جلسه 177 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
177
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
10
روز
29
متن کامل (خام) ‌ جلسه 177 - انسان‌شناسی (قم)

انسان شناسی قم تاریخ: 29/10/94

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی لله علی محمدوآله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین

سلام وصلوات ودرود ورحمت و خیرات و مغفرت وبرکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و پدر بزرگوارشون حضرت امام عسکری علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.

بحث مان درباره غفلت روبه پایان است. يك موضوع مهمي كه از شاخه هاي بحث غفلت است را كه باقي مانده را بايد خدمت شما عرض كنيم تا الان در مزمت غفلت سخن گفتيم الان ميخواهيم در باره تغافل سخن بگيم يعني انسان جاهايي لازم است خود را به غفلت بزند.به قدری مسئله تغافل مهم است كه حضرت فرمود نصف شخصيت يك انسان عاقل، 50 درصد عقلانیت یک نفر به تغافل است. تغافل يعني يك سلسله امور هست در زندگي ما كه بايد نسبت به آنها بيخيال باشيم.اگر قرار باشد به شكل جدي به آن فكر كنيم هم دنيا وهم آخرت مارا نابود خواهد كرد.وقتي حضرت ميفرمايد نصف العاقل احتمال ونصفه تغافل : نصف آدم عاقل تحمل است ونصف آن خود را به غفلت زدن است .50 درصد شوخي نيست .كسي كه تغافل نداره در زندگي اين امكان نداره بتواند سلامت دنيا وآخرت را به دست بياورد. من يكي دو تا روايت در مورد تقافل ميخونم بعد ميگپردازيم به توضيح تقافل كه اصلا تقافل يعني چي؟ وحيطه هاي تقافل كجا هست . فرمايش اول همان فرمايش امير المومنين است كه ميفرمايد : ان العاقل نصفه احتمال و نصفه تقافل كه يعني آدم عاقل نصفش تحمل است ونصف ديگر آن خود را به غفلت زدن است .ناديده گرفتن چيز ها يي كه اگر بخاهيم به آنها اهميت دهيم عقل ما شادي ما عيش ما ايمان ما را نابود ميكنند .در فرمايش بعد ميفرمايد: تقافل يحمد امرك ....ناديده بگير تا مورد ستايش قرار بگيري كسي كه ميخاد كارش پسنديده باشه ومقبول باشد بايد روح تقافل داشته باشه .آدم هايي كه مورد نفرت مزمت قرار ميگيرند وخانواده شا حوصله آنها را ندارند. و سعي ميكنند خيلي با اين ها مانوس نشوند وآدم هايي كه همه ازشان فرار ميكنند وآدم هايي كه پا به سن ميگذارند ديثگران خيلي تحمل شان را ندارند ومجبورند تنهايي هاي زيادي بكشند اين ها بخش زيادي اش مربوط به نداشتن تقافل است. يعني اطرافياني كه دارند با ما زندگي ميكنند نياز دارند كه ما خيلي از چيزهارا نبينيم و وقتي ما خيلي دقت ميكنيم وهمه چيز را ميبينيم وهمه چيز مهم است ان وقت يك روح آزار دهنده پيدا ميكنيم ودائما با همه به مراع وبحث وجدل و خورد كردن اعصاب هم ميپردازيم . اشرف اخلاق الكريم تقافله اما يعلم :...بالا ترين خلق يك آدم كريم اين است كه نصبت به يه چيزي كخه ميبينه خودش را به ناداني ميزند .از وجود مبارك امير المومنين است كه : من لم يتقافل ولا يقض ان كثير من امور ....بسياري از امور در زندگي ما هستند كه انسان بايد ناديده بگيره تنقضت عيشته ...آن عيشت خراب ميشه زندگي اش نا گوار ميشه تلخي مياد در زندگيش واين تلخي اين طور نيست كه فقط دنيا را خراب كند آخرتش را هم خراب ميكند . در بحث انسان شناسي نكته اساسي كه عرض كرديم اين كه رابطه بين دنيا با آخرت مثل رابطه بين انسان ورحم مادر است .