جلسه 002 - کینه
شماره جلسه
2
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1386
ماه
11
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - کینه

جلسه گذشته بحث مان در مورد بنی امیه و بنی هاشم که هر دو از یک رگ و ریشه بودند ولی به دلیل حقد و حسادت بنی‌امیه نسبت به بنی هاشم یک جنگ طولانی و تاریخی بین شان ایجاد شد.

همان جنگی که بین هابیل و قابیل بود که دو تا برادر از حسادت و تنگ نظری نسبت به برادر شروع شد نکته این هست که فوق العاده مهم است این که انسان رابطه فکری اش و دورنی اش از رابطه خونی اش عمیق تر و دقیق تر و مهمتر است .

قرآن مومنین را برادر می داند ‍. ان المومنین اخوه . اما در مورد فرزند نوع نوح می فرماید انهم لیس من اهلک انهم عمل غیر صالح . این اهل تو نیست یک عمل غیر صالح است که در اینکه عمل هم می داند یک شخص را منافاتی هست اینکه ما فکر کنیم که رابطه های خواهر و برادری ، زن و شوهری ،پدر و مادری ، مادر فرزندی همیشه پابرجاست و درست و دقیق عمل می کند و تکیه گاه خوبی است . نگاه غلطی است ، طبیعت گرا ها وقتی که فرزندان شان از طبیعت گرایی خارج می شوند در جبهه لذت گرا ها وارد شوند بچه های خودشان را شوهران خودشان را و همسران شان را حاضرند بکشند .

یعنی تحمل عضو فطرت گرا برای طبیعت گرا فوق العاده سخت هست ، طبیعت گرا ها پیوند خونی شان تا زمانی با هم است و موثر است روابط و عواطف حیوانی شان تا زمانی هست که بین نیت شان و طبیعت شان لطمه وارد نکند با یک سلسله عواطف داریم عواطف انسانی نیست عواطف حیوانی است مثل عواطف زن و شوهر نسبت به هم عواطف پدر و فرزند ، عواطف مادر و فرزند نسبت به هم مثل خواهر و برادر نسبت به هم جنبه جنسی و بدنی و خونی دارد که حالا بین حیوانات هم همین جور حیوانات هم همسران خودشان را دوست دارند فرزندان شان را دوست دارند در بسیاری موارد هم برای خانواده شان درست جان شان را هم فدا کنند . این خیلی قشنگ است خیلی خوب است ولی انسانی نیست یعنی کمال حیوانی است کمال هست ،ارزش دارد زیباست اما کمال حیوانی طبقه بندی می شود .

یعنی حیوانات اینقدر قدرت که این درجه از عواطف را نسبت به هم ظهور می دهد حتی یک حیوانی به خاطر یک حیوان خودش را دیگر فدا می کند ، فداکاری می کند یا به خطر می اندازد این درجه از فدا کاری هم که خیلی قابل ستایش هست خوب است و در حیوانات هم یافت می شود .

آنجایی که افراد این نوع عواطف را نسبت به هم ندارند در انسانیت شان باید شک کرد و از حیوان هم پست تر میشوند ، زن و شوهری که بین شان القا عواطف نیست ما خیلی وقتها که بین مان نیست بار ها عرض دوست نداشتن یک کسی امر دل بخواهی نیست این جور نیست که ما فکر کنیم می توانیم از زن مان خوش مان نیاید ، یک زن فکر کند می تواند از شوهرش خوشش نیاید از پدر و مادرش خوشش نیاید از خواهر و برادرش خوشش نیاید این طبیعی نیست اگر یک نفر دید این جوری هست باید درمان کند خودش را .

حتما از رحمت خدا دور هست دچار قساوت هست اگر کسی همان درجه از عواطف حیوانی را هم نداشته باشد از حیوان هم پست تر است .

اولئک کل انعام بل هم اضل ، کسی که روحیه فداکاری را برای دیگران ندارد از حیوانات هم پست تر است کسی روحیه دفاع و خدمت به دیگران را ندارد از حیوان هم پست تر است چون در حیوانات همه ی اینها وجود دارد هم خدمت به همنوع و غیر همنوع و هم دفاع از هم نوع است و غیر هم نوع در حیوانات هم هست .

این دسته از عواطف که ما برای شان زندگی می کنیم و بچه ام مثلا این جوری است بچه ام بزرگ کنم بچه ام را تربیت کنم بچه ام را مدرسه بفرستیم بچه ام را دانشگاه بفرستم بچه ام زن بدهم شوهر بدهم بچه ی بچه ام را بهش برسم اینها عواطفی هست که در حیوانات هم یافت می شود طبیعی است که ما هم از آن جهت که حیوانیم باید در ما هم وجود داشته باشد . کسی هم این را بد نمی داند ، خیلی هم ارزش دارد به خدا اما این عواطف حیوانی است . ما یک دسته عاطفه دارم ، عاطفه داریم عاطفه دیگری وجود دارد در انسان و به آن عواطف انسانی می گویند اما در کتابها به غلط بسیاری از دانشمند ها اینها را عواطف انسانی می دانند و وقتی می گویند عواطف انسانی یعنی عواطف پدر به کسی به فرزندش و غلط هم هست از هر کس صادر بشود غلط است .

عواطف انسانی نیست اینها عواطف حیوانی است ، انسان هم دارد چون اگر در انسان هست به این خاطر هست که حیوان است دارد یعنی طرف از عواطف انسانی بهره ای نبرده می گویند چرا می گویند همنوع خودش را کشته این را بهش عواطف انسان نمی گویند .

عواطف حیوانی چون حیوان هم این طور نیست ما یک دسته عواطف داریم که مربوط به عواطف بعد انسانی ماست یعنی بحث عقلانی و فوق عقلانی ماست که انسانها علاقه شان با هم از نوع جنسیت نیست یک وقت شما کسی را دوست داری به جنسش کاری نداری زن هست یا مرد .

