جلسه 187 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
187
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
3
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 187 - انسان‌شناسی (قم)

انسان شناسی (قم) 11/3/1395

خوب بحث شخصیت شناسی مومن رو دنبال میکنیم باز تاکید می کنیم که وقتی میگیم مومن یعنی یک گزینه در کنار سایر گزینه های زندگی نیست .گزینه ایمانی یک گزینه که شخص میتونه در کنار دیگر گزینه ها انتخاب کنه نیست گزینه مورد تایید خداوند برای زندگی ایمانی است .واساسا غیر ازمومن انسان نیست ...والعصر ان الانسان لفی خصر الا الذین آمنو :فقط مومنین هستند که اهل خصران نیستند.فقط مومنین حیاط انسانی با باطن انسانی دارند غیر مومن اساسا از حیاط انسانی بهره مند نیست این قسمت از سوره انفال میفرماید یا ایها الذین آمنو استجیبو لل ولرسول اذا دعاکم لما یحییکم : اجابت کنید خدا ورسول را موقعی که شما را دعوت میکنند به چیزی که اون چیز به شما حیاط میدهد.این حیاط حیاط انسانی وایمانی است که در سایه خدا ورسول بدست میاید یعنی فقط مومنینی که اهل اجابت الله و رسول هستند به این حیاط نائل میایند. «استجیبو لله ولرسول اذا دعاکم لما یحییکم» .به اون چیزی که به شما حیاط میده .خوب ما در جایی که اجابت خدا ورسول هم نیست آدم ها دارند زندگی میکنند در عرصه های مختلف زنده هستند اما حالا به قول قران یا ححیاط جمادی دارند یا کمتر از جماد یا گیاهی دارند یا حیوانی .اما حیاط طیبه و حیاطی که خدا برای انسان میپسنده وانسان برای این حیاط آفریده شده فقط حیاط ایمانی است .فقط مومنین هستند که از حیاط ایمانی برخوردار هستند وسعادت دنیا وآخرت رو بدست میارند .بنا براین وقتی داریم شخصیت شناسی مومن رو میگیم این یک گزینه کنار دیگر گزینه ها نیست تنها تایید خداوند تبارک وتعالی حیاط انسانی است .فرمایش امشب رو از وجود مبارک امام صادق عرض میکنم که میفرمایند: المومن لهو قوه فی دین : مومن در دین قدرتمند است بخاطر این که مومن با بصیرت دین خود رو انتخاب کرده اینجا باز به اون تفکیکی که قران بین مسلمون ومومن قائل هست میرسیم که فرق هست بین مسلمون ومومن بین اسلام وایمان .ایمان وقتی هست آرامش داره سکون در شخصیت انسان میاد.ایمان یعنی اون چیزی که از خدا به من رسیده پسندیدم وقبولش دارم دیگه خجالت نمیکشم که در یک جا مومنانه زندگی کنم چه داخل کشور چه خارج کشور .این جور نیست که در قم یه جور زندگی کنم برم کیش یه جور دیگه میشم برم دبی یه جور دیگه میشم .یه کسی که در شرایط اقلیمی ظاهرش لباسش منطقش تغییر میکنه مومن نیست مومن یعنی باور داره دین واون چیزی که بهش داده شده وبر اساس سبک زندگی معصومین است بهترین سبک زندگیه وهیچ کس وجود نداره که بتواند سبک زندگی بهتر از سبک زندگی خدا به ما عرضه کنه ....سبقت الله ومن احسن من الله سبقه :هیچ رنگی بهتر از رنگ خدا وهیچ سبکی بهتر از سبک زندگی الهی برای ما وجود تداره ...ومن احسن من الله حکما :چه کسی از نظر آیین از خدا بهتره مومن این رو قبول داره بنا بر این خجالت نمیکشه که یجا ظاهر دینی داشته باشه یه جا ریش بزاره یجا بتراشه یه جا حجاب رو رعایت کنه یجا رعایت نکنه با حذب الهی و مذهبی ها میشینه یه جوره با فاسقین وطاقوتی ها هم میشینه مثل اونها میشه .