جلسه 016 - گناه و عواقب آن
شماره جلسه
16
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
6
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 016 - گناه و عواقب آن

اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان را درباره آثار گناهان ادامه میدهیم که در جلسه گذشته درباره گناهانی که نعمتها را تغییر میدهند موجب پشیمانی میشوند هتک ستر میکنند و پردهبرداری میشود از گناهان انسان و همچنین حبس رزق و تعجیل مرگ و بازگرداندن دعا یعنی نپذیرفته شدن دعا و اینکه دعای ما رد بشود در درگاه الهی توضیح دادیم که آخرین مورد این بود که (وَ الَّتی تَرُدُ الدُّعاء وَ تُظلِمُ الهَواء عُقوقُ الوالدَین). عاق والدین موجب رد شدن دعای انسان میشود عقوق یعنی خشم، انسانی که والدین خودش را به خشم بیاورد مشمول عاق میشود میگویند این عاق والدین شده یعنی پدر مادر خودش خانواده خودش را به خشم آورده که توضیح دادیم در مورد این مسئله. اما آن مسئلهای که خیلی مهمتر است عاق والدین و عاق خانواده آسمانی شدن هست. این که انسان عاق امام زمان بشود و عاق پدر و مادر و خانواده آسمانی خودش بشود و سبک زندگیش به گونهای باشد که مشمول نفرین حضرت، مشمول خشم حضرت باشد. در جاهایی هست که در روایت داریم امام زمان شخص را نفرین میکند و عاق میکند که حالا در موضوع درسمان هست حالا طولانی هست که به آن برسیم شاید چند ماه طول بکشد ولی در همین کتاب درسی جلسهمان که فرد و جامعه متعالی از منظر امام رضا(ع) هست آنجا امام رضا(ع) میفرماید که بعضیها را من نفرین میکنم که نه خیر دنیا را ببینند و نه خیر آخرت را. پس این خیلی مهم است که انسان بداند کجا مشمول نفرین معصوم میشود. کجا مورد لعنت قرار میگیرد لعن یعنی دور شدن وقتی میگوییم لعنت بر فلانی یعنی دور بشود از رحمت خدا، مورد رحمت خدا قرار نگیرد اینطور جاها را انسان باید شناسایی بکند. یک سلسله مرزهایی هست همانطور که در مورد پدر مادر زمینی این مرزها وجود دارد هر کس باید شناسایی بکند یک جاهایی خیلی نزدیک نشود چون میداند خطر است. مثل اینکه شما فرض بفرمایید در رفت و آمد با اتومبیلتان میدانید از دره باید یک متر دو متر فاصله بگیرید در ارتباط با وسائل برقی مثلاً به گونهای رفتار بکنید که شما را برق نگیرد احتیاطهای لازم را میکنید چون شوخیبردار نیست در برخورد با چاقو در برخورد با آتش این ملاحظات را میکنید. این که امام سجاد(ع) میفرماید خداوندا کاری کن که من از پدر مادرم به اندازه سلطان ستمگر بترسم به این خاطر هست که نه اینکه پدر مادر ستمگرند یا مهربان نیستند دیگر مهربانتر از پدر مادر هیچ کس نیست واقعاً،اما از طرف آنها این عاطفه وجود دارد ولی از طرف ما باید یک حرمتها و حریمهایی رعایت بشود. کسانی که صاحب ولایت هستند مثل والدین مثل استاد مثل مربی مثل اهل بیت(ع) اینها که صاحب ولایت هستند یک حریمهایی دارند حرمها و حریمهایی دارند که ما ممکن است گول عاطفه اینها را بخوریم و چون حالا پدر مادر هستند یا استاد است حالا عیبی ندارد نزدیک است به ما، خودمانی است نزدیک بشویم ولی وقتی که نزدیک میشوی آنجا میسوزی و هستیات را از دست میدهی و دچار خسران میشوی. پس انسان باید یک حریمهایی را خیلی دقت بکند که نزدیک نشود چه در مورد خانواده زمینی والدین چه در مورد خانواده آسمانی، این حریمها باید شناخته بشود کجاها اگر من پا بگذارم امام نفرینم میکند کجاها اگر من پا بگذارم امام زمان من را نفرین میکند و دیگر خیر نخواهم دید در زندگیم. یعنی من همه اسباب رفاه و آسایش و خوبی و خیر را هم که فراهم بکنم چون نفرین پشت سرم هست از آن دیگر نمیتوانم استفاده بکنم گاهی وقتها هست افراد در زندگیشان دائماً برایشان مشکلات پیش میاید وقتی میروند خدمت یک ولی خدا او به آنها میگوید اول ببین پدر مادرت راضی هستند یا راضی نیستند. یعنی این تأثیر دارد میگوید آقا من هر چه میدوم پول هم در میاورم مشکلی هم نداریم تحصیلاتمان عالی است من و همسرم دو شیفت کار میکنیم ولی دائماً در زندگی من و خانوادهام دارد مصائب اتفاق میافتد دائماً دارد مشکل ایجاد مشود او میگوید برو ببین پدرت یا مادرت ناراضی نباشند از دستت برو از آنها بخواه که دعایت بکنند. حتی اینقدر مؤثر است که اینها بعد از مرگشان هم میتوانند شخص را نفرین بکنند یک کسی والدینش را فراموش کرده باشد در زندگی خوب بوده با آنها، اما بعد از مرگ آنها بیشتر نیاز دارند این یادتان نرود اموات همیشه بعد از مردنشان به ما بیشتر از زمانی که زنده هستند نیاز دارند صدای فریاد کمکخواهیشان همیشه بیشتر از زمانی هست که زنده در کنار ما هستند این یادتان نرود. چه بسا اصلاً زمانی که زنده هستند از ما کمک جدی هم نخواهند اما وقتی که مطمئن باشیم وقتی که از اینجا میروند چه آدمهای خوبی باشند چه آدمهای بدی حتماً به ما احتیاج پیدا خواهند کرد. بنابراین یک کسی که یک پدر یک مادر یک خواهر یک برادر یک دوستی دارد که از دنیا رفته و اصلاً فراموشش میکند متوجه نیست که چه مسئولیتی نسبت به آن که الان در شرائط برزخ قرار دارد دارد و چطوری میتواند کمکش بکند متوجه نباشد از آنجا نفرین میکند انسان را، نفرین همه جا میگیرد. آنهایی که از دنیا رفتند زندهتر از