جلسه 015 - گناه و عواقب آن
شماره جلسه
15
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
6
روز
7
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - گناه و عواقب آن

اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و رحمت درود و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان در روابط خانواده آسمانی به حملههای شیطان و از حملههای شیطان به حمله سمت چپ که گناه بود رسید و در بحث گناه هم درباره آثار گناه عرائضی را خدمتتان تقدیم کردیم که ادامه میدهیم انشاءالله. نکتهای که به طور کلی در شناخت تاریخ و مباحث اجتماعی به ما کمک میکند این هست که همانطور که عرض کردیم گناه آثار اجتماعی و جهانی دارد قرآن به عنوان یک سنت میفرماید که (ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ). فساد گفتیم یعنی ضد صلاح هست خرابی، خرابی در همه جنبهها در (ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ) در دریا و خشکی ظاهر شده به خاطر گناهان مردم (بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ) مردم گناه کردن و هم زمینشان خراب میشود روزیهایشان سلامتشان طبیعتشان جسمشان جانشان و هم دریا و نعمتهایشان خراب میشود. شما ببینید قبلاً ما این مقدار بیماری این مقدار طلاق این مقدار افسردگی این مقدار سکته این مقدار سرطان این مقدار گرسنگی این مقدار فقر این مقدار خودکشی اصلاً نبوده هر چقدر ما از گذشته به حال نزدیک میشویم فساد بیشتر شده گرفتاریها بیشتر شده. قرآن میفرماید به خاطر این هست که بشر خودش برای خودش دردسر درست میکند مسیر طبیعی را نمیرود خارج از طبیعت هم انحراف وجود دارد وقتی که الان در کشور ما همین پریروز اعلام کرد وزارت بهداشت که یک فاجعه دارد در کشور ما اتفاق میافتد و آن فاجعه اضافه وزن هست. یعنی انواع سرطانها سکتهها سکتههای عروقی قلبی مغزی گرفتاریهای دیگری که برای انسان ایجاد میشود یکی همین است و پوکی استخوان گرفتاریهای دیگر که دارد میاید این یعنی خروج از طبیعت، انسان وقتی که از طبیعت فاصله میگیرد بیماریها زیاد میشود گرفتاریها زیاد میشود در جسم در روح هم همینطور هست. در روح در اقتصاد در سیاست در مدیریت در هر جنبهای انسان آن تعادلی که خداوند قرار داده قوانین و فرمولهای ریاضی که در همه عرصههای زندگی انسان قرار داده که به آن تجاوز بکند از حد بگذراند فساد ایجاد میشود. فساد یعنی غیر طبیعی بودن یک امر، وقتی که از حالت طبیعی یک چیزی خارج بشود اصطلاحاً به آن فساد میگویند. قرآن میفرماید: (ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ) آنچه که شما در دنیا دارید میبینید طبیعت به هم خورده آلودگیهای هوا لایه ازن پاره شده از هر پنجاه شصت نفر یک نفر بلکه الان بیشتر ممکن است سرطان میگیرند سرطان پوست میگیرند به خاطر همین پارگی لایه اُزُن، طبیعت ما طبیعت سالمی نیست. ما آمدیم به طبیعت تجاوز کردیم آب و هوای زمین را خراب کردیم گرمای زمین را بالا بردیم به خاطر گناهان خودمان، انحرافات و اشتباهاتی که در صنعت در بخشهای دیگر کردیم زمین را اکوسیستمش را به آن تجاوز کردیم. نسل بسیاری از حیوانات را از بین بردیم به خاطر زیادهرویهایمان و اینها همه ضربه میزند به انسان، وقتی انسان به تجاوز افتاد به زیادهروی افتاد به خراب کردن و فساد افتاد اثرش در زندگی خودش ظاهر میشود. لذا این مسئله جهانی هست دقت کنید که گناه در همه زمینهها فقط زمینه فردی نیست بلکه در زمینههای اجتماعی و جهانی هم این دامنگیر بشر میشود. حالا من یک نمونه را برایتان را عرض کنم این آیه آیه 41 سوره مبارکه روم بود که برایتان خواندم روایتی از امام باقر(ع) برایتان بخوانم بعد میرویم همین هم خودش از موضوعی که وعده کرده بودیم دور نیست (اِنَّهُ ما مِن سَنَۀٍ اَقَلَ مَطَرَ مِن سَنَۀٍ) اینطوری نیست که باران در یک سال باید کمتر از باران سال قبل بیاید. خداوند این طوری وضع نکرده که اگر امسال کمتر بارندگی شد یک جا این نیست باران پارسال هر چقدر آمده امسال هم همان قدر باید بیاید سهم ما این است یا بلکه بیشتر اما کمتر قرار نیست بیاید حالا چه میشود که کمتر میشود. (وَلکِنَّ الله یَضَعَهُ حَیثُ یَشاء اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَل اِذا عَمِلَ قَومٌ بِالمَعاصی صَرَفَ عَنهُم ما کانَ قَدَّرَ لَهُم مِنَ المَطَر) میفرماید هیچ سالی کم بارشتر از سال گذشتهاش نیست پس بارانهای ما کجا میرود چرا خشکی میاید چرا شهرهای ما دچار قحطی میشود چرا خشکسالی میشود چرا رودهای ما خشک میشود بارانهایمان کجا میرود آبهایمان کجا میرود؟. اگر هیچ سالی بارندگیش کمتر از سال قبل نیست این کجا میرود این مسائل مهمی است ما هی میاوریم در بحثهای مجلس شورای کجا، دولت، به فلان دانشمند بگوییم به فلان دانشمندان بگوییم آقا این در بحث مدیریت در مدیریت یک کشور در مدیریت فرهنگی در مدیریت کلان این قضیه باید دیده بشود. وقتی که ما فرهنگمان را کنار میزنیم به تجاوز میافتیم میرود کنار و فقط به پولداری و گناه و معصیت و رشدهای طبیعی فکر میکنیم دیگر علم و صنعت هم نمیتواند به دادمان برسد دانشگاهمان هم به دادمان نمیرسد. میفرماید که بلکه خدا باران را هر جا خواهد میباراند یعنی چی؟ یعنی سهم شما امسال مقداری بوده که پارسال هم حقتان بوده امسال نیامدیم ما کجا میرود میبرد در کویر آنجا میریزاند آنجا هیچ فایدهای هم ندارد برای شما، میبرد در آب دریا میریزاند خداوند محرومت میکند به خاطر گناهانی که میکنی. (اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَل اِذا عَمِلَ قَومٌ بِالمَعاصی) وقتی یک جامعهای دچار گناه و معصیت میشود دچار فساد میشود دچار بیادبی و جسارت به قوانین الهی میشود بیحیایی در آن رواج پیدا میکند بیدینی در آن رواج پیدا میکند (صَرَفَ عَنهُم ما کانَ قَدَّرَ لَهُم مِنَ المَطَر) برمیگرداند بارانی که برای آنها تقدیر کرده بود. آن بارانی که برای آنها تقدیر کرده بود میگوید اینها لیاقت ندارند باید قحطی بکشند گرما بکشند سختی بکشند برای اینکه دارند معصیت میکنند ما خودمان هم متوجه نیستیم حالا میگوییم بالاخره الان آب کم است هی به ما بگویند صرفهجویی بکنید خطرناک است چنین است چنان است ولی ما باید به خودمان بیاییم. جامعه باید با خودش بیاید مسؤولین در حد کلان باید به خودشان بیایند مراکز فرهنگی باید به خودشان بیایند فسادها باید در جامعه کم بشود گناهها باید در جامعه کم بشود وقتی کم بشود خیر و برکت هم زیاد میشود اما اگر گناه زیاد بشود یکی از عذابهایش این هست که بارندگی از بین میرود ما گرفتار قحطیها گرماها خشکسالیها خواهیم شداینها چیزهایی هست که باید در جامعه به مردم گفته بشود. وقتی یک نفر به پیغمبر گفت آقا ما نهی از منکر چرا باید بکنیم پیامبر چه مثال قشنگی میزند فرمود شما اگر در کشتی بنشینید کشتی هم دارد به سلامت میرود یک نفر در بخشی که خودش در کشتی نشسته کشتی را سوراخ بکند میتواند بگوید آقا چهار دیواری اختیاری یا نه؟ میتواند بگوید؟ در کابین خودش در اتاق خودش نشسته؟ نمیتواند کشتی متعلق به همه هست وقتی یک جا سوراخ بشود از یک جا که آب بیاید بقیه را هم آب میبرد لذا یک سلسله از گناهان هست که شخصی نیست یعنی گناهانی است که اگر رواج پیدا بکند به همه جامعه لطمه میزند آسیب میرساند به همه جامعه، مثل سیگار سیگار کشیدن یک امر شخصی نیست. یک کسی سیگار میکشد در جمع یک موقع هست مثلاً در فرودگاهها یک مراکزی قرار دادند آنهایی که سیگاری هستند بروند همانجا بکشند و بیرون نکشند باز هم خوب است رعایت جمع میشود فقط آنجا سیگاریها میروند. اما وقتی که شیوع پیدا کرد در همه جا میگوید آقا حق ندارید درست هم میگوید دولت نیروی انتظامی وزارت بهداشت باید جلوگیری کند بگویید آقا اینها سیگار نباید بکشند سیگاریها ممنوع است نمیتواند بگوید مسئله شخصی چرا جلوی من را میگیرید چون تجاوز به بقیه میشود بقیه مریض میشوند آسیب میبینند. بیحجابی موسیقی حرام ماهواره اینترنت هنرهای مبتذل اینها همه چیزهایی هست که جمعی است یک فرد نمیتواند بگوید من دلم میخواهد اینطوری بگردم نه این غلط است همان کس که میگوید همان منطقی همان عقلی همان بهداشتی که میگوید اگر یک نفر آلودگی جسمی برای دیگران ایجاد بکند. حق ندارد اگر پایش بو میدهد برود مسجد حق ندارد اگر سیر خورده و پیاز خورده مسجد برود نباید مسجد برود باید در خانهاش نماز بخواند همان که قرآن میگوید حرمت جمع را نگه بدار معصیت که از این بالاتر است روح مردم که مهمتر از جسمشان هست روح مردم جاوادنه هست.

یک کسی که گناه را رواج میدهد به جاودانگی مردم و با تبعات خیلی بزرگ و بلند دارد معصیت میکند یک موقع هست که یک کسی به جسم دیگران تجاوز میکند یک موقع هست یک کسی به روح دیگران تجاوز میکند و روح دیگران را آلوده و مریض میکند این دیگر ماندگار است و به راحتی هم از بین نمیرود و روی نسلها هم ممکن است اثر بگذارد نعوذبالله.

بنابراین باید اینها گفته بشود برای جامعه که ای مردم در حق همدیگر ظلم نکنید خیانت نکنید با زندگی مردم با معنویت مردم با اقتصاد مردم گناه نکنید حالا دانه دانه میگوییم انشاءالله همین جلسه که چه اتفاقاتی میافتد. راجع به آثار مخصوص میخواهیم صحبت بکنیم قبل از آن من یک روایت بخوانم که این روایت خیلی مهم است حیفم میاید نخوانم برایتان راجع به شوم بودن گناه هست میگوید گناه اینقدر شوم است که آثارش به بقیه هم میرسد به کسی که گناه نکرده هم میرسد یعنی گاهی وقتها انسان با گناهکارها امتحان میشود با معصیتکارها امتحان میشود. چطوری آثار گناه؟ مثل یک مریض هست که الان مریضی عفونی دارد سرما خورده میاید در جمع با یک نفر روبوسی میکند به او هم میدهد میاید یک جا عطسه میکند چند نفر دیگر را هم مریض میکند یک نفر آبله مرغان گرفته این آبله مرغانی باید در خانه بماند به کسی ندهد میاید در یک جمع میبینی پنجاه نفر را مبتلا کرد به همین آبله، بیماریهای واگیری. روح هم اینطوری هست. بعضی از بیماریها هست که واگیردار است گناه واگیردار است حالا انتقالش که بحث دیگر است راجع به انتقال گناه که گناهکار گناهکار میسازد گناهکار معصیتکار میسازد تأثیر میگذارد روی اطرافیانش آن را کاری ندارم. پیامبر میفرماید (اَلذَنبُ شُومٌ) شوم یعنی همان شومی که خودمان میگوییم نحسی (شُومٌ عَلی غَیرِ فاعِلِه) به کسی که گناه نکرده این شومی میرسد چطوری میرسد حالا دقت کنید ببینید چقدر هیچ کس نمیتواند غیر از معصوم اینطوری سخن بگوید غیر از معصوم هیچ کس نمیتواند اینطوری کارشناسانه حرف بزند. میفرماید که (اِن عَیَرَهُ اُبتُلِیَ) میگوید اگر با گناهکار مخالفت بکند خودش گرفتار میشود این گرفتاری چند جور هست توضیح بدهم برایتان گاهی وقتها گناهکار گناه میکند وقتی میخواهی جلویش را بگیری یاغی میشود طغیان میکند علیه تو قیام میکند. در سطح کلان مثل استکبار جهانی صهیونیسم جهانی زورمدارها نظام سلطه در سطح فرد هم همینطور یک پدر قلدر در خانه هست یک مادر گناهکار هست تا میخواهی با او حرف بزنی