بحث من در جلسه گذشته در باره این بود که بیماری ها و انحرافهای اخلاقی انسان سر منشاء مفاسد خیلی زیادی در طول تاریخ برای جامعه شده. در موضوع بحث خودمان مسئله حقد و حسادتی که
در دفع معصومین از مقام شان و انحراف مسیرشان
اینکه ما باید خودمان چقدر مراقب باشیم
روابط این دو با هم به این شکل بود که حسد موجب کینه توزی می شود و کینه توزی موجب غضب می شود. اگر یادتان باشد این را خواندیم الحقد الغضب.
بنابراین اگر ما سرمایه گذاریم روی اینکه توحید خودمان را قوی کنیم و رابطهی مان را با خداوند تبارک و تعالی گرم بکنیم می توانیم از این بیماری مهلک یعنی حسادت که منشاء کینه و کینه که منشاء غضب است نجات پیدا کنیم.
حضرت در فرمایشی دیگر می فرماید: الحقد داع دوئی و مرض موبی . یک نکته خیلی مهم را در باره ی این بیماری حضرت می فرماید که کینه توزی بیماری سختی است شما گاهی وقتها یک موقع دچار می شوید به یک مریضی که به روند کار های شما لطمه نمی زند مثلا مثل یک سرماخوردگی هست که شما ضمن اینکه این سرماخوردگی را دارید گلودردی دارید پا دردی دارید سر دردی دارید کارتان را انجام می دهید ولی خوب گاهی وقتها یک بیماری هست که عفونی است آزار دهنده است و دائما زجر می دهد انسان را دائما درد سر درست می کند و در کل کار های انسان اختلال ایجاد می کند. یعنی نمی گذارد انسان آرامش داشته باشد نمی گذارد با خدا ارتباط داشته باشد نمی گذارد نماز بخواند نمی گذارد با ماوراء طبیعت ارتباط داشتی باشد نمی گذارد معارف جذب بکنی نه هیچی . بیماری کینه به این شکل هست که انسان از کسی حقد و کینه در دل داشته باشد این دیگر ناآرام است یک آشتی در دلش هست که هیچ وقت به سمت آرامش نخواهد رفت بعد می فرماید: و مرض اینش خیلی مهم است که ما باید خیلی حواس مان را جمع کنیم می فرماید که کینه توزی بیماری مسری هست.
یعنی از یک پدر به فرزندش منتقل می شود کینه داشتن نسبت به عمو به عمه به خاله به دائی از یک برادر به برادر و از یک همسر به همسر منتقل می شود.
این را من خیلی خواهش می کنم عزیزان دقت کنند. اگر کسی برایتان عزیز است، دوستش دارید خوب بهر حال هر انسانی تو زندگی شان کسانی هستند که باهاشان ارتباط نزدیک دارد سعی کنید تو کینه ها و حسادتش مشارکت نکنید یعنی نگذارید که آتشی که آن الان در آن می سوزد شما را هم بسوزاند این را باید خیلی دقت کنید. وقتی که می گوید بیماری مسری است مثلا می گوید ایدز بیماری مسری است سرایت می کند از کسی به کسی منتقل می شود یک موقع هم یک بیماری هست که می گویند منتقل نمی شود ولی بعضی ها می گویند منتقل می شود خوب حالا می گوییم نحوه ی انتقالش چگونه است؟ نحوهی انتقالش به این شکل است که شما باید تماس با هم داشته باشید، تماس نداشته باشید.
این تماس باعث می شود که شما این بیماری را مثلا بگیرید. عزیزان خیلی دقت کنید: ارتباط روحی با دیگران مثل آمیزش کردن دو تا جسم می ماند که ممکن است بیماریهای مختلفی را چی کار کند؟ منتقل کند به انسان.
این را باید دقت کنید. وقتی می خواهید در دل تان را باز کنید در معاشرت با یک کسی این از صد نزدیکی بدنی هم خطرناکتر است و می تواند بیماری های طرف مقابل را به تو منتقل کند برای همین هست که می گویند در معاشرت خیلی باید دقت کنید که احساسات و عواطف طبیعی در دل را باز می کند. بالاخره طرف زن من هست، شوهر من هست خواهر من هست برادر من هست پدر زن هست مادر من هست این محبتها را هفته قبل تقسیم بندی کردیم گفتیم این محبتها جز محبتهای حیوانی قرار میگیرد مواظب باشیم به خاطر محبتهای حیوانی در دل مان را یک جوری باز کنیم که جنبه فطری ما آلوده بشود یعنی حقیقت انسانی ما آلوده بشود این طور نشود ما توی این انقلاب خیلی ها این امتحان را پس دادند کسانی بودند که آدمهای خیلی خوبی بودند ولی چون پسر شان ضد انقلاب بود بچه هایش ضد انقلاب بودند اینها وقتی اعدام شدند آنها هم کینه اسلام و انقلاب را به دل گرفتند که چرا بچه من اعدام شد.
درست در نقطه مقابل این افراد کسانی بودند که خودشان همسرشان و فرزندان شان را لو دادند و آمدند پای چوب اعدام به بچه اش گفتند من از این کار تو بیزارم یعنی این رابطه عاطفی مادری و پدری بود اما هرگز این عواطف منجر نشد که اینها طوری آمیزش داشته باشند که بیماری فرزند، بیماری همسر، بیماری خواهر و برادر، در دیگری اثر بگذارد.
یک کسی بود من می شناسم الان کسانی که دو تا سه تا خواهر و برادر شان اعدام شدند اما الان سالم ماندند کینه ی که از کشته شدن برادر شان به حق می توانستند ایجاد شود یعنی به حق کشته شدند ولی می توانست کینه بکند با خدا لج کند با اسلام لج کند با انقلاب لج کند ولی جلوی خودش را نگه داشت نگذاشت آن علقه ای که داشت آن باز شدن قلبی که روی خواهر و برادرش بود تاثیر بگذارد و او را کینه توز و منتقم بار بار بیاورد و توان می خواهد.
