جلسه 015 - مباحث معنوی شب‌های احیا
شماره جلسه
15
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1384
ماه
4
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - مباحث معنوی شب‌های احیا

سلام علیکم و رحمة الله، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

حدیث را از پیغمبر خواندیم که اگر کسی خودش را فارغ کند برای خدا و عبادت خداوند، خداوند به او غنای نفس و وسعت رزق می دهد و کسی که خودش را فارغ نکند دائماً دچار مشکلات و معضلات و فقر خواهد شد این حدیث را به یک فرمول بسیار اساسی و مهم وصل کردیم از امیرالمؤمنین علیه السلام که توضیحاتی در باره این فرمول دادیم، و قرار شد که امشب بیشتر برای عزیزان این مسأله را توضیح دهیم.

فرمول از امیرالمؤمنین علیه السلام بود حکمت 106 نهج البلاغه، خیلی عزیزان دقت کنند برادران و خواهرانی که بخصوص تشریف نداشتند بسیار دقت کنند چون یکی از فرمولهای اساسی زندگی ما هست. که اگر خوب یادش بگیریم و نصب العین خودمان قرار دهیم جز باور مان باشد بسیار بسیار در زندگی برای ما موفقیت، قدرت، سرعت و شادی در پی خواهد داشت. و اگر فراموشش کنیم دائماً دچار گرفتاری و معضلات هستیم آن فرمول چی بود؟ آن فرمول این بود که (لا یترک الناس شیئاً من امر دینهم لاستصلاح دنیاهم الا فتحلاه علیهم ما هو اضرّ منه) فرمود که مردم چیزی از امر دین شان را به خاطر اصلاح دنیای شان ترک نمی کند مگر اینکه خداوند تبارک و تعالی ضرر بیشتری به روی آنها باز می کند. یعنی هر وقت بین یک امر دینی و یک امر دنیایی بودید اگر امر دینی را ترجیح دادید امر دنیایی شما هم تأمین خواهد شد با برکت، ولی اگر ترجیح دادید امر دنیایی را، خداوند ضرر بیشتر از آن امر دنیایی که شما می خواستید حفظش کنید به شما خواهد زد مصادیقی را خدمت تان، عرض کردیم.

من خواهش می کنم امشب هم به بحث خیلی توجه بفرمایید تا ان شاءالله همین فرمول را اگر خوب به آن عمل کنید همین یک فرمول را اگر خوب عمل کنیم برای سعادت ما کفایت می کند. این نکته ی خیلی اساسی را من توضیح دادم آن هفته که هم دنیا مال خداست هم آخرت، هم ریاضیات دنیا را خداوند تنظیم کرده و هم ریاضیات آخرت را هم تدبیر کننده ی دنیاست و هم تدبیر کننده ی آخرت است. ملکوت و باطن هر چیزی در دست خداوند تبارک و تعالی است (یا من بیده ملکوت کل شی) این (بیده ملکوت کل شیئ) در قرآن هم آمده که باطن هر چیزی در دست خداوند تبارک و تعالی است گفتیم خداوند به دنیا دستور داده به عنوان یکی از مخلوقاتش ریاضیات و فیزیک عالم را طوری چیده که به محضی اینکه یک نفر به دنیا رغبت پیدا کند و رو از خدا برگرداند یک امر از امور دینی را یک نهی از منهیات خدا را به آن بی توجهی کند بلافاصله دنیا از انسان انتقام می گیرد و آن فرمولی که حضرت فرمودند انجام می دهد یعنی دنیا به او ضرر می زند مامور است که دنیا ضرر بزند. دنیا مثل یک نگهبان وفادار است که با شمشیر بالا سر انسان ایستاده مثل یک خدمتکار وفادار به خداوند است که ایستاده هر وقت که به سلطان عالم حق تعالی ادب کردید می گوید تشویقش کن هر وقت که بی ادبی کردید امری از امور دنیایی را ترجیح دادید به امور آخرتی به همان نگهبان می گوید تنبیه اش کن. دنیا اینطوری است بنابراین بلاهایی که در دنیا به سر ما می آید به خاطر بی توجهی های است که به امر آخرت و ابدیت داریم مصیبت هایی که به سر ما می آید بخاطر این است که ما بی ادبی می کنیم و امر خدا را سبک می شماریم (ما اصابکم من مصیبتٍ و ما کسبت ایدیکم) هیچ مصیبتی متوجه شما نمی شود به سر شما نمی آید مگر اینکه خود شما این مصیبت را درست کردید. هر جایی که گرفتار شدیم باید برگردیم در درون خودمان ببینیم کجا وظیفه خود را انجام ندادیم کجا کار الهی را زمین گذاشتیم کجا دنیا به آخرت ترجیح دادیم. کجا تنبلی و بی حوصلگی را به وظیفه شناسی مان به انجام وظیفه مان ترجیح دادیم بنابراین، این نکته همیشه نصب العین ما قرار بگیرد که دست انتقام دنیا در کار است. دنیا منتظر است ببیند که اگر اطاعت از تو سر زد با تو راه بیاید کمکت کند مشکلاتت را حل کند راه بیاندازد امورت را. اما ببیند جایی وظیفه ای داشتی انجام ندادی جایی کوتاهی کردی آنجا از تو انتقام می گیرد. همین دنیا مامور خداست انتقام می گیرد از انسان (الا فتحلا علیهم ما هو اضر منه) این استثنا هم ندارد همیشه همینطور است یعنی شما به محض اینکه یک وظیفه را سهل انگاری کنی لطمه می خوری مرد خانه هستی نسبت به همسرت و فرزندانت یک وظیفه ای داری یک مسئولیتی داری کوتاهی کنی آسیب می بینی کارت گره می خورد توضیح دادیم یک مرد و به تبع آن یک زن در خانواده سه وظیفه اساسی دارند تأمین مادی، تأمین عاطفی، تأمین معنوی.