اگر انسان در رحم مادر يك آسيبي بهش برسه اين آسيب مخصوص رحم نيست واون را با خودش به دنيا هم مياره ودنيا هم خراب ميشه وما چون روحمان را با خود به آخرت ميبريم تا قيامت وبعد قيامت پس اگر اين جا رمح مريض بشه از سلامتي واز نشاط دور بشه بيافته به بد جنسي وحسادت و بد خلقي نفرت و نق وقر و..... وخورد كردن اعصاب خود وديگران اين دائما با خود فشار قبر ذخيره ميكند ولذا كسي كه بخاهد سالم برود بايد نصبت به بسياري از اتفاق هايي كه اطرافش ميگذرد بيخيال باشد وتقافل داشته باشد .نه اين كه نميفهمه نميبينه ...ميدونه وميفهمه وميبينه اما خود را به ندانستن ميزند بهغفلت چون اگر بخاد سر هر چيزي نارحت بشه گير بده حساب هر چيزي را درقيق بكشه ديگه اعصابي براش نميمونه .يك مثال همه تربيتي :در بچه ها ما سه تا هفت سال داريم.هفت سال اول .دوم .سوم. نبي اكرم (ص) ميفرمايند : بچه هارا سه تا هفت سال مراقبت كنيد و بقيه اش را رها كنيد .در هفت سال اول بچه پادشاه است وملك است ووقتي ميگه به هيچ .وجه نميتوانيد در اين هفت سال جلوي بچه را در كارهايي كه ميكنه بگيريد .چون ميخاد دنيا را تجربه كنه بايد تمان بدن فكر ذهن خود را بكار بگيره كه بتونه سرپا بشه خوب انها را من در تربيت كودك مفصل توضيح دادم. حالا پدر مادر حس شيتنت از بچه ميكنند يا حس لج بازي بچه از سن 2.5 تا 3 سال شخصيت مستقل تشكيل ميده براي خودش .يعني از اين سن بچه شروع ميكنه با مخالفت كردن با پدر ومادر ميگه نه من خودم ميخام آب بخورم خودم راه برم خودم لباس بپوشمو .... خودش هم كه نميتونه انجام بده در اين كار خراب كاري داره معتل كردن پدر مادر داره چون ميخاد تجربه كنه تا بتونه كفشش رو ببنه تا بتونه يك ليوان آب رو بخوره بدون اين كه بريزه و..... مثل موتور سواري كه ميزنه به اين ور اون ور تا موتور سواري ياد بگيره ونقاشي كه اشتباه ميكنه و...بزرگتر ها هم اين اشتباه ها رو در زندگي ميكنند .حالا مادر پدر هايي كه اين را نميدونند و ميگن بده من كفشت رو بپوشونم ديگه معتل نكن بده من دكمت رو ببندم بده من آب بدم و...خوب اين بچه استقلال فكريش از بين ميره خدا بهش دستور داده تو از 2.5 سالگي كا هات رو خودت بايد انجام بدي ويواش يواش خودت بايد تجربه كني .اين معصوم ميخاد كارش را انجام بده پدر مادري كه آگاهي ندارند مخالفت ميكنند .خوب دا ئما جنگ اعصاب است هم بچه اعصابش خورد ميشه بد بار مياد روحيه اش خراب ميشه چون احساس ميكنه در زندانه هر كاري دلش ميخاد نميتونه بكنه پدر نادان مادر نادان .اين بچه يواش يواش بد خلق ميشه عصبي ميشه چون احساس آزادي نداره كنار اين پدر مادردر حالي كه خدا امر به چي كرده به او ؟ امر به آزادي كرده بچه ميخاد آزاد باشه از ديوار بالا بره از پله پايين بياد ميخاد خودش موفق بشه .پدر مادر نادان نميزارند آخ الا ن مبافتي.مراقبت خوبه تا يه مقداري خوبه لذا تا هفت سال ما هيچ امر اجباري نداري . الان خيلي از مادر بچه هارا كلاس زبان ميفرستند كلاس مهد قرآن حفظ قران اگر بچه دوست داره بره در مهد بره هر وقت هم خوشش نيومد نره .هر آموزش و كلاس اضافه اي مضر هست براي بچه زير هفت سال .مگر اينكه خودش لذت ببرد تا زماني كه خسته شود .