جلسه 008 - کینه
شماره جلسه
8
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
2
روز
5
متن کامل (خام) ‌ جلسه 008 - کینه

امیرالمومنین می فرمایند: شدید ترین و پر غل و غش ترین دلها، دل شخص کینه توز است.

یعنی انسان با کینه توزی به فریب کاری و حقه بازی و دروغگویی و ظلم و حق ضریب خودش هم می رسد گاهی اوقات ما در کینه توزی که علیه افراد داریم سر خودمان را هم کلاه می گذاریم جدای از اینکه به دیگران دروغ می گوییم و پنهان می کنیم کینه مان را از افراد گاهی اوقات به خودمان هم دروغ می گوییم و دچار یک خود فریبی می شویم برای قهر کردن ، برای قطع رابطه کردن ، برای توجیهات راهها و بهانه هایی را می تراشیم ، حتی خودمان باور مان می شود آن راهها و توجیهات را ، اما اگر انسان عمیق تر به خودش نگاه کند می بیند این بهانه ها و توجیهات از سر کینه توزی و حسادت است . بهانه هایی که می تراشیم برای قطع ارتباط برای بعضی از رفتار های خشن اینها ناشی از بیماری و حسادت ما است .

در فرمایشی دیگری امیرالمومنین (ع) می فرمایند : بئس العشیر الحقود . آدم کینه توز بد همنشینی است . یعنی آدم که کینه دارد دوست خوبی نیست .

گاهی اوقات ما آدم بی ظرفیت و کنیه توزی را محرم و همکار خودمان قرار می دهیم و به او ترحم می کنیم اما یک روزی کینه توزی او دامن خود ما را هم خواهد گرفت یعنی اگر بخواهی با او به حق رفتار کنی قانونی رفتار کنی جلوی انحرافش را بگیری شخص کینه توز محبت های بسیار را ندید می گیرد و اساسا نمی تواند محبت ها و خوبی های دیگران را ببینید . مثل محبت پدر و مادر همسر استاد کارفرما و محبت ائمه و خداوند تبارک و تعالی ، آدم وقتی روح توزی به سراغش می آید حتی خدا را هم نمی بیند یعنی با کینه خدا از دنیا می رود .

در تاریخ موارد زیادی ثبت شده که آدم ها نسبت به خداوند کینه داشته اند . در همین زیارت عاشورا که می بینید کینه دو برادر دو فامیل یک جنگ تاریخی را به راه می اندازد منظور از کنیه در اینجا کینه ی یک گروه نسبت به گروه دیگر نه اینکه از دو طرف باشد .

خوبی ها و محبت های رسول ا... از یک طرف و امیرالمومنین و حضرت زهرا تا به حال دیده نشده است . با مراجعه به کتابهای اهل تسنن صد ها روایت از فضیلت علی و فاطمه و حسنین وجود دارد اما چرا با وجودی که این همه روایت خودشان نقل کردند اینقدر بی ارادت هستند ، یکی از این علما تسنن می گوید حضرت زهرا غضب کرد به ابوبکر و اعلام کرد در اجتماع که من از این دو نفر بیزارم می گوید این دو دیدند موقعیت شان به خطر می افتد چرا چون همه مردم مدینه این حدیث را می دانستند ان ا... یغضب بعضب فاطمه یرضی لرضاه ( خداوند غضب می کند به غضب فاطم و راضی است به رضای فاطمه ) .