اگر در هر کدام از اینها سهل انگاری بکند، تنبلی پیشه کند، کسالت پیشه کند، بی حوصلگی بکند گره به کارش بیشتر می افتد گاهی وقتها مردها هستند در وظیفه عاطفی شان سهل انگاری می کنند که پول بیشتری به دست بیاورند بعد می بینی که ضرر بیشتری می کنند گاهی وقتها وظایف معنوی شان را زمین می گذارند و سهل انگاری می کنند سه شیفت می دوند که سطح مالی شان را افزایش دهند از آن دو قسمت دیگر می زنند ولی دنیا به آنها جواب نمی دهد می بیند که خیلی دارد می دود اما یک مدت هم ممکن است رشد هم داشته باشد از نظر اقتصادی است ولی مُحال است به بن بست و گرفتاری و ضرر و آسیب و بلا منجر نشود. دچار نشود. این قاعده را باید به آن توجه کنیم که نمی شود در دنیا زرنگ بازی در آورد از مکر الهی از کید خدا نمی شود فرار کرد سیستم دنیا را این گونه تنظیم کرده که تو اگر با خدا رفیق باشی وظایفت را انجام بدهی با تو راه می آید اگر با خدا رفیق نباشی وظایفت را انجام ندهی دنیا انتقام می گیرد. باز دقت کنند عزیزان، وقتی می گوییم با خدا رفیق باشی نه اینکه یک قوه ی جباری مثل خدا آنجا نشسته کفته تو باید با من رفیق باشی اگر نباشی پدرت را در می آورم خداوند هیچ احتیاجی به رفاقت و عبادت و اطاعت ما ندارد. وقتی داریم می گوییم خداوند تبارک و تعالی، اصلاً بحث حق الله را مطرح می کنیم ارتباط با خدا یعنی ارتباط با خودت چرا چون از خدا یک نفخه در وجودت است همه ما بارها گفتم چه مرد باشیم چه زن باشیم چه متأهل باشیم چه مجرد باشیم قبل از هر چیزی یک مادریم. همه ما همه انسانها، مادر چی هستیم مادر کودک عزیز روان مان که از خدا هست.

ببنید همانطور که بی توجهی به یک گل به یک گیاه قبح دارد زشت است، قبح عقلانی دارد، بی توجهی به یک حیوان قبح دارد تنبیه یک حیوان قبح دارد عقاب دارد بی توجهی به یک حیوان ندادن غذایش تا اینکه بمیرد عذاب آخرتی دارد بی توجهی به زیباترین موجود عالم بعد از خداوند یعنی، کودک عزیز روان خودت، آن نفخه خدا، وقتی به او بی توجهی و بی رحمی بکنی مورد نفرین او قرار می گیری ببین در روایت داریم که اگر شما شام نخورید یک رگی هست در بدن تان به نام رگ شام، رگ عشا، عشا یعنی شام، این رگ شما را لعنت می کند بدن شب منتظر است که شما چیزی را به او برسانید فرمود ولو شده به خوردن یک خرما باشد چیزی شب بخورید اگر غذایش را ندهی لعنتت می کند شما را لعنت می کند وقتی غذای بخش اصلی وجودت را ندهی یعنی غذای بخش اصلی هم، (این کلمه درست نباشد) وقتی غذای حقیقی خودت را ندهی، خود حقیقی ات، یعنی بخش انسانی و فطری و الهی ات را کم بگذاری به او ندهی و دائماً ضعیف نگه داری، کوچک نگه داری، دائماً مورد لعنت این بخش قرار خواهی گرفت دائماً مورد لعن فرشته ها قرار خواهی گرفت که چرا این کودک عزیز روان که خداوند امانت به تو سپرده و باید بزرگش می کردی چرا غذایش را ندادی. چرا نسبت به او بی رحمی کردی بی عاطفگی کردی این هم صبح غذا می خواهد ظهر غذا می خواهد رسیدگی می خواهد چرا به فکرش نیستی چرا کوتاهی می کنی به محض اینکه نسبت به این کوتاهی کنی و کم بگذاری از او کارهای دنیایی تان مشکل پیدا می کند اگر به تو پیشنهاد ریاستی شد پیشنهادی پستی شد امر شهوت آلود و شهرت داری به تو پیشنهاد شد یک موقعیت دنیایی پیش آمد باید مواظب باشی مست نشوی مستی جوانی مستی قدرت مستی علم مستی شهوت مستی شهرت تو را از رسیدن و پرداختن به کودک عزیز روانت باز ندارد. می خواهم درس بخوانم طلبه شوم می خواهم دکتر شوم مهندس شوم، ای وقت ندارم وقت ندارم زن می خواهم بگیرم می خواهم سر کار بروم بدهکاری هایم را بدهم به من پیشنهاد ریاست شده باید بدوم یک مدتی به محض اینکه از خودت غافل می شوی نفرین می آید سراغت. نکبت سراغت می آید. گره خوردن در زندگی و مشکلات می آید سراغت بنابراین انسان باید دقت کند در کلیه انتخابات ارتباطات و رفتارها ببیند اول خدا چی می خواهد وقتی به آن التزام داشتی بقیه مسائل زندگی ات روی غلتک می افتد اما اگر التزام نداشتی آن را که خدا می خواست بر اساس هوای نفست و معیارهای دنیایی ات دست به انتخاب و ارتباط و رفتار زدی درد سرها مصیبت ها گره خوردن در کارها عقب ماندن ها شکست ها ضرر ها آغاز می شود.

این فرمول را بدانیم که حاکم است بر جهان. این حاکم است. بطور خودکار عمل می کند. به طور خودکار عمل می کند تمام. لذا اگر وظیفه خودت را نسبت به کودک عزیز روانت انجام ندهی وظیفه ات را نسبت به عبادت الهی انجام ندهی وظیفه ات را نسبت به خلوتی که کودک عزیز روان به آن احتیاج دارد انجام ندهی دچارشکست های زیادی می شوی پی در پی. اما به محض اینکه عنایتت متوجه خود حقیقی ات می شود می بینی کارها رو روال و غلتک می افتد شادی ات آرامشت ثبات شخصیتت بیشتر می شود. خواهران عزیز برادران عزیز، بدون اینکه به خودتان برسید و تغذیه کنید انتظار استحکام شخصیت شادی، آرامش و خوشبختی نداشته باشید. ببینید خوشبختی مثل هر چیز دیگری تهیه کردنی است مثل هر چیز دیگری برایش زحمت بکشید ما باید این سؤال را از خودمان بکنیم که من برای خوشبخت کردن خودم، خودم یعنی کی؟ یعنی کودک عزیز روان چقدر تا بحال خلوت، تغذیه، برنامه داشتم این را خوب توجه کردید چقدر داشتیم؟ سؤال کنیم از خودمان دیگر. ما چقدر به خودمان تا بحال قدرت، تغذیه، نشاط، و امید دادیم تا انتظار داشته باشیم زندگی مان شاد آرام شخصیت مان قدرتمند با نشاط، با استحکام باشد. اگر اعصابت خرد است، اگر به قرص داری رو می آوری، اگر مبتلا به روان پزشک شدی و روان شناس شدی، اگر فکر می کنی برای آرامشت باید سراغ دود و مواد مخدر و چی و چی ... بروی با فیلم و با چیزهای دیگر خودت را آرام کنی، با تزریق های مصنوعی خود را سر پا نگهداری برای این است که تو اساساً به شخصیت حقیقی خودت نرسید. اگر انسان شخصیتش قوی شود و خوراک بخورد بی هیچ کمک کننده و شاد کننده ی احتیاج ندارد. بلکه آن نیروی شادی آفرین و قدرت بخش و آرام بخش در درون خودت وجود دارد به محض اینکه به این کودک عزیز روان برسی این کودک عزیز روان از جنس خداست یادت باشد یعنی مثل خدا می تواند کار بکند برای تو مثل خدا برای تو کار کند.

