باعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین. سلام و صلوات و درود و رحمت و مغفرت و خیرات و برکات الهی بر همه شما عزیزان و همه بینندگان شبکه الهی ولایت بحثمان درباره ارتباط اعضای خانوادگی با همدیگر به حمله سمت چپ شیطان که درباره گناه بود رسید چند روایت را با هم خواندیم در مورد مفهوم گناه و ساختار ریاضی وجود انسان و جایگاه گناه در حرکت حقیقی ما به سمت نظام ابدی توضیحاتی را دادیم و گفتیم که گناه یک عدم تطبیق با بهشت است یعنی گناه یعنی کاری که انسان قلبش از هماهنگی با نظام آخرتی محروم میشود این را میگویند گناه، و تبعات دارد درمان دارد درد دارد مریضی دارد گرفتاری دارد تا میتواند انسان باید از این آفت پرهیز کند. در یک روایت داریم از وجود مقدس امام کاظم(ع) بسیار لطیف و ظریف هست این روایت میفرماید اِنَّ للهَ عَزَوَجَلّ فِی کُلِ یَومٍ وَ لَیلَۀٍ مُنادِیاً یُنادی مَهلاً مَهلا عِبادَ اللهَ عَن مَعاصِ الله فَلو لا بَهائِمُ رُتَع وَ صِبیَۀٌ رُضَع وَ شُیوخٌ رُکَع وَ صُبَّ عَلَیکُمُ العَذاب صَبًّ تَرَضُونَ بِه رَضا@ خیلی جالب است این روایت را خیلی به آن دقت کنید که خداوند تبارک و تعالی یک فرشتهای دارد که در هر شب و روز ندا میدهد که بندگان خدا بایستید بایستید از نافرمانیهای خدا از معاصی خدا خودداری بکنید از معصیتهای الهی@ بعد میفرماید که آن فرشته این را میگوید فَلولا بَهائِمُ رُتَع اگر بخاطر حیوانات چرنده نبود حیوانی که میچرند گاو و گوسفند و حیواناتی که در طبیعت هستند وَ صِبیَتۀٌ رُضَع اگر کودکان شیرخوار نبودند ما چقدر به اینها مدیون هستیم و بچهها چقدر دفع بلا میکنند@ وَ شُیوخٌ رُکَع و پیرانی که اهل رکوع هستند پیران عابد، اگر حرمت شیوخ و پیران شماها نبود وَ صُبَّ عَلَیکُمُ العَذاب صَبّاً پس چی شد؟@ چهارپایان، اول هم چهارپایان را آورده، بچهها، اینها به عصمت نزدیک هستند چهارپایان بندگان خدا هستند آنها هم، ولی بندگانی هستند که در آنها معصیت کمتر هست@ و بچهها که واقعا معصوم هستند و پیرانی که ما در خانهها خیلیها تحملشان را نداریم، گاهی وقتها من میبینیم بعضی از عزیزان میگویند که ما یک پدر یا مادر پیر یا مادرزن پدرزن پیر داریم که مجبوریم به این زیاد برسیم به عبادتمان زیاد نمیرسیم@ در حالی که این بالاترین عبادت است خودش وقتی کسی پیر در خانهاش هست یعنی یک پیر که در خانه آدم است@ یک ریشسفید یک پیرزن یک پیرمرد که در خانه انسان هست بسیاری از عذابهای الهی از جوانها همین پیر دفع میکند. لذا خیلی حرمت دارند پیرها، پیرها را باید انسان به عنوان سپرهای دفع بلا بزرگ بشمارد و به پیران احترام بکند@ پدر، مادر، و هر پیری که هست در جامعه اینها باید بسیار مورد تجلیل قرار بگیرند پیران چه خانمها چه آقایان باید با آنها با احترام و تجلیل برخورد بکنیم@ بچههای کوچک این طفلان عزیز این شیرخواران که دفع بلا میکنند وجود قشنگشان وجود نازنینشان دفع بلا میکند از ما و چهارپایانی که ما چه بسا گاهی وقتها خودمان را بهتر از آنها هم میدانیم، خدا میگوید به برکت همین چهارپاها من شما را به گناهانتان نمیگیرم و عذابتان نمیکنم.@ پس میگوید که اگر این بود، وَ صُبَّ عَلَیکُمُ العَذاب صَبًّ خیلی این نکته عجیب است صُبَّ یعنی عذاب را میریختیم روی سرهای شما، از بالا عذاب میریختیم روی سرتان، نه یک ریختن عادی@ وَ صُبَّ عَلَیکُمُ العَذاب صَبّا به شدت از آسمان برای شما روی سرتان بلا میریخت و تُرَضُونَ بِه رَضا که شما را تکهتکه میکرد این عذابها، پارهپاره میکرد و تُرَضُونَ بِه رَضا یعنی ریزریز میشدید عذاب این کار را میکند@ لذا خیلی انسان باید حرمت پیران را حرمت کودکان را حرمت حیوانات را نگه دارد و با احترام با چهارپایان با کودکان و با بزرگان و پیران سخن بگوید@ خدای نکرده نکند انسان یک پیری را تندی بکند به آن با تندی با تحقیر به عنوان یک مزاحم ببیند خیلی وقتها وقتی یک پیر از خانه میرود انواع گرفتاریها و معضلات و مشکلات میریزد روی سر این جوانها@ جوان فکر میکند که حالا این پیر مُرد، مادرشوهر بود پدرشوهر بود، مادرزن بود پدرزن بود مادر خودش یا پدر خودش بود رفت راحت شد@ ولی نه، وقتی میرود میبینید خیلی وقتها خیر و برکت هم با خودش میبرد و وجود یک بچه وجود یک حیوان حتی وجود یک پیر، در اطراف انسان یک حیوانی که انسان تغذیهاش میکند میبینید که بسیاری از معضلات و مشکلات زندگی انسان به وسیله همان حیوان دفع میشود@ گاهی وقتها فرصتهایی پیش میاید که انسان به حیوانات احترام بگذارد و به وسیله او خودش را واکسینه بکند ولی انسان متأسفانه این فرصت را از دست میدهد.@ دارید غذا میخورید یک موقعی حیوانی میاید پرندهای میاید گربهای میاید حتما سعی کنید سهمی از غذایتان را به حیوانات بدهید که شخصیت یک حیوان برای خودش یک شخصیت حقیقی ارزشمند و مستقل این حیوان@ اینقدر شخصیت هست حیوان از مورچهاش بگیرید تا کوچکتر از او، تا بزرگهایش، همهشان شخصیتهای حقیقی هستند که میتواند روز قیامت بیاید و یک کاری بکند که تو بشوی جهنمی، میتواند بیاید شکایت بکند از ظلمهایی که به آن کردی@ از بیادبیهایی که نسبت به او کردی، از توهینهایی که کردی، انسان خیلی باید حواسش باشد در برخورد با حیوانات و مواردی که داریم عرض میکنیم.