکند که به فلسفه و حتی عرفان برود، بعد میگویی که چقدر قرآن میخوانی؟ هیچی، معدن عرفان قرآن است این از قرآن هیچی بلد نیست هیچی نمیفهمد.خدا رحمت کند شهید مطهری فرمود بعضی از فقهای ما تا مجتهد بشوند با بیشتر از 500 آیه کار ندارند این هم همان اعداد و احکامی که باید از نظر فقهی بتوانند فتوا بدهند این 500 آیه را حفظ هستند بقیه را نمیروند بخوانند و اصلاً بلد نیستند، مجتهد است اصلاً بلد نیست یک آیه از او بپرسید گیر میکند او هم شهوت علمی است هر کس هر طوری دنبال شهوات خودش است.آدم وقتی خودش را میشناسد اولین چیزی که در او تجلی پیدا میکند اینکه از دروغگو بودن و دروغگویی در میآید صادق میشود. شما در هر رشتهای که علاقه دارید صادق هستید. دوست دارم رانندگی یاد بگیرم صادقانه میروی خودت را میکشی تا رانندگی یاد بگیری.دوست دارم موسیقی یاد بگیرم صادق هم هست طلبت صادقانه است. ولی وقتی که به امام حسین نشستی روز عاشورا، امشب شب عرفه است نشستی به امام حسین میگویی، مگر الان دو بار زیارت عاشورا نخواندیم «أن یثبت لی قدم صدق» مگر در سجده نگفتید، سجده، شوخی نیست در سجده کلمات خیلی حساسی است «ثبت لی قدم صدق» قدم من را قدم صدق بدان به تو راست بگوییم؛ خب حالا راست گفتن چیست؟ما همهاش یکسره داریم به خدا دروغ میگوییم، چرا؟ چون نه خودمان را خوب میشناسیم، نه اینکه آدم بدی باشیم کدام آدمهای بدی نیستیم هیچ کس در شیعیان آدم خبیث نیست آدم بدی نداریم همه آدمهای خوب و دوست داشتنی هستند همه هم امام زمان را دوست دارند و بچههای امام زمان هستند.ولی مشکلشان میدانید چه هست که اینطوری به دروغگویی میافتند؟ این هست که خودشان را نمیشناسند امام زمانشان را هم خوب نمیشناسند خدا را هم خوب نمیشناسند.اگر میشناختند مثل صداقتشان در همه شغلها وقت میگذاشتند روی همه عشقها و محبتها وقت میگذاشتند برای خدایی شدن واقعاً سرمایهگذاری میکنند عمر و جوانی و تعطیلی و جمعه و شب و شب جمعه میگذارند استفاده میکنند مثل شما که الحمدلله صداقت دارید و آمدید نصف شب اینجا نشستید کسی اینجا به شما چیزی نمیدهد، مگر دنیا اینجا پخش میکنند؟تازه شما شبهای دیگر که ما احیا داریم شب جمعه است فردایش هم جمعه است شما فردایش هم که تعطیل نیست بلند شدید آمدید، این نشاندهنده چیست؟ صدق است، این را قدر بدانید حالا که خدا شما را کشانده و تا اینجا آمدید قدر بدانید و این صدق را زیاد کنید.چون در شما تمام روح خدا و اهل بیت هست و هیچ کدامتان آدمهای بدی هم نیستید همه ما هم انشاءالله همینطور هستیم، نه میخواهیم با خودمان لج بکنیم و نه میخواهیم ظلم بکنیم و نه میخواهیم خدای نکرده به خدا دروغ بگوییم یک کمی همت بکنیم روشها را یاد بگیریم روشها را اگر یاد گرفتیم میتوانیم انشاءالله مسیر را درست طی کنیم.