اولیای الهی که کارهای بزرگ از آنها سر می زد آنها نفخه الهی خودشان را قوی کرده بودند لذا مثل خدا می توانستند هر کاری بکنند اراده می کرد هر کاری می کردند. وقتی ریاضیت کشیدی، معرفت کسب کردی، وقتی ولایت پیدا کردی وقتی اوج محبت شدی وقتی اوج تواضع، بی ریایی و اخلاص شدی تعجب نکن که از تو چیزهایی سر بزند که شبیه خدا شوی. فرمانده من که در جبهه به من می گفت من آن موقع هفده سالم بود جنگ می کردم به من می گفت تو جلوی دشمن کاری نداشته باش که می بیند ترا یا نمی بیند اینجا وایستاده یا نه، کارت را بکن و یقین کن که او ترا نمی بیند. این یک جوان نزدیک به سی سال بود. خوب این را از کجا آورده این توانایی را؟ که به این یقین رسیده سوادی هم نداشت چون غروب ها خودم به او درس می دادم غروب ها من استاد او بودم شبها او استاد بود. من اصطلاح و لفظ یاد او می دادم او معنا و حقیقت به من منتقل می کرد. در هیچ حوزه و دانشگاهی هم درس نخوانده بود اما به خودش خوب رسیده بود. به خودش خیلی خوب رسیده بود. برای همین این قدرت را داشت می گفت این تو را نمی بیند و مطمئن باش و همین هم می شد. و همان قدرت را به ما هم داد نه تنها خودش داشت بلکه همان قدرت را به ما هم داد همان آرامش و شادی و نشاط را به ما هم داد من یک جوان هفده ساله و نوجوان هفده ساله بودم که در اثر آرامش او آرامش گرفته بودم.

از کجا آورده بود این آرامش را؟ از کجا؟ یعنی ما همه مان این حوری قدرتمند در دورن مان هست اگر واقعاً به او برسیم و تغذیه اش کنیم و واقعاً غذا به او بدهیم همانطور که برای کامپیوتر مان برای شیمی مان برای فیزیک مان برای رانندگی مان برای آشپزی مان برای همه کارمان وقت می گذاریم اگر وقت بگذاریم و تمرکز بگیریم این هم قدرتمند خواهد شد. به خیلی جاها خواهد رسید ولی خوب مسئله این است که ما وقتی به سن چهل و پنجاه سال گذشته مان نگاه می کنیم می بینیم که خوب من شاید یک ساعت هم غذای درست و حسابی به این ندادیم مجموعه حضور قلب هایتان را سر نماز حساب کنید ببینید چقدر بوده؟ مجموعه حضور قلبها را حساب کنید مجموعه ای که این آینه قلب تو رو در روی خدا ایستاده و خدا در این آینه افتاده چقدر بوده؟ چقدر قلبت نشان داده این را؟ شما وقتی تمرکز می گیرید دو رکعت نماز را با حضور می خوانید بعدش می فهیمد خیلی چیزها عوض می شود خیلی قدرتها و حسهای شیرینی به سراغت می آید. حالا فکر کن یک نفر هر شب نیم ساعت، چهل دقیقه تمرکز این طوری داشته باشد هر شب، تمرکز اینطوری داشته باشد در قرائت قرآن تمرکز اینطوری داشته باشد در خواندن دعا تمرکز این طوری داشته باشد اگر این جذب کند می دانی این نفس به چی تبدیل خواهد شد چقدر قدرتمند خواهد شد چقدر شبیه خداوند تبارک و تعالی خواهد شد. لااقل هیچ چیز که ظهور نکند ما بخاطر این اثرات نباید سراغ تغذیه مان، که این اثرات ظهور کند این خودش یک نوع شرک است به قول استاد ما که فرمود چه بسا که یک انسان همه وظایفش را هم انجام دهد ولی خداوند تبارک و تعالی صلاح نداند که هیچ قدرتی از روح او ظهور بکند دارد ولی نمی گذارد ظهور بکند چون مصلحت نیست. کمترین چیزی که به شما می رسد وقتی خود حقیقی تان را تغذیه می کنید این هست که دنیای شاد و شیرین و آرامی خواهید داشت حداقل دنیای تان خیلی با لذت خواهد بود خیلی خوش می گذرانید در دنیا خنده واقعی می کنید خواب راحت می کنید خواب راحت خنده ی واقعی، این کم چیزی نیست دنیای قشنگی خواهی داشت ضمن اینکه هر کس قطعاً دنیای زیبایی داشته باشد آخرت شادی هم خواهد داشت آخرت زیبایی هم خواهد داشت.

لذا ما باید به این فرمول خیلی توجه کنیم. حالا چند نمونه عرض کنم خدمت تان، وقتی شما طبق همین فرمولی که عرض کردم به امر آخرت تان بیشتر توجه کردید به امر آخرت تان، دنیای تان آبادتر می شود. (و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السما والارض) اگر اهل زمین تقوا داشته باشند ایمان بیاورند و تقوا داشته باشند ما برکت را از آسمان به آنها نازل می کنیم و از زمین به آنها برکت می دهیم. این طوری است. هر چقدر رشد بیشتری در دنیای تان می خواهید بیشتر به آخرتت تان توجه کنید اصالت را وقتی به آخرت بدهید دنیای شما آبادتر خواهد شد. خوب صلوات ختم بفرمایید.

