جلسه 011 - مباحث معنوی شب‌های احیا
شماره جلسه
11
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1383
ماه
12
روز
20
متن کامل (خام) ‌ جلسه 011 - مباحث معنوی شب‌های احیا

در ادامه ی بحث شبهای قبل که جلسه گذشته درباره ی، آخرین جلسه ما شب عرفه بود که احیا داشتیم مطالبی را خدمت عزیزان عرض کردیم که من فشرده ی آن مطالب را عرض می کنم تا به مبحث جدید برسیم.

یکی این بود که حتماً ان شاءالله در دعاهایتان این شب، شب جمعه است شب آمرزش و رحمت ومغفرت است و ملک مقرب خداوند تبارک و تعالی تا صبح مردم را دعوت به جلب رحمت و مغفرت و آمرزش حق تعالی و دعا می کند. بنابراین دعای شما، دعای عام باشد سعی کنید همانطور که جلسه گذشته هم عرض کردم خودتان را به تنهایی نماینده ی جامعه ی انسانی بدانید و برای همه انسانها دعا کنید و در رأس دعاهایتان که برای همه انسانهاست تعجیل در فرج آقا امام زمان (علیه السلام) است. و نکته دوم این است که برای اجابت دعاهایتان حتماً امشب شب مهمی است مقداری صدقه کنار بگذارید که این هم جز آداب و سنن دعا هست که برای اجابت بسیار مؤثر است.

نکته ی که جلسه گذشته عرض کردیم بحث مان درباره این مسئله بود که ما باید در هر حرکت جنینی مان به سمت آخرت و ابدیت بهترین حرکت را داشته باشیم یعنی ضمن اینکه حرکت داریم باید تغذیه کنیم با تغذیه ما می توانیم رشد کنیم و تغذیه را هم باید غذاهای متناسب باشد با آن قیدی که خداوند تبارک و تعالی در قرآن آورده (حلالاً طیبا) چه در بُعد غذای مادی و چه در بُعد غذای معنوی و بعد این نکته را عرض کردیم که غذا ضمن این که پاک باشد صرف اینکه پاک باشد کافی نیست بلکه حتماً باید متناسب باشد چه بسا افرادی برای روح شان غذاهای خوب و پاکی سراغ داشته باشند اما این غذای پاک و خوب با روح آنها سازگاری نداشته باشد و ضرر بزند برایشان و بجای رشد برایشان کندی رشد و توقف رشد بیاورد.

لذا در انتخاب مطالبی که مطالعه می کنیم می شنویم عبادت هایی که می کنیم باید دقت کنیم که خدای نکرده این عبادتها و مطالعاتی که انجام می دهیم و می شنویم متوقف کننده حرکت ما به جای رشد نباشد. و در باره ی غذای روح این نکته را عرض کردیم که کیفیت استفاده از غذا فوق العاده مهم است در غذای معنوی. و یکی از مهمترین اصول استفاده از غذا که می تواند تأثیر غذا را به روح منتقل کند بحث تمرکز است. ما گاهی وقتها غذاهای معنوی زیاد می خوریم بخصوص مسائل معرفتی، مطالعاتی و شنیدنی ها اما بیشتر در ذهن و عقل ما می ماند و به مرحله قلب نمی رسد. مثالی که زدم برایتان گفتیم اگر که هزاران نفر از همه مردم بپرسیم که آیا مرده با انسان کار دارد یا نه؟ گفتیم همه می گویند کار ندارد عقل شان هم قبول می کند صد در صد هم می توانند ثابت کنند که مرده کاری ندارد یعنی عقل همه این را می پذیرد و یقین دارد به این مسئله یک یقین مسلم ریاضی قطعی و عقلی. اما اگر به آنها بگویی پیش مرده بخواب یا به مرده دست بزنید حاضر نیستند این کار را بکنند چون قلب باور نکرده که مرده کاری به انسان ندارد قوه واهمه می آید بین عقل و عمل فاصله می اندازد. با اینکه عقل تأیید می کند کار را شخص در عمل موفق نیست که با مرده ارتباط برقرار کند دست به آن بزند بشوید آن را، یا مثلاً با او بخوابد این دلیل این است که اطلاعات ولو یقینی است اما از عقل به قلب نمی آید و شرط اینکه از عقل به قلب بیاید و تبدیل شود از دانایی تبدیل به دارایی شود این است که روی آن اطلاعات تمرکز بگیرد انسان و بعد کم کم عمل کند تا قلبش هم باور کند که می تواند این کار را انجام دهد و مشکلی هم نیست در مورد سایر پیشرفت های معنوی هم این شرط وجود دارد یعنی شما تا تمرکز نداشته باشید اصل تمرکز را رعایت نکنید حرکت تان حرکت موفقی نخواهد بود. و بدون تمرکز ما نمی توانیم رشد زیاید کنیم.

مطلب مهمی که است این است که اگر ما بخواهیم موفق باشیم باید همیشه متوجه آن هدفی که می خواهیم به آن برسیم باشیم. و خصوصیت تمرکز یکی از مصادیق تمرکز، تمرکز روی هدف است. ببینید خیلی ها هستند درس می خوانند مطالعه می کنند پای درس اساتید می روند کتابهای زیادی می خوانند در حوزه های علمیه درس می خوانند اما برای شدن موفقیت چندانی به دست نمی آورند علتش این است که معرفتی که اینها کسب می کنند معرفتی نیست که هنگام عمل و در صحنه ی که به آن نیاز داریم به درد شان بخورد. و به کمک شان بیاید. نکته ی که خیلی مهم است این است که ما همیشه برای اینکه بتوانیم در عمل موفق باشیم احتیاج داریم که آن معرفتی که کسب کردیم همیشه بالاترین معرفت ما باشد. و جلوترین معرفت ما باشد یعنی معرفتی باشد که حضور داشته باشد در صحنه عمل. ما خیلی وقتها یک مطالبی را یاد می گیریم کتابهایی را می خوانیم پای درس اساتید می نشینیم ولی چون روی آن معارف علوم دیگر را هم یاد می گیریم این سلسله از علوم می رود ته می نشیند. و به موقع که نیاز داریم بالا نمی آید. به داد ما نمی رسد. لذا شرط شدن این است که انسان همیشه اطلاعات ضروری خودش باید به روز جلوی چشم و جلوی دستش باشد و الا فراموش می شود و مورد غفلت قرار می گیرد و موقع عمل دچار شکست می شود یعنی بعداً می گوید چه چیزهای بدیهی این را من فراموش کرده بودم یک نفر می آید به تو تذکر می دهد که اگر واقعاً آن موقع که داشت این اشتباهاتی را می کرده اگر یاد این مطالب بود هیچ وقت آن اشتباهات را نمی کرد برای همین هم است در اسلام برای سفارش شده که شما همیشه سراغ هر ارتباط هر انتخاب هر علم هر معرفتی می روید یک دسته اطلاعات خاص هست که باید همیشه در رأس همه اطلاعات و معارف شما باشد این ها اطلاعات ساده هست تعدادش هم کم است مشخص است چی است ولی باید همیشه مد نظر شما باشد در این سیری که دارید می کنید اگر نه با اینکه شما اطلاعات دارید و یقین دارید اما این یقین به داد شما نمی رسد و شما عقب خواهید ماند و دچار ضعف در عمل یا شکست در عمل خواهید شد. آن اطلاعات چی است که آن این است که ما ماهیت جنینی خود مان را در رحم دنیا بفهمیم ماهیت (انا لله و انا الیه راجعون) را هم متوجه باشیم توجه داشته باشیم یک ابدیتی در سر راه ما هست توجه داشته باشیم که یک وفاتی داریم توجه داشته باشیم که هر لحظه ممکن است که وفات ما برسد توجه داشته باشیم که ما همیشه سر سفره گذشته مان می نشینیم و می خوریم توجه داشته باشیم که نوع وفات ما نوع زندگی ما در عالم قبر و ملکوت نوع قیامت ما کیفیت قیامت ما و کیفیت حیات بعد از قیامت ما دقیقاً وابستگی تام و تمام به کیفیت گذران دنیا دارد. (الدنیا مزرعه الاخره)

