جلسه 029 - کارگاه تفکر
شماره جلسه
29
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
1
روز
13
متن کامل (خام) ‌ جلسه 029 - کارگاه تفکر

کارگاه تفکر؛ جلسه 29 13/01/1395

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

ما امروز که روز جمعه هست و آخرین روز اردوی ما است اختصاص دادیم به وجود مقدس آقا امام زمان (علیه السّلام) که خلیفة الله و صاحب امر هست، ولی امر ما است، و تمام موجودات به برکت ایشان زنده هستند و نظام خلقت حول محور ایشان می‌گردد.@«بِيُمْنِهِ‏ رُزِقَ‏ الْوَرَى» همه مخلوقات عالم رزقشان را از دست مبارک امام زمان (علیه السّلام) می‌گیرند، ما از ایشان بسیار سپاسپگزار هستیم که در شب قدر تقدیر کرد که ما امسال اینجا باشیم و به این مباحث بپردازیم، قطعاً بدون امضای ایشان حضور ما در اینجا امکان‌پذیر نبود.@لطف و عنایت ویژه ایشان بوده که این اذن را برای این روز به همه ما عنایت کرده، مقام امام همانطور که خودشان فرمودند «نَحْنُ‏ وَ اللهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى‏» اسماء حسنی خدا ما هستیم، یعنی حقیقت اسماء نور اهل بیت (علیهم السّلام) هستند، نور آنها و حقیقت آنها در تمام مظاهر جلوه‌گر هست.@و باطن همه اسماء الهی اهل بیت (علیهم السّلام) هستند، و واسطه فیض الهی آنها هستند، آنها هستند که خداوند تبارک و تعالی تمام نظام خلقت را به عشق آنها و برای آنها خلق کرده، آنها هستند که اگر نبودند خلقت عبس بود، و اگر نباشند خلقت نابود خواهد شد.@ما در زمانی بسر می‌بریم که آخرین آنها در تنهایی و آوارگی و اضطرار و غربت بسر می‌برد، و باید بدانیم که مهمترین سؤال قیامت سؤال از رفتار ما، موضع‌گیری ما در زندگی با ایشان و نسبت به ایشان هست.@در دعای زیارتی که خود ایشان انشاء فرمودند، زیارت آل یاسین این را می‌خوانیم که «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ‏ اللهِ‏ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ» سلام بر تو ای میثاق خدا که او را اخذ کرده از همه ما و تأکید بر او کرده، میثاق یعنی پیوند، همه انسانها در نهادشان یک پیوند عقلانی و فطری با حق تعالی بستند به اینکه پایبند به ولایت اهل بیت (علیهم السّلام) باشند و جز آنها را بر خودشان حاکم نگیرند.@ اگر کسی حتی یک روز راضی به غیبت حضرت باشد و یا تلاش را برای ظهور حضرت و یاری حضرت رها بکند در آثار غیبت شریک هست، و بزرگترین فسق و بزرگترین گناه همین هست، مثل اینکه انسان در درون خودش راضی باشد به اینکه کشوری پزشک نداشته باشد، یا نیازهای تخصصی مردم متخصص نداشته باشد.@همانطور که انسان در نهادش خدا از او پیوند گرفته، و پیمان گرفته که اگر مریض شد به متخصص بدن مراجعه کند، و اگر نیازهای تخصصی در زمینه‌های دیگر داشت، به متخصصین مربوطه مراجعه کند، عقل او اینگونه حکم می‌کند، همان عقل ناب حکم می‌کند که انسان برای حرکتش به سمت حق تعالی و هدف خلقتش نیاز به متخصص معصوم دارد.