زمانی هستند که این بدن را در دنیا داشتند و اموات اساساً دعاهایشان هم به اجابت نزدیکتر است. شما میتوانید بروید سر قبر پدر مادرتان از آنها حاجت بخواهید آنها صاحب دعای اجابت شده هستند نه پدر مادر اموات اساساً میتوانند دعا بکنند در حق ما فقط امام و امامزاده نیست که ما میتوانیم برویم سر قبرش توسل بکنیم آنها میتوانند در حق ما دعا بکنند یا خدای نکرده نفرین بکنند. پس این حریمها حریمهایی هست که باید خیلی دقت بکنیم به آن توجه داشته باشیم بشناسیم بخصوص حریمهایی که مربوط به امام زمان(ع) یعنی امام زمان(ع) باید بدانیم کجاها در روایت داریم من در کتاب آشتی با امام زمان این را توضیح دادم بعضی جاها حضرت نفرین میکند بعضی از شیعیانش را. گاهی وقتها میگوید شیعیان احمق و جاهل (جُهَلاءُ الشیعَۀ وَ حُمَقائُهُم) جاهلان شیعه و احمقهای آنها، میبینید که ناراحت است حضرت یک جاهایی از دست شیعیانش از دست محبینش ناراحت است که با این لفظ صحبت میکند گاهی وقتها میگوید من نفرین میکنم یک کسی را که این کارها را انجام بدهد تا انشاءالله برسیم به جایی که انشاءالله اینها را صریح بعضیها را بخوانیم که الان فرصت نداریم. ولی انسان باید حواسش باشد گاهی وقتها ممکن است هیچ مشکلی با هیچ کس در روی زمین نداشته باشد اما از آن جهت که رفتارهای خاصی را دارد مورد نفرین امام زمان است و این باعث میشود که انسان گره بخورد دائماً در زندگی با مشکلات زیادی در زندگی خودش روبهرو بشود. پس آن حریمها قابل شناسایی هست باید ما بشناسیم ببینیم که یک موقع خدای نکرده امام زمان نسبت به ما خشمگین نباشد کاملاً این را توجه بکنیم که امام زمان نسبت به ما مادرمان فاطمه زهرا نسبت به ما خشمگین نباشند چون خشم آنها در زندگی ما معضلات زیادی را درست میکند. در روح ما درون ما روان ما را میریزد به هم و خشم آنها باعث گرفتاریهای مادی معنوی روحی فکری علمی اقتصادی همه چیز ممکن است برای ما بیاورد پس این خیلی اهمیت دارد که وقتی میگوید دعا رد میشود رد شدن دعا چیز کمی نیست. رد شدن دعا شما یک کریم را در نظر بگیرید آن هم نه یک آدم کریم معمولی یک کریمی که عاشق شماست پدر مادر را شما در نظر بگیرید چقدر دوستت دارد این پدر مادر مهربان را هیچ بچهای تصور نمیکند که من بتوانم پیش پدر مادر مهربانم و از او یک خواستهای داشته باشم و او هم بتواند اجابت بکند و بگوید گُم شو برو اصلاً نمیخواهم اصلاً حرف نزن با من، خیلی سخت است. یک دوستی دارید شما حالا پدر مادر نه یک دوست داشته باشید یک دوستی داشته باشید که بتواند نیازهایتان را تأمین بکند دوستت هم داشته باشد واقعاً تو هم دوستش داشته باشی بروی از او درخواست بکنی بگوید که برو گم شو برو من اصلاً نمیخواهم تو را ببینم چقدر سخت میشود. حالا شما فکر کنید این شخص امام معصوم باشد که عاطفهاش بینهایت بالاتر از عاطفه یک پدر یا یک مادر معمولی است چه بسا این شخص خدا باشد شخصی به نام خدا که هیچ وقت هیچ کس را رد نمیکند یک دفعه شما میبینید میروید دعا بکنید اصلاً به شما محل نگذارد. پس معلوم است خیلی انسان یک گندی زده یک کار خرابی کرده که خدا نسبت به این شخص اینطوری است که اصلاً میگوید نمیخواهم اصلاً صدایش را هم بشنوم شما هر چه صدا بکنید دعایت را اجابت نمیکند انسان ممکن است اینقدر منفور واقع بشود. بنابراین ما باید دنبال این باشیم که ما یک موقعی خدای نکرده در زندگیمان گرههایی وجود دارد این گرهها از خشم حضرت نباشد حضرتی که اینقدر مهربان است که در روایت داریم اگر همه چهارده معصوم در قیامت مشغول رتق و فتق امور شیعیان هستند امام زمان(ع) مشغول شفاعت است فقط. یعنی دائماً زحمت شفاعت با حضرت است حضرت دائماً دوندگی میکند که شیعیان را مشکلاتش را حل میکند نگذارد هیچ شیعیهای پایش به جهنم باز بشود آنوقت شما در نظر بگیرید یک همچین کسی یک دفعه یک کسی را نفرین بکند دیگر این چه شفاعتی مشمول حالش میشود نه در دنیا و نه در آخرت. محور رزق هم اینها هستند (وَ بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَرا) محور رزق حضرت هر رزقی به هر کس میرسد تمام تقدیرات قبلاً عرض کردیم از کانال وجودی امام زمان به بقیه موجودات میرسد شب قدر که حضرت تقدیرات هر کسی را و هر موجودی را دریافت میکند او هم هست که از کانال او هم به بقیه میرسد فقط دریافتکننده و امضا کننده نیست. حالا شما نگاه کنید یک کسی امام زمان نفرین بکند و انسان یک کاری بکند که حضرت به خشم بیاید و بعد حالا مگر میشود درست کرد این قضیه را دیگر آدم چطوری میتواند مشمول رحمت قرار بگیرد و به قول امروزیها و به قول قدیمیها راست در کارش بیاید دیگر خیر ببینید اینطوری دیگر نیست. پس این عقوق خیلی اهمیت دارد به آن توجه بکنید که ما عاق والدین نشویم منظور از والدین فقط والدین زمینی نیست مهمتر از والدین زمینی والدین آسمانی و خانواده آسمانی ماست. دوباره از وجود مقدس امام سجاد(ع) در مورد گناهانی که میتواند دعا را برگرداند باز یادتان نرود گفتم وقتی میگوید دعا را برگرداند یعنی چی؟ یعنی یک کریمی مثل خدا به انسان بگوید نه.