سال گذشته که مراسم احیا داشتیم بحث خیلی مهمی را شروع کردیم عزیزان پیگیری هم کردند این بحث را. چون بحث خیلی کلیدی و مهمی است با این که قول داده بودیم که ما لااقل یک احیا داشته باشیم شب جمعه ی در هر ماه یک شب جمعه را احیا داشته باشیم عملاً بخاطر بعضی از مشکلاتی که سر راه ما پیش آمد بخصوص مسئله مکان، این توفیق را نداشتیم ان شاءالله قول می دهیم که بعد از ماه مبارک، ان شاءالله هر ماه یک شب جمعه را احیا داشته باشیم تا صبح، که بتوانیم ان شاءالله به تزکیه و تغذیه ی روح مان و تعالی و تکامل آن بپردازیم.
تا برنامه هایش را بعداً خدمت شما تقدیم خواهیم کرد هم خدمت خواهرها و هم برادر ها. بحثی را که شروع می کنیم چون بحث بسیار کلیدی و مهمی است خیال داریم در فضای وسط هفته هم ما فرصتی نداریم که بتوانیم این بحث را عرض کنیم چون برنامه تفسیر قرآن بحث خیلی مهمی است بحث شرح زیارت عاشورا هم که برنامه خودش را دارد و صحیفه هم که خوب سر جای خودش است هیچ کدام قابل حذف شدن نیستند.
و این بحثی که سال گذشته شروع کردیم و امسال هم در پایان زیارت عاشورا هم به آن مقداری پرداختیم و امروز هم بیشتر به آن می پردازیم این را ان شاءالله همین شبهای احیا، پنجشنبه ها که قرار است هر ماه یک احیا داشته باشیم ان شاءالله این بحث را آنجا ادامه خواهیم داد ان شاءالله، که مفید باشد برای همه به امید خدا. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان (علیه السلام) یک صلوات بلند ختم بفرمایید.
من خلاصه ای از بحث سال گذشته را خیلی فشرده خدمت عزیزان عرض می کنم تا برسیم به ادامه بحث. ممکن است تکرار باشد این مقداری که خلاصه می کنیم حتی در ادامه بحث. اما مهم این نیست. مهم این است که ما به یقین برسیم در این مرتبه و باور روح مان شود این مسائل. چون تا باور نشود ما رشدی در واقع نکردیم. بحث مان این بود که ما وقتی می گوییم ما یعنی آنی که اسمش آدم است. «انسان» نه بخش حیوانی ما. بخش حیوانی ما، جنبه ی بدن ما هست، و جنبه ی رشد و تغذیه و تولید مثل هست که این را گفتیم که کمالات گیاهی ما هستند، و بخش ازدواج با جنس مخالف، تشکیل خانواده و ایجاد روح تعهد و مسئولیت و عاطفه خانوادگی، مهر و عطوفت خانوادگی، تلاش و کار و مسکن گزینی، حضور در اجتماع، و طی سلسله مراتب اجتماعی، تربیت پذیری، اینها جنبه حیوانی زندگی ما بودند. وقتی می گوییم ما، یعنی بخش آدمی ما،که خداوند تبارک و تعالی به طور ویژه عنایت به خلقش داشته و خواسته یک انسان بیافریند و گفته که من می خواهم خلیفه بیافرینم خلیفه یعنی چی؟ یعنی جانشین، به چه معنا، به معنای مظهر خدا. یعنی یک کسی یک موجودی که از همه موجودات عالم بیشتر شبیه خداوند تبارک و تعالی باشد و بتواند خدا را کامل نشان دهد مظهر کامل خداوند تبارک و تعالی باشد همه اسماء و صفات الهی را بتواند نمایش دهد.
این بخش همانطور که خدمت تان عرض کردیم یک دمش و نفخه ی خداست از خدا در ما دمیده شده ما از خدا یک قوه داریم. که این قوه مثل یک کودک مهمان بخش حیوانی ما در دنیاست. به طور امانت خداوند از خودش یک قوه که توان تبدیل شدن به مثل خدا شدن را دارد توان مثل خدا شدن را دارد سپرده به ما. که عرض کردم تعبیر زیبایی که مرحوم الهی قمشه ای دارد تعبیر کودک است که این کودک به ما به امانت سپرده شده یعنی آن بخش الهی و آسمانی و جاودانی ما که شبیه خداست. از خداست. اینطوری باید بگوییم. ما موظفیم که این کودک را پذیرایی پرستاری و مراقبت و تغذیه بکنیم تا به بلوغ و رشد نهایی خودش برسد. و چون قرار است مظهر اسماء و صفات الهی باشیم رشدش پایان پذیر نیست بینهایت است. ولی به هر حال به آنچه که شایسته انسانیت ما هست برسیم. این را از آن تعبیر کردند اسامی مختلفی دارد در روایات و آیات الهی، اسامی مختلفی دارد آنچه که از خداوند در وجود ما هست و باید رشد بکنیم. گفتیم که ما در دنیا هستیم که به سمت آخرت و ابدیت در حرکت هستیم. آنچه که خیلی مهم است که عزیزان به آن توجه کنند مسئله ابدیت است. ما چهار مرحله حیات داریم که به آن می رسیم که بدون استثنا، یکی مرحله تولد ما به برزخ است یعنی عالم ملکوت، یکی مسئله خود عالم برزخ و عالم ملکوت است تا قیامت، قیامت 50 هزار ساله است و بعد از قیامت50 هزار ساله مرحله ابدی حیات ما هست که پایان پذیر نیست. اگر ذهن کسی انس نگیرد با مسئله ابدیت، موفقیت زیادی در تربیت خودش و در بهره برداری از آنچه که خداوند تبارک و تعالی در دنیا از رحمت و نورانیت خودش نازل کرده نخواهد داشت.
کسی می تواند خوب موفق باشد که انتها را ببیند مقصد را ببیند اساساً کسی می تواند به مقصد برسد که همیشه مقصد مد نظرش باشد. مقصد اگر از یاد برود در انسان یا توقف حاصل می شود یا عقب گرد. اگر هم خیلی آدم قویی باشد ممکن است که سرعتش کند شود اگر توقف و عقب گرد نداشته باشد. شما اگر امشب از این جا در بیایید، حافظه شما اگر از بین برود، چه اتفاقی می افتد؟ دیگر نمی دانید از در خانه که در می آیید راست باید بروید یا چپ. یعنی مقصد از یادتان می رود نمی دانید کجا باید بروید ندانید خانه تان کجاست، بچه کجایید، کجایید فرزند کی هستید،کدام خانه باید بروید. بنابراین توجه به مبدأ و مقصد اصل است در انسان که انسان باید اصل را یادش نرود. مقصد ما حق تعالی است و ابدیت و بینهایت است. که باید برسیم. این جنبه همان جنبه الهی است که ما موظفیم دائماً تغذیه اش کنیم، در رحم دنیا، یعنی گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیا هست، و همانطوری که یک زایمان موفق، زایمانی هست که جنین بتواند از یک رحم پاک و غنی کمک بگیرد و استفاده کند و خودش را برای مرحله تولد به دنیا آماده کند. این زایمان موفق است تولد مبارکی است. همه ی ثروت و امکانات مورد نیاز در دنیا را باید با خودش هنگام تولد آورده باشد. بنابراین ما کی می توانیم بگوییم که یک جنین یا یک نوزاد ثروتمند است یا فقیر است غنی است یا فقیر است پیروز است یا ناکام است خوشبخت است یا بدبخت است زمانی که ببینیم تولد حاصل شده، تمامی امکانات مورد نیاز برای بهره برداری از ثروت زیستی دنیا را با خودش آورده، در حرکت ما. خوب حالا جنین باید چطوری حرکت کند جنین باید تغذیه مناسب با شرایط حیات دنیا پیدا کند. در عکسها اگر یادتان باشد که نشان دادیم عکسهای تولدهای ناقص را، دیدید که جنین هایی بودند که در رحم مادر رشد کرده بودند تغذیه هم شده بودند اما متناسب با شرایط زیستی دنیا نبودند. جنینی را دیدید که یک تکه چندکیلویی گوشت بود نه سر داشت و نه پا و چشم داشت یعنی رشد کرده بود دوران جنینی را گذرانده بود اما متناسب با شرایط زیستی دنیا بار نیامده بود تربیت نشده بود جنینی داشتیم که دوتا سر داشت سه سر داشت. جنینی داشتیم که سه تا بینی، دو تا دهان، سه تا چشم داشت. جنینی داشتیم که دوتا سر روی هم داشت جنینی داشتیم که دو چهره داشت یک چهره در جلو یک چهره در پشت.
بعد جنینی داشتیم که چهار دست داشت چهار پا داشت جنینی داشتیم که دم داشت ولی خوب یک چشم نداشت. اینها تولدهایی بودند که متناسب با شرایط زیستی دنیا نبودند. یعنی رشد کرده بودند اما این رشد تناسبی با آنچه که برایش آفریده شدند نداشت. بنابراین وقتی متولد می شود آن نه مبارک است نه پیروز است نه غنی، نه خوشبخت است. در حرکت ما از حیات دنیا به ابدیت هم وضعیت ما هم همینطور است ما در رحم دنیا هستیم و باید ثروت غنا، خوشبختی و امکانات مورد نیاز را برای این چهار مرحله، یعنی مرحله تولد، مرحله حیات برزخی، قیامت 50 هزار ساله و حیات ابدی بعد از قیامت را تحصیل کنیم. آنچه که قرار است حرکت بکند عبارت است از جنین، جنین چیست؟ در رحم دنیا، همان نفخه خداوند تبارک و تعالی است. همان کودک عزیز روان به فرموده ی مرحوم الهی قمشه ای رحمه تعالی علیه است.