@این یک امر عقلانی است، فقط صرفاً یک امر اعتقادی نیست، هر چیزی به متخصص نیاز دارد طبق اصل اصالت تخصص هم ما در حرکتمان به سمت هدف خلقت به معصوم احتیاج داریم، اینکه می‌فرماید «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ‏ اللهِ‏ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ» هم این میثاق را گرفته و هم تأکید کرده روی آن که مبادا بین شما و اهل بیت بخصوص امام زمانتان فاصله بیفتد.@تمام آنچه که ما دربارۀ معرفت الله خواندیم، همانطور که عرض کردم چون مقام الله، مقام بی‌نهایت هست، و بی‌ظهور قابل شناخت و ارتباط نیست، تنها با مظاهر و اسماء ما راه به ذات داریم، و چون ما انسان هستیم باید با آن اسمی حرکت بکنیم که اسم اعظم هست،و ما را به حق تعالی می‌رساند، و همه الله می‌رساند.@انسان با مظاهر محدود نمی‌تواند به قرب الهی راه پیدا بکند، انسان با مظاهر محدود نمی‌‌تواند به مقام خلیفة اللهی یا همان مقام محمود که در زیارت عاشورا می‌خوانیم برسیم، پس اگر ما می‌خواهیم به مقام محمود برسیم این خواستن، خواستن ذات ما است، درون ما است، ممکن است یک کسی بگوید من نمی‌خواهم برسم، من همان بهشت هم بروم کافی هست.@اما بهشت جای دیوانگان و حیوانات هم هست، و رسیدن به آن غایت ما نیست، این گونه نیست که اگر کسی به بهشت برود، و به وصال اهل بیت (علیهم السّلام) نرسد به قرب آنها نرسد، در مقام آنها نباشد، کمبود و حسرتی ندارد، در بهشت هم مقامات اهل بیت، جایگاه آنها، جایگاه خاصی است که همه حسرت او را خواهند خورد و همه دوست دارند که به آنجا برسند.@و تنها کسانی می‌رسند که به معنای حقیقی معیت با آنها داشته باشند، چون هر قربی، هر کمالی، هر لذتی، هر نعمتی و هر قربی که در آخرت به دنبالش هستیم باید در دنیا تحقق پیدا بکند، اینکه خداوند می‌گوید وقتی با امام حسین حرف می‌زنید این را بگویید که «أَسئَلُ اللهَ اَنْ يجْعَلَنى‏ مَعَکمْ فِى الدُّنْيا وَالْأخِرَةِ» یعنی معیت در آخرت زمانی تحقق پیدا می‌کند که معیت در دنیا باشد، بدون معیت در دنیا، معیت در آخرت معنادار نیست.@بنابراین امکان ندارد یک کسی در دنیا معیت به معنای حقیقی نداشته باشد، با امام زمان نباشد، در چادرش نباشد، و بخواهد با اهل بیت (علیهم السّلام) در آخرت معیت به معنای حقیقی و کامل آنطور که شایسته فطرت خودش هست و خواست قلبی خودش هست نهادش آن را فریاد می‌زند و می‌خواهد برسد.@پس همه این درسهایی که خواندیم خلاصه می‌شود در یک چیز معیت با امام زمان، یعنی اگر یک کسی بخواهد به توحید ذاتی، صفاتی و افعالی عمل بکند، صدق و راستی در این عمل پیوند با امام زمان (علیه السّلام) هست.@«وَ أَنْ‏ يُثَبِّتَ‏ لِي‏ عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة» ما باید یک قدم صدق داشته باشیم، و صادقانه معیت داشته باشیم، معیت یک آرزو نیست، یک حسرت نیست، که صرفاً تمنا بکنیم، معیت یک حقیقت خارجی است که باید تحقق پیدا بکند، یعنی تصدیق بشود که تو با امامت داری زندگی می‌کنی، تو در کنار امامت و در چادر امامت هستی.