خیلی سخت است که کریم به یک کسی بگوید نه من خوشم نمیاید کمکی به تو نمیکنم. بخوانیم این روایت از امام سجاد(ع) (اَلذُنُوبُ الَّتی تَرُدُ الدُّعا) گناهانی که دعاها را برمیگرداند جلوگیری میکند از اجابت دعا چه چیزهایی هست چند تا از همین کارهای خیلی خطرناک را دارد حضرت بیان میکند. (سُوءُ النیّۀ) این که انسان نیت بدی بدجنسی داشته باشد نسبت به کسی، یا قصد بدی نسبت به یک نفر در دلش باشد این از آن مواردی هست که بعداً هم در کتابمان خواهیم خواند در درسمان که مرحلهای هست که حضرت میفرماید اگر کسی نسبت به یکی از دوستان ما نیت بدی در دلش باشد من نفرینش میکنم اینقدر خطرناک است. انسان در دلش خیرخواه کسی نباشد حالا حتی اگر خیرخواه هم نیست بد کسی را نباید بخواهد آرزوی شر آرزوی بد آرزوی سلب نعمت برای کسی نکند نسبت به کسی حسادت و بدجنسی نداشته باشد این خیلی خیلی خطرناک است بد نیتی سوء نیت دیگر خیلی شفاف است. توضیح نمیدهم چون وقتمان خیلی میگذرد و الا این بحثها بحثهای مفصلی را میطلبد. (خُبثُ السَریرَۀ) این خبث السریرۀ از سوء نیت یک درجه بدتر است یک موقع هست شما اصلاً آدم خوبی هستی آدم مهربانی هستی آدم خوبی هستی با هیچ کس مشکل نداری ولی نسبت به یک نفر مشکل داری بدجنسی داری. مثلاً یک کسی با باجناقش لج میافتد یک کسی با جاریش بد میافتد یک کسی با مادرشوهرش بد میافتد یک کسی با مادرزنش بد میافتد یک کسی با پدرشوهرش پدرزنش یک کسی با دوستش با یکی از دوستانش فقط بد میافتد یک کسی با استادش بد میافتد یک کسی با یکی از شاگردانش بد میشود خدای نکرده این را سوء نیت میگویند انسان دچار سوء نیت میشود. ولی یک موقع هست نه شخص اساساً بدجنسی کامل دارد خبث السریرۀ یعنی خباثت باطن بعضی از افراد هستند آدمهای بیحیایی هستند که هر کاری در هر حق هر کسی میکنند اِبائی ندارند بدجنسیشان عام است نسبت به هر کسی میتوانند بدجنس باشند. آدمهای بیرحم بیمروت آدمهای خبیث که هر کس را از دم تیغشان میگذرانند با هر کسی فقط مثل دستمال کاغذی رفتار میکنند تا بدردش میخورد استفاده میکند بعد پرت میکند کنار روحیات دیگران ارزش دیگران و خیلی چیزهای دیگران را رعایت نمیکند اساساً به دیگران ابزاری نگاه میکند. ابراز علاقهاش ابزاری است ابراز محبتش ابزاری است دوستیش ابزاری هست تواضعش ابزاری هست حتی کمکش ابزاری هست ولی بدجنس است در نگاه این آدم هدف وسیله را توجیه میکند. یعنی یک ماکیاولیسم کامل که برای رسیدن به اهداف آرزوها هوسهایش حاضر است هر کسی را ذبح بکند به هر وسیلهای دست میزند او برایش نوع وسیله مهم نیست فقط به خودخواهیهای خودش برسد. فقط بتواند حسهای خودشیفتگیها و خودپسندیهایش اشباع بشود ولو دروغ بگوید ولو غیبت بکند ولو حسادت بکند ولو طمع بکند ولو دعا بکند حتی دعا بعضیها از آن خبث سریرشان دعا میکنند چیزهای بد میخواهند برای دیگران، پول میدهند پیش یک دعانویس میروند که زندگی یک نفر را به دردسر بیاندازند. حالا اینها که اصلاً دعانویس و حرف ابجد و حروف ابجد و ستارهها به هم میخورند و نمیخورند اینها صدی نود و نه خرافات است نه اینکه ما سحر نداریم و جادو نداریم اما اینها کنندهاش الان پیدا نمیشود معمولاً ادعا است صدی نود و نه ادعا است دکان باز کردن و کاسبی کردن است هیچ فایدهای ندارد. ولی به هر حال اقدام به این کار یک بدجنسی است حالا درست است ممکن است این طرف هیچی هم حالیش نباشد ولی میگردد ببیند کجا یک نفر را پیدا بکند میگویند این دعانویس قوی هست این ساحر قوی هست این طلسم مینویسد برویم یکی بگیریم مشکلی درست بکنیم برای ازدواج یک کسی برای کار یک کسی برای محبت یک کسی این خبث سریره دارد. آدمی است که ذاتاً بدجنسی دارد یک موقع هست نه شخص اصلاً ذاتاً بدجنس نیست آدم خوبی است با یک نفر سوء نیت پیدا میکند نیتش نیت خوبی نیست یا با خدا مشکل پیدا میکند اخلاص ندارد در کارهایش با معصوم سوء نیت دارد مشکل دارد و اساساً نمیتواند با معصوم کنار بیاید. بخصوص کسانی که نمیدانند کی هستند این مشکل برایشان زیاد پیش میاید کسانی که خودشناسی ندارند زود به خبث نیت میافتند زود به سوء نیت میافتند میگوید من اصلاً از معصوم بدم میاید از خدا بدم میاید برای این که فلان خواسته را داشتم ندادند درگیر میشود. ولی نه یک موقع هست شخص آدم سالمی نیست که حالا یک مورد با خدا درگیر شده باشد با معصوم درگیر شده باشد با یک شخص دیگر درگیر شده باشد نه اساساً این آدم آدمی است بدجنسی همه وجودش را گرفته با همه هم همینطور هست یک آدمی است که سازگار نیست هر کاری میکند برای رسیدن به خواستههایش. (وَ النِّفاقُ مَعَ الاِخوان) که این خیلی کمرشکن هست دورویی با برادران، انسان با دیگران دورو باشد در ظاهر ابراز محبت ابراز تواضع ابراز ادب، ولی پشت سر غیبت بکند تهمت بزند حسادت بکند بدجنسی بکند نقشه بریزد این دورویی خیلی خطرناک است آدم باید حواسش باشد ببیند که واقعاً اینطوری هست یا نه. ما چقدر عروسهایی داریم که وقتی به مادرشوهر و پدرشوهر میرسند اینقدر مهربان و اینقدر متواضع و اینقدر مؤدب که نگو یعنی شما فکر میکنید که یک فرشته است ولی وقتی میاید خانه فحش را میکشد به مادرشوهر و جاری کی و کی این شوهر بدبخت و صد بار آتشش میزند با زخم زبانهایش. مادرت اینطوری پدرت اینطوری خواهرت اینطوری ولی جلوی آنها نه جرأت ندارد یا جرأت ندارد یا اینقدر