یاعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ (وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ) درباره این آیه شریفه چند هفته مفصل مطالبی را خدمت عزیزان عرض کردیم.@ در تتمه توضیحاتمان این نکته را عرض میکنیم که همانطور که امامت را خداوند تبارک و تعالی عهد میداند یعنی یک میثاق و پیوندی است که هم در درون انسان بسته شده با ولی خدا و خلیفۀ الله هم در خارج بسته شده یک عهدی است که میثاق بسیار غلیظی هست شدید میثاق در نهاد این میثاق گرفته شده.@ بدون استثناء همه ما این میثاقنامه را امضا کردیم با وجودمان با فطرمان در فطرت همه ما هست این را هفته قبل توضیح دادم در بیرون هم که از ما همچین عهدنامهای گرفته شده معصوم حی و حاضر وجود دارد و ما نسبت به او تعهدات و مسئولیتهایی داریم.@ همانطور که قبلاً فرمولی را عرض کردیم که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست یعنی جنین از رحم که میخواهد بیرون بیاید قبلاً باید بداند که خودش را باید برای یک شرائط زیستی ثابت که اسمش شرائط سلامت دنیایی است زندگی دنیایی است تربیت بکند.@ این وقتی به دنیا میاید اگر برای آن شرائط خودش را وفق بدهد که زندگی سالم و خوبی دارد بیدردسر اما اگر خودش را با آنها تنظیم نکرده باشد یا نکند زندگی که خواهد داشت توأم با درد و رنج و عذاب خواهد بود.@ پس ما یک سلسله شرائط زیستی ثابت داریم که اگر افراد خودشان را با آنها بسنجند از نظر بدنی با آنها هماهنگ باشند سالم هستند و لذت می برند. ولی اگر که یک همچین شرائطی را رعایت نکنند و تفره بروند از اینکه خودشان را تنظیم بکنند تطبیق بکنند با آن شرائط اذیت میشوند. زندگی به آنها تلخ میگذرد اگر خودشان را تطبیق دادند خوش میگذرد.@ در مورد روح هم همینطور هست ما یک شرائط زیستی ثابت داریم که اگر روح خودش را با این ریاضیات هماهنگ بکند همیشه شاد خوشبخت و حرکتش به سمت تولد بینهایت تضمین شده است.@ مثال را یک مقدار دقیقتر بگویم گاهی وقتها نطفه در رحمی شکل میگیرد که آن رحم طهارت دارد قوت دارد پاکی دارد تواناییهای زیادی برای پرورش یک جنین و متولد کردن او به دنیا دارد رحم رحم قوی هست سالم قوی و قدرتمند از نظر تغذیه مادی تغذیه معنوی رحم خوب و پاک و قوی هست در اسلام هم به این خیلی اهمیت داده شده.@ نسبت به اهل بیت ما میگوییم(وَ الاَرحامِ المُطَهَره) رحم را خیلی مهم میگیرند برای همین در اول زیارت عاشورا ما میگوییم(اَلسَلامُ عَلَیکَ یَابنَ رَسولِ الله یَابنَ اَمیرِالمُؤمِنین یَابنَ فاطِمَۀَ الزَهراء) یعنی از نظر طهارت رحمی فوقالعاده قوی هست جدای از آن بحث معنویش.@ اگر رحم هر نوع آلودگی داشته باشد به بچه منتقل میشود بچه ضعیف بار میاید امام زمان(ع) رحم ما است امام رحم ماست سالمترین پاکترین و کاملترین رحم است که اگر شما خودت را با این رحم تطبیق دادی و تنظیم کردی از آن میتوانی استفاده بکنی و برای حرکت به سمت ابدیت و تولدت به سمت آخرت خودت را آماده بکنی.@ در واقع وقتی که یک رحم سالم و قوی و قدرتمند وجود دارد وظیفه جنین این هست که بتواند خودش را با این رحم تنظیم بکند و از این رحم استفاده بکند در رحم امامت هست که انسان شبیه به خدا میشود و به هدف خلقتش نائل میشود و هم دنیای خوشبخت و شاد و خوبی خواهد داشت و هم آخرت خوبی خواهد داشت.@ اگر از این رحم بیرون بیاید سقط صورت میگیرد یا نشود کسی از آن استفاده بکند رابطهاش با آن تنظیم نشود شکست میخورد امامت در این آیه میگوید عهد است یک عهدی است که هم از درون و هم از بیرون با ما بسته شده قاعده ارتباط با عهد چیست؟@ این را در اوائل سوره بقره خواندیم که اگر شما با عهد خدا درست برخورد بکنید سعادتتان تأمین است(أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ) شما به عهد من عمل بکنید وفا بکنید من هم وفا میکنم این قاعده است بنابراین میزان خوشبختی سلامت و تضمین حرکت یک انسان بسته به این هست که با این عهد الهی چگونه برخورد میکند یعنی با امامت و امام زمان.@ اگر شما به عهدی که به گردنتان هست از درون و بیرون وفادار باشید یعنی وظائفتان را نسبت به امامتان انجام بدهید خدا هم به آنچه که شایسته شماست عمل میکند و به شما خواهد داد اما اگر رابطه شما با امام زمانتان ضعیف باشد و قطع باشد.@ شما ب چرا؟ چون اصلاً در رحم قرار نگرفتید ارتباط شما با رحم سالم برقرار نشده به جای رحم پاک که امام زمان هست رحم آلوده انتخاب کردید در رحم آلوده هم بچه سالم متولد نمیشود.@ لذا امام زمان بهار شماست(اَلسَلامُ عَلَیکَ یا رَبیعَ الاَنام) بهار مردم ای خورشید ای بهار سلامتی شادابی آرامش این انتسابهایی که ما در ادعیه به امام زمان میدهیم دقت بکنید تضمین شادی و خوشبختی سلامتی و موفقیت تضمین حرکت شما به سمت ابدیت بسته به کیفیت ارتباط شما با معصوم دارد.@ چقدر یک نفر موفق است؟ چقدر آدم خوبی هست؟ چقدر آدم حسابی هست؟ چقدر دارد درست حرکت میکند؟ بسته به این هست که چقدر انتساب به امام زمان دارد چقدر ارتباط با امام زمانش دارد چقدر میتواند از این رحم بهرهبرداری بکند.@ شما به عهدتان وفا بکنید من هم به عهدم وفا میکنم قاعده است اما اگر این ریسمان الهی و عهد الهی را شما به آن محل نگذاشتید رابطهتان با آن تنظیم نبود هر زحمت دیگری بکشید فایده ندارد این عهد و ریسمانی که از طرف خدا آمده با نماز و روزه و حج و خمس و زکات و چیزهای دیگر زمین تا آسمان فرق دارد.@ اصلاً قابل مقایسه نیست با چیزهای دیگر، شما با امام زمان ارتباط داشته باشید در رحم هستی و در رحم سالم، نداشته باشی سقط شدی حالا برو نماز بخوان مثالش را دهها بار زدم با امام زمان بودن مثل در کشتی بودن است در یک کشتی بزرگ و قوی که داری به سلامتی به سمت ساحل نزدیک میشوی.@ ممکن است حالا در کشتی هم چهار تا اشتباه و گناه بکنی آن یک بحث دیگر است ولی در نهایت به سمت سلامت داری میروی اما با امام زمان نبودن مثل این هست که اصلاً گناه نکنی ولو روی یک تخته پاره درب و داغون وسط موج هست معلوم هم نیست به ساحل برسی یا نرسی نمیرسی قطعاً، وسط دریا.@ ارتباط با امام زمان یعنی این بنابراین شما هر چقدر میخواهید تضمین بشود حرکتتان به سمت ابدیت و دنیایتان هم دنیای شاد و آرام و خوشی باشد باید به کیفیت ارتباطتان با حضرت اضافه بکنید او را تقویت بکنید یعنی یک پیوند حقیقی.