توی ارتباط های فامیلی و ارتباطات اجتماعی و سیاسی ما باید خیلی حواس مان جمع باشد به این که نکند خدای نکرده یک موقع علقه های شخصی ما باعث شود که ما قلبمان آلوده بشود و دیگر کینه توز بار بیاییم قرآن در مورد متعددی که آیات و روایات شان را برای تان در این درس مفصل خواندم وقتی که می خواهد حزب ا... را تعریف کند میگوید حزب ا... و حزب اللهی کسی است که هرگز لایوادون من حادّ ا... . آنیکه دشمن خداست را هیچ وقت دوست ندارند.
ببین قلبش از نظر عاطفه ی خواهری و برادری همسری باز است آن رابط حیوانی است ولی این باعث نشده که وقتی آن شخص از نظر جبهه فطری منفور است آن را منفور نداند او منفور می داند کاملا.
نقطه مقابل گاهی وقتها هست ما با یک نفر پدر کشتگی داریم؛ یعنی واقعاً از نظر روابط حیوانی با هم خوب نیستیم. اصلا خوشم نمی آید ازش از قیافه اش، از خانواده اش ولی دوستش دارم به خاطر اینکه چی است، مومن است به خاطر اینکه حزب اللهی است دوست داشتنی است این خیلی حرف است که ما بتوانیم مدیریت عواطف مان را که من بار ها راجع به بحث مدیریت عواطف صحبت کردم مدیریت عواطف مان را در دست خودمان باشد نگذاریم دلمان هر جا رفت و هر جایی بشود هر وقت خواست یکی را دوست داشته باشد از یک نفر هر وقت خواست متنفر باشد.
شما به میزان تنفر تان و محبت تان امتیاز می گیرید شخصیت انسانی تان در قیامت دارد شکل میگیرد یعنی اینجوری هست که وقتی شما را می گذارند توی آزمایشگاه ، آزمایشگاه فطری اگر به چیز هایی که بهشتی نیست علاقمند باشید این تو قبر انسان اثر می گذارد و اگر به چیز هایی که جهنمی است علاقمند باشید توی نظام ابدی ما اثر می گذارد اگر به چیزیکه حق است تو بدت بیاید از حق کینه داشته باشی اصلا از آدمهایی که این را انجام می دهند در واقع تو با حق مشکل داری اگر یک کار باطل هست خوشت بیاید تو با باطل سنخیت داری که خوشت می آید.
پس دقت کنید بحث را . وقتی داریم در مورد کینه می گوییم وقتی نمی دانم یک بحث مبتذل نیست که مثلا حالا فکر کنیم حالا یک مادر زن از دامادش یا نمی دانم مادر شوهر از عروسش یا مثلا دو تا همکار یا دو تا خواهر و برادر، نه اصلا بحث این نیست این است که ما نظام گرایشات قلبی مان را باید کار کنیم روش و ریاضت باید بکشیم شیطان هم بسیاری از موارد برای مان صحنه هایی پیش می آورد که ما از یک نفر دلخور شویم متنفر شویم شاکی شویم عرض کنم خدمت تان که دلیل هم برایت دارد دلیلش چی است که من باید از این آقا بدم بیاید از این خانم بدم بیاید؟
دلیلش این است که با هم تعارض منافع حیوانی داریم اگر او باشد جا برای من نیست اگر او رای بیاورد من رای نمی آورم مثل همین بی تقوا هایی که شما الان در انتخابات دارید می بینید مال افرادی که به دروغ می گویند ما می خواهیم برویم تو مجلس خدمت بکنیم در حالی که فقط تشنه قدرت هستند اصلا هیچ خیالی برای خدمت ندارند.
برای همدیگر می زنند آبروی یکدیگر را می برند اصل این اساس، اساس درستی نیست. ما زیارت عاشورا داریم می خوانیم زیارت عاشورا وقتی می خوانیم یعنی ما قربانی کینه های تاریخی هست جهان هر کس موظف هست دلش را طوری کنترل کند که از کسی کینه و حسادت بی موقع در دلش نگیرد. ما خیلی وقتها بوده به خاطر گرایش های حزبی، گرایشهای جهنمی جناحی و حزبی که چیز خیلی بدی هست.
اگر یک موقع می خواهیم اظهارنظری کنیم راجع به یک کسی خیلی باید حواسمان جمع باشد که یک موقع یک چیزی نگوییم که اگر او می تواند منشاء خیرات باشد برای مردم راه چی بشود بسته شود.
قرآن که این همه سفارش می کند راه را نبندید سد سبیل از گناهان کبیره است دیگر راه را نبندید اگر ما نتوانیم عواطف مان را کنترل کنیم و مدیریت عواطف مان را به عهده بگیریم بی خود از نفری که آدمی خوب است و پیش خدا محبوب است ما متنفر بشویم بی خود پیش خدا پیش امام زمان (علیهالسلام محبوب است امام زمان واقعا دوستش دارد واقعا ما بد مان می آید.
آنوقت بین من و امام زمان فاصله می افتد وقتی که من کینه به دل می گیریم خیلی دقت کنیم که اگر می خواهیم عواطف داشته باشیم یعنی عواطف مان نسبت به دیگران را اول باید معنا کنیم ببینیم واقعا آیا اگر من این احساس را نسبت به این شخص دارم این احساس حق است یا باطل اگر دیر بجنبی همین احساس از تو به فرزند تو منتقل می شود به فرزند تو .
فرزند تو ممکن است درایت تو را نداشته باشد عقلانیت تو را نداشته باشد و فرزند تو فاجعه درست می کند و تمام آن فاجعه که فرزند تو درست می کند تو در آن شریک هستی . شما نگاه کنید چقدر بچه ها به خاطر حق هایی که پدر شان بهشان منتقل کردند دست به جنایتهای بزرگی زدند یزید را شما نگاه کنید .