میبینی زد در دهان بچه، یک آدم خودخواه و خودشیفته هست وقتی میخواهی جلویش را بگیری آبرویت را میبرد هزارتا تهمت و دروغ به تو میزند که چرا تو جلویش را گرفتی. این یک نکته نکته بعد این هست که وقتی با گناهکار (عَیَرَهُ) اگر یک موقعی انسان سرزنش بکند گناهکار را میگوید گناهکار را سرزنش نکن حضرت فرمود اگر زیر دست زنا کرد چند بار هم زنا کرد حالا اگر حد شرعی دارد بزن اما هیچ وقت سرزنشش نکن تحقیرش نکن به خاطر گناهی که کرده این قاعده است. که اگر گناهکار را تحقیر کردی سرزنش کردی قاعده است همینطور که میگویند اگر این آب را خوردی این آثار را دارد اگر ضربه زدی یک نیوتن به دستت وارد میشود اگر چراغ را روشن کردی لامپ را زدی این جا روشن میشود خاموش کردی دیگر تاریک میشود سرزنش دیگران ابتلا میاورد نباید یک نفر را که معصیت کرد را سرزنش کرد و در سرش زد تحقیرش کرد و مچش را گرفت. حضرت فرمود: کسی که از برادرش گناه کبیرهای ببیند یا بشنود و بیان بکند در جایی خداوند او را از ولایت الله در میاورد و به ولایت شیطان میسپارد. پیغمبر به علی(ع) فرمود اگر یک مؤمنی را در حال زنا ببینی چکار میکنی؟ حضرت فرمود من میروم یک پارچه میاندازم روی آنها که کسی نبیند آنها را، گناهشان را میپوشانم، پیامبر فرمود اگر دفعه بعد ببینی این مؤمن دارد زنا میکند چکار میکنی؟ گفت باز همین کار را میکنم فرمود اگر باز ببینی چکار میکنی؟ گفت میروم همین کار را میکنم امیرالمؤمنین فرمود میروم با ردای خودم این مؤمن را میپوشانم که کسی نبیند این مؤمن دارد گناه میکند. آنجاست که پیغمبر فرمود (لا فَتی اِلاّ علی) هیچ جوانمردی جز علی نیست و فرمود عیبهای برادرانتان را بپوشانید ضعفهای برادرانتان را بپوشانید برملا نکنید نروید بیان بکنید یک جا. گناهکار اینطوری امتحان میشویم ما، اطراف ما معصیت میکنند گناه میکنند و تو حق نداری بیان بکنی (وَ ان اِغتابَهُ اَثِم) نکبت گناه این است که اگر غیبتش را بکنی خودت گرفتار میشوی سرزنش بکنی خودت مرتکب میشوی. (عَیَرَهُ) خودت دشمنی با تو میشود (وَ اِن رَضیَ بِهِ شارَکَ) اگر هم راضی بشوی از گناهکار یعنی به گناه و معصیت او راضی بشوی همان گناه را هم در نامه عمل تو مینویسند ولو خودت مرتکب نشدی اما راضی بودی به آن. پس ببینید چقدر گناه شوم است چقدر گرفتاری برای انسان میاورد انسان با گناهکار هزار جور امتحان دارد هزار جور گرفتاری دارد فقط خود گناهکار نیست که گناهش خودش است و خودش پس ما چیز شخصی اینطوری نداریم برویم سراغ آثار مخصوص اولین روایت را از وجود مقدس آقا امام رضا(ع) نقل کنم برایتان فرمود (اِذا کَذَبَ الوُلاۀُ حُبِسَ المَطَر)خیلی دقت کنید اینها خیلی مهم است (وَ اِذا جارَ السُلطانُ حانَۀِ الدَولَۀ وَ اِذا حُبِسَۀِ الزَکاۀُ ماتَتِ المَواشی) بحثهای اجتماعی سیاسی است اینها همه خوب دقت کنید آنهایی که کار دارند با مسائل سیاسی اجتماعی خوب دقت کنند دخالت دارند در کارهای اجتماعی سیاسی. میفرماید که وقتی حکمرانها حاکمان یک جامعه دروغگو هستند به مردم دروغ میگویند سر مردم را شیره میمالند نماینده مجلس است رئیس جمهور است وزیر است به مردم دروغ میگوید افسر هست جایی مسئولیت دارد دروغ میگویند به مردم، اطلاعات غلط میدهند به مردم، استاندار است دروغ میگوید در ورزش هست سر مردم را کلاه میگذارند مسؤولین ورزشی هستند کلاه میگذارند پارتی بازی میکنند کلاه میگذارند دروغ میگویند. قوه قضائیه است دروغ میگوید قاضی است دروغ میگوید حکمرانها وقتی دروغ میگویند فرمود (حُبِسَ المَطَر) باران کم میشود این اثر هست گفتم رفت داریم برگشت نداریم در تفسیر، یعنی اینطور نیست که اگر باران کم شد بگوییم حکمران دارد دروغ میگوید ممکن است زنا باشد ممکن است دلیل دیگری داشته باشد. پس از این طرف ما نمیتوانیم تفسیر بکنیم ولی از آن طرف میتوانیم بگوییم اگر یک جا علت آمد معلول میاید ما میتوانیم در فلسفه هم ثابت شده در فیزیک هم ثابت شده یک چیز میتواند معلول علتهای مختلفی باشد پس اینطوری نیست که اگر ما یک بار دیدیم یک نفر سرش درد میکند بگوییم میگرن دارد حتماً، نه سردرد میتواند دلائل مختلفی داشته باشد. آلودگی هواست دندانش عفونت دارد که سرش درد میکند میتواند علتهای مختلف داشته باشد پس از آن طرف قضاوت نکنیم که به اشتباه بیافتیم رفت دارد برگشت ندارد (وَ اِذا جارَ السُلطانُ حانَۀِ الدَولَۀ) اگر پادشاه سلطان ستم بکند دولت او سست میشود یعنی دولت اضمحلال پیدا میکند قدرت خودش را از دست میدهد. مثل این که ما الان در بحث بیداری اسلامی در تمام دنیا داریم میبینیم که دولتها به خاطر ستمهایی که دارند میکنند در منطقه و در سطح جهان چقدر متزلزل شدند کشورهای اروپایی را شما نگاه کنید چند ماه یک بار دولت عوض میکنند کشورهای دیگر را نگاه کنید چند ماه یک بار در عرض ده سال پانزده سال هر سال دو سال یک بار سه سال یک بار میپاشد به همدیگر، نمیتوانند یک دولت مستقر داشته باشند این به خاطر ظلمهایی هست که در جامعه میشود. (وَ اِذا حُبِسَۀِ الزَکاۀُ ماتَتِ المَواشی) آنهایی که زکات به آنها واجب است آنهایی که خمس دارند زکات نمیدهند اینها گرفتاری میاورد وقتی کسی خمس نمیدهد زکات نمیدهد سال خمسی ندارد انفاقها را نمیکند اینها گرفتاری میآورد میفرماید آنهایی که زکات نمیدهند، زکات به چه چیزهایی تعلق میگیرد؟ یکی از آنها گاو و گوسفند است دامدارها. میگوید وقتی که شما زکات دامت را نمیدهی مثل کشاورز، کشاورز باید زکات بپردازد وقتی نمیدهد میبیند زمین خشک میشود یک رگبار میزند یک بارندگی بیموقع میاید تمام زمینها درختها میوهها را از بین میبرد یک سرما میاید همه را خشک میکند. میفرماید که (اِذا حُبِسَۀِ الزَکاۀ) وقتی که زکات حبس میشود کشاورز نمیدهد دامدار نمیدهد زکاتش را الان الحمدلله در این سالهای اخیر تعداد زیادی الحمدلله از دامدارهای ما کشاورزهای ما فرهنگ زکات در آنها احیا شده شکر خدا قبلاً نبود در همین چند سال اخیر اصلاً چیزی به اسم زکات خیلی معنا نداشت. خمس الان متأسفانه جا نیفتاده هنوز،کسانی که سال خمسی دارند درآمد دارند آن کسی که درآمد دارد سال خمسی هم دارد باید حتماً حساب بکند نباشد نکبت میزند در وجودش در زندگیش در روحش در روانش در علمش در معنویتش در خیالش در حافظهاش در جسمش نکبت میگیرد چون عفونت است مال حرام نگه داشتن. الان خمس به آن تعلق میگیرد دیگر مال تو نیست این مال زکات به تو تعلق گرفته این گوسفند این برنج این گندم این دیگر مال تو نیست در مالت است این مال فقراست مال گرفتارهاست حرام است دست زدن به آن، عفونت است این آتش است نگهش داشتی نگه داری گرفتاری دارد میسوزاند آتش را نمیشود نگه داشت عفونت را نمیشود نگه داشت. شما سطل زباله خانهتان باید 9 شب به 9 شب میگذارید بیرون حالا یک شب یادتان برود ببینید تا فردا این زباله چقدر خانه را بویش برمیدارد عفونت را نمیشود نگه داشت همان بحثی که جلسه گذشته کردیم استغفار توبه بیرون گذاری یک امر ضروری است شما نگه داری. باید امروز معذرتخواهی بکنی نکنی دو هفته بعد معذرتخواهی کن در این دو هفتهای که تو معذرتخواهی نکردی عفونت نگه داشتی در خودت،کینه، انسان دل چرکینی از یک نفر نگه بدارد در وجودش کینه که میماند عفونت است یک سال کینه دارد ده سال کینه نگه داشته از طرف مقابل بعد هم فکر میکند آدم سالمی هست. این دیگر پرواز نمیتواند بکند این دیگر نمیتواند بال در بیاورد این دیگر به رؤیت نمیافتد این دیگر به خیال نمیافتد این دیگر به معنویت نمیافتد این دیگر حضور قلب نمیتواند داشته باشد این سر نماز هم با طرف دارد دعوا میکند یکسره هر جا هست عفونت دارد پس نگه نداریم. میفرماید که (وَ اِذا حُبِسَۀِ الزَکاۀُ ماتَتِ المَواشی) چهارپایان از بین میروند میمیرند مثلاً یک دفعه ده هزارتا گوسفند، در تلویزیون میبینید نشان میدهد پانصد رأس گوسفند اینقدر گرگ زد برد الان در همین تلویزیون مستند خودمان نگاه کنید اخبار نگاه کنید سیل آمد گوسفندها را برد گاوها را برد زلزله آمد اینطوری شد مریضی آمد اینقدر مرغ از بین رفت برای اینکه زکات داده نمیشود خمس داده نمیشود سهمش نیست. اصلاً خداوند همانطور که عرض کردم قانون است در نظام خلقت، شما پول حرام را نگه داری در وجودت در زندگیت الان به تو خمس خورده نگه ندارد ردش بکنی جایش خدا میگوید من حلالش را چندین برابر میدهم اما اگر نگه داری عفونت میشود. گفتم مثل سینه مادر میماند یک مادر اگر شیر ندهد به بچه خشک میشود خیر و برکت میافتد بچه محروم است مادر هم محروم میشود ولی وقتی هر چه شیر بیشتری میدهد شیر هم میاید خدا میدهد الان این مادر دو ساله بچهاش تمام شده بعد از دو سال دیگر نباید شیر بدهد تمام شد. حالا بچه برادرش آمده بچه خواهرش آمده بچه همسایه هست مادرش نمیتواند شیر بدهد میگوید شما شیر میدهی میگوید بله شیر میدهم این خانم خداوند میگوید به خاطر اینکه داری به یک بچه دیگر شیر میدهی من به سینه تو شیر جاری میکنم چند سال میتواند شیر بدهد قطع هم نمیکند خدا اصلاً، خدا میگوید وقتی شما مصرف خوب دارید من هیچ وقت رزق شما را قطع نمیکند. علم است به شما برکت میدهم معنویت است به آن برکت میدهم پول است هر چقدر مصرف بکنی مصرفهای خوب بکنی من به آن برکت میدهم آبرو هست من به آن برکت میدهم هر چی، بخل نداشته باشید بخل بیماری خیلی خطرناکی هست. یکی آمد خدمت پیغمبر گفت یا رسولالله من یک گناهی دارم خیلی بزرگ است، پیامبر گفت چیست گناهت؟ گفت خیلی بزرگ است پیامبر فرمود از زمین بزرگتر است؟ گفت بله، گفت از آسمانها بزرگتر است؟ گفت گناهم از آسمانها بزرگتر است یا رسولالله من نمیتوانم غلبه کنم به خودم در این گناه پیامبر فرمود گناهت از خدا هم بزرگتر است گفت نه از خدا که بزرگتر نیست گفت پس چیست گفت من خسیسم من آدم بخیلی هستم. پیامبر فرمود از من دور شو آتش تو من را میسوزاند کسی که زن و بچهاش را لنگ میگذارد کرم ندارد در خانه جود ندارد بچه لنگ است زن لنگ است یک زنی که جلوی انفاق شوهرش را میگیرد که مبادا به مادرت کمک بکنی به خواهرت کمک نکنی به فلان کس کمک نکنی. یک کسی که در او این هست اینقدر نحس هست این آدم که پیامبر میفرماید نزدیک من نیا این آتش تو من را هم میسوزاند آدمهای خسیس و بخیل درست در نقطه مقابل الله هستند در بدترین جاهای جهنم آدمهای خسیس و بخیل جا دارند. الان میتواند کار یک نفر را راه بیاندازند میگوید بگذار یک ذره اذیتش بکنم قدر بداند میگوید برو فردا بیا برو یک هفته دیگر بیا، میتواند به زنش محبت بکند نه من اگر محبت بکنم لوس میشود میتواند کوتاه بیاید میتواند عیب را نگوید میتواند ضعف را نگوید میتواند اشتباهات را به زبان نیاورد اصلاً نمیتواند بگذرد همهاش باید بگوید. بزرگوار نیست میتواند گناه را به روی طرف نیاورد میتواند غیبتش را نکند ولی باز میگوید اینها آدمهای خیلی خطرناکی میشوند خیلی خطرناک. امشب شب جمعه هست چه میخوانیم در دعای کمیل (اَللّهُمَّ اَغفِر لیَ الذُنوبَ الَّتی تُغَیِّرُ النِعَم) خدایا آن گناهانی که نعمتها را تغییر میدهد ببخش