مومن اصلا اون طور نیست که رنگ عوض کنه یکجا خجالت بکشه نماز بخونه یا از دین وآیین ومذهبش دفاع نکنه .مومن یعنی قلبش امنیت پیدا کرده از اون چیزی که بهش داده شده.قران کریم در توصیف نبی اکرم صل الله میفرماید:آمن الرسول بما انزل الیه ...پیامبر به آن چیزی که بهش داده ایمان داره شاید درنگاه اول تعجب آور باشه که چرادرمورد پیامبر این رو گفته ولی وقتی انسان درعمل وارد میشه میبینه که این کار سختی هست یعنی انسان باور کنه اون چیزی که از خدا بهش نازل شده حق است این تعبیری است که قران میگه وتردید پذیر نیست برا همین هم از شروع ارتباطش با مردم نفی تردید میکنه میگه ذالک الکتاب لا ریب فیه ...این باشرط لاریب فیه :هدی للمتقین .ولی کسی که در قران تردید داره در آموزه های الهی تردید داره در فقه شیعه تردید داره در دستورات دینی تردید داره تزلزل پیدا میکنه این دیگه هدایت نمیشه تو زنداری بچه داری در کار اجتماعی سیاسی در اخلاقیات خودش دائما تردید داره یه موقع حذب الهی داغ داغه یه موقع سردسرد میشه یه موقع هست میانه هستیبار کسل میشه یبار فعال میشه یا خنثی میشه ...حالت های زیادی پیدا میکنه اما یه کسی که تردید نداره این تردید ها رو از خودش دور میکنه باور داره که این آیینی که به او رسیده بهترین آئینی هست که میتوانسته به او برسه دیگه شک نمیکنه ودر هر شرایطی دین خودش رو داره محکم هست تزلزل پیدا نمیکنه وسوسه ها روش تاثیر نمیزارند نه تردید فکری پیدا میکنه نه تردید عملی همیشه ثابط هست یک جا هیچ وسوسه هیچ وسواس خناثی هم روی او تاثیر نداره برای همین هم دین داریش قوت داره مومن لهو قوه فی دین قدرتمند هست تزلزل نداره تا چهار نفر حرف بزنند تردید کنه شک کنه هم نوای اون ها بشه یا خجالت بکشه از این که دینش رو اظهار کنه.بگه حالا این جا جوش نیست میریم خونه نماز میخونیم یا تو حجاب و...مومن قدرتمند هست چون با بصیرت انتخاب کرده و با معرفت انتخاب کرده لذت میبره وپز میده با دینش افتخار میکنه و اون رو یک مایه آرامش شادی وشخصیت میدونه .اگر شما تا پات به دانشگاه باز شد حالا آدم هایی داریم که این جا آدم های خوبی هستند توی قم مشهدو...تا پاش به دانشگاه باز میشه دیگه خودش خودش رو باور نداره خوب نیست این طوری .در یک محیط آن چنانی میرسند میگن حالا بهتره این جا لباس روحانی نپوشم بهتره نگم طلبه هستم اگر بگم طلبه هستم همه میگن اه اه اه ....فلان واینها مثلا یه چیز دیگه بگم یا مثلا نگم بابا جانباز هست یا سپاهی هست .تا میرسه به اون جایی که اسم واقعی خودم رو که مثلا زهرا هست بگم اسم من شادی هست.بجای این که اسم بچه هایمان رو از اسامی بزرگ ترین ادم هایی که خدا خلق کرده بگذاریم میگردیم دنبال اسم از جمادات حیوانات وگیاهان اسم انتخاب میکنیم .برای انسانی که شایستگی جانشینی خدارو داره ...ان یجعلنی فی الدنیا والاخره ...میان اسم عجق وجقی انتخاب میکنن برای بچه هاشون میگن این کلاسش بیشتره .آدمی که بی کلاسی میدونه اسم اهل بیت رو برای خودش وبچه هاش معلومه که تزلزل در ایمان داره این ضعف دینی داره.حالا در آمریکا که اسم گذاری میکنن بچه هاشون رو نگاه کنید این مستند محمد علی کلی رو نشون داد تلوزیون هرچی صداش میکردند ...