اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ از این جلسه انشاء الله آخرین مرحله بحث تأمین عاطفی در خانواده که بحث مهرورزی هست را آغاز میکنیم و اعتراف هم میکنیم که بحث مراحل قبل مثل بحث احترام و همچنین مباحث قبل مثل بحث تأمین مادی و تأمین اقتصادی آنطور که دلمان میخواست تکمیل نشد.@ ولی وقتمان محدود است انشاء الله اگر فرصتی شد ما در دوره بعدی مباحث را انشاء الله تکمیل خواهیم کرد بحث رحمت و مهربانی و عطوفت و الفت در خانواده بحث بسیار بسیار مهم و حساس است و اینها از خصوصیتهای یک زندگی پویا و انسانی است.@ به طوری که رسول اکرم(ص) میفرماید(لا خَیرَ فیمَن لا یُؤلَفُ وَ لا یَألَف) در کسی که با آن الفت گرفته نمیشود نمیگذارد که با آن الفت بگیرند و خودش هم الفتگیر نیست خیری نیست یعنی این فرمایش خیلی واضح هست این آدم آدم خیری نیست.@ کسی که نه اهل این هست که خودش به دیگران الفت بگیرد و نه اجازه بدهد دیگران با آن مأنوس بشوند و در خانوادههای زیادی ما این سردی رابطه را داریم که حالا در این باره هم باز باید صحبت بکنیم. مسأله مهربانی و رأفت و رحمت در خانواده نسبت به همدیگر مهرورزی نسبت به همدیگر یک مبنا برای تشخیص میزان رشد انسانی انسان و میزان سلامت خانواده هست.@ اساساً انسان زمانی میتواند با دیگران الفت بگیرد دیگران را دوست داشته باشد و نسبت به دیگران مهرورزی بکند که رشد انسانی صحیحی داشته باشد چون قرآن میفرماید هیچ صفتی نیست هیچ کمالی نیست مگر اینکه خزائنش در نزد ماست(وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) یکی از آن صفتهای انسانی مهربانی هست رأفت هست رحمت هست.@ در انسانها وجود دارد در حیوانها هم به یک نحوی وجود دارد از خزانه غیب الهی در موجودات قرار داده شده و چون غایت انسان این هست که به خداوند نزدیک بشود و نزدیکی یک شبیه شدن اخلاق خدا را پیدا کردن یکی از میزانهای مهم برای رشد انسانی یک انسان این هست که اسم رحمان خدا در آن چقدر تجلی کرده.@ یک انسان را از میزان مهربانیاش، رأفت و رحمتش با دیگران میشود تشخیص داد که این چقدر اسم رحمان در آن تجلی کرده و رشد کرده پس این یک معیار هست فراموش نکنیم حقیقت انسان که ایمان آن را تشکیل میدهد چون انسان وقتی که ایمان نداشته باشد از نظر قرآن انسان نیست.@ شکل ظاهری انسان را دارد ولی باطن و حیات انسانی را ندارد حیات انسانی را همانطور که در درسهای گذشته خدمتتان عرض کردیم فقط دین تعیین میکند دینداری و ایمان، (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ) خدا و رسول وقتی که اجابتشان بکنید به شما حیات میدهند.@ این حیات را میگویند حیات ویژه انسانی، پس هر چقدر شخص مؤمنتر باشد به معنای حقیقیش انسانتر هست و از علائم افزایش ایمان یک نفر افزایش عشق و علاقهاش به همسرش، فرزندانش، پدر و مادرش و سایر انسانهاست.@ هر چقدر یک نفر بتواند دیگران را دوست داشته باشد ایمان بیشتری دارد به خدا نزدیکتر هست یعنی اسم رحمان خدا اسم رئوف خدا در او تجلی بیشتری دارد این یک قاعده است اگر بخواهیم بفهمیم یک نفر چقدر مؤمن است چقدر واقعاً حزب اللهی است چقدر به خدا نزدیک است چقدر پیش خدا عزیز است.