@این یک ملاک بسیار مهم هست برای اینکه ما تشخیص بدهیم خودمان یا دیگران به معنای حقیقی آیا معیت با امام زمان (علیه السّلام) دارند یا داریم، یا نه؛ در روایت داریم کسی که یاری ولی خدا را رها بکند، لگد دشمن او را بیدار می‌کند، اگر کسی به فریاد ولی خدا نرسد باید سایه شوم دشمن را بالای سرش تحمل بکند.@این فاجعه‌ای است که قرنها است شیعه به آن دچار است وقتی متخصص معصوم رها شد، وقتی متخصص معصوم پشتیبانی نشد، و مردم توانستند بدون او هم زندگی بکنند، و به خیال خودشان دینداری بکنند، آنچه که تجربه خواهند کرد، ذلت از حاکمیت استکبار بر زندگی آنها است.@تمام بدبختی‌هایی که مستضعفان عالم، مسلمین و شیعیان دارند می‌کشند، به خاطر رها کردن ولی الله است، شما ذلت کامل مردم ایران را در قبل از انقلاب اسلامی ببینید، و عزّتی را که بعد از انقلاب به واسطه یاری نائب امام زمان و ولی فقیه پیدا کردند را ببینید، آقا قابل مقایسه هست یا نه.@آنچه که ما از پیشرفت و عزّت و امنیت و آزادی به معنای حقیقی و خیر و برکت و پیشرفت داریم، چه مادی، و بخصوص پیشرفت‌های معنوی و انسانی، همه به برکت تبعیت از ولایت فقیه است، شما بخصوص در حوادث اخیر با گوشت و پوست و خون خودتان لمس کردید که اگر ولی فقیه نباشد ذلت‌پذیری، حاکمیت استکبار، قلدری و تصمیم‌گیری آنها برای ما چقدر به ما نزدیک است.@هنوز هم این سایه شوم ما را تهدید می‌کند و هنوز هم ما به طور کامل از این فشار، این حاکمیت، این دخالت، این نفوس و این تأثیرگذاری به طور کامل نجات پیدا نکردیم، هنوز هم داریم از اینها رنج می‌بریم.@ اگر کسی بخواهد در سطح جهان این نفوذ نابود بشود و یک عزّت حقیقی و یک آزادی کامل بخصوص آزادی فطری برای ما حاصل بشود که هر کدام از ما بتوانیم در کمترین زمان به غیب راه پیدا بکنیم، هر کدام از ما در کمترین زمان بتوانیم ولی الله بشویم، بتوانیم در همین دنیا به مقام محمود برسیم، بتوانیم صدها اسم خدا را در درون خودمان شکوفا بکنیم، باید به چادر امام زمان برود، باید خودش را به چادر حضرت برساند.@وقتی می‌گوید با من اینگونه سخن بگویید که «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ‏ اللهِ‏ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ» یعنی حواست باشد که اگر به میثاق عمل نکنی بدعهد باشید، پیمان‌شکن باشید، با وجود تأکیدی که خدا بر یاری و نصرت امام کرده، جزء کسانی خواهید بود که امام را تنها گذاشتند، جزء کسانی خواهید بود که در آوارگی و طردشدگی و تنهایی و غربت اضطرار حضرت سهیم هستید.@این چیز کمی نیست، هر کس باید فکر بکند که آیا من به این میثاق الان عمل می‌کنم یا نه، آیا من جزء یاران حضرت هستم یا برای حضرت بار هستم، آیا من در چادر حضر هستم، یا بیرون از چادر هستم، یا اگر بیرون چادر هستم آیا در حال حرکت به سمت چادر حضرت هستم یا مسیر انحرافی را دارم طی می‌کنم.@آیا اگر حضرت من را ببیند گله خواهد کرد یا تشویق و تحسینم خواهد کرد، آیا حضرت از من راضی هست که رضایت او رضای خداست و نارضایی او نارضایی خداست، آیا من به معدن اسماء راه دارم، یا راه ندارم، آیا من به باطن اسماء پیوند دارم یا ندارم.