از من، اثرش را از بین ببر خیلی هم مهم است چند فقره اول دعای کمیل معرکه است یعنی امشب انسان به خدا میگوید خدایا (اَللّهُمَّ اَغفِر لیَ الذُنوبَ الَّتی تُنزِلُ البَلاء) هر گناهی که قرار است بلا نازل بکند امشب همه را از ما بگیر. (تُنزِلُ النِقَم) هر چیزی که قرار است بدبختی بیاورد امشب از ما بردار (تَحبِسُ الدُّعاء) گناهانی که دعاها را نمیگذارد به اجابت برسد خدایا آنها را از ما بگیر خیلی قشنگ است این فقرات معرکه است قربان امیرالمؤمنین(ع) بروم چقدر وسیع است نماینده خداست روی زمین خلیفۀ الله است مثل خود خداوند واسع و وسیع هست. حالا امام صادق(ع) میفرماید حالا آن گناهانی که نعمتها را تغییر میدهد (وَ ذُنوبُ الَّتی تُورِثُ النَدَم) گناهانی که پشیمانی میآورد آنها چیست (اَلقَتل) آدمکشی قتل در بعضی از روایات داریم (اَوَّلُ ما یُسئَلُ عَنهُ یَومَ القیامَه اَلدَم) اول میبینند خون گردنش هست یا نه؟ اگر خون گردنش نیست میگویند نگهش بدارید یک فکری برایش میکنیم اما اگر خون گردن طرف هست این دیگر بیچاره هستخون گردنش هست قتل انجام داده گرفتاری زیاد دارد. این را خیلی آدم باید دقت بکند قتل مثل قتل نفسها مثل سقط جنینهای از روی شهوت سقط جنینهای از روی غیر حکمت، یک موقع هست حکمتی است انسان سقط جنین میکند مجوز میگیرد پزشک هست مجتهد هست حاکم شرع هست به هر دلیلی ولی یک موقع هست نه از روی هوی و هوس آدم میکشد راحت. (وَ الَّتی تُنزِلُ النِقَم اَلظُلم) آنهایی که بدبختی نازل میکند نقمت نازل میکند ظلم است همه را حضرت نگفت یک قسمتش را دارد میگوید ظلم به خودت ظلم به قوایت ظلم به عقلت ظلم به فوق عقلت ظلم به بدنت ظلم به آدمها میگوید این بدبختی میآورد برای آدم، این نکبت میاورد در زندگی انسان، این خیلی مهم است که انسان تلاش بکند مبرا باشد تلاشش را بکند بترسد. نمیشود ما ظلم نکنیم بالاخره همه ما اهل ظلمیم امکان ندارد ما ظلم نکنیم بالاخره میکنیم ولی اینکه انسان بترسد خودش از ظلم به عروسش به دامادش به باجناقش به مادرشوهرش به خواهرشوهرش به خواهرش ظلم بکند. من تا ازدواج نکردم تو حق نداری ازدواج کنی این ظلم بزرگی است اصلاً هیچ برادر و خواهری حق ندارد برای برادر خواهر خودش تعیین تکلیف در ازدواج، عزیزم برادرم خواهرم اگر ازدواج خواستی بکنی ازدواج بکن پدر مادر ظلم میکنند نه تا برادر بزرگتر داری تو حق نداری ازدواج بکنی این گناه است این ظلم است. این نکبت میاورد در زندگی ظلم نکنیم حق مردم را ضایع نکنیم الان این نیاز جنسی دارد رفته صیغه کرده رفته صیغه شده هر چی، نیاز داشته خوردش نکنید گناه نکرده معصیت نکرده معصیت هم کرده بود حق نداشتی بگویی چه برسد به اینکه اگر زنا کرد. میگویند اگر زنا کرد چکار میکنی یا علی حضرت فرمود اگر من گفتم خواندم برایتان روایتش را این در مورد سه مؤمن است سه تا شخص آدم عادی است فرمود من اگر یک آدم مؤمنی را هم ببینم دارد زنا میکند میپوشانمش گناه را حق نداری بیان بکنی چه برسد حلالش را رفته کرده. برای چی هی غیبتش را میکنی هی این طرف و آن طرف از کارهای دیگران، فضولی میکنی در کارهای دیگران، برای چی تجاوز میکنید به حق دیگران، مگر فعل حرام مرتکب شده مگر گناه کرده نیاز داشته عاطفی جنسی مالی اقتصادی رفته این کار را کرده به ما چه، مگر ما فضول کار مردم هستیم. پچپچ بکنیم تجاوز بکنیم فضولی بکنیم اخبار بدهیم گزارش بدهیم عکس بگیریم ضبط بکنیم کی کجا چکار کرد این تجاوز است ظلم است ظلم نکنیم در حق مردم، کمفروشی گرانفروشی دیرفروشی معطل کردن مردم، ظلم است ظلمهایی که در رانندگی هست الی ماشاءالله ما ظلمهایی داریم و تجاوزهایی داریم که در رانندگیها دارد ایجاد میشود در حق مردم و الی ماشاءالله ظلم هست یکی دو تا هم نیست. ما تا میگوییم ظلم یعنی چی؟ یعنی یک شلاق دستمان بگیریم ظلم یعنی اینکه یک کسی کسی را بزند، نه، بچهات نیاز به بوسه دارد به موقع نبوسیش این ظلم است همسرت نیاز به بوسه دارد به موقع نبوسیش ظلم است نیاز عاطفی دارد نیاز جنسی دارد نیاز اقتصادی دارد و از دستت بر میاید ظلم است الان احتیاج دارد برود خانه مادرش دلش با مادرش است مادرش مریض است خواهرش مریض است میگوید راضی نیستم بروی این ظلم است زن به مرد بگوید مرد به زن بگوید این ظلم است. همه انواع و اقسام ظلمها و تجاوزهاست ظلم شاخ و دم ندارد عکس مبتذل فیلم مبتذل ماهواره شبکه منحرف بیحجابی فساد اینها همه ظلم است انواع و اقسام ظلمهاست که ما در بخشهای مختلف به دیگران میکنیم. استاد دانشگاه است به او گفتند که ما در خارج داشتیم انشاءالله که در ایران نیست چشممان را ببندیم بگوییم انشاءالله که نیست دانشجو را بهانه از او میگیرد از درس میاندازدش چون دانشگاه به او گفتند آقای جناب استاد دانشگاه تو تا شش تا دانشجو را نیاندازی و تجدید دوره نکنی حقوق خبری نیست. بیست تا شاگرد به تو میدهیم شش تا هفت تا باید دوباره بروند تجدید دوره بشوند یک طوری سر پایاننامه سر تحقیقات یک جا گیر بده دانشجو را بیانداز دوباره برود ثبت نام بکند پول بدهد دانشگاه، لقمه حرام دانشگاه حرام استاد حرام علم حرام این به کجا میرسد این نکبت میاورد در زندگی این بدبختی میاورد. بابا دانشجو زحمت کشیده حالا گیر نده اینقدر به او، نه این تحقیقاتت اشتباه است مثلاً حالا گیر کرده مجبور است آن رئیس نامردی که در آن دانشگاه هست رئیس بیدین این مجموعه هیأت امنای بیدین آن دانشگاه استاد را تحت فشار گذاشتند استاد هم برای روزی خودش دارد ظلم میکند. بله برو فلان