@ باید ببینیم چقدر با دیگران مهربان هست چقدر رأفت و رحمت نسبت به دیگران دارد این یک قاعده خیلی خیلی مهم هست که خواهش میکنم عزیزان به این قاعده دقت بکنند چقدر پیش خدا ارزش داریم چقدر به خدا نزدیک هستیم چقدر پیش خدا عزیز هستیم.@ به میزانی که همسرمان و اطرافیانمان را فرزندانمان را پدر و مادرمان را فامیلمان را خواهر و برادر و دیگران را دوست داریم میتوانیم به آنها مهرورزی کنیم بدون چشمداشت بتوانیم بیدریغ محبت بکنیم و طمعی هم از این محبت نداشته باشیم این یک قاعده خیلی خیلی مهم هست.@ امام صادق(ع) این قاعده را با این بیان به ما فرمودند که(کُلَّما إزدادَ لِلعَبدِ إیماناً إزدادَ لِلنِّساءِ حُبَّاً) هر چقدر ایمان یک نفر زیادتر میشود علاقهاش به همسرش بیشتر میشود در روایت دیگر داریم نه فقط همسر یعنی مرد نسبت به زن، بلکه زن نسبت به مرد و مرد نسبت به مرد، دوست نسبت به دوست، افراد اجتماع نسبت به هم.@ من یکی از آنها را بخاطر ضیق وقت عرض کردم موارد زیادی داریم که هر چقدر ایمان یک نفر به معنای حقیقی زیادتر بشود علاقهاش هم به همسرش و اطرافیانش هم بیشتر میشود از این طریق ما میتوانیم بفهمیم که یک نفر چقدر واقعاً رشد انسانی کرده رشد ایمانی کرده و رشد حقیقی کرده.@ اما اگر یک کسی آمد ادعای ایمان کرد ولی آدم بیعاطفهای بود آدم سردی بود آدم ضعیفی بود آدم خشنی بود آدم بداخلاقی بود باید حتماً در ایمانش تردید کرد یعنی ایمانش بسیار ضعیف هست که نتوانسته حقیقت ایمان را که شبیه شدن به خدا و صفات خدا را پیدا کردن در این تجلی بدهد در این شخص تجلی بدهد.@ یکی از کارکردهای مهم ازدواج همین حالت رحمت و مودت هست قرآن کریم میفرماید(وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً) در سوره مبارکه روم آیه 21، از نشانههای خداوند تبارک و تعالی این هست(وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً) اینکه از جنس شما برای شما همسرانی را خلق کرد.@ که(لِتَسْكُنُوا إِلَيْها) به سکون و آرامش برسید در کنار این همسرتان(وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً) که البته یک بحث معنوی خیلی خیلی ظریف و شیرینی دارد که البته طولانی هست اگر میخواستیم عرض بکنیم خدمتتان طولانی هست که چرا هم مودت را گفته رحمت را گفته باطن این دوتا کلمه چی هست بگذریم.@ میفرماید بین شما مودت و رحمت قرار داده مودت یعنی چی؟ که حتماً در کارکرد زندگی این هست یعنی اگر زن و شوهری با هم ازدواج کردند بینشان مودت و رحمت ایجاد میشود خداوند قرار داده این مودت و رحمت را، یعنی علامت یک ازدواج موفق و یک زندگی موفق هست.@ میفرماید که خداوند بین زن و شوهر مودت و رحمت قرار داده مودت نوع خاصی از علاقه هست نوع خاصی از دوست داشتن هست نوع دوست داشتن در مودت به این شکل هست که در مودت شخص حاضر است بخاطر طرف مقابل فداکاری بکند.@ یعنی چند مرحله دارد اینکه او را اذیت نکند اینکه اگر او نیاز دارد این شخص فداکاری بکند نیاز طرف مقابلش را برطرف بکند و ضمناً کارهایی را هم که محبوبش دوست دارد انجام بدهد برای شاد کردن او برای خوشحال کردن او این کار را انجام بدهد این را مودت میگویند مودت یعنی محبتی که در او واقعاً عمل وجود دارد.@ یعنی شخص حاضر است عمل بکند حاضر است زحمت بکشد فداکاری بکند تا نشان بدهد که طرف مقابلش را دوست دارد بنابراین میفرماید(وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً) زندگی زناشویی زندگی است که فداکاری میطلبد در مورد اهل بیت هم ما این مودت را داریم.