@اینها مسائل اصلی زندگی ما است، اینها مسائلی هست که اگر حل بشود همه چیز حل می‌شود، و اگر اینها در زندگی ما حل نشود، ما همینطور کورکورانه به زندگی خودمان ادامه بدهیم، و دینداری بدون امام زمان بکنیم، دچار خسران خواهیم شد، یک خسرانی که قابل جبران هم نیست.@حسرت نرفتن به چادر حضرت، نپیوستن به حضرت، قطعاً حسرتی است که اگر آن حسرت را به بهشتیان بدهند تمام آنها لذت‌هایشان را از دست می‌دهند، اینکه انسان بفهمد می‌توانسته کجا باشد و چه بکند و نکرده، تنبلیها بی‌حوصلگی‌ها، اشتغال به خاک، اشتغال به کمالات فرعی، تمسک به فروع، و تضییع اصول موجب این حسرت شده است.@بنابراین وقتی که ما در اردوی معرفت الله قدمی می‌زنیم و حرکتی می‌کنیم باید ای نکته را به آن توجه بکنیم که معرفت الله یعنی معرفت الامام و قرآن وقتی فرمود «إِنْ تَنْصُرُوا اللهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُم‏» نصرت خدا یعنی نصرت امام، لقاء خدا لقاء امام، دوستی خدا یعنی دوستی امام، عشق به حق تعالی یعنی عشق به امام.@ما باید ببینیم که در کجای این ماجرا هستیم، فکر، خلوت، محاسبه، در احوال خودمان یک امر واجب و ضروری است، که باید از همین فرصت‌ها استفاده بکنیم، فکر و خلوت چیزی است که انسان باید برای خودش ایجاد بکند، و اجازه ندهد که مسائل زندگی و پیچ و خم مسائل زدگی او را از خلوت و فکر غافل بکند.@فضاهای تمرکزی، فضاهای فکری، فضاهای عبرت گرفتن، فضاهایی است که هر عاشقی به معنای حقیقی و هر محبی به معنای حقیقی برای خودش ایجاد می‌کند.@

مشکل ما بی‌دردی است، مشکل ما ادعای محبت هست اما عدم جوشش محبت، دلتنگی، اشتیاق برای حضرت، وقتی که محبت نبود، بهانه‌گیری‌ها شروع می‌شود، بی‌وقتی‌ها شروع می‌شود، شلوغی سر شروع می‌شود، و همه اینها حتی با تسویل شیطان که تسویل می‌کند آنقدر زیبا تسویل می‌کند که حتی خودمان هم باور می‌کنیم که ما در نرفتن به چادر حضرت عذر داریم، معذور هستیم.@در بی‌فکری‌هایمان، در تنها گذاشتن‌هایمان، در بی‌دغدغه‌گی‌هایمان، در بی‌شوری‌هایمان که هیچ شوری نداریم معذور هستیم، نفس به کمک شیطان این را دائماً برای ما تسبیل می‌کند که ما کارمان درست است، مسیر را داریم درست می‌رویم، خود من هم این را نمی‌فهمیدم تا وقتی که به جهنم رفتم.@انسان باید هر چه که مشغول به کار خیر، کار خوب هست، توجه بکند به اینکه آیا این الان ضروری است، نیاز انقلاب اسلامی، نیاز انقلاب جهانی، نیاز نهضت انتظار این هست یا نه، نکند این یک شهوت برای من باشد، نکند این یک خودشیفتگی برای من باشد، نکند یک مشغله مقدس کاذب باشد که شیطان از صور مقدس استفاده کرده من را به آن مشغول کرده تا از راه حقیقی باز بمانم.@نکند شیطان می‌خواهد وجدان من را آسوده بکند که تو مشغول خیر هستی، از اصلی‌ترین مسیر اصلی من را باز بدارد، این چیزی است که هر کدام از ما در محاسبه نفس خودمان باید به آن برسیم، و در موردش فکر بکنیم.