که ما باید این را تربیت کنیم این کودک امانت سپرده شده دست ما باید مواظب باشیم جنبه حیوانی مزاحم رشد این نشود. این باید موقعی که سوت پایان را می زنند برای آن شرایط زیستی کاملاً بتواند بهره برداری کند آماده باشد که بتواند از شرایط بینهایت بزرگتر از اینجا بهره برداری بکند. این همان حقیقت ماست. همان حقیقت ماست. که باید رشد بکند. و ما باید مزاحم تغذیه اش نشویم و دائماً به آن غذا بدهیم. مسئله خیلی مهمی که اینجا هست این است که ما اکثر ماها به رسمیت نمی شناسیم این بُعد را. یعنی اساساً یا قبولش نداریم یا اگر از نظر نظری بخواهیم به رسمیت بشناسیم خیلی به او توجه نداریم و رفتاری که با او داریم رفتاری است بسیار ظالمانه و خشن. یعنی سهم تغذیه این کودک را به او نمی پردازیم. و بیشتر دزدی می کنیم. و حق خوری می کنیم و این سهم را بیشتر به جنبه ی حیوانی وجود مان می دهیم بیشتر وقت را سرمایه گذاری و امکانات را به این اختصاص می دهیم و این بخش معمولاً ضعیف به دنیا می آید یعنی برای اینکه بتواند برای ابدیت خودش را آماده کند اینقدر توانایی ندارد. اینقدر است که پیغمبر فرمود امت من گروهی از امت من در قیامت به صورت ده حیوان محشور می شوند چرا به صورت ده حیوان محشور می شوند. برای اینکه اینها آن جنبه حیوانی شان مانع رشد جنبه انسانی شده و اساساً نه حیات انسانی داشتند و نه تولد انسانی داشتند یعنی به هیچ وجه به صورت انسان با باطن انسانی متولد نشده اند. این کودک عزیز روان، که از خداست و نفخه خداست طوری است که اگر به رشد کافی خودش برسد باطن ما می شود انسان. شبیه انسان می شود.
خوب، پس ما موظفیم پرورش، تغذیه و مراقبت بکنیم این بُعد مان را تا موقع تولد مان به صورت انسان متولد شویم. الان این چه که ما داریم همه می بینند این را اصطلاحاً به این عنوان می گویند بشر به ما می گویند بشر، بشر. تعبیر انسان به معنای الهی و آسمانی اش از نگاه خدا نمی کنند می گویند بشر. بشر یعنی چی؟ یعنی کسی که ظاهرش از نظر پوست، قیافه، به کی شبیه است؟ به صورت انسان. این مسلمانهایی که همه هم حیوان متولد می شوند روز قیامت محشور می شوند از همان لحظه مرگ شان به صورت حیوان محشور می شوند اینها کسانی هستند که ظاهرشان ظاهر انسان بوده برخلاف امت های قبل که امت های قبل خداوند تبارک تعالی اگر کسی بدرفتاری می کرد یک موقع که شورش را در می آورد ظاهرش هم نشان می داد مسخ داشتند تبدیل به میمون می شدند. (کونوا قرده خاسئین) میمون می شد رسماً یک میمون شده طرف. شما اصحاب شنبه را دارید در قرآن کریم، یا اصحاب سبت که تبدیل به میمون شدند، گروههای زیادی بودند، پیامبر دعا کرد که خدایا از امت من مسخ را بردار. یعنی اگر باطن شان تبدیل به انسان نشد ظاهر شان را همانطور به صورت انسان نگه دار. اما باطن چیز دیگری است.
در ما سیستم تغذیه ی این بخش انسانی به دو صورت هست، این را خوب توجه کنید. یک تغذیه است بوسیله عمل هست اعمال صالح یعنی عملی که متناسب هست با ساختار این نفس و این کودک و می تواند این کودک را به صورت انسان رشد بدهد. اعمال ما بدن می سازند برای ما، بدن برزخی و قیامتی، چون در خواب بدنهای خودتان را خواب دیدید بدن برزخی باید خیلی قدرت داشته باشد چون قرار است که وارد برزخ شود و برزخ هم میلیاردها برابر بزرگتر از اینجاست بنابراین امکاناتی که این بدن داشته باشد فوق العاده باید با بدن مادی فرق می کند. بدن بزرخی تان را اگر دیده باشید خیلی تواناست، شما در خواب دیدید که یک لحظه کربلا هستید لحظه بعد کجایید؟ مکه اید. لحظه مشهد هستید لحظه بعد خانه هستید. یک موقع می بینید پروازهای آسمانی دارید آسمان اول، آسمان دوم، آسمان سوم، آسمان چهارم، گاهی وقتها پرواز می کنید وارد بهشت می کنید بدن آنقدر قدرت دارد که می برد شما را تا بهشت. این همان بدن برزخی است که شبها با شما هست یعنی همراه شما الان هم هست وقتی از این بدن غفلت می کنید کاملاً این بدن را رها بکنید آن شروع می کند به فعالیت. چون این بدن های ما تو در تو داریم این بدنها را همه شان با هم هستند.
این باید متناسب با شرایط بینهایت بزرگتر از دنیا که شرایط ملکوت است آماده شود. و بتواند فضای میلیاردها میلیاردها برابر ابدیت را یا حیات برزخی را حداقل در ابتدا بتواند تحمل کند. اعمال ما بدن می سازند یعنی شکل بدن را برای برزخ آماده می کنند آنهایی که برای برزخ به صورت حیوان محشور می شود معلوم است که اعمالش اعمالی نبوده که بتواند باطن او را تبدیل به چی بکند؟ بدن برزخی او را تبدیل به انسان بکند. روح ما را چی می سازد روح ما را برای حیات برزخی که بتوانیم بهره برداری کنیم لذت ببریم رشد کنیم آنها معرفت می سازد علم و معرفت روح را می سازد عمل صالح چی را می سازد؟ بدن برزخی را می سازد. برای این ما موظفیم که فرصتی که داریم بتوانیم نهایت تلاش مان را بکنیم که به سرعت به سرعت بدن و روح برزخی مان را آماده کنیم که موقع تولد به هیچ وجه لنگ نباشیم. وقت زیادی هم نداریم هر کدام از ما نگاه کنید یک چهارم یک پنجم، نصف عمرش را طی کرده. و معلوم هم نیست چقدر دیگر اگر طبیعی رشد کنیم و طبیعی عمر بکنیم شصت سال، به قول پیغمبر، متوسط عمر امت شصت سال است بنابراین ما فرصت زیادی نداریم. آنچه که خیلی مهم است این است که ما با این فرصت کمی که داریم باید چگونه رفتار بکنیم تا در کمترین فرصت بدن برزخی ما متناسب با بهشت ساخته شود که بتواند فضای آنجا را تحمل کند.
توجه فرمودید. این خیلی مهم است فضای آنجا، یعنی فضایی که از نظر قدرت، عرض کردم میلیاردها برابر از اینجا قوی تر است و بزرگتر است قدرتش خیلی زیاد است بدن باید کشش این را داشته باشد. یعنی شما نگاه کنید آنجا یک خوراکی است صد و پنجاه هزار مزه دارد این بدن باید بتواند بچشد آن را. خوراک های دیگر، شراب آنجا، عسل آنجا، شیر آنجا، آب آنجا، خیلی فرق دارد تا چیزی که اینجا هست. به قول آقا میرزا اسماعیل شما یک ده میلیاردم برزخ را فشرده بکنید می شود دنیا. خیلی قدرت می خواهد موسیقی آنجا، زیبایی های آنجا، گلهای آنجا، میوه های آنجا، درسهای آنجا، کلاس های درس است دانشگاه است آنجا آدم درس می خواند آنجا همه در کلاسهای مختلف تقسیم می شوند معارف بینهایت الهی را یاد می گیرند. درس ائمه شرکت می کنند درس امامزاده ها شرکت می کنند درس عرفا و علما شرکت می کنند آنجا افرادی که حضور پیدا می کنند، دائماً رشد هست آنجا، در صورتی که ما در معاد مفصل بحث کردیم هر کس خواست به آن سی دی ها و نوارهای معاد مراجعه کند.
بنابراین ما باید با آن فضا خودمان را آماده کنیم. جنین در رحم مادر که هست یک خون می خورد ولی وقتی که می آید در دنیا خیلی تنوع غذایی و قدرت بهره برداری اش زیاد می شود اصلاً قابل مقایسه نیست. شما این را دقیقاً خوب دقت کنید خیلی به ذهنت تان ریاضت بدهید که این را بفهمد بعد که از جلسه خارج شدید این را تمرین کنید دقیقاً این را خوب ببینید دقیقاً وضعیت ما با برزخ، مثل رحم با دنیاست. یعنی شما امکانات یک رحم را در نظر بگیرید غذا واحد خون، و مکان هم چقدر است؟ کوچک. جنین نمی تواند باور کند که قرار است بعد از مدتی به فضایی بیاید مثل دنیا. با این مقدار وسعت و این مقدار امکانات، قدرت بهره برداری، لذت ها، تنوع نعمت ها، و خیلی چیزهای دیگر که نصیبش می شود یعنی انسانی که اینجا ساخته می شود مقایسه اش کنید با جنینی که در رحم مادر هست ببینید چقدر فرق می کند دقیقاً وضعیت ما ، شما نگاه کنید وقتی می گوییم برزخ عالم ملکوت، مثلاً می گوییم خوب اینجا ما 5 هزار میلیارد سال نوری داریم آنجا ده هزار میلیارد سال نوری است بُعد دارد نه اینطوری نیست دقیقاً اندازه. مثل یک رحم با کل دنیاست با کل نظام دنیا. نظام دنیا کدام نظام است نظامی هست که تا بشر می تواند همانطور که قرآن فرمود تا بشر بتواند ستاره و کهکشان کشف بکند این بعد عالم ماده هست. بُعد عالم ماده. با یک رحم مقایسه کنید ببینید چقدر می شود دقیقاً این بُعد عالم ماده نسبت به برزخ همین وضعیت را دارد یعنی حرکت یک جنین در رحم مادر چقدر امکان حرکت دارد وقتی می آید در دنیا چقدر قدرت تردد دارد میلیونها کیلومتر می تواند بالا و پایین و چپ و راست برود در حرکتی که از دنیا به حیات ابدی به برزخ وقتی وارد می شود برزخ همینطوری است یک لحظه اینجاست لحظه بعد در منزل پیغمبر است لحظه بعد در بهشت حضرت ابراهیم است لحظه بعد در بهشت حضرت آدم هست چون اینها هر کدام برای خودشان فضای بینهایتی دارند. بنابراین آن طوری که قرآن فرموده یعنی خداوند گزارش داده در قرآن، وقتی می گوییم قرآن، خوب دقت کنید فقط به عنوان یک کتاب تخصصی و یک کتاب مقدس به آن توجه نمی کنیم قرآن که می گوییم یعنی گزارش خالق و سازنده ی مجموعه ی دنیا و آخرت از نظام خلقتی خودش.