کاسیوس یا کلی میگفت نه من محمد علی هستم اسرار داره بگه من مسلمانم اسرار داره بگه اسمم محمد علی است .ماها نه تزلزل داریم یا مثلا میخواد عروسی برای خودش بچه اش بگیره میفهمه که این گناه است که مختلت باشند زن ومرد وفسق وفجور داره وانجام میده این لهو قوته فی دین نیست .دین سید الشهدا رو هر وقت بخواد تف میکنه میندازه بیرون .شده یک حالت سکولاریسم میگه تو حالت های شخصی خودم خوبه نماز برا خودم میخونم روزه میگیرم مشهد میرم مکه میرم اما یک امر شخصی هست.مارفتیم حج یک گروهی از هنرمندان اومدند درکلاس ها همه بی حجاب گفتیم این ها حتما تحت تاثیر قرار میگیرند حاج اقا یه چیزی میگه درست میشه ددیدیم در هواپیما میریم به خانه خدا نه همون حالت قبل رفتیم مدینه همون حالت بودند ...این حج های این طوری هستند خوب ما چقدر آدم داریم رفتند حچ اما اعتقادی به احکام دین ندارند تازه میگه من اعتقادی به خمس ندارم چون میخام برم حج برای اون که مالم گفتند باید حلال باشه اومدم بعد شصت سال خمس بدم .لهو قوته یعنی تمام دین رو دربست قبول دارم نعمن به بعض ونکفر به بعض نیست بعضیاش رو قبول کنم بعضیاش رو قبول نکنم .شخصیاش خوبه قبول میکنم ولی اجتماعیاش خوب نیست مومن باید همه دین رو قبول کنه وافتخار کنه واعلام هم کنه دینش رو .نه این که مثل بعضی ازشخصیت های روحانی ما که تا میرن یه کشور خارجی چشمشون به خارجی ها میوفته از دین خودشون پشیمون میشن یا میخان دید رو خلاف اون چیزی که هست نشون بدن که اون ها هم خوششون بیاد سکولاریسم از این جا میاد .خوب وهضم فی دینه ...گفتیم مومن در حالی که نرم هست ...یادتونه یه فرماش از پیامبر داشتیم که حینن لینن حتی تخالفو فی دین احمق ...مومن نرم هست تا جایی که دیگران فکر میکنند این احمق هست این که دیگران چی فکر میکنند مهم نیست اگر برات مهم باشه دیگران چی فکر میکنند دچار شرک میشی با بقیه کاری نداره ولی مومن در حالی که نرم هست خیلی ادم محتاط وعاقلی هست ممکن هست که به دیگران این طوری نشون بده چون روایت داریم که لاعقل کالتجاهل هیچ عقلی مثل تجاهل نیست میفهمونه که حواسم نیست اما اونور قضیه کاملا هوشیار هست و تعهارف نداره در دین واحساسات روش تاثیر نمیگذاره ولو این که کسی بهش بر بخوره مومن هوشیار هست در حالی که نرم هست اگر کسی دعوت به کار حرام بکنتش تعارف نداره براش مهم نیست کسی ازش ناراحت بشه .ساحت خداوند وفرشتگان براش مهم تر است تا این که دیگران چی فکر میکنند که بگه نه الان زشت ناراحت میشوند و...فقط نظر خدا براش مهم هست.ما تو این مملکت داشتیم که امام به بعضی از مراجع گفت ساده لوح سرت کلاه میزارند درست خوبه فقط به درد درس دادن میخوری هضم نداری عقلانیت نداری سرت کلاه میزارند منافقین میریزند توی خونت پول بیت المال رو میدی به منافقین میشه مرجع تقلید هم این طوری باشه.یعنی مومن ایمانش با یقین همراه هست اگر ایمان داره اطمینان داره.دلی که داده بصیرت هم همراهش هست .ما خیلی آدم ها داریم خوش دل هستند چون مومن این طوری هست (قره کریم ) گرایشات معنوی داره عاشق اهل بیت است مضاهر دینی رو دوست داره گاهی وقت ها تردید داره شک داره یقینی کار نکرده اما دین از ما میخاد که آمن الرسول بما انزل الیک .