جلسه 005 - گناه و عواقب آن
شماره جلسه
5
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
4
روز
13
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - گناه و عواقب آن

سلام علیکم و رحمۀ الله@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و همه بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ ما بحث در روابط اعضای خانواده آسمانیمان رسید به حمله چپ شیطان که درباره گناه بود چندتا نکته را درباره گناه عرض کردیم و اساسا مفهوم گناه را@ یک این بحث بحث دامنهداری هست و بخصوص بحثی را که جلسه گذشته خدمتتان عرض کردیم که انسان در مسیرش به سمت آخرت و حیات ابدیاش که یک حرکت جنینی دارد در رحم دنیا@ آنچه که برایش خیلی مهم هست این هست که آسیب نبیند این خیلی مهم است سالم ماندن و آسیب ندیدن فوقالعاده مهم است@ (لا عِلمَ کَطَلَبِ السَلامَۀ وَ لا سَلامَۀَ کَسَلامَۀِ القَلب) وجود مقدس امام باقر(ع) فرمود هیچ علمی مثل این نیست که انسان دنبال سلامتی باشد و هیچ سلامتی هم مثل سلامتی دل نیست@ باید ببینیم که مریضیهای دل را بشناسیم و ام الأمراضش را بشناسیم و مایه سلامت و شادی و مایه اصلی سلامت و شادی و آرامش دل را هم بشناسیم و به دنبال این باشیم تأکیدمان روی سلامتی باشد روی سالم بودن دل.@ این را من یک توضیحی عرض کنم بخاطر اهمیت خیلی زیادی که دارد شما وقتی میگویید سلامتی دل، چون گفتیم قرآن شخصیت انسان را به دلش و محبوبش میداند و قیمت هر کس به محبوب دلش هست و معشوقش هست@ به دغدغهها و آرمانهایش هست به لذت نهاییاش هست. قرآن فقط انسانهایی را انسان میداند که دلشان کمال مطلق و بینهایت را بخواهد دلشان اسیر معشوقهای محدود و محبوبهای محدود نشود.@ سلامت دل، خیلی خواهش میکنم به این دقت بکنید، سلامت دل که اگر نباشد انواع بیماریها، غمها، غصهها، اضطرابها، دلتنگیها، ذلتها، خواریها، التماس کردنها ذلیل شدنها، میاید سراغ انسان@ به این هست که دل با معشوق مناسب خودش پیوند برقرار بکند. ببینید سلامت حس این هست که بتواند با محسوس خودش ارتباط برقرار بکند و سلامت مثلا چشم، گوش، لامسه، بویایی شما، ذائقه شما، سلامت به چیست؟@ بتواند با محبوب خودش با معشوق خودش با جفتی که مناسب خودش هست بتواند ارتباط برقرار بکند. اگر شما مزه را تشخیص ندهید معلوم هست سالم نیستید اگر صدا را خوب نشنوید سالم نیستید@ اگر اشیاء را خوب نبینید سالم نیستید، این مربوط به حس است. در خیال هم همینطور، شما آدرسها را نتوانید حفظ کنید@ اسامی را نتوانید حفظ کنید، اعداد و ارقام و آدمها را خاطرهها را، هر چقدر در این جهت ضعیف باشید معلوم است که حس و خیال ما ضعیف شده حافظه ما ضعیف شده یا روابطی که با دیگران برقرار میکنیم روابط سالمی نباشد معلوم است ما از نظر وهمی ضعیف هستیم@ یا اینکه مثلا فرض بفرمایید مطالعه نتوانیم بکنیم، حافظهمان کار نکند، عقلمان به دنبال علم نباشد، خوب معلوم است بخش عقلیمان خوب کار نمیکند@ ولی اینها هیچ کدام انسان نیست اینها شئونات انسان هست مراتب انسان هست بخش اصلی وجود انسان دل انسان هست که اگر خدا را نخواهد اگر خدا را دوست نداشته باشد@ عاشق خدا نباشد مأنوس به خدا نباشد به دنبال خدا نباشد خداجو نباشد بیشترین هوسش بیشترین لذتش بیشترین عشقش الله نباشد معلوم است که مریض است مثل حسهای پایین@ هیچ فرقی نمیکند وقتی میگوییم ما حواس مختلف داریم یکی حس ظاهری است خیال است، قوای مختلف است دیگر، وهم است قوه عقل و قوه فوق عقل، قوه فوق عقل هم مثل قوای پایینی دنبال محبوب خودش هست@ اگر یک کسی را دیدید که هوس الله ندارد دلتنگ الله نمیشود به دنبال الله نیست انس با الله ندارد اگر فرصت خلوتی با الله برایش فراهم میشود فرار میکند و اگر ندارد دنبال فرصتسازی برای خلوت با الله نیست معلوم است این بخش خوب کار نمیکند@ مثل اینکه بچه غذا نخورد اصلا، یا غذا را دوست نداشته باشد یا برای غذا فعالیتی نکند تدابیری نیاندیشد خوب معلوم است این حسش سالم نیست.@ انسان از آن جهت که انسان است اگر معشوقش الله نباشد لا اله الا اللهاش غلط است یعنی لا اله الا اللهاش کار نمیکند چون در مورد انسان میزان سلامتی لا اله الا الله است@ پس اگر کسی دلتنگ خدا، الله، آسمان، خانواده آسمانیاش نمیشود معلوم است که حتما این، دقت بکنید دارم چه میگویم خواهش میکنم، معلوم است حتما این بخشهای پاییناش زیاد غذا خوردند@ و اینقدر گردنکلفت شدند آنقدر قلدر شدند آنقدر زورگو و ظالم شدند که به بخش فوق عقلانی اجازه خلوت با الله را نمیدهند و اگر بخش فوق عقلانی بخواهد با الله خلوت بکند دائماً برایش دسیسه و توطئه درست میکنند@ دائماً تحریکش میکنند دائماً سرش را شلوغ میکنند دائماً حمله به آن میکنند که این فرصت نکند، ببینید یک نماز میخواهد بخواند طرف با خدا حرف بزند از بس قوای پایینی غذا خوردند طرف نمیتواند حضور قلب داشته باشد@ نشان میدهد که تعادل در این شخص برقرار نیست وقتی نمیتواند با خدا حرف بزند دو دقیقه. شما فکر کنید یک نفر الان آمده با شما حرف بزند@ بعد وقتی میخواهد حرف بزند بیست دفعه حواسش پرت میشود میخواهد با شما حرف بزند، این معلوم است که اصلا با شما نمیتواند ارتباط برقرار بکند، میخواهد با خدا خلوت بکند، میخواهد دو رکعت نماز با حضور قلب بخواند@ میخواهد یک نماز شب بخواند، میخواهد یک سحری داشته باشد، میخواهد یک قرآن داشته باشد، یک حرم برود، میبینید که اینقدر غوغا میشود در دل این که بابا وِلش کن دیر میشود کار داریم نمیرسیم هزارتا معشوقهای دیگر@ هووهای دیگر سر در میاورند در وجود انسان، همه میگویند ما چی، سهم ما چی، این نشان میدهد که این شخص در نظام درونیاش عادل نبوده@ یعنی غذاها را به اندازه کافی استفاده نکرده عادلانه تربیت نشده یا پدر و مادر عادلی نداشته یا محیط عادلی نداشته یا خودش با خودش ظلم کرده به عدالت رفتار نکرده سلامت دل ندارد.