کتاب را ترجمه بکن نمیتواند الان وقت ترجمه نیست نه وقت کافی دارد نه امکانات دارد هیچی دانشجوی بیچاره گرفتار میشود دست استاد و یک دانشگاه ظالم، شهریه اضافه پول اضافه اینها همه ظلم است. وام ازدواج تعلق میگیرد نمیدهد بانک ظلم است مردم را معطل میکند ظلم است سود بیش از حد میگیرد ظلم است اینها همه ظلم است هزاران نوع ما ظلم داریم اینطوری است که خداوند نکبت را میفرستد سراغ آدمها، بعد میگوید چرا بچهام عوضی شد چرا زنم اینطوری شد چرا شوهرم اینطوری شد چرا خانهام اینطوری شد چرا ما سرطان گرفتیم چرا مریضی آمد چرا غم و غصه است چرا همه چیز داریم اما دل خوش نداریم. مهم این است که آدم از ظلم بترسد چون ظلم یعنی جهنم یعنی بدترین دشمن، روح انسان باید از تجاوز و ظلم بترسد غیبت ظلم است توطئه ظلم است بدگویی ظلم است بدخواهی ظلم است حسادت بالاترین ظلمهاست در ردیف ظلمها در بخشهای فحشاهای باطنی حسادت یکی از بدترین ظلمهاست حسادت ظلم به خود و ظلم به دیگران است چشم و همچشمی ظلم است ظلم بسیار بزرگی است رقابت ظلم است. (وَ الَّتی تَهتِکُ السُتُور شُربُ الخَمر) شراب پردهها را کنار میزند آبروی آدم را میبرد آدم را ضایع میکند آدم را رسوا میکند شراب، پس پردهدری مال شراب است. میگوید من مسجدم را حفظ میکنم هیئتم را هم میروم حالا یک لبی هم تر بکنم چه میشود فعل حرام است رفقا بفرما زدند دیگر نمیشد جان تو به مولا گفت مولا را قسم داد دیگر نمیشود. آقا به خاطر ما آوردند، بخدا این از آن شرابهای خیلی خاص کهنه باحال چند سال مانده مثل سیر مانده چهارده ساله فقط مخصوص شما آوردیم آقا گناه دارد ما نمیخوریم. ما یک کشوری دعوت داشتیم کشور اروپایی آمدند گفتند که به افتخار شما یک مهمانی دادیم تشریف بیاورید یک رستورانی ما رفتیم و نشستیم دیدیم این میزبانی یکی از این میزبانها که ما را دعوت کرده بود یک آهنگ خیلی وحشتناکی آهنگ یکی از این خوانندهها را گذاشت و گفت این را به افتخار شما گذاشتند. گفتم من با اجازهتان میروم نمیتوانم بنشینم گفت چرا گفتم نمیتوانم گوش بکنم گفت آقا خاموش بکن استادمان میفرمود من رفته بودم حالا این عبا تنش هست گفت رفتیم در یک اتوبوس نشسته بودیم دیدیم یک آقایی آمد خیلی یک لباس بلندی هم داشت هیچ چیزش معلوم نبود. نشست پیش ما یک ذره با ما گرم گرفت و با ما حرف زد ما هم با او گرم گرفتیم حرف زدیم به هر حال اخلاق اینطوری است گفت قشنگ که همه دیدند این با من است بعد گفت که یک ساز درآورد شروع کرد به زدن گفت همه فکر کرد با هم هماهنگیم گفت حالا نمیدانستیم چه بگوییم. گاهی وقتها آدم اینطوری گرفتار میشود. دوباره یک خاطره دیگر بگویم برایتان یک موقعی میرفتم قم این راننده، من فقط دیدم که دنگ و ونگی میاید گفتم انشاءالله رادیو بوده یا موسیقی حرامی نیست این خاموش کرد به احترام ما این کتاب دستم بود این دستم هم لای کتاب بود این آدم خیلی مؤدبی بود دید من کتاب دستم و انگشتم لای کتاب ایستادم دارم میخوانم و منتظرم حالا ماشینی هم بیاید. بعد این جاده را من خودم خیلی رانندگی میکنم جاده خیلی خوابآوری است گفتم آقا خاموش نکن شما میخواهید رادیویی چیزی گوش بکنید همینطوری گفتم، گفت نه آقا شما مطالعه میکنید بیادبی است جسارت است گفتم نه من سروصدا من یادم هست زمان جنگ هم که بمباران میکردند گلوله میامد خمپاره میامد درسم را میخواندم. همین که داشتیم مباحثه میکردیم با دوستانمان مینشستیم موشک میامد این طرف مثلاً چند نفر کشته شدند یک ماشین منفجر شده یک زاغه میرفت هوا ما اصلاً حواسمان پرت نمیشد ما درسمان را میخواندیم اصلاً انگار نه انگار اطرافمان چه خبر است میتوانستیم خودمان را نگه بداریم. گفتم نه بابا من اصلاً هیچ مشکلی ندارم خیالت راحت باشد گفت نه آقا بالاخره گفتم نه شما خوابت میگیرد برای ما هم خوب نیست گفت اجازه هست گفتم بله خلاصه باز کرد یک خواننده خانم بعد حالا خواندنش هیچی گفتم خدایا ای کاش یک میخ میکوباندم روی زبان خودم. هیچی نمیگفتم حالا خودم گفتم نمیتوانم بگویم که حالا خاموشش بکن بعد این هم میخواند هم فحش میداد یعنی یک خانمی بود میخواند علیه کشور و همه چیز فحش میداد گرفتاری درست شد برای ما. خلاصه به افتخار شما و اینها ما نداریم خلاصه باید انسان حواسش باشد مهمانی بودیم و رودبایستی گیر کردیم حالا به خاطر شماست و عروسی هست و امشب جشن تولد است و دیگر حالا بگذار یک شب باشد و نمیشود. (وَ الَّتی تَحبِسُ الرِزقَ اَلزِنا) آن که رزق را حبس میکند زناست زنا هم که انواع و اقسام خاص خودش را دارد از پوست و چشم و بینی و اینها بگیرید میگوید این خانمی که عطر زد و بوی عطرش را نامحرم شنید برود غسل جنابت بکند مستحب است برود غسل بکند چون زنا داده زنا به بینی داده مرد را آلوده کرده خود زن مستحب است برود غسل بکند. حالا ببین عشوهگریها و فسادهای دیگری که در نامحرم یک زن ایجاد میکند حق ندارد یک زن این کارها را انجام بدهد مرد هم حق ندارد این کار را انجام بدهد (وَ الَّتی تُعَجِلُ الفَنا) آن که مرگ را شدت میدهد جوانمرگی میاورد بلا میاورد سرطان میاورد زود آدم میاورد چیست؟ (قَطیعَۀُ الرَحِم) بیبرکتی عمر میاورد این که انسان قطع رحم بکند با فامیلهایش قطع رحم بکند این خیلی خطرناک است فرمود کافر هم باشد فامیلت حق قطع رحم نداری بله کافر است الان در خانهاش میخواهد ماهواره میگذارد تو هم نرو خانهاش بگو عزیزم اگر خاموش میکنی ما هم میاییم دوست داریم بیاییم بنشیم خانهات. حالا خمس نمیدهد خمس هم ندهد میتوانی قبلش بروی بپردازی اگر هم یک چیزی خوردی برو بعداً خمسش را بده رد مظالمش را بده هیچ اشکالی ندارد بخوری یک چیزی سر بزن به خانه فامیلت، قطع ارتباط نکن تلفنی یک پیامکی یک تلفنی یک طوری با فامیلت ارتباط داشته باش. بله یک موقع میگوید نه او اصلاً خوشش نمیاید از من، اعلام انزجار میکند اصلاً تلفنش را نمیدهد خانه عوض کرده اصلاً نمیدهد حالا آن یک بحث دیگر است خودش قطع کرده ما قطع کننده نباشیم. و حضرت فرمود بالاترین رحم شما ما هستیم با ما قطع ارتباط نکنید از بیبرکتی عمر بدتر از رحم زمینی خانواده آسمانی هستند کلاس ما کلاس خانواده آسمانی است کسی که با اهل بیت با چهارده معصوم بخصوص امام زمانش رابطه ندارد زندگیش با امام زمان و اهداف امام زمان همراهی ندارد. در چادر حضرت نیست در پازل حضرت بازی نمیکند تقدیراتش تصمیماتش انتخاباتش را با حضرت تنظیم نمیکند اذن نمیگیرد از حضرت برای انتخابات زندگیش شغل همسر آقا تو که میدانی با این ازدواج بکنی حضرت ناراحت میشود تو که میدانی ازدواج با این آدم معصیت دارد فساد دارد. تو که میدانی این رشته تو را داغون میکند این رشته جهنم میاورد برای تو تو که میدانی این شغل فساد دارد چرا هماهنگ نیستی با امام زمانت تو که میدانی این رفیقها رفیقهایی هستند که پذیرفتنشان یعنی از خانواده آسمانی افتادن از رفقای اصلی، قرآن چهار تا رفیق که بیشتر سراغ ندارد انبیاء صدیقین شهدا صالحین اینها (وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً). رفیق خوب قرآن میگوید اینها رفیق خوب هستند همانها که سر نماز میگوییم (اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَصِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) اینها رفیق هستند اگر رفیقبازی میخواهی بکنی حق نداری با کمتر از اینها رفاقت بکنی اگر رفاقت هم میخواهی بکنی با کمتر از اینها درمانی باید باشد نه تأثیرپذیری. اگر تأثیرپذیر نیستی طبیب شدی برو با اراذل و اوباش هم رفیق بشو هیچ اشکالی ندارد چون تأثیر نمیپذیرد نورانیت میدهی به آنها، اما اگر قرار است رفاقت تأثیرپذیری باشد روی ذهن من روی خیالات من این رفقا تأثیر میگذارند این ارتباط حرام است چرا؟ چون از رفقای آسمانیت دیگر میافتی. وقتی رفاقت تصمیم انتخاب، رشته غلط شغل غلط دوستان نامناسب لباس نامناسب دیدنیهای نامناسب شنیدنیهای نامناسب این تو را از امام زمانت از خانواده آسمانیت از پدر مادرت جدا میکند حق نداری الان خانواده زمینیت، پدرت میگوید من دوست ندارم از اینها رفاقت بکنی چشم پدر مادرت دوست ندارم با اینها رفت و آمد بکنی چشم این زمینی هست تازه میگوید. یک کسی وقتی رفیق میشوی با پدر زمینیت درگیر میشوی با مادر زمینیت درگیر میشوی با او، با خواهر برادرت بد میشوی با او رفیق میشوی انتخابهای غلط میگوید نه حرام است این کار، یک شغلی انتخاب نکن که پدر مادرت خانوادهات به زحمت بیافتند آنطوری، یک رشتهای را انتخاب نکن که مجبور بشوی قطع رحم زمینی بکنی خوب دیگر قطع رحم آسمانی که جای خودش را دارد. بیچاره تو الان میدانی این رتبهای را که آوردی چقدر است برو بزن فلان رشته نه من اگر این رشته را انتخاب بکنم از آسمان میافتم اینقدر سرم شلوغ میشود این قدر آلودگی دارد این رشته، این شغل اینقدر آلودگی دارد که من از آسمان میافتم نمیتوانم. این رفیقها این دوستان این آدم با او ازدواج بکند آقا من با این شخص نمیتوانم ازدواج بکنم حضرت یک موقعی یک زنی میخواست بگیرد امام باقر(ع) به یکی از این اصحاب گفت که میخواهم یک زن بگیرم ولی با این خصوصیتها میخواهم خصوصیتهایش را حضرت گفت از نظر ظاهری هم برای حضرت یک شرائطی مهم بود این را هم گفت. طرف گفت آهان آقا من فهمیدم فلان دختر برای شما خوب است حضرت فرمود مال کدام قبیله است گفتند مال فلان فامیل است فلان خاندان است گفت اینها که دشمنان ما اهل بیت هستند من هرگز بدنم را به بدن یک آدم جهنمی نمیزنم. یعنی زن خوشگل است همه چیز تمام است همه شرائطی هم که امام باقر میخواهد دارد فقط یک چیز ندارد این که فرهنگش با فرهنگ من نمیخواند این که با من نمیتواند آسمان بیاید این که آسمانی نیست این دختر، این که این دختر بهشتی نیست. آره دیدم در اینترنت دیدم در خیابان دیدم در تاکسی دیدم رفتیم فلان جا دیدیم در فلان مجلس خیلی خوشم آمد یک دل نه صد دل، اینها همه مزخرف است، اول نزدیک شدن به این آدم به این دختر به این پسر من را میگذارد بهشت بروم یا نه؟ میگذارد با خدا رابطهام حفظ بشود جهنمیم نمیکند اولین شرط من را از پرواز آسمان و ابدیت نمیاندازد؟ اولین شرط این شغل این رشته این لباس این غذا این مهمانی این سفر خارجی این سفر داخلی همه شرطش اول این است که قطع رحم نشود برویم کیش آقا همینطوری بلند نشو برو کیش اگر میروی کیش با امام زمانت برو خوب است. با مادرت فاطمه زهرا برو خیلی قشنگ هم هست آدم میرود در کشتی کیف هم میکند قشم میخواهیم بروی دبی امام زمان اگر با تو میاید برو فلان سفر خارجی اگر خدا هست فرشتهها هستند امام زمان هم میاید با هم بروید خیلی هم خوش میگذرد اگر آنها نمیایند میگویند نه نه میایید بیایید نمیایید نیایید ما خودمان رفتیم جور در نمیاید اینطوری. پس تو میافتی عقب این شرط است که در هر انتخاب هر ارتباط هر رفتار و هر فکر غلط است میخواهم کار هیئت بکنم در بسیج باشم آقا این هیئت را تو انتخاب بکنی جهنمی میشوی تو عُرضه هیئتداری نداری تو عُرضه سخنرانی نداری تو عُرضه مداحی نداری اگر مداحی بخواهی بکنی سخنرانی بخواهی بکنی