علی بصیرت : من بر بصیرت دعوت میکنم دیگران رو ادعو علی بصیرت : دعوت بر پایه بصیرت است . مومن اهل مطالعه است اهل سوال است نمیزارهشک وتردید در دلش ایجاد بشه خودش رو به یقین میرسونه با صحبت با کارشناسان با استحکام هم قدم بر میداره این حالت مومن هست .وحرص فی فقه : در فهم دین حریص است فقه یعنی فهم .جانور فربه شود از راه نوش آدمی فربه شود از ره گوش.مومن در شناخت دین وفهم دین حریص است .منبر رو دوست داره سخنرانی دوست داره محضر علما رو دوست داره در ماه رمضان در دعای ابو حمزه ببین امام سجاد (ع) به خداوند میگه که لعلک فقدتنی من مجالس العلما : اگر من از چشم تو افتادم وحالم بد شده شاید تو دیگه من رو تو مجالس علما نمیبینی.مومن عاشق مجالس علما است فراری نیست از مجالس علم به شنیدن به یاد گیری بسیار حریص است .چرا چون مصیری که باید طی کنه برای آخرت باید با علم باشه : لکل شئ طریق وطریق الجنته العلم ...برای هر چیزی راهی هست وراه بهش علم است .مسلمان جاهل به بهشت راه پیدا نمیکنه اینقدر بده که یک مسلمان اگاه به دین وبصیرت به دین نباشه ...لیت سیات علی رئوس اصحابی حتی یتفقه فی الحرام والحرام ...امام صادق فرمود ای کاش با تازیانه بزنند به سر اصحاب من ولی این ها حلال وحرام دینشون رو یاد بگیرند .میارزه که آدم بره سختی بکشه ذلت بکشه ولی دینش رو یاد بگیره .هجرت کنه بره تو شرایط سخت فقط دینش رو یاد بگیره پول بده تازیانه بخوره بره دینش رو یاد بگیره .لعوتی تو بشابن من شبان النشیب علی ان یتفقهو لعددتم.اگر یک جوان شیعه رو ببینم که تحقیق در فقه دین نمیکنه ادبش میکنم .لضربته : میزنمش امام شیعه داره میگه جوان شیعه که دینش رو بلد نیست از چشم خدا میافته از چشم پیامبر میافته .قران کریم می گوید روز قیامت از مردم می پرسند آیا ما به شما عمر ندادیم که اگر بخواهید متذکر بشید متذکر بشید حضرت فرمود توبیخ لبن ثمانیه .این یک جوان هجده ساله است که خداوند توبیخش می کند که تو سه سال وقت داشتی پس از تکلیف بارت رو می بستی. در این سه سال چه کردی؟ از نظر امام یک جوان هجده ساله باید دینش رو کامل بلد باشه . عقایدش رو یاد گرفته باشه اخلاقیاتش رو بلد باشه و فقهش رو هم بلد باشه. خدا توبیخ می کند. لذا امام صادق (ع) فرمود لست احب عن عرب شاب منکم الا قدیا فی حال . دوست ندارم یک جوان شیعه رو از شما ببینم مگر اینکه در یکی از این دو حالت باشه اما عالما او تعلما یا عالم باشه یا در حال یادگیری دینش باشه. وان لم تفعل فرتا واگر این کار رو نکنه کوتاهی کرده . وان فرته ویع واگر کوتاهی بکنه خودش رو ضایع کرده. استعدادهاشو و دینشو . و ان ضیع اصم و اگر ضایع کرده کناه کرده .وان اصم سکنن نار و اگر در اثر جهالت گناه کنه در آتش است. از نظر دین ندانستن جرم است. پدر و مادر ها یادشون باشه کیف نکنند بچه هاشون دکتر و مهندس شدند حواسشون باید باشه بچه هاشون باید دینو بشناسن. دختر دکتره پسرم مهندسه نمی دونم استاندار شده فرماندار شده آیا دینو و حرام وحلال رو می شناسه. آیا با فقه آشنا هست با رساله آشنا هست ؟