سؤال: تناسخ ارواح یعنی چه؟ نظر اسلام و خدا و امام زمان (علیه السّلام) چیست؟ در این زمینه آیا بین علما اختلاف هست یا نه؟
جواب: بین علما اختلاف نیست ولی بین علما و روشنفکران هم بعضیها یعنی بعضی از افرادی که با مسائل شرعی و اسلامی آشنایی دقیق ندارند ممکن است تمایلکی پیدا بکنند در این قضیه.اسلام و خدا و امام زمان هم تناسخ را قبول ندارند، حالا معنیاش چیست؟ چندتا معنی از تناسخ شده یکی اینکه روح ما روح کسان دیگر بوده که الان در بدن ما هست مشهورترین تعبیرش این هست بعداً هم روح ما از بین نمیرود بعداً روح ما میرود در کالبد کس دیگر و او هم با این روح چکار میکند؟ زندگی میکند.در حالی که قرآن این را قبول ندارد میفرماید: «وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» هر کس نفس خودش را دارد یک بار هم هست تمام شد جای دیگر هم نمیرود، بعد از اینکه از اینجا رفتید در برزخ میروید هزارتا آیه و حدیث هم در این زمینه داریم.
سؤال: نامفهوم.
جواب: راجع به این خیلی صحبت کردیم، دنیا خوب است بله دنیا خوب است فقط به شرطی که تو بتوانی به معشوق و خدایت برسی برای همین به این گفتند: «الدنیا دنیاآن» در روایت داریم دنیا دو دنیاست «دنیا بلاغٍ» دنیای رساننده، دنیایی که تو را به ابدیت و خدا میرساند مثل پولی که تو را به معشوقت میرساند ارزش دارد. مثل وسیلهای که تو را به جایی که میخواهی برساند ارزش دارد دنیایی که میرساند.و یک دنیایی که نمیگذارد برسی در همین جا دفنت میکند پول هم همینطور است در روایت داریم: «نعم العون الغنی علی التقوی» یار خوبی است غنی برای تقوا.یک کسی آمد خدمت حضرت و گفت من دنیازده شدم؟ گفت یعنی چی؟ گفت خیلی به پول علاقه پیدا کردم، حضرت فرمود پول برای چه میخواهی؟ گفت میخواهم با آن صله ارحام بکنم حج بروم و صدقه بدهم و به این و آن کمک کنم، حضرت فرمود این همهاش آخرت است این هیچ کدام دنیا نیست.میفرمایند که چرا سیدالشهدا به دنیا فرمود «یا دهر أف لک من خلیلی» دهر یعنی وقتی که روزگار در مقابل خدا میایستد و انسانهایی را نمیگذارد رشد بکنند و انسانها عاشق یک همچین دنیایی میشوند خدا را فراموش میکنند به این دنیا باید لعنت کرد، در واقع باید به چه کسی لعنت کرد؟ به خود شخص.دنیا اینطوری است و الا اصل دنیا که بد نیست، رحم مگر جای بدی است؟ رحم جایی است که جنین رشد میکند و سالم بتواند به دنیا بیاید ولی اگر یک جنینی عرضه نداشته باشد در رحم رشد کند به رحم ربطی ندارد جنین نتوانست از شرائط آنجا استفاده بکند حالا هر چند در مورد جنین اختیارش با پدر و مادر است با خودش نیست.
سؤال:
جواب: انسان در روزه واجب غیر مستحبی هم سهواً آب و غذا بخورد یا هر کدام از مبطلات را انجام بدهد هیچ اشکالی ندارد چه برسد به روزه مستحبی.
