انسان شناسی (قم) 4/3/1395
جلسه گذشته در باره شخصیت شناسی مومن بحثی را مطرح کردیم درباره نرمی قلب مومن و نرم خو بودن مومن که پیامبر اکرم9 فرمودند: «المومن حین لین حتی تخاله من الدین احمق». مومن رام و ملایم است به گونه ای که از نرمی فکر میکنی که آدم احمقی است .یعنی آنقدر نرم ورام هست که سر سختی وتندی وحسادت ازش دور است و گاهی وقت ها شخص فکر میکنه که با یک آدم احمق وساده طرف هست.که راجع به این قضیه قبلا توضیح دادیم قبل از این که وارد بحث بعدی درباره مومن بشویم لازم است که این نکته مهم رو لازم هست برای بار چندم عرض کنم که شخصیت شناسی مومن از این جهت لازم است که ما هرچقدر ابعاد شخصیتی مومن رو بشناسیم و خود رو به این شخصیت نزدیک کنیم در واقع شاکله ما با آخرت تناسب بیشتری پیدا میکنه.این نکته را یادمان باشه که قاعده درسی ما در انسان شناسی این بود که رابطه ما در دنیا با آخرت مثل رابطه بین دنیا با رحم مادر است. و ما اگر بخواهیم سعادتمند بشویم از شش تولدی که از رحم مادر به دنیا داریم فقط دو تولد نجات دهنده ماست . دو تولد سالم وسالم قدرتمند ..سایر تولد ها آن چهار نوع تولد دیگر هیچ کدام دوست داشتنی نیستند وما هم تحملش رو نداریم .برای این که بتوانیم سالم متولد شویم باید در این مسئله حریص باشیم که تعداد بیشتری از اسماء الهی رو در خودمون جای بدیم باید اخلاق الهی رو در خودمون تحقق بدیم . و هرچه اسماء الهی در خودمون داریم بیشتر شکوفا بشود ما با ساختار آخرت وبهشت تناسب بیشتری پیدا میکنیم.میزان سعادت و خوشبختی ودارایی یک شخص در آخرت به تعدادی از این اسم ها هست که از حق تعالی ذر خودش جای میده. لذا وقتی که شخصیت شناسی مومن رو میگیم که مومن این گونه است این گونه است هرچه این ها رو درخودمون تحقق بیشتری بدیم اون دو عنصر اساسی شخصیت مومن یعنی شادی وآرامش در زندگی دنیا بیشتر در ما ظهور خواهد کرد یعنی هم زندگی شادتر وآرام تری در دنیا خواهیم داشت وهم سعادت بالا تر وحسرت کمتری در آخرت لذا این معقوله ها رو باید جدی گرفت. صرف یک موعظه و پندی و یک حالت اخلاقی ایجاد شده نه وقتی حضرت داره راجع به مومن سخن می گه عرض کردیم داره گزارشی از یک حقیقت خارجی می ده. که ساختار خلقت الهی اینگونه است .که اونی که مومن است باید اینگونه باشه. مصلحتش هست که اینگونه باشه. خوب با تذکر چندین باره این نکته به سراغ روایت بعدی از وجود مقدس امیرالمومنین (ع) میریم المومن اذا وعظ ازدجر و اذا حضر حضر واذا عبر اعتبر و اذا ذکر ذکرو اذا ظلم غفر . چند خصوصیت از مومن ذکر کرده. این نکته هم راجع به نرمی است. در بین اسما الهی که مادر اسما هست و اگر انسان بخاد به همی اسما متصف باشه باید اون ام الاسما رو در خودش داشته باشه که در همه اسما حضور داره و قبلا هم توضیح دادیم و اون اسم شریف رحمان است در اسم شریف رحمان همش رحمت است. و هر اسمی مثل غفور ستار کریم رئوف رحیم عفو هر اسمی از اسما الهی رو که انسان بخاد دریافت بکنه لازمش وجود اسم رحمان است در انسان. این نرمی نرمی وجود انسان قدرت انسان رو در ظهور اسم رحمان بالاتر میبره. آدم هایی که نرم نیستند خشونت تندی بی عاطفه گی سردی انعطاف ناپذیری تسلب ذرشون زیاد است عصبانیت زود رنجی و حساسیت درشون زیاد است اینها هیچوقت نرم نمیشن وتا نرم نشن این اسم رحمان رو در خودشون نمیتونن تحقق بدن. وقتی اسم رحمان در یک کسی نباشه تخلق به سایر اخلاق براش امکان پذیر نیست یعنی همانطور که در یک خمیر اگر شما بخواهید به هر شکلی درش بیارید اول باید ورز داده شود نرم بشه و خشونت ها و خواری هایش و تندی هاش باید گرفته بشه تا این خمیر رو به هر شکلی که دلتون می خواهد در بیاورید . در نفس اگر بخواهد تحولی اتفاق بیفتد بدون نرمی امکان پذیر نیست .