مرجع تقلید داره اخلاقیات رو می شناسه عقایدش درسته این وظایف پدر و مادر . وظیفه شرعی پدر و مادر این است که دین رو به بچه هاشون تعلیم بدن. واین زمی نه ها رو برای بچه هاشون فراهم کنند. و حضرت قسم هم می خورد و می فرماید چنین جوانی ساکن جهنم می شود و الذی بعث محمد بحق قسم به کسی که پیامبر را به حق مبعوث کرد که این جوان جهنمی می شود. این امام ماست که اینقدر صریح داره میگه. لا خیر فی من لا یتفقهوا من اصحابنا هر کدام از شیعیان که دین فهم نیست تنبل و بی حوصله است و نمیره دینشو یاد بگیره خیری درش نیست.شیعه ی بی مغز شیعه بی فکر. لذا امام زمان فرمود لقد آذانا جهلا الشیعه وحمقاعهم شیعیان جاهل و احمق ما رو عذاب می دهند. رفتار هاشون کارهاشون همه چیزشون ما رو آزار میده. پس مومن در یادگیری دین حریصه. می بینی زبان بلده دانشکاه میره پول دانشگاه رو میده کلاس میره برای امتحانات هم خوب درس می خونه اما یک برنامه راجع به زناشویی بش دادیم یک برنامه راجع به تربیت بش دادیم راجع به کنترل فکر بش دادیم یک برنامه مثلا راجع به مشکلات اخلاقیش بش دادیم بعد از شش ماه آمده میگه نرسیدم کار داشتم وقت نکردم نمی دونم گرفتار بودم .درس داشتم اینها هیچکدام عذر نیست. این ها همش حرف مفته.آقا تو زن داری بچه داری داری بچه دار میشی داری آدمو از پیش خدا می کشونی اینجا در رحم زنت تا در رحم خودت ای خانم باید قبلش فکر می کردی و مسائلش رو یاد می گرفتی باید انعقاد نطفه رو یاد می گرفتی باید تقویت ژن رو یاد می گرفتی. باید می آمدی برنامه می گرفتی دوران قبل از بادرداری ماه اول تا نهم ما همش برنامه داریم می دیم به عزیزان .دوسال شیر خوارگی پنج سال بعدی هفت سال دوم هفت سال بعدی . اینها قائده داره. همینجوری که نمیشه. دیمی. بی حساب و کتاب. این بچه روز قیامت یقتو می گیری .میگه اصلا بی خود کردی که آمادگیشو نداشتی منو به زمین دعوت کردی .برای چی پدری بلد نبودی منو به زمین دعوت کردی برای چی تو مادری بلد نبودی منو دعوت کردی به زمین. لذا قران می فرماید در روز قیامت اعضای خانواده از هم شکایت می کنند. یوم یفرل مرع من اخیه و امه وابیه و صاحبتهی و بنیه اونجا در قیامت تو نمیتونی بگی من طلبه بودم وقت نکردم مسائل زن داری شوهر داری بچه داری نمی دونم تربیت فرزند رو یاد بگیرم داشتم مجتهد می شدم.داشتم مهندس میشدم دکتر میشدم استاد بودم.رئیس جمهور دودم .دوسال دیر تر دکتر میشدی این واجب دینت است.بهجایی بر میخورد دوسال دیر تر .من الان از شاگر دای خودم ار رئسای دانشگاه هستند یکی دو تا هم نیستند .ده ها نفر از شاگردان من از روئسای دانشگاهند وهزاران دانشجو دارند زیر نظرشان درس میخونند .زیادند خوب این آقا بیست دانشگاه بعضی پنجاه دانشگاه عضو هیئت امنا شون هستند ودخالت دارند کتابهاشون کتاب درسی دکترا است ولی میگه ما سه ساعت در روز برای برنامه های شما میزاریم در روز چطور اون رئیس دانشگاه میرسه مجتهد میرسه اونوقت توی جوجه میگی من وقت ندارم .این دیگه تنبلی است .اینه که امام صادق فرمود کلید همه بدبختی های ما در دنیا دو چیزه .تنبلی وبی حوصله گی.من چقدر خانم های خانه دار دارم دو قلو سه قلو دارم به برنامه هاشون هم میرسند .نگو من با یه بچه نمیرسم .الان من چند تا خانوم دو قلو سه قلو دارم که یک فضای مجازی مذهبی رو میگردمنند.خودشون تو فضای مجازی صدها نفر رو هدایت میکنند .