@ یعنی دوجا به کار رفته یکی همین جا بین زن و شوهر یکی هم در مورد اهل بیت، ببینید این مودت بین زن و شوهر چقدر قیمتی هست که خداوند این را در اوجش درباره اهل بیت به کار برده(قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى) به عنوان مزد رسالت پیامبر میفرماید مودت خاندانم را قرار داده.@ خداوند تبارک و تعالی میگوید من از شما مزدی جز مودت خاندانم نمیخواهم در مورد اهل بیت هم همینطور هستند عده زیادی هستند که ابراز علاقه و عشق به اهل بیت میکنند اما وقتی که نوبت به فداکاری نسبت به اهل بیت میرسد.@ بخصوص وجود مقدس امام زمان که باید برای امام زمان کاری کرد و فداکاری کرد آن موقع است که در بوته عمل خیلیها هستند که حاضر نیستند فداکاریهایی که باید برای امام زمانشان انجام بدهند انجام بدهند فقط دوست دارند بله این دوست داشتن هم مورد تأیید است علاقه دارند علاقهمند هستند ولی وقتی که نوبت عمل میشود این علاقه کافی نیست.@ خداوند از ما نخواسته که اهل بیت را دوست داشته باشیم خواسته که برایشان فداکاری بکنیم که حالا این بحث الان به موضوع بحث ما ربطی ندارد اما به هر حال این مودت در خانواده این هست که زن و شوهر باید برای همدیگر فداکاری بکنند مراتب فداکاری مختلف هست.@ این فداکاری و مودتی که خدمتتان عرض میکنم مختلف هست ما میخواهیم مهرورزی بکنیم میخواهیم محبت داشته باشیم نسبت به خانواده خودمان این را من به چند قسمت تقسیم کردم خدمتتان دانهدانه عرض میکنم یعنی ما میخواهیم به طرف بفهمانیم که ما به تو علاقه داریم.@ تو را دوست داریم و از وظائف ما هم هست که این کار را انجام بدهیم باز تأکید میکنم این جمله چند بار تکراری خودم را که تأمین عاطفی و مهرورزی از واجبات یکی زندگی است یعنی هیچ کس نه زن و نه مرد نمیتواند از این شانه خالی بکند اگر شانه خالی بکند قطعاً در نزد خداوند تبارک و تعالی مقصر هست قطعاً مقصر هست.@ ما میخواهیم محبت بکنیم مهرورزی بکنیم بر ما واجب و لازم هست که این کار را انجام بدهیم من یک مقدار بیشتر در مورد این لزوم صحبت بکنم بعد قسمتهای مختلف را هم خدمتتان بگویم ما چون انسان هستیم و یک هدفی از خلقت ما وجود دارد در این هدف از خلقتمان که به بینهایت رسیدن هست شبیه خداوند شدن هست.@ داشتن اسماء و صفات حق تعالی شکوفا شدن آن اسماء و صفاتی که از خدا در وجودمان هست میباشد فقط و فقط در مسیر خلقت با خداوند سروکار داریم یعنی من یک زمانی پیش خدا زندگی میکردم(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) ما میگوییم ما معاد داریم، معاد یعنی چی؟@ یعنی بازگشت به سوی خداوند، پس من قبلاً بودم پیش خدا که حالا میخواهم پیشش برگردم رفت که نیست بازگشت است در قرآن همه جا سخن از بازگشت پیش خداوند هست یک مرحله من نزد خداوند بودم زندگی میکردم مدتی در دنیا آمدم و مدتی میخواهم پیش خدا برگردم.@ کمال من هم در این هست که وقتی برگشتم بیشترین شباهت را به خداوند تبارک و تعالی داشته باشم یعنی اینکه پیامبر میفرماید(تَخَلَقُوا بِأخلاقِ الله) منظور از شباهت همین است یعنی اخلاق الهی را پیدا کرده باشم شبیه اصل خودم شده باشم جنبه جنسی و بدنی همین جنبهای هست که ما در دنیا پیدا کردیم جنبه عارضی ما هست.