یزید بعد از اینکه این جنایت را می کند می گوید کاش اجدادم بودند می دیدند من چی کار کردم با اینها شعر می خواند معاویه اگر بود قطعا عاشورا ایجاد نمی شد کما اینکه معاویه امسال هم بود سیدالشهدا هم بود هیچکدام با هم درگیر نشدند بعد از شهادت امام حسن مجتبی امسال هم معاویه بود و سیدالشهدا هم بود و اصلا معاویه هیچ تعرضی به سیدالشهدا نمی کرد .
این عقلانیت را این مقدار داشت که نباید تعرض کند ولی آن کینه ی را که منتقل کرده بود به یزید باعث شد که معاویه در تمام صحنه های جنایت کربلا حضور داشته باشد و جز نامه ی عملش هست قیامت نمی تواند بگوید خدایا من به یزید گفتم که این کار را نکن خدا نمی پذیرد می گوید تو منتقل کردی به یزید کینه ای را او این کار را کرد .
خیلی وقتها ما تو فامیل توی آشنا ها تو مسائل اجتماعی تو مسائل سیاسی نمی توانیم چیزهایی را منتقل کنیم که خطرناک است. مثلا شما نگاه کنید تو سر قضیه را ما الان تو کشور خودمان داریم تعدادی از شهر ها در انتخابات یک شخص برای سه شهر یا دو شهر نماینده بشود خوب توجه کنید مثلا شهر ری هست مثال عرض می کنم حالا و اسلامشهر . بعد میگویند که آقا باید یکنفر از این دو شهر رای بیارند حالا فرق نمی کند تعصب و کینه این کار را می کند که اگر ما مثلا نسبت به اسلامشهری ها و اسلامشهری ها نسبت به شهر ری ها تعصب داشته باشند و نتوانسته باشند مدیریت بکنند که آقا ما بدانیم توی اسلامشهر آن نماینده ی که هست خیلی خیلی بهتر است از نماینده شهر ری اگر به آن رای ندهید معصیت بزرگی کرده ای .
خیلی هم معصیتش بزرگ است خیلی بزرگ . اینجا آدم خیلی باید دقت کنید که بی خود تو دلش یک موقع کینه ای و بغضی چیزی نیاورد . آنها رای آوردند ما الان چند سال هست چند سال هست که این جوری هست وقتی این جوری انتخابات می شود داریم سه شهری داریم دو شهری داریم وقتی این جوری می شود مردم شهری که نماینده شان رای نیاورده مثلا شهر ری های نماینده شان رای نیاورده بگویند اسلامشهر رای آورده نماینده اش هم نیامده اسلامهشر هم نماینده شهر ری .
اینها الان بعد از انتخابات خرما پخش می کنن آنها شیرینی پخش می کنند اینها خرما ، هر دو کار غلط است چون پیروزی ای این جوری هیچ کیفی ندارد چی شیرینی . چی شیرینی می خواهی بدهی .
یک مسئولیت سنگین الهی افتاده تو دوش آدم اگر انسان انجام ندهد و درست نتواند انجام بدهد خیلی گرفتاری . شیرینی دادن کی تا حالا . کجای فرهنگ اسلام هستش که یک کسی رئیس بشود یک جایی فرمانروا بشود ، مدیر بشود باید بروی بهش تبریک بگویی و چشم روشنی باشد . این نیست رای آوردن کار سختی است شوخی نیست از طرف خدا انسان یک مسئولیت بسیار بسیار سنگین نسبت به مردم و بیت المال می آید رو دوشش . می گوید می شود براحتی انسان جواب بدهد.
آخر این وری ها چقدر تعصب دارند که خرما می دهند و آن وری ها هم چقدر هستند و غافل هستند که شیرینی پخش می کنند رای آورده. مثلا طرف رئیس شده دقت کنیم که از طرف ما کس از طرف ما عواطف منفی نگیرد نسبت به کسی دیگری.
فرزند ما کینه نگیرد نسبت به کسانی که شایست کینه توزی ندارند چرا به فرزند ما از ما ولایت و تبرا را یاد نگیرد نسبت به دشمنان اهل بیت خیلی خوب است اما نسبت به مومنین نسبت به خانواده نسبت به هم محلی نسبت به کسانی دیگر خیلی بد است . من از بعضی از استان ها آدم می رود من می روم شهرستان ها استان ها می بینیم مثلا مردم یک شهر یک استان دو تا شهر مثلا با هم اختلاف دارند همه می گویند آن شهری ها که همه شان آن وری هستند سر اینکه کدام شان مرکز استان باشد تنفر از همدیگر پیدا می کنند بی دلیل آخر برای چی ؟ حالا اینجا بشود مرکز استان یا آن جا من چرا باید قلبم را فاسد کنم و خراب کنم بله واقعا شهر ما لیاقت این را داشتند که مرکز استان بشود .
آن وری ها پارتی بازی کردند توی نظام حکومت و دولت آن شهر شده مرکز استان حالا شده که شده لازمه اش این است که من از مردم آن شهر متنفر بشوم کینه به دل بگیرم هی جبهه درست کنم عجب با چشم خودمان داریم می بینیم که کینه باعث شده که سر امام حسین (ع) برود روی نی .
کینه در دعای ندبه امام صادق (ع) وقتی دارد تحلیل می کند . تحلیل تاریخی می کند حوادث را به کجا بر می گرداند ؟ شما توی هیچ تحلیل تاریخی به این صورت ندارید اصلا تحلیل تاریخ را و تحلیل دقیق عمیق تاریخ معرفت نفس را امام صادق (ع)دارند به ما یاد می دهند .