@ سلامت دل یعنی اینکه انسان واقعا دلتنگ خدا بشود واقعا یک خلوتی را بطلبد با خدا ارتباط داشته باشد واقعاً، چون به قول خود خدا میگوید هر عاشقی، دستهای من را نگاه کنید، هر عاشقی حالا عاشق عقلی یا عاشق وهمی یا عاشق حسی است یا عاشق الله@ فرق نمیکند اگر یک جایی شما عاشق پیدا کردید، یکی عاشق ساز است میرود با ساز خلوت میکند یک کسی عاشق فوتبال است با فوتبال خلوت میکند@ با برنامههای فوتبال خلوت میکند یک کسی عاشق بسکتبال است در آن رشته، یک کسی عاشق آشپزی است در آن رشته، یک کسی عاشق یک جنس مخالف است با آن دوست دارد خلوت بکند دائماً@ یک کسی عاشق لباس است عاشق طلاست عاشق حیوانات است با آنها، هر جایی شما عاشقی پیدا بکنید عاشق به دنبال خلوت است و به قول حافظ به دنبال جالی خالی میگردد.@ اگر انسان در مورد الله به این حس نیفتاده باشد یعنی نخواهد فرار کند حسش با دیگران اینطوری نباشد، ببینید گاهی اوقات انسان را هل میدهند که برو مسجد، برو نماز جماعت، به زور بلند شو دو رکعت نماز بخوان، نماز شب بخوان@ هر جا میخواهد برود که با خدا یا معنویت باید هلش بدهی باید انگیزه به آن بدهی، این معلوم است که اصلا سالم نیست بنده خدا، کار که به هل دادن رسید یعنی شخص مریض است@ این را یادتان باشد هر وقت با الله، با اهل بیت، در زیارتها، در حرمها، دیدید یک کسی باید هلتان بدهد خودت باید خودت را هل بدهی معلوم است که این پایین جنایت صورت گرفته@ یعنی در بخشهای پایینی غذا بیش از حد مورد نیاز دریافت شده حالا کلاً سیستم را به خطر انداخته آن وقت بخش فوق عقلانی دیگر جان ندارد در مقابل اینها مقاومت بکند@ اول از این زورش نمیرسد برود نماز، زورش نمیرود برود روی سجاده، زورش نمیرسد شب بلند بشود، زورش نمیرسد سحر بلند بشود، زورش نمیرسد جمعهای داشته باشد، زورش نمیرسد به حرمی برود@ زورش نمیرسد خلوت بکند تا خلوت هم میکند این هووها میریزند سرش، میریزند سرش و دعوا و درگیری راه میاندازند غوغا میاندازند که این نتواند با خدا خلوت بکند این نشان میدهد که در وجود این شخص یک عدم تعادل یک ظلمی صورت گرفته@ و یک بخشی که بخش اصلی هست غذایش هم کم بوده خوب غذا نخورده که به شوق نیست این میشود ناسلامتی، عدم سلامت.@ پس دقت کنید فرمایش شریف امام باقر(ع) چیست میفرماید (إعلم انه لا علم کطلب السلامۀ) بدان که هیچ علمی وجود ندارد نیست بالاتر از این نیست که انسان به دنبال سلامتی باشد (وَ لا سَلامَۀَ کَسَلامَۀِ القَلب) و هیچ سلامتی مثل سلامت دل نیست.@ یعنی انسان از بین همه مصائب زندگیاش بزرگترین مصیبت زندگی یک انسان که در برزخ معلوم میشود و در دنیا هم معلوم میشود برای خیلیها، که چرا من عاشق الله نیستم؟@ چرا دلتنگ الله، خانواده آسمانیام نیستم؟ چرا پدرم آقا امام زمان(ع) که در آوارهگی و طردشدگی، و غربت و مظلومیت به سر میبرد من ناراحتش نیستم؟ دلنگرانش نیستم؟ غصهاش را نمیخورم؟ چرا دلم برای پدرم تنگ نمیشود؟@ خوب معلوم است که این مریضی است، چرا دلم برای پدرم تنگ نمیشود؟ چرا دلم برای خانواده آسمانیام تنگ نمیشود؟ چرا کم نمیاورم در ارتباط با آنها، ندیدنشان؟@ این معلوم است که یک مریضی صورت گرفته، حتما مریضی هست. مثل اینکه آدم ناراحت بشود بگوید چرا غذا نمیخورد؟ بله اگر شما غذا نخورید چند روز باید حتماً نگران باشید، تشنهتان نشود@ حتماً باید نگران بشوید، چشمتان خوب نبیند اشیاء را، خوب نگران میشوید میروید دکتر عینک میگیرید بالأخره یک وسیله کمکی میگیرید. ولی اینکه انسان دنبال این سلامتی باشد که چرا، اگر من واقعاً آدم خوبی هستم@ اگر من واقعا خدمت امام زمان دارم میکنم، اگر من آدم خدمتگزاری هستم، اگر من در خدمتم اخلاص دارم، اگر من در مذهبی بودنم در فعالیتهایم اخلاص دارم@ به طور طبیعی من باید دلتنگ امام زمان بشوم، کم بیاورم، در روز باید چند بار یادش بیفتم، من این کارها را نمیکنم یادش نمیافتم، ما هفته به هفته نه دلتنگش میشوم نه یادش میافتم، نه اضطراب میگیرد من را@ نه غصههایش غصه میاورد برای من، نه دغدغه ناراحتیهایش را دارم، خوب معلوم است حتما یک گرفتاری هست اینجا، این پایینیها زیاد خوردند این پایینیها دارند قلدری میکنند در وجود ما@ میزان پولی که من برای پایینیها خرج میکنم بالاتر از میزان پولی است که برای بالاییها خرج میکنم میزان وقتی که برای پایینها میگذارم مهمتر از وقتی است که برای بالاییها میگذارم@ میزان عشق و علاقه و دغدغه و فکرها و درگیریهایی که دارم مهمتر از مسائلی هست که نسبت به بالا باید داشته باشم خوب این نشان میدهد که شخص در آن تعادل صورت نگرفته یعنی آدم متعادل نیست مریضی است.