خودشیفته است میخواهد همه جا مقبول باشد نمیخواهد چهرهاش را خراب بکند جلوی آنها خواهش میکنم نه اصلاً مزاحمتی نیست تشریف بیاورید گوشی را که میگذارد میگوید قلم پایش بشکند دوباره میخواهد بیاید خانه ما وقت من را بگیرداین نفاق است یک نفاق است. نفاق شاخههای مختلف دارد تعارفهای الکی خیلیها نشان دهنده نفاق است چرا خانه ما نمیایید خواهش میکنم هیچ مزاحمتی نیست وقتی هم طرف میخواهد بیاید کلی در دلش ناراحت است که چرا فلانی میخواهد خانهشان بیاید. داماد است خیلی آدم خودشیفتهای است همچین خودش را مثبت نشان میدهد یعنی شما اگر بروید سؤال بکنید از پدرزن مادرزن باجناقها خواهرزنها همه میگویند این داماد فرشته است در خانه، هیچ مشکلی ندارد به پدرش میگویی به مادرش میگویی ولی در خانه که هست یک شمر به تمام معناست. یک ظالم است یک مستکبر یک مستبد یک زورگو و قلدر است نه حریم فرزندش را رعایت میکند نه حریم همسرش را رعایت میکند کلی پشت سر اعضای خانواده همسرش صحبت میکند حالش را با باجناقش میکند فحشش را میاید اینطرف در خانه با زن و بچه تلخی میکند. آنجا ادبش را رعایت میکند با خواهرزن مادرزن بعد میاید فحشهایش را اینطرف به زن بیچاره میدهد آخر به این زن چه ربطی دارد که خواهرش چنین است یا باجناقت این چنان است یا مادرزن این چنان است چرا باید سر یک زن پیاده بشود این کار، نفاق و دورویی خیلی خطرناک است این حالت، آقا همانی که هستیم. اگر در رفتارها خیلی وقتها آمادگی انسان ندارد صریح باید اعلام بکند نه من الان مسافرت نمیایم آمادگی مهمانی ندارم انشاءالله یک موقع دیگر، خیلی صریح انسان باید تعارفات را کاملاً کنار بگذارد باید یاد بگیریم که خیلی جاها بتوانیم نَه بگوییم خیلی جاها باید عذرخواهی بکنیم بگوییم نه من الان آمادگیش را ندارم. چرا؟ چون نمیخواهم به دورویی دچار بشوم نمیخواهم الان تعریف بکنم بعد بیایم هر چه از دهانم در آمد بعداً بگویم ما افرادی را داریم که اینطوری هستند افرادی را داریم جلوی ولی نعمتهای خودشان اینطوری هستند جلوی پدر مادرش خیلی جانماز آب میکشد پشت سر پدر مادرش علیه پدر مادر خودش، جلوی استادش خیلی فکر هم میکند نمیفهمند بقیه. ما افرادی داریم که جلوی اولیاء خدا که باطن این را میبینند میفهمند اصلاً بوی گند این باطن این تمام داستان آن تو را دارد میبیند ولی دارد فیلم بازی میکند حالا این اگر نجیب است که هیچی نمیگوید یا مأمور است که ساتر باشد هیچی نمیگوید. یعنی نمیفهمد نه میفهمد میبیند بوی گندت دارد خفهاش میکند باطنت دارد خفهاش میکند همه چیز را میفهمد هیچی هم به تو نمیگوید میپذیردت میخندد به تو با تو راه نمیاید اما میداند که تو چه مشکلاتی داری کاملاً میبیند بعضیها با خدا هم همینطور هستند. بعضیها داریم در روز قیامت به خدا میگوید خدایا اصلاً این پرونده عمل من نیست و اساساً آیه قرآن است میگوید روز قیامت به خدا میگویند نه تو داری دروغ میگویی خدایا ما این کارها را نکردیم به خدا میگویند یعنی نسبت دروغ حاضرند به خدا بدهند به معصوم ولی میگویند که اصلاً ظلم است تو در حق ما ظلم کردی. بعضیها یک طوری هستند که حضرت میفرماید اینها در قرآن هم داریم اینها را اگر خدا برگرداند به دنیا، به خدا در جهنم که گرفتار میشوند میگویند ما را برگردان آدم میشویم خدا میگوید اینها را اگر من برگردانم به آن طرف این دوباره همان روش خودش را ادامه میدهد همان مسیر خودش را خواهد رفت. بارها شده خدا به ما فرصت داده رفتیم تا سرطان رفتیم تا تصادف رفتیم تا دم مرگ به خدا گفتیم خدایا غلط کردم من اگر خوب بشوم توبه میکنم بعد هم خوب میشویم بلند میشویم دوباره همان، چقدر ما آیه داریم که در حال غرق میگوید خدایا من را نجات بده وقتی نجاتش میدهد به ساحل میرسد دوباره همان داستان است. (وَ تَرکُ التَصدیقِ بِالاِجابَۀ) این هم یک ظرافت جالبی دارد یعنی شخص در درون خودش باور ندارد که آمرزیده میشود باور ندارد که خدا دعایش را اجابت میکند یعنی وقتی دارد دعا میکند اطمینانی به خدا ندارد. همین الان دارد دعا میکند بعد در دلش میگوید حالا خدا که این دعا را اجابت نمیکند وقتی میگوید خدا این دعا را اجابت نمیکند پس هیچی دیگر اصلاً ساقط میشود انسان، امام صادق(ع) میفرماید هر وقت دعا کردید اجابت را دم در ببینید یعنی همین الان اجابت میشود حالا اگر نشد مصلحت است تأخیر افتاده یا قیامت خدا بهترش را میدهد یا که در دنیا بهترش را میدهد هیچ دعایی رد شدنی نیست در درگاه انسان مگر به همین دلائلی که همین الان هست. یک کسی اعتقاد نداشته باشد به خدا و اجابتش بعد هم بگوید دعا کردم نه اگر کسی اعتقاد داشته باشد در اجابت کمترین چیزی که در دعا به انسان میدهند اجابت دعاست این یادتان نرود. ما وقتی که دعا میکنیم اجابت میشود کمترین چیز گیر ما آمده همان هست که ما یک خواستهای داشتیم اجابت شده معلوم هم نیست به نفع ما باشد چه بسا بعداً از خدا هزار بار بیشتر بخواهیم که خدایا کاشکی اجابت نمیشد کاشکی قبول نمیشدم کاشکی این مشکلم برطرف نمیشد کاشکی ماشین نمیخریدم. کاشکی وامم درست نمیشد کاشکی با این شخصی که میخواستم ازدواج بکنم ازدواج نمیکردم کاشکی این سفر درست نمیشد اینقدر داریم افراد دعا میکنند بعداً پشیمان