@در ماجرای عشق باید توجه داشته باشیم که عشق بدون مودت، همراهی، و تبعیت یک دروغ بزرگ هست، یک فریب نفسانی، یک خدعه شیطانی هست، ما برای راه پیدا کردن به باطن عالم، برای طی برزخ و ملکوت، برای رد کردن پنجاه هزار سال قیامت همانطور که قرآن تأکید می‌کند نیاز به قلب سلیم داریم.@«يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ» سلیم‌ترین قلب، قلب امام زمان است، و ملاک سلامت قلب نزدیکی قلب شما به قلب ایشان هست، راه داشتن دل شما به دل ایشان هست، حضور امام زمان (علیه السّلام) و قلب مبارکشان در قلب شما است.@اگر «أَنْفُسُكُمْ‏ فِي‏ النُّفُوسِ‏» یک حقیقت از حقائق عالم هست، قلب ضعیف ما در پیوند با امام زمان به سلامت می‌رسد، ظرفها، عیب‌ها، نقص‌ها، در قلب ما با پیوند به قلب ایشان برطرف می‌شود، وقتی که یک پیوند قلبی بین ما و حضرت برقرار شد.@یک محبت دو طرفه، جدی، پویا و همراه با خودآگاهی که می‌فهمی که دوستت دارد به صورت رحمی، و می‌فهمی که دوستش داری به صورت رحمی، می‌فهمی که در چادرش هستی و او هم تأیید می‌کند که تو یار وفادار او، فرزند فداکار او و مقیم در خیمه او هستی، این سلامت قلب ما را تضمین می‌کند.@راه ورود به ملکوت و بالاتر از طریق قلب امام زمان (علیه السّلام) هست، از طریق وجود مقدس امام زمان (علیه السّلام) تا به قلب ایشان نفوذ نکنید، نمی‌‌توانیم از عنایات ویژه حضرت برخوردار باشیم، کمااینکه در شب قدر ایشان اسم ما را تأیید کرد برای حضور در مهمترین واقعه سال‌مان، یعنی اجتماع و تمرکز برای شناخت اسماء الهی، باید در همه مراحل این اتفاق بیفتد.@گاهی اوقات آنها نعمتی را نصیب ما می‌کنند ولی ما در اثر بی‌لیاقتی، بی‌فکری آن را از دست می‌دهیم، وقتی گفتم ذکر یا نفاح را بگویید شاید نفخه‌ای که خدا نصیب ما کرده همین هست که ما دور هم جمع بشویم، و خودمان را در معرض نسیم بهشتی معرفت الله قرار بدهیم.@چون همانطور که گفتیم معرفت الله بهشت هست و کسی که معرفت الله پیدا می‌کند لذتش از بهشتیان هم بالاتر است، اگر به معرفت برسد، اگر آنچه که ما در عقلمان دریافت کردیم، به قلبمان هم راه پیدا بکند، چگونه به قلب ما راه پیدا می‌کند؟ و چگونه در قلب ما سرریز می‌شود؟ اینکه دل ما جایگاه امام زمان باشد، واقعاً حضرت در قلب ما حضور داشته باشد.@او هست که تضمین می‌کند همه سلامتها و همه قدرتها را، اما اگر این پیوند برقرار نشود، این معارف صرفاً در حد عقل ما می‌ماند و ما در مرحله اصلی وجودمان که باید آخرت‌سازی و ابدیت‌سازی بکنیم، یعنی مرحله قلب بهره‌ای نخواهیم برد.@پس قدر این روز عزیز یعنی جمعه تعمقی کنیم، تأملی کنیم، فکری بکنیم، و تصمیمی بگیریم که سبک زندگی‌مان را به گونه‌ای قرار بدهیم که اگر زبانم لال، خدای ناکرده در چادر حضرت نیستیم.@خاصیت و فایده‌ای برای حضرت نداریم، نقشی در برطرف کردن موانع ظهور حضرت نداریم، جزء یاران حضرت نیستیم، و از فرزندان وفادار او و از سربازان فداکار او نیستیم، سبک زندگی‌مان را به گونه‌ای قرار بدهیم که ان‌شاءالله به چادر حضرت منتهی بشود، و قلب ما با پیوند قلب ایشان احیا بشود، این مهمترین تصمیمی هست که ما باید بگیریم.@