@ وقتی حضرت میفرماید که هیچ علمی مثل این نیست که انسان به دنبال سلامتی باشد و هیچ سلامتی بالاتر از سلامتی دل نیست یکی باید بزرگترین دغدغه آدمها اول این باشد.@ ما الان نگاه کنید به طور طبیعی دغدغه اول جوانها میگویند ازدواج کردن، آقا ازدواج کردی؟ دغدغه اولشان، خانه داری؟ تحصیلات داری؟ وضع مالیات چیست؟ شغل داری؟ این مال بخش حیوانیتان.@ ولی وقتی به این هم میرسد نمیگوییم یک جوان دنبال این دغدغهها نباشد خوب است این هم خوب است عبادت است ولی وقتی هم به این رسید باز میبینی هیچ وقت، با اینکه این را دارد، الان دیگر همسر دارد، الان دیگر کار دارد@ الان دیگر تحصیلات دارد، الان یک نان بخور نمیر دارد بالأخره، ولی باز میبینی این بخش فعال نمیشود دغدغههای این بخش شروع نمیشود هیچ وقت، شد 30 سال شد 40 سال شد 50 سال هنوز این بخش به دغدغه نیافتاده@ هنوز به دلشوره و ناراحتی نسبت به مریضیهایش نیفتاده، هنوز اصلا ناراحت نیست از اینکه الان این همه عفونت در وجودش گرفته شده این هنوز به دغدغه نیفتاده یعنی دردش نیامده وقتی درد نیاید یعنی سرطان@ یعنی اوضاع خراب است اگر درد نیاید، ناراحت نیست از اینکه الان چند نوع بیماری داخلی دارد چند نوع فحشای باطنی دارد چند نوع فحشای ظاهری دارد ناراحت نیست از اینکه آسمان نمیتواند برود از اینکه انس ندارد.@ در همین سفری که ما داشتیم یک موقع من دیدم یک پیرمردی در همین مسجد شجره ما داشتیم احرام میخواستیم ببندیم نشسته بود یک لحظه من دیدم دارد با پسر من صحبت میکند حساس شدم ببینم چه میگوید@ یکذره نزدیکتر شدم پسر من میگفت یک چیزی میخواهم به تو بگویم هیچ وقت این را از یاد نبر بعد یک ذکری میخواهم به تو یاد بدهم، حالا خودم حس گرفتم گفتم این چه ذکری میخواهد به این بچه ما بگوید@ ما هم آماده بشویم گوش کنیم ببینیم چه میخواهد بگوید، بعد یکی از آن پیرمردهای روستایی عاشق با یک لهجه ترکی خیلی زیبا داشت به بچه ما این را یاد میداد گفت صبح که بلند میشوی گفت من تا شب 50 بار این ذکر را میگویم@ دیدم عجب این بدمستی است، میگوید یک موقع سر شب مینشینم تا نماز صبح این ذکر را تمام میکنم به پسرم گفت تو هر روز بگو این قدر بگو، من گفتم حالا چه میخواهد بگوید@ گفت بگو السلام علیک یا رسول الله، بعد گفتم مثل اینکه این عربی هم بلد است، بعد گفت السلام علیک یا امام اول یا امیر المؤمنین، بعد خانم فاطمه زهرا@ بعد از خانم فاطمه زهرا رفت حضرت رقیه، بعد رفت حضرت زینب، بعد زد امام حسین و همینطوری، با زبان خودش اینها را همینطوری صدا میکرد، امام زمان، ابوالفضل، السلام علیک، من دیدم اَه@ بعد به پسرم گفتم دقت کردی تمام ضمیرهایی که این به کار برد علیه نبود السلام علی نبود همهاش ضمیر خطاب بود یعنی علیک، یعنی دارم میبینمت، یک کسی که یک بار در 24 ساعت نتواند یک دوره معصومین را با علیک@ رُک دارم به شما میگویم فردای قیامت نگویید به ما نگفتید اینها را، یک کسی که نتواند حداقل یک بار چهارده معصوم را با ضمیر علیک در روز با آنها ملاقات بکند واقعاً مریض است@ رُک بگویم اصلا تعارف هم نمیکنم من، واقعاً مریض است این، حتی یک بار بگوید مادر سلام، السلام علیک، مگر میشود آن که در خانه زندگی بکند پیش پدر و مادرش یکبار رودررو نگوید سلام به پدرش، به مادرش، به برادرش، به همسرش، میشود؟@ یک کسی به چهارده معصوم نتواند بگوید سلام، یکبار در 24 ساعت حداقل یکبار، این میگفت من مینشینم 7 ساعت سلام میدهم@ من نگاه کردم دیدم این چه دارد میگوید، اول یکذره خندهام گرفته بود از نوع ذکرهایش، دیدم ترتیب ندارد، دیدم این خیلی عاشق است بعد مثلا دیدم اولش حضرت معصومه را گفت آخرش هم دوباره حضرت معصومه را میگفت، هیچ کس را جا نگذاشت@ ام البنین را گفت حضرت خدیجه را گفت، حضرت قاسم را گفت، حضرت علی اکبر را گفت حضرت علی اصغر را گفت@ گفتم بَه این همه ضمیرهایش، بعد پسرم را فرستادم دنبال نخود سیاه، گفتم بشینم شروع کردیم خودمان با هم گپ زدیم، گفتم تو برو حالا آنها را یاد بگیر فعلا، حالا بشینم با هم صحبت کنیم ببینیم@ گفت من از 12 سالگی معصومین را میدیدم همه را، از 12 سالگی اینها را میدیدم اصلا، بعد شروع کرد با آن زبان سادگیاش برای من تعریف کرد چه دیده، چه کسی را دیده، امام حسین را چطوری دیده، حضرت علی را چطوری دیده@ ابوالفضل را چطوری دیده، همه حسهایش را داشت خیلی راحت بیان میکرد. این میشود دل سالم، دل سالم یعنی، میگفت من مثلا تسبیح دستم میگیرم این ذکر را مثلا هزار بار این سلام را دوره میدهم@ آقا خیلی حرف است این سلام دادن اینطوری، من میگویم خوش به حال کسی که حداقل روزی یک بار بتواند چهارده معصوم را اینطوری، چهارده معصوم که حالا حضرت معصومه(س) هم با آنها هستند@ انبیاء را، حالا انشاء الله یک دور این کار را با هم میکنیم، یک بار این کار را کردیم یک بار دیگر هم انشاء الله با هم این کار را میکنیم یکذره تمرین بکنیم با همدیگر.