به این فرمایشاتی که عرض می کنم از حضرت امیر علیه السلام توجه بفرمایید. بحث اصالت آخرت نسبت به دنیا، خوب توجه کنید ببینید چقدر زیبا حضرت این مسائل را بیان می فرمایند. (علیک بالاخره تعطکت دنیا صاغرت) خیلی زیباست دقت بفرمایید جلد چهارم غرر ص 284 می فرماید بر تو باشد پرداختن به آخرتت تا اینکه دنیا با ذلت به سراغت بیاید. تو بپرداز به آخرتت، دنیا با ذلت می آید به سراغ تو. خودش را عرضه می کند به تو. خودش به سراغت می آید. لازم نیست وقت بگذاری انرژی هدر بدهی و عمری را که باید در قیامت در مقابل مصرف لحظه به لحظه آن جواب بدهی، بگذاری دنبال دنیا بدوی تو به آخرتت اصالت و اولویت بده به وظایفی که خداوند تبارک و تعالی به عهده ات گذاشته عمل کن میبینی که دنیا خودش به سراغت می آید با ذلت می آید سراغت. ببین چه وظایفی داری، حال نگاه کنید حماقت چقدر زیاد است که یک مردی در خانه به خاطر دنیا زن و بچه اش را ناراحت کند و عصبانی کند یک خانمی بخاطر دنیا وظیفه ی مهربان بودن، آرام بودن، سکینه بودن را رها کند این وظیفه شرعی اش را، بخاطر اینکه به دنیایش لطمه خورده داد و بیداد راه بیندازد به محض اینکه به خاطر دنیا شما عصبانی شوید دنیا هم علیه شما عصبانی می شود این یادتان باشد اگر یاد گرفتی که من به خاطر دنیا سر کسی داد نزنم اعصاب کسی را خرد نکنم نگذارم که دنیا من را در انجام وظیفه ی مهربانی و مهرورزی ام نسبت به عزیزانم عصبی بکند ناراحت بکند اگر این را خوب فهمیدم آن وقت می بینید که دنیا چقدر زود جبران می کند برای من. چقدر زود به خدمت ما می آید و به سراغ ما می آید برای انجام فرامین ما به سراغ ما می آید. می گوید تو به آخرتت بپرداز دنیا با ذلت به سراغت می آید تو خمس و زکاتت را بپردازد تو وظیفه ات را نسبت به پدر و مادرت انجام بده. تا هر وقت یکی از عزیزان می آید سراغ من می گوید من مشکلات دارم گرفتاری دارم، یا گره می خورد در کارم، اولین سؤالی که از او می پرسم این است که مطمئنی پدر و مادرت از تو راضی هستند؟ یک فکری بکن اول ببین پدر و مادرت راضی هستند، یکی گفت آقا پدر من مُرده، گفتم خوب مرده باشد وقتی مرده هم هست آنجا منتظر خیرات توست. اگر فراموشش کردی همانجا هم عاقت می کند در حدیث داریم پدرهایی و مادرهایی هستند که راضی هستند از بچه هایشان و آن طرف ناراضی می شوند و عاق می کنند و همانجا عاق شان گره می اندازد درکار دنیایی تان ببین پدر و مادرت از تو راضی هست. ببین در خانه دل کسی را نشکستی، کسی را له نکردی، کسی را مسخره نکردی، توجه کن، مرحوم شمشیری یادتان هست کسی که در چلوکبابی اش مثلاً ده تا دیگ غذا می داد یک دفعه می بیند که سه تا دیگ هم فروش نمی رود. هر روز مشتری هایش کم می شد می رود خدمت شیخ، مرحوم شیخ رجبعلی خیاط، عرض می کند این طوری است به مشکل روبرو شدم چه بکنم شیخ می گوید یادت است یک سیدی آمد سراغت غذا می خواست دو سه مرتبه آمد عصبانی شدی یک چیزی به او گفتی دلش شکست، یادت است؟ برو همان که دل آن را شکستی و شخصیتش را خرد کردی گرفتاری را برایت دارد. برو پیدایش کن و دلش را به دست بیار. گفت از کجا پیدایش کنم گفت برو پیدایش کن. اولیای الهی من بارها خواندم این را که به شاگردهایشان می گفتند آقا اگر جان بکنی برو هرچقدر وقت است بگذار و پیدایش کن و طرف را پیدا کن بگرد و پیدایش کن می گفت نمی توانم می گفت برو باید بروی پیدایش کنی رضایت از او بگیر و بعد بیا.

گفت وقت گذاشتم پیدایش کردم راضی اش کردم. بعد دوباره برکت به من برگشت. این طوری است. مواظب باشیم دنیا به هیچ وجه ارزش این را ندارد ما اعصاب خودمان را یا خانواده مان را یا یک عزیز دیگری را خرد کنیم به خاطرش. چنین ارزش ندارد به محض این که این کار را کردی شما چوبش را خواهی خورد.

(من جعل کل همه للاخرته ظفره ...) جلد 5 ص 310 هر کس همه ی همتش را بگذارد برای آخرتش به آرزوهایش می رسد. هر کس همه ی همتش را بگذارد برای آخرتش به آرزوهایش می رسد به دنیایش هم می رسد. بنابراین اگر یک روح ارضا شده شاد، غیر فقیر، چون فقر خیلی اذیت می کند گرسنگی خیلی اذیت می کند هیچ چیز به اندازه روح حریص روح گرسنه، روح پر تمنا و روح فقیر آدم را اذیت نمی کند هر چی داری باز می بینی اذیت می شوی اگر یک روح آرام می خواهید، اصالت را بدهید به آخرت تان. اگر سرمایه گذاری کردی برای آخرتت می بینی نفست خیلی آرام است. خیلی شاد است، از حرص، از گرسنگی، از گدایی می افتد. به غنا می رسد. همانطوری که قبلاً هم خدمت تان عرض کردیم (من رغب فیما عندالله بلغ آماله) هر کس به آنچه که نزد خداست رغبت داشته باشد به آرزوهایش می رسد در دنیا. رغبت تان را میل تان را بگذارید به آنی که دست خداست به آن رغبت داشته باشید که آرزوهای دنیایی با ذلت به شما رو کند چون که صد آمد نود هم پیش ماست. هیچ وقت بخاطر پایین بالا را رها نکنید بخاطر دنیا آخرت را رها نکنید چون دنیا را هم از دست می دهید قطعاً دنیا را از دست می دهید اگر می خواهید دنیا با خواری و ذلت بیاید در خدمت شما، شما بی محلی کن به او، دنبالش نباش به آخرتت بپرداز ببین اگر با ذلت نیامد سراغت. این قاعده ای هست که خداوند تبارک و تعالی دنیا را براساس این گذاشته.