@ نه دوستت داریم آقا میمیریم برایت حالا یک کاری هم برای حضرت همینطوری انجام دادن نه، اصلاً از صبح که از خواب بلند میشوی برای حضرت نفس بکشی(قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) همه چیزم مال خداست، مال خداست یعنی مال امام زمان است بدون امام زمان اصلاً قبول نیست کسی بگوید مال خداست.@ (فَناءِ فِی الله) یعنی اول تو باید ذوب در امام زمانت بشوی محاسبه تو در قیامت بسته به کیفیت ارتباط تو با امام زمانت هست چقدر با این قاعده برای همین حضرت علی میزان الاعمال است(اَلسَلامُ عَلَیکَ یا میزانَ الاَعمال) قرآن میگوید(إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ) بازگشت مردم و سپس حسابشان بر ماست.@ ما گفتیم یعنی چه کسی؟ گفتیم خدا و اهل بیت، در جامعه کبیره هم داریم(اِیابُ النّاسِ اِلَیکُم وَ حِسابُهُم عَلَیکُم) بازگشت مردم به سوی شماست حساب مردم هم با شماست بنابراین تو الان باید حسابت را با امام زمانت تصفیه بکنی یعنی الان حسابت چطوری است.@ یعنی خوش حسابی با حضرت رابطه خوبی هست کیفیت ارتباطت چطوری است چون وقتی برمیگردی پیش اینها برمیگردی حسابت هم از نحوه ارتباطت با اینها تنظیم میشود اصلاً محاسبه تو براساس این است اگر چیزی به اسم نماز و روزه و زکات و خمس و جهاد و اینها را بررسی میکنند بعد از این قضیه است.@ در مورد نماز فرمودند(اِن قُبِلَت قُبِلَ ما سِواها وَ اِن رُدَّت رُدَّ ما سِواها) اولین چیزی که در نامه اعمال نگاه میکنند نماز است اگر نماز قبول شود بقیه اعمال قبول است اگر قبول نشود بقیه اعمال هم قبول نیست نماز کلید، عمود، ستون، اما همین ستون و کلید و عمود خودش وابسته به ولایت است یعنی به کیفیت ارتباط شما با امام زمانتان هست.@ پس یک کسی باید همیشه در زندگیش بگوید که آیا الان وضعیت ارتباطی من با حضرت چگونه است این را خیلی باید بررسی بکنیم هر کسی باید بگوید ما احتیاج به اینکه یک کسی هم بیاید کمکمان بکند پشتیبانی بکند تأیید بکند نداریم.@ قرآن میفرماید(قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى) بگو من شما را یک موعظه بیشتر نمیکنم(أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى) قیام کنید برای خدا چه دوتایی چه یکی تنها، اینکه یک مؤسسه باشد کمک ما بکند یک کسی بیاید هُلمان بدهد یک کسی برای ما فضاسازی بکند خوب است اگر باشد نعمتی است.@ اگر نبود هر کسی موظف است در حیطه زندگی شخصیش ولو در روستا باشد خارج از کشور باشد وظائفش را نسبت به امام زمانش دقیق انجام بدهد یعنی بداند که نسبت به این امام یک سلسله وظائف دارد که باید خودش را با این امام تنظیم بکند.@ دلش را خوش بکند حزب اللهی است دلش را خوش بکند که محرم آمده صفر آمده ماه رمضان آمده حتی محرم و صفر بدون امام زمان هم فایده ندارد بارها در زیارت عاشورا گفتیم توضیح دادیم کامل اگر کسی عزاداری بکند بدون توجه به منتقم اصلی و اساساً یعنی عزاداری یعنی نزدیک شدن به منتقم اصلی.@ عزادار حقیقی کسی هست که شخصیتاً وقتی وارد عزای امام حسین میشود یا وارد تشکیلات هیئت میشود باید شخصیتاً خودش را به منتقم اصلی نزدیک بکند تا بتواند انتقام بگیرد و الا عزادار نیست حقیقتاً قلبش نسوخته.@ از نظر عاطفی حیوانات هم عاطفه را دارند ما گریه میکنیم برای امام حسین، میکشیم خودمان را، اسب امام حسین هم همین کارهایی که ما میکنیم کرد آنقدر خودش را زد سر جنازه حضرت بالا و پایین زد تا کشته شد اصلاً زد رفت حمله کرد به دشمنان تا کشتنش کشته شد برای امام حسین.@ شتر امام سجاد اینقدر بالای سر قبر امام سجاد خودش را زد و گریه کرد تا همانجا مُرد حالا یک کسی بگوید آقا چند نفر داریم خیلی دیگر طرف آدم باحالی باشد مثلاً فرض بفرمایید واقعاً در یک عزاداری غش بکند خیلی به او فشار بیاید بیهوش بشود نه فیلمی، فیلمی زیاد داریم قرارداد میبنندند مثلاً میگوید من 12:5 بیهوش میشوم من را بگیرید ما داریم.@ من قشنگ یادم هست در بعضی از هیئتها کوچک هم که بودیم این شیطنتها را داشتیم حواسمان بود چه کسی چه موقع غش میکند بگیر من را، افتاد، اینها برمیداشتند این را الکی میبردند بیرون یک آبی هم به سر و صورتش میزدند خدا میداند اینقدر جگرش نسوخته بود.@ شما چند نفر سراغ دارید در شدت عزای امام حسین فراغ یک همچین مصیبتی مرده باشند در عزاداریها، بابا آن شتر حضرت مُرد اسب حضرت اینقدر غیرت داشت که تحمل نکرد این وضعیت را رفت درگیر شد تا کشتنش این کار ماست تازه ما اینقدر هم عُرضه نداریم ما همین اشکش هم بیاید خیلی خوب است.@ ولی ما عُرضه این را هم نداریم قضیه این نیست که ما باید گریه بکنیم گریه کردن که مشکل را حل نمیکند شما باید این ارتباطت با مسئله برقرار بشود در عزاداری یعنی شما باید بروی به این سمت که یک مصیبتی تحمیل شده به امت اسلامی و جامعه جهانی آن مصیبت چیست؟ حذف معصوم از حاکمیت.@ باید این برگردد چه کسی میتواند این را برگرداند؟ امام زمان بنابراین شما زمانی عزادار حقیقی هستید غصهداری واقعاً که به آن سمت بروی یعنی حرکتت به سمت ظهور هدفگیری شده باشد حرکتت کارهایت مسائل اجتماعی اقتصادی سیاسی همه چیزت به این سمت باشد.@ برای همین خیلیها حاضرند برای نمادهای مقدس کار بکنند اما برای محتوا کار نمیکنند یعنی میگوید آقا مثلاً فرض بفرمایید که من صد میلیون تومان دارم میگویم آقا این صد میلیون تومان را بیا برای بسط اندیشه شیعی در جهان سرمایهگذاری بکن کار فرهنگی،میگوید نه من اینطوری دوست ندارم.@ میگویم پس چی؟ میگوید مسجد بسازیم آقا خودشان که مسجد دارند در اروپا که شما میخواهید بسازید مسجد دارند مسلمان که هست اولین کاری که میکنند برای خودشان مسجد درست میکنند.@ ما میخواهیم مسجد بشود تبدیل به گنبد بشود گلدسته ساخته بشود کاشیکاری بشود فرش باشد مثلاً وقف آقای فلانی تابلو بخورد ولی وقتی میگوییم فرض بفرمایید بیایید این را هزینه بکنید مثلاً یک چیزی که چند هزار نفر چند میلیون نفر با امام زمان آشنا میشوند حاضر نیست این کار را بکند.@ شام حاضر است بدهد ناهار چون میخورند افراد شکمشان سیر میشود میگوید این کار خیر است اما اگر بگویی به جای شام و ناهار این همه پولهایی که داری الکی خرج میکنید میلیاردها الکی که نیست به هر حال همه پیش امام حسین ارزش دارند و عزیز هستند ولی کم فایده است.