@ لذا این که دارید غذا میخورید و حیوان میاید این یک تهدید نیست که انسان عصبانی بشود، حالا آمدیم کلهپاچه بخوریم حالا آمدیم این جگر را بخوریم حالا آمدیم این گوشت را بخوریم بویش رسید به اینها حالا جمع شدند@ نه این یک فرصت است برای شما ایجاد شد خداوند بندگان خودش را فرستاد نزد شما تا شما با حرمت گذاشتن به آنها خیرات و برکات نازل بشود بر شما تا با خیرات و برکات بلاها دفع بشود از زندگی شماها@ اگر حیوانی نیاید اگر بچهای نباشد اگر پیرمرد و پیرزنی نباشد که انسان باید بترسد و انسان هم اگر یک موقعی نیست خودش باید به این سمتها حرکت بکند.@ من میبینم بعضی از عزیزان میروند در این شیرخوارگاهها بچههای کوچک را تحت سرپرستی قرار میدهند میروند مراکزی که ایتام است یکی دوتا سهتا یتیم را انتخاب میکنند ماهانه یک چیزی به حساب اینها ریخته میشود اینها فرصتهای بسیار باارزشی هست که ما متأسفانه از دست میدهیم@ کسانی هستند که خیلی ثروت دارند اما هیچ کدام، هیچ بندهای از بندگان خدا در ثروت اینها شریک نیست و اگر کسی هم شریک بشود اینها ناراحت میشوند اینها را مزاحم میدانند@ و کارمندانی را میشناسم که یک حقوق دولتی مختصری میگیرند قرض و قسط هم دارند اما به هر طوری شده حتما یک یتیم دو یتیم را در ماه پذیرفتند که هزینههایشان را بدهند به مراکزی که ایتام را سرپرستی میکنند که در فهرست حقوقی در سبد حقوقیشان در سبد اقتصادیشان حتما یک یتیم باشد.@ قرآن خیلی تأکید کرده که انسان باید حتما در زندگیاش یک خدمتی به ایتام بکند کسی که به یتیم اصلا فکر نمیکند موضوع زندگیاش موضوع مصارف اقتصادیاش یتیم نیست زن و بچههایش هستند و ایتام نیستند فقرا نیستند این آدم بیخیر و برکت است@ هم دنیایش هم آخرتش بدبختی دارد و انسانی باطن انسانی دارد که در مصارفش به ایتام خیلی توجه دارد به فقرا خیلی توجه دارد بخصوص به ایتام فرهنگی به ایتام معنوی به ایتام علم و ادب به ایتامی که بخاطر فقر فکری و فرهنگی و روحی از خانواده آسمانیشان دور افتادند نمیشناسند خودشان که هستند؟@ قیمتها دستشان نیست؟ نمیدانند که چه ارزشی دارند؟ پدر و مادر حقیقیشان را نمیشناسند، جایگاه آسمانیشان را نمیشناسند، اینها از هر یتیمی بدتر هستند و انسان باید به فکر همه این ایتام باشد.@ لذا در قرآن کریم وقتی که علامت انسانیت را میگوید این آیه را چند بار چندتا آیه را خواندیم هم شما هم بینندگان عزیز شبکه ولایت این را دیگر حفظ هستند@ که قرآن انسانها را به شش گروه تقسیم کرده آنهایی که قلبشان مانند سنگ است یا بدتر از سنگ آنهایی که قلبشان مانند چهارپایان هست یا بدتر از چهارپایان، آنهایی که قلبشان شیطانی هست@ یعنی آدمهای شرور نقشهریز آدمهای خبیث، آدمهای بدجنس هستند یعنی دائما نقشه میریزند برای دیگران، این پنج گروه را که قرآن میفرماید که اینها هیچ کدام انسان نیستند یک گروه را قرآن، انسان میداند استثناء هم کرده میگوید همه انسانها دارند خسارت میدهند@ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْراصلا جنس انسان اهل خسران است اهل بد زندگی کردن است اهل سطح پایین زندگی کردن است اهل پرواز نیست اهل آسمان نیست اهل بهشت نمیخواهد گویا باشد@ فقط یک گروه را قرآن استثناء میکند میفرماید إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ که متأسفانه ما فقط در همین دوتاش ماندیم در حالی که قرآن چهارتا شرط میگذارد برای انسان حقیقی که باطنش انسانی است 1 ـ ایمان 2 ـ عمل صالح 3 ـ تواصی به حق.@ یعنی مسلمان لال نیست بیخیر و برکت نیست مسلمان بیفعالیت نیست مسلمان هرجا باشد تبلیغگر است هرجا باشد زنش شوهرش دوستش دامادش باجناقش جاریش از خانواده خودش شروع میکند تا آنطرف دنیا@ تا ایتامی که از اهل بیت هیچ چیزی نمیدانند این آدم دائما زبان هست حرکت هست قلم هست تبلیغ هست من گاهی وقتها میبینم بعضی از عزیزان آدمهای پولداری هستند چقدر اینها خیر و برکت دارد زندگیشان@ میگوید من نمیتوانم خودم این کار را انجام بدهم ولی از طرف من این پول را هزینه کنید که مردم با دین آشنا بشوند مردم با خانواده اصلیشان با محمد و آل محمد@ خوب خدا به یک کسی علم داده به یک کسی پول داده، خدا رحمت کند مرحوم شیخ، فرمود آنی که پول میدهد که علم توزیع بشود در تمام ثوابهای عالم شریک است@ با اینکه خودش کاری نکرده مثل یک آیت الله مثل یک استاد، یک کسی که پول هزینه کرده در تمام عبادتها و ثوابهای آن تا قیامت شریک میشود مشارکت است دیگر، مشارکت اینطوری داریم میگوید من فرصت نکردم کار علمی بکنم@ اما میخواهم یک آیت الله بشوم. میخواهم یک مجتهد بشوم میخواهم یک استاد باشم خوب چطوری؟ میگوید با آن مشارکت میکنیم.@ خدا رحمت کند شیخ را، میگفت اگر دوتا طلبه رفتند درس بخوانند پول نداشتند که هزینه تحصیل را بدهند آنی که باهوشتر است درس بخواند آنی که کم هوشتر است کار کند پول این طلبه را بدهد و هردوشان هم یک مقام دارند.