توی روابط زن و مرد دیگر ندارد چون وقتی به هم نگاه جنسی می کنیم براساس جنسیت همدیگر را دوست داریم یک وقتها کشور ، براساس اینکه بچه ی مشهوری هستیم بچه محل هستیم ، بچه ی هم هیئتی هستیم . همکاریم ایرانی هستیم افغانی هستیم آسیایی هستیم اروپایی هستیم این جوری نگاه می کنیم تمام اینها روابط غیر انسانی است علاقه های که نسبت به هم ایجاد می شود ، ترک اند می گوید من ترک ها را دوست دارم فارسها همدیگر را دوست دارند لر ها همدیگر را دوست دارند مثلا اینها که هیچ کدام عواطف انسانی نیست اینها عواطف هست که به من طبیعی ما بر می گردد ، سفید پوستها ، سیاه پوستها ، هم اقلیم ها هم کیش ها اینها خوب نیست . یک موقع هست که ما با حقیقت انسانی انسانها روبرو هستیم یعنی اساسا طرف نظر طرف مقابل جنسش چی است ، زن هست یا مرد است ایرانی هست یا غیر ایرانی ، سفید پوست هست یا غیر سفید پوست ، مسلمان هست یا غیر مسلمان با حیثیت آدمها سر و کار داریم آنها را می بینیم دوست شان داریم ، اینجا آن اسم خاص بر ما تجلی پیدا می کند چون یک موقع هست ما همه ی انسانها را دوست داریم .

به من بگویند این اسم تحت تجلی است اسم الرحمن هست رحمت را به همه ی موجودات می رساند ، گل را دوست داریم گیاه را دوست داریم درخت را دوست داریم حیوانات را دوست داریم یک موقع هست که مومنین را دوست داریم طبیعی است ، فطرت گرا ها را دوست داریم ، حزب اللهی را دوست داریم هم حزبی های مان را در نظام طبیعت در نظام فطرت و در بخش انسانی ، یک نفر را دوست داریم از آن جهت که مومن است می شود عواطف انسانی که متاسفانه این بخش تو دنیا خیلی کم هست که ما عواطف انسانی دقیقش به این معناست ، یک موقع یک زن و شوهر به عنوان زن و شوهر همدیگر را دوست دارند یک موقع جدا از این که زن و شوهر اند همدیگر را دوست دارند به عنوان مومن و حزب اللهی به همدیگر عشق می ورزند ، اصلا بسیاری از حزب اللهی ها وقتی به یک جنس مخالف گرایش پیدا می کنند و به عنوان همسر او را انتخاب می کنند از این جهت نبوده که آن اول همسر است بلکه از این جهت که اول او انسان است ، مومن است ، فطرت گرا هست بعد علاقه ی جنسی به همسرش و علاقه همسری و فرزندی و پدری و مادری اش تابع چی است ، تابع عاطفه ی انسانی اوست یعنی چون ، این طوری نگاه می کند اساسا به طرف مقابل به همسرش چون یک مومن است عشق می ورزد و حرمتش چون المومن حرمه من الکعبه و حرمتش از کعبه بالاتر است .

دوستش دارد غیر از همسری ، همسری بهش اضافه کند ویژه تر می شود که باید هم اضافه کرد انسان باید لحاظ همسری را بکند لحاظ فرزندی را بکند نه اینکه اینها را نبیند باید ببیند هم جنبه ی حیوانی را ، اما چقدر خوب است عواطف از جنبه حیوانی بالاتر برود به جنبه چی برسد به جنبه انسانی برسد .

یک مرد به شدت شیفته ی همسرش هست از آن جهت که همسرش مومن است نورانی است ، این فقط از نگاه جنسی به همسرش نگاه نمی کند و لذت ببرد بلکه وقتی همسرش در پوشش معنوی هست در نماز هست در قنوت هست در قرائت قرآن هست او هم زنش برایش جذابیت دارد شوهرش برایش جذابیت دارد این نگاه فوق حیوانی هست نگاه خالص انسانی هست این عاطفه خیلی مهم است برای همین امیرالمومنین فرمود :

ربّ اخی من طلعت امک . چه بسیار برادر هایی داری که مادر تو آنها را نزائیده و از برادر طبیعی به انسان نزدیک تر هستند برای همین هم شما بین حزب اللهی ها و فطرت گرا ها افرادی را سراغ دارید که عشق و علاقه آنها به شما از عشق و علاقه پدر و مادر و همسر تان به شما بیشتر است شما هم بیشتر از همه کسان تان آنها را دوست دارید برادر هم جبهه ات و همسنگرت ، یک مومنی را می بینی که اصلا نگاه ، نگاه ایمانی هست ان المومنون اخوه .

تحت وظایفی که مادر مقابل مومنین داریم سخت تر از وظایفی هست که ما در مقابل خانواده ی خودمان داریم از این جهت که چی هستند خانواده هستند خوب دقت کنید خیلی حساس است این قضیه ، عواطفی که ما باید به خرج بدهیم نسبت به مومنین حالا می خواهد همسر باشد ، فرزند باشد ، پدر و مادر باشد خیلی این عواطف و وظایف از عواطف و وظایفی هست که از آن جهت که با هاشان رابطه حیوانی داریم خیلی بالاتر از آن هست بنابراین ما چیزی به اسم غریبه نداریم ، افراد خانواده ی ما هستند که خوب عواطف حیوانی که کمترین چیزی هست که ما باید در حق آنها داشته باشیم و اگر مومن بودند و متدین بودند و مسلمان فطرت گرا بودند نه طبیعت گرا علاقه مان نسبت به آنها چند برابر هست و وظیفه مان نسبت به آنها چی است بیشتر هست ، برادرانی داریم ، خواهرانی داریم ک عضو خانوادهی ما نیستند علقه ی خونی و جنسی و طبیعی با ما ندارند ولی از آن جهت که مومن هستند حرمت شان از کعبه هم چی است بالاتر هست و وظیفه ما در حق آنها بسیار بسیار سنگین هست .