@ تو میخواهی دو هزار نفر را ناهار بدهی دو هزار تا 600 تومان میشود بیا بکن هزار تا کتاب بکن دو هزار تا کتاب هدیه بده به عزادارها که با امام حسین آشنا بشوند نمیفهمد چون هدفگیری اصلاً نشده ما فقط میخواهیم کار خیر کرده باشیم یک چیزی شنیدیم ثواب، باید در نامه اعمال ما نوشته بشود.@ اما دقت نمیکنیم که این ثواب باید ثواب وقتی شخصیت تو را نمیسازد ثواب نیست هدر میرود ثواب باید در روح اثر بگذارد یعنی در ما بماند ثواب باید با هندسه حرکت به سمت ابدیت و هندسه بهشت سازگاری داشته باشد ما اصلاً این کار را نمیکنیم.@ طرف 30 میلیون تومان داده ثواب میخواهد ببرد علامت خریده این معصیت است نیت دارد ثواب بکند کار خلاف هست برای امام حسین هم هست این را نمیفهمد لذا وفای به عهد خیلی مهم است امام، امام زمان عهد الهی است در روایت داریم یدالله است دست خداست شما وقتی میخواهی پیوند برقرار بکنی باید این دست را بگیری.@ حتی ما در معاهدات معمولی هم وقتی که میخواهیم به همدیگر قول بدهیم یک ارتباطات فیزیکی و مادی برقرار میشود مثلاً تولید صوت میگوییم قول دادم این کلمه را میگوییم قول میدهم دو نفر میخواهند با هم محرم بشوند یک عقدنامه با هم میخوانند دو تا آقا میخواهند محرم بشوند.@ مثلاً عید غدیر ما عقدنامه داریم میگوید دو نفر آقا دستشان را بگذارند در دست هم یا دو تا خانم خانم و آقا نمیشود حتماً یا دو تا آقا یا دو تا خانم عقد میخواهیم ببندیم میخواهیم این ارتباط فیزیکی را برقرار بکنیم دستتان را بگذارید در دست همدیگر این عقدنامه اخوت را بخوانید دو نفر میخواهند خواهر بشوند یا دو نفر میخواهند برادر بشوند صیغه برادری و خواهری که الان در اسلام هست ما در غدیر میخوانیم این هست.@ خداوند دستش را دراز کرده میگوید به من دست بدهید اصلاً هم دست بدهید هم بالا میکشانمتان امام دست خداست یدالله است شما ببینید با این پیوند برقرار میکنی یا نمیکنی الان میگویی شما قول میدهی این کار را بکنی میگوید بله میگویی دست بده میگوید نه نمیدهم.@ در یک قول ساده میگوید این کار را نمیکنم بچه پنج ساله شما به شما میگوید بابا اگر من این کار را کردم قول میدهی برای من فلان چیز را بخری میگویی بله میگوید دست بده تو میگویی من نمیدهم بچه چه میفهمد از این دست ندادن میگوید تو نمیخواهی عمل بکنی اگر بله خوب کاری ندارد دست بده.@ بنابراین یدالله است یدالله یعنی تو میایی این پیوند را برقرار بکنی یا نه دست میدهی یا نمیدهی واقعاً حاضری بسم الله میزان خوشبختی رشد برکت موفقیت یک آدم در زندگیش بسته به میزان پیوندی دارد که با امام زمان دارد کیفیت ارتباطش میزان پیوند و هماهنگیش با حضرت، هماهنگ عمل کردن.@ یعنی کارهایی که میکند حضرت میگوید این خوب است تأیید بکند ولی نه اینکه خنثی بکنیم امام زمان(ع) میخواهد حرکت بکند به سمت ظهور عجله هم دارد هر چقدر وجود شما به ظهور کمک میکند شما هماهنگ هستید.@ هر چه وجود شما به آشتی دادن ایتام پیامبر ایتام معصومین با پدرشان و حرکت به سمت ظهور باشد شما هماهنگ هستید ولی اگر ربطی نداشته باشد هی برو ثواب جمع کن فایدهای ندارد برو مسجد بساز نماز بخوان حج برو ولی هیچ ربطی به امام زمان ندارد.@ میلیاردها مسلمان در طول این هزار و خوردهای سال آمدند و مردند و رفتند و هستند دارند این کارها را انجام میدهند ولی فایدهای ندارد فقط اثر کار مال کسی است که در بین این میلیاردها کسانی که پیوند با امام زمان(ع) برقرار کرده باشند با امام هماهنگ شده باشند آثار حقیقی مال آنهاست.@ مثل امام امت روحانیت اسلام مردم ایران خوب عمل کردند این که مردم ایران انتخاب شدند برای مقدمهسازی ظهور و در موردشان آیه آمده این همه احادیث معتبر داریم در مورد ایرانیها برای اینکه مردم ایران امام زمان را شناختند خودشان را تطبیق دادند تنظیم کردند رابطهشان را، موفق هم هستند.@ موفقترین مردم مردم ایران هستند در طول تاریخ، امام زمان گفت آن دو چیزی که من را از شیعیانم جدا کرده کدام ضعفهای شیعه است؟ وفادار نبودن و همدل نبودن، امام خمینی میفرماید من شب خواب دیدم نقشه ایران آتش گرفته نقشه را با عبایم زدم خاموش کردم.@ بعد وقتی خاموش کردم فهمیدم که من میتوانم ایران را نجات بدهم باید هم این کار را بکنم ولی باید تنهایی این کار را بکنم وقتی تنهایی این کار را کرد آن موقع امام از این دو صفتی که باید در شیعیانش و مردمش باشد و پیروانش برخوردار نبود نه وفاداری بود نسب به امام خمینی و نه همدلی.@ شکست قطعی بوده ولی خدا میگوید شما باید این کار را انجام بدهید این حرکت انجام میشود امام به تبعید میرود این پانزده هزار نفری هم که در تهران و ورامین و شهر و ری و اینها قیام کردند اینها را میکشند تمام میشود او به تبعید و غیبت میرود اینجا هم طاغوت حاکم میشود.@ روحانیت میاید این زحمت را میکشد هیچ کس بعد از معصومین به اندازه روحانیت گردن مردم حق ندارد و همه ما چه بخواهیم چه نخواهیم چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم مدیون روحانیت هستیم بعد از ائمه عامل نجات مردم و بهشت رفتن مردم روحانیت هست.@ روحانیت میاید در این پانزده سال روی دو تا عامل فشار میاورد با کار فرهنگی، یکی اینکه سطح با کار تبلیغی و فرهنگی کردن وفاداری مردم را نسبت به امام بالا میبرد و یکی اینکه روی همدلی کار میکند پانزده سال طول میکشد تا این دو صفت بوجود بیاید در ایرانیها.@ یک دفعه 56 دو تا صفت ایجاد شد مردم هم همدل شدند هم وفادار، نتیجه امام برمیگردد یعنی از غیبت در میاید حالا شما هم باید در سطح جهانی همین کار را بکنید برای امام زمان، هر کدام از شما حکم همان روحانی را دارید.@ باید ضمن اینکه در شخصیت خودتان آشتی میکنید با حضرت، از خانواده خودتان محله و مدرسه و محل کار خودتان شروع کنید کار و فعالیت فرهنگی و یواش یواش این فعالیت را به جهان بکشانید تا در جهان نسبت به امام این دو صفت را ایجاد بکنیم یکی وفاداری و یکی همدلی،حضرت پای کار میخواهد.@ بنابراین وفای به عهد این هست که من با هدف ایجاد همدلی و وحدت، خود روحانیون که این کار را میکردند خودشان با امام خمینی همدلی داشتند در درون خودشان هم وحدت داشتند همدلیشان به این بود که ساواک آنها را میگرفت ده سال پانزده سال زندان شکنجه بعضی از پروندههای اینها را بخوانید.@ حتماً این موزه عبرتی هم که در میدان فردوسی هست حتماً بروید ببینید آدم میشناختم پروندهاش را وقتی مطالعه میکردم میدیدم که این را مثلاً این هفته گرفتندش کتک مفصل به او زدند بعد میبینی که تعهد گرفته که دیگر از این فعالیتها نکند.