گزارش دارد می دهد می فرماید بهشت هر یک نفر به اندازه همه آسمانها و زمین است. وسعت دارد. نه آسمان دنیا فقط، آسمانها و زمین وسعت دارد. خوب اینقدر هم قدرت بهره برداری انسان زیاد می شود چرا چون انسان نفخه خداست مثل خدا، مثل خدا مثل خدا توجه کنید می تواند بینهایت شود و بینهایت بهره برداری کند بنابراین این جنبه باید کاملاً متناسب تغذیه شود با آنجا. لذا سیستم تغذیه اینجا بسیار بسیار بسیار حساس تر از سیستم رشد، تغذیه، تربیت، و مراقبت یک جنین هست تا متولد شود و بعد از اینکه زایمان صورت گرفت به صورت نوزاد بزرگ شود تغذیه اش چطوری حساس است چقدر حساس است. تغذیه ما دقیقاً همینطوری است یعنی ما مثل یک جسم احتیاج به مراقبت تغذیه ی دائم و مرتب در این کلمات دقت کنید اینها دقیقاً تخصصی انتخاب شده، مراقبت دائم و مرتب، یعنی وعده دار، وعده دار، مثل صبحانه، ناهار، صبحانه، چاشت، ناهار، عصرانه، شام. درست شد؟ دقیقاً نفس به تغذیه احتیاج دارد یعنی آن کودک عزیز روان، آن بخش غذا می خواهد که ما باید بخوریم، و رشد کنیم، دائماً باید غذا بخورد، غذایش هم از جنس نظام طبیعت نیست از جنس ماده نیست از جنس مثلاً چلو کباب و نمی دانم میوه ها و غذا و حیوانیت و طبیعت نیست غذایش متناسب با شخصیت خودش است مثل گوش، غذای گوش فرکانس است یک وقت فرکانس می رسد آرامش دارد چشم شما الان چراغ را خاموش کند شما اذیت می شوید نورش کم و زیاد شود غذا نمی رسد به چشم شما چشم درد می گیرد. فرکانس، طول موج مناسب، غذایش است معده شما آب مناسب غذای مناسب، آب نامناسب نوشیدنی نامناسب غذای نامناسب باعث می شود که وضعیت داخلی شما کاملاً به هم بریزد. هر جفتی (و خلقنا من کل شیء زوجین) هر چیزی را ما زوج آفریدیم. هر بعد ما زوج دارد بُعد جسمانی زوج های مختلف دارد که باید در تمام این زوجها ازدواجش به صورت موفق و مناسب صورت بگیرد تا اثر یک ازدواج موفق که عبارت است از رشد و آرامش، تکامل و آرامش، تحصیل شود.
شما یک غذای خوب ندهید به معده تان بدن شما آرامش ندارد و رشد خوب هم نمی کند آب نامناسب نوشیدنی نامناسب همینطور. طول موج مناسب نخورد به گوش تان و به چشم تان، چشم تان درد می گیرد عینکی می شوید و گرفتار می شوید فرکانس مناسب نرسد به گوش تان تعادل برقرار نمی شود تمام ابعاد وجودی شما. برای خیال تان غذای مناسب نرسد، برای عقل تان غذای مناسب نرسد آن جنبه ای که ما بخاطر آن جنبه بنده خدا هستیم انسان هستیم، از خدا هستیم مثل خدا هستیم عبارت است از فوق عقل، یا فوق تجرد که این فوق عقل و فوق تجرد، همان بخش انسانی ما هست که غذای مناسب با خودش را می خواهد یعنی زوج خودش را می خواهد جفت خودش را می خواهد با غیر از آن هم آرامش پیدا نمی کند زوجش هم چون این فوق عقل بینهایت طلب است فقط با بینهایت آرامش پیدا می کند. یعنی باید فقط پیوندش بدهیم با یک چیزی به نام بینهایت کمال، تا این آرامش پیدا کند چون از آن جنس است دیگر نمی شود با ماده آرامش کرد شما هر چقدر بخواهید با محدودیت ها خودت را ارضا کنی می بینی ارضا پذیر نیستی. انسان هر چه به او می دهند ارضا پذیر نیست زیرا نمی تواند محدودیت را قبول کند و زیر بار محدودیت برود خدای انسان و رب انسان بینهایت است انسان بینهایت است به قول امام امت، تربیتش هم تربیت بینهایت است غذایش هم غذای بینهایت است. نمی شود به انسان گفت بایست متوقف باش نکن، نرو، نمی شود انسان باید آزاد باشد انسان که می گوییم یعنی چی؟ کدام بُعد؟ بعد انسانی نه حیوانی. برای همین قرآن می فرماید که دین آمده که شما را آزاد بکند، آزاد کند یعنی چی؟ یعنی آن بعد، آن کودک آنقدر بزرگ شود تا هر کاری که دلش خواست بکند و هر چه اراده کرد شود به هر چه خواست برسد ما برای این آفریده شدیم این می شود خوشبختی. خوشبختی انسان در رسیدن مطلق، و مطلق شدن است. پس باید با زوج خودش و جفت خودش آن را تغذیه کنیم. یعنی پیوند با بینهایت و حق تعالی.
در این بخش گفتیم اگر ما بخواهیم رشد کنیم با دو سلسله از خوراک ها روبرو هستیم خوراکهایی هست که عمل است، عمل. یعنی شما با بدن سر و کار داری، مثل که می روید حج، خمس می دهید، زکات می دهید نماز می خوانید دولا راست می شوید جهاد می کنید شمشیر می زنید کار خیر انجام می دهید برای زن و بچه فعالیت می کنید جهاد فی سبیل الله است خدمت به خانواده، جهاد یک زن در خانه خوب شوهرداری کردن است، جهاد یک مرد این هست که بتواند نیازهای سه گانه خانواده را خوب تأمین کند. نیازهای مادی، عاطفی و معنوی این می شود جهاد، بدنی.
یک قسمت از فعالیتهای ما فعالیت هایی است که مستقیماً به اصل ما می رسد یعنی خوراک می رسد به اصل ما، واسطه زیادی نمی خواهد مستقیم می خورد به همان کودک، کودک مستقیم می خورد از واسطه دیگر استفاده نمی کند عبارت است از تغذیه مستقیم و قلبی. تغذیه قلبی و روحی، عبارت است از خوراکش هم عبارت است از معرفت. پس ما یا با علم یا با ایمان، یقین و معرفت تغذیه می شویم. هدف باز یک کد خیلی مهمی که می خواهم خدمت تان بدهم هدف این است که آن قلب رشد کند. باید جنینی که نطفه اش بسته شده رشد کند و متناسب با شرایط زیستی دنیا بار بیاید باید جنینی که از انسان در دنیا وجود دارد یعنی نفخه خداوند رشد کند و متناسب با شرایط زیستی آخرت بار بیاید. باید آن رشد کند و غذای مناسب باید بخورد نه غذای آلوده هر دوران زایمان موفق نیست اگر تولد پیدا کرد مثلاً چهار دست و پا اضافه آورده یک دم و یک سر اضافه آورده موفق نیست باید کاملاً متناسب با شرایط زیستی دنیا باشد. بنابراین مهم در حرکت به سمت آخرت و ابدیت تغذیه ی بعد انسانی شماست. این را دقت کنید. اگر گفتند عمل هم بکنید یا یک عمل را تکرار بکنید و چندبار انجام بدهید یا فلان کار فلان کار این همه سلسله اعمال عبادی که برای ما تنظیم شده انجام بدهید برای چی است اینها؟ برای این است که خوراک به قلب برسد. قلب رشد کند. قلب رشد کند یعنی آن جنبه.رشدش هم علامت دارد که ان شاءالله در بخش بعدی بحث ها علامت های رشد را می گویم. از کجا معلوم، الان شما فرض بفرمایید یک آقایی را می بینید، آقا این روح متناسب رشد کرده بله متناسب رشد کرده همه چیز سر جای خودش است تغذیه اش متناسب بوده متناسب هم رشد کرده اگر تغذیه مناسب باشد معلوم است شما که یک گیاه را می کارید این گیاه وقتی رشد می کند شما متوجه می شوید که سالم رشد کرده قوی رشد کرده یا ضعیف. یک بچه که به دنیا بیاید این بچه چند سالش است می گوید شش سالش است می گویید نه به او نمی آید شش سالش باشد به اومی خورد سه سالش باشد یعنی چی؟ یعنی رشد و تغذیه مناسب نشده. یا یک کسی می بینی این چند سالش است می گویید ده سالش است می گوییم ماشاءالله به این نمی آید ده سالش باشد به او میخورد که 15 سالش باشد، چرا خوب رشد کرده. علامت رشد جنبه انسانی ما علامت دارد، علامت هایش را باید توجه کنیم اگر بخش انسانی رشد کند علامت هایش مشخص است که معلوم است طبیعی رشد کرده احتیاج هم نیست که بعضی وقتها شما از آقایان و خانمها کلاً یک عادت بدی پیدا کردند می گویند که ما را پیش یک ولی خدا ببرید باطن ما را ببیند به ما بگوید ما چه هستیم. من خیلی دوست دارم بفهمم من آدمم یا آدم نیستم. چه شکلی هستم من را چه شکلی می بیند می خواهم ببینم بعد از این مدت علامت داده خدا، هیچ احتیاجی نیست کسی باطن تو را نگاه کند خودش علامت داده معلومه که این علامت ها را توجه کنی می فهمی همین الان می فهمی که باطنت چیست. هیچ احتیاجی نیست یک ولی خدا بیاید گزارش به شما بدهد. که بله، من تو را اینطوری می بینم به صورت این حیوان یا آن حیوان می بینم اینطوری هستید. البته بعضی وقتها خود شما ها موفق می شوید که این کار را کنید بعضی ها که می آیند خوابهایشان را تعریف می کنند مثلاً می گوید من دیشب خواب دیدم که دندانهایم دراز شده دستهایم چنگال دارد پشمالو هست چنگال دارد قیافه ام اینطوری است یا فلان کس را دیدم که خیلی هم دوستش دارم شبیه خوک است یا شبیه میمون شده این مشخص است یک وقت می بیند که آن طرف آن باطن را برای خودش درست کرده، یا خودش برای خودش انسان می بیند یا انسان می بیند برای خودش. یا یک کسی استادی کسی، به انسان گزارش می دهد به انسان می گوید، به انسان خبر می دهد حالا یک استادی به شاگردش می گوید که تواصلاً این وضعیت را داری خودما دنبال این نباشیم علامت هایی که قرآن داده به قدری شفاف و واضح است که هر کدام از ما خیلی خیلی راحت می توانیم بفهمیم که چه وضعیتی داریم.