اگر بتوانیم کاری کنیم و نکنیم خیلی زشت تر از این هست که یک همسر برای همسر کاری بتواند بکند ولی نکند یا فرزند برای پدر و مادر بتواند کاری کند ولی نکند یا یک پدر و مادر برای فرزند خودش بتواند کاری کند ولی نکند لذا می فرماید برادر تو یعنی چی از کدام نظام نگاه کرده و گفته برادرت از نظام فطری اگر برادرت بیاید در خانه ی تو آیا حق نداری کاری کنی که برادرت از تو خواسته ای داشته باشد در مورد پدر و مادر هم همین طور هست که انسان نباید کاری کند که پدر و مادرش ازش چیزی بخواهند ، اگر تو دلش هست یا تو ضمیرش هست که پدر من اینطوری ، این جوری این چیز را می خواهد این چیز را احتیاج دارد یا این جوری می پسندد یا مادرم این جوری دوست دارد و اینجوری می پسندد نگاه کرده آنقدر معطل کند که آنها به صدا در بیایند و خواسته شان را بخواهند یا نهی کنند بگویند عزیزم این کار را بکن یا این کار را نکن شما وقتی تو دلت می فهمی که آن این را می خواهد موظفی که زودتر اقدام کنی در مورد برادر دینی هم همین طور هست که انسان اگر می داند آن چی می خواهد نباید بگذارد آن به زبان بیاید به خواسته شان برسد .

باید قبل از اینکه به زبان بیاید شما چی کار کنید پیشنهاد بدهید و اقدام کنید لذا حالا اگر برادر شما بیاید سراغ یا از شما چیزی بخواهد و بتوانی انجام بدهی هر کس باشد فرقی نمی کند بتواند انجام بدهد و انجام ندهد مخصوصا تنبلی کند بی حوصلگی کند ، بخل کند ، خود خواهی کند و انجام ندهد حضرت می فرماید ماری را در قبر او مسلط می کند که حتی اگر شخص بهشتی باشد مار را خدا می فرستد تو بهشت که در روز یکبار او را نیش بزند یعنی تو عیش و نوش بهشت می رود بعد از مرگش اگر بهشتی باشد ولی حتما هر روز یک سهمیه از نیش مار دارد برای این که به برادرش می توانست کمک کند و مخصوصا بخل کرد خساست کرد تنبلی کرد بی غرضگی کرد حسادت کرد و کینه توزی کرد و انجام نداد و این قاعده در بحث عواطف بودند که خدمت تان عرض کردم ، خیلی پر شعبه بود این بحثش ، خیلی بحثش کار دارد ما هم الان در این بحث نیستیم به مواردی مثل مهر ورزی مثل مباحث حقوق برادر دینی به آنها مراجعه کنید که مفصل توضیح دادیم .

پس دقت کنید روابط دینی فوق العاده قوی تر از روابط خونی عمل می کند ، بنابراین شما می بینید که هابیل و قابیل دو تا داداش هستند ولی داداش بودن دلیل نمی شود که وقتی قابیل حسادت برادرش را کینه برادرش را به دل می گیرد آن را از بین ببرد ، زن نوح زن لوط همسران پیغمبر هستند آنها هم فوق العاده به همسران شان احترام می گذاشتند آن هم مهر ورزی پیغمبرانه ولی این همسران چون طبیعت گرا هستند و این عشق را می پذیرند به بنا اطاعت از همسران شان دقت کنید طبیعت گرایی این بلا را سر آدم می آورد که اصلا تمام علقه ها را می برد پدر فرزند را طرد می کند و می کشد برادر برادر را می کشد این خیلی مهم است ، امیرالمومنین (ع) فرمود: من در جنگ با پدر و مادر و برادران مان به خاطر خدا می جنگیدیم ، این توی دو تا جبهه قرار می گیرد دو تا داداش لشکر امام حسین (ع) هم همین طور از فک و فامیل ها هستند خیلی های شان فک و فامیل هستند لشکر امام حسین هستند روابط شدید خونی دارند ولی همدیگر را می کشند . لذا قرآن می فرماید : مومن حقیقی کسی هست که هرگز لایوادون من هادو و رسوله . هرگز دوست ندارد کسی را که دشمن خدا و رسول خدا باشد حتی اگر پدرش برادرش ، همسرش حزب اللهی اند اولئک حزب الله .

حزب اللهی یعنی این ، یعنی اگر فرزند من ، همسر من ، پدر و مادر من در این حزب خدا نیستند من ممکن است علاقه طبیعی حیوانی داشته باشم به آنها عیبی ندارد بهشان محبت هم کنیم عیبی ندارد اما محبت و حبی که لازمه ی عضویت من در جبهه ی حزب ا... هستم را باید داشته باشم اگر شده جلوی دین خدا بایستم قرآن می فرماید حزب ا... کسی هست که می تواند پدرش را بکشد برادرش را بکشد همسرش را بکشد جایی که هم حزبی بودن و عضویت فطری بالاتر از عضویت طبیعی است .

چرا چون عضویت طبیعی جنبه طبیعی بودن دارد از بین می برد موقت است . فقط در رابطه با حیات دنیا ارزش دارد اما عضویت فطری تا به ابدیت هست .