احقاد البدریه و الحنینیه . ببینید حقد ها و کینه های بدر و حنین باعث شد که خاندان امیرالمومنین (ع) مورد بغض اینها قرار بگیرند در حالی که در سربازان پیغمبر و امیرالمومنین (ع) کسانی بودند که امیرالمومنین پدرشان را کشته و برادر شان را کشته بود ولی اینها به هیچ وجه عشق شان به امیرالمومنین را از دست ندادند .
شبیه تر بودند به امیرالمومنین تا پدر خودشان . شما محمد بن ابی بکر را نگاه کنید فرزند امیرالمومنین است تا اینکه فرزند ابی بکر باشد اینقدر شباهت به امیرالمومنین دارد و آن موقع روابط و علقه های عاطفی بین محمد علی (ع) هست بین محمد و باباش نیست ولی شخص زن امام شده شوخی نیست. زن امام و زن پیغمبر شده اما کینه های پدرش نسبت به امام و پیغمبر منتقل شده به همسر تا جایی که اما را می کشد. ببینید امام را می کشد یعنی شما فکر کنید یک شخصیتی مثل امام حسن مجتبی (علیه السلام) با همسرش چه جوری بوده از نظر روابط و عشق و عاطفه و اینها.
یک آدمی از یک همسری این همه عشق و عاطفه دریافت کند، ولی آخر هم بکشدش. آدم این جوری میشود خیلی ها الان هستند ما هم زیاد داریم تو خود ما هم کم نیستند. کسانی که از همسران شان مرد از زن و زن از مرد محبت های بسیار زیادی را و فرزند از پدر و مادرش محبت های بسیار زیادی را دریافت می کند، دوست است دوست و از همه عجیب تر شاگرد از استادش بی نهایت عواطف جذب می کند الهی و انسانی و عواطف بی نهایت جذب می کند ولی آخرش هم با استادش خوب نیست آخرش هم کینه دارد از استادش. آخرش هم دلش پاک نمیشود یعنی این جهنم همین طوری تو دلش است دریافت می کند.
محبت را چه بسا پاسخ هم بدهد ولی دل پاک نیست جهنم هست همین جور یکسره قبر انسان است دیگر قبر انسان دائما همین جوری رویش می کند شجره خبیثه ببین نتیجه اش چی می شود چی در می اید بعد می گوید این بابا برای تو بابای بدی بود می گوید نه، مادر بدی بود، می گوید نه، کوتاهی کردند در حقت نه.
بهت محبت نکردند؟ چرا. پس چرا بدت می آید از اینها، این مقصر است وقتی شما کوتاهی بکنید پیغمبر خدا هم که بابای تو باشد متنفری ازش.
امام معصوم شخصیت معصوم امامزاده هم که همسر تو باشد ازش متنفر هستی نه اینکه تو کاری نکردی روی رذائل اخلاق خودت. وقتی انسان کار نکند روی رذائل اخلاقی خودش هر چی بهش محبت کنند متنفر تر می شود . یعنی هر چه جذب بیشتری دارد جهنمی تر می شود. این بحث را ما در فلعن ا... بنی امیه قاطبه توضیح دادیم برای همین انسان باید خیلی مواظب دلش باشد خیلی باید ریاضت بکشد خیلی باید حواسش باشد که یک موقعی خوبی ها را تبدیل ببین ها فقط یک مسیر داریم یعنی اگر بخواهیم به خداوند تقرب پیدا بکنیم این که بدی ها را تبدیل به خوبی کنیم همان طوری که خداوند این کار را می کند بدی ها را تبدیل به خوبی کنیم یبدل ا...سیئاتهم حسنات . ما هم باید مثل خداوند بشویم که بدی های دیگران را جذب بکنیم توی آب کر وجود مان تبدیل کنیم به چی ؟
تبدیل کنیم به پاکی و محبت و دوستی . ما وجود مان آب کر باشد ما مثل خداوند باشیم پاک کننده باشیم طهور باشیم پاک کنیم دیگران را کینه های شان را پاک کنیم حسادت شان را پاک کنیم بد گویی های شان را پاک کنیم غیبت های شان را پاک کنیم ظلم هایی را که در حق ما کردند فحشهایی که به ما دادند کوتاهی که در حق ما کردند فحشهایی که به ما دادند کوتاهی که در حق ما کردند پاک کنیم و الا تقربی به خداوند نداریم نه اینکه خدایی نکرده یبدل ا... آنجا می گوییم یبدل ا... سیئاتهم حسنات . ما بیاییم حسناتهم به سیئات . یعنی ما بیاییم همه ی قشنگی ها و خوبی های یکنفر را همیشه منظور دار این اینجا به من محبت کرد این جا به من پول داد اینجا به من کمک کرد اینجا این جوری کرد آن جوری کرد منظور داشت گاهی وقتها شخص با محبت دیگران احساس تحقیر می کند اصلا در حالی که آن بنده خدا تمام وجودش خالص است یکی از بزرگترین نمک نشناسی ها نمک نشناسی های فرزندان نسبت به پدر و مادر هست این هم اپیدمی به قول امروزی ها هست یک امر شایع است ما خیلی نسبت به محبتهای والدین مان کوریم و نمی بینیم .
چه بسا محبتهای آنها را دخالت بد جنسی و بد خواهی تلقی می کنیم تو زندگی های مان خوب بعد هم درگیر می شویم با والدین مان به خاطر اینکه ما اساسا درگیر نیستیم با رذائل خودمان خودمان را ول کردیم می گوییم همه باید خودشان را با ما تطبیق بدهند با من خیلی ها هستند وقتی که به این فساد می افتند به راحتی نمی توانند از کسی محبت جذب کنند یعنی هر کس که می خواست بهشان محبت کند این جوری نیست که جذب کنند تو ذوق طرف خیلی می زنند .