مثلا بچه خسته ميشود از حفظ قران. اما به زور وادار ميشود اين تنفري كه برايش ايجاد ميشود بعد ها بچه پس ميزند.غير از دو مورد در هفت سال اول يك مواردي كه خطر جاني دارد ودوم مزاحمت براي شخص ثالث دارد.مثلا كسي فرزندش را براي سخنراني مي آورد و او جيغ مي زند سر و صدا ايجاد مي كند و در استماع ديگران اختلال ايجاد مي كند.پدر و مادر نبايد اجازه مزاحمت بدهند.اما در خانه بايد او را تحمل كنند تا بتواند كارهايش را انجام دهد.بچه بايد اجازه تجربه داشته باشد مثلا كتابش را پاره ميكند كاغذ ها را پاره ميكند تا اين كارها را نكند روح و جسمش قوي نميشود. تا شيطنت نكند بالا و پايين نكند قوي نميشود. پيامبر فرمود بچه ي شما اگر شيطنت نكرد بايد شيطنت را به او آموزش داد . بچه اي كه آرام است مريض است. تا بچه شيطنت ميكند فكر ميكنند مريض شده الان هم مد شده ميبرند دكتر خصوصا پدر مادر هاي بي تجربه و جوان. و سريع انگ بيش فعالي ميزنند و دارو تجويز ميكنند.و بچه را به قرص هايي مانند ويتالين و غيره معتاد ميكند. اما در حاي كه اين بچه نبوغ دارد و نبوغ او بايد شناسايي شود.چنين بچه اي پنج دقيقه آموزش هم برايش كافيست. بايد استعدادش شناسايي شود نه سركوب شود .ولي با قزص آرام ميشود واستعداد هايش بروز نمي كند. تغافل يعني اين. يعني الان بچه يك سلسله كارهايي انجام ميدهد كه شيطنت دارد مثلا ديوار را نقاشي ميكند چيزي را ميشكند و غيره و مادر اعتراض ميكند كه مثلا تازه ديوار رنگ شده اما كسي كه بچه ي زير هفت سال دارد بايد آمادگي داشته باشد. آيا در و ديوار خانه مهم است يا سلامت رواني بچه . اگرهم هردوش مهمه بايد فكر كرد مثلا يك كاغذ خيلي بزرگ به اندازه قد بچه روي ديوار نصب كن و ماژيك يا خودكار به دستش بده. والا بچه در خراب كردن ديوار معصوم است .لجباز نيست ميخواهد خلق كند بيافريند تجربه كند. كار خودش را ميكند. اين كار ها مقتضاي سن اوست.بايد خط بكشه شيطنت بكنه و غيره مامور خداست بايد اين كارها را انجام دهد تا بزرگ شود.بچه هايي كه خيلي خمود و حرف گوش كن هستند و پدر و مادر بچه هاي اين مدلي دوست دارند متاسفانه .و تعريف هم ميكنند .اين بجه ها در هفت سال دوم گرفتار ميشوند . به طبع آن هفت سال سوم.پيامب ميفرمايد به بچه ها شيطنت ياد بدهيد يعني بايد در اين هفت سال انرژي تخليه كند. زيرا از هفت سال دوم بچه بايد تحت يك سلسله قوانين اجباري قرار گيرد . اين سلطنت را ياد نگرفته در هفت سال اول پادشاهي نكرده است .چون پدر و مادر به او دستور دادند او سركوب شده است. اما در هفت سال دوم كه بايد دستور پذير باشد او ياغيست. در مدرسه اذييت ميكند. مدير را شاگردان را اذييت ميكند.اين بچه مشق مينويسد درس ميخواند خون به دل پدر و مادر ميكند. اذييت ميكند چون قبلا تخيله نشده است.بچه در هفت سال دوم بايد وارد مدرسه شود صبح زود بيدار شود تا ساعت يك يا سه در مدرسه بماند ولي در هفت سال قبل اگر تا ظهر هم ميخوابيد اشكالي نداشت. اما اگر در هفت سال اول تخليه نشده باشد در اين فضا اطاعت پذير نيست.تازه اين در بخش مدرسه ست بخش هوشي و ذهنيست. در بخش هاي ديگر هم اطاعت پذيري ميخواهيم مثلا چادر سر كند نماز بخواند روزه بگيرد ولي اطاعت پذير نيست چون سركوب شده به راحتي زير بار نميرود . در هفت سال اول پدر و مادر بايد تغافل داشته باشند ولو ديوار را خط كشيده باشند فلان ظرف شكست فلان چيز پاره شد. مثلا پدر يك سند مهم را دم دست اين بچه ميگذارد و او پاره ميكند و همه با بچه دعوا ميكنند طوري كه بچه رواني ميشود. داد و فرياد بر سزش ميزنند كه چرا فلان كردي. خوب او كه نميداند چه چيزي مهم است. براي او كه سند نيست فقط يك كاغذ است مثل كاغذ هايي كه بايد نقاشي شود .