ما بچه های امام حسین هستیم همان تا قیامت و تا بعد از قیامت علقه ما قطع نمی شود . از آن جهت که فرزند حضرتیم ولی با پدر و مادر طبیعی مان علقه مان قطع می شود با همسر مان علقه مان قطع می شود با خواهر مان و برادر مان ، با فرزند مان علقه مان قطع می شود بعد از مرگ علقه ای نیست .

پس داستان از آن دو تا برادر شروع شد تا رسید به این دو تا برادر که امیه هست و حسادت می کند به عمو زاده های خودش و عموی خودش حزب در مورد حسادت و کینه قرار شد که حسادت را بحث نکنیم چون در دشمن شناسی بحث کردیم و عزیزان به آن مراجعه کند و فوق العاده مهم است . اژدهای حسادت به سراغ همه ما خواهد آمد .

ما باید حتما این اژدها را در درون خودمان نابودش کنیم اگر کسی قرار نباشد این حسادت را از بین ببرد این نه به عنوان یک ضعف بلکه به عنوان یک بیماری روحی یک بیماری روحی با او متولد می شود برای ابدیت در نظام ملکوتی انسان ، یک موقع است که انسان گناه کرد ، بدون توبه از دنیا می رود گناه بدون توبه .

امیرالمومنین (ع ) فرمود : صد سال جهنم دارد اصلا دزدی هم نه حق الناس است مشروب خورده مثلا دروغ گفته توبه هم نکرده مانده رویش حالا رفته آن طرف اما یک موقع است اخلاق انسان بد است خلق انسان ، خلق دیگر شکل گرفته یعنی مولد گناه دارد بحث یکبار دو بار نیست . این عامل حسادت مثل یک غده سرطانی هست حالا می گویی سرما خوردی عفونت داری عفونت با چند تا قرص و آمپول از بین می رود یک موقع هست غده سرطانی داری دیگر خوب شدنی هم نیست حسادت سرطان است اگر اینجا دعوایش کردی دعوایش کردی تو رحم مادر ، که رحم دنیا که رحم دوم ما هست همه کاری می شود کرد ، اما اگر بد جنسی حسادت ، تنگ نظری بود بد بینی بود بد اخلاقی بود ، زود رنجی بود حساسیت بود اینها اگر با آدم باشد موقع مردن قرآن خبر های بدی می دهد شما تو رحم یک بچه در چند ثانیه عیبی بر می دارد که وقتی می آید به دنیا باید چند سال تحمل درد بکند تا برطرف بشود اگر مریض باشد اگر خدای نکرده نقص باشد ، که دیگر تا آخر عمر باید تحمل بکند حالا ما به برکت امیرالمومنین تولد ناقص نداریم انشاءا... اما تولد مریض داریم تولد بیمار داریم وقتی حسادت با ما می آید کینه توزی با ما می آید چون عمل است ، اخلاق نیست که صد سال عذاب برایش کافی باشد . خلق است ، تو شکل گرفتی این جوری ، حسود ، بد بین ، ضعیف ، تنبل و بی حوصله اینها هر کدام دردسر ساز است برای انسان .

حقد هشتاد ساله ، احقاد جمعه ، کمترین جمع عددش چند است سه تا ، سه تا هشتاد تا می شود 240 سال چند سال عمر کردی توی دنیا نمی دانم برای چی آدم هم دنیایش را عذاب بده با حسادت و کینه توزی و بد خلقی و غر غر کردن و نق نق کردن و بی صبری و زود رنجی و هم آخرتش را خیلی حماقت است.

قبل از نماز یکی از دوستانم تعریف می کرد می گفت یک آقایی سال 64 یک صد تومانی اش گوشه نداشته برده بانک صادرات حالا ببین چقدر دقت داشته که بردارد این را بدهد چقدر هزینه شده که برود بانک صادرات که آقا این صد تومان را عوض کنید آنها گفته بودند اینها را باید ببری بانک ملی ، اینها را فقط بانک ملی می گیرد ، دو باره برده بوده بانک ملی ، بانک ملی گفته بود این بانک ملی نه ، بانک ملی مرکز این موتورش را گذاشته و رفته بود بانک ملی مرکز اسکناسرا برده آنها گفته اینها گذاشته روی یک دستگاه اینها نمی دانم نود تومان چقدرش را بهش دادند که گوشه نداشته بعد آمده دیده موتورش را دزدیدند ما خیلی های مان همین جوری هستیم الان خنده مان گرفت ولی خودمان داریم این کار ها را می کنیم خودمان داریم این کار ها را در زندگی مان می کنیم .

یعنی برای هیچی حسادت به خرج می دهیم برای چیز های دنیا برای هیچ چیز کینه می کنیم مثلا که این جوری من نه چرا این داشته باشد من نه ، چرا مادرم این را بیشتر دوست دارد من را کمتر به درک .

اصلا بعد از ما از کسی از پدر و مادر مان ، از همسر مان تمنای محبت کنیم ما آدمیم قبل از این که یک حیوان باشیم و بخواهیم از جفت مان و زوج مان و بابا و ننه مان توقع چی کنیم تمنای محبت کنیم ما وقتی عواطف انسانی داریم وقتی بابامان امام زمان دوست مان دارد دیگر نیاز به چی داریم به اینکه یک نفر به ما محبت کرد یا نکرد اگر ما تشنه اش هستیم حیوانیت ما قوی است اگر نمی توانیم با عواطف انسانی خودمان را سیر کنیم و آرام کنیم معلوم است که جنبه انسانی مان ضعیف است که نمی توانیم با محبت مادر مان فاطمه ی زهرا از هر محبت دیگری سیراب شویم . شعر تکراری را با همدیگر می خوانیم :

ای خورشید جان چو زده ام هر سو روان مجذوب حسن دیگران ای مرغان خوبان نیستم

آیا من کوچولو هستم که اگر داداشم یک ذره محبت بیشتر بکند به خواهرم عکس العمل نشان بدهم به برادرش محبت می کند عکس العمل نشان میدهد یک خانم تحصیل کرده درس خوانده مومن به ظاهر حزب اللهی آمده اینجا به چه بدبختی وقت گرفته ، گریه ناراحتی و اینها چی است ما مشکل داریم با همسرم چی است من اصلا تحمل ندارم همسرم دیگران را ببوسد ، دیگران را ببیند به دیگران بخندد می گویم حالا کی می گوید خواهرش ، این جلوی من به خواهرش محبت می کند من ناراحت می شوم البته محبت کردن هم قاعده ای دارد انسان باید بداند که الویت را به کی بدهد اگر انسان به خانواده ی خودش برسد و به دیگران کمتر محبت کند تو خانواده کمتر ناراحت می شود .