حضرت می فرماید در حدیث داریم حالا اگر برسم احادیثش را برای تان بخوانم می فرماید که انسان نباید به هیج وجه محبتهای دیگران را طرد کند رد کند اگر کسی محبت کرد ما می دانیم او اخلاص دارد قصد بدی هم ندارد حتی اگر هم قصد بدی دارد تو نباید بگویی قصدت بد بوده حتی اگر یقین داری که بد بوده تو باید تبدیل . اولئک چی چی چه کار کنی تبدیل کنی مثل خدا یبدل ا... سیئاتهم حسنات . یعنی بهش بفهمانی که من این را قشنگ دیدم و این را قشنگ گرفتم حتی اگر آن سوء نیت داشت تو باید تبدیل کنی .
باید یاد بگیریم نه اینکه بگوییم که منظور داشت این برای این بوده برش گردان این را قبول نکن خوب ما توقع داریم خدا با ما چکار کند وقتی گناهان ما را ببیند چکار کند کار از این قشنگتر که خداوند تبارک و تعالی گناهان ما را تبدیل کند به نیکی پاکی در روایت داریم که در یک جایی .
خدا رحمت کند مرحوم میرزا می فرمود که تو قیامت سیدالشهدا وقتی دارد مشغول بررسی حساب های افراد هست یک نامه ی عمل را می دهند دستش فرشته ها یک نامه عمل را می دهند دستش که خیلی تاریک است خیلی تاریک است ولی بالاخره یک شیعه است توی آن هول و ولا خودش را رسانده است به امام حسین (ع) حالا در نظر بگیرید خد شما ها هر کدام از ما باید این را در نظر بگیریم ما با یک نامه پر از آلودگی و بد بختی و نکبت و فساد و انحراف روز قیامت رسیدیم ب محضر سیدالشهدا (ع) می گوید حضرت نام را می گیرد نگاه می کند به این صورت این چه نامه ای ؟ ببریدش نامه را می دهد می برند . بعد فرشته ها را می بینند دارند می برند اما دارند می برندش بهشت .
آن طرف هم می بینند دارند می برندش بهشت . ما باید یاد بگیریم از امام حسین این کار را یاد بگیریم که نامه ی اعمال دیگران را که اگر منفی است مثبتش کنیم احسن الی من اساء الیک یک کسی اگر بدی می کند تو خوبی کن حتی قرآن هم می فرماید : کفاری که به اصطلاح با شما به جنگ برنخاسته اند خداوند منع تان نمی کند از اینکه به انها محبت کنید ما خیلی خشن زندگی می کنیم ما خیلی بد است مایی که خداوند دارد دعوت مان می کند به این که به کفار محبت کنیم به دشمنان مان به کسانی که به ما جور نیستند محبت کنیم حتی در محبت کردن به نزدیکترین کسان مان مشکل داریم در مهر ورزی به عزیز ترین کسان مان به خصوص کسانی که حق عظیمی گردن ما دارند هنوز بدبختیم و بیچاره هستیم و زمین گیریم هنوز جهنم در وجود مان هست پر است پر از جهنم .
می خواستم این احادیث رد احسان را بخوانم تعدادی احادیث در مورد رد احسان دیدم حضرت می فرماید : کسی احسان دیگران را رد می کند و نمی پذیرد بر میگرداند این حمار است لا یرد احسان الا الحمار . محبت کسی را بر می گرداند مگر الاغ . آقا رفته مشهد رفتی مشهد دلت خواسته اگر ریا کاری بحث دیگر . اگر معامله گری یک بحث دیگر است . 20 هزار تومان دادی یک سوغاتی بردی برای طرف برای کی بردی برای خودت برای دلت برای خدا ، بعد حالا طرف آمده از مشهد آمده یک بسته نخود و کشمش برای من آورده شده 100 تومان برو بش بده ببر در خانه بهش بده من از مکه آمدم چقدر برایش هدیه آوردم .
این را هم نخواستیم این کلمه خیلی بد است این را هم نخواستیم ما اصلا حق نداریم چرتکه بیندازیم که من چی بردم و آن چی آورد و الا این یک حیوانیت محض است که کسی اندازه بگذارد . تو محبت ها من چی دادم و آن جی داد ؟
آقا یک نخود و کشمش دوست داشته آورده این را تبدیل کن به یک بهشت تشکر کن ، خوشمزه است دستت درد نکند ما تو طول روز گذاشتیم جلوی مان هر وقت گرسنه مان شد می خوردیم یاد شما می کنیم چرا ما همه اش داریم منفی ها را نگاه می کنیم و چرتکه می اندازیم این خیلی بد است . رفتم به بابام گفتم که می خواهم بروم اتومبیل بخرم چنین بخرم ، چنان بخرم 2 تومان لازم دارم حالا بابا جان من چرتکه بیندازم ببینم چقدر دارم بهت می دهم حالا من به جای یک میلیون تومانی که من توقع داشتم 50 هزار تومان به من داد می رود داد می زند سر بابا و ننه اش پولش را پس می دهد .
حضرت می فرماید این و بهش می گویند الاغ می گویند الاغ . معصومه ها می گوید الاغ . این آقا پدر من توانسته 50 هزار تومان بهم بدهد دستش هم درد نکند خدا بهتان برکت بدهد .توقعت را کنترل کن عزیزم اینکه هم فرمود از خدا هم حتی توقع نداشته باشید همین است . توقع بد است و لو از خدا .