یعنی اینجور نیست بعضی ها هستند خیلی خشن و تندند بعد هم کلاس می روند و عبادت می کنند و فکر می کنند که یک تحققی پیدا میشه . اول باید در نفس اینها ورزیدگی ایجاد بشه یعنی باید اول شخص مقداری نرم بشه . خود عبادات و جلسات علمی هم همینطور است به نرمی کمک می کند شخص باید بداند که هدف چی هست؟ هدف کاهش تندی ها و تیزی ها و خشونت ها و سختی ها و تسلب هاست. مثل یک باشگاه ورزشی که اگر کسی داره میره باشگاه مثلا رزمی یا ژیمناستیک داره میره همه میدانند در ورزش رزمی یا ژیمناستیک اگر بدن نرم باشه این شخص بدرد اون ورزش نمی خوره. در ژیمناستیک یا در ورزش رزمی باید بدنش نرم باشه و پاهایش صدو هشتاد درجه باز بشه ولی پاهاش انعطاف نداره استخوان هاش سفته و اصلا باز نمی شه این بدرد این رشته نمی خوره. یا رشته هایی که نرمش می خواهد نرمش زیادی لازم داره انعطاف زیادی لازم داره در اینها بدن باید نرم بشه .اصلا وقتی که میخواهیم نرمش بدیم و ورزش بدیم اول نرمش و بعدا ورزش هر دوش باید اتفاق بیفتد تا این بدن نرم بشه و آماده بشه برای حرکات ورزشی و قدرتی . در نفس هم این اتفاق باید بیفته. در نفس تا نرمش و ورزش نباشه نفس آماده شکل گیری و تخلق نداره. یک کسی که می خواهد عفو بشه یک کسی که می خواهد بالاتر از عفو غفور بشه یک کسی که می خواهد ستار باشه اسم های خدا رو بگیره باید اول اون نرمش و ورزش در نفسش اتفاق بیفته. حوادث روزگار ارتباطاتی که انسان با دیگران برقرار می کنه شرایط زندگی زندگی خانوادگی زندگی اجتماعی زندگی سیاسی وضعیت معیشت اقتصادی تدبیر منزل و چیزهایی از این قبیل همه اینها ابزاری هستند برای نرمش و ورزیدگی نفس انسان . اگر انسان هشیار باشه و بش توجه کنه ورزیده می شود. گاهی وقت ها انسان چون نمیداند هدف چی هست با این مسائل که در سطح زندگیش پیش می آید بیشتر سخت میشه بیشتر از خدا دور میشه بیشتر غم زده میشه بیشتر مضطرب میشه اما قران می فرماید نه ما اگر برای شما بلایی حادثه ای مصیبتی می فرستیم این برای نزدیکتر شدن به حق تعالی ست و برای نرمش است. که دلتان نرمتر شود. آماده تر شوید واین زمختی نفس شما استقامت نفس شما شرک هایی که در وجود شما است شکسته بشه و این وجود کاملا شکل گیر بشه و بشه کاملا بصورت هر اسمی در بیاد. افرادی که فازشان و اون وجودشان حالا از نظر وراثتی از نظر محیطی از نظر ساختار شخصیتی افرادی هستند که نرم خو هستند و در مورد مومن هم داریم المومن قر الکریم مومن نرم و کریم هست. دل نرم است . افرادی که نرم هستند عاطفی و مهربان هستند اینها برای تخلق به اخلاق الهی سرعت فوق العاده بیشتری نسبت به بقیه دارند. آدم هایی متعصب خشن و زمخت براحتی شکل گیری ندارند لذا هر چه بیشتر نصیحت می شوند راحت در سرشان نمی رود. گاهی وقت ها هست که یک حرفه. سر یک کلاس ایطوره دیگه شما نگاه کنید پیغمبر (ص) با اصحاب صحبت می کرد پند می داد یک کسی اصلا در دلش نفوذ نمی کرد ولو تمام مدت رسالت پیغمبر کنار او بود به هیچ وجه این حرف ها که از زبان پیغمبر بود در او نفوذ نمی کرد یک کسی زود اشکش جاری می شد و تحت تاثیر قرار می گرفت اخلاقش عوض میشد شیوه هاشو