اما یک موقع این کار را نکرد خانواده ما این شعور را نداشت کم محبتی کرد به خواهر و برادر های خودش بیشتر محبت کرد آدم ناراحت نمی شود آنی که دارد ناراحت می شود و غصه می خورد کی است بخش حیوانی ماست می گوید چرا مثلا به فلانی بیشتر محبت کرد به من محبت نکرد دعوت فلانی را قبول کرد دعوت من را قبول نکرد به فلانی وقت داد به من وقت نداد .

نمی دانم به کی تلفن زد ، به من تلفن نزده برای کی هدیه خریده برای من نخریده برای کی سوغاتی خریده برای من نخریده . به جهنم نه اینکه از دست آن ناراحت بشویم ما حقد و کینه ای را داشته باشیم خودمان نباید اینقدر بدبخت و گدا نباشیم خداوند ما را گدا نیافریده ، خداوند با دادن خودش به ما ، ما را از هر مخلوقی بی نیاز کرده با گذاشتن 14 معصوم سر راه ما برای اینکه ما را فرزند آنها قرار داده ما را بی نیاز کرده صمد کرده واقعا ما را ، اشباع کرده ما را یعنی معشوق شما صمد است و شما را همین جور صمد درست داره .

قل هو الله احد ، الله صمد وقتی می بینی معشوقت صمد است تو هم صمد باش تو هم بگو من هم می خواهم پر شوم ، نمی خواهم خلا داشته باشم . نمی خواهم گدای عاطفه کسی باشم نمی خواهم گدای تحویل گرفتن کسی باشم و هر کس می خواهد باشد رئیس من باشد ، استاد من می خواهد باشد ، نمی دانم فامیل مان باشد نمی دانم کسی ، اصلا هیچ کس ، هیچ کس .

مگر خدا به کی احتیاج دارد یا رفیق من لا رفیق له . به خدا می گوید کسی به تو احتیاج ندارد . یا حبیب من لا حبیب له ، یا کنز من لا کنز له یا ظهر من لا ظهر له ، یا انیس من لا انیس له ، بس است دیگر ، چی خبر است اصلا ببین خدا چقدر بدش می آید تو وقتی آن را داری نگاه می کنی به کسی ، عطش کسی را که این که ما تعریف می کنیم اگر یک نفر یتیم شد بدبخت بیچاره یتیم درد بی درمان این ها مال فریاد گرا هاست یتیمی درد بی درمان نیست یتیمی اصلا دردی نیست آقا طرف باباش مرده دیگر یتیم است مثلا خلا دارد ، خلا ، امام زمان دوستش دارد ما باید حتما وظایف مان را انجام بدهیم نسبت به تیمی ما اینقدر خودمان باور کردیم که حیوانیم گاهی وقت ها که از عواطف حیوانی محروم می شویم دیگر از دست می دهیم همسر مان ، فرزند مان نمی دانیم کسی دیگری واقعا فکر می کنیم بد بخت شدیم واقعا هم خودمان هم باور مان می شود نه اینکه ما علاقه ای نداشته باشیم در اینکه اگر فرزند مان و همسر مان را از دست بدهیم یاد آنها نباشیم یا مثلا گریه نکنیم نه این نیست عیبی ندارد اینها خوب است ، قشنگ است ، ولی حس بدبختی نباید داشته باشیم .

حس اضطراب و نگرانی و خود کم بینی نداشته باشیم حالا شما و همسرت با هم نساختید از هم جدا شدید مطلقه مرد تنها شده و ترکت کرده رفته باید بنشینی اصابت را خورد کنی که خانمم مرا ترک کرد ، خوب ترک کرده که کرده ، خدا ترک نکند انسان را خدا ترک نکند انسان را این خیلی مهم است . حقد و کینه بیماری های بسیار خطرناکی هستند .

مواظب باشیم نیاید سراغ ما اگر یک جا تحریک شدی به سراغ درمانش برو انسان وقتی شبیه خدا می شود آزاد می شود راحت می شود اینکه یک نفر می رود به یک نفر می گوید من را بیشتر دوست داری یا فلانی را این روی قالب زندگی حیوانی درست است تو فطرت گرایی انسان فقط می خواهد محبوب خدا باشد و خدا هم محبوبش هست تو بگو من را بیشتر از همه بچه هایت دوست داری .

تو بگو من را بیشتر از همه شاگردانت دوست داری تو بگو من را بیشتر از همه رفیق هایت دوست داری تو بگو من را بیشتر از همه همکارانت دوست داری چه عقده ای داری که این را می خواهی این علو خطرناک است علو برای کسی که می خواهد برتر باشد و لو در محبوبیت بخواهد برتر باشد بگوید بابا و مامانم من را بیشتر از همه دوست دارد به محض اینکه این را گفتی و خواستی بالاتر از خواهر و برادر هایت در محبوبیت باشی قرآن می فرماید دیگر تو بهشت راه پیدا نمی کنی دیگر ، به بهشت راه پیدا نمی کنی .