من امشب می خواهم راجع به این صحبت کنم به این هم می خواهم راجع به نظام تغذیه صحبت کنم هم می خواهم علامت ها را بگویم برایتان که بفهمیم ما الان بعد از سی سال چهل سال پنجاه سال کجا هستیم این خیلی خوب است دیگر. این معلوم می شود که ما کجا هستیم. مثلاً یک علامتی که من چند وقت هم به آن اشاره کردم بارها در جلسات گفتم، این مشخص است اگر کسی رشد انسانی کرده باشد حتماً آن کودک عزیز روانش جنبه انسانی اش رشد کرده باشد حتماً حتماً بدون برو برگرد، یکی از علامت های مهمش این هست که این شخص آرامش دارد در زندگی اش. توجه فرمودید این تضمین شده است. شما چشمت طول موج به آن برسد چطوری می شود آرام است مثل الان که آرام است چون دارد می بیند راحت هر چیز را. آنهایی که عینکی هست عینک شان را بردارند چشم شان آرامش ندارد تعادل به هم می خورد باید عینک باشد. گوش تان چطور مثلاً صدا خوب می رسد آرام است غذا خوردید افطار خوردید نوشیدنی خوردید در این بخش آرام هستید هیجان ندارید اگر یک قسمت از اعضای شما جفتش به آن نرسد الان سر کلاس راحت نمی توانید بنشینید در این جلسه. می رود آن پشت می گوییم یک چای بخورم وضعم بهتر شود میوه بخورم وضعم بهتر شود گرسنه ام یک غذایی بخورم وضعم بهتر شود خسته ام خوابم می آید بگیرم بخوابم، تعادل برقرار می شود.
بخش انسانی اگر غذایش به آن برسد از علامتهایش این است که بهانه گیر نیست نق نمی زند در دنیا. احساس بدبختی و پوچی و شکست و باخت و نمی دانم بی هویتی مطلقاً ندارد این بخش. اگر درست تغذیه شده باشد یک؛ آرام است، دو؛ شاد است. یعنی این اثر طبیعی رشد بخش انسانی است. آرامش و شادی. حالا علامت های دیگر هم دارد من می خواهم تا آنجایی که امکان دارد برایتان بگویم. شما بدانید اگر واقعاً رشد کردی چطوری رشد کردی. بنابراین این هدف از عبادت تغذیه ی این بخش است. این یادتان باشد. هدف از عبادت از علم همین است که این بخش رشد کند. حالا مشکلی که هست این است که سر راه تغذیه ما آفت هایی وجود دارد. که این آفتها نمی گذارد که این بخش انسانی ما رشد کند. درست شد؟ نمی گذارد رشد کند و تغذیه شود. یعنی شما نماز می خوانی ولی می بینی بعد شصت سال فایده نکرد. شصت سال کسی نماز بخواند می دانی باید به کجا برسد روزه مثلاً اگر کسی روزه درست بگیرد قرآن درست بخواند جلسات علمی درست برود معرفت درست کسب کند که نزد استاد درست برود این باید خیلی زود تبدیل شود به آدم. چون این جنبه، می دانید که عالم ماده تبدیلش زمان بر است خیلی طول می کشد تا بخواهد تبدیل شود ولی وقتی می آیی در عالم نفس چون پای ماده نیست زمان برداشته می شود در بحث معاد اثبات کردیم ما درعالم برزخ زمان نداریم. یک کسی بخواهد از حالت حیوانیت در بیاید برساند خودش را به حالت انسانیت کافیست مسیر را طی کند زمان مهم نیست اگر زمان در یک لحظه طی شود در یک لحظه انسان باطن عوض می کند یعنی کاملاً می آید سر حال می شود طرف زیر و رو می شود کاملاً درمان می شود.
زمان بردار نیست. آنها را بحث علمی اش را قبلاً بحث کردیم. ولی در طبیعت نه، تا یک چیزی بخواهد به یک چیز دیگر بخواهد تبدیل شود درمعرفت نفس توضیح دادیم زمان می برد. در بخش آنجایی که پای ماده در کار نیست زمانی هم وجود ندارد لذا خیلی زود می شود این تغذیه را انجام داد و آن باطن حیوانی را تبدیل به باطن انسانی کرد. اگر کسی رفته بود پیش یکی از خلفای عباسی، گفته بود که من پیغمبرم، گفته بود خوب حالا معجزه هم داری گفته بله هر چه بخواهی معجزه دارم در زمستانی بود گفت که ما یک هندوانه هوس کردیم یک هندوانه برای من بیاور گفت چشم، گفتند خوب کو، گفت حالا صبر کن، فردا صبر کردند احضارش کردند گفتند که کو پس هندوانه گفت خوب صبر کن گفت آنکه خداست سه ماه طول می کشد هندوانه بار بیاید ما که پیغمبرش هستیم از ما خوب بیشتر طول می کشد که هندوانه بیاوریم. ماده اینطوری است. عالم ماده اینطوری است یعنی خداوند اراده کرده که در عالم ماده زمان بر است طول می کشد تا رشد کند تا آن چیزی که می خواهد بشود برخلاف عالم خیال. چون در عالم خیال یک لحظه در عالم هنر یک لحظه هر چه که می خواهید می سازد. وقتی می سازید خیلی هم قشنگ است وقتی می خواهید تحقق خارجی بدهید چقدر طول می کشد یک کاخ قشنگ در ذهنت می سازی نقشه اش را هم داری، یک مهندس خوب، یک تابلوی زیبا ولی وقتی می خواهی بیاوریش در عالم ماده، عالم ماده نمی تواند آن زیبایی را یک دفعه جذب کند. چقدر طول می کشد زمانی طول می کشد تا آن زیبایی را از نفس از عالم خیال بگیرد و بیاورد روی تصویر بکشد. در عالم برزخ در مسائل روحی و معنوی در قسمت این کودک عزیز روان وقتی شما می خواهید تبدیل شوید تبدیل کافی است تغذیه درست انجام شود. تغذیه خوب انجام شود علامت هایش مشخص است رشد می کند خیلی زود نمود می کند معطلی هم ندارد.
مسئله ای که است این است که در این سیستم تغذیه گاهی وقتها اشکال پیش می آید وقتی اشکال پیش بیاید یعنی شصت سال نماز می خواند طرف، غذا می خورد ولی غذا دزدی می شود نمازهایت نمی رود اساساً روی بخش انسانی بنشیند. می رود کدام بخش می نشیند می رود روی بخش حیوانی می نشیند یعنی بخش حیوانی نماز می خواند بجای بخش انسانی. بهره برداری هم بخش حیوانی می کند. بخش حیوانی می رود مکه، بخش حیوانی می رود سینه می زند بخش حیوانی می رود کربلا، بخش حیوانی غذاها را می خورد بخش حیوانی می رود سر کلاس می نشیند ولی حیوان است که می شنود ولی بعد نمی گذارد که غذا به کودک عزیز روان برسد. خودش می گیرد مسلح شود تا بتواند کودک را بیشتر در حبس نگه دارد بتواند بدن ریاکاری راحت بکند دزدی راحتتر بکند با چهره ی مقدس بتواند راحت تر به اهداف حیوانی اش برسد. اینطوری راحتتر می تواند یعنی در واقع اگر می رود سراغ مقدسات یا خوراکی که می خورد بجای اینکه روی فطرت بنشیند می رود روی بخش طبیعت می نشیند برای همین هم یک نفر پنج سال رفته در حوزه ده سال است رفته در حوزه یا 5 سال است نماز می خواند ده سال است نماز می خواند روزه می گیرد قرآن میخواند رشد خیلی چشمگیری ندارد. برای اینکه دارد در وجودش دزدی می شود یعنی آن بعدی که باید غذا بخورد غذا نخورد به هیچ وجه غذا نمی خورد. برای همین هم باید ما دقت کنیم که اول سیستم غذایی را باید درست بکنیم این سیستم غذایی خیلی مهم است باید درست شود. یعنی دقیقاً وقتی می خواهی خوراک بخوریم خوراک باید بیاید روی بخش فطرت بنشیند.