عوض می کرد یک کسی با ده بار شنیده یک کسی با بیست بار شنیدن یک کسی با صد بار شنیدن این تحول درشون اتفاق می افتاد. بعضی ها هستند اینقدر آماده هستند که شنیدنشان با عملشان یکی هست. یعنی همین که میشنود میشود. جانور فربه شود از راه نوش آدمی فربه شود از راه گوش. بعضی ها شنیدن یا خواندنشون همین که کتابی رو می خواند شدن او یکی است. زود تحت تاثیر قرار میگرد. آنهایی که سخت جون هستند اینها می گویند شما چقدر ساده اید چقدر پخمه اید. چقدر هالو هستید .چقدر احمق هستید و زود باور میکنید. حالا یک حدیث خواندید و یک آیه شنیدید یا پای منبر چیزی شنیده اید زود عمل می کنید. بعضی ها اینجور نیستند. یعنی یک چیزی رو می دانند چه بسا خیلی عالی می دانند و برای دیگران می گویند اما وقتی می خواهند عمل کنند بیست سال سی سال چهل سال ممکنه طول بکشه خودشان عمل کنند. سخت هستند . یک آقایی آمده بود پیش من و می گفت همه فامیل از من التماس دعا دارند همشون. گله داشت تز خودش و میگفت هرکسی که مشکل داره میاد پیش من تا دعا بکنم همه فامیل به من پناه می آورند اما من یک مشکلی دارم که نتوانست حریف شوم وآن این است که من نماز نمی خوانم . پای هر منبری رفتم کتاب خواندم موعظه شنیدم ولی نماز نمی خوانم .این زمختی هست دیگه این پوست کلفتی هست دیگه. بعضی ها اینقدر شبیه الله هستند اینقدر نرم هستند و اینقدر به پبغمبر شبیه هستند که تا میشنود اتفاق می افتد. در عمل هم توانا هستند. کافیست بفهمد که تکلیف و وظیفش چیه؟ اما بعضی ها اصلا اینطوری نیستند خودشان را خیلی آدم های عاقل و فهمیده ای می دانند. و به بقیه ای که اینجور هستند می گویند چقدر ساده دل و پخمه ای هستند که این کار را می کنند. یعنی به همه چیز با شک و تردید نگاه می کنند . همه چیز رو با مقاومت و پوست کلفتی نگاه می کنند. یک حجاب رو می خواهد رعایت بکنه می بینه پانزده سال طول می کشه قانون حجاب رو رعایت بکنه. زیر بار حجاب بره. الان خانمی برای من نامه نوشته بود که من الان حدود بیست ساله بین اینکه بالاخره محجوب باشم یا نباشم تردید دارم. یک موقعی چادر سرم می کنم یک موقعی مانتو می پوشم یک موقعی بد حجابم هنوز تکلیفم با خودم روشن نیست. ولی یک کسی نه همون ابتدا میدونه تکیفش چیه و میگه چشم. اگر خدا اینو میخواهد چشم رعایت می کنم. فلان چیز حرام است. چشم. دیگه نمیرم سراغش. ولی یک کسی تا بیاد از خودش حرامی را دور بکند یا یک واجبی برای خودش هموار بکنه سالهای سال طول می کشه. این اگر نتواند در این دنیا این نرمی را بدست بیاره از شب اول قبر به بعد آنقدر به او فشار میدهند و آنقدر عذاب باید ببینه تا نرم بشه . یک آدمی که در مقابل دستورات دین زمخت است . یک کسی میبینی ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوقی را مطالعه میکنه این ثواب ها رو که می خواند خیلی راحت میره انجام میده و زود رشد میکنه و عقاب الاعمال رو که میخواند با عقاب ها ک روبرو است میترسد و زود حیا میکند و انجام نمی دهد. ولی یک کسی نه باید اینقدر به او گفت ده ها بار تکرار کرد آخرم براحتی انجام نمیده.مثلا یک کسی میگه امیر المومنین گفته مسلمان واجبه روزی پنجاه آیه قران بخواند .همین که شنید حتما روزی پنجاه آیه رو می خواند. و اصلا مقاومتی نداره. پوست کلفتی نمیکنه. بعضی ها هستند در حالی که عالم هستند و می فهمند و سواد هم دارند اما تا بیاد این پنجاه آیه رو برای خودش هموار کنه ده سال طول می کشه.