@ مؤمن لال نیست مؤمن تأثیرپذیر نیست در جامعه، مؤمن منفعل عمل نمیکند، مؤمن زبان دارد، همیشه تواصی به حق دارد و تواصی به صبر دارد، یعنی مؤمن دائما به دیگران قدرت، انرژی، دور شدن از وسوسهها، تحریکها، ضعفها، غصهها، و شادی و آرامش، نشاط، امید، انگیزه به آنها تزریق میکند@ مؤمن باید اینطوری باشد همه باید برای هم اینطوری باشد میگوید تواصی، تواصی باب تفاعل است یعنی همدیگر را توصیه به حق و توصیه به صبر میکند@ بیخیال نیستند نسبت به همدیگر، دیدید الان مثلا یک موقع یک کسی در یکی از این خاطرات مستشرقین میخواندم که نوشته بود ایرانیها همهشان دکتر هستند یعنی شما تا با آنها حرف بزنی به یکی از ایرانیها برخورد بکنی یکیشان مریض باشد برایش بیست جور نسخه مینویسند همه اینطوری هستند@ این را بخور آن را بخور، حالا این مهربانی و دلسوزی باید در حیطههای مسائل معنوی باشد انسان باید بدون همه بهشت نرود یک کسی که فقط فکر خودش و مسائل خودش است حتی در معنویات این آدم خودخواهی است@ یک کسی که میتواند برود بهشت بدون بقیه آدم خودخواهی است. شما نگاه کنید سید الشهدا(ع) حاضر نیست برود بهشت بدون اصحاب بدون سربازهای عمر سعد بدون دشمنهایش حاضر نیست برود بهشت@ لذا تا آخرین نفس خودش و یارانش بجای اینکه عصبانی بشوند یک حرف بدی بزنند یا حرف تندی بزنند فقط نصیحت و خیرخواهی میکردند@ حتی امام حسین لحظات آخر تنهاست ولی میگوید حالا بگذار من یک چیزی بگویم شاید چهار نفر دیگر هم آمدند رفتند بهشت، آن هل من ناصر ینصرنی امام حسین فایدهای ندارد میداند که میکشنش، ولی میگوید بگذار من این را بگویم شاید دو نفر سه نفر پنج نفر بالاخره@ همین هم شد تا گفت هل من ناصر ینصرنی در تنهایی، دوتا برادر یکدفعه یک تکانی خوردند در لشکر عمر سعد آمدند کمک حضرت و به شهادت رسیدند ببینید حضرت این را میخواهد@ ما نباید خوشحال بشویم از اینکه یک نفر گناه بکند از اینکه یک نفر بدبخت بشود از اینکه یک نفر جهنمی بشود به هیچ وجه نباید حتی بد دشمنانمان هم نباید بخواهیم باید دعا کنیم دشمنان را خدا هدایت بکند@ علمای ما همیشه این فرهنگ قشنگ را داشتند که هر وقت میخواستند دشمنان را نفرین کنند میگفتند خدایا اگر قابل هدایت نیستند اگر قابل هدایت هستند هدایتشان کن، ما که بخیل نیستیم که آشتی کنند با خدا.@ زین العادین(ع) لحظه آخر که همه جنایتها انجام شده یزید میگوید من میتوانم توبه کنم اصلا ناامیدش نمیکند یزید را، میگوید باشد میتوانی توبه کنی@ آن خودش نمیتواند توبه کند ولی حضرت میگوید از نظر خدا مانع ندارد که الان توبه کنی اینطور نیست که خدا بگوید حالا چون سر امان حسین را بریدی و این همه جنایت کردی نه، خدا پل را هیچ وقت پشت سر کسی خراب نمیکند میتوانم؟ بله میتوانی@ اگر نماز بخوانی، نماز بخوان میتوانی، یزید اعمال خودش سنگینش کرده و نمیتواند نماز بخواند. الان اینهایی که نماز نمیخوانند روزه نمیگیرند خودشان، خودشان را محروم میکنند نمیتوانند@ لذا میگوید قیامت هم که میشود يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا يَسْتَطِيعُونَ روز قیامت هم به آنها میگویند اگر همین الان شما نماز بخوانید ما میبخشیمتان، و روز قیامت هم نماز نمیخوانند، روز قیامت هم نمیتوانند اینها نماز بخوانند@ چون كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ هر کسی در گرو گذشته و جذب خودش است چون جذب دارد نمیتواند کاری بکند، الان شما چربی زیاد خوردید ظهر کلهپاچه زدید حالا هم به شما بگویند بلند شو برویم بدویم@ میگویی دوست دارم بدوم ولی یک چیزی جذب کردم که نمیگذارد من الان بلند شوم بدوم 6000 کالری جذب کردم که الان فقط باید بگیرم بخوابم@ گاهی وقتها انسان با دیدنیها با شنیدنیها در اینترنت در ماهواره یک موسیقی حرام همینطوری ذره ذره اینقدر آشغال جمع میکند کسب میکند جزء وجودش میشود@ حالا الان میخواهد تصمیم میگیرد حرکت کند و پرواز، مکتسباتش نمیگذارد باید اول همه آنها را خالی کند. لذا در درس اخلاق میگویند اولین مرحله تخلیه است. برویم عبادت کنیم برویم ذکر بگوییم برویم عرفان بخوانیم@ این کارها را بگذار کنار اول، نمیخواهد این کار را بکنی. اول برو هر چی آشغال خوردی خالی کن تخلیه، اول تخلیه کن، رفیقهای بد، دوستهای ناباب، محیطهای بد، محل خانه، زندگی ناجور، دیدنیهای ناجور، شنیدنیهای ناجور، اول آشغالها را بریز بیرون@ که حال بعد میرسیم بهتان میگویم قاعده دارد اینجا، بعد میتوانی کسب غذا بکنی و قوت بگیری. پس ببینید مؤمن در چهار شرایط با چهارتا چیز انسان است اینکه تکخور نیست هیچ وقت مؤمن، خصوصی حالی بکنیم، صفایی بکنیم@ نه مؤمن هر وقت میرود اول برای همه دعا میکند شاید برای خودش هم دعا نکند در روایت داریم بعضیها اینقدر به فکر دیگران هستند که اصلا یادشان میرود برای خودشان دعا کنند و این خیلی شیرین است برای خدا@ خدا میگوید عجب بندهای این پیش من است آمده پیش من و اصلا برای خودش دعا نکرد، بالاتر از آن چیزی که برای خودش میخواست به آن بدهید این هر چه دعا کرد برای بقیه بود.@ حضرت مجتبی(ع) میگوید مادرم فاطمه زهرا(س) تا صبح دعا میکرد برای همسایهها، اصلا یک دعا برای خودش نکرد.@ این مادر ماست ما بچههای این مادر هستیم فقط دیگران، مادر شما هیچ دعایی برای خودت در خانه نکردی؟ الجار ثم الدار اول همسایه، ما در روشهای زندگیمان اینطوری هستیم اول فامیل اول دوستها اول همسایه اول غریبهها اول بقیه بعد خودم و خانوادهام؟ نه.