@ آقا سلام بدهیم سلام بدهیم سلام سلام، بخدا این سلام دادنها واقعاً به رؤیت واقعاً به ملاقات واقعاً به شادابی دل، واقعاً به اینکه تو با خانواده آسمانیات ارتباط ملموس و محسوس داری منجر میشود@ همین سلام بدهیم، میگوید هزار بار این ذکر را میگویم میگفت از بچگی این را گفتم از 10 تا 12 سالهام بوده این ذکر را همیشه گفتم، چه کسی به این یاد داده؟ اینطوری اینجوری این را عاشقش کرده؟@ همه را، السلام علی رسول الله، علی غایب است، السلام علیک یا رسول الله، چون شما چشم در چشم هستید، دارد میبیندت، فاطمه زهرا دارد میبیندت، الان مادرم دارد من را نگاه میکند سلام مادر سلام مامان.@ یک استادی داشتیم خیلی خوشدل بود من چشمم را که باز کنم، هر وقت شب که باز میکنم، به ما میگفت، میگفت چشمت را که باز کردی اول بگو@ همین که چشمت را باز کردی اِ خدا دارد نگاهت میکند اگر کسی نگاهت نکند اما خدا دارد نگاه میکند، بگو سلام خدا، سلام خدا، یا سلام، اسم خدا سلام است دیگر، یا سلام، سلام.@ من بارها در این جلسات به شما گفتم سعی کنید خیالهایتان را پرورش دهید سعی کنید خیالهایتان را پاک کنید سعی کنید عشقبازی خیالی بکنید عشقبازی قلمی بکنید عشقبازی قلمی بکنید، عشقبازی هنری بکنید@ این را راه بیاندازیم، همینطوری شروع کنیم تمرین بکنیم یکسره، بعد میبینید که با همین تمرکزهای شما اینقدر اتفاقهای قشنگی میافتد اینقدر حالهای، قدرتهای خیلی خوب، نشاطهای خیلی خوب، آرامشهای خیلی خوب دیگر آدم اصلاً@ واقعاً یکی از دوستان یک چیزی برای من فرستاده بود خیلی قشنگ بود میگفت انسان وقتی که به علاوه خدا میشود، محاسبه جمع و تفریقی بود@ میگفت انسان وقتی بعلاوه خدا میشود منهای هر کسی میتواند زندگی کند، وقتی بعلاوه خدا میشود، مشکل این که ما به بدبختی به التماس به خواهشهای عاطفی از این و آن میافتیم التماس این و آن را میکنیم که به ما توجه بکنند ما کم میاوریم@ همهاش به خاطر این هست که ما بعلاوه خدا نیستیم اگر کسی بعلاوه خدا شد هیچی دیگر لازم ندارد نه مقام دوست دارد نه ریاست دوست دارد نه دنبالش هست، هیچی، اگر بعلاوه خدا بشود بعلاوه چهارده معصوم بشود، بعلاوه خانواده آسمانیاش بشود.@

هیچ سلامتی مانند سلامتی دل نیست اگر دل ما اینطوری نیست مثل این پیرمرد ما مریض هستیم اگر به هوس نمیافتد اگر کم نمیاورد حتماً مشکل داریم هیچ گناهی و هیچ مرضی هم از این بدتر نیست@ میخواهم گناهشناسی را دارم میگویم، جدای از آن اساساً گناه با تعریفی که کردیم یعنی انجام چیزی که بین ما و این حس فاصله میاندازد. گناه اگر در کسی اتفاق افتاده باشد یعنی اینکه این شخص به آن هوس نمیافتد هِی دنبال گناه نگردید@ اِ من که حجابم کامل است من که حیضی نکردم دزدی نکردم من که چکار نکردم، چرا، یک فحشاهایی در وجود ما هست به تعبیر قرآن فحشا@ فحشاهایی در وجود ما هست ممکن است اصلاً فحشای ظاهری نباشد از نظر ظاهری ما خیلی هم میتوانیم آدم باتقوایی باشیم ولی فحشاهای باطنیای وجود دارد که نمیگذارد من اینطوری باشم هنوز که به خودم نگاه میکنم میبینم سحر ندارم شب ندارم@ نگاه میکنم میبینم قرآن با قرآن اصلاً دوست نیستم اصلاً ترجیح میدهم نخوانمش، یا میخوانم خسته میشوم، یک موسیقی طبیعی طبیعتگرایانه را بیشتر از قرآن دوست دارم@ شنیدن یک قصه، دیدن یک کارتون، مطالعه یک رمان، داستان عشقی، داستان جنایی، یک افسانه برایم شیرینتر از مطالعه زندگی خانواده خودم هست مطالعه زندگی مادرم، زندگی پدرم امیر المؤمنین، زندگی اهل بیت@ خوب معلوم است آدم مریض است دیگر از این شفافتر. حالا ما دنبال استاد میگردیم، استاد اخلاق میخواهیم، استاد باید مشکل ما را حل بکند یک استاد باشد دست من را بگیرد@ اصلاً این حرفها نیست خیلی راحت، علی(ع) فرمود (دواءُکَ فیک و داءُکَ منک) دوایت در خودت هست مرضت هم در خودت هست خیلی هم خوب آدم میتواند تشخیص بدهد اینها را@ یک کلام قرآن میگوید به دلت نگاه کن ببین نوع هوسهایت، آرزوهایت، پرشهای دلت به کجاست؟ یک کلام، یک کار سختی نیست. پس این را خیلی مراقب باشیم.@ گناه حمله سمت چپ عفونتی هست که به شکلهای مختلف، باز دارم تأکید میکنم به صورت فحشای باطنی و فحشای ظاهری اگر آمد نمیگذارد که آن حسهای بالا کار بکند یعنی از کار میاندازد مثل میکروب هست@ مثل عفونت است که در بدن وارد شد بدن دیگر طبیعی نیست چون یک بدن سرما خورده عفونی یک بدن سرطانی را نمیتوانی از آن توقع داشته باشی طبیعی عمل بکند دیگر طبیعی نیست.@ چندتا روایت بخوانم در همین رابطه، از وجود مقدس نبی اکرم رسول الله(ص) (مَن حاوَلَ أمرً بِمَعصِیَۀِ الله کانَ أبعَدَ لَهُ مِمّا رَجی وَ اَقرَبَ مِمَّا التَقی) خیلی زیباست@ میفرماید کسی که با معصیت و نافرمانی خدا دنبال یک کاری میرود یعنی یک کاری با معصیت میخواهد آن کار را انجام بدهد و به آن هدف برسد با گناه، چه اتفاقی میافتد؟ یک کاری دارد@ وقتی میگوید به یک کاری برسد دقت کنید به چه کاری، شما در هر بخش میتوانید گناه بکنید حتی در بخش ارتباط با خدا میتوانید دچار معصیت بشوید، میشود آدم گناه بکند@ عرض کردم این شاعر بزرگ آیینی زمان ما را که میفرمود من یک شب میخواستم خلوت کنم که بتوانم یک غزلی بگویم قصیدهای غزلی بگویم خانمم خیلی به حرم علاقه داشت بعد همین را بهانه کردم به او گفتم شما امشب برو حرم@ فرستادمش حرم، تا صبح هر کاری کردم نتوانستم شعر بگویم، میگفت صبح رسیدم خدمت آقای مجتهدی(ره) به من گفت مگر میشود شما خانمت را بیرون کردی که برود حرم که فیوضات بیاید شاید دوست نداشته باشد برود حرم.