وقتی انسان به این چیزها متوجه باشد به خدا متوجه باشد به قبر متوجه باشد به فشار و عذاب و سؤال قبر متوجه باشد به شرایط زیستی آخرتی متوجه باشد می شود مثل یک جنین سالم. یک جنین سالم وقتی شما نگاهش کنی می بینید که از اول که می خواهد حرکت کند تا آخر برود دقیقاً به تولد فکر می کند یعنی دائماً به سمت تولد می رود یعنی وقتی شما به حرکت های جنین نگاه می کنید که هدفدار دارد حرکت می کند الکترون به الکترون و اتم و به اتم که به جنین اضافه می شود هدفدار اضافه می شود این کارهایی که دارد انجام می دهد مشخصاً دارد برای کار خاصی برای جای خاصی این فعالیتها را انجا می دهد اگر ما یادمان برود و این اطلاعات ما به روز در دسترس ما قرار نگیرد همراه ما همیشه نباشد ملکه ما نباشد، ما در بسیاری از جاها شکست می خوریم شما یک تاجر را نگاه کنید ممکن است که خیلی چیزهای زیادی یاد گرفته باشد درسهای زیادی خوانده باشد اما از مجموعه درسهایی که خوانده یک کاسب از مجموعه ی درسهایی که خوانده چی به دادش می رسد؟ حساب کردن. جمع و تفریق، تقسیم و ضرب اینها به دادش می رسد اینها را به روز می کند برایش. وقتی می رود پشت پیشخوان مغازه هر کس بیاید هر چقدر پول بدهد هر چقدر جنس بخواهد این می تواند بوسیله ی این حساب و کتاب امورات خودش را راه بیاندازد اینها اصطلاحات و علوم و معارف ضروری است برای یک کاسب. یک مهندس چی؟ یک مهندس هم همینطور باید غیر از ریاضیات، یک مقدار ریاضیات پیچیده تر بلد باشد محاسبات دقیق تر بلد باشد، معادلات را بلد باشد، بلد باشد لگاریتم بگیرد تانژانت کوتانژانت را حساب بکند زاویه گیری بلد باشد و ... و... مصالح و ضریب مصالح و خیلی چیزهای دیگر را بلد باشد تا بتواند آن موقع که می خواهد ساختمان را بسازد روی اصول بسازد و خیانت نکند.

یک شیمی دان هنگامی که می خواهد یک کار شیمی انجام بدهد یک علوم زیادی را باید در درس شیمی باید یاد بگیرد. آنی را که به کارش می آید علوم معدود و مشخصی است. علم روز باید در اختیارش باشد یک پزشک وقتی می خواهد مداوا بکند در امور پزشکی اگر شما دقت کرده باشید یک تعداد از پزشکان، از بَر مریض رامی بینند دارو تجویز می کنند ولی یک تعداد از پزشکان اینطوری نیستند دراروپا در کشورهای پیشرفته همیشه به پزشک می گویند که تو اینطوری نباید طبابت کنی. که صرفاً از حافظه استفاده کنی مریض را که می بینی با دقت سؤال کن از او، بعد کتاب دارند کتاب مفصل دارند این کتاب را باز می کنند مطالعه می کنند همانجا، از روی آن کتاب بعد تشخیص می دهند که باید مثلاً یک دانه یا دو دانه دارو تجویز بکنند چون این علم روزشان است یک موقع می بینی ما در ایران زیاد می بینیم که دکتر می خواهد از حافظه خود کمک بگیرد دارو بدهد خیلی وقتها داروی اشتباهی می دهد یا داروی متناقض می دهد ولی آن پزشک نه. یادش هست. شما اگر از یک فقیر سؤال شرعی کنید یک مقدارش را بلد است جواب بدهد به شما. ما از بعضی از مراجع در قم هم سؤال می کردیم موقع که درس می خواندیم، می گفتند در رساله نوشتم یادم نیست، باید مراجعه کنم به شما بگویم یک مجتهد اینطوری است.

استادهای فن می گویند مراجعه می کنیم به شما جواب می دهیم. همه ی معارف شان یادشان نیست. ولی در جایی که انسان همیشه با یک چیز سرو کار دارد مثل تاجر، که پشت مغازه نشسته دائماً با قیمت سر و کار دارد این نمی تواند بگوید که من نمی دانم این فرش چقدر می ارزد یا آن قالیچه را نمی دانم که چقدر می ارزد یا این تابلو را نمی دانم چقدر می ارزد این خوب اینطوری کاسبی نمی تواند بکند این باید قیمتها دستش باشد صد تا دویست تا تخته قالی دارد باید همه را بلد باشد، بداند قیمتها چقدر است حد تخفیف چقدر است. مال کاشان است، آن مال کرمان است، این مال تبریز است این مال قم است این رنگش چطوری است آن چطوری است این ابریشم است این کرک و ابریشم است و چه و چه و ... باید بلد باشد اطلاعات به روزش است. در تمام صنایع و حرفه ها یک سلسله اگر کسی بخواهد موفق شود یک سلسله اطلاعات است که این اطلاعات باید دائماً همیشه ملکه ی ذهن باشد یادم رفت فراموش کردم بکنی کارت را از دست می دهی. یعنی دیگر فراموش می شود. در حرکتی که ما به سمت ابدیت داریم چون در رحم دوم هستیم به سمت آخرت می خواهیم برویم به سمت تولد برویم، باید دقت کنیم اطلاعات مربوط به حرکت به سمت آخرت و ابدیت و اطلاعاتی که نحوه ی شدن را و کیفیت شدن را به ما نشان می دهد همیشه باید مد نظر ما باشد گناه شناسی ما باید همیشه مد نظر ما باشد. یک موقع باید بدانیم که فلان کار ایست، نباید کرد چراغ قرمز است چراغ قرمز اگر برویم و بیفتیم در آن، خدا نمی گوید می بخشمت، چون یادت نبوده، چون نمی دانستی نه.