میشوند حالا خدا داد این کمترین است تازه، اگر ندهد به نفع ماست 1ـ در دنیا آن که خودش بهتر میداند را به ما میدهد پس آن خیر محض است دعاهای ما چیزهایی که ما میخواهیم معلوم نیست خیر محض باشد برای ما چه بسا بخواهیم و خیر نباشد و شر بخواهیم. این آیه سوره اسراء هست انسان همان گونه که برای خیر دعا میکند برای شر هم دعا میکند دعا میکند که شر به او برسد ولی یک موقع هست خدا میگوید نه تو داری اشتباه دعا میکنی من به تو نمیدهم ولی یک خیر خودم به تو میدهم به انتخاب خودم یک چیز خوبی به تو میدهم خیلی خوب است و دعا هم اجابت نشده ولی حتماً به ما یک چیز خیر در دنیا ـ این که ذخیره میکنم برای آخرتت آنجا بیشتر احتیاج داری بنابراین دست برود بالا بگوید یا الله دست خالی هیچ وقت هیچ کس بر نمیگردد مگر همین موارد استثنائی که داریم همین الان میگوییم آدمهایی که سوء نیت دارند بدجنسی دارند خبث سریره دارند نفاق دارند آدمهای کینهای هستند اینها که هستند دیگر از ماجرا هست. یکی از کسانی که اساساً وقتی میگوید یا الله هیچ دستش را نمیگیرد کسی هست که وقتی میگوید یا الله اعتقادی ندارد که دعایش اجابت بشود بدبین به خداست خوشبین نیست به خدا به اهل بیت خوشبین نیست و از اول برای خودش این را مسجل میداند که دعایم اجابت نمیشود از اول این را مسجل دانسته. (وَ تَأخیرُ الصَلَواۀِ المَفرُوضات حَتی تَذهَبَ اَوقاتُها) این که نمازهای واجبش را اینقدر عقب بیاندازد تا وقتش بگذرد نماز صبح را هی کش بدهد هی اینطرف و آنطرف بکند تا آخر قضا بشود نماز ظهر و عصر را تأخیر بیاندازد نماز مغرب و عشا را تأخیر بیاندازد یازده شب که دیگر نمیشود. نماز مغرب خواند یازده و ربع تازه آقا میخواهد برود وضو بگیرد نماز مغرب بخواند دیگر وقتش گذشته است. آدمی که بیادب است خدا این همه صدایش میکند که کارهایت را رها کن بدو بیا حی حی ما در اذان شش بار بدو بیا داریم حی بشتاب یک کسی این را شنیده اینقدر این حیهای اذان مهم است که در روایت داریم وقتی اذان گفت تو داری قرآن هم میخوانی بگذار کنار. داری ذکر هم میگویی بگذار کنار ذکرت را ادامه نده قرآن هم ادامه نده فقط همین جملات را بگو و خودت را حاضر بکن برای نماز، همین جملات همین فقط کلمات اذان را بگو و خودت را آماده بکن اینقدر این فراخوان خدا مهم است بدو بیا. بیا من تقویتت بکنم بیا نوازشت بکنم بیا به تو قدرت بدهم بیا گناهانت را آمرزش بکنم بیا سبکت بکنم میبینی من اصلاً نیاز ندارم بیایم پیش تو، کاشکی نمیگفتی نماز بخوان. یک بنده خدایی میگفت که ما رفته بودیم خواستگاری یک دختری خودم که اهل نماز اصلاً نبودم بعد این دختر متدین بود فهمیدم که این از من توقع دارد من نماز بخوانم گفتش که قبول هم نکرد چون من اصلاً شخصیتم با شخصیت اینها جور در نمیاید. برای اینکه راضیش بکنم یک مدتی نماز میخواندم الکی از این نفاقها مردها زیاد دارند یک مدتی فیلم بازی میکنند تا طرف مقابل را یا خانمها همینطور ما زیاد دیدیم چادر سرش میکند میبیند مجلس حزب اللهی است چادر سرش میکند رعایت میکند که عروسی تمام بشود عروسی که تمام شد چند وقت بعد میبینی که دختر میگوید نه من اینطوری نمیخواهم ادامه بدهم من باید یکطور دیگر بشود. زیاد داشتیم مواردی که به طلاق کشیده شده همین الان من درگیر دو سه تا از آنها هستم خانم یک مورد داشتیم آقا برای اینکه طرف مقابل را راضی بکند نفاق به خرج داده بعد حالا که رسیده دارد دوباره همان مسیر خودش را میرود. حالا میگفت که من یک مدتی نماز میخواندم بعد میدیدم که کارهای دیگر من مشکل داشت بعد این خانم حالا من نمازخوان هم شده بودم ولی با من راه نمیامد قبول نمیکرد با من ازدواج بکند بعد گفتم خدایا جور کن دیگر حالا گیر نده به ما،گفت به خدا گفتم گیر نده به ما، گفت یواش یواش دیدم نه این دختر شرائطش سخت است. ما هم با او نمیتوانیم راه بیاییم من هم دوستش داشتم نمیتوانستم از او بگذرم استدلالش این بود که از روی لج و لجبازی نمازم را گذاشتم کنار، به خدا گفتم بیا چند ماه است دارم با تو راه میایم استدلالش این بود انگار خدا لنگ نماز این بوده از همان بالا اگر نمیگفته خدا از خدایی میافتاده. خدایا من که با تو دارم راه میایم این چه راه آمدنی است من با تو دارم راه میایم تو با من راه نمیایی استدلالی که به کار برده بود من با تو راه میایم نماز میخوانم ولی تو، حالا که اجابت نمیکنی دیگر نماز نمیخوانم. این نمیفهمد که نماز برای خودش است نیاز بخش انسانی است نیاز روحش است وقتی که از خودش کم میگذارد یک کسی که میگوید مثلاً کاشکی نماز نمیخواندم اَه دوباره اذان گفتند این یعنی اصلاً احساس خستگی احساس نیاز احساس تشنگی احساس گرسنگی در بخش فوق عقلانیش بخش انسانیش وجود ندارد. این بخش یا مُرده یا سرطانی دارد که اشتها ندارد به خدا میلی به الله ندارد هیچ میلی که بیاید با خدا و خانواده آسمانیش سخن بگوید ندارد در وجودش نیست ترجیح میدهد الان ظرفش را بشوید ترجیح میدهد الان رخت بشوید ترجیح میدهد الان غذا درست بکند من قبول دارم در خانمها البته در آقایان بهانه خیلی کمتر است اما در خانمها هست. خانمی یک موقع هست شوهرش معطل است بچه مدرسهای دارد مهمان دارد برایش میاید همین الان اگر