@ عبادتی که با معصیت خدا صورت بگیرد، عبادت میخواهی بکنی با خدا میخواهی خلوت بکنی اما در خلوت با خدا بیانصافی نکن حق کسی را ضایع نکن وظایفت را انجام بده.@ در کاروان ما یک آقایی بود بچهداری میکرد گفت من نتوانستم به دلم یکبار در این دو هفته بروم یک حرم، گفتم هیچ کس به اندازه تو هم عبادت نکرده همین که بچهداری کردی@ بچهها را میاورد در غذاخوری دانه دانه هر دو آنها غذا میداد بغلشان میکرد تر و خوشکشان میکرد، بارک الله، یک فرصت بده یک کسی دیگر برود. در روایت داریم امام زمان(ع) وقتی ظهور بکند اولین کار، اولین کارش چیست؟@ اگر یک موقع سؤال بکنند این چه کاری میخواهد امام زمان بکند؟ اولین کاری که امام زمان میکند عدالت عبادی ایجاد میکند یعنی میگوید شما در عشقبازی با خدا هم باید عادل باشید@ یک کسی که زنش به آن احتیاج دارد پدر و مادرش به آن احتیاج دارند اینها را میکند بیرون یا میکند در گوشهای، میرود خودش یک گوشهای الان وقت عبادت نیست بیموقع است عبادتش@ در حالی که آنها به آن احتیاج دارند این عبادت به هیچ وجه، معصیت است و قلب را خراب میکند و هیچ رشدی هم نمیاورد. عبادت یعنی اینکه تو به موقع خلوت ایجاد بکنی عادلانه خلوت ایجاد بکنی@ میفرماید حضرت وقتی میاید اولین کاری که میکند میگوید هیچ کس طواف مستحبی انجام ندهد، مزاحم دیگران میشوی آقا، هفت بار طواف واجبت را انجام دادی برو کنار، بگذار بقیه طوافشان را انجام بدهند@ واجبش مشکل دارد گرفتار است یک استعلام حجر میخواهند بکنند نمیتوانند بروند این کار را بکنند، خوب این چطور عبادتی است ما جای دیگران را شلوغ کنیم چون هوس دارم مثلا 50 دور دور خانه کعبه بگردم حال بکنم@ خوب حال بکنی بقیه را داری اذیت میکنی، به درد نمیخورد، مستحبی که در آن دیگران آزار ببینند یا خودت عصبانی بخواهی در آن بشوی ناراحت بشوی اصلاً به درد نمیخورد.@ پس ببینید ما معصیت را هم در ارتباط با خدا داریم عادلانه باید باشد اگر بخواهیم با خدا ارتباط برقرار کنیم حق کسی لِه نشود که من میخواهم بروم عشق و حال کنم وظیفه واجبی زمین نماند@ این یک، در بخشهای پایینی هم ظلم نکنیم یک کسی که با تقلب دارد درس میخواند در بخش عقلانی دارد جنایت میکند این گناه بعداً در فوق عقلش اثر میگذارد.@ یک کسی که در ارتباطات زناشویی ظلم میکند در ارتباط خواهر برادری، استاد و شاگردی، معلمی، دوستی، ظلم میکند غیبت میکند حسادت دارد بدبینی دارد، بددلی دارد، کینه دارد، خوب این دیگر معلوم است دیگر اصلاً به فوق عقل نمیرسد معصیت دارد میکند.@ یک کسی که در بخشهای خیالی و رسیدن به زیباییها جنایت و ظلم میکند، الان مثلا یک خانمی علاقه دارد خودآرایی بکند@ خودآرایی هم خیلی خوب است مجرد و متأهل هم ندارد لباس زیبا پوشیدن خودآرایی، آرایش، هیچ اشکالی ندارد، ولی وقتی قرار است با این معصیت بشود یک نامحرم ببیند این آرایش را، این زیبایی را@ این وضع حجاب اینطوری باشد که تحریک کننده باشد این زیبایی دیگر زیبایی نیست زشتی است آلودهگی است یعنی ما آمدیم زیبایی را آلوده کردیم و معصیت خدا، اصلاً خوب نیست.@ فعالیتهای حسی هم همینطور، میخواهی یک لقمه نان در بیاوری آقا حلالش، یک لقمه نان حلال، وقتی خرابش میکنید ظلم میکنید حق کسی خورده میشود دیگر معصیت است. معصیت را پس دقت کنیم خیلی شاخه دارد که چی هست@ فعلاً تقسیمش کردیم به عنوان یک تقسیمبندی کلی به فحشای ظاهری و فحشای باطنی، گناهان قلبی، گناهان بدنی، بله تقسیمبندی کبیره، صغیره دارد تقسیمبندی حق الناس و حق الله دارد که اینها را یک مقدارش را خدمتتان قبلاً عرض کردیم.@ حالا ببینید حضرت چه میگوید، حضرت میگوید اگر یک کسی بخواهد یک کاری را انجام بدهد در این کارش بیفتد به ناحق، میخواهد یک کار خیر هم بکند دروغ میگوید غلطاندازی میکند@ اطلاعات غلط میدهد، بداخلاقی میکند، در آن تکبر هست، کار خیر میخواهد انجام بدهد ولی این کار را با معصیت میخواهد انجام بدهد.@ وقتی نگاه میکند میبینید گند میخورد به روحیه خودش، میگوید هر کس بخواهد این کار را انجام بدهد چه اتفاقی میافتد؟ با نافرمانی خدا اگر دنبال کاری باشد، میخواهد یک ازدواج بکند در آن چند جور معصیت میکند تا موفق بشود یک عروسی بگیرد@ گناه میکند، بزن و برقصهای حرام دارند، موسیقی حرام دارند، اختلاط زن و مرد دارند، مثلاً پسر گفته اگر بخواهی با من ازدواج باید چادرت را بگذاری کنار، این کارها را نکنی@ آن هم گفته باشه فقط من شوهر کنم خدا را هم میگذارم کنار، بیخیال، آخرت هم باشد، خیلیها هستند به قیمت یک شوهر کردن یا یک زن گرفتن همه چیزشان را میگذارند کنار، خوب این دیگر چه حسنی داشت@ چه ازدواجی بود، یا درس خواندن، چه حسنی داشت. وقتی دنبال یک هدف هستی که در آن معصیت است، یک هدف مقدس، مثلاً میخواهم رئیس جمهور بشوم@ وقتی با گناه با دروغ گویی با حقهبازی با کارهای دیگر آدم قرار است رأی بیاورد، میخواهد نماینده مجلس بشود، میخواهد عضو شورای شهر باشد، وقتی میافتی به معصیت، با دزدی از بیت المال با اسراف، تمام شد دیگر کار خراب شد@ حال چه اتفاقی میافتد؟ خوب دقت کنید، میفرماید (کان اَبعَدَ لَهُ مِمّا ارجی) به چیزی که امید دارد از آن دورتر میشود (و اقرب مِمّا التقی) از هر چیزی هم که میترسد زودتر به آن میرسد@ الان دارد گناه میکند که مبادا یک بلایی سرش بیاید، گناه میکند و میافتد، معصیت میکند، با معصیت با نافرمانی خدا با زیر پا گذاشتن احکام الهی شما هر کاری که بکنید به آن چه که میخواهی نمیرسی@ دلیلش هم این هست که انسانها به هر چه که میرسند اکثرا از آن چیزی که به آن میرسند پشیمان هستند. همان که عرض کردم یک سال است راز و نیاز میکنم نذر و نیاز میکنم که به فلان کس برسم یا به فلان چیز@ الان ده سال است دارم راز و نیاز و نذر میکنم که از آن جدا بشوم. میگوید هر کس با معصیت خدا، حالا دقت کنید باز همین را فقط با زبان دیگر@ قط چون اسم اعضای خانواده آسمانیمان میاید تبرکاً دوست دارم این را بگویم برایتان، از وجود مقدس امام صادق(ع) فرمود (کَتَبَ رَجُلٌ اِلَی الحُسین(ص)) به امام حسین(ع) یک کسی نامه نوشت (اِذنِی بِحَرفَین) دو کلمه حرف@ (اِذنی بِحَرفَین) دو کلمه من را موعظه کن به امام حسین نوشته، امام حسین چه نوشت برایش (فَکَتَبَ اِلَیه) سید الشهداء قربانش بروم سلام الله علیه، (مَن حاوَلَ أَمراً بِمَعصیَۀِ الله) کلام کلام جدش است@ (کانَ ؟؟؟اَفوَطَ لِما یَرجُوا وَ اَصلَعَ لِمَجیعِ ما یَحضَر) آن چیزی که امید دارد از دست میدهد وقتی با معصیت خدا انجام میدهد اگر هم به آن برسد برایش خیر نمیگذارد، از آن چه که میترسد به آن نزدیکتر میشود@ با رشوه، با پول نزولی، با دزدی، با دروغ، با خیلی چیزهای دیگر به هدف میرسد ولی خدا یک کاری میکند همان کسی که تو با معصیت خدا به آن رسید همان میشود بلای جانت@ همان ریاست، همان مقام، هر چیزی که هست میخواهی و به آن میرسی همان را میکند دشمنت، و یک زمانی آرزو میکنی که ای کاش به آن نمیرسیدی.@ این هم از این قاعده، قاعده بعدی را بگویم در مورد گناه، قاعده بعدی این هست که امام رضا(ع)، از وجود مقدس امام رضا(ع) هست میفرماید که در مورد کسی که گناه میکند اما حیا دارد@ میترسد ناراحت است اعصابش خورد است فشار روانی دارد تا این گناه را انجام بدهد دوست ندارد مجبور بشود این گناه را انجام بدهد با یک کسی که نه با شجاعت، علنی این کار را انجام میدهد خیلی فرق دارند این دو با همدیگر.@ میفرماید(المُضیعُ بِالسَیِئَۀِ مَخذُولٌ وَ المُستَتِرُ بِالسَیِئَۀِ مَغفُورٌ لَه) میگوید کسی که گناه خودش را آشکار میکند مخذول است خوار میشود یک کسی که جری است در گناه کردن، میکند و میگوید من این کار را میکنم دلم میخواهد دوست دارم@ این کلمه را شما خیلی میشنوید از افراد، دلم میخواهد دوست دارم خوشم میاید لذت میبرم، بارها شده به یک کسی میگویی چرا این کار را کردی؟@ میگوید من لذت میبرم دوست دارم خوشم میاید با پررویی انجام میدهد حیا هم نمیکند دیگران هم تشویق میکند به دیگران میگوید بکنید من جوابش را میدهم.@ امروز یک خانمی به من میگفت من شوهرم میرود بیرون میگوید با این چادری که سرت هست هیچ کس به ما محل هم نمیگذارد این چه حجابی است تو داری، چرا این بچه را، دختر داری؟@ دخترم بزرگ شده الان میگوید دخترم خودش، من هم به آن نگفتم خودش دوست دارد میگوید دخترم هم مسخره میکند@ مرد خانه، یعنی اینقدر بیغیرت شدند بعضیها، یعنی ما الان مشکل بیحجابی و بدحجابی که هست بسیاری از آنها مربوط به زنها نیستند، زنها باطناً، پاک، وفادار، و برای همین هم هست که همیشه زنهای مؤمن، و نمازخوان، و متدین، همیشه بیشتر از مردها هستند به این راحتی نیست@ ولی اگر اینطوری هست بسیاری از آنها مال بیغیرتی مردهاست، مردها بیغیرت شدند نسبت به ناموسشان غیرتشان را از دست دادند حساسیتشان را از دست دادند@ اصلاً مهم نیست که یک کسی با خیال همسرش برود در رختخواب، یک کسی با خیال همسر این با همسر خودش رابطه داشته باشد اصلاً برایش مهم نیست هزار نفر آلوده همسر این بشوند ناموسش@ دخترش، بیغیرتی خیلی شده خیلی رواج پیدا کرده، هِی میگویند برویم روی خانمها کار کنیم حجاب خانمها درست بشود، نه بیشتر از اینکه روی خانمها کار بشود باید روی غیرت مردها کار بشود.@ در روایت داریم اگر کسی چهل روز موسیقی حرام گوش بکند غیرت از آن میرود، بیحیا میشود، ماهواره بیحیا میکند، اینترنت بیحیا میکند@ خیلی چیزها هست عواملی هست که بیحیا میکند و بعد هم خوشحال است راحت است. در همین سفری که ما داشتیم باور بفرمایید لااقل دهتا خانم با بچههایشان آمده بودند بیحیا@ به قول امام زمان(ع) فرمود کر و کور، آرایش کرده بدحجاب، بیحجاب، آمده مدینه آمده مکه از همان جا هم برگشته یعنی در مسجد الحرام هم حجاب نداشت درست و حسابی، حیا نمیکرد، انگار قرار نیست هیچ تحولی اتفاق بیفتد انگار قرار نیست هیچ تفریح است آنجا@ آنجا یک تفریح است آنجا آمدند یک سفر سیاحتی به جای زیارتی، قرار نیست اتفاقی بیفتد، قشنگ میرود کعبه لبیک هم میگوید، لبیک یعنی من دیگر گناه نمیکنم@ ولی خوب لبیک میگوید همان موقع لبیکش دارد دروغ میگوید. خیلی عجیب است ما خدا را مسخره میکنیم دین خدا را مسخره میکنیم ما این قوانین الهی که از آسمان آمده مسخره میکنیم@ ما کسی را که خلقمان کرده داریم مسخرهاش میکنیم ما یک کسی که آسمان و زمین را آفریده داریم مسخره میکنیم با توجیهات یخ و بیمنطقی که داریم در مقابل خدا@ به خدا عملا داریم میگوییم بهتر از تو میفهمیم ما بیشتر از تو میفهمیم تو نباید برای ما حد تعیین کنی تو نباید برای ما قاعده بگذاری تو نباید برای ما آیین بگذاری ما بیشتر از تو میفهمیم.