اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. ما در بحث رابطه اعضاء خانواده آسمانی با همدیگر درباره دستورالعملی که حضرت رضا (ع) به شیعیانشان توسط حضرت عبدالعظیم (ع) دادند سخن میگفتیم که اولی این بود که شیطان را بر خودتان مسلط نکنید@ و گفتیم که ما اگر بخواهیم به این دستور عمل بکنیم باید نحوه ارتباط شیطان با خودمان را بشناسیم. ببینیم که شیطان چگونه با ما ارتباط برقرار میکند. نوع پیامهایش چطور پیامهایی هست و ما چطوری باید به او اجازه ندهیم که بر ما مسلط بشود@ جلساتی را درباره حملههای شیطان گذراندیم حملههای جلو عقب و راست یک چند جلسهای هم درباره یکی از حملههای مهم شیطان که حمله سمت چپ هست میپردازیم و آن گناه هست@ و علت اینکه روز قیامت به بعضیها نامه اعمالشان را به دست چپشان میدهند این به این خاطر هست که گناهان آنها بر آنها احاطه پیدا کرده و بنابراین شخصیت آنها یک شخصیت گناهکار و نوع تولدشان تولدی هست که شفا یافتنی نیست وجودشان را احاطه کرده گناهان، فواحش ظاهری و باطنی و باطن آنها همانطور که قرآن کریم فرمود عوض شده@ و اساساً دیگر ساختار انسانی خودشان را از دست دادند در این باره من توصیه میکنم به همه عزیزان که حتما جزء واجبات مطالعات بخصوص برای جوانها کسانی که میخواهند شروع خوبی داشته باشند یک دوره گناهشناسی هستی@ یعنی اساساً یک فهرستی از فحشاها و خطرات ظاهری و فحشاها و خطرات باطنی را شناسایی بکنند و بعد بدانند که در حرکتهایی که دارند زندگیشان انتخابات و ارتباطات رفتارها و چینشهای فکریشان باید از اینها پرهیز کنند و الا زحماتشان هدر میرود.@ گاهی اوقات در بعضی از کارخانهها یک گرم روی دستگاه موجب انفجار آن دستگاه میشود یعنی آنقدر حساسیت دارد که اگر یک گرم به این دستگاه فشار بیاید میتواند کار را از بین ببرد این قدر حساسیت دارد که حالا در رابطه با این حساسیت توضیح خواهیم داد@ بنابراین خیلی مهمتر از اینکه ما بخواهیم بشناسیم که چه کارهای خوبی را باید انجام بدهیم مهمتر این است که چه کارهای بدی را نباید انجام بدهیم این خیلی اهمیتش بیشتر هست.@ یک کسی که میخواهد زحماتش هدر نرود و عمرش تلف نشود جوانیش تلف نشود به غصه به اضطراب به پوچی نرسد اول باید کارهایی را که نباید انجام بده آفتهای روح و جانش را بشناسد.@ یک کشاورز اگر صد هکتار مثلا پنجاه هکتار ده هکتار زمین داشته باشد شما تصور بکنید که کار کشاورزی این که زمین را آماده بکنند هزینههای زیادی را بپردازند بعد بذر را با قیمت خیلی زیادی تهیه بکنند بعد کارگر استخدام بکنند این بذر را بکارند مراقبتهای لازم را بکنند از آن ولی آفتهای زمین را نشناسند.@ شما ببینید توقع این است که بعد از یک مدت این زمین آن محصول مطلوب را بدهد تمام این زحمات وقتی که شما آفتها را نشناسید هدر میرود یعنی خیلی زور دارد که یک کسی این همه زحمت بکشد و بعد به خاطر نشناختن آفتها سرمایههایش از بین برود.@ گاهی اوقات حسرت برای کشاورزی که این همه خسارت را پرداخته این همه خسارت را تحمل کرده وقتی نمیدانسته یک آفت وجود دارد به گونهای هست اما برای کسی که میداند آفت وجود دارد ولی از اول نمیرود این آفت را شناسایی بکند این را میگویند حماقت.@ در حالت اول شخص خسارت به او رسیده ولی در حالت دوم این شخص احمق است که زحمات زیادی را میکشد کارشناسان مهندسین به او میگویند که چنین آفتهایی زمین را تهدید میکند باید این آفتزدایی صورت بگیرد و آفت را برطرف نکند.@ و بعد ببیند همه محصول چند هکتار زمینش و نتیجه تلاشهای خودش و دهها کارگر هدر رفته خوب این را میگویند آدم احمق، میداند که آفت وجود دارد ولی نمیرود برطرف بکند.@ حالا شما فکر نکنید یک همچین آدم احمقی کجا گیر میاید مگر میشود مثلا این کارتونی این فکر که یک آدمی وجود داشته باشد بداند که کشاورزی زمینی که دارد میکارد آفت برایش وجود دارد و نرود برطرف بکند این آفت را نرود بشناسدش روشهای برطرف کردن آفت را نشناسد.@ همچین آدم احمقی پیدا میشود به نظر شما؟ که با اینکه میداند زمینش آفت وجود دارد نمیرود آفت را بشناسد برطرفش هم نمیکند و میگذارد محصول زندگیش هدر برود چند نفر از آدمها اینطوری هستند@ اگر الان من بگویم شما میگویید این خیلی خیالی است یک همچین چیزی که یک کسی حالا بگوییم کشاورز نمیداند یک همچین آفتی وجود دارد یک چیزی اما مگر میشود که یک کشاورزی وجود داشته باشد که بداند آفت هست باید برود آفت را شناسایی بکند آفتها را برطرف بکند@ ولی نرود آفت را برطرف بکند بیاید این هزینهها را بپردازد و بعد از یک مدت ببیند همه زمین کشاورزیش از بین رفت این را خوب دقت بکنید مثالی که دارم میزنم من یک نمونه میزنم تا شما ببینید چقدر از این آدمها وجود دارند که با نادانی زحمات خودشان را هدر میدهند چه زحمات دنیاییشان و چه زحمات آخرتیشان@ ما الان در تهران خودمان کل کشور هر شش تا ازدواج یک دانهاش طلاق است تقریباً یکی دوتاش خوشبخت هستند بقیهاش هم ولو طلاق نمیگیرند اما غصه دارند یعنی طلاق عاطفی دعوا درگیری در آنها هست.