پس دیگه بهانه نیاریم .مومن در آموزش دینش محکم است وقت میزاره برای آموزش مسائل دینی اش در سه سطح فقه( مسائل دینی واحکام )فقه اوسط (اخلاقیات) وفقه اکبر (معارف)وقت میزاره .مومن عشقش یادگیری است.این یه نکه که وظیفه است نکته دوم درجه است درجه انسان در آخرت براساس معرفت انسان است.هرچه انسان در دین آگاه تر قدرتمند تر پاک تر درجاتش هم بالا تر است اصلا مومن تنبلی تو شناخت دین ومعارف دینی نمیکنه .شیته معارف دینی است . پیامبر فرمود من مات فقط قامت قیامته : مردی قیامتت شروع میشه .این پنجاه سوال شوخی نیست باید یاد بگیری .خوب این که وظیفه است .حالا درجات ...یکی از اولیای خدا میفرمود من یه شب خواب دیدم .من مردم من رو بردند بهشت همین جوری درجات بهشت رو به من نشان میدادند میگفتند این درجات شماست این درجات شماست .بعد یک جا نگه داشتند گفتند خوب تموم شد .همین که به من گفتند دیگه نمیتونی بالا تر بری غصه خوردم .خوب فردا سهم آخرتی ما کم میشود بعدا حصرت میخوری میگی چرا من بالا تر نرفتم.یه شهیدی بود خدا رخمتش کنه خیلی حریص در دین بود پاسداری بود با من هم اود عملیات رمضان شهید شه من خوابش رو دیدم با لباس روحانیت بود از بس دین رو دوست داشت با این لباس بود به من گفت من در دنیا یه جلسه دینی بود همه رو رفتم الا یک جلسه الان دارم حصرت اون یک جلسه رو میخورم میگفت به بچه ها بگید کوتاهی نکنند در یادگیری دین خوب فردای قیامت سلطنت قرانه درجاتت کم میشه اگر قران بلد نباشی حدیث معتبر داریم مومنی که قران خوندن بلد نیست در برزخ معتل میشه تا قران خوندن یاد بگیره دین رو بلد نباشه معطل میشه خوشبختا نه هیچ کدوم از سه فقه دینی سواد لازم نداره همین که گوش کنی یاد بگیری کافیه .این یک تکلیف است که ما باید این ها رو بلد باسشیم .لذا فرمود مومن حریص است در دینش نکته بعدی ونشاطه فی هدی : خیلی زیباست مومن همیشع با نشاطه .برای انجام تکالیف دینی با نشاطه بعضی از افراد هستند تکالیف دینی رو انجام میدهند ولی با سستی انگار که غصه داره حجاب داره ولی با کسالت وسستی.ولی مومن این طوری نیست هرچیزی که از دین داره لذت میبره و با نشاط دین داری میکنه .این جوری نیست که بگه چاره ای نیست دیگه نکنیم میریم جهنم دلم یه چیز دیگه میخواهد .برای همین هم خیلی ها تا شرایط زمانی ومکانیشون عوض میشه به سرعت به رنگ اهل دنیا در میایند .کافیه یه سفر خارجی برره تا به رنگ اونجا در بیاد ولی مومن از دینی که بهش دادند مست است .کفا بی عزا ان اکون لک عبدا :یعنی این عذت بسه نه این که دنبال عذت دیگه ای باشم بخام از آمریکا اسرائیل اروپا منو تائید کنند اون ها هم به من بهبه چهچه بگن اصلا دنبال تائید کسی نیست این عذت برای من بسته....مرام زندگیم رو از کسی نمیگیرم برای من این عذت بسته وکفا بی ففرا ان اکو لک عبدا :برای من این افتخار بس که تو مربی من هستی ومن زیر نظر تو تربیت میشم مومن سر مست از دین داری اش هست خوشحال است از تشیع ورساله داشتن نشاط داره .در اسلام غم وافسردگی هم گناه ومریضی است هم جرم ...الغض مرضه نس آدمی که گریه داره غصه داره مالا دنیا رو میگم به آخرت کاری ندارم غصه های پست من بکا علی الدنیا دخل النار آدمی که برای دنیا دادمیزنه جیغ میزنه بالا پایین میپره این جهنم داره گناه ومعصیت است وهم مریضی است ...