به حدی که جهنمی نشوی بیشتر از آن نباید. آقا سخنرانی هم میتواند آدم را جهنمی بکند مداحی میتواند جهنمی بکند من به هر قیمتی باید در هیئت باشم آقا در هیئت نه، بکش کنار عضو هیئت نمیخواهد باشی شرکت کن در مراسمش خوب است مسئولیت قبول نکن تو بدرد مسئولیت نمیخوری مسئولیت جهنم میاورد تو به درد این کار نمیخوری. امام جماعت میخواهی باشی قلبت میلرزد امام جماعت نباید باشی ما مراجع بزرگ داشتیم آمدند در همین تهران خدا رحمت کند ایستاد نماز ظهر را خواند دید غلغله جمعیت دارد در دلش ولوله ایجاد میکند نماز عصر را فرار کرد رفت گفت من بدرد امام جماعت نمیخورم. من تحقیق تدریس اینها را انجام میدهم. هر چیز کار خوبی که از خانواده جدایت بکند حرام است ولو عبادت باشد ولو خیر باشد وای به حال کارهای بد، قطع رحم اینطوری عمر را کم میکند بی‌برکتی در عمر میاورد برای انسان این را خیلی به آن توجه بکنیم. (وَ الَّتی تَرُدُ الدُعاء وَ تُظلِمُ الهَواء عُقوقُ الوالِدَین) آن که نمیگذارد دعاهایت به اجابت برسد. اگر یک جا گیر کردی اول ببین با مادرت مشکل نداری کینهای از مادرت پدرت به دل نداری در صلحی با پدر مادرت، اگر مردن رابطهات خراب نباشد چون وقتی میمیرند ممکن است خیلی رابطهاش هم خوب باشد. ولی مرده تو به او سر نمیزنی خیرات نمیکنی برایش روحش را شاد نمیکنی چون سر زدن به اموات این نیست که ما فقط برویم سر قبر اموات یعنی موجوداتی هستند که همه زنده هستند ما میگوییم مرده یعنی جسمش مرده، میت بدن مرده در برزخ همه زنده هستند در برزخ زنده هستند پدرت بیشتر از زمان حیات به تو احتیاج دارد. زمان حیات تو چکار میکردی خودش درآمد داشت خودش هم میخورد حالا تو مثلاً سالی یک بار هدیه هم میبردی الان دستش کوتاه است پدر مادرت، باید مرتب روزی برایش بفرستی که کم نیاورد در برزخ پدر مادر عمو خاله اینها صله ارحام یعنی این نه اینکه بگویی اینها مردند تمام شد پروندهشان بسته شد ما راحت شدیم. نه مسئولیت بدتر میشود سنگینتر میشود رفتند الان نیازشان بیشتر است زمان زندگیت متنفر بود از تو عاق والدین بودی الان میتوانی بروی عاق والدینت را برطرف بکنی با نفرین با تو مُرد عیبی ندارد الان یک فاتحه برایش بفرست هدیه بفرست راضی میشود نکبت از زندگیت میرود کنار، دعاها به اجابت میرسد اگر انسان صلح باشد با پدر مادر.

(وَ تُظلِمُ الهُواء) این (وَ تُظلِمُ الهُواء) خیلی جالب است، میگوید هوا پس است شنیدید؟ (تُظلِمُ الهُواء) یعنی هوا را گرفته میکند گرفتگی در فضا ایجاد میکند عقوق الوالدین صد تا چراغ روشن میکنی لوستر روشن میکنی مهتابی روشن میکنی در خانهات تمام این دلت غصه دارد وسط جمعی احساس غربت داری آنها همه دارند میخندند و تو نمیتوانی بخندی یک جای کار گره خورده برو گره را باز کن. مثل یک کسی که چشمش تار است همه دارند میبینند این عینک نزده یا چشمش تار شده نرفته پزشک همه خوب میبینند ولی این نمیتواند خوب ببیند همه خوب میشنوند ولی این نمیتواند خوب بشنوند همه خوب میفهمند و این نمیتواند بفهمد (تُظلِمُ الهُواء) اوضاع را پس معرکه میبرد کار را خراب میکند فضا را گلآلود و مهآلود میکند عقوق والدین. یعنی اینها کلید هستند تو نمیتوانی بگویی نه من پدر مادرم را هرگز نمیبخشمشان چنین و چنان آقا چکار کرده ظلم کرده باید ببخشی گناه کرده باید ببخشی کافر است با آنها در صلح باش مؤدب باش با آنها قرآن میفرماید اگر کافر هم شدند نباید رابطه صلحآمیزت به هم بخورد اطاعت نکن (فَلا تُطِعْهُما) اطاعتشان را نکن. اما (وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً) با پدر مادرت قشنگ برخورد کن تند برخورد نکن تیز برخورد نکن خشن برخورد نکن بیادبانه برخورد نکن خاردار نباش با پدر مادرت (وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ) بال ذلت بال فروتنی را از روی مهربانی نسبت به پدر مادرت بال ذلت را بگستران یعنی معلوم بشود کنیزی این کنیز بودنت در مقابل پدر مادرت و نوکر بودن و غلام بودنت باید نمود داشته باشد. آقایی نکن در خانه پدر مادرت وقتی میروی مستکبرانه در خانه پدر مادرت نرو یک کاری نکن پدر مادرت از تو حساب ببرند بترسند از تو، حضرت فرمود امام سجاد(ع) فرمود خدایا یک کاری بکن با من که من از پدر مادرم به اندازه یک پادشاه ستمگر بترسم یعنی اینطوری حرمتداری بکنیم. اینطوری متواضع باشم اینطوری چشم گو باشم به مادرم به پدرم اما اگر نماینده مجلسی وقتی میروی خانه پدرت فکر میکنی مادرت باید بدود یکسره میوه بیاورد برای تو چایی بیاورد و لطف کردی در حق پدر مادرت به آنها سر زدی خیلی خطرناک است اینطوری است که خدا گرفتاری برای آدم درست میکند. (تَحبِسُ الدُعاء) حالا هی ناله میکنی اجابت نمیشود جیغ میزنی داد میزنی خدایا به فریادم برس فریادرسی وجود ندارد. بقیه بماند برای جلسه بعد. والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد وآله الطاهرین. آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع موانع ظهور آقا امام زمان(ع) رفع مظلومیت از حضرت موانع موفقیت کشورمان برای سلامتی رهبرمان رفع مشکلات زندگی خودمان با همدیگر آیه شریفه را پنج بار میخوانیم اعوذبالله من الشیطان الرجیم(أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ). هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان و خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاءالله همه ما مشمول دعاهای حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.