يانه مادري كه ميخواهد همه ي جزئيات چيدمان خانه رعايت شود . من بايد يك ميز كوتاه داشته باشم يك تلفن شيك روي آن باشد يك گلدان باشد و غيره . اين غلطه. اعصاب پدر و مادر خرد ميشود كه بخواهند اين دكوراسيون را حفظ يكنند اين بچه هم اهميتي نميدهد . اينجا بايد تغافل كني .تو بچه ي يك تا هفت سال داري حق نداري دكوراسون خانه را جوري بچيني كه باعث خرد شدن اعصاب پدر و مادر نشود دم دست بچه بايد آزاد باشد .بايد چيزهايي دم دستش قرار گيرد كه بتواند پرت كند بازي كند زير پا بگذارد و آسيبي به كسي نرسد.مثلا پنكه را پايين گذاشتند و بچه دستش را فرو كرده داخل آن و تازه مي گويند بچه شيطان است.عيب از پدر و مادر است. بعضي اوقات آدم هاي بزرگ نيز دوست دارند اين چنين تجربه اي داشته باشند مثلا دست خود را داخل پنكه كنند تا ببينند چه اتفاقي ميفتد . آن وقت به بچه ميگوييم اين كار را نكن . مثلا پدر و مادر شبكه پويا نگاه ميكنند و به بچه ميگويند برو درس بخوان .صداي تلويزيون را بلند ميكنند بچه هم ميشنود.تغافل در تربيت يعني اينكه اقتضاي هفت سال اول زدن شكستن پاره كردن و اين مدل كارهاست . مثلا بچه را از پوشك ميخواهند بگيرند بچه كه نمي فهمد دستور هاي مارا .وسط سفره هم ممكن است اين كار را بكند ماه ها طول ميكشد .اعصاب مادر خرد شده. مادر وسواسي پدر وسواسي .با اين بچه كاري ميكنند كه شب ادراري ميگيرد. لكنت زبان پيدا ميكند . و يك بيماري برايش تا سال هاي سال ميماند. يعني اگر بچه يكبار جايش را خراب بكند ميداند كه مادر همچنان داد و فريادي بر سرش ميزند يا پدر چنان عكس ا لعمل نشان ميدهد. اين بچه يك قلب كوچك دارد قلبش اندازه مشت اوست. با داد و فرياد پدر ومادر بچه مشكلات قلبي روحي عروقي ترس اضطراب انواع و اقسام بيماريها رو وارد اين بچه مي كنند. حالا بچه جايش را خيس كرده با اينكه شما از پوشك او را گرفتيد داد و فرياد نداره كه . كسي كه روحيه تغافل و ناديده گرفتن نداره اعصاب خودش وهمسرش و فرزندش را خرد ميكنه و فشار قبر هم براي خودش و ديگران به وجود مياره . يك مشت رواني درست ميكند در خانه بخاطر اينكه نميتواند از اين قضيه تغافل و تجاهل بكند. نسبت به دكوراسيون خانه حساسه آقا بيخيال شو.تغافل يعني اين. ساده باش. حالا اين فرش رو نجس كرده من بايد كلش را بشويم خوب نجس شده و شارع مقدس راه گذاشته بشوييم .ميشود علامت گذاشت بعدا كه جمع شد به يكبار بشوي.اين كار سختي نيست. ما نميتوانيم يك روند طبيعي و معصومانه را كه خدا قرار داده با آن مقابله كنيم به خاطر اينكه دوست نداريم ضمن اينكه اين نوع مخالفت ها و شيطنت هاي بچه براي حلم و صبوري پدر و مادر واجبه. خدا دو طرفه كار مي كند. خدا ميگويد من بچه اي اين مدلي جلوت قرار ميدهم شما بلدي داد نزني ميتواني حليم شوي بالاخره تو هدف خلقت تو مادر و تو پدر اين هست كه شبيه من بشويد حليم شويد. با بچه حليم شويد با مخالفت ها و اذييت هاي او. اميرالمومنين علي (ع) ميفرمايد لا حلمك التغافل رابطه حلم و تغافل خيلي مهمه .