بخواهد غذا را رها بکند نمیرسد واقعاً به مهمانی خودش مهمان میاید لنگ است یک ساعت بعد میخواند عیبی ندارد دو ساعت بعد میخواند یا گیر بچه است الان این بچه نیاز دارد به هر حال خانمها این گرفتاری را دارند خیلی جاها هم که میتوانند این کار را نمیکنند. این کار خیلی خطرناک است که چرا روح به گونهای هست که به نماز احساس نیاز نمیکنیم چرا روح من به گونهای هست که به دعا احساس نیاز نمیکند یا مُرده که غذا نمیخواهد یا یک مریضی بسیار خطرناک دارد که دچار سوء تغذیه شده فسق اصطلاحاً به آن میگویند یعنی انحراف مزاج پیدا کرده. وقتی که انحراف مزاج اتفاق میافتد دکترها میگویند این الان اشتهای به غذا ندارد مثل زمانی که خودم سرطان داشتم همینطوری بودم هیچ نوع غذایی نمیتوانستم بخورم یا یک خانم باردار ممکن است حالتهایش یک طوری باشد که اصلاً میلی به غذا نکشد یا موقع زکام بعضی از انواع زکامها یا بعضی از بیماریها اشتها را از بین میبرد. ولی این به این معنا نیست که بدن نیاز به غذا ندارد اشتهایی الان وجود ندارد اشتهایی نیست نه اینکه بدن نیاز ندارد پزشک این را میخواباند سرم به آن میزند میگوید که بدنش بالاخره نیرو احتیاج دارد باید این یک ذره قدرت بگیرد. بعضیها هستند اشتها ندارند روح احتیاج به خدا دارد خلوت میخواهد این با همین نماز آرام میشود بیماریهای روحی و روانیش اضطرابهایش ترسهایش خودکمبینهایش حقارتهای عاطفی نیازهای عاطفیش با همین دعا برطرف میشود با همین ارتباط با امام زمان دست از گدایی عاطفه نسبت به این و آن برمیدارد. ولی الان اینقدر مریض است که این دارو را نمیتواند بخورد این غذا را نمیتواند بخورد این را خوب دقت بکنید اگر بخورد خوب میشود اشتها ندارد که بخورد و جالب اینجاست که بعضیها میدانند که اگر غذا را بخورند خوب میشوند ولی نمیخورند. میگوید من میدانم اگر یک چله بیافتم در مسجد نماز جماعتم را مرتب بخوانم مسجد بروم دعا بخوانم زیارت بخوانم حرم بروم قدرت روحی زیادی میگیرم اصلاً نیازم به همه آدمها برطرف میشود ولی این کار را نمیکند با این که میداند این غذایش است اشتها ندارد بخورد اشتها ندارد برود میلی نیست یعنی انگیزه و تحریکی در وجود او اتفاق نمیافتد. با اینکه غذا و دارو و درد و درمان خودش را میشناسد کاملاً، بیاشتهایی فوقالعاده خطرناک است بیمیلی نسبت به الله بیمیلیهای عقلی و بیمیلیهای فوق عقلی خطرناک است طرف میداند اگر الان برنامه داشته باشد کتابی را بخواند سیدی را گوش بکند کلاسی برود میتواند قوی بشود خیلی کارها را در زندگیش انجام بدهد اما این کار را انجام نمیدهد. میداند که اگر مطالعه بکند کلاس برود سیدی را گوش بکند حتماً مشکلش با همسرش برطرف میشود با بچههایش اما اشتهایی ندارد برای این کار، برای تلویزیون اشتها دارد برای افسانهها اشتها دارد برای اخبار ورزشی و حوادث اشتها دارد برای رمان خواندن داستان پلیسی خواندن داستان عشقی خواندن اشتها دارد. اما برای آن چیزی که الان مشکلش را حل میکند اشتها ندارد وقتی به او میگویی تو باید این سیدی را ببری گوش بکنی میاندازد یک گوشهای، میداند اگر گوش بکند خوب میشود میداند اگر بخواند خوب میشود میداند اگر کلاس برود خوب میشود میداند اگر نماز بخواند دعا بخواند میل نیست این خیلی خطرناک است بیاشتهایی. این تعادل عقل با نفس به هم میخورد یعنی شخص عقلاً میداند و عملاً نمیتواند این کار را انجام بدهد. (وَ تَرکُ التَقَرُبِ اِلَی الله بِالبِرِ وَ الصَدَقَه) این که انسان نخواهد به خدا نزدیک بشود این هم خیلی خطرناک است. یک کسی که نمیخواهد به خدا نزدیک بشود چه دعایی بکند از خدا بدش میاید اصلاً خیال نزدیک شدن، میل به الله ندارد باید بروی به الله بگویی که حالا من این خواستهها را هم دارم به چی (بِالبِرِ وَ الصَدَقَه) میگوید اگر میخواهید دعا بکنید قبلش صدقه بدهید حتماً یک صدقه خوب بده. نه اینکه یک خواسته شصت میلیون تومانی داری صد میلیون تومانی داری یک ماشین میخواهی پانزده میلیون بیست میلیون بعد بروی دو هزار تومان صدقه بدهی نه صدقه بده در خور خواستهات، صدقه خوب بدهد انسان صدقهای که دردش بیاید صدقهای که نفست جیغ بکشد نفست اذیت بشود شیطان رویش سیاه بشود نعره بکشد در وجودت چه خبر است اینطوری به تو بگوید. این صدقه خیلی خوب است (تَقَرُبِ اِلَی الله بِالبِرِ وَ الصَدَقَه) یا یک کار قشنگ بکن در روایت داریم کسی که یک خواسته قشنگ دارد یک خواسته مهم دارد برود قبل از اینکه بخواهد برود به خدا بگوید خدایا من این حاجت را دارم بگردد اطراف خودش ببیند یک حاجتمند را پیدا میکند که این بتواند نیازش را برطرف بکند. اول برو یک حاجتمند را پیدا بکن یک گرفتار را پیدا بکن حدیث داریم حضرت میفرماید اول یک حاجتمند و گرفتار را پیدا کن گرفتاری او را برطرف کن بعد بگو خُب حالا دستت را ببر بالا بگو یا الله. ولی کسی که اصلاً روحیه خدمت رفع حوائج مردم را ندارد دائماً فقط مشکلات خودش و خانواده خودش را میبیند نیازمندان را اصلاً ایتام نمیبیند نیازمندها را نمیبیند بیسرپرستان را نمیبیند در زندگیش این طور افراد برایش موضوعیت ندارند اصلاً، غصه کسی در دلش نیست. دغدغه گرفتارها را ندارد این میخواهد برود به خدا بگوید خدایا من گرفتارم کمکم