یک نکته من عرض کنم، مشکل خیلی بزرگی هست که شب شنبه توضیح مفصل دادم برایتان الان هم خیلی مختصر رد می شوم ببینید بسیاری از ماها آدمهای بدی نیستیم بسیاری اکثر قریب به اتفاقش، ان شاءالله در بین ما هم آدم بد نیست در بین شیعیان اهل بیت علیهم السلام نداریم ما آدم بد. مشکل اساسی این است که این نیست که آدم های بدجنس و خبیث بد داریم مشکل این است که اساساً سیستم تغذیه خیلی بد است ما با سوء تغذیه بد بودن سیستم تغذیه روبرو هستیم. این بعد تغذیه نکرده سیستم غلط است وقتی غلط از کار در می آید می بینید که چهل سال و پنجاه سال نتیجه نمی دهد به عنوان مثال، همین شبهای قدر که می آییم شما نگاه کنید اکثر قریب به اتفاق انرژی های شب قدر ما در کل مملکت هدر رفته مثل اکثر قریب به اتفاق سرمایه گذاری هایی که در بخش عزاداری می کنیم ما میلیاردها تومان و میلیاردها ساعت صرف عزاداری می کنیم اگر درست انجام شود یک میلیونم این باعث می شود امام زمان ظهور بکند ولی تا الان نشده یعنی تغذیه مهتر برای ظهور امام زمان نشده ما با یک میلیونم این تغذیه ی که داریم می کنیم جامعه را کاملاً می توانیم آماده کنیم که امام زمان بیاید ولی هزار و صد و شصت سال است نتوانسته بیاید چون غذاهایی که باید نصیب آدمها می شده همه هدر رفته نرفته آنجایی که باید بنشیند، بنشیند. خوب دقت کنید مثلاً محرم، صفر می آید خیلی میلیاردها تومان پول هدر می رود میلیاردها ساعت وقت تلف می شود به اسم صورت مقدس، عزاداری مثلاً ثواب هم می کند ارزش دارد امام حسین علیه السلام برای همه اینها ارزش قائل است ولی آن فایده ای که به بخش انسانی برسد نمی رسد. اینکه امام حسین کشته شده برای این چیزهایی که الان ما داریم برایش عزاداری می کنیم نیست اصلاً ما پیام را نگرفتیم غالباً یعنی شما صدی و نود و پنج خیلی تخفیف بدهیم پنج درصد، پنج درصد از مواقع عزاداری آن عزاداری می آید می رود سر جای خودش می نشیند و با پیام عاشورا و کربلا تطبیق دارد دقیقاً می خورد به خال و هدف. نود و پنج درصدش نمی خورد آنجایی که باید بخورد هدر می رود در بخش تغذیه های که مربوط به بعد انسانی هم هست اینطوری است شما می بینید یک شخص از ساعت هشت شب می آید در احیا، تا سه صبح و چهار صبح، می بینید ده دقیقه اش خوراک نخورد. ده دقیقه. به هیچ وجه چرا؟ چون اساساً به بخش انسانی چیزی نمی رسد شخص سیستم تغذیه اش هم گردانندگان مجلس اشتباه می کنند مداحان سخنرانها، برگزار کننده ها اشتباه زیاد می کنند یعنی سیستم را طوری می چینند شخص می آید ده ساعت وقت می گذارد اما ده دقیقه غذا برایش می رسد. این فایده ای ندارد.
باید لااقل پنج شش ساعتی که می آید حداقل نصف این زمان بلکه بیشترش این شخص بفهمد که غذا خورده صبح که می خواهد سحر از اینجا برود بفهمد چیزی گیرش آمده یعنی بخش انسانی غذا خورده به روشنی به یک نورانیت تعبیر که قرآن دارد یعنی احساس کند نورانیت پیدا کرده احساس کند رشد پیدا کرده احساس کند غذا خورده. مثل که الان آقایان دارند تدارک می بینند اعلام پذیرایی کردند و سحری هم می خواهند بدهند حالا در دو سه نوبتی که از شما قرار است پذیرایی کنند هر نوبت یک ظرف خالی بگذارند جلوی شما بگویند بفرمایید بخورید بعد شما بگویید ما چه را بخوریم، می گوییم که این همه غذاست بخور دیگر. کو غذایی نیست نه چشم بصیرت تو نداری تو بخور بکش سر لیوان را سیر می شوی حالا لیوان خالی را سر بکشیم سیر می شویم یا نه. نمی شویم. من باید بفهمم که یک چیزی خوردم معده ام باید آرام شود. نشد اتفاقی نیفتاد نه تشنگی ام برطرف شد و نه گرسنگی. غذا باید فهمیده شود باید خورده شود یعنی سه مرحله جذب در معرفت نفس توضیح دادیم در بحث تغذیه جذب، هضم تبدیل. این سه مرحله باید انجام شود. وقتی انجام نشود ما می فهمیم غذا نخوردیم.
غذا درست نیست ما الان پنج سال است داریم نماز می خوانیم این نماز باید من را پنج سال شاد کرده باشد شاد نشدم، باید لذت من را سطح لذت نهایی من را خیلی بالا برده ولی من بعد بیست و پنج سال نماز خواندن غصه دار تر هستم پژمرده تر هم هستم معلوم است تو نماز نخواندی یعنی نخوردی غذایت را. نخوردی. یعنی این خوراک نشده، چرا برای اینکه خوراک باید مفهوم باشد همانطور که گفتم. ما اساساً خوراک هایمان مفهوم نیست یعنی شما نگاه کن از سیستم عبادی ما چند درصد غذاهای که به صورت عبادت یا عمل صالح است تبدیل می شود حالا باز در عملهای یک مقدار ما رشد می کنیم یک مقداری ولی وقتی می آییم سراغ بخش مهمتر از بخش عمل و بدن که بخش روح و معرفت است وقتی می آییم سراغ این بخش می بینیم که کاملاً ما در این قسمت زمین گیر هستیم و عقیم عمل کردیم. به عنوان مثال قرائت قرآن، قرآن خصوصیتی که دارد این است که اگر کسی بخواند اگر کسی بخواند این خصوصیت قرآن است عقلش و قوه تفکرش روز به روز قدرت پیدا می کند. دو تمام بیماریهای روحی اش برطرف می شود یعنی در درون یک آدم سالم قدرتمند شاد با نشاط و آرام است. اضطراب اصلاً ندارد. بداخلاقی ندارد پرخاش گری ندارد زودرنجی ندارد حساسیت ندارد غرغر کردن ندارد بهش چیزی بر نمی خورد خیلی قدرت دارد وقتی کسی قرآن بخواند. این آثاری است که خود قرآن می گوید یا علی علیه السلام می فرماید (فانّه شفاء الصدور) شفای قلبهای شماست. یعنی اگر کسی واقعاً قرآن بخواند قلب واقعاً کاملاً با قرآن شفا پیدا می کند مثل عسل که می خوری شفا پیدا می کنی مثل دارو. خداوند سیستم گذاشته سیستم دو طرفه است هم سیستم مادی است و هم معنوی. هر دو سیستم یکی و یک طور است یعنی سیستم غذا و تغذیه مراتب غذا خوردن رشد بیماری خواب غفلت و حیات مرگ یکی است شبیه هم است همانطور که بدن این سیستم ها را دارد روح هم این سیستم ها را دارد.
اگر قرار است روح آرام شود من چرا آرام نیستم چرا شاد نیستم چرا دائماً اضطراب دارم چرا یک خبر به من می رسد قلبم به شدت شروع می کند طپش پیدا می کند چرا زخم معده می گیرم زخم اثنا عشر می گیرم چرا راحت غصه دار می شوم چرا قرص اعصاب می خورم اینها معلوم است که غذا نخوردی شما و الاّ خداوند ما را برای شادی در این دنیا آفریده و آرامش. امکان ندارد ما مومن بداخلاق داشته باشیم امکان ندارد امکان ندارد ما مومن عصبی داشته باشیم حزب اللهی زودرنج داشته باشیم، حزب اللهی حساس داشته باشیم، حزب اللهی افسرده و پژمرده داشته باشیم امکان ندارد یعنی قرآن قبول نمی کند مثل اینکه آقا من آب خوردم به بچه تان آب بدهید دوباره بگوید آب می خواهم دفعه بعد که بگوید آب می خواهم شما می گویید یعنی چی من به او آب دادم دیگر، باید سیر شده باشد پس سیراب شده باشد. چرا می گوید آب، یک مشکلی هست که می گوید آب. یا این استسقا گرفته می گوید آب، یعنی حس نمی تواند بکند قدرت بدنش این پیام را به مغز نمی رساند که آب بس است. یا اینکه دارد دروغ می گوید یک موقع غذا بخوری بعد توقف می کنی بس است دیگر نمی خواهم سیر شدم. آرام هستم الان نور مناسب است صدا مناسب است هوا مناسب است گرما مناسب است سرما مناسب است امکان ندارد شما غذای روح بخوری و روح مریض باشد نامتعادل باشد غمگین باشد افسرده باشد پژمرده باشد حالا اگر هست معلوم است غذا نخوردی. غذاهایی که در این چند سال خوردی همه اش دزدی شده حوزه هایی که رفتی به درد نمی خورد درس تفسیری که رفتی نصیبت نشده قرائت قرآن ها جذب نشده هیچکدام.
نمازهایی که خواندی نماز نبوده، چون گفت نماز معراج است و قربان است. هم بالا می برد هم نزدیک می کند خوب کو. ما این حس را داریم در نماز خواندن نداریم معلوم است در سیستم تغذیه اشتباه است اشتباه اساسی این است که ما اساساً عربی کار می کنیم؟ عربی خواندن مثل اینکه من الان بیایم برای شما سخنرانی انگلیسی بکنم خوب شما نمی گویید که ما را مسخره کردند سخنران آوردند انگلیسی حرف می زند چه احیای مسخره ای است ما آمدیم در احیا حالی بکنیم رشدی کنیم حرفی بشنویم الان یک ولی خدا بیاید این ولی خدا هم هست حضرت موسی را بیاوریم حضرت موسی که فارسی حرف نمی زد عبری حرف می زد حالا الان بیاید حضرت موسی عبری اینجا حرف بزند حضرت عیسی را بیاوریم برای شما عبری حرف بزند چی می فهمید فایده ندارد. خوب ما سالها نشستیم جوشن کبیر عربی، کمیل عربی، ندبه عربی، خواندیم خوب چی گیر ما آمده هیچ چیز. هیچ چیز گیر ما نیامده. به جای اینهمه وقت که صرف عربی خواندن می کردیم ده دقیقه یک ربع فارسی می خواندیم و لذت می بردیم و خوراک متناسب می شد تبدیل می شد مفهوم می شد خوراک مفهوم می شد ما مفهومش نکردیم تبدیل نشده اصلاً یعنی جذب نشده هضم و تبدیل هم انجام نشده سه مرحله اش خراب بوده. الان من هی به شما عربی حرف بزنم این می آید فقط به گوش می خورد شما فقط یک الفاظی به گوش می خورد نه مفهوم می شود نه به خیال می رود نه به دل می رود به هیچ مرحله نمی رسد پنجاه سال رفته دعای کمیل این طوری و ندبه و توسل این طوری و جامعه کبیره اینطوری خوانده خوب چی شد. الان ما این جامعه غنی و قوی شیعی که داریم مردم اینقدر متدین و با معنویت اند مال سیستم تغذیه افتضاحی است که داریم. یعنی فکر کن اگر این سیستم تغذیه درست شود جامعه ما چی خواهد شد. مال این نماز های به درد نخوری هست که حضرت فرمود مثل یک پارچه کهنه می پیچند می زنند در سر شخص می گویند با این نمازت. بعضی نمازها یک پنجم شان بعضی یک چهارم شان بعضی یک دهم شان بعضی یک بیستم شان قبول می شود بعضی شان اصلاً قبول نمی شود می زنند در سر طرف چون تو اصلاً با خدا حرف نزدی.