در روایت داریم شش گروه بدون حساب وارد جهنم می شوند، یک گروه، گروه جاهلان هستند. کسانی که می توانستند بفهمند و خودشان مخصوصاً خودشان را جاهل نگه داشتند. این که ما نمی دانستیم کسی به ما یاد نداد می خواستید بروید یاد بگیرید. حدیث معتبر داریم می گویند در قیامت می گویند شما چرا مرتکب گناه شدید می گویند خوب می خواستید بروید یاد بگیرید. وقت نداشتید خبری از قیامت و معاد به شما نرسیده بود نمی دانستید اینجا چه چیزهایی واجب است چه چیزهایی واجب نیست می رفتید یاد می گرفتید، برای همین می گویند عالم را در قیامت یکبار عذاب می کنند اما جاهل را دوبار عذاب می کنند عالمی که علمش را تعطیل کرده و به علمش عمل نکرده یکبار عذاب می شود و جاهل دوبار. چرا؟ می گوید یکبار برای اینکه باید می رفتی یاد می گرفتی و نرفتی یاد بگیری، و بار دوم برای اینکه در اثر جهلت دچار گناه شدی. پس جهل عذر نیست.

جهل عذر نیست. هر کس که اطلاعات، منابع، عالم، در دستش هست جهل عذر نیست. کتاب هست، دانشمند هست، مراسم هست، جاهایی دیگر است این نمی تواند بگوید من نمی دانستم. این را می اندازند در جهنم، ما گناه شناسی باید مد نظر مان باشد تعداد گناه ها را باید بدانیم. نمی دانستم که این گناه نیست، نمی دانستم این واجب است، این را از هیچ کس نمی پذیرد روز قیامت، نمی دانستم این واجب است هیچ کس از تو نمی پذیرد نمی دانستم که باید این کار را بکنم نمی شود. نمی دانستم که باید با پدر و مادرم اینطوری رفتار کنم نمی دانستم که با همسر و فرزندم اینطوری رفتار کنم نمی دانستم که باید با استادم اینطوری و با شاگردم اینطوری رفتار کنم نمی شود. بگویید نمی دانستم هیچ کس از آدم قبول نمی کند. چون تو جنین هستی در رحم دوم، که رحم دنیاست داری حرکت می کنی به سمت ابدیت. ندانستن باعث می شود حرکت تو، حرکت جنینی به شدت آسیب ببیند. مثل اینکه حافظه ی یک جنین را از او بگیرد شما دیدید جنین هایی که حافظه شان متوقف می شود چند ثانیه، یک دفعه سکت در حرکتش ایجاد شود وقتی بچه متولد می شود به چه شکلی است؟ یا منگل است یا دست ندارد، یا پا ندارد، یا قلب ندارد، یا گوش ندارد، بالاخره چند دقیقه فاصله افتاده، ارتباط قطع شده، حافظه جنین از بین رفته، دوباره حافظه اش وصل شده، می بینیم که یک جهش کروموزومی اتفاق افتاد، بعد جنین آسیب جدی دید، دیگر جبران پذیر هم نیست.

بنابراین، یادم رفت، نمی دانستم، عذر نیست. ما باید آن چیز های که در حرکت به سمت ابدیت به آنها احتیاج داریم، باید مسائلش را یاد بگیریم، بنده که تاجر نیستم هیچ نیاز نیست بروم قوانین تجارت شرعی را یاد بگیرم چون تاجر نیستم. آقا یک معلمم، ولی کسی که رفت کار تجارت را انتخاب کرد، علی (علیه السلام) گریه می کرد در بازار، شلاق هم دستش بود، می گفت (الفقه ثم المتجه) اول بروید بفهمید مسائل شرعی را بعد بروید تجارت کنید. یک تاجر هیچ وقت نمی تواند بگوید من نمی دانستم اینجا ربا می شود. اینجا خطرناک می شود اینجا حرام است این اضافه آن طوری است هیچ کس، نمی تواند بگوید. یک کاسبی که می خواهد کسب بکند نمی تواند بگوید من حدود شرعی یک کسب را نمی شناختم، الان طرف آمده استفتاء کرده بخوانید در رساله، استفتائات امام، در رساله استفتائات مراجع دیگر هم من دیدم. می گوید آقا من آرایشگر بودم نمی دانستم که تیغ زدن چیست؟ حرام است صورتهای مردم را زدم پول هم گرفتم امام فرموده کلیه ی پولهایی که گرفتید حرام بوده. پولهایی که از راه تراشیدن صورت گرفتی حرام بوده، این را دادم به زن و بچه خوردند، نمی دانستی، باید می رفتی یاد می گرفتی. توجه فرمودید. یک خانمی می گوید من آرایش کردم یک خانم دیگری را، من نمی دانستم که مثلاً این نوع آرایش کردن باعث می شود که خانم قیافه ی غیر واقعی پیدا کند بعد خواستگار بیاید و فریب بخورد و این مشکل پیش بیاید.

در کلیه ی مسیرهایی که ما می رویم مشغله هایی که داریم باید مسائل شرعی مربوط آن مرحله همیشه مد ذهن ما باشد این فراموش تان نشود. مسائل شرعی اش باید حتماً مد نظر ما باشد. اگر به آن توجه نکنیم شکست می خوریم. عذر را هم خداوند از هر کسی نمی پذیرد در حرکت به سمت آخرت، یک سلسله مسائل تخصصی است که ما باید بلد باشیم شما بعنوان تاجر، یکی بعنوان معلم، یکی بعنوان شاگرد، یکی بعنوان چه و چه مسائل مربوط به رشته کاری خودش را یک زن شوهردار، مسائل شوهرداری، یک مرد متأهل مسائل زنداری، یک زن و مرد متأهل مسائل بچه داری، اینها نمی توانند بگویند که ما اینها یادمان نبود. نمی توانند بگویند فلان شب حرام نطفه بستن حرام بوده، مثلاً اشکال داشته فلان شب نطفه بستن باعث می شده که بچه فلج بشود بچه کور شود، فلان شکل باعث می شده که بچه کور بشود می دانسته بچه کور می شود بچه فلج می شود گناهش هم گردن کی است؟ گردن پدر و مادر است گردن خدا هم نیست خدایا ما نمی دانستیم که اگر از ساختمان 5 طبقه خودمان را بیندازیم پایین می میریم. نمی دانستم اگر در آتش بیفتم می سوزم خوب می سوزی قوانین فیزیکی کار خودش را می کند.