بکن یک کسی میبینی نه دائماً در کار خیر است به نیازمندان میرسد به مشکلات بقیه میرسد بدون طمع حاضر است برای بقیه وقت بگذارد کار بکند کمکشان بکند پول به آنها بدهد در جهت برطرف شدن موانع زندگیشان مشکلات زندگیشان گام بردارد. اهل صدقه است اهل پرداخت است این وقتی به خدا میگوید که خودش شبیه خدا شده این، خیلی تقرب پیدا کرده به خدا رفیق خداست این آدم خودش مثل خدا شبیه خدا شده اصلاً متخلق به اخلاق الهی است خودش باب الحوائج است یعنی دیگران در نیازهایشان به او پناه میبرند. حالا چه نیاز مادی باشد چه نیاز معنوی باشد باب الحوائج است به او مراجعه میکنند تا یک نفر در ذهنش یک گرهای مشکلی چیزی پیش میاید میگوید بروم پیش فلانی، چون این باب الحوائج است. مثل همین آقای عابدینی ما که عکسش را دیدید جلوی ساختمان جلوی ورودی حسینیه زدند که برایش مراسم تجلیل گرفتند امشب ما میخواهیم برایشان یک صحبتی در فضیلت این فرد از جوانیش باب الحوائج بوده هر کس هر نیازی داشته به این مراجعه میکرده همیشه از پول خودش وقت خودش آبروی خودش از اخلاق خودش و مرام خودش سرمایهگذاری کرده این آدمی هست که خیلی شباهت دارد به الله، تخلق به اخلاق الهی دارد. یعنی هر کس گرفتاری دارد که در مخیلهاش میاید بروم به این بگویم شاید یک کاری بشود اگر بتواند قطعاً میکند اگر بتواند رد نمیکند ما را، آدمی که به فکر دیگران نیست خودخواه است همیشه فقط به خودش فکر میکند خروجی ندارد، نه مالش نه عاطفهاش نه اخلاقش نه وقتش نه سوادش هیچ چیزش خروجی ندارد برای دیگران، خیری برای دیگران ندارد این چطوری رویش میشود برود به خدا بگوید خدایا من گرفتارم کمکم بکن. (وَ استِعمالُ البَضاء) حضرت سجاد(ع) دست گذاشته روی کثیفترین اخلاقها میگوید اینهاست که نمیگذارد انسان دعایش به اجابت برسد بدزبانی غیر از فحش است چون بعدش خودش میگوید (وَ الفُحشُ فِی القَول) بعضیها فحش میدهند فحش حتی به کفار هم نمیتوانید فحش بدهید به کفار هم فرمودند فحش ندهید حرف بد نزنید مادری پدری خواهری چیزی نگویید راجع به اینها حرفی نزنید. در روایت داریم یکی از دوستان امام صادق که خیلی هم رفیق بود با امام صادق اینقدر رفیق بود با امام صادق که مردم معمولاً این دو نفر را با هم میدند امام صادق را میدند یاد آن آقا میافتادند آن آقا را هم میدند یاد امام صادق میافتادند. اینقدر با هم رفیق بودند به قول امروزیها کِر هم بودند جفت هم بودند یک موقعی غلام این آقا یک کاری کرده بود این یک دفعه فحش به مادر این داد ای مادر فلان حضرت گفت چکار کردی چی گفتی گفت به مادرش فحش دادم حضرت همینطوری یک دفعه با ناراحتی گفت آقا مادرش کافر است مسلمان که نیست. حضرت گفت دیگر من نمیبینم تو را، و تا آخر عمر با این حرف نزد همین که فحش میدهد راحت از دهانش در میاید راحت خواهر فلان مادر فلان زن فلان این خیلی آدم بددهان این مانع اجابت است ولی حضرت این را نمیگوید این را گذاشته آخر سر میگوید (وَ استِعمالُ البَضاء) یعنی تیز حرف زدن بد حرف زدن این بدزبان بودن بعضیها تند هستند بعضیها بد زبان هستند بعضیها آدمها را ضایع میکنند راحت همه جا، در جمع ضایع میکنند موقع حرف زدن تحقیر میکنند. پدر است بدزبان است مادر بدزبان است پسر بدزبان است دوست است در رفقایش بدزبان است تیزی و تندی دارد زبانش نیش دارد کنایه دارد دائماً. بیادب است بیحیاست این هم اجابت نمیشود راحت هر لفظی را به زبان میاورد عذر میخواهم معذرت میخواهم جسارت نشود بعضیها اینقدر ادب دارند میخواهد بیاید مشکلش را بیان بکند یک مشکلی دارد میخواهد بیاید بیان بکند یک کسی به او حرف زشتی زده او نمیتواند حرف زشت او را هم به زبان بیاورد بگوید مثلاً او اینطوری گفته حتی اینقدر حیا دارد این را نمیتواند به زبان بیاورد برایش سخت است. یک کسی نه راحت هر حرفی را به زبان میاورد هر چیزی را میگوید این خیلی بد است این دیگر باعث میشود انسان محرومیت ایجاد بشود این کارهای بدی هست که حضرت میگوید خدا به آدم میگوید نه، کریم به آدم میگوید نه، نیاوریم اینها را، در خانه یک سلسله چیزها را حرام بکنید برای خودتان یعنی باید انسان حرام بکند الفاظ زشت و بد را کلاً در خانه تحریم بکنیم. مرد خانه زن خانه فرزند خانه باید تحریم بکنیم این چیزها نباید به دهان بیاید وقتی شد بد حرف زشت آمد به دهان گرفتاری میاورد. چون انسان به هر حال در محضر خداست (طَهِروا اَفواهَکُم) دهانهایتان را پاک بکنید. یعنی همانطور که میگوییم مسواک بزنید مثلاً شما فرض بفرمایید اگر مسواک نزنید چند میلیارد میکروب تا صبح در دهانتان رویش میکند پزشکان دندانپزشک میگویند میلیارد نه میلیون ده میلیون نه صد میلیون نه بالای میلیارد تا صبح میکروب جمع میشود در دهان، چطور میگوید دندانتان را مسواک بزن. حضرت میفرماید (طَهِروا اَفواهَکُم) دهانتان را پاک بکنید (فَإِنَّها طُرُقُ القرآن) میخواهد اسم خدا از آن بیرون بیاید میخواهی قرآن بخوانی میخواهی دعا بکنی میخواهی اسم خانواده آسمانیت را ببری مجرای پاکی باید باشد این اسم بیرون میخواهد بیاید. یکی از اساتید میگفت استاد ما وقتی خیلی عصبانی میشد میخواست فحش بدهد دیگر خیلی زور به او میامد میخواست فحش بدهد میگفت ای خواهر نامرد میگفت