نگیم چرا من پنجاه ساله دارم نماز میخوانم روزه میگرم عبادت می کنم چرا یک نفر از گرد راه رسیده یکدفعه این اینقدر رشد کرده . موضوع شدن است موضوع آن سرعت نرمی است .حر ده ساعت یا کمتر از بیست و چهار ساعت یک مسیری که کسی باید صد سال بره در ده دوازده ساعت طی میکنه چون نرم میکنه خودش را . خودش را خرد میکند. حالا آماده پذیرش است. امام که در مورد بسیجی ها فرمود که ره صد ساله را یک شبه طی کردن اینها یک شب نرمی صد سال را برای خودشان هموار کردند .در یک شب اینقدر نرم شدند . ما کسانی داشتیم تا بعد از ظهر عاشورا در لشگر عمر سعد بودند مقبل امام حسین بودند. بعد از ظهر آمدند به سپاه امام حسین. ولی این حرکت از این سمت لشگر به آن سمت خیلی نرمی می خواهدبپذیره امام حسین (ع) رو. دلش نرم بشه تا بتواند جانش را برای امام حسین بده . این اتفاق خیلی مهمه. طول زمان مهم نیست . یعنی نگید چرا طرف از گرد راه رسیده .یکادواردو انیلی هم هست که پدر و مادر او صحیونیسم داره اما در یک زمان کوتاه آنقدر نرم می شود که وقتی خدمت امام می رسد امام پیشانی او را می بوسد.و بعد هم به شهادت می رسد. ما اینقدر در اروپا آسیا آمریکا آدم هایی داریم که اینها اگر پیام اسلام را بشنوند و با معارف آشنا بشوند یک مسیر چهل پنجاه شصت سال رو چند ماه طی می کنند. نرمی خیلی مهمه. باتوجه به اینکته حضرت راجع به مومن می فرماید مومن وقتی موعظه می شود باز می ایستد . همین که موعظه به گوشش بخورد زود ترمز می کند. اینقدر نرمه. موعظه در قلب مومن خوب اثر می کند. موعظه از واجبات زندگی انسان است. در روایت داریم خداوند یک بخشی از عذاب جهنم رو برای کسانی قرار داده که از موعظه خوششان نمی آید. در فرهنگ غرب الان هم در کشور ما زیاد رواج داره میگن که من قصد موعظه کردن تو رو ندارم انگار که یک کار توهیمن آمیزی هست یا من از موعظه خوشم نمی آید. این حرف غلطیه. هرکس از موعظه خوشش نیاد اهل عذاب است. همه به موعظه نیاز دارند. موعظه چیزی است که اهل بیت (ع) به اصحابشون می گفتند ما رو موعظه کنید. وعظ و موعظه خیلی خوبه. پای منبر بودن پای منبر های سنتی بودن مثل مجالس ختم و این مدل منبرها مثلا وقتی آقا بالای منبر می رود و صحبت می کند خیلی ها می گویند ما نیازی نداریم بشنویم این اشتباه است. میگن حالا اگر روضه می خواندند بد نبود شعر و مداحی می خواندند .الان هم که اینطوره برای مداحی همه جمع میشوند اما عالم که می خواهد صحبت کند همه فرار می کنند. در حالی اصل اینست. آن فرمایشات و احادیث و آیات و موعظه هاست که دل انسان را نرم میکند. البته مداحی و گریه هم جای خود داره و اثرات خودش را دارد . ما به موعظه خیلی احتیاج داریم. فوق العاده نیاز داریم. برای نرم شدن دل لازم نیست کسی که می خواهد مرا موعظه کند حتما از من بالاتر باشد ازمن بهتر باشه نه. هر کسی می تواند. ما بارها دیدیم در زندگی بزرگان مراجع و علما پای درس طلبه سال اولی دومی که داشته جایی صحبتی می کرده و موعظه ای می کرده می نشستند. چون می خواهد نرم و تازه باشد یک نسیمی هست به او می خورد. مومن اینگونه است که وقتی موعظه می شود خوشش می آید. وقتی هم موعظه میشود باز می ایستد. همین که شنید انجام میده. مقاوم نیست. واذا حضر حضر .وچون برحضر داده شود حضر کند. پس وقتی به او می گویند فلان کار گناه است ترک می کند .ترک کردن برایش آسان است. سخت نیست .