شما تا مجرد هستی بروی شوهر داری یاد بگیری. تا مجرد هستی بروی زنداری یاد بگیری همین که بویش می آید نزدیک ازدواج است قبل از اینکه به ازدواج برسد همان دوران نامزدی و عقد شخص باید برود فرمولهای زن داری و شوهرداری را یاد بگیرد نزدیک این هست که بچه دار شوی باید بروی فرمولهای مربوط به بچه داری را یاد بگیرید. مسائل قبل از انعقاد نطفه، که ما در تربیت گفتیم که ما در قبل از انعقاد نطفه تا بیست یک سال فرمول داریم. باید فرمولها را یاد بگیریم که بچه را چطور تربیت کنیم می خواهی بروی سرکارت نوع شغلت چی است ؟ تجاری است برو اول رساله و مسائل تجاری را بخوان که اشتباه نکنی. به حرام نیندازی و به حرام نیفتی کار تو چیست، کار من تولیدی است همینطور خدماتی است همینطور. هرکدام باید فرمولهایش را بلد باشی اما اینها مربوط به هر فن است. هر تخصص است. هر مشغله هست. در حرکت به سمت آخرت و ابدیت یک سلسله از معارف هست که مربوط به یک فن خاصی نیست زن، مرد، دختر، پسر، پیر، جوان، شهری، روستایی، باسواد، بیسواد، باید بلد باشند. (طلب العلم فریضه علی کل مسلم) (کل مسلم) قید هم ندارد. آنها چی ها هستند؟ اینها یکی اصول عقایدت است، این باید همیشه مد نظرت باشد صبح که از خواب بیدار می شوی باید حواست باشد که تو مبدأ و معادی داری برای همین در اسلام اگر دقت کرده باشید برای اینکه شما یادتان نرود یک سلسله دعاها واجب شده، یک سلسله عبادات واجب شده، تا شما یادتان نرود کی هستید و اطلاعات تان همیشه به روز باشد مثل چی؟ مثل نماز، نماز صبح واجب کرده، که اول صبح می خواهی بزنی بیرون، یادت باشد با الله سر و کار داری و قیامت و. بسم الله الرحمن الرحیم ، الحمدلله رب العالمین، الرحمن الرحیم مالک یوم الدین این ها اصول اعتقادات است.

دو رکعت که نماز بخوانی، در صبح می خواهی بزنی یادت می آید که چه کاره‌ای دوباره سر خطی، اطلاعاتت دقیقاً به ساعت و ثانیه می شود. ظهر در اثر مشغله ممکن است یادت برود، دچار کار بشوی، اطلاعات جدید، حرفهای جدید، اینها بیاید، آنها را تحت تأثیر بخواهد قرار دهد، تا می آید تحت تأثیر قرار بدهد ظهر خبرت می کند، (حیّ، حیّ، حیّ) بدو بیا چیست؟ یادت نرود تو هر کاره‌ای که می خواهی باشی، باش. می خواهی زبان بخوانی، فیزیک بخوانی بخوان، ریاضی بخوانی بخوان، کامیپوتر بخوانی بخوان، درس طلبگی می خواهی بخوانی بخوان، فقه می خواهی بخوانی، اصول می خواهی بخوانی، ادبیات می خواهی بخوانی، منطق می خواهی بخوانی، فلسفه هر کاری می خواهی بکنی بکن ولی یادت نرود کی هستی.

حرکت به سمت ابدیت داری، یک موقع این چیزها گولت نزند اطلاعات کسب کردن همیشه مفید نیست خیلی وقتها خطرناک است. گاهی از افراد هست افراد شنگول و خوبی هستند افراد شنگول و خوب قشنگ هستند عبادت می کنند همیشه حضور قلب دارند، بعد یک رشته دانشگاهی قبول می شود یا در حوزه علمیه قبول می شود مجبور است برود یک سلسله علوم نظری را یاد بگیرد، بعد این سلسله از علوم نظری آنقدر ذهن این را قوی مشغول می کند که اطلاعات درجه اولی که باید به یادش باشد دیگر یادش نیست از یادش می رود. به روز نیست به لحظه نیست که کمکش کند می گوید آن علوم و معارفی که باید هر روز یادش باشد تحت الشعاع قرار می گیرد چرا؟ چون هوس کرده فلان رشته را بخواند باید مواظب باشیم سراغ هر رشته ای که می روید یا سراغ هر شغلی می روید یا سراغ هر ارتباطی می روید ازدواج می خواهی بکنی خیلی ها هستند آدمهای خیلی طبیعی و خوب، حرکت جنینی شان در رحم دنیا خیلی خوب است از وقتی که ازدواج می کنند بدبخت می شوند.

گفته بود که هر کسی ازدواج کند نصف دینش حفظ می شود ما ازدواج کردیم آن نصفی هم که داشتیم از دست رفت. اینطوری می شود. طوفان می آید و می برد اینقدر مشغله می آید که یادش می رود باید مواظف باشی که وقتی ازدواج می کنی یادت باشد که ماهیت ازدواج ماهیت طوفان زاست حرکت هایی که در ازدواج برایت ایجاد می شود اطلاعاتت به سمت آخرت را از تو نگیرد بعضی ها همان شب عروسی خراب می کنند در عقد و عروسی به فسق و فجور و فساد می افتند در مراسم شان اصلاً یادش می رود چه کاره بود. خانواده شهید است، متعادل است خوب دوتا هم شهید داده من سراغ دارم سه تا شهید داده، بعد حالا آمده برای پسر کوچک شان عروسی می گیرند یک عروسی افتضاح گرفتند که فحش و دری و وری نسبت به شهدای خودشان است. توهین به آن خونی است که در این خانواده ریخته شده است. خوب این معلوم است که این خونهای که ریخته شده ارزشهای آن یاد این الان نیست. همه را له کرده رفته. به درد نمی خورد. اطلاعات باید با تو باشد، باید با تو بیاید همیشه، چون با آنها کار داری. مثل تاجری که همیشه با قیمت و پول و رقم سر و کار دارد باید دستش باشد در حرکت تجارت آخرت، توضیح دادیم در جلسه گذشته، که آخرت حرکت فقط افرادی در حرکت به سمت آخرت می برند که دنیا را بازار بدانند. که باید برای آخرت چه کار کنند؟ تجارت کنند.