اگر كسي ميخواهد اسم حليم را از خداوند بگيرد و صد ها و هزاران سال آخرتي عذاب جهنمي را از خودش دور كند بايد حلم داشته باشد.بيشتر مردم بخاطر نداشتن حلم به جهنم ميروند. و گرفتاريهاي ديگر درست ميكنند هم دنيا و هم آخرت.حضرت ميفرمايد لا حلمك التغافل هيچ حلمي مثل اينكه انسان خودش را به ناداني و غفلت بزند نيست. بچه ديوار را خط خطي ميكند پدر و مادر بايد تحمل كنند. مثلا مادر بيرو ميرود بچه خودش مي خواهد كفش بپوشه با اينكه چپ و راست ميپوشد بايد با حوصله به او گفت . تا بچه آرام آرام كفش پوشيدن را ياد بگيرد. پدر و مادر عجله دارند به بچه فشار مي آورند. اعصاب همه خرد ميشود و ديگر حلمي باقي نمي ماند. همش چيغ و داد و چنين و چنان .يا بچه جايي را خوني ميكند يا دستش خون مي آيد اين خون به چند جا مي خورد به مبل به ميز به تلفن .كاريست كه شده. بعد از وقوع يك حادثه به هيچ وجه به قبل باز نگرديد فكر نكنيد. نبايد آخ بگوييد. حضرت فرمود فان لوع يفتح عمل الشيطان لو گفتن به عربي يعني اي كاش . كسي كه در زندگي اي كاش داشته باشد در زندگي شيطان را مسلط ميكند. اين عابد شيطان است عابد الله نيست. بنده خدا نميشود. كلمه ي اي كاش بدترين كلمه ايست كه انسان را در زندگي عبد شيطان بكند. در سيره نبوي (ص) داريم پيلمبر هيچ وقت كلمه اي كاش را نمي گفت.مرحوم علامه در سنن النبي آورده. اي كاش افسوس است. افسوس هم يعني عبد شيطان شدن. چرا چون خداوند ميفرمايد من هر چه سر راه شما قرار ميدهم براي شما خير است. وقتي اي كاش ميكني يعني راضي نيستي . يعني عقيدت ضعيف است. يكي از حمله هاي شيطان گذشته است . گذشته را به رخ ما ميكشد. اي كاش راه حمله شيطان را باز ميكند. تمام افكار منفي به سراغ انسان مي آيد با اي كاش گفتن. تمام شد فرش و مبل و تلفن نجس شد فقط بايد شسته شود اعصابت را خرد نكن داد و فرياد نكن .اتفاق افتاد. بچه هم معصوم است. خاك بر سرم شد بدبخت شدم حالا بايد چه كار كنم چه جوري پاك كنم.يك عبادت خوب و پر ثواب برايت باز شد شستن فرش تلفن و غيره اين يك عبادته فرار نكن خدا سر راهت گذاشته است. هر چي هم خدا قرار ميدهد نبايد كراهت به خرج بده.بچه نجس كرده من الان بايد بشويم چشم. من كنبز تو هستم من غلام تو هستم خدايا. من عبد تو هستم. تو از من ميخواهي روزي ده بار فرش بشويم چشم .فقط نماز عبادت نيست .قربه الي الله برو تلفن را آب بكش. سخته بله عبوديت سختي دارد. افضل الاعمال اهمضحها بالاترين اعمال سخت ترين آنهاست.هر چه در راه خدا سختي بكشي به خدا شبيه تر ميشوي. پاداشت هم بالاتر است. پس مفتي نيست.آدم هاي تنبل و بي حوصله آمادگي و حوصله عبوديت خدا را ندارند.امام باقر (ع) فرمود كليد همه ي بدبختي هاي انسان دو چيز است تنبلي و بي حوصلگي. زورشان ميايد. اين هفت سال اول. هفت سال دوم هفت سال طاعت است يعني وظيفه بچه مطيع بودن اوست. اما بايد آزادي هم داشته باشد رفع خستگي هم بكند. فشار بيش از حد روي او نباشد. چه جور برنامه ريزيه كه تا از مدرسه آمد و نهار خورد بايد مشق بنويسد. نه اين درست نيست او بايد خستگي در بياورد بازي كند بخوابد يا آزاد باشد و هر كاري خواست بكند .تا ذهنش باز شود. مثلا كارتن ببيند البته تا حدي .