همه اهل مدینه شنیده بودند که هر کس فاطمه را آزار دهد من را آزار داده است و هر کس مرا آزار دهد خدا را آزار داده است .حتی آیه داریم کسانی که پیامبر را آزار می دهند خداوند آنها را لعنت می کند . اینها رفتند به در خانه ی حضرت علی و اجازه خواستند با حضرت زهرا (س) ملاقات کنند . حضرت زهرا اجازه نداد و آنها امیرالمومنین را واسطه کردند ، امیرالمومنین واسطه شد که این دو نفر با حضرت زهرا (س) ملاقات کنند می گوید وقتی اینها وارد شدند سلام دادند و حضرت جواب آنها را نداد و حضرت پشت به اینها کرد و اینها از حضرت زهرا معذرت خواهی کردند ، ولی حضرت زهرا فرمود که شما شنیدید از پیامبر که هر کس فاطمه را آزار دهد مرا آزار داده و هر کس من را آزار دهد خدا آزار داده است و اعتراف می گیرد از اینها و دست خودش را بالا می برد و می گوید خداوندا من تا آخر عمرم از این دو نفر راضی نیستم و بعد از مرگم نزد رسول ا... شکایت خواهم کرد که آنها ناراحت و گریان از منزل حضرت زهرا خارج شدند . چطور اینها مراد علمای اهل سنت در کتابهای خودشان اینها را آوردند ولی هیچ گاه سر تعظیم فرود نیاوردند ، دلیلش را امام صادق یک چیز معنی می کند آن هم کینه است . یعنی آدم در معرض این خطر است که به هیچ وجه حق با او نباشد صد در صد هم مطمئن باشد که حق با طرف مقابل است ولی کینه توزی و تعصب با خرج بدهد .

در روایت داریم که خداوند متعصبین را بدون حساب وارد جهنم می کند و خداوند شش گروه را بدون حساب وارد جهنم می کند یعنی اصلا حساب و کتاب ندارند . یعنی وجود این خصلت در شخص باعث می شود که شخص زمانی که محشور شود ببرند او را به جهنم اصلا داشتن او با بهشت سازگاری ندارد .

یکی از این خصوصیات تعصب است مثل تعصب روی لر و ترک و فارس و عرب و .... بودن ، در روایت داریم که عربها را بدترین اقوام و در کفر اشدالناس اعراب هستند نزدیکترین افرادی که ایمان نیاورند اعراب هستند و به کفر نزدیکتر .

لذا حضرت می فرماید : خداوند به دلیل تعصب شان و ما کاری به اعراب مومن نداریم منظور غیر مومنین هستند بدلیل تعصب هایی که دارند وارد جهنم می کنم اگر اعراب کینه ها و تعصب های شان را کنار می گذاشتند این همه کشتار اتفاق نمی افتاد. خیلی از مفاسدی که الان در کشور های عربی اتفاق می افتد همه بخاطر تعصب هایشان است . برای همین همیشه در طول تاریخ شکست خوردند و حکام قدرتمند بر اینها تسلط پیدا کردند و اینها را خوار و ذلیل کردند . اگر این صفت را کنار می گذاشتند خیلی می توانستند در تاریخ قدرتمند ظاهر شوند .

لیس الحقود اخوه برای آدم کینه توز برادری وجود ندارد . کینه توز گرفتار خودش است و همه چیز را فدا می کند . لا یکون الکریم حقودا . این فرمایش خیلی مهم است آدم کریم و بزرگ هیچ وقت کینه توز نیست . اساسا کینه توزی مال آدم های کینه توز و پست است . مال آدم ریز و پست است که نمی توانند همدیگر را ببینند .

در یکی از شهر ها مردی بود که خیلی مرد خوب و مهربانی بود ولی همسرش یک خانم کینه توز و بد اخلاق هر چیز و هر قدر که این آدم خوب می شد ( در جلسه و لعن ا... بنی امیه قاطبه ) توضیح دادیم آدم های خوب وقتی در کنار آدم های بد قرار می گیرند همچنین آدم های حسود و کینه توز قرار می گیرند اینها بهتر می شوند رشد پیدا می کنند و کینه های آنها بالاتر می رود )