@ میگوید چشم یک امضا میکرد تعهد میداد و میامد بیرون، دوباره دو ماه دیگر گرفتندش دوباره کتک و شکنجه تعهد تعهد این بنده خدا پروندهاش را میخواندم میدیدم این پانزده سال هی تعهد داده از سه ماه زندان بوده تا چند سال، هی آمده کتک خورده تعهد، چشم.@ اعلامیه امام پخش میکرده گرفتنش اصلاً شکنجه همدلی یعنی این، یعنی حاضر باشی زندان بروی شکنجه بروی از زن و بچهات بگذری از خانوادهات بگذری تا ارزش پیدا بکنی یعنی آن قیمتی که مثل امام زمان هست همراهی با امام زمان منتظر حضرت بودن وقتی به مقام انتظار رسیدی علی(ع) فرمود با من و هم درجه من هستی.@ حالا اینها را گفتم برای اینکه میخواهیم برویم سراغ آیه بعد(وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ) خداوند آمد ابراهیم را گذاشت مثل همه ما که باید قرار بگیریم لای این منگنهها و فشارها به او فشار داد آزمایشات مختلف که آزمایشات را هم شما میدانید(فَأَتَمَّهُنَّ) از پس همه آنها بر آمد و به مقام امامت رسید.@ (قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً) خدا گفت تو لیاقت امامت مردم را داری امامت چیزی هست که ما هم دوستش داریم یعنی در قرآن میگوید مؤمنین بگویند(وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً) خدایا ما را امام متقین قرار بده امام متقین یعنی نزدیکترین شخص به خدا.@ یعنی چون عاشقتر هست اینطوری است یعنی من در عشق میخواهم زبانزد بشوم وقتی که میگوید(قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً) یعنی او امام میشود وقتی امام شد به خاطر آن سختیهایی که کشید آقا شوخی نیست.@ شما یک بچهای را پیری خدا به تو بدهد یک کسی مثل اسماعیل با آن شیرینی و جذابیت بعد تا عاشقش شدی همین که مبحتش افتاد در دلت زن گرفتی یک زنی که دوستش داری مثل هاجر یک بچه مثل اسماعیل بعد خدا میگوید برو بگذارشان در آن بیابان بیا و ولشان کن. چند سال حق هم نداری پیش آنها بروی در بیابان ولشان بکن و بیا از آن طرف هاجر زرنگ و زیرک است چون قبل از اینکه عاشق ابراهیم باشد به عنوان همسرش و پیغمبر خدا، عاشق خداست خوب بلد است چکار بکند قشنگ از آن فضا برای رسیدن به معشوقش استفاده میکند.@ برای همین شما حجر اسماعیل دارید دور خانه خدا قبر حضرت هاجر(س) قبر حضرت اسماعیل(س) هست نماز میخوانید آنجا را ما عبادت میکنیم خیلی اینها بزرگ بودند اینها یاد دادند که چطوری لا اله الا الله حقیقی بگویند و همه کس را فدای خدا بکنند.@ و قبل از اینکه بخواهند عاشق کسی بشوند عاشق خدا هستند و هیچ عشقی در دل آنها به عشق به خداوند غلبه نداشته هر دوست داشتنی را دوست داشتن هر چیزی را با دوست داشتنشان را با خدا تنظیم میکردند اگر معشوقم نمیخواهد من هم دوستش ندارم نه اینکه جدای از عشق به معشوق صد تا معشوق دیگر هم داشته باشد.@
دل را آدم باید بشناسد قدرش باید بداند. اینها اینطوری بودند وقتی که این کار را کردند یعنی حاضر شدند همه چیز را فدای خدا بکنند خدا آنها را امام قرار میدهد میاییم سراغ آیه بعد(وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى) هنگامی که ما آن بیت را یعنی کعبه را برای مردم مایه(مَثابَۀ) یعنی بازگشت میعادگاه قرار دادیم و مایه امن قرار دادیم.@ (وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى) کسی که خودش را فدای خدا کرد مقام ابراهیم جایی هست که حضرت ابراهیم ایستاده بوده مقام محلی است که قیام کرده میایستاده که کعبه را سنگ میچیده آن سنگی که حضرت روی آن میایستاده که الان هم جای پای حضرت ابراهیم(س) هست این را مقام ابراهیم میگویند.@ در فاصله 13 متری خانه کعبه قرار دارد در یک محفظهای قرار دادند هر کس میتواند برود آنجا ببیند یک خاطرهای از حضرت جوادی آملی حفظه الله تعالی ایشان این خاطره را از خودش تعریف میکرد گفت من وقتی رفتم حج دفعه اول که رفتم چشمم خورد به مقام ابراهیم گفتم از کی تا حالا این جای پا مانده.@ گفت تا این به ذهنم آمد دیدم با نور نوشته شد جلویم(وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما) یعنی این که خدا آسمان و زمین را همه را نگه داشته میلیاردها سال است خدا را خسته نکرده چه برسد این جای پا که هیچی حساب نمیشود گفت اول فکر میکردم این آیه هست وقتی نگاه کردم دیدم نیست فقط جلوی چشم من آمده این آیه.@ میگوید از مقام ابراهیم شما مصلی بگیرید(وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى) یعنی جای پای تو جا پای ابراهیم محل عبادت مردم میشود محل سجود مردم میشود چرا؟ چون این ابراهیم آمد خودش را وقف خدا کرد تمام علائق خودش و روابط خودش را تابع علاقه و رابطهاش با حق تعالی کرد لذا اینقدر اوج میگیرد.@ در بین شخصیتها هر کس با معصوم اینطوری رفتار کرده باشد بزرگ میشود اصلاً آدمهایی که آمدند شما نگاه کنید الان ما خیلی آدم داریم نشستند کتاب دعا نوشتند از بین علما ولی کتاب شیخ عباس گل میکند مفاتیح الجنان میشود و میماند ولی ما خیلی عالم داریم که کتاب دعا نوشتند از این هم مفصلتر.@ آنها کتابهایی هست که تخصصی است گهگاه به آن مراجعه میشود ولی این کتاب شیخ عباس در هر خانهای مثل قرآن هست چرا؟ چون شیخ عباس رابطهاش با معصوم رابطه خاصی بود کتابش هم همینطور ماندگار شد دست کسی هم نیست هیچ کس هم نمیتواند برود فیلم بازی بکند.@ برای اینکه محبوب بشود عزیز بشود دوستش داشته باشند کارش بگیرد کارش بماند کارش برکت پیدا بکند با تلقین و فیلم بازی کردن نیست به میزان اخلاصی هست که تو در ارتباطت با معصوم داری اگر واقعاً جدی باشی عزت پیدا میکنی اینطوری است.@ شما نمونه حر را نگاه بکنید خوب رفتار کرد ماندگار شد که حضرت میاید میگوید(بِاَبی اَنتَ وَ اُمی) نمونهاش این حری که الان سر قبرش ما کلاسمان برگزار شده مرحوم طیب رضایی این رابطهاش تنظیم بود با نائب امام زمانش، از آن طیبی که منفور بود سابقه بد و بد سابقه یک شهید اینطوری درآمد نمونهاش حضرت عبدالعظیم(ع).@ من خدمت یکی از اولیاء خدا میرسیدم هر هفته که قم میرفتم قبل از اینکه بروم قم زندگی بکنم سالهای سال هر هفته که میرفتم غیر از اینکه درس و زیارت و کارهای دیگر یکی از کارهای که میرفتیم بعضی از رفقا با ما هم در این جلسه بودند و میامدند ایشان را زیارت کرده بودند.