آقا ما بیاییم یک مقدار راحت بشویم یک مقدار عزیز بشویم یک مقدار خودمان خود مان را دوست داشته باشیم کسانی که از خودشان متنفر هستند دائما پیامهای منفی از دیگران دریافت می کنند یعنی دائما فکر می کنند کسان دیگر دارند آنها را تحقیر می کنند دارند اذیت می کنند قصد نمی دانم درک آنها را ندارند برای اینکه ما اینجوری بار آمده ایم مگر می شود کسی خودش را دوست داشته باشد با خودش به صلح رسیده باشد فقط قشنگی اصلا می بیند از محبت های دیگران ولو اگر قصد بدی هم داشته باشد این بد نمی بیند عزیز من 50 هزار تومان را بگیر و به بابات بگو بابا دستت درد نکند یک دو رکعت نماز بخوان و انشاء ا... مشکل ما حل شد بنده خدا باباست اینقدر توانسته رفیق است اینقدر توانسته .
خیلی دقت کنیم که ما منشاء انتقال بیماری نباشیم بیماری های مسری در وجود مان نباشد اینها را هم به کسی منتقل نکنیم کینه های مان را تعصبات مان را ، غرور مان را منتقل نکنیم کسی از ما چیزی نگیرند بیماری نگیرند اگر یک وقت می بینید کسی آتش گرفته خاموشش کنید یاد بگیریم اصلا خاموش کردن ها را چون اصلا کسی که عرضه ندارد آتش ها را خاموش کند می سوزد تویش چاره ای نیست عزیز من یا خودت می سوزی یا همسرت یا پسرت یا دخترت دارد می سوزد وقتی می آیند سمت شما ، شما این همسرت است بیارد توی خانه شما هم می سوزید .
بنابراین ما باید کپسول داشته باشیم همیشه باید کپسول داشته باشیم . تا می بینیم خودم همسرم دارند می سوزند خاموشش کنیم . نه اینکه ما هم خودمان بنشینیم آتش بیار معرکه . هر جا که دارید می سوزید بدانید معادل دارد برای تان این فرمول یادمان نرود نفسمان قبر ماست .
دقت کنید خداوند خاموش کردن جهنم را به ما سپرده کی از صراط رد می شود کسی که این جا بتواند خاموش کند نه اینکه بسوزد تا می توانیم باید نسوزیم هی باید تلاش کنیم نسوزیم . الحقد خلق دنی و مرض مردی . می فرماید که کینه خلق پست و مرضی کشنده است هم پست است و آدم باهاش پست می شود و هم کشنده است این جوری است خیلی از فضایل و کمالات و توانایی ها و قابلیت های انسان را کینه چی کار می کند ؟ نابود می کند .
خوب الحقد من قبائل الشرار . کینه توزی از خصلتهای بد است آدمهای بد هیچکس دست ندارد توی تقسیم بندی های آدمها توی بد ها باشد . بخصوص که بد را کی معنی کند ؟ بد را خدا معنی کند من یک چیزی را می خواهم امشب برای تان بگویم یک غروری را به شما منتقل کنیم یک غرور خوب ببینید شما بعضی ها را دیدید یک غرور هایی بیجا دارند . نخوت های بیجایی دارند مثلا می گویند پول را از کجا آوردی برای ثبت نامت ؟ می گوید از عمو گرفتم می گوید در خانه عمو ، آبروی من را بردی تعصب دارد آقا من با عموم خوبم شما خوب نیستید من خوبم رابطه مان گرم تر است رفتم از عمو گرفتم .
غرور ایرانی بودن غرور نمی دانم فلان محل بودن غرور های این جوری .گاهی وقتها خوب است گاهی وقتها هم بد است وقتی ایران را می گذاری در مقابل استکبار جهانی . ایرانی بودن یک غرور قشنگی و خوبی است حتی هم در کمالات حیوانی هم قشنگ است کمالات گیاهی یک کمالات گیاهی مثل ورزش کردن یک ورزشکار ایرانی قهرمان می شود شادی دارد مقام معظم رهبری ولی خداست نائب امام زمان (ع) است نامه می نویسد به فلان ورزشکار که از اینکه دل مردم را شاد کردی تشکر می کنم از شما قشنگ است ، خوب است ، یک تعصب هست که خیلی مهم است ، انسان باید تویش باشد و یک غرور هست که خیلی خوب است و آن غرور آن هست .
دیدید دانش آموزان خوب چه جوری اند مثلا اگر 19 بگیرند گریه می کنند ها . 18 بگیرند افسردگی می گیرند بیچاره این هم خیلی تربیت بدنی هست که آدم بچه هایش با نمره بار بیاید حساسیت روی نمره . تربیت روی نمره خیلی چیز بدی هست ولی حالا شاگرد زرنگ ها نمی گویم شاگرد های خوب . شاگرد های زرنگ این جوری هستند .
ما باید این تعصب را داشته باشیم که اسم مان از خوبی ها خط نخورد . بد نشویم هر وقت می خواهیم یک کاری کنیم ببینیم اسمت خط می خورد یا نه ، این بزرگترین زبانی است که خداوند انتخاب کرده برای حرف زدن با آدمهای خوب تو قرآن می گوید ان ا... لا یحب کل مختال فخور . خدا دوست ندارد همین کافی نیست که خدا دوست ندارد ما نپسندیم یک همچنین چیزی را .
من آنقدر بدم می آید آنقدر بدم می آید که اسمم خط بخورد برود تو بد ها . خوب خیلی بد است نباید باشد می دانی این یعنی چی ؟ اسم ما خط بخورد از حزب خدا از دوستان خدا ، برود تو بد ها ، خوب خیلی بد است ، بیرون مان کند اگر کسی این تعصب را داشت هر وقت ناتوان می شود برای انجام یک کاری .