وقتی هم باز داشته می شود حتما حضر می کند می ترسد . پرهیز می کند. دل نرمی داره. مثلا میشنود زن داری یعنی چی . زنداری اینگونست شوهرداری اینگونست با فرزند باید اینگونه رفتار کرد وظیفه اقتصادی ما در خانه این است و .... و یک کتاب که در مورد اخلاق خانواده می خواند برایش کافیست. بعد می بینیم که خیلی خوب و نرم در خانه رعایت میکند. بعضی ها حتی برای شنیدن پوست کلفتی می کنند. بعضی زن و شوهر ها میان برنامه میگیرند می بینیم آقا خیلی خوب انجام داده و بعد میاد میگه خاننم هرکاری می کنم حتی یک سی دی هم گوش نمی کند. و کتاب هم نمی خواند. امام صادق (ع) کلید تمام بدبختی های انسان در دنیا و آخرت دو چیز است تنبلی و بی حوصلگی .مثلا مرد باور می کنه و انجام میده و رشد میکنه اما خانم اصلا خوش باور و نیست و مقاومت میکند و می گوید این حرفها چیه و این فرد رشد نمی کندو از همسرش فاصله می گیرد و دیگر این زن محبوب این مرد نمی تواند باشد. یعنی یواش یواش از نظر عاطفی هم از هم فاصله می گیرند. یا برعکس یا بیشتر بگم که مردها پوست کلفت هستند. غالبا خانم ها خیلی خوب گوش میدهند ولی شوهرهاشون نه .مثلا ما چند برنامه ومهارت به ایشان دادیم که هردو باهم انجام دهند ولی شوهر زیر بار نمی رود . مثلا چند سخنرانی پنجاه دقیقه ای رو حاظر نیست گوش کنه و مقاومت نشان میده این مرد مصداق این است یجعلون اصابههم فی آذانهم این فرد یقینا دست هایش را در گوش کرده و نمی خواهد بشنود. پوست کلفته نمی خواهد حرف گوش کند. میبینیم خانمش خیلی خوب و عالی رشد می کنه اما مرد راضی به این کار نیست. ما حتی متاسفانه این حرکت رو در طلبه هاهم داریم میبینیم شوهر درس می خواند کلاس علمی و فقه وفلسفه می رود منطق می رود بهداز ظهر هم موسسه تخصصی یک رشته می خواند. ولی میبینی از نظر اخلاق و تربیت فرزند و برخورد با همسر .هم فرزندش ازش متنفر است هم همسرش.اون کارهارو خوب انجام میده زبان میخونه درس میخونه ولی وقتی نوبت به انجام وظایفش میرسه میبینه اصلا نرم نیست فقط بلده درس بخونه یعنی هوشش خوب است فقط عقل نداره اصلا .مثل ضبط صوت هی درس میخونه میره بیست میگیره الان ارشد گرفته فردا دکترا میگیره .الان سطح دو است سطح سه است ...هی میره بالا .خونه اش که میری میبینی این نه همسرش دوسش داره نه بچه اش عاشقش هست نه دو رکعت نماز بلده بخونه دکترا داره استاده ولی رو سجاده بره نیم متر هم نمیتونه بلند بشه .نه خواب خوبی داره نه کشف وشهودی هیچی .نه معنویتی فقط شده کسی که مغزش پر ازاطلاعاته .نمیتونه یک رابطه معنوی خوب با اهل بیت برقرار کنه یه مجلس روضه که میره نمیتونه استفاده کنه یه حرم که میره انگار میخان جونش رو بگیرند با نماز روزه سحر با شب هیچ رابطه ای نداره .درس خوب خونده خوب هم بلده جواب بده ولی اصلا نورانیت وروشنایی نداره این آدم .مومن این جوری نیست.وقتی میگه این کار خوبه انجام میده میگی این کار بده انجام نده انجام نمیده خیلی زود شکل میگیره .پوست کلفت ها خدا تودنیا یکسره میزندشون تا بلکه نرم بشوند .که به قبر کشیده نشه ولی بعضی ها هی میخوزند و نرم نمیشوند .یعنی خدا هی میزنه که این ها یه تکونی بخورند سرطانی مریضی تب لرز تصادفی چیزی .بلکه تکانی بخوره واین خدا نکرده میمونه برای شب اول قبر وبد هست.طرف شهید شده در رکاب پیامبر ولی وقتی تو قبر میزارندش پیامبر فرمود این الان دچار فشار قبر شد چرا چون این زمخت بوده اخلاقش بد بوده است.پوست کلفتی خوب نیست .آقا فهمیدی یه کاری بد است انجام نده یا یه کاری خوبه انجام بده .