@ الجار ثم الدار، اول همسایه بعد خانه. مؤمن اینطوری است. مؤمن اصلا تکخور نیست مؤمن هر کاری میکند به فکر دیگران هم هست هر خیری به آن میرسد دیگران هم شهیم میکند و شریک میکند هیچی برای خودش نگه نمیخواهد بدارد@ انحصارطلب نیست و اگر کسی اهل توصیه به حق، به من چه زندگیم را خراب کنم، من چکار دارم جامعه اینطوری است، من چکار کنم محله اینطوری است، به من چه کشور اینطوری است@ به من چه مردم اینطوری هستند، به من چه خارج از کشور، به من چه غزه و لبنان و به من چه فلسطین و افغانستان و به من چه عراق، یک کسی که اینطوری هست انسان نیست.@ پیامبر فرمود حتی یک زن حق ندارد بگوید به من چه گربه، تا گفت به من چه گربه، فرمود جهنمی میکند خودش را، گربه الان آمده در خانه نمیتوانی بگویی به من چه، این غذا میخواهد باید به آن غذا بدهی@ عین بچهات، عین شوهرت، عین خودت، مهمتر از خودت است این گربه، مهمان است آمده خانه، مهمتر از خودت است غذایش را اول بده اگر به خودت رسید، رسید اگر نرسید، نرسید@ وقتی میخوری کوفت میکنی این را،آنوقت معده درد، زخم معده، زخم اثنی عشر، سرطان، هزار کوفتی آدم میگیرد یک گربه غذا میخواسته ندادی کوفتش کردی خودت خوردی@ خیلی خطرناک است خوب اول گربه، این گربه شخصیت حقیقی است آمده خانهات اول، شما اگر مهمان داشته باشی چکار میکنی؟ خوب اول مهمان، خدا گربه را فرستاده خانه شما این پرندهها را فرستاده.@ یک پیرزن مهربان ما در فامیل داشتیم از نزدیکانمان بود روح همه اموات شاد، شب جمعه خدا همهشان را شاد بکند، این مریض هم بود من هر وقت میرفتم به آن سر بزنم میدیدیم در خانه این پُر از پرنده بود گربه، پرنده@ پول میداد به کسی میگفت بروید یک کیسه صد کیلویی ارزن دانههای ریز بخرید بگذارید گوشه حیاطش، به سختی از نردبان میرفت بالا این ظرف را هر روز پُر میکرد میبرد با سختی این پیرزن از نردبان میرفت بالا میریخت روی پشت بام@ تمام پرندههای محل میدانستند خانه این پیرزن غذا هست همیشه میریختند آنجا، ببین نمیتوانست بخوابد نمیتوانست این پیرزن بخوابد در حالی که فکر میکرد پرندهها غذایشان را میخواهند@ من یک موقعهایی یادم هست من را صدا میکرد میگفت که، خداشاهد است پول درمیاورد از جیبش با چه سختی پول درمیاورد میگفت این را ببر@ این را یک دو تومان این قضیه مال چهل سال پیش است دو تومان برو گوشت بخر بیار بگو گوشت خوب و تازه بده میرفتم میخریدم میاوردم بعد تکهتکه میکرد میریخت برای گربهها.@ چقدر خوب است آدم از خودش خارج بشود چقدر خوب است با دیگران خوشبخت باشد و با دیگران ناراحت بشود، این قاعده رفتار اعضای خانوادگی آسمانی با هم این است هُوَ اَنت او خود تو هستی.@ خدا میتوانست تو را سوسک بیافریند میتوانست تو را موش بیافریند میتوانست تو را گربه بکند، آن هم شخصیت است، اگر تو یک گربه بودی میرفتی در خانه، دوست داری صاحبخانه با تو چطور رفتار کند؟@ دوست داشتی صاحبخانه با تو چطور رفتار کند؟ اگر یک گربه بودی باردار شده بودی چندتا بچه به دنیا آورده بودی دوست داشتی الان چه کسی از تو حمایت بکند، اگر یک پرنده بودی میخواستی برای بچهها غذا بیاوری@ اگر یک گربه بودی که لنگ بودی در کوچهها دنبال یک تکه غذا میگشتی برای بچههایت دوست داشتی آدمها با تو چطور رفتار کنند؟@ ما فقط پیشتش را یاد گرفتیم یعنی نهایت قساوت، به من چه؟ ما اصلا به من چه نداریم، یک درخت، یک درخت را نمیتوانید شما بگویید به من چه، من جلوی خانهمان سه چهارتا درخت هست در قم@ خوب تابستانها من نیستم آنجا ولی با همسایهها توافق کردیم که برسند، یک پیرمردی هست مریض است بنده خدا با سختی میاید خودش را میرساند به نمازجماعت در مسجد@ خیلی مثلا یک رب طول میکشد از در خانه ما تا مسجد که صد متر است یک رب این صد متر را میرود و یک رب هم برمیگردد اما همیشه من میبینم که، با اینکه من نیستم خانه یک موقعهایی، میبینیم که حواسش هست میاید به این درختها رسیدگی میکند آب میدهد درخت به من چه ندارد.@ استاد ما میفرمود یکی از اولیای خدا راننده تریلی هم بود این ولی خدا، میگفت این راننده تریلی اینطوری بود که هر وقت سوار ماشین میشد میرفت در جاده، دو سهتا دَبه آب داشت نگه میداشت یک جایی که درختی یا گیاهی در حال خشک شدن هست میرفت بعد با چه احترامی@ میگفت یک سنگ را وسط خیابان این راننده تریلی میدید میرفت سلام علیک میکرد با سنگ احوالپرسی میکرد، چون سنگ شعور دارد جواب هم میدهد قرآن میگویدو إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّه سنگ شعور دارد حرف میزند@ شخصیت حقیقی است سلام علیکم میگفت، میگفت ببخشید جای شما بد است الان وسط خیابان اجازه میدهید من شما را بگذارم کنار، با درختها حرف میزد@ من امروز الان دارم از این جاده رد میشوم شما تشنهتان هست من آب بدهم به شما حالا انشاء الله اگر فرصت شد من دوباره از اینجا رد شدم حتما خدمتتان میرسم@ یک راننده تریلی است ولی ولی الله است در اوج است. پیامبر میفرمود کسی که صبح میکند مَن اَصبَحَ وَ لَم یَهتَمَ بامُورِ المُسلِمین فَلَیسَ بمُسلِم کسی که صبح میکند و به فکر جامعه اسلامی و غیر اسلامی حتی نیست این اصلا مسلمان نیست@ مسلمان یعنی کسی که اصلا نمیتواند بدون آرامش دیگران راحت بخوابد یعنی اگر هم میخوابد به این امید میخوابد که خستگیاش در برود و بلند شود و باز به داد ایتام برسد@ به داد گرفتارها برسد به داد مشکلدارها برسد داخل کشور خارج از کشور، این اصلا با بقیه نفس میکشد با همه عباد خدا، آدم خودخواه و خودمحور نیست@ که دور خودش و خانوادهاش یک حصار بکشد بگوید به من چه بقیه، حالا به بقیه هم اگر خواست تفضلی بکند صدقهای یک چیزی تفضل بکند اینطور نیست، او همه امکانات مادی و معنویاش با بقیه است.