احض مرض النفس.غصه برای دنیا بیماری روانی است .مومن نشاطش دائمی است حرص جوش نمیخوره قرصی نیست عصبی نیست .مومن نه نیاز بع روان پزشک داره نه به روان شناس اون جایی که به روان پزشک وروانشناس میکشیم ودر زن داری مشکل داریم دینمون خلل داره ودر شوهر داری ولو الامه دهر باشی به درد نمیوره دینت خلل داره والا قوانین زن داری وشوهر دازی خیلی شفاف هست .میگه چکار کنم از زنم خوشم نمیاد خوب بیخود رفتی خاستگاریش...تورفتی خاستگاری این زن : از قیافش خوشم نمیاد از هیکلش خوشم نمیاد خوب غلط کردی زن گرفتی .چشمت رو باز می کردی .این که نباید قربانی تو بشه امام صادق فرمود :وان لم یکن فی طبعه اظهار العشق ...با همین کلمه اگر زنت در طبعت نیست اظهار عشق واجب است مثل برج زهر مار میاد خونه اعصاب زن وبچه اش را خورد میکنه میگه من از این زن خوشم نمیاد پس تو یک حیوان هستی که اسیر طبع وشهوتت هستی .در خصوصیات مومن داریم که مومن آزاد از طبع وهوسش است .پس تو میخواهی یک کسی باشه که همش به طبع حیوانی تو بخوره بگی من دوستش دارم .حیوانات هم وحشی ترینش هم انسان با طبعش جور در نیاد با این انسان دوست میشه پس اون ها چه جوریه .این که من باید از یک کسی خوشم بیاد تا بهش محبت کنم منطق حیوانی است منطق مسلمانی نیست . ماها معصیت میکنیم میگیم استغفرالله .که استغفر الله غیر از الهی العفو است .الهی العفو یعنی خدا من یک گناهی کردم تونزن منو تنبیه نکن جزا بهم نده اما استغفرالله یعنی خدایا دوستم داشته باش یعنی جبران میکنم یعنی انگار نه انگار که من گناه کردم . شتر دیدی ندیدی. کلمه استغفار خیلی با معناست. ما به خدا می گیم بعد از چهل سال پنجاه سال گناه کردن ما می خواهیم که شما ما رو دوست داشته باشی اهل بیت ما رو دوست داشته باشند. اما تو خودت چطور عرضه نداری زنت رو دوست داشته باشی شوهرت رو دوست داشته باشی خانواده همسرت رو دوست داشته باشی چرا؟ چون با سلیقه ی من جور نیستند. نمی دونم چرا برادر زن من شب عروسیش منو دعوت نکرده با کارت و من یک کینه سنگینی ازش دارم. به به پس تو در واقع خودشیفته هستی عاشق خودتی . آدم ها رو بر اساس میزان هماهنگی با خودت دوست داری . نه براساس میزان قیمتی که داره پیش خدا و اهل بیت. در حدیث معراج خداوند ارزش یک مومن رو به این می دونه که دیگران رو از چشم من نگاه می کنه وبه عشق من دوست داره نه به عشق خودش. یک کسی که به عشق خودش با دیدگاه خودش آدم ها رو می سنجه که دوسشون داشته باشه این حیوانه یک آدم خودشیفته است. یک آدمی ست که گرفتار خودشه. مومن اصلا اینگونه نیستش. خوب شما شاگرد امام صادقی. امام صادق می گه اظهار العشق واجب اظهار عشق به همسری که در طبعت نیست واجبه مثل نفقه.مگر میشه گفت من زنمو دوست دارم بش نفقه نمیدم. بگذریم که خیلی ها نفقه رو هم نمی دن. ظلم میکنند کم می گذارند به زن و فرزند سختی می دهند. اسم خودشونم می گذارند مومن از نفقه تا چیزهای دیگه. بالاخره نفقه واجبه چه شرعا چه قانونا .چطور نفقه واجبه .خوشت بیاد یا خوشت نیاد برا زن وبچه واجب است کم میزارند .همین طور که نفقه واجب است اظهار العشق هم واجب است .