این را چون بحثش را قبلاً کردم دیگر الان بحث نمی کنیم ولی در این مسئله باید توجه کنیم خوراک ما باید متناسب با ما باشد ما فارس زبان هستیم غذا را باید چطوری بخوریم فارسی. بجای اینکه بنشینیم ابوحمزه بخوانیم تا صبح پنج دقیقه ده دقیقه فارسی ابوحمزه می خوانیم بیست دقیقه ابوحمزه می خوانیم یا اگر خیلی اشتها دارید بعضی ها اشتهایشان فرق دارد بعضی ها پنج پرس می خورند بعضی ها دو پرس و بعضی ها سه پرس می خورند ما یک رفیقی داشتیم مربی نظامی بود در جبهه، در یک وعده مسابقه گذاشت جلوی چشم همه در پادگان 120 تا تخم مرغ خورد. می خورم خورد. جا داشت. یک چیزی بود دور از جان غولها. نمی شد طول و عرضش را حساب کنی. اینطوری. بخش دوم، اگر می خواهید غذا بخورید و سالم باشید آقا این غذایت بعضی ها نمی خواهند غذا بخورند رشد کنند بگویند ما سالم هستیم می خواهند مثل پیغمبر شوند می خواهند مثل امیرالمومنین شوند می خواهند بروند در خانه فاطمه زهرا در روز قیامت می خواهند وقتی که مردند مادرشان می آید بالا سرشان دستشان را بگیرد ببرد پیش خودشان امیرالمومنین که می آید ببرد آنها را پیش خودشان. اگر غذا می خواهید بخورید غذای اینها را بخورید غذای اینها را هم بخواهی بخوری باید زحمت بکشی عربی یاد بگیری صرف و نحو را یادبگیر با اخلاص دروغ هم نیست هر کس بگوید من وقت نکردم یاد بگیرم دروغ است دروغ محض است ما یک نفر را نمی توانیم پیدا کنیم که صادقانه بگوید من وقت نکردم ادبیات انسانی و قرآنی و آسمانی را یاد بگیرم این دروغ. چطور شما می روید درس می خوانید دیپلم می گیرید لیسانس میگیری فوق لیسانس می گیری دکترای می گیرید زبان یاد می گیری گل دوزی گل سازی سفره آرایی، خیاطی تلویزیون کارتون فیلم سینمایی مهمانی مسافرت چطور می توانی زبان انسانی وقت نداشته دروغ محض است.
اگر می خواهید دو سه ماه چهار ماه وقت بگذار آن وقت سطح خوراکت خیلی می رود بالا. شما وقتی فارسی می خوانید مثل این است که داری بیسکویت می خوری شیر می خوری عربی که یاد می گیری که مثل این است که پسته و فندق و کله و پاچه می خوری خیلی فرق می کند اینها با همدیگر. غذا فرق می کند. ترجمه ی بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوند بخشنده مهربان نیست. ترجمه لا اله الا الله هیچ خدایی جز خدا نیست این فارسی اینقدر میتواند تبدیل میکند زورش اینقدر است. نمازی که شما می خوانید اینقدر می تواند حالا باز همین هم خوب است همین به نام خداوند بخشنده مهربان را بفهمش، الرحمن چیست الرحیم چیست حمد چیست، اینها را باید یاد بگیری.
عرض کنم خدمت تان که پس اگر می خواهید کوچک پرواز بکنی، غذای کوچک بخور عیب نداره ولی فارسی بخوان، فارسی بخوان کیفی می کنی لذت می بری، همین کمیل را بخوان همین توسل را بخوان بفهم چی داری می خوانی نماز زشت است برای ما عزیزان من خواهران برادران، زشت است ما بعد از سالها نماز خواندن ندانیم نماز یعنی چی. ندانیم سبحان ربی الاعلی و بحمده یعنی چی ندانیم سبحان ربی العظیم و بحمده یعنی چی ندانیم تسبیحات یعنی چی. تسبیحاتی که دور خدا گشتن است. تسبیحات برای این گفتند که شما طواف دور خدا بکنی. وقتی من نمی فهمم دارم طواف می کنم دور خدا چه فایده ای دارد. چون این همه مناجات می خوانیم الهی، الهی، الهی. الهی می دانی یعنی چی، الهی ترجمه دقیقش یعنی عزیزم، اگر بخواهی آن محتوا را بگیری بیاری در فارسی یعنی عزیزم، دلبرم، معشوق من، این الهی است. حال شما اینطوری با خدا حرف بزن چند دقیقه ولی حرف بزن ها مستقیم توو خدا. هیچ کس را هیچ حجاب دیگری نباشد. عزیزم، الهی، اینطوری حرف بزن. ببین چه می شوی چه اتفاقی می افتد.
یاد بگیر با خدا چطوری حرف بزنی. خوب ما حرف نمی زنیم ما اصلاً نماز نخواندیم کدام دو رکعت نماز خواندیم کو نماز کو روزه، روزه گفت مهمانی است کو ادراک مهمانی و ضیافت می کنیم. یعنی می فهمیم که در جشن مهمانی هستیم وقتی وارد روزه می شویم اضطراب داریم دو سه روز آخر ماه رمضان که ماه دارد تمام می شود؟ معلوم هم نیست چه کار کردیم یا نه خوشحال هستیم که دارد تمام می شود زودتر جشن بگیریم دارد تمام می شود چطوری هست وضعیت. امام گفتند عید است ما اگر ادراک عید نکنیم معلوم است روزه هایت روزه نبوده عزیز من. قرائت قرآن، قرآن اگر قرائت بشود اگر قرائت بشود کار می کند نماز اگر خوانده شود (تنهی عن الفحشا و المنکر) حتما ً از زشتی و منکر باز می دارد نمی گذارد معصیت بکنی. نمازت نمی گذارد. و شادت می کند فرمود (یا داوود بی ففرح و بذکری فتلذذ) با من شاد باش، از من لذت ببر. خوب کو، ما از لذیذترین موجود یعنی خدا لذت بخش ترین موجود که همه لذتهای عالم قطره ای از لذتی است که خدا خلق کرده مفهوم لذت از کجا آمده از خدا آمده مفهوم زیبایی، مفهوم عشق، مفهوم دلدادگی، از کجا آمده مفهوم زیبایی از کجا آمده، مهربانی، محبت، عاطفه، همه را خدا داده. چرا با خودش که منشأ اش است نمی توانیم همچین ارتباطی برقرار کنیم همه اش با معشوق های موقت زمینی می توانیم ارتباط برقرار کنیم. وقتی نوبت معشوق اصلی می شود و حقیقت مهربانی ، حقیقت زیبایی، حقیقت لذت می شود ما نمی توانیم از حقیقتش لذت ببریم برای چی؟ برای اینکه خراب کردیم. خیلی خراب کردیم. خوب نمی توانیم خراب کردیم نماز نخواندیم قرآن نمی خوانیم قرآن شراب است. شراب مرحوم اقا میرزا علی آقا فرمود شراب مومن است لفظ شراب را نگاه کنید این لفظ های مثل می و شراب و مستی و اینها حالتها در ادعیه هم ما داریم بروید شما مناجات خمس عشر را بخوانید مناجات های امام سجاد را بخوانید خدایا چقدر قشنگ، (ما الست) چقدر لذت دارد خیال بازی با تو. بخدا اینطوری بگوید آدم. خدایا چقدر خوب است من در خیالم با تو صفا بکنم.