@ چقدر خدا خشنود یک همچین بندگانی دارد خدا به این بندگان در بین فرشتهها و آسمان مباحات میکند پس ما پیرها را بچهها را حیوانات را دست کم نشماریم.@ فرمایش بعدی در ادمه همین عرایضم هست که بعضی از عزیزان که میخواهند سبک زندگی را برنامهریزی کنند حالا میخواهند دانشجو بشوند، طلبه بشوند، دکتر بشوند، مهندس بشوند، هنرمند بشوند، یا رشته دیگری دارند@ تاجر بشوند، کاری بکنند، در سبک زندگی وقتی برنامهریزی میکنند اول برای سبک زندگی برای رشد، بعضیها اصلا خیال رشد حقیقی و آخرتی که اصلا ندارند اصلا حواسشان نیست که چند روز دیگر میروند در برزخ و اگر آماده نباشند آنجا بیچاره هستند@ اصلا به این به عنوان یک ماهیت جنینی خودشان توجه ندارند به ماهیت رحمی دنیا توجه ندارند اینکه خوب اصلا غفلت است و خیلی خطرناک است این اصلا طبیعی زندگی نمیکند@ ولی کسانی که ادعا دارند ما مسلمانیم مؤمن هستیم و میخواهیم واقعا آخرتمان سالم باشند، دعا میخوانند که (اَللّهُمَّ اَخرِجنی مِنَ الدُّنیا سالِما)، خدایا من را سالم از دنیا خارج کن واقعا دغدغه آخرت و ابدیت دارد@ در سبک زندگی و برنامهریزی چطوری برنامهریزی کند؟ الان میخواهد کار اجتماعی بکند کار سیاسی بکند، میخواهند برود نماینده مجلس بشود، میخواهد رئیس جمهور بشود، میخواهد سیاستمدار بشود@ میخواهد وکیل بشود، میخواهد هنرمند بشود، میخواهند بنّا بشود، میخواهد طلبه بشود، میگوید در سبک زندگی اول بنا را بگذارید به اینکه در انتخابها و ارتباط و رفتارها و چینشهای فکری، گناه وجود نداشته باشد@ هر جایش خورد به گناه، نروید جلو، اگر گناه هست انجام نده. چون اگر این را حواست نباشد هر کمالی بعدش کسب بکنید بیهوده است@ هر کمالی بخواهی کسب کنی بیهوده است. اول معصیت نباشد بعدا کمالات جذب میشود ولی اگر اول میخواهی بروی کار خیر هم هست کار ثواب هم هست ولی در آن معصیت است نروید جلو این کار خیر و ثواب، هیچ به دردت نمیخورد@ الان جنگ است، جنگ واجب هم نیست جنگ مستحبی است جهادهای مستحبی است عملیاتهای مستحبی است@ زمان پیغمبر زیاد پیش میامد، یک جایی تجاوز کرده بودند حضرت مثلا یک گروهی میفرستاد میرفتند دفع تجاوز میکردند این برای همه مسلمانها واجب نبود همین پنجاه نفر کافی بودند، یک جوانی میامد میگفت من هم میخواهم بروم@ پیامبر میگفت نه تو پدر و مادرت به تو احتیاج دارند بمان، میگفت نه من میخواهم بروم، یک کسی که اینطوری میگوید دیگر شهوت شخصی است@ آقا پدر و مادرت به تو احتیاج دارند برو پیش پدر و مادرت. زنگ زدند برویم جمکران؟ خوب برویم، آقا الان خانمت مریض است تب دارد بچه مریض است احتیاج به یک مونس دارد امشب، بخورد در سرت این جمکران این چه جمکرانی است هیچ خیری ندارد این جمکران.@ خدا رحمت کند حضرت آیت الله بهجت میفرمود اگر یک موقعی زن و بچهتان در فشار افتادند خانواده در فشار افتاد یک چند روزی هم درس نیایید، درسی که واجب شرعی و الهی است@ میگفت یک چند روزی هم درس نیایید و مونس خانوادهتان باشید به جایی برنمیخورد این الان خسته است مریض است گرفتار است باردار است وضع حمل کرده تنهاست احتیاج دارد که تو پیشش باشی پدر است مادرت است@ یک دوست داری که الان تنهاست در خانه مریض است بعد بگویی من الان دارم میروم جمکران دارم میروم زیارت، این چه زیارتی است بهترین عبادت تو این است که بروی پیش همان بمانی و نروی اصلا.@ اینقدر از این مستحباتی که هیچ خیر و برکتی ندارد و ما هم اصرار داریم انجامش بدهیم کی گفته ما مرتب باید برویم هیئت مرتبت باید برویم مسجد مرتب باید برویم حسینیه@ یک موقع عذر شرعی دارد خدا رحمت کند مرحوم آیت الله آقا سید حسین قمی را میفرمود من امام جماعتی را که همیشه مرتب سر نماز جماعت حاضر میشود به عدالت قبول ندارم.@ بالاخره این امام جماعت سر راهش یک موقعهایی پیرزنی سبز میشود بچهای سبز میشود سؤالی دارد یک مشکلی میاید بالاخره میشود پیغمبرش هم نتوانست همیشه سر نمازجماعت اول وقت برود پیغمبرش هم این کار را نکرد@ بعضیها اصلا بچه و زن و پدر و مادر و همه را، نه من باید حتما بروم نماز جماعت، آقا الان نماز جماعت نمیخواهد بروی، مهمان دعوت کرده مرد خودخواه مهمان دعوت کرده بعد یک عالم کار ریخته سر زن@ الان شده سر ظهر این خانم باید سالاد درست بکند باید بادمجان سرخ بکند باید میوه بشوید باید سبزی پاک بکند سبزی دیر رسیده مرد خوب کاری ندارید ما مرخص بشویم برویم مسجد، آنجا هم میرود همینطوری نشسته نماز مستحبی میخواند تا اذان بگویند بعد نماز میخوانند بعد در مسجد تعقیبات میخواند@ بعد از تعقیبات هم ایستاده با چند نفر اهل علم و اهل ایمان گپ میزند فکر میکند آدم عادلی است، بابا زن تو در آن همه بار فشار آنجا مهمانی هم تو دعوت کردی یا آن دعوت کرده فرقی نمیکند@ مهمان قرار است بیاید خانه آن خانم الان، ببشین سبزی پاک کن از خیلی از این عبادتها بهتر است برو بشین یکذره میوه بشور، یکذره لوبیا خورد کن سیبزمینی سرخ کن یک کاری بکن، نه ما مرد هستیم آخه ما، این عین نامردی است این اصلا مردی نیست.