سؤال: مثل خدا شدن و شبیه او شدن یعنی چی؟
جواب: «لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ» کفوا احد یعنی کسی مثل خدا نیست همتا ندارد یعنی بینهایت نیست هر چه هست تجلی خداست تجلیات بینهایت خداست. ما وقتی که میگوییم مثل و شبیه و خلیفه خدا میشویم مظهر خدا، خلیفه یعنی چی؟ مظهر.یعنی مثل خدا این قدرتها را پیدا میکنیم در حالی که تو عبدی و او چیست؟ مولاست، تو مخلوقی و او چیست؟ خالق، تو ممکنی و او واجب هست بنابراین این مثل که میگوییم غیر از آن است که لیس کمثله شیء و یا و لم یکن له کفوا أحد.مولا یعنی چی وقتی به امام یا امامزادهها میگوییم مثلاً به ائمه میگوییم یا موالی، یا مولایم، مولا یعنی سرور و آقا، یعنی کسی که من اختیارم را به او میسپارم او را به عنوان رهبری و ولایت خودم قبولش دارم او را به عنوان الگوی خودم قبول دارم این را مولا میگوییم؛ به حضرت معصومه چه میگوییم؟ یا مولاتی، سرور من، فرق نمیکند حضرت معصومه هم همین است.یک سیدی هست که توضیح میدهم سیدی پرسمان در مؤسسه هم داریم 8880 تا یا 8800 سؤال در آن هست سؤالهای فقهی، اخلاقی، فلسفی، اعتقادی، سیاسی، حقوقی، ازدواج، تربیتی در ان هست با جوابش هست یک سیدی خیلی هم ارزان است بگیرید در خانه داشته باشید.این سؤال را که جواب دادم لیس کمثله شیء همین الان جواب دادم گفتم مانند کسی نیست مانند چیزی نیست یعنی چی؟ یعنی اینکه چون بینهایت است بینهایت هیچ چیز را شبیه به او نداریم.دقت کنید چون در عالم فقط یک وجود هست آن هم خداست که بینهایت است بقیهای اصلاً در کنار یک بینهایت وجود ندارد هر چه هست تجلیات خود همان بینهایت است برای همین هم خدا در خارج از خودش رابطه تولیدی با هیچی ندارد(لم یلد) نمیزاید.نمیزاید یعنی چی؟ در قرآن نوشتند نمیزاید یک کسی فکر میکند که یعنی اینکه خدا زن نیست که بچه بزاید، نه نمیزاید یعنی چی؟ یعنی رابطه تولیدی با خارج از خودش ندارد خارج از خدایی وجود ندارد که بخواهد چیزی خارج از خدا موجود بشود هر چه که هست تجلی خود خداست مظهر خود خداست جلوه خود خداست اصلاً چیز دیگری نیست هیچ چیز دیگری نیست.نه اینکه خدا هست و یک چیز دیگر، چون هر چه هست یک چیز دیگر یعنی غیر از خدا، خدا محدود میشود، بینهایت یکی است احدیت دارد احدیت مطلقه دارد یک احدیت مطلقه تجلیات مختلف کرده مراتب مختلف تجلی دارد یک موجود میشود.دائم میگوییم مثل، بله، آقای اسکندری توضیح فرمودند تکمیل کردند «خلق الله تعالی آدم علی صورته» پیغمبر فرمود خداوند انسان را به صورت خودش خلق کرد. هر چه شما خودت را بهتر بشناسی بعد او را هم بهتر میشناسی.بهترین وسیلهای که ما را به خدا میرساند دین خداست واجبات، پرهیز از محرمات؛ حالا چه چیزی به ما انگیزه میدهد که بیشتر بتوانیم انجام بدهیم؟ دوتا چیز، یکی معرفت و یکی عمل، هر چقدر معرفت شما بیشتر بشود و عمل بکنید شوقتان به خدا بیشتر میشود.اما اگر معرفت پیدا بکنید و عمل نکنید مثل کسی است که شنا را در بیرون از استخر یاد گرفته ولی در استخر میخواهد برود خفه میشود باید در استخر بروید تا یاد بگیرید.در رانندگی نمیتوانی بیرون به شما بگویند که شما رانندگی اینطوری دنده عوض کن و... 20 سال هم کنار راننده بنشینی و او رانندگی کند و تو پشت فرمان ننشینی نمیتوانی راننده بشوی، راننده چه موقع راننده میشود؟ خودش پشت فرمان بنشیند مثل اینکه خودت بنویسی، بچهها خودشان مینویسند تا نویسندگی یاد میگیرند.