@ یک شب خدمتشان عرض کردم این حضرت عبدالعظیم این همه بزرگ است چرا بزرگ است اینقدر مثلاً میگویند حدیث داریم از پیغمبر پیغمبر کجا حضرت عبدالعظیم کجا چند نسل قبل از اینکه حضرت عبدالعظیم به دنیا بیاید هم از پیغمبر هم از امامان(ع).@ حدیث داریم که اگر کسی به زیارت حضرت عبدالعظیم برود مثل کسی است که به زیارت حسین رفته(کَمَن زارَ الحُسَین بِکَربلا) چرا اینطوری است من عرض کردم خدمت این ولی خدا که چرا این شخصیت اینقدر بزرگ شده اینقدر عظمت دارد؟@ ایشان فرمودند که من این سؤال را از علامه طباطبایی کردند علامه اینطوری جواب داد گفت حضرت عبدالعظیم زمانی که امام حسین امام شد بعضی از فرزندان امام حسن نفسانیت به خرج دادند یعنی میگفتند ما خودمان امامزاده هستیم بچههای امام هستیم.@ بعضیهایشان هم وجود داشته حالا نفسانیت هم در خانه امام در خانه پیغمبر همه جا هست نفس هست شیطان هست به هر حال همه باید امتحان پس بدهند هیچ کس بدون امتحان نیست حتی معصومین همه باید امتحان پس بدهند.@ گفت بچههای امام حسن یک تعدادی از بچههای امام حسن همهشان نه بعضی از بچههای امام حسن آمدند گفتند که دیگر ما زیر باز بنی الحسین بچههای امام حسین نمیرویم که مثلاً امام سجاد امام بود بعدش امام باقر، خودشان میگفتند که ما برای خودمان آقاییم پدرمان امام بوده خیلی رابطه گرمی با بچههای امام حسین برقرار نکردند بعضیهایشان.@ و این اختلاف همینطوری وجود داشت تا رسید به حضرت عبدالعظیم که جزء بنی الحسن بود ایشان کاری کرد کارستان، آمد به عنوان یک عضو از آن خانواده قبول کرد حقانیت بزرگی بنی الحسین را، خدمت امام معصوم رسید گفت آقا شما امام من هستید این جو را شکست.@ این که میگویند خواص اگر به موقع تصمیم بگیرند خیلی مهم است یک عالم یک دانشمند مثل حضرت عبدالعظیم حسنی به موقع تصمیم میگیرد خوب تصمیم میگیرد اینقدر بزرگ میشود نگفت ما بچه امام حسن هستیم خودمان برای خودمان کسی هستیم استاد حدیث و قرآن و عالم دینی هستیم با آنها چکار داریم.@ نه رفت خدمت امام گفت آقا شما امام من هستید عقائد من را شما باید تأیید بکنید اگر تأیید کردید من ایمان دارم اگر نه نه من اعتقادم این است و شما را امام بر حق میدانم حضرت تأیید کرد بعد بزرگ شد.@ یعنی وقتی پا گذاشت روی نفس و آن همه سابقه نفسانیت چند قرن را روی آن پا گذاشت این را برید خودش را در مقابل امام زیر پا گذاشت و بلند شد رفت آنجا و این کار را کرد یک دفعه بزرگ شد در کارهای دیگر هم همینطور است بین یک پدر و فرزند اختلاف میافتد فرزند له میکند خودش را میرود پیش پدر درست میشود بزرگ میشود عزیز میشود اما غدیش را نگه بدارد له میشود.@ یک زن و شوهر با هم اختلاف کردند در درون خودشان هست یکیشان بالاخره در درون خودش میگوید که میدانی گیر دادن و غر زدن عصبانیت و این قیافه حق به جانب که گرفتی حق تو که نیست آنها هم که تقصیری ندارند یک اتفاقی هست حالا افتاده و تو هم مقصر هستی خودت هم میدانی جگر داری بروی بگویی معذرت میخواهم یا نه؟@ اگر رفتی گفتی من معذرت میخواهم اشتباه کردم به جای اینکه ذلیل بشوی و فکر بکنی طرف بول میگیرد بزرگ میشوی چون آبرو و عزت دست خداست دست تو نیست که بخواهی با اعتراف نکردن و توجیه کردن آبرویت را حفظ بکنی.@ خیلیها هستند وقتی اشتباه میکنند اعتراف نمیکنند میگویند که ذلیل میشویم طرف بول میگیرد علیه ما ضایع میشویم فکر میکند خودش میتواند برای خودش آبرو درست کند اتفاقاً معذرتخواهی هم نمیکند ولی روزبهروز منفورتر میشود.@ بعضیها هستند نه در مقابل اشتباه میگویند من اشتباه کردم معذرتخواهی میکند در مقابل پدرم اشتباه کردم در مقابل مادرم اشتباه کردم وظیفهای که داشتم انجام ندادم آن وظیفهای که داشتم باید انجام میدادم انجام ندادم معذرتخواهی میکند بعد میبیند نه چون عزت دست خداست.@ شرک این هست که من فکر بکنم میتوانم برای خودم شخصیت و آبرو دست و پا کنم با کارهای خودم، امکان ندارد(وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ) عزت مال خداست دست خداست و مال رسول و مؤمنین است.@ بنابراین تو به میزان هماهنگیت با قواعد الهی عزت پیدا میکنی نه به اندازه دست و پا زدنهای خودت، نمیتوانی خودت برای خودت اینقدر آبرو درست بکنی چقدر آدمها زدند در این حوزههای علمیه درس خواندند مجتهد شدند مرجع شدند الان منفورترین آدمها پیش ملت هستند تا مرجعیت هم رسیدند ولی منفور هستند.@ بنابراین خیلی این فکر اشتباه است که من فکر بکنم میتوانم برای خودم کاری بکنم نه دست خداست لذا وقتی که انسان خودش را با معصوم هماهنگ میکند همه چیز به او داده میشود حضرت عبدالعظیم(ع) خودش را له کرد بزرگ شد طیب له کرد بزرگ شد حر له کرد بزرگ شد.@ بنابراین شما هر چقدر حاضر هستی فداکاری بکنی برای امام زمانت سیلی بخوری کتک بخوری رو بیندازی گدایی بکنی به قول یکی از رفقا میگوید ما حتی حاضر نیستیم برای امام زمان برویم دست دراز بکنیم گدایی بکنیم میگوییم نه این خلاف است من چرا شخصیت خودم را خورد بکنم.@ بله تو این شخصیت را نگه دار با خودت جهنم ببر یک کسی که حاضر است برای امام حسین دست دراز بکند بگوید آقا کمک بکنید به امام زمان کمک بکنید برای رشد دین امام زمان کمک بکنید گدایی بکند و خودش را له بکند خدا به او عزت میدهد.@ یک کسی بلند بشود خانه به خانه نفر به نفر فامیل به فامیل حاضر باشد برود کار بکند تبلیغاتی برای امام زمان پول جمع بکند کار تبلیغاتی انجام بدهد چکار بکند وقتی حاضر است پا روی شخصیت خودش بگذارد شخصیت ظاهری روزبهروز پیش خدا عزیزتر و بزرگتر میشود.@ امام زمان اینطوری آدم را عزیز میکند خداوند اینطوری آدم را عزیز میکند نه اینکه بخواهی کلاس و پرستیژ خودت را حفظ بکنی بعد هم نزدیک امام زمان بشوی تا حاضر نباشی دست از این شخصیت کاذبی که دیگران برایت ساختند و خودت برای خودت ساختی برداری.@ و همیشه میخواهی یک طوری برای امام زمان کار بکنی کمک بکنی وقف بکنی خودت را یا برای دین خدا که از تو چیزی کم نشود هرگز به آن عزتی که لایقش هستی یعنی میتوانی برسی نمیرسی عزتی که دوست داری به آن برسی نخواهی رسید.@ تا وقتی که حاضر نباشی طبیعتت را با همه اعتباریات طبیعتت له بکنی در راه امام زمانت هرگز رشد پیدا نمیکنی طرف اینطوری میکند آقا من خودم میبینی مخلص شما هستم کمک میکنم ولی اینکه بلند بشوم فک و فامیلم را جمع بکنم رفقایم را جمع بکنم همسایهمان را دوستانمان را بسیج بکنیم محله یک کاری بکنیم نه.