@ اول بگو من بروم مسجد؟ الان راضی هستی من بروم مسجد؟ مامان بابا من بروم مسجد؟ خانم اگر کاری داری من انجام بدم نداری بروم مسجد؟ بروم نماز بخوانم خانم؟@ همین الان یک کاری است که در فشار است دارد اعصابش خورد میشود برو کارش را کمک کند ده دقیقه دیگر برو نمازت را بخوان بیست دقیقه برو نمازت را بخوان یک مؤمن است مؤمن (المُؤمِنُ اَعظَمُ حُرمَۀً مِنَ الکَعبَه) مؤمن از کعبه حرمتش بالاتر است.@ مگر همسر تو مؤمن نیست مگر شوهر تو مؤمن نیست مگر پدر و مادرهای شما مؤمن نیستند؟ مؤمن هستند دیگر کافر و فاسق نیستند که همه مؤمن هستند الحمد لله.@ حالا از آن سؤال کن اگر کاری هست من انجام بدهم بروم درس بخوانم؟ کار مطالعاتی میخواهی کنی اول ببین کاری هست انجام بدهی انجام بده کاری نیست برو بشین سر مطالعهات@ و الا وقتی که این را در فشار میگذاری میروی درس میخوانی درس میشود حجاب، کوفت میشود برایت میروی نماز میخوانی هیچ قربی ندارد.@ بچهها را در نظر بگیریم کوچولوها را در نظر بگیریم. الان این مادر میخواهد مهمان بیاید بچه هم دارد بچه را باید شیر بدهد، باید بچه را عوض کند جایش را، بچه جایش را کثیف کرده، مرد خودخواه رفته بیرون در ماشین هِی بوق میزند پس چرا نمیایی؟@ خوب این بچه جایش را خراب کرده برو کمکش کن یک کهنهای بردار یک کاری بکن، یک کاری کن کار خانمت زودتر تمام بشود بیاید@ خودت کت و شلوارت را بپوشی بروی بیرون بایستی که هنر نیست که بگویی چرا دیر کردی؟ ده تا کار در گردنش هست باید آماده بشود بعد بتواند بیاید، بفهمیم دیگران را، همیشه خودمان را جای دیگران بگذاریم.@ اولین کاری که انسان میخواهد بکند این است که حضرت میفرماید ببین کارت گناه نباشد مستحب است ممکن است گناه باشد کار خیر است ممکن است گناه باشد اول گناه نباشد کارهای دیگر است اول گناه نباشد.@ لذا حضرت میفرماید گناه نکردن مهمتر از عبادت کردن است. بخوانم برایتان وجود مقدس امیر المؤمنین(ع) به محضر مقدسشان صلوات ختم بفرمایید.@ اِجتِنابُ السَّیِئات اَولی مِن اِکتِسابِ الحَسَنات پرهیز کردن از گناهان مهمتر از اعمال خیر است حسنات است. الان رفتی در هیئت عضو هیئت امنای هیئت هستی ولی آدم بداخلاقی هستی میبینی اگر بایستی هِی باید درگیر بشوی آقا نمیخواهد هیئت امنای بایستی@ این شهوت چیست که من حتما باید هیئت امنا باشم، من باید رئیس باشم تو با این اخلاقت گند میزنی به همه چی، گناه نکردنت خیلی بهتر از ثواب است، بکش کنار، نمیخواهد این ثواب را انجام بدهی.@ الان میخواهیم برویم مشهد، نگاه کنید شما الان من به شما بگویم داستان مشهد رفتن، الان جمع بشویم برویم مشهد، عزیزم میخواهی بروی مشهد از اینجا تا مشهد بروی و بگردی یک ثواب مستحبی است دیگر بلند شدید رفتید آنجا@ بگو یک عبادت واجب است چون صله ارحام است ولی اینکه از ماشین نِق بزنی به زنت قور بزنی عصبانی بشوی زن عصبانی بشود مرد عصبانی بشود@ به بچه بگویی چرا اینطوری کردی، آی ماشین کثیف شد، آی چرا اینطوری شد، الان ماشین خط برداشت چرا آشغال ریختید، یک کسی که برود زیارت و برگردد خیلی جگر میخواهد که برود سالم و سالم برگردد@ میبینی در هتل جیغ میزند در مهمانسرا، مسافرخانه داد میزند سر سفره غذا دعوایشان میشود سر اینکه چی بخوریم چی نخوریم@ آقا یک سفر مسافرت مستحبی یا یک مسافرت واجب بود رفتید و آمدید دیگر دعوا ندارد اگر کسی بخواهد امام رضا از آن راضی باشد باید درگیر نشود از زمان سفر که میرود تا آخر عصبانی نشود اگر قرار است به عصبانی بانجامد این عبادت نمیارزد@ کار اجتماعی کار سیاسی کار فرهنگی کار عبادی وقتی قرار است گند بزنی تو با این اخلاقت به آن، فقط میشود دور از جان گاوها معذرت خواهی میکنیم از گاوها، گاو نُه مَن شیرده است که شیر را بده و آخر هم یک لگد بزند همه شیر را بریزد@ کار میکند بلند میشود فرسایشی در هیئت کار میکند بعد میبینید همهاش دعوا و درگیری است با حضور این آقا، این چه هیئتی شد دیگر، این چه اردویی شد این چه کاروانی شد@ کاروان راه میاندازد از اولش گناه تا آخرش گناه این به چه درد میخورد اول گناه نکردن. اِجتِنابُ السَّیِئات اَولی مِن اِکتِسابِ الحَسَنات الان میخواهم تصمیم بگیرم یک مسافرت است میخواهم درس بخوانم.@ اگر درس خواندنت مشروط به این است که گناه بکنی نمیخواهد این درس را بخوانی. کلاس زبان میخواهم بروم، میرود کلاس زبان میبینید این منصور بن موسی میرود در کلاس نیم من بوق بن پشم پانزده میاید بیرون@ یعنی شش ماه درس زبان خوانده بعد میبینید که قرتی شده بیحیا شده، شهلا اینا و مامانم اینا، و میبینید که همه حیاها و حجابها بین، کلاسهای زبان اینطوری است معمولا سکس مخفی دارد بیحیایی دارد@ میرود کلاس زبان میخواند بعد میبینید هیچی از این آدم با یک کلاس زبان دیگر نماند، مردهشور این درس خواندن را ببرد، کلاس کامپیوتر میخواهم بروم فلان کلاس را میخواهم بروم، برو کسی نمیگوید نرو خوب است@ عبادت هم هست زبانش عبادت است کامپیوترش عبادت است اما دانشجو میخواهم بشوم، میبینی طرف بچه خوب مؤمن، متدین، از وقتی که رفته دانشگاه میبینی هیچی از این بچه نمانده@ ارتباطش با آسمان قطع شده ارتباطش با خانواده آسمانی قطع شده، پُر از آلودگی غصه نفرت شهوت، این چطور درس خواندنی است آخر این به چه درد میخورد این درس خواندن، نگیر این لیسانس به چه دردت میخورد@ این ارشد و دکترا به چه درد میخورد، برای یک دکترا گرفتن طرف خودش را هزار بار میکند در یک لجن و در میاورد که میخواهد یک دکترا بگیرد@ اگر شرایطت اینطور نیست نکن یا گناه نکن اگر میخواهی سالم درس بخوانی سالم درس بخوان و الا نه. اگر قرار است برای یک درس خواندن آدم از خیلی از ارزشها و کمالاتش و دریافتهای خودش بگذرد این چطور درس خواندنی است.