@ من به عنوان یک مشاور به شما میگویند که 95% اینها کسانی هستند که میتوانستند جلوی تلخیهای زندگیشان را بگیرند و نگرفتند الان در تهران خود ما از هر سه ازدواج یکیش طلاق است دوتای دیگر هم نمیگوییم خوشبختند شاید بگوییم یکیش شاید نمیشود گفت واقعاً یکیش خوشبخت است حتماً یکیش طلاق است یکیش طلاق عاطفی و درگیری داشته باشندشاید هم کمتر از یکی.@ وقتی یک دختر میخواهد ازدواج بکند و یک پسر مثل یک کار کشاورزی میماند زندگی زناشویی و هر شروعی و هر انتخابی هر شغلی هر پیوندی آفت دارد مثل کشاورزی حالا شما به من بگویید چند درصد از دختر پسرهای ما واقعاً میروند سراغ شناسایی آفتهای زندگی زناشویی اول؟ چند نفر میروند سراغش؟@ من در کلاسهایی که آموزش ازدواج داریم برای دانشجویانمان همیشه این را میگویم میگویم ببینید شما جزو همینهایی هستید که بعداً یک تعدادتان سر از مشکلات زندگی در خواهید آورد گول عشق اولیه زندگی و شور اولیه زندگی را نخورید این مهم نیست.@ مهم این است که در طول مسیر ما الان یک سوم طلاقهای کشورمان سال اول است در طول مسیر یک آفتهایی بین روابط زن و مرد وجود دارد که زن و مرد وقتی که تنبلی میکنند بیحوصلگی میکنند نمیروند این آفتها را بشناسند بعداً در زندگی با مشکل روبرو میشوند.@ و اتفاقاً بیشترین کسانی که تنبلی میکنند بیحوصلگی میکنند دو گروه هستند که بیشترین شکستها هم در این دو گروه است یکی باسوادها آنهایی که تحصیلات بالاتری دارند و یکی آنهایی که پول بیشتری دارند در زندگی آسایش گولشان میزند مشغولشان میکند.@ نوعاً آدمهایی که مشغول تحصیلات بالا هستند فرصت ندارند میگویند که ما دانشجو میخواهم باشم دکترم ارشدم را بگیرم دکترام را بگیرم طرح دارم خلاصه این گرفتاریهای اینطوری باعث میشود فرصت پیدا نکنند بروند.@ آفتهای زندگی آفتهای مادر بودن آفتهای پدر بودن آفتهای تربیت آفتهای دختر داشتن آفتهای پسر داشتن آفتهای فاصله بیش از حد انداختن بین بچهها آفتهای تک فرزندی آفتهای روابط زناشویی بروند اینها را بشناسند نوعاً میگویند وقت نداریم یا تنبلند یا بیحوصله هستند.@ برای کارهای دیگر وقت دارند وقتی میگوییم درس میروند درس میخوانند برای درس تنبل نیستند برای کامپیوتر و زبان و فیزیک و شیمی و تاریخ و باستانشناسی و جامعهشناسی و کارهای دیگر وقت دارند@ برای تلویزیون و روزنامه خواندن مجله خواندن سریال تماشا کردن سریالهای پوچ سریالهای افسانهای بینتیجه نگاه کردن برای وقت تلف کردن حرفهایی که هیچ ارزشی ندارد زدنش ساعتها و دهها ساعت وقت میگذارند اما اینکه مثلا بروند بیست ساعت آفتهای زندگی زناشویی را یاد بگیرند@ بیست ساعت سی ساعت روی تربیت بچه وقت بگذارند که این بچه باید چطوری تربیت بشود بروند وقت بگذارند که اگر این بچه بزرگ شد چه مشکلاتی در هفت سال اول چه مشکلاتی در هفت سال دوم چه مشکلاتی در هفت سال سوم اینها را تهدید میکند اصلا وقت نمیگذارند@ حالا ببینید از این آدمها چقدر ما داریم که میداند این فقط دلش خوش است الان فقط شوهر کند همین یعنی از زندگی همین را میشناسد الان عروس بشود مادر بشود به او بگویند حالا الحمدلله ازدواج کرد برایش مهم است داماد بشود بگویند الان پدر شده فقط همین ولی وقتی در عمل میروی میبینی که شکست میخورد چرا؟@ چون وقت نمیگذارد برای مهمترین واجبش وقت نمیگذارد برود آفتهای زندگی را شناسایی بکند این آدم مستحباتش هم در سرش بخورد دعاها و زیارت و کارهای دیگرش هم میخورد در سرش میبینید برای مسجد و هیئت و عزاداری کارهای دیگر دهها ساعت وقت میگذارد@ اما امان از اینکه به او بگویی آقا یک ساعت بنشین حرف گوش مذهبیهایشان همینطور وقت را تلف میکنند غیر مذهبیهایشان هم یک طور دیگر تلف میکنند.@ یعنی این آدمی که مثلا مذهبی است از پنجاه و دو هفته سال میبینی سی هفتهاش در زیارت و جمکران نمیدانم این حرم و آن حرم و این هیئت ساعتهایش را جمع کنی میبینی صدها ساعت وقت مستحباتش است@ اما اگر بگویی در این صدها ساعت بیست ساعت وقت گذاشته که مثلا روابط عاطفی با زنش را یاد بگیرد رابطه کلامی با زنش را یاد بگیرد رابطه جنسی با همسرش را یاد بگیرد رابطه کلامی ارتباط بدنی ارتباط سمعی ارتباطات بصری را با بچههایش یاد بگیرد میبینی وقت نگذاشته حوصله ندارند برای این کارها@ این که حضرت میفرماید کلید همه بدبختیهای انسان در تنبلی و بیحوصلگی است برای همین است شما فکر کن اینها اسم خودشان را میگذارند آدمهای فهمیده تحصیل کرده و عاقل یعنی برای نیازهای ضروری خودشان وقت ندارند آفتها را بشناسند@ گناهانی که بین یک زن و شوهر اتفاق میافتد گناهان کلامی گناهان روحی اتفاق میافتد گناهان عاطفی که اتفاق میافتد اینها را نمیروند بشناسند اصلا وقت نمیگذارند برایش بعد ادامه میدهند با یک بچه دو بچه میروند جلوتر بعد میبینید زندگی خورد به بنبست@ هر دوی اینها آدمهای خوبی هستند بدرد هم میخوردند واقعاً همدیگر را دوست داشتند حجم خوبی از عشق داشتند عرض کردم ما 95% طلاقهایمان بیهوده است میشود درستش کرد ولی زن و مرد حاضر نیستند وقت بگذارند@ حالا جدای از اینکه دنیای خودشان را تلخ میکنند آخرت خودشان را هم خراب میکنند این حجم زیادی گناهان بین زن و شوهر وجود دارد که الان شما بگویید که آقا مثلا گناهانی که بین یک زن و شوهر بوده حماقتهایی که یک زن میتواند انجام بدهد@ حماقتهایی که یک مرد میتواند انجام بدهد اشتباهاتی که یک فرزند میتواند نسبت به پدر و مادرش انجام بدهد اشتباهات و حماقتهایی که پدر و مادر نسبت به بچهاشان میتوانند انجام بدهند چه چیزهایی هست؟ چندتا هست؟@ ولی به آنها بگو اسامی مثلا بازیکنهای تیم فلان همه را بلد است تاریخچه فوتبال و بسکتبال و ورزشهای دیگر را خوب بلد است یعنی چیزهایی که اصلا بدردشان نمیخورد و ضرورتی ندارد یاد میگیرند اما چیزهایی که ضرورت دارد وقت نمیگذارند@ علی(ع) فرمود منفورترین آدمها پیش خدا آدمهای اینطوری هستند که کارهایی که هیچ ضرورت ندارد به آن خیلی اهمیت میدهند و وقت میگذارند برای آن و کارهایی که واجب شده نسبت به آن اهمیت نمیدهند.@ این حالا در روابط خانوادگی در روابط اقتصادی شغل همینطور میخواهد کار تجاری بکند حواسش نیست آفتهایش را برود اول بشناسد که لقمه حرام برای خودش و زن و بچهاش نیاورد میخواهد کار سیاسی بکند نمیفهمد که دارد خودش را به چه لجنی میکشاند تا اینکه بخواهد به یک پست برسد.@ میخواهد یک کار علمی انجام بدهد متوجه نمیشود که چقدر آفت دارد او را تهدید میکند ما فقط دوست داریم کار را انجام بدهیم چیزی که دوست داریم را به آن برسیم اما نسبت به اینکه چه آفتهایی میتواند زندگی ما را متلاشی بکند@ کار اجتماعی کار سیاسی کار اقتصادی کار تجاری کارهای علمی کارهای معنوی حتی یعنی ما فقط برایمان مهم است که نماز را بخوانیم روزه را بگیریم اما چه چیزی روزه را بیهوده میکند بیاثر میکند خیلی حوصله نداریم برویم سراغش،چه چیزهایی نماز را بیاثر میکند حاضر نیستیم برایش برویم وقت بگذاریم ولی فقط برایمان مهم است که یک کاری را انجام بدهیم همین انجامش بدهیم بگوییم حالا این را من انجام بدهم@ لذا این بحثی که داریم میگوییم حمله سمت چپ یعنی حمله از گناه خیلی مهم است قرآن به ما تأکید میکند که شما گناهشناسیتان باید خوب باشد اول باید از گناهان پرهیز کنید@ اگر من بخواهم پرهیز کنم اول من باید بشناسم یعنی بدانم حملههای شیطان چه نوع حملههایی هست گناهان چطور گناهانی هست در روابط اقتصادی علمی تجاری فرهنگی سیاسی در تمام روابط انتخابها ارتباطات رفتار و افکار من کدامهایش گناه است؟@ من میخواهم یک کار فکری بکنم من گناهان فکری را میشناسم که الان میخواهم یک کار فکری بکنم کجاها ذهن من سراغ جهنم نرود. نه الان میخواهم یک زندگی داشته باشم علامت زندگی خوب حضرت میفرماید شادی و آرامش است.@ یک زندگی زناشویی میخواهیم برقرار بکنیم علامت یک زندگی سالم افزایش روزافزون علاقه بین زن و شوهر است اگر نشود معلوم است شروع اصلا خوب نبوده عرضه نداشتیم زندگی را یکطوری تنظیم بکنیم که میوه بدهد عقیم است بعد از ده سال پنج سال نسبت به همدیگر سرد شدند@ عادی شدند برای همدیگر آن عاطفهای که باید داشته باشند ندارند چرا نرفتیم آفتهایش را بشناسیم میخواهم الان آرامش داشته باشم علامت یک مؤمن آرامش و شادی است خوب من الان چرا نرفتم مسائلی که میتواند ذهن من را درگیر بکند بیهوده.@ شما ببینید دانشمندان میگویند از شصت هزار فکری که در طول روز میاید سراغ یک نفر بین چهل تا چهل و پنج هزار فکرش بیهوده است منفی است یعنی آدمها به خاطر چیزهای بیهوده و منفی و الکی غصه میخورند ناراحت میشوند حرص و جوش میخورند گریه میکنند دعوا میکنند طلاق میدهند و طلاق میگیرند@ فقط به خاطر افکار منفی آیا من رفتم یاد بگیرم افکار منفی را باید بشناسم که چه نوع فکرهایی را اصلا نباید بکنم از چه چیزهایی نباید ناراحت بشوم از چه چیزهایی نباید برنجم ما وقت نمیگذاریم@ لذا میبینید با پرزتیژ آدمها که خیلی خودشان هم از خودشان تشکر میکنند خیلی خودشیفته هستند و خدا نکند جامعه هم از اینها استقبال بکند میبینید که سادهترین مسائلی را که باید بدانند نمیدانند چیزهایی که هیچ ضرورتی ندارد را خوب بلدند.@ اما چیزهایی که خیلی ضروری است و واجب است میبینید آدم شده یک وزیر شده یک رئیس جمهور شده نماینده مجلس شده یک سرهنگ شده یک استاد دانشگاه اما ابتدائیترین چیزها را نمیداند و نمیفهمد اصلا ولی خوب سوادش خوب است.@ سواد وقتی میگوییم یعنی حجم اطلاعات مثل کامپیوتر که حجم اطلاعاتش را زیاد بکنید حافظهاش حافظه خوبی بوده اطلاعات زیادی ذخیره کرده اما آن چیزی که در رفتار در آرامش در روح و روان نیاز دارد این آدم تهی است این آدم فقیر است از این حالت@ پولش خیلی زیاد است موقعیت اجتماعیش خیلی بالاست اما واقعاً آدم گدا و فقیری هست یعنی بلد نیست یک زن را اداره بکند بلد نیست یک شوهر را اداره بکند بلد نیست چند تا بچه را اداره بکند بلد نیست با خانواده همسرش چطوری زندگی بکند. نمیداند فکر خودش را چطوری کنترل بکند که شاد باشد و آرامش داشته باشد.@ پس وقتی داریم راجع دایره گناه صحبت میکنیم حمله سمت چپ خیلی دقیق است این مسئله که ما باید اول بدانیم آقا جهنمها چراغهای قرمز خطرها و پرتگاهها کجاست؟ فقط برای ما زندگی کردن درس خواندن رئیس شدن ریاست ثروتمند شدن مهم نباشد@ خوب شیطان از همینها آدم را میبرد جهنم از همینها، حرامش نه با حلالش میبرد جهنم انسان را اَلمالُ مادۀُ الشَهَوات مال ماده شهوتهاست یعنی آدم وقتی پولش زیاد میشود دوست دارد برود خرج بکند دوست دارد از این پول لذت ببرد از ثروتی که دارد دوست دارد با آن کیف بکند حلال@ حرامش را نمیگویم دوست دارد ماشینهایش را عوض بکند لباسهایش را عوض بکند دوست دارد ویلا بخرد خانه بخرد خانه را عوض بکند وسائل خانه را عوض بکند تلفن همراهش را شش ماه یکبار عوض بکند مبلش را عوض بکند@ این آدم دیگر اصلا فرصت نمیکند اساساً به چیزی به نام قلب آخرت برسد خوب این مال برای این آدم مبارک است یا نیست؟@ خیلی نامبارک است. علم خیلی چیز خوبی است. ما حرامها را فعلا کاری ندایم. همین حلالها را میگویم. علم خوب است ولی علمبازی بعضیها دیگر مشغول علم بازی آنقدر میشوند واقعاً از خودشان خانوادهشان فرزندانشان غفلت میکنند.از آن بالاتر مقدسات را بگویم علم را بیخیال.@ عبادت بعضیها به عبادتهایی میپردازند که یا بینتیجه است یا کم نتیجه ولی فهم را از آنها دور میکند آنقدر مشغول کارهای مقدس و ظاهری میشوند صورتهای ظاهری میشوند و ظاهر عبادات که از باطن و رفتارهای خودشان غافل میشوند@ بچه نگاه میکند بچه امروز میبیند یک پدر بداخلاق و بد قلق دارد یک مادر عصبی و پرخاشگر دارد ولی اینها ضمناً آدمهای مقدسی هم هستند. عبادت میکنند مسجد میروند هیئت میروند بعد آنوقت پدر میگوید تو نماز بخوان فکر میکند که این پدر ما که نماز خوانده چه شده؟@ یک آدم درنده است مادرم همینطور یک آدم عصبی و پرخاشگر و زودرنج و حسود و بدجنس چه میشود نماز چکار کرده با شما که من بخوانم یک جوان سؤال میکند این را سؤال میکند که چه شده؟@ پس میخواهم بگویم گناهان را فکر نکنید وقتی میگوییم گناه ذهن ما نرود سراغ مسائل فحشاهای ظاهری دزدی آدمکشی تا میگوییم گناه بعضیها همین چیزها میاید در ذهنشان، نه گناه یعنی اینکه تو میخواهی الان با این دختر ازدواج بکنی نمیدانی با این دختر چه باید بکنی این گناه بزرگی است. گناه کمی نیست. چون زندگی شما شش ماه دیگر یک سال بعد ده سال بعد به هم میخورد@ بزرگترین گناه یک پسر نمیفهمد زندگی یعنی چه و زندگی تشکیل میدهد یک دختر نمیفهمد شوهرداری یعنی چه مادر بودن یعنی چه رابطه با خانواده همسر یعنی چه این زندگی را شروع میکند و گند میزند به خودش و بچهاش نسلش را بچه معصوم را از بهشت میکشاند پایین و آلودهاش میکند اینجا به خاطر اخلاقهای زشتش@ یک گناه یعنی اینکه وقتی یک مادر یک پدر میخواهند بچهدار بشوند ژنهایشان را قوی نکنند این پنج تا ژن را و بچه را دعوت کنند پایین به او ژنهای ضعیف بدهند اینها گناه است. اینها معصیتهای بزرگی است.@ پیامبر فرمود: لا یَلغَل الله سُبحانَهُ اَحَدٌ بِذَنبٍ اَعظَمُ جَهالَه اَهلِه وَ اَولادِه هیچ کس خدا را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمیکند@ گناه یعنی اینکه خانواده تشکیل بدهی و از سه مهارتی که باید داشته باشی یعنی مهارتهای مالی و اقتصادی مهارتهای عاطفی و معنوی فقط به پول درآوردن و نان و غذا و لباس بپردازی@ این معصیتش از همه معصیتها بیشتر است. گناه است. اینها گناه شیطان ما را با خیلی چیزها سرمان را گرم میکند و از چیزهایی که در زندگی لازم داریم برای شادی آرامش خوشبختی غافل مکیند@ وقت تلویزیون داریم وقت فیلم وقت مهمانی وقت مسافرت وقتهای دیگر چیزهای دیگر داریم اما برای اینکه زندگیمان را چگونه مهندسی بکنیم وقت نداریم برویم یاد بگیریم تازه یک عده وقتی وقت هم میگذارند میروند یاد میگیرند عمل نمیکنند به آن@ یعنی مثل دقیقاً کشاورزی هست که رفته مدرسه مدرسهای که مهندسین کشاورزی میگذارند یاد گرفته آفتها را خوب شناخته حالا آمده با یک هزینه چند صد میلیونی کشاورزی را به راه انداخته اما وقتی که باید از این آفت پرهیز بکند پرهیز نمیکند@ نمیرود آفتزدائی بکند وقت نمیگذارد برای این کار این میشود گناه بزرگ. بعد هم ما یاد گرفتیم که تا به مشکل میخوریم اول فحشش را به خدا میدهیم خدایا آخر این چه قسمتی بود برای من کردی قسمت چیست این حرفها را بگذاریم کنار قسمت بود و سرنوشت بود.@ نه تو خودت داری رقم میزنی إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ خداوند سرنوشت کسی را قومی را گروهی را تغییر نمیدهد مگر اینکه آنها خودشان تغییر بدهند.@ اکثر قریب به اتفاق چیزهایی که ما میگوییم نود درصد چیزهایی که ما میگوییم قضا و قدر بود خواست خدا بود همهاش کوتاهیهای خودمان است تنبیلیها و بیحوصلگیها و کوتاهیهای خودمان است که خرابش میکنیم سر خدا و از خدا هم طلبکار میشویم.@ خوبهایمان اگر خوب باشند میگویند که خوب حالا راضیم به قضای الهی بدها هم که با خدا درگیر میشوند اول میروند نمازشان را میگذارند کنار چقدر از این خانمها برای ما نامه مینویسند که من شوهرم نماز میخواند یا زنم نماز میخواند یا بچهام نماز میخواند از وقتی که فلان اتفاق برایش افتاده دیگر نماز را گذاشته کنار.