(ما اخسر من لیس له فی الاخره نصیب) چقدر خسران کرده کسی که در آخرت نصیبی ندارد. از آخرت نصیبی ندارد. خیلی خسران کرده شما حالت بچه را نگاه کنید نُه ماه در رحم قرار دارد در رحم، ببینید عزیزان، چون با ریاضیات رحم سنجیده می شود خیلی معلوم نیست دست هم داشته باشد نداشته باشد پا داشته باشد نداشته باشد اصلاً معلوم نیست حیات است آنجا، ولی به محض اینکه متولد می شود شرائط زیستی ثابت دنیاست که به او می گوید چی آوردی متناسب این جا چی آوردی اینجاست که خسارت معنا پیدا می کند ما وقتی می گوییم خسارت، نمی دانیم می گوییم خسارت یعنی چی؟ ما که وضع مان خوب است شما را آخرت احاطه کرده محیط بر شماست چند لحظه دیگر متولد به آخرت می شوید، برای شرایط زیستی آنجا نصیب تان را بردید؟ وسایل مورد نیاز تان را بردید یا نه؟ یعنی به محض اینکه وفات رسید سالم تولد می شوید؟ می توانید از شرایط زیستی آنجا استفاده کنی یا نه؟ به این یک ذره فکر کنید که من اگر الان متولد شوم می توانم واقعاً آنجا خوش باشم. آیا من ثروتمند هستم. به ثروت آخرتی خیلی توجه کنید (فمن ثقلت موازینه فهو فی عیشه راضیه) هر کس میزان هایش سنگین باشد در عیش راضی است اگر کسی گدا باشد می خواهد آنجا چه کار کند. لذا حضرت می گوید خیلی خسارت می بیند کسی که چقدر خسران می بیند کسی که برای آخرتش نصیبی ندارد. این جدیت می خواهد این باور می خواهد این همت می خواهد این فارغ کردن خود می خواهد. این وقت گذاری می خواهد جدی باید باشیم.

بعد یک نصیحتی می کند حضرت علی ما را. خوب به این نصیحت توجه کنید. (ما ) سوال می کند از شما (ما بالکم تفرحون بالیسیر من الدنیا تدرکونَ و لا تحزنکم الاکثیر من الاخره تحرمون) شما چه تان شده که به یک کمی از امور دنیا می رسید شنگول می شوید شادی می کنید ولی متوجه نیستید که چه چیز عظیمی از آخرت دارد از دست شما ها می رود و محروم می شوید. چه شده شما این طوری هستید شما که تحمل یک ذره از دست رفتن امور دنیایی را ندارید اگر یک ذره از دنیای تان کم شود غصه می گیرد شما را گریه ها می کنید مدتها. یک بنده خدایی من به او زنگ زدم گفت الان چهار پنج روز است فقط خوراکم گریه است. دارم گریه می کنم بخاطر چی؟ بخاطر امور دنیایی. کمبودهای دنیایی، آرامش ندارم اعصابم خرد است حوصله هیچ کس و هیچ چیز را ندارم از همه کس و همه چیز بدم آمده چرا چون به دنیایش لطمه خورده گفتم اگر تو بفهمی که چی داری از دست می دهی با این غصه خوردن ها، چون غصه خوردن برای دنیا محرومیت آخرتی می آورد، شما به محض اینکه برای دنیا غصه بخوری از آخرتت چیزی کم می شود اگر می فهمی که با این غصه خوردن هایت و مسلط کردن شیطان بر خودت که این همه اعصابت را خرد کند چی را داری از دست می دهی در آخرت، یک ذره همچین حماقتی نمی کردی که بنشینی برای امر دنیایی غصه بخوری. حضرت می گوید شما را چه شده، یک کمی دنیا به دست می آورید چقدر مشنگ می شوید و می خندید و شاد می شوید که یک امر از امور دنیایی تان احراز شده و متوجه نیستید غمگین نمی کند شما را، غصه دارتان نمی کند محرومیت کثیر آخرتی. چطوری شده شماها اینطوری هستید. چطوری می شود اینطوری می شود برای اینکه بدون رودربایستی بگویم عزیزان ما همه ما یک جور هستیم من هم مثل شما هستم شما هم مثل من. ما واقعاً آخرت را باور نداریم. اعتقادی بگویم می گوییم بله اعتقاد داریم علمی هم بگوییم ثابتش هم می کنیم. اما جدی باورش نکردیم.

حضرت علی می فرماید من ندیدم یقینی تر از مرگ که اینقدر که به آن مشکوک نگاه شود. می گوید امری یقینی تر از مرگ ندیدم که اینقدر مردم با شک به آن نگاه می کند یعنی یک روزی ما هم می میریم؟یعنی یک روزی ما را می برد غسالخانه، یک روز هم ما را می شویند؟ یعنی همین هایی که الان دیگران را دارند می شویند یک روز هم ما را می شویند. یعنی ما را هم در این قبرستان می گذارند چند روز دیگر، باور مان نمی شود.

اینقدر مسئله یقینی است که خداوند به پیغمبر می فرماید که تو می میری نمی گوید تو می میری بقیه می میرند (انک میت و انهم لمیتون) تو مردی پیغمبر مُرده بدان خودت را، نمی گوید (تموت) می گوید (میت) (انک میت) مرده بدان خودت را وقتی نیست یک جنین که در شرف تولد است. که آنجا نمی تواند که لنگ رو لنگ بیندازد و فکر کند دارد زندگی می کند آنجا. با سرعت دارد می رود به سمت تولد، تا می گویند باردار شد، می روند سراغ سیسمونی و اتاق نوزاد یعنی وقت زیادی نمانده طرف خودش را بابا می داند آن یکی هم خودش را مادر می داند یعنی وقتی نیست. (میت، انّک میت). مُردی تو. لذا وقتی آدم آن طرف که می رود دنیا را نگاه می کند می گوید مثلی که ما یک ساعتی آنجا بودیم. یک ساعت نصف روز آنجا بودیم. یک خواب بود، یک خواب. خواب همین به اندازه یک خواب.

یک لحظه فکر کنید به گذشته تان گذشته بیست ساله و چهل ساله تان را نگاه کنید ببینید یک خواب نبود؟ بقیه اش هم یک خواب است. هیچی نیست. (فکانت سرابا) سراب، سراب.

(انکم الی عماره دار البقا احوج منکم الا عماره دار الفنا) جلد سه ص 63 شما به آباد کردن خانه جاودانگی تان بیشتر محتاجید تا آباد کردن خانه که عمارت فنا است. خودش فانی می شود و باید بمیرد. یک کمی حس بگیرید این را، حس بگیریم این را، می گوید به آباد کردن خانه خودتان خانه جاودانه خودتان بیشتر احتیاج دارید تا این خانه هایی که فانی می شود. اگر یکی از ما سوال کند که دارایی شما آن طرف چقدر است؟ چقدر جمع کردید آنجا؟ چقدر دارید آنجا، اینقدر هست که بتوانید تا قیامت سر کنید قیامت را می توانید با آن بگذرانید؟ ثواب و سایه بان و دوست و رفیق و خانه و آب و غذا و نیازهای که آنجا هست شما میت را نگاه کنید مُرده های خودتان را نگاه کنید می آیند در خواب تان می گویند ما گرسنه مان هست ما مریضیم ما درد داریم ما تشنه مان هست، اگر بیایند به ما بگویند ما می توانیم ما می توانیم بگوییم که ما دارایی داریم آنجا حضرت می گوید بیشتر به فکر عمارت آنجا باشید یک مقدار وقت بگذارید برای آباد کردن آن طرف تان.