@ اِجتِنابُ السَّیِئات اَولی مِن اِکتِسابِ الحَسَنات هر حسنهای را که میخواهی دریافت کنی ببین اول در آن گناه دارد یا نه.@ الان میخواهی یک ساختمان بسازی میخواهی یک برج بسازی میخواهی یک مجتمع بسازی میخواهی یک جنسی را وارد بکنی میخواهی یک جنسی را صادر بکنی یک خرید و فروش بکنی، اگر در آن گناه هست خیر و برکت ندارد@ خمس نمیدهی زکات نمیدهی انفاق نمیکنی این چطور معاملهای بود که کردی؟ تمام باطنت را غذایت را، غذای زن و بچه را کوفتش کردی، کردی به لجن و آلودگی و نجاست که حالا شدی یک آدم تاجر موفق این به چه درد میخورد؟@ حالا ماشینت آن شد آن خانهات شد این آپارتمانت شد یک ویلا هم خریدی، اما از خون چند نفر خوردی تا این شدی، به چه درد میخورد این چطور تجارتی است این چطور درس خواندنی است؟@ ازدواج میکند از شب اول ازدواج و عروسی معصیت خدا، با بدحجابیها و بیحجابیها و بزن برقصها و گناهان و مفاسد، آخه این شد ازدواج مبارک؟ واقعا در این ازدواج امام زمان میاید؟ فاطمه زهرا میاید؟ فرشتهها واقعا خوششان میاید در این مجالس باشند؟@ ما باید یک عروسی بگیریم حضرت زهرا بیاید امام زمان بیاید فرشتهها بیایند وقتی قرار است ناموست بیحجاب باشد بدحجاب باشد هزار نفر ببینند این چی شد دیگر؟ هیچ خیری ندارد.@ میگوید هر تصمیمی که میخواهید بگیرید اول ببینید شرایطش گناه دارد یا ندارد اگر گناه دارد به هیچ نمیارزد کار خیر و خوب باشد یا مباح باشد یا مستحب باشد دیگر نمیارزد.@ اگر معصیت دارد پرهیز کنید. پس ما هر کار خوبی را نباید انجام بدهیم هر کار خیری را نباید انجام بدهیم هر چیزی را که احساس کردیم@ آره من اگر نباشم این کار، من اگر هیئت نروم هیئت میپاشد، بپاشد هیئت بگذار هیئت بپاشد، من اگر کاروان را نگردانم کاروان متلاشی میشود دیگر هیچ کس نمیرود جمکران، این یکی دوتا اتوبوسی که میرفتند دیگر نمیروند، خوب نروند تو میخواهی با گناه خودت بقیه را ببری جمکران.@ علی(ع) فرمود من میدانم چه کاری شما را درست میکند، اما هرگز به فساد نفس خودم شما را اصلاح نمیکنم، اینطوری نیست بخاطر اینکه شما را اصلاح کنم بیایم معصیت کنم. اگر قرار است کار اصلاح در آن فساد داشته باشد اصلا به درد نمیخورد.@ اگر قرار است من خودم مریض بشوم تا یک نفر را اصلاح بکنم هیچ ارزشی ندارد. جِدوا وَ اِجتَهَدوا وَ اِن لَم تَعمَلوا فَلا تَأسّوا چقدر قشنگ گفتند خیلی عجیب است تلاش کنید کوشش کنید ما این را نداریم نسبت به حرکت به سمت آخرت خستگی و تلاش کوششهای انسانی نداریم@ یعنی ما وقت جدی برای اینکه رشد بکنیم و پرواز، برای درس، برای کامپیوتر، برای زبان، برای دانشگاه، برای خانه، برای ازدواج برای بنّایی، برای تجارت، برای کار اجتماعی برای کار سیاسی وقت میگذاریم خودمان را خسته میکنیم@ اما وقتی نوبت به حرکتهای فوق عقلانی میرسد وقت نداریم خسته کنیم خودمان را، کار علمی و جدی و سازندهای نداریم حضرت میگوید جِدوا وَ اِجتَهَدوا تلاش کنید کوشش سختکوشی کنید@ بعد میفرماید وَ اِن لَم تَعمَلوا فَلا تَأسّوا اگر عرضه ندارید کاری بکنید نمیخواهید حرکت کنید به سمت بهشت، اگر میخواهید عملی را انجام ندهید اگر فلج شده روحت، اگر نمیخواهید رشدی بکنید حداقل گناه دیگر نکن اگر نمیخواهی مسیر را نروی گناه نکن.@ ولی این خیلی بد است آدم نخواهد حرکت کند هِی معصیت پشت سر معصیت برای خودش درست بکند سالک نباشد هِی معصیت کند چرا؟ حضرت میگوید آن کسی که عمل نمیکند ولی گناه هم نمیکند این به نجات نزدیکتر از کسی است که عمل میکند و گناه هم انجام میدهد.@ فَاِنَّ چقدر قشنگ تشبیه میکند فَاِنَّ مَن یَبنی وَ لا یَهدِم یَرتَفِعُ بِنائُه کسی که میسازد و خراب نمیکند بنائی که دارد میسازد وَ اِن کانَ یَسیرا حتی اگر اندک باشد، پول ندارم الان ولی توانستم پیاش را بکنم@ خیلی خوب، ولی پی درست بکن دیگر چی؟ بعدا میخواهم سنگ بذارم، دیدید ساختمانهایی که اینطوری میرود بالا، ذره ذره، آهسته میگوید این بالا میاید چرا؟ چون این دارد میسازد ولی خراب نمیکند.@ وَ اِنَّ مَن یَبنی وَ یَهدِم یوشِکُ اَن لا یَرتَفِعُ بِنا ولی کسی که کار میکند و هِی میزند خرابش میکند این هیچ وقت بنائش بالا نمیاید لذا میگوید اگر قرار است کار بکنید اول ببینید در این کار اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، مدیریتی، در آن معصیت هست یا نه@ اگر برای تو معصیت دارد تو نرو جلو تو نمیخواهد انجام بدهی، بله تجارت است پول در آن هست رشد در آن هست اقتصاد در آن هست خیلی ثروت دارد ولی میتوانی بیگناه انجام بدی یا نه؟