تا حالا شده ما در خیال ما لذت ببریم و یک دفعه غفلت بکنیم و مست بشویم کیف بکنیم که در خیال ما خدا آمد. خیلی قشنگ است. ولی کو. خوب نتیجه نداده برای اینکه سیستم غذایی ما غلط بوده پس خیلی وقتها به عنوان اینکه شما مواظب باشید شیطان گول نزند بگوید شما آدمهای بدی هستید گناهکارید عمرت را تلف کردید معصیت کردی جنایت کردی نه. سیستم تغذیه ات غلط بوده برو سیستمت را درست کن اینطوری نیست. بخصوص شیعیان امیرالمومنین اینطوری نیستند همه آدمهای خوبی هستند. اگر شما دخترهای آنچنانی در خیابان می بینید و پسرهای آنچنانی می بینید دشمن نشمرید خدای نکرده اینها را مال این است که غذا نخوردند اگر این غذا می خوردند و غذا بخورند از من و شما خیلی بهتر هستند. کما که ما خودمان در تجربه تبلیغ خارج از کشور داشتیم کسانی از گرد راه می رسیدند همه جور فرقه ای بودند وقتی ده دقیقه پانزده دقیقه گاهی وقتها بیست دقیقه ما غذا می دادیم به اینها می دیدیم که گرفت. کامل گرفت. خیلی ها هستند در این اروپا وآمریکا از من و شما خیلی جلو زدند. برای اینکه غذا خوردند خوب. کی چاق و چله تر و قوی تر است آنی که غذای بیشتری خورده باشد همه ما مثل یک چند قلویی هستیم که به دنیا می آییم بعد از مدت می بینی که این یکی بزرگتر شده آن یکی کوچکتر آن یکی از سوء تغذیه مرد. مشکل ما این است. شما اگر در جامعه گناه معصیت، بی تعادلی می بینید مال این است که سیستم تغذیه غلط است مراکز عبادی ما خوب غذا ندادند سرویس دهی خوب نبوده. توزیع مواد غذایی معنوی و انسانی خوب نشده بله یک جنایت هم خودمان کردیم که تنبلی کردیم غذاهای خوب گیر ما آمده نرفتیم بخوریم. این همه کتاب این همه اساتید الهی این همه اولیای الهی این همه مراکز می و میخانه های که ساخته شده کو کدام ما رفتیم در این میخانه ها یک بار مست بکنیم. یک بار مست کنیم. بابا هر آدمی بی سلیقه ای هر آدم ضعیف ترین آدمها که می روند در مشروب فروشی اگر قرار باشد بخورد چه کار می کند یکبار تعادلش را از دست می دهد مست می کند یکبار دیگر. ضعیفترین آدمها دو بار مواد مخدر بدهی بالاخره معتاد می شود ما می رویم در حرم چند سال است می رویم حرم ولی نمی گیرد ما را. نمی گیرد ما را. می رویم نماز می خوانیم نمی گیرد ما را. روزه می گیریم نمی گیرد ما را جلسات اساتید می رویم نمی گیرد ما را قرآن می خوانیم نمی گیرد ما را یک ذره خمار نمی شویم. یک ذره مست نمی توانیم بکنیم سیستم غلط است. سیستم درست شود آدم مست می کند. می گیرد آدم را. چنان کیفی می کند که فرمود بهشتی ها در بهشت نمی کنند اگر کسی اینجا بتواند لذت ببرد از خدا. اگر کسی ارتباط با خدا پیدا کند. الهی (من ذالذی ذاق حلاوه محبتک ...) امام سجاد می گوید خدایا کی است که مزه ی تو را مزه ی محبت تو را بچشد و سراغ غیر از تو برود ما شراب نخوردیم اگر کسی شراب خورد شراب خورد بعضی ها اخ و اوخ می کنند آی هیروئین بد است های تریاک بد است سیگار بد است قلیان بد است ولی خودش که می رود دو سه دفعه می کشد می بیند که همچنین چیز بدی هم نیست مزه ای دارد بالاخره نمی شود این همه معتاد. الکی معتاد شده باشند گرفتار چی شدند؟ یک لذتی داشته بالاخره گرفتار شدند.
دیدی که شراب شد شما هی بگو شراب نخور حرام است چنین است چنان است نجس است می گوید برو بابا می خورد شما نخور. شما نخور ما می رویم می خوریم. تو نکش ما می رویم می کشیم، حافظ می گوید
من و انکار شراب این چه حکایت باشد غالباً اینقدر هم عقل و کفایت باشد
حافظ می گوید اینقدر عقل و شعور دارم که انکار نکنم شراب را، مگر دیوانه باشم شراب نخورم، تا به غایت ره میخانه نمی دانستم، نمی دانستم میخانه کجاست گیرم نمی آمده .
تا به غایت ره میخانه نمی دانستم ورنه مستوری ما تا به چه غایت باشد
بخور یک ذره، بعد بچش، بعد دیگر مسخره نمی کنی. بقیه ی که خوردند را مسخره نمی کنی. من که شبها ره تقوا شعر را نگاه کنید
من که شبها ره، چون شب مظهر خلوت است و معشوق و مست کردن مال کی است؟ مال شب است. در اروپا سر ساعت شش و شش و نیم هفت، آنجا مثل ایران نیست که دوازده شب مغازه باز باشد می بندند باید بسته شود می گویند در مصرف برق صرفه جویی کنند شش و هفت و هفت و نیم شهر های مختلف ساعت های مختلف می بندند فقط یک جا باز است تا صبح کجا؟ کاباره ها کازینوها مشروب فروشها اجازه دارند تا صبح باز باشند. اصلاً موقع لذت بردن شب است. خلوت با معشوقت.
من که شبها ره تقوا زده ام با دف و چنگ این زمان سر بر ره آرم این چه حکایت باشد
تو می خواهی من را آدم بکنی، می خواهی بگویی دیگر شبها سراغ می و مطرب نرو میکده نرو دف و چنگ نزن، سراغ رقص و اینها نرو، تو نمی فهمیم ما چی می کشیم، ما چی چشیدیم،
من طائر قدوسی ام مرغ گلستان نیستم مست می لاهوتی ام زین می پرستان نیستم
هر دوی شان می خورد، زین می پرستان نیستم.
ماه هست و انجم در برم حور است و غلمان چاکرم خورشید چرخ اخضرم شمع شبستان نیستم
از مهرت ای خورشید جان چون ذره ام هر سو روان مجذوب حسن دیگران ای ماه خوبان نیستم
تو را دیدم دیگر کی را می خواهم ببینم، آخرش هم همان شعر همیشگی بخوانید
گر من فقیرم هر شبی دارم ز یا رب یا ربی جشنی نوایی مطربی کمتر ز سلطان نیستم
سلطان کجا می تواند این عشق و حالی که ما کردیم بکند. بسیجی ها را کی می تواند درک بکند کسانی که می رفت در حال و هوای آنها آن مشروب ها، آن می هایی که آنها می خوردند می خورد بعد می فهمید که بسیجی چی خورده. این خل است مثلاً دیوانه است بلند شده رفته جبهه، هنوز وقت سربازی اش نرسیده یک سال جلوتر رفته دو سال جلوتر رفته دیوانه است رفته شناسنامه اش را بزرگ کرده که ببرندش آنجا. این نمی فهمد که آنجا چی گیرش می آید. دیوانه است ده روز به او مرخصی می دهند می آید در اینجا دو روزش را می گذراند اعصابش خرد می شود چون مواد به او نرسیده دو روز میاید اینجا مواد به او نمی رسد خمار می شود کم می آورد باید در می رفت. می رفت در بیمارستان پای گچ گرفته عصا زنان در رو. چقدر بچه های ما قرار می گذاشتند، خدا رحمت کند محمد زنگنه را، آمبولانس یواش بیارید بگذارید آنجا یک لباس هم موقع ملاقاتی بیاورید برای من خدا رحمتش کند، از پنجره بپرد در آمبولانس یا آمبولانس نه وانت بیاورید پتو بگذارید توش من بپرم در وانت، در می رفتند تا دکتر می آمد می گفت کجاست رفت. چه می دانستید یعنی چی با یک پای قطع شده عصا زنان شب عملیات یک دانه آرپی جی یا یک دانه کلاش بندازی بدوی بروی کجا داری می روی تو. کی می دانست کجا می رود. کی می فهمید کجا می رود. اصلاً این مقوله ی به نام جهاد و وظیفه و تکلیف شرعی اینها و مراحل بعدی فکرشان بود همه شان مست بودند هیچ کس هم نمی فهمید مگر شما الان معتاد ها را می فهمید هی بگو عجب کار کثیفی است کار بدی است او اصلاً در عالم خودش برای خودش خیلی به خودش حق می دهد.
می گوید گرفتار نشدی بگذار گرفتارت بکنم، گرفتارت بکنم، یک خانمی من خیلی به شوهرم انتقاد می کردم که نکش، زشت است گناه دارد چنین و چنان است شوهرم می آید جلوی من می کشید خانه ما هم کوچک بود هی مدتی که کشید بویش به من خورد بعد دیدم عادت کردم خودم بعد نشستم با او کشیدم، خودم از شوهرم بدتر شدم. اینطوری است. ما غذا نخوردیم عزیزان من ما همه مان سوء تغذیه گرفتیم.
پس اصل این است که غذا به تو برسد تو غذای مناسب خودت را بخوری، این اصل است برای همین فرمولی که برایتان گفتیم یکبار دیگر فرمول را بگویم یک صلوات ختم بفرمایید. خوب (القصد الی الله تعالی بلقلوب ابلق من اتعاب جوارح بالاعمال) وقتی می خواهی حرکت کنی پیش خدا با قلبت حرکت کن بهتر سریعتر می رسی تا اینکه بدنت را با عمل به زحمت بیندازی صبح تا شب بیایی در احیا، از ما هم احیاهای آنطوری انتظار نداشته باشید یعنی ما خیال نداریم خسته بکنیم شما را بعداً در جلسه بعد توضیح می دهم غذا که می خواهی بخوری باید غذای خوب بخوری. من الان بیایم اینجا صد بند جوشن کبیر بخوانیم هزار اسم خدا، خوب بعدش چی، بعد از یکساعت و نیم خستگی چه گیرت می آید یک فرمول دیگر بگویم برای این جلسه بس است ساعت بعد خدمت تان رسیدم بحث را تکمیل می کنیم پس یا غذا باید بخوری که فارسی بخور، اگر غذا نمی خوری، نماز برو مطالعه کن، یک ساعت دو ساعت، بعداً گناه داره بعداً ما نمی توانیم جواب بدهیم که ما نماز را نفهمیدیم، چون دروغ است همه فرشته ها می گویند دروغ گفتی همینطوری نیست که بروی بیایی آمرزیده شوی آخر، تکانی نخوردی تو، کدام غذا، یکبار شما بروید نماز جمعه برگردید تمام گناهان کل هفته ات را می بخشد خدا، شما یک بار می روی نماز جمعه بر می گردی دقت کردی چقدر شادی، این شادی نشان می دهد که آن نماز نشسته به بدن تان می فهمید شما. غذا بخورید فارسی. وقت بگذارید مطالعه بکنید نوار هست گوش کنید کتاب هست بخوانید بروید رشد بدهید کوتاهی نکنید که معصیت بزرگی است. بیشتر از این که بخواهید خسته کنید خودتان را با عمل و عبادت و گریه و بالا و پایین پریدن فکرتان را کار بیندازید. این یک.