(شیمت ذوی الالباب و ... و توله با لجنه المأوا) مرام و خلق و سجیه، شیوه ی عقلا، شیوه ی اهل فکر آدمهای عاقل و زیرک این است که اقبال دارند یعنی با روی باز می پردازند رو به آخرت دارند با شیرینی. و اعراض و دوری می کنند از دار فنا. و (توله) واله شنیدید یعنی شیدا، شیفتگی نسبت به بهشت آدم عاقل شیفته آنجاست. یک ملاک بگویم به شما خیلی کمک تان می کند یک ملاک، اگر یک موقع هایی غم و غصه های دنیایی آمد سراغ تان، چند دقیقه بروید در بهشت تان و در بیایید ببینید یادتان می رود غمهای دنیایی. اگر بتوانید این کار را کنید خیلی خوب است. فرار کن، یک موقع که دنیا می خواهد اذیتت کند اعصابت را خرد کند به بن بست برساند و فشار قلبی و عصبی به تو بیاورد زود ولش کن فرار کن چند دقیقه برو در بهشتت، بهشت کجاست؟ در نفست است دیگر. فرمودند بهشت و جهنم در نفس است نه نفس در بهشت و جهنم. برو در بهشتت بنشین یک کمی با آن بهشتی های که هست با دوستانت، با انبیاء با اولیا، با همسرانت، یک صفایی بکن آنجا، چند لحظه برو بنشین آنجا که قرار است دائم بروی. چند دقیقه برو زانو بزن در مقابل امیرالمومنین علیه السلام بنشین یک دستی ببوس، به خدا قسم چند لحظه بروی آنجا و برگردی آرام آرام می شوی. اصلاً یادت می رود این مشکل را داشتی خیلی حلش هم برایت ساده می شود چند دقیقه برو در بهشت خودت.

چقدر خوب است آدم انس بگیرد با بهشت خودش. برود و بیاید. سر بزند و بیاید چند دقیقه بنشینی و از آن موسیقی های بهشت را بشنوی از قاریان بزرگ بهشت، چند تا آیه قرآن بشنوید بعد می بینید که مشکل خیلی حل شد. خیلی کوچولو شد جلویت. اگر دیدی زورتان نمی رسد نمی توانید خودتان شخصاً این کار را بکنید سریع بروید پیش خدا قرآن را باز کنید با صدای خدا آیات عذاب و آیات بهشت را بخوانید وقتی آیات عذاب را می خوانی می بینی که تو الان جایت خیلی خوب است وقتی آیات بهشت را می خوانی می روی آنجا. می روی در این چهار نهری که در سوره محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) آمده. یک کمی از این نهرها بخور سری بزن کنارشان بنشین بعد بر می گردی می بینی که دیگر حال و حوصله دعوا کردن با کسی را نداری. دیگر روحیه مراء نداری که جهنمی کنی خودت را از شفاعت محروم کنی دیگر جر و بحث هم نمی کنی با کسی. خدمت یکی از اولیای خدا نشسته بودم، خانمش تماس گرفت، بعد داشت این آقا را توبیخ می کرد، که شما چرا فلان کار را کردی ببین چطوری خودش را راحت کرد من فهمیدم که این خانمش هست با او صحبت می کند دارد آقا را توبیخ می کند بخاطر بعضی از کارهایش، گفت ما که از این غلطها زیاد کردیم این هم رویش دیگر. ازین غلطها خیلی کردیم این هم رویش خدا حافظ. گوشی را گذاشت.

چقدر راحت. شما به ما ایراد می گیری ما یک غلطی کردیم دست و پا چلفتی هستیم فلان کردیم درست می فرمایید. این هم از آن غلطهاست که ما می کنیم. چقدر راحت. اصلاً تن به جهنم نمی دهد یعنی به هیچ وجه نمی خواهد از آن معرکه بهشتی در بیاید، و مراء بکند که تو چه کار کردی من چه کار کردم. به هیچ وجه. اصلاً اهل این حرفها نیست. (عجبت لمن عرف رب کیف لا یسعی لدار بقا) تعجب می کنم کسی پروردگارش را بشناسد و چطوری سعی نمی کند برای ابدیتش. نه به عشق بهشت. به عشق خود خدا. کسی ابدیت را بشناسد، تلاش نکند برای این که با این خدا باشد. هوس ماندن و رفاقت و همراهی و دوستی با این خدا به سرش نزند. تعجب می کنم می دانی می خواهد چی بگوید قضیه منطقی است نتیجه می خواهد بگیرد از آن طرف عکس بگیرید عکسش را بگیرید اینطوری می شود . کسی که سعی نمی کند برای دار بقا ربش را نشناخته. نشناخته اگر کسی بشناسد سعی می کند اگر کسی بشناسد وقت می گذارد تمرکز می گذارد. (دعاکم الله سبحانه الی دار البقا و قرار الخلود و مجاوره الانبیا و السعدا و عسیتم و دعتکم الدنیا الی قرار شقا و محل الفنا و انواع البلا و ... و اسرعتم) خدا شما را دارد دعوت می کند به خانه ی جاودانگی، خدا دارد دعوت تان می کند، پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هم فرمود: (انکم خلقتم للبقا لا للافنا) شما برای جاودانگی خلق شدید نه برای فانی شدن. مژده بزرگی است. حالا امیرالمومنین علیه السلام می فرماید خدا شما را دارد دعوت می کند به خانه ابدی، و قرارگاه جاودانگی، شوخی نیست یک ذره فکر کنیم جاودانگی یعنی چی. یعنی شما که پایت باز شود آنجا دیگر بیرونت نمی کنند می دانی یعنی چی؟ پایت باز باشد آنجا دیگر به تو نمی گویند بفرما بیرون تمام است بُرد کردی. (و النعما) به نعمت حقیقی، و مجاورت انبیاء همنشینی با انبیاء و سعدا و خوشبخت ها و سعادتمندها، اما وقتی خدا شما را دعوت می کند شما حالش را ندارید که اجابت کنید دعوت خدا را نمی روید اجابت نمی کنید خدا را. رغبتی هم ندارید اما دنیا شما را دعوت می کند به جایگاه بدبختی، و محل فانی شدن، و به انواع بلاو سختی (فاطعتم) دنیا را اطاعت می کنید (و بادرتم) و اقدام می کنید که در این دردسرهای دنیا خودتان را بیشتر بیندازید که در این نکتبها و مصیبتهای دنیا خودتان را بیشتر بیاندازید اصلاً می دوید دنبال نکبت و مصیبت، می دوید دنبال آسیب رساندن به خودتان اصلاً دوست دارید خود آزاری بکنید دوست دارید اینقدر بپیچید در مشکلات این دنیا تا خفه تان بکند خوشتان می آید که دائماً خودتان را در درد سر بیندازید. (فما بادرتم) اقدام هم می کنید تازه اقدام که می کنید هیچ چی، و (اسرعتم) سرعت هم می گیرید برای بدبخت کردن خودتان، برای بیچاره کردن خودتان غصه دار کردن خودتان از همدیگر سبقت هم می گیرید. حال و روز مردم دنیا را نگاه کنید که چطور برای بدبخت کردن خودشان چطور از همدیگر سبقت می گیرند.