@ در واقع ارادت به امام زمان همین قدر است ارادت به پدرت همین قدر است میگوید خودم هستم ولی کاری نمیکنم ولی یک کسی نه خودش این کار را میکند بلند میشود از خانه از پدر مادرش شروع میکند به حرف زدن، موج گرفتن، امر به معروف و نهی از منکر، همسایهها، فامیل، دوستان، مدرسه، محل کار، شاگردان،کسان دیگر و هی موج ایجاد میکنند.@ خیلی فرق دارند این دو با همدیگر، یک کسی که بلند میشود میگردد مثل پیغمبر که کتک هم بخورد در این راه این خیلی مهم است.@ یکی از بزرگان به من میگفت که من وقتی آفریقا رفته بودم یک دختر آمریکایی را دیدم که بلند شده بود آمده بود آفریقا تنهایی میگفت در یک قبیلهای رفته بود آنجا برای خودش پول زیادی هم آورده بود پشتیبانی هم میشد از کلیسا.@ تنهایی برای خودش یک جایی زده بود آنجا و در این قبیله شروع کرده بود به تبلیغ مسیحیت، غذا درست میکرد خدمت میکرد به اینها ببینید چکار کرده بود ایمان این دختر مسیحی چقدر زیاد است که حاضر برای دین خودش اینقدر کار بکند تبلیغ بکند.@ من یک روز خودم در خانه یکی از رفقایم در یکی از شهرهای سوئیس نشسته بودیم دیدم در زدند صبح رفتیم دیدیم کشیش است با این رفیق ما تقریباً این هم کم حوصله بود درگیر شدند آمده بود میگفت سلام علیکم سلام، اجازه میدهید بیاییم خانتان یک قهوه بخوریم با شما کار داریم؟.@ او گفت نه من فعلاً مهمان دارم نمیتوانم او اصرار داشت بیاید داخل میامد در خانه دانه به دانه کشیش در میزند یک قهوه خودش را مهمان میکند میرود شروع میکند از پیام مسیح، انجیل میگوید یک کتاب انجیل هم هدیه میدهد همان کاری که الان مؤمنین مسیحی دارند در متروهای ما جدی انجام میدهند.@ کسانی مثل بهائیها دارند انجام میدهند و ما وقتی میخواهیم برویم حتی در مترو کار بکنیم خجالت بکشیم ما حتی به خانواده خودمان هم عُرضه نداریم بگوییم آقا مثلاً فرض بفرمایید این چیز برای شما خوب است بیایید یک کاری بکیم نمیتوانیم انجام بدهیم نمیتوانیم یک دکهای بزنیم یک جا بایستیم یک کاری بکنیم یک کار فرهنگی بکنیم یا فریاد بزنیم و حرف بزنیم.@ تبلیغ بکنیم برای امام زمانمان، نمیتوانیم، میگوییم اگر بگوییم یک چیز دیگر حکم میکنند فردا علیه ما حرف میزنند همهاش از این ترسیدیم که نکند علیه ما یک چیزی بگویند یک چیزی علیه ما در بیاورند حرف بزنند بگویند این اینطوری است آن آنطوری است بالاخره این هست.@ تا وقتی ما از آبرویمان میترسیم و میخواهیم محبوب باشیم نگاه کن چقدر شخصیت ناز باشخصیت با کلاس با پرستیژ آهسته میرود آهسته میاید با کسی هم کاری ندارد بله من وقتی این را بخواهم و خودم برای خودم عزت دست و پا بکنم خوار هستم و ذلیل هستم هم باطناً ذلیل هستم و هم پیش خدا و پیغمبر ذلیل هستم چون حاضر نیستم این کار را بکنم.@ تو زمانی میتوانی عزیز باشی که حاضر باشی برای امام زمانت بروی یک جا فریاد بزنی داد بزنی محکم بایستی تبلیغ بکنی تبلیغ امام زمان تبلیغ امام حسین تبلیغ فاطمه زهرا تبلیغ خدا و دین خدا و ما اصلاً حاضر نیستیم از شخصیتمان سرمایهگذاری بکنیم.@ از آبرویمان آبروی کاذب آبرویی که مردم اسمش را آبرو و شخصیت گذاشتند حاضر نیستیم برای امام زمان اینطوری کار بکنیم به هر حال باید خوار بشویم توسط نزدیکترین کسانمان باید له بشویم طبیعی است که نزدیکترین کسانمان عزیزترین کسانمان برای ما تره هم خورد نمیکنند اصلاً تحویلمان نمیگیرند.@ برای اینکه تو به حقیقت خودت ظلم میکنی به حقیقت خودت خیانت کردی در واقع خودت خودت را خوار کردی برای همین میگویند روز قیامت اذانگوها یک سر و گردن از بقیه بالاتر هستند جلوتر از بقیه هستند چرا؟ چون مؤذن حاضر است بایستد اذان بگوید من بگویم رویم نمیشود اذان بگویم خجالت میکشم اذان بگویم بلند بشوم داد بزنم الله اکبر.@ وقتی من یک چیزی را دوست دارم به آن عشق میورزم قبولش دارم حاضرم برایش داد بزنم بلند بشوم اذان بگویم ما الان کسانی را داریم که نماز واجبشان را میخوانند یواش میخوانند یعنی نماز مغرب و عشا که واجب است بلند بخوانی نمیخواند همین هم معصیت دارد میکند نماز باطل میخواند.@ نماز صبح را باید بلند بخواند میگوید نه من رویم نمیشود جلوی همسرم بلند نماز بخوانم میگویند مرد خانه باید تظاهرات مذهبش در خانه زیاد بگوید اذان بگوید اقامه بگوید گاهی وقتها میگویند شما در خانتان هستید اذان بلند بگویید.@ یکی از اولیاء خدا من یادم هست یک بنده خدایی خیلی مشکل داشت هر کاری میکرد به نکبت و بدبختی میخورد خیلی اصلاً بیچاره شده بود فرمودند به او که شما باید یک مدت در خانتان سه وعده اذان بگویید اذان بلند مثل مؤذنها همین کار را هم کرد مشکلش برطرف شد.@ تو تا وقتی که دغدغه امام زمان را داری دغدغه امامت را داری به فکر امام زمانت هستی امام زمان هم به فکر توست چو از او گشتی همه چیز از تو گشت تا وقتی غصه امام زمان را میخوری امام زمان هم برای تو غصه میخورد.@ تو میخواهی مشکلات امام زمان را حل بکنی امام زمان هم قبل از اینکه تو بخواهی فکر بکنی خیلی برای تو نقشه ریخته خیلی از مشکلات تو حل میشود آنهایی هم که حل نمیشود حتماً به صلاحت نیست که حل بشود به نفعت هست که نشود.@ ولی وقتی که ما امام زمان را فراموش میکنیم دنبال حل مشکلات خودمان هستیم فقط، میبینیم که حل هم نمیشود سالها هم طول میکشد هزار و یک جور گره هم میخورد از آنطرف از امام زمان دور شدیم به آنچه که میخواهیم لااقل نائل نمیشویم.@ این همه تکرار دارم من میکنم انگشتشمار شاید در شما در گوشش برود چون من نمیخواهم اهمیت این قضیه را جا بیندازم ما زمانی این حرفها را میگیریم که تمام ترمزدستی همه کارهایمان را بکشیم همه کارهایم را بخوابانم.@ بلند بشوم بروم یک گوشهای جمکرانی مسجدی حرمی یک کاغذ بردارم شروع کنم به طراحی جدید برنامه جدید زندگیم یعنی زندگی با امام زمان، این اصلاً یک نوع دیگر از زندگی است نه اینکه بگویم نه من برنامه زندگی خودم را مثل همه زندگیهای مردم دنیا دارم در کنارش هم یک کاری برای امام زمان میکنم این خیلی فرق دارد.@ نه اصلاً (إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) این دو نوع برنامه زندگی فرق دارد یکی اینکه من غلام او عبد او فرزند او وقف او هستم و همه کارهایم با اجازه مولایم است با صلاحدید مولایم است با مولایم تنظیم میکنم یا اینکه نه من یک مرد هستم به جای اینکه بگویم یک انسان هستم.