@ و الا حقیقت انسانی نه زن است نه مرد. حالا من در دنیا وظیفهام این هست که خودم را برای زندگی مرحله بعد آماده کنم زندگی دنیا تمرینی است برای زندگی کردن در مرحله بعد از دنیا، اینجا سروکار من با خداست.@ یعنی من باید دائماً هدف را ببینم که خداوند تبارک و تعالی است خودم را شبیه او میخواهم بکنم میخواهم مثل او بشوم کمالم در این هست حالا در این مسیر یک سلسله مأموریتهایی برای من و آزمایشات و امتحانها و وظائفی برای من در دنیا در نظر گرفته شده که یکی از آنها ازدواج است.@ در ازدواج که قویترین صحنه است یعنی هیچ صحنهای به اندازه زندگی مشترک و ازدواج برای اینکه یک انسان را به کمال برساند و شبیه خدا بکند وجود ندارد میدانهای فردی و اجتماعی و سیاسی هست اما کاملتر از ازدواج ما میدانی نداریم که بتواند واقعاً انسان را بسازد و شکل بدهد.@ یکی از فواید مهم ازدواج همین هست که میتواند یک انسان را اگر بفهمد که دارد چکار میکند کاملاً به هدف خلقتش نائل میکند ازدواجی صورت گرفته یا اصلاً ازدواج هم صورت نگرفته ما در خانواده هستیم من هستم و پدر و مادرم، آمدیم و ازدواج نکردیم آیا راه بسته است؟@ هرگز راه بسته نیست من یک وظائفی نسبت به پدر، مادر، خواهر و برادرم دارم و خویشانم، این هم یک میدان خیلی زیبا و قشنگی هست میدان خوبی هست در این میدان من یک سلسله وظائف دارم هدف چیست؟ هدف این است که اسماء خدا در من تجلی پیدا بکند اسمهای مختلف که یکی از مهمترین اسمها اسم رحمان خداوند تبارک و تعالی هست.@ من باید شبیه خداوند بشوم مهربان بشوم مثل خدا که مهربان است قرار است این بشوم پس هدف آن هست من باید مثل او باشم وقتی میگویم قرار است مثل او باشم یعنی او مبنا هست برای همین در آموزههای اسلامی به زن و مرد میفرماید که شما موظفید نسبت به همدیگر مهرورزی بکنید.@ همدیگر را دوست داشته باشید طرف مقابلتان را و اطرافیانتان را از محبت خودتان سرشار بکنید اما از آنها هم مزدی نخواهید آنها را سرشار بکنید طرف معاملهتان من خدا هستم اگر یک موقعی شما مهرورزی کردید ولی آنها پاسخ ندادند این دلیل نمیشود که شما مهرورزیتان را رها بکنید و بخواهید خدای نکرده خشن بشوید.@ بخواهید دست از این کار خیر و خوبتان دست از این رسیدن به هدف خلقتتان بردارید چون ما در زندگی در مهرورزی با اعضای خانواده و هر کس دیگری با خدا داریم معامله میکنیم طرف معامله ما خداوند هست.@ برای همین هم ضمن اینکه همانطور که قبلاً خدمتتان عرض کردم برای مهرورزی پاداش خیلی زیادی اصلاً کلاً برای هر کاری که انسان در خانواده میکند پاداش خیلی زیادی قرار داده شده مثل اینکه فرمودند که اگر یک خانمی ظرفی را جابهجا بکند در منزل ثواب یکسال عبادت را دارد.@ کار کردن زن در منزل یا مرد فرقی نمیکند باعث غفرانش میشود درجات زیادی را در آخرت به دست میاورد این به ما میفهماند که طرف حساب ما همسر ما نیست پدر و مادر ما نیست فرزندان ما نیستند.@ بگذارید من روایتش را بخوانم تا این قضیه خوب انشاء الله روشن بشود در روایت هست که در کار خوب کسی که قدر کار تو را نمیداند و از تو تشکر نمیکند باعث نشود که تو آن کار را رها بکنی(لا یَزهِدَنَّکَ فِی المَعرُوف مَن لا یَشکُرُهُ) کسی که شکر بجا نمیاورد کسی که قدر محبتهای شما را نمیداند قدر شما را اساساً نمیداند.