پولها خرج می کنند که هر که زودتر بروند جهنم، با چه بدبختی پول به دست می آورند این را در مسابقه و رسیدن به چاه جهنم و ته جهنم می گذارند که کی زودتر می رود آنجا. فلان خانه را بخرم، فلان ماشین را بخرم، فلان تلفن را بخرم فلان فرش را بخرم تا با بقیه مسابقه بگذارم مسابقه هم جهنم است هیچ مسابقه دنیایی نتیجه بهشتی ندارد. نتیجه اش بهشت نیست. حالا بگو چقدر مردم دارند می دوند دنبال این که خودشان را بدبخت کنند چقدر سرعت دارند به سمت جهنم، بروند، چقدر پول خرج می کنند، که برای خودشان آتش بخرند، یک ذره فکر کنید. نحوه زندگی کردن های مردم را، (لا ترغب فیما یفنی و خذ من الفنا للبقا) جلد ششم ص 281، رغبت در امر فانی نداشته باش، لا ترغب فیما یفنی در امر فانی رغبت نکن. و خذ من الفنا للبقا از عالم فانی برای جاودانگی خودت بگیر. از عالم فانی برای جاودانگی خودت بگیر یعنی زرنگ باش، تا این فرصت اندکی که باقی مانده، بگذار برای آخرت خودت، (لا ترغب الی الدنیا) یعنی چی؟ دنیا یعنی چی؟ یعنی آن چه که ترا محروم می کند از آخرت و ابدیت، این می شود دنیا. درست شد؟

(کل ما الحاک عن مولاک فهو دنیاک) هر چیزی که ترا از خدایت و مولای خودت غافلت کند می شود دنیا. وظیفه داری به زن و بچه ات برسی بلند می شوی می روی کربلا، کربلای بی موقع می شود دنیا. وظیفه داری زن و بچه ات را ارضا و اشباع بکنی می بینی صبح جمعه زدی رفتی دعای ندبه، از آن طرف رفتی قبرستان، از آنطرف رفتی زیارت عاشورا، از آن طرف رفتی نماز جمعه، از نماز جمعه می آیی، تشریف نحست را می آوری دور از جان شماها، بعد شام طلبکارانه ناهار می طلبی و می خوری و بعد مثل جنازه می افتی هنوز زن و بچه هیچ بهره ای از تو نبردند دوباره بدو و برو آل یاسین بخوان بارک الله آدم آخرتی. بدو برو آل یاسین بخوان، بعد از مغرب هم بگو فلان جا هیئت دارم جلسه دارم، یازده شب هم جنازه بیا بی محل به بچه و زن بگیر بخواب. خوب توجه کنید. این می شود دنیایت. دنیا یعنی چیزی که نمی گذارد تو وظایفت را نسبت به خودت خانواده ات انجام بدهی نمی گذارد وظایف مادی، وظایف مادی تأمین مادی و تأمین عاطفی و تأمین معنوی ات را انجام بدهی دنیا یعنی چیزی که نمی گذارد خوب شوهر داری کنی خوب تربیت بچه بکنی. دنیا هم صورت مقدس دارد و هم صورت حرام دارد.

دنیا کار کردن نیست، کار کردن،جهاد فی سبیل الله است. دنیا کار منزل نیست کار منزل هم برای زن جهاد است دنیا یعنی چیزی که تو را از آخرت و ابدیتت غافل می کند. از آخرت و ابدیتت، از خداوند غافلت می کند این می شود دنیا. دنیا را معنا کردم اگر کسی خواست مراجعه کند مباحث معرفت نفس هم معاد آنجا مفصل در مورد دنیا بحث کردیم. خوب در روانشناسی عاقل یک حدیث خواندیم امشب این را تکرار می کنم. می گوید می خواهی بدانی آدم عاقل کیست آدم عاقل فقط یک نفر عاقل داریم بقیه احمق اند و ابله. هر دویش در روایت است. بحث توهین نداریم هر دویش را هم خدا در قرآن دارد و هم در روایت داریم احمق و ابله و مرده و کور و نفهم اینها کلماتی است که به کار بردند. می گوید عاقل، (من امر دار الاقامه فهو العاقل) هر کس خانه جاودانگی و اقامت خودش را آباد کند عاقل آن است فقط. به این می گوید عاقل یعنی هر کسی که می داند هر لحظه قرار است که متولد شود آن طرف که وقتی رفت شاد برود سر خانه و زندگی اش. همه چیزش براه باشد آنجا. به این می گوید عاقل. عاقل این است. (اکثر سرورک علی ما قدّمت من الخیر و حزنک علی مافاتک منه) جلد 2 ص 192 می گوید بیشترین شادی ات به کارهای خیری باشد که قبلاً انجام دادی به اینها کیف کن. شاد باش به کارهای خیری که کردی. چرا؟ چون رفت برای تو ذخیره شد. و حزنک علی مافاتک منه، و غصه بخور به اینکه جاهایی می توانستی آخرت را آباد کنی و نکردی و پولت استعدادت اخلاقت عواطفت در دنیا هدر رفت. برای همین اهل بیت وقتی یک چیزی عالی دست شان می رسید قبل از اینکه بخواهند هوس کنند در دنیا مصرفش کنند پستش می کردند آخرت. می گفتند این حیف است اینجا مصرف شود به درد کجا می خورد؟ این به درد بهشت می خورد برود آنجا برای ما جاودانه است آنجا. دیدید بعضی از خانمها و آقایان زیرکی می کند می گویند این را مصرفش کنیم برای چی اینجا؟ اینجا خودمان یک لقمه می خوریم می سازیم پول را جمع کنیم بگذاریم در بانک، در بورس سهام بخریم، برویم طلا بخریم نگه داریم ظاهراً زیرکی می کنند. حضرت می فرماید که تو غصه هایت برای این باشد که از دنیایت نتوانستی آخرت بسازی. شادی ات هم برای جاهایی باشد که فرستادی. برای آنها شاد باش. چی بگویم درباره کسی که نسبت به کارهای خیر و عبادتهایش غصه می خورد میگوید اه اه چه وقتی تلف کردم کاشکی آنها را هم گذاشته بودم برای دنیا، چه بیچاره بودم رفتم جبهه، عجب نفهمی کردم رفتم جبهه، واقعاً بعضی ها پشیمان می شوند از تقواهایی که داشتند. برداشت نکردن هایی که از دنیا داشتند، می گویند اه اه عجب ساده بودیم ما، کاشکی کیف مان را کرده بودیم لذتمان را برده بودیم.