اگر این طوری دنیا را دیدی اطلاعات تجاری که نیاز داری باید همراهت باشد اینکه می گویی یادم رفت فراموش کردم سرم شلوغ شد یک مدتی توفیق نداشتیم الان هم دیدید بهانه چقدر مؤدبانه شده آقا توفیق نبود، آقا سعادت نبود، آقا ... چنین و چنان بوده قضا و قدر بود، آقا ما را سحر کرده بودند جادو مان کرده بودند همین بهانه های مختلف، برای بی همتی ها و تنبلی ها که همیشه هم همراه ما هست این بهانه ها و حرفهای مقدس هم می آوریم اینها را کسی کار ندارد خدا می گوید باید در حرکت به سمت ابدیت اطلاعاتت همیشه همراهت باشد. معارف و یقینت باید همراه باشد مواظب باش ارتباط و انتخابی انجام ندهی که روی یقینت سایه بیندازد.

یکبار دیگر تکرار می کنم حق نداریم دست به انتخاب یا ارتباطی بزنیم که روی یقین ما چی می اندازد؟ سایه می اندازد و یقین ما را از ما می گیرد. رو ایمان مان لکه می اندازد سرعت ما را کُند می کند در حرکت به سمت ابدیت چهار اصل گفتیم، 1. عقب گرد ممنوع؛ 2. توقف ممنوع؛ 3. سرعت؛ 4. سبقت.

این اصول، وقتی می خواهی ارتباط برقرار کنی، یا انتخاب کنی باید مواظب باشی انتخاب شغل، انتخاب همسر، انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب محل زندگی، انتخاب دوست، انتخاب لباس، انتخاب خوراکی، انتخاب منشی، انتخاب اتومبیل، انتخاب فرش، انتخاب مد موی سرت، انتخاب رنگی که میپوشی، انتخاب عینکت، انتخاب قلمت، انتخاب هر چیزی ممکن است خراب کند روحیه ات را. ما در روایت داریم بعضی ها، چنان حتی به بند کفش شان هم فخر می فروشند و بخاطر همین هم خدا نمی گذارد بروند بهشت. به خودکار و خودنویس، و خانه و فرش شان فخر می فروشند به اتومبیل شان و عینک شان فخر می فروشند خداوند هرگز نمی گذارد بهشت راه پیدا کنند باید مواظب باشید دست به هر چی می زنید اول یادت باشد که تو حرکت به سمت آخرت و ابدیت داری. آیا این لباس را بپوشم یا نپوشم؟ این عبادت را بکنم یا نکنم؟ اینجا نماز شب بخوانم یا نخوانم؟ ممکن است نماز شب بخوانی ببرند تو را جهنم، اول ببین واقعاً این نماز را می توانی بخوانی برای خدا داری می خوانی یا نه؟ و هر کار دیگری.

به امام امت گفته بودند از بعضی از مراجع، به امام امت در نجف گفته بودند آقا زشت است شما مرجع تقلیدید عمامه شما و عبای شما به مراجع نمی خورد، مراجع معمولاً عمامه شان بزرگ باشد، امام گفته بود به آقایان بگویید که من هنوز مشرک نشدم. که بخواهم عزت و افتخار را از راه عمامه بزرگ در بیاورم. هنوز مشرک نشدم یک کسی می گوید من باید فلان لباس را بپوشم تا مردم فکر کنند که من آدم مؤمن تری هستم. ریشم که می خواهی بگذاری ریش شرعی، اگر بخواهی بزرگش بکنی، باید ظرفیت داشته باشی، اگر درازش بکنی بعد ظرفیت نداشته باشی، به قول حضرت علی (علیه السلام) زیر هر تار ریشت صدتا شیطان قایم می شود.

تسبیح می خواهی دستت بگیری با ظرفیت بگیر دستت اگر باورش داری بگیر دستت اگر نه نگیر. انگشتر عقیق می خواهی دستت بکنی باید با باور باشد. می خواهم بگویم به این ریزی است قضیه است نباید دست به ارتباط یا انتخابی بزنیم که روی حس ما روی نشاط ما به سمت آخرت و ابدیت روی ایمان ما و روی یقین ما سایه بیندازد و کار ما را خراب کند. عرض کردم یک بار لباسی برده بودند برای حضرت سجاد علیه السلام، لباس را پوشید بعد هی یک طوری به خودش نگاه می کند گفتند چی است آقا؟ فرمود (کأنّی لست بعلی ابن الحسین) انگار من علی بن الحسین نیستم در این لباس، در آورد لباس را. نپوشید لباس را. لباس نباید سایه بیندازد روی ما نباید ما را بگیرد بعضیها مد موی شان، لباس شان عینک شان، اولین کسی را که می گیرد کیست؟ خودشان است. مثلاً چند سال در این است این بیچاره. اگر دارد اذیتت می کند راحت شو. یک آقای خوبی را دیدم چند وقت پیش، آدم آزادی است، مدتها بود ما این را نمی دیدیم، با موهای بلند، یک دفعه دیدم کچل کرده، گفتم چی شد؟ گفت رفتم دیدم دارد اذیتم می کند این مو داشتن دارد برایم دردسر ساز می شود خیلی زیرکی می خواهد گفت تراشیدم.

یک موقع سایه نیندازد روی ما. شلوار پوشیدن، اتومبیل فلان، اتومبیل که باید داشته باشی، الان بعضی ها کافیست مثلاً پژوی شان بشود پیکان سکته می کنند طرف رفته قرض گرفته با چه بدبختی، ربا داده، ربا گرفته، هر کاری کرده پژو را سوار شده که حیثیتش نرود، اینها بدبختی می آورد برای آدم. پس باید دقت کنیم که ما به این اطلاعات نیاز داریم و باید این اطلاعات همیشه رویش تمرکز داشته باشیم تا بتوانیم حرکت جنینی سالم مثل جنین انجام بدهی به سمت ابدیت. دائماً باید مد نظرت باشد اطلاعاتت، که می خواهیم. دائماً باید ماهیت جنینی خودت و ماهیت رحمی دنیا را به یاد داشته باشی. تا بتوانی حرکت موفق انجام بدهی.

خوب، نکته ی خیلی مهم این بود که، گذرا از آن رد شدیم، جلسه گذشته. این بود که ما در حرکت مان یک محصول عالی باید داشته باشیم، که این امریست تخصصی. محصول عالی چیست؟ انسان شدن است. انسان متولد شدن، شوخی نیست. اصلاً شوخی نیست. یک کسی به هیئت انسانی متولد شود به برزخ، پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند که امت من به صورت ده حیوان محشور می شوند روز قیامت. این که یک نفر بتواند در امت پیغمبر سالم متولد شود بصورت انسان، این خیلی محصول مهمی است. محصول تخصصی، غیر از ساختن یک بمب اتمی است غیر از ساختن یک هواپیمای پیشرفته است، غیر از ساختن یک رایانه پیشرفته است اینها محصول کار است دیگر کی می تواند یک رایانه پیشرفته بسازد کی می تواند یک بمب اتمی بسازد کی می تواند یک هواپیمای پیشرفته بسازد کی می تواند یک دستگاه تلفن همراه پیشرفته، دوربین پیشرفته یک قالی زیبا تولید کند کسی که تخصص داشته باشد.