@ خوب آن اتفاق چه ربطی به این مسئله دارد که من رابطهام را با خدا را حقیقت زندگیم با معشوق اصلیم قطع بکنم آدمهایی که در زندگیشان وقتی یک حوادثی اتفاق میافتد بالا و پایین میشود روی معنویتشان تأثیر میگذارد اینها واقعاً نفهمیدن برای چه متولد شدند@ یعنی اصلاً داستان حیات را نفهمیدن اصلاً نه خودشان را شناختند نه متوجه شدند که برای چه آمدند به دنیا که حاضرند آسمان را به زمین بفروشند. حاضرند خدا و خانواده آسمانیشان را به یک زمینی بفروشند که حالا نمونههایش را من عرض میکنم.@ برویم سراغ اهمیتش را خواستم بگویم در این مقدار چند تا از آیات و روایات را در این زمینه بخوانیم. سوره مبارک انعام آیه 120 ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الْإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِما كانُوا يَقْتَرِفُون@ خداست مهندس این عالم مهندس من مهندس همه مخلوقاتش دارد به ما میگوید که آفتها را بشناسید ذَرُوا یعنی رها کنید نزدیک نشوید به إثم کلمه إثم حالا الان فرصت نداریم بحث گناهشناسی نداریم الان ذنب یعنی چه؟ إثم یعنی چه؟ پس چه فرقی دارند با همدیگر میگوییم ذنب میگوییم إثم.@ میگوید إثم را رها بکنید حالا همین ترجمهای که میکنیم گناه را رها بکنید ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُچه ظاهرش را چه باطنش را رها بکنید ترک کنید اینها را إنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الْإِثْمَ کسانی که گناه را کسب میکنند@ نمیگوید انجام میدهند میگوید کسب میکنند سَيُجْزَوْنَ بِما كانُوا يَقْتَرِفُون حتماً جزا داده میشوند به آن کسبهای خودشان به آن کارهایی که انجام دادند چرا میگوید کسب؟ چون ببینید گناه وقتی انجام میشود روح کسب میکند اثر را بدن که کارهای نیست در گناه، کی دارد گناه میکند؟ قلب گناه میکند یعنی آن شخصیت اصلی ما بخش اصلی وجود ما که قلب است گناه را انجام میدهد@ چه گناهان ظاهری و چه گناهان باطنی. قلب گاهی وقتها با اعضای ظاهری خودش گناه میکند. مثل گناهانی که انسان با اعضا و جوارح ظاهری خودش انجام میدهد گاهی وقتها با درون خودش این گناه را مرتکب میشود مثل حسادت مثل تکبر مثل ترس.@ البته ترسهای بیجا مثل زودرنجی و حساسیت مثل تکبر و نخوت مثل خودشیفتگی خودبرتربینی اینها گناه است ولی یک نفر دارد گناه را انجام میدهد اما هر کس انجام بدهد آن قلب یعنی هر طوری که انجام بگیرد اثرش روی قلب ظاهر میشود، میشود کسب.@ اگر ما بخواهیم خوب تشریح بکنیم دقیقاً باید برگردیم سراغ نسبت علمی خودمان در نسبت علمی گفتیم رابطه دنیا و آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا. جنین در رحم دارد کسب میکند تا موقع تولد چه کسبهای خوب چه کسبهای بد اگر جنین متولد بشود بگوییم آقا این مریض است یا سالم است از آن شش نوع تولدی که میگوییم دارد در این شش نوع تولد چه کسی شش تا تولد را دارد؟@ جنین، همه را هم کسب کرده یعنی مثلا دست و پای اضافه عضو اضافه یا کمبود هست یک نوع کسب است یک نوع شکلگیری است دارد شکل میگیرد روح ما جنینی هست که در رحم دنیا قرار دارد.@ داریم کسب میکنیم شما با دیدن کسب میکنید برای همین است وقتی که یک چیزی را میبینید بعداً نمیتوانی به راحتی از آن فرار بکنی. میگویی من دیدیم الان ذهنم مشغول است شب میاید در خوابم بچه دارد اذیت میشود بچه شبها کابوس میبیند چرا؟@ چون پدر مادر بیفکر گذاشتن بچهشان یک چیز ناجور دیده گفتند یک سیدی گرفتن گفتن برو هر سیدی دلت میخواهد بخر نگاه کن رفته یک سیدی گرفته نگاه کرده چیزهای ترسناک در این بوده این بچه الان میبینید که چند سال است که دارد کابوس میبیند چرا؟@ تصاویری که دیده آدم بزرگی شده مثلا الان شده سی سالش اما آن تصاویر هنوز دارد این را اذیت میکند هنوز میترساندش. پس این کسب است یک کسی که از موش میترسد از مارمولک میترسد از سوسک میترسد این آدم آسیب دیده است طبیعی نیست که یک کسی اینطوری است@ یک کسی که میترسد بعد دائماً هم با خیالهای خودش خودش را آزار میدهد با خیالهای ترسآور با خیالهای نگرانکننده خودش و دیگران را آزار میدهد یک آدمی که دچار وسواس شده@ خوب این آسیب دیده دچار وسواس است و با وسواسش خودش و همسرش و بقیه را دارد آسیب میرساند به آنها خودش را روانی کرده بقیه را روانی کرده این کسب دارد.@ پس ما خوبیها و بدیها را دائماً کسب میکنیم و فوقالعاده این مسئله مهم است که قرآن گناه را کسب میداند یعنی شما یک چیزی نصیب روحت میشود چه شکل بد چه شکل خوب، داری به خود شکل میدهی.@ هر کاری که میکنی داری میشوی داری دائماً اضافه میشوی حالا این اضافهها یا منطبق با بهشت است یا منطبق با جهنم است. ما لحظه به لحظه مثالی که زدم هفته گذشته یادتان نرود مثل یک دوربین باز هستیم که روی فیلم دارد ذخیره میشود. این باز است دکمهاش هر جا که بچرخد ذخیره میکند پر دارد میکند فیلم وجودی ما را.@ با افکار با خیالات با انتخابات با ارتباطات با رفتار با حرفهایی که میزنیم شما حرف میزنی حرفی که میزنی خروجی است اما داری کسب میکنی خروجیهایتان هم ورودی است.