خوب، این در مورد چی بود؟ این فرمول که اگر آخرت را بخاطر دنیایت رها کنی خداوند ضرر بیشتر به تو خواهد زد بنابراین اگر می خواهی دنیای خوبی داشته باشی آخرت خوبی داشته باش.

بقیه ی بحث بماند برای جلسه بعد. نتیجه چی شد؟ نتیجه این شد که هر جا دیدید لنگید هر جا دیدید درکارتان گره خورده، که هی دارید می دوید و وقت تلف کردید یک جا، بعد دارید وقت تلف می کنید ببینید یک جا کم نگذاشتید؟ یک جا کم نگذاشتید، چند وقت پیش رفته بودیم حرم زیارت، حرم حضرت معصومه سلام الله علیها یک بنده خدایی همگی با هم رفتیم، گفت زود برگردیم برسیم به تهران، گفتم شما ها که دیر به دیر می آیید حرم، چیزی نگفتم به آنها که مزاحم شان بشوم آدم نباید اینجا هم خشکه مقدس بازی در بیاورد و بگوید با اینکه حرف حق است نباید زیاد بیانش کرد با خودم داشتم می گفتم چون اگر می گفتم آنها کراهت پیدا می کردند و بخاطر من که احترام حرفم را نگه دارند فایده ندارد بگذار این یک ربعی که خودش دوست دارد در حرم عاشقانه بماند، همین یک ربع بماند، ولی به او گفتم نگاه کن این بنده خدا از کجا کوبیده آمده قم، بعد از سالها، ولی الان می خواهد برود حرم یک ربع سهم گذاشته بهره برداری کند از حضرت معصومه ببین چقدر خودش را کم گرفته، آدم وقتی نوبت آخرتش می شود خیلی زاهد می شود می گوید بس است بس است، فکر می کند یک ربع در حرم حضرت معصومه ماندن خیلی زیاد است یک ساعت ماندن دیگر خیلی اسراف کردم ولی همین را اگر در پارتی و مهمانی و پای تلویزیون و فیلم سینمایی بخواهد بگذراند اصلاً این احساس را نمی کند که وقت تلف شده. می دانستم تا این را گفت، گفتم چوبش را می خوریم ما، همین هم شد، خانم این آقا رفت در حرم، گرفتار شد در حرم، نیامد، این سر یک ربع آمده بود که پر گاز برگردد تهران، حدود نزدیک به یک ساعت در آفتاب ماند، تا خانمش آمد بعد هم رفت ماشینش خراب شد دو ساعت هم در جاده ماند خوب بنده خدا این دو سه ساعت را می نشستی در حرم غصه ای هم نداشتی در بهشت می نشستی. کم می گذاری دنیا حالت را می گیرد. می گوید عجله داری؟ می خواهی به کارهایت برسی بفرما تشریف ببر بدو ببینم می رسی یا نمی رسی. می گفت اصلاً امکان ندارد این اشتباهی یک همچین مشکلی پیش بیاید تا بحال به من همچین مشکلی پیش نیامده تعمیرکار هم آورد تعمیر کار هم نفهمید گفت ما نمی فهمیم چی است یک نیم ساعتی هم مدتی زیادی هم معطل شد بعد ماشینش درست شد خود به خود درست شد. بعد هم راه افتاد رفت.

ما هم تا نوبت آخرت مان می رسد خیلی زاهد هستیم حاضریم به همدیگر هم بدهیم شما برو جای ما نماز بخوان، اگر می شد شما نماز بخوان شما جای ما زیارت بکن آنجا. ما بهترین خبر خوش برایمان این است که نماز چهار رکعتی ما شده دو رکعت. این بدبختی ماست. با این بی زهد عظیمی که ما داریم نسبت به خود کودک عزیز روان مان زهد می ورزیم خیلی این کودک عزیز روان را به او می گوییم نخور مصرف نکن شاد نباش شنگول نباش رشد نکن ولی به طبیعت مان هر چقدر باشد خوش می گذرانیم بخور بخواب کیف کن نوبت کودک عزیز روان می شود اگر می خواهید به این فرمول عمل کنید فرمولی که حضرت علی علیه السلام فرمودند هر چقدر به کودک عزیز روان تان رزق برسانید به دنیای تان هم بیشتر رزق می رسد. امور در دست تان سهل تر خواهد شد حقش را ادا کنید تا دعایتان کند حق کودک عزیز روان تان را بدهید دائماً آن هم در حق شما دعا می کند. دنیای تان را آباد می کند این حرفهای من حرفهای بدی است که می زنم ولی چاره ای هم نیست. اگر می خواستم درست تر بگویم باید می گفتم حق خودتان را ادا بکنید خدا حق مرکب تان را به شما می دهد ما همه اش غصه دار مرکب مان هستیم این گاه و این خر یونجه اش بهتر باشد علفش بهتر باشد به قول امام خمینی، همه اش فکر این حیوان هستیم این مرکب، دائماً فکر عیش و نوش این مرکب هستیم که مبادا به این بد بگذرد مبادا کم بیاورد از دیگران عقب بماند ببین دیگران چه لباسها و چه خوراکهایی چه شهواتی، چه سفرهایی چه بخور بخورهایی چه اتومبیل هایی چه خانه هایی یکسره بدبختی و عزای ما این است مسابقه ما این است. ولی فکر خودمان نیستیم. یک مقدار فکر این باشیم عیش و نوش این را هم توجه کنیم تا خداوند تبارک و تعالی برای ما بسازد هم دنیا را بسازد هم آخرت را.

والحمدلله رب العالمین