@ بعضیها علنی راحت گناه میکنند خوشحال هم هستند یک کسی میگوید خجالت هم میکشد اگر گناهی هم میکند. ببین امام رضا میگوید چی؟ امام رضا میفرماید که (المضیع بالسیئۀ) کسی که گناهش خودش را آشکار انجام میدهد (مخذولٌ) این آدم خوار میشود@ این خیر در زندگیاش نمیبیند این محرومیت زیاد دارد این به نکبت و بدبختی در زندگیاش زیاد دچار میشود، ولی چی؟@ (اَلمُستَتِرُ بِالسَیِّئَۀ مَغفُورٌ لَه) یک کسی که میگوید گناه هم اگر بخواهم بکنم یواشکی که کسی نبیند، بنده خدا را ما به گناه نیاندازیم، میترسد، دلشوره دارد، ناراحتی دارد، اضطراب دارد، یک گناهی هم میکند@ حضرت میفرماید آن که میترسد و اضطراب دارد (مغفور له) خدا آن را میبخشد ولی آن که اینقدر پررو و بیحیا هست که با پررویی و بیحیایی چه از فحشا، راحت حسادتش را میگوید، راحت غیبتش را میکند@ راحت کینههایش را میریزد بیرون، یعنی اصلا حیا نمیکند الان بگوید من از دست فلانی ناراحتم. یعنی شما فکر کنید یک کسی برود در خیابان، یک آدم محترمی برود در خیابان لخت بشود یکدفعه@ این چقدر بیحیایی دارد، این بیحیاییاش از این کمتر است که من بشینم به یک نفر بگویم من از فلانی بدم میاید، چه فحشایی است، میشود آدم راحت به یک کسی بگوید من از کسی بدم میاید؟@ کینهاش را بریزد بیرون، این خیلی خطرناک است این آدم واقعا یک فاحشه به تمام معنا است مرد یا زن فرقی نمیکند فحشای باطنی داریم میشود آدم اینطوری باشد؟ راحت غیبت بکند بریزد بیرون، راحت تهمت بزند@ راحت کینهاش را بریزد بیرون، راحت تنفرهایش را بگوید، حیا هم نکند اصلاً ناراحت هم نیست، اصلاً الان از دست یک کسی ناراحت شده، سر سفره ناراحت شدی@ یک کس سر سفره ناراحت شده بعد خودش باید بکشد کنار، بالاتر از چندتا زناست شما فکر نکنید این خیلی راحت است، برای چه سر شکمت ناراحت شدی، برای چه بهت برخورد فلان چیز بهت نرسید سر سفره@ یکذره خودت را بکش کنار، بگو آخر تو چقدر آدم بدبختی هستی برای شکم ناراحت شدی، دلت آمد بخاطر شکم سر زنت قر بزنی، سر شوهرت قر بزنی، سر بچهات قر بزنی، سر مادرت قر بزنی، دلت آمد؟@ خودت حیا نکردی که بخاطر، اصلاً بکش کنار خودت را یقه خودت را بگیر. ولی این آدم اگر یک موقع خودش را کشید کنار این به رستگاری نزدیک است اگر خودش را کشید کنار، ولی یک کسی را میبینید مرد خانه است زن خانه است@ یک آدم بزرگ است پسر بزرگ 17 یا 18 ساله است دیگر برای خودش، میبینی سر غذا، سر شکم، داد میزند، ناراحت است@ این یعنی در واقع یک فحشایی دارد و اعلام هم دارد میکند که من فحشا دارم، راحت غیبتش را میکند، راحت کینههایش را مطرح میکند، راحت تهمتهایش را میزند راحت حرفهایش را میرود میگوید، اصلاً خودش باید حیا بکند@ من چرا اینطوری هستم؟ من چرا اینقدر بدبختم؟ من چرا اینقدر نکبت گرفته من را؟ ما حالا تا میگوییم گناه، هِی ذهنمان نرود سراغ مسائل جنسی و حالا دزدی و حیضی و این حرفها که بگوییم مخفی و آشکار@ نه وقتی یک غیبتش هفتاد برابر بالاتر از زناست آدم باید خیلی خجالت بکشد خیلی احساس بیحیایی به آن دست بدهد که به راحتی بتواند حرف بزند راجع به دیگران، همین به آن برخورد، من چرا اینطوری هستم؟@ من چرا اینقدر فحشای باطنی دارم؟ چرا ایقدر هرز هستم؟ هم کینه دارم هم حسادت دارم هم عصبانیت دارم هم زودرنجی دارم، هم متکبر هستم@ هم حسودم، آخر این چیه، بعد هم راحت میگوید، هِی نرویم سراغ، تا گفتند گناه مخفی و آشکار هِی زود برویم سراغ مسائل اینطوری، مگر چند درصد مردم، یک درصد خیلی کمی گرفتار اینجور مسائل هستند@ بقیه مردم اگر فحشایی دارند فحشاهایشان از این نوعهاست. روایت بعدی از وجود مقدس امیر المؤمنین(ع) هست این روایت را هم بخوانم کافی است (مُجاهَرَۀُ الله سُبحانَهُ بِالمَعاصی تُعَجِلٌ النِغَم) حالا هِی بشینیم تحلیل بکنیم@ برو روانپزشک، برو روانشناس، کتاب بخوان، عزیزم حل نمیشود روانپزشک هیچ وقت به تو نمیگوید عزیزم نکبتهایی که در زندگیات هست مال چیست@ شما چندتا روانپزشک روانشناس میشناسی اگر شما رفتید پیشش بگویید تو تجاهر به فسق داری، تو الان همین ظاهرت خوب نیست باطن هم گرفتاری داری برای همین در زندگیات گره خورده تجاهر به فسق داری.@ آقا کدام پزشک یا روانشناس میاید میگوید تجاهر به فسق نغمت میاورد در زندگی، جایی هست؟ شما در هیچ دانشگاهی سراغ دارید؟ در کتابی شما سراغ دارید؟