گاهی اوقات یک مرد محبتش را به پای یک زن می ریزد و یک زن به جای اینکه او را دوست داشته باشد همیشه کار های شوهرش را زیر سوال می برد و دائما ایراد می گیرد ، مثل اینکه همسرش گل می خرد یک جور تعبیر می کند ، عطر می خرد جور دیگر تعبیر می کند ، محبت می کند یک جور تعبیر می کند ، این خانم هم از این نوع خانم ها بود که توان دیدن خوبی های شوهرش را نداشت و دائما می خواست همسرش را به سمت پایین بکشد و ضعف ها و تنبلی های خودش را توجیه کند . گاهی اوقات دیدن یک زن موفق برای مرد کشنده است و برعکس دیدن یک مرد موفق در کنار زنش برای زن کشنده است . خواهر و برادر گاهی اوقات نسبت به هم این طور می شوند ، گاهی اوقات دو دوست نسبت به همدیگر این طور می شوند : شدت کینه این خانم آنقدر زیاد بود که نتوانست تحمل کند مقداری پول به یک آدم جانی داده بود که با یک گلوله شوهرش را کشته بودند . یعنی آدم که کینه دارد این طور می شود .

گاهی اوقات بهترین زن را مرد طلاق می دهد یا اگر اوج بگیرد کینه خودش و همسرش را تحت آزار ها و اذیت ها قرار می دهد فقط بدلیل اینکه این بد است و ضعیف است زود رنج و حساس است و روحش پست است ، کینه اساسا معلول کوچکی و پستی است . حسادت معلول کوچکی و پستی است می بینید که آدم را آزار می دهد خانواده همسر را آزار می دهد . چرا امام حسن مجتبی و خیلی از ائمه دیگر توسط همسران شان کشته شدند ؟ امام حسن و ائمه دیگر در عشق ورزی محبت فرق دارند با مردان عادی یعنی اینها حالتهای مهر ورزی و عاشق پیشگی شان خیلی زیاد است ، بین محبت همسر و ایمان رابطه ی مستقیم وجود دارد .

امام می فرماید : شما توجه کنید که یک آدم چقدر آدم است ببینید چقدر عاشق همسرش است . کلما ازداد للعبد ایمانا ازداد النساء حبا . گفتیم نساء هم چه است مصداق است نسبت به رجال و فرزندان نیز همین طور است .

هر چقدر که آدم مومن تر و با ایمان تر و آدم تر است و نسبت به همسرش علاقه ی بیشتری دارد نسبت به فرزندانش و خانواده ی همسرش علاقه ی بیشتری دارد اصلا نسبت به همه ی مردم مهربان و مهر ورزی دارد و مهر ورزی یعنی تجلی اسم رحمان خدا در شخص یعنی اسم رحمان و رحیم در شخص باید تجلی بکند تا شخص بتواند مهر ورز با عاطفه باشد و نزدیک به خداوند بشود و این یک قاعده است .

شما نگاه کنید امام جواد نسبت به همسرش امام حسن نسبت به همسرش اینها چقدر مهر ورز بودند ، هر قدر که اینها عاشقانه تر رفتار می کردند مهربانتر بودند آنها به همین میزان که اینها قوی هستند چه می شوند کوچک و ضعیف می شوند لذا ما به دو جهت امتحان می شویم گاهی ما آدم های بدی بر سر راه زندگی مان قرار می گیرد که با آزار و اذیت و فشاری که می آورند ما باید موضع گیری الهی کنیم تا رشد کنیم و قوی بشویم در نقطه ی مقابل ما آدم ها امتحان مان در کنار آدم های خوب است توجه بفرمایید این خیلی مهم است یک موقع است یک پدر زن خوب داماد را خراب می کند یک مادر زن خوب داماد را بد بخت می کند ، یک موقعی است یک زن خوب همسرش را بد بخت می کند چون مرد بی ظرفیت است . مرد به جای اینکه از قشنگی و کمالات و خوبی های اینها خوب استفاده کند و رشد کند درست در نقطه ی مقابل قرار می گیرد و بعد له می شود . پس ما گاهی اوقات با خوبی افرادی که در اطراف ما هستند امتحان می شویم .

خیلی اوقات یک استاد خوب شاگرد را بد بخت می کند ، گاهی اوقات یک شاگرد خوب استاد را بد بخت می کند . ما در زندگی علما و مراجع مواردی را داشتیم که شاگرد وقتی رفته در کلاس یک مرجع تقلید وقتی رفته درس جواب داده و حرف زده آن بزرگ این شاگرد را در جای خودش نشانده است گفته این استاد است .