پیامبر فرمودند اگر کسی نمازش را اول وقت نخواند من شفاعتش نمیکنم.خوب این کافی نیست که فهمیدی مورد شفاعت پیامبر قرار نمیگیری .خوب نمازت رو اول وقت بخون دیگه .از این وحشتناک تر که شفاعتی شامل زنا کار وگناه کبیره تعلق میگیره ولی به نماز اول وقت نخون تعلق نمیگیره .آقا پیامبر فرمود مراع نکنید کسی که قیل وقال بکنه ولو حق با او باشه در خوانواده من شفاعت نمیکنم همچین کسی رو که محیط خونه رو به تشنج بکشه ومراع راه بیاندازه .کافیه آدم دهنش رو ببنده. وسواسی ها پوست کلفت ترین آدم های جامعه هستند .میگه آقا یکبار آب بریزی کافیه دوبار آب بریزی کافیه نه...زیر بار نمیره هر کاری کنی نه....وسولسی بودن ایستادگی در برابر اندازه های خدا است آدم وسواسی در برابر حدود الهی میاسته .آدم های نرم این طور نیستند میگه آقا یک بار بریزی کافیه خوب باشه سریع گوش میده.نیم ساعت وضوش طول میکشه این پوست کلفت است : واذا عبره اعتبره اون موقعی که به یک مومن پند میدن پند پذیره عبرت میگیره یعنی این طور نیست از کنار یک حادثه سریع رد بشه از مرگ دیگران از کار دیگران از شکست دیگران از ذلت دیگرانپند میگیره عبرت گیر است مومن .آقا وظیفه ما درباره پدر مادر اینه شنیده که با پدر مادر چگونه باید رفتار کنه همین کافیه براش.کسی که میگه گوش من از این حرف ها پر است این خیلی آدم خطر ناکی است من از این آدم خیلی بهتر بلدم این حرفها رو خودم بهتر بلدن . پس چرا نرم نشدی اگر بهتر بلدی پس چرا چاق نشدی.آدمی فربه شود از راه گوش پس چرا این شنیدن ها تاثیری روی تونگذاشته پس .آدم هایی که پوست کلف هستند زیاد دچار شک وتردید میشوند واین ادم ها هی گرم میشوند مهربون میشوند ودوباره دچار شک وتردید میشوند وشل میشند پوست کلفتی زیاد دارند لذا آدم باید همیشه شرایط خودش رو توی ارتباط با تغذیه معنویش به گونه ای قرار بده که هیچ گاه سفت نشه و همیشه نرم باشه سفت نشه ازدواج میخای کنی یک طوفانه بچه دار بشی داستان داره شاغل بشی رشته انتخاب کنی باید به گونه ای انجامش بدی که منجر به سفتی تو نشه.همین که انسان غافل شد و وارد یک فعالیت جدید شد وسفت شد همون فعالیت قبر اون آدم میشه و دفنش میکنه کی گفت تو آماده نبودی از لیسانس بری فوق لیسانس همین فوق لیسانس بد بختت کرد چرا هنوز آماده نبودی بار دکترا رو روی خودت تحمیل کردی ده سال دیر تر دکترا بگیر ما این چیز ها رو وحی منزل میدونیم ووقتی که نوبت به ساختار خودمون میشه وقت نداریم کار دارم گرفتارم .علی (ع) در مورد این جور افراد میفرماید ان من ابغض الرجال الی الله لعبد وکله الله الی نفسه حضرت میفرماید یکی از مبغوض ترین افراد در نزد خدا کسانی هستند که خدا واگذارشون کرده به خودشون ادب ندارند برنامه ندارند روش ندارند منش ندارند .اذ دعی الی هرسل دنیا الی عمل : برای کار دنیایی که بهشون میدی وقت دارند الان همه حولند برن دکتر مهندس بشوند برا این جور کارا ووقت دارند یه دعوت سیاسی اجتماعی هنری و... وان دعیه الی هرسا آخره کسل :وقتی به کار های آخرت و خود سازی دعوت میشوند تنبل هستند وقت ندارند نمیرسم نمیخام واین زمختی رو ادامه میدهند ...کانهو ما عمل لهو واجبه علیه ...انگار که این کار های مسخره بازی که انجام میده انگار واجب شرعی شده گرذنش باید همه رو انجام بده هی بار به خودش اضافه میکنه ... وکانه ما ونا فیه ثاقته انه... مثل این که اون چیز هایی که توش تنبلی میکنه ازش ثاقت شده نه ولله از ما نرمی تخلق به اخلاق الهی برداشته نشده ثاقط نشده از ما پنجاه تا سوال قیامت برداشته نشده سوال شب اول قبر برداشته نشده پس چرا تبل هستیم تو این چیز ها پس کی میخواهیم وقت بگذاریم برای این ها .