@ این باعث نشود که تو بیرغبت بشوی تو را در کار خیر بیرغبت نکند (مَن لا یَشکُرُهُ لَک فَقَد یَشکُرُکَ عَلَی مَن لا یَستَمتِع بِشَیءٍ مِنهُ وَ اللهُ یَحِبُّ المُحسِنین) چقدر زیباست میفرماید تشکر تو با خداست خدا از آن تشکر میکند(فَقَد یَشکُرُکَ) آن هم خدایی که هیچ بهرهای از این مهربانی تو نمیبرد.@ یعنی چیزی از این خوب بودن تو به خدا نمیرسد چقدر این زیباست خدایی که چیزی از مهربانیهای تو به او نمیرسد چیزی از خوب بودن تو به او نمیرسد او از تو تشکر میکند بنابراین اگر کسی قدر ندانست این باعث بیرغبتی تو در کار خیرت نشود.@ هر کار خیری هر قشنگی هر زیبایی که بگویی قدر ندانستند پس من از این به بعد بد میشوم از این به بعد خشن میشوم از این به بعد بداخلاق میشوم از این به بعد ترشرو میشوم نه، میگوید خدا شکرت را به جا میاورد از اینطرف این را میگوید که خدا پاداش تو را میدهد.@ از آنطرف میگوید اگر زن یا مرد بخاطر خوب بودنشان یا کار خیرشان یا زحماتی که میکشند به همدیگر منت بگذارند خداوند تمام عبادتشان را باطل میکند ببینید جزا خیلی جزای سنگینی هست یک زن منت بگذارد سر شوهرش بخاطر کارهایی که کرده یک مرد منت بگذارد منت نباید بگذاریم خدا میگوید تو برای چه منت گذاشتی.@ منت گذاشتن یعنی خودت را کوچک کردی میگوید مگر همسر تو قرار بود پاداش تو را بدهد من خدا قرار است پاداش تو را بدهم تو هم کارگر من هستی در خانه اصلاً این لفظ آمده که ما کارگر خدا هستیم حدیث از امام صادق(ع) هست ما عُمال خدا در خانواده هستیم.@ در بخش خانواده این تعبیر آمده که ما عمال خداوند در خانواده هستیم و مزد ما و پاداش ما را خدا قرار است بدهد خدا میگوید تو چرا خودت را کوچک کردی اگر او قدر ندانست احساس پژمردگی کردی احساس کردی باختی جوانیات هدر رفته.@ مثلاً شوهرت قدرت را ندانست زنت قَدرت را ندانست شوهر یادش رفته یا نه اصلاً یادش هم نرفته روی سهلانگاری تعمداً نرفته روز زن یک هدیه برای همسرش بخرد یک زن باید ناراحت بشود؟ هرگز، یک خانم نرفته روز مرد برای مردش هدیه بگیرد باید به آن برخورد؟ نه، چرا، چون مزد را قرار است کس دیگری بدهد.@ یادش باشد اصلاً به تو برنخورد یک پدر بگوید من چندین سال برای بچههایم زحمت کشیدم نمکنشناسی کردند بنشیند غصه بخورد اصلاً جای غصه خوردن ندارد تو زحماتت هدر نرفته پاداشت را قرار است کس دیگری بدهد.@ برای همین خدا میگوید حق ندارید ناراحت بشوید حق ندارید سر طرف منت بگذارید و زحماتتان را به طرف مقابل گوشزد بکنید که من این همه کار برای شما کردم این همه خرج کردم این همه کار کردم این همه محبت کردم این همه فداکاری کردم از جوانیام مایه گذاشتم، هرگز، خدا میگوید هر کاری که کردی من میلیاردها برابرش را به تو میدهم.@ بینهایت برابرش چون زدی به آخرت زدی به بینهایت که به اعمال ما میخورد بنابراین چه لزومی دارد که تو بروی طرف مقابل را سرش منت بگذاری یا چرا اصلاً ناراحت بشوی لذا اگر مهرورزی میکنید مودت میکنید دوستی میکنید فداکاری میکنید خدا میگوید من دارم میبینم.@ کارگر من هستی برای من داری کار میکنی مأمور من در آن خانواده هستی هیچ وقت قیمتت را پایین نیاور غیر از من خدا هیچ کس لایق نیست که تو برایش کار بکنی غیر از من خدا هیچ کس نمیتواند پاداش زحمات تو را عمری که میگذاری جوانی که صرف میکنی کاری که داری در خانه میکنی بدهد.