@ یک حرف میزنی دل خودت را خنک میکنی میگویی من دلم خنک شد بگذار یک چهارتا حرف به او بزنم دلم خنک بشود ولی دل خودت را پر از کینه و نفرت کردی رنجاندن دیگران تحقیر دیگران تمسخر دیگران اینها میشود اکتسابات ما.@ پس خوب دقت کنید گناه ورودی و خروجیش ورودی است هیچ فرقی ندارد ورودی و خروجی شکل است اما آنچه که نصیب انسان میشود اکتساب است یعنی دارد چیزی را کسب میکند که به ضررش هست حالا وقتی کسب کرد چه اتفاقی میافتد؟@ الان جنینی در رحم مادر سیر طبیعی خودش را داشته هیچ چیز اضافهای دریافت نکرده الان متولد شده این مشکلی ندارد که بدنش سالم است میرود زندگیش را میکند ولی این بچه الان آمده یک سر اضافه آورده یک دُم اضافه آورده یک انگشت اضافه است یک چشم اضافه خورده وسط پیشانیش.@ یک پای اضافه آورده یک غده اضافه آورده الان این اضافه است دیگر این چکار میخواهد بکند؟ خوب باید آب شدنش را تحمل بکند باید برود درمان بشود.@ این که حضرت میفرماید من یک ساعت دنیا را به هزاران سال آخرت نمیدهم به خاطر این است که در دنیا آدم هر چه کسب کرده چیزهای زشت و پلید را در فاصله زمانی دنیا واقعاً معجزه است دنیا یک ماه شعبان یک ماه رجب یک ماه مبارک رمضان یک کار خیر آن کسبهای زشت را میتواند از بین ببرد.@ ولی وقتی میروی در برزخ میبینی صد سال دویست سال پانصد سال هزار سال میکشد تا یکی از این کارهایی که در دنیا با پنج دقیقه میتوانست حلش بکند آنجا بتواند برطرفش بکند.@ لذا قرآن میفرماید اصلاً ترک کنید این چیزها را چه ظاهری و چه باطنی اگر بخواهم ترک بکنم اول باید بشناسم ترک بکنم ما نمیفهمیم تنبلی چقدر گناه وحشتناکی است ما نمیفهمیم بیحوصلگی چقدر گناه بزرگی است@ ما نمیفهمیم چقدر گناه بزرگی است ما نمیفهمیم ورزش نکردن چقدر گناه بزرگی است فکر میکنیم مثلا وقتی میگوییم گناه یعنی زنا یعنی قمار یعنی آدمکشی یعنی مشروب خوردن، نه، ورزش نکردن یک معصیت است این بدن نیاز دارد به این که قوی باشد غبراق باشد.@ الان میگوید 25 میلیون نفر در کشور ما چاق هستند 61% جمعیت شهری حدود 50% جمعیت روستایی ما اضافه وزن دارند که مجموعش میشود حدود 25 میلیون نفر آدم گناه دارند میکنند.@ چون وقتی یک کسی اضافه وزن دارد این در حرکتهای ببینید انگشت را نگاه کنید وزن مال کدام بخش است جسم است بعد میشود خیال وهم عقل و فوق عقل یک کسی که اضافه وزن دارد یعنی این در تخیلات و افکارش چه در خیالاتش چه کارهای علمی چه کارهای معنوی.@ چه در کارهای توهماتش احساسات عواطف مدیریت یک خانواده مدیریت روابطش چه در کارهای عقلانیش که باید کارهای ریز ظریف عقلانی بکند چه در فعالیتهای فوق عقلانیش این آدم ضعیف است این آدم سنگین است پرواز ندارد@ خوب باید کم بکند این وزن را سنگین کرده خودش را بعد نمیرود باشگاه، میگوید نرسیدم کار دارم وقتی اینطوری هست بعد میگوید من نمیدانم چرا حالم خوب نشد برنامه هم گرفتم کلاس هم رفتم، عزیزم برنامه گرفتی کلاس باید این روح غبراق بشود همین تو آمدی برنامهات هم گرفتی@ وقتی میروی دو پرس غذا میخوری غذای چهار نفر آدم را داری میخوری متوجه نمیشوی که چقدر کالری داری دریافت میکنی در طول روز تو 1500 کالری مثلا برای تو بس است یک دفعه میروی یک دست کله پاچه میخوری 6000 کالری صبح خورده ظهر ناهار میخورد دوباره 2000، 3000 کالری دریافت میکند شب هم باز شام میخورد@ انگار واجب است غذا خوردن ما الان همه اینطوری شدیم مثال بزنم آن سه نفری که همیشه میرفتند کار میکردند یک نفر میکند زمین را یک نفر یک درختی یک چیزی میگذاشت یک نفر هم زمین را پُر میکرد@ بعد حالا آن وسطی نیامد یک روز آنهایی که کار میکردند گفتند من وظیفهام است که بکنم او هم میگفت من وظیفهام است که پُر کنم هیچی آن تو نمیگذاشتند میگفتند ما وظیفهمان را داریم انجام میدهیم من وظیفهام این نیست که چیزی بگذارم اینجامن وظیفهام کندن است او هم میگفت من هم وظیفهام این است که زمین را پُر کنم.@ ما انگار واجب شرعی الهی است صبحانه ناهار شام میان وعده هم که میخوریم میان وعدههایی که هر کدامش چقدر کالری دارد این را کردیم واجب است نمیگوییم این گناه است آقا اگر گناه نبود خدا به آدم پرخور نمیگفت مورد غضب من هستی آدم پرخور مورد غضب خداست@ یعنی خدا با نفرت به این آدم نگاه میکند یک کسی که حریف شکمش نمیشود. مصرف است اسراف جزء گناهان کبیره است.@ این اکتساب است. پس ببینیم ما با چه چیزهایی عمرمان استعدادهایمان را تلف میکنیم یا میاییم اینقدر روی وهم و خیال سرمایهگذاری میکنیم میبینی طرف وهمش خیلی قوی است خیالش خیلی قوی است وقتی میخواهد برسد به کارهای عقلانی و فوق عقلانی ریپ میزند@ شما حتماً باید یک مقدار کاهش وزن بدهی در خیالات و توهماتت یک کسی که میخواهد خوابهای قشنگ ببیند یک کسی که میخواهد خواب بد نبیند باید حتماً برود خودش را تراش بدهد چرا من همیشه خوابهای بد میبینم چرا فکرهای منفی دارم چرا ناامیدی دارم چرا اضطراب دارم@ چرا همه چیز را منفی میبینم چرا دارم روانی میشوم الان؟ چرا یک طلاقی که مثلا فرض بفرمایید فشارش پنجاه است الان درجهبندی کردند استرسها را مثلا فشارش پنجاه است برای مرد یا یک زن میشود هزار فشارش@ چرا فوت یک نفر که مثلا فشارش پنجاه است یک دفعه میشود فاجعه برای یک نفر کلا از آخرت افتاد خوب این حتماً اضافه وزن دارد یک جاهایی در دعای ماه شعبان چه میگوییم هر روز در مناجات شعبانیه اَللّهُمَ اَرِنِی الاَشیاءَ کَما هی خدایا همه چیز را همان مقداری که ارزش دارد قیمت دارد همانطوری که هست به من نشان بده.@ این آدم توهمی است یک کسی که مثلا توهمی است مثلا باختن تیم تیمش باخته الان میبینی که میرود به هفتاد میلیون آدم بدهکار میشود اتوبوس را آتش میزند فحش میدهد فحش ناموسی میدهد به خاطر اینکه تیم باخته است@ خوب یک کسی که اینطوری است شما ببینید کسانی که کارهای ورزشی میکنند چقدر بیماریهای روحی روانی پیدا میکنند آقا این ورزش قرار بود برای من سلامت جسم و روح بیاورد قرار نبود برای من حرص و جوش بیاورد اعصاب من را خورد بکند ما میرویم ورزش بکنیم که بخندیم باختش خندهدار است و لذتبخش است پیروزیش هم لذتبخش است@ اما پیروزیش هم که لذتبخش است یک پیروزی وهمی است یک پیروزی انسانی و حقیقی نیست که من فکر کنم حالا اگر توانستم گُل بزنم مثلا اگر در یک مسابقه بردم آدم بزرگی شدم نه یک کمال گیاهی قویتری داشتم که توانستم این کار را انجام بدهم.@ وقتی من برای برُد و باخت یک تیم بیش از حد روح ذهن دل مغز قلب میگذارم این نشان میدهد این شخص آدم معمولی نیست این آدم آدم عادی نیست@ این آدم مثلا دقیقاً این مثالی که میزنم که یک کسی میگویند دکمه پیدا کرده بود رفته بود داده بود برایش یک کت و شلوار سفارش داده بود برای این دکمه حیف این دکمه را که گرفتیم یک کت و شلوار سفارش بدهیم.@ بخدا از این حماقتها اکثر مردم دارند انجام میدهند مثل این که طرف یک لیوان شیر میخواهد رفته یک گاو برایش کشته یک لیوان شیر مغازه هم به تو میدهند گاو نمیخواست بکشی گاو نمیخواست بخری ما داریم خسارت میدهیم@ ما اصلا متوجه نیستیم آقا یک مسابقه است قرار نگاه بکنیم از آن لذت ببریم نقاط قوت و ضعف هر دو هموطنهای ما هستند هر دو بچههای امیرالمؤمنین هستند هر دو عضو خانواده آسمانی ما هستند.@ پر از نفرت پر از فحش به خاطر یک مسابقه شما ببینید چقدر مردم درگیر اینطور چیزها میشوند در سریالها در نمایشها در فیلمها من بعضی از این بازیگرها یک موقعهایی میگویند آقا ما وقتی در خیابان میرویم گاهی اوقات افراد به ما فحش میدهند ما نقش منفی بازی کردیم آقا نقش بوده به ما گفتن این نقش را بازی کنید ولی مردم به ما فحش میدهند.@ این میشود توهم نمیدانم آبیته قرمزته زردته اینهایی را که میبینید میپرند به هم متلک میاندازند دائماً اعصابشان سر تیم خورد میشود این آدم معلوم است طبیعی نیست این آدم باید برود خودش را درمان بکند واقعاً@ من نمیگویم تیمی را دوست نداشته باشد یا طرفداری از آن نکند اما چقدر باید بها بگذاریم برای مسائل وهمی و خیالی چقدر باید بها بگذاریم یک کسی که دائما صفحه حوادث روزنامهها را میخواند میرود داستانهای جنایی میخواند داستانهای پلیسی میخواند داستانهای عشقی میخواند داستانهای سکسی میخواند این دائماً دارد توهمات خودش را زیاد میکند.@ فیلم نگاه میکند عکس نگاه میکند نمیدانم این نمیفهمد با خودش چه جنایتی دارد میکند. کسب دارد میکند دائماً این آدم دارد شخصیتش را باطنش را شکل میدهد@ لذا وقتی متولد میشود از دنیا میرود در برزخ میبینی یک شتر گاو پلنگ شده یعنی یک آدمی که بیست نوع چهره حیوانات با او هست.نمیفهمد با خودش چکار کرده.@ بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَسوره بقره آیه 81 هر کس کسب بکند گناه را اما این کسب آنقدر زیاد بشود که وجود شخص را احاطه بکند@ قرآن میفرماید بعضی از افراد هستند که مؤمن هستند آدمهای مؤمن و معتقدی هستند اما یک راه گناه را دارند همیشه روی یک جا اصرار میکنند این گناه ذره ذره ذره میاید یک دفعه ستون دین و ایمان اینها مثل یک خوره مثل زنگزدگی هست.@ شما نگاه کنید وقتی میگویند فلان فلز زنگ زد پوسید این پوسیدن مگر مال امروز و فردا است امروز و دیروز بوده بله اینطوری پوسیده؟ میگوید آقا این تیرآهنها پوسیده این دندان پوسیده عزیزم این دندان دو سال پیش شروع شده پوسیدنش الان دردش دارد میاید.@
گناه اینطوری است معصیت اینطوری است نمیفهمد مینشیند پای اینترنت کار حرام انجام میدهد پای ماهواره کار حرام انجام میدهد دارد با خودش نسلش ناموسش چکار میکند پانزده سال بعد بیست سال بعد یک دفعه میبینی که صدایش در آمد.@ شب بود داشت دزدی میکرد یکی رسید به او گفت داری چکار میکینی گفت دارم ساز میزنم گفت خوب کو صدایش گفت صدایش صبح در میاید.@ صدای سازم صبح در میاید قشنگ بایست میبینی چطوری ما اصلا متوجه نمیشویم کسبت یعنی امر تدریجی قرآن میفرمایدثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِآنهایی که گناه کردند یواش یواش به یک جایی میرسند مؤمن است معتقد است نماز خوان اول نوقت نماز شب خوان.