این پنجاه سواال رو کی میخواهیم بفهمیم وکی میخواهیم بهش عمل کنیم هر وقت هم میگیم الان وقت این جور کارهاست میگه خوب من که الان گرفتارم درس داررم کار دارم نمیرسم من استادم دکترم مهندسم....بابا تو الان از هفت روز هفته چهار روزش داره نمازت قزا میشه حالا یه موقع آدم ماهی یک بار نمازش غزا بشه ...پس کی میخواهی به داد خودت برسی الان هفته به هفته یک نمازی ذکری دعایی توسلی ...هیچی نداری پس کی میاد این وقت که تو نرم بشه دلت پس کی میاد این وقت که تو با خوانواده ات دوست بشی ودلت محل رفت وآمد خانواده آسمانیت بشه وبری زیر چادر امام زمان ما هر روز وقت نداریم او هرروز هل من نا صر ینصرنی میگه ولی ما وقت نداریمهنوز هم آواره ترد شده تنهای یگانه هست اشرید الترید الوحید ما وقت نداریم بریم زیر چادر حضرت .میگیم آقا ما برای خودمون دکتریم مهندسیم کسی هستیم وقت نداریم .نه خدمون به وفاداری رسیدیم نه تلاشی برای هم ذلی دیگران میکنم.فرصت برای کار برای امام زمان ندارم .امام صادق (ع) در حدیث عنوام بصری فرمد به عنوان بصری اولین کاری که ادم باید بکنه این است که برای خودش هی کلاس نزاره وبرنامه ریزی کنه چون کسی که این کار را برای خودش کند مقاوم وپوست کلفت میشود .اولین تدبیر من این است که بیافتم در مسیر بندگی وپوست کلفتی ومقاومتم رو کم کنم وخود سازی هایم راانجام دهم .هروقت که ما را دعوت به خودسازی نرمی تحجد خدمت به امام زمان میکنند ما کار داریم تدبیر یعنی به امام میگی من مشغول کارم نمیرسم وقت ندارم بیام در چادر شما خودم برای خودم کسی هستم .هرچی هم امام زمان میگه هل من ناصر ینصرنی گوش کر اسنت .پوست کلفتی یعنی هی میگیم آقا این دوربین های جلو عقب موبایلتون رو ببندید ای سیستم اندروید از شما عکس میگیرند فیلم میگیرند وصداتون رو ضبط میکنند با این که گوشیتون خاموش باشه .از ناموس شما در خانه که سرش باز است عکس میگیره خیلی از رفقا دیدم با این که از من شنیدند باز هم دوربینشون باز است خوب این میشه پوست کلفتی بابا ناموست رو دارند میبینند بس نیست ..نه این شهوت تلفن همراه وشبکه های مجازی و قرتی بازی های این جوری نمیزاره که این اتفاق بیافته هیچی مومن این گونه نیست .یهموقع هست پرسه زدن تو این شبکه های اجتماعی جهادی است عیب نداره ولی یه موقع میبینی آدم چهل سال پنجاه سالشه نمیتونه از این شهوت تلفن بگزره سرباز اسرائیل وآمریکا است .همه هم میگویند ای برای عوام است من خیلی آدم مهمی هستم باید باتمام این شبکه ها باشم دیگه دل میمونه برای آدم این جوری روح میمونه .واذا ذکر ،ذکر .مومن وقتی بهش تذکر میدهند زود متذکر میشه. ان ذکر تنفع المومنین :تذکر براش خوبه .دوست هم داره از تذکر بدش نمیاد ناراحت نمیشه هرکی هم میخواد بهش بگه ناراحت نمیشه میشنوه . واذا ظلمه غفر :مومن وقتی بهش ظلم میشه مغفرت داره .عفو یعنی جریمه نکردن وتلافی نکردن ولی مغفرت یعنی انقدر خوش دل است که با کسی که بهش بدی کرده جوری رفتار میکنه که انگار هیچ کاار نکرده کینه به دل نمیگیره .ما الان از پنج ازدواجمون چهار تاش طلاق است به خاطر این که زن ومرد ها هی میگیرند ونگه میدارند در دل هاشون مومن این گونه نیست مومن اگر غفور باشه این جوری نیست که یکسال از زنش از بچه اش چیزی تو دلش باشه .