@ وقتی میگوید من برای یک دانه جابهجا کردن ظرف آن همه ثواب برای تو در نظر گرفتم کارهایت هر چقدر پیچیدهتر و سختتر باشد ثوابش بیشتر هست برای چه دیگر ناراحت میشوی مزدت که هدر رفته نیست پاداش تو که تلف نشده قرار نیست همسر تو بدهد نمیتواند بدهد نه زن میتواند پاداش مرد را بدهد نه مرد میتواند پاداش زن را بدهد.@ نه فرزند میتواند پاداش پدر و مادر را بدهد در ایام حج شخصی مادرش را روی کول خودش سوار کرده بود همینطوری داشت طواف میکرد برخورد کرد با رسول خدا، حالا مادر سنگین وزن آن هم افتاده به هِنوهِن و آن هم طواف به پیغمبر گفت آیا من حق مادرم را ادا کردم؟@ حضرت فرمود نه، حق یک دانه از نالههایی را که موقع زایمان تو کرده هم ادا نکردی مادرش را روی شانههای خودش آورده حج پیامبر میفرماید حق یک دردی که کشیده موقع زایمان تو ادا نکردی نمیشود فقط خدا میتواند پاداش بدهد.@ بنابراین ما نباید اگر قرار است مهربانی بکنیم دنبال مزد و تلافی و پاداش متقابل باشیم و یا اینکه اگر طرف شکر نکرد به تعبیر حضرت قدر ندانست به ما برخورد و ناراحت بشویم هیچ وقت از خوبی ما نباید ناراحت بشویم قرار هم نیست ما با هیچ انسانی روی زمین معامله بکنیم که بگوییم ما اینها را رعایت میکنیم که آن هم ببینیم رعایت میکند یا نه.@ من یک دسته گل برای این میخرم ببینم این یک عطر برای من میخرد یا نه، این خوب نیست بلکه خوب بودن ذاتاً خوب است من قرار است شبیه خدا بشوم خود این قشنگ است کمال من است اصلاً نتیجهاش هم به خود من دارد برمیگردد.@ بنابراین چرا ناراحت بشوم از اینکه یک کمال دارم یکی از اسمهای خدا در من تجلی کرده این غصه دارد یا اینکه کسی قدر این اسم را نمیداند اگر خدا ما قدرش را نمیدانیم قدر هیچ کدام از اسمهایش را هم نمیدانیم این همه هم دارد به ما مهربانی میکند و ما قدر نمیشناسیم.@ در حدیث داریم که هر روز رحمت من به سمت تو میاید و هر روز از سمت تو گناه برای من فرشتهها میاورند از خدایی خدا و از بزرگیاش مگر چیزی کم شده کمال همیشه قشنگ است خودمان به آن رسیدیم آیا کمالش به این هست آیا تمام قشنگی کمال به این هست که یک نفر بشناسد و قدر بداند؟@ نه کمال خودش کمال است خودش زیبایی است خودش قدرت و توان هست این را داشته باشید اینها را گفتم برای اینکه میخواهم وارد یک بحث خیلی مهم بشوم آن بحث خیلی مهم چی هست؟ این هست که بزرگان دین فرمودند وقتی یک آقایی میخواهد به خانمش خدمت بکند این خانم خودش را نبیند.@ مثلاً اسمش فرض بفرمایید فاطمه هست فامیلش هم رضایی است نه میگوید این اصلاً خانمت را حذف کن فکر کن جای خانم شما فاطمه زهراست یک خانم هم شوهرش را حذف کند فکر کند جای شوهرش امیر المؤمنین(ع) هست.@ میگوید یک زن هر چقدر کار کند فداکاری کند برای شوهرش قطعاً به امیر المؤمنین رسیده و امیر المؤمنین خوشحال میشود و خدا خشنود میشود یادتان نرود و یک مرد هر چقدر برای زنش کار کند قطعاً فاطمه زهرا خشنود شده و خدا خشنود میشود آنها حتماً خشنود میشوند.@ یقیناً چهارده معصوم یقیناً خداوند تبارک و تعالی هر چقدر یک مرد و زن مهربانتر باشند پیش آنها عزیزترند هر چقدر از صفت مهربانی از صفت عاطفه از صفت تواضع دورتر باشند از آنها هم فاصله میگیرند هر کس میخواهد پیش خدا عزیزتر بشود به خانوادهاش بیشتر مهربانی بکند این یادتان نرود هر چقدر میخواهید عزیز خدا بشوید.