حرکت به سوی خدا با قلب رساننده تر از زحمت انداختن بدن است با اعمال نمی خواهد خودت را اینقدر خسته کنی این یک. دو؛ این را بگویم و خاتمه بدهم بحثم را عزیزان من غذا خوردن روح مثل غذا خوردن جسم است فکر نکنید الان ما اعلان کردیم امشب ساعت نه شب تا سحر برنامه داریم این مال یک کسی است که می خواهد غذا بخورد خوشش می آید بنشیند توجه فرمودید برای همین هم گفتیم یک اتاق باشد آنجا باید بروید بخوابید زوری نگه ندارید چون آن خواب عبادت است برای تان. کی گفته بیایی این جا بنشینی روی زمین دو زانو اینطوری خسته نکنید خودتان را نه. مگر شما سر سفره می خواهی غذا بخوری در خانه می خواهی غذا بخوری بیرون غذا می خوریِ غذای جسمت چطوری است مگر همیشه چلوکباب می خوری همیشه مرغ می خوری نه امروز سبزی بخورم نان و پنیر بخورم سوپ بخورم. همانی که باید بخوری در غذاهای معنوی ات انتخاب کن نگو که احیا است پس من باید هزار مرتبه جوشن کبیر بخوانم صد رکعت نماز بخوانم ماه رمضان است من باید با فلان خانم و با فلان آقا مسابقه گذاشتیم هر کدام باید مثلاً اینقدر ختم قرآن کنیم نکن ختم. علی علیه السلام می فرماید سوره را شروع می کنید همّ تان این نباشد که خودتان را تا آخر سوره برسانید ولش کن. آقا من از یک سوره بقره چقدر قسمتم است چقدر کیف می کنم ارضا می شوم چقدر؟ ده آیه، مست می شوم، بس است برو کنار. بروالان بنشین تلویزیون نگاه کن برو در خیابان قدم بزن، جلسات اینجا آزاد است یعنی هی نیایید فکر نکنید که حالا بنشنید تا سحر دو زانو بنشینید پذیرایی شدید ما مخصوصاً گفتیم آن طرف آبدار خانه بزنند برای شما که شما بدون اجازه بدون که بخواهی رعایت بکنی هر وقت دلت خواست بنشینی آنجا خواستی چای برداری چای بردار بخور میوه بردار بخور برو در خیابان قدم بزن، دو ساعت بس است همان دو ساعت را بخور در غذای معنوی بدترین کار این است که برنامه بگذاری برای خودت، بگویی من برنامه دارم حتماً سر ساعت باید زیارت عاشورا بخوانم آن زیارت عاشورا که تو بخواهی تودر سر ساعت فلان بخوانی ممکن است زهر باشد برای تو و کاملاً ترا خراب بکند.
آقا نمی توانیم بخوریم الان من عسل نمی توانم دوست دارم غذای ترش بخورم چی میل داری چی کیف دارد برایت. برای همین هم است مفاتیح را که گذاشتند مفاتیح سفره است دستورالعمل نیست که شما باید حتماً آن را انجام بدهی سفره است یعنی از این سفره مطابق میل خودت غذا انتخاب کن غذایی که کیف می کنی انتخاب کن، غذایی که کیف می کنی آقا من یک دعای ده خطی خوشم آمده این دعای ده خطی خیلی کیف می دهد برای من همان را بخوان کی گفته به تو که ابوحمزه بیست و خرده ای صفحه را بخوانی غذای تو نیست ابوحمزه بعضی ها هستند آدمهای خیلی پرخوری هستند قنوتش یک ابوحمزه را سر می کشد راحت. ما داشتیم قنوتشان دعای کمیل می خواندند سجده های طولانی شب تا صبح گریه. چون توان معشوق را دارد. همچین کاری آقا تو نداری عزیز من تو شیر بخور فعلاً. بعداً یک مدت که شیر خوردی ذائقه ات عادت کرد بیسکویت هم اضافه کن به آن بیسکویت بزن توی شیر له کن بخور. مثل بچه، کودک را ما چطوری پرورش می دهیم بزرگ هم اینطوری باید غذا بخورد کی گفته که کتاب از فلانی الان کتاب است مثلاً آقا میرزا علی قاضی فلان شب هزار مرتبه انا انزلناه می خواند جوان است 17 و 18 ساله است رفته آنجا هزار مرتبه و گردن درد و آرتروز و کی گفته که بروی این کار را بکنی. من می خواهم آقا میرزا انصاری یا حاج آقا میرزا ملکی تبریزی این طوری عبادت می کرد نه هیچ کس نباید در مختصات یک کسی دیگر قرار بگیرد هیچ کس نمی تواند بگوید من اینطوری غذا می خورم تو هم باید اینطوری غذا بخوری. حداقلها بله. نماز هفده رکعت بله این واجب است. 50 آیه قرآن این لازم است. 50 آیه قرآن در هر روز حتماً باید خوانده بشود. این مقدار مفهوم و ترجمه و قرآن بخوانید که بفهمید غذا باید فهمیده شود یک نماز جمعه ای یک مثلاً کم حداقل در برنامه هایی که من نوشتم برای همه شما، آن برنامه ها حداقل هایی که باید باشد که اگر نخورید حتماً سوءتغذیه می گیرد را من نوشتم، ولی بیشتر از آن حتماً باید جذابیت داشته باشد دقت کردید حالا امشب آقای شجاعی این بحث را انتخاب کرده من اصلاً از این بحث خوشم نمی آید بروید در تلویزیون روشن کن این همه اولیای خدا در آن صحبت می کنند حاج آقا میرزا اسماعیل دولابی را نگاه کنید شما ساعت هفت کیف کنید در بهشت آقا میرزا اسماعیل با او حال می کنیم او نیست آقای جوادی آملی او نیست یک ولی خدای دیگر. این همه اولیای الهی دارند می آیند در تلویزیون به برکت صدا و سیمای جمهوری اسلامی، در بین مردم شناخته شده هستند موقعی که تلویزیون نبود و ما چطوری اولیای خدا را میشناختیم.
خوب این همه در اختیارت است برو آنها را حال کن کی گفته برو در مسجد 7 ساعت 8 ساعت نه. در خانه تان تلویزیون روشن کن غذای خودت را بخور. با هیچ کس کاری نداشته باش. با هیچ کس آقا رفتیم حرم حضرت عبدالعظیم چطوری حال کنیم کی چطوری حال می کند ببین چطوری حال می کنی خودت. این همه سفره افتاده من بابا دیشب مرغ خوردم پریشب جوجه خوردم پس پریشب هم برگ خوردم الان کشک بادمجان می چسبد خیلی وقته نخوردیم الان آبگوشت می چسبد آبگوشتت را بخور تو. قرآن سوره ی یک خطی دارد، چهار آیه ای دارد 286 آیه ای هم دارد ذائقه تو چی می طلبد یک سوره است اگر بخوانی کاملاً کسلت می کند اصلاً نرو سراغ این سوره که کسلت می کند بعضی از سوره ها خطرناک است برای انسان، بی موقع برود سراغش. مثل بعضی از اذکار است هر ذکری را نباید شروع کنی فلان آقا ذکری را می گوید ما هم بگوییم نگو این ذکر را اگر بگویی بدبخت می شوی. نگو این ذکر را خوراک تو نیست ذکری که تو با آن حال می کنی احساس رشد می کنی احساس شادی می کنی قشنگ به حالت می آید تغذیه است ولی حالا رفتی جایی که تغذیه نیست کوفت شد ناامید شدی دلسرد شدی حالت گرفته شد این غذای تو نیست. برو غذای خودت را بخور خدا برای همه ما غذا گذاشته غذای شیرین. می چسبد هر کتاب را نندازید زیر بغل تان، این کتاب مال طلبه سال پنجم است دست تو چه کار می کند.
هی می خواهی گندگی کنی مثل بچه ها کوچولو ها چادر مادر شان را می گیرند سرشان می کنند دو متر از آن طرف دارد اضافه می آید ما به او می خندیم که کار با نمک کرده ولی این چادر در قواره این بچه نمی آید بچه فسقلی پسر بچه دو سه ساله ادای بابا را در می آورد یک چوب سیگار می گذارد اینجا کفشهای بابا را می پوشد کلاه بابا را می پوشد، نمی چسبد این که غذای تو نیست تو بیا ببین غذای تو کدام است همان را بخور ادا هم در نیار نمی خواهد ادای آیت الله بهجت را در بیاوری بروی آنجا بایستی اینجوری مثلاً. آیت الله بهجت خشوع و خضوع ذاتییش است، دیگر بعد 70 80 سال شده، تو که این سیر را طی نکردی، مثل آیت الله جوادی آملی درس نخواندی، اساتید آنجوری نداشتی، حضرت علی نبودی در نجف، آنی که بودی غذایت را بخور، بعداً شما هم شاید مثل این بزرگان مرحوم خیاط شدی، ولی ادا درنیاور، آنی که می توانی بدون ریا و حقه بازی و بدون شیله پیله، آنی که می توانی بخوری، همان باش، ادا درنیار. چون خراب می شوی، در لباس پوشیدنت هم باید دقت بکنی، لباسی را بپوش که باید بپوشی، شانت است، در لباس گندهتر ها نرو، ظرفیتش را نداری، میروی در لباس بزرگترها، توجه فرمودی؟ خراب می شوی، عبا کی بیندازند روی دوشت، موقعی که عبا غذایت است، تسبیح کی میگیری دستت، زمانی که باید بگیری، انگشتر عقیق کی میکنی دستت؟ زمانی که باید دستت بکنی. یک وقت می بینی انگشتر عقیق میکنی دستت، میبینی حالت را خراب کرد همین انگشتر عقیق، تسبیح هم دست میگیری، حالت را خراب کرد، یک عمرهی بیموقع رفتی به جای اینکه بهتر بشوی بدتر شدی، کربلای بی موقع رفتی، قسی القلب برمیگردی، روی همه چیز عزیز من دقت کن برایت غذا باشد، رشد بیاورد والا صور مقدس خیلی زیاد است، مثل غذاهای مادی، همه چیز را نباید بخوری، هرچیزی هم خوب نیست برایت. خیلی هم صحبت کردم ببخشید خسته تان کردم. مقدمه طول کشید، ان شاءالله ساعت بعد می رویم سراغ فرمول های اصلی. والحمدالله رب العالمین.