غفور یعنی پاک میکنه چیزی نگه نمیداره در دلش.اگر هم ناراحتی داره به زبان میاره ومیگه که پاک بشه درروایت داریم کم ترین درجه دلچرکینی وکینه نمیزاره که انسان وارد بهشت بشه .حالا مثلا بهش ظلم شده از دوستش همسایش خانومش میگه نه من بهم توهین شده حالا مگه تو به خدا توهین نمیکنی اگر توهین های تو به خدا رو حساب کنند یک جنایت عظیم است نماز خوندن های ما توهین به خداست وعبادت های ما غالبا توهین به خداست ولی خدا به دل نمیگیره خداوکیلی از اول عمرت دو رکعت نماز خوندی که درست با خدا حرف زده باشی دو رکعت با حضور قلب کامل : ما نمازهامون پر از توهین است وبی ادبی است.خوب به تو توهین شده که شده المومن مکفر : مومن مورد کفران قرار میگیره این زینت مومن است که مورد کفران قرار بگیره حالا قدرش رو ندونند .حالا ندونستند.مگه ما با غیر خدا کاری داریم که حالاقدر ما رو بدونند یا ندونند ...قل ان صلاتی منسوکی ومحیای ومماتی لله رب العالمین اگر برای خدا هستی حالا چه توقعی داری که تعریف کنند یا فحش بدهند مومن زاهد است نه تعریف ها براش ارزش داره در دلش نه فحش دادن ها .مومن قدرتمند است و همه قیمتشش را با بالا میسنجد وقتی خودش را به الله فروخته است چرا مغفرت نداشته باشد چرا عفو نداشته باشد چرا کینه از گذشته داشته باشد وجر وبحث راه بیاندازد.مومن فرار میکنه از بحث وقیل وقال بعضی ها یکسره دوست دارند حرف بزنند قیل وقال راه بیاندازند گذشته رو به رخ بکشند وبنشینند برایش غصه بخورند مومن این طور نیست دوست داره سریع رد بشه ازش .من بکاعلی الدنیا دخل النار کسی کهبرای دنیا گریه کنه جهنمی میشه .مومن اصلا برای جهنم گریه نمیکنه اگر اتفاقی براش بیافته میزاره برای خدا ئرد میشه ومومن اونقدر کریم است وسرعت داره که اصلا وقت نداره برای دنیا گریه کنه مومن فرصت نداره غمگین بشه دلچرکین بشه غصه بخوره .خدا رحمت کنه مرحوم الهی قمشه ای رو آدم آزادی بوده منشش هم این جوری بوده ها .دزد خونه اش رو زده میگه حلالش من قیامت وقت ندارم ببینم کی چی برده این سیره عملی اش اون هم فرمایشاتش :من طائر قدوسیم مرغ گلستان نیستم مست می لاهوتیم زین می پرستان نیستم تا میرسه به کجا از مهرت ای خورشید جان این مهری که از آسمان به دل انسان میافته آدم رو نرم میکنه ...از مهرت ای خورشید جان چون ذره ام هر سوروان مجذوب حسن دیگران ای ماه خوبان نیستم.مومن گدا نیست ضعیف نیست التماس عاطفی از کسی نداره گدایی عاطفی از کسی نمیکنه عاطفه میورزه ها مومنی که عاطفه نداره مومن نیست اصلا پیامبر فرمودند :لا خیر فی لا یعلفه ولا یعلف : در کسی که الفت نمیگیره و نمیگذاره که با او الفت بگیرند خیری هم نیست . میبینی الان خانومش بهش احتیاج داره سه ساعت با این تلفن ور میره بچه اش بهش احتیاج داره نمیتونه با از این تلفن دست بکشد. دو ساعت نمیتونه با خوانواده اش هم صحبت بشه وهم کلا م بشه همش داره تو فزاهای مجازی و بازی ها سیر می کند. اما مومن با وجودی که بی نهایت عاطفی است، عشق عاطفه و محبت را از کانون اصلی خودش دریافت میکند. مومن آزاده و آزاده است .
خدایا به حق محمد وآل محمد حقیقت ایمان رو به ما عطا بفرما دل های ما را برای پذیرش ایمان آماده بفرما.
ایام ایامی است که کتاب امام خمینی و خود آگاهی تاریخی را توصیه میکنم نوشته آقای طاهر زاده است که در این ایام پانزده خردا و ارتحال امام برای شما به قیمت مناسب دوستان تهیه کردند حتما استفاده کنید .