فحشش این بود یک موقع اگر میخواست یک چیزی بگوید. میگفت من دیدم یک کسی میگفت من رفتم به این میگویم یک حرفی از دهانم بیرون آمد حرف زشتی بود درست است ولی این به من فحش داد گفت مادر فلانی عفت کلام داشته باش یعنی اول خودش یک فحش داد با فحشش به من گفت که عفت کلام داشته باشد. اینطوری نمیشود که آدم لجن بردارد بنویسد نظافت را رعایت بکنید جور در نمیاید این تمام شد این را هم بخوانم بس است دیگر (اَلذُنُوبُ الَّتی تَحبِسُ غَیثَ السَماء جَورُ الحُکامِ فِی القَضاء وَ شَهادَۀُ الزُور وَ کِتمانُ الشَهادَۀ) از گناهانی که بارش آسمان را مانع میشود. این هست که حاکمان قضات قاضیها وقتی میخواهند حکم بدهند قاضی ظالم حکم به نفع مجرم بدهد به مظلوم و محق را نگیرد پول بگیرد رشوه بگیرد یا تعصب داشته باشد قضاوت بد بکند این مانع میشود شهادت دروغ، برود بگوید ندیده باشد بگوید من دیدم نشنیده باشد بگوید من شنیدم. یا به یک نفر یک چیزی را ببندد شهادت هم برود بدهد بگوید بله واقعاً اینطوری دیدم اینطوری شنیدم این داشت به این این را میگفت ولی این دروغ است که دارد میگوید بگذریم از عذابش و کارهای دیگرش نه میگوید این اثر وضعیش این هست که بارش کم میشود. منع میکند از اینکه بارندگیها کم و خشکسالیها زیاد میشود این اخلاقهایی هست که تأثیرات اجتماعی و کلان دارد (وَ کِتمانُ الشَهادَۀ) یعنی انسان باید یک چیزی را بگوید و نگوید. الان میداند پسرش مشکل دارد به عروسش نمیگوید رفته خواستگاری میداند الان سؤال هم کردند که پسر شما سیگاری نیست اعتیاد ندارد نه این اصلاً خیلی امامزاده است از دخترش دختر شما مثلاً، آقا سؤال کرده یا مشاور مشاور حق ندارد چیزی را پنهان بکند. الان شما رفتی پیش کسی مشاوره میتواند به شما بگوید میگوید آقا مثلاً امام جماعت است دوست مسؤول پایگاه رئیس اداره است معلم این شاگرد است رفته میگوید آقا این الان آمده خواستگاری این دختر ما چی صلاح میدانید یکی از جاهایی که غیبت لازم و واجب است همین جاست جزء واجبات است این غیبت، نه من اگر میگفتم غیبت میشد. اَی حقهباز تو زندگی یک نفر را داری متلاشی میکنی داری یک آدم منفی را به یک آدم مثبت تبدیل میکنی که ازدواج بکند که فردا بفهمد این مشکل داشته غیبت اینجا واجب و لازم است اما چطوری غیبت باید بکند مشاور، باید بگوید اقا من صلاح نمیدانم دختر شما با این ازدواج بکند من صلاح نمیدانم پسر شما ازدواج بکند همین مقدار سربسته به شما میگویم نه. اگر اصرار کرد دارد میافتد در خطر و این حرف شما کافی نیست برایش، از کم شروع کن بگو، بگو مثلاً این عیب را دارد یک عیب کوچکش را بگو دیگر نرو سراغ عیب آخری آنها را بگویی یک مقدار که این بتواند تصمیم بگیرد اما اینکه از اول بگویی ببین نه این این نمیشود گفت این میشود غیبت، تهمت اینها خوب نیست به مقداری که لازم است. یا مثلاً دادگاه الان چیزی هست که شما میتوانید بروید در دادگاه بگویید نه ما با این رفیقیم نه ما با این همکاریم نه آخر این اینطوری است همکاری رفیقی هر چه هست وقتی که از شما خواسته شده شهادت بدهی و یک ظلم دارد اتفاق میافتد باید بگویی اقا من الان در دادگاه میروم خوشش میخواهد بیاید میخواهد نیاید. یا این حرفهایی که تو میزنی حاضری رودررو بکنی میداند گفته شده میگوید نه حاضر نیستم رودررو بکنم کتمان الشهادۀ آقا اگر لازم است که شما چیزی بیان بکنی که فتنه خوابیده بشود فقط چون خجالت میکشی چون ممکن است این از من بدش بیاید چون ممکن است این خیلی بد است. اگر یک جایی مصلحت شهادت دادن بزرگتر و مهمتر از مصلحت کتمان باشد انسان باید شهادت بدهد بگوید بله من شهادت میدهم شما آن روز این حرف را زدی جلوی من این حرف را زدی مگر شما آنروز این حرفها را به من نزدی مگر شما این حرفها را تلفن نزدی به من گفتی مگر شما این حرفها را حضوری به من نگفتی علیه این آقا علیه این خانم؟ گفتید دیگر اینها را. ولی وقتی از تو میخواهند بیا بگو بخواهی ماستمالی بکنی چه بسا به آبروی یک نفر به زندگی یک نفر بلکه به زندگی بعضی وقتها انسان با یک کتمان شهادت به میلیونها انسان صدمه میزند گاهی وقتها خیلی خطرناک است. جلسه بعد انشاءالله میخواهیم راجع به گناهانی سخن بگوییم که اثرش در همین دنیا به انسان میرسد یک سلسله گناهان هست که ممکن است اثرش نرسد بماند برای برزخ، ولی طبق بحثی که جلسه گذشته کردیم که خدا درمان را از رحم شروع میکند یک سلسله گناهان داریم که خدا اصلاً نمیگذارد بماند برای برزخ. هم خیلی زشت و بد هستند که خدا تحمل نمیکند همین جا در سر آدم میزند عقوبتش و کار خاصی است شاید خداوند هم روی رحمت خودش این کار را انجام میدهد چون اگر بماند برای برزخ به راحتی نشود شخص از عذاب نجات پیدا بکند. لذا چه گناهانی هست که انسان اگر انجام بدهد پایش را در همین دنیا میخورد همین جا حتماً میاید سراغش حتماً بلایی که سر کسی آورده سر خودش میاید این را انشاءالله میگذاریم برای جلسه آینده. والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اعوذبالله من الشیطان الرجیمأَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان و خشنودیشان از همه ما و انشاءالله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.