این خیلی بهش قدرت می دهد ، تعصب گروهی ، عرق عضویت در حزب خدا ، این خیلی مهم است . من ممکن است الان خودم توان نداشته باشم ولی وقتی فکر می کنم که به از این مجموعه ولایتی حزب ا... از مجموعه ولایتی امام زمان از مجموعه ولایتی نور بیرونم می کنند با این کار خیلی قدرت می گیرم که دیگر بروم سراغ این کار . گاهی وقتها تو می خواهی بروی حقت را بگیری جلوی یک فساد را بگیری جلوی اشتباه را بگیری ، اما وقتی میری این کار را بکنی لازمه اش این است که خودت هم بد بشوی ؟
می گوید نرو ،تو نرو ، گاهی وقتها می خواهی برای یک ارزش و حفظ کنی لازمه اش این است که بد بشوی ؟ امیر المومنین (ع) می فرماید : نرو ، نمی خواهد . بگذار نابود شود ولی تو بد نشو . آن ارزش بگذار نابود شود اما تو بد نشو تو تعصبت را تو خوب بودن خودت را نگه دار ها .
به هر قیمتی نمی توانیم با بدی مبارزه کنیم نه ، علی (ع) می فرماید: من می دانم مردم شما ها را چی اصلاح می کند اما اگر من بخواهم شما ها را اصلاح کنم خودم خراب می شوم . شما ها می خواهید بروید جهنم بروید من جهنم نمی آیم نهج البلاغه را بخوانید شما .
می گوید من می توانم خیلی وقتها شما را بهشتی کنم اما بهشتی کردن شما ها به این قیمت تمام می شود که من خودم جهنمی شوم . نمی شوم به این قیمت که نمی توانیم برویم . بنابراین عزیزان اگر می خواهیم حتی خوبی را گسترش بدهیم از خوبی دفاع کنیم با بدی مبارزه کنیم جهاد بکنیم با استکبار جهانی با دشمنان اهل بیت به قیمت بد نه ، به قیمت بد نه ، قیمت خوب می ارزد ، و الا نه ، این تعصب را داشته باشیم بهش که اسم مان خط نخورد من نباید بد شوم ، من نباید امتیاز ضعیف بگیرم ، من نباید امتیاز پایین بگیرم ، خیلی وقتها هست زورم به خودم نمی رسد .
ولی می بینیم اگر من مقابله نکنم ، و مقاومت نکنم و پا رو خودم نگذارم و خودم را له نکنم ، امتیازم را از دست می دهم لذا با هر تعصبی شده امتیاز تان را حفظ کنید من امتیازم را حفظ بکنم ، سقوط نمی کنم دو تا پله بیفتم پایین 5 تا پله بیفتم پایین هر جوری شده خودم را توی پله ی که هستم نگه می دارم بلکه بتوانم بکشانم بالاتر به هر قیمتی نمی ارزد شما بخواهید هر کاری را انجام بدهید .
آقا این ها را هیچ کس نمی گوید ها . از نظر روانشناسی الحقد ، یک سال حرف بزنم راجع به این کم است الحقد ، چهار کلمه است نار لا تنفع بظفر ، کینه ، کینه آتشی هست که خاموش نمی شود مگر با پیروزی می دانی یعنی چی ؟
ببین عزیزم خوب دقت کن شما یک موقع هست سرما می خوری این سرما خوردگی با یک هزینه کمی یک ذره اذیت می کند سرفه می کند یکی دو روز از کارت می افتی خوب می شوی پا درد می گیری ، سر درد می گیری ، قلب انسان یک مسئله است گاهی وقتها یک بیماری هایی هست می آید سراغ انسان تا نکشد ول نمی کند می کشد .
باید بکشد طرف را ، هیچ کارش نمی شود کرد می کشد ، می گوید کینه این جوری هست که آرامش پیدا نمی کند مگر اینکه تو انتقامت را بگیری . اگر کینه حق نباشد یعنی تو را تا جهنمی نکند ول نمی کند یعنی تو فقط دوست داری انتقام بگیری . دوست داری طرف را ضایع کنی دوست داری طرف را له کنی دوست داری ببری دوست داری امتیاز بگیری ، دوست داری پیروز شوی دوست داری ضایع شدن و له شدن طرف مقابل را و محرومیت طرف مقابل را شکستش را ببینی .
دوست داری غلبه خودت را ببینی تا پیروز می شوی یعنی همین که توی این کینه این قدر ادامه می دادی ، ادامه دادی تا طرف را لهش کردی ، از میدان به درش کردی . قرآن می فرماید که : خیلی قشنگ می گوید ببین چی می گوید ، می گوید تو تمام این مدت داشتی خودت را شکست می دادی تمام این مدت داشتی به خودت کینه می کردی ، تمام این سالهایی که سعی کردی طرف را داغونش کنی از میدان به درش کنی ، تو داشتی خودت را نابود می کردی .
ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اساتم فلها . هر وقت داری بد می گویی اولین قربانی بد بودن تو خودتی . این معجزه است این فرمایش تو یک روانشناسی است قرآن می فرماید : امکان ندارد شما بد بشوید ، بد جنس بشوید ، بد اخلاق بشوید مگر این که اولین قربانی خصلت خود شما خود شما هستید شما به محض اینکه طرف را داغونش می کنید و لهش می کنید نمی دانید با نفست چی کار کردید نمی دانی چی کار کردی آنوقت جنبه ی حیوانیت می گوید آخش راحت شدم داغانش کردم آبرویش را بردم ضایعش کردم انتقامم را گرفتم قرآن می گوید تو توی این تمام مدت داشتی به خودت بد می کردی داشتی خودت را آتش می زدی می دانی یعنی چی ؟ یعنی ما به تعداد پیروزی هایی که توی اختلافات بدست می آوریم شکست داریم هر چی پیروزی شما بدست آوردید جهنم درست کردید برای خودتان یک مسیر عذاب کامل را ثبت کردید توی پرونده گذاشتید رفتید پی کارش اما اگر ناکام شدید اگر کسی توی انتقام و توی حسادت تو بد جنسی ناکام بوشد اگر ناکام بشود چه اتفاقی می افتد ؟
می گوید اگر من کینه یکنفر را بدل داشته باشم ناکام شوم یا جبرا یا خودم کینه توقفش بدهم خاموشش کنم چه اتفاقی می افتد ؟ پیروز می شوی ؟ پیروز می شود انسان .