تا ذهن او آماده شود بعد به سراغ مشق برود. از صبح تا ساعت دو مدرسه بوده بعد به روغن سوزي مي افتد اگر استراحت نكند. مثل دبيرستاني ها كه دائما پدر و مادر ها ازشان ميخواهند تست بزنند .مدرسه غير انتفاعي بروند خودشان را براي كنكور بكشند .اين بچه چهار سال با اضطراب تست ميزند كنكور ميدهد تا به دانشگاه برود يا به دانشگاه نمي رسد و كلي آسيب روحي مي بيند كه اطرافيان به او وارد كردند دانشگاه قبول نشدي مهم نيست به جهنم .سال بعد . كي گفته امسال كه بچه كنكور ميدهد بار اول قبول شود. خوب سال بعد وارد دانشگاه شود .اين وحي منزل است. خوب بچه ظزفيت ندارد. شايد خسته ست يا مريض است يا هر چيز ديگري ميتواند سال ديگر برود. با چه فشار عصبي. يا اينكه قبول مي شود اينقدر تحت فشار بوده وقتي به دانشگاه ميرسد از درس بيزار است .افسردگي ميگيرد. اضطراب فشار تلقين هاي بي خود .اين چه كارست؟حالا در اين هفت سال دوم كه هفت سال طاعته بچه معصيت ميكند حرف گوش نمي كند مشق نمي نويسد بلا فاصله پدر و مادر بخواهند هر بار به او تذكر دهند و از او يكثره اطاعت بخواهند بچه زده ميشود. نافرماني كرده يكبار دوبار سه بار تغافل لازمه تا بچه بتواند خودش را پيدا كند. اشتباه كرده هم همين طور. اگر شما قرار باشه هربار اشتباه هارا غلط ها را تذكر دهيد استنساخ بكنيد فشار بياوريد توضيح بخواهيد. آدم عاقل چند بار خودش را به نديدن ميزند و يكبار تذكر مي دهد .يكبار سوال ميكند. به او گفتي نماز بخوان خوب صبح كه بيدار كردن حرام است چه بزرگ چه بچه .با مهرباني صدا ميكني اگر بيدار شد كه شد اگرنه كه هيچ. گناه نكرده كه خوابش برده. ظهر و عصر و مغرب و عشاء اگر يواشكي نخواند فردا يا پس فردا هم نميخواند اگر پدر و مادر دائما بخواهند تذكر بدهند و سوال بپرسند مثلا مسجد رفتي چرا نرفتي و غيره بچه ديوانه ميشود لجباز ميشود دروغگو ميشود. متنفر ميشود از عمل. بايد چند بار ناديده بگيري يكبار تذكر بدهي . فلاني نماز خواندي؟ بله. ميداني دروغ ميگويد نخوانده اما تو به رويش نياور .به او نگو خودم ديدم نخواندي.شروع ميكني بچه را محاكمه كردن و اثبات جرم كردن .وقتي بچه را مجرم كردي بعدا جرم هاي بزرگتر انجام مي دهد. اصلا نبايد مچ بچه را بگيري بزرگتر را همهمينطور. خدا رحمت كنه مرحوم قاضي را يك شخسي بود از اين لات ها هر موقع مرحوم قاضي رد ميشد ميگفت قاسم نمازت رو بخون ميگفت اره حاج اقا ميخونم خوندم ميدونست نميخونه ها اما مچ گيري نميكرد .يك بار بهش گفت حالا كه تو نمازتو ميخوني امشب را نماز شب بخون اوه اوه گفت ما نماز عادي نميخونيم ميگه نماز شب بخون رفت خونه ديد جدي جدي خوابش هم نمياد ها گفت هيچي بخونيم همون نماز شبه كه بهش مزه داد قاسم شد يك شخصيت عابد مذهبي . آدمي كه هي مچ ميگيره حساس است ريز بين است ديوانست خانواده اش رو رواني ميكنه خودش هم رواني ميشه همهرو ديوونه ميكنه اين بچه هفت سال دوم است بيچاره هر روز كه داره ميره مدرسه مشق كه مبنويسه داره كار انجام ميده . در روايت داريم كه با بچه راه بياييد كمكش كنيد كه اطاعت كنه . وقتي تقافل نكنه بچه لج باز ميشه جلوي پدر مادر ميايسته . در روايت داريم كه خدا لعنت كنه پدر مادر هايي رو كه كاري ميكنند كه بچه تو روي آنها بايسته يعني اين بچه متنفره از همون بچگي دوست نداره پيش پدر مادر باشه ميره خونه خاله مادر بزرگ يه مادر سخت گير قر زن دقيق كه ميخاد همه چيز درست باشه مثل يك پادگان نظامي اونجا بهش گير نميدن راحت است اينجانه بايد حتما اين طورباشه .