@ ولی کارش به یک جایی میرسد که همه را تکذیب میکند آخر. باور بفرمایید خدا رحمت بکند یکی از مراجع را به من میگفت به من نه به استاد ما گفته بود استاد ما میفرمود من خودم از این مرجع شنیدم که یکی از دوستانم دوستان یک مرجع تقلید آخر عمر وقتی رفتم بالای سرش به او تلقین شهادتین بکنم نکرد.چندتا حرف ناجور به خدا زد و مُرد.@ کسانی که در جبهه با خود من خط میشکستند خدا شاهد است تخریبچی بودند تخریبچی کار راحتی نیست دائماً با مین و میدان مین و انفجار و قطع دست و پا سر و کار داری خطشکن بودند با خود من خط میشکستند یعنی نفر اول میزدند به دشمن.@ کارشان به یک جایی رسید خدایا به سر ما نیاید اصلاً ما آنها را سرزنش نمیکنیم ما عبرت فقط میخواهیم بگیریم اصلاً سرزنش نمیکنیم که چرا اینطوری شد خود ما هم ممکن است همینطوری بشویم.@ زیر همه این حرفها زد کسب اینطوری است میگوید ذره ذره گناه میاید احاطه میکند آدم را نگویید اِ این که خیلی متدین بود این که خیلی استاد بود این که مرجع تقلید بود این که آیت الله بود این که مجتهد بود این که نمیدانم چند سال زندان رفته شکنجه شده برای اینطور عقائد حالا چرا یک دفعه اینطوری شده؟@ یعنی داستان منصور بن موسی که بعد میشود نیم من بوق ابن پشم پانزده یک دفعه نمیشود.@ اینطوری نیست از یک جا وارد میشود میگوید آقا شما شب مسواک زدی که زدی نزدی چند میلیارد میکروب میرود روی دندانها و دهانت پر میشود چند میلیارد نه چند ده میلیون یا چند صد میلیون نه چند میلیارد میکروب تمام فضای دهان و حلق و دندانهای تو را میگیرد@ حالا میگوید حالا چیزی که نشده ما که اصلاً نفهمیدیم این حرفها چیست دکترها میزنند؟ شما نوعاً جوانهای ما را نگاه کنید چشمها عینکی دندانها قراضه چرا؟ چون رعایت نکردند.@ ذره ذره اتفاق میافتد کسب آهسته میاید مثل زنگ زدن یک آهن است یواش یواش یک جایی شروع میکند میخورد میخورد این شخص یک جایی رسید میگوید گور پدر این حرفها این حرفها چیست.@ این اینطوری نبوده الان رسیده به یک جایی که تمام ابدیت آخرت قیامت بهشت جهنم حساب کتاب مرصاد صراط همه را انکار میکند.@ بعد خودش هم میداند دارد دروغ میگوید خودش هم میداند دلیلی برای حرفهایش ندارد ولی چکار کند اسیر شده گرفتار شده نمیتواند دیگر گناه نکند چون أحاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ@ قرآن میگوید وقتی کسی خطاهایش تمام وجودش را احاطه میکند دیگر راه نجات هم ندارد چون محاصره شده فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ@ این دیگر جهنمی هست بیرون بیا هم نیست آیه بعدی برایتان بخوانم خیلی مژده بزرگی است باید واقعاً آدم خدا را شکر بکند خیلی خدا را شکر بکند خدا از کارهای قشنگی که با ما کرده دارد تعریف میکند حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ@ قربان امام سجاد(ع) بروم شب تولدش هم هست در مناجاتی دارد ما اَحسَنَ ما فَعَلتَ بی یا رَب اِذ هَدَیتَنی لِلاِسلام خدایا تو چقدر کار قشنگی کردی با من که اسلام را سر راهم گذاشتی@ خدایا چه کار قشنگی کردی با من که یک کاری با دلم کردی که با اینکه هیچ کدام از پیغمبر و ائمه را ندیدم ایمان آوردم به آنها خدایا تو چقدر با من کار قشنگی کردی با این که من آن موقعی که پیغمبر بود ائمه بود قرآن نازل شد نبودم@ با اینکه نبودم دارم به آن شهادت میدهم و در حالی که آنهایی که بودند و دیدند و انکار کردند تو چقدر با من قشنگ رفتار کردی که منی که نبودم بیایمان نیستم و آنهایی که بودند و دیدند پیغمبر و ائمه را بیایمان شدند و من که نبودم ندیدم قبولشان دارم دلم دوستشان دارد ببینید چه کار قشنگی خدا با دلهای ما کرده چقدر باید خدا را شکر بکنیم@ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ خدا با شما یک کاری کرده که شما از ایمان خوشتان میاید ایمان را دوست دارید دین را دوست دارید الله را دوست دارید بهشت را دوست دارید از گناه ببینید@ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْقشنگش کرده ایمان را در دلهایتان یک کسی که از مذهب خدا صورتهای مقدس متنفر است خیلی وضعش خطرناک است این درست قرآن میفرماید در لبه پرتگاه جهنم قرار دارد اگر بر نگردد سقوط میکند دیگر.@ یک کسی که از حجاب بدش میاید از صورتهای مذهبی بدش میاید از عالم روحانی از تسبیح از انگشتر از سجاده از حرم از پرچم از عزاداری صورتهای مقدس کلاً از اسمهای مقدس بگذارد بدش میاید@ میخواهد اسم بچهاش را یک اسم مقدس بگذارد اصلا ناراحت است باید حتماً برود یک اسم حیوانی گلی سنگی یک چیزی بگذارد اسم انسانهای کامل نمیچسبد به او میخواهد بگذرد یعنی ترجیح میدهد اسم یک سنگی حیوانی گلی را بگذارد ولی اسم انسانهای کامل اسمهای خدا این همه اسمهای قشنگ دارد خدا نمیتواند بگذارد@ بدش میاید وقتی اسمهای اینطوری به او توصیه میکنی اصلاً انگار که این را اُمُل بازی میداند.@ این خیلی خطرناک شده وضعیت دلش قرآن میفرماید که خدا ایمان را در دلهای شما زیبا کرده زینت داده خیلی ما باید خدا را شکر بکنیم که خدا دلهای ما را اینطوری قرار داد شکر باید بکنیم حالا بخش زینت بماند انشاءالله برای جلسه آینده.@ والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@