@ یک زن هستم تمایلات مردانگی و زنانگی دارم باید زن بگیرم باید شوهر بکنم باید بچهدار بشوم باید پدر بشوم باید مادر بشوم در کنار این میگویند مثل اینکه ما یک دینی هم داریم یک اسلامی هم هست مسلمان هم هستیم نسبت به دینمان یک وظائفی داریم حالا یک وظائفی هم انجام میدهیم یک موقعهایی وقت کردیم انجام میدهیم.@ خیلی فرق دارد این دو سیستم زندگی زمین تا آسمان فرق دارد اینکه من میگویم انگشتشمار یعنی همین است کمتر کسی تصمیم میگیرد وقف امام زمانش باشد یعنی کارهایش را براساس برنامه او و نقشه او عملی بکند.@ شما وقتی زندگی بزرگان دین را نگاه میکنید مثل همین علمای الان خودمان را نگاه میکنید از زمان طلبگی این اصلاً از اول وقتی رفته طلبه شده در حوزه بیعت کرده با امام من مبلغ اسلام امام زمان هستم ازدواجش را تنظیم کرده با طلبگیش زندان رفتن شکنجه دیدن اسیر شدن تبعید شدن شهادت و هر کار دیگرش را براساس آن تنظیم کرده.@ اصلاً زندگی همهاش درخشان است تمام درخشان است این غیرت کجا این محبت کجا این شوریدگی، سرمستی کجا تا اینکه یک کسی جذب کمالات حیوانی خودش باشد اول خودش را یک حیوان معنا بکند بعد بگوییم که من انسان هم هستم یک جنبه انسانی هم دارم حالا باید به این انسانیتم هم برسم دو تا روش جداگانه است این دو مسئله.@ اینکه نه من الان همه چیزم را ترک میکنم مثل بریر مثل زهیر از امام حسین یک عمر فرار کرده یک جا تلاقی میکنند قربان خدا بروم وقتی عاشق یکی میشود دیگر ولش نمیکند خدا رحمت کند میرزا میگفت من خیلی وقت است دست از سر خدا برداشتم خدا دست از سرم برنمیدارد.@ ببین یک کسی که میگوید امام حسین اگر شب حرکت کرد شما شب حرکت نکن روز حرکت بکنید که اگر او روز توقف کرد ما رد بشویم از آنها همدیگر را نبینیم هی اختلاف یک جای دیگر ناچاراً نزدیک هم چادر میزنند امام حسین هم دنبالش میفرستد.@ با کراهت قبول میکند زن چه زنی، میگوید بلند بشو بچه رسول الله قاصد اوست ببین به تو چه میگوید به شوهرش تَشَر میزند برو ببین بچه فاطمه زهرا چه میگوید میرود چند دقیقه نمیدانم چه میگذرد هیچ کس نمیداند بین او و سیدالشهدا چه گذشته برمیگردد تمام است شخصیت کاملاً وقف حضرت شد چه چیزی بینشان گذشته.@ آقایی که فرار میکرد برای خودش برنامه زندگی داشت نزدیک شدن به این آقا یعنی من باید از سیستم فرمانروایی خودم برای خودشان آدمهای بزرگ قبیله بودند ایل و قبیله و همسر و فرزند و مال همه چیز داشتند باید از این سیستم دست بردارم از این روش باید بیرون بیایم.@ یک دفعه گفت نه همه فدای امام حسین، آمد به خانم گفت خانم از این به بعد اصلاً سیستم عوض شده ما نیستیم خانم کجا شما هم طلاق نه طلاق کجاست کجا داری میروی ما داریم کربلا میرویم خانم گفت ما هم میاییم تو چرا فقط بروی مگر ما نمیتوانیم بیاییم ما هم میاییم.@ ببینید اصلاً اینکه آدم بیاید بگوید مدرک تحصیلی، دانشگاه، پول، موقعیت، شهرت، ماشین، اتومبیل، لباس، همه شهوتها خداحافظ ما رفتیم در چادر امام زمان همسر من فرزند من خداحافظ ما رفتیم در چادر امام زمان حالا یک موقع هم زن و بچهات هم آنها هم عاشق هستند میگویند ما هم میاییم بفرمایید برویم تشریف بیاورید برویم.@ ولی من در آن چادر هستم یعنی من کارم آنجاست میایید با هم برویم در آن چادر شغل مدرک تحصیلی کارهای دیگر همه تابع عضویت در آن چادر است زندگی تابع عضویت در آن چادر است ما عضو آن چادر هستیم عضو آن خانواده هستیم من عضو آن خانواده هستیم.@ الان مثلاً به خیلی از خانمها یا آقایان میگوییم فلان کار را بکن میگوید شوهرم اجازه نمیدهد پدر مادرم محدودیت ایجاد کردند میگویند اینطوری است شوخیبردار نیست مگر میشود به او بگوییم شوهرت غلط کرده پدر مادرت بیخود کردند نمیشود گفت حرمتی هست خدا هم لازم دانسته حرمت شوهر و پدر مادر را باید رعایت بکنی با توجه به آن بقیه کارهایت را انجام بدهید.@ ما قبل از اینکه بچه پدر مادر طبیعیمان باشیم بچه امام زمان هستیم آیا میتوانی با پدرت هماهنگ بکنی کارهایت را یا نه اگر میخواهی دست به هر انتخاب ارتباط رفتار و فکری بزنی اول فکر کن آن پدرت راضی هست یا راضی نیست میخواهد یا نمیخواهد.@ اما اگر میبینی این فکر را انتخاب بکنی از پدرت دور میشوی اگر این مسیر را انتخاب بکنی از پدرت دور میشوی اگر این رشته را انتخاب بکنی از پدرت دور میشوی اگر این سفر را بروی از پدرت دور میشوی.@ اگر این ارتباط را برقرار بکنی یا این افکار را بخواهی درون خودت نگه بداری از پدرت دور میشوی چی باز هم میگویی بیخیال پدرم یا نه میگویی پدرم است شوخی نیست پدرم است از ما یک طور دیگر میخواهد یک چیز دیگر میخواهد یک توقع دیگر دارد.@ این سیستم زندگی با آن سیستم خیلی فرق دارد که من اصلاً کاری ندارم این پدرم هست یا پدرم نیست بیخیال من یک آدمی هستم برای خودم مستقل برای خودم یک زندگی تشکیل دادم بله مثل اینکه یک کسی به نام پدر دارم از من چه چیزی میخواهد؟@ پیر است میبرم میگذارم خانه سالمندان، همان کاری که اکثر ما با امام زمان کردیم میبرم میگذارم خانه سالمندان بچهاش هستم باشد پولش را هم میدهم سالمندان نگه میدارند سالی یکبار هم میرویم یک سری به او میزنم این هم عاطفه است این هم پدرداری است احترام به پدر و مادر است.@ حالا باز هم صد رحمت به اینها بعضیها که این کار را هم برای پدر مادرشان نمیکنند ولشان میکنند به امان خدا اگر مردند هم مردند خیلی این دو نظام زندگی با هم فرق میکند(أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ) شما به عهدی که من دارم گردن شما یعنی امام زمان وفادار باشید من هم به عهد خودم وفادار هستم.@ ولی ما نه میاییم به خدا میگوییم خدایا من زن هستم من مرد هستم من شوهر میخواهم من زن میخواهم من خانه میخواهم من پول میخواهم من موقعیت میخواهم خدا میگوید نه تو این نیستی بعد تو دعا میکنی در حرم امام رضا اینجا اجابت نمیکند چون تو با بخش حیوانیت میایی دعا میکنی خدا با بخش انسانیت کار دارد.@ تو هی میگویی خدایا بده برسان او هم میگوید تو خیانت کردی به بخش انسانیت، بخش انسانیت را اول فعال بکن تو داری جهنمی میشوی داری خودت را بدبخت میکنی ولی اگر پیوند انسانی برقرار شد با بخش انسانی، رفتی حرم دعا کردی خیلی فرق میکند داد به تو داد نداد هم که مصلحتی هست.@ به نفع بخش انسانیت نمیدهد نه به نفع خود خدا خدا بخل ندارد اگر منع میکند به خاطر بخش انسانی منع میکند این را خیلی دقت بکنید این آیه از مهمترین آیاتی هست که جزء اصول مسلم شیعه است برای همین هم ما چند هفته روی آن معطل ماندیم انسانها به این دو چیز احتیاج دارند.