با نگاهی به زندگی علما ، آنها وقتی به منزل یک نفر پی بردند واقعا اعتراف کردند و تواضع کردند در مقابلش ، او حرف حسابی زده پس از من خیلی بهتر است . خوش به حال کسی که بزرگی دیگران او را کوچک نکند . شما به محض اینکه حسادت نکنید به کمالات بزرگتر از خودتان به همان اندازه خدا شما را می برد بالا ، اما به محض اینکه حسادت می کنید له می شویم و کوچک می شویم و جهنمی می شویم باید خیلی حواسمان جمع باشد . یک مرد نسبت به خوبی های زنش تواضع داشته باشد و همچنین یک زن نسبت به خوبی های شوهرش تواضع داشته باشد تعریف و تمجید کند نه اینکه احساس حقارت کند و سعی کند زن و شوهرش را کوچک کند .

حالا هر قدر که ائمه ما بزرگ بودند اینها کوچک شدند تا جایی که تحمل این همه کمالات را نداشتند و ائمه را کشتند . شما اعتراضات معاویه را نسبت به امیرالمومنین نگاه کنید ، معاویه شخصیتی است که فوق العاده نسبت به کمالات حضرت علی شیفته است او آنقدر از شخصیت علی (ع) لذت می برد . می گفت از کمالات او برایم بگویید گاهی اوقات واقعا از شدت کار های امیرالمومنین گریه می کرد ، اما نمی توانست کینه اش را کنار بگذارد مخالفش را کنار بگذارد به این طریق کوچک می شود . مثل شیطان او می گوید من هنوزم عاشق خدا هستم اما زیر بار حرفش نمی روم حرف او خیلی زور دارد .

ما خیلی از اوقات این طوری هستیم که یک نفر را خیلی دوست داریم اما قبولش نداریم می دانیم که حق بزرگی به گردن ما دارد و اساسا آدم بزرگی است اما منیت های مان اجازه نمی دهد که حرف گوش کنیم . کینه از هر فحشایی بدتر است دقت کنید از هر فحشا و منکراتی بد تر است . کینه یک ننگ است اگر با آدم باشد دل چرکینی یک ننگ است اگر با آدم باشد .

لا یکون الکریم حقودا . هر وقت دیدید دلتان نسبت به یک نفر آلوده می شود این روایت را بخوانید که دارید می روید به یک مرحله ی خطرناک و آن مرحله ی خطرناک چیزی جز کوچک شدن نیست . لا یکون الکریم حقودا . آدم کریم هرگز کینه توز نیست . هر وقت چیزی آمد به سراغ مان در دلمان برای این است که ما کوچک شده ایم .

یعنی اینکه من طبیعی مان غلبه کرده است به من حقیقی مان در یک جایی ما جنایت کردیم که این طور شده ایم یک جایی یک ظلمی کرده ایم که چنین حسادتی آمده است به سراغمان آدم وقتی حسود می شود این یادتان باشد حتما یک جا جنایتی کرده که این حسادت یا کینه توزی آمده است به سراغش و گر نه نمی شود حتما یک جا ظلم کرده به خودش .

قرآن می فرماید : ما یک دشمن داریم که همیشگی با ما است به اسم شیطان که از آن تعبیر می کند به طائف من الشیطان طواف کننده شیطانی است که دائما دور قلب شما حرکت می کند و یک لحظه جدا نمی شود و غافل نیست تا موقع مردن گاهی اوقات در برزخ از آدم جدا نمی شود و ما هیچ زمانی از این حمله در امان نیستیم ، تولید فکر می کند آنقدر این کار زیاد است قرآن می فرماید : به بندگانم بگو در معاشرت های شان حرفها و کلمات خوب بزنند چون ممکن است شیطان بین آنها اختلاف بیندازد .