خوش به حال کسی عرضه دارد خودش خاموش کند اگر خاموش کند خیلی اوج می گیرد کسی که بتواند توی جهنم خاموش بکند هنر نیست لذا پیروزی های انسان به این نیست کجا توانسته حال یکنفر را بگیرد کجا توانسته موفق بشود کجا توانسته حرفش را به کرسی بشاند پیروزی های شما آنجاست که حالت را گرفتند آنجا که تو پوزت زدند آنجا که ازت کندند آنجایی که مجبور شدی معذرت خواهی بکنی آنجایی که تقصیر را پذیرفتی آنجایی که گفتی نمی دانم آنجایی که گفتی من اشتباه کردم .
این جور جا ها حجم عظیمی از اوج و پرواز در ملکوت برای شما ذخیره می شود پیروزی ما اینجاست نه آنجایی که بتوانیم حال طرف را بگیریم زن و شوهر هایی هستند با همدیگر نیم ساعت یک ساعت غلبه می کنند زنه پیروز می شود مرده می گوید باشد مرده پیروز می شود زنه می گوید باشد . آنی که میگوید باشد برده است .
آنی که پیروز شده باخته ، آنیکه پیروز شده باخته . دنبال این نباشیم غلبه کنیم این حس خیلی حس خطرناکی است حق با من است ، حرف من است ، تو باختی آن موقع کیفی که می کنی از این پیروزی که بدست آوردی ، کیف کاذب است دیگر کیف کاذب تو فرمولش تبدیل می شود به چی ؟ به عذاب صادق قاعده اش این جوری است که لذت کاذب تبدیل به چی می شود گفتیم به درد صادق .
عزت کاذب عزت اینکه من موفق شدم پیروز شدم رای آوردم غلبه کردم حال طرف را گرفتم تو بحث شکستش دادم یک ذلت صادق دارد یک زمانی خوارت می کند به تعداد احساس عزت و سربلندی های که داشتی یا به تعداد عزتهاییکه پیروزی که داشتی که من هر جا بحث می کنم موفق هستم هیچ جا کم نمی آورم توی بحث جلو است هیچ کس کم نمی آورم.
به تعداد پیروزی هایت بد بختی به تعداد پیروزی هایت ذلت برای خودت ذخیره کردی . اگر وارد بحث می شویم یادمان باشد قرار نیست هر وقت دارند با ما بحث می کنند یا ما داریم بحث می کنیم ما به همه بگوییم شما ساکت شوید حرف ما را قبول کنید حق با ماست شما هم هیچ حقی ندارید نه روز های بعد حق با شماست چشم . درست است ، خوش به حال کسی که چشم گفتنش زیاد است خوب می تواند چشم بگوید خوب می تواند بگوید باشد ، خوب می تواند بگوید حق با شماست .
خوب می تواند بگوید من اشتباه کردم خوب می تواند بگوید حماقت کردم خوش به حالش . این خیلی اوج می گیرد کسی که این جوری هست مسئول عزتش خداست خدا عزیزش می کند همه ی دنیا هم که برایش بزنند نمی توانند خوارش کنند خدا عزیزش می کند مواظب باشیم آتش کینه های مان را با پیروزی خاموشش نکنیم کینه را آنقدر ادامه ندهیم که انتقام بگیریم ، ما به تعداد انتقام هایی که تا به حال گرفتیم به تعداد انتقام هایی که گرفتیم آتش ذخیره کرده ایم .
چون آتش انتقام دیگر ، خاموشش نمی کنیم می رسانی ماش به یک جایی یک دوره کامل عذاب را ذخیره می کنیم آنجایی که نتوانستیم انتقام بگیریم .
آنجایی که آتش مان خاموش نشده انجایی که حالمان گرفته شده بابا حالمان را گرفتند ، مادر حالمان را گرفته ، خواهر حال مان را گرفته ،برادر حال مان را گرفته دوستان مان حال مان را گرفتند آنجا پیروزی هایی ماست .
و لا تجعل فی قلوبنا غلا للذین آمنوا . خدایا تو به دلهای ما غل و غش و کینه نسبت به هیچ مومنی قرار نده ، دعای انبیاء است دعای اولیای الهی است ما دل های مان پاک باشد دعا کنیم واقعا . اگر مهم نبود خداوند این را جز دعای اولیای خودش و بزرگان توی قرآن نمی آورد . خیلی مهم است که انسان واقعا برود به خدا التماس کند خدایا من عقده ای نشوم . آدم عقده ای نباشم آدم خود کم بینی نباشم آدمی باشم که واقعا خودم را دوست داشته باشم آدمی باشم که کار دیگران را اینقدر بد تفسیر و تعبیر نکنم .
نشینم بگویم حالا آنهایی که بدبختند که می شینند می گویند می شینند از آن بدبختتر کسانی هستند که می شینند می بافند یک چیز هایی دیگر را .
حالا جدای گفتنش یک چیز که این می شود غیبت و اشد من الزنا . یک بنده خدایی چند وقت پیش آمده بود به من می گفتش که فلان کس را می دانی چی کار کرده ؟ گفتم چی کار کرده ، گفته حالا به من مربوط بود مجبور بودم بشنوم . گفتم خوب این کار چی است حلال یا حرام است ؟ گفتش که نه حرام نیست گفتم گفتن تو چی حلال بود یا حرام .
گفتم اشد من الزنا . این کاری که تو کردی آن کاری که او کرده زناست یا زنا نیست گفت . گفتم تو 70 تا زنا پای خودت می نویسی برای چی آخر بچه ؟ اینقدر بی احتیاط اینقدر بی احتیاط .
صلوات .