اگر به بچهها بگویید بچهها نگاه کنید این را اینطوری بکشید اینطوری بنویسید استاد خط بگوید سین را اینطوری بنویسید بچهها فقط نگاه کنند اگر خودش تمرین نکند خطاط نمیشود. شما باید عبادت خدا را عملیاتی انجام بدهید غیر از جنبه معرفتی باید در نماز بیافتید نماز را آنقدر بخوانید تا هنر پیدا کنید و مهارت پیدا کنید و ذره ذره حضور قلبت بیشتر میشود.مثل اینکه انسان تسلطش روی ماشین و اسلحه و کامپیوتر و تایپ و در هر کاری بیشتر میشود یواش یواش سوار نماز میشوی یعنی میتوانی مثلاً اگر الان هیچی حضور قلب نداری وقتی مهارتها را با معرفت شروع میکنی مثلاً یک سجده حضور قلب داری.خوب است یک سجده حضور قلب، یک تشهد هم بعداً اضافه میشود بعد سوره حمد اضافه میشود دائم یواش یواش، بعد کامل شما را میگیرد و آنوقت میتوانی با آن پرواز بکنی تحت تسلطت در میآید تمرین، تمرین، تمرین این یادتان نرود. روزه تمرین، نماز تمرین و همه چیز تمرین میخواهد.حجاب، یک کسی که میخواهد حجاب را تمرین کند یک مدت که تمرین کند میبینی که اصلاً بدش میآید از کنار گذاشتن حجاب یا ضعف حجاب، خودش متنفر میشود، تمرین کند. ولی اگر اصلاً نخواهد حجاب را قبول کند و دائم فقط دوست داشته باشد فایده ندارد نماز و عبادتهای دیگر هم همینطور هست.اگر بخواهید سریع رشد بکنید همینطوری کیلویی فکر نکنید که من باید چکار کنم و از کجا شروع کنیم بالأخره راه دارد همه چیز فوت و فن دارد نقطه آغاز دارد مرحله و قدم دارد اینها را میتوانید جدول بگیرید پر کنید آنها که جدول نگرفتند پر کنند تا من برایشان برنامهریزی کنم.
سؤال: در این روزگار اگر بخواهیم تمام فرمایشات شما را که خواست خداست انجام بدهیم از امرار معاش جا میمانیم، البته روزیرسان خداست شک نداریم ولی تکلیف چیست؟
جواب: اشتباه ما همین است که کارهایمان را جدا میکنیم میگوییم یک قسمت کار دنیاست یک قسمت آخرت است اگر شما دنیا را با آخرت تنظیم بکنی برای خدا، کار کردنت هم عبادت است فرمود عبادت ده جزء است نُه جزئش کسب روزی حلال است عبادت است.شما وقتی دنبال روزی حلال میگردید به خداوند نزدیک میشوید ثواب جهاد در راه خدا را هم دارید اگر در این راه هم کشته بشوید درجه بالایی دارید در راه امرار معاش زن و بچهات، ما اینها را تفکیک میکنیم، چرا؟ چون زن و بچه معشوقمان است برای اینها کار میکنیم.اگر برای خدا کار کردید در آن کار عبادت میکنید. یک خانم با شوهرش به این شکل پیوند برقرار نکند یعنی نگوید من غذا میپزم شوهرم خوشش بیاید، خانهداری میکنم برای شوهرم؛ شوهر کافی است روز زن هدیه نگیرد زن پژمرده میشود این معلوم است که پیوند با خدا برقرار نکرده.اگر برای خدا این کار را کرد شوهر چه قدر بداند چه قدر نداند زن کارهایش تلف نشده آن وقت این کارش در خانه عبادت میشود و جهاد فی سبیل الله و قرب هم میآورد معنویت و نورانیت میآورد.من پیرزنانی را میشناختم چندتا در فامیل خودمان بودند پیرزن معمولی هم بودند کار خاصی هم خداوکیلی نمیکردند ولی آدمهایی بودند که باخدا بودند دائم در دهانشان ذکر بود باخدا بودند و کارشان را هم برای خدا انجام میدادند این چند پیرزنی که میشناختم همهشان اهل مکاشفه بودند.نه حوزه علمیه درس خوانده بودند نه سواد داشتند ولی برای خدا کارشان را انجام میدادند واقعاً، این چندتا را که میشناختم شوهرهای بداخلاقی داشتند و اینها را به خاطر خدا تحمل میکردند و به آن درجات رسیدند. بله اینکه انسان احساس میکند چرا نمازش زود تمام میشود خوب است یعنی به او لذت میدهد که احساس میکند زود تمام میشود.
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.