یادتان باشد. یعنی علومی که برای ساخت این چیزهایی که عرض کردم نیاز است همیشه مد نظر سازنده باید باشد. ما قرار است انسان بشویم، اگر فرمولهای مربوط به نفس را بلد نباشیم یعنی نه خودشناسی بکنیم و نه بدانیم که این خوشناسی چی ها برایش بد است چی ها برایش خوب است چطوری حرکت باید بکند مسلماً حرکت تخصصی نخواهیم داشت فقط دین و دینداری می شود یک امر زائد حاشیه ای در گوشه ی زندگی مان اصل کارمان برای تخصص های دیگر است که هیچ کدام در آخرت به درد ما نمی خورد اینکه تو عمرت را بگذاری پزشک شوی عمرت را گذاشتی فقیه شوی، عمرت را گذاشتی، فیلسوف شوی عمرت را گذاشتی دکترای روانشناسی و جامعه شناسی و پزشکی بگیری دکترای شیمی و کامپیوتر بگیری اینها چیز بدی نیست در دنیا خدا هم نمی گوید نرو سراغ اینها، ولی پرداختن به اینها نباید شما را از حرکت تخصصی تان به سمت آدم شدن بیندازد.

باید تخصص آدم شدن را هم یاد بگیرید. علوم شان را هم در راه شناسی توضیح دادم که سه تا علم است که باید بلد باشید این را باید یاد بگیرید برای همین علی علیه السلام فرمود کسی که نفس را نمی شناسد (الجاهل بمعرفه نفس، جاهل بکل شی) یا (ان جاهل بمعرفه نفسه جاهل بکل شیئ) کسی که خودش را نمی شناسد هیچ چیز را نمی شناسد شناختن چیزهای دیگر به دردش نمی خورد. فایده ندارد ولو بشویم عالی ترین فیلسوف بزرگترین موسیقی دان ما با تولد بدبخت متولد می شویم تولد ناقص، یا بیمار متولد می شویم. باید برویم یاد بگیریم آن چیزی که به آن احتیاج داریم الان من گاهی وقتها دست بعضی از عزیزان کتابهایی می بینم که این کتابها واقعاً در حرکت به سمت آخرت واجب است که یاد بگیری اینها را؟ بلدی؟ باید بلد باشی حتماً این چیزها را؟ در محیطی جایی بودیم محیط فرهنگی، یک آقایی مسائل شرعی اش را بلد نبود، ابتدایی ترین مسائل شرعی و احکامی اش را، گفتم که آقا چرا وقت نمی گذاری بروی یاد بگیری مسائل رساله را مسائل دینی که به آن احتیاج داری این طوری گفت آقا نمی دانم هر چی می خوانم یاد نمی گیرم، هر چی می خوانم یاد نمی گیرم. اصلاً نمی دانم این چیزها را می نشینم سر شان خوابم می گیرد. به بعضی ها تا می رسی می گویی، می گویند نمی دانم چرا تا این نوار و کتاب را می گذارم جلوم خوابم می برد.

این گذشت ما گفتیم باشد جوابش بعداً. چند روز بعد جام جهانی بود این آقا دارد تحلیل فیلم می کند روی تیمهای خارجی اسم کاپیتان، دروازه بان، حمله ها، مربی ها، همه را بلد بود. شماره پیراهن شان را، اصلاً تعجب کردم یک اسمهای عجیب و غریبی بلد بود که من مانده بودم گفتم فلانی این ها را تو چطوری یاد گرفتی؟ گفتم تو که احکامت را بلد نیستی این ها را چطوری یاد گرفتی، گفتم چهارده معصوم را هم می توانی اسم شان را بیاوری پشت سر هم. گفت نه آقا. گفتم این ها را چطوری یاد گرفتی گفت آقا علاقه است دیگر. ببین حماقت را. علاقه است گفتم به این علاقه داری به آخرت خودت به اهل بیت به آن طرف هیچ علاقه ای نداری یعنی. بروی یاد بگیری اینها را برای همین هم چرت مان می گیرد کسی که می رود سراغ مطالعات دینی چرتش میگیرد با معرفت خوابش می گیرد این یعنی اصلاً رغبت نمی کند گم شده اش نیست این معارف، خوابم گرفت. پس چطور تلویزیون نگاه می کنی فیلم سینمایی نگاه می کنی تلویزیون که قدرتمندترین وسیله است در خواب کردن آدمها، پس چطوری تو، پلک رو هم نمی گذارد تا ساعت سه نصف شب، چطور. آن وقت می خواهی کتاب بخوانی و معارف دینی را بفهمی و آدم بودن را یاد بگیری وتخصص های انسانی را یاد بگیری خوابم می گیرد. اینها همه اش مال این چیست؟ علی علیه السلام می فرماید مال این است که خودش را نمی شناسد. خودش را نمی شناسد.

نه شناخت های دیگر هم هرگز در قیامت به دردش نمی خورد نه تنها به دردش نمی خورد بلکه مثل جنینی است که با خودش دست اضافه و پای اضافه آورده است. که وبال گردنش شده، علم خنثی ما نداریم یادتان باشد مطالعات خنثی ما نداریم ما یک سلسله از مطالعات است که وقتی می آید سراغ نفس مان، نفس را شکل غیر آخرتی می دهد مثل یک سلسله از غذاهاست که وقتی جنین استفاده می کند به که میخورد می بیند که این از زیادی فلان ماده بوده ابرویش اینطوری شده بینی اش اینطوری شده چهارتا انگشت اضافه آورده یک دماغ اضافه آورده یک سر اضافه آورده دوتا انگشت اضافه آورده، عملی که می خواهی دست بزنی به آن ببین که در حرکت انسانی ات به دردت می خورد هر جا مجله بود هر جا کتاب بود هر جا فیلم بود همینطوری وایستی استفاده کنی ورودی ات، (ان السمع و البصر و الفواد کل اولیک عنه مسئولا) اول گوش، بعد چشم، بعد دلها، از دریافتی هایشان و ورودی هایشان چیزهایی که کسب کردند سؤال می شوند روز قیامت. وقت گذاشته تمام هنرپیشه خارجی زن و مرد و فیلم های خارجی و کارگردان هایشان فیلم نویس هایشان همه را حفظ کرده و ارتباط ضروری که برای حرکت به سمت آخرت نیاز دارد را بلد نیست. تو یک دانه کتاب اخلاق خواندی افتخارش این است که چهل جلد کتاب در زمینه کارگردانی خواندم در زمینه فیلم نامه نویسی شصت جلد کتاب خواندم. تو یک دور کتاب اخلاق خواندی؟ یک دور نهج البلاغه خواندی؟ یک دور صحیفه را نگاه کردی؟ قرآنت را؟ قیامت می پرسند از تو، قرآن در روز قیامت می فرماید خدایا این بنده ات مرا ضایع کرد ضایعش کن یعنی قرآنی که قرار است شفیع ما باشد شاکی شود در روز قیامت از ما، خوب شخص عاقبت بخیر می شود اینطوری؟