اون سه قانون که قانون سه انگشت توضیح دادیم اولی تامین اقتصادی وسطی تامین عشق وعاطفه بزرگه تامین معنویت ودین .این واجب است خوشت بیاد یا خوشت نیاد نداره .وظایف الهی تابع این نیست که من میلم میکشه یا میلم نمییکشه ما عبد آفریده شده ایمما بنده خدا هستیم و در بندگی کسی نمیتونه بگه که من این قسمت رو خوشم نمیاید وقتی میگی ایاک نعبد و ایاک نستعین داری دروغ میگی که از تو قاعده وفرمول میگیرم وقتی خیلی از قوانین رو راحت زیر پا میگذاری خجالت بکش که این رو بگی .گفتیم از نظر قران علامت مومن شادی وآرامش است .اصلا مومن عشق به همسر داره پیامبر فرمود :کل ما اذاد للعبد ایمانا اذ ذاد حبا لله .مومن بد اخلاقی امکان نداره داشته باشه حسادت بد بینی امکان نداره داشته باشه.مومن دور از اخلاق بد است تویی که زن وبچه ات از اخلاقت در فشار هستند توهم برت داشته داری با چهار تا کلاس رفتن دانشگاه رفتن که نمیشه دین درست کرد .باید اون متن خالص فرمایش خدا واهل بیت رو بپذیری پس مومن دین داریش با نشاطه با خنده است با مهربانیه با اخم وتخم دعوا زود رنجی حساسیت وعصبانیت وسختت گیری اصلا همراه نیست وصلاه فی شغله :مومن در سخت ترین شرایط نمازش رو فراموش نمیکنه نمازش اول وقت است .هرکاره ای هم باشه فرق نمیکنه خدا رحمت کنه مرحوم تختی در مسابقه در تمرین هرجا هست اول وقت نمازش رو میخونه پس ورزشکارا نگن ما وقت نکردیم هرکاره ای هستی فرق نداره پزشک ها الان دویست تا از شاگرد های من پزشک هستند .مطب باشه هرجا باشه مگر این که در عمل باشه اگر مطب باشه چند دقیقه اجازه میگیره نماز مغرب یا ظهر را میخونه دوباره مریض ها رو میبینه .حالا سرم شلوغه حالا نمیرسم حالال بزار برای بعد اصلا این جوری نیست در هر شرایطی باشه نمازش رو اول وقت میخونه .با استثناعات کاری نداریم به طور معمول در هیچ شرایطی نمازش یادش نمیره من یادم هست خدا رحمت کند شهدای اسلام رو در یک عملیاتی ما سر اذان خوردیم به دشمن فرمانه ها میخاستن یک جا استراحت کنیم نماز بخونیم بعد بزنیم به دشمن ولی دشمن فهمید درگیری شد بچه ها میدویدند شلیک میکردند درگیر میشدند نماز هم میخوندند چقدر تسلط داشتند که این طور بودند این ها میشوند حجت خدا برای ما.میگه این در جایی که ممکن بود کشته بشه نمازش فراموش نشد حالا از شش روز هفته پنج روز نمازش قضا میشه .مومن این طوری نیست وبله امکان داره شبی خواب بمونه ماهی یک با دو ماه یک بار استثناء دارد .چند تا از شاگرد های من ضمن این که تحصیلات عالیه دارند شغل آرایش گری دارند میگند اصلا جوری تنظیم میکنیم که به نماز اول وقت لطمه نخوره . به امام رضا علیه السلام گفتند یه شخصی هست اگر به اسلام راضی بشه خیلی آدم مهمی است .امام رضا داشت دل اون رو نرم می کرد یک دفعه اذان گفتند حضرت رفت طرف خودشم گفت آقا دل من داره نرم میشه ها حضرت رفت برای نماز .عایشه میگه پیغمبر با ما خیلی صمیمی بود امام به محض اینکه اذان میگفتند با همه غریبه بود شش بار در نماز میگه حی حی حی ... بدو بیا آقا اذان دارند میگن نماز جماعته دوباره داره حرف میزند نباید مومن نمازش را سبک بشماره حضرت فرمود من کسی که نمازش رو سبک بشماره شفاعت نمیکنم .

«و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»