@ در آیه اول میگوید(إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً) من تو را برای همه مردم امام قرار دادم یعنی چی؟ خدا که کار عبث نمیکند یعنی همه مردم احتیاج به امام دارند در این آیه میگوید(وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً) باز هم جعلنا است آنجا جاعلک اینجا جعلنا.@ ما مکه را محل میعاد و بازگشت همه مردم و محل امنیت همه مردم قرار دادیم یعنی چی؟ یعنی همانطور که همه مردم به امام احتیاج دارند همه مردم به این عبادت و بیت و امنیت و ارتباط با این امنیت احتیاج دارند امامت و امنیت دو تا از نیازهای ضروری انسان است بحث امنیت یک بحث دیگری دارد.@ اینکه میزان امنیت حقیقی یک جامعه به میزان پایبندی به آن عامل اصلی امنیت بستگی دارد این را در هیچ تفسیری نگفتند یک نفر فقط این حرف را زده آن هم فاطمه زهرا است یا امیرالمؤمنین(ع) که اگر کسی امنیت حقیقی میخواهد امنیت حقیقی برای همه مردم دنیا میخواهد باید زودتر خودش را به امنیتدهنده حقیقی یعنی امام.@ بلافاصله بعد از امامت امنیت را آورده و شما تا دستتان به امام نرسد به امنیت نمیرسید اگر جامعه شیعه جامعه ایران الان امنیت دارد به برکت ولایت فقیه و به برکت احترام به امامت است به میزانی که ما وحدت داریم حول محور امام زمان و ولایت فقیه امنیت داریم دشمن نمیتواند به ما آسیبی برساند.@ اما اگر این محور را از دست بدهیم کشور ما تکهتکه خواهد شد به هیچ وجه دیگر در این کشور امنیت نداریم همه مردم حتی دشمنان امام زمان و دشمنان ولایت فقیه هم امنیت و آرامششان را مدیون امام زمان و ولی فقیه هستند.@ ولی فقیه که میگویم نه آیت الله خامنهای منظورم ایشان نیست منظورم مقام ولایت فقیه جایگاه ولایت فقیه امنیتآور هست هر حادثهای بخواهد این مملکت را تهدید بکند چه کسی نجاتش میدهد شما برگردید 27ـ 28 سال گذشته اگر ولایت در این مملکت نبود همه ما تکهتکه شده بودیم توسط غربیها و ابرقدرتها.@ صدها بار بدتر از آنچه که در افغانستان و لبنان و عراق پیاده کردند سر ما پیاده میکردند صدها بار بدتر، الان هم اگر دستشان برسد همین کار را میکنند ولی ما چتر حمایتی داریم امنیت داریم.@ تا وقتی که چتر حمایتیمان را سفت بچسبیم برای همین امام امت(س) پشتیبان ولایت فقیه باشید نه پشتیبان من، پشتیبان مقام قانونی ولایت جانشینی و نیابت امام زمان پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به این مملکت نرسد این اصل مسلم هست.@ عهدهایی که در قرآن گفته شده همه با هم ارتباط دارند و بحث(أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ) را من قبلاً توضیح دادم در دشمنشناسی هم توضیح دادم در بحث جبر و اختیار این را توضیح دادیم شما میتوانید به کتاب انسان و سرنوشت مراجعه بکنید که خدا چرا بعضیها را عاشقشان میشود بعضیها را نمیشود.@ این را یادتان باشد خداوند در قرآن میگوید من برای هر کاری با بندهام میکنم منتظر کارهای بندهام هستم بندهام یک کاری میکند که من این کار را با او کردم بنابراین شما اگر زهیر را بریر را میبینید که امام حسین دنبال آنها هست مال این هست که اینها قبلاً خودشان یک کارهایی اختیاراً کردند و این لیاقت را پیدا کردند.@ در مورد نگاه و نگاه نامحرم به دُرّ و صدف مراجعه کنید حالا این 313 نفر یار امام زمان که گفتند که همه جهان باید آماده بشود 313 نفر لشکریان امام زمان هستند نه اینکه 313 نفر سربازان امام باشند 313 نفر سرلشکران و فرماندهان حضرت هستند.@ اگر عزت نزد خداوند و رسول و مؤمنین است پس چرا افرادی مانند کاسترو رهبر کوبا و دیگران بین مردم خودشان عزیز هستند؟ برای اینکه کاسترو و رهبران الهی دیگر حتی کمونیستهایشان شما مثل چگوارا در نظر بگیرید یا کسان دیگر اینها تجلیاتی از خدا را از خودشان بروز دادند حقگرایی فداکاری و زهد.@ شما کاسترو را ببینید اگر بروید زندگیش را ببینید یک زندگی عیاشی داشته باشد نه فداکاری کرده برای امت خودش برای مردم خودش حقگرایی کرده و نسبت به آن جامعه نسبت به آن مردم خودش وقتی که پا روی خودش گذاشته حاضر شده فداکاری بکند مبارزه بکند کشته بشود.@ شما بیش از هزار طرح ترور سازمان سیا علیه ایشان ریخته حاضر شده تا آخر عمر در ترس از مردن یعنی این حالت باشد به خاطر مردم خودش البته ایشان عقاید خوبی دارد آقای احمدینژاد فرموده بودند که ایشان در سفر به من گفته بودند که اگر از اختلاف مردم نمیترسیدم شیعه را دین رسمی کشورم اعلام میکردم.@ جابهجا کردن پول اشکال ندارد شما در خانتان صدقهای یا پولی داری میخواهید جابهجا بکنید پول خورد نیاز دارید بردارید اسکناس بگذارید اشکال ندارد استفاده کردنشان هم مراجع تقلید نوعاً اجازه دادند.@ مثلاً شما الان در خانتان صدقه دارید ده هزار تومان صدقه پول در خانه داری ولی هیچ پول دیگری در خانه ندارید و الان مهمان میخواهد بیاید یا غذا باید درست بشود یا نانی باید خریداری بشود موقتاً میتوانید از آن پول صدقه که کنار گذاشتید بردارید بعد جایگزین کنید.@ بله انسان هر چند هم گناهکار و آلوده باشد میتواند به مقام منتظر برسد و خودش را با امام زمانش هماهنگ بکند راه بسته نیست راههایش را هم در کتاب آشتی با امام زمان من توضیح دادم.@ اینکه میگویند ما وظیفهمان تبلیغ و بیدار کردن مردم هست یکی از کارهای کوچکمان امر به معروف و نهی از منکر هست ما باید تبلیغات وسیع فکری و فرهنگی راه بیندازیم کار بکنیم. اینهایی که میگویند اطلاعات ما خیلی کم است میخواهیم کار برای امام زمان بکنیم چکار بکنیم؟@ برنامه بگیرید اگر خانم هستند از خانمهای مؤسسه اگر آقا هستند از عزیزان مؤسسه برنامه بگیرند انشاء الله جزئیتر من راجع به این مسأله توضیح خواهم داد. چرا امام حسین گفته خدایا من مکر نکن(لا تَمکُر بی)؟ مکر خدا به معنای این هست که انسان مکر میکند و خودبهخود با خودش مکر میکند.@ انسان وقتی خدا را فراموش میکند در واقع خودش را فراموش کرده این که میگوید خدایا با من مکر نکن یعنی یک کاری نکن که من مورد مکر تو قرار بگیرم یعنی من را باز بدار از پیمودن مسیری که مورد مکر تو قرار بگیرم. اینکه دیدن فرشتهها منظور من دیدن به صورت چشم طبیعی نیست به صورت شهود هست شهود غیر از چشم طبیعی است.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@