@ این تعبیر تعبیر مهمی است که بزرگان دین کردند اگر کسی میخواهد عزیز خدا بشود باید بهترین فرد در خانوادهاش باشد یعنی سعی بکند برای خانوادهاش بهترین باشد مهربانترین، دلپسندترین، شیرینترین، شخص و فرد باشد.@ برای اعضای خانوادهاش(خَیرُکُم) یعنی بهترین شما، بهترین شما یعنی آن کسی که پیش من محبوبتر است، از نظر من پیغمبر چه کسی از میان شما پیش من محبوبتر است بهترین است؟ آن کسی که برای خانوادهاش بهترین باشد ما اصلاً با خانواده معامله نمیکنیم خوب بودن را عرض کردم تو میخواهی پیش خدا عزیز باشی یا نه.@ میخواهی عزیزترین باشی یا نه، دوست داری عزیز خدا عزیز امام زمان عزیز فاطمه زهرا باشی، میخواهیم یا نمیخواهیم؟ اگر میخواهیم راهش بهترین راه عزیز شدن نزد خداوند این هست که شخص در خانوادهاش مهربانترین آدمها باشد بارأفتترین آدمها باشد با رحمتترین آدمها باشد.@ یادتان نرود این مبنا خیلی خیلی مهم است من میخواهم به خدا نزدیک بشوم عزیز خدا بشوم محبوب خدا بشوم در دعا داریم در زیارت أمین الله(مَحبُوبَۀً فی أرضِکَ وَ سَمائِک) من میخواهم در زمین تو و آسمان تو محبوب باشم اگر قرار است محبوب باشیم در زمین و آسمان باید مهربانترین باشیم.@ باعاطفهترین آدمها باشیم الفتگیرترین آدمها باشیم بارأفتترین بارحمتترین انسانها باشیم نه فقط نسبت به خانواده نسبت به همه مردم همینطور هست باید از ما جوشش بکند مهرورزی، هر چقدر بیشتر ما عزیزتر میشویم و محبوبتر میشویم.@ حالا میخواهیم راجع به قواعدش با همدیگر صحبت بکنیم که این چه قواعدی دارد از کجاها باید شروع بکنیم. مهرورزی چند مرحله دارد مراحلش را خدمتتان عرض میکنم اولین مرحله مهرورزی این هست که علامت محبت در چهره انسان ظاهر بشود این خیلی مهم است.@ شما نمیتوانید هیچ محبتی بکنید مگر اینکه باید این محبتی که دارید میکنید در صورتتان ظاهر بشود مثلاً خانم یک محبت زیادی کرده با چه زحمتی غذا درست کرده حالا بیاید با اخم و تَخم این را بگذارد جلوی آقا، یا آقا زحمت کشیده پولی را تهیه کرده بیاید با اخم و تَخم و با منت به زن و بچه بدهد ببینید چقدر بد است.@ اولین و کمترین درجه محبت خوشرویی هست و خندهرویی، یعنی زن و شوهر و اعضای خانواده نباید لبخند از لبشان در خانه بیفتد باید با هم با چهره بشاش برخورد بکنند اخم نه، خوب نیست و خدا هم دوست ندارد آدم اخمو را، نه اخم را دوست دارد و نه آدم اخمو را، در خانواده خنده.@ حالا چندتا نکته برایتان بخوانم از این امیر المؤمنین(ع) میفرماید که(البِشرُ أوَّلُ النائِل) یعنی اولین چیزی که یک کسی میتواند به کسی بدهد کمترین کاری که میتواند بکند این است که بخندد خندان باشد در سیر و سلوک هم اینطوری است.@ در سیر و سلوک وقتی که باطن حیوانی از انسان برداشته میشود و انسان تازه شکل و قیافه باطنیاش انسان میشود اولین تجلیاتش این هست که شخص به انبساط و شادی میرسد یعنی شخص همیشه خندان است باطن حیوانی اجازه نمیدهد که انسان همیشه خندان باشد گناه نمیگذارد که انسان همیشه خندان باشد اجازه نمیدهد.@ (البِشرُ أوَّلُ النائِل) یعنی کمترین چیزی که میتوانید به دیگران بدهید خنده، در روایت هم داریم اگر کسی از شما کاری میخواهد نمیتوانید انجام بدهید با خنده بگویید نمیتوانیم انجام بدهیم یعنی با لبخند عذرخواهی کنید با اخم عذرخواهی نکنید.