شیطان تولید فکر می کند شما به محض اینکه نسبت به یک نفر مخصوصا عزیز تر ها بزرگتر ها و مهم تر ها باید بدانی این کار شیطان است حالا ک دانستی کار شیطان است باید متوجه شوی کجا نفسانیت و ضعف به خرج دادی کجا به خودت ظلم کردی که شیطان می تواند تو را تحریک کند این خیلی مهم است . چطور من علیه پدر و مادر دوست همسر استاد و .... تحریک شدم ، چطور می تواند من را علیه خدا و پیغمبر تحریک کند من چه جنایتی کردم که من راحت می توانم علیه پیامبر کینه بدل بگیرم و زیر سوال ببرم او را ، معلوم است که تو یک جنایتی کرده ای که او توانسته تو را زیر سوال ببرد .

وقتی فکر منفی می آید به سراغت قبلا ما زمینه اش را فراهم کرده ایم خیلی از گناهان است که ما فکر منفی نداریم در حالی که شیطان دوست دارد که ما این کار را انجام دهیم . ما نسبت به خیلی از گناهان معصوم هستیم مثل اینکه شراب نمی خوریم زنا نمی کنیم قتل انجام نمی دهیم دزدی کنیم اینها اصلا در ذهن ما نمی آید هیچ وقت ما را تحریک نمی کند چرا ؟

چون ما نسبت به اینها معصوم هستیم دستگیره ای در وجود ما برای شیطان وجود ندارد . آیا شیطان دوست دارد ما این کار ها را بکنیم یا نه ؟ او خوشش می آید پس چرا نمی تواند ما را تحریک کند به فکر ما چرا تا به حال نینداخته است از این کار ها کنیم ؟ برای اینکه ما اصلا زمینه اش را فراهم نکردیم برایش ، ما معصوم هستیم در برابر اینها بر اساس نوع تربیتی که شده ایم نوع خود سازی که کردیم اخلاق ما شخصیت ما ، یک کاری کرده که ما اساسا این نوع تحریک ها در ما صورت نگیرد .

اما اگر تو را نسبت به یک بزرگی نسبت به خدا نسبت به پیغمبر به استادت نسبت به برادرت نسبت به همسر و پدر و مادرت کینه می کنی در دلت حسادت و کینه ایجاد می کند تو قبلا جنایت کرده ای قبلا یک ظلمی کرده ای که الان این طور بدبخت شده ای این همه فکر های منفی ایجاد می شود حتما یک کاری کرده ای یا یک ضعفی نشان داده ای و گر نه شیطان زور ندارد در قرآن هم داریم ان کید الشیطان کان ضعیفا . شیطان که تسلط ندارد کامل بر ما . شیطان پیشنهاد و تولید فکر می کند برای ما همین بیشتر از این کاری نمی تواند بکند قدرتی ندارد لیس لک علیهم سلطان خداوند می فرماید که تو اصلا تسلطی بر بندگانم نداری مگر کسانی که بخواهند به دنبالت بیایند دوست داشته باشند مریض باشند اشاره ای تو خوش شان بیاید لذا کسانی حرفهای تو را گوش می کنند که اصلا عضو حزب شیطان هستند تابع و عابد شیطان هستند .

اگر ما یک موقع حسادت به سراغ ما می آید یا فکر منفی می آید نسبت به کسی به خدا و دین و پیغمبر فکر منفی می آید این افکار مال شیطان است ، گاهی اوقات ضعف های ما عمدی نیست اینکه ما یک ظلم و جنایتی کرده ایم مال یک طرف قضیه است گاهی اوقات ضعف های ما عمدی نیست ضعف داریم اما اینکه ضعف ما عمدی نیست یعنی عمدا خودمان ایجاد کرده ایم ولی از مقوله ی بد جنسی نیست.

مثل اینکه کسی عمدا تنبلی کرده و خدا شناسی کار نکرده مطالعات عقیدتی نداشته است استاد ندیده است دوره ندیده است راجع به خدا و امام و معصوم بعد آن نشناختن آنها باعث بشود که شیطان آنها را علیه خدا و دین و پیغمبر تحریک کند این ظلمش این نیست که مثلا یک جنایتی کرده است که این جوری شده است این ظلمش بالاتر از جنایت بوده است بالاتر از هر جنایتی بوده است این چه بوده است تنبلی . تنبلی از هر جنایتی بدتر است بی حوصلگی از هر جنایتی بدتر است کلید همه بدبختی ها در چه است در دو چیز است تنبلی و بی حوصلگی است این از هر جنایتی بدتر است .