@ یک کسی برود بگوید آقای دکتر من الان اینطوری هستم زندگیام پر از مشکلات روحی و روانی است غصه دارم ناراحتی دارم ترس دارم دلشوره دارم، مشکلات دارم، چنینم، چنانم، برود بگوید، بعد روانپزشک بگوید حالا من درمانت میکنم@ شما باید این کار را انجام بدهی، ما توقع داریم بگوید بیا این قرصها را بخور اگر روانپزشک باشد، اگر روانشناس هم باشد با ما مشاوره بکند و یک سری تمرین بدهد@ برو یوگا کار کن، برو نفس عمیق بکش، بعد برو اینطوری بکن، آنطوری بکن، اینها نه اینکه بد باشد کاری با این نداریم الان، کاری با این تجویزها و دارو نداریم، میخواهم بگویم نیست@ این علی(ع) است که نشسته در قله عالم بعد از خدا به عنوان نماینده خدا روی زمین به عنوان مظهر خدا نشسته روی قله عالم همه عالم را دارد نگاه میکند و به تو هِی حرف میزند میگوید اگر معصیتت را علنی کردی منتظر نکبت در زندگیات باش.@ (تُعَجِلُ النِغَم) یعنی عجله دارد میکند این آدم در بدبخت شدن، در تنها شدن، عجله میکند به اینکه زندگیاش گرفتار بشود، عجله دارد میکند که مشکلات در زندگیاش زیاد بشود@ حالا شما بروید بگویید امشب بگویید (اللهم اغفرلی الذنوب التی) چندتا گناه داریم با شاخصهایش که حالا اینجا هم هست اگر رسیدم اینها را هم برایتان میخوانم@ (تَحبِسُ النِعَم تُنزِلُ البَلاء) بلا نازل میکند دعای کمیل داریم میخوانیم دیگر، چطور گناهانی هستند اینها را شناسایی کنیم انشاء الله من یادم باشد یک بدهکاری به شما دارم این چند تا گناهی، خاصیتهایش را بعضیهایش را بگویم لااقل بگویم برایتان@ این گناه چه خاصیتی دارد، آن گناهانی که حضرت علی میگوید بشناسیم اول، برویم سراغ اینها، اینها را بشناسیم در زندگی مان، کسی با ما اینطوری حرف نمیزند این امام معصوم است@ این معلم بعد از خداست که به شما میگوید اگر معصیت علنی کردید منتظر بلاهایی که با عجله میاید سرت باش. مثل بدن شما وقتی مسواک را رعایت نکردی دندان درد دارد با عجله میاید سراغت@ وقتی بهداشت را رعایت نکردی سرطان دارد با عجله میاید، اولش یک سرماخوردگی داری، بعد میشود یک زکام بعد گرفتاریهای دیگر بعد هم سرطان، دارد میاید، ما الان متوجه نیستیم که داریم چکار میکنیم@ چشمت را رعایت نکردی عینک و سردرد و سکته هم میاید، در نظام روحی هم انسان وقتی معصیت خدا را میکند علنی معصیت میکند با پررویی معصیت میکند@ با قلدری معصیت میکند از اینکه رعایت نمیکند احکام دین را، سرش را بالا میگیرد دفاع هم میکند از اینکه اینطوری هست این دارد با شتاب خودش را برای بدبختیهای دنیا و آخرت آماده میکند هم دنیا هم آخرت.@ یک کسی با بیحیایی مینشیند در مغازهاش میگوید آقا اینقدر میدهم اینقدر میگیرم علنی هم هست نزول با بیحیایی، گرانفروشی با بیحیایی، با قلدری، کمفروشی با قلدری، بدفروشی با قلدری، این هم گناه است.@ تا گفتیم گناه نرویم سراغ مسائل کوچک و ریز، آنها بزرگ هستند سر جای خودش بزرگ هستند فقط نرویم سراغ اینطور چیزها یا مسائل جنسی یا مسائل موسیقی@ اینها هم سر جای خودش، ولی هر چیزی کلاً، وقتی تو علنیاش میکنی یعنی داری اعلام جنگ با خدا داری میکنی خوب وقتی کسی آمد در اجتماع اعلام جنگ با خدا کرد باید منتظر حمله فرشتههای خدا هم باشد@ منتظر جنود خدا هم باشد لشکریان خدا به آن حمله میکنند، سرش را میگیرد بالا من همین کار را میکنم همینه که هست من این کار را میکنم@ حالا شما حدیث مفصل بخوان از این مجمل در مورد کسانی که میایند مینشینند پشت دوربینهای تلویزیون و ماهواره، به خدا به دین به مقدسات به معصومین توهین میکنند علنی توهین میکنند عقاید مردم را زیر سؤال میبرند مسخره میکنند با بیحیایی@ این همه الان برنامه در ماهواره شروع شده فارسی زبان دهها شبکه فارسی زبان، میایند عقاید مردم را مسخره میکنند میایند متدینین را مسخره میکنند میایند اهل بیت را مسخره میکنند حتی خود خدا@ حتی خود خدا را من دیدم میاید شروع میکند دریوری گفتن راجع به خود خدا، خوب حالا شما فکر میکنید این آدم به کجا قرار است برسد؟ به چه میرسد؟ اینقدر علنی.@ امام رضا میگوید کسی که گناهش را مخفیانه انجام میدهد اصلاً علنی نیست حیا دارد ناراحتی دارد که یک موقع گناهی هم میکند این به مغفرت میرسد ولی یک کسی که (المُضیع) هست مضیع،اضاعه یعنی فاش، یعنی آشکار@ راحت گناه میکند ککش هم نمیگزد این باید منتظر انواع بدبختیها در زندگیاش باشد در جسمش در روحش، در ناموسش، در بچهاش@ در مالش در آبرویش و در هر چیز دیگری باید منتظر بلا باشد چون اعلام جنگ کردید وقتی اعلام جنگ کردید جنگ است دیگر، حالا بایست ببین بالأخره تو پیروز میشوی یا خدا.@ خدایا به حق محمد و آل محمد به ما تقوا عنایت بفرما به ما حیا عنایت بفرما به ما عفت عنایت بفرما.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ یک چندتا نکته است من عرض کنم خدمتتان، اول از این دعا کنیم برای همه گرفتاران همه مضطرهای عالم مسلمان و غیر مسلمان مؤمن و غیر مؤمن بخصوص وجود مقدس آقا امام زمان(ع) پدر آسمانیمان مضطر حقیقی دعا کنیم@ و یکی از مؤمنینی که از شما توقع دارد که برای زندگیاش و برای مشکلات حادی که برایش پیدا شده و ما هم قول دادیم که دعای ویژه بکنیم برایشان با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را بخوانیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ.@