@ این خیلی مهم است که طرف مقابل آرامش پیدا میکند که تو دوستش داری به آن مهربان هستی درکش میکنی ولی الان نمیتوانی کاری برایش انجام بدهی کاری که با اخم و تَخم بگویی من نمیتوانم در اداره بگویی به من مربوط نیست برو به یک جای دیگر بگو نه با خنده جواب بدهیم بعد راهنمایی کنیم که البته این بحث مفصلی دارد.@ خود خنده یک چند جلسهای ما باید در موردش صحبت بکنیم که نمیرسیم متأسفانه اینها بحثهایی هست که لازم هست در رفتار به صورت جزئی به آن پرداخته بشود نمیرسیم. در فرمایش بعدی فرمایشات زیادی دارند که من دیگر عربیهایش را نمیخوانم.@ فرمودند خنده باعث محبت میشود خوشرویی کمند دوستی هست اگر میخواهیم دلی را شکار بکنیم اگر میخواهیم کسی را به خودمان علاقهمند بکنیم بچههایمان را همسرمان را پدر و مادرمان را فرزندمان را دوستانمان را نسبت به خواهر و برادرمان یک موقعی کینهای خدای نکرده دل چرکینی ایجاد شده میخواهیم برطرف بشود میگوید شروعش با خنده است شروعش با خوشرویی هست.@ پس تعابیر را دقت کنید عامل محبت، کمند دوستی، عامل از بین رفتن کینهها، اگر میخواهید کینههایی که بینتان هست برطرف بشود اخمتان را باز کنید اگر بماند اینطوری حتی اگر واقعاً عوامل هم از بین رفته باشد خود اخم خود گرفتگی چهره کار را خراب میکند اجازه نمیدهد پس شروعش خنده است.@ نمیدانم این خاطره را برایتان گفتم یا نه، یک بچهای مادرش دعوا کرده بود من داشتم نگاه میکردم بعد ناراحت بود بعد میرفت به التماس به مادر میگفت زود باش من را بغل کن در آغوشم بگیر مادر نمیخواست این کار را بکند بالأخره خیلی اصرار کرد این بچه که باید من را بغل بکنی مادر بغلش کرد ولی اخمش باز نشده بود.@ بعد بچه میگفت حالا بخند حالا یک بچه 5 ساله را در نظر بگیرید به مادر میگفت حالا بخند یعنی این بچه این را میفهمد که اگر مادر حتی بغلش هم بگیرد چهرهاش خندان نباشد این هنوز بخشیده نشده هنوز مشکل هست بعد به مادر اصرار میکرد که تو باید حتماً الان به من بخندی.@ یک فرمایش دیگر بخوانم از امیر المؤمنین(ع) میفرماید(المُؤمِنُ حَشاشٌ بَشاش لا بِعَباسٍ وَ لا بِجَباس) میفرماید مؤمن خندهرو و گشادهروست ترشرو و درشتخو نیست این خصوصیت مؤمن است، حالا چرا؟ قاعده را قبلاً خدمتتان دادم، چرا مؤمن اینطوری است چرا هر چه آدم مؤمنتر است خوش اخلاقتر است خوشروتر است مهربانتر است؟@ برای اینکه مؤمن یعنی کسی است که به خدا نزدیک شده و حقیقتاً اسمهای خدا در او تجلی کرده امر اعتباری نیست یک امر حقیقی است واقعاً به خدا نزدیک شده اسمهای خدا در او تجلی کرده در سایه نزدیک شدن به خدا پاک شدن این خندانتر و شادتر هست.@ مثل خود خدا که به قول بوعلی سینا(ره) (أوَّلٌ مُبتَهِجٌ بِذاتِه) خداوند ابتهاج به ذات خودش دارد چون کمال مطلق است شما هر چقدر کمال حقیقی را جذب بکنید و نزدیکتر به خدا بشوید از ابتهاج، بهجت و سرور انسان برخوردار است(المُؤمِنُ دائِمٌ النَشاطُه) مؤمن نشاطش دائمی هست وقتمان تمام است انشاء الله جلسه بعد این بحث را پی میگیریم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 035 - مهارتهای زندگی ۲
متن کامل (خام) جلسه 035 - مهارتهای زندگی ۲