آدم نه حیوان ، آدم خوب کسی نیست که کیف بکند که بابام و ننه اش او را بیشتر از خواهر و برادر ها دوستش دارند آدم خوب ، آدم تلاش می کند که برادر ها و خواهر هایش هم مثل او محبوب پدر و مادر باشند و خودش هم همین طوری دوست دارد با هیچ کس و هیچ چیز رقابت نکند در هیچ چیز و در محبوبیت با هیچ کس رقابت نمی کند چون نیاز ندارد اصلا بخش حیوانی است چون تنگنا می بیند .

جای دیگران فکر می کند که دیگران با آمدن شان جا را برای بقیه چی کار می کنند تنگ می کنند اساسا محبت مجرد است یادتان باشد مادی نیست که قابل تقسیم باشد ببین طرف پانصد میلیون تومان پول دارد فریاد گرا این طور است دیگر پانصد میلیون پول دارد ما هم ده تا خواهر و برادر چی می رسد کاشکی دو تا بودیم چون آمار که می رود بالا سهم کم می شود .

ولی در فطرت گرا این طوری نیست حسادت خواهران و برادران ، پسری داریم سه سال یا چهار سالش مادرش بار دارد حالا می خواهد یک بچه بیاورد اولین تحریکات چی است تو بچه ، حسادت است ، ناسازگاری ، چرا بچه این کار را می کند چی تو وجودش را گرفته چون آن هنوز رشد نکرده که ایمان را بشناسد و فطرت گرایی داشته باشد ، چون طبیعت خالص است یک حیوان اینها جایش را تنگ می کنند حالا واقعا تنگ می شود یا نمی کنند نه ، با آمدن بچه دوم چیزی از علاقه پدر و مادر به بچه ی اول کم نمی شود .

برای آنکه به ازای او محبت یک محبت جدیدی تولید می شود مخصوص آن . مثل اینکه من الان با شما صحبت می کنم شما ناراحت می شوی ده نفر دیگر بیاید سر کلاس خوب حالا می گوید از سهم شما چیزی کم می شود کلاس شلوغ یا خلوت کم می شود یا نه ، نه .

برای همین شما راحت نشستید کلاس شلوغ باشد یا خلوت درد تان نمی آید اما اگر اعلام کنم یک میلیارد تومان پول می خواهم تقسیم کنم بین شما ها اس ام اس نامه می دهند به دیگران که آقا نروید کلاس نیست استاد مریض است مرده اصلا استاد مرده نروید به سر کلاس چرا چون هر چه تعداد بیشتر باشد سهم چی می شود سهم کم می شود .

باید بفهمیم در فطریات در چیز های مجدد سهم بندی وجود ندارد این تصور حیوانی ما است که ما فکر می کنیم که اگر یک نفر اضافه شد محبتش کم می شود می گوید از آن وقتی که این عروس آمده این جوری است مادر هایی که حیوانی هستند فطری نیستند پسرم از وقتی که زن گرفته اینجوری شده ، تصورات خودش را همش هم این تصورات و خیالات را زنده می کند در خیالات انسان هم اثر بخش واقعا خیال حقیقی است دیگر من طلب ایضا رجده هر کس در وجود کس دنبال عیب است ولی وجود آن عیب را واقعا می بیند ولی عیبی وجود ندارد چون چی می سازد خیال خیال من می سازد ، مادر می گوید پسرم از وقتی زن گرفته این جوری است این جوری است حسادت می کند به قول شما از وقتی زن گرفته اینجوری شد همین جوری شد گرفتاری های زیادی که همه اش طبیعی و حیوانی اند .

خوب این مقدمه را گفتم که یک جلسه یا چند جلسه که می کشد که اساس این نبرد تاریخ از هابیل و قابیل از نبرد این دو برادر با حسادت و کینه شروع شد تا الان هم ادامه دارد کینه طبیعت گرا ها نسبت به فطرت گرا ها و همیشه هم ادامه دارد و هست تا تاریخ هست ، هست دیگر .

چند روایت می خوانیم : امیرالمومنین (ع) و الحقد الالم العیوب . پست ترین عیبهاست انسان کینه داشته باشد تو دلش حالا می رسیم جلوتر جنبه روان شناسی اش را بررسی می کنم . انسان از کسی در دلش کینه باشد می گوید پست ترین عیبهاست خیلی بد است .

حالا چرا بد است را توضیح می دهیم که چرا بد است . الام الخلق الحقد . پست ترین خلقها کینه هست این که زود رنج باشد حساس باشد دلگیر باشد زود کینه کند زود عقده بکند از کسی دلش پاک نباشد بعضی ها وجود شان مثل آب کر است ، اگر نجاست بیافتد تویش آن نجاست پاک می شود آب کر طوری اش نمی شود بعضی نه متاسفانه آب قلیل اند . تا نجاست بهشان برسد چی می شوند نجس می شوند خوب هست انسان دریا باشد آب کر باشد به نجاست افتاد او پاک بشود شما آلوده نشوید ، اگر انسان خودش را بزرگ ببیند خیلی راحت از حسادت و کینه و زودرنجی و حساسیت و سوء ظن و اینها رد می شود .

همیشه بیمار شدن مال کوچک بودن و ضعیف بودن ما یک شناخت غلطی هست که ما از خودمان داریم شناختهای ضعیف و پستی از خودمان داریم برای همین هم سر یک زمین ، یک مشت زمین و ده متر زمین یک خانه نمی دانم طلا و جواهر و اسباب و اثاثیه و اتومبیل و دنیا سر یک ذره محبت حیوانی دعوای شان می شود می افتیم به جان هم این کوچکی است آدمی که بزرگ است اصلا نیازی ندارد آدم باید خودش را بشناسد همه اش مال بد بختی است که الان خودش را نمی شناسد .