گاهی اوقات انسان بدلیل تنبلی می رود به جهنم . پیغمبر می فرماید اکثر جهنمی ها به دلیل تنبلی رفته اند به جهنم چون آدم تن پروری بودن غذا زیاد می خوردند ورزش زیاد انجام نمی دادند روحیه شان خراب بوده بدنهای لخت و کسلی داشته اند همت مطالعه نداشته اند همت سحر خیزی نداشته اند همت شب بیداری نداشته اند همت کار عملی نداشته اند همین پرخوری شما نگاه کنید گناه زیادی نیست ولی خیلی جنایت است پرخوری زیاد نوشیدن زیاد خوردن تنبلی ورزش نکردن .

الان مقام معظم رهبری فتوا دادند ورزش واجب است بر جوانان لازم بر پیران واجب شما زمانی که ورزش نمی کنید کسل می شوید حوصله ندارید نشاط کاری ندارید اخلاق شما به هم می ریزد با نیم ساعت ورزش خیلی از بیمار های روحی و جسمی برطرف می شود . خیلی از گرفتاری های تو حل می شود .

همین تنبلی ممکن است آدم را دشمن خدا هم کند همه چیز را هم قبول دارد ولی تنبل است مثل افرادی که خدا و پیغمبر را قبول دارند ولی حاضر به حفظ حجاب نیستند تنبل برای نماز و روزه هستند ، حاضر نیست ذلت شنیدن را تحمل کند ، علی (ع) می فرماید کسی که تحمل شنیدن را ندارد ذلت شنیدن را گوش کردن را نمی تواند تحمل کند حوصله اش نمی کشد این تا آخر عمرش در ذلت جهالت می ماند یکی از شش گروهی که خداوند بدون حساب وارد جهنم می کند افرادی هستند که جاهل هستند .

تنبلی جنایت کمی نیست . ما چون خود پسند هستیم عاشق خودمان هستیم این را جنایت نمی دانیم بی حوصلگی و کسالت را ظلم نمی دانیم ولی این هم ظلم است وقتی می گویند آدم وقتی کینه توز و حسود می شود و یا یک فکر منفی به سراغش می آید حتما یک جنایتی کرده است جنایت به این معنا است که گناه کرده است یک بی ادبی کرده است که الان این فکر های منفی به سراغش می آید و در جایی است که این فکر ها به سراغش نیامده در مقابل تنبل بوده است .

شیطان از چه چیزی استفاده کرده است خلاء نفسانی این استفاده نکرده است بلکه از خلاء اطلاعاتی و علمی این استفاده کرده است از خلاء عقیدتی این شخص استفاده کرده است به این موضوع باید توجه کرد . ما چه کار کرده ایم که سر از حسادت در آورده ایم سر از غیبت و کینه توزی در آورده ایم سر از تهمت زدن در آورده ایم .

الناس اعدائوا ما جهلوا . مردم از آن چیزی که نمی فهمند بد شان می آید .

شما یک آدم را که نمی شناسید از او بدتان می آید چون او را نمی شناسید . آمد یک فحش رکیک به حضرت داد اصحاب گفتند بکشیم فرمود برادر من چه شده این قدر عصبانی هستید چرا فحش می دهید گرسنه هستی سیر می کنم تشنه هستی سیراب می کنم مرکب نداری سوارت می کنم چه مشکلی داری چرا این قدر عصبانی هستی او نمی شناخت گفت خدا لعنت کند معاویه را علیه شما خیلی از شما به من بد گفت تو مبغوض ترین آدم ها پیش من بوده ای .

پس بغض از کجا می آید از ندانستن بخاطر این که می گوییم تنبلی می کنیم نمی فهمیم خوب دقت نمی کنیم بغض ما را بر می دارد حسادت می آید به سراغ مان برای این است که نمی دانیم . اطلاعات دقیقی نداریم .

و من ا... التوفیق