قرآن بیاید بگوید خدایا این خوابش برد، ضایعش کن، بنابراین ما برویم سراغ آن اطلاعاتی که الان به آن نیاز داریم و به روز هم نگه داریم و اگر می خواهی دست به هر انتخاب و ارتباطی بزنی می خواهی فلان رشته را شروع کنی بخوانی، یک موقع نروی دانشگاه، یک موقع نروی سراغ اطلاعاتی که آمادگی نداری آنقدر مشغولت بکند که از خودت غافلت کند. که بعداً به تو می گویند چی شد؟ بگویی سرم شلوغ شد این سرم شلوغ شد که بی مسئولیت نیست که خدا این را از تو نمی پذیرد سرم شلوغ شد یاد نگرفتم زن داری یعنی چی؟ سرم شلوغ شد نرسیدم بروم بچه داری و تربیت بچه یعنی چی سرم شلوغ شد نتوانستم بروم یاد بگیرم که روابط با پدر و مادر چطوری است سرم شلوغ شد نتوانستم بروم احکام تجارت را یاد بگیرم سرم شلوغ بود و ... کسی نمی پذیرد سرم شلوغ بود چیست؟

الان خیلی از بچه هایی که رفتند دانشگاه می آیند می نشینند می گویند که آقا نرسیدیم ما مسائل شرعی مان را یاد بگیریم رساله و احکام را برایش مشخص کردیم بخواند می گوید نرسیدیم، می گویم که مگر واجب است که بروید بیست واحد بگیرید خود چهارده واحد بگیر. ما هم مثل شما دانشگاه درس خواندیم بخدا، ما قرار بوده که سه ساله و چهارساله درس بخوانیم پنج سال درس ما طول کشید در مقطع کارشناسی. برای چی؟ برای اینکه ما نباید اینطوری درس بخوانیم دانشگاه که از آخرت مان بیفتیم برای چی؟

شما وقتی بیست واحد پر کردی که نرسی به واجباتت، میگویی نمازم را همینطوری تند تند می خوانم نه اذان و نه اقامه و نه تعقیباتی که هیچی قرآن هم که نمی توانم بخوانم دعا هم نمی توانم بخوانم همه اش درس است. بیخود کردی اینطوری درس می خوانی. می گوید وضع طلبه ها اینطوری است اینقدر برای خودشان درس می چینند از این کلاس به آن کلاس که دیگر فرصت نمی کنند به معارفشان برسند به معنویتشان برسند به نماز شب شان برسند به جامعه کبیره شان برسند و به حرم شان برسند به تفسیر خواندن شان برسند به درس اخلاق شان برسند بدون استاد اخلاق بدون چیزهای دیگر همانطوری بوته ای بار آمدند فردا که تو نمی توانی روحانی شوی که، نمی توانی طبیب شوی که بلد نیستی با روح آشنا نیستی تو. بلد نیستی. سر خود را شلوغ کردی مسابقه برای اینکه که من از سال اول بروم سال دوم از دوم بروم سوم و چهارم، مکاسب بخوانم، زودتر بروم درس خارج بخوانم من سر درس خارج می نشستم کسانی بودند بچه کوچولو هایی می آمدند سر درس خارج که خودم به آنها ادبیات یاد داده بودم. یعنی سال قبل اول رسائل مکاسب نشسته بزور لعمه را تمام کرده الان آمده سر درس خارج نشسته خدایا این چطوری تمام کرده این درسها را. بلند شده آمده اینجا، این خوب رشد نمی کند. رشد نمی کند.

بعد یک کار دیگر اصلاً فرصت نمی کنیم برسیم. لذا حواسم مان باشد که هیچ کس نباید دنبال ما بگذارد نه ما هیچ عجله ای نداریم شما نباید بیایی. حداقل دوازده واحد دانشگاه می شود گرفت، 12 واحد بگیر به آخرتت هم برس به نشاطت به زن و بچه ات به شوهرت، نه ما باید 18 واحد بگیرم از بقیه عقب نیافتم کم می آورم جلوی بقیه. مسابقه گذاشتی با دیگران، خوب وقتی در مسابقه هستی که آرامش نداری در زندگی ات. وقتی در درس و تجارت و کار با بقیه مسابقه گذاشتی تجارت گرفتی که از باجناقت کم نیاوری از شریکهایم کم نیاورم در تجارت از فلان استاد کم نیاورم، آن امسال پی اچ دی اش را می گیرد من نگیرم. آبروریزی است خوب تو سه سال بعد بگیر آرام باش، شاد باش از زندگی ات لذت ببر. خودت را انداختی در رقابت های اینطوری تو دیگر نمی رسی.