الحقد یذری این فرمایشات که دارم می خوانم مال امیرالمومنین هست تا برسم به جزئیات دیگر بزرگواران الحقد یذری یذری یعنی هلاکت ، هلاکت شیوه خاصی دارد ببینید یک شمع را دیدید یک گل را دیدید یک گل چه جوری نابود می شود غیب نمی شود همان کافی است پژمرد بشود .

یذری یعنی حقد و کینه آدم را از تو می خورد ن از تو مچاله می کند و نابود می کند انسان را می برد برای مردن ، خیلی زور دارد خیلی حماقت است اینجوری مردن ، یک کسی شهید می شود ، یک کسی از حقد و کینه و حسادت می میرد ، یعنی چی ؟ یعنی شما مگر تدریجی داری وقتی کینه داشتی ریختی تو دلت مرگ تدریجی هست تاریخی می شوی و این بیماری طولانی هم می شود الحقد مثار الغضب مثار یعنی محل انگیزش ، محل به وجود آمدن ، کینه خشم را بر می انگیزد غضب که اگر در وجود کسی بیاید می سوزاند قلب را ، قلب یعنی چی نفس خودمان ، شما وقتی غضبناک می شوید اولین کسی که به آتش تان می سوزد کی است ؟

شمائید تو حسادت هم همین طور حضرت می فرماید : اگر حسود بفهمد دارد با خودش چی کار می کند پس لا اقل به خودش رحم می کند ، نمی دانم با جسم و روح خودش چی کار می کند چون حسادت هم جسم را داغان می کند و هم روح را پس تاثیر گذارد .

یک پدر کینه ای هر دو جوان سر حال زیبا ولی این بیماری ها توی آنها هست بچه دار می شوند می بینی بچه کج و کوله زشت و تعجب می کنند . عزیز من اخلاق شما روی قیافه بچه های تان اثر می گذارد زشتی درون روی زشتی روح اثر می گذارد .

می گوید آقا حرص نخور و گر نه قلبت از کار می افتد ، حرص قلبی نیست حرص جسمی است حرص چی است روح است ولی قلب را از کار می اندازد چشم را از کار می اندازد استخوان درد می آورد برای انسان ، لرزش دست و پا می آورد ریزش مو می آورد کم سویی چشم می آورد روی ژنت هم تاثیر می گذارد و عزیز من روی ژنت هم تاثیر می گذارد بچه ات را فدایش می کند ، زشت می کند بچه با این مریضی ها حتی مریض جسمی به دنیا می آید بچه با این مریضی به دنیا می آید وقتی کینه توز هستی حسود هستی عصبی هستی فحاش هستی ، زود رنج هستی نطفه ات خراب می شود بچه ات که تو رحم داری خراب می شود گناه می کنی بچه را آتش می زنی با این اخلاق که داری بچه خراب می شود می گویی نمی دانم اصلا گذاشتیم توی خانواده مان بچه چرا این جوری است غضب بار ها و بار ها این را از من شنیدید هر یکبار حجم زیادی از فشار قبر را برای انسان ذخیره می کند هر یکبارش عصبانیت خیلی گرانقیمت و هزینه بردار است مفت تمام نمی شود که هر وقت دلش خواست عصبی بشود هر وقت دلش خواست ابرو هایش را ببرد تو هم هر وقت دلش خواست خیره بشود به کسی ، هر وقت دلش خواست بهش بر نخورد هر وقت دلش خواست ناز کند . اینجوری نیست که خیلی هزینه اش سنگین است حالا دیگر کینه مادر غضب است . آدم وقتی کینه می کند از کسی تو دلش نمی تواند رد بشود آب کر نیست حالا می فهمیم که چرا حضرت علی می فرماید :

نصف شخصیت عاقل تحمل است نصفش بی خیالی است . نصف العاقل احمال و نصفه تغافل . نصف شخصیت عاقل تحمل است و نصفش بی خیالی است . بی عار بودن پخمه بودن احمق بودن احمق یعنی پیامبر می فرماید : در حدیث داریم می فرماید هر چی مومن عاقل بشود دیگران را بیشتر احمق می داند ، پخمه می داند می گوید آدم ساده لوحی است در حالی که خیلی زیرک است تو فکر می کنی خیلی زرنگی می گویی ا من بگذاریم کلاه سرم برود بگذارد این حرف را زد جوابش را ندهم حالش را نگیرم تو پوزش نزدم می گوید کسی می تواند از من یک قرون بخورد مومن این جوری نیست مومن تو فکر می کنی که خیلی ساده است خیلی پخمه است و اصلا به تو نشان نمی دهد خیلی زرنگ است یک عده هستند دوست دارند نشان بدهند خیلی زرنگ است آدمهایی هستند که سرشان کلاه نمی رود .

مومن این جوری نیست روحش را دوست دارد آرامشش را دوست دارد وقتی شوهرت برایت هدیه گرفته زنت برای تو هدیه گرفته فقط این کار را ببین از کجا آوردی ، چرا خریدی برای مامانت چی گرفتی ؟ برای خواهرت هم گرفتی حرف نزن لال شو کور باش میبینی شوهرت رفته چیزی برای مادرش گرفته برای خواهرش گرفته بیشتر از تو هست خیلی احمقی اگر به زبان بیاری می گویی ای می گذارم سرم کلاه برود ای پس من چی تو مردی این کار را بکنی مردی آدم عاقل این کار را نمی کند اصلا آدم عاقل طالب احترام زوری نیست ، قشنگی کارش را ببین تشکر کن ازش برای هر کس بخواهد هر کاری کند هیچ ربطی به تو ندارد .