يه مادري كه خيلي حساس است براي همين دانشمند ها ميگويند كساني كه خيلي منظم هستند عمر كوتاه ميكنند . اوصي كم بتقوالله وبنظم امركم در جاي خودش ولي حساسيت بيش ازحد دارند ...خدا گفت دو بار آب بريز پاكه ...نه من به دلم نميشينه اين دلم كيه ...خدا گفت دو بار بقيه اش كردن من خدا . امام علي عليه السلام رفت حمام يكي اومد گفت افا پشتتون خشكه گفت به تو چه من وظيفه ام بود برم در آب براي چي من رو با حرفت در زحمت ميندازي . اقا من ديدم به جاي چهار ركعت دو ركعت خوندي .اون فكر ميكنه چهار ركعت خونده ولش كن بر . مادر جبهه يك نفر داشتيم گردان تخريب همه رو عصباني كرده بود مريض بود هر روز ميرفت ميگشت بالاخره يك فضله موش پيدا ميكرد تو غذا يه گردان گشنه مي موند هردفعه همين كارش بود بعد اعلام ميكرد مهر ازش متنفر شده بودنند تو چكار داري اصلا غذا نخور با غذاي ديگران چكار داري . با فضولي در كار ديگران فساد ايجاد ميشه .يه جا بچه در عصبانيت يه چيزي گفت ولش كن اگر قرار باشه هر دفعه جلوش وايسي ...چي؟ چي گفتي ؟ ديگه براش عادي ميشه ...بايد پدر مادر با تقافل حرمت خود رو حفظ كنند. تغافل يعني خود را به غفلت زدن و تجاهل يعني اينكه بگويي نمي دانم. همين كاري كه پيامير زياد ميكرد .انگار اصلا نديده. پدر و مادري كه تغافل و تجاهل ندارند بچه را جري مي كنند و اين بچه آق ميشود. خدا رحمت كند آيت الله اشرفي اصفهاني را (شهيد محراب) خيلي انسان لطيفي بودند. فرزندشان ميگفت: ايشان به ما به فرزندانش دستور مستقيم نمي دادند.بچه را راحت دنبال كاري نمي فرستاد كه شايد او آمادگي نداشته باشد. و در دلش از پدر و مادر ناراحت شود و آق بشود. اما تو كه ميداني الان از مدرسه آمده و خسته ست و درست همان موقعي كه داره كارتون ميبينه پدر او را بيرون ميفرستد و ميگويد مثلا برو يك چيزي بخر. خوب خودت برو بخر او تازه آمده و خسته ست. بچه داره الان فيلم مورد علاقه اش را ميبيند. هرچي . مثلا بچه ميگويد اه و ميرود. اين خطرناك است. پدر تنبل مادر تنبل خودت كارها را انجام بده وسط فيلم و كارتون و غيره دستور نده. اجازه بده فيلم و تفريحش تمام شود بعد. چه اشكالي دارد؟ مثلا ميگويند بچه برو حمام وسط فيلم !ميتواند يك ساعت ديگر برود.نه همين الان بايد برود!اين چه قانوني ست. مگر پادگان است. برو خريد . اينقدر بايد نرم لطيف به خصوص در هفت سال دوم و سوم رفتار كنيم كه بچه از دست نرود. خيلي وقت ها بچه اينطوري متنفر ميشود از پدر و مادر .از دين او متنفر ميشوند. و ميگويد پدر من مادر من نماز ميخوانند الان چي شدند. راست ميگويد. در هفت سال سوم بچه سه تا چيز احتياج دارد. حضرت فرمود هفت سال سوم فرزند شما مشاور و وزير شماست. مشاور و وزير يعني چي ؟ وزر يعني چي؟ بار. وزير يعني كسي كه بار سنگين را بايد بكشد مسئوليت سنگيني دارد. بايد روي بچه فشاز آورد.بايد به او كار سپرد. اين چك را بگير نقد كن برو خريد كن. تابستان ميخواهيم مسافرت برويم به نظر تو كجا برويم. شمال برويم مشهد برويم حرمت بگذار براي نظرش. در خريد خانه مبل چه طوري باشه ؟ فرش چه رنگي باشه؟ كاغذ ديواري چه جوري باشه؟آمادگي داري مهماني بدهيم يا نه؟ اگر پدر و مادر دقت نكنند و مثلا چهل نفر مهمان دعوت كنند در فصل امتحان. بچه بايد چه كار كند؟پدر و مادر بايد از بچه ها نظر خواهي كنند .پدر ميگويد بزيم شمال بريم فلان جا دختر ميگويد من آمادگي ندارم يا همسر آمادگي ندارد اي مسافرت بايد لغو شود. دلم ميخواهد بريم يعني چي؟ بايد آمادگي داشته باشند. خوب اين بچه از چهارده سال تا بيست و يك سال بايد كارهاي بزرگ انجام بدهد چون يا بايد برود سربازي يا شوهر كند يا زن بگيرد. بايد كامل شده باشد. بي عرزه دست پا چلفتي نباشد. الان ما خيلي از بچه ها را داريم كه ازدواج ميكنند ولي نان آنها را پدر و مادر مي خرند. مرد خانه .طزف ازدواج كرده ولي تا سالها پس از آن نميتواند كارهاي خانه را انجام دهد. گوشت نمي تواند بخرد غذا نميتواند تهييه كند مادرش كارهايش را انجام ميدهد. مرد با نيامده اين آدم.نميتواند صبح زود بيدار شود و در صف نانوايي بايستد.درس مي خواهد بخواند زورش ميايد كار ميخواهد بكند زورش ميايد.تنبل شده. اين بچه بايد در بين چهارده تا بيست و يك سال قوي بار يبايد. خوب حالا الان كه قراره وزير و مشاور شود ممكن است مشاوره اشتباه بدهد .اينجا تغافل ميخواهد. تو نميفهمي تو عقلت نميرسده تو ديوانه هستي . پيامبر فرمود الشباب شعبة من الجنون جواني شعبه اي از ديوانگي ست. درسته . هر جواني يك شعبه اي از خامي دارد.براي همين حضرت فرمود گناه جوان آمرزيده ست. زودتر آمرزيده ميشود تا آدم بزرگتر. چون خدا به تجربه اش فكر ميكند. خوب مشاوره اشتباه ميده نبايد به خاطر مشاوره اشتباهي كه داد ه سرزنش شود. ب او كار سپردي كاررا خراب كرد.ديدي كار را گند زدي؟ دختر از چهارده سال به بعد آشپزي ياد بگيرد پيش مادر. سبزي خورد كردن ياد بگيرد و غيره خراب ميكنه ديگه . كيك درست ميكنه خراب ميشود يا ميسوزد بايد تجربه كند .نه تو دست و پا چلفتي هستي نبايد سركوب شود سوخت كه سوخت .تغافل و تجاهل اينجا بدرد ميخورد. كه اين بچه زير سايه تغافل و تجاهل تو اعتماد به نفس پيدا بكند . خانواده هايي كه تغافل و تجاهل ندارند از بچه هايشان تمام اعتماد به نفس را مي گيرند. آنها را له ميكنند. بچه ها را خرد مي كنند. اين بچه ديگر بزرگ بار نمي آيد .نه زن خوبي نه مادر خوبي ميتواند شود نه شوهر خوبي ونه پدر خوبي ميتواند باشد چون در هفت سال سوم دائما سركوب شده است. بايد به او فرصت اشتباه كردن داد در اين مشاوره ها. و كارهايي كه به او سپرديد. فلان جنس را خريده سرش كلاه گذاشته ا ند ده تومان بيشتر داده نگوييد ديگر به تو كاري نميدهوم نه بايد بار ديگر به او مسئوليت داد تا شجاع شود تا قدرت پيدا كند تا تجربه پيدا كند. ماشين دستش نميدهيم اين كار را نكن آن كار را نكن اين بچه ميخواهد فردا روز بيرون برود و يك اصلي هست كه در زمان ما لازم هست خوب تصادف ميكنه آيا خودت هم بدون تصادف رانندگي ياد گرفتي؟خوب ماشين براي زدن هست ديگر.نه نبايد تصدف بكنه!مشق بنيوسد اما اشتباه نكند پاك كن نميدهيم .در دوره دكتري يا در حوزه امتحان ميگيرند بايد با مداد نوشت و به همه پاك كن ميدهند. چون ممكنه اشتباه كنند. دست خدا هم هميشه پاك كن هست. و به ما هم پاك كن ميده ما معصوم نيستيم .روند رشد انسان روند سعي وخطاست.و روند تدريجي هست . اگر كسي حوصله ندارد و به ديگران سخت ميگيرد نميتواند وظايف ديني و شرعي خودش را انجام دهد و نميتواند تربيت كند.