شما نگاه کن، چقدر خانمهای خانه دار با خانمهای خانه دار دیگر مسابقه می گذارند در وضعیت زندگی، دیگر به ابدیت شان نمی رسند نه به بچه داری و تربیت بچه ونه به یادگیری فرمولهای شوهر داری هیچ چیز، آقایان هم هستند با باجناق و رفیق و همسایه و شریک مسابقه می دهند به آخرت شان نمی رسند طلبه ها هم با همدیگر دانشجوها هم با همدیگر خوب این چه کاری است. عجله می کنی می خواهی کجا برسی؟ مگر قرار نیست آدم باشی، مگر قرار نیست رشد انسانی بکنی مگر قرار نیست ما یک محصول تخصصی بیرون بیاید. زوری شما بیا هی. من در سویس که بودم می دیدم توت فرنگی هایی بود میوه هایی بود که ما در ایران ندیده بودیم حالا مثلاً ما در ایران خیلی خیار خیار چنبر نه ها خیار معمولی ببینیم چقدر است مثلاً بیست و پنج سانت اگر باشد سی سانت، آنجا خیار معمولی پنجاه سانت هفتاد سانت نمی دانم توت فرنگی اندازه پیاز بزرگ مثل انار، عجب چیزهای خوشگلی است یک روز دوست مان بودیم گفتیم بابا میوه بخوریم دو هفته ی بود میوه نخورده بودیم گذر ما افتاد به این بازار میوه، بالاخره بخوریم یک ذره بعد چهارده روز عزاداری دلی از عزا دربیاوریم، رفتیم نمی دانم شاتوت بود یا توت فرنگی بود گرفتیم همین که گذاشتیم دهن ما دیدیم آب داریم می خوریم مزه آب، حالا دوست ما هم که ساکن آنجا بود گفت اینها همه از این تزریقی ها هستند هورمونی هستند. خیار بی مزه و بی بو، بی خاصیت، بقیه ی میوه ها همینطور. این چه فایده دارد رشد اینطوری به چه درد چه می خورد خوشگلی این طوری، رشد اینطوری به چه دردی می خورد نه خاصیت داردنه بود دارد نه مزه دارد هیچ فایده ای ندارد. فقط نشان دادند قشنگ است خیلی ها همین کارها را می کنند یک دفعه می بینی دکترا گرفت، مثلاً رشد کرد، سال چندم هست، آقا چقدر موفق است چقدر پیروز است هی نشان بدهی این همان تفاخری هست که قرآن فرمود (تلک الدار الاخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا) آخرت مال کسی است که نخواهد خودش را نشان بدهد. حتی حضرت فرمود با بند کفشتان هم بخواهید نسبت به دیگران علو داشته باشید از مقام بالاتر ظهور کنید با بند کفش تان با عینک تان با شلوار تان با فرش خانه تان با مدل کابینت تان، یا با تابلوی خانه تان، با ساختمان تان با هر چیزی با تسبیح تان با سجاده تان با سفر حج تان بخواهید علو بکنید خدا به بهشت راه تان نمی دهد. بر چی مسابقه گذاشتید. این ها برای آدم شدن بوده قرار بود تو سوار اینها بشوی اینها اِله تو نباید شوند اینطوری با یک اله باید در دل مان باشیم. یک اله.

چند روز پیش داشتم از جلوی حضرت معصومه رد می شدم که در ماشین یک چیز ذهنم را مشغول کرده بود بعد یک دفعه ماشین بودم مشغول فکر کردن بودم ماشین آمد از جلوی حرم رد شد یک دفعه نگاه کردم دیدم گنبد نورانی و مقدس حضرت معصومه است. یک دفعه احساس کوچکی کردم در محضر این بزرگان حضرت معصومه که امام صادق علیه السلام می فرماید اگر دخترم در روز قیامت برای همه اهل محشر شفاعت کند خداوند شفاعتش را می پذیرد برای همه اهل محشر، به تنهایی می تواند همه اهل محشر را شفاعت کند فاطمه معصومه سلام الله علیها، گفتم من در محضر این بزرگان دارم به چی ها فکر می کنم. انقدر از خودم بدم آمد بعد تا ماشین پیچید دیدم در تابلویی زدند (القلب حرم الله لا تسکن حرم الله غیر الله) قلب حرم خداست غیر خدا را در قلب تان راه ندهید. هیچ چیز نباید لذت نهایی و معشوق شما بشود جز خداوند تبارک و تعالی.

ما دنیا را می خواهیم برای اینکه سوارش بشویم که ما را ببرد به آخرت، نه اینکه سوارمان شود نگذارد برویم آخرت، ببرد مان جهنم، یعنی قبل از هر انتخاب و هر ارتباطی باید حواست باشد آیا این روی یقینت روی اطلاعاتت تأثیر می گذارد یا نمی گذارد اگر می خواهد یک جوری وقتت را بگیرد که نرسی و روی یقینت و ارتباطت و نشاطت حرکت با نشاط و حرکت حبی ات فاصله بیندازد و تو را از توجه به حق تعالی جدا کند، از آن عشق و شور و حال که داشتی بیندازد تو را نرو سمتش، برکت ندارد نامبارک است. هرچه می خواهد باشد نامبارک است به این توجه کنید که ما باید برای تخصصی شدن حرکت مان حرکت به سمت آدمیت حرکت به سمت ابدیت مان باید در رأس زندگی مان باشد نه در حاشیه.

اولین کار ما در هر تصمیم این است که ما حواسمان باشد که جنین هستیم بعد بقیه انتخاباتت را انجام بده انتخاب همسر انتخاب رشته تحصیلی، منزل، لباس، شغل هر چی می خواهی انتخاب کنی بروی سراغش ببین جدا نمی شوی از خدا ببین از امام زمان جدا نمی شوی ببین از چادر امام زمان نمی افتی بیرون. یکی آمد خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کرد آقا دعا کن پولدار شوم حضرت فرمود نه. خوب نیست. گفت آقا شما چه کار دارید دعا کنید دیدید بعضی ها به زور، هر چه حضرت فرمود نه، این گفت دعا کن حضرت دعا کرد کم کم وضعش خوب شد دید یک روز نماز جماعت نیامد بعد یک روز دیگر پیدایش نشد بعد دیدند دو جلسه نیامد سه جلسه نیامد اصلاً دیدند دیگر نیامد بعد نماز جمعه نیامد از جماعت مسلمانها جدا شد رفت برای خودش درثروت خودش غلتید اصلاً اجتماع پیدایش نمی شد حضرت فرستاد دنبالش که زکات بگیرد از او، گفته بود پول زور می خواهید از من بگیرید با بی ادبی فرستاده ی پیامبر را رد کرده بود سر از این جا درآورده بود. خدا هیچ نعمتی را به ما ندهد که ما را از خودش غافل کند. الهی به حق امام زمان دعا می کنیم امشب الهی به حق خود ت به ما نعمت موفقیت پیروزی شرافت شهرت محبوبیت عزتی نده که ما را از خودت غافل کند. این خیلی مهم است. در دعای مکارم الاخلاق امام سجاد می فرماید خدایا برای من عزتی ظاهری در نزد مردم ایجاد نکن، مگر اینکه در درون خودم یک ذلت ایجاد بکنی قبل از اینکه پیش مردم عزیز شوم پیش خودم خوار شوم و الا اگر پیش مردم عزیز و محبوب شوم و پیش خودم خوار نشوم از خدا جدا می شوم. گفته چقدر پسر خوبی است پسر نازی است نماز می خواند نمازش را قطع کرد گفت روزه ام هستم. آدم اینطوری می شود این خطرناک است لذا عزیزان بخصوص جوانان هر انتخابی هر چیزی که می خواهی با آن رابطه برقرار کنی بخوری آن را غذا، لباس هر چیزی اول فکر کن، که آیا سایه می اندازد یا نه تاریکت می کند یا نه اول فکر کن بعد برو سراغش اگر نکردی روی ایمانت و یقینت سایه می اندازد.

والحمدلله رب العالمین