خیلی مثلا به غذایی احتیاج داری علاقه داری مثلا فسنجان علاقه داری خورشتی دو هفته ای است گفتی به زن ، به انواع مختلف گفتی زن حواسش نبوده می روی گردو می خری می گذاری جلوش این هم می گوید آخ هوس فسنجان کردم باباش می آید خانه می گوید بابام می خواهد بیاید خوانه بابام خیلی علاقه مثلا به قرمه سبزی دارد برو سبزی بخر تو هم بخر بعد هم قربونت بروم بنشین کنار من پاک کن بعد هم کنار گاز بایست یک ذره هم بزن که سبزی خراب نشود ، بابا جانم می خواهد بیاید و تو اهمیت ندهی خیلی بیچاره ای که اگر این را ببینی خیلی کوچیکی اگر اذیت کند این کار ، مومن خیلی زیرک است خیلی ثروتمند است.

خیلی اشرافی است بزرگ است مگر کسی می تواند با این کار ها کوچیکش بکند اصلا کسی که فکر می کند با این کار ها کوچک است خوب کوچک است که این احساس را دارد بزرگ اصلا این احساس را ندارد ، به زنش هم نق نمی زند کینه ای از زنش به دل نمی گیرد دوستش دارد زنش را با همه قشنگی ها و خوبی ها که دارد حالا دوست دارد به تو محبت کند حالا با دو هزار عیبی ندارد بالاخره دو هزارش که قشنگ است نکرده ،‌چون قرار نیست اسیر محبتهای حیوانی بشویم .

ما دوستش داریم استاد ما می فرمود : عایشه با تمام حیثیت پیغمبر مخالف بود حیثیت معنوی دینی پیغمبر اما عاشق بود . پیغمبر را برای چی می خواست پیغمبر هم با همه جهان بینی و دین عایشه مخالف بود اما دوستش داشت به او محبت همسری کامل را می کرد .

آن موقع نگاه کنید سر مسائل حیوانی چقدر می افتیم به جان همدیگر چهار روز می خواهم با هم زندگی کنیم حیف نیست روابط زناشویی و ضعیف و به عاطفه و بد باشد برای چی بد باشیم برای چی ازش بد مان بیاید برای چی بخاطر خودمان دیگر چرا مثلا برای من فسنجان درست کردی من دو هفته است که دارم میگویم برای آن درست کردی تو در واقع عاشق خودت هستی گرفتار محبت خودت هستی کوچکی ریزی گدایی اگر گدا نبودی ناراحت نمی شوی ناراحتی ندارد دیگر .

می گفتی به به چه زن خوبی دارم احترام به باباش می گذارم به پدرش احترام بیشتری می گذارد . در حدیث داریم که می خواهد همسر انتخاب کند ببینید چه قدر همسر تان احترام به همسرتان می گذارد آن جوری می تواند قدر شما را بداند نه این که ناراحت شوی آره تو همه کس .

تو ننه بابات و خواهر ها و برادر هایت هستند باشند تو چرا اینقدر کوچکی تو چرا این قدر ریزی ؟ کوچکی نکن بلند شویم و خوبی ها را ببینیم چرا ما فقط بدی ها را می بینیم مومن خیلی زیرک است که بخواهد ریز شود در کار دیگران . در کار همسرش ، فرزندش ، پدر و مادرش فقط کثیفی ها و آلودگی ها و ضعفها را ببیند خیلی زرنگ است مومن چرا ؟

چون می خواهد پرواز کند و این چیز ها جلوی پرواز را می گیرد دیگر ، می خواهد آدم شود می گیرند در حرکت رحمی فرصتی نداری در حرکت رحمی یک وقت محدودیت داری که تو باید خودت را شبیه بهشت کنی برای چی ؟ این قدر خودت را غلاف و معطل می کنی سر عیبهای دیگران و لغزشهای دیگران و ضعفهای دیگران و بعضی وقتها حرص و جوش هم می خورید عذابش از اینجا شروع می شود تا پایت را از این ور توی قبر بگذاری سالها و هزاران سال گرفتار این غصه ها هستی که در دنیا خوردی ، بیخودی غصه خوردی عذابش را هم باید آنجا بکشی ، بیخود عصبانی شدی بیخود حرص و جوش خوردی حالا بعضی ها که بیکارند فضول کار دیگران هم هستند .

از همسایه بگیر تا همکار ، اینها دیگر خیلی بیچاره اند اینها نقل مجلس شان چیست ؟ چی کسی چه کاری کرد ؟ چه کسی چه کاری نکرد ؟ چه کسی کجا رفت ؟ کجا نرفت ؟ چه کسی بر شکسته شد ؟ برشکسته نشد ؟چه کسی طلاق گرفت ؟ چه کسی زن گرفت ؟ چه کسی شوهر کرد ؟ چه کسی نمی دانم چه کاری کرد ای بابا ، مومن این جوری نیست خیلی زیرک تر است.

حضرت فرمود : لا عقلک تجاهل. هیچ عقلی مثل این نیست که خودش را به نفهمی بزند، بر جهل بزند . انگار اصلا نمی فهمند اصلا متوجه نمی شود .

آقایان عزیزان من ، خواهران من دیگران را آزاد بگذارید ، بگذارید هر جور دلشان چی خواهد با ما رفتار کنند ما زود نزنیم از آنها رفتار های خاصی را نسبت به خودمان در آنها ایجاد کنیم ، بگذارید آزاد باشند همه ، دعوت مان کرد تشکر کنم ، دعوت مان نکرد ناراحت نشوید ، ناراحتی کار آدمی نیست ، آدم ناراحت نمی شود امکان ندارد ناراحت بشوی فشار قبر داری باید آنجا عذاب طولانی ببینی ، به تو بر نخورد هم دنیایت کثیف می شود و خراب می شود و هم آخرتت کثیف می شود ، عذابت زیاد می شود ، آزاد باش ، آزاد .