@ یعنی میتوانی خمست را دقیقا حساب کنی میتوانی زکاتت را جدا کنی میتوانی انفاقهای دیگرت را انجام بدهی میتوانی حرامخوری نکنی میتوانی سر کسی را کلاه نگذاری خوب بله این اقتصاد، اقتصاد خوبی است ولی اگر فکر کنی خیلی سادهای کاری ندارد ما الان میرویم پول جمع میکنیم@ بعد وقتی میروی پشت سرش را نگاه میکنی میبینی چه خرابکاریهایی کرده تا این پول را به دست آورده چقدر دروغ گفته چقدر تقلب کرده چقدر بدقولی کرده طرف میداند اگر الان این سفارش را قبول کند نمیتواند انجامش بدهد، قبول میکند، در روایت داریم وای بر تاجرین امت من، بازرگانهای امت من، برای چی؟@ و وای بر صنعتگرها و صاحبان حرفهها، گفتند برای چی؟ فرمود برای اینکه دروغ میگویند به مردم، مردم را علاف میکنند مِنَ الیَوم وَ غَدٍ امروز سفارش را میارم انجام میدهم فردا تحویل میدهم@ در خانهتان، همهاش دروغ است قرار نیست بدهد میخواهد هفته دیگر بدهد، ولی به مردم دروغ میگوید، آقا جنس شما آماده است تابلو شما آماده است@ فرش شما آماده است لباس شما آماده است فردا انشاء الله آمادهاش میکنم تشریف بیارید ببرید، فردا زنگ میزنی لباس آماده است؟ نرسیدم مشکلی پیش آمده شما انشاء الله سه روز دیگر زنگ بزنید@ آخ آخ آخ نمیتوانستی برای چه قبول کردی گفتی فردا بیا؟ آقا نمیتوانم آقا من الان دارم به شما میگویم رُک خدا وکیلی من این کت و شلوار را که به من میدهی دارم میروم سفر@ رُک به شما میگویم 15 روز زودتر آماده نمیشود بارک الله آدم تصمیم میگیرد بدم یا ندم، دروغ میگوید آخه این چطور پول خوردنی است دارو تقلبی، جنس تقلبی، برنج درجه یک، قرارداد بسته میبینی درجه دو تحویل داده@ آقا هر کاری میکنیم اول ببینیم در این کار خلاف، دروغ، حقهبازی، لازم است دروغ بگوید به مردم، اگر لازم است نگو به مردم، از این سرمایه از این سود بگذر.@ خدا کار خالص میخواهد از ما خدا کار پاک میخواهد از ما خدا کار درست میخواهد با کم و زیادش کاری ندارد میگوید کار کم به من بده اما سالم به من بده، کم، کار کم بده ولی سالم بده.@ تو یک دیپلم داشته باشی اما سالم باشی بهتر از این هست بروی دانشگاه و فاسد بشوی، یک لیسانس داشته باشی سالم باشی بهتر از این هست که دکترا داشته باشی اما اوج بگیردت و بقیه را تحقیر بکنی.@ تو یک نماز واجبت را بخوانی اما با بقیه مثل آدم رفتار بکنی بهتر از این هست که نماز شب بخوانی هِی بقیه را تحقیر بکنی، مردهشور این نمازشب خواندنت را ببرد.@ حضرت فرمود کسی که به روزی کم خدا قانع است خدا هم به عمل کمش راضی است. دقت کنید خیلی مهم است میگوید کسی که روزی کم از خدا میخواهد قانع است به روزیای که خدا به آن میدهد خدا هم به عمل کمش قانع است یک عمل کم انجام بدهد خدا میپذیرد.@ اما یک کسی که حریص میشود در روزی، خدا دیگر از این به این راحتی نمپذیرد. علم دادم به شما باید زکاتش را میپرداختی، پول دادم به شما باید میپرداختی، روزی بیشتر خواستی هر که بامش بیش، من دیگر از تو عمل اینطوری قبول نمیکنم خدا عمل خالص پاک و سالم میخواهد.@ گفت میخواستم بروم کربلا مجالس قدیم من یادم هست آنهایی که مثل ما قدیمی بودند از قدیم آمدند اینجا یادشان هست قدیمها وقتی مجلس میگرفتند برای امام حسین یا مجلس ختم میگرفتند یکی از چیزهایی که میگذاشتند قلیون بود@ جزء لوازم روضهخوانی بود اصلا باید همه جمع میشدند چندتا قلیون بود قلیون میکشیدند بعد روضهخوان میاید روضه میخواند و ذکر مصیبتی و بعد یک چایی میخوردند در مجالس ختم هم اینطوری بود@ مثلا یک مسجد که اینطوری بود میوه میگذاشتند جاخاک سیگاری میگذاشتند چندتا سیگار میگذاشتند این بود قدیمها اصلا همه استفاده میکردند از عالم و غیر عالم همه استفاده میکردند این آقا هر سال خانهاش روضه میگرفت خوب همه چی هم میگذاشت@ امسال میخواست برود کربلا یک توتون درجه یک برای قلیون گرفت یک تنباکو خوب گرفت و گذاشت در خانه و به بچهها گفت من میروم کربلا روضه را امسال شما برقرار کنید@ این جنسها را هم گذاشتم قند و چایی و شکر و تنباکو و همه چی، خلاصه میرود کربلا، یک موقع که میخواست برگردد شب خواب میبیند امام حسین دارد کسانی که برایش کوچکترین کاری کردند حساب میکند بعد میبیند که امام حسین یک کاغذ جلویش است به فرشتهای میگوید خوب بنویس، مینوسد@ مثلا حاج محمد علی فلانی کبریت داده، آن حاج آقا فلانی دو سیر چایی داده، آن یکی ده دانه قند داده، بعد میگفت نوبت من رسید@ گفت آقای فلانی تنباکو درجه دو داده به امام حسین گفتم آقا من درجه یک گذاشتم تهران خانه، آقا گفت نه تنباکو درجه دو بوده، گفتم نه آقا به خودت قسم به حضرت عباس قسم ما یک گذاشتیم@ دو همین که ما میگوییم. گفت آمدم تهران و یقه بچهها را گرفتم و فلان فلان شدهها ما یک گذاشتم آنجا امام حسین دو پای ما حساب کرد، گفت بابا یکه خیلی حال داد خودمان کشیدمش بعد دیگر دو را دادیم عزادارها@ این را حساب میکند عزادارها دو یا یک، همه را حساب میکند دقیق، خوش به حال کسی که بهترینها را میفرستد برای خودش برای آخرتش پاکترینها و سالمترینها را میفرستد آنجا این خیلی مهم است. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین.@
جلسه 004 - گناه و عواقب آن
متن کامل (خام) جلسه 004 - گناه و عواقب آن